ایران‌دل | IranDel
3.74K subscribers
1.24K photos
978 videos
41 files
2.02K links
همه عالم تن است و ایران‌ دل ❤️

این کانال دغدغه‌اش، ایران است و گردانندۀ آن، یک شهروند ایرانی آذربایجانی

[ بازنشر یک یادداشت، توییت، ویدئو و یا یک صوت به معنی تأیید کل محتوا و تمام مواضع صاحب آن محتوا نیست و هدف صرفاً بازتاب دادن یک نگاه و اندیشه است.]
Download Telegram
🔴 موضوع هیرمند و روابط با افغانستان

✍️ دکتر محمود افشار (نوشته شده در ۱۳۳۹ خورشیدی)

در خصوص اختلاف هیرمند با افغانستان که به نظر مانند دعوای دو برادر بر سر امر کوچکی است، بسیار تعجب می‌کنم که این‌همه سال بر آن گذشته و برطرف نشده است. چون نگارنده معتقدم که در هیچ‌یک از دو طرف سوء نیتی نیست بلکه سوء تفاهم است. اکنون که والاحضرت سردار محمد داورخان، صدر اعظم معظّم افغانستان به تهران تشریف آورده شایسته است که آقای دکتر اقبال، نخست‌وزیر ایران، هم هرچه زودتر برای بازدید ایشان به کابل بروند و این موضوع را یک‌بار دیگر برای همیشه دوستانه مطرح و سپس فوری با فرستادن هیئت حُسن نیتی مرکب از مردان بینای در کار، یا به اصطلاح امروز کارشناسان فنی زیر نظر مردان سیاسی درجه اول قضیه را حل و ختم نمایند. اینکه گفتم کارشناسان فنی بفرستند به سبب این است که در نظر من اختلاف تنها جنبۀ کشاورزی دارد، یعنی آب هیرمند باید میان برزیگران افغان و سیستانی تقسیم شود. از قرن‌ها پیش هم این آب بخش می‌شده است.
اکنون افغان‌ها سد یا سدهایی بسته‌اند که گویا به زراعت‌پیشگان سیستانی از لحاظ نقصان آب زیان رسانده است. من یقین دارم دولت افغانستان راضی نیست که برادران سیستانی او در تنگی آب باشند، ولی از طرف دیگر ناچار است رعایت حال ملت خود را هم بنماید. دولت ایران باید این معنی را در نظر داشته باشد، چنان‌که دولت افغان هم، و راه حلّی که رعایای دو طرف مرز خشنود باشند آنجا با هم پیدا نمایند. آنچه مرا متعجب حتی به وحشت انداخته این است که حل اختلافات ایران و افغانستان بر سر یک مسئلۀ زراعتی از یک دولت بیگانه خواسته شود. نباید از یک موضوع کوچک مسئلۀ بزرگ سیاسی درست کرد. هنوز به یاد دارید که در دوران ناصرالدین‌شاه و مظفرشاه روس و انگلیس به رقابت همدیگر از دولت‌ ایران امتیازهای اقتصادی و سیاسی می‌گرفتند، حتی به هم‌چشمی یکدیگر پول به ایران قرض می‌دادند و از طرف دیگر انگلیس‌ها افغانستان را دربست در منطقۀ نفوذ خود قرار داده بودند. نباید بار دیگر افغان‌ها و ما به دست خود آن اوضاع را برای خویشتن فراهم آوریم. امروز دنیا عرصۀ زورآزمایی سیاسی میان دو بزرگ‌ترین قدرت‌های لشکری و اقتصادی جهان یعنی آمریکا و روسیه قرار گرفته است. دولت‌های کوچک را به همان اندازه که طبیعت جغرافیایی آنها در دایرۀ این کشاکش‌ها آورده بس است. بایسته نیست که آن‌ها به دست خود خویشتن را بیشتر آلوده سازند ... یکی از بزرگ‌ترین بدبختی‌ها که ممکن است روزی به هر دو کشور روی دهد آن است که خدای نخواسته دو برادر برای خاطر بیگانگان دست به شمشیر برند ... من ناچارم از این مطلب مهم سیاسی با همین اشاره بگذرم، ولی دانایان هر دو ملت می‌دانند چه می‌خواهم بگویم ... اختلاف‌ها مانند آتشی اول همیشه کوچک است، ولی کم‌کم حریقی می‌شود، خاصه که دشمنانی چند هیزم‌کشی کنند. پس باید پیش از آنکه آتشی خانه کند و زبانه کشد آن را خاموش نمود. به قول سعدی:

سر چشمه شاید گرفتن به بیل
چو پر شد نشاید گذشتن به پیل




🔴 منبع:
آینده: سال چهارم (مهر ۱۳۳۸- اردیبهشت ۱۳۳۹)، مؤسس و مدیر مسئول دکتر محمود افشار، تهران: انتشارات دکتر محمود افشار، ۱۴۰۱، ص ۳۵۲-۳۵۳ (شمارۀ ششم، اردیبهشت ۱۳۳۹)


@IranDel_Channel

💢
👍4
.
🔴 زبان، گویش و لهجه چیست؟

✍️ آنچه به دنباله می‌آید نوشتاری کوتاه است برای بازشناسی زبان، گویش و لهجه. این نوشتار برپایه‌ی سخنرانی دکتر محمد دبیرمقدم (زبان‌شناس و استاد دانشگاه علامه طباطبایی) فراهم شده است.

زبان (language)

در جهان حدود هفت هزار صد زبان و در ایران چند ده زبان داریم که زبانور دارند. سنجه‌ی پذیرفته‌شده‌ی جهانی برای زبان فهم متقابل است. به این معنا که برای اینکه بفهمیم لکی یا سمنانی یا مازنی زبان هستند یا گویش باید به سراغ زبانور نژاده‌ی این زبان برویم. مثلاً یک پیرزن یا پیرمرد روستایی که به این زبان سخن می‌گوید و سپس ببینیم که آیا فهم متقابل زبانی به ‌آسانی میانمان هست یا نه. با این نگاه خوانساری، لاری، دَوانی، سمنانی، لکی، هورامی، گیلکی، نایینی، بهبهانی، وَفسی، ابوزیدآبادی، و… همه زبان به شمار می‌آیند.

گویش (dialect)

برای درک گویش باید با دو فن‌واژه‌ی پرکاربرد در زبان‌شناسی یعنی «لانگ» (زبان ذهنی) و «پارُل» (زبان کاربردی/ گفتار) آشنا شویم. فردینان دو سوسور، میان دیسه‌ی(شکل) ذهنی و دیسه‌ی کاربردی زبان جداسانی(تمایز) گذاشت. برای نمونه، زبان فارسی دیسه‌ی ذهنی زبانی است با هنجارها و سنجیدارهای(ضوابط) مشخص؛ ولی همه‌ی پارسی‌زبانان مانند هم سخن نمی‌گویند. زبان مردم کابل، دوشنبه و تهران پارسی است؛ ولی آن فارسی‌ای که در کابل صحبت می‌شود با آن فارسی‌ای که در دوشنبه و تهران صحبت می‌شود دیگرسانی‌هایی در سطح واژگانی، نحوی و آوایی دارد. با همه‌ی این، این دیگرسانی‌ها به اندازه‌ای نیست که پنامی(مانعی) برای فهم متقابل باشد. نمونه‌ی دیگر، زبان انگلیسی را در نگر بگیرید. این زبان نیز یک دیسه‌ی ذهنی دارد و چندین دیسه‌ی کاربردی دارد که گویش‌های آن به شمار می‌روند: انگلیسی بریتانیایی، انگلیسی استرالیایی، انگلیسی آمریکایی.
با این توضیحات دیگرسانی میان فارسی اصفهان و تهران گویش است، نه لهجه؛ چرا که ایواز به دیگرسانی آوایی محدود نمی‌شود - چنان که در اصفهان می‌گویند: رفتندشان، یعنی دو بار مطابقه نهاد و شناسه داریم که دیگرسانی در سطح صرفی است. فارسی قائن گویش است نه لهجه؛ زیرا هنگامی که در تهران برنج را جمع می‌بندیم و می‌گوییم: برنج‌ها، در قائن می‌گویند: برنجو.

لهجه (accent)

جایی که دیگرسانی ایواز(فقط) در آوا باشد، لهجه است. لهجه یعنی هَروینش(تعمیم دادن) دادن ویژگی‌های آوایی زبان مادری به زبان مقصد. مانند آذربایجانی یا کردستانی‌ای که می‌خواهد فارسی معیار سخن بگوید یا فارسی‌زبانی که می‌خواهد به فرانسوی یا انگلیسی سخن بگوید. در نمونه‌ای دیگر، در یزد تکیه نامواژه را بر هجای نخست می‌گذارند. یعنی هنگامی که یک یزدی می‌گوید «قلم» واگویه‌اش(تلفظش) با واگویه‌ی یک شیرازی یا تهرانی دیگرسانی دارد.



🔴 منبع: پارسی‌انجمن


@IranDel_Channel

💢
👍10👎1
🔴 #توییت_خوانی

✍️ توییتی از سالار سیف‌الدینی، کارشناس روابط بین‌الملل

@IranDel_Channel

💢
👍10
.
🔴 آیا گرگ توتم مردم آذربایجان است؟
(نقد و بررسی تاریخی و متن‌شناختی یک ادعا)


✍️ محمد جعفری (قنواتی)

چکیده:
سالهای اخیر گاه در شماری از نشریات محلی آذربایجان، گرگ به عنوان تـوتم مردم آذربایجان مطرح شده است. عده‌ای نیز که خود را «هویت‌طلـب» می‌نامنـد این گزاره را با قلم یا رفتار خود تبلیغ می‌کنند.
در این مقاله ابتدا ضمن تعریف توتم و شرح ویژگی‌هـای آن، تأکیـد شـده کـه مهمترین ویژگی توتم حمایت از کسانی است که آن را نیای مشترک خود می‌داننـد. سـپس بـا بررسـی گـرگ در فولکلـور آذربایجـان و نیـز بررسـی بازتـاب گـرگ در سروده‌های شاعران ناحیـۀ آذربایجـان ماننـد قطـران، نظـامی، خاقـانی، صـائب و شهریار نشان داده‌ایم که گرگ در هر دو حوزۀ مذکور، موجـودی اهریمنـی اسـت و کارکردی به جز ایجاد شر ندارد؛ از این رو نمی‌تواند تـوتم مـردم آذربایجـان باشـد، هرچند ممکن است توتم تُرکانِ شرقی یا مغولان باشد.

مقدمه:
چنــد ســالی اســت کــه برخــی از پژوهشــگران و نویســندگان آذربایجــانی کــه خــود را «هویت‌طلب» معرفی می‌کنند، در نوشته‌های خود فرهنگ مردم آذربایجان را با فرهنگِ "اقوام تُرک" یکسان می‌انگارند و تلاش فـراوان مـی‌کننـد کـه آن را متفـاوت از فرهنـگِ مـردمِ ایـران بنمایانند. آنها تأکید می‌کنند که اسطوره‌ها، افسانه‌ها، حماسه‌ها، آیین‌هـا و باورهـای مـردم آذربایجان همان اسطوره‌ها، افسانه‌ها و آیین‌های "اقوام تُرک" است. این کار که گـاه بـا ترجمـۀ آثار شماری از نویسندگان جمهوری آذربایجان نیز همراه می‌شود بـا هـدف ایجـاد پشـتوانۀ نظری برای شکل‌دهی به مفهوم «ملت آذربایجان» صورت می‌گیرد. برای نمونه یکی از ایـن پژوهشگران می‌نویسد: «آذربایجانیان تبار، زبان تُرکی، آداب و رسوم ویژه و مخصوص خـود را داشته و دارند. آنان تقریباً تا دوران صفویه حوادث تاریخی خاص خود را تجربه کرده‌انـد» تبلیـغ و فعالیـت گسـترده پیرامـون کتـاب دده‌قورقـوت و معرفـی آن به عنوان «حماسۀ مردم آذربایجان» مصـداق روشـنی از فعالیت‌هـایی از ایـن دسـت اسـت. کتابی که اساساً هیچ ارتباطی با تـاریخ و فرهنـگ آذربایجـان نـدارد.
از مصادیق دیگر این فعالیت‌ها که به ویژه طی سالهای اخیر گسترش پیـدا کـرده، تبلیـغ این ادعاست که گویا گـرگ و بـه خصـوص گـرگ خاکسـتری (بـوزقـورد) در فرهنـگ مـردمِ آذربایجان مقدس است. بر اساس این ادعا گرگ، توتمِ قبایل تُرک و از جمله مردم آذربایجـان بوده و از این رو در باورهای مردم آذربایجان از احترام و جایگاهی ویژه برخـوردار اسـت. در این زمینه به‌رغم تبلیغات فراوان در فضای مجازی، سامانه‌های اینترنتی و حتـی تعمـیم ایـن تبلیغات در اماکن ورزشی، نوشتۀ علمی جدی و قابل اعتنایی به زبان فارسـی منتشـر نشـده است. همچنان روشنفکران و اهل کتاب آذربایجان که تا چند دهه پیش اساساً با داسـتانهای دده‌قورقوت آشنا نبودند، موضوع توتم بودنِ گرگ در فرهنگ مردم آذربایجان نیـز مسـبوق بـه سابقه نبوده است و تبلیغ آن به سالهای اخیر مربوط می‌شود. این موضوع ماننـد بسـیاری از موضوع‌های دیگر که «هویت‌طلبان» طرح می‌کنند، پیش از آنکه ریشۀ فرهنگی داشته باشـد خاستگاه سیاسی دارد.
هدف این مقاله بررسی و نقد ادعای حرمت گرگ در فرهنگ مردم آذربایجـان اسـت. در این بررسی نشان داده می‌شود که گرگ نه تنها هیچ حرمتی در میان مـردم آذربایجـان نـدارد، بلکه موجودی شرور، اهریمنی، درنده‌خو و گول اسـت. ایـن کـار از طریـق بررسـی اجـزای متفاوت فولکلور آذربایجان صورت می‌گیرد. پیش از نقد و بررسی ایـن موضـوع، توضـیحی مختصر دربارۀ توتم و توتم‌باوری (totemism) ضروری می‌نماید.



🔴 مقاله را در PDF پیوستی مطالعه کنید.


@IranDel_Channel

💢
👍13👎2
🔴 چرا با تجزیه‌طلبی مخالفم؟

✍️ فرهاد قنبری

سرزمین تجزیه شده مستقل نمیشود بلکه بازیچه میشود. به اقلیم کردستان بنگریم، یک روز بازیچه ترکیه است و روز دیگر بازیچه اسرائیل و آمریکا و همیشه هم در موقع خطر سرش بی‌کلاه میماند.

انتخابات ترکیه است اما تن حاکم باکو لباس قرمز پوشانده و او را در حد بوقچی اردوغان تقلیل داده‌اند! با تجزیه مستقل نمیشوید بلکه پادو این و آن میگردید.

اردوغان پیروز انتخابات ترکیه شده اما مردم باکو جشن شادی گرفته‌اند! با تجزیه آزاد نمیشوید بلکه برده بیگانه میگردید.

تجزیه یک قسمت از سرزمین به مانند فرزندی است که از خانواده فرار کرده است. این فرزند هر چه به صورت والدین خود چنگ بیندازد، هرچه فحاشی کند و حتی پدر و مادرش را انکار نماید، تغییری در واقعیت ایجاد نمیکند.

با تجزیه دموکراسی نمی‌آید، بلکه عده‌ای دزد و مافیا به قدرت میرسند که با تعصب و تاکید بر قومیت و زبان جیب شما را خالی میکند. (دوباره به اقلیم کردستان و باکو بنگریم)

بی‌هویتی و بی‌تاریخی از پیامدهای تجزیه است. پس از تجزیه باید دنبال جعل تاریخ و هویت باشید و تاریخ مشاهیر سرزمین مادر را به نام قبیله خود جعل کنید.

@IranDel_Channel

💢
👍21👎2
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎥 نیاز به نظریه‌ای نوین درباره ایران؛
دکتر جواد طباطبایی، فیلسوف سیاسی ایران


@IranDel_Channel

💢
👍9
.
🔴 نوشتن گزارش، همکاری با دولت متخاصم نیست

محمدرضا فقیهی، وکیل دادگستری
 
«قضات دادگاه باید با ریزبینی، دقت و عدالت و با استقلال رای، اشکالاتی که به گزارش ضابطین و تصمیم دادسرا وارد بوده را با اعاده پرونده به دادسرا و تذکر موارد قانونی، جلوی بی‌قانونی را بگیرند.»
محمدرضا فقیهی، حقوقدان و وکیل دادگستری با این توضیح، درباره برگزاری دادگاه الهه محمدی و نیلوفر حامدی گفته است: «قاعده بر این است که پرونده‌ای در دادسرا شکل می‌گیرد و نهایتا با صدور قرار نهایی و کیفرخواست به دادگاه ارسال می‌شود. در سالیان اخیر، تجربه و گزارشاتی که وکلا در پرونده‌های مختلف ارائه کردند، نشان داده که متاسفانه، گزارشات ضابطین، دقیق و مبتنی بر دلایل، اسناد و شواهد متقن و محکم نیست. تجربه نشان داده که دادگاه‌های انقلاب، اغلب و متاسفانه گزارشات ضابطین و تصمیمات دادسراها را مورد صحه قرار داده و بدون تشکیک در آن، موجبات رسیدگی به پرونده را فراهم و نهایتا تصمیم می‌گیرند.»
او در گفتگو با امتداد ادامه داده است: «چرا باید قرار بازداشت موقت دو خبرنگار به مدت ۸ ماه استمرار داشته و تبدیل نشود؟ مگر قرار بود چه تحقیقاتی از این خبرنگاران به عمل بیاید که فرآیند تحقیق پیرامون اتهامات وارده ۸ ماه طول انجامیده و هنوز هم با تبدیل قرار آنها موافقت به عمل نیامده است؟ اگر درهر قاضی، استقلال رای، شرافت حرفه‌ای و قانونمداری وجود داشته باشد، باید به همین موارد شک کرده و به این مسئله عدم تبدیل قرار و چرایی آن ورود کند. یکی از عناوین انتسابی در این پرونده، ظاهرا همکاری با دولت متخاصم آمریکاست. اگر بخواهیم به جامعه آگاهی دهیم، باید روزها در مورد ماده ۵۰۸ قانون مجازات اسلامی که متضمن بیان بزه همکاری با دول متخاصم بوده، صحبت کنیم. اما اجمالا باید گفت که هنوز در باب متخاصم بودن یا نبودن ایالات متحده و حتی سایر دول، ما نص صریح قانونی نداریم. این موارد باید در قانون مجازات اسلامی یا در مصوبات قانونی اعلام شود که هنوز مطلب یا سندی در باب متخاصم بودن آمریکا نداریم.»
به گفته این وکیل دادگستری: «بنابراین، اگر دادگاه‌ها بدون توجه به مبانی قانونی و بدون وجود سندی متقن و روشن در اثبات متخاصم بودن واشنگتن علیه تهران، مجاز به متخاصم تلقی کردن آمریکا نیستند. نکته دیگر اینکه در ماده ۵۰۸ قانون مجازات اسلامی تعزیرات آمده؛ «هر کس یا گروهی با دول خارجی متخاصم به هر نحو علیه جمهوری اسلامی ایران همکاری نماید در صورتی که محارب شناخته نشود به یک تا ۱۰ سال حبس محکوم می‌گردد.» در تحقق این بزه، فراهم شدن رکن مادی بسیار مهم است. فارغ از رکن قانونی و عنصر معنوی جرم، پرسش جدی از دادسرای انقلاب و شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب اسلامی تهران-که بنای رسیدگی به این پرونده را دارد-این است که خانم‌ها نیلوفر حامدی و الهه محمدی چگونه با دول خارجی یا یک دولت خارجی متخاصم-با توضیحاتی که داده شد-علیه جمهوری اسلامی ایران همکاری کردند؟ به عبارت دیگر، فرد مرتکب باید به نحوی از انحا با یک دولت یا دول متخاصم علیه ساختار جمهوری اسلامی ایران همکاری کرده باشد. پوشش خبری جان باختن مهسا امینی در رسانه‌ها و تهیه گزارش از مراسم خاکسپاری یا نحوه بستری شدن و جان باختن او چه ارتباطی به همکاری با دولت یا دول متخاصم دارد؟ »
فقیهی معتقد است: «تشخیص علنی بودن یا نبودن محکمه به موجب قانون آئین دادرسی کیفری بر عهده دادگاه رسیدگی‌کننده است. اگر قاضی صلواتی بنا دارند که به این پرونده به شکل غیرعلنی و بدون حضور اصحاب رسانه‌ها و تماشاچی‌ها رسیدگی کنند، پرسش این بوده که اگر همه چیز بر مدار حق، قانون و با رعایت اصول و معیارهای حقوقی و قانونی از روز نخست شکل گرفته و الان پرونده در دادگاه مطرح به رسیدگی است، طبعا نباید از اطلاع افکار عمومی و اصحاب رسانه از روند رسیدگی به این اتهامات بیمناک باشیم.»

🔴 منبع: روزنامه هم‌میهن

@IranDel_Channel

💢
👍6
🔴 باید به ملت ایران بالید

دو نکته منفی در انتخابات ترکیه که اتفاقاً در ایران نقطه قوت است

✍️ اقتباس از عصرایران

انتخابات ریاست جمهوری و پارلمانی ترکیه با پیروزی حزب حاکم به پایان رسید و رجب طیب اردوغان و حزب عدالت و توسعه ، دستکم برای پنج سال دیگر اداره این جمهوری صد ساله را بر عهده گرفتند.

درباره انتخابات ترکیه در این این دو هفته، بسیار نوشته شده است؛ از جمله این که این انتخابات در فضایی کاملاً رقابتی برگزار شد، مشارکت مردم بسیار بالا بود و خدشه خاصی هم بر سلامت آن وارد نشد. این‌ها، صد البته نکات مثبت انتخابات در خانه همسایه است و از این بابت باید به دولت و مردم ترکیه تبریک گفت.

اما دو نکته منفی در این انتخابات رخ نمود که زنگ خطری برای ترکیه و حتی منطقه به شمار می‌رود:

یک) "قومیت" ، یکی از مهم‌ترین موضوعات انتخاباتی در ماه‌های منتهی به انتخابات بود. در این مدت، بخش قابل توجهی از پتانسیل انتخابات چه در میان سیاست‌مداران و رقبا و چه در میان مردم عادی به موضوع "کُردها" اختصاص داشت.

برخی از احزاب و شخصیت‌های سیاسی ترکیه ابایی از این نداشتند که علیه کُردها موضع بگیرند. سینان اوغان ، کاندیدای ناسیونالیست و شکست خورده دوم اول انتخابات که پنج ممیز ۱۷ صدم درصد آراء را به خود اختصاص داده بود، قبل از برگزاری دور دوم انتخابات گفت که به شرطی از یکی از دو کاندیدای باقی مانده (اردوغان و قلیچدار اوغلو) حمایت می‌کند که قول دهند در دولت آینده، سهمی به کُردها ندهند.

این در حالی است که کُردها نیز بخشی از مردم کشور ترکیه‌اند و قاعدتاً نباید تفاوتی بین یک کُرد یا یک تُرک یا سایر قومیت‌های مقیم ترکیه در تصدی مناصب حکومتی وجود داشته باشد ولی در عمل شاهد بودیم که دستکم بخشی از جریان سیاسی ترکیه، این‌گونه نمی‌اندیشند و البته حامیانی هم دارند.

این وضعیت ناشی از غلبه پارادایم "ملت ترک" بر الگو واره‌ی "ملت ترکیه" است و بدان معناست که یکصد سال بعد از تشکیل جمهوری ترکیه، فرایند ملت‌سازی در این کشور که از میان خرابه‌های امپراتوری عثمانی سر برافزاشته است، تکمیل نشده و ترکیه راه درازی برای عبور از مباحث قومیتی دارد.

البته ناگفته نماند که وضعیت نسبت به دهه‌های گذشته بهبود یافته است چرا که امروزه دیگر اصل کُردها نفی نمی‌شود. تا چند سال قبل، برخی جریان‌های پان‌ترکیست، می‌گفتند اساساً هیچ کُردی در ترکیه زندگی نمی‌کند و آنها در واقع، تُرک‌های کوهی (*) هستند! اما امروز، دست‌کم در ادبیات رسمی ترکیه، کسی این قوم را انکار نمی‌کند و در سیاست‌های اعلامی از کُردها به عنوان "برادر" و "خواهر" یاد می‌شود.

دو) "مهاجرستیزی" نیز یکی دیگر از نکات منفی این دوره از انتخابات ترکیه بود. جریان رقیب اردوغان یعنی حزب جمهوری خواه خلق به رهبری کمال قلیچدار اوغلو، بسیار کوشید با مانور بر روی اخراج مهاجران به ویژه آوارگان سوریه‌ای، احساسات عمومی را علیه آنها و به نفع خود بسیج کند.



🔴 ادامه یادداشت را در قسمتِ "مشاهده فوری" بخوانید:
👇👇


@IranDel_Channel

💢
👍8👎1
🔴 نخستین رابطه ادبی آذربایجان و شاهنامه

✍️ سجاد آیدنلو، دکترای زبان و ادبیات فارسی و شاهنامه‌پژوه

قطران تبریزی، نخستین سخن‌سُرای آذربایجانی است که اشعار وی به دست ما رسیده و از این روی، دیوانش اوّلین و کهن‌ترین سند ادبی مربوط به آذربایجان محسوب می‌شود که می‌تواند از جنبه‌های گوناگون مورد پژوهش قرار بگیرد. تلمیحات و اشارات متعدد دیوان قطران به خوبی نشان می‌دهد که این شاعر با «فرهنگ شاهنامگی» کاملاً آشنا بوده و به استناد برخی دلایل و قراین می‌توان تقریباً مطمئن بود که وی در این‌باره غیر از منابع دیگر، از شاهنامه فردوسی نیز بهره گرفته و به احتمال بسیار اثر فردوسی در دو دهه آغازین عمرش (حدوداً تا ۴۲۰ ﻫ.ق) به دست وی رسیده است امّا این که چگونه در این فاصله زمانی کوتاه و در دوره‌ای که سیاست شاهنامه‌ستیزی در خراسان رایج بوده، دست‌نویسی از شاهنامه مسافت دور خراسان تا آذربایجان را درنوردیده و به تبریز رسیده است، موضوعی است که تنها با حدس و احتمال می‌توان در آن باره سخن گفت. در این یادداشت، ضمن توجّه به نشانه‌های دسترس قطران به شاهنامه، تلمیحات شاهنامه‌ای قطران و احتمالات مربوط به چگونگی انتقال نسخه‌ای از شاهنامه به آذربایجان، کاربردهای احترام‌آمیز و معتدل شخصیّت‌های شاهنامه‌ای در مدایح این شاعر و دلایل آن نیز طرح وبررسی و در مجموع، چند و چون ارتباط نخستین سند ادبی آذربایجان با حماسه ملی ایران نشان داده شده است.



🔴 متن کامل یادداشت را در قسمتِ "مشاهده فوری" بخوانید:
👇👇



@IranDel_Channel

💢
👍10
🔴 پنجاه پی‌غذا (دسر) یخ‌زده برتر جهان

بستنی سنتی ایرانی در جایگاه نخست؛
فالوده ایرانی در جایگاه نهم
و هویج‌بستنی در جایگاه بیست و یکم


🔴 فرهنگ غذایی ایرانی (انواع خوراک، خورشت‌، چلو و پلو، کباب، آش‌، شربت‌، نوشیدنی‌ و ...) که از مظاهر مهم تمدن بشری‌ست، از غنای بالایی برخوردار است.


@IranDel_Channel

💢
👍12👎1
💚
🤍
❤️

🔴 شهروندان ایرانی که دغدغه‌ی ایران دارند، به کانالِ تلگرامی "ایران‌دل" دعوت‌اند.

نام این کانال‌، از بیت معروفِ حکیم نظامی‌ گنجه‌ای، الهام گرفته شده است:
همه عالم تَن است و ایران‌دل
نیست گوینده،‌ زین قیاس خجل

بازنشر یک یادداشت، توییت، ویدئو و یا یک فایل صوتی در کانالِ ایران‌دل به معنی تایید کل محتوای ارسالی و تمام مواضع صاحب آن محتوا (نویسنده و سخنران و توییت‌زننده) نیست و صرفاً هدف بازتاب دادن یک نگاه و اندیشه پیرامون تاریخ، فرهنگ، ادبیات، اندیشه‌ی ایرانی و مسائل روز ایران است.

لطفاً به کانالِ تلگرامی ایران‌دل پیوسته و دوستان خود را بدین کانال دعوت کنید و این پیام را در گروه‌های مختلف تلگرامی به اشتراک بگذارید.

https://t.me/IranDel_Channel


@IranDel_Channel

💢
👍7
🔴 نهادگرایی، لباس جدید چپ ایرانی

✍️ موسی غنی‌نژاد اهری، اقتصاددان

نهادگرایی به شکل کلاسیک آن، با نسخه ساختگی و ایرانی آن خیلی تفاوت دارد. تفکر نهادگرایی ایرانی به‌رغم اینکه مدعی اصلاحات اقتصادی است، به زبان ساده، اصلاحات اقتصادی را به تعویق می‌اندازد. اصلاحات اقتصادی را دچار اخلال می‌کند.

در ایران ما دچار یک سوء‌تفاهم راجع به بحث نهادگرایی هستیم. بعضی از اقتصاددان‌های ما که از در دهه ۷۰، از تفکر چپ بریده‌اند، به ایده‌های چپ خود پشت کرده‌اند و در پس نهادگرایی پنهان شده‌اند. تصورشان بر این است که نهادگرایی جایگزینی برای اقتصاد آزاد و اقتصاد نئوکلاسیک است. در حالی‌که این حالت درست نیست. این‌ها مکمل یکدیگرند.

«داگلاس نورث»، «رونالد کوز» و «جیمزبوکانان» هیچ کدام درستی اقتصاد آزاد را نفی نمی‌کنند، فقط بر این نکته تاکید دارند که چه باید بکنیم تا اقتصاد آزاد درست عمل کند و در جامعه مستقر شود. اما عده‌ای این تصور را در جامعه ما به‌وجود آورده‌اند که نهادگراها می‌گویند اقتصاد آزاد به درد نمی‌خورد یا اقتصاد نئوکلاسیک پاسخگو نیست و باید راه سومی پیدا شود و بر این تاکید می‌کنند که نقش دولت بسیار مهم است و دولت باید نهادهای مناسب را ایجاد کند در حالی‌که بحث عمده نهادگراها به قول «میزس» که عضو مکتب اتریش است که نهادگراها هم تا حدود زیادی وام‌دار این مکتب هستند و در نوشته‌هایشان به آنها ارجاع می‌دهند، این نکته که دولت باید دخالت بکند، نکته‌ای انحرافی است. دولت اگر هم دخالت می‌کند باید در جهت نفی خودش باشد یعنی نوعی دخالت سلبی باشد نه ایجابی.

«لودویک فون میزس» نماینده مکتب اتریش می‌گوید: دولت راه‌حل نیست، مساله است. مشکل، خود دولت است. نباید در داخل دولت به دنبال راه‌حل بگردیم. عمده تلاش نهادگراها بر این است که ساختار دولت و ساختار نهادی جامعه را چگونه اصلاح کنند که اقتصاد روان‌تر عمل کند و تولید ثروت و رفاه را افزایش دهد. ولی این سوء‌تفاهم در جامعه ما وجود دارد که عده‌ای می‌گویند ما نهادگرا هستیم و با اقتصاد نئوکلاسیک مخالفیم. اقتصاد نئوکلاسیک فقط در کتاب‌های درسی و تئوریک است.

من به اسامی این افراد اشاره‌ای نمی‌کنم. اما این سوء‌تفاهم را در جامعه به وجود آورده‌اند. انتقاد نهادگراها از اقتصاد آزاد یا نئوکلاسیک در این چارچوب است که اقتصاد نئوکلاسیک به نهادها کم توجهی کرده است، نه این که خود اقتصاد نئوکلاسیک غلط باشد. نهادگراها می‌گویند چه بکنیم تا این نهادها به گونه‌ای باشند که تئوری‌های اقتصاد نئوکلاسیک در آنها صدق کند و آنها نفی‌کننده اقتصاد آزاد یا نئوکلاسیک نیستند.

چند نفری هستند که مدعی نهادگرایی در ایران هستند نام نبریم بهتر است، اما موضوع خیلی مهم این است که از هر کدام از ایشان که نام بردیم و یا نام برده نشد، بپرسید که به کدام اقتصاددان نهادگرا می‌توانید استناد کنید یا بپرسید کدام اقتصاددان نهادگرا را قبول دارید؟ کوز را قبول دارید یا نورث و یا حتی بوکانان را؟



🔴 منبع:
دنیای اقتصاد، مهر ماه ۱۳۸۵ خورشیدی



🔴 متن کامل را در قسمتِ "مشاهده فوری" بخوانید:
👇👇

@IranDel_Channel

💢
👍11👎1
.
🔴 داستان فاو

✍️ رشته‌توییتی از آرش رئیسی‌نژاد، دانش‌آموخته‌ی دکترای روابط بین‌الملل

اینجا بندر فاو، در جنوبی‌ترین نقطه عراق در ساحل کوتاه هشتاد و دو کیلومتری این کشور است. طراح این پروژه بیش از شش میلیارد دلاری شرکت ایتالیایی Impregilo با نام جدید Webuild در میلان است. پیمانکار این پروژه نیز که از ۲۰۱۰ [میلادی] کلید خورده‌، شرکت کره‌ای دوو است. اما این همه داستان نیست!

عراق از سرمایه‌گذاری کلان برای توسعه‌ی جنوب که بیش از نود درص در تولید ناخالص داخلی این کشور سهم دارد استقبال کرده [است] چرا که می‌خواهد فاو را به قطبی اقتصادی - ترانزیتی در خاورمیانه تبدیل کند. با تکمیل این پروژه، بندر جدید فاو، بزرگترین بندر خاورمیانه حتی بزرگتر از بندر جبل‌علی دوبی خواهد شد.

بندر فاو با راه‌آهن جنوبی - شمالی

هزار و دویست کیلومتر با قطارهای سریع‌السیر با سرعت سیصد کیلومتر در ساعت برای ترانزیت کالا و مسافر به فیش‌خابور، در استان دهوک در اقلیم کردستان، و سپس به شبکه ریلی ترکیه وصل و از آنجا به اروپا می‌رسد. شرکت ایتالیایی PEG این مسیر را طراحی و شرکت فرانسوی Alstom مجری است.

عراق سودای راه‌اندازیِ کانالِ خشک نیز دارد. گذشته از راه‌آهن جنوبی - شمالی، شبکه‌ای پیچیده از بزرگراه و خطوط لوله نفت و گاز شکل‌دهنده این پروژه است که بندر فاو را به بندر مرسین ترکیه متصل می‌کند. این پروژه دستکم ١٠ استان عراق را در بر خواهد داشت و خلیج‌فارس را به [دریای] مدیترانه متصل می‌کند.

بازسازی بندر فاو، راه‌آهن عراق - ترکیه و کانال خشک بخشی از از اَبَرپروژه‌ی هفده میلیارد دلاری راه توسعه است؛ پروژه‌ای که سالانه چهار میلیارد دلار و بیش از یکصد هزار شغل تولید خواهد کرد. عراق این پروژه را رکن اساسی اقتصاد آینده خود برای تبدیل به مرکز ترانزیت کالا میان آسیا و اروپا می‌بیند.

راه توسعه که با توافق اولیه میان امارات و ترکیه برای دور زدن ایران در حال تکمیل است، می‌تواند عراق را شریک زمینی - دریایی چین در BRI کند. عراقی که در سال اخیر ماهیانه دستکم ۹.۸ میلیارد دلار درآمد داشته، هم اکنون در جستجوی راهی برای کاهش نیاز به کانال سوئز و البته تنگه هرمز است.

در تهران اما سیزده سال است که دولت‌مردان از همکاری با بغداد برای راه‌اندازی مسیرِ شلمچه - بصره گفته‌اند ولی تاکنون عملی نشده [است]؛ مسیری سی و دو کیلومتری (کوتاهتر از تهران - کرج) که تنها به ۲۵۰ میلیون دلار نیاز دارد. غافل از آنکه عراق تمایلی بدین کار ندارد. چرا؟ چون این مسیر از ارزش استراتژیک فاو می‌کاهد.

چرا عراق بندری را که این همه در آن سرمایه‌گذاری کرده خود بی‌ارزش سازد؟ عراق حتی از پذیرش کامیون‌های ایرانی در خاک خود طفره رفته [است]، بار تحویلی در مرز تخلیه شده و با کامیون‌های عراقی حمل می‌شوند. جای شگفتی نیست که عراق زیر بار اتصال راه‌آهن خود به شبکه ریلی ایران نرود.



درعوضِ شلمچه - بصره، ایران می‌توانست راه آهن کرمانشاه - بغداد را از مسیر قصرشیرین - خانقین راه اندازد چرا که دسترسی به پایتخت در کشوری از هم‌گسیخته امریست خردمندانه. همچنین، ایران می‌توانست با توسعه خط سنندج - سلیمانیه از مرز باشماق، دسترسی زمینی ایمن به بازار كردستان عراق داشته‌ باشد.

این نکات را در گفتگوی سه ماه پیش خود با فردای‌اقتصاد بیان کردم. پیش از این نیز بارها گوشزد کردم که منطقه در آستانه‌ی جنگ کریدوری و رقابت زیرساختی است. اکنون نیز خطابم به دولتمردان است: «کشورها نه بر پایه پیشینه که بر پایه‌ی چشم‌انداز است که با شما کار می‌کنند.»



@IranDel_Channel

💢
👍9
🔴 درباره قطران تبریزی و چاپ جدید دیوان او

✍️ عاطفه طیه

قطران نخستین شاعر نامدارِ خطّهٔ آذربایجان و ارّان است. زادهٔ شادی‌آباد تبریز و از طبقهٔ دهقانان. سرودن را از آغاز جوانی شروع کرد و در یکی از اشعارش به درستی خود را گشایندهٔ در شعر دری نامید. 

آذربایجان و ارّانِ قرن پنجم هجری محیطی چندقومی و چندفرهنگی بود با ادیان مختلف. علاوه بر فرهنگ‌‌های بومی (کردی، دیلمی و آذری باستان)، فرهنگ عربی و مسیحی در این منطقه حضوری آشکار داشت. زبان‌هایی چون آذری کهن، ارمنی و ارّانی بین مردم رواج داشت و زبان علم و ادب که تا قرن سوم هجری عربی بود، رفته‌رفته جای خود را به فارسی می‌داد.
در آن دوره هنوز زبان ترکی در این منطقه رواج نداشت درنتیجه در شعر قطران خلاف شاعرانی چون خاقانی و نظامی نشانی از زبان و واژگان ترکی نیست.

دیوان قطران تبریزی بار نخست در سال ۱۳۴۳ به تصحیح محمد نخجوانی منتشر شد. حسین آهی به متن نخجوانی مقدمه‌ای افزود که در سال ۱۳۶۵ چاپ کرد و بالاخره در سال ۱۴٠۲ چاپ تازه‌ای از آن به تصحیح محمود عابدی و مسعود جعفری جزی با همکاری خانم‌ها تهمینه عطایی و شهره معرفت به بازار آمد. چاپ تازه به گفتهٔ مصححان بیشتر از ۱۱۴٠ بیت تازه دارد. ناگفته نماند که در چاپ قدیمی اشعاری آمده بود که در نسخه‌های شناخته‌شدهٔ قطران نیست، پس به چاپ تازه راه نیافته است.

کتاب مقدمه‌ای فایده‌مند دارد. از زندگی و زمانه و خاستگاه شاعر می‌گوید و به برخی ابهامات در باب او پاسخ می‌دهد. ممدوحان او را برمی‌شمارد، به ویژگی‌های زبانی و سبکی می‌پردازد، اهمیت‌‌ تاریخی و اجتماعی شعر قطران را بیان می‌کند، از روش تصحیح دیوان شاعر می‌گوید و نسخه‌هایی را که در اختیار داشته معرفی می‌کند. کتاب در دو جلد، توسط فرهنگستان زبان و ادب فارسی منتشر شده است و بخش اعظم جلد دوم اختصاص دارد به توضیحات سودمند و فهرست‌های کارگشا.

در مقدمهٔ کتاب (ص هشتادونه) فصلی جالب توجه هست به نام «تأکید بر زبان فارسی» که نشان می‌دهد قطران کوشیده به جای کلمات عربی از برابرهای فارسی آنها استفاده کند. برای نمونه:
مداح: آفرین‌گر
علامه: بیش‌دان
راضی: پسندکار
شاکر: سپاس‌دار
رسول: فرسته
محافظ: گوش‌دار
مؤمن: ایمان‌ور
و...

قطران در بیشتر قالب‌ها شعر گفته. دیوانش را گشودم و اولین ابیاتی که چشمم را گرفت این‌ها بود:

خوشا روزگارا که ما را به یک جا
خوشی بود و شادی شب و روزگارا

تو مانندهٔ روزگاری که هرگز
نپایی به یک حال چون روزگارا

من اندر غم وعدهٔ دیدن تو
کنم در دل خویش دایم شمارا

تو از مهر من یک زمان یاد ناری
مگر مهربانی نباشد شما را

مرا چند داری به درد جدایی
دل اندر نهیب و تن اندر نهارا

من اینجا به زاری تو آنجا به شادی
منم زاروار و تویی شادخوارا...(ص۲۴)

(دیوان قطران تبریزی، مقدمه، تصحیح و تعلیقات محمود عابدی و مسعود جعفری، با همکاری تهمینه عطایی و شهره معرفت، انتشارات فرهنگستان زبان و ادب فارسی، ۱۴٠۲)


@IranDel_Channel

💢
👍9
🔴 #توییت_خوانی

✍️ توییتی از سالار سیف‌الدینی، کارشناس روابط بین‌الملل

@IranDel_Channel

💢
👍7
.
🔴 سی ذهنیتِ غیرواقعی در دیپلماسی

محمود سریع القلم، استاد روابط بین‌الملل


سی ذهنیتِ غیرواقعی در دیپلماسی:

۱) که حقوقِ بین الملل بر سیاستِ بین الملل اولویت دارد

۲) که سیاستِ بین‌الملل بر اقتصادِ بین‌الملل اولویت دارد.

۳) که سیاستِ خارجی یعنی روابط عمومی خارجی یک دولت

۴) که بدون اجماع داخلی می‌توان در سیاست خارجی موفقیتِ پایدار کسب کرد.

۵) که سیاست خارجی عمدتاً یعنی فضاسازی مجازی

۶) که کشورهای اروپایی با توجه به عدالت‌خواهی و حق‌طلبی، باید موضع بگیرند.

۷) که آمریکا و اسراییل دو روی یک سکه نیستند.

۸) که آمریکا یعنی رئیس‌جمهور آمریکا.

۹) که جان بولتون باعث شد ترامپ از برجام خارج شود.

۱۰) که صرفاً مثلثِ ترامپ، پمپئو و مشاور امنیت ملی، سیاست خارجی آمریکا را شکل می‌دهند.

۱۱) که اِیپَک (AIPAC) صرفاً یک گروه لابی است؛

۱۲) که مجموعۀ دستگاه نظامی - امنیتی آمریکا، حامی سیاست خارجی ترامپ نیست.

۱۳) که قوۀ مقننه آمریکا، حامی سیاست خارجی ترامپ نیست.

۱۴) که مهم ترین منطقه در سیاست خارجی آمریکا، خاورمیانه است؛

۱۵) که دولت ترامپ برای دستیابی به یک قرارداد جدیدِ برجام، مستأصل است.

۱۶) که عموم رسانه‌های آمریکا، مخالف سیاست‌های خاورمیانه‌ای دولت آمریکا هستند.

۱۷) که سیاست خاورمیانه‌ای آمریکا در کاخِ سفید شکل می‌گیرد.

۱۸) که منافع اسراییل یعنی مواضع بنیامین نتانیاهو

۱۹) که تفاهم و همکاری کشورهای عربی با اسراییل پایدار نیست.

۲۰) که اعراب خلیج فارس از خود منافع و مصالحی ندارند.

۲۱) که ماهیتِ اصلی روابطِ آمریکا با کشورهای عربی خلیج فارس، صرفاً امنیتی است.

۲۲) که دورۀ غرب در جهت دادنِ به سیاست بین‌الملل پایان یافته است.

۲۳) که ۹۰۰ صفحه تحریم را نباید خیلی جدی گرفت.

۲۴) که جو بایدن ادامۀ باراک اوباما است.

۲۵) که دولتِ احتمالی جو بایدن با مسایل خاورمیانه خیلی کاری نخواهد داشت.

۲۶) که نفوذ امنیتی در کشورهای دیگر بر نفوذ اقتصادی اولویت دارد.

۲۷) که در مذاکرات، اهرم امنیتی کارسازتر از اهرم اقتصادی است.

۲۸) که یک کشور جهان سومی می‌توانند بین منافع اروپا و آمریکا شکاف بیاندازد.

۲۹) که بدون مزیتِ نسبی اقتصادی، می‌توان در سیاست خارجی امتیازاتِ گسترده گرفت.

۳۰) که خیلی‌ها تفاوتِ بین سیاست خارجی و پروپاگاندا را متوجه نمی‌شوند.


@IranDel_Channel

💢
👍6
.
🔴 معرکه‌ای برای نجات روسیه

یدالله کریمی‌پور، دانش‌آموخته دکترای جغرافیای سیاسی

بر خلاف پیش‌بینی مفسرین، جمهوری خلق چین در جنگ علیه اوکراین نه تنها به فدراتیو روسیه نپیوست، سهل است که با بخردی ناب، در دام سهمناک تمرکز بر مساله تایوان هم نیفتاد. مهم‌تر این که طی این مدت مناسباتش با غرب و آمریکا رو به بهبود و پیشرفت هم بوده است.

از آن مهم‌تر این که هر پنج کشور آسیای مرکزی که به عنوان متحدین صوری روسیه به شمار می‌آیند، در نبرد اوکراین نه تنها به مسکو روی خوش نشان نداده‌اند، که سفره را برای بهره‌برداری کلان مقیاس چین پهن کرده‌اند. در واقع تاشکند، آستانه، دوشنبه، عشق آباد و بیشکک، دهه‌هاست در پی مفری جهت رهایی از زندان جغرافیایی روسیه‌اند. قفقاز که از همان آغازهای فروپاشی سرناسازگاری با مسکو در پیش گرفته است (باکو و تفلیس).

ملل اروپای خاوری، یعنی  ایالت‌ها و متحدین پیشین روسیه نیز که اساساً محور و بلکه میدان زنده رویارویی مسکو - ناتو به شمار می‌روند.

کوتاه آن که روسیه، دربست منزوی است. در واقع طی صد سال اخیر، هیچ کشوری به اندازه روسیه تحت تحریم‌های سنگین بین‌المللی قرار نگرفته است. بدیهی است که با چنین آرایش و چشم‌اندازی، روسیه نزدیک به محال است از پس سی و یک عضو ناتو و شصت و سه ملت متحدش برآید. پس چه کاری از مسکو برخواهد آمد؟

تا جایی که به شاخص‌های ژئواستراتژی بر می‌گردد، در چنین شرایطی، ترکیه و ایران مناسب‌ترین محورها و جایگاه‌ها برای شکستن تحریم‌ها و برون‌رفت از انزوای روسیه‌اند. ولی ترکیه هم‌پیمان کلیدی ناتو است؛ مهم‌تر این که تحت رهبریِ ملی‌گرایی فرصت‌طلب است که از هر معرکه‌ای در جهت منافع کشورش استفاده می‌کند. اردوغان جایگاه کشورش را از دیدگاه قدرتِ ملی پایین‌تر از روسیه ندانسته و دست‌کم برابر تلقی می‌کند. بنابراین در معرکه اوکراین در پی دستیابی به بالاترین منفعت، ضمن بازی با طرفین است.

در این میان، از دیدگاه مسکو، تنها و بزرگترین جایگزین جمهوری اسلامی پنداشته می‌شود. کشوری که همزمان هم با آمریکا - اروپا در حال خصومت و ناسازگاری است، هم دهه‌ها است، تحت تحریم است، هم مرزهایش با بیشتر همسایگان ناآرام می‌باشد و هم از درون درباتلاق تورم سنگین و نارضایتی مردمی دست و پنجه نرم می‌کند. روسیه با آگاهی ژرف از اندازه نیازها و خواست‌های مدیران جمهوری‌اسلامی، با محاسبات دقیق و از راه ارائه چند امتیاز کوچک، مانند خط آهنی یکصد و شصت کیلومتری و دادن شماری پرنده کمتر کارآمد، در صدد بهره‌برداری‌های گسترده از جمهوری اسلامی است. مسکو حتی در مخمصه سخت کنونی، حاضر نیست  مناسباتش با تهران را در سطح استراتژیک قلمداد کند.

به گمانم سناریوی اصلی تصمیم‌سازانِ کرملین برای جمهوری‌اسلامی درگیر کردنش در جنگی گسترده است. برپایی چنین جنگی برای روسیه آب حیات به شمار می‌آید؛ چرا که تمرکزها را از نبرد اوکراین برخواهد داشت.

سعودی و امارات با آگاهی دقیق از چنین سناریو و دسیسه‌ای،‌ راه برقراری و گسترش مناسبات با تهران را در پیش گرفته‌اند تا از افتادن در آتش چنین معرکه‌ای پرهیز کنند. بنابراین روس‌ها در پی محور دیگری برای این درگیری‌اند. پس جایگزین راه اندازی چنین معرکه‌ای کجا خواهد بود؟؟!


@IranDel_Channel

💢
👍8👎2
✍️ تیرداد بنکدار

حکومت‌ها کارگزاران دولت/ملتی هستند که در محدوده جغرافیایی معینی به نام کشور که هم‌نام آن دولت/ملت است، مستقر میشوند.
حق حاکمیت ملی حقی است که از جانب ملتی که تشکیل دولت داده برای اعمال حاکمیت انحصاری بر کشور خود به حکومت تفویض میشود. خواه این حکومت ماهیتی دموکراتیک و خواه ماهیتی استبدادی داشته باشد، ایفای تعهد حفاظت از حق حاکمیت ملی شرط لازم و خدشه‌ناپذیری برای تداوم بقای حکومتهاست و از این روی همه آنها اعم از دموکراتیک یا استبدادی خود را ملزم به پاسداشت حق حاکمیت ملی می‌یابند.
گویا اخیرا شخصی از اقلیم خودمختار کشور همسایه به کشور ما آمده است و در حالی که سنجاق سینه‌ای با نقشه قلمرو موهوم کردستان بزرگ را نصب کرده، مورد استقبال مقامات حکومتی در سطح وزیر و معاون وزیر هم واقع شده است. این افتضاح در هر کشور دیگری قطعا منجر به اتفاقاتی چون برکناری یا استعفا یا حداقل عذرخواهی رسمی مقاماتی که نسبت به تعرض نمادین به حق حاکمیت ملی کشور بی‌مبالاتی کرده بودند میشد، اما در کشور ما به احتمال قریب به یقین هیچ یک از اینها اتفاق نخواهد افتاد، چون مبنای حق حاکمیت ملی را درنیافته‌اند.

@IranDel_Channel

💢
👍12
.
🔴 «منتقد سیاست خارجی فعلی هستم» یعنی چه؟


✍🏻 رضا حبیبی، کنشگر مدنی و سیاسی تبریزی


🔴 بخش اول

یکی از موضوعاتی که تلاش کرده‌ام طی یادداشت‌هایی در این کانال، به شرح آن بپردازم انتقاداتی است که به عملکرد هیئت حاکمه کشور در حوزه روابط بین‌الملل، چه در سطح منطقه‌ای و چه در سطح جهانی داشته‌ام. در واقع نتایج حاصل از دیپلماسی کشور در بسیاری حوزه‌های موضوعی و جغرافیایی، نتایجی جالب و همراه با موفقیت نیست. آخرین این نتایج شهادت دو تن از جوانان کشور در درگیری با وحوش طالبان بوده است.

این عملکردها، خود ناشی از استیلای باورها، شناخت، اهداف و رویکردهایی در سپهر سیاست خارجی کشور می‌باشند.

به باور نگارنده به منظور اصلاح عملکردها، لازم است آن گزاره‌های پیشینی که موجد این عملکردها هستند اصلاح گردند.

اصلی ترین انتقادات وارد بر علل پیشینی و عملکردی سیاست های خارجی فعلی کشور را می‌توان در سرفصل های زیر خلاصه نمود:

الف) باورها و اهداف:

۱. اولویت اصول ایدئولوژیک بر منافع ملی.
۲. غلبه این دیدگاه که جهان به دو بلوک خیر و شر تقسیم شده است.
۳. وجود این ذهنیت که با امکانات و پتانسیل‌های موجود در ایران می‌توان تاثیر قابل ملاحظه ای بر قواعد اقتصاد و سیاست و به طور کلی مناسبات و نظم فعلی جهان گذاشت.
۴. انگاره وجود دوست و دشمن دائمی در سیاست خارجی.

ب) علل شناختی:

۱. عدم درک صحیح از مکانیسم‌های نظم جهانی و لزوم همراهی با آن جهت امکان رشد و حتی تاثیرگذاری بر آن.
۲. عدم درک صحیح از مناسبات تاریخی و ژئوپلتیک قدرت در منطقه غرب آسیا و به تبع آن اخذ تصمیمات اشتباه در این حوزه.
۳. عدم شناخت درست حوزه‌های نفوذی که امکان اثرگذاری مثبت بر منافع ملی ایران را دارند.
۴. این نگاه که در صورت همراهی با جبهه خیر، آنان نیز مدافع برادرانه منافع ایران خواهند بود.

ج) علل رویکردی:

۱.عدم بکارگیری راهبردها، تاکتیک‌ها و سیاست‌های صحیح، جهت اعمال نفوذ در حوزه‌های مربوطه.
۲. دمیدن بر تنش مزمن با غرب و عدم حل ریشه‌ای آن.
۳. عدم مذاکره مستقیم با طرف‌های مقابل و وکالت به بازیگرانی به عنوان واسطه مذاکره که در موضوعات و مناطق مختلف دارای تضاد منافع با ایران هستند.

د) عملکردها و اثرات:

۱. باج‌دهی به برخی بازیگران جهانی و منطقه‌ای به دلیل انزوای ایجاد شده به علت سیاست خارجی جاری.
۲. فروش ارزان سرمایه‌های ملی.
۳. قرار گرفتن در کنار کنشگرانی که گرایشات ضدِّ ایرانی دارند و یا در بهترین حالت انگیزه‌ای برای ارتقا گزاره‌های منافع ملی ایران ندارند.
۴. از دست رفتن فرصت‌های توسعه کشور و عقب ماندن از سایر کشورهای در حال توسعه

و ...

تلاش خواهم نمود در چند یادداشت جداگانه به تبیین نظری و مصداقی این انتقادات بپردازم.



🔴 ادامه یادداشت را در قسمتِ "مشاهده فوری" بخوانید:
👇👇


@IranDel_Channel

💢
👍9
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 با توجه به تنش مرزی پیش آمده بین ایران و طالبان، ویدیویی در شبکه‌های اجتماعی بازنشر و پربازدید شده است که در آن دکتر عبدالطیف پدرام، رهبر حزب ملی افغانستان در یک برنامه تلویزیونی در خرداد ماه ۱۴۰۰ خورشیدی می‌گوید: «ما یک حوزه تمدنی بزرگیم که نامش ایران بزرگ است و نه افغانستان. این حوزه تمدنی را تکه تکه کردند.»
او افزود: «شاخص این تمدن بزرگ زبان فارسی است که می‌خواهند آن را از بین ببرند.»


@IranDel_Channel

💢
👍21

🔴 «ایرانیان و استبدادستیزی»

✍️ مهدی تدینی، تاریخ‌پژوه

جریان مدرن استبدادستیزی در ایران قدمتی حداقل ۱۲۰ ساله دارد و کسانی که خود را «استبدادستیز» می‌دانستند همیشه این مبارزۀ خود را مقدس و باعث سربلندی ایران می‌دانستند ــ بگذریم که تاریخ در همه‌جا اثبات کرده که ممکن است استبدادستیزان خود استبدادی بس وخیم‌تر و سمج‌تر پدید آورند؛ همان حکایت افتادن از چاله به چاه. اما به گمان من، کلِ جریان استبدادستیزی در ایران دچار یک خطای اساسی است؛ دچار خطایی نظری؛ خطایی معرفت‌شناختی؛ خطایی حقیقتاً بنیادین!

استبدادستیزی اساساً فرایندی «دومرحله‌ای» یا «دووجهی» است؛ مرحلۀ اول (یا وجه اول) اساسی‌تر و مرحلۀ دوم برای تکمیل مرحلۀ اول است. اما استبدادستیزان ایران اصلاً به مرحله/وجه اول کاری ندارند و همیشه غرق در مرحلۀ دوم بوده‌اند. حقیقت تلخ‌تر اما این است که آنها اصلاً با مرحلۀ اول آشنا نیستند و چه‌بسا خود برخلاف مرحلۀ اول عمل می‌کنند و به همین دلیل از دل استبدادستیزی‌شان استبداد جدیدی سر برمی‌آورد. در ادامه توضیح می‌دهم که دلیل این نقصان اساسی این است که ما در ایران «سنت لیبرال» نداشته‌ایم. سنت لیبرال است که مبارزه با استبداد را به شکل دووجهی انجام می‌دهد و به همین دلیل دقیق‌ترین نوع استبدادستیزی را به بشر آموخته است. همۀ زنهارهای من نیز همیشه معطوف به این بوده است که این «دووجهی» بودن استبدادستیزی را یادآوری کنم.

ببینید... یک حکومت پیش از آنکه چه شکلی (جمهوریِ ریاستی یا پارلمانی، جمهوری شورایی، پادشاهی مشروطه یا سلطنت مطلقه) داشته باشه، پیش از آنکه چه ماهیتی (دیکتاتوری یا دموکراتیک) داشته باشه، و پیش از آنکه چه روشی (کاپیتالیستی/سوسیالیستی/مداخله‌گر) در ادارۀ امور داشته باشه، یک «حجم» داره؛ یک «اندازه» داره. حکومت یک دستگاه است که «اندازه» دارد. حال این «دستگاه» ممکن است اشکال، ماهیت‌ها و روش‌های متفاوتی داشته باشد. اما! اما پیش‌تر «حجمی از حاکمیت» وجود دارد. بله! می‌دانم! شکل و ماهیت و روش می‌تواند روی حجم اثر بگذارد؛ کم و زیادش کند. اما به هر حال، «حجم حاکمیت» عنصر اصلیِ سازندۀ قدرت است. اگر حکومت را اسلحه فرض کنیم، هم تفنگ کمری اسلحه است و هم ناو هواپیمابر. فرق اینها حجم است؛ حجمِ قدرتی که در خود دارند. در حاکمیت «حجم» چیز پیچیده‌ای نیست؛ حجم مجموعه اختیاراتی است که یک حکومت می‌تواند داشته باشد (از سیاست و اقتصاد تا فرهنگ). هر نوع حکومتی، چه دیکتاتوری و چه دموکراتیک، می‌تواند بر حجم خود بیفزاید؛ در دیکتاتوری با تصمیمات فرمانروای خودکامه، و در دموکراسی با تصمیمات نمایندگان مردم. به هر حال، در هر دو، حکومت می‌تواند حجم خود را بزرگ کند.

اما خطای استبدادستیزی در ایران همیشه این بوده که دغدغۀ اصلی‌اش شکل و ماهیت (و گاه روش) حاکمیت بوده است، و نه «حجم» حاکمیت. در حالی که اساس استبدادستیزی باید معطوف به اندازۀ حاکمیت باشد؛ نه اینکه صرفاً این حاکمیت دست کیست، چگونه توزیع و چگونه اِعمال می‌شود. استبدادستیزی در ایران همیشه با این واقعیت بیگانه بوده است که دست‌کم نیمی از توان خود را باید معطوف به کنترل اندازۀ حاکمیت کند. در حالی که حتی برعکس هم بوده است: هر جریانی حاکم شده، کوشیده بر حجم دولت بیفزاید (هر یک به شیوۀ خودش و مبتنی بر اهداف خودش). بزرگ‌ترین بدبختی البته این است که خود ایرانیان نیز اساساً تمایل داشته‌اند دولت دائم در نقش مدیریت‌کنندۀ زندگی و اداره‌کنندۀ جامعه حاضر شود ــ که البته خوشبختانه این نگرش در یکی دو دهۀ اخیر تغییر کرده.


🔴 دنباله یادداشت را در قسمتِ "مشاهده فوری" بخوانید:
👇👇

@IranDel_Channel

💢
👍7👎1