نگاه ملی
315 subscribers
343 photos
26 videos
53 files
415 links
جایی برای یادداشت‌‌های علیرضا افشاری؛ روزنامه‌نگار، پژوهشگر تاریخ و کنشگر میراثی
@Afshari52
Download Telegram
آنچه به پیوست است متن قرارِ جلب به دادرسیِ «شعبه‌ی دوم بازپرسی دادسرای عمومی و انقلاب شهرستان ارومیه» در مورد شکایتِ «مدیرکل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان آذربایجان غربی» از من و نیز آقای ابراهیم شقاقی «مدیرکل امور حقوقی و املاک سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری کشور» است که دیدن نام‌شان در این شکایت شگفتی‌آور بوده و به باور من نشانه‌ی آشکار رویکرد ضد میراثی آن سازمان (که با کوششِ امثالِ من ــ و در مانع‌تراشی وزیر کنونی و مدیرانِ سازمانِ وقت ــ تبدیل به وزارتخانه شد) و استفاده‌ی به‌زعمِ من ابزاری و شخصی از امکانات آن نهاد است. پیامک این ابلاغیه‌ی الکترونیکی یکشنبه سیزدهم (خرداد 1399) به دستم رسید که آن را در ثنایم دیدم.

دنباله 👇

https://t.me/reesjomhoormiras
سخنی شفاف با مدیران وزارت‌خانه‌ی میراث فرهنگی

آنچه به پیوست است (👆) متن قرارِ جلب به دادرسیِ «شعبه‌ی دوم بازپرسی دادسرای عمومی و انقلاب شهرستان ارومیه» در مورد شکایتِ «مدیرکل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان آذربایجان غربی» از من و نیز آقای ابراهیم شقاقی «مدیرکل امور حقوقی و املاک سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری کشور» است که دیدن نام‌شان در این شکایت شگفتی‌آور بوده و به باور من نشانه‌ی آشکار رویکرد ضد میراثی آن سازمان (که با کوششِ امثالِ من ــ و در مانع‌تراشی وزیر کنونی و مدیرانِ سازمانِ وقت ــ تبدیل به وزارتخانه شد) و استفاده‌ی به‌زعمِ من ابزاری و شخصی از امکانات آن نهاد است. پیامک این ابلاغیه‌ی الکترونیکی یکشنبه سیزدهم (خرداد 1399) به دستم رسید که آن را در ثنایم دیدم.

در این قرار، برای من به خاطر آن که گزارشی از رسانه‌ای قانونی بر روی کانال تلگرامیِ انجمن‌مان، آن‌هم احتمالاً برای مدت کوتاهی، گذاشته شده «قرار جلب به دادرسی» صادر شده و برای فردی که در شکایت از او به عنوان مدیر کانال تلگرامیِ رسانه‌ی تولیدکننده‌ی گزارش نام برده شده، «قرار منع تعقیب»! از تکرار این سخن بگذرم که گزارشِ یادشده کاملاً ساختار رسانه‌ای دارد و هنوز هم بر روی کانال تلگرامیِ اسکان‌نیوز در دسترس است و فقط این را بیفزایم که جناب یاشار سلطانی، صاحب‌امتیاز و مدیرمسؤول تارنمای خبری اسکان‌نیوز، بانوی نام‌برده (مشتکی عنه) را نمی‌شناسد و در ضمن این که آن رسانه از آنِ ایشان است آن‌قدر روشن و شناخته‌شده بوده است که شاکیان نتوانند بهانه‌ای برای این که چرا از خودِ او شکایت نکرده‌اند بتراشند؛ شاید در مقامِ بخشی از دولت روی‌شان نمی‌شد طبیعتاً شرم‌آورانه بر کسی بتازند که برای حذفِ رقیبِ انتخاباتی ریاستِ دولت‌شان هزینه‌ای سنگین پرداخته بود!
اما، به هر رو، تا این اندازه اِعمال‌نظر مایه‌ی شگفتی بود که بازپرس گرامی به‌جای شعار «تکیه بر شرف و وجدان» کمی بر «منطق» تکیه نکند که به جای آهنگر بلخی مسگر شوشتری را گردن بزند! البته از مدیرانِ پشتِ پرده‌ی این شکایت شخصاً توقعی نداشتم که به جای دستاویز قرار دادنِ انبوه گزارش‌هایی که به دست خودِ ما (کانال دیده‌بان) تهیه شده به سراغ مطلب نامربوطی نروند، چرا که شجاعت و شفافیت و صداقت شماری از این دوستان در همین اندازه است. این دوستان را توجه دهم چنین تبانیِ آشکاری، در کمینه شدنِ اعتبارِ دولت و به‌ویژه وزارتخانه‌ی میراث، در واقع، هزینه کردن از اعتبار ریاست قوه‌ی قضا و حتی نظام است.
کوتاه سخن آن که، می‌خواستم پیشاپیش برای خوشحالیِ این مدیران که گمان می‌کنند مقام‌شان پایدار است عرض کنم که برای دادگاه یادشده به ارومیه نخواهم رفت و آماده‌ی بازداشت خواهم ماند و دست‌کم اکنون قصد هم ندارم نسبت به رایی که صادر خواهد شد اعتراض کنم، تا شاید افتخار اولین زندانیِ حوزه‌ی میراث فرهنگی کشور شدن و دفاع از این میراث ارجمند و نقدِ متولیانِ رسمی‌اش را ــ آن‌هم با داشتن امکاناتی بسیار کم و محدود و با پیش بردنِ شیوه‌ای میان‌روانه و مستند و نیز در تعامل با مدیرانی که نقدهای‌شان را برای رسانه‌ی ما می‌فرستادند ــ کسب نمایم، «که این معامله تا صبحدم نخواهد ماند»!
عليرضا افشاری

تاریخچه‌ی این شکایت

ابلاغیه‌ی شکایت اداره کل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان آذربایجان غربی، که هنوز دلیلش را نمی‌دانستم (21/12/1397):
https://t.me/reesjomhoormiras/6520

سخنی درباره‌ی ابلاغیه‌ی نخست و متن نامه‌ی من به ریاست شعبه‌ی دوم بازپرسی دادسرای عمومی و انقلاب شهرستان ارومیه (25/12/1397):
https://t.me/reesjomhoormiras/6537

صدور قرار نهایی (22/4/1398):
https://t.me/reesjomhoormiras/7211

دریافت ابلاغیه‌ی دوم (16/2/1399):
https://t.me/reesjomhoormiras/8778

رفتن به بازپرسی در تهران (نیابت ارومیه) و گذاردنِ لایحه بر روی پرونده (21/2/1399):
https://t.me/reesjomhoormiras/8820

و سرانجام صدور قرار نهاییِ نهایی، که به پیوست می‌بینید.

https://t.me/reesjomhoormiras
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
#علیرضا_افشاری - روزنامه‌نگار، نویسنده و پژوهشگر تاریخ، کنشگر میراث فرهنگی:

♻️ ما به دلیل فرهنگ غذایی ایرانی و رعایت بهداشت فردی، وضعیت نسبتا خوبی در مواجهه با کرونا داشتیم.
♻️ سازمان های دولتی و حکومتی باید شفاف سازی کرده و نشان بدهند که دارای حسن نیت هستند و قصد انجام کاری را دارند تا بتوانند اعتماد مردم را جلب کنند.
♻️ برای نجات میراث‌فرهنگی به رئیس قوه قضاییه نامه نوشته ایم و امیدواریم پیگیری شود.
♻️اعتماد مردم باید زنده شده تا بشود یکپارچگی خودمان را در مقابل تهدیدهایی همچون کرونا تا تحریم پیش ببریم.

#کمپین_گفتگو
@Haajm
نظری درباره‌ی قلعه‌دختر آهار و اهمیت تاریخی آن

این یادداشت را نوزدهم اردیبهشت‌ماه 1393 در صفحه‌ی فیس‌بوکم منتشر کرده بودم، اما از آن‌جا که در کانال «دیده‌بان میراث فرهنگی ایران» خبری از وضعیت بسیار بد بازمانده‌ی سازه‌ی قلعه‌دختر آهار کار شده بود آن را بازنشر می‌کنم. امید که کارگروهی درباره‌ی آثار برجای‌مانده در کوه‌ها در معاونت میراث فرهنگی وزارت‌خانه‌ی میراث تشکیل شود و تا چنین بناهای ارزشمندی از دست نرفته‌اند نسبت به مرمت و نگاه‌داریِ آنها اقدام نماید.

پیش از این‌که به قلعه برسم با خودم می‌اندیشیدم باید بنایی طبیعی باشد وگرنه ساختِ آن در قله، آن‌هم نه در منطقه‌ای مرزی، توجیهی ندارد؛ اما قلعه، قلعه بود؛ هر چند کوچک، به‌طوری که مانند قلاع اسماعیلی نمی‌شد که محل استقرار سپاهی یا مردمانی است اما دقیقاً هم‌چون بناهایی که امروزه برای حفاظت از دکل‌های مخابراتی در کنارش می‌سازند مستقل و محل استقرار راحتِ چند تن بوده است؛ دارای دو بخش جدا، یک دالان و یک زیرزمین.

هر چند با وجودِ ‌پهنه‌ای که گویا آتشگاه روی آن ساخته شده و به شکل مربعی است اطلاق واژه‌ی آتشکده به آن دور از ذهن نیست، اما با توضیحی که در پی خواهم آورد اطلاق این واژه که در معنای عام نیایشگاه بودن بنا را می‌رساند به این ساختمان نادرست است.

بسیاری از بناهایی که به آب و ایزدبانوی نگهدارنده‌ی آن، آناهیتا (که به نادرستی ناهید هم خوانده می‌شود)، مربوط می‌شده در دوره‌های میانی که ایرانیان مسلمان شدند و پیوستگی‌شان را با آیین‌های کهن از دست دادند در میان مردم به دختر و چهل دختر موسوم شدند، که نمونه‌هایش در سراسر ایران بزرگ بسیار است. اما به‌نظر می‌رسد که برخی از این نام‌گذاری‌ها اشتباه هستند و صرفاً تعمیم داده شده‌اند، چرا که بناهایی که پرستشگاه باشند باید در دسترس باشند و آنهایی که چنین نیستند و قلعه‌ بوده‌اند این نام به اشتباه بر آنها گذارده شده است. فراموش نشود بسیاری از پرستشگاه‌های آناهید در شهر بوده‌اند و مانند برخی آتشکده‌ها مساجدِ بعدی ــ به‌ویژه مسجدهای جامع ــ بر روی آنها ساخته شدند. برخی هم که در طبیعت بوده و در کنار درختی پیر و چشمه‌ای آب برای مسافران ساخته شده بودند اکثراً در دورانِ بعدی به امام‌زاده تبدیل شدند. از این‌رو، این سازه‌ی قرارگرفته در قله‌ی کوه نمی‌تواند آتشکده یا نیایشگاه بوده باشد...
متن کامل یادداشت را در پیوند زیر بخوانید:
https://telegra.ph/%D9%82%D9%84%D8%B9%D9%87%E2%80%8C%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D8%B1-%D9%81%D8%B1%D8%A7%D8%B2-%D9%82%D9%84%D9%87-06-13


#یادداشت_تاریخی
#میراث_فرهنگی

@IranianLook
بازگشت به فرهنگ و حوزه‌ی فرهنگی

▫️ در پی رویدادهای ناگواری که بر سر شماری از افغانستانیان در ایران آمد حزب مهستان ایران در نامه‌ای سرگشاده نکته‌هایی را به ریاست محترم جمهور یادآور شد.

▫️ به‌نام خداوند جان و خرد

▫️ رییس‌جمهور محترم
▫️ جناب آقای دکتر روحانی

▪️ ادعای «شکنجه و بازداشت اتباع غیرقانونیِ افغانستانی و غرق کردنِ آنان در هریرود» در مرزهای استان خراسان رضوی و «آتش‌سوزی منجر به فوت سه تبعه‌ی غیرمجاز»، با همان ملّیت، در استان یزد خبرهای ناگواری بود که وجدان‌های بسیاری را به درد آورد و موجب بروز نگرانی‌هایی جدی در میان ایرانیان نیک‌اندیش شد. از این رو حزب مهستان ایران، با وجود آن‌که وزارت محترم کشور موضوع نخست را تکذیب کرد و استانداریِ یزد نیز گزارشی از واقعه داد که خودروی حامل این کسان در هنگام فرار از دستِ مأموران انتظامی مورد شلیک گلوله قرار گرفت و سپس با برخورد به نرده‌های حفاظِ بزرگراه دچار آتش‌سوزی شد، هر چند گذرِ چنین خودرویی از استان‌های مرزی جای پرسش دارد، خود را ملزم می‌داند به نکته‌هایی اشاره کند:

۱. از آن‌جایی که مردمان افغانستان، و اصولاً بخش‌هایی یا همه‌ی مردمانِ کشورهای همسایه‌ی ما، خویشاوندانِ ملت ایران هستند - همچنان که در این سال ها با وجود دشواری های فراوان برآمده از جنگ و تحریم، ملت ایران همواره با میهمان نوازی پذیرای انبوه پناه‌جویان این سرزمین بوده و هستند - از نهادهای مسؤول خواهشمندیم نسبت به رویدادهای مرتبط با آنان سریع‌تر و شفاف‌تر برخورد نماید و خبرگزاری‌های رسمی نیز این‌دست رخدادها را بیشتر از وقایعی که در سرزمین‌های دیگر می‌گذرد مورد توجه قرار دهند؛ چرا که پیوندها و احساس تعلق تاریخی داشته‌ای بسیار گران‌بها، آن‌هم در این جهان پرآشوب، است که نمی‌بایست در کوران اتفاقاتِ روزمره و اختلاف‌‌های سیاسی و مقطعی و به‌ویژه فضاسازی‌های دشمنان و همراهیِ ناآگاهان آسیب ببیند. اگر هم در موردی از این رویدادها از نیرو یا مقامی ایرانی کوتاهی‌ سر زده باشد می‌باید دقیق و بی‌تعلل با آن برخورد گردد.

۲. یکی از آرمان‌های جمهوری اسلامی، هر چند نانوشته، رودررویی با استعمار در سطح جهانی است و بر این پایه شایسته است از مهم‌ترین تلاش نیروهای استعماری در منطقه‌ی ما، که مرزسازی سیاسی میان مردمان و اقوام بوده است، غافل نباشیم و ضمن دل کندن از حضور در اتحادیه‌هایی که بیشتر بر پایه‌ی وزن‌کشیِ سیاسی شکل می‌گیرند اتحادیه‌ی فرهنگی خود را بسازیم. به باور حزب مهستان ایران، اگر بتوانیم با برپاییِ نشست‌هایی میان مدیرانِ دولتی مرتبط با آموزش تاریخ و نیز استادان این حوزه‌، در طی گفت‌وشنودهایی دانشی و مستند، به روایتِ مشترکی از تاریخ برای آموزش به دانش‌آموزان دست یابیم آینده‌ی صلح و آرامش در منطقه‌مان را تضمین کرده و بسیاری از نقشه‌های دشمنان را، که بر پایه‌ی اختلاف‌اندازی‌های ساختگی است، نقش بر آب خواهیم کرد. فراموش نکنیم این مرزها که قوم‌های ایرانی را دوپاره و سه پاره کرده‌اند نوپدید هستند و اگر ما، برای نمونه، در آغاز دوره‌ی قاجار پای به عصر مدرن می‌گذاشتیم اکنون بسیاری از این مردمان ایرانی می‌بودند؛ هم‌چنان که اگر در هنگام جدایی این پاره‌های سرزمینی پایتخت و در نتیجه دربارِ ایران در بخشی جداشده می‌بود شاید اکنون ما این نام بزرگ (ایران) را بر خود نداشتیم.

۳. اکنون، با عبورِ پیک جمعیتیِ دوران جنگ، دانشگاه‌های کشور از ظرفیت‌های خالی بسیاری بهره می‌برند که می‌توان با صرف هزینه‌هایی در این حوزه، که به نسبتِ مفید بودن‌اش اندک است، سببِ نزدیکیِ بیشتر مردمان این حوزه با یکدیگر شد. فراموش نکنیم که با حضور گسترده‌تر در زمینه‌ی فرهنگ و سرمایه‌گذاری بر آن نه تنها می‌توان فرهنگِ ملی و انسانیِ مردمانِ این منطقه را در برابرِ هجومِ غربی‌سازیِ جهان استوارتر کرد و بر تهدیدهای زیست‌بومی چیره شد بلکه با باز شدنِ فضاهای اقتصادی و همکاری‌های گردشگری و میراثی به گشایشی در زمینه‌ی اقتصاد و توسعه‌ی پایدار نیز دست یافت. فراموش نکنیم ناامنی و جنگ و آشوب یا بی‌سوادی و به‌ویژه نبودِ اوضاع اقتصادی مناسب در این کشورها دیر یا زود به درونِ مرزهای ما نیز کشیده خواهد شد که در آن‌صورت افزایش پناه‌جویان و مهاجران کمترین آسیبی است که در صورت نداشتنِ زمینه‌ی فرهنگی و اقتصادی مناسب دامن‌گیرمان می‌شود. بلند کردنِ دیوارِ جدایی در مرزها، هم‌چنان که در مورد بزرگ‌ترین اقتصاد جهان و کشور جنوبی‌اش شاهد هستیم، راه‌حلی پرهزینه و کم‌فایده و البته در مورد ما در تعارض با فرهنگ‌مان و دال محوریِ آن، مهر، است.

▫️ حزب مهستان ایران
▫️ بیست و چهارم خردادماه ۱۳۹۹

#بیانیه
#ایران_فرهنگی

@MehestaanParty
▫️ ارتش ایران به‌سان طبقه‌ای پیشرو
▫️ و پیشنهادی برای آینده‌ی نهادهای نظامی ایران

▫️ انتشار گسترده‌ی دقایقی از گفت‌وگوی بخش «استودیو»ی خبرگزاری جمهوری اسلامی (ایرنا) با دریادار حبیب‌الله سیّاری، معاون هماهنگ‌کننده‌ی ارتش، در شبکه‌های اجتماعی، با وجود حذف فیلم از رسانه‌ی اصلی، سبب شد بار دیگر نگاه‌ها به سوی این نهاد مهم دفاعی بچرخد. در این گفت‌وگو دریادار سیاری از بی‌توجهی نسبت به ارتش و تحریفِ نقش آن در دفاع مقدس سخن گفت. به این بهانه، در این یادداشت می‌کوشم نظری را درباره‌ی این نهاد طرح کنم و پیشنهادهایی را در این‌باره بدهم، چرا که در هیچ کشوری دو نهاد نظامی وجود ندارد.

▪️ منطقی است که برای برپایی توسعه در هر سرزمینی، دست‌کم تا پیش از برپایی دولت مدرن، نیاز به تمرکز قدرت باشد. ابزار این کار ارتش‌ها بودند و یک‌پارچه کردن نهادهای نظامی و انتظامیِ گوناگون و سربازگیری و از شکل عشیره‌ای خارج کردن سامانِ پدافند و سپاهی‌گری و در کنار آن متلاشی کردن توان نظامی عشایری، «ارتش نوین ایران» را در دوره‌ی رضاشاه شکل داد؛ هر چند این انتساب چیزی از ارزش تلاش‌های ناکامِ عباس‌میرزا یا برپاییِ ارتش استانی ظل‌السلطان نمی‌کاهد که هر تمام‌کننده‌ای بر پایه‌ی تجربه‌هایی از گذشته دست به اقدامی قاطع می‌زند. با این حال، این ارتش که در پیِ یورشِ متفقین از هم پاشیده شد پس از شکل‌گیریِ دوباره، به‌ویژه در اوایل دهه‌ی چهل خورشیدی، پوست انداخت و به باورِ من، که در این‌باره توضیح می‌دهم، به شکل طبقه‌ای ظهور کرد؛ طبقه‌ای که می‌توانست «ایرانی»ِ جدیدی را به تاریخ عرضه کند: تن‌درست و توانمند و رزم‌دیده‌؛ آشنا با تاریخ و فرهنگ و جنبه‌های دادگرانه و جوانمردانه‌ی آن؛ و چیره بر دانش‌ها و فن‌آوری امروزین، و نیز اکثراً جهان‌دیده و آشنا با فرهنگ‌های دیگر، به‌ویژه تمدن غربی.

▪️ واژه‌ی طبقه، به‌ویژه با تعبیرهایی که چپ‌گرایان دارند و آن را در برابر «کاسِت» (واژه‌ای پرتغالی به معنی نسل و نژاد) قرار می‌دهند، درباره‌ی هیچ دوره‌ای از ایران صدق نمی‌کند چرا که در قانونمندترینِ دوره‌ی آن، یعنی نظام ساسانی، نیز همان‌گونه که در «نامه‌ی تنسر» آمده امکان راهیابی به پیشه و حوزه‌ای دیگر از آنچه کسان در محیط کودکی فرا گرفته‌ بودند وجود داشت؛ اما با آزمون ــ ‌که خردمندانه می‌نماید. و این متفاوت است با وضعیت بردگان در روم، اشراف یا سِرف‌ها در اروپای دورانِ میانه یا نجس‌ها در هند، که در آن‌ها امکانی برای تغییر وضعیت یا راه‌یابی به جایگاهی دیگر وجود نداشت و با موضوع کاملاً «ذاتی» برخورد می‌شد. از این رو، از این واژه تنها برای بهتر نشان دادن سخنم بهره می‌برم.

▪️ طبقه‌ها یا لایه‌ها و قشرهای اجتماعی به‌گونه‌ای طبیعی و در گذرِ زمان ساخته می‌شوند، اما در تاریخ ایران یک استثنا داریم و آن شکل دادنِ طبقه‌ای جدید به دست «انوشیروان دادگر» است: طبقه‌ی دهقان (دهگانان). به‌نظر می‌رسد او، شاید در پاسخ به گسست‌های ناشی از جنبشِ مزدکی، در نظر داشت مردم را با نظام آشتی دهد و مشارکت‌شان در فرآیندِ اداره‌ی جامعه را، در کنار آن‌که هر پیشه‌ای نماینده‌ای در سازمان اداری یا دولت داشت، بالا ببرد و از این رو خردمندانه کوشید لایه‌ای از کنشگرانِ آن را بر بکشد و با حفظ پیوندهای مردمی در تعامل با سازوکارِ اداری و دولتی قرار دهد (شاید چیزی مانند سازمان‌های مردم‌نهادِ امروزین). بر این پایه، وظیفه‌ی گردآوری مالیات در روستاها به برگزیدگانی از سوی مردمِ آن روستاها، یعنی دهقانان، سپرده شد که طبیعتاً وظیفه‌ی سروسامان دادن به اوضاع و بازخورد دادنِ خواست‌ها و نیازهای آن جامعه‌ها به نهادهای دولتی را هم بر دوش داشتند. آشکار است که این خویشکاری، از آن‌جا که با حساب و کتاب و نامه‌نگاری سروکار داشت، نیازمندِ سوادی مناسب هم بود که سبب‌سازِ آشناییِ بیشتر اینان با تاریخ و فرهنگِ خود می‌گشت. از این رو، در نهایت، طبقه‌ای شکل گرفت که در دورانِ سخت و آشوبناکِ گذار از سقوط دولت ساسانی به دولت‌های کوچکِ ایرانی بتواند با وجود برافتادنِ درفشِ کاویانی پرچم فرهنگ و تاریخ ایران را برافراشته نگاه دارند. نمود و میوه‌ی جاودانِ این طبقه حکیم ابوالقاسم فردوسی است...

▫️ دنباله‌ی یادداشت را در پیوند زیر بخوانید:
yun.ir/5bmi51

#یادداشت_تاریخی
#یادداشت_سیاسی
#ارتش

@IranianLook
Forwarded from روزآروز
📣 پسر استاد برجسته ادبیات فارسی در برابر دفتر وزارت‌امورخارجی خودش را سوزاند
👈 یکی از مهم‌ترین پژوهش‌گران زنده زبان فارسی جهان، هرسال باید اقامت‌اش را در مرکز زبان فارسی‌ تمدید کند!

1️⃣ شهاب مایل، پسر جوان نجیب مایل هروی، نسخه‌شناس و پژوهش‌گر برجسته ادبیات فارسی و عرفانی، در برابر دفتر وزارت‌امورخارجی در مشهد، دیروز در اعتراض به وضع اقامت پدرش، خویشتن را به آتش کشیده

▫️چرا؟ چون پدر افغانستانی‌اش پس‌از ۵۰سال زندگی در ایران و تصحیح آثار مهم ادبیات فارسی و عرفانی، هنوز نتوانسته حق اقامت زندگی در ایران به‌دست آورد و هرسال باید کارت اقامت‌اش را تمدید کند.

▫️پارسال وزیرامورخارجی، جوادظریف، در مجلس، قول داده‌بود به مایل‌هروی، اقامت ۱۰ساله داده می‌شود اما بعدتر شهاب، فرزند او، گفت آن‌چه به پدرش داده‌شده‌بود، دفترچه بی‌اعتباری بوده که مثلا برای سفر درمانی به آلمان، سفارت آلمان، آن را نپذیرفته بود.

▫️ شهاب مایل‌هروی، به خبرآنلاین گفته‌ بود اگرچه رئیس‌جمهور و معاون‌اول‌اش قول‌داده‌بودند مشکل بیمه پدرش حل شود اما پس‌از ۴۰سال کار پژوهشی برای او ۱۰سال حق بیمه رد شده و به او یک حقوق ۴۹۰هزارتومانی پرداخت می‌شود.


2️⃣ نجیب مایل هروی، از استادان و پژوهش‌گران برجسته نسخه‌‌خطی‌شناسی، کتاب‌شناسی و تصحیح متن‌های زبان و ادب فارسی، از سال ۱۳۵۰ از هرات به ایران آمده؛ در دانش‌گاه فردوسی مشهد تحصیل کرده و همان‌جا ازدواج کرده.

▫️او، بیش‌از ۱۰۰متن مهم ادب فارسی و عرفانی را تصحیح و منتشر کرده و پنج‌دهه‌است‌که با نهادهای پژوهشی مهمی در کتابخانه مجلس، آستان قدس‌رضوی، دایره‌المعارف بزرگ اسلامی و بنیاد موقوفات محمود افشار هم‌کاری کرده و بارها پژوهش‌ها و آثارش، جایزه برنده شده‌اند.

▫️تاریخ نسخه‌پردازی و تصحیح انتقادی نسخه‌های خطی، کتاب‌آرایی در تمدن اسلامی و تصحیح شرح فصوص‌الحکم ابن‌عربی و تصحیح شرح مثنوی مولوی و از مهم‌ترین آثار مایل هروی است.

▫️مایل هروی، پس‌از سقوط طالبان در زادگاه‌اش، افغانستان و در زمان نگارش قانون اساسی تازه آن‌ دیار، تلاش فراوانی کرد تا فارسی، زبان رسمی افغانستان شود.

yun.ir/jidylc
@roozArooz_media
VID-20200617-WA0023.mp4
11.3 MB
‏وقتی ای دل، به گیسوی پریشون می رسی خودتو نگه دار...
نوشتاری قدیمی درباره جشن تیرگان

https://www.asriran.com/001RTX

نظرهای زیر نوشته را هم بخوانید، جالب است!

@IranianLook
رهبر انقلاب: امنیت گزارشگران فساد حفظ شود
🔹آیت‌الله‌خامنه‌ای، رهبرانقلاب – چند روز پیش - در همایش قوه قضاییه گفتند یکی از نکات مهم در زمینه مبارزه با فساد «نظارت ها و گزارش های مردمی» است. باید برای این موضوع زیرساخت‌های حقوقی در قوه قضاییه فراهم شود تا امنیت مادی و معنوی گزارشگر حفظ شود و آمر به‌معروف و ناهی از منکر دلگرم باشد که دستگاه قضایی پشتیبان اوست.

رییسی: گزارشگران فساد مورد حمایت قضایی و حقوقی‌اند
🔹ابراهیم رئیسی،‌ رییس قوه قضاییه، گفت گزارشگران فساد و ناهیان از منکر تحت حمایت حقوقی و قضایی قرار دارند و کسی نباید متعرض آن‌ها شود.

برگرفته از اسکان‌نیوز

@reesjomhoormiras
▫️ بیانیه‌ی حزب مهستان ایران درباره‌ی رویداد شهادتِ آتش‌نشانانِ مردمیِ جنگل‌ها

▪️ متأسفانه بر خلافِ همه‌ی هشدارها و یادآوری‌های دلسوزان، کنشگران، استادان، کارشناسان و سمن‌ها در سال‌های گذشته درباره‌ی لزوم گماردنِ مدیریتی پرتوان و آگاه برای عرصه‌های محیط‌زیستیِ کشور و پشتیبانی تمام‌قدِ دولت و نیز حاکمیّت از وی، اینک در آستانه‌ی تیرگانی دیگر باید سوگ‌وارانه یادِ آرشانِ این زمان را که با دادنِ جانِ گران‌مایه‌ی خویش کوشیدند زیست‌بوم ایران باز بماند در خاطر مامِ میهن ثبت کنیم؛ مختار خندانی، بلال امینی و یاسین کریمی، و پیش از آنها البرز زارعی، و نیز شریف باجور، امید حسین‌زاده، رحمت حکیمی‌نیا و محمد پژوهی.

▪️ حزب مهستان ایران، ضمن عرض تسلیت به خانواده‌های این عزیزان و نیز فعالان مدنی به‌ویژه محیط‌زیستیِ کشور که در این سال‌ها رویدادهای تلخ بسیاری را از سر گذرانده‌اند، و درخواست درج نام این عزیزان به عنوان شهیدان راه دفاع از میهن و انجامِ پشتیبانی‌‌های مورد نیاز بیمه‌ای و غیره از خانواده‌های ایشان و کنشگرانِ این حوزه، که کمترین اقدام دولت در برابر چنین جان‌فشانی‌هایی می‌تواند باشد، به ریاست محترم جمهور یادآور می‌شود که:

۱) طبق برنامه‌ی پنج‌ساله‌ی ششم دولت موظف بوده است نسبت به تجهیز یگانی حرفه‌ای و کاربلد برای آتش‌نشانیِ جنگل‌ها، به‌ویژه یگانی هوایی، اقدام نماید؛ که شوربختانه نه تنها هنوز چنین یگانی ساماندهی نشده است که حتی ساده‌ترین ملزوماتِ این کار (از جمله کفش و لباس و دستکشِ ضد حریق و کوله‌پشتی پاشِشی و آتش‌کوب و دمنده و...) نیز در حد نیاز و کفاف اعضای یگان‌های موجودِ غیرتخصصی کنونی فراهم نگردیده است دیگر چه برسد به نیروهای داوطلب مردمی، که آنان تاوانِ این کوتاهی‌ها را با پیشکش کردنِ جان خود داده‌اند؛ موردی که شایسته است ریاست محترم قوه‌ی قضائیه دستور پی‌گرد قاصران و عاملانِ چنین کوتاهی‌های جان‌سِتانی را به قید فوریت صادر نمایند.

۲) از سوی دیگر و باز شوربختانه، با بی‌توجهی‌ها و ارزیابی‌های نادرست سامانِ مدیریتیِ کشور، اکنون سازمان‌ حفاظت از جنگل‌ها یا سازمان‌ حفاظت از محیط‌زیست برای در اختیار گرفتنِ بالگردها در چنین موردهایی، می‌بایست اقدام به نامه‌نگاریِ رسمی بین سازمانی با وزارت دفاع و سایر متولیان کنونی امر و همچنین واریز وجه مربوطه (ساعتی بیست میلیون تومان) نمایند! در حالی که خردمندانه است اقدام به خاموش کردنِ آتشی که زیست‌بوم ارزشمند و غیرقابلِ جایگزین این سرزمین را نابود می‌کند، جزو منافع ملی به‌شمار رود و حسب مورد در شرح وظایف نیروهای مسلح کشور قرار گیرد تا در چنین زمان‌هایی، بدون لحظه‌ای از دست دادنِ زمان و انجامِ کار غیرضرورِ از این جیب به آن جیب کردنِ پولی در درونِ دولت، کنشِ لازم انجام گیرد. اشاره می‌شود در زمان‌هایی چون آخر هفته یا تعطیلی‌ها چنین موانعِ دیوان‌سالارانه‌ای به چه فاجعه‌ای می‌انجامند.

۳) و نیز می‌بایست یادآور شد که با توجه به خشک‌سالی‌های سال‌های اخیر و خطر جدّی و روند نگران‌کننده‌ی افزایشی آتش‌سوزی‌ها، که زیست‌بوم ایران و مراتع و جنگل‌های‌مان را تهدید می‌کند، ضرورت تجهیز سازمان حفاظت از جنگل‌ها به یگان حرفه‌ای و مجهز مستقل و اختصاصی برای اطفای حریق و برخورداری از ناوگان هوایی متناسب و مورد نياز بیش از پیش احساس می‌شود؛ چرا که اصولاً بالگرد، که حرکت بال‌هایش به دمیدن و گُر گرفتنِ بیشتر آتش می‌انجامد، مناسبِ نشاندنِ آتش نیست و می‌بایست هر چه سریع‌تر نسبت به تهیه‌ی هواپیماهای مخصوص آب‌پاش یا کانادایر برای این منظور اقدام شود.

دنباله در 👇
دنباله از 👆

▪️ حال که خوشبختانه دادستانی کل کشور دستور توقف واگذاری آشوراده و منتفی ‌شدن اجرای طرح‌های گردشگری در این ذخیره‌گاه مهم زیست‌کره را صادر کرده و جلوی بخشی از آسیب‌رسانی‌های دولت را گرفته است، امید است رییس‌جمهور محترم نیز کنشی محیط‌زیستی از خود نشان داده و نگذارد مرگِ این عزیزان بی‌ثمر بماند تا نگاه تاریخ به این دولتِ مدعیِ محیط‌زیست، به اقدام‌هایی در چهار سالِ نخستش که تقریباً هیچ کدام از آنها نیز پایدار نماند و به بار ننشست، محدود نشود. در حالی که برخی اظهارنظرها از سوی مقام‌های دولتی در اوج شگفتی حاکی از آن است که از یک سو به آتش کشیده شدن منابع ارزشمند محیط‌زیستی غربِ کشور ــ که از جمله‌ اهمیت وافر تنها یک گونه از درختان بلوط در حوزه‌ی زاگرس نیازمند شرح و بسط بسیار است ــ کم‌اهمیت و فاقد توجیه اقتصادی اطفای حریق عنوان می‌شود، آن هم از سوی عالی‌رتبه‌ترین مقام محیط‌زیستی کشور؛ و همچنین از سوی دیگر به جای آن‌که از حضور مردمی و نهادهای مدنی که عاشقانه و فداکارانه در این عرصه‌ها حضور می‌یابند استقبال شده و از آنها تقدیر گردد، آنان از سوی مقام‌هایی محلی به احساسی عمل کردن متهم می‌شوند که چنین سخنانی تنها می‌تواند اندک سرمایه‌های اجتماعیِ بازمانده را هم نابود کرده و اعتماد میان مردم و دولت و حاکمیت را کم‌رنگ‌تر نماید. آشکار است که همین حضورِ مردمی و پی‌گیریِ رسانه‌ها و وجودِ شبکه‌های اجتماعی است که در این سال‌ها مانعِ نابودیِ کاملِ زیست‌بوم و نیز میراث فرهنگی و دیگر عرصه‌های حیاتی یک ملّت به‌دستِ برخی مسؤولانِ ناآگاه و ناکارآمد و نیز سودجویان شده است؛ حضوری که می‌بایست مورد پشتیبانیِ کاملِ مسؤولانِ وظیفه‌شناس و دلسوز و مردمی باشد.

▪️ در پایان، حزب مهستان ایران در مقامِ حزبی ایرانشهری و متمرکز بر منافع کلان ملی و با نگاهی بلندمدت به ضرورت پاسداری از زیست‌بوم ارزشمند و در معرض آسیب کشور، ضمن ارج نهادن و قدردانی از جان‌فشانیِ تمامی کوشندگان این راه ارزشمند، به احترام درگذشتگان اخیر و جان‌های گران‌بهایی که نثار میهن گردیده است تمام‌قد ایستاده و به شدت و جدیّت مطالبه‌گری در برابر کم‌کاری و کوتاهی تمامی دستگاه‌های مسؤول را اعلام می‌دارد.

▫️ حزب مهستان ایران
▫️ سیزدهم تیرماه ۱۳۹۹

#بیانیه
#زیست‌بوم

@MehestaanParty