ایران‌دل | IranDel
3.74K subscribers
1.24K photos
978 videos
41 files
2.02K links
همه عالم تن است و ایران‌ دل ❤️

این کانال دغدغه‌اش، ایران است و گردانندۀ آن، یک شهروند ایرانی آذربایجانی

[ بازنشر یک یادداشت، توییت، ویدئو و یا یک صوت به معنی تأیید کل محتوا و تمام مواضع صاحب آن محتوا نیست و هدف صرفاً بازتاب دادن یک نگاه و اندیشه است.]
Download Telegram
🔴 انتزاع مس سونگون و پیامدهای خطیری که در‌باره آن فکری نشد‌

✍️ احسان هوشمند

یکی از اساسی‌ترین وظایف دولت و مسئولیت‌های نظام حکمرانی در کشور، توسعه پایدار و متوازن و عادلانه در پهنه سرزمینی است؛ امری که در دهه‌های گذشته با چالش‌های بسیاری روبه‌رو بوده است. امروزه ناموزونی و نابرابری فضایی شاخص‌های توسعه در کشور به امر نگران‌کننده‌ای مبدل شده است. این شاخص‌ها نه‌تنها در میان تهران و برخی کلان‌شهرها مانند اصفهان و تبریز و مشهد با دیگر مناطق کشور به‌شدت خودنمایی می‌کند، حتی در درون استان‌ها نیز وضعیت آزاردهنده‌ای را به نمایش می‌گذارد. شاخص‌های توسعه در درون استان‌های کشور تحت تأثیر این روند نابرابری عمیقی را نمایان می‌کند. در آذربایجان شرقی شاخص‌های توسعه میان بخش غربی استان با بخش شرقی بسیار عمیق است؛ یعنی اگر استان آذربایجان شرقی را بتوان به دو بخش غربی و شرقی تقسیم کرد، بخش غربی استان توانسته روند رو به رشدی را تجربه کند و بخش شرقی شوربختانه از این روند به تلخی و به‌شدت جا مانده است. این در حالی است که در چهار دهه گذشته استان آذربایجان شرقی از استان‌هایی است که بیشترین نیروی بومی و محلی را در ساختار اداری و دولتی خود در سطوح عالی تا سطوح میانی و پایه تجربه کرده است. ناتوانی بخش تدبیر کشور در پیشبرد توسعه کشور بر‌اساس یک نظریه مدون اقتصادی اندیشیده‌شده، بی‌توجهی به توسعه بر مبنای آمایش سرزمین، سلیقه‌ای عمل‌کردن، کمبود نقدینگی و صرف بودجه‌های کلان کشور در اموری که سود چندانی برای اقتصاد ملی در پی نداشته و چه‌بسا ضررهای هنگفتی نیز در پی داشته باشد و گسترش فساد و باندبازی و بی‌بهره‌بودن ساختار دولت از حضور چشمگیر عقلا و متخصصان ملی‌اندیش و کارشناس و برخی از ابعاد سیاست خارجی ازجمله متغیرهایی است که به صورت‌بندی فعلی توسعه‌ای کشور منجر شده است. در چنین شرایطی برخی از مقامات کشوری و استانی با دمیدن بر بوق محلی‌گرایی بر سیاهه‌ی مسائل کشور می‌افزایند. گویی مسئولان مربوطه متوجه آفات و ابعاد مخاطره‌آمیز محلی‌گرایی نیستند! تبعات محلی‌گرایی در تقسیمات کشوری دزفول - اندیمشک یا کازرون یا قزوین و مانند آن که جلوی دیدگان آقایان هست.

۱) در روزهای اخیر انتزاع مس سونگون از شرکت ملی صنایع مس ایران که در دهه ۵۰ [خورشیدی] تأسیس شد، به یکی از خبرهای منتشر‌شده در فضای سیاسی کشور مبدل شده است. گفته شده با این انتزاع «عواید فروش محصولات مس در استان مانده و به مردم این خطه تخصیص خواهد یافت». با کمال شگفتی رئیس دولت در‌این‌باره گفت «در بازدید از مس سونگون گفته شد استقلال این مرکز و ثبت آن و آنکه درآمد آنجا برای توسعه آذربایجان باشد، این کار بحمدالله انجام شد». این مقام کشوری مشخص نیست بر‌اساس کدام رویکرد ملی و مطالعاتی به این تصمیم مهم و حساس و مخاطره‌‌آمیز رسیده است؟ آیا پیوست مطالعاتی برای چنین تصمیمی صورت گرفته است؟ آیا پیامد چنین تصمیماتی گسترش افراطی محلی‌گرایی در کشور و تحمیل هزینه‌های سنگینی بر کشور نیست؟ آیا چنین تصمیماتی به سرایت چنین خواسته‌هایی به سایر نقاط کشور نمی‌انجامد؟ و این چرخه دامن دیگر استان‌ها را نخواهد گرفت؟ آیا ایران ملک مشاع همه ایرانیان نیست؟ شاید بی‌دلیل نباشد که در سال‌های اخیر مراکز مطالعاتی و مشاوره‌ای کشور چنین به حاشیه رانده شده‌اند. آیا در‌باره چنین تصمیماتی مراکزی مانند مرکز بررسی‌های استراتژیک ریاست‌جمهوری یا مرکز مطالعات راهبردی وزارت کشور مشاوره‌ای ترتیب داده و محتوایی تولید کرده است؟ گویا کشور نه بر مبنای رویکردهای کارشناسی، بلکه بر‌اساس سلایق مدیران کشور اداره می‌شود؟ و البته در وقت مؤاخذه هم کسی مسئولیت اقداماتش را نمی‌پذیرد! چه کسی هزینه تصمیمات نادرست و مسئله‌زایی مانند مورد اخیر را می‌پردازد؟


🔴 منبع:
روزنامه شرق، شماره ۲۱ خرداد ۱۴۰۲ خورشیدی


🔴 دنباله یادداشت را در قسمتِ "مشاهده فوری" بخوانید:
👇👇


@IranDel_Channel

💢
👍9👎1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 رئیس تیم وکیلانِ مدافع صدام حسین:
هنگام بالا رفتن صدام از پله‌ها برای اعدام، افسران اطلاعاتی ایرانی، فارسی صحبت می‌کردند تا اثبات کنند ما ایرانی‌ها تو را محاکمه می‌کردیم نه آمریکایی‌ها و این مجازات جنگ هشت ساله است.


@IranDel_Channel

💢
👍11
🔴 پشت کارت تحصیلی دانش.آموزی دارالفنون سال‌تحصیلی ۱۳۲۹ - ۱۳۲۸ خورشیدی


شعار سال‌تحصیلی ۱۳۲۹ - ۱۳۲۸ دانش آموزان دارالفنون:

۱- راست بگویید، راست بشنوید، راست بروید.

۲- آن چه را می‌خواهید، جسورانه و خردمندانه به دست آورید.

۳- میهن عزیز ما ایران نیازمند به جوانان تندرست و داناست. ورزش کنید تا تندرست و توانا و دانش آموزید، تا دانا و خردمند باشید.

۴- با خود تعهد جوانمردانه کنید که فریب ندهید و کوشش کنید که فریب هم نخورید. بنابراین در دوره زندگانی، چشم و گوش خود را باز و شنوا کنید.

دفتر دارالفنون



@IranDel_Channel

💢
👍17
🔴 #مناسبتها

بعد از قراردادِ جنابِ احمد قوام (نخست‌وزیر ایران) و سادچیکوف (سفیر شوروی در ایران) در فروردین ۱۳۲۵ خورشیدی در روزِ بيست‌ودوم خرداد همان سال، ارتش ایران به رهبری تیمسار حاج‌علی رزم‌آرا برای بازپس‌گیری خطه‌ی آذربایجان به حالت آماده‌باش در آمد و سرتیپ میرحسین هاشمی - داماد باقرخان ، سالار ملی - فرماندهی لشکر را عهده‌دار شدند.


@IranDel_Channel

💢
👍11
.
🔴 پیرامون «استقلال مس سونگون» و ایرادات آن 

✍️ نیما عظیمی، کنشگر مدنی تبریزی

جناب رئیس جمهور!
حالا که قدم رنجه فرمودید و در مسیر سفرهای استانی خود، روز پنجشنبه ۱۸ خردادماه [۱۴۰۲ خورشیدی] خود را به ایستگاه آذربایجان‌شرقی - تبریز رساندید و دیداری مردمی را برگزار نمودید، ما نیز به عنوان رسانه‌ی این شهر، فرصت غنیمت شمرده و قصد آن داریم تا سخنی با جناب‌تان گوییم.

شما در سخنان خود اشاره داشتید که: «حتماً نوشته‌ها را پیگیری می‌کنم و هیچ کدام از نوشته‌ها، بی‌پاسخ نمی‌ماند.» از ایمان و امید گفتید؛ سپاس که ما را امیدوار نمودید و ما نیز به پشتوانه‌ی جوهرامید است که دست به قلم بردیم و این نامه‌ی شهروندمدارانه را نگاشتیم.

جناب رئیس جمهور! امیدِ اول و آخر ما همین قلم است و همین کاغذ! تا صدا و ندای بخش دیگری از مردمان این خطه را به گوش شما برسانیم.
جناب رئیس جمهور! شما «استقلال مس سونگون» را اعلام نمودید؛ اما بخش قابل توجهی از مردمِ آذربایجان، موافق این طرح و تصویب آن نیستند. از این رو، دراین یادداشتِ کوتاه، چند دلیل و پرسشِ اجمالی درمحورِ همین موضوع را برای جنابعالی و تیم کارشناسی‌تان مطرح و در میان می‌گذاریم. امید آن که در کنار دلایل موافقت خود در اخذ این تصمیم، نیم نگاهی نیز به دلایل مخالفت ما بیندازید.

آیا «استقلال مس سونگون» را عاملی در تداومِ فرهنگ عشیره‌ای و قومی به جای حمایت از منافع ملی ایران نمی‌دانید؟ بنابر نظر نگارنده، تصویب و اجرای این طرح، درخفیف‌ترین حالت آن، خدشه بر همبستگی ملی ملت ایران وارد خواهد نمود؛ چه این که واگذاری نقش‌ها و انتساب اشخاص، به راحتی می‌تواند از توجه به تخصصِ شخص خارج شده و تبدیل و مبتنی بر تعلقات قومی و پیوندهای خویشاوندی شود. آیا دراین صورت، اصل طبیعی رقابت و نخبه سالاری - از مایه‌های اصلی و حیاتی برای پیشرفت اقتصادی - ازمیان نخواهد رفت؟ به عبارت دیگر، این موضوع، محدودیت آفرین و به نابسامانی‌هایی در اقتصاد منتج خواهدشد؛ که این نابسامانی، خروجیِ یک چرخه نه براساس دانش و حرفه‌ی افراد، بلکه براساسِ نَسَب افراد خواهدبود.

اما سوال و ابهام بزرگ دیگری که اذهان عموم را به خود مشغول نموده است، چگونگی مرزبندی جغرافیاییِ این استقلال بخشی به مس سونگون است! چرا که معدن و کارخانه‌ی «مس سونگون»، مختص و متعلق به منطقه‌ای در شهرستانِ «ورزقان» است. پرسش اینجاست که درصورت استقلالِ آن، تنها مردم ورزقان از سودمندی‌های آن بهره‌مند خواهند شد؟ یا مردم سایر شهرهای استان ازجمله تبریز و اهر و مرند و بناب و… در آن سود و بهره‌وری سهیم هستند؟ آنچه مبرهن و روشن است این که در صورت اختصاص این شرکت صرفاً به ورزقان، چرخ‌های گرداننده‌ی این شرکت، زیربارِ تنهایی، لِه شده و سپس سودمندی آن تعطیل خواهدشد! و چنانچه عنوانِ این دستور شما، «استقلال شرکت مس آذربایجان» است، پس در این میان، نقشِ «شرکت ملی مس ایران» چیست؟ و کجاست؟!

و این که آیا چنین نیست؟ که باید مواد اولیه‌ی استخراج شده از معدن «مس سونگون آذربایجان» برای فرآوری به «کرمان» فرستاده شده و پس از طی نمودن مراحل فروش، سودِ محصول به خزانه‌ی شرکت ملی مس واریز و صرف آبادانی «ایران» شود. درست مثل «نفت خوزستان»  که برای فرآوری به شرکت‌های «پتروشیمی تبریز» سرازیر شده و درکنار اشتغال‌زایی درآذربایجان با نفت خوزستان، درآمدی حاصل و به «شرکت ملی نفت ایران» واریز می‌شود. یا مثل «سنگ آهنی» که از «بافق یزد» به «مجامع فولاد تبریز» فرستاده و سود آن پس از طی همان مراحل فوق، به خزانه‌ی «شرکت ملی فولاد ایران» واریز می شود. و الی آخر…

حال که سودِ حاصل از چرخش چرخ‌های اقتصادی کشور، ازجمله صنعت مس ایران، در خزانه‌ی ملی ملت ایران و برای تمام ملت ایران است، چه لزوم و اجباری برای استقلال شرکت مس سونگون وجود دارد؟ بخشیدن این استقلالِ عشیره‌ای و منطقه‌ای و فروکاستن از شأن آن به عنوان یک امر ملی، قابلیت بالایی در دامن زدن به نزاع‌های قوم در قوم را داراست که قوامِ ملی و همبستگی ملت ایران را خدشه‌دار کرده و می‌تواند بهانه‌های دشمنان این سرزمین برای دست درازی و همسایه آزاری به ویژه در حوزه‌ی قفقازجنوبی، آن هم در این روزهای پرتنش را بیشتر کند. همانانی که چون به لحاظ نظامی، حرفی را برای گفتن برابر «ایران» یعنی «قدرت نظامی برتر منطقه» ندارند، روی به تحریک گسل‌های قومی و جنگِ فرهنگی آورده‌اند و با نفرت پراکنی‌های خود، سعی در نفوذ و برهم زدن ملیت ایرانی مردم آذربایجان و وابستگی شان به آن سوی ارس را دارند!


🔴 ادامه یادداشت را در آذریها بخوانید.


@IranDel_Channel

💢
👍8👎1
ایران‌دل | IranDel
رادیو فارسی بی‌بی‌سی – تمامیت ارضی یا یکپارچگی سرزمینی؟
🔴 نقدی بر برنامه پرگار

✍️ تیرداد بنکدار

این هفته [۲۰ خرداد ۱۴۰۲ خورشیدی] برنامه پرگار بی‌بی‌سی فارسی در ادامه مضحکه اخیر محفل منشورنویسان خارج از کشور، برنامه‌ای با موضوع این پرسش ساخته که تمامیت ارضی بهتر است یا یکپارچگی سرزمینی؟!

ظاهراً همگی از منشورنویسان تا برنامه‌‌سازان متوجه نیستند که یکپارچگی سرزمینی یکی از معادل‌های پارسی Unitary State در معنای ملت - دولت تک‌بافت و یکپارچه میشود. کشور یکپارچه و تک‌بافت نیز بر خلاف کشور فدرال واجد ساخت سیاسی-حقوقی یکپارچه و ملی در کل کشور است، نه ساخت چندپاره ایالتی و محلی. بنابراین یکپارچگی سرزمینی وقتی در توصیف وضعیت کشور از پیش موجودی چون ایران به کار میرود، خود تابعی از اصل پیشینی تمامیت ارضی است. اینجاست که دغلکاری آنهایی که می‌کوشند با برکشیدن یکپارچگی سرزمینی در مقابل تمامیت ارضی به خیال خود سر ایران‌دوستان را به اصطلاح شیره بمالند مبدل به مضحکه میشود!

پی‌نوشت: یکی از مهمانان برنامه پرگار آقای عباس جوادی از دانشمندان ایران‌دوست و صاحب‌نظر در تاریخ ایران و اقوام آن هستند که جدای از موضوع مد نظر در این یادداشت، موارد درستی را مطرح کردند.

@IranDel_Channel

💢
👍12👎1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎥 دیدار استاد محمدرضا شفیعی‌کدکنی با شاعران تبریزی در تهران


@IranDel_Channel

💢
👍10
🔴 بخش خصوصی واقعی و برندها

✍️ موسی غنی‌نژاد، دانش‌آموخته دکترای اقتصاد

خبرهای مربوط به تعطیلی و بازگشایی مجدد بنگاه قدیمی داروگر، موضوع برندهای معروف ایرانی و سرنوشت غم‌انگیز آنها را دوباره بر سر زبان‌ها انداخت. واقعیت این است که تولد و مرگ برندهای تجاری منطق اقتصادی روشنی دارد و اینکه برخی از آنها در طول زمان از بین می‌روند جای تعجب و نگرانی نیست.

مشکل جای دیگری است که حکایت از مسائل به مراتب جدی‌تری دارد. سوال اینجاست که چرا تقریباً همه بنگاه‌های اقتصادی موفق و مهم ایرانی که عمدتا طی دهه‌های ۱۳۳۰ و ۱۳۴۰ خورشیدی شکل گرفته بودند به تدریج کارآیی خود را از دست دادند؛ به‌طوری‌که یا به بنگاه‌های زیان‌ده دولتی تبدیل شدند یا ورشکسته شدند و از دور فعالیت اقتصادی بیرون رفتند و پرسش مهم دیگری که به‌طور منطقی در پی پرسش اول مطرح می‌شود این است که چرا دیگر بنگاه‌های بزرگ در بخش خصوصی در ابعاد بنگاه‌های بزرگ پیش از انقلاب اسلامی عملا شکل نگرفتند.

پاسخ دقیق به این پرسش مستلزم بررسی همه‌جانبه نظام اقتصادی، سیاسی و اجتماعی استقراریافته در فردای انقلاب در ایران است؛ اما اجمالاً می‌توان گفت یک عامل نقش تعیین‌کننده در این میان داشته است و آن ایدئولوژی سیاسی اقتصادی پیشران انقلابیون در آن مقطع تاریخی بود. نشانه‌های این ایدئولوژی را نه تنها در گفتارهای سیاسیون نشسته بر سریر قدرت بلکه در میان رقبا و حتی مخالفان آنها نیز می‌توان سراغ گرفت. مضافاً اینکه تقریباً همه روشنفکران تاثیرگذار در آن زمان، صرف‌نظر از اینکه دارای گرایش‌های اسلامی بودند یا نه، علناً و موکداً با آنچه «سرمایه‌داری وابسته» می‌نامیدند، مخالفت می‌کردند و خواهان ریشه‌کن کردن آن از جامعه ایران بودند. طبیعی بود که در آن فضای فکری تصمیمات و سیاستگذاری‌ها سویه به اصطلاح «ضد سرمایه‌داری» و «ضد وابستگی» بگیرد.
نتیجه اینکه در همان فردای پیروزی انقلاب اسلامی اکثریت قریب به اتفاق بنگاه‌های بزرگ و موفق که بیشترشان شهرتی به هم رسانده و تبدیل به برندهای معروفی شده بودند، مصادره شدند و سرنوشت آنها در دستان مدیران جوان و اغلب کارنابلد دولتی قرار گرفت. مدعیان هر بنگاه بزرگ و موفق را نماد «سرمایه‌داری» و هر نوع ارتباط با اقتصاد و تکنولوژی جهانی را نشانه «وابستگی» می‌دانستند و در طرد و نفی آن می‌کوشیدند.

بنابراین چگونه می‌شد تصور کرد که در چنین فضای فکری و اجتماعی یک بنگاه بخش خصوصی به اندازه‌ای بزرگ و موفق شود که عنوان برند را بر آن نهاد؟ ناکارآمدی حاکمیتِ این ایدئولوژی در ده‌ساله نخست پس از انقلاب آشکارا خود را نشان داد. ازاین‌رو عقلای قوم به فکر چاره‌جویی افتادند که نخستین نتیجه آن آغاز اصلاحات اقتصادی، البته بسیار محتاطانه و نیم‌بند، در سال‌های پایانی دهه ۱۳۶۰ و آغاز دهه ۱۳۷۰ بود. این اصلاحات، با وجود برخی اشتباهات، گرچه آشکارا نتایج مثبتی داشت، اما به مذاق اهل ایدئولوژی خوش نیامد. آنها همچنان بر طبل مبارزه با «سرمایه‌داری وابسته» می‌کوبیدند و از انحراف از مسیر انقلاب داد سخن می‌دادند. اما تحولات سیاسی و اجتماعی صورت‌گرفته در جامعه ایرانی در دهه ۱۳۷۰ دیگر اجازه بازگشت به آن ایدئولوژی به شکل اولیه‌اش را نمی‌داد. اصلاحات اقتصادی در دولت اصلاحات، با آنکه عمدتاً جناح چپ بر آن حاکم بود، ادامه یافت و همزمان با آن «سیاست‌های کلی اصل ۴۴ قانون اساسی» که هدف اعلام‌شده آن باز کردن راه برای غیر دولتی کردن اقتصاد دولت‌زده بود در دستور کار «مجمع تشخیص مصلحت نظام» قرار گرفت و نهایتا در سال ۱۳۸۴ ابلاغ شد.

با ابلاغ سیاست‌های کلی اصل ۴۴ قانون اساسی که همزمان شد با روی کار آمدن دولت نهم و تغییر رویکرد نسبت به اصلاحات اقتصادی، واگذاری شرکت‌های دولتی با جدیت و سرعت بی‌سابقه‌ای ادامه یافت؛ به‌گونه‌ای‌که دگرگونی مهمی در نظام اقتصادی کشور ایجاد کرد. هرچه روند واگذاری‌ها پیش رفت بیشتر معلوم شد که گرچه اقتصاد به معنی خاص کلمه غیردولتی می‌شود، اما نظام اقتصادی کشور همچنان سیاسی و سیاست‌زده باقی می‌ماند و بخش خصوصی واقعی که ظاهراً قرار بود سکان اقتصاد ملی را در دست گیرد، همچنان به زندگی دشوار و فلاکت‌زده خود در حاشیه اقتصاد ملی ادامه می‌دهد.



🔴 دنباله یادداشت را در قسمتِ "مشاهده فوری" بخوانید:
👇👇


@IranDel_Channel

💢
👍8
.
🔴 برشی از خاطرات اکبر هاشمی‌رفسنجانی در روز ۲۱ خرداد ۱۳۷۹ خورشیدی

عصر آقای [حیدر] علی‌اُف، رئیس‌جمهور آذربایجان آمد. از وضع مرزی با ارمنستان خیلی ناراحت است. گفت، یک میلیون آواره دارند و بیست درصد اراضی کشورش در اشغال ارمنستان است و کسی از او حمایت نمی‌کند و ارمنستان به پیشنهادهای صلح، جواب مساعد نمی‌دهد. دعوت کرد به [جمهوری] آذربایجان بروم. پیر و فرسوده شده است. از حمایت‌های من در زمانی که در نخجوان بود و اوایل ریاست‌جمهوری‌اش، قدردانی کرد.


🔴 منبع:
شبکه شرق


@IranDel_Channel

💢
👍8
.
🔴 اسطوره‌ی علم در کشورهای دیکتاتوری عقب‌مانده

✍️ بیژن اشتری، مترجم و نویسنده

دیکتاتورهای عالم "علاقه" شگفت‌انگیزی به «پیشرفت‌های علمی» دارند.
این‌ها که از تامین ساده‌ترین نیازهای مردمانشان عاجزند، گوش و چشم  فلک را از پیشرفت‌های مشعشع «علمی»شان کر و کور کرده‌اند تا رژیم جبار خود را توجیه کنند و حکومتشان را مترقی و سرآمد عالم جلوه دهند و بر تباهی‌های رژیمشان ماله بکشند.

رژیم جلاد کره شمالی که هفتاد درصد مردمش‌‌ از فرط گرسنگی به علف‌خوری افتاده، مدعی است که طلیعه‌دار کاوش‌های علمی در زمینه هوش مصنوعی است و‌ پژوهش‌گرانش در دانشگاه کیم ایل سونگ مرزهای علم و فن‌آوری را جابه‌جا کرده‌اند و پهپادهایی می‌سازد که از زیردریایی شلیک می‌شود.

آلمان شرقی کمونیست، خودش را طلیعه‌دار علوم کامپیوتری می‌دانست اما اتومبیل تولیدی‌اش، موسوم به ترابانت، با موتور دو پیستونی و شاسی قوطی کبریتی‌اش مضحکه جهانیان بود.

کوبای کمونیست هم مدعی است که حرف اول را در زمینه بیوتکنولوژی می‌زند در حالی‌که مردمش در فقر مطلق دست و پا می‌زنند.

اما به راستی چه کسی این حرف‌ها را باور می‌کند؟ کشوری که مردمش آزاد نیستند و در انزوا به سر می‌برند هیچ نسبتی با علم و دانش ندارد. که اگر داشت هر سال کرور کرور نخبگان علمی‌اش فرار نمی‌کردند.

دیکتاتوری رابطه میان علم و پیشرفت را قطع و خود علم را سرکوب می‌کند. دانشمند راستین در تضاد با دیکتاتوری است زیرا دیکتاتوری از به رسمیت شناختن این واقعیت که نقادی خون حیات بخش در رگ‌های علم است سر باز می‌زند. اندیشمند راستین در تضاد با دیکتاتوری است زیرا می‌داند که دیکتاتوری دشمن ذاتی قدرت اندیشه انسان است و مانع اصلی گسترش علم و دانش.

پیشرفت علمی در گروی آزادی اندیشه، زیست متمدنانه و تعاملات آزادانه بین‌المللی است.

پژوهش‌گری که در محیط بسته و تحت فشار زندگی  و کار می‌کند ذهنش همواره در بند است. در چنین محیطی هیچ گلی شکوفا نمی‌شود، نه در عرصه علم نه در عرصه فرهنگ نه در عرصه هنر. فشار و تنگ نظری ریشه هر خلاقیتی را می‌سوزاند و به همین خاطر هرگز  نمی‌توان هیچ پیشرفت علمی را در چنین کشورهایی باور کرد.

بله، می‌توان به ضرب دروغ و تبلیغات برای مدتی اذهان ساده‌دلان را شست‌وشو داد و توهم پیشرفت علمی و کارآمدی ایجاد کرد.
اما عمر دروغ کوتاه است و نمی‌توان مردمان را برای همیشه فریب داد.


🔴 پی‌نوشت:
انتشار یک یادداشت، به معنی تایید کل محتوای آن و به معنی تایید تمام مواضع نویسنده‌اش نیست.


@IranDel_Channel

💢
👍6👎1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎥 تعریف ملی‌گرایی ایرانی از زاویه‌ی دید حجت کلاشی، کنشگر سیاسی اهل اردبیل


🔴 پی‌نوشت:
انتشار ویدئویی از یک فرد به معنی تأیید تمام مواضع آن فرد نیست.



@IranDel_Channel

💢
👍6
📷 داستان‌واره‌ی اینستاگرامی مهدی تدینی


✍️ مهدی تدینی، تاریخ‌پژوه

موضع من درباره‌ی عموم مردم ایران روشنه:
حداکثر آزادیِ سیاسی، فرهنگی و اقتصادیِ برابر، برای تک‌تک ۸۵ میلیون ایرانی. در این زمینه هم فرقی بین احدی از مردم ایران قائل نیستم.

من فقط خودم رو فقط به خودِ ایران متعهد می‌دونم، حتی اندیشه‌ی خودم در درجه‌ی دومه برام. و اصلاً اندیشه‌ام هم برای اینه که سعادتِ ایران رو درش می‌بینم، چون لیبرالیسم رو بهترین درمان برای بیشترین مشکلات‌مون می‌دونم.


@IranDel_Channel

💢
👍10
🔴 دل‌نوشته‌ی تهمورث بشیریه ، برادرزاده‌ی دکتر حسین بشیریه* به بهانه‌ی زادروز عموی خود


🔴 پی‌نوشت:
* دکتر حسین بشیریه، زاده‌ی شهر همدان در ۲۵ خرداد ۱۳۳۲ خورشیدی، جامعه‌شناس، پژوهشگر و استاد برجسته‌ی علوم سیاسی و جامعه‌شناسی سیاسی



#مناسبتها

@IranDel_Channel

💢
👍9
🔴 شهریاری در اندیشه‌ی ایرانشهری

با نگاهی به شاهنامه فردوسی


🔴 منبع: پارسی‌انجمن


@IranDel_Channel

💢
👍9
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
.
🔴 به بهانه‌‌ی انتشارِ ویدئویی بحث‌برانگیز از فرمانده انتظامی استان مازندران در ساحل بابلسر

✍️ سالار سیف‌الدینی در رشته‌توییتی نوشت:

حکومت قانون

هنوز پس از دویست سال، مشکل همان یک کلمه مستشارالدوله است. مجری قانون، حکم اعدام صحرایی می‌دهد؟!

در حکومت قانون، مجری نمی‌تواند بگوید به حکم قانون بی‌قانونی بکنید (گردن بشکنید)، اگر گفت، نمی‌تواند در آن مقام بنشیند، اگر نشست، نمُرده بر جنازه‌ی حکومت قانون، نماز باید کرد.

این افسر، متوجه نبود که نادانسته چه تناقضی را در مورد پرونده‌ی مهسا امینی پیش کشیده و تمام تلاش‌ها برای اثبات طبیعی بودن مرگ او را به باد داده. اگر دادستان نظامی مازندران، قاضی حواس جمعی باشد باید همین فردا اعلام جرم کند.

در حکومت قانون، این قاضی است که بر اساس نص تصمیم می‌گیرد نه مجری.



🔴 پی‌نوشت:
انتشار توییتی از یک فرد به معنای تایید تمام مواضع آن فرد نیست.


@IranDel_Channel

💢
👍11
🔴 باید ایران را از تعرّض مصون داشت و نباید گذارد که بیگانگان به آن راه یابند.

✍️ زنده‌یاد محمدعلی اسلامی نُدوشن

سرزمینی که شاهنامه موضوع خود را در آن متمرکز کرده است، ایران است. بارها نامِ ایران در این کتاب تکرار می‌شود، همه چیز بر گِرد این نام و این خاک می‌گردد. جنگِ بزرگ هم بر سرِ این کشور در می‌گیرد. ایران کشور میانه است، میانِ خاور و باختر، آبادتر و آراسته‌تر از جاهای دیگر، و به زعمِ شاهنامه دارای مردمی متمدّن‌تر.

در مقدّمه‌ شاهنامه‌ ابومنصوری آمده است: «و ایرانشهر از رودِ آموی است تا رود مصر (جیحون تا نیل)، و این کشورهای دیگر پیرامونِ اویند، و از این هفت کشور، ایرانشهر بزرگوارتر است به هر هنری... .»

امّا ایران اگر ارجحیّت یا حتّی «تقدّسی» برایش قائل هستند، برای مردمش است نه خاک، و مردم هم به سبب کردارها و اندیشه‌هایشان چنین‌اَند. به هر حال، باید ایران را از تعرّض مصون داشت. نباید گذارد که بیگانگان به آن راه یابند.


@IranDel_Channel

💢
👍12
.
🔴 موسیقی و ادبیاتِ ایرانی


زِ حَد بُگذشت مشتاقی و صبر اَندر غَمت یارا
به وَصلِ خود دَوایی کُن، دلِ دیوانهٔ ما را

عِلاجِ دردِ مشتاقان، طَبیبِ عام نَشناسد
مَگر لیلی کُند درمان، غَمِ مجنونِ شیدا را

گَرَت پَروای غمگینان نخواهد بود و مِسکینان
نبایستی نِمود اوّل به ما آن روی زیبا را

چو بِنمودی و بِرْبودی ثُبات از عقل و صَبر از دِل
ببایَد چاره‌ای کَردن، کُنون آن ناشکیبا را

مرا سودای بت‌رویان نبودی پیش از این در سَر
ولیکن تا تو را دیدم، گُزیدم راه سودا را

مرادِ ما وصال توست از دنیا و از عُقبی
وگرنه بی‌شما قدری ندارد دین و دنیا را

چنان مُشتاقَم اِی دِلبَر به دیدارت که از دوری
برآیَد از دِلم آهی، بِسوزد هفت دریا را

بیا تا یک زمان، امروز خوش باشیم در خَلوَت
که در عالم نمی‌داند کَسی احوال فردا را

سُخن شیرین همی گویی به رَغمِ دشمنان سعدی
ولی بیمارِ استسقا چه داند ذوقِ حلوا را؟

سعدی شیرازی



🔴 موسیقی پیوست

ساز و آواز
غزل از سعدی
آواز: همایون شجریان
نوازنده سنتور: اردوان کامکار
آلبوم: ناشکیبا



@IranDel_Channel

💢
👍9
🔴 #اطلاع_رسانی

🔴 گفتگوهای ایرانی

بنیاد ایران شناسی و انجمن علمی مطالعات صلح ایران برگزار می‌کنند:

سلسله نشست‌های گفتگومحور درباره‌ی تاریخ، فرهنگ، ادبیات و آثار تمدنی ایران (با تاکید بر استانِ آذربایجان شرقی)

از استادان، نویسندگان، اندیشمندان، آموزگاران، دانشجویان، خبرنگاران، دانش‌آموزان و همه علاقه‌مندان دعوت می‌کنیم در این نشست‌ها شرکت کرده و ضمن طرح سوالات خود در بحث‌ها به روش علمی مشارکت کنند.

🔴 مدیر نشست‌ها: جواد رنجبر درخشیلر

هر نشست مهمان ویژه‌ای که متخصص موضوع مورد بحث باشد، خواهد داشت.

🔴 زمان نشست: پنجشنبه‌ها ساعت ده صبح

🔴 نشانی: تبریز، خیابان ثقه‌الاسلام، کوی سرخاب، پلاک ۶۲، بنیاد ایرانشناسی استان آذربایجان‌شرقی

شرکت در این نشست آزاد و رایگان است.


@IranDel_Channel

💢
👍10
🔴 روایت فقر در سینمای ایران واپس‌گراست

رضا صائمی

مباحثه‌ای درباره بازنمایی طبقه فرودست در سینمای ایران با حضور آرش حیدری و سعید قطبی‌زاده

نشستِ «بازنمایی طبقه فرودست در سینمای ایران» به‌همت انجمن صنفی منتقدان و نویسندگان آثار سینمایی و انجمن علمی مطالعات فرهنگی و رسانه دانشگاه علامه طباطبایی در ۲۳ خرداد ماه ۱۴۰۲ خورشیدی در خانه‌ سینما برگزار شد.

آرش حیدری؛ جامعه‌شناس:
آنچه برخی نامش را ژانر اجتماعی گذاشته‌اند و پرسش از اینکه آیا این نامگذاری موضوعیت دارد یا صرفاً یک لفظ است که به مجموعه‌ای از آثار الصاق می‌شود.
از یک‌جایی به‌بعد انگار نظام قصه‌گویی درباره فقر و طبقه فقیر، به‌دلیل عدم‌مواجهه با این قشر، موضع کسی است که به استعاره و کنایه دارد از پشت شیشه ماشینش به آنها نگاه می‌کند.

سعید قطبی‌زاده، منتقد سینما:
این تفکر که فقر مقدس است و پرداختن به فقر هم لاجرم یک فضیلت است یک خوانش و تلقی پوپولیستی از یک نگرش مارکسیستی از مدل ایرانی‌اش است.
یک روز هم باید به‌جای فقر در سینمای ایران به فقر سینمای ایران بپردازیم و اینکه چقدر این سینما در پرداخت زیبایی‌شناسانه به سوژه‌ها فقیر است.


🔴 منبع: روزنامه هم‌میهن


🔴 متن کامل را در در قسمتِ "مشاهده فوری" بخوانید:
👇👇


@IranDel_Channel

💢
👍7