.
🔴 حزبِ كمونيست و "مسئلهی مليتها" در ايران
۱۳۳۸ ه.ق - ۱۳۱۱ ه.ش
✍️ سید هاشم آقاجری (دانشآموخته دکترای تاریخ) و محسن نورمحمد (دانشآموخته تاریخ)
چكيده:
"مساله ملی" مفهومی است كه ماركسيستها در مواجهه با گسـترش مـوج ناسيوناليسـم در
قرون نوزده [میلادی] آن را مطرح و در ادامه، بخصوص در آستانه انقلاب اكتبر، از آن به عنوان ابزاری در جهت پيشبرد اهداف خود استفاده كردند. در ايران نيز بـه طـور مشـخص بـا تاسـيس
حزب كمونيست در سال ۱۳۳۸ ه.ق بود كه "مساله ملی" مطرح شد و ايـن حـزب در صـدد تببين رويكرد خود در قبال آن برآمد. پرسشهای اصلی ايـن پـژوهش آن اسـت كـه چـرا مفهومی به نام "مساله ملی" در ايران مطرح شد؟ "مساله ملی" چه جايگاهی در راهبرد سياسی حزب كمونيست ايران داشت؟ اين پژوهش با رويكردي تببيني - تفسيری و با روش تحليل محتوا به بررسی اين سوالات میپردازد. اين پژوهش نتيجه مي گيرد كه "مساله ملی" [مدنظر چپها و کمونیستها] پيش از آنكه نمودی واقعی در جامعه ايران داشته باشد، ابزاری بود كـه حـزب كمونيسـت ايـران
بتواند در راه جلبِ حمايت عناصر ناراضی از آن استفاده كند و حزب توجه بيشتری به آن
نمیكرد. با اين وجود حزب [کمونیست ایران]، مفاهيمی را پايه گذاشت كه در ادامه چالشهای بسيار مهمی برای منافعِ ملی ايران ايجاد كرد.
كليدواژهها: حزب كمونيست ايران، مساله ملی، ماركسيسم، ناسيوناليسم
مقدمه:
ناسيوناليسم (Nationalism) يكی از مهمترين چالشهايی است كـه انديشـهی ماركسيسـتي در
طول حيات خود با آن مواجه و از آن به عنوان "مساله ملی" (Question National) نام بـرده
شده است. ناسيوناليسم و نظام مبتنی بر ملت - دولت (Nation - State) که نتيجهی انقلاب فرانسه بود، چه در اروپا و چه در كشورهای مستعمره پيش از ماركسيسم توسعه يافـت و انديشـه ماركسيستی، ناچار از تعيين نسبت خود با خواستههای ملی در ايـن كشـورها بـود. اگرچـه
برخی از انديشهورزان ماركسيست تلاش كردند تا در مواجهه با ناسيوناليسم، راه حلی جامع بیابند. اما اين مفهوم همواره يک چالش مهم برای ماركسيستها باقی ماند.
در ايران نيز سوسيال دموكراسی در آستانه انقلاب مشروطه و بخصوص در مجلس دوم،
تكوين يافت؛ با انقلاب مشروطه، هويت ايرانی در قالب حقوقي و جديد ملت پیريزی شد و مناسبات آتی كشور در راستای تامين منافع اين ملت سامان يافت. بـا ايـن وجـود بـرای
كنشگران سوسيال دموكرات آن دوران تضادی بين منافع ملی و منـافع طبقـاتی آنهـا ديـده
نمیشد. با انقلاب اكتبر و نظام سياسی برآمده از آن در قالب كمونيسم، رفتهرفتـه سوسـيال
دموكراسی قديم در مناطق پيرامونی روسيه شوروی، جای خود را به كمونيسمی داد كـه از
طرف بلشویکهای تازه به قدرت رسيده تبليغ میشد.
تشكيل حزب كمونيست ايران و تكميـل گـذار از سوسـيال دموكراسـی بـه كمونيسـم مصادف شد با كودتاي اسفند ۱۲۹۹ [خورشیدی] و تلاش برای وحدت سياسی كشـور؛ سـپس در دوره
رضاشاه، تمركزگرایی و ملیگرايی دو پايه اصلی دولت برای پيشبرد اهداف خود بود. بنابر
اين حزب كمونيست ايران در شرايطی به فعاليت سياسی میپرداخت كه در قامـت حزبـی
كمونيست ناچار از مواجهه با رشد ملیگرایی و تعيين نسبت خود با آن بود. رويكرد حزب
در اين راستا ابداع مفهومی به نام "مليتهای ايرانی" و تلاش برای بهرهگيری از اين مفهوم
در راستای مبارزات خود بود.
در نوشتار پيش رو تلاش شده است تا رويكرد حزب كمونيسـت [ایران] در رابطـه بـا "مسـاله
مليتها" در ايران و تحولات آن، در چارچوب شرايط سياسي ايران و مناسبات حزب با اين
شرايط بررسی شود؛ در پاسخ به چرايی طرح "مساله ملی" در ايران، نويسنده معتقد است كـه
پرداختن به "مساله ملی" و ترويج آن در ايران، پيش از آنكه در بطن مناسبات تاريخی موجود
ديده شود، به برداشت سياسی حزب از شرايط انقلابی در ايران، نقش بـورژوازی و تـلاش
در جهت تبليغ اهدافِ خود وابسته بود و حزب جز استفاده ابزاری از ايـن موضـوع توجـه بیشتری
به آن نمیكرد. با اين وجود حزب مفاهيمی را ابداع كرد كه در ادامه حيات سياسی
ايران چالشهای بسياری را روياروی وحدتِ سياسی و منافع ملی ايران قرار داد.
🔴 مقاله را در PDF پیوستی مطالعه کنید.
👇👇
@IranDel_Channel
💢
🔴 حزبِ كمونيست و "مسئلهی مليتها" در ايران
۱۳۳۸ ه.ق - ۱۳۱۱ ه.ش
✍️ سید هاشم آقاجری (دانشآموخته دکترای تاریخ) و محسن نورمحمد (دانشآموخته تاریخ)
چكيده:
"مساله ملی" مفهومی است كه ماركسيستها در مواجهه با گسـترش مـوج ناسيوناليسـم در
قرون نوزده [میلادی] آن را مطرح و در ادامه، بخصوص در آستانه انقلاب اكتبر، از آن به عنوان ابزاری در جهت پيشبرد اهداف خود استفاده كردند. در ايران نيز بـه طـور مشـخص بـا تاسـيس
حزب كمونيست در سال ۱۳۳۸ ه.ق بود كه "مساله ملی" مطرح شد و ايـن حـزب در صـدد تببين رويكرد خود در قبال آن برآمد. پرسشهای اصلی ايـن پـژوهش آن اسـت كـه چـرا مفهومی به نام "مساله ملی" در ايران مطرح شد؟ "مساله ملی" چه جايگاهی در راهبرد سياسی حزب كمونيست ايران داشت؟ اين پژوهش با رويكردي تببيني - تفسيری و با روش تحليل محتوا به بررسی اين سوالات میپردازد. اين پژوهش نتيجه مي گيرد كه "مساله ملی" [مدنظر چپها و کمونیستها] پيش از آنكه نمودی واقعی در جامعه ايران داشته باشد، ابزاری بود كـه حـزب كمونيسـت ايـران
بتواند در راه جلبِ حمايت عناصر ناراضی از آن استفاده كند و حزب توجه بيشتری به آن
نمیكرد. با اين وجود حزب [کمونیست ایران]، مفاهيمی را پايه گذاشت كه در ادامه چالشهای بسيار مهمی برای منافعِ ملی ايران ايجاد كرد.
كليدواژهها: حزب كمونيست ايران، مساله ملی، ماركسيسم، ناسيوناليسم
مقدمه:
ناسيوناليسم (Nationalism) يكی از مهمترين چالشهايی است كـه انديشـهی ماركسيسـتي در
طول حيات خود با آن مواجه و از آن به عنوان "مساله ملی" (Question National) نام بـرده
شده است. ناسيوناليسم و نظام مبتنی بر ملت - دولت (Nation - State) که نتيجهی انقلاب فرانسه بود، چه در اروپا و چه در كشورهای مستعمره پيش از ماركسيسم توسعه يافـت و انديشـه ماركسيستی، ناچار از تعيين نسبت خود با خواستههای ملی در ايـن كشـورها بـود. اگرچـه
برخی از انديشهورزان ماركسيست تلاش كردند تا در مواجهه با ناسيوناليسم، راه حلی جامع بیابند. اما اين مفهوم همواره يک چالش مهم برای ماركسيستها باقی ماند.
در ايران نيز سوسيال دموكراسی در آستانه انقلاب مشروطه و بخصوص در مجلس دوم،
تكوين يافت؛ با انقلاب مشروطه، هويت ايرانی در قالب حقوقي و جديد ملت پیريزی شد و مناسبات آتی كشور در راستای تامين منافع اين ملت سامان يافت. بـا ايـن وجـود بـرای
كنشگران سوسيال دموكرات آن دوران تضادی بين منافع ملی و منـافع طبقـاتی آنهـا ديـده
نمیشد. با انقلاب اكتبر و نظام سياسی برآمده از آن در قالب كمونيسم، رفتهرفتـه سوسـيال
دموكراسی قديم در مناطق پيرامونی روسيه شوروی، جای خود را به كمونيسمی داد كـه از
طرف بلشویکهای تازه به قدرت رسيده تبليغ میشد.
تشكيل حزب كمونيست ايران و تكميـل گـذار از سوسـيال دموكراسـی بـه كمونيسـم مصادف شد با كودتاي اسفند ۱۲۹۹ [خورشیدی] و تلاش برای وحدت سياسی كشـور؛ سـپس در دوره
رضاشاه، تمركزگرایی و ملیگرايی دو پايه اصلی دولت برای پيشبرد اهداف خود بود. بنابر
اين حزب كمونيست ايران در شرايطی به فعاليت سياسی میپرداخت كه در قامـت حزبـی
كمونيست ناچار از مواجهه با رشد ملیگرایی و تعيين نسبت خود با آن بود. رويكرد حزب
در اين راستا ابداع مفهومی به نام "مليتهای ايرانی" و تلاش برای بهرهگيری از اين مفهوم
در راستای مبارزات خود بود.
در نوشتار پيش رو تلاش شده است تا رويكرد حزب كمونيسـت [ایران] در رابطـه بـا "مسـاله
مليتها" در ايران و تحولات آن، در چارچوب شرايط سياسي ايران و مناسبات حزب با اين
شرايط بررسی شود؛ در پاسخ به چرايی طرح "مساله ملی" در ايران، نويسنده معتقد است كـه
پرداختن به "مساله ملی" و ترويج آن در ايران، پيش از آنكه در بطن مناسبات تاريخی موجود
ديده شود، به برداشت سياسی حزب از شرايط انقلابی در ايران، نقش بـورژوازی و تـلاش
در جهت تبليغ اهدافِ خود وابسته بود و حزب جز استفاده ابزاری از ايـن موضـوع توجـه بیشتری
به آن نمیكرد. با اين وجود حزب مفاهيمی را ابداع كرد كه در ادامه حيات سياسی
ايران چالشهای بسياری را روياروی وحدتِ سياسی و منافع ملی ايران قرار داد.
🔴 مقاله را در PDF پیوستی مطالعه کنید.
👇👇
@IranDel_Channel
💢
Telegram
attach 📎
👍5
.
🔴 برشی از خاطراتِ ذکاالملک، محمدعلی فروغی
در همین سپتامبر گذشته که باز در ژنو بودم در یکی از ضیافتها که غالباً برای آشنا شدن نمایندگان دُوَل با یکدیگر واقع میشود، یکی از همقطارهای ایرانی من در سر میز، پهلوی شخص ناشناسی قرار گرفته بود. در ضمن صحبت، آن شخص اظهار داشت من یک قطعه شعر فارسی میدانم که حق است شعار جامعۀ ملل باشد. پس قطعۀ معروف را خواند که:
بنیآدم اعضای یکدیگرند
که در آفرینش ز یک گوهرند
چو عضوی به درد آورد روزگار
دگر عضوها را نماند قرار
تو کز محنت دیگران بیغمی
نشاید که نامت نهند آدمی
همقطار من متعجب شد که این کیست که فارسی میداند و شعر سعدی میخواند. معلوم شد نمایندۀ دولت آلبانی است و چون قبل از جنگ اخیر، آلبانی جزء دولت عثمانی بود و عثمانیها غالباً به ادبیات فارسی آشنا بودند او هم فارسی میداند.
از نقل این حکایات علاوه بر شاهد آوردن بر مقصود، این منظور را هم دارم که متذکر باشید و شادی و تفاخر کنید که مملکت ما چه مردمان بزرگ پرورده و آنها چه آثار نفیس برای ما به میراث گذاشتهاند که به هر موضوع متوجه شوید میتوانید از کلمات آنها استفاده و به آن استناد کنید و موجباتِ سرافرازی و آبرومندی خود و ملّت خویش را فراهم آورید به شرط آنکه قدر آن بزرگواران را بدانید و به احوال آنها معرفت پیدا کنید.
🔴 منبع:
سیاستنامۀ ذکاءالملک: مقالهها، نامهها و سخنرانیهای سیاسی محمّدعلی فروغی، بهکوشش ایرج افشار، هرمز همایونپور، تهران: انتشارات دکتر محمود افشار، ۱۴۰۰، ص ۱۶۶
@IranDel_Channel
💢
🔴 برشی از خاطراتِ ذکاالملک، محمدعلی فروغی
در همین سپتامبر گذشته که باز در ژنو بودم در یکی از ضیافتها که غالباً برای آشنا شدن نمایندگان دُوَل با یکدیگر واقع میشود، یکی از همقطارهای ایرانی من در سر میز، پهلوی شخص ناشناسی قرار گرفته بود. در ضمن صحبت، آن شخص اظهار داشت من یک قطعه شعر فارسی میدانم که حق است شعار جامعۀ ملل باشد. پس قطعۀ معروف را خواند که:
بنیآدم اعضای یکدیگرند
که در آفرینش ز یک گوهرند
چو عضوی به درد آورد روزگار
دگر عضوها را نماند قرار
تو کز محنت دیگران بیغمی
نشاید که نامت نهند آدمی
همقطار من متعجب شد که این کیست که فارسی میداند و شعر سعدی میخواند. معلوم شد نمایندۀ دولت آلبانی است و چون قبل از جنگ اخیر، آلبانی جزء دولت عثمانی بود و عثمانیها غالباً به ادبیات فارسی آشنا بودند او هم فارسی میداند.
از نقل این حکایات علاوه بر شاهد آوردن بر مقصود، این منظور را هم دارم که متذکر باشید و شادی و تفاخر کنید که مملکت ما چه مردمان بزرگ پرورده و آنها چه آثار نفیس برای ما به میراث گذاشتهاند که به هر موضوع متوجه شوید میتوانید از کلمات آنها استفاده و به آن استناد کنید و موجباتِ سرافرازی و آبرومندی خود و ملّت خویش را فراهم آورید به شرط آنکه قدر آن بزرگواران را بدانید و به احوال آنها معرفت پیدا کنید.
🔴 منبع:
سیاستنامۀ ذکاءالملک: مقالهها، نامهها و سخنرانیهای سیاسی محمّدعلی فروغی، بهکوشش ایرج افشار، هرمز همایونپور، تهران: انتشارات دکتر محمود افشار، ۱۴۰۰، ص ۱۶۶
@IranDel_Channel
💢
Telegram
attach 📎
👍11
🔴 درباره افت دانشآموزان ایرانی در آزمون پرلز اصلاح خانگی آموزش و پرورش در ایران
✍ علی اصغر سیدآبادی
در اوج حوادث سال گذشته در کتابخانه روستایی با جمعی از کودکان و نوجوانان گفتوگویی داشتم، گفتوگو درباره کتاب بود و چون محتوای کتابها موضوعات متنوعی را در بر میگیرد، بچهها درباره توسعه روستا، محیط زیست تا ایران و جنگ و مسائل جهانی حرف میزدند. بیشترشان دختر بودند. از دو دهه پیش حضور گسترده دختران در فضاهای اجتماعی و رویدادهای فرهنگی و اجتماعی چشمگیر بوده و در آن جلسه چشمگیرتر هم بود؛ اما تفاوتی رخ داده بود که به نظرم عجیب بود. من دوره ابتدایی را در مدرسه مختلط روستایمان خواندهام. آن موقعها و تا همین چند سال پیش که گاهگاه در موقعیتی مشابه قرار میگرفتم، دختران خجالت میکشیدند حرف بزنند و مهارِ گفتوگو که البته آمیخته به شوخطبعی نوجوانانه بود، در دست پسران بود. در این جلسه اما برعکس بود. هم تعداد پسران کم بود و هم کمحرف و خجالتی بودند و دختران چنان با اعتمادبهنفس حرف میزدند که آدم کیف میکرد. اگر کسی پیگیر این روند نباشد، شاید آن را پیامد جنبش اخیر بداند؛ اما به نظر من جنبش اخیر دستکم در روزهای نخست که دهههشتادیها میداندار بودند و پای بازنمایی رسانهای وسط کشیده نشده بود، متأثر از این روند بود. بعدها در شهرها و روستاهای دیگری از مناطق مختلف کشور نیز چنین صحنههایی دیدم.
🔴 منبع: روزنامه شرق
🔴 ادامه یادداشت را در قسمتِ "مشاهده فوری" بخوانید.
👇👇
@IranDel_Channel
💢
✍ علی اصغر سیدآبادی
در اوج حوادث سال گذشته در کتابخانه روستایی با جمعی از کودکان و نوجوانان گفتوگویی داشتم، گفتوگو درباره کتاب بود و چون محتوای کتابها موضوعات متنوعی را در بر میگیرد، بچهها درباره توسعه روستا، محیط زیست تا ایران و جنگ و مسائل جهانی حرف میزدند. بیشترشان دختر بودند. از دو دهه پیش حضور گسترده دختران در فضاهای اجتماعی و رویدادهای فرهنگی و اجتماعی چشمگیر بوده و در آن جلسه چشمگیرتر هم بود؛ اما تفاوتی رخ داده بود که به نظرم عجیب بود. من دوره ابتدایی را در مدرسه مختلط روستایمان خواندهام. آن موقعها و تا همین چند سال پیش که گاهگاه در موقعیتی مشابه قرار میگرفتم، دختران خجالت میکشیدند حرف بزنند و مهارِ گفتوگو که البته آمیخته به شوخطبعی نوجوانانه بود، در دست پسران بود. در این جلسه اما برعکس بود. هم تعداد پسران کم بود و هم کمحرف و خجالتی بودند و دختران چنان با اعتمادبهنفس حرف میزدند که آدم کیف میکرد. اگر کسی پیگیر این روند نباشد، شاید آن را پیامد جنبش اخیر بداند؛ اما به نظر من جنبش اخیر دستکم در روزهای نخست که دهههشتادیها میداندار بودند و پای بازنمایی رسانهای وسط کشیده نشده بود، متأثر از این روند بود. بعدها در شهرها و روستاهای دیگری از مناطق مختلف کشور نیز چنین صحنههایی دیدم.
🔴 منبع: روزنامه شرق
🔴 ادامه یادداشت را در قسمتِ "مشاهده فوری" بخوانید.
👇👇
@IranDel_Channel
💢
Telegraph
درباره افت دانشآموزان ایرانی در آزمون پرلز اصلاح خانگی آموزش و پرورش در ایران
در اوج حوادث سال گذشته در کتابخانه روستایی با جمعی از کودکان و نوجوانان گفتوگویی داشتم، گفتوگو درباره کتاب بود و چون محتوای کتابها موضوعات متنوعی را در بر میگیرد، بچهها درباره توسعه روستا، محیط زیست تا ایران و جنگ و مسائل جهانی حرف میزدند. بیشترشان…
👍6
.
🔴 دربارهی خبرِ فروش بناهای تاریخی به دلیلِ کمپولی و خبرِ "استقلالِ" شرکت مس سونگون آذربایجان!
✍️ تیرداد بنکدار
در دو روز گذشته دیدگانمان به اعلام استقلالِ منابع ملی و فروش آثار تاریخی روشن شد!
دو خبری که در وهلهی نخست خشم هر ایراندوستی را بر میانگیزاند، اما پس از آن باید مبنای چنین افاضاتی را جستجو کرد و یافت.
به باورم این سخنان برآمده از نگرش حاکمانی است کاملاً بیگانه با منطقِ حکمرانی بر مبنای الگوی ملت - دولت و سازوکار اصلی تنظیمکننده درونی آن یعنی حقوق عمومی.
حقوق عمومی شاخهی مهم دانش حقوق است که رابطهی میان حکومت و جامعه را ساماندهی و حقوق و تکالیف فیمابین این دو را تنظیم و مقرر میکند. از منظر حقوق عمومی هیچ حکومتی به صرف کارگزاری دولتِ ملی یک کشور نمیتواند در هرآنچه که در زمرهی ثروتها و منابع ملی کشور است به طور خودسرانه دخل و تصرف کند و اتخاذ هر تصمیم و سیاستی در رابطه با منابع ملی میبایست که مورد تائید مستقیم مردم و یا نمایندگان واقعی آنها قرار بگیرد.
اما نگرش حاکم بر ایران اساساً نگرشی است که نهایت برداشت آن از حقوق عمومی محدود به حقالناس است و به ضوابط تنظیمگر حقوق عمومی برای یک جامعه - علیرغم میلشان - مدرن اعتنایی ندارد.
اما با این حال قوانین حاکم بر ایران امروز هم (به ویژه قانون اساسی که نفس وجودش خود مبنای پیدایش حقوق عمومی میشود) به هیچ روی اجازهی مباحانگاری منابع ملی به کسانی را که باوری به این مفاهیم ندارند، نمیدهد. بر مبنای هیچ یک از قوانین موجود نیز نمیتوان یک منبع ملی را مستقل از نظام بودجهی ملی اعلان و ناحیهای کرد و یا ادارهی میراث فرهنگی را که حتی در دولتهای حداقلی نئولیبرال نیز اداره آنها همچنان در گستره خدمات عمومی و به عنوان یکی از وظایف دولت قرار دارد، خصوصیسازی کرد!
البته همه آنچه گفته شد به فرض وجود نگاهی حقوقی ولی فاقد مبنای حقوق عمومی در میان تصمیمگیرندگانش است، فرض دیگر هم فقدان هرنوع نگاه حقوقی در این تصمیمات و غلبهی مقاصد سیاسی و اقتصادی در اتخاذ آنهاست که در این صورت در آینده مستندات کافی برای بررسیشان نیز عیان خواهد شد.
@IranDel_Channel
💢
🔴 دربارهی خبرِ فروش بناهای تاریخی به دلیلِ کمپولی و خبرِ "استقلالِ" شرکت مس سونگون آذربایجان!
✍️ تیرداد بنکدار
در دو روز گذشته دیدگانمان به اعلام استقلالِ منابع ملی و فروش آثار تاریخی روشن شد!
دو خبری که در وهلهی نخست خشم هر ایراندوستی را بر میانگیزاند، اما پس از آن باید مبنای چنین افاضاتی را جستجو کرد و یافت.
به باورم این سخنان برآمده از نگرش حاکمانی است کاملاً بیگانه با منطقِ حکمرانی بر مبنای الگوی ملت - دولت و سازوکار اصلی تنظیمکننده درونی آن یعنی حقوق عمومی.
حقوق عمومی شاخهی مهم دانش حقوق است که رابطهی میان حکومت و جامعه را ساماندهی و حقوق و تکالیف فیمابین این دو را تنظیم و مقرر میکند. از منظر حقوق عمومی هیچ حکومتی به صرف کارگزاری دولتِ ملی یک کشور نمیتواند در هرآنچه که در زمرهی ثروتها و منابع ملی کشور است به طور خودسرانه دخل و تصرف کند و اتخاذ هر تصمیم و سیاستی در رابطه با منابع ملی میبایست که مورد تائید مستقیم مردم و یا نمایندگان واقعی آنها قرار بگیرد.
اما نگرش حاکم بر ایران اساساً نگرشی است که نهایت برداشت آن از حقوق عمومی محدود به حقالناس است و به ضوابط تنظیمگر حقوق عمومی برای یک جامعه - علیرغم میلشان - مدرن اعتنایی ندارد.
اما با این حال قوانین حاکم بر ایران امروز هم (به ویژه قانون اساسی که نفس وجودش خود مبنای پیدایش حقوق عمومی میشود) به هیچ روی اجازهی مباحانگاری منابع ملی به کسانی را که باوری به این مفاهیم ندارند، نمیدهد. بر مبنای هیچ یک از قوانین موجود نیز نمیتوان یک منبع ملی را مستقل از نظام بودجهی ملی اعلان و ناحیهای کرد و یا ادارهی میراث فرهنگی را که حتی در دولتهای حداقلی نئولیبرال نیز اداره آنها همچنان در گستره خدمات عمومی و به عنوان یکی از وظایف دولت قرار دارد، خصوصیسازی کرد!
البته همه آنچه گفته شد به فرض وجود نگاهی حقوقی ولی فاقد مبنای حقوق عمومی در میان تصمیمگیرندگانش است، فرض دیگر هم فقدان هرنوع نگاه حقوقی در این تصمیمات و غلبهی مقاصد سیاسی و اقتصادی در اتخاذ آنهاست که در این صورت در آینده مستندات کافی برای بررسیشان نیز عیان خواهد شد.
@IranDel_Channel
💢
Telegram
attach 📎
👍9
تمامیت ارضی یا یکپارچگی سرزمینی؟
رادیو فارسی بیبیسی
🎙 تدوین صوتی (پادکست) برنامه پرگار: «تمامیت ارضی یا یکپارچگی سرزمینی؟»
پخش شده در ۲۰ خرداد ۱۴۰۲ خورشیدی
میهمانان برنامه:
عباس جوادی؛ دانشآموخته دکترای تاریخ و پژوهشگر تاریخ ایران
و عبدالله مهتدی؛ رهبر گروهک تروریستی کومله
🔴 برنامه را میتوان از طریقِ یوتیوب تماشا کرد.
@IranDel_Channel
💢
پخش شده در ۲۰ خرداد ۱۴۰۲ خورشیدی
میهمانان برنامه:
عباس جوادی؛ دانشآموخته دکترای تاریخ و پژوهشگر تاریخ ایران
و عبدالله مهتدی؛ رهبر گروهک تروریستی کومله
🔴 برنامه را میتوان از طریقِ یوتیوب تماشا کرد.
@IranDel_Channel
💢
👍5
⚫️ به یاد بانو فخری خوروش؛
بازیگری توانا و هنرمند و با صدایی گیرا
یاد و نامشان در دفتر فرهنگ و هنر ایران، جاوید
فخری خوروش
۱۳۰۸
۱۴۰۲
@IranDel_Channel
💢
بازیگری توانا و هنرمند و با صدایی گیرا
یاد و نامشان در دفتر فرهنگ و هنر ایران، جاوید
فخری خوروش
۱۳۰۸
۱۴۰۲
@IranDel_Channel
💢
👍12
🔴 استقلال مس سونگون، بدعت خطرناکِ دولت رئیسی علیه قانون اساسی
بحرانِ دستاوردسازی به جاهای نگرانکننده رسید
✍️ روزنامه اینترنتی فراز (فرازدیلی)
«کلیه دریافتهای دولت در حساب.های خزانهداری کل متمرکز میشود و همه پرداختها در حدود اعتبارات مصوب به موجب قانون انجام میگیرد». این متن صریح اصل ۵۳ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران است. اصلی که در روزهای اخیر، توسط ابراهیم رئیسی، رییس دولت سیزدهم به کلی در ماجرای جدایی مس سونگون از شرکت ملی مس ایران نقض شد. تبعات نقض اصول قانون اساسی کشور از یک سو و زیرپا گذاشتن این اصول توسط رییس دولت که قانوناً باید رییسجمهور مردم و پاسدار قانون اساسی باشد از سوی دیگر، جوانبی از این فاجعه است که بایست مورد بررسی قرار گیرند.
ماجرا چیست؟
ابراهیم رئیسی در سفر به استان آذربایجانشرقی، در جمع تعدادی از مردم این استان، «استقلال» مس سونگون ورزقان و تخصیص درآمد آن برای توسعه «آذربایجان» را به طور رسمی اعلام کرد. «محسن منصوری»، معاون اجرایی رییس دولت نیز در صفحه توییتر نوشت: «الوعده وفا! در پاسخ به مطالبات مردم عزیز آذربایجانشرقی و در راستای اجرای مصوبات دور اول سفر هیات دولت به استان، شرکت مس سونگون آذربایجان به صورت مستقل تشکیل شد و فعالیت خود را آغاز کرد. مبارک مردم عزیز آذربایجان قهرمان باشد».
خبرگزاری ایسنا در این مورد نوشته که دستور استقلال شرکت مس سونگون در سفر سال گذشته ریاستجمهوری به آذربایجانشرقی صادر شده بود که در روز ۱۸ خرداد و بعد از گذشت یک سال، در سفر دوم رئیسی به استان، رسماً استقلال این شرکت اعلام شد.
استقلال شرکت مس سونگون آذربایجان از شرکت ملی مس ایران به این معنی است که عواید فروش محصولاتش، بدون واریز به خزانه ملی، در استان آذربایجان شرقی مانده و از همان محل توزیع خواهد شد. این بدعت تاریخی در قانون اساسی، چند پرسش مهم را خلق میکند. که در ادامه به آن میپردازیم.
قانون لگدمال میشود، دولت دستاورد میسازد!
مساله اول، «دستاوردسازی از بدعت» است. دستاوردسازی در دولت سیزدهم، پدیده تازهای نیست اما عجیب است که اینبار، دولت و بازوهای رسانهایش، از نقض یک اصل مهم در قانون اساسی چنین دستاورد پرافتخاری ساختهاند. طبق اصل ۵۳ قانون اساسی، درآمدهای دولت باید به خزانهب کشور واریز شده و با تصویب قوانینی، در محلهای مصوب صرف شود.
استقلال شرکت مس سونگون از شرکت ملی مس ایران اما به صورت همزمان، قانون اساسی، عدالت در توزیع ثروت و مالکیتِ مشاع ایرانیان بر ایران را نقض میکند. در حالت بدبینانه، دستاورد خودساخته دولت ابراهیم رئیسی حتی تمامیت ارضی کشور را نیز مخدوش میکند.
پرسش اینجاست که کفگیر دولت آنقدر به تهِ دیگ عملکردهای مثبت در دوسال اخیر خورده که نقض یک قانون را چنین به دستاوردی بزرگ تبدیل میکند؟!
🔴 ادامه یادداشت را در قسمتِ "مشاهده فوری" بخوانید:
👇👇
@IranDel_Channel
💢
بحرانِ دستاوردسازی به جاهای نگرانکننده رسید
✍️ روزنامه اینترنتی فراز (فرازدیلی)
«کلیه دریافتهای دولت در حساب.های خزانهداری کل متمرکز میشود و همه پرداختها در حدود اعتبارات مصوب به موجب قانون انجام میگیرد». این متن صریح اصل ۵۳ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران است. اصلی که در روزهای اخیر، توسط ابراهیم رئیسی، رییس دولت سیزدهم به کلی در ماجرای جدایی مس سونگون از شرکت ملی مس ایران نقض شد. تبعات نقض اصول قانون اساسی کشور از یک سو و زیرپا گذاشتن این اصول توسط رییس دولت که قانوناً باید رییسجمهور مردم و پاسدار قانون اساسی باشد از سوی دیگر، جوانبی از این فاجعه است که بایست مورد بررسی قرار گیرند.
ماجرا چیست؟
ابراهیم رئیسی در سفر به استان آذربایجانشرقی، در جمع تعدادی از مردم این استان، «استقلال» مس سونگون ورزقان و تخصیص درآمد آن برای توسعه «آذربایجان» را به طور رسمی اعلام کرد. «محسن منصوری»، معاون اجرایی رییس دولت نیز در صفحه توییتر نوشت: «الوعده وفا! در پاسخ به مطالبات مردم عزیز آذربایجانشرقی و در راستای اجرای مصوبات دور اول سفر هیات دولت به استان، شرکت مس سونگون آذربایجان به صورت مستقل تشکیل شد و فعالیت خود را آغاز کرد. مبارک مردم عزیز آذربایجان قهرمان باشد».
خبرگزاری ایسنا در این مورد نوشته که دستور استقلال شرکت مس سونگون در سفر سال گذشته ریاستجمهوری به آذربایجانشرقی صادر شده بود که در روز ۱۸ خرداد و بعد از گذشت یک سال، در سفر دوم رئیسی به استان، رسماً استقلال این شرکت اعلام شد.
استقلال شرکت مس سونگون آذربایجان از شرکت ملی مس ایران به این معنی است که عواید فروش محصولاتش، بدون واریز به خزانه ملی، در استان آذربایجان شرقی مانده و از همان محل توزیع خواهد شد. این بدعت تاریخی در قانون اساسی، چند پرسش مهم را خلق میکند. که در ادامه به آن میپردازیم.
قانون لگدمال میشود، دولت دستاورد میسازد!
مساله اول، «دستاوردسازی از بدعت» است. دستاوردسازی در دولت سیزدهم، پدیده تازهای نیست اما عجیب است که اینبار، دولت و بازوهای رسانهایش، از نقض یک اصل مهم در قانون اساسی چنین دستاورد پرافتخاری ساختهاند. طبق اصل ۵۳ قانون اساسی، درآمدهای دولت باید به خزانهب کشور واریز شده و با تصویب قوانینی، در محلهای مصوب صرف شود.
استقلال شرکت مس سونگون از شرکت ملی مس ایران اما به صورت همزمان، قانون اساسی، عدالت در توزیع ثروت و مالکیتِ مشاع ایرانیان بر ایران را نقض میکند. در حالت بدبینانه، دستاورد خودساخته دولت ابراهیم رئیسی حتی تمامیت ارضی کشور را نیز مخدوش میکند.
پرسش اینجاست که کفگیر دولت آنقدر به تهِ دیگ عملکردهای مثبت در دوسال اخیر خورده که نقض یک قانون را چنین به دستاوردی بزرگ تبدیل میکند؟!
🔴 ادامه یادداشت را در قسمتِ "مشاهده فوری" بخوانید:
👇👇
@IranDel_Channel
💢
Telegraph
استقلال مس سونگون، بدعت خطرناکِ دولت رئیسی علیه قانون اساسی
.
👍12👎1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔴 #اطلاع_رسانی
🔴 فصلنامهی سیاستنامه، یادنامهی زندهیاد استاد دکتر جواد طباطبایی، به زودی منتشر میشود.
سیاستنامه
شماره ۲۶
خرداد ۱۴۰۲ خورشیدی
تعداد صفحات: ۳۶۴ صفحه
@IranDel_Channel
💢
🔴 فصلنامهی سیاستنامه، یادنامهی زندهیاد استاد دکتر جواد طباطبایی، به زودی منتشر میشود.
سیاستنامه
شماره ۲۶
خرداد ۱۴۰۲ خورشیدی
تعداد صفحات: ۳۶۴ صفحه
@IranDel_Channel
💢
👍8
🔴 فیدان، از فرمانده امنیتی به سکاندار دیپلماسی
فصل جدید سیاست خارجی ترکیه با یک انتصاب شروع میشود
✍ گونی ییلدیز، تحلیلگر مسائل ترکیه
آخرین دوره دولتداری رجبطیباردوغان شروع شده است. اعلام اعضای کابینه بهعنوان اولین قدم در این دوره توجهات را به خود جلب کرده است؛ از آنجا که برخی نامهای حاضر در فهرست کابینه، برای ناظران بینالمللی بسیار معنادار بودهاند. مهمت شیمشک، در جایگاه وزیر دارایی ترکیه، اقتصاددان باسابقهای است که در عرصه بازار مالی ایالات متحده تجربه اندوخته، هم رویکرد او نسبت به موضوعات اقتصادی بهنسبت شناخته شده است و هم ارتباطات نزدیکی که با همتایانش و با بازیگران عرصه تجارت بینالملل دارد بهعنوان نکتهای مهم در پروندهاش، مورد توجه قرار گرفته است.
اگر انتصابهای دو چهره اقتصادی مثل شیمشک و ییلماز از نگاه اقتصادی ترکیه در روابط خارجی پیش رویش خبر میدهد، انتصاب فیدان پیامدهای بزرگتر و مهمتری دارد، هرچند از نگاهی، قرارگرفتن او در جایگاه وزیر خارجه، تأکید بر ادامه مسیرهایی خواهد بود که پیشتر با اثرگذاری او طی میشدند.
اگر انتصابهای دو چهره اقتصادی مثل شیمشک و ییلماز از نگاه اقتصادی ترکیه در روابط خارجی پیش رویش خبر میدهد، انتصاب فیدان پیامدهای بزرگتر و مهمتری دارد، هرچند از نگاهی، قرارگرفتن او در جایگاه وزیر خارجه، تأکید بر ادامه مسیرهایی خواهد بود که پیشتر با اثرگذاری او طی میشدند.
♦️در نهایت، موفقیت فیدان بهعنوان وزیر خارجه به تواناییاش در برقراری تعادل بین منافع ترکیه و منافع همسایگان و متحدانش بستگی خواهد داشت. ترکیب رهبری امنیتی و سیاسی در ترکیه، تحت فرمان فیدان، فصل تازهای در سیاست خارجی روبهتکامل این کشور میگشاید؛ فصلی که میتواند برای دوستان و دشمنان چالشبرانگیز باشد.
🔴 منبع: روزنامه هممیهن، شماره ۲۱ خرداد ۱۴۰۲ خورشیدی
🔴 یادداشت را در قسمتِ "مشاهده فوری" بخوانید:
👇👇
@IranDel_Channel
💢
فصل جدید سیاست خارجی ترکیه با یک انتصاب شروع میشود
✍ گونی ییلدیز، تحلیلگر مسائل ترکیه
آخرین دوره دولتداری رجبطیباردوغان شروع شده است. اعلام اعضای کابینه بهعنوان اولین قدم در این دوره توجهات را به خود جلب کرده است؛ از آنجا که برخی نامهای حاضر در فهرست کابینه، برای ناظران بینالمللی بسیار معنادار بودهاند. مهمت شیمشک، در جایگاه وزیر دارایی ترکیه، اقتصاددان باسابقهای است که در عرصه بازار مالی ایالات متحده تجربه اندوخته، هم رویکرد او نسبت به موضوعات اقتصادی بهنسبت شناخته شده است و هم ارتباطات نزدیکی که با همتایانش و با بازیگران عرصه تجارت بینالملل دارد بهعنوان نکتهای مهم در پروندهاش، مورد توجه قرار گرفته است.
اگر انتصابهای دو چهره اقتصادی مثل شیمشک و ییلماز از نگاه اقتصادی ترکیه در روابط خارجی پیش رویش خبر میدهد، انتصاب فیدان پیامدهای بزرگتر و مهمتری دارد، هرچند از نگاهی، قرارگرفتن او در جایگاه وزیر خارجه، تأکید بر ادامه مسیرهایی خواهد بود که پیشتر با اثرگذاری او طی میشدند.
اگر انتصابهای دو چهره اقتصادی مثل شیمشک و ییلماز از نگاه اقتصادی ترکیه در روابط خارجی پیش رویش خبر میدهد، انتصاب فیدان پیامدهای بزرگتر و مهمتری دارد، هرچند از نگاهی، قرارگرفتن او در جایگاه وزیر خارجه، تأکید بر ادامه مسیرهایی خواهد بود که پیشتر با اثرگذاری او طی میشدند.
♦️در نهایت، موفقیت فیدان بهعنوان وزیر خارجه به تواناییاش در برقراری تعادل بین منافع ترکیه و منافع همسایگان و متحدانش بستگی خواهد داشت. ترکیب رهبری امنیتی و سیاسی در ترکیه، تحت فرمان فیدان، فصل تازهای در سیاست خارجی روبهتکامل این کشور میگشاید؛ فصلی که میتواند برای دوستان و دشمنان چالشبرانگیز باشد.
🔴 منبع: روزنامه هممیهن، شماره ۲۱ خرداد ۱۴۰۲ خورشیدی
🔴 یادداشت را در قسمتِ "مشاهده فوری" بخوانید:
👇👇
@IranDel_Channel
💢
Telegraph
فیدان، از فرمانده امنیتی به سکاندار دیپلماسی
فصل جدید سیاست خارجی ترکیه با یک انتصاب شروع میشود گونی ییلدیز تحلیلگر مسائل ترکیه آخرین دوره دولتداری رجبطیباردوغان شروع شده است. اعلام اعضای کابینه بهعنوان اولین قدم در این دوره توجهات را به خود جلب کرده است؛ از آنجا که برخی نامهای حاضر در فهرست کابینه،…
👍5
🔴 انتزاع مس سونگون و پیامدهای خطیری که درباره آن فکری نشد
✍️ احسان هوشمند
یکی از اساسیترین وظایف دولت و مسئولیتهای نظام حکمرانی در کشور، توسعه پایدار و متوازن و عادلانه در پهنه سرزمینی است؛ امری که در دهههای گذشته با چالشهای بسیاری روبهرو بوده است. امروزه ناموزونی و نابرابری فضایی شاخصهای توسعه در کشور به امر نگرانکنندهای مبدل شده است. این شاخصها نهتنها در میان تهران و برخی کلانشهرها مانند اصفهان و تبریز و مشهد با دیگر مناطق کشور بهشدت خودنمایی میکند، حتی در درون استانها نیز وضعیت آزاردهندهای را به نمایش میگذارد. شاخصهای توسعه در درون استانهای کشور تحت تأثیر این روند نابرابری عمیقی را نمایان میکند. در آذربایجان شرقی شاخصهای توسعه میان بخش غربی استان با بخش شرقی بسیار عمیق است؛ یعنی اگر استان آذربایجان شرقی را بتوان به دو بخش غربی و شرقی تقسیم کرد، بخش غربی استان توانسته روند رو به رشدی را تجربه کند و بخش شرقی شوربختانه از این روند به تلخی و بهشدت جا مانده است. این در حالی است که در چهار دهه گذشته استان آذربایجان شرقی از استانهایی است که بیشترین نیروی بومی و محلی را در ساختار اداری و دولتی خود در سطوح عالی تا سطوح میانی و پایه تجربه کرده است. ناتوانی بخش تدبیر کشور در پیشبرد توسعه کشور براساس یک نظریه مدون اقتصادی اندیشیدهشده، بیتوجهی به توسعه بر مبنای آمایش سرزمین، سلیقهای عملکردن، کمبود نقدینگی و صرف بودجههای کلان کشور در اموری که سود چندانی برای اقتصاد ملی در پی نداشته و چهبسا ضررهای هنگفتی نیز در پی داشته باشد و گسترش فساد و باندبازی و بیبهرهبودن ساختار دولت از حضور چشمگیر عقلا و متخصصان ملیاندیش و کارشناس و برخی از ابعاد سیاست خارجی ازجمله متغیرهایی است که به صورتبندی فعلی توسعهای کشور منجر شده است. در چنین شرایطی برخی از مقامات کشوری و استانی با دمیدن بر بوق محلیگرایی بر سیاههی مسائل کشور میافزایند. گویی مسئولان مربوطه متوجه آفات و ابعاد مخاطرهآمیز محلیگرایی نیستند! تبعات محلیگرایی در تقسیمات کشوری دزفول - اندیمشک یا کازرون یا قزوین و مانند آن که جلوی دیدگان آقایان هست.
۱) در روزهای اخیر انتزاع مس سونگون از شرکت ملی صنایع مس ایران که در دهه ۵۰ [خورشیدی] تأسیس شد، به یکی از خبرهای منتشرشده در فضای سیاسی کشور مبدل شده است. گفته شده با این انتزاع «عواید فروش محصولات مس در استان مانده و به مردم این خطه تخصیص خواهد یافت». با کمال شگفتی رئیس دولت دراینباره گفت «در بازدید از مس سونگون گفته شد استقلال این مرکز و ثبت آن و آنکه درآمد آنجا برای توسعه آذربایجان باشد، این کار بحمدالله انجام شد». این مقام کشوری مشخص نیست براساس کدام رویکرد ملی و مطالعاتی به این تصمیم مهم و حساس و مخاطرهآمیز رسیده است؟ آیا پیوست مطالعاتی برای چنین تصمیمی صورت گرفته است؟ آیا پیامد چنین تصمیماتی گسترش افراطی محلیگرایی در کشور و تحمیل هزینههای سنگینی بر کشور نیست؟ آیا چنین تصمیماتی به سرایت چنین خواستههایی به سایر نقاط کشور نمیانجامد؟ و این چرخه دامن دیگر استانها را نخواهد گرفت؟ آیا ایران ملک مشاع همه ایرانیان نیست؟ شاید بیدلیل نباشد که در سالهای اخیر مراکز مطالعاتی و مشاورهای کشور چنین به حاشیه رانده شدهاند. آیا درباره چنین تصمیماتی مراکزی مانند مرکز بررسیهای استراتژیک ریاستجمهوری یا مرکز مطالعات راهبردی وزارت کشور مشاورهای ترتیب داده و محتوایی تولید کرده است؟ گویا کشور نه بر مبنای رویکردهای کارشناسی، بلکه براساس سلایق مدیران کشور اداره میشود؟ و البته در وقت مؤاخذه هم کسی مسئولیت اقداماتش را نمیپذیرد! چه کسی هزینه تصمیمات نادرست و مسئلهزایی مانند مورد اخیر را میپردازد؟
🔴 منبع:
روزنامه شرق، شماره ۲۱ خرداد ۱۴۰۲ خورشیدی
🔴 دنباله یادداشت را در قسمتِ "مشاهده فوری" بخوانید:
👇👇
@IranDel_Channel
💢
✍️ احسان هوشمند
یکی از اساسیترین وظایف دولت و مسئولیتهای نظام حکمرانی در کشور، توسعه پایدار و متوازن و عادلانه در پهنه سرزمینی است؛ امری که در دهههای گذشته با چالشهای بسیاری روبهرو بوده است. امروزه ناموزونی و نابرابری فضایی شاخصهای توسعه در کشور به امر نگرانکنندهای مبدل شده است. این شاخصها نهتنها در میان تهران و برخی کلانشهرها مانند اصفهان و تبریز و مشهد با دیگر مناطق کشور بهشدت خودنمایی میکند، حتی در درون استانها نیز وضعیت آزاردهندهای را به نمایش میگذارد. شاخصهای توسعه در درون استانهای کشور تحت تأثیر این روند نابرابری عمیقی را نمایان میکند. در آذربایجان شرقی شاخصهای توسعه میان بخش غربی استان با بخش شرقی بسیار عمیق است؛ یعنی اگر استان آذربایجان شرقی را بتوان به دو بخش غربی و شرقی تقسیم کرد، بخش غربی استان توانسته روند رو به رشدی را تجربه کند و بخش شرقی شوربختانه از این روند به تلخی و بهشدت جا مانده است. این در حالی است که در چهار دهه گذشته استان آذربایجان شرقی از استانهایی است که بیشترین نیروی بومی و محلی را در ساختار اداری و دولتی خود در سطوح عالی تا سطوح میانی و پایه تجربه کرده است. ناتوانی بخش تدبیر کشور در پیشبرد توسعه کشور براساس یک نظریه مدون اقتصادی اندیشیدهشده، بیتوجهی به توسعه بر مبنای آمایش سرزمین، سلیقهای عملکردن، کمبود نقدینگی و صرف بودجههای کلان کشور در اموری که سود چندانی برای اقتصاد ملی در پی نداشته و چهبسا ضررهای هنگفتی نیز در پی داشته باشد و گسترش فساد و باندبازی و بیبهرهبودن ساختار دولت از حضور چشمگیر عقلا و متخصصان ملیاندیش و کارشناس و برخی از ابعاد سیاست خارجی ازجمله متغیرهایی است که به صورتبندی فعلی توسعهای کشور منجر شده است. در چنین شرایطی برخی از مقامات کشوری و استانی با دمیدن بر بوق محلیگرایی بر سیاههی مسائل کشور میافزایند. گویی مسئولان مربوطه متوجه آفات و ابعاد مخاطرهآمیز محلیگرایی نیستند! تبعات محلیگرایی در تقسیمات کشوری دزفول - اندیمشک یا کازرون یا قزوین و مانند آن که جلوی دیدگان آقایان هست.
۱) در روزهای اخیر انتزاع مس سونگون از شرکت ملی صنایع مس ایران که در دهه ۵۰ [خورشیدی] تأسیس شد، به یکی از خبرهای منتشرشده در فضای سیاسی کشور مبدل شده است. گفته شده با این انتزاع «عواید فروش محصولات مس در استان مانده و به مردم این خطه تخصیص خواهد یافت». با کمال شگفتی رئیس دولت دراینباره گفت «در بازدید از مس سونگون گفته شد استقلال این مرکز و ثبت آن و آنکه درآمد آنجا برای توسعه آذربایجان باشد، این کار بحمدالله انجام شد». این مقام کشوری مشخص نیست براساس کدام رویکرد ملی و مطالعاتی به این تصمیم مهم و حساس و مخاطرهآمیز رسیده است؟ آیا پیوست مطالعاتی برای چنین تصمیمی صورت گرفته است؟ آیا پیامد چنین تصمیماتی گسترش افراطی محلیگرایی در کشور و تحمیل هزینههای سنگینی بر کشور نیست؟ آیا چنین تصمیماتی به سرایت چنین خواستههایی به سایر نقاط کشور نمیانجامد؟ و این چرخه دامن دیگر استانها را نخواهد گرفت؟ آیا ایران ملک مشاع همه ایرانیان نیست؟ شاید بیدلیل نباشد که در سالهای اخیر مراکز مطالعاتی و مشاورهای کشور چنین به حاشیه رانده شدهاند. آیا درباره چنین تصمیماتی مراکزی مانند مرکز بررسیهای استراتژیک ریاستجمهوری یا مرکز مطالعات راهبردی وزارت کشور مشاورهای ترتیب داده و محتوایی تولید کرده است؟ گویا کشور نه بر مبنای رویکردهای کارشناسی، بلکه براساس سلایق مدیران کشور اداره میشود؟ و البته در وقت مؤاخذه هم کسی مسئولیت اقداماتش را نمیپذیرد! چه کسی هزینه تصمیمات نادرست و مسئلهزایی مانند مورد اخیر را میپردازد؟
🔴 منبع:
روزنامه شرق، شماره ۲۱ خرداد ۱۴۰۲ خورشیدی
🔴 دنباله یادداشت را در قسمتِ "مشاهده فوری" بخوانید:
👇👇
@IranDel_Channel
💢
Telegraph
انتزاع مس سونگون و پیامدهای خطیری که درباره آن فکری نشد
. 🔴 انتزاع مس سونگون و پیامدهای خطیری که درباره آن فکری نشد ✍️ احسان هوشمند یکی از اساسیترین وظایف دولت و مسئولیتهای نظام حکمرانی در کشور، توسعه پایدار و متوازن و عادلانه در پهنه سرزمینی است؛ امری که در دهههای گذشته با چالشهای بسیاری روبهرو بوده است.…
👍9👎1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 رئیس تیم وکیلانِ مدافع صدام حسین:
هنگام بالا رفتن صدام از پلهها برای اعدام، افسران اطلاعاتی ایرانی، فارسی صحبت میکردند تا اثبات کنند ما ایرانیها تو را محاکمه میکردیم نه آمریکاییها و این مجازات جنگ هشت ساله است.
@IranDel_Channel
💢
هنگام بالا رفتن صدام از پلهها برای اعدام، افسران اطلاعاتی ایرانی، فارسی صحبت میکردند تا اثبات کنند ما ایرانیها تو را محاکمه میکردیم نه آمریکاییها و این مجازات جنگ هشت ساله است.
@IranDel_Channel
💢
👍11
🔴 پشت کارت تحصیلی دانش.آموزی دارالفنون سالتحصیلی ۱۳۲۹ - ۱۳۲۸ خورشیدی
شعار سالتحصیلی ۱۳۲۹ - ۱۳۲۸ دانش آموزان دارالفنون:
۱- راست بگویید، راست بشنوید، راست بروید.
۲- آن چه را میخواهید، جسورانه و خردمندانه به دست آورید.
۳- میهن عزیز ما ایران نیازمند به جوانان تندرست و داناست. ورزش کنید تا تندرست و توانا و دانش آموزید، تا دانا و خردمند باشید.
۴- با خود تعهد جوانمردانه کنید که فریب ندهید و کوشش کنید که فریب هم نخورید. بنابراین در دوره زندگانی، چشم و گوش خود را باز و شنوا کنید.
دفتر دارالفنون
@IranDel_Channel
💢
شعار سالتحصیلی ۱۳۲۹ - ۱۳۲۸ دانش آموزان دارالفنون:
۱- راست بگویید، راست بشنوید، راست بروید.
۲- آن چه را میخواهید، جسورانه و خردمندانه به دست آورید.
۳- میهن عزیز ما ایران نیازمند به جوانان تندرست و داناست. ورزش کنید تا تندرست و توانا و دانش آموزید، تا دانا و خردمند باشید.
۴- با خود تعهد جوانمردانه کنید که فریب ندهید و کوشش کنید که فریب هم نخورید. بنابراین در دوره زندگانی، چشم و گوش خود را باز و شنوا کنید.
دفتر دارالفنون
@IranDel_Channel
💢
👍17
🔴 #مناسبتها
بعد از قراردادِ جنابِ احمد قوام (نخستوزیر ایران) و سادچیکوف (سفیر شوروی در ایران) در فروردین ۱۳۲۵ خورشیدی در روزِ بيستودوم خرداد همان سال، ارتش ایران به رهبری تیمسار حاجعلی رزمآرا برای بازپسگیری خطهی آذربایجان به حالت آمادهباش در آمد و سرتیپ میرحسین هاشمی - داماد باقرخان ، سالار ملی - فرماندهی لشکر را عهدهدار شدند.
@IranDel_Channel
💢
بعد از قراردادِ جنابِ احمد قوام (نخستوزیر ایران) و سادچیکوف (سفیر شوروی در ایران) در فروردین ۱۳۲۵ خورشیدی در روزِ بيستودوم خرداد همان سال، ارتش ایران به رهبری تیمسار حاجعلی رزمآرا برای بازپسگیری خطهی آذربایجان به حالت آمادهباش در آمد و سرتیپ میرحسین هاشمی - داماد باقرخان ، سالار ملی - فرماندهی لشکر را عهدهدار شدند.
@IranDel_Channel
💢
👍11
.
🔴 پیرامون «استقلال مس سونگون» و ایرادات آن
✍️ نیما عظیمی، کنشگر مدنی تبریزی
جناب رئیس جمهور!
حالا که قدم رنجه فرمودید و در مسیر سفرهای استانی خود، روز پنجشنبه ۱۸ خردادماه [۱۴۰۲ خورشیدی] خود را به ایستگاه آذربایجانشرقی - تبریز رساندید و دیداری مردمی را برگزار نمودید، ما نیز به عنوان رسانهی این شهر، فرصت غنیمت شمرده و قصد آن داریم تا سخنی با جنابتان گوییم.
شما در سخنان خود اشاره داشتید که: «حتماً نوشتهها را پیگیری میکنم و هیچ کدام از نوشتهها، بیپاسخ نمیماند.» از ایمان و امید گفتید؛ سپاس که ما را امیدوار نمودید و ما نیز به پشتوانهی جوهرامید است که دست به قلم بردیم و این نامهی شهروندمدارانه را نگاشتیم.
جناب رئیس جمهور! امیدِ اول و آخر ما همین قلم است و همین کاغذ! تا صدا و ندای بخش دیگری از مردمان این خطه را به گوش شما برسانیم.
جناب رئیس جمهور! شما «استقلال مس سونگون» را اعلام نمودید؛ اما بخش قابل توجهی از مردمِ آذربایجان، موافق این طرح و تصویب آن نیستند. از این رو، دراین یادداشتِ کوتاه، چند دلیل و پرسشِ اجمالی درمحورِ همین موضوع را برای جنابعالی و تیم کارشناسیتان مطرح و در میان میگذاریم. امید آن که در کنار دلایل موافقت خود در اخذ این تصمیم، نیم نگاهی نیز به دلایل مخالفت ما بیندازید.
آیا «استقلال مس سونگون» را عاملی در تداومِ فرهنگ عشیرهای و قومی به جای حمایت از منافع ملی ایران نمیدانید؟ بنابر نظر نگارنده، تصویب و اجرای این طرح، درخفیفترین حالت آن، خدشه بر همبستگی ملی ملت ایران وارد خواهد نمود؛ چه این که واگذاری نقشها و انتساب اشخاص، به راحتی میتواند از توجه به تخصصِ شخص خارج شده و تبدیل و مبتنی بر تعلقات قومی و پیوندهای خویشاوندی شود. آیا دراین صورت، اصل طبیعی رقابت و نخبه سالاری - از مایههای اصلی و حیاتی برای پیشرفت اقتصادی - ازمیان نخواهد رفت؟ به عبارت دیگر، این موضوع، محدودیت آفرین و به نابسامانیهایی در اقتصاد منتج خواهدشد؛ که این نابسامانی، خروجیِ یک چرخه نه براساس دانش و حرفهی افراد، بلکه براساسِ نَسَب افراد خواهدبود.
اما سوال و ابهام بزرگ دیگری که اذهان عموم را به خود مشغول نموده است، چگونگی مرزبندی جغرافیاییِ این استقلال بخشی به مس سونگون است! چرا که معدن و کارخانهی «مس سونگون»، مختص و متعلق به منطقهای در شهرستانِ «ورزقان» است. پرسش اینجاست که درصورت استقلالِ آن، تنها مردم ورزقان از سودمندیهای آن بهرهمند خواهند شد؟ یا مردم سایر شهرهای استان ازجمله تبریز و اهر و مرند و بناب و… در آن سود و بهرهوری سهیم هستند؟ آنچه مبرهن و روشن است این که در صورت اختصاص این شرکت صرفاً به ورزقان، چرخهای گردانندهی این شرکت، زیربارِ تنهایی، لِه شده و سپس سودمندی آن تعطیل خواهدشد! و چنانچه عنوانِ این دستور شما، «استقلال شرکت مس آذربایجان» است، پس در این میان، نقشِ «شرکت ملی مس ایران» چیست؟ و کجاست؟!
و این که آیا چنین نیست؟ که باید مواد اولیهی استخراج شده از معدن «مس سونگون آذربایجان» برای فرآوری به «کرمان» فرستاده شده و پس از طی نمودن مراحل فروش، سودِ محصول به خزانهی شرکت ملی مس واریز و صرف آبادانی «ایران» شود. درست مثل «نفت خوزستان» که برای فرآوری به شرکتهای «پتروشیمی تبریز» سرازیر شده و درکنار اشتغالزایی درآذربایجان با نفت خوزستان، درآمدی حاصل و به «شرکت ملی نفت ایران» واریز میشود. یا مثل «سنگ آهنی» که از «بافق یزد» به «مجامع فولاد تبریز» فرستاده و سود آن پس از طی همان مراحل فوق، به خزانهی «شرکت ملی فولاد ایران» واریز می شود. و الی آخر…
حال که سودِ حاصل از چرخش چرخهای اقتصادی کشور، ازجمله صنعت مس ایران، در خزانهی ملی ملت ایران و برای تمام ملت ایران است، چه لزوم و اجباری برای استقلال شرکت مس سونگون وجود دارد؟ بخشیدن این استقلالِ عشیرهای و منطقهای و فروکاستن از شأن آن به عنوان یک امر ملی، قابلیت بالایی در دامن زدن به نزاعهای قوم در قوم را داراست که قوامِ ملی و همبستگی ملت ایران را خدشهدار کرده و میتواند بهانههای دشمنان این سرزمین برای دست درازی و همسایه آزاری به ویژه در حوزهی قفقازجنوبی، آن هم در این روزهای پرتنش را بیشتر کند. همانانی که چون به لحاظ نظامی، حرفی را برای گفتن برابر «ایران» یعنی «قدرت نظامی برتر منطقه» ندارند، روی به تحریک گسلهای قومی و جنگِ فرهنگی آوردهاند و با نفرت پراکنیهای خود، سعی در نفوذ و برهم زدن ملیت ایرانی مردم آذربایجان و وابستگی شان به آن سوی ارس را دارند!
🔴 ادامه یادداشت را در آذریها بخوانید.
@IranDel_Channel
💢
🔴 پیرامون «استقلال مس سونگون» و ایرادات آن
✍️ نیما عظیمی، کنشگر مدنی تبریزی
جناب رئیس جمهور!
حالا که قدم رنجه فرمودید و در مسیر سفرهای استانی خود، روز پنجشنبه ۱۸ خردادماه [۱۴۰۲ خورشیدی] خود را به ایستگاه آذربایجانشرقی - تبریز رساندید و دیداری مردمی را برگزار نمودید، ما نیز به عنوان رسانهی این شهر، فرصت غنیمت شمرده و قصد آن داریم تا سخنی با جنابتان گوییم.
شما در سخنان خود اشاره داشتید که: «حتماً نوشتهها را پیگیری میکنم و هیچ کدام از نوشتهها، بیپاسخ نمیماند.» از ایمان و امید گفتید؛ سپاس که ما را امیدوار نمودید و ما نیز به پشتوانهی جوهرامید است که دست به قلم بردیم و این نامهی شهروندمدارانه را نگاشتیم.
جناب رئیس جمهور! امیدِ اول و آخر ما همین قلم است و همین کاغذ! تا صدا و ندای بخش دیگری از مردمان این خطه را به گوش شما برسانیم.
جناب رئیس جمهور! شما «استقلال مس سونگون» را اعلام نمودید؛ اما بخش قابل توجهی از مردمِ آذربایجان، موافق این طرح و تصویب آن نیستند. از این رو، دراین یادداشتِ کوتاه، چند دلیل و پرسشِ اجمالی درمحورِ همین موضوع را برای جنابعالی و تیم کارشناسیتان مطرح و در میان میگذاریم. امید آن که در کنار دلایل موافقت خود در اخذ این تصمیم، نیم نگاهی نیز به دلایل مخالفت ما بیندازید.
آیا «استقلال مس سونگون» را عاملی در تداومِ فرهنگ عشیرهای و قومی به جای حمایت از منافع ملی ایران نمیدانید؟ بنابر نظر نگارنده، تصویب و اجرای این طرح، درخفیفترین حالت آن، خدشه بر همبستگی ملی ملت ایران وارد خواهد نمود؛ چه این که واگذاری نقشها و انتساب اشخاص، به راحتی میتواند از توجه به تخصصِ شخص خارج شده و تبدیل و مبتنی بر تعلقات قومی و پیوندهای خویشاوندی شود. آیا دراین صورت، اصل طبیعی رقابت و نخبه سالاری - از مایههای اصلی و حیاتی برای پیشرفت اقتصادی - ازمیان نخواهد رفت؟ به عبارت دیگر، این موضوع، محدودیت آفرین و به نابسامانیهایی در اقتصاد منتج خواهدشد؛ که این نابسامانی، خروجیِ یک چرخه نه براساس دانش و حرفهی افراد، بلکه براساسِ نَسَب افراد خواهدبود.
اما سوال و ابهام بزرگ دیگری که اذهان عموم را به خود مشغول نموده است، چگونگی مرزبندی جغرافیاییِ این استقلال بخشی به مس سونگون است! چرا که معدن و کارخانهی «مس سونگون»، مختص و متعلق به منطقهای در شهرستانِ «ورزقان» است. پرسش اینجاست که درصورت استقلالِ آن، تنها مردم ورزقان از سودمندیهای آن بهرهمند خواهند شد؟ یا مردم سایر شهرهای استان ازجمله تبریز و اهر و مرند و بناب و… در آن سود و بهرهوری سهیم هستند؟ آنچه مبرهن و روشن است این که در صورت اختصاص این شرکت صرفاً به ورزقان، چرخهای گردانندهی این شرکت، زیربارِ تنهایی، لِه شده و سپس سودمندی آن تعطیل خواهدشد! و چنانچه عنوانِ این دستور شما، «استقلال شرکت مس آذربایجان» است، پس در این میان، نقشِ «شرکت ملی مس ایران» چیست؟ و کجاست؟!
و این که آیا چنین نیست؟ که باید مواد اولیهی استخراج شده از معدن «مس سونگون آذربایجان» برای فرآوری به «کرمان» فرستاده شده و پس از طی نمودن مراحل فروش، سودِ محصول به خزانهی شرکت ملی مس واریز و صرف آبادانی «ایران» شود. درست مثل «نفت خوزستان» که برای فرآوری به شرکتهای «پتروشیمی تبریز» سرازیر شده و درکنار اشتغالزایی درآذربایجان با نفت خوزستان، درآمدی حاصل و به «شرکت ملی نفت ایران» واریز میشود. یا مثل «سنگ آهنی» که از «بافق یزد» به «مجامع فولاد تبریز» فرستاده و سود آن پس از طی همان مراحل فوق، به خزانهی «شرکت ملی فولاد ایران» واریز می شود. و الی آخر…
حال که سودِ حاصل از چرخش چرخهای اقتصادی کشور، ازجمله صنعت مس ایران، در خزانهی ملی ملت ایران و برای تمام ملت ایران است، چه لزوم و اجباری برای استقلال شرکت مس سونگون وجود دارد؟ بخشیدن این استقلالِ عشیرهای و منطقهای و فروکاستن از شأن آن به عنوان یک امر ملی، قابلیت بالایی در دامن زدن به نزاعهای قوم در قوم را داراست که قوامِ ملی و همبستگی ملت ایران را خدشهدار کرده و میتواند بهانههای دشمنان این سرزمین برای دست درازی و همسایه آزاری به ویژه در حوزهی قفقازجنوبی، آن هم در این روزهای پرتنش را بیشتر کند. همانانی که چون به لحاظ نظامی، حرفی را برای گفتن برابر «ایران» یعنی «قدرت نظامی برتر منطقه» ندارند، روی به تحریک گسلهای قومی و جنگِ فرهنگی آوردهاند و با نفرت پراکنیهای خود، سعی در نفوذ و برهم زدن ملیت ایرانی مردم آذربایجان و وابستگی شان به آن سوی ارس را دارند!
🔴 ادامه یادداشت را در آذریها بخوانید.
@IranDel_Channel
💢
Telegram
ایراندل | IranDel
همه عالم تن است و ایران دل ❤️
این کانال دغدغهاش، ایران است و گردانندۀ آن، یک شهروند ایرانی آذربایجانی
[ بازنشر یک یادداشت، توییت، ویدئو و یا یک صوت به معنی تأیید کل محتوا و تمام مواضع صاحب آن محتوا نیست و هدف صرفاً بازتاب دادن یک نگاه و اندیشه است.]
این کانال دغدغهاش، ایران است و گردانندۀ آن، یک شهروند ایرانی آذربایجانی
[ بازنشر یک یادداشت، توییت، ویدئو و یا یک صوت به معنی تأیید کل محتوا و تمام مواضع صاحب آن محتوا نیست و هدف صرفاً بازتاب دادن یک نگاه و اندیشه است.]
👍8👎1
ایراندل | IranDel
رادیو فارسی بیبیسی – تمامیت ارضی یا یکپارچگی سرزمینی؟
🔴 نقدی بر برنامه پرگار
✍️ تیرداد بنکدار
این هفته [۲۰ خرداد ۱۴۰۲ خورشیدی] برنامه پرگار بیبیسی فارسی در ادامه مضحکه اخیر محفل منشورنویسان خارج از کشور، برنامهای با موضوع این پرسش ساخته که تمامیت ارضی بهتر است یا یکپارچگی سرزمینی؟!
ظاهراً همگی از منشورنویسان تا برنامهسازان متوجه نیستند که یکپارچگی سرزمینی یکی از معادلهای پارسی Unitary State در معنای ملت - دولت تکبافت و یکپارچه میشود. کشور یکپارچه و تکبافت نیز بر خلاف کشور فدرال واجد ساخت سیاسی-حقوقی یکپارچه و ملی در کل کشور است، نه ساخت چندپاره ایالتی و محلی. بنابراین یکپارچگی سرزمینی وقتی در توصیف وضعیت کشور از پیش موجودی چون ایران به کار میرود، خود تابعی از اصل پیشینی تمامیت ارضی است. اینجاست که دغلکاری آنهایی که میکوشند با برکشیدن یکپارچگی سرزمینی در مقابل تمامیت ارضی به خیال خود سر ایراندوستان را به اصطلاح شیره بمالند مبدل به مضحکه میشود!
پینوشت: یکی از مهمانان برنامه پرگار آقای عباس جوادی از دانشمندان ایراندوست و صاحبنظر در تاریخ ایران و اقوام آن هستند که جدای از موضوع مد نظر در این یادداشت، موارد درستی را مطرح کردند.
@IranDel_Channel
💢
✍️ تیرداد بنکدار
این هفته [۲۰ خرداد ۱۴۰۲ خورشیدی] برنامه پرگار بیبیسی فارسی در ادامه مضحکه اخیر محفل منشورنویسان خارج از کشور، برنامهای با موضوع این پرسش ساخته که تمامیت ارضی بهتر است یا یکپارچگی سرزمینی؟!
ظاهراً همگی از منشورنویسان تا برنامهسازان متوجه نیستند که یکپارچگی سرزمینی یکی از معادلهای پارسی Unitary State در معنای ملت - دولت تکبافت و یکپارچه میشود. کشور یکپارچه و تکبافت نیز بر خلاف کشور فدرال واجد ساخت سیاسی-حقوقی یکپارچه و ملی در کل کشور است، نه ساخت چندپاره ایالتی و محلی. بنابراین یکپارچگی سرزمینی وقتی در توصیف وضعیت کشور از پیش موجودی چون ایران به کار میرود، خود تابعی از اصل پیشینی تمامیت ارضی است. اینجاست که دغلکاری آنهایی که میکوشند با برکشیدن یکپارچگی سرزمینی در مقابل تمامیت ارضی به خیال خود سر ایراندوستان را به اصطلاح شیره بمالند مبدل به مضحکه میشود!
پینوشت: یکی از مهمانان برنامه پرگار آقای عباس جوادی از دانشمندان ایراندوست و صاحبنظر در تاریخ ایران و اقوام آن هستند که جدای از موضوع مد نظر در این یادداشت، موارد درستی را مطرح کردند.
@IranDel_Channel
💢
👍12👎1
🔴 بخش خصوصی واقعی و برندها
✍️ موسی غنینژاد، دانشآموخته دکترای اقتصاد
خبرهای مربوط به تعطیلی و بازگشایی مجدد بنگاه قدیمی داروگر، موضوع برندهای معروف ایرانی و سرنوشت غمانگیز آنها را دوباره بر سر زبانها انداخت. واقعیت این است که تولد و مرگ برندهای تجاری منطق اقتصادی روشنی دارد و اینکه برخی از آنها در طول زمان از بین میروند جای تعجب و نگرانی نیست.
مشکل جای دیگری است که حکایت از مسائل به مراتب جدیتری دارد. سوال اینجاست که چرا تقریباً همه بنگاههای اقتصادی موفق و مهم ایرانی که عمدتا طی دهههای ۱۳۳۰ و ۱۳۴۰ خورشیدی شکل گرفته بودند به تدریج کارآیی خود را از دست دادند؛ بهطوریکه یا به بنگاههای زیانده دولتی تبدیل شدند یا ورشکسته شدند و از دور فعالیت اقتصادی بیرون رفتند و پرسش مهم دیگری که بهطور منطقی در پی پرسش اول مطرح میشود این است که چرا دیگر بنگاههای بزرگ در بخش خصوصی در ابعاد بنگاههای بزرگ پیش از انقلاب اسلامی عملا شکل نگرفتند.
پاسخ دقیق به این پرسش مستلزم بررسی همهجانبه نظام اقتصادی، سیاسی و اجتماعی استقراریافته در فردای انقلاب در ایران است؛ اما اجمالاً میتوان گفت یک عامل نقش تعیینکننده در این میان داشته است و آن ایدئولوژی سیاسی اقتصادی پیشران انقلابیون در آن مقطع تاریخی بود. نشانههای این ایدئولوژی را نه تنها در گفتارهای سیاسیون نشسته بر سریر قدرت بلکه در میان رقبا و حتی مخالفان آنها نیز میتوان سراغ گرفت. مضافاً اینکه تقریباً همه روشنفکران تاثیرگذار در آن زمان، صرفنظر از اینکه دارای گرایشهای اسلامی بودند یا نه، علناً و موکداً با آنچه «سرمایهداری وابسته» مینامیدند، مخالفت میکردند و خواهان ریشهکن کردن آن از جامعه ایران بودند. طبیعی بود که در آن فضای فکری تصمیمات و سیاستگذاریها سویه به اصطلاح «ضد سرمایهداری» و «ضد وابستگی» بگیرد.
نتیجه اینکه در همان فردای پیروزی انقلاب اسلامی اکثریت قریب به اتفاق بنگاههای بزرگ و موفق که بیشترشان شهرتی به هم رسانده و تبدیل به برندهای معروفی شده بودند، مصادره شدند و سرنوشت آنها در دستان مدیران جوان و اغلب کارنابلد دولتی قرار گرفت. مدعیان هر بنگاه بزرگ و موفق را نماد «سرمایهداری» و هر نوع ارتباط با اقتصاد و تکنولوژی جهانی را نشانه «وابستگی» میدانستند و در طرد و نفی آن میکوشیدند.
بنابراین چگونه میشد تصور کرد که در چنین فضای فکری و اجتماعی یک بنگاه بخش خصوصی به اندازهای بزرگ و موفق شود که عنوان برند را بر آن نهاد؟ ناکارآمدی حاکمیتِ این ایدئولوژی در دهساله نخست پس از انقلاب آشکارا خود را نشان داد. ازاینرو عقلای قوم به فکر چارهجویی افتادند که نخستین نتیجه آن آغاز اصلاحات اقتصادی، البته بسیار محتاطانه و نیمبند، در سالهای پایانی دهه ۱۳۶۰ و آغاز دهه ۱۳۷۰ بود. این اصلاحات، با وجود برخی اشتباهات، گرچه آشکارا نتایج مثبتی داشت، اما به مذاق اهل ایدئولوژی خوش نیامد. آنها همچنان بر طبل مبارزه با «سرمایهداری وابسته» میکوبیدند و از انحراف از مسیر انقلاب داد سخن میدادند. اما تحولات سیاسی و اجتماعی صورتگرفته در جامعه ایرانی در دهه ۱۳۷۰ دیگر اجازه بازگشت به آن ایدئولوژی به شکل اولیهاش را نمیداد. اصلاحات اقتصادی در دولت اصلاحات، با آنکه عمدتاً جناح چپ بر آن حاکم بود، ادامه یافت و همزمان با آن «سیاستهای کلی اصل ۴۴ قانون اساسی» که هدف اعلامشده آن باز کردن راه برای غیر دولتی کردن اقتصاد دولتزده بود در دستور کار «مجمع تشخیص مصلحت نظام» قرار گرفت و نهایتا در سال ۱۳۸۴ ابلاغ شد.
با ابلاغ سیاستهای کلی اصل ۴۴ قانون اساسی که همزمان شد با روی کار آمدن دولت نهم و تغییر رویکرد نسبت به اصلاحات اقتصادی، واگذاری شرکتهای دولتی با جدیت و سرعت بیسابقهای ادامه یافت؛ بهگونهایکه دگرگونی مهمی در نظام اقتصادی کشور ایجاد کرد. هرچه روند واگذاریها پیش رفت بیشتر معلوم شد که گرچه اقتصاد به معنی خاص کلمه غیردولتی میشود، اما نظام اقتصادی کشور همچنان سیاسی و سیاستزده باقی میماند و بخش خصوصی واقعی که ظاهراً قرار بود سکان اقتصاد ملی را در دست گیرد، همچنان به زندگی دشوار و فلاکتزده خود در حاشیه اقتصاد ملی ادامه میدهد.
🔴 دنباله یادداشت را در قسمتِ "مشاهده فوری" بخوانید:
👇👇
@IranDel_Channel
💢
✍️ موسی غنینژاد، دانشآموخته دکترای اقتصاد
خبرهای مربوط به تعطیلی و بازگشایی مجدد بنگاه قدیمی داروگر، موضوع برندهای معروف ایرانی و سرنوشت غمانگیز آنها را دوباره بر سر زبانها انداخت. واقعیت این است که تولد و مرگ برندهای تجاری منطق اقتصادی روشنی دارد و اینکه برخی از آنها در طول زمان از بین میروند جای تعجب و نگرانی نیست.
مشکل جای دیگری است که حکایت از مسائل به مراتب جدیتری دارد. سوال اینجاست که چرا تقریباً همه بنگاههای اقتصادی موفق و مهم ایرانی که عمدتا طی دهههای ۱۳۳۰ و ۱۳۴۰ خورشیدی شکل گرفته بودند به تدریج کارآیی خود را از دست دادند؛ بهطوریکه یا به بنگاههای زیانده دولتی تبدیل شدند یا ورشکسته شدند و از دور فعالیت اقتصادی بیرون رفتند و پرسش مهم دیگری که بهطور منطقی در پی پرسش اول مطرح میشود این است که چرا دیگر بنگاههای بزرگ در بخش خصوصی در ابعاد بنگاههای بزرگ پیش از انقلاب اسلامی عملا شکل نگرفتند.
پاسخ دقیق به این پرسش مستلزم بررسی همهجانبه نظام اقتصادی، سیاسی و اجتماعی استقراریافته در فردای انقلاب در ایران است؛ اما اجمالاً میتوان گفت یک عامل نقش تعیینکننده در این میان داشته است و آن ایدئولوژی سیاسی اقتصادی پیشران انقلابیون در آن مقطع تاریخی بود. نشانههای این ایدئولوژی را نه تنها در گفتارهای سیاسیون نشسته بر سریر قدرت بلکه در میان رقبا و حتی مخالفان آنها نیز میتوان سراغ گرفت. مضافاً اینکه تقریباً همه روشنفکران تاثیرگذار در آن زمان، صرفنظر از اینکه دارای گرایشهای اسلامی بودند یا نه، علناً و موکداً با آنچه «سرمایهداری وابسته» مینامیدند، مخالفت میکردند و خواهان ریشهکن کردن آن از جامعه ایران بودند. طبیعی بود که در آن فضای فکری تصمیمات و سیاستگذاریها سویه به اصطلاح «ضد سرمایهداری» و «ضد وابستگی» بگیرد.
نتیجه اینکه در همان فردای پیروزی انقلاب اسلامی اکثریت قریب به اتفاق بنگاههای بزرگ و موفق که بیشترشان شهرتی به هم رسانده و تبدیل به برندهای معروفی شده بودند، مصادره شدند و سرنوشت آنها در دستان مدیران جوان و اغلب کارنابلد دولتی قرار گرفت. مدعیان هر بنگاه بزرگ و موفق را نماد «سرمایهداری» و هر نوع ارتباط با اقتصاد و تکنولوژی جهانی را نشانه «وابستگی» میدانستند و در طرد و نفی آن میکوشیدند.
بنابراین چگونه میشد تصور کرد که در چنین فضای فکری و اجتماعی یک بنگاه بخش خصوصی به اندازهای بزرگ و موفق شود که عنوان برند را بر آن نهاد؟ ناکارآمدی حاکمیتِ این ایدئولوژی در دهساله نخست پس از انقلاب آشکارا خود را نشان داد. ازاینرو عقلای قوم به فکر چارهجویی افتادند که نخستین نتیجه آن آغاز اصلاحات اقتصادی، البته بسیار محتاطانه و نیمبند، در سالهای پایانی دهه ۱۳۶۰ و آغاز دهه ۱۳۷۰ بود. این اصلاحات، با وجود برخی اشتباهات، گرچه آشکارا نتایج مثبتی داشت، اما به مذاق اهل ایدئولوژی خوش نیامد. آنها همچنان بر طبل مبارزه با «سرمایهداری وابسته» میکوبیدند و از انحراف از مسیر انقلاب داد سخن میدادند. اما تحولات سیاسی و اجتماعی صورتگرفته در جامعه ایرانی در دهه ۱۳۷۰ دیگر اجازه بازگشت به آن ایدئولوژی به شکل اولیهاش را نمیداد. اصلاحات اقتصادی در دولت اصلاحات، با آنکه عمدتاً جناح چپ بر آن حاکم بود، ادامه یافت و همزمان با آن «سیاستهای کلی اصل ۴۴ قانون اساسی» که هدف اعلامشده آن باز کردن راه برای غیر دولتی کردن اقتصاد دولتزده بود در دستور کار «مجمع تشخیص مصلحت نظام» قرار گرفت و نهایتا در سال ۱۳۸۴ ابلاغ شد.
با ابلاغ سیاستهای کلی اصل ۴۴ قانون اساسی که همزمان شد با روی کار آمدن دولت نهم و تغییر رویکرد نسبت به اصلاحات اقتصادی، واگذاری شرکتهای دولتی با جدیت و سرعت بیسابقهای ادامه یافت؛ بهگونهایکه دگرگونی مهمی در نظام اقتصادی کشور ایجاد کرد. هرچه روند واگذاریها پیش رفت بیشتر معلوم شد که گرچه اقتصاد به معنی خاص کلمه غیردولتی میشود، اما نظام اقتصادی کشور همچنان سیاسی و سیاستزده باقی میماند و بخش خصوصی واقعی که ظاهراً قرار بود سکان اقتصاد ملی را در دست گیرد، همچنان به زندگی دشوار و فلاکتزده خود در حاشیه اقتصاد ملی ادامه میدهد.
🔴 دنباله یادداشت را در قسمتِ "مشاهده فوری" بخوانید:
👇👇
@IranDel_Channel
💢
Telegraph
بخش خصوصی واقعی و برندها
. 🔴 بخش خصوصی واقعی و برندها ✍️ موسی غنینژاد، دانشآموخته دکترای اقتصاد خبرهای مربوط به تعطیلی و بازگشایی مجدد بنگاه قدیمی داروگر، موضوع برندهای معروف ایرانی و سرنوشت غمانگیز آنها را دوباره بر سر زبانها انداخت. واقعیت این است که تولد و مرگ برندهای تجاری…
👍8
.
🔴 برشی از خاطرات اکبر هاشمیرفسنجانی در روز ۲۱ خرداد ۱۳۷۹ خورشیدی
عصر آقای [حیدر] علیاُف، رئیسجمهور آذربایجان آمد. از وضع مرزی با ارمنستان خیلی ناراحت است. گفت، یک میلیون آواره دارند و بیست درصد اراضی کشورش در اشغال ارمنستان است و کسی از او حمایت نمیکند و ارمنستان به پیشنهادهای صلح، جواب مساعد نمیدهد. دعوت کرد به [جمهوری] آذربایجان بروم. پیر و فرسوده شده است. از حمایتهای من در زمانی که در نخجوان بود و اوایل ریاستجمهوریاش، قدردانی کرد.
🔴 منبع:
شبکه شرق
@IranDel_Channel
💢
🔴 برشی از خاطرات اکبر هاشمیرفسنجانی در روز ۲۱ خرداد ۱۳۷۹ خورشیدی
عصر آقای [حیدر] علیاُف، رئیسجمهور آذربایجان آمد. از وضع مرزی با ارمنستان خیلی ناراحت است. گفت، یک میلیون آواره دارند و بیست درصد اراضی کشورش در اشغال ارمنستان است و کسی از او حمایت نمیکند و ارمنستان به پیشنهادهای صلح، جواب مساعد نمیدهد. دعوت کرد به [جمهوری] آذربایجان بروم. پیر و فرسوده شده است. از حمایتهای من در زمانی که در نخجوان بود و اوایل ریاستجمهوریاش، قدردانی کرد.
🔴 منبع:
شبکه شرق
@IranDel_Channel
💢
Telegram
ایراندل | IranDel
همه عالم تن است و ایران دل ❤️
این کانال دغدغهاش، ایران است و گردانندۀ آن، یک شهروند ایرانی آذربایجانی
[ بازنشر یک یادداشت، توییت، ویدئو و یا یک صوت به معنی تأیید کل محتوا و تمام مواضع صاحب آن محتوا نیست و هدف صرفاً بازتاب دادن یک نگاه و اندیشه است.]
این کانال دغدغهاش، ایران است و گردانندۀ آن، یک شهروند ایرانی آذربایجانی
[ بازنشر یک یادداشت، توییت، ویدئو و یا یک صوت به معنی تأیید کل محتوا و تمام مواضع صاحب آن محتوا نیست و هدف صرفاً بازتاب دادن یک نگاه و اندیشه است.]
👍8
.
🔴 اسطورهی علم در کشورهای دیکتاتوری عقبمانده
✍️ بیژن اشتری، مترجم و نویسنده
دیکتاتورهای عالم "علاقه" شگفتانگیزی به «پیشرفتهای علمی» دارند.
اینها که از تامین سادهترین نیازهای مردمانشان عاجزند، گوش و چشم فلک را از پیشرفتهای مشعشع «علمی»شان کر و کور کردهاند تا رژیم جبار خود را توجیه کنند و حکومتشان را مترقی و سرآمد عالم جلوه دهند و بر تباهیهای رژیمشان ماله بکشند.
رژیم جلاد کره شمالی که هفتاد درصد مردمش از فرط گرسنگی به علفخوری افتاده، مدعی است که طلیعهدار کاوشهای علمی در زمینه هوش مصنوعی است و پژوهشگرانش در دانشگاه کیم ایل سونگ مرزهای علم و فنآوری را جابهجا کردهاند و پهپادهایی میسازد که از زیردریایی شلیک میشود.
آلمان شرقی کمونیست، خودش را طلیعهدار علوم کامپیوتری میدانست اما اتومبیل تولیدیاش، موسوم به ترابانت، با موتور دو پیستونی و شاسی قوطی کبریتیاش مضحکه جهانیان بود.
کوبای کمونیست هم مدعی است که حرف اول را در زمینه بیوتکنولوژی میزند در حالیکه مردمش در فقر مطلق دست و پا میزنند.
اما به راستی چه کسی این حرفها را باور میکند؟ کشوری که مردمش آزاد نیستند و در انزوا به سر میبرند هیچ نسبتی با علم و دانش ندارد. که اگر داشت هر سال کرور کرور نخبگان علمیاش فرار نمیکردند.
دیکتاتوری رابطه میان علم و پیشرفت را قطع و خود علم را سرکوب میکند. دانشمند راستین در تضاد با دیکتاتوری است زیرا دیکتاتوری از به رسمیت شناختن این واقعیت که نقادی خون حیات بخش در رگهای علم است سر باز میزند. اندیشمند راستین در تضاد با دیکتاتوری است زیرا میداند که دیکتاتوری دشمن ذاتی قدرت اندیشه انسان است و مانع اصلی گسترش علم و دانش.
پیشرفت علمی در گروی آزادی اندیشه، زیست متمدنانه و تعاملات آزادانه بینالمللی است.
پژوهشگری که در محیط بسته و تحت فشار زندگی و کار میکند ذهنش همواره در بند است. در چنین محیطی هیچ گلی شکوفا نمیشود، نه در عرصه علم نه در عرصه فرهنگ نه در عرصه هنر. فشار و تنگ نظری ریشه هر خلاقیتی را میسوزاند و به همین خاطر هرگز نمیتوان هیچ پیشرفت علمی را در چنین کشورهایی باور کرد.
بله، میتوان به ضرب دروغ و تبلیغات برای مدتی اذهان سادهدلان را شستوشو داد و توهم پیشرفت علمی و کارآمدی ایجاد کرد.
اما عمر دروغ کوتاه است و نمیتوان مردمان را برای همیشه فریب داد.
🔴 پینوشت:
انتشار یک یادداشت، به معنی تایید کل محتوای آن و به معنی تایید تمام مواضع نویسندهاش نیست.
@IranDel_Channel
💢
🔴 اسطورهی علم در کشورهای دیکتاتوری عقبمانده
✍️ بیژن اشتری، مترجم و نویسنده
دیکتاتورهای عالم "علاقه" شگفتانگیزی به «پیشرفتهای علمی» دارند.
اینها که از تامین سادهترین نیازهای مردمانشان عاجزند، گوش و چشم فلک را از پیشرفتهای مشعشع «علمی»شان کر و کور کردهاند تا رژیم جبار خود را توجیه کنند و حکومتشان را مترقی و سرآمد عالم جلوه دهند و بر تباهیهای رژیمشان ماله بکشند.
رژیم جلاد کره شمالی که هفتاد درصد مردمش از فرط گرسنگی به علفخوری افتاده، مدعی است که طلیعهدار کاوشهای علمی در زمینه هوش مصنوعی است و پژوهشگرانش در دانشگاه کیم ایل سونگ مرزهای علم و فنآوری را جابهجا کردهاند و پهپادهایی میسازد که از زیردریایی شلیک میشود.
آلمان شرقی کمونیست، خودش را طلیعهدار علوم کامپیوتری میدانست اما اتومبیل تولیدیاش، موسوم به ترابانت، با موتور دو پیستونی و شاسی قوطی کبریتیاش مضحکه جهانیان بود.
کوبای کمونیست هم مدعی است که حرف اول را در زمینه بیوتکنولوژی میزند در حالیکه مردمش در فقر مطلق دست و پا میزنند.
اما به راستی چه کسی این حرفها را باور میکند؟ کشوری که مردمش آزاد نیستند و در انزوا به سر میبرند هیچ نسبتی با علم و دانش ندارد. که اگر داشت هر سال کرور کرور نخبگان علمیاش فرار نمیکردند.
دیکتاتوری رابطه میان علم و پیشرفت را قطع و خود علم را سرکوب میکند. دانشمند راستین در تضاد با دیکتاتوری است زیرا دیکتاتوری از به رسمیت شناختن این واقعیت که نقادی خون حیات بخش در رگهای علم است سر باز میزند. اندیشمند راستین در تضاد با دیکتاتوری است زیرا میداند که دیکتاتوری دشمن ذاتی قدرت اندیشه انسان است و مانع اصلی گسترش علم و دانش.
پیشرفت علمی در گروی آزادی اندیشه، زیست متمدنانه و تعاملات آزادانه بینالمللی است.
پژوهشگری که در محیط بسته و تحت فشار زندگی و کار میکند ذهنش همواره در بند است. در چنین محیطی هیچ گلی شکوفا نمیشود، نه در عرصه علم نه در عرصه فرهنگ نه در عرصه هنر. فشار و تنگ نظری ریشه هر خلاقیتی را میسوزاند و به همین خاطر هرگز نمیتوان هیچ پیشرفت علمی را در چنین کشورهایی باور کرد.
بله، میتوان به ضرب دروغ و تبلیغات برای مدتی اذهان سادهدلان را شستوشو داد و توهم پیشرفت علمی و کارآمدی ایجاد کرد.
اما عمر دروغ کوتاه است و نمیتوان مردمان را برای همیشه فریب داد.
🔴 پینوشت:
انتشار یک یادداشت، به معنی تایید کل محتوای آن و به معنی تایید تمام مواضع نویسندهاش نیست.
@IranDel_Channel
💢
Telegram
ایراندل | IranDel
همه عالم تن است و ایران دل ❤️
این کانال دغدغهاش، ایران است و گردانندۀ آن، یک شهروند ایرانی آذربایجانی
[ بازنشر یک یادداشت، توییت، ویدئو و یا یک صوت به معنی تأیید کل محتوا و تمام مواضع صاحب آن محتوا نیست و هدف صرفاً بازتاب دادن یک نگاه و اندیشه است.]
این کانال دغدغهاش، ایران است و گردانندۀ آن، یک شهروند ایرانی آذربایجانی
[ بازنشر یک یادداشت، توییت، ویدئو و یا یک صوت به معنی تأیید کل محتوا و تمام مواضع صاحب آن محتوا نیست و هدف صرفاً بازتاب دادن یک نگاه و اندیشه است.]
👍6👎1
ایراندل | IranDel
. 🔴 داستانِ ترکیه ✍️ رشتهتوییتی از آرش رئیسینژاد، دانشآموخته دکتری روابط بینالملل [جمهوری ترکیه] پل زمینی آسیا - اروپاست و وارث امپراتوریهای بزرگ عثمانی و بیزانس! استانبول گرانیگاه کشور است و مرکز شبکه دریایی سیاه - اژه - مدیترانه. جغرافیا قدرت میبخشد…
🔴 #توییت_خوانی
✍️ توییت آرش رئیسینژاد، دانشآموخته دکترای روابط بینالملل
🔴 توییت درباره این خبر است.
@IranDel_Channel
💢
✍️ توییت آرش رئیسینژاد، دانشآموخته دکترای روابط بینالملل
🔴 توییت درباره این خبر است.
@IranDel_Channel
💢
👍5👎1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎥 تعریف ملیگرایی ایرانی از زاویهی دید حجت کلاشی، کنشگر سیاسی اهل اردبیل
🔴 پینوشت:
انتشار ویدئویی از یک فرد به معنی تأیید تمام مواضع آن فرد نیست.
@IranDel_Channel
💢
🔴 پینوشت:
انتشار ویدئویی از یک فرد به معنی تأیید تمام مواضع آن فرد نیست.
@IranDel_Channel
💢
👍6