نگاه ملی
317 subscribers
343 photos
26 videos
53 files
415 links
جایی برای یادداشت‌‌های علیرضا افشاری؛ روزنامه‌نگار، پژوهشگر تاریخ و کنشگر میراثی
@Afshari52
Download Telegram
۲۵ اردیبهشت ماه، بزرگداشت فردوسی و پاسداشت زبان فارسی گرامی باد!

خوشنویسی: حسین خادم

@IranianLook
ای دل غمِ این جهان فرسوده مخور
بیهوده نه ای، غمانِ بیهوده مخور
چون بوده گذشت و نیست نابوده پدید
خوش باش غم بوده و نابوده مخور

خیام

۲۸ اردیبهشت ماه بزرگداشت حکیم عمر خیام از دانشمندان و ریاضیدانان سده ۵ و ۶ خجسته باد!

خوشنویسی: نیلوفر پورکریمی

@IranianLook
VID-20200523-WA0045.mp4
32.2 MB
اثری موسیقیایی بر روی «بنی آدم اعضای یک پیکرند...» سعدی بزرگ، دستاورد روزهای قرنطينه، با حضور کسانی از سرزمین های گوناگون...

@IranianLook
فراخوان پيش فروش کتاب کورش بزرگ
(مجموعه مقاله های همایش کورش بزرگ - ۱۳۹۵ خورشیدی)

اگر كورش به بخش بزرگي از فرمان خود عمل كرده باشد كه تاريخ اين گواهي را مي دهد، او نمونه آرماني يك شهريار دادگر در طول تاريخ است.
عبدالمجيد ارفعي


بيست و پنج مقاله برگزيده كه توسط هيات داوران همايش ملي كورش بزرگ در سال ١٣٩٥ مورد ارزيابي قرار گرفته و بيشترين امتياز را كسب نمودند، پس از گرفتن مجوز از وزارت ارشاد اسلامي، به شكل كتاب مجموعه مقاله در قطع وزيري، جلد زركوب و با حدود ٧٥٠ صفحه توسط نشر شورآفرين در حال چاپ مي باشد. اين كتاب به كوشش و ويراستاري عليرضا افشاري، دبير اجرايي همايش تهيه شده است كه به جز بخش مقاله ها شامل مقدمه پيرامون شكل گيري همايش، موضوع كورش بزرگ، گزارش كامل پيش نشست هاي همايش و معرفي جامع انجمن فرهنگي افراز به عنوان مجري همايش مي باشد. كتاب مجموعه مقاله هاي كورش بزرگ هم اكنون با ٢٥ درصد تخفيف نسبت به قيمت پشت جلد (يكصد و شصت هزار تومان) توسط انجمن فرهنگي افراز در اختيار علاقه مندان قرار داده شده است. كتاب مجموعه مقاله هاي كورش بزرگ پس از چاپ در تير ماه سال ١٣٩٩ در اختيار خريداران قرار خواهد گرفت.

گفتنی است در طي مراسم رونمايي از كتاب كه برگزار خواهد شد برای پژوهشگرانی که اثرشان در کتاب به چاپ رسیده و نیز استادان همکار در همايش نسخه ای از کتاب به یادگار اهدا خواهد شد.

علاقه مندان به پيش خريد كتاب لطفا مبلغ ١،٢٠٠،٠٠٠ ريال (يكصد و بيست هزار تومان) را تا آخر خرداد ماه به شماره حساب انجمن واريز نموده، كپي فيش واريزي را به همراه مشخصات واريزكننده شامل نام و نام خانوادگي تحويل گيرنده كتاب، نشاني دقيق پستي به همراه كد پستي و شماره تلفن همراه براي بانو عاطفه موسي زاده به شماره ٠٩١٢٦٣٤٩٧٣٤ ارسال نمايند. كتاب ها پس از چاپ به نشاني خريداران ارسال خواهد شد. هزينه پست (در داخل ايران) در مبلغ پيش فروش كتاب لحاظ شده است.


شماره حساب
٣١٠٨١٠٠١٢٣٦٠٨٤١١

شماره كارت
٥٠٢٢٢٩٧٠٠٠٠٠٠٢٨٦

بانك پاسارگاد، شعبه بوستان (پاسداران)، به نام انجمن فرهنگي افراز.

@anjomanafraz
www.anjomanafraz.com
دوست عزیز فیلم‌سازم، حمیدرضا هوشمند، در گروهی مرا برد به روزهای سینمای جوان (کرج) در اوایل دهه‌ی هفتاد و دیداری که با او چندین سال بعدش در مجله‌ی سروش داشتم در هنگامی که پیام فروتن، استاد و کارگردان تاتر، مرا برای همکاری در گروه نقد تلویزیونی که در آن مجله بر عهده داشت دعوت می‌کرد و هفته‌ای یک روز این سرویس نشستی داشت... ای جوانی! ای برق و باد...
@Afshari52
آقای افشاری
امروز تولدت نیست
اصلا خوشحال نشو

ولی دیروز


دیروز هم تولدت نبود

حالا بگو چی بود؟
اون روز دقیقا نوزدهمین سالگشت مفتخر شدن من به دریافت کتاب تو بود
آنچه به پیوست است متن قرارِ جلب به دادرسیِ «شعبه‌ی دوم بازپرسی دادسرای عمومی و انقلاب شهرستان ارومیه» در مورد شکایتِ «مدیرکل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان آذربایجان غربی» از من و نیز آقای ابراهیم شقاقی «مدیرکل امور حقوقی و املاک سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری کشور» است که دیدن نام‌شان در این شکایت شگفتی‌آور بوده و به باور من نشانه‌ی آشکار رویکرد ضد میراثی آن سازمان (که با کوششِ امثالِ من ــ و در مانع‌تراشی وزیر کنونی و مدیرانِ سازمانِ وقت ــ تبدیل به وزارتخانه شد) و استفاده‌ی به‌زعمِ من ابزاری و شخصی از امکانات آن نهاد است. پیامک این ابلاغیه‌ی الکترونیکی یکشنبه سیزدهم (خرداد 1399) به دستم رسید که آن را در ثنایم دیدم.

دنباله 👇

https://t.me/reesjomhoormiras
سخنی شفاف با مدیران وزارت‌خانه‌ی میراث فرهنگی

آنچه به پیوست است (👆) متن قرارِ جلب به دادرسیِ «شعبه‌ی دوم بازپرسی دادسرای عمومی و انقلاب شهرستان ارومیه» در مورد شکایتِ «مدیرکل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان آذربایجان غربی» از من و نیز آقای ابراهیم شقاقی «مدیرکل امور حقوقی و املاک سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری کشور» است که دیدن نام‌شان در این شکایت شگفتی‌آور بوده و به باور من نشانه‌ی آشکار رویکرد ضد میراثی آن سازمان (که با کوششِ امثالِ من ــ و در مانع‌تراشی وزیر کنونی و مدیرانِ سازمانِ وقت ــ تبدیل به وزارتخانه شد) و استفاده‌ی به‌زعمِ من ابزاری و شخصی از امکانات آن نهاد است. پیامک این ابلاغیه‌ی الکترونیکی یکشنبه سیزدهم (خرداد 1399) به دستم رسید که آن را در ثنایم دیدم.

در این قرار، برای من به خاطر آن که گزارشی از رسانه‌ای قانونی بر روی کانال تلگرامیِ انجمن‌مان، آن‌هم احتمالاً برای مدت کوتاهی، گذاشته شده «قرار جلب به دادرسی» صادر شده و برای فردی که در شکایت از او به عنوان مدیر کانال تلگرامیِ رسانه‌ی تولیدکننده‌ی گزارش نام برده شده، «قرار منع تعقیب»! از تکرار این سخن بگذرم که گزارشِ یادشده کاملاً ساختار رسانه‌ای دارد و هنوز هم بر روی کانال تلگرامیِ اسکان‌نیوز در دسترس است و فقط این را بیفزایم که جناب یاشار سلطانی، صاحب‌امتیاز و مدیرمسؤول تارنمای خبری اسکان‌نیوز، بانوی نام‌برده (مشتکی عنه) را نمی‌شناسد و در ضمن این که آن رسانه از آنِ ایشان است آن‌قدر روشن و شناخته‌شده بوده است که شاکیان نتوانند بهانه‌ای برای این که چرا از خودِ او شکایت نکرده‌اند بتراشند؛ شاید در مقامِ بخشی از دولت روی‌شان نمی‌شد طبیعتاً شرم‌آورانه بر کسی بتازند که برای حذفِ رقیبِ انتخاباتی ریاستِ دولت‌شان هزینه‌ای سنگین پرداخته بود!
اما، به هر رو، تا این اندازه اِعمال‌نظر مایه‌ی شگفتی بود که بازپرس گرامی به‌جای شعار «تکیه بر شرف و وجدان» کمی بر «منطق» تکیه نکند که به جای آهنگر بلخی مسگر شوشتری را گردن بزند! البته از مدیرانِ پشتِ پرده‌ی این شکایت شخصاً توقعی نداشتم که به جای دستاویز قرار دادنِ انبوه گزارش‌هایی که به دست خودِ ما (کانال دیده‌بان) تهیه شده به سراغ مطلب نامربوطی نروند، چرا که شجاعت و شفافیت و صداقت شماری از این دوستان در همین اندازه است. این دوستان را توجه دهم چنین تبانیِ آشکاری، در کمینه شدنِ اعتبارِ دولت و به‌ویژه وزارتخانه‌ی میراث، در واقع، هزینه کردن از اعتبار ریاست قوه‌ی قضا و حتی نظام است.
کوتاه سخن آن که، می‌خواستم پیشاپیش برای خوشحالیِ این مدیران که گمان می‌کنند مقام‌شان پایدار است عرض کنم که برای دادگاه یادشده به ارومیه نخواهم رفت و آماده‌ی بازداشت خواهم ماند و دست‌کم اکنون قصد هم ندارم نسبت به رایی که صادر خواهد شد اعتراض کنم، تا شاید افتخار اولین زندانیِ حوزه‌ی میراث فرهنگی کشور شدن و دفاع از این میراث ارجمند و نقدِ متولیانِ رسمی‌اش را ــ آن‌هم با داشتن امکاناتی بسیار کم و محدود و با پیش بردنِ شیوه‌ای میان‌روانه و مستند و نیز در تعامل با مدیرانی که نقدهای‌شان را برای رسانه‌ی ما می‌فرستادند ــ کسب نمایم، «که این معامله تا صبحدم نخواهد ماند»!
عليرضا افشاری

تاریخچه‌ی این شکایت

ابلاغیه‌ی شکایت اداره کل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان آذربایجان غربی، که هنوز دلیلش را نمی‌دانستم (21/12/1397):
https://t.me/reesjomhoormiras/6520

سخنی درباره‌ی ابلاغیه‌ی نخست و متن نامه‌ی من به ریاست شعبه‌ی دوم بازپرسی دادسرای عمومی و انقلاب شهرستان ارومیه (25/12/1397):
https://t.me/reesjomhoormiras/6537

صدور قرار نهایی (22/4/1398):
https://t.me/reesjomhoormiras/7211

دریافت ابلاغیه‌ی دوم (16/2/1399):
https://t.me/reesjomhoormiras/8778

رفتن به بازپرسی در تهران (نیابت ارومیه) و گذاردنِ لایحه بر روی پرونده (21/2/1399):
https://t.me/reesjomhoormiras/8820

و سرانجام صدور قرار نهاییِ نهایی، که به پیوست می‌بینید.

https://t.me/reesjomhoormiras
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
#علیرضا_افشاری - روزنامه‌نگار، نویسنده و پژوهشگر تاریخ، کنشگر میراث فرهنگی:

♻️ ما به دلیل فرهنگ غذایی ایرانی و رعایت بهداشت فردی، وضعیت نسبتا خوبی در مواجهه با کرونا داشتیم.
♻️ سازمان های دولتی و حکومتی باید شفاف سازی کرده و نشان بدهند که دارای حسن نیت هستند و قصد انجام کاری را دارند تا بتوانند اعتماد مردم را جلب کنند.
♻️ برای نجات میراث‌فرهنگی به رئیس قوه قضاییه نامه نوشته ایم و امیدواریم پیگیری شود.
♻️اعتماد مردم باید زنده شده تا بشود یکپارچگی خودمان را در مقابل تهدیدهایی همچون کرونا تا تحریم پیش ببریم.

#کمپین_گفتگو
@Haajm
نظری درباره‌ی قلعه‌دختر آهار و اهمیت تاریخی آن

این یادداشت را نوزدهم اردیبهشت‌ماه 1393 در صفحه‌ی فیس‌بوکم منتشر کرده بودم، اما از آن‌جا که در کانال «دیده‌بان میراث فرهنگی ایران» خبری از وضعیت بسیار بد بازمانده‌ی سازه‌ی قلعه‌دختر آهار کار شده بود آن را بازنشر می‌کنم. امید که کارگروهی درباره‌ی آثار برجای‌مانده در کوه‌ها در معاونت میراث فرهنگی وزارت‌خانه‌ی میراث تشکیل شود و تا چنین بناهای ارزشمندی از دست نرفته‌اند نسبت به مرمت و نگاه‌داریِ آنها اقدام نماید.

پیش از این‌که به قلعه برسم با خودم می‌اندیشیدم باید بنایی طبیعی باشد وگرنه ساختِ آن در قله، آن‌هم نه در منطقه‌ای مرزی، توجیهی ندارد؛ اما قلعه، قلعه بود؛ هر چند کوچک، به‌طوری که مانند قلاع اسماعیلی نمی‌شد که محل استقرار سپاهی یا مردمانی است اما دقیقاً هم‌چون بناهایی که امروزه برای حفاظت از دکل‌های مخابراتی در کنارش می‌سازند مستقل و محل استقرار راحتِ چند تن بوده است؛ دارای دو بخش جدا، یک دالان و یک زیرزمین.

هر چند با وجودِ ‌پهنه‌ای که گویا آتشگاه روی آن ساخته شده و به شکل مربعی است اطلاق واژه‌ی آتشکده به آن دور از ذهن نیست، اما با توضیحی که در پی خواهم آورد اطلاق این واژه که در معنای عام نیایشگاه بودن بنا را می‌رساند به این ساختمان نادرست است.

بسیاری از بناهایی که به آب و ایزدبانوی نگهدارنده‌ی آن، آناهیتا (که به نادرستی ناهید هم خوانده می‌شود)، مربوط می‌شده در دوره‌های میانی که ایرانیان مسلمان شدند و پیوستگی‌شان را با آیین‌های کهن از دست دادند در میان مردم به دختر و چهل دختر موسوم شدند، که نمونه‌هایش در سراسر ایران بزرگ بسیار است. اما به‌نظر می‌رسد که برخی از این نام‌گذاری‌ها اشتباه هستند و صرفاً تعمیم داده شده‌اند، چرا که بناهایی که پرستشگاه باشند باید در دسترس باشند و آنهایی که چنین نیستند و قلعه‌ بوده‌اند این نام به اشتباه بر آنها گذارده شده است. فراموش نشود بسیاری از پرستشگاه‌های آناهید در شهر بوده‌اند و مانند برخی آتشکده‌ها مساجدِ بعدی ــ به‌ویژه مسجدهای جامع ــ بر روی آنها ساخته شدند. برخی هم که در طبیعت بوده و در کنار درختی پیر و چشمه‌ای آب برای مسافران ساخته شده بودند اکثراً در دورانِ بعدی به امام‌زاده تبدیل شدند. از این‌رو، این سازه‌ی قرارگرفته در قله‌ی کوه نمی‌تواند آتشکده یا نیایشگاه بوده باشد...
متن کامل یادداشت را در پیوند زیر بخوانید:
https://telegra.ph/%D9%82%D9%84%D8%B9%D9%87%E2%80%8C%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D8%B1-%D9%81%D8%B1%D8%A7%D8%B2-%D9%82%D9%84%D9%87-06-13


#یادداشت_تاریخی
#میراث_فرهنگی

@IranianLook