دادفران
286 subscribers
1.96K photos
290 videos
114 files
1.77K links
چو این، کار او جوید، او کار این
پرآشوب گردد، سراسر زمین

سازنده مسعود جوادیّه
@javadieh
Download Telegram
#دکتر_وحید_قاسمی_عهد
#پرسش_و_پاسخ ۶٠

‌یکی از همکاران پرسیدند که موکل یک دستگاه خودرو بی ام دبلیو را در سال ۱۴۰۱ به صورت اقساط خریداری می کنند با توجه به عرف رایج نه قراردادی در دست دارد و نه سندی که اثبات نماید او را خریده است با این حال جهت تضعیف حق او فروشنده و شخص ثالث قراردادی منعقد نموده و روش حل اختلاف را داوری قرار داده‌اند. در شرط داوری آمده است:«کلیه اختلافات ناشی از تفسیر و اجرای این قرارداد با مراجعه به داور مرضی الطرفین آقای ....حل و فصل می گردد رای داور قطعی است»پس از مراجعه به داوری داور بین آنها صلح و سازش بر قرار می کند و گزارش اصلاحی صادر می نماید.دادگاه نیز گزارش اصلاحی داور را اجرا نموده و خودرو را از تصرف موکل خارج می کند و به شخص ج تحویل می دهد.پرسش این است که برای احقاق حق موکل چه دعوی باید مطرح کرد در پاسخ به نظر می رسد می توان گفت:
صرفا دعوی ابطال گزارش اصلاحی. دعوی اعتراض ثالث میسور نیست. جهت ابطال گزارش اصلاحی دلایل ذیل قابل اعتنا است:
1. در وهله اول باید جهت ابطال خود گزارش اصلاحی اقدام کرد: با این استدلال که داور نمی تواند گزارش اصلاحی صادر نماید زیرا داور مکلف به صدور رای می باشد و گزارش اصلاحی رای نیست؛ هرچند در ماده ۴۸۳ قانون آیین دادرسی مدنی مقرر می کند:«در صورتی که داوران اختیار صلح داشته باشند می‌توانند دعوا را با صلح خاتمه دهند. دراین صورت صلح نامه ای که به امضای داوران رسیده باشد معتبر و قابل اجراست.» باید این ماده را مضیق تفسیر نمود چه این ماده بطور استثنایی علاوه بر رای، تصمیم دیگری را که داور در آن نقش داشته را لازم الاجرا می داند؛ جهت تقویت این نظر می توان به ماده ٢٨ قانون داوری تجاری بین المللی اشاره کرد که در صورت سازش طرفین داور باید «موافقتنامه سازش را به صورت رای داوری براساس شرایط مرضی‌الطرفین با رعایت مفاد ماده (30)‌صادر می‌کند.» در حالت بالا با توجه به اینکه اختیار صلح در شرط داوری ذکر نشده داور باید در قالب رای توافق را ذکر می نمود؛ مثلا اگر توافق کرده بودند که خودرو را تحویل دهد رای به الزام فروشنده به تحویل صادر می کرد. همچنین جهت گزارش اصلاحی قانونگذار مقررات ویژه و استثنایی مقرر کرده است و در این مقررات صرفا از دادگاه نام برده است و تفسیر موسع این مواد نیاز به دلیل دارد.
البته و البته در رویه قضایی تمایل بر این است که گزارش اصلاحی داور را به رسمیت شناخته و اجرا نماید.اتخاذ این دیدگاه سختگیرانه علاوه بر استدلال حقوقی، عموما ناشی از فقدان فرهنگ داوری در دوران فعلی جامعه است که باعث می شود اشخاص بتوانند بدون در گیر شدن با ضمانت اجراهایی نظیر مسوولیت مدنی داور و با دور زدن دادگاه ها ، توافقات غیرقانونی خود را به مثابه رای دادگاه اجرا نمایند.

در وهله دوم، هر دلیلی که اثبات نماید که شخص مالک است و اثبات فضولی بودن قرارداد ؛ تصرفات شخص در طول ایام تصرف مثل بیمه نامه، قبوض جریمه و... می تواند دلیل مالکیت قلمداد شود.

https://www.instagram.com/p/Cur_5UkM6St/?igshid=MTc4MmM1YmI2Ng==
Forwarded from اتچ بات
.

جناب آقای اکبر سردارزاده
وکیل محترم دادگستری .

با سلام .
۱- نظر به اینکه تشکل صنفی انجمن آزاد وکلای دادگستری ایران به عنوان یک تشکیلات وجهه حقوقی دارد و شخصی نیست فلذا  به نظر نمی رسد که تشکیل گروه تلگرامی با نام تشکیلات برای مقصد شخص باشد بلکه چنانچه هر عضو رسمی  از اعضاء تشکل انجمن آزاد وکلای دادگستری مایل به تشکیل گروه یا رسانه باشد اتخاذ این روال موجب ایجاد حق مکتسبه برای سایر اعضای رسمی محترم در نامگذاری گروه رسانه ای با نام تشکیلات و به کام خود می باشند .
گروه تلگرامی تشکل انجمن آزاد با ادمین بودن حضرتعالی ارگان رسمی تشکیلات نمی باشد فلذا درج نام و لوگوی تشکیلات بر صدر آن مورد اعتراض است .
در صورت عدم تغییر این موضوع ، یک  حق مکتسبهء اینچنین برای  سایر اعضای محترم  تشکل نیز موجود خواهد شد که بلاشک نفع سازمانی ندارد .
۲- مستحضر می باشید که تشکل صنفی انجمن آزاد چندین سال است که جلسه مجمع عمومی با حضور جمیع اعضای رسمی محترم را برگزار نکرده است فلذا وفق اساسنامه در حال حاضر فاقد شورای مرکزی و هرگونه شخص تحت عنوان دبیر  است .
ذکر عنوان دبیر و یا عضو برجسته فاقد هرگونه وجاهت تشکیلاتی است و رایزنی با سایر تشکل های وزین صنفی در هر مورد خارج از اختیارات عضوی است که انتخاب نشده است .
۳- در شرایط حاضر صرفا" اعضای رسمی پایبندی به اصول مرامنامه تشکل را دارند و خارج از آن هیچ اختیاری برای هیچ عضوی علی الخصوص در موسم انتخابات و تنظیم لیست انتخاباتی مفروض نیست .
لطفا" به مورد اخیر عنایت ویژه بفرمایید .
۴- لطفا" ماحصل حضور خود در  مدت حضور در هیات مدیره فعلی را مشروحا" بیان فرمایید که جزو حقوق متقابل نهاد و اعضاء در قبال یکدیگر است .

با تشکر
هومن قشلاقی آذر
وکیل پایه یک دادگستری
۱۴۰۲/۰۴/۳۰
Forwarded from اتچ بات
.
جناب آقای دکتر جعفر کوشا
ریاست محترم اتحادیه سراسری وکلای دادگستری ایران .

با سلام و احترام

در روز شنبه در نشست خبری هیات رئیسه اسکودا آقای عباس عبدی فعال سیاسی اصلاح طلب که از جریان چپ اصلاحات هستند در سخنانی که بیان داشتند در یک نکته مطرح کرده اند که :
" کانونهای وکلا در مرز مدنیت قرار دارند و باید آنرا جامهء عمل بپوشانند ."
و متعاقبا" در خصوص به فعلیت بخشیدن نهادهای مدنی صحبت کرده اند .
مردم محوری و به میدان آمدن را گویا فعلیت نهاد مدنی دانسته اند و اینکه در غرب بزرگترین جامعه شناسان را حقوقدانان تشکیل می دهند و این صرفا" یک امر تکنیکال نیست . حقوقدانان هم باید بتوانند برای تحلیل جامعه به میدان بیایند .
مطالب فوق قسمتی از صحبت های آقای عباس عبدی است .
۱- بهتر بود آقای عباس عبدی عنایت داشتند که کانون های وکلای دادگستری در بطن مدنیت قرار دارند و نه در مرز مدنیت . زیرا میان در بطن بودن یعنی هنوز مرحله وارد نشده بودن با در بطن بودن تفاوت است . عنایت بفرمایید که الفاظ بار معنایی دارند و میان در مرز بودن و در بطن بودن تفاوت است . وکلای دادگستری سالها است که در بطن جامعه مدنی به رسالت خود عمل می کنند و در بطن مدنیت قرار دارند .
۲- فعلیت نهاد مدنی علاوه بر مردم محوری و به میدان آمدن که مشخص نیست و ابهام دارد منظور آقای عباس عبدی از به میدان آمدن در چه سطح و در چه زمینه ای است ؟! و اینگونه مبهم سخن گفتن سالها است که دیگر هوده ای ندارد و بر کلی گویی نیز نه فایده ای مفروض است و نه اینکه تاکنون نتیجه ملموسی داشته است که اگر می بود دوستان جناب عباس عبدی آنرا به دفعات مطرح می نمودند پس نبوده که نگفتند و نیز که مستلزم شرایط مُهیا است و اینکه بگویند فعلیت به میدان آمدن است و عدم ذکر سایر شرایط لازمه صرفا" یک کلی گویی رسانه ای است که مخاطب خاص آنرا نخواهد پذیرفت و نمی پذیرد . مخاطب خاص کلی گویی را نمی پذیرد .
۳- این سخن ایشان که در غرب بزرگترین جامعه شناسان را حقوقدانان تشکیل می دهند چون آنها با حقوق زندگی می کنند بر اساس کدام آمار و رفرنس است ؟ آیا بزرگترین جامعه شناسان را حقوقدانان تشکیل می دهند ؟؟!!
این دو مقوله دو رشته هرچند در مواردی مرتبط لکن مجزا در علوم انسانی هستند فلذا عقلا" و منطقا" نمی شود بزرگترین جامعه شناسان را حقوقدانان تشکیل دهند یا بزرگترین حقوقدانان را جامعه شناسان تشکیل دهند . اگر فرض را این بگیرید مانند آن است که بگوییم :
بزرگترین شیمی دانها را فیزیکدانها تشکیل می دهند ‌.
جناب استاد دکتر کوشا
فلسفه سخن رسانه ای با ورود تخصصی بسیار تفاوت دارد زیرا رسانه در اولویت جذب مخاطب را مدّ نظر دارد و ورود تخصصی نتیجه را اولویت خود می داند حتی اگر مخاطب و طرفداری نداشته باشد .
علم حقوق نیز بلاشک از این قاعده مستثنی نیست و قطعا" یک مبحث تخصصی است که چه بهتر اهل تخصص خود در آن حوزه سخن بگویند .
از حضرتعالی تقاضا دارم مدعوین و مهمانان محترم که دعوت می شوند صرفا" متکلم وحده در بیان نظرات خود نباشند و متعاقب سخن با پرسش در خصوص آنچه بیان داشته اند نیز قرار گیرند .

با سپاس

هومن قشلاقی آذر
وکیل پایه یک دادگستری
۱۴۰۲/۰۵/۲۲
Forwarded from اتچ بات
.
  🚫 خلط آکادمیک‌ 🚫

چندی پیش سخنرانی استاد دکتر غلامحسین ابراهیمی دینانی استاد فلسفه شرق را شاهد بودم .
البته با نظرات استاد دینانی که مرتبط و فوندامنتال آن بر اساس عرفان نظری شرق است و در مقابل دکتر اعوانی قرار دارند البته از حیث نظری و جدلی سالها است آشنا هستم .
دکتر دینانی بیان داشتند :
انسان عاقل کل بر جامع کائنات است .
اگر مقصود ایشان از عاقل کل ، دانای کل در فرض نظری باشد بسیار مورد ایراد است حتی بیشتر از ایراد در فرض عملی که علی القاعده تحقق فرض عملی بدون انگاشت و پذیرش خرد نقاد امکان پذیر نیست .
آن هنگام که خرد نقاد فرض نظری را نقد کند تا هنگام رفع نقد تحقق فرض عملی غیر ممکن است . اینکه استاد دکتر دینانی بر این نظر هستند ایراد یا بهتر بگویم نقد و سوال دیگری نیز دارد:
عقل کل چیست ؟
عاقل کل کیست ؟
ایضا" که این بیان ایشان که عاقل بر جمیع کائنات دارد و قائل بودن بر کلیت کائنات بر کرهء ارض مبحث را دو چندان غامض می کند .
چگونه انسان عاقل کل بر جامع کائنات است ؟
لفظ جامع و ادراک جامع نظر بر کامل بودن عیاری از حیث وجودی و ماهوی دارد .
بحث وجود و ماهیت است .
در مقدمه عرفان نظری حرکت از جزء به کل و تکامل از جزء و اسفل به اعلاء است و در اینکه محقق شده نظرات گوناگون . حداقل اینکه بر جمیع نوع بشر لاممکن است آن هنگام که گفته میشود بشر جائز الخطاست با این پیش فرض که حسب علم منطق فی الابتدا حیوان رکن اصلی بشر است و ناطق صفت ثانوی عارضی .

🚫 آیا دکتر دینانی دچار خلط آکادمیک در عرفان و فلسفه شده است ؟

۲۵ مرداد ۱۴۰۲
هومن قشلاقی آذر
وکیل پایه یک دادگستری
Forwarded from اتچ بات
جناب استاد سید محمد جندقی کرمانی پور
استاد ارجمند و بزرگوار

با سلام و احترامات فائقه
در طول مدت حضور اینجانب در تشکل صنفی انجمن آزاد همواره سعی ام بر این بود که بر اساس رعایت اصول تشکیلاتی و اخلاق حرفه ای و صنفی و نیز دیسیپلین لازم برای هر تشکیلات رفتار نمایم . ضمن آنکه از تجربیات اساتید معظم و سروران ارجمند نیز بهره بردم و آموختم که مراتب سپاسگزاری و قدردانی خود را اعلام می نمایم از جمله شخص حضرتعالی که بلاشک همواره بر اینجانب سمت استادی داشتید و  خواهید داشت لکن ضمن رعایت اصول حرفه ای و اخلاقی و تشکیلاتی اکنون خروج خود را از تشکل صنفی انجمن آزاد وکلای دادگستری اعلام می نمایم . اگر کاری انجام دادم وظیفه ام بود و اگر قصوری بود به بزرگواری خود ببخشایید .
به امید بهروزی .
با تجدید احترام

پاینده ایران
هومن قشلاقی آذر
وکیل پایه یک دادگستری
۱۴۰۲/۰۵/۲۹
Forwarded from اتچ بات
.
جناب دکتر جعفر کوشا
ریاست محترم اتحادیه سراسری وکلای دادگستری ایران .

با سلام و احترام .
بدینوسیله به عنوان یک وکیل دادگستری و عضوی از نهاد وکالت ایران با برگزاری هر گونه مراسم های هزینه بر که سابق بر این نیز شاهد آن بوده ایم مخالف هستم برگزاری چنین مجالس از محل پرداختی همکاران وکیل است و رضایت شرط اولی است ایضا" که بلاشک از حیث اخروی و الهی نیز عدم رضایت موجبات خرسندی الهی را در پی نخواهد داشت و فی الجمله در محضر قانون و پروردگار پاسخگو خواهیم بود .

با تشکر از بذل عنایت

هومن قشلاقی آذر
وکیل پایه یک دادگستری
۱۴۰۲/۰۶/۰۱
Forwarded from اتچ بات
.
🚫 آقای اکبر سردارزاده

عضو محترم علی البدل هیات مدیره کانون وکلای دادگستری مرکز

سلام
در گروه تلگرامی که با ادمین بودن حضرتعالی اداره میشود و چنانچه نیاز به بیان باشد بیشتر در ایام آتی توضیح خواهم داد که دیگر چنین سبک و سیاقی را در نوشتار و رسانه  بکار نبردید این عبارت : که تا کور شود هر آن ...
در صدر گروه سنجاق شده است .
توضیح بفرمایید تا اهل فن مطلع گردند و با نظرات حضرتعالی آشنا شوند که علت و دلیل درج این نوشته در صدر یک گروه تلگرامی صنفی چیست و مراد و مخاطب آن کیست ؟
🔴 جهت ملاحظه کامل بر عکس ذیل کلیک بفرمایید . 👇👇

هومن قشلاقی آذر
وکیل پایه یک دادگستری
۱۴۰۲/۰۶/۱۳
Forwarded from Hooman gheshlaghi azar
‍ ‍ ‍ ‍ ‍ ‍ ‍
یادداشت :

      🔴 رنج از ما ، خاطره از شما 🔴

- در باب دیدار نوروزی خانه اندیشمندان

آنچه در روزها  و هفته های گذشته 
دغدغه برخی از حیث برگزاری مراسم های صنفی بود برگزاری برای عموم و پرهیز از هرگونه گزینشی و سالار جلوه دادن برخی بر دیگری بود که حکایتی بس طولانی در نظام های مبتنی بر طبقات و گزینش های جناحی و قائل شدن مزّیت شخص بر شخص و در وسعت جهانی است که تاریخچه ای طولانی در مبارزات بشری برای یک زیست برابر از هر حیث با هم نوع خود دارد . این قائل شدن مزیت از هر حیث و نظر خواه در اعطای فرصت ها و خواه در ساخت چهره از طریق بلندگوها برای طبقات اجتماعی که خود آن نیز محصول رویکرد و نگاه طبقه ای و توجیه عدم این امر با عناوینی مانند کسوت و ثروت و خدمت و شهرت و امثالهم است که سلسله وار موجبات تضییع همواره و پی در پی طبقه فرودست که مقصود فاقد امکانات است و هرچه بیشتر دور شدن از امکانات را فراهم می آورد زیرا که با ایجاد چنین مفروضاتی که متعاقبا" محقق میشوند امکانات و فرصت ها عملا" ویژه برای عده ای خاص میشود به گونه ای که حتی ممکن است این تلقی درذهنیت محروم شدگان از امکانات نیز پدید آید  که فی الواقع شاید حقی بوده است که آنان ( طیف دارا ) استحقاق آن را داشته اند و ما نداریم ؟! و این نهادینگی غلط ذهنیتی موجبات بروز حالت ایستایی در حرکت و توقف هرگونه بروز حتی مخالفت اندک و نقد را پدید می آورد.
تقسیم بندی اِلیت و عوام ، فریب بزرگ در پیدایش این ذهنیت بود که ویژه خواری و ویژه خواهی و بروز یک سلسلهء طبقاتی در هر نهاد یا سیستم و کلونی انسانی را در طول تاریخ  پدید آورد که با بودن هموارهء بلندگو و تریبون در دست افرادی که همواره صاحب تریبون بوده اند و قائل به واگذاری آن نبودند و گویی که انگار در هر مکان و زمان ایشان و شخص شریف باید حضور داشته باشد و این خود نوعی از اِلِمان ها و نشانه های طبقه سالاری است که در طول سالها و با تکرار به حالت استمرار ناخواسته و رکود حرکتی را باعث  شد .
این تلقی که : حتما" حقشان بوده که داشتند و یا حتما موجبی هست که آنها دارند و ما نداریم ، توجیهی است که در اثر تداوم و  تکرارِ بودن ابزار در دست یک طیف خاص برای غیر آن طیف خاص تبدیل به ذهنیت نهادینه شده است .
خاطره گویی از ویژگی های قشر خاص است که موجبات شیفتگی و شیدایی را در شنونده و در افراد غیر از خود عامدانه پدید آورد تا موجبات حرکت به عقب و در بهترین حالت سکون و ایستایی و بازماندن از حرکت به جلو را پدید آورد .
حقیقت امر در این است که خاطره و آرزو دو بخش عمده در زندگی هر انسان هستند و تقویت هر یک موجب تضعیف دیگری حتی در شنونده با غرق شدن در خاطرات گوینده و بازماندن از حرکت و بروز حالت ایستاتی برای خود است.
آرزو باعث حرکت است و خاطره در گذشته در جا زدن است . ای وای به زمانی که خاطره متعلق به شخص دیگری باشد که در خاطرات او همزاد پنداری کنیم و گو اینکه صاحب اثر خودمان بودیم و به آن اندک قناعت کنیم .
نبودن طرحی برای آینده و جایگزین کردن این خلاء که مبادا برای شنونده آرزو شود و اقدام کند پس با بیان خاطرات گذشته راه برون رفت و پاک کردن صورت مساله انجام میشود که سالها و قرن ها در کلونی های انسانی شاهد آن بوده ایم .
در نشست دیدار نوروزی خانه اندیشمندان بخش بیان خاطرات نوروزی گنجانده شده است ؟!
مشخص نیست که تئوریسین این طرح کدام شخص بوده است لکن دو نکته را معطوف به خود می سازد :
۱- فایدهء این خاطره گویی چیست و چه تاثیری در یک حرکت و تبدیل پتانسیل نهفتهء بالقوه به بالفعل دارد و شنوای خاطرات سایر افراد چه حاصلی برای مستمعین دارد ؟!
۲- این عبارت که : " ورود برای عموم آزاد است " ، در بدو امر حاکی از یک حرکت مردمی و عمومی و بدون تبعیض است لکن نظر افکندن به افرادی که در آن محفل یا مجلس صاحب تریبون هستند یا خواهند بود به وضوح نشان می دهد که صاحبان تریبون های سابق ، اکنون نیز صاحبان تریبون های فعلی هستند و روال همان است که در سابق بود و قرار نیز بر آن است که فقدان تئوری بالقوهء منتج به عمل با خاطره گویی جبران شود .
حال اینکه چنانچه تریبون های سابق در دست این اشخاص در گذشته چاره ساز بود اکنون می بایست تریبون در دست  نسل بعدی و افراد جدید می بود که نیست و حکم آن است که همچنان شنوای همان سخنان سابق سالیان سال باشیم البته این بار با چاشنی خاطره .
به یقین این وقایع که از نام حرکت تاکیدا" بر آن پرهیز میکنم زیرا در حرکت افق رو به جلو وجود دارد و در این مقولات آن را مشاهده نمی کنم و بیشتر  جنبه سمبلیک دارند اثرگذاری عینی در وضعیت جمیع افراد را نخواهد داشت .

والسلام .
هومن قشلاقی آذر
وکیل پایه یک دادگستری
۱۴۰۳/۱/۲۴
Forwarded from Hooman gheshlaghi azar
Forwarded from Hooman gheshlaghi azar
Forwarded from Hooman gheshlaghi azar
Forwarded from Hooman gheshlaghi azar
Forwarded from Hooman gheshlaghi azar
Forwarded from Hooman gheshlaghi azar
Forwarded from Hooman gheshlaghi azar
Forwarded from عکس نگار
     🔴گسترش لیبرالیسم نهادی🔴

آنچه در تقسیم بندی جوامع بشری فارغ از مرزهای جغرافیایی و اِلِمانهای اِتنیکی در جهت تشکیل یک کلونی انسانی منسجم با تقسیم وظایف و تخصص فرد و پدیدار شدن درجه اهمیت حسب نیروی تولید مولد به  ملموس است نهادهای اجتماعی هستند . دولتی یا غیردولتی بودن  نقش آفرین اصلی است به عبارتی نظارت دولتی حسب اصول از پیش تعریف شده مدون سازمانی بیشتر پاسخگو و کمتر قابل تغییر و تحول است بنا به اینکه از هژمونی و سیاست حاکم بر کلیت جامعه تاثیر پذیر است لکن نهادهای عمومی غیردولتی که چتر نظارت بر آنها از داخل سازمان است و بالطبع تحول رویه نیز از درون صورت می گیرد و کمتر تغییری از برون سازمان و تاثیر پذیری از کلیت جامعه بیرونی دارد حتی ممکن است به قطع ارتباط نهاد و جامعه در وهله نخست دچار پیله ای شدن و در خود تنیدن ارتباط متقابل نهاد و جامعه و در گام دیگر  از حیث ارگانیک را سبب خواهد شد . این مهم در جدایی روز به روز و هرچه بیشتر دور شدن نهاد از کلیت جامعه بروز پیدا می کند . به عبارتی نهادهای غیر دولتی مردم گرا تعلق خاطر تعریف شده بر اساس مانیفست تشکیل خود را یا فراموش کرده و یا زمینه بروز کمتری برای آن ایجاد می کنند . استقرار یک سیستم داخلی مدیریتی مستمر و تاکید بر ابقاء تفکر حاکم صنفی سالیان طی شده و نهادینه کردن عدم هرگونه انطباق پذیری با شعار حفظ آرمان های سابق در نقطه مقابل پدیدآورنده یک سکون و تغییر نامحسوس است. پافشاری بر شیوه های سابق و عدم تاثیرپذیری فکری و نبود یا کمبود ارتباط اجتماعی نهاد با قاطبهء جامعه در فرض عدم تحقق فقر ایدئولوژیک منبعث از این پدیده اگر منجر به بسنده شدن دخول و خروج افکار نو نشود رخوت و بی انگیزگی را میان اعضای نهاد پدید خواهد آورد که با ملبس کردن آن به زیباسازی ظاهری یا بنا به قولی حفظ ظاهر جهت استتار عیوب بالقوه و بالفعل حاکم بر نهاد برگزار میشود. در اصل نقصان اصول و زیربنا با زیباسازی روبنایی و دیگر گونه جلوه دادن آنچه در واقع است آفت نهاد را رقم می زند . اختصاص نگاه یکسان  منافع شخص یا اشخاص به تفوق و برتری عضو بر عضو منجر میشود که انباشت سرمایه و ثروت و تمایل به تجمل گرایی و لاکچریسم و هرچه بیشتر دور شدن صنف از اصول اعتقادی مردم گرایی به تدریج جایگزین برابری در بهره برداری از امکانات درون نهاد غیر دولتی خواهد شد و نظر به اینکه تامین مالی از درون نهاد صورت می گیرد و حسب غیردولتی بودن نهاد از هرگونه بهره گیری مالی محروم است به ناچار جهت جبران کسر بودجه فشار بر اعضای نهاد رخ خواهد داد . این رخداد نامبارک با بودن تریبون و بلندگوهای صحبت در دست صاحبان سرمایه موجبات گسترش فاصله طبقاتی اقتصادی میان اعضای نهاد را پدید می آورد که در مرور زمان منجر به دلسردی و کناره گیری اعضای فاقد تریبون و سرمایه و دور تسلسل چرخش مدیران مبتنی بر پشتوانهء مالی را منجر خواهد شد . هم گرایی کاسته و شخص یا گروه محوری جایگزین ناگریز این روند است . تقسیم بندی الیت و عوام در درون نهاد که جملگی و تمام اعضاء از ویژگی های یکسان برخوردار هستند علاوه بر غلط مفهومی و دامن زدن به فاصله دارایی منجر به جزم گرایی مدیریت صنفی و نهادی و تنش های داخل نهاد و صنف است که این بار در سطح مدیران ارشد صورت می گیرد و هر طیف جهت به حق جلوه دادن خود به فضای عمومی پناه می آورد تا پشتیبانی بدنهء نهاد و آنان را که مدت ها در حاشیه بودند را برای حفظ مشروعیت خود دارا شود . در مواردی اقدام مدیران ارشد علیه یکدیگر که خواسته یا ناخواسته واقع میشود بیش از آنکه هر کدام از طرفین منازعه را متضرر کند موجب خسران و تضعیف کلیت بدنه نهاد است . استمداد و طلب کمک کردن از بدنه نهاد و اعضا جهت برون رفت از بحران های حادث شده نه به معنای مشارکت دادن اعضای نهاد در مدیریت است بلکه نماد ناتوانی مدیریتی نهاد است در وظایفی را که برای آن انتخاب شده اند به اعضاء واگذار می کنند . عضو از دو حیث آسیب دیده است که در حاشیه بودن معنوی و مادی و فشار حاصل از بحران که محصول ناکارآمدی مدیران است  با این پیش فرض که امکانات کمتر از مدیران در مسیر تحمل و راه برون رفت از شرایط بحران را دارد ‌. آنگونه که انباشت اعتبار در نزد شخص یا طیف و جریان ها منجر به انباشت سرمایه در نزد آنان شده است که کلیت بدنه و اعضاء از هر دو بی بهره بوده اند و این فاصله مدیران و اعضاء نیز روز به روز بیشتر میشود ، آنگونه که برخلاف شکل و تصویر ترسیم شده که بر اساس بهره برداری یکسان از امکانات و تریبون و برداشت یکسان از تولید است شاهد ظهور طبقهء الیت درون نهادی میشود که عواقب ناخوشایند آن در هرچه بیشتر عدم مشارکت اعضاء در سرنوشت سازی و تجمع ظرفیت ها در یک شخص یا گروه را منجر خواهد شد .
هومن قشلاقی آذر
وکیل پایه یک دادگستری
Forwarded from Hooman gheshlaghi azar
‍ ‍ ‍ ‍ ‍ ‍ ‍ ‍ ‍ ‍ ‍ ‍      یادداشت

🔴 ابعاد یک انتخاب 🔴
در احوالات انتخابات هیات مدیره کانون وکلای دادگستری مرکز

آنچه در نهادها و مراکز مبتنی بر انتخاب مدیران از طریق رای اهالی آن صنف یا نهاد اهمیت دارد و موجبات تخصص گرایی را پدید می آورد وجود ابعاد گسترده مدیریت در شخص کاندیدا است و اینکه مدیر کیست و مدیریت چیست ؟ مقوله ای بس گسترده به پهنای   قدمت  تاریخ مدون بشر است .
تخصصی شدن امور  در قرن گذشته و فعلی به ناچار با نظر به توسعه بشر در امور مرتبط با مدیریت جمعی است . در این میانه خرد جمعی عصاره و یا شاه بیت این مبحث است که شخص مدیر مدیریت تخصصی خود را منوط به بهره گیری از خرد جمعی اعضای نهاد بداند که مزیت این حسن بهره گیری ، تحقق دموکراسی و اراده جمعی است .
مدیر علاوه بر تخصص خود در امور مرتبط با مدیریت نهاد الزاما" خرد جمعی اعضای فعال نهاد صنفی را در تحقق آرمانهای صنفی که موجبات ترقی را پدید خواهد آورد دخیل نماید و این امر بلاشک منوط به روحیهء آزاد مدیر و اعتقاد به بهره گیری از نظر عموم و از جمله منتقدین است .
سرکوب و یا نادیده گرفتن منتقدین نقطهء آغاز شروع یک زوال یا بهتر بگوییم قهقراء است که کیش شخصیت مدیر و مصون نگه داشتن از بروز  خطا و پروژه قِدّیس سازی نمونه های آغازین کیش شخصیت سازی مدیر است که توسط حلقهء مرتبط که بلاشک ذینفع مادی و معنوی در تداوم مدیریت شخص مذکور هستند می باشد به عبارتی تامین و تداوم این قدیس سازی و کیش شخصیت با حلقه اطرافیان ذیربط ارتباط مستقیم دارد و در ناخودآگاه شخص مدیر منتقل به خودآگاه شخص که الزاما" به منصه ظهور رسیدن است می باشد .
تجهیز شخص مدیر یا کاندیدای مدیریت و ریاست به امور و تخصص و کمالاتی که در نوع بشر موجبات اشتیاق و یا رابطه مرید و مرادی را پدید می آورد به نحوی که وی را واجد ابعادی دست نیافتنی دانست و رقابت با او را محال و یا قبیح نقطهء آغاز ورود به گسترهء کیش شخصیت سازی است .
تبعات این امر در تداوم یک دوره از استبداد سخن تا استبداد عمل است که با دستگاه های تبلیغات و ایجاد شعف  کاذب که جنبهء اُبژه و ذهنی دارد و با ذهنی گرایی توفیق مدیر را در انواع مناسبات و فنون در خودآگاه افراد پدید می آورد است . رقابت در این میان مفهوم خود را از دست می دهد و نه تنها با عدم استقبال آزاد روبرو میشود بلکه به نوعی قبیح تلقی میشود زیرا ابعاد متعالی برای مدیر تعریف و شخصیت سازی شده است که انسان را توان رقابت با آن امر نیست و هرگونه نقد با رویکرد سرکوبگرانه و طرق برخوردهایی از این قبیل است .
نقد عملا منکوب و سرکوب و منتقد شخصی آنارشیست معرفی و جلوه می گردد که محاسن نیات او با سیاه نمایی به اقداماتی در جهت خلاف منافع جمع معرفی و باز تعریف میشود . عقب ماندگی در انواع عرصه های جمعی از نمایه های چنین کیش شخصیت شخصی مدیر است . گام رفع و بهتر در داخل نشدن در چنین ورطه ای تقویت اعتماد به خود در اعضاء و شهروندان در انتخاب یک اصلح و اسیر نشدن در انواع بوق های تبلیغاتی و دستگاه های رسانه ای است که از رسالت واقعی خود جدا شده‌ اند . نکته دیگر اعتماد به چهره های نو که تاکنون فرصت تبدیل پندار به کردار را نیافته اند می باشد با این یقین که کیش شخصیت تاکنون در آنان رخنه نکرده و با اتخاذ یک رویکرد مردم محور هرگز رخنه نخواهد کرد . بلاشک تخصص گرایی و اعتقاد به ارکان جمهوریت که التزام به نظر عموم و خرد جمعی است از اِلِمانهای این تَقَیُّد می باشد . باشد که با اتخاذ این رویکرد شاهد یک ترقی عظیم در انواع عرصه ها در جامعه ای مدرن با تضارب بالای آراء و نظرات باشیم .

هومن قشلاقی آذر
وکیل پایه یک دادگستری
۱۴۰۳/۳/۱۶ - تهران
Forwarded from Hooman gheshlaghi azar
‍ ‍ .
ریاست محترم کانون وکلای دادگستری مرکز
جناب دکتر بهنام حبیب زاده
با سلام

۱- احتراما" پیرو مشاهدات در فضای مجازی که توسط برخی همکاران محترم نشر شده است گویا شورای تشکل های کانون وکلای دادگستری مرکز از یک بچ سینه به تازگی رونمایی کرده است و جهت استفاده عرضه می گردد .
توضیح اینکه :
آنچه سبب وحدت و وفاق در کانون وکلا و میان جامع همکاران تا لحظه اکنون بوده است همسان بودن و برابری وکلا با یکدیگر و  پرهیز از هر گونه تشکیک و انشقاق  است .
۲- بدون تردید اقداماتی از این دست یک حرکت و جریان موازی را در پی خواهد داشت که نه تنها جمیع همکاران از آن بهره نخواهند برد بلکه موجبات انشقاق و تمایز جمعی بر دیگر خواهد شد و این سوال متعاقبا" مطرح میشود که :
با کدام مجوز چنین اقدامی پیشنهاد و اجرایی شده است و منبع تامین مالی و ساخت و عرضه کدام ارگان یا نهاد است یا خواهد بود ؟
آنچه مسموع است اینکه بچ مذکور توسط گالری غیر مرتبط با کانون وکلا و بدون اینکه ارتباط تشکیلاتی و سازمانی با کانون وکلا داشته باشد طراحی شده است.
بلاشک علیرغم فاقد مجوز بودن ساخت و طراحی چنین بچ سینه که نماد کانون وکلای دادگستری را در خود دارا  است و بهره برده از تشابه ظاهری فراوان با نشان اصلی کانون وکلا  است  ساخت آن تضییع کننده حق امتیاز علائم و نشانه های این نهاد کهن ( وکالت ) است .
۳- شورای تشکل ها بر فرض علاقمندی به چنین اقدام یا اقدامات   مدّ نظر قرار دهد که :
اولا" :  شورای تشکل ها نماینده تمام وکلای دادگستری نمی باشد و تصمیمات آن شورا ضمانت اجرایی وفق مقررات و قوانین مرتبط با وکالت را  ندارد .
ثانیا" در فرض وجود هیات مدیره این قبیل ابداعات الزاما" در ابتدا می بایست به تصویب هیات مدیره رسیده و سپس اجرا شود .
ثالثا" تداوم چنین اقداماتی موجب اشاعه این روال و فرهنگ و تبدیل آن به یک رویه در ایام آتی خواهد شد .
تقاضا است هیات مدیره محترم و شخص ریاست محترم کانون وکلا به واقعه ورود نمایند و دستورات و تصمیمات مقتضی جهت حفظ و نگهداری تمامیت و اتحاد کانون وکلا از هر حیث انجام شود .

با تشکر و تجدید احترام
هومن قشلاقی آذر
وکیل پایه یک دادگستری
۱۴۰۳/۰۳/۲۴
Forwarded from عکس نگار
‍ ‍ ‍ ‍ .
         🔴 بگذار خودم انتخاب کنم 🔴

در اوایل دهه ۱۳۶۰ یک فیلم سینمایی ساخته شد با نام " بگذار زندگی کنم " . داستان زوجی بود که تحت دخالت سایر افراد زندگی شان دچار ناکامی و شکست شد زیرا عملا" دیگر خودشان نبودند که انتخاب می کردند و تصمیم میگرفتند  بلکه نظر ، نظر دیگران بود و خط و خطوط آن بود که از قبل طرح و تقسیم شده بود .
بگذریم ...
در این چند روزه که فهرست اسامی کاندیداهای مجاز به شرکت در انتخابات هیات مدیره اعلام شده است شاهد پدیدهء غریب هستیم که تا ادوار سابق سابقه نداشته است .
احدی از کاندیداها که سابقا" نیز رییس یک دوره هیات مدیره کانون وکلای مرکز بوده اند در فضای مجازی مبادرت به تعرفهء کاندیداهای محترم دیگر ( البته به یقین که قبل ار این اقدام ایشان از همسو بودن نامبردگان با خود یقین یافته اند و یا بلاتردید این تعرفه همانگونه که مشخص است شامل تمام کاندیداها نمی شود پس ملاک و معیار آقای رییس کانون وکلای سابق در این معرفی سازی چه بوده و هست ؟ همسو بودن
این همسو بودن فعلی حتی در دوره بعد از اعلام نتایج انتخابات هم تاثیر خواهد داشت و به یقین در ترکیب اعضاء و ارکان و کمیسیون های کانون وکلا .

یقین  است اولویت در این باشد که هر شخص اگر نقطه مثبت و کارایی دارد خودش اقدام به تعرفه خویش نماید و اگر چنانچه  این تعرفه توسط شخص دیگر انجام شود  موارد عدیده ای را به ذهن متبادر می کند .
بدون تردید تعرفه یک گروه چند نفره در حد یک تیم کافی برای هر تاثیرگذاری صنفی باشند توسط رییس سابق کانون وکلا برای ایشان و تعرفه شوندگان که از تاثیر گذاران آتی خواهند شد یک تیم منسجم را جهت اقدامات عدیده صنفی  در سرنوشت صنف در حال و آینده صنف پدید خواهد آورد که حتی افرادی را که نظرات عدیده دارند به یُمن این اقدام در زیر یک پرچم گرد خواهد آورد .
ثانیا" اینکه در انتخابات ملاک توانایی های خود شخص کاندیدا است و تعرفه و تعریف از جانب شخص دیگر حتی اگر شخص سابقا" رییس کانون وکلا باشد امتیاز مثبت برای تبلیغ شونده نخواهد بود زیرا ملاک برنامه خود شخص است و نه اینکه از جانب چه کسی تبلیغ شود و سپس پیامهای مکرر و اغراق آمیز و تبریک و تشکر متقابل علی الدوام در انواع رسانه های فضای مجازی تکرار شود. که این روزها بسیار رواج یافته است .
پیشرفت جامعه مرهون افراد جامعه است و پیشرفت شخص قائم به پتانسیل های بالقوه خود شخص است که بالفعل نماید .
احترام به شخصیت انتخاب کنندگان و رای دهندگان نیز ایجاب می کند که خودشان با بررسی جامع و کامل کاندیداها رای دهند و از قبل آنها را دستخوش تیم بندی های جناحی و علایق شخصی خودمان نکنیم .

            از بگذار زندگی کنم .

                         تا

           بگذار خودم انتخاب کنم .

هومن قشلاقی آذر
وکیل پایه یک دادگستری ( کانون مرکز )

۱۴۰۳/۰۶/۱۵
Forwarded from عکس نگار
‍ ‍ ‍ .
🔴 تشکل های مشترک المنافع 🔴

در معنای واقعی کلمه تشکل نداریم . آنچه که بر مبنای یک مانیفست باشد آنرا یک هویت تعیین کند اگر صنف باشد هویت صنفی اگر حزب باشد هویت حزبی . ایدئولوژی میخواهد . این از ابتدا یا تعریف نشده یا لازم به کار ، شناخته نمی شود یا از آن هراس داریم و دارند . یک سری واژه ها غریب افتاده اند : مانیفست ، مرامنامه ، ایدئولوژی ، چه باید کرد ؟ این سوال تکراری و آزار دهنده که نسل ها است با ما است ‌. انگار حتما" باید بشود و اگر نشود چه شود ؟! هدف داریم ؟ تکراری شده . آری شعارها هم تکراری میشوند یک جورایی انسان دل زده میشود . تشکل و گروهی که به نتیجه نرسیده برای برون رفت با چند تشکل آنها هم به هدف نرسیده و  معلول عملکرد اشتباه مدیران اعتلاف می کند یا اتحاد می کند ؟ فرق اعتلاف و اتحاد پیش می آید . گویی اصلا" مهم نیست . اهداف هم مثل برنامه ها کوتاه مدت و بلند مدت و میان مدت هستند . چرا همه به کوتاه مدت خلاصه شده اند ؟ حتی کوتاه مدت هم نیست فقط مرحله آوردن رای است . قرابتی نیست . مشترک چیست ؟ اشتراک بر چه ؟ اینها حلقه های گمشده هستند یا اصلا به چشم نیامده یا حتی فکر نشده . فقط امروز را دریاب . تشکل های گوناگون بدون قرابت نظری و عملی . آری فقط امروز را دریاب .
ما امروز مشترک المنافع هستیم .
نه اتحاد نه اعتلاف .
همین .

هومن قشلاقی آذر
وکیل پایه یک دادگستری
۱۴۰۳/۰۷/۴