ایران‌دل | IranDel
3.74K subscribers
1.24K photos
978 videos
41 files
2.02K links
همه عالم تن است و ایران‌ دل ❤️

این کانال دغدغه‌اش، ایران است و گردانندۀ آن، یک شهروند ایرانی آذربایجانی

[ بازنشر یک یادداشت، توییت، ویدئو و یا یک صوت به معنی تأیید کل محتوا و تمام مواضع صاحب آن محتوا نیست و هدف صرفاً بازتاب دادن یک نگاه و اندیشه است.]
Download Telegram
ایران‌دل | IranDel
🔴 یکسال گذشت! #مالک_رضایی، کارشناس‌ارشد علوم‌سیاسی یک‌سال تمام از تهاجم همه‌جانبه ارتش روسیه به اوکراین گذشت و درحالی‌که برخی از تحلیلگران دنیادیده‌ی وطنی، از جمله عطاءالله مهاجرانی، این حمله را حساب‌شده و در برگیرنده پیروزی برق‌آسا برای روسیه تصور می…
.
🔴 روسیه‌ی پوتین و واگنرها

✍️ مالک رضایی،‌ دانش‌آموخته علوم سیاسی

به رغم گذشت نزدیک به دو سال از آغاز تهاجم و تجاوز ارتش روسیه به اوکراین و نیز به رغم گذشت نزدیک به یکسال از نگارش این تحلیل کوتاه، با اطمینان کامل می‌توان گفت که وضعیت روسیه کم و بیش در مدار همین تحلیل پیش می‌رود و از مشکلات او در بحران اوکراین و روسیه، نه تنها کاسته نشده است بلکه بر آن افزوده شده است.

ابهامات بیست و چهار ساعته گذشته پوتین با گروه دست‌پرورده خود "واگنر" بیش از پیش پرده از روی واقعیاتی برداشت که افتضاح پوتین را آشکارتر می‌کند.

روسیه از یک قدرت مطرح جهانی، به یک کشور غیر محترم و متجاوز در صحنه‌ی بین‌المللی سقوط کرده است و دور نمایی از پایان آبرومندانه بحران اوکراین و روسیه هم برای پوتین و روسیه مشاهده نمی‌شود.

امریکا بارها ثابت کرده است که متخصص مفتضح کردن روسیه در جهان است.

واگنر گروهی نیست که غرب کوچکترین سمپاتی به آن داشته باشد، اما در عمل نشان داد که ابزار روسیه برای جنگ با اوکراین، تاکنون چه گروهی بوده است. گروه تبهکاری که به جرم و جنایتهای مختلف تاکنون در زندان بوده‌اند و یک به یک از زندان آزاد شده‌اند تا در قبال آزادی خود به جنایت‌های بیشتری در اوکراین ادامه دهند و احتمالاً هم اکنون برای ادامه‌ی جنایت‌های خود در اوکراین امتیازات بیشتری از پوتین مطالبه می‌کنند. امتیازاتی که حتی حیثیت ارتش رسمی روسیه را بر باد می‌دهد و رییس‌جمهور بلاروس، دلال این معامله است تا پوتین، چوب حراج بر بقایای حیثیت روسیه بزند.

معامله با واگنر هر خروجی و هر ویژگی که داشته باشد معامله‌ای دو سر باخت برای روسیه و شخص ولادیمیر پوتین است.

پوتین به سیاستمداری‌ حیثیت از دست داده در صحنه‌ی جهانی تبدیل شده است.


@IranDel_Channel

💢
👍7
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎥 سخنرانی دکتر مهری باقری - زبان‌شناس برجسته ایرانی - در شبی که مجلۀ بخارا به افتخار ایشان با حضور استاد محمدرضا شفیعی‌کدکنی و دیگر استادان در بنیاد پژوهشی شهریار تبریز برگزار کرد.

سوم تیرماه ۱۴۰۲ خورشیدی



@IranDel_Channel

💢
👍9👎1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔴 یوگنی پریگوژین، فرمانده گروه واگنر می‌گوید پس از گفتگو و توافق با رئیس‌جمهوری بلاروس، الکساندر لوکاشنکو، به نیروهای خود دستور داده از ادامه مسیر به سمت مسکو خودداری کنند.

🎥 گفت‌وگوی بی‌بی‌سی فارسی با آرمان محمودیان، تحلیلگر مسائل روسیه و پژوهشگر موسسه امنیت ملی و بین‌المللی دانشگاه فلوریدای جنوبی

@IranDel_Channel

💢
👍3
Audio
🎙 سخنرانی داود دشتبانی - دانش‌آموخته دکترای تاریخ - با عنوانِ «پان‌ترکیسم و توطئه برای ایران آینده»


🔴 پی‌نوشت یک:
سخنرانی در چهارمین نشستِ هم‌اندیشیِ کارگروهِ اقوام و تیره‌های ایرانی حزب مهستان در روز ۲۸ خرداد ۱۴۰۲ خورشیدی با مدیریت احسان هوشمند، جامعه‌شناس و ایران‌شناس انجام شده است.


🔴 پی‌نوشت دو:
انتشار یک سخنرانی، به معنی تأييد تمام مواضع و سخنانِ سخنران نیست.


@IranDel_Channel

💢
👍10👎3
Audio
🎙 سخنرانی حامد کاظم‌زاده ایرانشهر - دانش‌آموخته دکترای خاورشناسی - با عنوانِ «اقلیت‌ها (مذهبی) و هویت ملی» و برشی از سخنرانی احسان هوشمند - دانش‌آموخته دکترای جامعه‌شناسی -



🔴 پی‌نوشت یک:
سخنرانی در چهارمین نشستِ هم‌اندیشیِ کارگروهِ اقوام و تیره‌های ایرانی حزب مهستان در روز ۲۸ خرداد ۱۴۰۲ خورشیدی با مدیریت احسان هوشمند، جامعه‌شناس و ایران‌شناس انجام شده است.


🔴 پی‌نوشت دو:
انتشار یک سخنرانی، به معنی تأييد تمام مواضع و سخنانِ سخنران نیست.


@IranDel_Channel

💢
👍8👎1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 چامه‌ای که سجاد آیدنلو - شاهنامه‌پژوه برجسته‌ی ایرانی - در پیشواز از استاد محمدرضا شفیعی کدکنی در شهر تبریز قرائت می‌کند:

تنها نه آفتابِ نِشابور و کَدکنی
در این شبانِ تیره، چراغانِ میهنی
ده قرن شوق و ذوق و هنر در تو خفته است
تو سومین هزاره‌ی این باغ و گلشنی


(سوم تیر ماه ۱۴۰۲ خورشیدی - بنیاد پژوهشی شهریار تبریز)


@IranDel_Channel

💢
👍20👎1
🔴 #توییت_خوانی

✍️ توییتِ تورج دریایی، استاد تاریخِ ایران دوره‌ی ساسانیان


🔴 استاد جواد طباطبایی:
همه‌چیز در ایران متولی دارد، جز ایران


@IranDel_Channel

💢
👍18👎3
🔴 به بهانه‌ی قتلهای ناموسی اخیر در غرب کشور

✍️ احسان هوشمند، دانش‌آموخته دکترای جامعه‌شناسی

یکی از نشانگرهای امنیت جوامع به‌ویژه امنیت روانی، میزان و نسبت قتل و جنایت به‌ویژه جنایت‌های خانوادگی است. در میان جنایات خانوادگی نیز قتل‌های ناموسی، اعم از قتل خواهر یا برادر، قتل زن یا شوهر، قتل فرزند، قتل پدر یا مادر جایگاه ویژه‌ای دارد. البته زنان بیشتر از مردان قربانی قتل‌های ناموسی و قتل‌های خانوادگی هستند. قتل‌های خانوادگی و به‌ویژه قتل ناموسی در گستره تمام جهان حتی کشورهای اروپای غربی شایع است، اما ایران در جغرافیایی واقع شده است که بخش قابل‌توجهی از قتل‌های ناموسی جهان و خشونت‌های خانوادگی در آن روی می‌دهد. به عنوان مثال منطقه کوچک اقلیم کردستان عراق با حدود پنج میلیون نفر جمعیت نسبت به ایران با جمعیت ۸۰ میلیون نفر آمار بیشتری از وقوع قتل‌های ناموسی دارد. پاکستان و هندوستان نیز آمار قابل توجهی از قتل‌های ناموسی را به خود اختصاص داده‌اند. در کشورمان نیز وقوع قتل‌های ناموسی و همچنین خشونت‌های خانوادگی توزیع ناهمگونی دارد، هرچند بخش‌های غربی و جنوب‌ غربی کشور بخش بیشتری از آمارهای موجود و در دسترس را به خود اختصاص می‌دهند. شواهد موجود نشان می‌دهد در کل کشور خشونت‌های خانوادگی در صدر مراجعات اورژانس اجتماعی است. حدود ۲۰ درصد از کل قتل‌های صورت‌گرفته در کشور قتل‌های ناموسی است و ۴۰ درصد از قتل‌های صورت‌گرفته در کشور نیز قتل‌های خانوادگی است. آمارهای موجود نشان می‌دهد در سال ۱۴۰۰ میزان وقوع قتل‌های ناموسی در استان‌های غربی کشور رشد قابل توجهی داشت و نسبت به سال پیش از آن بیش از ۱۰ مورد بیشتر بود. در سال جاری نیز وقوع قتل‌های ناموسی در غرب کشور روند رو به رشد داشته است. در ماه‌های گذشته، قتل با تبر یک دختر در دیواندره، قتل مبهم در روستای میرکی دهگلان، خفه‌کردن دختر جوانی در بخش مرکزی کرمانشاه، قتل زن جوان در روستای قزل آخ خویو و سه قتل ناموسی در کوهدشت لرستان و مواردی از این دست تصویر دردناکی از افزایش قتل‌های ناموسی را نمایان می‌کند. وقوع حدود ۱۰ درصد از قتل‌های ناموسی جهان در کشورمان ایران هشداری است که متولیان امر و مراکز علمی، آکادمیک و پژوهشی باید بیش از گذشته نسبت به این مهم حساس شوند.

۱) یکی از مهم‌ترین زمینه‌های اجتماعی آسیب‌های اجتماعی از این دست به تحول سریع فرهنگی و دگرگونی مناسبات اجتماعی در بازه زمانی کم بازمی‌گردد، به گونه‌ای که بخشی از جامعه در برابر دگرگونی سخت مقاومت می‌کند. در ایران ما در دو دهه گذشته حضور بانوان در فضای اجتماعی گسترش قابل توجهی داشته است و این امر با افزایش سطح سواد زنان و اشتغال زنان و درآمد مستقل بانوان و تغییر در الگوهای زندگی و شکل‌گیری انتظارات تازه از زندگی موجب شده تا در میان لایه‌هایی از جامعه مقاومت‌هایی در برابر این تغییرات ظهور کند. ناتوانی دستگاه‌های فرهنگی و هنجارساز برای آمادگی جامعه در مواجهه با شرایط جدید زمینه چنین شکافی را بیشتر کرده است.

۲) آموزش و پرورش و آموزش عالی و صداوسیما و دیگر رسانه‌ها سهمی بااهمیت در جامعه‌پذیری نسل جدید و آموزش مهارت‌های زندگی در شرایط جدید بر عهده دارند. درحالی‌که نهادهای رسمی آموزشی و رسانه‌ای در دهه‌های گذشته نه‌تنها در اصلاح روش‌ها و رویکردهای فرهنگی خود تغییرات اندیشیده‌شده‌ای را سامان نداده‌اند بلکه، افزایش مسائل اجتماعی و اقتصادی کشور موجب شده تا با توجه به تورم، گرانی، بی‌کاری و مانند آنها سن ازدواج افزایش یافته و بر شمار جمعیت با تجرد قطعی افزوده شود و طلاق نیز تحت تأثیر این شرایط عینی رشد قابل توجهی داشته باشد.

۳) در شرایطی که بخش هنجاری جامعه نتوانسته در مقابل شرایط جدید به شکلی پویا ارزش‌ها و هنجارهای تازه را طراحی و نهادمند کند، بخشی از سیستم رسمی در برابر تغییرات مقاومت می‌کند و بخشی دیگر از ساختار جامعه به صورت عینی با تغییرات محسوسی دست به گریبان است. شکاف حاصله زمینه‌ای را برای افزایش آسیب‌های اجتماعی ازجمله قتل‌های ناموسی و طلاق و سرقت و مانند آن فراهم می‌کند. عدم تغییر جدی قوانین در مقابله با چنین خشونت‌های لگام‌گسیخته‌ای و مجازات‌های سبک برای چنین جرائمی، عدم آموزش مهارت‌های زندگی متناسب با شرایط جدید به‌ویژه مهارت مدیریت خشم، در کنار استمرار شرایط عینی دیگر چون افزایش تغییرات در سبک زندگی مهم‌ترین زمینه‌های بروز چنین فجایعی را رقم می‌زند. آیا همچون دیگر نابسامانی‌ها امروزه کشور درباره مسائل حساسی چون قتل‌های ناموسی همچنان باید دست روی دست گذارد؟ آیا قرار نیست با تجدیدنظر در قوانین فعلی، قوانین بازدارنده‌ای برای مجازات جدی قاتلان چنین قتل‌هایی تصویب شود؟ آیا آموزش عمومی در دستور کار نهادهای آموزشی و نیز نهادهای رسانه‌ای کشوری قرار دارد؟


🔴 منبع:
روزنامه شرق، شماره ۵ تیر ۱۴۰۲ خورشیدی


@IranDel_Channel

💢
👍9👎2
🔴 #معرفی_کتاب

🔴 تاملی بر کتاب «زبان و ادب فارسی در قلمرو عثمانی»

"زبان و ادب فارسی در قلمرو عثمانی" اثری پژوهشی و ارزشمند از زنده‌یاد دکتر محمدامین ریاحی خویی است.

اگر علاقه‌مندید از پیشینه زبان و ادب فارسی از روزگاران کهن تا عصر حاضر در قلمرو عثمانی (آناتولی، روم شرقی و بعضی سرزمین‌های عربی) دانسته‌هایی بدست بیاورید، پیشنهاد می‌شود حتماً این کتاب را بخوانید. کتاب در حدود ۳۰۰ صفحه و در بیست فصل بوسیله انتشارات اطلاعات نخستین‌بار در سال ۱۳۶۹ منتشر شده است.


🔴 منبع: آذرپژوه


@IranDel_Channel

💢
👍13👎2
📷 شب بخارا در تبریز:
تصاویری از یکی از سالن‌ها، راه‌پله و حیاط بنیاد پژوهشی شهریار


شبِ بزرگداشتِ دکتر مهری باقری، زبان‌شناس برجسته‌ی ایرانی

با حضور استادانی چون دکتر محمدرضا شفیعی‌کدکنی و دکتر سجاد آیدنلو


عکاس: علی شهلا‌زاده

تاریخ نشست:
سوم تیر ماه ۱۴۰۲ خورشیدی

@IranDel_Channel

💢
👍18👎2
✍️ استاد جواد طباطبایی، فیلسوف سیاسی ایران

تاریخ، مکانِ پدیدار شدنِ آگاهی ملی هر قومی و تاریخِ خودآگاهی است...



🔴 منبع:
کتاب جدالِ قدیم و جدید: از نوزایش تا انقلاب فرانسه
جواد طباطبایی، نشر ثالث، ۱۳۹۰، صفحه ۲۸.


🔴 عکس از صفحه تورج دریایی، استاد تاریخ ایران دوره‌ی ساسانیان


@IranDel_Channel

💢
👍14👎1
🔴 گزارشی از استقبالِ باشکوه از دکتر محمدرضا شفیعی‌کدکنی در تبریز

🔴 روزی که کَدکن مرکز تبریز شد و تبریز پایتخت فرهنگ ایران


✍️ شهریار صوفیانی

شنبه سوم تیر سال ۱۴۰۲ [خورشیدی]؛ اینجا تبریز، محلۀ خاقانی، جلوی درِ ساختمان زیبای خانۀ تاریخی حسن رستگار -که محل «بنیاد پژوهشی شهریار» است- ایستاده‌ام. امروز قرار است برگ زرین دیگری در فرهنگ ایران، به نام تبریز ورق بخورد.

«امیرِ بخارا» به تبریز آمده تا او و تبریز، میزبان یکی از بزرگترین و محبوب‌ترین دانشمندان و ادبای تاریخ زبان و ادب پارسی باشد. ششصد و هفتاد و نهمین شب و شاید خاص‌ترین شب از شب‌های بخارای علی دهباشی، به نام «شب مهری باقری»، که عمیقاً تحت تاثیر حضور تاریخی حضرت استاد دکتر محمدرضا شفیعی‌کدکنی در تبریز قرار گرفته است.

ساعت حوالی ۳ ظهر است. خورشید درست وسط آسمان است و تیرماه که معمولاً گرم‌ترین ماه در آذربایجان است و من هم امروز از حوالی ۹ صبح در خیابان‌های تبریز، زیر آسمان کاملاً صاف و آفتابی شهر قدم زده‌ام، طبعاً باید خسته و گرمازده باشم. اما نه؛ نه خیلی گرما را احساس می‌کنم و نه خستگی. خنکای دلنوازی هم در هوا هست.

گویی بادهای سرد و «تب»ریزِ زمستان‌های تبریز، داغی کویرهای مرکزی ایران را در آغوش گرفته و حاصلِ این آغوش برای ما نسیم خنک و جان‌افزایی در دلِ تابستان ساخته است.

 شاید اگر امروز قاآنی شیرازی کنارم بود به جای «حبذا از هوای نیشابور، که بُوَد مایۀ نشاط و سرور»، می‌سرود: «حبذا از هوای تبریز، که بُود چنین دل‌انگیز».

اصلاً چه فرقی می‌کند که قاآنی آن زمان چه گفته؟! وقتی که امروز قرار است تبریز، هوایش نِشابوری باشد و مایۀ نشاط و سرور؛ و البته مایۀ فخر ایران و ایرانی. وقتی که امروز قرار است تبریز فقط تبریز نباشد؛ بخارا باشد، خراسان باشد، نِشابور و کَدکَن باد؛ وقتی که امروز، تبریز می‌خواهد خودِ خودِ ایران باشد...

ساعت حوالی ۳ و نیم، چند نفر جلوی درِ بنیاد می‌رسند. زنگ در را می‌زنند. به خودم گفتند لابد نمی‌دانند برنامه ساعت پنج آغاز می‌شود یا اینکه مثل من تابِ زیر آفتاب به انتظار نشستن را ندارند. بعداً اما فهمیدم که یکی از سخنرانان جلسه بود که به همراه چند تن از دوستانش از ارومیه آمده‌اند: سجاد آیدنلو، شاهنامه‌شناس مشهور اُرموی که علاوه بر دانشمند بودن در حوزۀ تخصصی‌اش، مشهور است به سجایای اخلاقی متعدد از جمله زودتر از موعد به محل قرار رسیدن! دقایقی بعد هم البته یکی از خوش‌اخلاقی‌هایش نصیب من و چند تنِ دیگر شد؛ وقتی نگهبان در را باز کرد و یکی از مسئولان بنیاد برای استقبال نزد او آمدند، بعد از سلام و احوال‌پرسی از آنها خواهش کرد که در را باز کنند تا ما داخل برویم و زیر آفتاب نمانیم.

وارد سالن محل برگزاری جلسه شدم و دیدم جناب دهباشی با دکتر محمد طاهری خسروشاهی از فعالان فرهنگی تبریز - که اگر اشتباه نکنم اخیراً ریاست بنیاد ایران‌شناسی آذربایجان شرقی را عهده‌دار شده - مشغول گپ و گفت است.

با وجود اینکه حدود ۱۵۰ صندلی در سالن و تعدادی هم در راهرو و حیاط چیده شده بود، اما از آنجا که می‌دانستم ساعت پنج عصر که برنامه آغاز شود بعید بتوان جایی برای نشستن پیدا کرد، فرصت را غنیمت شمردم و در همان جلوی سالن یک جای خوب برای خودم انتخاب کردم.

 حدود نیم ساعتی نشسته بودم که ناگهان به صورت غریزی لمحه‌ای بر پشت سرم انداختم. آنچه دیدم باعث شد به خودم بگویم چه زود ساعت پنج شد. اما نگاهی به تلفنم انداختم دیدم ساعت چهار است!

انتظار استقبال کم‌نظیر از این برنامه را داشتم اما دیگر نه در این حد که یک ساعت قبل از آغاز آن، ظرفیت سالن پر شود. تجربۀ چون منی که در تمام سالهایی که به برنامه‌های گوناگون فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و ... رفته‌ام و جملگی با تاخیر شروع شده‌اند بهم می‌گفت این برنامه هم به دلایلی با تاخیر آغاز خواهد شد. اما اشتباه فکر می‌کردم!

برای اولین بار در عمرم داشتم می‌دیدم که یک برنامه به دلیل استقبال نه کم‌نظیر که بی‌نظیر مردم، زودتر از زمان اعلامی آغاز می‌شود.... ساعت حوالی ساعت چهار و نیم بود که جناب استاد شفیعی کدکنی به سالن محل برنامه آمد. و چه آمدنی...


🔴 ادامه گزارش را از قسمتِ "مشاهده فوری" بخوانید:
👇👇


@IranDel_Channel

💢
👍18👎1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔴 باور کن باورم نمی‌شد!
[ماجرای یک دیدار در تبریز]

✍️ رسانهٔ فرهنگی شفیعی‌کدکنی

برای شرکت در شب دکتر مهری باقری به همت مجلهٔ بخارا به تبریز سفر کردیم. در آنجا به خانهٔ یکی از دوستان رفتیم. استاد مشغول استراحت بودند که کاغذی روی درِ کمد نظرشان را جلب میکند. نزدیک میشوند و چشم می‌اندازند تا بتوانند بخوانند. روی آن تکه‌کاغذ به همین صورت نوشته شده بود:

به چکاوک زیبای پاییزی:
نَفَسَت شکفته بادا و
ترانه‌ات شنیدم
گل آفتابگردان
نگَهَت خجسته بادا و
شکفتن تو دیدم،
گل آفتابگردان
تویی آن دعای خورشید که مستجاب گشتی،
شده اتحاد معشوق به عاشق از تو، رمزی،
نگهی به خویشتن کن که خود آفتاب گشتی!

فوراً از صاحب‌خانه، خانم دکتر، ماجرای این دست‌نوشته را می‌پرسند. ایشان میگویند:
این کاغذ، دست‌نوشتهٔ یک آقای تبریزی‌ست. ایشان در مکانیکی (تعویض روغنی) کار میکنند. به پاسِ کاری که در مطب برای دندان‌هایشان کردیم این قطعه شعر را نوشتند و به دختر من هدیه دادند.
دکتر شفیعی کدکنی بعد از فهمیدن ماجرا منقلب شدند. همانجا درخواست کردند که من میخواهم ایشان را ببینم. فردا صبح پی ایشان رفتند
و رفت آنچه تماشا میکنید.


@IranDel_Channel

💢
👍21
ایران‌دل | IranDel
🔴 باور کن باورم نمی‌شد! [ماجرای یک دیدار در تبریز] ✍️ رسانهٔ فرهنگی شفیعی‌کدکنی برای شرکت در شب دکتر مهری باقری به همت مجلهٔ بخارا به تبریز سفر کردیم. در آنجا به خانهٔ یکی از دوستان رفتیم. استاد مشغول استراحت بودند که کاغذی روی درِ کمد نظرشان را جلب میکند.…
👆👆

🔴 قابل توجه مخاطبان گرامی کانالِ ایران‌دل

متن شعر در فرسته‌ی پیشین (فرسته‌ی مربوط به دیدار استاد شفیعی‌کدکنی با یک شهروندِ تبریزی صاحب ذوق و هنر) ویرایش شد.

اگر مخاطبان گرامی پیشتر آن فرسته را در گروه یا کانالی بازنشر داده‌اند، می‌توانند،‌ حذف کرده و دوباره بازنشر کنند.


با سپاس فراوان از همراهی شما گرامیان


👇👇

@IranDel_Channel

💢
👍9
🔴 قصه‌ی تاول و خردل: روزی که نفَسِ سردشت به شماره افتاد.

روز هفت تیر ۱۳۶۶ خورشیدی هواپیماهای بمب‌افکن ارتش عراق با بمب‌های شیمیایی به ۴ نقطه پر ازدحام و متراکم جمعیتی شهر سردشت حمله کردند.

ارتش بعثی عراق در این حمله ده‌ها تن از مردم این شهر اعم از پیر و جوان، زن و کودک را با گازهای کشنده شیمیایی مورد هدف قرار داد که بر اثر آن ۱۱۰ نفر شهید شدند و نام بیش از ۵ هزار نفر در سازمان‌های بین‌المللی به عنوان مصدوم شیمیایی سردشت به ثبت رسیده است. هنوز هم تعدادی از مردم مقاوم و شریف شهرستان سردشت با آثار و پیامدهای این بمباران دست به گریبان هستند.

سلیمان جعفرزاده، از سرداران جنگ در زمان بمباران شیمیایی سردشت، درباره این ماجرا می‌گوید: سردشتی‌ها با تمام وجود از افراد گردان ماکو در جبهه، حمایت و استقبال خوبی می‌کردند و این محبت مردم سردشت در میان رزمندگان برای ادامه نبرد با دشمن، دلگرمی ایجاد می‌کرد که هیچ گاه فراموش نخواهد شد چرا که این دلگرمی‌ها و محبت‌ها موجب تقویت روحیه در میان رزمندگان شده بود. متاسفانه در زمان بمباران شیمیایی وقتی از خط مقدم جبهه وارد شهر شدیم تمام شهر بمباران شیمیایی شده بود و به دلیل اینکه امکانات کافی در این شهر نبود هفته‌ها آثار گاز خردل در دیوار‌ها و نقاط شهر باقی مانده بود و همین مساله باعث بیشتر شدن تلفات این جنایت شد.

شش ماه مانده به سرنگونی حکومت صدام حسین، جورج بوش در بخشی از سخنرانی ۷ اکتبر ۲۰۰۲ خود در توجیه حمله به عراق گفت: "صدام حسین دستور انجام حملات شیمیایی علیه ایران و بیش از ۴۰ روستای عراق را داد. این حملات، منجر به کشته و زخمی شدن حداقل ۲۰ هزار نفر شد."

در طول جنگ ایران و عراق، چند بار روسای وقت شورای امنیت با صدور بیانیه‌های غیرالزام‌آور عراق را به خاطر استفاده از سلاح‌های شیمیایی محکوم کردند. اما این شورا، به خاطر نفوذ و حق وتوی قدرت‌های بزرگ، هیچ گاه نتوانست با صدور قطعنامه الزام آور، عراق را به خاطر استفاده از این سلاح.ها محکوم کند.

🔹در یکی از آخرین تلاش‌ها پیش از حمله سردشت، در ۲۱ مارس ۱۹۸۶، تلاش اکثریت اعضای شورای امنیت برای تصویب یک بیانیه در محکومیت حملات شیمیایی مکرر عراق علیه نیروهای ایرانی، با رای منفی ایالات متحده ناکام ماند. ۱۰ کشور دیگر عضو شورا به این متن رای مثبت دادند و کشورهای بریتانیا، فرانسه، استرالیا و دانمارک، در رای گیری شرکت نکردند.

بی‌تفاوتی جهانی نسبت به استفاده مکرر بغداد از سلاح‌های شیمیایی، حدود ۸ ماه پس از بمباران سردشت، به پرتلفات‌ترین بمباران شیمیایی یک شهر در تاریخ جهان منجر شد. در ۲۵ اسفند ۱۳۶۶، ارتش عراق شهر کُردنشین حلبچه در عراق را، به تلافی همکاری عده‌ای از کردها با نیروهای ایرانی بمباران شیمیایی کرد و حداقل ۵ هزار نفر را کشت. تعداد کشته شدگان حلبچه، تا ۶۸۰۰ نفر نیز گفته شده است.

بعد از بمباران حلبچه، شورای امنیت به مدت ۷ هفته موضعی در مقابل این حمله نگرفت. حتی پس از آن هم، از مقصر دانستن حکومت صدام‌حسین خودداری کرد و در عوض، به محکوم کردن "ادامه استفاده از سلاح‌های شیمیایی در مناقشه میان جمهوری اسلامی ایران و عراق" پرداخت. شورای امنیت، در ادامه از "هر دو طرف" خواست از "استفاده بیشتر از سلاح‌های شیمیایی خودداری کنند".!


#مناسبتها

@IranDel_Channel

💢
👍12

🔴 سردشت، نماد ملی

✍️ جواد رنجبر درخشی‌لر، دکترای علوم سیاسی و شاهنامه‌پژوه

حمله وحشیانه ارتش عراق با بمب‌های شیمیایی به سردشت در ساعت شانزده و سی دقیقه روز هفتم تیر سال ۱۳۶۶ خ. از جنایت‌های کم‌نظیر قرن بیستم م. است. مردمی که در روزی عادی در حال انجام عادی‌ترین کارها بودند ناگهان در اثر بمب شیمیایی قتل عام شدند. حدود ۱۱۰ نفر شهید و حدود ۸۰۰۰ نفر مجروح شدند که جراحت بسیاری از آنها بعد از سال.ها هنوز بر جان و روانشان باقی است. خسارت توحش عراقی‌ها از شمارش بیرون است و تا نسل‌ها ادامه خواهد داشت.

سردشت از آن لحظه شوم افکندن بمب به یکی از نمادهای ملی ایران تبدیل شد.
نمادهای ملی که سرمایه‌های معنوی ما، ایرانیان، هستند فقط از پیروزی‌ها و خوشی‌ها و قهرمانی‌ها و شاهکارهای ادبی ساخته نمی‌شوند. گاه رنج‌ها نمادها را می‌سازند و حتی شکست‌ها می‌تواند نمادین شود. نمادها هویت ساز و آگاهاننده‌اند. نمادها آیین‌وار در تداوم نسل‌ها باززایی و بازشناسی می‌شوند و به میراث فرهنگی تبدیل می‌شوند.

در دفاع مقدس دو شهر سردشت و خرمشهر نمادهای ملی شدند. دیگر شهرهایی هم بودند که کم رنج جنگ را نکشیدند. دزفول و اهواز و آبادان و پیرانشهر و حتی تبریز و تهران و سایر شهرهای دور از جبهه، که از موشک‌های صدامی در امان نماندند، اما قصه سردشت آن قدر دردناک و ناجوانمردانه، حتی به مقیاس قواعد جنگ، بود که هرگز نباید اجازه دهیم از یاد برود. همه‌ی ما ایرانیان سردشتی هستیم.

دریغا که در سال‌های پس از جنگ کاری درخور سردشت و وجه نمادین آن نشد. تاسف بار است که هیروشیما نزد ما زبانزد معروف‌تری است از سردشت. این مثال خود کافی است.

افزون بر جنبه‌های فکری و فرهنگی در توسعه مادی شهر هم توفیقی حاصل نشده است. سردشت از حداقل‌های توسعه برخوردار نیست. آیا واقعا نمی‌شود در این شهر چند موسسه تحقیقاتی درباره سلاح‌های شیمیایی و نهادهای صلح برای منع استفاده از سلاح‌های شیمیایی راه انداخت و همچنین چند کارخانه و دانشگاه و بیمارستان برای رونق شهر؟ واقعاً شدنی نیست؟ مطمئنم که شدنی است. شاید با بخشی از بودجه کلان بی‌مصرف صداوسیما بتوان کل سردشت را متحول کرد.

آنچه نیست نه پول که تشخیصِ امر ملی و منفعت ملی در معنای کلان است. سردشت از لحظه افکندن بمب بخشی از منافع ملی ایران و میراث معنوی آن است که باید پاسداری شود. اما فقدانِ نظریه‌ ملی، مصداق منفعت ملی را به محاق برده است.
آن هم همه‌ی ماجرا نیست.

سردشت با ستمی مضاعف روبروست. هر سال عده‌ای که در تهران در خانه‌هایی مجلل زندگی می‌کنند، لباس کُردی بر تن می کنند و لهجه را غلیظ می‌کنند و خود را به استان کردستان می‌رسانند و در رثای سردشت به زبان کُردی قصیده‌ها می‌سرایند. گاه زحمت سفر هم به خود نمی‌دهند و در یکی از سالن‌های مرتب و راحت تهران با همان لباس کُردی و لهجه غلیظ کرده بازیگری می‌کنند و شو اجرا می‌کنند. پول خوبی هم برای این کارها می‌گیرند، تا سال بعد و واقعه دیگر.

این شو البته خالی از رویه‌ی علمی نیست. با مبانی جامعه‌شناختی و نظریه‌های مشوش بی‌قاعده آمیخته می‌شود و مساله سردشت در نهایت می‌شود تدریس زبان کُردی و یا شعارهای همیشگی به درد نخور درباره توسعه نامتوازن.
این ستمِ مضاعف به سردشت، دلی سنگ مانند دل صدام می‌خواهد. اگر امر ملی را درک نمی‌کنند آیا عکس‌های هولناک کودکان مجروح سردشت را هم درک نمی‌کنند که با آن نظریه قوم‌گرایانه می‌سازند؟

سردشت نماد ملی ماست و تا به درستی در جای واقعی خود قرار نگیرد و جزو منافع ملی طبقه‌بندی نشود، جز مرثیه سرایی برای آن نمی‌توان کاری کرد. شهدای سردشت از مظلوم‌ترین شهدای تاریخ ایران هستند. خون پاک این شهدای مظلوم باید در حافظه‌ی ملی ما جریان یابد و وحدت ملی را محکم‌تر کند.


@IranDel_Channel

💢
👍19
🔴 راوی روزگاران...

🔴 بنیاد ایران‌شناسی آذربایجان‌شرقی برگزار می‌کند:

آیین بزرگداشت استاد محمدجواد مشکور، ادیب، اسلام‌پژوه، ایرانشناس فقید و محقق سخت‌کوش تاریخ تبریز

با سخنرانی و حضورِ:
ژاله آموزگار
سیروس برادران‌شکوهی
داود اصفهانیان
قربانعلی کریم‌زاده
چنگیز مولایی
مشکان مشکور
سید سعید میر محمدصادق
محمد طاهری‌خسروشاهی


🔴 زمانِ نشست:
پنج‌شنبه پانزدهم تیر ماه ۱۴۰۲ خورشیدی
ساعت ۱۷

🔴 محلِّ نشست:
تبریز، خیابان ثقه‌الاسلام، روبه‌روی مقبره‌الشعرا، کوی سرخاب، شماره ۶۲
عمارت تاریخی بنیاد ایران‌شناسی آذربایجان‌شرقی


#اطلاع_رسانی


@IranDel_Channel

💢
👍17
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 شفیعی‌کدکنی: انگلیسی‌ها گفتند گور بابای زبان فارسی

🔴 روایت استاد شفیعی‌کدکنی از فارسی‌زدایی انگلیسی‌ها و روسها:


وقتی [انگلیسی‌ها در شبه قاره هند] به زبان فارسی مسلّط شدند، گفتند: گور بابای زبان فارسی! شما زبان فارسی برایتان خوب نیست. می‌دانستند که زبان فارسی شاهنامه دارد، مثنوی دارد، سعدی دارد، حافظ دارد، نظامی دارد.
این نظر من نیست که بگویید من یک شوونیست فارس هستم. زبان فارسی در همه کرۀ زمین با رباعیات خیام و مثنوی جلال‌الدین و شاهنامه و سعدی و حافظ و... شناخته می‌شود، در همۀ دنیا. شکسپیر با آن نمی‌تواند کشتی بگیرد. پوشکین با آن نمی‌تواند کشتی بگیرد.
همین کار الان در آسیانه میانه دارد می‌شود [توسط روسیه]. سه نسل، چهار نسلِ دیگر بگذرد، بچه‌های قزاق و اُزبک و تاجیک، روس هستند.

زبان‌های محلّی پشتوانۀ فرهنگی ما هستند. ما اگر این زبان‌های محلّی را حفظ نکنیم، بخش اعظمی از فرهنگ مشترکمان را عملاً نمی‌فهمیم. ولی این زبان بین‌الاقوامی که قرن‌ها و قرن‌ها و قرن‌ها همۀ این اقوام درش مساهمت (همکاری و همیاری) دارند… هیچ قومی بر هیچ قوم دیگری تقدم ندارد در ساختن امواج این دریای بزرگ.


@IranDel_Channel

💢
👍19