ایران‌دل | IranDel
3.74K subscribers
1.24K photos
978 videos
41 files
2.02K links
همه عالم تن است و ایران‌ دل ❤️

این کانال دغدغه‌اش، ایران است و گردانندۀ آن، یک شهروند ایرانی آذربایجانی

[ بازنشر یک یادداشت، توییت، ویدئو و یا یک صوت به معنی تأیید کل محتوا و تمام مواضع صاحب آن محتوا نیست و هدف صرفاً بازتاب دادن یک نگاه و اندیشه است.]
Download Telegram
.
🔴 «منتقد سیاست خارجی فعلی هستم» یعنی چه؟


✍🏻 رضا حبیبی، کنشگر مدنی و سیاسی تبریزی


🔴 بخش اول

یکی از موضوعاتی که تلاش کرده‌ام طی یادداشت‌هایی در این کانال، به شرح آن بپردازم انتقاداتی است که به عملکرد هیئت حاکمه کشور در حوزه روابط بین‌الملل، چه در سطح منطقه‌ای و چه در سطح جهانی داشته‌ام. در واقع نتایج حاصل از دیپلماسی کشور در بسیاری حوزه‌های موضوعی و جغرافیایی، نتایجی جالب و همراه با موفقیت نیست. آخرین این نتایج شهادت دو تن از جوانان کشور در درگیری با وحوش طالبان بوده است.

این عملکردها، خود ناشی از استیلای باورها، شناخت، اهداف و رویکردهایی در سپهر سیاست خارجی کشور می‌باشند.

به باور نگارنده به منظور اصلاح عملکردها، لازم است آن گزاره‌های پیشینی که موجد این عملکردها هستند اصلاح گردند.

اصلی ترین انتقادات وارد بر علل پیشینی و عملکردی سیاست های خارجی فعلی کشور را می‌توان در سرفصل های زیر خلاصه نمود:

الف) باورها و اهداف:

۱. اولویت اصول ایدئولوژیک بر منافع ملی.
۲. غلبه این دیدگاه که جهان به دو بلوک خیر و شر تقسیم شده است.
۳. وجود این ذهنیت که با امکانات و پتانسیل‌های موجود در ایران می‌توان تاثیر قابل ملاحظه ای بر قواعد اقتصاد و سیاست و به طور کلی مناسبات و نظم فعلی جهان گذاشت.
۴. انگاره وجود دوست و دشمن دائمی در سیاست خارجی.

ب) علل شناختی:

۱. عدم درک صحیح از مکانیسم‌های نظم جهانی و لزوم همراهی با آن جهت امکان رشد و حتی تاثیرگذاری بر آن.
۲. عدم درک صحیح از مناسبات تاریخی و ژئوپلتیک قدرت در منطقه غرب آسیا و به تبع آن اخذ تصمیمات اشتباه در این حوزه.
۳. عدم شناخت درست حوزه‌های نفوذی که امکان اثرگذاری مثبت بر منافع ملی ایران را دارند.
۴. این نگاه که در صورت همراهی با جبهه خیر، آنان نیز مدافع برادرانه منافع ایران خواهند بود.

ج) علل رویکردی:

۱.عدم بکارگیری راهبردها، تاکتیک‌ها و سیاست‌های صحیح، جهت اعمال نفوذ در حوزه‌های مربوطه.
۲. دمیدن بر تنش مزمن با غرب و عدم حل ریشه‌ای آن.
۳. عدم مذاکره مستقیم با طرف‌های مقابل و وکالت به بازیگرانی به عنوان واسطه مذاکره که در موضوعات و مناطق مختلف دارای تضاد منافع با ایران هستند.

د) عملکردها و اثرات:

۱. باج‌دهی به برخی بازیگران جهانی و منطقه‌ای به دلیل انزوای ایجاد شده به علت سیاست خارجی جاری.
۲. فروش ارزان سرمایه‌های ملی.
۳. قرار گرفتن در کنار کنشگرانی که گرایشات ضدِّ ایرانی دارند و یا در بهترین حالت انگیزه‌ای برای ارتقا گزاره‌های منافع ملی ایران ندارند.
۴. از دست رفتن فرصت‌های توسعه کشور و عقب ماندن از سایر کشورهای در حال توسعه

و ...

تلاش خواهم نمود در چند یادداشت جداگانه به تبیین نظری و مصداقی این انتقادات بپردازم.



🔴 ادامه یادداشت را در قسمتِ "مشاهده فوری" بخوانید:
👇👇


@IranDel_Channel

💢
👍9
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 با توجه به تنش مرزی پیش آمده بین ایران و طالبان، ویدیویی در شبکه‌های اجتماعی بازنشر و پربازدید شده است که در آن دکتر عبدالطیف پدرام، رهبر حزب ملی افغانستان در یک برنامه تلویزیونی در خرداد ماه ۱۴۰۰ خورشیدی می‌گوید: «ما یک حوزه تمدنی بزرگیم که نامش ایران بزرگ است و نه افغانستان. این حوزه تمدنی را تکه تکه کردند.»
او افزود: «شاخص این تمدن بزرگ زبان فارسی است که می‌خواهند آن را از بین ببرند.»


@IranDel_Channel

💢
👍21

🔴 «ایرانیان و استبدادستیزی»

✍️ مهدی تدینی، تاریخ‌پژوه

جریان مدرن استبدادستیزی در ایران قدمتی حداقل ۱۲۰ ساله دارد و کسانی که خود را «استبدادستیز» می‌دانستند همیشه این مبارزۀ خود را مقدس و باعث سربلندی ایران می‌دانستند ــ بگذریم که تاریخ در همه‌جا اثبات کرده که ممکن است استبدادستیزان خود استبدادی بس وخیم‌تر و سمج‌تر پدید آورند؛ همان حکایت افتادن از چاله به چاه. اما به گمان من، کلِ جریان استبدادستیزی در ایران دچار یک خطای اساسی است؛ دچار خطایی نظری؛ خطایی معرفت‌شناختی؛ خطایی حقیقتاً بنیادین!

استبدادستیزی اساساً فرایندی «دومرحله‌ای» یا «دووجهی» است؛ مرحلۀ اول (یا وجه اول) اساسی‌تر و مرحلۀ دوم برای تکمیل مرحلۀ اول است. اما استبدادستیزان ایران اصلاً به مرحله/وجه اول کاری ندارند و همیشه غرق در مرحلۀ دوم بوده‌اند. حقیقت تلخ‌تر اما این است که آنها اصلاً با مرحلۀ اول آشنا نیستند و چه‌بسا خود برخلاف مرحلۀ اول عمل می‌کنند و به همین دلیل از دل استبدادستیزی‌شان استبداد جدیدی سر برمی‌آورد. در ادامه توضیح می‌دهم که دلیل این نقصان اساسی این است که ما در ایران «سنت لیبرال» نداشته‌ایم. سنت لیبرال است که مبارزه با استبداد را به شکل دووجهی انجام می‌دهد و به همین دلیل دقیق‌ترین نوع استبدادستیزی را به بشر آموخته است. همۀ زنهارهای من نیز همیشه معطوف به این بوده است که این «دووجهی» بودن استبدادستیزی را یادآوری کنم.

ببینید... یک حکومت پیش از آنکه چه شکلی (جمهوریِ ریاستی یا پارلمانی، جمهوری شورایی، پادشاهی مشروطه یا سلطنت مطلقه) داشته باشه، پیش از آنکه چه ماهیتی (دیکتاتوری یا دموکراتیک) داشته باشه، و پیش از آنکه چه روشی (کاپیتالیستی/سوسیالیستی/مداخله‌گر) در ادارۀ امور داشته باشه، یک «حجم» داره؛ یک «اندازه» داره. حکومت یک دستگاه است که «اندازه» دارد. حال این «دستگاه» ممکن است اشکال، ماهیت‌ها و روش‌های متفاوتی داشته باشد. اما! اما پیش‌تر «حجمی از حاکمیت» وجود دارد. بله! می‌دانم! شکل و ماهیت و روش می‌تواند روی حجم اثر بگذارد؛ کم و زیادش کند. اما به هر حال، «حجم حاکمیت» عنصر اصلیِ سازندۀ قدرت است. اگر حکومت را اسلحه فرض کنیم، هم تفنگ کمری اسلحه است و هم ناو هواپیمابر. فرق اینها حجم است؛ حجمِ قدرتی که در خود دارند. در حاکمیت «حجم» چیز پیچیده‌ای نیست؛ حجم مجموعه اختیاراتی است که یک حکومت می‌تواند داشته باشد (از سیاست و اقتصاد تا فرهنگ). هر نوع حکومتی، چه دیکتاتوری و چه دموکراتیک، می‌تواند بر حجم خود بیفزاید؛ در دیکتاتوری با تصمیمات فرمانروای خودکامه، و در دموکراسی با تصمیمات نمایندگان مردم. به هر حال، در هر دو، حکومت می‌تواند حجم خود را بزرگ کند.

اما خطای استبدادستیزی در ایران همیشه این بوده که دغدغۀ اصلی‌اش شکل و ماهیت (و گاه روش) حاکمیت بوده است، و نه «حجم» حاکمیت. در حالی که اساس استبدادستیزی باید معطوف به اندازۀ حاکمیت باشد؛ نه اینکه صرفاً این حاکمیت دست کیست، چگونه توزیع و چگونه اِعمال می‌شود. استبدادستیزی در ایران همیشه با این واقعیت بیگانه بوده است که دست‌کم نیمی از توان خود را باید معطوف به کنترل اندازۀ حاکمیت کند. در حالی که حتی برعکس هم بوده است: هر جریانی حاکم شده، کوشیده بر حجم دولت بیفزاید (هر یک به شیوۀ خودش و مبتنی بر اهداف خودش). بزرگ‌ترین بدبختی البته این است که خود ایرانیان نیز اساساً تمایل داشته‌اند دولت دائم در نقش مدیریت‌کنندۀ زندگی و اداره‌کنندۀ جامعه حاضر شود ــ که البته خوشبختانه این نگرش در یکی دو دهۀ اخیر تغییر کرده.


🔴 دنباله یادداشت را در قسمتِ "مشاهده فوری" بخوانید:
👇👇

@IranDel_Channel

💢
👍7👎1
.
🔴 #توییت_خوانی

✍️ توییت‌هایی از مجید تفرشی، تاریخ‌نگار و سند‌پژوه



🔴 پی‌نوشت:
انتشار یک توییت به معنی تأیید تمام مواضع فرد توییت‌کننده نیست.


@IranDel_Channel

💢
👍6👎2
.
🔴 #توییت_خوانی

✍️ جواد رنجبر درخشی‌لر، دانش‌آموخته علم سیاست



🔴 پی‌نوشت:
انتشار یک توییت به معنی تأیید تمام مواضع فرد توییت‌کننده نیست.


@IranDel_Channel

💢
👍10👎1
🔴 اصلاح قوۀ قضائیه، اصلاح مملکت

✍️ محمود افشار، دانش‌آموخته دکترای حقوق


عدالت به اصطلاح امروز یعنی قوۀ قضائیۀ خوب.

قوۀ مقننه با همۀ اهمیتی که دارد به نظر می‌رسد کمتر اهمیت داشته باشد، زیرا در قدیم دیده شده که هر وقت قوۀ مجریۀ زمان (سلطان وقت) عادل بوده، بی‌داشتن قوۀ مقننه که رسم نبوده، کار خود را خوب انجام داده است، اما با هم شدن قوۀ مجریه و قوۀ قضائیه و خوب کار کردن آن‌ها به نظر بسیار مشکل است؛ زیرا کسی نباید هم قاضی باشد و هم طرف دعوا. هرچند خیلی عادل و منصف چنان‌که گویند انوشیروان بوده، چه ممکن است شکایت از خود دستگاه حکومت باشد.

حکایت کنند که فردریک، پادشاه پروس، در آن هنگام که باغ و قصر پطسدام را می‌ساخت در همسایگی او آسیابی بود که سر و صدا می‌کرد. پادشاه گفت تا آن را بخرند. آسیابان به هیچ قیمت حاضر به فروش نشد. شاه او را خواست و گفت اگر خود واگذار نکنی به‌زور خواهند گرفت. پاسخ شنید که این در صورتی است که در برلن عدلیه نباشد! شاه را این سخن بسیار پسندیده آمد و آن آسیاب را خراب نکرد و هنوز که هنوز است کسانی که به پطسدام رفته‌اند در پهلویِ ساختمان شاهنامۀ قصر، آسیاب خرابه را می‌بینند که درون پارک کاخ نگاهداری می‌شود.

در ایران هم گاهی اشخاص یکدیگر را از عدلیه می‌ترسانند، اما به معنی مخالف؛ یعنی چون عدلیه هست می‌توانی بدوی و به حقت نرسی، نه اینکه چون دادگستری هست بترس که نتوانی حقم را پایمال کنی چنان‌که آسیابان به سلطان گفت.!

وقتی در کشوری مردم به عدلیه اعتماد نداشتند و ناراضی بودند، دولت و حتی رژیم مملکت در خطر است. ملت ظلم‌کشیده ممکن است انقلاب کند، افراد ناراضی خیانت یا مهاجرت نمایند، ترس از کودتا و دیکتاتوری می‌رود. بنابراین خوبی قوۀ قضائیه باید جداً مورد نظر باشد. توجه به اصلاح آن از اهمّ فرایض است.




🔴 منبع:
گنجینۀ مقالات، دکتر محمود افشار، تهران: انتشارات دکتر محمود افشار، چاپ دوم ۱۴۰۰، ج ‌۲، ص ۹۸۹ - ۹۹۰




@IranDel_Channel

💢
👍4
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎥 گفتگوی اتاق خبر شبکه‌ی «منوتو» با حجت کلاشی - کنشگر سیاسی - درباره‌ی دلایل مطلوب نبودن فدرالیسم و مشکلات جایگزینی حاکمیت منطقه‌ای به جای حاکمیت یک‌پارچه ملی


🔴 پی‌نوشت:
بازنشر یک ویدئو از فردی، به معنی تایید تمام مواضع آن فرد نیست.



@IranDel_Channel

💢
👍14
🔴 خوانش حقوقی از مشروطه ایران

✍️ فردین مرادخانی، دانش‌آموخته دکترای حقوق

باید بین ایده مشروطیت و دو مفهوم نزدیک با آن، تفاوت گذاشت:
نخست مفهوم دموکراسی
دوم مفهوم لیبرالیسم

علت بررسی این دو مفهوم به این خاطر است که از آنجا که در ایران هرگز نظریه‌ی مشروطیت و اهداف آن تبیین نشده است، بسیاری از نویسندگان در توضیح و تفسیر مشروطیت ایران، مشروطیت را مترادف با دموکراسی و یا لیبرالیسم گرفته‌اند.

و از این رو از منظر این دو مفهوم به نقد مشروطیت در ایران نشسته‌اند و آن را ناکام دانسته‌اند، زیرا نتوانسته است به دموکراسی یا لیبرالیسم برسد.

در حالی که مشروطیت نقطه آغاز در تحدیدِ قدرتِ لاحد است و در تطوّرِ تاریخی خود به این مفاهیم منجر می‌شود، نه اینکه در همان آغاز محدود کردن قدرتِ خودکامه، توهمِ پیدایش دموکراسی را داشته باشد.

مشروطیت، سیستم سیاسی است که محدودیت‌هایی را بر اجرای قدرت سیاسی اعمال می کند و برعکس دموکراسی در مشروطیت نه تاکید بر مشارکت مردم که بر محدودیت قدرت است.



🔴 منبع:
متن برشی از کتابِ "خوانشِ حقوقی از انقلابِ مشروطه ایران"، نوشته‌ی فردین مرادخانی


@IranDel_Channel

💢
👍5
🔴 عباس میرزا و جنگ دوم ایران و روس

✍️ محمدعلی بهمنی‌ قاجار

جنگ دوم ایران و روس آخرین تلاش عباس میرزا ولیعهد برای ایستادگی در مقابل قدرت متجاوز روسیه بود. عباس میرزا در این نبرد حساس و تعیین کننده در مواجهه با یک رزمِ تمام عیار در مقابل قدرت متجاوز روسیه قرار گرفته بود و برای دفاع از آینده ایران و خود و خاندان قاجار به تلاش‌های گسترده‌ای دست زد. در این راه عباس میرزا حتی فرزندانِ نورچشم و عزیز خود هم چون خسرو میرزا و جهانگیر میرزا را به خط مقدم جبهه‌های جنگ گسیل داشت. جهانگیر میرزا در جنگ دوم در خط مقدم بود و در سالیان و لنکران روس‌ها را شکست داد. فرزند ارشد عباس میرزا یعنی محمدمیرزا نیز در جنگ گنجه همان جنگی که منجر به شهادت دردناک امیر خان سردار شد، در آستانه کشته شدن و اسارت بود. عباس میرزا می‌دانست که افتخار پیروزی و ننگ شکست برای وی می‌ماند و موقعیت سیاسی وی را نیز تحت تاثیر قرار می‌داد. بنابراین از هر اقدامی برای پیروزی در این نبرد حساس دریغ نکرد تا آن جا که محمدمیرزا پسر ارشدش در جنگ گنجه در آستانه کشته شدن قرار گرفت و امیر خان سردار، دایی عباس میرزا و دست راست وی در جنگ گنجه به طرز فجیعی در هنگام دفاع در برابر یورش روس شهید شد. دو نامه تاریخی عباس میرزا در دو برهه‌ی متفاوت در جنگ دوم ایران و روسیه امیدها و ناکامی‌های فرمانده مدافعان ایرانی را به روشنی نشان می‌دهد. در نامه‌ی اول عباس میرزا سرمست غرور از پیروزی‌های تاریخی ایران و شکست روس‌ها از اعاده سرزمین‌های ایرانی سخن می‌گوید و با امید، در انتظار به آغوش کشیدن شاهد پیروزی است و در نامه دوم یاس و تردید و نگرانی از دست رفتن آذربایجان وجود دارد. که بخش‌های حساس هر دو نامه در ذیل می‌آید:

نامه اول پس از پیروزی‌های اولیه ایران و از عباس میرزا به فرزندش محمد میرزا:

"جنگی که ما پیشتر در قراباغ می‌کردیم حالا به خواست خدا در تفلیس می‌کنیم. ساخلو که در عباسیه و ایروان می‌گذاشتیم؟ حالا در گنجه و گرجستان می‌گذاریم اقامتی که در خانه‌های تبریز و خوی می‌نمودیم حالا در صحراهای آخسقه و شمکور می.نماییم. از قراباغ چه مانده که موجب احتیاط باشد؟ در تفلیس چه باقی است که دفع آن نتوان نمود؟ ما که متصدی این حرب شدیم روسیه را پنج هزار و ده هزار نگفتیم، پنجاه هزار و صد هزار دانستیم. طرف دعوا را یرملوف نمی‌دانیم ، امپراطور می‌دانیم تکیه به فضل خدا کرده‌ایم و فتح وظفر را از او می‌خواهیم و همین سال ملک اسلام را از لوث وجود آن‌ها پاک می‌کنیم."

نامه بعدی پس از شکست ایران از روس در گنجه و آغاز روند شکست سهمگین ایران از روس به میرزا تقی آشتیانی جدّ مستوفی و مصدق و قوام و نماینده عباس میرزا در تبریز:

" مقرر آن که میرزا تقی بداند یک تهور بی‌جای امیر خان باعث تلف خودش شد. غازیان شیر شکار هم که معلوم است او را گذاشتند و در رفتند. محمدمیرزا را هم نزدیک بود بگیرند. شکر آقا و پسرهایش و شاه‌قلی بیک برادرش به هزار زحمت و کوشش بیرون آوردند. از این فقره چنین معلوم می‌شود که: در صورتی که این‌ها را نزدیک بود بگیرند. پس معلوم است از قشون چه گرفته شده و کشته شده. این.ها ماندند که مردم نروند. مردم رفتند و این‌ها ماندند. از همه قشون آن‌ها قریب به صد نفر تفنگچی یابو دار گیر آمده. همین که صدا بلند شد که سردار را گرفتند یا کشتند، دیگر احدی در میدان نماند. سهل است که نظر علی‌خان مرندی هم با آن همه آذوقه و قورخانه و سرباز از قلعه فرار کرد و بیچاره فقرای گنجه را پایمال کرد با این همه معرکه باز روس تا سه روز از مناره شمکور جرات آمدن به گنجه را نکرد. خلاصه کارهای پخته را بالمره خام کردند. به یک حرکت لغو که حالا لابدیم در شهر بند گنجه با پنج و شش هزار سالدات روس جنگ کنیم. فردا احتمال کلی می‌رود که روز دوشنبه است جنگ بکنیم تا خدا چه خواهد؟ بر پدر نظرعلی‌خان لعنت بر مادرش لعنت که اهل آذربایجان و این سربازهای نازنین را ضایع و بدنام کرد. اگرچه مواخذه‌ای که برای او از مردن بدتر بود در این جا شد اما کارها با او دارم. علی العجاله آدم به مرند تعیین بکن که امسال بالمره مواجب و مرسوم و مداخل او ضبط است قابل هیچ چیز نیست. تا فردا ببنیم خدا چه می خواهد؟

یا ما سرخصم را بکوبیم به سنگ
یا او تن ماز دار سازد آونگ
القصه در این زمانه ی پر نیرنگ
یک کشته به نام به ز صد زنده به ننگ

زیاده چه بنویسم که کار به یک مو بسته است یا کمر اسلام العیاذبالله خواهد شکست یا ریشه کفر از روی زمین برکنده خواهد شد؟ این کاغذ را در حال حرکت از کورک چای نوشتم و منزل امروز گنبد شیخ نظامی است. دانسته باش، سبحانه الله ، آسمان چه می‌کند والسلام."


عباس میرزا تا آخرین لحظات برای دفاع از خاک ایران تلاش کرد.



🔴 ادامه یادداشت را در قسمتِ "مشاهده فوری" بخوانید:
👇👇


@IranDel_Channel

💢
👍15
.
🔴 #توییت_خوانی

✍️ توییتی از سالار سیف‌الدینی، کارشناس روابط بین‌الملل


#منطقه_خودمختار_شمال_عراق



🔴 پی‌نوشت:
انتشار یک توییت به معنی تأیید تمام مواضع فرد توییت‌کننده نیست.


@IranDel_Channel

💢
👍12👎1
.
🔴 «مشروطیّت» چیست؟

🔴 به‌راستی چرا مفهوم مشروطیّت تا این اندازه مهم بوده و هست؟

✍️ از کانال مشروطیت حقوقی

روزگاری الیوت گفته بود فلسفهٔ دولت مشروطه بیش از آنکه صرف توصیف واقعیّت باشد، بیشتر فلسفه‌ای تجویزی در مورد دولت است. امّا به‌راستی چرا مفهوم مشروطیّت تا این اندازه مهم بوده و هست؟ مشروطه از آن دست مفاهیمی است که در نظام‌های سیاسی مدرن چنان تثبیت شده که نمی‌توان یک حکومت آزاد را بدون آن متصوّر شد.

امروزه، مشروطیّت را به‌معنای استواری نظام سیاسی بر قانون اساسی و تحدید و تقیید قدرت می‌دانند که در جهت تعیین و محدود‌گردانی حدود ساختار قدرت عمل می‌کند. به‌لحاظ لغوی واژهٔ Constitutionalism مأخوذ از فعل to Constitute به‌معنی تشکیل دادن و بنیان نهادن است که از ریشهٔ لاتینی Constituere در معنی برپا کردن و ایجاد و احداث و تأسیس ساختن می‌آید.

نظریهٔ مشروطه اگرچه در سدهٔ هجدهم به‌ثمر نشست، ولیکن اجزای نظری بسیار طول و درازتری دارد و رد و نشان آن را می‌توان در براهین و مباحث حقوقی سده‌های میانه و حتّی حقوق رومی مشاهده نمود. در دوران مدرن، وجود قوانین اساسی کارآمد ویژگی و خصوصیّت یک نظام مشروطه به حساب می‌آید. قوانین اساسی مدرن هم از ماهیّت ویژه‌ای برخوردارند که در تمایز با فرمان‌ها و مقرّرات‌های قدیم قرار دارند.

این ویژگی نیز تا حدود زیادی به درک و برداشت مدرن انسان از مقیّد ساختن قدرت باز می‌گردد. در عصر مدرن، نظام سیاسی، دیگر امری طبیعی و به‌مثابهٔ یکی از امور تغییرناپذیر حیات انسانی پنداشته نمی‌شود؛ حیاتی که روزگاری تصوّر می‌شد خود در چنبرهٔ عالم گرفتار آمده و در آن تکلیف همهٔ امور از پیش مشخّص شده است.

بنابراین، دست‌کم از عصر روشنگری به این‌سو، نه‌تنها انسان‌ها در پی اصلاح ساختار قدرت برآمده‌اند، بلکه در این راه برای هر یک از اعضای جامعهٔ سیاسی به‌مثابهٔ «شخص» و «فاعل اخلاقی» ادّعایی برابر نسبت به تعیین سرنوشت جمعی قائل شده‌اند. مشروطه‌خواهی یا ایدهٔ ابتنای نظام سیاسی و دولت بر پایهٔ قانون اساسی با تکیه بر این اندیشه‌ها و عقاید، سویه‌ای تجویزی و تحدیدی دارد؛ اگرچه به‌نوبهٔ خود نتیجهٔ تعاملات موجود در حوزهٔ قدرت و حیات اجتماعی است.

امّا لازم است در همین قدم اوّل، یک نکتهٔ بسیار مهم را گوشزد کنیم: این درست است که اندیشهٔ مشروطه‌ و مشغلهٔ فکری نظریه‌پردازان دولت مشروطه، بر محور مفهوم «محدودسازی» چرخ می‌زند و این محدودیّت بر دولت اعمال می‌گردد، امّا در عین حال نباید دچار این خطا شد که مشروطیّت را چیزی دانست که از بیرون به دولت «الصاق» می‌گردد.

بدین معنا که دولت پدیده‌ای است که به‌طور ذاتی خواهان قدرت روزافزون است و بنابراین بایستی به تحدید آن همّت کرد. خیر!  چنین تصوّری آن‌چنان که باید و شاید اعتبار ندارد. قانون اساسی و محدویّت ناشی از آن پیوست و زایده‌ای بر کالبد و پیکر دولت نیست که بدان اضافه شده باشد؛ بلکه جزئی از نظریهٔ خاصّی دربارهٔ دولت است.

محدودیّت‌های موردنظر، جزء ذاتی و ویژگی‌های تمیزدهندهٔ این نظریه هستند نه این‌که مستقل و مجزا از آن باشند. در دوران جدید، کارویژهٔ دولت پاسداری و صیانت نظم مبتنی بر قانون اساسی است. این خود مشخّصهٔ اصلی نظریهٔ مشروطیّت است. قانون اساسی متضمن مجموعهٔ پیچیده‌ای از قواعد و هنجارهایی است که از نظر حقوقی ماهیّت ساختارهای نهادی را تبیین و تعیین می‌کند.

تأکید نظریهٔ دولت مشروطه نه بر دولت بلکه بر اهمیّت قواعدی است که بر فعالیّت قانون‌گذاری روزمرهٔ حاکمانِ دولتِ مشروطه ناظر می‌باشد.


@IranDel_Channel

💢
👍3
.
🎥 ویدئوی پیوست:
سویل سلیمانی - قبیله‌گرای پانترک - در برنامه‌ی تلویزیون اینترنشنال، نسخه‌ی فدرالیسم و چند زبانگی اتیوپی را برای ایران می‌پیچید.
حال ببینیم فدرالیسم چه بلایی سر کشورِ تاریخی چون اتیوپی (حبشه) آورده است:


🔴 گوشه‌ای از فاجعه فدرالیسم در اتیوپی

رشته‌توییتی از کاربر توییتری وهسودان

در سال ۱۹۷۴، یک گروه مارکسیستی بر آشوبِ ناشی از خشکسالی سوار شد و با کودتای نظامی، پادشاهی اتیوپی (حبشه) را برانداخت. دیری نگذشت که دولت نوپای آنها (جمهوری دموکراتیک خلق اتیوپی) هم درگیر خشکسالی شد.

‏با نایاب شدن خوراکی، افزایش بیماری و کاهش کمک‌ دولت‌های کمونیستیِ جهان، سرانجام دولت آنها به دست "جبهه دموکراتیک انقلابی خلق اتیوپی" در سال ۱۹۹۱ از بین رفت.

این جبهه بطور عمده وابسته به یک گروه قبیله‌گرا (و در لیست تروریستی آمریکا) به نام "جبهه آزادی‌بخش خلق تیگرای" بود.

‏تدوین قانون اساسی قبیل‌محور:

آنها کشور را به مناطق قومی و زبانی تقسیم و یک قانون اساسی بر مبنای قوم و قبیله و حق خودمختاری و حق جدایی تدوین کردند.
هرچند، این جبهه بعدها فروپاشید اما قانون اساسی آن بر جای ماند و زمینه‌ساز بسیاری زد و خوردهای قومی شد.

‏جدا شدن اریتره از اتیوپی:

نخستین خروجی قانون جدید، باز کردن راه برای جدا شدن اریتره از اتیوپی بود؛ چرا که "جبهه آزادی‌بخش خلق اریتره" در برانداختن دولت پیشین، نقش بزرگی داشت. اریتره پس از جدایی، به یکی از دهشتناک‌ترین دیکتاتوری‌های جهان تبدیل شد.

جولان بنیادگرایان در جنوب‌شرقِ اتیوپی (ناحیه فدرال سومالی):

با این قانونِ قبیله‌محور، فعالیت یک گروه تروریستی اسلام‌گرا به نام "الاتحاد الاسلام" در جنوب‌شرق اتیوپی اوج گرفت. این گروه، از سومالیایی‌تبارها نیرو می‌گرفت تا نهایتا سرکوب شد اما در الشباب ادامه حیات داد.

‏سپس فردی از "جبهه آزادی‌بخش اوگادن" با پشتیبانی کشورهای عربی خلیج فارس، رئیس‌جمهور ایالت سومالی شد اما به دلیلِ اختلاس، توسط دولت مرکزی برکنار شد. روابط تیره شد و یک همه‌پرسی برای جدایی از اتیوپی انجام گرفت؛ دولت مرکزی آن را غیرقانونی خواند؛ درگیری آغاز و تا ۲۰۱۸ ادامه یافت.

جنگ در جنوب اتیوپی (ناحیه فدرال اورمو):

با وجود قرارداد آتش‌بس بین رئیس‌جمهور ایالت اورمو و نخست‌وزیر اتیوپی، گروهی به نام "ارتش آزادی‌بخش اورمو" شکل گرفت.

این گروه عدم پایبندی به قرارداد صلح را با نسل‌کشی از دیگر قبیله‌ها، کشتن اسیران و خشونت جنسی علیه زنان نشان داد.

درگیری قبیله عفر و سومالیایی‌تبارها:

این خشونت‌ها از سال  ۲۰۱۴ با دست گذاشتن سومالیایی‌ها روی رودخانه آواش و بزرگراه و راه‌آهن مرزی آغاز شد و ادامه یافت. در یک نمونه قبیله عفر در سال ۲۰۲۱، چند شهر از ایالت سومالی را غارت [کردند] و بیش از ۳۰۰ نفر از سومالیایی‌تبارها را کُشتند.

‏درگیری قبیله اورمو با سومالیایی‌تبارها:

یک درگیری چنددهه‌ای بین اورموها و سومالیایی‌ها برای تعیین مرز وجود دارد. در یک همه‌پرسی، ۴۲۰ روستا به اورموها تعلق گرفت و سومالیایی‌ها آواره شدند. در دور دَهم درگیری‌ها در سال ۲۰۱۸، چندصد نفر کشته و ۱.۱ میلیون نفر آواره شدند.

‏جنگ ناحیه فدرال تیگرای با دولت مرکزی:

از سال ۲۰۲۰ جنگ بین ارتش اتیوپی و رئیس‌جمهور ایالت تیگرای آغاز شد. دو میلیون نفر آواره شده‌اند و از سال ۲۰۲۲ درگیری به ایالت‌های آمهارا و عفر نیز کشیده شده است. هم‌اکنون ۴.۸ میلیون نفر از مردم تیگرای در محاصره گسترده‌ی غذایی هستند.

‏شکل‌گیری بی‌پایانِ قبیله‌ها و فدرال‌های جدید:

از سال ۱۹۹۴ تا ۲۰۰۷، هجده قوم جدید از درون اقوام پیشین سر برآورده و تعداد آنها به ۸۶ قوم رسیده است. همچنین در سال‌های گذشته ۲ ناحیه فدرال جدید از درون نواحی فدرالِ پیشین زاییده شد و بعید نیست این روند ادامه یابد.


@IranDel_Channel

💢
👍8
🔴 پنجم ژوئن روز جهانی محیط‌زیست

شعار سال ۲۰۲۳: غلبه بر آلودگی پلاستیک

روز جهانی محیط‌‌زیست که توسط «برنامه محیط‌زیست سازمان ملل متحد» (UNEP) برنامه‌ریزی می‌شود، از سال ۱۹۷۳ آغاز شده است و هر ساله روز ۵ ژوئن برگزار می‌شود.

طبق گفته سایت برنامه محیط زیست سازمان ملل، روز جهانی محیط‌زیست در سال جاری به میزبانی ساحل عاج و با حمایت هلند برگزار می‌شود.

موضوع روز جهانی محیط زیست ۲۰۲۳ متمرکز بر راه حل‌هایی برای غلبه بر آلودگی پلاستیک است که تحت کمپین با عنوان Beat Plastic Pollution راه‌اندازی شده است.

در ایران هم هفته محیط‌زیست از ۱۶ تا ۲۲ مرداد با پیام «نهضت ملی کاهش آلودگی‌های پلاستیکی» برپا می‌شود.


#مناسبتها

@IranDel_Channel

💢
👍6
.
🔴 به مناسبت روز جهانی محیط زیست

✍️ تیرداد بنکدار

به باورم خطرناک‌ترین مسئله‌ای که در آینده می‌تواند حتی موجودیت کشور را با بحران جدی مواجه کند مسئله محیط‌زیست می‌باشد که امروز به وضوح و در پی بروز نشانه‌هایی چون کاهش نگران‌کننده منابع آب و فرونشست زمین و… به مرحله بحرانی رسیده است.

در توصیف وضعیت وخیم زیست محیطی کشور هشدارهای مکرر کارشناسان امر‌ به وفور در دسترس است و نیازی به بازگویی من نیست، من در این مختصر آگاهی نسبی مخاطب را از کلیات مساله مفروض می‌گیرم تا پرسشی را مطرح کنم. پرسش این است که مسئولیت حکومت و جامعه در قبال این وضعیت چیست؟

بدیهی است که پاسداری از موجودیت کشور بیش و پیش از همه بر عهده حکومتی است که کارگزار دولت - ملت آن کشور است. اما اکنون به وضوح ملاحظات زیست محیطی هیچ جایگاه قابل اعتنایی در سیاستگزاری‌های حکومتی ندارد و با کنار نهادن هرگونه برنامه‌ریزی مدون در جهت آمایش سرزمین و غالب کردن اهداف عمدتاً کوتاه‌مدت ایدئولوژیک و سیاسی و اقتصادی بر مدیریت فضای زیست محیطی، وضعیت‌ نگران‌کننده‌ای بر کشور حاکم شده است که می‌تواند آسیب‌های بازگشت‌ناپذیری به محیط زیست کشور وارد کند.

از سوی دیگر باید گفت که متأسفانه جامعه هم در مقابل عملکرد مخرب حکومت در عرصه محیط‌زیست، در جای درستی قرار نگرفته است. این درست است که آنقدر فشارها در سایر عرصه‌ها بر گرده مردمان سنگینی کرده که جایی برای مطالبات فرامادی‌گرایانه زیست محیطی باقی نماند و جدای از این هم از اساس و تقریباً هیچ یک از مطالبات جامعه ایران از جانب حکومت جمهوری اسلامی برآورده نمی‌شود، اما این هم گویای تمام واقعیت رابطه حکومت و جامعه ما در مورد مسائل زیست محیطی نیست. واقعیت این است که جامعه ایران امروز به جبر یا اختیار (به باورم آمیزه‌ای از هردو) همدست حکومت در تخریب محیط‌زیست است، با اقداماتی از قبیل کشاورزی تجاری، صنایع نامناسب، بورس بازی املاک و زمین در مناطق شهری و ییلاقی و…
در چنین وضعیتی است که مطالبات زیست‌محیطی نه فقط به دلیل سرکوب، بلکه به انضمام آن به دلیل همدستی ولو نسبی حکومت و جامعه در این زمینه، جایگاه قابل اعتنایی در مطالبات عمومی پیدا نمی‌کند.


🔴 پی‌نوشت:
بازنشرِ یک یادداشت به معنی تایید کل محتوای آن و یا تایید تمام مواضع نویسنده یادداشت نمی‌باشد.

@IranDel_Channel

💢
👍7
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 گفتگوی صدای آمریکا با پیمان عارف اسکویی در مورد تنش‌های اخیر بین جمهوری باکو و ایران



@IranDel_Channel

💢
👍6👎1
🔴 واقعیت ترکمان‌چای

✍️ داود دشتبانی، خبرنگار گروه دیپلماسی روزنامه هم‌میهن

🔴 بررسی نکته ای که جواد ظریف در یادداشت اخیر خود نوشت

محمدجواد ظریف، وزیر خارجه سابق کشورمان روز ۱۳ خرداد [۱۴۰۲ خورشیدی] پست اینستاگرامی منتشر کرد که جنجال بسیاری به‌‌پا کرد و مخالفان بسیار به آن تاختند و موافقان نیز در فضای مجازی درباره آن بسیار سخن گفتند، اما این نوشته ظریف اشارات عمیق‌تری داشت که کمتر به آنها پرداخته شد. ظریف در این پست در آسیب‌شناسی سیاست خارجی پانصد سال گذشته ایران از مرحوم پروفسور روح‌الله رمضانی، متخصص برجسته سیاست خارجی ایران در آمریکا جمله‌ای نقل کرده است. رمضانی بر این باور است: «ایران در پی به دست آوردن دوباره قلمرویی بود که زمانی در تصرف داشت و اغلب نمی‌توانست فاصله‌ی میان این اهداف و امکانات در دسترس برای تحقق آنها را درک کند». در واقع نوشته محمدجواد ظریف خلاصه‌ای متناسب با فضای مجازی از ایده اصلی کتاب «تاریخ سیاست خارجی ایران» پروفسور روح‌الله رمضانی است.
پروفسور روح‌الله رمضانی در سال ۱۳۰۸ در ایران متولد شد و در پنجم دی ۱۳۹۵ در ویرجینیای آمریکا درگذشت. رمضانی در جوانی و دوران پس از جنگ جهانی دوم، از ایران به آمریکا مهاجرت کرد و دفعات اندکی از ایران بازدید کرد، اما در تمام این سال‌ها ایران موضوع اصلی مطالعات و پژوهش‌های او بوده است. تمرکز بر مطالعات سیاست خارجی ایرانی موضوع اصلی پژوهش‌های رمضانی بوده است. گری سیک، مشاور امنیت ملی آمریکا درباره رمضانی گفته است: «رمضانی آموزگار چندین نسل از ایران‌پژوهان و تحلیلگران بوده و مقالاتی که در کتاب او آمده به تمام مسائل مهم مربوط به ایران می‌پردازد: ایدئولوژی، مذهب، آرمان‌گرایی، عمل‌گرایی، فقه. رمضانی یکی از اولین کسانی بود که به پدیده‌هایی چون نقش تشیع در خلیج‌فارس و رشد تروریسم به‌عنوان یک ایدئولوژی با دقت نگاه کرد. این پیشرفت یک محقق است؛ اودیسه‌ای از یک زندگی علمی و مشارکت سیاسی.» رمضانی کتاب‌های متعددی درباره ایران نوشته است؛ «خلیج فارس؛ نقش ایران»، «استقلال بدون آزادی: سیاست خارجی ایران»، «ایران انقلابی: چالش‌ها و پاسخ در خاورمیانه»، «شورای همکاری خلیج‌فارس: سابقه و تحلیل»، «آمریکا و ایران؛ الگوهای نفوذ» عنوان برخی از کتاب‌های اوست، اما تنها دو اثر رمضانی به فارسی ترجمه شده که البته مهم‌ترین آثار اوست: «تاریخ سیاست خارجی ایران از صفویه تا پایان پهلوی اول» و «چارچوبی تحلیلی برای بررسی سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران» دو اثر نظری و تحلیلی رمضانی هستند که مهم‌ترین دیدگاه‌های وی در این آثار بیان شده است.

رمضانی بر این باور است که حاکمان ایران طی چند قرن گذشته همواره به‌دنبال احیای قدرت دوران ساسانی بوده‌اند و در مسیر این تلاش هرگز نتوانسته‌اند بین داشته‌ها و توان و خواسته‌هایشان تناسبی برقرار کنند و به‌جای راه تعامل و سازش با قدرت‌های دیگر، راه منازعه و ستیزه را برگزیده‌اند و این تلاش تا زمانی که شکست خورده‌اند، ادامه داشته است. رمضانی جنگ‌ها و شکست ایران صفوی از عثمانی و ازبکان و سپس جنگ‌های ایران و روسیه تزاری را مثال می‌آورد و به عدم تناسب توان و آرزوهای حاکمان ایرانی می‌پردازد؛ نکاتی که دقیقاً در نوشته ظریف نیز منعکس شده است. اشاره ظریف به قرارداد ترکمانچای بخش دیگری از نوشته او بود که ارجاع روشنی به نظریات رمضانی دارد.



🔴 دنباله یادداشت را در قسمتِ "مشاهده فوری" بخوانید:
👇👇

@IranDel_Channel

💢
👍11
.

🔴 درباره‌ی بازی‌های سیاسی حول زبان مادری

محمدعلی بهمنی قاجار، دانش‌آموخته دکترای حقوق

آزادی تکلم به زبان مادری و استفاده از این زبان در رسانه‌های محلی و آزادی آموزشِ زبان مادری، یکی از حقوق بشری افراد در عصر حاضر است که در اسناد بین‌المللی نیز بازتاب یافته است.

در ایران ما نیز براساس اصل ۱۵ قانون اساسی، استفاده از زبان‌های محلی و قومی در رسانه‌ها و تدریس ادبیات آن‌ها در کنار زبان فارسی آزاد است. در درازنای تاریخ ایران، هیچ گزارش قابل اعتنایی از وجود یک سیاست نظام‌مند مدت‌دار برای حذف زبان‌های محلی و قومی و امحا هویت گروه‌های جمعیتی زبانی وجود ندارد و همواره همه ایرانیان با هر زبان محلی و‌ قومی می‌توانستند آزادانه به زبان خود تکلم کرده و از آن در جامعه استفاده نمایند. سیاسی کردن مسئله‌ی زبان مادری در ایران، از سویی ریشه در تلاش گروه‌ها ‌و احزاب و شخصیت‌های سیاسی محلی برای استفاده پوپولیستی از تعصبات قومی ‌‌و محلی و زبانی و از سویی نیز ریشه در تحرکات بیگانگان دارد، از همین رو است که برخی نمایندگان مجلس مناطق دارای گروه‌های جمعیتی زبانی غیر فارسی، با تحریف اصل پانزدهم قانون اساسی ‌‌و با جعل مفاهیم حقوقی ادعاهای گزافی چون "آموزش به زبان مادری" را مطرح می‌کنند تا سرپوشی باشد بر بی‌کفایتی آنان در حل مسائل و معضلات اقتصادی و اجتماعی و سیاسی مردم، در این میان گروه‌های قوم‌گرا نیز با حمایت بیگانگان در تلاش هستند تا از زبان مادری به عنوان حربه‌ای برای ملت‌سازی و ایجاد اقلیت‌های ملی در ایران بهره ببرند، در این میان وظیفه‌ی افراد متعهد به منافع ملی است تا ضمن تأکید بر حق بشری همه ایرانیان در آزادی گویش به زبان‌های مادری و حتی آموزشِ این زبان‌ها از تحریفاتی که به قصد فروپاشی وحدت ملی ایران صورت می‌گیرد، جلوگیری نمایند. مسائلی هم چون:

آموزش به زبان مادری یا ادعای حقوق زبانی برای گروه‌های قومی و نه افراد، در واقع تلاشی آشکار برای حذف جایگاهِ ملی زبان فارسی و تقسیم ایران به گروه‌های جمعیتی زبانی و قومی است.


در خاتمه ‌و در نتیجه گیری باید بگویم:

۱) آموزشِ زبان‌های مادری آری، آموزش به زبان‌های مادری خیر

۲) حق هر فرد برای آموزشِ هر زبانی آری، حق گروه‌های قومی خیر

۳) آزادی آموزش زبان‌های محلی آری، تکلیف دولت به آموزش زبان‌های محلی خیر

۴) نگاه به زبان مادری به عنوان یک مساله اجتماعی و‌ فرهنگی و در راستای توسعه آری، سیاسی کردن مساله زبان مادری و سو استفاده سیاسی از آن خیر


@IranDel_Channel

💢
👍16👎2
انقلاب ایران و سقوط پادشاهی، ۱۷-۱۸-۱۹
Mehdi Khalaji
🎙 سال‌های پیش که مهدی خلجی، خبرنگار رادیو فردا بود، سلسله‌ برنامهٔ مفصلی دربارهٔ علل وقوع انقلاب اسلامی با حضور طیف وسیعی از کارشناسان و بررسی موضوع از ابعاد مختلف ساخت.
در سه قسمت پایانی این برنامه به خود مفهوم «پادشاهی» و جایگاه آن در ایران پیش و پس از اسلام و انقلاب مشروطه با حضور «جواد طباطبایی»، «هما کاتوزیان»، «عباس میلانی»، «ماشاءالله آجودانی» و «احمد سلامتیان» پرداخته شد.

این سه قسمت را در یک فایل صوتی می‌توانید یکجا گوش کنید.


🔴 پی‌نوشت:
بازنشرِ یک فایل صوتی به معنی تایید کل محتوای آن نیست.


@IranDel_Channel

💢
👍6
.
🔴 دشمنان آزادی

✍️ موسی غنی‌نژاد اهری


دشمنان آزادی بر دوگونه‌اند:
خودکامگان و فرومایگان.

خودکامگان با آزادیِ دیگران دشمنی می‌ورزند و مایل‌اند اراده مختار خود را بر همگان تحمیل کنند. خودکامه خود را برتر از همه می‌داند، از اینرو آزادی را صرفاً برای خود می‌خواهد و با هرگونه حاکمیت قانون مخالفت می‌کند چون قانون محدود کننده‌ی قدرتِ نامحدود است. می‌توان گفت بدترین دشمن آزادی بیشترین تمنای اراده آزاد را برای خود دارد، تمنایی که تحقق آن عملاً به بردگی دیگران می‌انجامد.

گونه دوم دشمنان آزادی سُفله‌ها یا فرومایگان هستند. بی مایگان، ترسوها و تنبل‌ها از آزادی بی‌زارند زیرا در وضعیت آزادی که قانون حکم می‌راند و قواعد همه شمول بر کردارها و اراده‌های انسان‌ها حاکم است، زندگی اجتماعی عرصه رقابت‌ها و پیکارهای بی پایان با نتایج نامعلوم است. وضعیت مورد پسند بی‌مایگانِ زبون، وضعیت انحصاری است که در آن دست یافتن به امتیازات و مدارج موفقیت، فارغ از رقابت و بدون شایستگی، به صرف چاپلوسی و اظهار بندگی امکان پذیر است. رقابت وجه مهمی از زندگی اجتماعی انسان‌ها در وضعیت آزادی است، بنابراین، آنهایی که استعدادی در خود سراغ ندارند تا در میدان رقابت عرضه نمایند از آزادی گریزانند. آنها که از نتیجه نامطمئن رقابت ترس دارند تلاش می.کنند از ورود آزادانه دیگران به عرصه فعالیت.های اقتصادی و سیاسی جلو‌گیری کنند و خود یکه تاز میدان باشند. آنها ترجیح می‌دهند قهرمان مسابقات بدون رقیب و پیکارهای انجام نیافته باشند! فرومایگان همیشه از انحصارهای سیاسی و اقتصادی حمایت می‌کنند زیرا تنها از این طریق است که می‌توانند به امتیازاتی که شایستگی آنرا ندارند دست یابند و حفظ کنند. بی دلیل نیست که فرومایگان جذب مغناطیس خودکامگان می‌شوند و به ناگزیر اینها را از وجود شایستگان محروم می‌سازند.

فرومایگان و خودکامگان مکمل هم‌اند، هردو گروه با آزادی دشمنی می.ورزند اما با دو انگیزه متفاوت. 


@IranDel_Channel

💢
👍8👎1
.
🔴 ساعت کار و چند تامل

✍️ محمدرضا اخضریان

ساعت آغاز به کار دستگاه‌های دولتی از ۱۶ خرداد [۱۴۰۲ خورشیدی] شش صبح اعلام شد.

اما چند نکته:
ساعت خواب مردم عمدتاً ۱۱ شب به بعد است. اگر فکر کنیم با یک مصوبه سبک زندگی مردم عوض خواهد شد در اشتباهیم.

ساعت کار بازار و بیشتر فروشگاه‌ها ۱۰ صبح به بعد است. ساعت کار بانک‌ها تا ۱۳. این یعنی آغاز چالش برای کسب و کارها در سال تولید و مهار تورم.!

حجم زیادی از کارمندان، فرزندانی دارند که قبل از رفتن به محل کار باید به مهد و مدرسه یا خانه آشنایی بسپارند. ساعت پنج صبح هیچ‌جا پذیرای فرزندان کارمندان نیست. بچه‌ها را نمی‌شود قورت داد و از ضرورت فرزندآوری گفت.

با توجه به قیمت مسکن، تعداد زیادی از کارکنان بویژه نیروهای خدمات و کارمندان دون‌پایه در شهرهای اطراف تهران زندگی می‌کنند و برای رسیدن به محل کار باید چهار صبح راه بیفتند. این یعنی افزایش هزینه‌ها، دشواری شرایط زندگی خانوادگی و فشار روانی بیشتر.

با توجه به تجربه کاری در ادارات، زودتر آغاز شدن ساعت کار عملاً به معنای افزایش زمان صبحانه کارکنان در ساعات اولیه و کاهش بهره‌وری از یکسو و افزایش نیاز به اضافه کاری پس از ساعت رسمی است که مستلزم مصرف انرژی و هزینه‌های تحمیلی بیشتر به دولت است.

همه جای ایران، تهران نیست، گرما و سرمای همه‌جا هم یکسان نیست، ساعت کار واحد هم برای همه جا لازم نیست.

اعلام ساعت شش صبح برای آغاز کار به معنای مراجعه مردم به ادارات از ساعت شش نیست بلکه به معنای انباشت مطالبات مراجعان در ساعات پایانی و نرسیدن وقت برای انجام کارها، تولید صف و گسترش نارضایتی بیشتر است.

پی نوشت ۱ :
اینکه گمان کنیم چون مصوب می‌کنیم پس هم درست است، هم انجام می‌شود حاصل عدم درک درست از حکمرانی است.

اینکه فکر کنیم چون اجداد ما پس از اذان صبح به مزرعه و کارشان رفته و شبها پس از غروب می‌خوابیده‌اند پس امروز هم می‌شود چنین کرد حاصل عدم درک مناسب از زمان و مکان است.

اینکه فکر کنیم با لغو قانون جلو کشیدن ساعت، می توان ۸۰ میلیون نفر را به عقب کشید حاصل عدم درک مناسب از مردم است.

پی نوشت ۲ :
در عصر ارتباطات و دولت الکترونیک اگر مصرف انرژی این همه مهم است، دو ماه گرم تابستان را می‌توان در بسیاری از کارها دورکاری و غیرحضوری کرد و از منزل به مردم خدمات داد.

پی نوشت ۳ :
می‌دانم بی‌ربط است، اما از بچگی کارتون پت و مت را خیلی دوست داشتم.


@IranDel_Channel

💢
👍3
.
🔴 پیرو این خبر منتشره در نورنیوز، رسانه‌ی وابسته به شورای‌ عالی امنیت‌ ملی


🔴 تا باد چنین بادا

شهاب‌الدین‌ حائری‌شیرازی

از سیاست براندازی آل سعود، رسیدند به کمک برای هسته‌ای شدن عربستان! انشاالله در رابطه با آمریکا هم، چنین چرخشی رخ دهد.

واقعیت این است که اگر [جمهوری اسلامی] ایران دست از شعارهای بی‌محتوایش نسبت به آمریکا بردارد، چنانچه نسبت به سعودی چنین کرد و اگر بخواهد با آمریکا کار کند، زمینه تفاهم امریکا و ایران بیش از سعودی و ایران است.
سعودی برای ایران، رقیب است، اما امریکا می‌تواند مثل چینی‌ها، شریک باشد برای ایران.




@IranDel_Channel

💢
👍14