This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 داستان اروند
سرهنگ خلبان فریدون ایزدستا از طراحانِ عملیاتِ غرورآفرینِ H3 در دفاعِ مقدس میهنی، از نحوهی تثبیت حقِّ حاکمیت ملی ایران بر اروندرود میگوید:
فریدون چو بُگذشت از اروندرود
همی داد بختِ شهی را درود
(فردوسی توسی)
🔴 داستان اروند را در این فرسته بخوانید.
@IranDel_Channel
💢
سرهنگ خلبان فریدون ایزدستا از طراحانِ عملیاتِ غرورآفرینِ H3 در دفاعِ مقدس میهنی، از نحوهی تثبیت حقِّ حاکمیت ملی ایران بر اروندرود میگوید:
فریدون چو بُگذشت از اروندرود
همی داد بختِ شهی را درود
(فردوسی توسی)
🔴 داستان اروند را در این فرسته بخوانید.
@IranDel_Channel
💢
👍7
ایراندل | IranDel
🎥 داستان اروند سرهنگ خلبان فریدون ایزدستا از طراحانِ عملیاتِ غرورآفرینِ H3 در دفاعِ مقدس میهنی، از نحوهی تثبیت حقِّ حاکمیت ملی ایران بر اروندرود میگوید: فریدون چو بُگذشت از اروندرود همی داد بختِ شهی را درود (فردوسی توسی) 🔴 داستان اروند را در این فرسته…
.
🔴 داستان اروند
✍️ رشتهتوییتی از آرش رئیسینژاد، دانشآموختهی دکترای روابط بینالملل
«دستم به دامنت، ندانمکاریِ وزارت خارجه کار دستمان میدهد. میخواهیم با عراق جنگ کنیم و شاهنشاه امر دادهاند همه چیز آماده باشد» این را نصیری، رئیس ساواک، با سراسیمگی به علم گفتهبود. با وجود بدی هوا با طیاره کوچک از تهران بیرجند رفته تا [اسدالله] علم را ببیند. داستان چه بود؟
از کودتای تیر ۱۳۳۷ [خورشیدی]، عراق ادعای ارضی بر خوزستان و اروند [رود] داشت تا اینکه در ۲۶ فروردین ۱۳۴۸ نعیمالنعمه، معاون وزیر خارجۀ عراق، ادعا کرد عراق اروند را بخشی از قلمرو خود میداند و از عزتالله عاملی، سفیر ایران، خواست که کشتیهای ایرانی پس از ورود به اروندرود پرچم ایران را پایین بکشند.
حکومت بعث عراق هشدار داد: «اگر در این کشتیها افرادی از نیروی دریایی ایران باشند باید آن کشتیها را ترک کنند، در غیر این صورت عراق با قوۀ قهریه نیروی دریایی ایران را از کشتیها خارج خواهد کرد و در آینده نیز اجازه نخواهد داد کشتیهایی که به بنادر ایران حرکت میکنند وارد شطالعرب شوند.»
احمد حسن البکر، رئیس جمهور [وقت] عراق، نیز در همان روز؟اروندرود را بخشی جداییناپذیر از عراق اعلام کرد. در مقابل، امیر خسرو افشار قاسملو، قائم مقام وقت وزیر امور خارجۀ ایران، به دستور [محمدرضا] شاه در ۳۰ فروردین ۱۳۴۸ لغو عهدنامۀ ۱۳۱۶ [خورشیدی را] رسماً اعلام کرد چرا که عراق تعهدات قرارداد را زیر پا گذاشته بود.
[حسن] البکر، ایران را تهدید کرد: «من عرب و مسلمان نخواهم بود اگر که این موضع [ایران] را فراموش کنم. آنان [اعراب و مسلمانان] در دست من هستند. من آنان را هر زمان که بخواهم [به سوی ایران] شلیک میکنم.»
ژنرال صالح مهدی عماش، وزیر کشور عراق، نیز شاه را "گوسفند" خواند. جنگ ظاهراً گریزناپذیر بود.
[اسدالله] علم با نگرانی به [محمدرضا] شاه تلگرامی فرستاد: «آیا موقع عکسالعمل حالاست؟ حالا که بر سر نفت دعوای حیاتی داریم و حالا که دم از سازش با اعراب میزنیم؟ … دشمن نمیتوان حقیر و بیچاره شمرد. بر فرض عراق جنگ نکند همانقدر فعلاً کشتیهای ما را در اروند راهنمایی نکنند، وضع اقتصادی ما فلج میشود.»
اما [محمدرضا] شاه [پهلوی] با پرخاش به [اسدالله] علم پاسخ داد و چنین نوشت: «شما درست وارد موضوع نیستید. آنها جسارت را به جایی رسانیدهاند که این اقدامات لازم است.» او بهرغم همۀ دودلیهای فرماندهان ارتش و مشاورینش قصد داشت ضربشستی را به بعثیها نشان دهد. از این رو، ارتش ایران در مرزها به حال آمادهباش درآمد.
واکنش تند ایران، عراق را به تکاپو انداخت. در ۳۱ فروردین ۴۸ [خورشیدی]، حردان تکریتی، وزیر دفاع عراق، به رئیس ایستگاه ساواک در بغداد گفت «عراق هرگز جنگ نخواهد کرد». اما شاه که از ناتوانی ارتش عراق آگاه بود به ارتش ایران دستور داد که در «عملیات مشترک اروند (عما)» رژیم بعث عراق را به چالش بکشد.
در ۲ اردیبهشت ۱۳۴۸ کشتی تجاری ایرانی ۱۱۷۶ تنی ابنسینا با بار فولاد و با اسکورت سنگین ناوهای جنگی و بمبافکنهای پیشرفتۀ ارتش ایران، مسیر ۸۰ مایلی اروندرود را طی ۶ ساعت و بدون پایینآوردن پرچم ایران از عرشۀ کشتی پیمود. ۳ روز بعد کشتی باربری آریافر با پرچم ایران از اروندرود گذر کرد.
راهنمایان عراقی به کشتی آریافر که «با اسکورت مسلح وارد آبهای خلیج فارس میشد» از طریق بیسیم اعتراض کردند و «از کشتی آریافر خواستند که از پرچم عراق و راهنمای عراقی استفاده کند، در غیر این صورت لنگر بیاندازد. اما کشتی بدون توجه به اخطار راه خود را در پیش گرفت و به سلامت از اروند گذشت.
عملیات مشترک اروند ضربهای سنگین بر بغداد وارد کرد. علیرغم قدرت نظامی بالاتر، تهران اما از تبدیل تنش به جنگ پرهیز کرد. ایران چماقی بزرگ را بالا برده و به نرمی سخن میگفت! قدرتنمایی در اروند، حمایت از شورشیان کُرد [در عراق] و دیپلماسی بود که عراق را وادار به امضای قرارداد الجزایر ۱۹۷۵ کرد.
🔴 منبع:
The Shah of Iran, the Iraqi Kurds, and the Lebanese Shia (Palgrave-MacMillan, 2018
"شاه ایران، کردهای عراق، شیعیان لبنان" (۲۰۱۸)، انتشارت پالگریو مک میلان
#توییت_خوانی
@IranDel_Channel
💢
🔴 داستان اروند
✍️ رشتهتوییتی از آرش رئیسینژاد، دانشآموختهی دکترای روابط بینالملل
«دستم به دامنت، ندانمکاریِ وزارت خارجه کار دستمان میدهد. میخواهیم با عراق جنگ کنیم و شاهنشاه امر دادهاند همه چیز آماده باشد» این را نصیری، رئیس ساواک، با سراسیمگی به علم گفتهبود. با وجود بدی هوا با طیاره کوچک از تهران بیرجند رفته تا [اسدالله] علم را ببیند. داستان چه بود؟
از کودتای تیر ۱۳۳۷ [خورشیدی]، عراق ادعای ارضی بر خوزستان و اروند [رود] داشت تا اینکه در ۲۶ فروردین ۱۳۴۸ نعیمالنعمه، معاون وزیر خارجۀ عراق، ادعا کرد عراق اروند را بخشی از قلمرو خود میداند و از عزتالله عاملی، سفیر ایران، خواست که کشتیهای ایرانی پس از ورود به اروندرود پرچم ایران را پایین بکشند.
حکومت بعث عراق هشدار داد: «اگر در این کشتیها افرادی از نیروی دریایی ایران باشند باید آن کشتیها را ترک کنند، در غیر این صورت عراق با قوۀ قهریه نیروی دریایی ایران را از کشتیها خارج خواهد کرد و در آینده نیز اجازه نخواهد داد کشتیهایی که به بنادر ایران حرکت میکنند وارد شطالعرب شوند.»
احمد حسن البکر، رئیس جمهور [وقت] عراق، نیز در همان روز؟اروندرود را بخشی جداییناپذیر از عراق اعلام کرد. در مقابل، امیر خسرو افشار قاسملو، قائم مقام وقت وزیر امور خارجۀ ایران، به دستور [محمدرضا] شاه در ۳۰ فروردین ۱۳۴۸ لغو عهدنامۀ ۱۳۱۶ [خورشیدی را] رسماً اعلام کرد چرا که عراق تعهدات قرارداد را زیر پا گذاشته بود.
[حسن] البکر، ایران را تهدید کرد: «من عرب و مسلمان نخواهم بود اگر که این موضع [ایران] را فراموش کنم. آنان [اعراب و مسلمانان] در دست من هستند. من آنان را هر زمان که بخواهم [به سوی ایران] شلیک میکنم.»
ژنرال صالح مهدی عماش، وزیر کشور عراق، نیز شاه را "گوسفند" خواند. جنگ ظاهراً گریزناپذیر بود.
[اسدالله] علم با نگرانی به [محمدرضا] شاه تلگرامی فرستاد: «آیا موقع عکسالعمل حالاست؟ حالا که بر سر نفت دعوای حیاتی داریم و حالا که دم از سازش با اعراب میزنیم؟ … دشمن نمیتوان حقیر و بیچاره شمرد. بر فرض عراق جنگ نکند همانقدر فعلاً کشتیهای ما را در اروند راهنمایی نکنند، وضع اقتصادی ما فلج میشود.»
اما [محمدرضا] شاه [پهلوی] با پرخاش به [اسدالله] علم پاسخ داد و چنین نوشت: «شما درست وارد موضوع نیستید. آنها جسارت را به جایی رسانیدهاند که این اقدامات لازم است.» او بهرغم همۀ دودلیهای فرماندهان ارتش و مشاورینش قصد داشت ضربشستی را به بعثیها نشان دهد. از این رو، ارتش ایران در مرزها به حال آمادهباش درآمد.
واکنش تند ایران، عراق را به تکاپو انداخت. در ۳۱ فروردین ۴۸ [خورشیدی]، حردان تکریتی، وزیر دفاع عراق، به رئیس ایستگاه ساواک در بغداد گفت «عراق هرگز جنگ نخواهد کرد». اما شاه که از ناتوانی ارتش عراق آگاه بود به ارتش ایران دستور داد که در «عملیات مشترک اروند (عما)» رژیم بعث عراق را به چالش بکشد.
در ۲ اردیبهشت ۱۳۴۸ کشتی تجاری ایرانی ۱۱۷۶ تنی ابنسینا با بار فولاد و با اسکورت سنگین ناوهای جنگی و بمبافکنهای پیشرفتۀ ارتش ایران، مسیر ۸۰ مایلی اروندرود را طی ۶ ساعت و بدون پایینآوردن پرچم ایران از عرشۀ کشتی پیمود. ۳ روز بعد کشتی باربری آریافر با پرچم ایران از اروندرود گذر کرد.
راهنمایان عراقی به کشتی آریافر که «با اسکورت مسلح وارد آبهای خلیج فارس میشد» از طریق بیسیم اعتراض کردند و «از کشتی آریافر خواستند که از پرچم عراق و راهنمای عراقی استفاده کند، در غیر این صورت لنگر بیاندازد. اما کشتی بدون توجه به اخطار راه خود را در پیش گرفت و به سلامت از اروند گذشت.
عملیات مشترک اروند ضربهای سنگین بر بغداد وارد کرد. علیرغم قدرت نظامی بالاتر، تهران اما از تبدیل تنش به جنگ پرهیز کرد. ایران چماقی بزرگ را بالا برده و به نرمی سخن میگفت! قدرتنمایی در اروند، حمایت از شورشیان کُرد [در عراق] و دیپلماسی بود که عراق را وادار به امضای قرارداد الجزایر ۱۹۷۵ کرد.
🔴 منبع:
The Shah of Iran, the Iraqi Kurds, and the Lebanese Shia (Palgrave-MacMillan, 2018
"شاه ایران، کردهای عراق، شیعیان لبنان" (۲۰۱۸)، انتشارت پالگریو مک میلان
#توییت_خوانی
@IranDel_Channel
💢
Telegram
ایراندل | IranDel
همه عالم تن است و ایران دل ❤️
این کانال دغدغهاش، ایران است و گردانندۀ آن، یک شهروند ایرانی آذربایجانی
[ بازنشر یک یادداشت، توییت، ویدئو و یا یک صوت به معنی تأیید کل محتوا و تمام مواضع صاحب آن محتوا نیست و هدف صرفاً بازتاب دادن یک نگاه و اندیشه است.]
این کانال دغدغهاش، ایران است و گردانندۀ آن، یک شهروند ایرانی آذربایجانی
[ بازنشر یک یادداشت، توییت، ویدئو و یا یک صوت به معنی تأیید کل محتوا و تمام مواضع صاحب آن محتوا نیست و هدف صرفاً بازتاب دادن یک نگاه و اندیشه است.]
👍11
.
🔴 مرزها
✍️ مهدی تدینی
نامش محمدمهدی بود و فقط چند روز تا پایان سربازیاش مانده بود. در درگیری مرزی با طالبان جان باخت. بین میزان حساسیت جامعه نسبت به مرگ اعضایش و میزان مدرنشدگی ارتباط مستقیم وجود دارد. اصلاً میتوان از میزان واکنش جامعه به مرگ، «درجهسنجی» برای سنجش میزان مدرن شدن یک جامعه ساخت. آنچه گفتم بازی واژگانی نیست؛ واقعاً تفکری پشت آن است: هر چه جامعه مدرنتر میشود بهایِ جان بالاتر میرود. یک جامعۀ پیشرفته برای ارتقای امید به زندگی و تسهیلات جسمانی ساخته شده. از این رو میزان حساسیت نسبت به مرگ یک کنش عاطفی نیست؛ بلکه کنشی کاملاً عقلانی است. این جامعه است که قیمتِ جان انسانهایش را تعیین میکند؛ با باورهایش، رویکردش و عقلانیتش.
نباید برخورد با طالبان را ــ طالبانی به عنوان یکی از نیروهای اصلی که قیمت جان را در جغرافیای ما به کف رسانده ــ به حکومت واگذار کرد. جامعۀ ایران به عنوان ماهیت مستقلی که اصلاً میتواند خُلق خاورمیانه را عوض کند، باید از ظرفیت خود بهره برد و با کنشِ مدنیِ مستقل از حکومت چیزهایی را به ناهمسایۀ اسلحهپرست و تمدنگریز بفهماند.
خودمان را فریب ندهیم. واحد بهروزی همه ما «ایران» است و این هیچ ارتباطی با «ناسیونالیست بودن» ندارد، بلکه مبنای حرکت برای بهبود است. یک کشور و ملت پیدا کنید که در دنیای واقعی مردمانش توانسته باشند فارغ از واحدِ ملیاش خوشبخت شوند. دوست داشتن ایران و ایرانی یک گزینۀ انتخابی نیست، بلکه باید مبدأ هر گونه اندیشه و کُنش سیاسی باشد.
یکی از بزرگترین شگفتیهای من این است که پیش از انقلاب، انبوهی نیروی انقلابی شبانهروز برای سرنگونی شاه میجنگیدند، اما اگر نوشتهها و گفتههای همۀ آنها را زیر و رو کنید، محض رضای خدا ــ فقط محض رضای خدا ــ یک نفر پیدا نمیشود که حدس زده باشد از پس انقلاب ممکن است جنگی هشتساله سر برآورد؛ و البته اینان یکی از دیگر مدعیتر بودند! دلیلش این بود که مبدأ تفکر آنها ایدئولوژیهایشان بود، نه ایران. همهچیز به سادهترین و خطیترین دوگانۀ «دوست ـ دشمن» تبدیل شده بود و هر اندیشه و تحلیلی غیر از این سرکوب میشد.
اما ایران نفس پیچیدهای دارد. باید از نیروهایی که ساتور در دست دارند و دائم ذهنیت ایرانیان را تجزیه میکنند حذر کرد. دیدیم چگونه جماعتی ضدِّ ایرانی کمین کردهاند تا با تظاهر به دوستی، از خونِ جوانان سوءاستفاده کنند و واگنهای ارتجاعی و پوسیدۀ خود را به جنبشِ مترقی ایرانیان ببندند. نه! دوست داشتن ایران شرط اول است و دوست داشتن ایران هم پیچیده نیست: کسی که ایران را دوست دارد، سرباز وظیفهٔ ایرانی را هم دوست دارد.
@IranDel_Channel
💢
🔴 مرزها
✍️ مهدی تدینی
نامش محمدمهدی بود و فقط چند روز تا پایان سربازیاش مانده بود. در درگیری مرزی با طالبان جان باخت. بین میزان حساسیت جامعه نسبت به مرگ اعضایش و میزان مدرنشدگی ارتباط مستقیم وجود دارد. اصلاً میتوان از میزان واکنش جامعه به مرگ، «درجهسنجی» برای سنجش میزان مدرن شدن یک جامعه ساخت. آنچه گفتم بازی واژگانی نیست؛ واقعاً تفکری پشت آن است: هر چه جامعه مدرنتر میشود بهایِ جان بالاتر میرود. یک جامعۀ پیشرفته برای ارتقای امید به زندگی و تسهیلات جسمانی ساخته شده. از این رو میزان حساسیت نسبت به مرگ یک کنش عاطفی نیست؛ بلکه کنشی کاملاً عقلانی است. این جامعه است که قیمتِ جان انسانهایش را تعیین میکند؛ با باورهایش، رویکردش و عقلانیتش.
نباید برخورد با طالبان را ــ طالبانی به عنوان یکی از نیروهای اصلی که قیمت جان را در جغرافیای ما به کف رسانده ــ به حکومت واگذار کرد. جامعۀ ایران به عنوان ماهیت مستقلی که اصلاً میتواند خُلق خاورمیانه را عوض کند، باید از ظرفیت خود بهره برد و با کنشِ مدنیِ مستقل از حکومت چیزهایی را به ناهمسایۀ اسلحهپرست و تمدنگریز بفهماند.
خودمان را فریب ندهیم. واحد بهروزی همه ما «ایران» است و این هیچ ارتباطی با «ناسیونالیست بودن» ندارد، بلکه مبنای حرکت برای بهبود است. یک کشور و ملت پیدا کنید که در دنیای واقعی مردمانش توانسته باشند فارغ از واحدِ ملیاش خوشبخت شوند. دوست داشتن ایران و ایرانی یک گزینۀ انتخابی نیست، بلکه باید مبدأ هر گونه اندیشه و کُنش سیاسی باشد.
یکی از بزرگترین شگفتیهای من این است که پیش از انقلاب، انبوهی نیروی انقلابی شبانهروز برای سرنگونی شاه میجنگیدند، اما اگر نوشتهها و گفتههای همۀ آنها را زیر و رو کنید، محض رضای خدا ــ فقط محض رضای خدا ــ یک نفر پیدا نمیشود که حدس زده باشد از پس انقلاب ممکن است جنگی هشتساله سر برآورد؛ و البته اینان یکی از دیگر مدعیتر بودند! دلیلش این بود که مبدأ تفکر آنها ایدئولوژیهایشان بود، نه ایران. همهچیز به سادهترین و خطیترین دوگانۀ «دوست ـ دشمن» تبدیل شده بود و هر اندیشه و تحلیلی غیر از این سرکوب میشد.
اما ایران نفس پیچیدهای دارد. باید از نیروهایی که ساتور در دست دارند و دائم ذهنیت ایرانیان را تجزیه میکنند حذر کرد. دیدیم چگونه جماعتی ضدِّ ایرانی کمین کردهاند تا با تظاهر به دوستی، از خونِ جوانان سوءاستفاده کنند و واگنهای ارتجاعی و پوسیدۀ خود را به جنبشِ مترقی ایرانیان ببندند. نه! دوست داشتن ایران شرط اول است و دوست داشتن ایران هم پیچیده نیست: کسی که ایران را دوست دارد، سرباز وظیفهٔ ایرانی را هم دوست دارد.
@IranDel_Channel
💢
Telegram
attach 📎
👍10
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 سیستان
خواننده: محمد معتمدی
آهنگساز و تنظیم کننده: افشین عزیزی
شاعر: بهمن محمدزاده
مدیر پروژه: یونس دهمرده
طراح کاور: کیارش کاویان
عکاس: حامد غلامی
با همکاری دانشگاه زابل
متن شعر:
ای سربلندِ روزهای رفته از یاد
سنگِ صبورِ ایستاده در دلِ باد
گنجینهی زخمیترین دلواپسیها
شرقیترین آیینهی از عشق آباد
لب تشنگیهای تو را، هامون به هامون گشتهام
از عمقِ دریای عطش، لب تشنهتر برگشتهام
مغروری و مغلوبِ این از پا نشستن نیستی
هر بار زخمی میخوری مغرورتر میایستی
به تهمتن بنویسید که هامون جان داد
سیستان خانهی اجدادیمان رفت به باد
ای یَلان باز به این ناحیه لشکر بکشید
سیستان از نفس افتاد به دادش برسید
ای ابرهای بیدلیل، ای رودهای سوت و کور
میبارد آتش از دلِ این دردهای بی عبور
ای بخت زود و دیر ما، آیینهی تقدیر ما
ما را ببر تا ما شدن، ای آخرین تصویر ما
این خاکِ سربلند، تاریخِ در غبار
همزاد آینهست، هم.ریشهی بهار
بر دردِ کهنهی این زخمِ بیشمار
ای اتفاقِ سبز، باران شو و ببار
@IranDel_Channel
💢
خواننده: محمد معتمدی
آهنگساز و تنظیم کننده: افشین عزیزی
شاعر: بهمن محمدزاده
مدیر پروژه: یونس دهمرده
طراح کاور: کیارش کاویان
عکاس: حامد غلامی
با همکاری دانشگاه زابل
متن شعر:
ای سربلندِ روزهای رفته از یاد
سنگِ صبورِ ایستاده در دلِ باد
گنجینهی زخمیترین دلواپسیها
شرقیترین آیینهی از عشق آباد
لب تشنگیهای تو را، هامون به هامون گشتهام
از عمقِ دریای عطش، لب تشنهتر برگشتهام
مغروری و مغلوبِ این از پا نشستن نیستی
هر بار زخمی میخوری مغرورتر میایستی
به تهمتن بنویسید که هامون جان داد
سیستان خانهی اجدادیمان رفت به باد
ای یَلان باز به این ناحیه لشکر بکشید
سیستان از نفس افتاد به دادش برسید
ای ابرهای بیدلیل، ای رودهای سوت و کور
میبارد آتش از دلِ این دردهای بی عبور
ای بخت زود و دیر ما، آیینهی تقدیر ما
ما را ببر تا ما شدن، ای آخرین تصویر ما
این خاکِ سربلند، تاریخِ در غبار
همزاد آینهست، هم.ریشهی بهار
بر دردِ کهنهی این زخمِ بیشمار
ای اتفاقِ سبز، باران شو و ببار
@IranDel_Channel
💢
👍10
🔴 موضوع هیرمند و روابط با افغانستان
✍️ دکتر محمود افشار (نوشته شده در ۱۳۳۹ خورشیدی)
در خصوص اختلاف هیرمند با افغانستان که به نظر مانند دعوای دو برادر بر سر امر کوچکی است، بسیار تعجب میکنم که اینهمه سال بر آن گذشته و برطرف نشده است. چون نگارنده معتقدم که در هیچیک از دو طرف سوء نیتی نیست بلکه سوء تفاهم است. اکنون که والاحضرت سردار محمد داورخان، صدر اعظم معظّم افغانستان به تهران تشریف آورده شایسته است که آقای دکتر اقبال، نخستوزیر ایران، هم هرچه زودتر برای بازدید ایشان به کابل بروند و این موضوع را یکبار دیگر برای همیشه دوستانه مطرح و سپس فوری با فرستادن هیئت حُسن نیتی مرکب از مردان بینای در کار، یا به اصطلاح امروز کارشناسان فنی زیر نظر مردان سیاسی درجه اول قضیه را حل و ختم نمایند. اینکه گفتم کارشناسان فنی بفرستند به سبب این است که در نظر من اختلاف تنها جنبۀ کشاورزی دارد، یعنی آب هیرمند باید میان برزیگران افغان و سیستانی تقسیم شود. از قرنها پیش هم این آب بخش میشده است.
اکنون افغانها سد یا سدهایی بستهاند که گویا به زراعتپیشگان سیستانی از لحاظ نقصان آب زیان رسانده است. من یقین دارم دولت افغانستان راضی نیست که برادران سیستانی او در تنگی آب باشند، ولی از طرف دیگر ناچار است رعایت حال ملت خود را هم بنماید. دولت ایران باید این معنی را در نظر داشته باشد، چنانکه دولت افغان هم، و راه حلّی که رعایای دو طرف مرز خشنود باشند آنجا با هم پیدا نمایند. آنچه مرا متعجب حتی به وحشت انداخته این است که حل اختلافات ایران و افغانستان بر سر یک مسئلۀ زراعتی از یک دولت بیگانه خواسته شود. نباید از یک موضوع کوچک مسئلۀ بزرگ سیاسی درست کرد. هنوز به یاد دارید که در دوران ناصرالدینشاه و مظفرشاه روس و انگلیس به رقابت همدیگر از دولت ایران امتیازهای اقتصادی و سیاسی میگرفتند، حتی به همچشمی یکدیگر پول به ایران قرض میدادند و از طرف دیگر انگلیسها افغانستان را دربست در منطقۀ نفوذ خود قرار داده بودند. نباید بار دیگر افغانها و ما به دست خود آن اوضاع را برای خویشتن فراهم آوریم. امروز دنیا عرصۀ زورآزمایی سیاسی میان دو بزرگترین قدرتهای لشکری و اقتصادی جهان یعنی آمریکا و روسیه قرار گرفته است. دولتهای کوچک را به همان اندازه که طبیعت جغرافیایی آنها در دایرۀ این کشاکشها آورده بس است. بایسته نیست که آنها به دست خود خویشتن را بیشتر آلوده سازند ... یکی از بزرگترین بدبختیها که ممکن است روزی به هر دو کشور روی دهد آن است که خدای نخواسته دو برادر برای خاطر بیگانگان دست به شمشیر برند ... من ناچارم از این مطلب مهم سیاسی با همین اشاره بگذرم، ولی دانایان هر دو ملت میدانند چه میخواهم بگویم ... اختلافها مانند آتشی اول همیشه کوچک است، ولی کمکم حریقی میشود، خاصه که دشمنانی چند هیزمکشی کنند. پس باید پیش از آنکه آتشی خانه کند و زبانه کشد آن را خاموش نمود. به قول سعدی:
سر چشمه شاید گرفتن به بیل
چو پر شد نشاید گذشتن به پیل
🔴 منبع:
آینده: سال چهارم (مهر ۱۳۳۸- اردیبهشت ۱۳۳۹)، مؤسس و مدیر مسئول دکتر محمود افشار، تهران: انتشارات دکتر محمود افشار، ۱۴۰۱، ص ۳۵۲-۳۵۳ (شمارۀ ششم، اردیبهشت ۱۳۳۹)
@IranDel_Channel
💢
✍️ دکتر محمود افشار (نوشته شده در ۱۳۳۹ خورشیدی)
در خصوص اختلاف هیرمند با افغانستان که به نظر مانند دعوای دو برادر بر سر امر کوچکی است، بسیار تعجب میکنم که اینهمه سال بر آن گذشته و برطرف نشده است. چون نگارنده معتقدم که در هیچیک از دو طرف سوء نیتی نیست بلکه سوء تفاهم است. اکنون که والاحضرت سردار محمد داورخان، صدر اعظم معظّم افغانستان به تهران تشریف آورده شایسته است که آقای دکتر اقبال، نخستوزیر ایران، هم هرچه زودتر برای بازدید ایشان به کابل بروند و این موضوع را یکبار دیگر برای همیشه دوستانه مطرح و سپس فوری با فرستادن هیئت حُسن نیتی مرکب از مردان بینای در کار، یا به اصطلاح امروز کارشناسان فنی زیر نظر مردان سیاسی درجه اول قضیه را حل و ختم نمایند. اینکه گفتم کارشناسان فنی بفرستند به سبب این است که در نظر من اختلاف تنها جنبۀ کشاورزی دارد، یعنی آب هیرمند باید میان برزیگران افغان و سیستانی تقسیم شود. از قرنها پیش هم این آب بخش میشده است.
اکنون افغانها سد یا سدهایی بستهاند که گویا به زراعتپیشگان سیستانی از لحاظ نقصان آب زیان رسانده است. من یقین دارم دولت افغانستان راضی نیست که برادران سیستانی او در تنگی آب باشند، ولی از طرف دیگر ناچار است رعایت حال ملت خود را هم بنماید. دولت ایران باید این معنی را در نظر داشته باشد، چنانکه دولت افغان هم، و راه حلّی که رعایای دو طرف مرز خشنود باشند آنجا با هم پیدا نمایند. آنچه مرا متعجب حتی به وحشت انداخته این است که حل اختلافات ایران و افغانستان بر سر یک مسئلۀ زراعتی از یک دولت بیگانه خواسته شود. نباید از یک موضوع کوچک مسئلۀ بزرگ سیاسی درست کرد. هنوز به یاد دارید که در دوران ناصرالدینشاه و مظفرشاه روس و انگلیس به رقابت همدیگر از دولت ایران امتیازهای اقتصادی و سیاسی میگرفتند، حتی به همچشمی یکدیگر پول به ایران قرض میدادند و از طرف دیگر انگلیسها افغانستان را دربست در منطقۀ نفوذ خود قرار داده بودند. نباید بار دیگر افغانها و ما به دست خود آن اوضاع را برای خویشتن فراهم آوریم. امروز دنیا عرصۀ زورآزمایی سیاسی میان دو بزرگترین قدرتهای لشکری و اقتصادی جهان یعنی آمریکا و روسیه قرار گرفته است. دولتهای کوچک را به همان اندازه که طبیعت جغرافیایی آنها در دایرۀ این کشاکشها آورده بس است. بایسته نیست که آنها به دست خود خویشتن را بیشتر آلوده سازند ... یکی از بزرگترین بدبختیها که ممکن است روزی به هر دو کشور روی دهد آن است که خدای نخواسته دو برادر برای خاطر بیگانگان دست به شمشیر برند ... من ناچارم از این مطلب مهم سیاسی با همین اشاره بگذرم، ولی دانایان هر دو ملت میدانند چه میخواهم بگویم ... اختلافها مانند آتشی اول همیشه کوچک است، ولی کمکم حریقی میشود، خاصه که دشمنانی چند هیزمکشی کنند. پس باید پیش از آنکه آتشی خانه کند و زبانه کشد آن را خاموش نمود. به قول سعدی:
سر چشمه شاید گرفتن به بیل
چو پر شد نشاید گذشتن به پیل
🔴 منبع:
آینده: سال چهارم (مهر ۱۳۳۸- اردیبهشت ۱۳۳۹)، مؤسس و مدیر مسئول دکتر محمود افشار، تهران: انتشارات دکتر محمود افشار، ۱۴۰۱، ص ۳۵۲-۳۵۳ (شمارۀ ششم، اردیبهشت ۱۳۳۹)
@IranDel_Channel
💢
Telegram
attach 📎
👍4
.
🔴 زبان، گویش و لهجه چیست؟
✍️ آنچه به دنباله میآید نوشتاری کوتاه است برای بازشناسی زبان، گویش و لهجه. این نوشتار برپایهی سخنرانی دکتر محمد دبیرمقدم (زبانشناس و استاد دانشگاه علامه طباطبایی) فراهم شده است.
زبان (language)
در جهان حدود هفت هزار صد زبان و در ایران چند ده زبان داریم که زبانور دارند. سنجهی پذیرفتهشدهی جهانی برای زبان فهم متقابل است. به این معنا که برای اینکه بفهمیم لکی یا سمنانی یا مازنی زبان هستند یا گویش باید به سراغ زبانور نژادهی این زبان برویم. مثلاً یک پیرزن یا پیرمرد روستایی که به این زبان سخن میگوید و سپس ببینیم که آیا فهم متقابل زبانی به آسانی میانمان هست یا نه. با این نگاه خوانساری، لاری، دَوانی، سمنانی، لکی، هورامی، گیلکی، نایینی، بهبهانی، وَفسی، ابوزیدآبادی، و… همه زبان به شمار میآیند.
گویش (dialect)
برای درک گویش باید با دو فنواژهی پرکاربرد در زبانشناسی یعنی «لانگ» (زبان ذهنی) و «پارُل» (زبان کاربردی/ گفتار) آشنا شویم. فردینان دو سوسور، میان دیسهی(شکل) ذهنی و دیسهی کاربردی زبان جداسانی(تمایز) گذاشت. برای نمونه، زبان فارسی دیسهی ذهنی زبانی است با هنجارها و سنجیدارهای(ضوابط) مشخص؛ ولی همهی پارسیزبانان مانند هم سخن نمیگویند. زبان مردم کابل، دوشنبه و تهران پارسی است؛ ولی آن فارسیای که در کابل صحبت میشود با آن فارسیای که در دوشنبه و تهران صحبت میشود دیگرسانیهایی در سطح واژگانی، نحوی و آوایی دارد. با همهی این، این دیگرسانیها به اندازهای نیست که پنامی(مانعی) برای فهم متقابل باشد. نمونهی دیگر، زبان انگلیسی را در نگر بگیرید. این زبان نیز یک دیسهی ذهنی دارد و چندین دیسهی کاربردی دارد که گویشهای آن به شمار میروند: انگلیسی بریتانیایی، انگلیسی استرالیایی، انگلیسی آمریکایی.
با این توضیحات دیگرسانی میان فارسی اصفهان و تهران گویش است، نه لهجه؛ چرا که ایواز به دیگرسانی آوایی محدود نمیشود - چنان که در اصفهان میگویند: رفتندشان، یعنی دو بار مطابقه نهاد و شناسه داریم که دیگرسانی در سطح صرفی است. فارسی قائن گویش است نه لهجه؛ زیرا هنگامی که در تهران برنج را جمع میبندیم و میگوییم: برنجها، در قائن میگویند: برنجو.
لهجه (accent)
جایی که دیگرسانی ایواز(فقط) در آوا باشد، لهجه است. لهجه یعنی هَروینش(تعمیم دادن) دادن ویژگیهای آوایی زبان مادری به زبان مقصد. مانند آذربایجانی یا کردستانیای که میخواهد فارسی معیار سخن بگوید یا فارسیزبانی که میخواهد به فرانسوی یا انگلیسی سخن بگوید. در نمونهای دیگر، در یزد تکیه نامواژه را بر هجای نخست میگذارند. یعنی هنگامی که یک یزدی میگوید «قلم» واگویهاش(تلفظش) با واگویهی یک شیرازی یا تهرانی دیگرسانی دارد.
🔴 منبع: پارسیانجمن
@IranDel_Channel
💢
🔴 زبان، گویش و لهجه چیست؟
✍️ آنچه به دنباله میآید نوشتاری کوتاه است برای بازشناسی زبان، گویش و لهجه. این نوشتار برپایهی سخنرانی دکتر محمد دبیرمقدم (زبانشناس و استاد دانشگاه علامه طباطبایی) فراهم شده است.
زبان (language)
در جهان حدود هفت هزار صد زبان و در ایران چند ده زبان داریم که زبانور دارند. سنجهی پذیرفتهشدهی جهانی برای زبان فهم متقابل است. به این معنا که برای اینکه بفهمیم لکی یا سمنانی یا مازنی زبان هستند یا گویش باید به سراغ زبانور نژادهی این زبان برویم. مثلاً یک پیرزن یا پیرمرد روستایی که به این زبان سخن میگوید و سپس ببینیم که آیا فهم متقابل زبانی به آسانی میانمان هست یا نه. با این نگاه خوانساری، لاری، دَوانی، سمنانی، لکی، هورامی، گیلکی، نایینی، بهبهانی، وَفسی، ابوزیدآبادی، و… همه زبان به شمار میآیند.
گویش (dialect)
برای درک گویش باید با دو فنواژهی پرکاربرد در زبانشناسی یعنی «لانگ» (زبان ذهنی) و «پارُل» (زبان کاربردی/ گفتار) آشنا شویم. فردینان دو سوسور، میان دیسهی(شکل) ذهنی و دیسهی کاربردی زبان جداسانی(تمایز) گذاشت. برای نمونه، زبان فارسی دیسهی ذهنی زبانی است با هنجارها و سنجیدارهای(ضوابط) مشخص؛ ولی همهی پارسیزبانان مانند هم سخن نمیگویند. زبان مردم کابل، دوشنبه و تهران پارسی است؛ ولی آن فارسیای که در کابل صحبت میشود با آن فارسیای که در دوشنبه و تهران صحبت میشود دیگرسانیهایی در سطح واژگانی، نحوی و آوایی دارد. با همهی این، این دیگرسانیها به اندازهای نیست که پنامی(مانعی) برای فهم متقابل باشد. نمونهی دیگر، زبان انگلیسی را در نگر بگیرید. این زبان نیز یک دیسهی ذهنی دارد و چندین دیسهی کاربردی دارد که گویشهای آن به شمار میروند: انگلیسی بریتانیایی، انگلیسی استرالیایی، انگلیسی آمریکایی.
با این توضیحات دیگرسانی میان فارسی اصفهان و تهران گویش است، نه لهجه؛ چرا که ایواز به دیگرسانی آوایی محدود نمیشود - چنان که در اصفهان میگویند: رفتندشان، یعنی دو بار مطابقه نهاد و شناسه داریم که دیگرسانی در سطح صرفی است. فارسی قائن گویش است نه لهجه؛ زیرا هنگامی که در تهران برنج را جمع میبندیم و میگوییم: برنجها، در قائن میگویند: برنجو.
لهجه (accent)
جایی که دیگرسانی ایواز(فقط) در آوا باشد، لهجه است. لهجه یعنی هَروینش(تعمیم دادن) دادن ویژگیهای آوایی زبان مادری به زبان مقصد. مانند آذربایجانی یا کردستانیای که میخواهد فارسی معیار سخن بگوید یا فارسیزبانی که میخواهد به فرانسوی یا انگلیسی سخن بگوید. در نمونهای دیگر، در یزد تکیه نامواژه را بر هجای نخست میگذارند. یعنی هنگامی که یک یزدی میگوید «قلم» واگویهاش(تلفظش) با واگویهی یک شیرازی یا تهرانی دیگرسانی دارد.
🔴 منبع: پارسیانجمن
@IranDel_Channel
💢
Telegram
ایراندل | IranDel
همه عالم تن است و ایران دل ❤️
این کانال دغدغهاش، ایران است و گردانندۀ آن، یک شهروند ایرانی آذربایجانی
[ بازنشر یک یادداشت، توییت، ویدئو و یا یک صوت به معنی تأیید کل محتوا و تمام مواضع صاحب آن محتوا نیست و هدف صرفاً بازتاب دادن یک نگاه و اندیشه است.]
این کانال دغدغهاش، ایران است و گردانندۀ آن، یک شهروند ایرانی آذربایجانی
[ بازنشر یک یادداشت، توییت، ویدئو و یا یک صوت به معنی تأیید کل محتوا و تمام مواضع صاحب آن محتوا نیست و هدف صرفاً بازتاب دادن یک نگاه و اندیشه است.]
👍10👎1
.
🔴 آیا گرگ توتم مردم آذربایجان است؟
(نقد و بررسی تاریخی و متنشناختی یک ادعا)
✍️ محمد جعفری (قنواتی)
چکیده:
سالهای اخیر گاه در شماری از نشریات محلی آذربایجان، گرگ به عنوان تـوتم مردم آذربایجان مطرح شده است. عدهای نیز که خود را «هویتطلـب» مینامنـد این گزاره را با قلم یا رفتار خود تبلیغ میکنند.
در این مقاله ابتدا ضمن تعریف توتم و شرح ویژگیهـای آن، تأکیـد شـده کـه مهمترین ویژگی توتم حمایت از کسانی است که آن را نیای مشترک خود میداننـد. سـپس بـا بررسـی گـرگ در فولکلـور آذربایجـان و نیـز بررسـی بازتـاب گـرگ در سرودههای شاعران ناحیـۀ آذربایجـان ماننـد قطـران، نظـامی، خاقـانی، صـائب و شهریار نشان دادهایم که گرگ در هر دو حوزۀ مذکور، موجـودی اهریمنـی اسـت و کارکردی به جز ایجاد شر ندارد؛ از این رو نمیتواند تـوتم مـردم آذربایجـان باشـد، هرچند ممکن است توتم تُرکانِ شرقی یا مغولان باشد.
مقدمه:
چنــد ســالی اســت کــه برخــی از پژوهشــگران و نویســندگان آذربایجــانی کــه خــود را «هویتطلب» معرفی میکنند، در نوشتههای خود فرهنگ مردم آذربایجان را با فرهنگِ "اقوام تُرک" یکسان میانگارند و تلاش فـراوان مـیکننـد کـه آن را متفـاوت از فرهنـگِ مـردمِ ایـران بنمایانند. آنها تأکید میکنند که اسطورهها، افسانهها، حماسهها، آیینهـا و باورهـای مـردم آذربایجان همان اسطورهها، افسانهها و آیینهای "اقوام تُرک" است. این کار که گـاه بـا ترجمـۀ آثار شماری از نویسندگان جمهوری آذربایجان نیز همراه میشود بـا هـدف ایجـاد پشـتوانۀ نظری برای شکلدهی به مفهوم «ملت آذربایجان» صورت میگیرد. برای نمونه یکی از ایـن پژوهشگران مینویسد: «آذربایجانیان تبار، زبان تُرکی، آداب و رسوم ویژه و مخصوص خـود را داشته و دارند. آنان تقریباً تا دوران صفویه حوادث تاریخی خاص خود را تجربه کردهانـد» تبلیـغ و فعالیـت گسـترده پیرامـون کتـاب ددهقورقـوت و معرفـی آن به عنوان «حماسۀ مردم آذربایجان» مصـداق روشـنی از فعالیتهـایی از ایـن دسـت اسـت. کتابی که اساساً هیچ ارتباطی با تـاریخ و فرهنـگ آذربایجـان نـدارد.
از مصادیق دیگر این فعالیتها که به ویژه طی سالهای اخیر گسترش پیـدا کـرده، تبلیـغ این ادعاست که گویا گـرگ و بـه خصـوص گـرگ خاکسـتری (بـوزقـورد) در فرهنـگ مـردمِ آذربایجان مقدس است. بر اساس این ادعا گرگ، توتمِ قبایل تُرک و از جمله مردم آذربایجـان بوده و از این رو در باورهای مردم آذربایجان از احترام و جایگاهی ویژه برخـوردار اسـت. در این زمینه بهرغم تبلیغات فراوان در فضای مجازی، سامانههای اینترنتی و حتـی تعمـیم ایـن تبلیغات در اماکن ورزشی، نوشتۀ علمی جدی و قابل اعتنایی به زبان فارسـی منتشـر نشـده است. همچنان روشنفکران و اهل کتاب آذربایجان که تا چند دهه پیش اساساً با داسـتانهای ددهقورقوت آشنا نبودند، موضوع توتم بودنِ گرگ در فرهنگ مردم آذربایجان نیـز مسـبوق بـه سابقه نبوده است و تبلیغ آن به سالهای اخیر مربوط میشود. این موضوع ماننـد بسـیاری از موضوعهای دیگر که «هویتطلبان» طرح میکنند، پیش از آنکه ریشۀ فرهنگی داشته باشـد خاستگاه سیاسی دارد.
هدف این مقاله بررسی و نقد ادعای حرمت گرگ در فرهنگ مردم آذربایجـان اسـت. در این بررسی نشان داده میشود که گرگ نه تنها هیچ حرمتی در میان مـردم آذربایجـان نـدارد، بلکه موجودی شرور، اهریمنی، درندهخو و گول اسـت. ایـن کـار از طریـق بررسـی اجـزای متفاوت فولکلور آذربایجان صورت میگیرد. پیش از نقد و بررسی ایـن موضـوع، توضـیحی مختصر دربارۀ توتم و توتمباوری (totemism) ضروری مینماید.
🔴 مقاله را در PDF پیوستی مطالعه کنید.
@IranDel_Channel
💢
🔴 آیا گرگ توتم مردم آذربایجان است؟
(نقد و بررسی تاریخی و متنشناختی یک ادعا)
✍️ محمد جعفری (قنواتی)
چکیده:
سالهای اخیر گاه در شماری از نشریات محلی آذربایجان، گرگ به عنوان تـوتم مردم آذربایجان مطرح شده است. عدهای نیز که خود را «هویتطلـب» مینامنـد این گزاره را با قلم یا رفتار خود تبلیغ میکنند.
در این مقاله ابتدا ضمن تعریف توتم و شرح ویژگیهـای آن، تأکیـد شـده کـه مهمترین ویژگی توتم حمایت از کسانی است که آن را نیای مشترک خود میداننـد. سـپس بـا بررسـی گـرگ در فولکلـور آذربایجـان و نیـز بررسـی بازتـاب گـرگ در سرودههای شاعران ناحیـۀ آذربایجـان ماننـد قطـران، نظـامی، خاقـانی، صـائب و شهریار نشان دادهایم که گرگ در هر دو حوزۀ مذکور، موجـودی اهریمنـی اسـت و کارکردی به جز ایجاد شر ندارد؛ از این رو نمیتواند تـوتم مـردم آذربایجـان باشـد، هرچند ممکن است توتم تُرکانِ شرقی یا مغولان باشد.
مقدمه:
چنــد ســالی اســت کــه برخــی از پژوهشــگران و نویســندگان آذربایجــانی کــه خــود را «هویتطلب» معرفی میکنند، در نوشتههای خود فرهنگ مردم آذربایجان را با فرهنگِ "اقوام تُرک" یکسان میانگارند و تلاش فـراوان مـیکننـد کـه آن را متفـاوت از فرهنـگِ مـردمِ ایـران بنمایانند. آنها تأکید میکنند که اسطورهها، افسانهها، حماسهها، آیینهـا و باورهـای مـردم آذربایجان همان اسطورهها، افسانهها و آیینهای "اقوام تُرک" است. این کار که گـاه بـا ترجمـۀ آثار شماری از نویسندگان جمهوری آذربایجان نیز همراه میشود بـا هـدف ایجـاد پشـتوانۀ نظری برای شکلدهی به مفهوم «ملت آذربایجان» صورت میگیرد. برای نمونه یکی از ایـن پژوهشگران مینویسد: «آذربایجانیان تبار، زبان تُرکی، آداب و رسوم ویژه و مخصوص خـود را داشته و دارند. آنان تقریباً تا دوران صفویه حوادث تاریخی خاص خود را تجربه کردهانـد» تبلیـغ و فعالیـت گسـترده پیرامـون کتـاب ددهقورقـوت و معرفـی آن به عنوان «حماسۀ مردم آذربایجان» مصـداق روشـنی از فعالیتهـایی از ایـن دسـت اسـت. کتابی که اساساً هیچ ارتباطی با تـاریخ و فرهنـگ آذربایجـان نـدارد.
از مصادیق دیگر این فعالیتها که به ویژه طی سالهای اخیر گسترش پیـدا کـرده، تبلیـغ این ادعاست که گویا گـرگ و بـه خصـوص گـرگ خاکسـتری (بـوزقـورد) در فرهنـگ مـردمِ آذربایجان مقدس است. بر اساس این ادعا گرگ، توتمِ قبایل تُرک و از جمله مردم آذربایجـان بوده و از این رو در باورهای مردم آذربایجان از احترام و جایگاهی ویژه برخـوردار اسـت. در این زمینه بهرغم تبلیغات فراوان در فضای مجازی، سامانههای اینترنتی و حتـی تعمـیم ایـن تبلیغات در اماکن ورزشی، نوشتۀ علمی جدی و قابل اعتنایی به زبان فارسـی منتشـر نشـده است. همچنان روشنفکران و اهل کتاب آذربایجان که تا چند دهه پیش اساساً با داسـتانهای ددهقورقوت آشنا نبودند، موضوع توتم بودنِ گرگ در فرهنگ مردم آذربایجان نیـز مسـبوق بـه سابقه نبوده است و تبلیغ آن به سالهای اخیر مربوط میشود. این موضوع ماننـد بسـیاری از موضوعهای دیگر که «هویتطلبان» طرح میکنند، پیش از آنکه ریشۀ فرهنگی داشته باشـد خاستگاه سیاسی دارد.
هدف این مقاله بررسی و نقد ادعای حرمت گرگ در فرهنگ مردم آذربایجـان اسـت. در این بررسی نشان داده میشود که گرگ نه تنها هیچ حرمتی در میان مـردم آذربایجـان نـدارد، بلکه موجودی شرور، اهریمنی، درندهخو و گول اسـت. ایـن کـار از طریـق بررسـی اجـزای متفاوت فولکلور آذربایجان صورت میگیرد. پیش از نقد و بررسی ایـن موضـوع، توضـیحی مختصر دربارۀ توتم و توتمباوری (totemism) ضروری مینماید.
🔴 مقاله را در PDF پیوستی مطالعه کنید.
@IranDel_Channel
💢
Telegram
attach 📎
👍13👎2
🔴 چرا با تجزیهطلبی مخالفم؟
✍️ فرهاد قنبری
سرزمین تجزیه شده مستقل نمیشود بلکه بازیچه میشود. به اقلیم کردستان بنگریم، یک روز بازیچه ترکیه است و روز دیگر بازیچه اسرائیل و آمریکا و همیشه هم در موقع خطر سرش بیکلاه میماند.
انتخابات ترکیه است اما تن حاکم باکو لباس قرمز پوشانده و او را در حد بوقچی اردوغان تقلیل دادهاند! با تجزیه مستقل نمیشوید بلکه پادو این و آن میگردید.
اردوغان پیروز انتخابات ترکیه شده اما مردم باکو جشن شادی گرفتهاند! با تجزیه آزاد نمیشوید بلکه برده بیگانه میگردید.
تجزیه یک قسمت از سرزمین به مانند فرزندی است که از خانواده فرار کرده است. این فرزند هر چه به صورت والدین خود چنگ بیندازد، هرچه فحاشی کند و حتی پدر و مادرش را انکار نماید، تغییری در واقعیت ایجاد نمیکند.
با تجزیه دموکراسی نمیآید، بلکه عدهای دزد و مافیا به قدرت میرسند که با تعصب و تاکید بر قومیت و زبان جیب شما را خالی میکند. (دوباره به اقلیم کردستان و باکو بنگریم)
بیهویتی و بیتاریخی از پیامدهای تجزیه است. پس از تجزیه باید دنبال جعل تاریخ و هویت باشید و تاریخ مشاهیر سرزمین مادر را به نام قبیله خود جعل کنید.
@IranDel_Channel
💢
✍️ فرهاد قنبری
سرزمین تجزیه شده مستقل نمیشود بلکه بازیچه میشود. به اقلیم کردستان بنگریم، یک روز بازیچه ترکیه است و روز دیگر بازیچه اسرائیل و آمریکا و همیشه هم در موقع خطر سرش بیکلاه میماند.
انتخابات ترکیه است اما تن حاکم باکو لباس قرمز پوشانده و او را در حد بوقچی اردوغان تقلیل دادهاند! با تجزیه مستقل نمیشوید بلکه پادو این و آن میگردید.
اردوغان پیروز انتخابات ترکیه شده اما مردم باکو جشن شادی گرفتهاند! با تجزیه آزاد نمیشوید بلکه برده بیگانه میگردید.
تجزیه یک قسمت از سرزمین به مانند فرزندی است که از خانواده فرار کرده است. این فرزند هر چه به صورت والدین خود چنگ بیندازد، هرچه فحاشی کند و حتی پدر و مادرش را انکار نماید، تغییری در واقعیت ایجاد نمیکند.
با تجزیه دموکراسی نمیآید، بلکه عدهای دزد و مافیا به قدرت میرسند که با تعصب و تاکید بر قومیت و زبان جیب شما را خالی میکند. (دوباره به اقلیم کردستان و باکو بنگریم)
بیهویتی و بیتاریخی از پیامدهای تجزیه است. پس از تجزیه باید دنبال جعل تاریخ و هویت باشید و تاریخ مشاهیر سرزمین مادر را به نام قبیله خود جعل کنید.
@IranDel_Channel
💢
👍21👎2
.
🔴 نوشتن گزارش، همکاری با دولت متخاصم نیست
✍ محمدرضا فقیهی، وکیل دادگستری
«قضات دادگاه باید با ریزبینی، دقت و عدالت و با استقلال رای، اشکالاتی که به گزارش ضابطین و تصمیم دادسرا وارد بوده را با اعاده پرونده به دادسرا و تذکر موارد قانونی، جلوی بیقانونی را بگیرند.»
محمدرضا فقیهی، حقوقدان و وکیل دادگستری با این توضیح، درباره برگزاری دادگاه الهه محمدی و نیلوفر حامدی گفته است: «قاعده بر این است که پروندهای در دادسرا شکل میگیرد و نهایتا با صدور قرار نهایی و کیفرخواست به دادگاه ارسال میشود. در سالیان اخیر، تجربه و گزارشاتی که وکلا در پروندههای مختلف ارائه کردند، نشان داده که متاسفانه، گزارشات ضابطین، دقیق و مبتنی بر دلایل، اسناد و شواهد متقن و محکم نیست. تجربه نشان داده که دادگاههای انقلاب، اغلب و متاسفانه گزارشات ضابطین و تصمیمات دادسراها را مورد صحه قرار داده و بدون تشکیک در آن، موجبات رسیدگی به پرونده را فراهم و نهایتا تصمیم میگیرند.»
او در گفتگو با امتداد ادامه داده است: «چرا باید قرار بازداشت موقت دو خبرنگار به مدت ۸ ماه استمرار داشته و تبدیل نشود؟ مگر قرار بود چه تحقیقاتی از این خبرنگاران به عمل بیاید که فرآیند تحقیق پیرامون اتهامات وارده ۸ ماه طول انجامیده و هنوز هم با تبدیل قرار آنها موافقت به عمل نیامده است؟ اگر درهر قاضی، استقلال رای، شرافت حرفهای و قانونمداری وجود داشته باشد، باید به همین موارد شک کرده و به این مسئله عدم تبدیل قرار و چرایی آن ورود کند. یکی از عناوین انتسابی در این پرونده، ظاهرا همکاری با دولت متخاصم آمریکاست. اگر بخواهیم به جامعه آگاهی دهیم، باید روزها در مورد ماده ۵۰۸ قانون مجازات اسلامی که متضمن بیان بزه همکاری با دول متخاصم بوده، صحبت کنیم. اما اجمالا باید گفت که هنوز در باب متخاصم بودن یا نبودن ایالات متحده و حتی سایر دول، ما نص صریح قانونی نداریم. این موارد باید در قانون مجازات اسلامی یا در مصوبات قانونی اعلام شود که هنوز مطلب یا سندی در باب متخاصم بودن آمریکا نداریم.»
به گفته این وکیل دادگستری: «بنابراین، اگر دادگاهها بدون توجه به مبانی قانونی و بدون وجود سندی متقن و روشن در اثبات متخاصم بودن واشنگتن علیه تهران، مجاز به متخاصم تلقی کردن آمریکا نیستند. نکته دیگر اینکه در ماده ۵۰۸ قانون مجازات اسلامی تعزیرات آمده؛ «هر کس یا گروهی با دول خارجی متخاصم به هر نحو علیه جمهوری اسلامی ایران همکاری نماید در صورتی که محارب شناخته نشود به یک تا ۱۰ سال حبس محکوم میگردد.» در تحقق این بزه، فراهم شدن رکن مادی بسیار مهم است. فارغ از رکن قانونی و عنصر معنوی جرم، پرسش جدی از دادسرای انقلاب و شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب اسلامی تهران-که بنای رسیدگی به این پرونده را دارد-این است که خانمها نیلوفر حامدی و الهه محمدی چگونه با دول خارجی یا یک دولت خارجی متخاصم-با توضیحاتی که داده شد-علیه جمهوری اسلامی ایران همکاری کردند؟ به عبارت دیگر، فرد مرتکب باید به نحوی از انحا با یک دولت یا دول متخاصم علیه ساختار جمهوری اسلامی ایران همکاری کرده باشد. پوشش خبری جان باختن مهسا امینی در رسانهها و تهیه گزارش از مراسم خاکسپاری یا نحوه بستری شدن و جان باختن او چه ارتباطی به همکاری با دولت یا دول متخاصم دارد؟ »
فقیهی معتقد است: «تشخیص علنی بودن یا نبودن محکمه به موجب قانون آئین دادرسی کیفری بر عهده دادگاه رسیدگیکننده است. اگر قاضی صلواتی بنا دارند که به این پرونده به شکل غیرعلنی و بدون حضور اصحاب رسانهها و تماشاچیها رسیدگی کنند، پرسش این بوده که اگر همه چیز بر مدار حق، قانون و با رعایت اصول و معیارهای حقوقی و قانونی از روز نخست شکل گرفته و الان پرونده در دادگاه مطرح به رسیدگی است، طبعا نباید از اطلاع افکار عمومی و اصحاب رسانه از روند رسیدگی به این اتهامات بیمناک باشیم.»
🔴 منبع: روزنامه هممیهن
@IranDel_Channel
💢
🔴 نوشتن گزارش، همکاری با دولت متخاصم نیست
✍ محمدرضا فقیهی، وکیل دادگستری
«قضات دادگاه باید با ریزبینی، دقت و عدالت و با استقلال رای، اشکالاتی که به گزارش ضابطین و تصمیم دادسرا وارد بوده را با اعاده پرونده به دادسرا و تذکر موارد قانونی، جلوی بیقانونی را بگیرند.»
محمدرضا فقیهی، حقوقدان و وکیل دادگستری با این توضیح، درباره برگزاری دادگاه الهه محمدی و نیلوفر حامدی گفته است: «قاعده بر این است که پروندهای در دادسرا شکل میگیرد و نهایتا با صدور قرار نهایی و کیفرخواست به دادگاه ارسال میشود. در سالیان اخیر، تجربه و گزارشاتی که وکلا در پروندههای مختلف ارائه کردند، نشان داده که متاسفانه، گزارشات ضابطین، دقیق و مبتنی بر دلایل، اسناد و شواهد متقن و محکم نیست. تجربه نشان داده که دادگاههای انقلاب، اغلب و متاسفانه گزارشات ضابطین و تصمیمات دادسراها را مورد صحه قرار داده و بدون تشکیک در آن، موجبات رسیدگی به پرونده را فراهم و نهایتا تصمیم میگیرند.»
او در گفتگو با امتداد ادامه داده است: «چرا باید قرار بازداشت موقت دو خبرنگار به مدت ۸ ماه استمرار داشته و تبدیل نشود؟ مگر قرار بود چه تحقیقاتی از این خبرنگاران به عمل بیاید که فرآیند تحقیق پیرامون اتهامات وارده ۸ ماه طول انجامیده و هنوز هم با تبدیل قرار آنها موافقت به عمل نیامده است؟ اگر درهر قاضی، استقلال رای، شرافت حرفهای و قانونمداری وجود داشته باشد، باید به همین موارد شک کرده و به این مسئله عدم تبدیل قرار و چرایی آن ورود کند. یکی از عناوین انتسابی در این پرونده، ظاهرا همکاری با دولت متخاصم آمریکاست. اگر بخواهیم به جامعه آگاهی دهیم، باید روزها در مورد ماده ۵۰۸ قانون مجازات اسلامی که متضمن بیان بزه همکاری با دول متخاصم بوده، صحبت کنیم. اما اجمالا باید گفت که هنوز در باب متخاصم بودن یا نبودن ایالات متحده و حتی سایر دول، ما نص صریح قانونی نداریم. این موارد باید در قانون مجازات اسلامی یا در مصوبات قانونی اعلام شود که هنوز مطلب یا سندی در باب متخاصم بودن آمریکا نداریم.»
به گفته این وکیل دادگستری: «بنابراین، اگر دادگاهها بدون توجه به مبانی قانونی و بدون وجود سندی متقن و روشن در اثبات متخاصم بودن واشنگتن علیه تهران، مجاز به متخاصم تلقی کردن آمریکا نیستند. نکته دیگر اینکه در ماده ۵۰۸ قانون مجازات اسلامی تعزیرات آمده؛ «هر کس یا گروهی با دول خارجی متخاصم به هر نحو علیه جمهوری اسلامی ایران همکاری نماید در صورتی که محارب شناخته نشود به یک تا ۱۰ سال حبس محکوم میگردد.» در تحقق این بزه، فراهم شدن رکن مادی بسیار مهم است. فارغ از رکن قانونی و عنصر معنوی جرم، پرسش جدی از دادسرای انقلاب و شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب اسلامی تهران-که بنای رسیدگی به این پرونده را دارد-این است که خانمها نیلوفر حامدی و الهه محمدی چگونه با دول خارجی یا یک دولت خارجی متخاصم-با توضیحاتی که داده شد-علیه جمهوری اسلامی ایران همکاری کردند؟ به عبارت دیگر، فرد مرتکب باید به نحوی از انحا با یک دولت یا دول متخاصم علیه ساختار جمهوری اسلامی ایران همکاری کرده باشد. پوشش خبری جان باختن مهسا امینی در رسانهها و تهیه گزارش از مراسم خاکسپاری یا نحوه بستری شدن و جان باختن او چه ارتباطی به همکاری با دولت یا دول متخاصم دارد؟ »
فقیهی معتقد است: «تشخیص علنی بودن یا نبودن محکمه به موجب قانون آئین دادرسی کیفری بر عهده دادگاه رسیدگیکننده است. اگر قاضی صلواتی بنا دارند که به این پرونده به شکل غیرعلنی و بدون حضور اصحاب رسانهها و تماشاچیها رسیدگی کنند، پرسش این بوده که اگر همه چیز بر مدار حق، قانون و با رعایت اصول و معیارهای حقوقی و قانونی از روز نخست شکل گرفته و الان پرونده در دادگاه مطرح به رسیدگی است، طبعا نباید از اطلاع افکار عمومی و اصحاب رسانه از روند رسیدگی به این اتهامات بیمناک باشیم.»
🔴 منبع: روزنامه هممیهن
@IranDel_Channel
💢
👍6
🔴 باید به ملت ایران بالید
دو نکته منفی در انتخابات ترکیه که اتفاقاً در ایران نقطه قوت است
✍️ اقتباس از عصرایران
انتخابات ریاست جمهوری و پارلمانی ترکیه با پیروزی حزب حاکم به پایان رسید و رجب طیب اردوغان و حزب عدالت و توسعه ، دستکم برای پنج سال دیگر اداره این جمهوری صد ساله را بر عهده گرفتند.
درباره انتخابات ترکیه در این این دو هفته، بسیار نوشته شده است؛ از جمله این که این انتخابات در فضایی کاملاً رقابتی برگزار شد، مشارکت مردم بسیار بالا بود و خدشه خاصی هم بر سلامت آن وارد نشد. اینها، صد البته نکات مثبت انتخابات در خانه همسایه است و از این بابت باید به دولت و مردم ترکیه تبریک گفت.
اما دو نکته منفی در این انتخابات رخ نمود که زنگ خطری برای ترکیه و حتی منطقه به شمار میرود:
یک) "قومیت" ، یکی از مهمترین موضوعات انتخاباتی در ماههای منتهی به انتخابات بود. در این مدت، بخش قابل توجهی از پتانسیل انتخابات چه در میان سیاستمداران و رقبا و چه در میان مردم عادی به موضوع "کُردها" اختصاص داشت.
برخی از احزاب و شخصیتهای سیاسی ترکیه ابایی از این نداشتند که علیه کُردها موضع بگیرند. سینان اوغان ، کاندیدای ناسیونالیست و شکست خورده دوم اول انتخابات که پنج ممیز ۱۷ صدم درصد آراء را به خود اختصاص داده بود، قبل از برگزاری دور دوم انتخابات گفت که به شرطی از یکی از دو کاندیدای باقی مانده (اردوغان و قلیچدار اوغلو) حمایت میکند که قول دهند در دولت آینده، سهمی به کُردها ندهند.
این در حالی است که کُردها نیز بخشی از مردم کشور ترکیهاند و قاعدتاً نباید تفاوتی بین یک کُرد یا یک تُرک یا سایر قومیتهای مقیم ترکیه در تصدی مناصب حکومتی وجود داشته باشد ولی در عمل شاهد بودیم که دستکم بخشی از جریان سیاسی ترکیه، اینگونه نمیاندیشند و البته حامیانی هم دارند.
این وضعیت ناشی از غلبه پارادایم "ملت ترک" بر الگو وارهی "ملت ترکیه" است و بدان معناست که یکصد سال بعد از تشکیل جمهوری ترکیه، فرایند ملتسازی در این کشور که از میان خرابههای امپراتوری عثمانی سر برافزاشته است، تکمیل نشده و ترکیه راه درازی برای عبور از مباحث قومیتی دارد.
البته ناگفته نماند که وضعیت نسبت به دهههای گذشته بهبود یافته است چرا که امروزه دیگر اصل کُردها نفی نمیشود. تا چند سال قبل، برخی جریانهای پانترکیست، میگفتند اساساً هیچ کُردی در ترکیه زندگی نمیکند و آنها در واقع، تُرکهای کوهی (*) هستند! اما امروز، دستکم در ادبیات رسمی ترکیه، کسی این قوم را انکار نمیکند و در سیاستهای اعلامی از کُردها به عنوان "برادر" و "خواهر" یاد میشود.
دو) "مهاجرستیزی" نیز یکی دیگر از نکات منفی این دوره از انتخابات ترکیه بود. جریان رقیب اردوغان یعنی حزب جمهوری خواه خلق به رهبری کمال قلیچدار اوغلو، بسیار کوشید با مانور بر روی اخراج مهاجران به ویژه آوارگان سوریهای، احساسات عمومی را علیه آنها و به نفع خود بسیج کند.
🔴 ادامه یادداشت را در قسمتِ "مشاهده فوری" بخوانید:
👇👇
@IranDel_Channel
💢
دو نکته منفی در انتخابات ترکیه که اتفاقاً در ایران نقطه قوت است
✍️ اقتباس از عصرایران
انتخابات ریاست جمهوری و پارلمانی ترکیه با پیروزی حزب حاکم به پایان رسید و رجب طیب اردوغان و حزب عدالت و توسعه ، دستکم برای پنج سال دیگر اداره این جمهوری صد ساله را بر عهده گرفتند.
درباره انتخابات ترکیه در این این دو هفته، بسیار نوشته شده است؛ از جمله این که این انتخابات در فضایی کاملاً رقابتی برگزار شد، مشارکت مردم بسیار بالا بود و خدشه خاصی هم بر سلامت آن وارد نشد. اینها، صد البته نکات مثبت انتخابات در خانه همسایه است و از این بابت باید به دولت و مردم ترکیه تبریک گفت.
اما دو نکته منفی در این انتخابات رخ نمود که زنگ خطری برای ترکیه و حتی منطقه به شمار میرود:
یک) "قومیت" ، یکی از مهمترین موضوعات انتخاباتی در ماههای منتهی به انتخابات بود. در این مدت، بخش قابل توجهی از پتانسیل انتخابات چه در میان سیاستمداران و رقبا و چه در میان مردم عادی به موضوع "کُردها" اختصاص داشت.
برخی از احزاب و شخصیتهای سیاسی ترکیه ابایی از این نداشتند که علیه کُردها موضع بگیرند. سینان اوغان ، کاندیدای ناسیونالیست و شکست خورده دوم اول انتخابات که پنج ممیز ۱۷ صدم درصد آراء را به خود اختصاص داده بود، قبل از برگزاری دور دوم انتخابات گفت که به شرطی از یکی از دو کاندیدای باقی مانده (اردوغان و قلیچدار اوغلو) حمایت میکند که قول دهند در دولت آینده، سهمی به کُردها ندهند.
این در حالی است که کُردها نیز بخشی از مردم کشور ترکیهاند و قاعدتاً نباید تفاوتی بین یک کُرد یا یک تُرک یا سایر قومیتهای مقیم ترکیه در تصدی مناصب حکومتی وجود داشته باشد ولی در عمل شاهد بودیم که دستکم بخشی از جریان سیاسی ترکیه، اینگونه نمیاندیشند و البته حامیانی هم دارند.
این وضعیت ناشی از غلبه پارادایم "ملت ترک" بر الگو وارهی "ملت ترکیه" است و بدان معناست که یکصد سال بعد از تشکیل جمهوری ترکیه، فرایند ملتسازی در این کشور که از میان خرابههای امپراتوری عثمانی سر برافزاشته است، تکمیل نشده و ترکیه راه درازی برای عبور از مباحث قومیتی دارد.
البته ناگفته نماند که وضعیت نسبت به دهههای گذشته بهبود یافته است چرا که امروزه دیگر اصل کُردها نفی نمیشود. تا چند سال قبل، برخی جریانهای پانترکیست، میگفتند اساساً هیچ کُردی در ترکیه زندگی نمیکند و آنها در واقع، تُرکهای کوهی (*) هستند! اما امروز، دستکم در ادبیات رسمی ترکیه، کسی این قوم را انکار نمیکند و در سیاستهای اعلامی از کُردها به عنوان "برادر" و "خواهر" یاد میشود.
دو) "مهاجرستیزی" نیز یکی دیگر از نکات منفی این دوره از انتخابات ترکیه بود. جریان رقیب اردوغان یعنی حزب جمهوری خواه خلق به رهبری کمال قلیچدار اوغلو، بسیار کوشید با مانور بر روی اخراج مهاجران به ویژه آوارگان سوریهای، احساسات عمومی را علیه آنها و به نفع خود بسیج کند.
🔴 ادامه یادداشت را در قسمتِ "مشاهده فوری" بخوانید:
👇👇
@IranDel_Channel
💢
Telegraph
دو نکته منفی در انتخابات ترکیه که اتفاقاً در ایران نقطه قوت است
. 🔴 باید به ملت ایران بالید دو نکته منفی در انتخابات ترکیه که اتفاقاً در ایران نقطه قوت است ✍️ اقتباس از عصرایران انتخابات ریاست جمهوری و پارلمانی ترکیه با پیروزی حزب حاکم به پایان رسید و رجب طیب اردوغان و حزب عدالت و توسعه ، دستکم برای پنج سال دیگر اداره…
👍8👎1
🔴 نخستین رابطه ادبی آذربایجان و شاهنامه
✍️ سجاد آیدنلو، دکترای زبان و ادبیات فارسی و شاهنامهپژوه
قطران تبریزی، نخستین سخنسُرای آذربایجانی است که اشعار وی به دست ما رسیده و از این روی، دیوانش اوّلین و کهنترین سند ادبی مربوط به آذربایجان محسوب میشود که میتواند از جنبههای گوناگون مورد پژوهش قرار بگیرد. تلمیحات و اشارات متعدد دیوان قطران به خوبی نشان میدهد که این شاعر با «فرهنگ شاهنامگی» کاملاً آشنا بوده و به استناد برخی دلایل و قراین میتوان تقریباً مطمئن بود که وی در اینباره غیر از منابع دیگر، از شاهنامه فردوسی نیز بهره گرفته و به احتمال بسیار اثر فردوسی در دو دهه آغازین عمرش (حدوداً تا ۴۲۰ ﻫ.ق) به دست وی رسیده است امّا این که چگونه در این فاصله زمانی کوتاه و در دورهای که سیاست شاهنامهستیزی در خراسان رایج بوده، دستنویسی از شاهنامه مسافت دور خراسان تا آذربایجان را درنوردیده و به تبریز رسیده است، موضوعی است که تنها با حدس و احتمال میتوان در آن باره سخن گفت. در این یادداشت، ضمن توجّه به نشانههای دسترس قطران به شاهنامه، تلمیحات شاهنامهای قطران و احتمالات مربوط به چگونگی انتقال نسخهای از شاهنامه به آذربایجان، کاربردهای احترامآمیز و معتدل شخصیّتهای شاهنامهای در مدایح این شاعر و دلایل آن نیز طرح وبررسی و در مجموع، چند و چون ارتباط نخستین سند ادبی آذربایجان با حماسه ملی ایران نشان داده شده است.
🔴 متن کامل یادداشت را در قسمتِ "مشاهده فوری" بخوانید:
👇👇
@IranDel_Channel
💢
✍️ سجاد آیدنلو، دکترای زبان و ادبیات فارسی و شاهنامهپژوه
قطران تبریزی، نخستین سخنسُرای آذربایجانی است که اشعار وی به دست ما رسیده و از این روی، دیوانش اوّلین و کهنترین سند ادبی مربوط به آذربایجان محسوب میشود که میتواند از جنبههای گوناگون مورد پژوهش قرار بگیرد. تلمیحات و اشارات متعدد دیوان قطران به خوبی نشان میدهد که این شاعر با «فرهنگ شاهنامگی» کاملاً آشنا بوده و به استناد برخی دلایل و قراین میتوان تقریباً مطمئن بود که وی در اینباره غیر از منابع دیگر، از شاهنامه فردوسی نیز بهره گرفته و به احتمال بسیار اثر فردوسی در دو دهه آغازین عمرش (حدوداً تا ۴۲۰ ﻫ.ق) به دست وی رسیده است امّا این که چگونه در این فاصله زمانی کوتاه و در دورهای که سیاست شاهنامهستیزی در خراسان رایج بوده، دستنویسی از شاهنامه مسافت دور خراسان تا آذربایجان را درنوردیده و به تبریز رسیده است، موضوعی است که تنها با حدس و احتمال میتوان در آن باره سخن گفت. در این یادداشت، ضمن توجّه به نشانههای دسترس قطران به شاهنامه، تلمیحات شاهنامهای قطران و احتمالات مربوط به چگونگی انتقال نسخهای از شاهنامه به آذربایجان، کاربردهای احترامآمیز و معتدل شخصیّتهای شاهنامهای در مدایح این شاعر و دلایل آن نیز طرح وبررسی و در مجموع، چند و چون ارتباط نخستین سند ادبی آذربایجان با حماسه ملی ایران نشان داده شده است.
🔴 متن کامل یادداشت را در قسمتِ "مشاهده فوری" بخوانید:
👇👇
@IranDel_Channel
💢
www.diyarekohan.net via ctreaderbot
نخستین رابطه ادبی آذربایجان و شاهنامه - موسسه تاریخ و فرهنگ دیارکهن
سجاد آیدنلو*
👍10
🔴 پنجاه پیغذا (دسر) یخزده برتر جهان
بستنی سنتی ایرانی در جایگاه نخست؛
فالوده ایرانی در جایگاه نهم
و هویجبستنی در جایگاه بیست و یکم
🔴 فرهنگ غذایی ایرانی (انواع خوراک، خورشت، چلو و پلو، کباب، آش، شربت، نوشیدنی و ...) که از مظاهر مهم تمدن بشریست، از غنای بالایی برخوردار است.
@IranDel_Channel
💢
بستنی سنتی ایرانی در جایگاه نخست؛
فالوده ایرانی در جایگاه نهم
و هویجبستنی در جایگاه بیست و یکم
🔴 فرهنگ غذایی ایرانی (انواع خوراک، خورشت، چلو و پلو، کباب، آش، شربت، نوشیدنی و ...) که از مظاهر مهم تمدن بشریست، از غنای بالایی برخوردار است.
@IranDel_Channel
💢
👍12👎1
Forwarded from ایراندل | IranDel
💚
🤍
❤️
🔴 شهروندان ایرانی که دغدغهی ایران دارند، به کانالِ تلگرامی "ایراندل" دعوتاند.
نام این کانال، از بیت معروفِ حکیم نظامی گنجهای، الهام گرفته شده است:
همه عالم تَن است و ایراندل
نیست گوینده، زین قیاس خجل
بازنشر یک یادداشت، توییت، ویدئو و یا یک فایل صوتی در کانالِ ایراندل به معنی تایید کل محتوای ارسالی و تمام مواضع صاحب آن محتوا (نویسنده و سخنران و توییتزننده) نیست و صرفاً هدف بازتاب دادن یک نگاه و اندیشه پیرامون تاریخ، فرهنگ، ادبیات، اندیشهی ایرانی و مسائل روز ایران است.
لطفاً به کانالِ تلگرامی ایراندل پیوسته و دوستان خود را بدین کانال دعوت کنید و این پیام را در گروههای مختلف تلگرامی به اشتراک بگذارید.
https://t.me/IranDel_Channel
@IranDel_Channel
💢
🤍
❤️
🔴 شهروندان ایرانی که دغدغهی ایران دارند، به کانالِ تلگرامی "ایراندل" دعوتاند.
نام این کانال، از بیت معروفِ حکیم نظامی گنجهای، الهام گرفته شده است:
همه عالم تَن است و ایراندل
نیست گوینده، زین قیاس خجل
بازنشر یک یادداشت، توییت، ویدئو و یا یک فایل صوتی در کانالِ ایراندل به معنی تایید کل محتوای ارسالی و تمام مواضع صاحب آن محتوا (نویسنده و سخنران و توییتزننده) نیست و صرفاً هدف بازتاب دادن یک نگاه و اندیشه پیرامون تاریخ، فرهنگ، ادبیات، اندیشهی ایرانی و مسائل روز ایران است.
لطفاً به کانالِ تلگرامی ایراندل پیوسته و دوستان خود را بدین کانال دعوت کنید و این پیام را در گروههای مختلف تلگرامی به اشتراک بگذارید.
https://t.me/IranDel_Channel
@IranDel_Channel
💢
Telegram
ایراندل | IranDel
همه عالم تن است و ایران دل ❤️
این کانال دغدغهاش، ایران است و گردانندۀ آن، یک شهروند ایرانی آذربایجانی
[ بازنشر یک یادداشت، توییت، ویدئو و یا یک صوت به معنی تأیید کل محتوا و تمام مواضع صاحب آن محتوا نیست و هدف صرفاً بازتاب دادن یک نگاه و اندیشه است.]
این کانال دغدغهاش، ایران است و گردانندۀ آن، یک شهروند ایرانی آذربایجانی
[ بازنشر یک یادداشت، توییت، ویدئو و یا یک صوت به معنی تأیید کل محتوا و تمام مواضع صاحب آن محتوا نیست و هدف صرفاً بازتاب دادن یک نگاه و اندیشه است.]
👍7
🔴 نهادگرایی، لباس جدید چپ ایرانی
✍️ موسی غنینژاد اهری، اقتصاددان
نهادگرایی به شکل کلاسیک آن، با نسخه ساختگی و ایرانی آن خیلی تفاوت دارد. تفکر نهادگرایی ایرانی بهرغم اینکه مدعی اصلاحات اقتصادی است، به زبان ساده، اصلاحات اقتصادی را به تعویق میاندازد. اصلاحات اقتصادی را دچار اخلال میکند.
در ایران ما دچار یک سوءتفاهم راجع به بحث نهادگرایی هستیم. بعضی از اقتصاددانهای ما که از در دهه ۷۰، از تفکر چپ بریدهاند، به ایدههای چپ خود پشت کردهاند و در پس نهادگرایی پنهان شدهاند. تصورشان بر این است که نهادگرایی جایگزینی برای اقتصاد آزاد و اقتصاد نئوکلاسیک است. در حالیکه این حالت درست نیست. اینها مکمل یکدیگرند.
«داگلاس نورث»، «رونالد کوز» و «جیمزبوکانان» هیچ کدام درستی اقتصاد آزاد را نفی نمیکنند، فقط بر این نکته تاکید دارند که چه باید بکنیم تا اقتصاد آزاد درست عمل کند و در جامعه مستقر شود. اما عدهای این تصور را در جامعه ما بهوجود آوردهاند که نهادگراها میگویند اقتصاد آزاد به درد نمیخورد یا اقتصاد نئوکلاسیک پاسخگو نیست و باید راه سومی پیدا شود و بر این تاکید میکنند که نقش دولت بسیار مهم است و دولت باید نهادهای مناسب را ایجاد کند در حالیکه بحث عمده نهادگراها به قول «میزس» که عضو مکتب اتریش است که نهادگراها هم تا حدود زیادی وامدار این مکتب هستند و در نوشتههایشان به آنها ارجاع میدهند، این نکته که دولت باید دخالت بکند، نکتهای انحرافی است. دولت اگر هم دخالت میکند باید در جهت نفی خودش باشد یعنی نوعی دخالت سلبی باشد نه ایجابی.
«لودویک فون میزس» نماینده مکتب اتریش میگوید: دولت راهحل نیست، مساله است. مشکل، خود دولت است. نباید در داخل دولت به دنبال راهحل بگردیم. عمده تلاش نهادگراها بر این است که ساختار دولت و ساختار نهادی جامعه را چگونه اصلاح کنند که اقتصاد روانتر عمل کند و تولید ثروت و رفاه را افزایش دهد. ولی این سوءتفاهم در جامعه ما وجود دارد که عدهای میگویند ما نهادگرا هستیم و با اقتصاد نئوکلاسیک مخالفیم. اقتصاد نئوکلاسیک فقط در کتابهای درسی و تئوریک است.
من به اسامی این افراد اشارهای نمیکنم. اما این سوءتفاهم را در جامعه به وجود آوردهاند. انتقاد نهادگراها از اقتصاد آزاد یا نئوکلاسیک در این چارچوب است که اقتصاد نئوکلاسیک به نهادها کم توجهی کرده است، نه این که خود اقتصاد نئوکلاسیک غلط باشد. نهادگراها میگویند چه بکنیم تا این نهادها به گونهای باشند که تئوریهای اقتصاد نئوکلاسیک در آنها صدق کند و آنها نفیکننده اقتصاد آزاد یا نئوکلاسیک نیستند.
چند نفری هستند که مدعی نهادگرایی در ایران هستند نام نبریم بهتر است، اما موضوع خیلی مهم این است که از هر کدام از ایشان که نام بردیم و یا نام برده نشد، بپرسید که به کدام اقتصاددان نهادگرا میتوانید استناد کنید یا بپرسید کدام اقتصاددان نهادگرا را قبول دارید؟ کوز را قبول دارید یا نورث و یا حتی بوکانان را؟
🔴 منبع:
دنیای اقتصاد، مهر ماه ۱۳۸۵ خورشیدی
🔴 متن کامل را در قسمتِ "مشاهده فوری" بخوانید:
👇👇
@IranDel_Channel
💢
✍️ موسی غنینژاد اهری، اقتصاددان
نهادگرایی به شکل کلاسیک آن، با نسخه ساختگی و ایرانی آن خیلی تفاوت دارد. تفکر نهادگرایی ایرانی بهرغم اینکه مدعی اصلاحات اقتصادی است، به زبان ساده، اصلاحات اقتصادی را به تعویق میاندازد. اصلاحات اقتصادی را دچار اخلال میکند.
در ایران ما دچار یک سوءتفاهم راجع به بحث نهادگرایی هستیم. بعضی از اقتصاددانهای ما که از در دهه ۷۰، از تفکر چپ بریدهاند، به ایدههای چپ خود پشت کردهاند و در پس نهادگرایی پنهان شدهاند. تصورشان بر این است که نهادگرایی جایگزینی برای اقتصاد آزاد و اقتصاد نئوکلاسیک است. در حالیکه این حالت درست نیست. اینها مکمل یکدیگرند.
«داگلاس نورث»، «رونالد کوز» و «جیمزبوکانان» هیچ کدام درستی اقتصاد آزاد را نفی نمیکنند، فقط بر این نکته تاکید دارند که چه باید بکنیم تا اقتصاد آزاد درست عمل کند و در جامعه مستقر شود. اما عدهای این تصور را در جامعه ما بهوجود آوردهاند که نهادگراها میگویند اقتصاد آزاد به درد نمیخورد یا اقتصاد نئوکلاسیک پاسخگو نیست و باید راه سومی پیدا شود و بر این تاکید میکنند که نقش دولت بسیار مهم است و دولت باید نهادهای مناسب را ایجاد کند در حالیکه بحث عمده نهادگراها به قول «میزس» که عضو مکتب اتریش است که نهادگراها هم تا حدود زیادی وامدار این مکتب هستند و در نوشتههایشان به آنها ارجاع میدهند، این نکته که دولت باید دخالت بکند، نکتهای انحرافی است. دولت اگر هم دخالت میکند باید در جهت نفی خودش باشد یعنی نوعی دخالت سلبی باشد نه ایجابی.
«لودویک فون میزس» نماینده مکتب اتریش میگوید: دولت راهحل نیست، مساله است. مشکل، خود دولت است. نباید در داخل دولت به دنبال راهحل بگردیم. عمده تلاش نهادگراها بر این است که ساختار دولت و ساختار نهادی جامعه را چگونه اصلاح کنند که اقتصاد روانتر عمل کند و تولید ثروت و رفاه را افزایش دهد. ولی این سوءتفاهم در جامعه ما وجود دارد که عدهای میگویند ما نهادگرا هستیم و با اقتصاد نئوکلاسیک مخالفیم. اقتصاد نئوکلاسیک فقط در کتابهای درسی و تئوریک است.
من به اسامی این افراد اشارهای نمیکنم. اما این سوءتفاهم را در جامعه به وجود آوردهاند. انتقاد نهادگراها از اقتصاد آزاد یا نئوکلاسیک در این چارچوب است که اقتصاد نئوکلاسیک به نهادها کم توجهی کرده است، نه این که خود اقتصاد نئوکلاسیک غلط باشد. نهادگراها میگویند چه بکنیم تا این نهادها به گونهای باشند که تئوریهای اقتصاد نئوکلاسیک در آنها صدق کند و آنها نفیکننده اقتصاد آزاد یا نئوکلاسیک نیستند.
چند نفری هستند که مدعی نهادگرایی در ایران هستند نام نبریم بهتر است، اما موضوع خیلی مهم این است که از هر کدام از ایشان که نام بردیم و یا نام برده نشد، بپرسید که به کدام اقتصاددان نهادگرا میتوانید استناد کنید یا بپرسید کدام اقتصاددان نهادگرا را قبول دارید؟ کوز را قبول دارید یا نورث و یا حتی بوکانان را؟
🔴 منبع:
دنیای اقتصاد، مهر ماه ۱۳۸۵ خورشیدی
🔴 متن کامل را در قسمتِ "مشاهده فوری" بخوانید:
👇👇
@IranDel_Channel
💢
donya-e-eqtesad.com via ctreaderbot
نهادگرایی لباس جدید چپ ایرانی
نسخه ایرانی متفاوت با اصل است
👍11👎1
.
🔴 داستان فاو
✍️ رشتهتوییتی از آرش رئیسینژاد، دانشآموختهی دکترای روابط بینالملل
اینجا بندر فاو، در جنوبیترین نقطه عراق در ساحل کوتاه هشتاد و دو کیلومتری این کشور است. طراح این پروژه بیش از شش میلیارد دلاری شرکت ایتالیایی Impregilo با نام جدید Webuild در میلان است. پیمانکار این پروژه نیز که از ۲۰۱۰ [میلادی] کلید خورده، شرکت کرهای دوو است. اما این همه داستان نیست!
عراق از سرمایهگذاری کلان برای توسعهی جنوب که بیش از نود درص در تولید ناخالص داخلی این کشور سهم دارد استقبال کرده [است] چرا که میخواهد فاو را به قطبی اقتصادی - ترانزیتی در خاورمیانه تبدیل کند. با تکمیل این پروژه، بندر جدید فاو، بزرگترین بندر خاورمیانه حتی بزرگتر از بندر جبلعلی دوبی خواهد شد.
بندر فاو با راهآهن جنوبی - شمالی
هزار و دویست کیلومتر با قطارهای سریعالسیر با سرعت سیصد کیلومتر در ساعت برای ترانزیت کالا و مسافر به فیشخابور، در استان دهوک در اقلیم کردستان، و سپس به شبکه ریلی ترکیه وصل و از آنجا به اروپا میرسد. شرکت ایتالیایی PEG این مسیر را طراحی و شرکت فرانسوی Alstom مجری است.
عراق سودای راهاندازیِ کانالِ خشک نیز دارد. گذشته از راهآهن جنوبی - شمالی، شبکهای پیچیده از بزرگراه و خطوط لوله نفت و گاز شکلدهنده این پروژه است که بندر فاو را به بندر مرسین ترکیه متصل میکند. این پروژه دستکم ١٠ استان عراق را در بر خواهد داشت و خلیجفارس را به [دریای] مدیترانه متصل میکند.
بازسازی بندر فاو، راهآهن عراق - ترکیه و کانال خشک بخشی از از اَبَرپروژهی هفده میلیارد دلاری راه توسعه است؛ پروژهای که سالانه چهار میلیارد دلار و بیش از یکصد هزار شغل تولید خواهد کرد. عراق این پروژه را رکن اساسی اقتصاد آینده خود برای تبدیل به مرکز ترانزیت کالا میان آسیا و اروپا میبیند.
راه توسعه که با توافق اولیه میان امارات و ترکیه برای دور زدن ایران در حال تکمیل است، میتواند عراق را شریک زمینی - دریایی چین در BRI کند. عراقی که در سال اخیر ماهیانه دستکم ۹.۸ میلیارد دلار درآمد داشته، هم اکنون در جستجوی راهی برای کاهش نیاز به کانال سوئز و البته تنگه هرمز است.
در تهران اما سیزده سال است که دولتمردان از همکاری با بغداد برای راهاندازی مسیرِ شلمچه - بصره گفتهاند ولی تاکنون عملی نشده [است]؛ مسیری سی و دو کیلومتری (کوتاهتر از تهران - کرج) که تنها به ۲۵۰ میلیون دلار نیاز دارد. غافل از آنکه عراق تمایلی بدین کار ندارد. چرا؟ چون این مسیر از ارزش استراتژیک فاو میکاهد.
چرا عراق بندری را که این همه در آن سرمایهگذاری کرده خود بیارزش سازد؟ عراق حتی از پذیرش کامیونهای ایرانی در خاک خود طفره رفته [است]، بار تحویلی در مرز تخلیه شده و با کامیونهای عراقی حمل میشوند. جای شگفتی نیست که عراق زیر بار اتصال راهآهن خود به شبکه ریلی ایران نرود.
درعوضِ شلمچه - بصره، ایران میتوانست راه آهن کرمانشاه - بغداد را از مسیر قصرشیرین - خانقین راه اندازد چرا که دسترسی به پایتخت در کشوری از همگسیخته امریست خردمندانه. همچنین، ایران میتوانست با توسعه خط سنندج - سلیمانیه از مرز باشماق، دسترسی زمینی ایمن به بازار كردستان عراق داشته باشد.
این نکات را در گفتگوی سه ماه پیش خود با فردایاقتصاد بیان کردم. پیش از این نیز بارها گوشزد کردم که منطقه در آستانهی جنگ کریدوری و رقابت زیرساختی است. اکنون نیز خطابم به دولتمردان است: «کشورها نه بر پایه پیشینه که بر پایهی چشمانداز است که با شما کار میکنند.»
@IranDel_Channel
💢
🔴 داستان فاو
✍️ رشتهتوییتی از آرش رئیسینژاد، دانشآموختهی دکترای روابط بینالملل
اینجا بندر فاو، در جنوبیترین نقطه عراق در ساحل کوتاه هشتاد و دو کیلومتری این کشور است. طراح این پروژه بیش از شش میلیارد دلاری شرکت ایتالیایی Impregilo با نام جدید Webuild در میلان است. پیمانکار این پروژه نیز که از ۲۰۱۰ [میلادی] کلید خورده، شرکت کرهای دوو است. اما این همه داستان نیست!
عراق از سرمایهگذاری کلان برای توسعهی جنوب که بیش از نود درص در تولید ناخالص داخلی این کشور سهم دارد استقبال کرده [است] چرا که میخواهد فاو را به قطبی اقتصادی - ترانزیتی در خاورمیانه تبدیل کند. با تکمیل این پروژه، بندر جدید فاو، بزرگترین بندر خاورمیانه حتی بزرگتر از بندر جبلعلی دوبی خواهد شد.
بندر فاو با راهآهن جنوبی - شمالی
هزار و دویست کیلومتر با قطارهای سریعالسیر با سرعت سیصد کیلومتر در ساعت برای ترانزیت کالا و مسافر به فیشخابور، در استان دهوک در اقلیم کردستان، و سپس به شبکه ریلی ترکیه وصل و از آنجا به اروپا میرسد. شرکت ایتالیایی PEG این مسیر را طراحی و شرکت فرانسوی Alstom مجری است.
عراق سودای راهاندازیِ کانالِ خشک نیز دارد. گذشته از راهآهن جنوبی - شمالی، شبکهای پیچیده از بزرگراه و خطوط لوله نفت و گاز شکلدهنده این پروژه است که بندر فاو را به بندر مرسین ترکیه متصل میکند. این پروژه دستکم ١٠ استان عراق را در بر خواهد داشت و خلیجفارس را به [دریای] مدیترانه متصل میکند.
بازسازی بندر فاو، راهآهن عراق - ترکیه و کانال خشک بخشی از از اَبَرپروژهی هفده میلیارد دلاری راه توسعه است؛ پروژهای که سالانه چهار میلیارد دلار و بیش از یکصد هزار شغل تولید خواهد کرد. عراق این پروژه را رکن اساسی اقتصاد آینده خود برای تبدیل به مرکز ترانزیت کالا میان آسیا و اروپا میبیند.
راه توسعه که با توافق اولیه میان امارات و ترکیه برای دور زدن ایران در حال تکمیل است، میتواند عراق را شریک زمینی - دریایی چین در BRI کند. عراقی که در سال اخیر ماهیانه دستکم ۹.۸ میلیارد دلار درآمد داشته، هم اکنون در جستجوی راهی برای کاهش نیاز به کانال سوئز و البته تنگه هرمز است.
در تهران اما سیزده سال است که دولتمردان از همکاری با بغداد برای راهاندازی مسیرِ شلمچه - بصره گفتهاند ولی تاکنون عملی نشده [است]؛ مسیری سی و دو کیلومتری (کوتاهتر از تهران - کرج) که تنها به ۲۵۰ میلیون دلار نیاز دارد. غافل از آنکه عراق تمایلی بدین کار ندارد. چرا؟ چون این مسیر از ارزش استراتژیک فاو میکاهد.
چرا عراق بندری را که این همه در آن سرمایهگذاری کرده خود بیارزش سازد؟ عراق حتی از پذیرش کامیونهای ایرانی در خاک خود طفره رفته [است]، بار تحویلی در مرز تخلیه شده و با کامیونهای عراقی حمل میشوند. جای شگفتی نیست که عراق زیر بار اتصال راهآهن خود به شبکه ریلی ایران نرود.
درعوضِ شلمچه - بصره، ایران میتوانست راه آهن کرمانشاه - بغداد را از مسیر قصرشیرین - خانقین راه اندازد چرا که دسترسی به پایتخت در کشوری از همگسیخته امریست خردمندانه. همچنین، ایران میتوانست با توسعه خط سنندج - سلیمانیه از مرز باشماق، دسترسی زمینی ایمن به بازار كردستان عراق داشته باشد.
این نکات را در گفتگوی سه ماه پیش خود با فردایاقتصاد بیان کردم. پیش از این نیز بارها گوشزد کردم که منطقه در آستانهی جنگ کریدوری و رقابت زیرساختی است. اکنون نیز خطابم به دولتمردان است: «کشورها نه بر پایه پیشینه که بر پایهی چشمانداز است که با شما کار میکنند.»
@IranDel_Channel
💢
👍9
🔴 درباره قطران تبریزی و چاپ جدید دیوان او
✍️ عاطفه طیه
قطران نخستین شاعر نامدارِ خطّهٔ آذربایجان و ارّان است. زادهٔ شادیآباد تبریز و از طبقهٔ دهقانان. سرودن را از آغاز جوانی شروع کرد و در یکی از اشعارش به درستی خود را گشایندهٔ در شعر دری نامید.
آذربایجان و ارّانِ قرن پنجم هجری محیطی چندقومی و چندفرهنگی بود با ادیان مختلف. علاوه بر فرهنگهای بومی (کردی، دیلمی و آذری باستان)، فرهنگ عربی و مسیحی در این منطقه حضوری آشکار داشت. زبانهایی چون آذری کهن، ارمنی و ارّانی بین مردم رواج داشت و زبان علم و ادب که تا قرن سوم هجری عربی بود، رفتهرفته جای خود را به فارسی میداد.
در آن دوره هنوز زبان ترکی در این منطقه رواج نداشت درنتیجه در شعر قطران خلاف شاعرانی چون خاقانی و نظامی نشانی از زبان و واژگان ترکی نیست.
دیوان قطران تبریزی بار نخست در سال ۱۳۴۳ به تصحیح محمد نخجوانی منتشر شد. حسین آهی به متن نخجوانی مقدمهای افزود که در سال ۱۳۶۵ چاپ کرد و بالاخره در سال ۱۴٠۲ چاپ تازهای از آن به تصحیح محمود عابدی و مسعود جعفری جزی با همکاری خانمها تهمینه عطایی و شهره معرفت به بازار آمد. چاپ تازه به گفتهٔ مصححان بیشتر از ۱۱۴٠ بیت تازه دارد. ناگفته نماند که در چاپ قدیمی اشعاری آمده بود که در نسخههای شناختهشدهٔ قطران نیست، پس به چاپ تازه راه نیافته است.
کتاب مقدمهای فایدهمند دارد. از زندگی و زمانه و خاستگاه شاعر میگوید و به برخی ابهامات در باب او پاسخ میدهد. ممدوحان او را برمیشمارد، به ویژگیهای زبانی و سبکی میپردازد، اهمیت تاریخی و اجتماعی شعر قطران را بیان میکند، از روش تصحیح دیوان شاعر میگوید و نسخههایی را که در اختیار داشته معرفی میکند. کتاب در دو جلد، توسط فرهنگستان زبان و ادب فارسی منتشر شده است و بخش اعظم جلد دوم اختصاص دارد به توضیحات سودمند و فهرستهای کارگشا.
در مقدمهٔ کتاب (ص هشتادونه) فصلی جالب توجه هست به نام «تأکید بر زبان فارسی» که نشان میدهد قطران کوشیده به جای کلمات عربی از برابرهای فارسی آنها استفاده کند. برای نمونه:
مداح: آفرینگر
علامه: بیشدان
راضی: پسندکار
شاکر: سپاسدار
رسول: فرسته
محافظ: گوشدار
مؤمن: ایمانور
و...
قطران در بیشتر قالبها شعر گفته. دیوانش را گشودم و اولین ابیاتی که چشمم را گرفت اینها بود:
خوشا روزگارا که ما را به یک جا
خوشی بود و شادی شب و روزگارا
تو مانندهٔ روزگاری که هرگز
نپایی به یک حال چون روزگارا
من اندر غم وعدهٔ دیدن تو
کنم در دل خویش دایم شمارا
تو از مهر من یک زمان یاد ناری
مگر مهربانی نباشد شما را
مرا چند داری به درد جدایی
دل اندر نهیب و تن اندر نهارا
من اینجا به زاری تو آنجا به شادی
منم زاروار و تویی شادخوارا...(ص۲۴)
(دیوان قطران تبریزی، مقدمه، تصحیح و تعلیقات محمود عابدی و مسعود جعفری، با همکاری تهمینه عطایی و شهره معرفت، انتشارات فرهنگستان زبان و ادب فارسی، ۱۴٠۲)
@IranDel_Channel
💢
✍️ عاطفه طیه
قطران نخستین شاعر نامدارِ خطّهٔ آذربایجان و ارّان است. زادهٔ شادیآباد تبریز و از طبقهٔ دهقانان. سرودن را از آغاز جوانی شروع کرد و در یکی از اشعارش به درستی خود را گشایندهٔ در شعر دری نامید.
آذربایجان و ارّانِ قرن پنجم هجری محیطی چندقومی و چندفرهنگی بود با ادیان مختلف. علاوه بر فرهنگهای بومی (کردی، دیلمی و آذری باستان)، فرهنگ عربی و مسیحی در این منطقه حضوری آشکار داشت. زبانهایی چون آذری کهن، ارمنی و ارّانی بین مردم رواج داشت و زبان علم و ادب که تا قرن سوم هجری عربی بود، رفتهرفته جای خود را به فارسی میداد.
در آن دوره هنوز زبان ترکی در این منطقه رواج نداشت درنتیجه در شعر قطران خلاف شاعرانی چون خاقانی و نظامی نشانی از زبان و واژگان ترکی نیست.
دیوان قطران تبریزی بار نخست در سال ۱۳۴۳ به تصحیح محمد نخجوانی منتشر شد. حسین آهی به متن نخجوانی مقدمهای افزود که در سال ۱۳۶۵ چاپ کرد و بالاخره در سال ۱۴٠۲ چاپ تازهای از آن به تصحیح محمود عابدی و مسعود جعفری جزی با همکاری خانمها تهمینه عطایی و شهره معرفت به بازار آمد. چاپ تازه به گفتهٔ مصححان بیشتر از ۱۱۴٠ بیت تازه دارد. ناگفته نماند که در چاپ قدیمی اشعاری آمده بود که در نسخههای شناختهشدهٔ قطران نیست، پس به چاپ تازه راه نیافته است.
کتاب مقدمهای فایدهمند دارد. از زندگی و زمانه و خاستگاه شاعر میگوید و به برخی ابهامات در باب او پاسخ میدهد. ممدوحان او را برمیشمارد، به ویژگیهای زبانی و سبکی میپردازد، اهمیت تاریخی و اجتماعی شعر قطران را بیان میکند، از روش تصحیح دیوان شاعر میگوید و نسخههایی را که در اختیار داشته معرفی میکند. کتاب در دو جلد، توسط فرهنگستان زبان و ادب فارسی منتشر شده است و بخش اعظم جلد دوم اختصاص دارد به توضیحات سودمند و فهرستهای کارگشا.
در مقدمهٔ کتاب (ص هشتادونه) فصلی جالب توجه هست به نام «تأکید بر زبان فارسی» که نشان میدهد قطران کوشیده به جای کلمات عربی از برابرهای فارسی آنها استفاده کند. برای نمونه:
مداح: آفرینگر
علامه: بیشدان
راضی: پسندکار
شاکر: سپاسدار
رسول: فرسته
محافظ: گوشدار
مؤمن: ایمانور
و...
قطران در بیشتر قالبها شعر گفته. دیوانش را گشودم و اولین ابیاتی که چشمم را گرفت اینها بود:
خوشا روزگارا که ما را به یک جا
خوشی بود و شادی شب و روزگارا
تو مانندهٔ روزگاری که هرگز
نپایی به یک حال چون روزگارا
من اندر غم وعدهٔ دیدن تو
کنم در دل خویش دایم شمارا
تو از مهر من یک زمان یاد ناری
مگر مهربانی نباشد شما را
مرا چند داری به درد جدایی
دل اندر نهیب و تن اندر نهارا
من اینجا به زاری تو آنجا به شادی
منم زاروار و تویی شادخوارا...(ص۲۴)
(دیوان قطران تبریزی، مقدمه، تصحیح و تعلیقات محمود عابدی و مسعود جعفری، با همکاری تهمینه عطایی و شهره معرفت، انتشارات فرهنگستان زبان و ادب فارسی، ۱۴٠۲)
@IranDel_Channel
💢
Telegram
attach 📎
👍9
.
🔴 سی ذهنیتِ غیرواقعی در دیپلماسی
✍ محمود سریع القلم، استاد روابط بینالملل
سی ذهنیتِ غیرواقعی در دیپلماسی:
۱) که حقوقِ بین الملل بر سیاستِ بین الملل اولویت دارد
۲) که سیاستِ بینالملل بر اقتصادِ بینالملل اولویت دارد.
۳) که سیاستِ خارجی یعنی روابط عمومی خارجی یک دولت
۴) که بدون اجماع داخلی میتوان در سیاست خارجی موفقیتِ پایدار کسب کرد.
۵) که سیاست خارجی عمدتاً یعنی فضاسازی مجازی
۶) که کشورهای اروپایی با توجه به عدالتخواهی و حقطلبی، باید موضع بگیرند.
۷) که آمریکا و اسراییل دو روی یک سکه نیستند.
۸) که آمریکا یعنی رئیسجمهور آمریکا.
۹) که جان بولتون باعث شد ترامپ از برجام خارج شود.
۱۰) که صرفاً مثلثِ ترامپ، پمپئو و مشاور امنیت ملی، سیاست خارجی آمریکا را شکل میدهند.
۱۱) که اِیپَک (AIPAC) صرفاً یک گروه لابی است؛
۱۲) که مجموعۀ دستگاه نظامی - امنیتی آمریکا، حامی سیاست خارجی ترامپ نیست.
۱۳) که قوۀ مقننه آمریکا، حامی سیاست خارجی ترامپ نیست.
۱۴) که مهم ترین منطقه در سیاست خارجی آمریکا، خاورمیانه است؛
۱۵) که دولت ترامپ برای دستیابی به یک قرارداد جدیدِ برجام، مستأصل است.
۱۶) که عموم رسانههای آمریکا، مخالف سیاستهای خاورمیانهای دولت آمریکا هستند.
۱۷) که سیاست خاورمیانهای آمریکا در کاخِ سفید شکل میگیرد.
۱۸) که منافع اسراییل یعنی مواضع بنیامین نتانیاهو
۱۹) که تفاهم و همکاری کشورهای عربی با اسراییل پایدار نیست.
۲۰) که اعراب خلیج فارس از خود منافع و مصالحی ندارند.
۲۱) که ماهیتِ اصلی روابطِ آمریکا با کشورهای عربی خلیج فارس، صرفاً امنیتی است.
۲۲) که دورۀ غرب در جهت دادنِ به سیاست بینالملل پایان یافته است.
۲۳) که ۹۰۰ صفحه تحریم را نباید خیلی جدی گرفت.
۲۴) که جو بایدن ادامۀ باراک اوباما است.
۲۵) که دولتِ احتمالی جو بایدن با مسایل خاورمیانه خیلی کاری نخواهد داشت.
۲۶) که نفوذ امنیتی در کشورهای دیگر بر نفوذ اقتصادی اولویت دارد.
۲۷) که در مذاکرات، اهرم امنیتی کارسازتر از اهرم اقتصادی است.
۲۸) که یک کشور جهان سومی میتوانند بین منافع اروپا و آمریکا شکاف بیاندازد.
۲۹) که بدون مزیتِ نسبی اقتصادی، میتوان در سیاست خارجی امتیازاتِ گسترده گرفت.
۳۰) که خیلیها تفاوتِ بین سیاست خارجی و پروپاگاندا را متوجه نمیشوند.
@IranDel_Channel
💢
🔴 سی ذهنیتِ غیرواقعی در دیپلماسی
✍ محمود سریع القلم، استاد روابط بینالملل
سی ذهنیتِ غیرواقعی در دیپلماسی:
۱) که حقوقِ بین الملل بر سیاستِ بین الملل اولویت دارد
۲) که سیاستِ بینالملل بر اقتصادِ بینالملل اولویت دارد.
۳) که سیاستِ خارجی یعنی روابط عمومی خارجی یک دولت
۴) که بدون اجماع داخلی میتوان در سیاست خارجی موفقیتِ پایدار کسب کرد.
۵) که سیاست خارجی عمدتاً یعنی فضاسازی مجازی
۶) که کشورهای اروپایی با توجه به عدالتخواهی و حقطلبی، باید موضع بگیرند.
۷) که آمریکا و اسراییل دو روی یک سکه نیستند.
۸) که آمریکا یعنی رئیسجمهور آمریکا.
۹) که جان بولتون باعث شد ترامپ از برجام خارج شود.
۱۰) که صرفاً مثلثِ ترامپ، پمپئو و مشاور امنیت ملی، سیاست خارجی آمریکا را شکل میدهند.
۱۱) که اِیپَک (AIPAC) صرفاً یک گروه لابی است؛
۱۲) که مجموعۀ دستگاه نظامی - امنیتی آمریکا، حامی سیاست خارجی ترامپ نیست.
۱۳) که قوۀ مقننه آمریکا، حامی سیاست خارجی ترامپ نیست.
۱۴) که مهم ترین منطقه در سیاست خارجی آمریکا، خاورمیانه است؛
۱۵) که دولت ترامپ برای دستیابی به یک قرارداد جدیدِ برجام، مستأصل است.
۱۶) که عموم رسانههای آمریکا، مخالف سیاستهای خاورمیانهای دولت آمریکا هستند.
۱۷) که سیاست خاورمیانهای آمریکا در کاخِ سفید شکل میگیرد.
۱۸) که منافع اسراییل یعنی مواضع بنیامین نتانیاهو
۱۹) که تفاهم و همکاری کشورهای عربی با اسراییل پایدار نیست.
۲۰) که اعراب خلیج فارس از خود منافع و مصالحی ندارند.
۲۱) که ماهیتِ اصلی روابطِ آمریکا با کشورهای عربی خلیج فارس، صرفاً امنیتی است.
۲۲) که دورۀ غرب در جهت دادنِ به سیاست بینالملل پایان یافته است.
۲۳) که ۹۰۰ صفحه تحریم را نباید خیلی جدی گرفت.
۲۴) که جو بایدن ادامۀ باراک اوباما است.
۲۵) که دولتِ احتمالی جو بایدن با مسایل خاورمیانه خیلی کاری نخواهد داشت.
۲۶) که نفوذ امنیتی در کشورهای دیگر بر نفوذ اقتصادی اولویت دارد.
۲۷) که در مذاکرات، اهرم امنیتی کارسازتر از اهرم اقتصادی است.
۲۸) که یک کشور جهان سومی میتوانند بین منافع اروپا و آمریکا شکاف بیاندازد.
۲۹) که بدون مزیتِ نسبی اقتصادی، میتوان در سیاست خارجی امتیازاتِ گسترده گرفت.
۳۰) که خیلیها تفاوتِ بین سیاست خارجی و پروپاگاندا را متوجه نمیشوند.
@IranDel_Channel
💢
Telegram
ایراندل | IranDel
همه عالم تن است و ایران دل ❤️
این کانال دغدغهاش، ایران است و گردانندۀ آن، یک شهروند ایرانی آذربایجانی
[ بازنشر یک یادداشت، توییت، ویدئو و یا یک صوت به معنی تأیید کل محتوا و تمام مواضع صاحب آن محتوا نیست و هدف صرفاً بازتاب دادن یک نگاه و اندیشه است.]
این کانال دغدغهاش، ایران است و گردانندۀ آن، یک شهروند ایرانی آذربایجانی
[ بازنشر یک یادداشت، توییت، ویدئو و یا یک صوت به معنی تأیید کل محتوا و تمام مواضع صاحب آن محتوا نیست و هدف صرفاً بازتاب دادن یک نگاه و اندیشه است.]
👍6