🔴 باید ایران را از تعرّض مصون داشت و نباید گذارد که بیگانگان به آن راه یابند.
✍️ زندهیاد محمدعلی اسلامی نُدوشن
سرزمینی که شاهنامه موضوع خود را در آن متمرکز کرده است، ایران است. بارها نامِ ایران در این کتاب تکرار میشود، همه چیز بر گِرد این نام و این خاک میگردد. جنگِ بزرگ هم بر سرِ این کشور در میگیرد. ایران کشور میانه است، میانِ خاور و باختر، آبادتر و آراستهتر از جاهای دیگر، و به زعمِ شاهنامه دارای مردمی متمدّنتر.
در مقدّمه شاهنامه ابومنصوری آمده است: «و ایرانشهر از رودِ آموی است تا رود مصر (جیحون تا نیل)، و این کشورهای دیگر پیرامونِ اویند، و از این هفت کشور، ایرانشهر بزرگوارتر است به هر هنری... .»
امّا ایران اگر ارجحیّت یا حتّی «تقدّسی» برایش قائل هستند، برای مردمش است نه خاک، و مردم هم به سبب کردارها و اندیشههایشان چنیناَند. به هر حال، باید ایران را از تعرّض مصون داشت. نباید گذارد که بیگانگان به آن راه یابند.
@IranDel_Channel
💢
✍️ زندهیاد محمدعلی اسلامی نُدوشن
سرزمینی که شاهنامه موضوع خود را در آن متمرکز کرده است، ایران است. بارها نامِ ایران در این کتاب تکرار میشود، همه چیز بر گِرد این نام و این خاک میگردد. جنگِ بزرگ هم بر سرِ این کشور در میگیرد. ایران کشور میانه است، میانِ خاور و باختر، آبادتر و آراستهتر از جاهای دیگر، و به زعمِ شاهنامه دارای مردمی متمدّنتر.
در مقدّمه شاهنامه ابومنصوری آمده است: «و ایرانشهر از رودِ آموی است تا رود مصر (جیحون تا نیل)، و این کشورهای دیگر پیرامونِ اویند، و از این هفت کشور، ایرانشهر بزرگوارتر است به هر هنری... .»
امّا ایران اگر ارجحیّت یا حتّی «تقدّسی» برایش قائل هستند، برای مردمش است نه خاک، و مردم هم به سبب کردارها و اندیشههایشان چنیناَند. به هر حال، باید ایران را از تعرّض مصون داشت. نباید گذارد که بیگانگان به آن راه یابند.
@IranDel_Channel
💢
👍12
.
🔴 موسیقی و ادبیاتِ ایرانی
زِ حَد بُگذشت مشتاقی و صبر اَندر غَمت یارا
به وَصلِ خود دَوایی کُن، دلِ دیوانهٔ ما را
عِلاجِ دردِ مشتاقان، طَبیبِ عام نَشناسد
مَگر لیلی کُند درمان، غَمِ مجنونِ شیدا را
گَرَت پَروای غمگینان نخواهد بود و مِسکینان
نبایستی نِمود اوّل به ما آن روی زیبا را
چو بِنمودی و بِرْبودی ثُبات از عقل و صَبر از دِل
ببایَد چارهای کَردن، کُنون آن ناشکیبا را
مرا سودای بترویان نبودی پیش از این در سَر
ولیکن تا تو را دیدم، گُزیدم راه سودا را
مرادِ ما وصال توست از دنیا و از عُقبی
وگرنه بیشما قدری ندارد دین و دنیا را
چنان مُشتاقَم اِی دِلبَر به دیدارت که از دوری
برآیَد از دِلم آهی، بِسوزد هفت دریا را
بیا تا یک زمان، امروز خوش باشیم در خَلوَت
که در عالم نمیداند کَسی احوال فردا را
سُخن شیرین همی گویی به رَغمِ دشمنان سعدی
ولی بیمارِ استسقا چه داند ذوقِ حلوا را؟
سعدی شیرازی
🔴 موسیقی پیوست
ساز و آواز
غزل از سعدی
آواز: همایون شجریان
نوازنده سنتور: اردوان کامکار
آلبوم: ناشکیبا
@IranDel_Channel
💢
🔴 موسیقی و ادبیاتِ ایرانی
زِ حَد بُگذشت مشتاقی و صبر اَندر غَمت یارا
به وَصلِ خود دَوایی کُن، دلِ دیوانهٔ ما را
عِلاجِ دردِ مشتاقان، طَبیبِ عام نَشناسد
مَگر لیلی کُند درمان، غَمِ مجنونِ شیدا را
گَرَت پَروای غمگینان نخواهد بود و مِسکینان
نبایستی نِمود اوّل به ما آن روی زیبا را
چو بِنمودی و بِرْبودی ثُبات از عقل و صَبر از دِل
ببایَد چارهای کَردن، کُنون آن ناشکیبا را
مرا سودای بترویان نبودی پیش از این در سَر
ولیکن تا تو را دیدم، گُزیدم راه سودا را
مرادِ ما وصال توست از دنیا و از عُقبی
وگرنه بیشما قدری ندارد دین و دنیا را
چنان مُشتاقَم اِی دِلبَر به دیدارت که از دوری
برآیَد از دِلم آهی، بِسوزد هفت دریا را
بیا تا یک زمان، امروز خوش باشیم در خَلوَت
که در عالم نمیداند کَسی احوال فردا را
سُخن شیرین همی گویی به رَغمِ دشمنان سعدی
ولی بیمارِ استسقا چه داند ذوقِ حلوا را؟
سعدی شیرازی
🔴 موسیقی پیوست
ساز و آواز
غزل از سعدی
آواز: همایون شجریان
نوازنده سنتور: اردوان کامکار
آلبوم: ناشکیبا
@IranDel_Channel
💢
Telegram
attach 📎
👍9
🔴 #اطلاع_رسانی
🔴 گفتگوهای ایرانی
بنیاد ایران شناسی و انجمن علمی مطالعات صلح ایران برگزار میکنند:
سلسله نشستهای گفتگومحور دربارهی تاریخ، فرهنگ، ادبیات و آثار تمدنی ایران (با تاکید بر استانِ آذربایجان شرقی)
از استادان، نویسندگان، اندیشمندان، آموزگاران، دانشجویان، خبرنگاران، دانشآموزان و همه علاقهمندان دعوت میکنیم در این نشستها شرکت کرده و ضمن طرح سوالات خود در بحثها به روش علمی مشارکت کنند.
🔴 مدیر نشستها: جواد رنجبر درخشیلر
هر نشست مهمان ویژهای که متخصص موضوع مورد بحث باشد، خواهد داشت.
🔴 زمان نشست: پنجشنبهها ساعت ده صبح
🔴 نشانی: تبریز، خیابان ثقهالاسلام، کوی سرخاب، پلاک ۶۲، بنیاد ایرانشناسی استان آذربایجانشرقی
شرکت در این نشست آزاد و رایگان است.
@IranDel_Channel
💢
🔴 گفتگوهای ایرانی
بنیاد ایران شناسی و انجمن علمی مطالعات صلح ایران برگزار میکنند:
سلسله نشستهای گفتگومحور دربارهی تاریخ، فرهنگ، ادبیات و آثار تمدنی ایران (با تاکید بر استانِ آذربایجان شرقی)
از استادان، نویسندگان، اندیشمندان، آموزگاران، دانشجویان، خبرنگاران، دانشآموزان و همه علاقهمندان دعوت میکنیم در این نشستها شرکت کرده و ضمن طرح سوالات خود در بحثها به روش علمی مشارکت کنند.
🔴 مدیر نشستها: جواد رنجبر درخشیلر
هر نشست مهمان ویژهای که متخصص موضوع مورد بحث باشد، خواهد داشت.
🔴 زمان نشست: پنجشنبهها ساعت ده صبح
🔴 نشانی: تبریز، خیابان ثقهالاسلام، کوی سرخاب، پلاک ۶۲، بنیاد ایرانشناسی استان آذربایجانشرقی
شرکت در این نشست آزاد و رایگان است.
@IranDel_Channel
💢
👍10
🔴 روایت فقر در سینمای ایران واپسگراست
✍ رضا صائمی
مباحثهای درباره بازنمایی طبقه فرودست در سینمای ایران با حضور آرش حیدری و سعید قطبیزاده
نشستِ «بازنمایی طبقه فرودست در سینمای ایران» بههمت انجمن صنفی منتقدان و نویسندگان آثار سینمایی و انجمن علمی مطالعات فرهنگی و رسانه دانشگاه علامه طباطبایی در ۲۳ خرداد ماه ۱۴۰۲ خورشیدی در خانه سینما برگزار شد.
آرش حیدری؛ جامعهشناس:
آنچه برخی نامش را ژانر اجتماعی گذاشتهاند و پرسش از اینکه آیا این نامگذاری موضوعیت دارد یا صرفاً یک لفظ است که به مجموعهای از آثار الصاق میشود.
از یکجایی بهبعد انگار نظام قصهگویی درباره فقر و طبقه فقیر، بهدلیل عدممواجهه با این قشر، موضع کسی است که به استعاره و کنایه دارد از پشت شیشه ماشینش به آنها نگاه میکند.
سعید قطبیزاده، منتقد سینما:
این تفکر که فقر مقدس است و پرداختن به فقر هم لاجرم یک فضیلت است یک خوانش و تلقی پوپولیستی از یک نگرش مارکسیستی از مدل ایرانیاش است.
یک روز هم باید بهجای فقر در سینمای ایران به فقر سینمای ایران بپردازیم و اینکه چقدر این سینما در پرداخت زیباییشناسانه به سوژهها فقیر است.
🔴 منبع: روزنامه هممیهن
🔴 متن کامل را در در قسمتِ "مشاهده فوری" بخوانید:
👇👇
@IranDel_Channel
💢
✍ رضا صائمی
مباحثهای درباره بازنمایی طبقه فرودست در سینمای ایران با حضور آرش حیدری و سعید قطبیزاده
نشستِ «بازنمایی طبقه فرودست در سینمای ایران» بههمت انجمن صنفی منتقدان و نویسندگان آثار سینمایی و انجمن علمی مطالعات فرهنگی و رسانه دانشگاه علامه طباطبایی در ۲۳ خرداد ماه ۱۴۰۲ خورشیدی در خانه سینما برگزار شد.
آرش حیدری؛ جامعهشناس:
آنچه برخی نامش را ژانر اجتماعی گذاشتهاند و پرسش از اینکه آیا این نامگذاری موضوعیت دارد یا صرفاً یک لفظ است که به مجموعهای از آثار الصاق میشود.
از یکجایی بهبعد انگار نظام قصهگویی درباره فقر و طبقه فقیر، بهدلیل عدممواجهه با این قشر، موضع کسی است که به استعاره و کنایه دارد از پشت شیشه ماشینش به آنها نگاه میکند.
سعید قطبیزاده، منتقد سینما:
این تفکر که فقر مقدس است و پرداختن به فقر هم لاجرم یک فضیلت است یک خوانش و تلقی پوپولیستی از یک نگرش مارکسیستی از مدل ایرانیاش است.
یک روز هم باید بهجای فقر در سینمای ایران به فقر سینمای ایران بپردازیم و اینکه چقدر این سینما در پرداخت زیباییشناسانه به سوژهها فقیر است.
🔴 منبع: روزنامه هممیهن
🔴 متن کامل را در در قسمتِ "مشاهده فوری" بخوانید:
👇👇
@IranDel_Channel
💢
hammihanonline.ir via ctreaderbot
روایت فقر در سینمای ایران واپسگراست
مباحثهای درباره بازنمایی طبقه فرودست در سینمای ایران با حضور آرش حیدری و سعید قطبیزاده
👍7
🔴 مصاحبه اختصاصی مجمع علمی و فرهنگی مجد با سید محمود کاشانی، دانشآموخته دکترای حقوق و پژوهشگر تاریخ معاصر
مجری - کارشناس: شکوفه شکری
تاریخ مصاحبه: بهار ۱۴۰۲ خورشیدی
🔴 قسمت یکم در آپارات
🔴 قسمت دوم در آپارات
🔴 پینوشت:
انتشار یک مصاحبه به معنی تایید محتوای آن نیست.
@IranDel_Channel
💢
مجری - کارشناس: شکوفه شکری
تاریخ مصاحبه: بهار ۱۴۰۲ خورشیدی
🔴 قسمت یکم در آپارات
🔴 قسمت دوم در آپارات
🔴 پینوشت:
انتشار یک مصاحبه به معنی تایید محتوای آن نیست.
@IranDel_Channel
💢
آپارات - سرویس اشتراک ویدیو
گفتگوی صمیمانه با دکتر محمود کاشانی / قسمت نخست
دکتر محمود کاشانی فرزند آیت الله کاشانی به عنوان حقوقدان و تاریخ پژوه دارای جایگاه ویژه علمی و اجتماعی است. از یک سو به واسطه انتصاب به خانواده مرحوم آیت الله کاشانی و نزدیکی فکری وی به جریان مقابل مرحوم دکتر مصدق، به نظر می رسد دارای پایگاه حاکمیتی است اما…
👍2👎1
🔴 روزنامه اعتماد گزارش داد: هشدار درباره چالش درمان مسمومیت و مصرف الکل؛
انکار ما را به جایی نمیرساند!
✍️ بنفشه سامگیس
درمانگران اعتیاد اذعان کردند که با وجود جرمانگاری شرب خمر طی چهار دهه اخیر، تولید زیرزمینی و پنهان مشروبات الکلی در کشور به موازات تقاضای مصرف همواره ادامه داشته و آسیب مهم این پنهانکاری، تولید ترکیبات الکلی غیراستاندارد و مرگبار به دلیل افزودنیهای غیرمجاز همچون مخدرها و داروهای اعتیادآور به اتانول یا ترکیب الکل با مقادیری متانول بوده که در دفعات متعدد طی این چهار دهه به مسمومیتهای گسترده، نابینایی، مختل شدن و ازکار افتادن کبد و کلیه و درنهایت، مرگ مصرفکنندگان منجر شده است.
علی غلامی، دبیر کانون سراسری انجمنهای صنفی مراکز سرپایی درمان اعتیاد کشور خطاب به مسئولان نظام سلامت، از ایشان میخواهد که واقعیت سوءمصرف الکل را جدی بگیرند و نسبت به توسعه اطلاعرسانی و آموزشهای پیشگیرانه برای نجات نسل جوان کشور هر چه زودتر اقدام کنند: «انکار ما را به جایی نمیرساند».
🔴 گزارش را در قسمتِ "مشاهده فوری" بخوانید:
👇👇
@IranDel_Channel
💢
انکار ما را به جایی نمیرساند!
✍️ بنفشه سامگیس
درمانگران اعتیاد اذعان کردند که با وجود جرمانگاری شرب خمر طی چهار دهه اخیر، تولید زیرزمینی و پنهان مشروبات الکلی در کشور به موازات تقاضای مصرف همواره ادامه داشته و آسیب مهم این پنهانکاری، تولید ترکیبات الکلی غیراستاندارد و مرگبار به دلیل افزودنیهای غیرمجاز همچون مخدرها و داروهای اعتیادآور به اتانول یا ترکیب الکل با مقادیری متانول بوده که در دفعات متعدد طی این چهار دهه به مسمومیتهای گسترده، نابینایی، مختل شدن و ازکار افتادن کبد و کلیه و درنهایت، مرگ مصرفکنندگان منجر شده است.
علی غلامی، دبیر کانون سراسری انجمنهای صنفی مراکز سرپایی درمان اعتیاد کشور خطاب به مسئولان نظام سلامت، از ایشان میخواهد که واقعیت سوءمصرف الکل را جدی بگیرند و نسبت به توسعه اطلاعرسانی و آموزشهای پیشگیرانه برای نجات نسل جوان کشور هر چه زودتر اقدام کنند: «انکار ما را به جایی نمیرساند».
🔴 گزارش را در قسمتِ "مشاهده فوری" بخوانید:
👇👇
@IranDel_Channel
💢
Telegraph
هشدار درباره چالش درمان مسمومیت و مصرف الکل؛
. 🔴 هشدار درباره چالش درمان مسمومیت و مصرف الکل؛ انکار ما را به جایی نمیرساند! ✍️ بنفشه سامگیس درمانگران اعتیاد در گفتوگو با «اعتماد» درباره چالشهای جدی درمان اورژانسی افرادی که بر اثر مصرف مشروبات الکلی حاوی متانول دچار مسمومیت شدهاند هشدار دادند. به…
👍6
🔴 «شریعتی و دوزخ پاریس»
✍️ مهدی تدینی
در بیستونهم خرداد ۱۳۵۶ دکتر علی شریعتی در ساوتهمپتون چشم از جهان فروبست. شریعتی میهنی فکریـنظری برای خیل عظیمی از جوانان تحصیلکردۀ ایرانی ساخت؛ جوانانی که تا پیش از آمدن شریعتی میان جبهههای مختلف آواره بودند. جوانانی که اسلام سنتی جذبشان نمیکرد، اما مسلمان بودند؛ مارکسیسم را دوست داشتند، اما دینستیزی و ماتریالیسم مارکسیسم را نمیپسندیدند. در اینجا به شعبدهای نظری نیاز بود؛ به واعظ سخنوری که بتواند چیزهای جمعناشدنی را جمع کند؛ شور را جامهای از منطق به تن کند و شرارهای صوفیگری در تنۀ خشکِ علم بدمد؛ سیاست را با دیانت درآمیزد و طریقت را به مشی سیاسی بدل کند. اما مگر میشود اینهمه اضداد را در هم آمیخت و در هم سرشت؟ آری میشود؛ به چاشنی آرایههای ادبی و به خنیاگریِ سحرکنندۀ کلام در خطابههای آتشین ــ و بعد تکثرِ هزار هزارِ آنها روی نوار کاست.
اما در این نوشتار میخواهم از مواجهۀ عینی و واقعی شریعتی با دنیای مدرن بگویم. شریعتی هم مانند خیل بزرگی از همنسلان خود طعم زندگی در اروپا را چشید ــ او هم فرزند زمانهای بود که جوانان ایرانی کرور کرور به اروپا میرفتند تا تحصیل کنند؛ جوانانی که توانِ تشکیلاتی حیرتانگیزی داشتند و شاید منسجمترین تشکیلات دانشجوییـسیاسیِ کل تاریخ جهان را پدید آوردند: کنفدراسیون جهانی دانشجویان ایرانی که مانند یک شبکۀ مویرگیِ پیچیده و دقیق در غرب پراکنده شده بود و اتفاقاً شریعتی نیز دستی بر آتش آن داشت.
شریعتی در ۲۶ سالگی با بورس دولتی برای تحصیل دکتری عازم پاریس شد. دقیقاً «مواجهۀ شریعتی با محیط عینی غرب» خود یک دادۀ اساسی برای فهم اندیشه و سرشت او بود. به همین دلیل در این نوشتار مروری میکنم بر مواجهۀ شریعتی با پاریس و زندگی در غربت از زبان خود او.
البته تا این حد میتوان به شریعتی حق داد و او را درک کرد که هر کسی ممکن است در غربت دچار ملال، افسردگی و محیطبیزاری شود، اما این بیزاری شریعتی از پیرامونش نتیجۀ یک دلتنگی ساده نبود. آن بیزاری و بیگانگی عمیق و آشتیناپذیری شریعتی نسبت به پاریس و روح آن نمیتوانست دلتنگی صِرف باشد. شاید اوج این بیگانگی آن باشد که شریعتی در جایی میگوید تنها نقطهای را که از پاریس دوست دارد «گورستان مونپارناس» است ــ یعنی تنها جای گرمِ پاریس سنگهای سرد گورستان است؟ بگذارید مرور دقیقتری بر مواجهۀ شریعتی با پاریس بکنیم...
شریعتی در خرداد ۱۳۳۸ با بورس تحصیلی دولتی برای ادامه تحصیل به فرانسه رفت ــ دقیقاً در روزهایی که محمدرضاشاه هم در فرانسه حضور داشت. در همین خرداد ۱۳۳۸ محمدرضاشاه در یک تور اروپایی پس از دیدار از انگلستان، دانمارک و هلند به فرانسه آمد و پنجم خرداد در دانشگاه سوربن برای ایرانیان سخنرانی کرد. جالب این است که شاه در این سخنرانی ذهنیت «سوسیال» خود را آشکارا بیان میکند و میگوید کشورهای اسکاندیناوی ملتهایی مترقیاند، اما برنامۀ عدالت اجتماعی ما مترقیتر است، زیرا «صنایع سنگین، صنعت نفت، آهن و فولاد در ایران ملی است. زغالسنگ و منابع زیرزمینی و تلفن و بنادر متعلق به عموم است، در حالی که در آن کشورها اغلب این صنایع ملی نیست و در اختیار بخش خصوصی است.» بگذریم...
در این روزهای نخست هماتاقی شریعتی، کاظم رجوی بود؛ برادر مسعود رجوی؛ و جالب اینکه کاظم رجوی در این جلسه شعری در مدح شاه خوانده و «مورد عنایت شاهانه» قرار گرفته بود. کاظم پانزده سال از مسعود بزرگتر بود و در فرانسه حقوق خواند و طبعاً او نیز در سالهای بعد در زمرۀ انقلابیها بود. پس از انقلاب هم در آن شورای مثلاً ملی برادر کوچک فعال بود تا اینکه به قتل رسید.
برگردیم به شریعتیِ تازه از راه رسیده... در همان لحظۀ اول، پاریس حال شریعتی را خراب کرد. میگوید: «آغاز ورود به اروپا، عظمت این هیولای پولادی که بر روی طلا و سکس خوابیده است و نامش تمدن جهانگیر غرب است... مرا به خود لرزاند.» او در نامهای دیگر مینویسد: «اینجا فقط برای یک عده ولنگواز شهوتران و ولخرج جای خوبی است، و اِلا تنهایی و غربت چنان به آدم فشار میآورد که حد ندارد.» و به همسرش در نامهای سراسر دلتنگی مینویسد از محیطی که در آن هستم «بیزارم».
🔴 ادامه یادداشت را در قسمتِ "مشاهده فوری" بخوانید:
👇👇
@IranDel_Channel
💢
✍️ مهدی تدینی
در بیستونهم خرداد ۱۳۵۶ دکتر علی شریعتی در ساوتهمپتون چشم از جهان فروبست. شریعتی میهنی فکریـنظری برای خیل عظیمی از جوانان تحصیلکردۀ ایرانی ساخت؛ جوانانی که تا پیش از آمدن شریعتی میان جبهههای مختلف آواره بودند. جوانانی که اسلام سنتی جذبشان نمیکرد، اما مسلمان بودند؛ مارکسیسم را دوست داشتند، اما دینستیزی و ماتریالیسم مارکسیسم را نمیپسندیدند. در اینجا به شعبدهای نظری نیاز بود؛ به واعظ سخنوری که بتواند چیزهای جمعناشدنی را جمع کند؛ شور را جامهای از منطق به تن کند و شرارهای صوفیگری در تنۀ خشکِ علم بدمد؛ سیاست را با دیانت درآمیزد و طریقت را به مشی سیاسی بدل کند. اما مگر میشود اینهمه اضداد را در هم آمیخت و در هم سرشت؟ آری میشود؛ به چاشنی آرایههای ادبی و به خنیاگریِ سحرکنندۀ کلام در خطابههای آتشین ــ و بعد تکثرِ هزار هزارِ آنها روی نوار کاست.
اما در این نوشتار میخواهم از مواجهۀ عینی و واقعی شریعتی با دنیای مدرن بگویم. شریعتی هم مانند خیل بزرگی از همنسلان خود طعم زندگی در اروپا را چشید ــ او هم فرزند زمانهای بود که جوانان ایرانی کرور کرور به اروپا میرفتند تا تحصیل کنند؛ جوانانی که توانِ تشکیلاتی حیرتانگیزی داشتند و شاید منسجمترین تشکیلات دانشجوییـسیاسیِ کل تاریخ جهان را پدید آوردند: کنفدراسیون جهانی دانشجویان ایرانی که مانند یک شبکۀ مویرگیِ پیچیده و دقیق در غرب پراکنده شده بود و اتفاقاً شریعتی نیز دستی بر آتش آن داشت.
شریعتی در ۲۶ سالگی با بورس دولتی برای تحصیل دکتری عازم پاریس شد. دقیقاً «مواجهۀ شریعتی با محیط عینی غرب» خود یک دادۀ اساسی برای فهم اندیشه و سرشت او بود. به همین دلیل در این نوشتار مروری میکنم بر مواجهۀ شریعتی با پاریس و زندگی در غربت از زبان خود او.
البته تا این حد میتوان به شریعتی حق داد و او را درک کرد که هر کسی ممکن است در غربت دچار ملال، افسردگی و محیطبیزاری شود، اما این بیزاری شریعتی از پیرامونش نتیجۀ یک دلتنگی ساده نبود. آن بیزاری و بیگانگی عمیق و آشتیناپذیری شریعتی نسبت به پاریس و روح آن نمیتوانست دلتنگی صِرف باشد. شاید اوج این بیگانگی آن باشد که شریعتی در جایی میگوید تنها نقطهای را که از پاریس دوست دارد «گورستان مونپارناس» است ــ یعنی تنها جای گرمِ پاریس سنگهای سرد گورستان است؟ بگذارید مرور دقیقتری بر مواجهۀ شریعتی با پاریس بکنیم...
شریعتی در خرداد ۱۳۳۸ با بورس تحصیلی دولتی برای ادامه تحصیل به فرانسه رفت ــ دقیقاً در روزهایی که محمدرضاشاه هم در فرانسه حضور داشت. در همین خرداد ۱۳۳۸ محمدرضاشاه در یک تور اروپایی پس از دیدار از انگلستان، دانمارک و هلند به فرانسه آمد و پنجم خرداد در دانشگاه سوربن برای ایرانیان سخنرانی کرد. جالب این است که شاه در این سخنرانی ذهنیت «سوسیال» خود را آشکارا بیان میکند و میگوید کشورهای اسکاندیناوی ملتهایی مترقیاند، اما برنامۀ عدالت اجتماعی ما مترقیتر است، زیرا «صنایع سنگین، صنعت نفت، آهن و فولاد در ایران ملی است. زغالسنگ و منابع زیرزمینی و تلفن و بنادر متعلق به عموم است، در حالی که در آن کشورها اغلب این صنایع ملی نیست و در اختیار بخش خصوصی است.» بگذریم...
در این روزهای نخست هماتاقی شریعتی، کاظم رجوی بود؛ برادر مسعود رجوی؛ و جالب اینکه کاظم رجوی در این جلسه شعری در مدح شاه خوانده و «مورد عنایت شاهانه» قرار گرفته بود. کاظم پانزده سال از مسعود بزرگتر بود و در فرانسه حقوق خواند و طبعاً او نیز در سالهای بعد در زمرۀ انقلابیها بود. پس از انقلاب هم در آن شورای مثلاً ملی برادر کوچک فعال بود تا اینکه به قتل رسید.
برگردیم به شریعتیِ تازه از راه رسیده... در همان لحظۀ اول، پاریس حال شریعتی را خراب کرد. میگوید: «آغاز ورود به اروپا، عظمت این هیولای پولادی که بر روی طلا و سکس خوابیده است و نامش تمدن جهانگیر غرب است... مرا به خود لرزاند.» او در نامهای دیگر مینویسد: «اینجا فقط برای یک عده ولنگواز شهوتران و ولخرج جای خوبی است، و اِلا تنهایی و غربت چنان به آدم فشار میآورد که حد ندارد.» و به همسرش در نامهای سراسر دلتنگی مینویسد از محیطی که در آن هستم «بیزارم».
🔴 ادامه یادداشت را در قسمتِ "مشاهده فوری" بخوانید:
👇👇
@IranDel_Channel
💢
Telegraph
شریعتی و دوزخ پاریس»
. 🔴 «شریعتی و دوزخ پاریس» ✍️ مهدی تدینی در بیستونهم خرداد ۱۳۵۶ دکتر علی شریعتی در ساوتهمپتون چشم از جهان فروبست. شریعتی میهنی فکریـنظری برای خیل عظیمی از جوانان تحصیلکردۀ ایرانی ساخت؛ جوانانی که تا پیش از آمدن شریعتی میان جبهههای مختلف آواره بودند. جوانانی…
👍8👎4
🔴 کتابهایی دربارهی تاریخ و زبانِ کُهَنِ خطّهی آذربایجان
۱- زبان دیرین آذربایجان؛ دکتر منوچهر مرتضوی
۲- جستارهایی درباره زبان مردم آذربایجان؛ یحیی ذکا
۳- فرهنگ واژگان آذری؛ فیروز منصوری
۴- آذری یا زبان باستان آذربایجان؛ احمد کسروی تبریزی
۵- آذربایجان تُرک نیست، تُرک زبان است؛ کیامهر فیروزی
۶- تحول زبان آذربایجان در گذر زمان؛ عباس جوادی
۷- تاتی و هرزنی (دو لهجه از زبان باستان آذربایجان)؛ عبدالعلی کارنگ
۸- تاریخ آتروپاتن (آذربایجان باستان)؛ اقرار علیاف
۹- تاریخ ، تبار و زبان مردم آذربایجان؛ غلامرضا انصافپور
۱۰- فرهنگ واژه های کهن در زبان امروز آذربایجان؛ محمد رضا شعار
۱۱- آذربایجان و آران؛ دکتر عنایتالله رضا
۱۲- تاریخ زبان آذری در آذربایگان؛ دکتر حسین نوین
۱۳- آذریگان (آگاهیهایی درباره گویش آذری)؛ صادق کیا
۱۴- تاریخ ، زبان و فرهنگ آذربایجان؛ فیروز منصوری
۱۵- زبان آذربایجان و وحدت ملی؛ ناصح ناطق
۱۶- آذری ها (دیارِ آذربایجان، تالش و زبانهای آذری، تالشی، تاتی)؛ ضیاء طرقدار
🔴 منبع: آذرپژوه
💢
۱- زبان دیرین آذربایجان؛ دکتر منوچهر مرتضوی
۲- جستارهایی درباره زبان مردم آذربایجان؛ یحیی ذکا
۳- فرهنگ واژگان آذری؛ فیروز منصوری
۴- آذری یا زبان باستان آذربایجان؛ احمد کسروی تبریزی
۵- آذربایجان تُرک نیست، تُرک زبان است؛ کیامهر فیروزی
۶- تحول زبان آذربایجان در گذر زمان؛ عباس جوادی
۷- تاتی و هرزنی (دو لهجه از زبان باستان آذربایجان)؛ عبدالعلی کارنگ
۸- تاریخ آتروپاتن (آذربایجان باستان)؛ اقرار علیاف
۹- تاریخ ، تبار و زبان مردم آذربایجان؛ غلامرضا انصافپور
۱۰- فرهنگ واژه های کهن در زبان امروز آذربایجان؛ محمد رضا شعار
۱۱- آذربایجان و آران؛ دکتر عنایتالله رضا
۱۲- تاریخ زبان آذری در آذربایگان؛ دکتر حسین نوین
۱۳- آذریگان (آگاهیهایی درباره گویش آذری)؛ صادق کیا
۱۴- تاریخ ، زبان و فرهنگ آذربایجان؛ فیروز منصوری
۱۵- زبان آذربایجان و وحدت ملی؛ ناصح ناطق
۱۶- آذری ها (دیارِ آذربایجان، تالش و زبانهای آذری، تالشی، تاتی)؛ ضیاء طرقدار
🔴 منبع: آذرپژوه
💢
👍10
🔴 شبِ بخارا در تبریز
🔴 شب مهری باقری
ششصد و هفتاد و نهمین شب از شبهای بخارا به بزرگداشتِ دکتر مهری باقری اختصاص دارد. این نشست در ساعت پنج بعدازظهر شنبه سوم تیرماه ۱۴۰۲ خورشیدی با حضور استادان: محمدرضا شفیعی کدکنی، رحیم رئیسنیا، باقر صدرینیا، علیرضا مظفری، ناصر علیزاده، سجاد آیدنلو، حسین مهرنگ و علی دهباشی در بنیاد شهریار شهر تبریز برگزار میشود. همچنین پیام ویدئویی دکتر محمدعلی موحد پخش خواهد شد.
دکتر مهری باقری (متولد هشتم دیماه ۱۳۲۴) تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در تهران به پایان برد. در سال ۱۳۴۳ وارد دانشکده ادبیات و علوم انسانی شد. پس از اتمام تحصیل در مقطع فوقلیسانس، در سال ۱۳۵۰ برای ادامه تحصیل در دوره دکتری عازم اروپا شد و در دانشگاه هامبورگ آلمان در دروس مربوط به زبانشناسی زبانهای ایرانی شرکت کرد. در سال ۱۳۵۱ در همان شهر با دکتر بهمن سرکاراتی ازدواج کرد. پیش از پایان دوره دکتری به ایران بازگشت و تحصیلات خود را در رشته الهیات و معارف اسلامی ادامه داد و در سال ۱۳۵۵ در مقطع دکتری فارغالتحصیل شد.
دکتر مهری باقری از سال ۱۳۵۳ به عنوان پژوهشگر به استخدام دانشگاه تبریز درآمد و در موسسه تاریخ و فرهنگ ایران که زیر نظر استاد منوچهر مرتضوی اداره میشد، مشغول به کار شد. در سال ۱۳۶۷ با همراهی دکتر بهمن سرکاراتی، مجوز تأسیس گروه آموزشی فرهنگ و زبانهای باستانی را از وزارت علوم دریافت کرد. در سال ۱۳۷۴ برای استفاده از فرصت مطالعاتی یکساله به آمریکا سفر کرد و زیر نظر استاد نامآور عرصه مطالعات ایرانی، پروفسور ویندفور، طرح تحقیقاتی خود را با عنوان «بررسی کتیبههای پارتی و پهلوی» به انجام رساند. در سال ۱۳۸۱ به مدت دو سال از سوی وزارت علوم مأمور تدریس زبان و ادبیات فارسی در دانشگاه بارسلونای اسپانیا شد. در همین ایام موفق شد توافقنامه کتبی ایجاد کرسی زبان فارسی و ایرانشناسی را با کمک بخش روابط بینالمللی دانشگاه بارسلون به امضاء برساند. از آثار ایشان میتوان به کتابهای «مقدمات زبانشناسی»، «ادیان ایرانی پیش از اسلام»، «تاریخ زبان فارسی»، «اسفندیارنامه» و... اشاره کرد. عضویت در هیأتمشاوران بینالمللی مجله فولکلور دانشگاه منچستر (انگلستان)، عضویت پیوسته آکادمی علوم انسانی دانشگاه هلسینکی (فنلاند)، عضویت در هیأت مشاوران بینالمللی انجمن جهانی پژوهشهای حماسی پکن و... از دیگر فعالیتهای فرهنگی و پژوهشی دکتر مهری باقری است.
🔴 شبِ مهری باقری در ساعت پنج بعدازظهر شنبه سوم تیرماه ۱۴۰۲ خورشیدی در بنیاد پژوهشی شهریار (به نشانی: تبریز، خیابان ارتش جنوبی، جنب چهارراه باغشمال) برگزار میشود.
#اطلاع_رسانی
@IranDel_Channel
💢
🔴 شب مهری باقری
ششصد و هفتاد و نهمین شب از شبهای بخارا به بزرگداشتِ دکتر مهری باقری اختصاص دارد. این نشست در ساعت پنج بعدازظهر شنبه سوم تیرماه ۱۴۰۲ خورشیدی با حضور استادان: محمدرضا شفیعی کدکنی، رحیم رئیسنیا، باقر صدرینیا، علیرضا مظفری، ناصر علیزاده، سجاد آیدنلو، حسین مهرنگ و علی دهباشی در بنیاد شهریار شهر تبریز برگزار میشود. همچنین پیام ویدئویی دکتر محمدعلی موحد پخش خواهد شد.
دکتر مهری باقری (متولد هشتم دیماه ۱۳۲۴) تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در تهران به پایان برد. در سال ۱۳۴۳ وارد دانشکده ادبیات و علوم انسانی شد. پس از اتمام تحصیل در مقطع فوقلیسانس، در سال ۱۳۵۰ برای ادامه تحصیل در دوره دکتری عازم اروپا شد و در دانشگاه هامبورگ آلمان در دروس مربوط به زبانشناسی زبانهای ایرانی شرکت کرد. در سال ۱۳۵۱ در همان شهر با دکتر بهمن سرکاراتی ازدواج کرد. پیش از پایان دوره دکتری به ایران بازگشت و تحصیلات خود را در رشته الهیات و معارف اسلامی ادامه داد و در سال ۱۳۵۵ در مقطع دکتری فارغالتحصیل شد.
دکتر مهری باقری از سال ۱۳۵۳ به عنوان پژوهشگر به استخدام دانشگاه تبریز درآمد و در موسسه تاریخ و فرهنگ ایران که زیر نظر استاد منوچهر مرتضوی اداره میشد، مشغول به کار شد. در سال ۱۳۶۷ با همراهی دکتر بهمن سرکاراتی، مجوز تأسیس گروه آموزشی فرهنگ و زبانهای باستانی را از وزارت علوم دریافت کرد. در سال ۱۳۷۴ برای استفاده از فرصت مطالعاتی یکساله به آمریکا سفر کرد و زیر نظر استاد نامآور عرصه مطالعات ایرانی، پروفسور ویندفور، طرح تحقیقاتی خود را با عنوان «بررسی کتیبههای پارتی و پهلوی» به انجام رساند. در سال ۱۳۸۱ به مدت دو سال از سوی وزارت علوم مأمور تدریس زبان و ادبیات فارسی در دانشگاه بارسلونای اسپانیا شد. در همین ایام موفق شد توافقنامه کتبی ایجاد کرسی زبان فارسی و ایرانشناسی را با کمک بخش روابط بینالمللی دانشگاه بارسلون به امضاء برساند. از آثار ایشان میتوان به کتابهای «مقدمات زبانشناسی»، «ادیان ایرانی پیش از اسلام»، «تاریخ زبان فارسی»، «اسفندیارنامه» و... اشاره کرد. عضویت در هیأتمشاوران بینالمللی مجله فولکلور دانشگاه منچستر (انگلستان)، عضویت پیوسته آکادمی علوم انسانی دانشگاه هلسینکی (فنلاند)، عضویت در هیأت مشاوران بینالمللی انجمن جهانی پژوهشهای حماسی پکن و... از دیگر فعالیتهای فرهنگی و پژوهشی دکتر مهری باقری است.
🔴 شبِ مهری باقری در ساعت پنج بعدازظهر شنبه سوم تیرماه ۱۴۰۲ خورشیدی در بنیاد پژوهشی شهریار (به نشانی: تبریز، خیابان ارتش جنوبی، جنب چهارراه باغشمال) برگزار میشود.
#اطلاع_رسانی
@IranDel_Channel
💢
Telegram
attach 📎
👍10
🔴 شب بخارا در تبریزِ
🔴 شبِ بزرگداشت دکتر مهری باقری، زبانشناس برجسته
شنبه سوم تیر ماه ۱۴۰۲ خورشیدی
ساعت ۱۷
تبریز، خیابان ارتش جنوبی، نبش چهارراه باغشمال، بنیاد پژوهشی شهریار
با حضور:
محمدرضا شفیعیکدکنی
رحیم رئیسنیا
باقر صدرینیا
علیرضا مظفری
ناصر علیزاده
سجاد آیدنلو
حسین مهرنگ
و علی دهباشی
#اطلاع_رسانی
@IranDel_Channel
💢
🔴 شبِ بزرگداشت دکتر مهری باقری، زبانشناس برجسته
شنبه سوم تیر ماه ۱۴۰۲ خورشیدی
ساعت ۱۷
تبریز، خیابان ارتش جنوبی، نبش چهارراه باغشمال، بنیاد پژوهشی شهریار
با حضور:
محمدرضا شفیعیکدکنی
رحیم رئیسنیا
باقر صدرینیا
علیرضا مظفری
ناصر علیزاده
سجاد آیدنلو
حسین مهرنگ
و علی دهباشی
#اطلاع_رسانی
@IranDel_Channel
💢
👍15
.
🔴 #توییت_خوانی
✍️ افشین جعفرزاده، استاد دانشگاه علوم پزشکی تهران و کارشناسارشد تاریخ در کانال تلگرام خود نوشت:
درگیری مسلحانهی دوباره، میان دو جناحِ یک حزب مدعیِ نمایندگی کُردها در اقلیمِ کردستان عراق، دیگر بار نشان داد دو چیز آفت و سمِّ مهلک فعالیت سیاسی است:
نخست اولویت قومیت به امر ملی و ایرانی و دوم فعالیت مسلحانه!
اینک که دستی بر قدرت ندارند، چنین تیغ بر روی هم حزبی میکِشند! تصور کنید روزی قدرتی به دست این حزبهای قبیلهگرا برسد چه خواهند کرد!
این قاعده ناهنجار مختص حزبهای پانکُردی نیست. احزاب پانتُرکی و پانعربی نیز چنان هستند و کوچکترین نسبتی با دموکراسی و آرمان آزادی و توسعهی ایران ندارند.
@IranDel_Channel
💢
🔴 #توییت_خوانی
✍️ افشین جعفرزاده، استاد دانشگاه علوم پزشکی تهران و کارشناسارشد تاریخ در کانال تلگرام خود نوشت:
درگیری مسلحانهی دوباره، میان دو جناحِ یک حزب مدعیِ نمایندگی کُردها در اقلیمِ کردستان عراق، دیگر بار نشان داد دو چیز آفت و سمِّ مهلک فعالیت سیاسی است:
نخست اولویت قومیت به امر ملی و ایرانی و دوم فعالیت مسلحانه!
اینک که دستی بر قدرت ندارند، چنین تیغ بر روی هم حزبی میکِشند! تصور کنید روزی قدرتی به دست این حزبهای قبیلهگرا برسد چه خواهند کرد!
این قاعده ناهنجار مختص حزبهای پانکُردی نیست. احزاب پانتُرکی و پانعربی نیز چنان هستند و کوچکترین نسبتی با دموکراسی و آرمان آزادی و توسعهی ایران ندارند.
@IranDel_Channel
💢
👍10
🔴 پایان ماه عسلِ جناحهای مختلف گروهک تروریستی کومله
✍️ رشتهتوییتی از سالار سیفالدینی، دانشآموخته روابط بینالملل
برای برخی دوستان منشا این درگیری بین تروریستهای مارکسیست سوال شده [است.]
درگیری فعلی دو گروه کومله (سابقاً مائوئیست فعلاً مارکسیست) بر سر اختلاف داخلی بین بدنهی شعبه ایلخانیزاده با خود او است. بدنهی شورشگران به اتحاد با [عبدالله] مهتدی معترض هستند اما ایلخانیزاده همچنان معتقد به درستی این ائتلاف
از همین رو شورشگران، از دیروز سرکرده خودشان یعنی عمر ایلخانیزاده را زندانی کرده و خواستار خروج کوملهی [عبدالله] مهتدی از کمپ شورشگراناند. زیرا پس ائتلاف نیروهای مهتدی، وارد کمپ شورشگران سوسیالیست شده و زندگی اشتراکی را در کمون سلیمانیه شروع کرده بودند.
اما اکنون ماه عسل تمام شده [است].
تا دیروز که سوسیالیسم هدف بود، اما خیلی زود مالکیت خصوصی اهمیت پیدا کرد و کمون از هم پاشیده. بماند که اصلِ زمین غصبی است.
در پی این اختلاف، درگیری بالا گرفته و دوشکا و قناسه بیرون کشیده و جنگ طبقاتی را از درون ابتدا کردهاند تا اینکه دو نفر از مهتدی و یکی از یاران عمر. الف کشته شد.
فقط یک سوال:
چرا لیبرال دموکراسیهای غرب از مائوئیست - مارکسیستهای ایرانی از نوع کوهنشین و غارنشین حمایت میکنند؟
به نظر شما چرا برای کشورهای خودشان لیبرالیسم و برای ما مائوئیسم را تجویز میکنند؟
و چرا مائوئیست ما بجای «چین و کوبا» از لیبرال دموکراسیها پول و حمایت سیاسی میگیرد؟
#توییت_خوانی
@IranDel_Channel
💢
✍️ رشتهتوییتی از سالار سیفالدینی، دانشآموخته روابط بینالملل
برای برخی دوستان منشا این درگیری بین تروریستهای مارکسیست سوال شده [است.]
درگیری فعلی دو گروه کومله (سابقاً مائوئیست فعلاً مارکسیست) بر سر اختلاف داخلی بین بدنهی شعبه ایلخانیزاده با خود او است. بدنهی شورشگران به اتحاد با [عبدالله] مهتدی معترض هستند اما ایلخانیزاده همچنان معتقد به درستی این ائتلاف
از همین رو شورشگران، از دیروز سرکرده خودشان یعنی عمر ایلخانیزاده را زندانی کرده و خواستار خروج کوملهی [عبدالله] مهتدی از کمپ شورشگراناند. زیرا پس ائتلاف نیروهای مهتدی، وارد کمپ شورشگران سوسیالیست شده و زندگی اشتراکی را در کمون سلیمانیه شروع کرده بودند.
اما اکنون ماه عسل تمام شده [است].
تا دیروز که سوسیالیسم هدف بود، اما خیلی زود مالکیت خصوصی اهمیت پیدا کرد و کمون از هم پاشیده. بماند که اصلِ زمین غصبی است.
در پی این اختلاف، درگیری بالا گرفته و دوشکا و قناسه بیرون کشیده و جنگ طبقاتی را از درون ابتدا کردهاند تا اینکه دو نفر از مهتدی و یکی از یاران عمر. الف کشته شد.
فقط یک سوال:
چرا لیبرال دموکراسیهای غرب از مائوئیست - مارکسیستهای ایرانی از نوع کوهنشین و غارنشین حمایت میکنند؟
به نظر شما چرا برای کشورهای خودشان لیبرالیسم و برای ما مائوئیسم را تجویز میکنند؟
و چرا مائوئیست ما بجای «چین و کوبا» از لیبرال دموکراسیها پول و حمایت سیاسی میگیرد؟
#توییت_خوانی
@IranDel_Channel
💢
Telegram
attach 📎
👍11
.
✍️ جواد طباطبایی، فیلسوف سیاسی ایران
شالودهی استوارِ وحدتِ سیاسی و آیینی ایرانزمین، تنوع آن است.
ایرانزمین تا زمانی توانست وحدتِ سیاسی خود را حفظ کند که اساس آن بر تنوع استوار بود و هر بار که "وحدت در تنوع" به درستی فهمیده نشد و بیشتر از آن، هربار که وحدت بر تنوع چیره شد - چنانچه در بحث یورشِ افغانان اشارههایی به آن را آوردیم - وحدت و تنوع به یکسان، دستخوش مخاطره شده است.
🔴 منبع:
کتابِ تأملی درباره ایران
جلد نخست: دیباچهای بر نظریه انحطاط ایران با ملاحظات مقدماتی در مفهوم ایران
نوشتهی دکتر جواد طباطبایی،
چاپ پنجم، صفحه ۵۳۷.
@IranDel_Channel
💢
✍️ جواد طباطبایی، فیلسوف سیاسی ایران
شالودهی استوارِ وحدتِ سیاسی و آیینی ایرانزمین، تنوع آن است.
ایرانزمین تا زمانی توانست وحدتِ سیاسی خود را حفظ کند که اساس آن بر تنوع استوار بود و هر بار که "وحدت در تنوع" به درستی فهمیده نشد و بیشتر از آن، هربار که وحدت بر تنوع چیره شد - چنانچه در بحث یورشِ افغانان اشارههایی به آن را آوردیم - وحدت و تنوع به یکسان، دستخوش مخاطره شده است.
🔴 منبع:
کتابِ تأملی درباره ایران
جلد نخست: دیباچهای بر نظریه انحطاط ایران با ملاحظات مقدماتی در مفهوم ایران
نوشتهی دکتر جواد طباطبایی،
چاپ پنجم، صفحه ۵۳۷.
@IranDel_Channel
💢
👍11
.
🔴 #توییت_خوانی
✍️ توییت جواد رنجبر درخشیلر، دانشآموخته علوم سیاسی
درگیری تروریستها با هم در استان کُردستان، آیینهی تمام قدی از نگرانیهای ایرانپرستان است.
قومگرایی از اخلاق و خرَد بهره نبرده، منافع ملی را نمیشناسد و ارزش انسان را هم.
قومگرایی از هر نوع، اگر مجالی پیدا کند نه دموکراسی و آزادی و فرهنگ، بلکه کشتار و ترور و زمینِ سوخته تحویل خواهد داد.
@IranDel_Channel
💢
🔴 #توییت_خوانی
✍️ توییت جواد رنجبر درخشیلر، دانشآموخته علوم سیاسی
درگیری تروریستها با هم در استان کُردستان، آیینهی تمام قدی از نگرانیهای ایرانپرستان است.
قومگرایی از اخلاق و خرَد بهره نبرده، منافع ملی را نمیشناسد و ارزش انسان را هم.
قومگرایی از هر نوع، اگر مجالی پیدا کند نه دموکراسی و آزادی و فرهنگ، بلکه کشتار و ترور و زمینِ سوخته تحویل خواهد داد.
@IranDel_Channel
💢
👍13
.
🔴 دو یادداشت کوتاه
✍️ بابک مینا
یک)
حفاظت از خاک بخشی از «حفاظت از جان» است. ضروریترین پایه یک دولت - ملت حفظ امنیت قلمرو است. عدم امنیت، جانِ شهروندان را به خطر میاندازد. در نظم داخلی، برای حفظ امنیت، تمامیت ارضی باید به عنوان اصلی غیرقابل خدشه شناخته شود. در غیر این صورت سودای کشورسازی همه را فرا میگیرد و این نتیجهای جز عدم امنیت و به خطر افتادن جان انسانها ندارد. از سوی دیگر و در نظم جهانی، اهمیت تمامیت ارضی، «تجاوز» به خاک دیگری را در نظام بین الملل به چیزی مسألهزا و معمولاً نامشروع بدل کرده است. تمامیت ارضی شرط لازم و نه کافی برای حفظ امنیت شهروندان است. بحث مسخرهای که یکی از بقالان اپوزیسیون مطرح کرد در بهترین حالت نشانه جهل به مفاهیم پایهای دانش سیاست است و در بدترین حالت نشانه روسپیگری سیاسی.
دو)
معیار ملی بودن در سیاست در درجه اول تعهد به واحدی سیاسی به نام «ایران» و درکی واقعبینانه از منافع جمعی آن است. علاقه به شاهان هخامنشی و اشکانی و ساسانی، دوست داشتن نوروز، خوانندهی فردوسی و حافظ و غیره بودن اگر چه بسیار نیکوست، ولی ضرورتاً راه درست را در سیاست واقعی به ما نشان نمیدهد.
در بحبوحه منشوربازی میگفتند عبدالله مهتدی شعر فارسی میخواند و دوست دارد، پس ایراندوست است! کمی تاریخ بخوانیم میفهمیم این حرف شوخی است. بسیاری از نازیها عاشق فرانسه بودند و فرانسهزبان، اما این تضادی با این نداشت که در میدان سیاست و نبرد علیه واحدی سیاسی به نام فرانسه بودند. بسیاری از مللی که در میدان نبرد با یکدیگر جنگیدهاند عاشق ادبیات یکدیگر بودهاند. امر سیاسی را نباید با امر فرهنگی خلط کرد. ادبیات بیمرز است ولی سیاست مرز دارد. شعر فارسی را همه دوست دارند. هر کسی قدری ذوق ادبی داشته باشد مجذوب این سنتِ ادبی میشود. ولی عرصهٔ سیاست، منطق دیگری دارد. خلاصه هر کسی چهار تا سعدی و حافظ برایتان خواند، ذوقزده نشوید. از قضا استعمارگران به شهادت تاریخ خیلی خوب زبان و ادبیات و فرهنگ مستعمراتشان را یاد میگرفتند و در همان حال میچاپیدنشان!
🔴 پینوشت:
انتشار یادداشتی از یک فرد به معنی تایید تمام مواضع آن فرد نیست.
@IranDel_Channel
💢
🔴 دو یادداشت کوتاه
✍️ بابک مینا
یک)
حفاظت از خاک بخشی از «حفاظت از جان» است. ضروریترین پایه یک دولت - ملت حفظ امنیت قلمرو است. عدم امنیت، جانِ شهروندان را به خطر میاندازد. در نظم داخلی، برای حفظ امنیت، تمامیت ارضی باید به عنوان اصلی غیرقابل خدشه شناخته شود. در غیر این صورت سودای کشورسازی همه را فرا میگیرد و این نتیجهای جز عدم امنیت و به خطر افتادن جان انسانها ندارد. از سوی دیگر و در نظم جهانی، اهمیت تمامیت ارضی، «تجاوز» به خاک دیگری را در نظام بین الملل به چیزی مسألهزا و معمولاً نامشروع بدل کرده است. تمامیت ارضی شرط لازم و نه کافی برای حفظ امنیت شهروندان است. بحث مسخرهای که یکی از بقالان اپوزیسیون مطرح کرد در بهترین حالت نشانه جهل به مفاهیم پایهای دانش سیاست است و در بدترین حالت نشانه روسپیگری سیاسی.
دو)
معیار ملی بودن در سیاست در درجه اول تعهد به واحدی سیاسی به نام «ایران» و درکی واقعبینانه از منافع جمعی آن است. علاقه به شاهان هخامنشی و اشکانی و ساسانی، دوست داشتن نوروز، خوانندهی فردوسی و حافظ و غیره بودن اگر چه بسیار نیکوست، ولی ضرورتاً راه درست را در سیاست واقعی به ما نشان نمیدهد.
در بحبوحه منشوربازی میگفتند عبدالله مهتدی شعر فارسی میخواند و دوست دارد، پس ایراندوست است! کمی تاریخ بخوانیم میفهمیم این حرف شوخی است. بسیاری از نازیها عاشق فرانسه بودند و فرانسهزبان، اما این تضادی با این نداشت که در میدان سیاست و نبرد علیه واحدی سیاسی به نام فرانسه بودند. بسیاری از مللی که در میدان نبرد با یکدیگر جنگیدهاند عاشق ادبیات یکدیگر بودهاند. امر سیاسی را نباید با امر فرهنگی خلط کرد. ادبیات بیمرز است ولی سیاست مرز دارد. شعر فارسی را همه دوست دارند. هر کسی قدری ذوق ادبی داشته باشد مجذوب این سنتِ ادبی میشود. ولی عرصهٔ سیاست، منطق دیگری دارد. خلاصه هر کسی چهار تا سعدی و حافظ برایتان خواند، ذوقزده نشوید. از قضا استعمارگران به شهادت تاریخ خیلی خوب زبان و ادبیات و فرهنگ مستعمراتشان را یاد میگرفتند و در همان حال میچاپیدنشان!
🔴 پینوشت:
انتشار یادداشتی از یک فرد به معنی تایید تمام مواضع آن فرد نیست.
@IranDel_Channel
💢
Telegram
ایراندل | IranDel
همه عالم تن است و ایران دل ❤️
این کانال دغدغهاش، ایران است و گردانندۀ آن، یک شهروند ایرانی آذربایجانی
[ بازنشر یک یادداشت، توییت، ویدئو و یا یک صوت به معنی تأیید کل محتوا و تمام مواضع صاحب آن محتوا نیست و هدف صرفاً بازتاب دادن یک نگاه و اندیشه است.]
این کانال دغدغهاش، ایران است و گردانندۀ آن، یک شهروند ایرانی آذربایجانی
[ بازنشر یک یادداشت، توییت، ویدئو و یا یک صوت به معنی تأیید کل محتوا و تمام مواضع صاحب آن محتوا نیست و هدف صرفاً بازتاب دادن یک نگاه و اندیشه است.]
👍8
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎥 تماشا کنید: سیمای جلیلی
نتیجهی دو سال حکومت وحید جلیلی بر صداوسیما چه بوده است؟
🔴 متن کامل گزارش را اینجا بخوانید.
@IranDel_Channel
💢
نتیجهی دو سال حکومت وحید جلیلی بر صداوسیما چه بوده است؟
🔴 متن کامل گزارش را اینجا بخوانید.
@IranDel_Channel
💢
👍3
.
🔴 یادداشتی درباره درگیریهای درونی گروهک تروریستی کومله
✍️ تیرداد بنکدار
درگیریهای درونی احزابِ مسلحِ قومگرا و چپگرا در کُردستان، رویداد مسبوق به سابقهای بوده و این مورد اخیر نیز همچنانکه اولین آنها نبوده، آخرینشان نیز نخواهد بود.
فقط آنچه مورد اخیر را شاید کمی برجستهتر سازد، فاصلهی زمانی چند دههای وقوع این درگیری با موارد مشابه (و البته دارای ابعاد گستردهتر) گذشته میباشد. این فاصله زمانی را هم نباید به اشتباه ناشی از پیشرفت و رواداری تروریسمِ قومی فرض کرد، بلکه علت آن صرفاً پاکسازی نواحی کُردنشین ایران از احزابِ عملاً ضدِّ کردی و پناهنده شدن آنها به کردستان عراق بوده است که این وضعیت تبعاً در این سالها منتهی به محدودیت گستره اعمال این گروهها از جمله در برپایی درگیریهای درون جریانی و درون گروهی شده است.
اگر زمانی خدای ناخواسته دوباره این گروههای تروریستی گستره عمل سابقشان در دههی اول پس از انقلاب [۵۷] را به دست بیاورند، همچنان که این درگیری اخیر نمایانده است، مستعد برپایی دگرباره درگیریهای درونیشان حتی با شدتی بیش از پیش هستند. به این دلیل مشخص که تروریسمِ قومی، واجد هیچ نمایندگی شهروندمدارانهای نیست و تنها پیگیرِ تعصبات قومی از تنگنای لوله تفنگ است. تنگنایی که باشندگانش را حتی به درگیری مسلحانه درونی هم سوق میدهد.
بدیهی است که نخستین قربانی چنین فضاحتی هم هممیهنان مظلوم کُرد ما خواهند بود که خانه و زندگیشان بار دیگر آماج ددمنشی و درندهخویی تروریستهای مدعی میشود.
بنابراین بیش از همه برای صیانت از حقوق بنیادین هممیهنان کُرد و سپس همه ایرانیان، باید با قاطعیت هرچه تمامتر مقابل قومگراییِ تروریستی ایستاد و فریب یاوههای دغلکارانهای چون همبستگی و فدرالیسم و از این قبیل را که این تبهکاران، پشت آن سنگر میگیرند، نخورد.
@IranDel_Channel
💢
🔴 یادداشتی درباره درگیریهای درونی گروهک تروریستی کومله
✍️ تیرداد بنکدار
درگیریهای درونی احزابِ مسلحِ قومگرا و چپگرا در کُردستان، رویداد مسبوق به سابقهای بوده و این مورد اخیر نیز همچنانکه اولین آنها نبوده، آخرینشان نیز نخواهد بود.
فقط آنچه مورد اخیر را شاید کمی برجستهتر سازد، فاصلهی زمانی چند دههای وقوع این درگیری با موارد مشابه (و البته دارای ابعاد گستردهتر) گذشته میباشد. این فاصله زمانی را هم نباید به اشتباه ناشی از پیشرفت و رواداری تروریسمِ قومی فرض کرد، بلکه علت آن صرفاً پاکسازی نواحی کُردنشین ایران از احزابِ عملاً ضدِّ کردی و پناهنده شدن آنها به کردستان عراق بوده است که این وضعیت تبعاً در این سالها منتهی به محدودیت گستره اعمال این گروهها از جمله در برپایی درگیریهای درون جریانی و درون گروهی شده است.
اگر زمانی خدای ناخواسته دوباره این گروههای تروریستی گستره عمل سابقشان در دههی اول پس از انقلاب [۵۷] را به دست بیاورند، همچنان که این درگیری اخیر نمایانده است، مستعد برپایی دگرباره درگیریهای درونیشان حتی با شدتی بیش از پیش هستند. به این دلیل مشخص که تروریسمِ قومی، واجد هیچ نمایندگی شهروندمدارانهای نیست و تنها پیگیرِ تعصبات قومی از تنگنای لوله تفنگ است. تنگنایی که باشندگانش را حتی به درگیری مسلحانه درونی هم سوق میدهد.
بدیهی است که نخستین قربانی چنین فضاحتی هم هممیهنان مظلوم کُرد ما خواهند بود که خانه و زندگیشان بار دیگر آماج ددمنشی و درندهخویی تروریستهای مدعی میشود.
بنابراین بیش از همه برای صیانت از حقوق بنیادین هممیهنان کُرد و سپس همه ایرانیان، باید با قاطعیت هرچه تمامتر مقابل قومگراییِ تروریستی ایستاد و فریب یاوههای دغلکارانهای چون همبستگی و فدرالیسم و از این قبیل را که این تبهکاران، پشت آن سنگر میگیرند، نخورد.
@IranDel_Channel
💢
Telegram
ایراندل | IranDel
همه عالم تن است و ایران دل ❤️
این کانال دغدغهاش، ایران است و گردانندۀ آن، یک شهروند ایرانی آذربایجانی
[ بازنشر یک یادداشت، توییت، ویدئو و یا یک صوت به معنی تأیید کل محتوا و تمام مواضع صاحب آن محتوا نیست و هدف صرفاً بازتاب دادن یک نگاه و اندیشه است.]
این کانال دغدغهاش، ایران است و گردانندۀ آن، یک شهروند ایرانی آذربایجانی
[ بازنشر یک یادداشت، توییت، ویدئو و یا یک صوت به معنی تأیید کل محتوا و تمام مواضع صاحب آن محتوا نیست و هدف صرفاً بازتاب دادن یک نگاه و اندیشه است.]
👍14