ایران‌دل | IranDel
3.74K subscribers
1.24K photos
978 videos
41 files
2.02K links
همه عالم تن است و ایران‌ دل ❤️

این کانال دغدغه‌اش، ایران است و گردانندۀ آن، یک شهروند ایرانی آذربایجانی

[ بازنشر یک یادداشت، توییت، ویدئو و یا یک صوت به معنی تأیید کل محتوا و تمام مواضع صاحب آن محتوا نیست و هدف صرفاً بازتاب دادن یک نگاه و اندیشه است.]
Download Telegram
ایران‌دل | IranDel
رادیو فارسی بی‌بی‌سی – تمامیت ارضی یا یکپارچگی سرزمینی؟
🔴 نقدی بر برنامه پرگار

✍️ تیرداد بنکدار

این هفته [۲۰ خرداد ۱۴۰۲ خورشیدی] برنامه پرگار بی‌بی‌سی فارسی در ادامه مضحکه اخیر محفل منشورنویسان خارج از کشور، برنامه‌ای با موضوع این پرسش ساخته که تمامیت ارضی بهتر است یا یکپارچگی سرزمینی؟!

ظاهراً همگی از منشورنویسان تا برنامه‌‌سازان متوجه نیستند که یکپارچگی سرزمینی یکی از معادل‌های پارسی Unitary State در معنای ملت - دولت تک‌بافت و یکپارچه میشود. کشور یکپارچه و تک‌بافت نیز بر خلاف کشور فدرال واجد ساخت سیاسی-حقوقی یکپارچه و ملی در کل کشور است، نه ساخت چندپاره ایالتی و محلی. بنابراین یکپارچگی سرزمینی وقتی در توصیف وضعیت کشور از پیش موجودی چون ایران به کار میرود، خود تابعی از اصل پیشینی تمامیت ارضی است. اینجاست که دغلکاری آنهایی که می‌کوشند با برکشیدن یکپارچگی سرزمینی در مقابل تمامیت ارضی به خیال خود سر ایران‌دوستان را به اصطلاح شیره بمالند مبدل به مضحکه میشود!

پی‌نوشت: یکی از مهمانان برنامه پرگار آقای عباس جوادی از دانشمندان ایران‌دوست و صاحب‌نظر در تاریخ ایران و اقوام آن هستند که جدای از موضوع مد نظر در این یادداشت، موارد درستی را مطرح کردند.

@IranDel_Channel

💢
👍12👎1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎥 دیدار استاد محمدرضا شفیعی‌کدکنی با شاعران تبریزی در تهران


@IranDel_Channel

💢
👍10
🔴 بخش خصوصی واقعی و برندها

✍️ موسی غنی‌نژاد، دانش‌آموخته دکترای اقتصاد

خبرهای مربوط به تعطیلی و بازگشایی مجدد بنگاه قدیمی داروگر، موضوع برندهای معروف ایرانی و سرنوشت غم‌انگیز آنها را دوباره بر سر زبان‌ها انداخت. واقعیت این است که تولد و مرگ برندهای تجاری منطق اقتصادی روشنی دارد و اینکه برخی از آنها در طول زمان از بین می‌روند جای تعجب و نگرانی نیست.

مشکل جای دیگری است که حکایت از مسائل به مراتب جدی‌تری دارد. سوال اینجاست که چرا تقریباً همه بنگاه‌های اقتصادی موفق و مهم ایرانی که عمدتا طی دهه‌های ۱۳۳۰ و ۱۳۴۰ خورشیدی شکل گرفته بودند به تدریج کارآیی خود را از دست دادند؛ به‌طوری‌که یا به بنگاه‌های زیان‌ده دولتی تبدیل شدند یا ورشکسته شدند و از دور فعالیت اقتصادی بیرون رفتند و پرسش مهم دیگری که به‌طور منطقی در پی پرسش اول مطرح می‌شود این است که چرا دیگر بنگاه‌های بزرگ در بخش خصوصی در ابعاد بنگاه‌های بزرگ پیش از انقلاب اسلامی عملا شکل نگرفتند.

پاسخ دقیق به این پرسش مستلزم بررسی همه‌جانبه نظام اقتصادی، سیاسی و اجتماعی استقراریافته در فردای انقلاب در ایران است؛ اما اجمالاً می‌توان گفت یک عامل نقش تعیین‌کننده در این میان داشته است و آن ایدئولوژی سیاسی اقتصادی پیشران انقلابیون در آن مقطع تاریخی بود. نشانه‌های این ایدئولوژی را نه تنها در گفتارهای سیاسیون نشسته بر سریر قدرت بلکه در میان رقبا و حتی مخالفان آنها نیز می‌توان سراغ گرفت. مضافاً اینکه تقریباً همه روشنفکران تاثیرگذار در آن زمان، صرف‌نظر از اینکه دارای گرایش‌های اسلامی بودند یا نه، علناً و موکداً با آنچه «سرمایه‌داری وابسته» می‌نامیدند، مخالفت می‌کردند و خواهان ریشه‌کن کردن آن از جامعه ایران بودند. طبیعی بود که در آن فضای فکری تصمیمات و سیاستگذاری‌ها سویه به اصطلاح «ضد سرمایه‌داری» و «ضد وابستگی» بگیرد.
نتیجه اینکه در همان فردای پیروزی انقلاب اسلامی اکثریت قریب به اتفاق بنگاه‌های بزرگ و موفق که بیشترشان شهرتی به هم رسانده و تبدیل به برندهای معروفی شده بودند، مصادره شدند و سرنوشت آنها در دستان مدیران جوان و اغلب کارنابلد دولتی قرار گرفت. مدعیان هر بنگاه بزرگ و موفق را نماد «سرمایه‌داری» و هر نوع ارتباط با اقتصاد و تکنولوژی جهانی را نشانه «وابستگی» می‌دانستند و در طرد و نفی آن می‌کوشیدند.

بنابراین چگونه می‌شد تصور کرد که در چنین فضای فکری و اجتماعی یک بنگاه بخش خصوصی به اندازه‌ای بزرگ و موفق شود که عنوان برند را بر آن نهاد؟ ناکارآمدی حاکمیتِ این ایدئولوژی در ده‌ساله نخست پس از انقلاب آشکارا خود را نشان داد. ازاین‌رو عقلای قوم به فکر چاره‌جویی افتادند که نخستین نتیجه آن آغاز اصلاحات اقتصادی، البته بسیار محتاطانه و نیم‌بند، در سال‌های پایانی دهه ۱۳۶۰ و آغاز دهه ۱۳۷۰ بود. این اصلاحات، با وجود برخی اشتباهات، گرچه آشکارا نتایج مثبتی داشت، اما به مذاق اهل ایدئولوژی خوش نیامد. آنها همچنان بر طبل مبارزه با «سرمایه‌داری وابسته» می‌کوبیدند و از انحراف از مسیر انقلاب داد سخن می‌دادند. اما تحولات سیاسی و اجتماعی صورت‌گرفته در جامعه ایرانی در دهه ۱۳۷۰ دیگر اجازه بازگشت به آن ایدئولوژی به شکل اولیه‌اش را نمی‌داد. اصلاحات اقتصادی در دولت اصلاحات، با آنکه عمدتاً جناح چپ بر آن حاکم بود، ادامه یافت و همزمان با آن «سیاست‌های کلی اصل ۴۴ قانون اساسی» که هدف اعلام‌شده آن باز کردن راه برای غیر دولتی کردن اقتصاد دولت‌زده بود در دستور کار «مجمع تشخیص مصلحت نظام» قرار گرفت و نهایتا در سال ۱۳۸۴ ابلاغ شد.

با ابلاغ سیاست‌های کلی اصل ۴۴ قانون اساسی که همزمان شد با روی کار آمدن دولت نهم و تغییر رویکرد نسبت به اصلاحات اقتصادی، واگذاری شرکت‌های دولتی با جدیت و سرعت بی‌سابقه‌ای ادامه یافت؛ به‌گونه‌ای‌که دگرگونی مهمی در نظام اقتصادی کشور ایجاد کرد. هرچه روند واگذاری‌ها پیش رفت بیشتر معلوم شد که گرچه اقتصاد به معنی خاص کلمه غیردولتی می‌شود، اما نظام اقتصادی کشور همچنان سیاسی و سیاست‌زده باقی می‌ماند و بخش خصوصی واقعی که ظاهراً قرار بود سکان اقتصاد ملی را در دست گیرد، همچنان به زندگی دشوار و فلاکت‌زده خود در حاشیه اقتصاد ملی ادامه می‌دهد.



🔴 دنباله یادداشت را در قسمتِ "مشاهده فوری" بخوانید:
👇👇


@IranDel_Channel

💢
👍8
.
🔴 برشی از خاطرات اکبر هاشمی‌رفسنجانی در روز ۲۱ خرداد ۱۳۷۹ خورشیدی

عصر آقای [حیدر] علی‌اُف، رئیس‌جمهور آذربایجان آمد. از وضع مرزی با ارمنستان خیلی ناراحت است. گفت، یک میلیون آواره دارند و بیست درصد اراضی کشورش در اشغال ارمنستان است و کسی از او حمایت نمی‌کند و ارمنستان به پیشنهادهای صلح، جواب مساعد نمی‌دهد. دعوت کرد به [جمهوری] آذربایجان بروم. پیر و فرسوده شده است. از حمایت‌های من در زمانی که در نخجوان بود و اوایل ریاست‌جمهوری‌اش، قدردانی کرد.


🔴 منبع:
شبکه شرق


@IranDel_Channel

💢
👍8
.
🔴 اسطوره‌ی علم در کشورهای دیکتاتوری عقب‌مانده

✍️ بیژن اشتری، مترجم و نویسنده

دیکتاتورهای عالم "علاقه" شگفت‌انگیزی به «پیشرفت‌های علمی» دارند.
این‌ها که از تامین ساده‌ترین نیازهای مردمانشان عاجزند، گوش و چشم  فلک را از پیشرفت‌های مشعشع «علمی»شان کر و کور کرده‌اند تا رژیم جبار خود را توجیه کنند و حکومتشان را مترقی و سرآمد عالم جلوه دهند و بر تباهی‌های رژیمشان ماله بکشند.

رژیم جلاد کره شمالی که هفتاد درصد مردمش‌‌ از فرط گرسنگی به علف‌خوری افتاده، مدعی است که طلیعه‌دار کاوش‌های علمی در زمینه هوش مصنوعی است و‌ پژوهش‌گرانش در دانشگاه کیم ایل سونگ مرزهای علم و فن‌آوری را جابه‌جا کرده‌اند و پهپادهایی می‌سازد که از زیردریایی شلیک می‌شود.

آلمان شرقی کمونیست، خودش را طلیعه‌دار علوم کامپیوتری می‌دانست اما اتومبیل تولیدی‌اش، موسوم به ترابانت، با موتور دو پیستونی و شاسی قوطی کبریتی‌اش مضحکه جهانیان بود.

کوبای کمونیست هم مدعی است که حرف اول را در زمینه بیوتکنولوژی می‌زند در حالی‌که مردمش در فقر مطلق دست و پا می‌زنند.

اما به راستی چه کسی این حرف‌ها را باور می‌کند؟ کشوری که مردمش آزاد نیستند و در انزوا به سر می‌برند هیچ نسبتی با علم و دانش ندارد. که اگر داشت هر سال کرور کرور نخبگان علمی‌اش فرار نمی‌کردند.

دیکتاتوری رابطه میان علم و پیشرفت را قطع و خود علم را سرکوب می‌کند. دانشمند راستین در تضاد با دیکتاتوری است زیرا دیکتاتوری از به رسمیت شناختن این واقعیت که نقادی خون حیات بخش در رگ‌های علم است سر باز می‌زند. اندیشمند راستین در تضاد با دیکتاتوری است زیرا می‌داند که دیکتاتوری دشمن ذاتی قدرت اندیشه انسان است و مانع اصلی گسترش علم و دانش.

پیشرفت علمی در گروی آزادی اندیشه، زیست متمدنانه و تعاملات آزادانه بین‌المللی است.

پژوهش‌گری که در محیط بسته و تحت فشار زندگی  و کار می‌کند ذهنش همواره در بند است. در چنین محیطی هیچ گلی شکوفا نمی‌شود، نه در عرصه علم نه در عرصه فرهنگ نه در عرصه هنر. فشار و تنگ نظری ریشه هر خلاقیتی را می‌سوزاند و به همین خاطر هرگز  نمی‌توان هیچ پیشرفت علمی را در چنین کشورهایی باور کرد.

بله، می‌توان به ضرب دروغ و تبلیغات برای مدتی اذهان ساده‌دلان را شست‌وشو داد و توهم پیشرفت علمی و کارآمدی ایجاد کرد.
اما عمر دروغ کوتاه است و نمی‌توان مردمان را برای همیشه فریب داد.


🔴 پی‌نوشت:
انتشار یک یادداشت، به معنی تایید کل محتوای آن و به معنی تایید تمام مواضع نویسنده‌اش نیست.


@IranDel_Channel

💢
👍6👎1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎥 تعریف ملی‌گرایی ایرانی از زاویه‌ی دید حجت کلاشی، کنشگر سیاسی اهل اردبیل


🔴 پی‌نوشت:
انتشار ویدئویی از یک فرد به معنی تأیید تمام مواضع آن فرد نیست.



@IranDel_Channel

💢
👍6
📷 داستان‌واره‌ی اینستاگرامی مهدی تدینی


✍️ مهدی تدینی، تاریخ‌پژوه

موضع من درباره‌ی عموم مردم ایران روشنه:
حداکثر آزادیِ سیاسی، فرهنگی و اقتصادیِ برابر، برای تک‌تک ۸۵ میلیون ایرانی. در این زمینه هم فرقی بین احدی از مردم ایران قائل نیستم.

من فقط خودم رو فقط به خودِ ایران متعهد می‌دونم، حتی اندیشه‌ی خودم در درجه‌ی دومه برام. و اصلاً اندیشه‌ام هم برای اینه که سعادتِ ایران رو درش می‌بینم، چون لیبرالیسم رو بهترین درمان برای بیشترین مشکلات‌مون می‌دونم.


@IranDel_Channel

💢
👍10
🔴 دل‌نوشته‌ی تهمورث بشیریه ، برادرزاده‌ی دکتر حسین بشیریه* به بهانه‌ی زادروز عموی خود


🔴 پی‌نوشت:
* دکتر حسین بشیریه، زاده‌ی شهر همدان در ۲۵ خرداد ۱۳۳۲ خورشیدی، جامعه‌شناس، پژوهشگر و استاد برجسته‌ی علوم سیاسی و جامعه‌شناسی سیاسی



#مناسبتها

@IranDel_Channel

💢
👍9
🔴 شهریاری در اندیشه‌ی ایرانشهری

با نگاهی به شاهنامه فردوسی


🔴 منبع: پارسی‌انجمن


@IranDel_Channel

💢
👍9
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
.
🔴 به بهانه‌‌ی انتشارِ ویدئویی بحث‌برانگیز از فرمانده انتظامی استان مازندران در ساحل بابلسر

✍️ سالار سیف‌الدینی در رشته‌توییتی نوشت:

حکومت قانون

هنوز پس از دویست سال، مشکل همان یک کلمه مستشارالدوله است. مجری قانون، حکم اعدام صحرایی می‌دهد؟!

در حکومت قانون، مجری نمی‌تواند بگوید به حکم قانون بی‌قانونی بکنید (گردن بشکنید)، اگر گفت، نمی‌تواند در آن مقام بنشیند، اگر نشست، نمُرده بر جنازه‌ی حکومت قانون، نماز باید کرد.

این افسر، متوجه نبود که نادانسته چه تناقضی را در مورد پرونده‌ی مهسا امینی پیش کشیده و تمام تلاش‌ها برای اثبات طبیعی بودن مرگ او را به باد داده. اگر دادستان نظامی مازندران، قاضی حواس جمعی باشد باید همین فردا اعلام جرم کند.

در حکومت قانون، این قاضی است که بر اساس نص تصمیم می‌گیرد نه مجری.



🔴 پی‌نوشت:
انتشار توییتی از یک فرد به معنای تایید تمام مواضع آن فرد نیست.


@IranDel_Channel

💢
👍11
🔴 باید ایران را از تعرّض مصون داشت و نباید گذارد که بیگانگان به آن راه یابند.

✍️ زنده‌یاد محمدعلی اسلامی نُدوشن

سرزمینی که شاهنامه موضوع خود را در آن متمرکز کرده است، ایران است. بارها نامِ ایران در این کتاب تکرار می‌شود، همه چیز بر گِرد این نام و این خاک می‌گردد. جنگِ بزرگ هم بر سرِ این کشور در می‌گیرد. ایران کشور میانه است، میانِ خاور و باختر، آبادتر و آراسته‌تر از جاهای دیگر، و به زعمِ شاهنامه دارای مردمی متمدّن‌تر.

در مقدّمه‌ شاهنامه‌ ابومنصوری آمده است: «و ایرانشهر از رودِ آموی است تا رود مصر (جیحون تا نیل)، و این کشورهای دیگر پیرامونِ اویند، و از این هفت کشور، ایرانشهر بزرگوارتر است به هر هنری... .»

امّا ایران اگر ارجحیّت یا حتّی «تقدّسی» برایش قائل هستند، برای مردمش است نه خاک، و مردم هم به سبب کردارها و اندیشه‌هایشان چنین‌اَند. به هر حال، باید ایران را از تعرّض مصون داشت. نباید گذارد که بیگانگان به آن راه یابند.


@IranDel_Channel

💢
👍12
.
🔴 موسیقی و ادبیاتِ ایرانی


زِ حَد بُگذشت مشتاقی و صبر اَندر غَمت یارا
به وَصلِ خود دَوایی کُن، دلِ دیوانهٔ ما را

عِلاجِ دردِ مشتاقان، طَبیبِ عام نَشناسد
مَگر لیلی کُند درمان، غَمِ مجنونِ شیدا را

گَرَت پَروای غمگینان نخواهد بود و مِسکینان
نبایستی نِمود اوّل به ما آن روی زیبا را

چو بِنمودی و بِرْبودی ثُبات از عقل و صَبر از دِل
ببایَد چاره‌ای کَردن، کُنون آن ناشکیبا را

مرا سودای بت‌رویان نبودی پیش از این در سَر
ولیکن تا تو را دیدم، گُزیدم راه سودا را

مرادِ ما وصال توست از دنیا و از عُقبی
وگرنه بی‌شما قدری ندارد دین و دنیا را

چنان مُشتاقَم اِی دِلبَر به دیدارت که از دوری
برآیَد از دِلم آهی، بِسوزد هفت دریا را

بیا تا یک زمان، امروز خوش باشیم در خَلوَت
که در عالم نمی‌داند کَسی احوال فردا را

سُخن شیرین همی گویی به رَغمِ دشمنان سعدی
ولی بیمارِ استسقا چه داند ذوقِ حلوا را؟

سعدی شیرازی



🔴 موسیقی پیوست

ساز و آواز
غزل از سعدی
آواز: همایون شجریان
نوازنده سنتور: اردوان کامکار
آلبوم: ناشکیبا



@IranDel_Channel

💢
👍9
🔴 #اطلاع_رسانی

🔴 گفتگوهای ایرانی

بنیاد ایران شناسی و انجمن علمی مطالعات صلح ایران برگزار می‌کنند:

سلسله نشست‌های گفتگومحور درباره‌ی تاریخ، فرهنگ، ادبیات و آثار تمدنی ایران (با تاکید بر استانِ آذربایجان شرقی)

از استادان، نویسندگان، اندیشمندان، آموزگاران، دانشجویان، خبرنگاران، دانش‌آموزان و همه علاقه‌مندان دعوت می‌کنیم در این نشست‌ها شرکت کرده و ضمن طرح سوالات خود در بحث‌ها به روش علمی مشارکت کنند.

🔴 مدیر نشست‌ها: جواد رنجبر درخشیلر

هر نشست مهمان ویژه‌ای که متخصص موضوع مورد بحث باشد، خواهد داشت.

🔴 زمان نشست: پنجشنبه‌ها ساعت ده صبح

🔴 نشانی: تبریز، خیابان ثقه‌الاسلام، کوی سرخاب، پلاک ۶۲، بنیاد ایرانشناسی استان آذربایجان‌شرقی

شرکت در این نشست آزاد و رایگان است.


@IranDel_Channel

💢
👍10
🔴 روایت فقر در سینمای ایران واپس‌گراست

رضا صائمی

مباحثه‌ای درباره بازنمایی طبقه فرودست در سینمای ایران با حضور آرش حیدری و سعید قطبی‌زاده

نشستِ «بازنمایی طبقه فرودست در سینمای ایران» به‌همت انجمن صنفی منتقدان و نویسندگان آثار سینمایی و انجمن علمی مطالعات فرهنگی و رسانه دانشگاه علامه طباطبایی در ۲۳ خرداد ماه ۱۴۰۲ خورشیدی در خانه‌ سینما برگزار شد.

آرش حیدری؛ جامعه‌شناس:
آنچه برخی نامش را ژانر اجتماعی گذاشته‌اند و پرسش از اینکه آیا این نامگذاری موضوعیت دارد یا صرفاً یک لفظ است که به مجموعه‌ای از آثار الصاق می‌شود.
از یک‌جایی به‌بعد انگار نظام قصه‌گویی درباره فقر و طبقه فقیر، به‌دلیل عدم‌مواجهه با این قشر، موضع کسی است که به استعاره و کنایه دارد از پشت شیشه ماشینش به آنها نگاه می‌کند.

سعید قطبی‌زاده، منتقد سینما:
این تفکر که فقر مقدس است و پرداختن به فقر هم لاجرم یک فضیلت است یک خوانش و تلقی پوپولیستی از یک نگرش مارکسیستی از مدل ایرانی‌اش است.
یک روز هم باید به‌جای فقر در سینمای ایران به فقر سینمای ایران بپردازیم و اینکه چقدر این سینما در پرداخت زیبایی‌شناسانه به سوژه‌ها فقیر است.


🔴 منبع: روزنامه هم‌میهن


🔴 متن کامل را در در قسمتِ "مشاهده فوری" بخوانید:
👇👇


@IranDel_Channel

💢
👍7
🔴 مصاحبه اختصاصی مجمع علمی و فرهنگی مجد با سید محمود کاشانی، دانش‌آموخته دکترای حقوق و پژوهشگر تاریخ معاصر


مجری - کارشناس: شکوفه شکری

تاریخ مصاحبه: بهار ۱۴۰۲ خورشیدی


🔴 قسمت یکم در آپارات

🔴 قسمت دوم در آپارات


🔴 پی‌نوشت:
انتشار یک مصاحبه به معنی تایید محتوای آن نیست.


@IranDel_Channel

💢
👍2👎1
🔴 روزنامه اعتماد گزارش داد: هشدار درباره چالش درمان مسمومیت و مصرف الکل؛
انکار ما را به جایی نمی‌رساند!


✍️ بنفشه سام‌گیس

درمانگران اعتیاد اذعان کردند که با وجود جرم‌انگاری شرب خمر طی چهار دهه اخیر، تولید زیرزمینی و پنهان مشروبات الکلی در کشور به موازات تقاضای مصرف همواره ادامه داشته و آسیب مهم این پنهانکاری، تولید ترکیبات الکلی غیراستاندارد و مرگبار به دلیل افزودنی‌های غیرمجاز همچون مخدرها و داروهای اعتیادآور به اتانول یا ترکیب الکل با مقادیری متانول بوده که در دفعات متعدد طی این چهار دهه به مسمومیت‌های گسترده، نابینایی، مختل شدن و ازکار افتادن کبد و کلیه و درنهایت، مرگ مصرف‌کنندگان منجر شده است.

علی غلامی، دبیر کانون سراسری انجمن‌های صنفی مراکز سرپایی درمان اعتیاد کشور خطاب به مسئولان نظام سلامت، از ایشان می‌خواهد که واقعیت سوءمصرف الکل را جدی بگیرند و نسبت به توسعه اطلاع‌رسانی و آموزش‌های پیشگیرانه برای نجات نسل جوان کشور هر چه زودتر اقدام کنند: «انکار ما را به جایی نمی‌رساند».


🔴 گزارش را در قسمتِ "مشاهده فوری" بخوانید:
👇👇


@IranDel_Channel

💢
👍6
🔴 «شریعتی و دوزخ پاریس»

✍️ مهدی تدینی


در بیست‌ونهم خرداد ۱۳۵۶ دکتر علی شریعتی در ساوتهمپتون چشم از جهان فروبست. شریعتی میهنی فکری‌ـ‌نظری برای خیل عظیمی از جوانان تحصیل‌کردۀ ایرانی ساخت؛ جوانانی که تا پیش از آمدن شریعتی میان جبهه‌های مختلف آواره بودند. جوانانی که اسلام سنتی جذبشان نمی‌کرد، اما مسلمان بودند؛ مارکسیسم را دوست داشتند، اما دین‌ستیزی و ماتریالیسم مارکسیسم را نمی‌پسندیدند. در اینجا به شعبده‌ای نظری نیاز بود؛ به واعظ سخنوری که بتواند چیزهای جمع‌ناشدنی را جمع کند؛ شور را جامه‌ای از منطق به تن کند و شراره‌ای صوفیگری در تنۀ خشکِ علم بدمد؛ سیاست را با دیانت درآمیزد و طریقت را به مشی سیاسی بدل کند. اما مگر می‌شود این‌همه اضداد را در هم آمیخت و در هم سرشت؟ آری می‌شود؛ به چاشنی آرایه‌های ادبی و به خنیاگریِ سحرکنندۀ کلام در خطابه‌های آتشین ــ و بعد تکثرِ هزار هزارِ آنها روی نوار کاست.

اما در این نوشتار می‌خواهم از مواجهۀ عینی و واقعی شریعتی با دنیای مدرن بگویم. شریعتی هم مانند خیل بزرگی از همنسلان خود طعم زندگی در اروپا را چشید ــ او هم فرزند زمانه‌ای بود که جوانان ایرانی کرور کرور به اروپا می‌رفتند تا تحصیل کنند؛ جوانانی که توانِ تشکیلاتی حیرت‌انگیزی داشتند و شاید منسجم‌ترین تشکیلات دانشجویی‌ـ‌سیاسیِ کل تاریخ جهان را پدید آوردند: کنفدراسیون جهانی دانشجویان ایرانی که مانند یک شبکۀ مویرگیِ پیچیده و دقیق در غرب پراکنده شده بود و اتفاقاً شریعتی نیز دستی بر آتش آن داشت.

شریعتی در ۲۶ سالگی با بورس دولتی برای تحصیل دکتری عازم پاریس شد. دقیقاً «مواجهۀ شریعتی با محیط عینی غرب» خود یک دادۀ اساسی برای فهم اندیشه و سرشت او بود. به همین دلیل در این نوشتار مروری می‌کنم بر مواجهۀ شریعتی با پاریس و زندگی در غربت از زبان خود او.

البته تا این حد می‌توان به شریعتی حق داد و او را درک کرد که هر کسی ممکن است در غربت دچار ملال، افسردگی و محیط‌بیزاری شود، اما این بیزاری شریعتی از پیرامونش نتیجۀ یک دلتنگی ساده نبود. آن بیزاری و بیگانگی عمیق و آشتی‌ناپذیری شریعتی نسبت به پاریس و روح آن نمی‌توانست دلتنگی صِرف باشد. شاید اوج این بیگانگی آن باشد که شریعتی در جایی می‌گوید تنها نقطه‌ای را که از پاریس دوست دارد «گورستان مونپارناس» است ــ یعنی تنها جای گرمِ پاریس سنگ‌های سرد گورستان است؟ بگذارید مرور دقیق‌تری بر مواجهۀ شریعتی با پاریس بکنیم...

شریعتی در خرداد ۱۳۳۸ با بورس تحصیلی دولتی برای ادامه تحصیل به فرانسه رفت ــ دقیقاً در روزهایی که محمدرضاشاه هم در فرانسه حضور داشت. در همین خرداد ۱۳۳۸ محمدرضاشاه در یک تور اروپایی پس از دیدار از انگلستان، دانمارک و هلند به فرانسه آمد و پنجم خرداد در دانشگاه سوربن برای ایرانیان سخنرانی کرد. جالب این است که شاه در این سخنرانی ذهنیت «سوسیال» خود را آشکارا بیان می‌کند و می‌گوید کشورهای اسکاندیناوی ملت‌هایی مترقی‌اند، اما برنامۀ عدالت اجتماعی ما مترقی‌تر است، زیرا «صنایع سنگین، صنعت نفت، آهن و فولاد در ایران ملی است. زغال‌سنگ و منابع زیرزمینی و تلفن و بنادر متعلق به عموم است، در حالی که در آن کشورها اغلب این صنایع ملی نیست و در اختیار بخش خصوصی است.» بگذریم...

در این روزهای نخست هم‌اتاقی شریعتی، کاظم رجوی بود؛ برادر مسعود رجوی؛ و جالب اینکه کاظم رجوی در این جلسه شعری در مدح شاه ‌خوانده و «مورد عنایت شاهانه» قرار گرفته بود. کاظم پانزده سال از مسعود بزرگ‌تر بود و در فرانسه حقوق خواند و طبعاً او نیز در سال‌های بعد در زمرۀ انقلابی‌ها بود. پس از انقلاب هم در آن شورای مثلاً ملی برادر کوچک فعال بود تا اینکه به قتل رسید.

برگردیم به شریعتیِ تازه از راه رسیده... در همان لحظۀ اول، پاریس حال شریعتی را خراب کرد. می‌گوید: «آغاز ورود به اروپا، عظمت این هیولای پولادی که بر روی طلا و سکس خوابیده است و نامش تمدن جهانگیر غرب است... مرا به خود لرزاند.» او در نامه‌ای دیگر می‌نویسد: «اینجا فقط برای یک عده ولنگ‌واز شهوتران و ولخرج جای خوبی است، و اِلا تنهایی و غربت چنان به آدم فشار می‌آورد که حد ندارد.» و به همسرش در نامه‌ای سراسر دلتنگی می‌نویسد از محیطی که در آن هستم «بیزارم».


🔴 ادامه یادداشت را در قسمتِ "مشاهده فوری" بخوانید:
👇👇

@IranDel_Channel

💢
👍8👎4
🔴 کتاب‌هایی درباره‌ی تاریخ و زبانِ کُهَنِ خطّه‌ی آذربایجان

۱- زبان دیرین آذربایجان؛ دکتر منوچهر مرتضوی

۲- جستارهایی درباره زبان مردم آذربایجان؛ یحیی ذکا

۳- فرهنگ واژگان آذری؛ فیروز منصوری

۴- آذری یا زبان باستان آذربایجان؛ احمد کسروی تبریزی

۵- آذربایجان تُرک نیست، تُرک زبان است؛ کیامهر فیروزی

۶- تحول زبان آذربایجان در گذر زمان؛ عباس جوادی

۷- تاتی و هرزنی (دو لهجه از زبان باستان آذربایجان)؛ عبدالعلی کارنگ

۸- تاریخ آتروپاتن (آذربایجان باستان)؛ اقرار علی‌اف

۹- تاریخ ، تبار و زبان مردم آذربایجان؛ غلامرضا انصاف‌پور

۱۰- فرهنگ واژه های کهن در زبان امروز آذربایجان؛ محمد رضا شعار

۱۱- آذربایجان و آران؛ دکتر عنایت‌الله رضا

۱۲- تاریخ زبان آذری در آذربایگان؛ دکتر حسین نوین

۱۳- آذریگان (آگاهی‌هایی درباره گویش آذری)؛ صادق کیا

۱۴- تاریخ ، زبان و فرهنگ آذربایجان؛  فیروز منصوری

۱۵- زبان آذربایجان و وحدت ملی؛ ناصح ناطق

۱۶- آذری ها (دیارِ آذربایجان، تالش و زبان‌های آذری، تالشی، تاتی)؛ ضیاء طرقدار


🔴 منبع: آذرپژوه

💢
👍10
🔴 شبِ بخارا در تبریز

🔴 شب مهری باقری

ششصد و هفتاد و نهمین شب از شب‌های بخارا به بزرگداشتِ دکتر مهری باقری اختصاص دارد. این نشست در ساعت پنج بعدازظهر شنبه سوم تیرماه ۱۴۰۲ خورشیدی با حضور استادان: محمدرضا شفیعی کدکنی، رحیم رئیس‌نیا، باقر صدری‌نیا، علیرضا مظفری، ناصر علیزاده، سجاد آیدنلو، حسین مهرنگ و علی دهباشی در بنیاد شهریار شهر تبریز برگزار می‌شود. همچنین پیام ویدئویی دکتر محمدعلی موحد پخش خواهد شد.


دکتر مهری باقری (متولد هشتم دی‌ماه ۱۳۲۴) تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در تهران به پایان برد. در سال ۱۳۴۳ وارد دانشکده ادبیات و علوم انسانی شد. پس از اتمام تحصیل در مقطع فوق‌لیسانس، در سال ۱۳۵۰ برای  ادامه تحصیل در دوره دکتری عازم اروپا شد و در دانشگاه هامبورگ آلمان در دروس مربوط به زبان‌شناسی زبان‌های ایرانی شرکت کرد. در سال ۱۳۵۱ در همان شهر با دکتر بهمن سرکاراتی ازدواج کرد. پیش از پایان دوره دکتری به ایران بازگشت و تحصیلات خود را در رشته الهیات و معارف اسلامی ادامه داد و در سال ۱۳۵۵ در مقطع دکتری فارغ‌التحصیل شد.
دکتر مهری باقری از سال ۱۳۵۳ به عنوان پژوهشگر به استخدام دانشگاه تبریز درآمد و در موسسه تاریخ و فرهنگ ایران که زیر نظر استاد منوچهر مرتضوی اداره می‌شد، مشغول به کار شد. در سال ۱۳۶۷ با همراهی دکتر بهمن سرکاراتی، مجوز تأسیس گروه آموزشی فرهنگ و زبان‌های باستانی را از وزارت علوم دریافت کرد. در سال ۱۳۷۴ برای استفاده از فرصت مطالعاتی یک‌ساله به آمریکا سفر کرد و زیر نظر استاد نام‌آور عرصه مطالعات ایرانی، پروفسور ویندفور، طرح تحقیقاتی خود را با عنوان «بررسی کتیبه‌های پارتی و پهلوی» به انجام رساند. در سال ۱۳۸۱ به مدت دو سال از سوی وزارت علوم مأمور تدریس زبان و ادبیات فارسی در دانشگاه بارسلونای اسپانیا شد. در همین ایام موفق شد توافق‌نامه کتبی ایجاد کرسی زبان فارسی و ایران‌شناسی را با کمک بخش روابط بین‌المللی دانشگاه بارسلون به امضاء برساند. از آثار ایشان می‌توان به کتاب‌های «مقدمات زبان‌شناسی»، «ادیان ایرانی پیش از اسلام»، «تاریخ زبان فارسی»، «اسفندیارنامه» و... اشاره کرد. عضویت در هیأت‌مشاوران بین‌المللی مجله فولکلور دانشگاه منچستر (انگلستان)، عضویت پیوسته آکادمی علوم انسانی دانشگاه هلسینکی (فنلاند)، عضویت در هیأت مشاوران بین‌المللی انجمن جهانی پژوهشهای حماسی پکن و... از دیگر فعالیت‌های فرهنگی و پژوهشی دکتر مهری باقری است.


🔴 شبِ مهری باقری در ساعت پنج بعدازظهر شنبه سوم تیرماه ۱۴۰۲ خورشیدی در بنیاد پژوهشی شهریار (به نشانی: تبریز، خیابان ارتش جنوبی، جنب چهارراه باغشمال) برگزار می‌شود.


#اطلاع_رسانی


@IranDel_Channel

💢
👍10