ایران‌دل | IranDel
3.73K subscribers
1.24K photos
984 videos
41 files
2.02K links
همه عالم تن است و ایران‌ دل ❤️

این کانال دغدغه‌اش، ایران است و گردانندۀ آن، یک شهروند ایرانی آذربایجانی

[ بازنشر یک یادداشت، توییت، ویدئو و یا یک صوت به معنی تأیید کل محتوا و تمام مواضع صاحب آن محتوا نیست و هدف صرفاً بازتاب دادن یک نگاه و اندیشه است.]
Download Telegram
.
🔴 هویّت ایرانی و زبان فارسی

✍️ شاهرخ مس‌کوب

در مورد ملّتی که استقلال سیاسی ندارد و تحت تسلط خارجی است، تشکیل حکومت ملّی یعنی به دست گرفتن سرنوشت اجتماعی خود، یعنی پی‌افکندن و بنا کردن تاریخ خود؛ کاری که در ایران قرن چهارم هجری شد. دولت‌های ملّی شکل می‌گیرند یا «صورتمند» می‌شوند. علت وجودی این حکومت‌ها پیدایش «ملّیت ایرانی» بود؛ بنابراین از همان آغاز سعی کردند تا علّت وجودی و پایگاه حکومتی خود - ایرانی بودن - را تقویت کنند؛ «ایرانیت»، هویت و حسّ ملّی ایرانی بر دو شالوده و دو ستون عمده استوار بود: زبان و تاریخ. آنها برای اینکه صاحب اختیار زمان حال خود بشوند، باید زمان گذشته را بازمی‌شناختند و «زمام» آن را به دست می‌گرفتند و این کار را کردند. در مورد زبان، خاندان‌هایی مثل سامانیان، صفّاریان، بلعمیان، آل محتاج، آل سیمجور در خراسان و سیستان و ماوراءالنهر هم شروع‌کننده و هم تشویق‌کننده بودند. آنها از مردم دانا و سخندان، از شاعران و نویسندگان خواستند که به زبان فارسی بسرایند و بنویسند و به این ترتیب فارسی‌نویسی شروع شد و امّا بعد که ترکان* به حکومت رسیدند، در زمینۀ زبان و ادب، همان سیاست و روش پیشینیان یعنی سامانیان و دودمان‌های ایرانی دیگر را ادامه دادند. سپاه و سپاهی به دست ترکان افتاد و در دست آنها باقی ماند، ولی دستگاه دیوانی و بسیاری از دیوانیان که فارسی‌زبان بودند به فرمانروایان تازه و ترک‌زبان پیوستند ... خلاصه نزدیکان پادشاه و صاحب مقام‌های درباری و لشکری، ترک‌اند، اما نه‌تنها سپاه‌سالاران کدخدای فارسی‌زبان دارند، بلکه مراسم شاهانۀ نوروز و مهرگان و جشن سده برجاست و بزرگان لشکری و کشوری به یکسان در آن شرکت می‌کنند.
مهم‌تر از اینها رسمیّت زبان فارسی است. وقتی رسول خلیفۀ بغداد نامۀ او را به سلطان مسعود می‌‌دهد، نخست متن عربی و سپس ترجمۀ فارسی (نه ترکی) آن به‌وسیلۀ بونصر مشکان خوانده می‌شود. سند و نوشته میان ترک و فارس یا حتّی خود ترکان به فارسی است؛ مثل عهدنامۀ مسعود و منوچهر قابوس، امیر گرگان و طبرستان، یا نامۀ سلطان مسعود به خان ترکستان، قدرخان، که متن این هردو در تاریخ بیهقی آمده است.
مقصود این است که به‌طور کلّی سیاست فرهنگی ترکان غزنوی ادامۀ سیاست سامانی بود و سپس جانشینان آنها، سلجوقیان، نیز همان راه و رسم را دنبال کردند. جالب توجّه این است که در دوره‌های بعد نیز ترکان دیگری در سرزمین‌های دیگر، یعنی گورکانیان هند و عثمانیان دوستدار زبان فارسی بودند و آن را در هندوستان و آسیای صغیر رواج دادند. در طی قرن‌ها سلسله‌ها و فرمانروایان ترک وسیلۀ گسترش فرهنگ و ادب ایران و زبان فارسی بودند. زور آن‌ها بر ما و فرهنگ ما بر آن‌ها حکومت می‌کرد.


🔴 منبع: هویّت ایرانی و زبان فارسی، شاهرخ مسکوب، تهران: انتشارات فرزان، ۱۳۸۵، ص ۲۹ - ۳۰

🔴 پی‌نوشت:
بیست و سوم فروردین‌ماه سالروز درگذشت استاد شاهرخ مسکوب است.
#مناسبتها

🔴 پی‌نوشت:
*منظور از ترکان، اقوام ترک‌تبار و ترک‌زبان مهاجر از آسیای میانه است.


@IranDel_Channel

💢
👍7👎1
.
🔴 یک نمونه از مدعیانِ "فعالان اتنیکی"ِ حقه‌باز

✍️ علی حجازی‌یزدی در رشته‌توییتی نوشت:

وبسایت [= تارنما] زیتون مطابق عادت مألوف، لگدی به تمامیت ارضی و یکپارچگی ملی ایران زده است.

تا اینجا موضوع عجیبی نیست. چندی پیش این یادداشت را دوستی برایم فرستاد و خواندم. نظرم به نام نویسنده، آقای «ابراهیم شریف‌پور» جلب شد. به حکم عقل احتمال دادم یکی از اعضای کومله یا پژاک باشد که اینچنین به تمامیت ارضی ایران تاخته و لابد شخصی است که دولت ایران ستم بسیاری بر او روا داشته که این‌سان از «ستم ملی» شکایت دارد و تظلم می‌کند. نامش را جستجو کردم. فکر می‌کنید چه یافتم؟

جناب شریف‌پور به دلیل شدت "ستم ملی"، دست کم تا سال ۹۸ «سرپرست دفتر امور روستایی و شوراهای استان کردستان» تشریف داشته و دغدغه‌شان شیوه‌ی تخصیص «۲۴۰ میلیارد ریال اعتبارات استان» بوده است.

وقتی می‌گوییم پان‌کُردیسم ملغمه‌ای از حقه‌بازی و بربریت است، مقصود همین است دوستان.

منِ شیعه‌ی فارسی‌زبانِ مرکزنشین و پدر و پدربزرگ و پدرجدّم روی هم به اندازه‌ی آقای شریف‌پور از دولت مرکزی ایران نصیب نبرده‌ایم. البته جز این هم نباید باشد. آقای شریف‌پور - اگر هنوز قابل بدانند - هم‌وطن ما هستند و مطابق نظر ما میان هیچ یک از شهروندان ایران، با هر تبار و جنسیت و زبان و مذهب و قومیت، نباید کمترین تفاوتی در بهره‌مندی از منابع قدرت و ثروت باشد.

مسأله اینجاست که این حضرات تا جایی که بتوانند از قِبلِ کشوری که به تمامیت ارضی‌اش باور ندارند، می‌خورند و به جایگاه می‌رسند. وقتی سیر شدند یا عرصه تغییر کرد، دگردیسی یافته، تُفی به خاک میهنشان می‌اندازند و در موضعِ مظلوم از «ستم ملی» سخن می‌گویند.

بله دوستان، «فعالان اتنیکی» که این روزها دارند به ما قالب می‌کنند، چنین حقه‌بازهایی هستند.


#توییت_خوانی

@IranDel_Channel

💢
👍9
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔴 ادبیات و موسیقی ایرانی

موسیقی بی‌کلامِ "زخمه"

نوازنده تار و آهنگساز: استاد فرهنگ شریف
نوازنده تنبک: استاد جهانگیر ملک


@IranDel_Channel

💢
👍6
🔴 شمایل علی در تشیع مردمی (عامیانه)؛
مصداقی از موازنه‌ی دو گفتار فقه و عرفان (تصوف)



محسن‌حسام مظاهری، نویسنده و پژوهشگر مطالعات اجتماعی تشیع و مناسک شیعی



در ادوار پیشین، در حیات اجتماعی اسلام و بعدتر تشیع در ایران، گفتار عرفان/تصوف به‌موازات گفتار رسمی (فقه) سهم مهمی داشته است و اصناف مرشد و بابا و درویش دوشادوش اصناف ملا و آخوند و شیخ نقش‌آفرین بودند. می‌توان گفت اسلام ایرانی در کشاکش و رقابت این دو گفتار ساخته شده است؛ دو گفتاری که در عین تناقض‌ها و تفاوت‌ها، مکمل هم و جبران‌کننده‌ی نواقص هم بوده‌اند.

هرچه گفتار فقها، انحصارگرا، خلوص‌گرا و متصلب است، گفتار عرفا، پذیرا، تکثرگرا و متسامح است. هرچه اولی میل به قضاوت و صدور حکم دارد، دومی از قضاوت گریزان است. هرچه اولی انذاردهنده است، دومی بشارت‌دهنده است. و برای همین گفتار عرفا مستعد جذب رانده‌شدگان و مطرودان گفتار فقهی است و دین عارفانه/صوفیانه آغوش گشاده‌تر و دایره‌ی شمول وسیع‌تری دارد. و نیز به همین‌جهت است که هرچه دین فقهی تمایل به الیت دارد، دین عرفانی توده‌گراست و با فرهنگ و ادب عامه و باورهای عامه‌پسند پیوند وثیق‌تری دارد و به‌همین دلیل در ساخت و صورتبندی تشیع مردمی (عامیانه) هم جایگاه کانونی داشته است.

تا پیش از جمهوری اسلامی، حکومت‌های شیعه‌ی ایرانی درمجموع نقشی میانجی در رقابت دو گفتار فقه و تصوف بازی می‌کردند. (صرف‌نظر از مقاطعی کوتاه که نزدیک‌ترشدن علما به شاه، محملی ‌شده بود برای تنگ‌کردن عرصه بر صوفیان.) اما با انقلاب اسلامی و غلبه‌ی فقیهان و استقرار آن‌ها در کانون قدرت سیاسی، موازنه‌ی مذکور به‌کلی برهم خورد. چرا که دیگر حکومت نه در جایگاه میانجی و بازی‌گردان بلکه خود یکی از طرفین منازعه بود. بخشی از چالش‌هایی که در ایران پساانقلابی، در مناسبات جامعه و نهاد دین پدید آمده و اختلال‌هایی که در عملکرد فردی اجتماعی دین ایجاد شده، محصول تک‌صدایی‌شدن گفتار دینی و غلبه‌ی گفتار فقها و به‌حاشیه‌راندن و طرد گفتارهای بدیل به‌خصوص گفتار اهل تصوف و عرفان است.

یکی از مصادیق نقش‌آفرینی گفتار عرفان و تصوف، جایگاه رفیعی است که حضرت علی در فرهنگ و دین عامه‌ی ایرانی دارد. علیِ فرهنگِ عامه، علی فقها و علیِ محدثان و علیِ متکلمان و دیگر اصناف رسمی دین و الیت دینی نیست. علیِ درویش و صوفی است. علیِ پهلوانان، علیِ گود زورخانه، علیِ تشک کشتی، علیِ قهوه‌خانه، علیِ پرده‌های درویشی، علیِ قصه‌های نقّال، علیِ منظومه‌های حماسی، علیِ قاب شمایل‌ روی دیوار، علیِ مثل‌ها و متل‌ها، علیِ ترانه‌ها و تصنیف‌ها:‌ مردمی‌ترین خوانش از علی.
این علی، مکتوب نیست؛ علیِ شفاهی است. و اگر هم مکتوب شده باشد، از جنس «حمله‌ی حیدری» و «قضاوت‌های حضرت علی» و امثال اینهاست، نه «نهج البلاغه» و «غرر الحکم». علی‌ای که «مولا»ست بیشتر تا «امام». شمایل جوانمردِ مقتدر، مردم‌دار و فقیرنواز. شمایلِ پهلوانِ همیشه‌پیروزِ ایرانی. و اگر حسین، امتداد اسطوره‌ی سیاوش است در اسلام ایرانی،‌ علی امتداد رستم است.
علی‌ای که مختص آخوندها و مذهبی‌ها نیست. گستره‌ی محبوبیتش فراتر از یک طبقه و گروه و قشر و صنف است. برای همه است. جایی ایستاده، حتی بالاتر از اسلام و تشیع، حتی بیرون از دین. یک ابرمرد فراتاریخ.

همین علی است که هنوز هم جزو ذخایر ملی جامعه‌ی ایرانی است و در دادوستد اسلام و ایران، جزو آورده‌های اسلام است. مثل حسین و مثل حضرت رضا و «شاه خراسان». این علی است که ـ هنوز هم‌ ـ قدرت مصالحه دارد و می‌تواند محور وفاق باشد؛ برخلاف علیِ فقها که بر سر ستیز است و علی مداحان سیاسی که توجیه‌گر قدرت و سلطه.

یکی از آفات عقلانی‌کردن تشیع (پروژه‌ی مشترک روشنفکران دینی و روحانیت سیاسی) به‌حاشیه‌راندن و طرد دین عامه و تشیع مردمی از عرصه‌ی عمومی در ایران پساانقلاب بوده است. این به‌حاشیه‌راندن، البته به‌معنای پایان و مرگ تشیع مردمی نبوده و این سنخ از دین ایرانی بیرون از گفتار رسمی به حیات خود ادامه داده و می‌دهد؛ گرچه ضربات جبران‌ناپذیری به مکانیسم آن وارد شده که عملکردش را با اختلال همراه کرده است.



🔴 پی‌نوشت:
ویدئوی ضمیمه، بزم تلویزیونی «مهستی» و «ستار» در سوگ شهادت حضرت علی
اجراشده در شبکه‌ی ماهواره‌ای «طپش» (از معروف‌ترین و پرمخاطب‌ترین شبکه‌های ماهواره‌ای ایرانی در حوزه موسیقی عامه‌پسند)


🔴 پی‌نوشت:
بازنشرِ یک یادداشت، به معنی تأیید محتوای آن نیست و هدف به اشتراک گذاشتن یک دیدگاه است.


@IranDel_Channel

💢
👍5👎2
🔴 #توییت_خوانی

🔴 چگونه سیما ثابت در برنامه چشم‌انداز تلویزیون اینترنشنال، تجزیه‌طلبی را عادی‌سازی می‌کرد و سهم تجزیه‌طلبان در برنامه‌های او چقدر بود؟

✍️ رشته‌توییتی از یک کاربر توییتر


🔴 پی‌نوشت:
انتشار یک توییت به معنی تأیید تمام مواضع فرد توییت‌کننده نیست.


🔴 رشته‌توییت را در قسمتِ "مشاهده فوری" بخوانید:
👇👇


@IranDel_Channel

💢
👍3
🔴 #توییت_خوانی

🔴 پرسش:
چرا تمامیت ارضی برای افرادی یک اصل مهم است و حتی بالاتر از حقوق‌بشر؟!
!

✍️ سید کوهزاد اسماعیلی در رشته‌توییتی به این پرسش، پاسخ داده است:

سوال را عوض کنید. چرا باید فکر کنیم که هیچ چیز بالاتر از «حقوق بشر» نیست؟ مبنای این اصل از کجا آمده [است]؟
اما کمی پیچیده‌تر نگاه کنیم. مبنای روابط بین دولت با شهروندان و شهروندان با یکدیگر «حقوق و مسئولیت‌های شهروندی» است و نه امر موهومی به نام «حقوق بشر».

به بیان دیگر تاسیس حقوق شهروندی در ذیل یک کشور/دولت - ملت (Nation - State) ممکن می‌شود. یعنی یک ملت است که دولت ملی خودش را تاسیس می‌کند و حقوق و مسئولیت‌های شهروندی در این دولت ملی معنا پیدا می‌کند. حقوق بشر ایدئولوژی شبه مذهبی است که باور به آن همان‌قدر معقول است که باور جادوگری و کیمیاگری.

اهمیت تمامیت ارضی یک کشور دقیقاً در همین جاست. بدون این دولت اساساً دیگر شهروندی وجود ندارد که حالا بنا باشد مناسبات این شهروند بر پایه «حقوق و مسئولیت‌های شهروندی» برقرار شود. از این بابت و البته موارد دیگری مانند ایجاد صلح اجتماعی، توسعه، رشد اقتصادی، میراث فرهنگی و ملی و بسیاری مسائل دیگر مانند این است که یکپارچگی یک قلمرو ملی را بر صدر همه اولویت‌ها می‌نشاند. بر صدر همه اولویت‌ها، امر موهومی مانند حقوق بشر که دیگر جای خودش.

از این بابت است که در داخل این وحدت، وحدت ملی، همه چیز قابل بررسی است اما در خارج آن هیچ چیز وجود ندارد.

اضافه کنم که بحث در مورد امور سیاسی به ویژه امری مانند تمامیت ارضی متکی بر Common Sense (عقل سلیم) است. عقل سلیم متوجه می‌شود که نمی‌شود دیوار خانه‌ای را ویران کرد و بعد تصور کند که این امر ممکن، معقول، صلح‌آمیز و درست است. چنین کاری نه ممکن است و نه معقول و چیزی نیست جز جنگ همه علیه همه.

بازم ادامه بدهم. رابطه بین حقوق و آزادی‌های شهروندی با یکپارچگی سرزمینی هم مهم است. ایده حاکم بر قانون اساسی ایران لازم و ملزوم بودن این دو است. به بهانه آزادی نمی‌توان به تمامیت ارضی و استقلال خدشه وارد کرد و به بهانه تمامیت ارضی هم نمی‌توان آزادی‌ها را محدود کرد. نکته مهمی است.

اما توجه داشته باشید. مسئله آزادی‌ها و حقوق شهروندی است. یعنی ملتی که دولت ملی خودش را تاسیس کرده و تبدیل به شهروند شده بر اساس اصول بنیادی این تاسیس حقوق و آزادی‌هایی تعریف می‌کند که این حقوق و آزادی‌ها به هیچ بهانه‌ای نباید محدود شود و طبعاً بلعکس.



🔴 پی‌نوشت:
انتشار یک توییت به معنی تأیید تمام مواضع فرد توییت‌کننده نیست.


@IranDel_Channel

💢
👍6
Audio
🎙 مناظره مهدی نصیری (مدیر مسئول پیشین روزنامه کیهان) و مهدی خانعلی‌زاده (کارشناس سیاست خارجی در برنامه‌های صداوسیما) در مورد برجام



@IranDel_Channel

💢
👍1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎥 نقشه خطرناک باکو برای ایران

🔴 چرا احداث دالانِ زنگزور (دالان تورانی ناتو)، ایران را به خطر می‌اندازد؟


🔴 جزئیات را اینجا مطالعه کنید.


@IranDel_Channel

💢
👍4
.
🔴 نقشه خطرناک باکو برای ایران؛

🔴 چرا احداث دالان زنگزور (دالان تورانی ناتو)، ایران را به خطر می‌اندازد؟



✍️ اقتباس از تارنمای خبری انتخاب

جمهوری باکو عزم خود را جزم کرده که به هر قیمتی، احداث دالان زنگزور را نهایی کند؛ اما این دالان چیست و چرا احداث آن، عواقب خطرناکی شبیه از دست رفتن کنترل تنگه هرمز برای ایران خواهد داشت؟

زنگزور نام منطقه‌ای پر مناقشه در قره‌باغ است که طی عهدنامه گلستان در سال ۱۸۱۳ میلادی از ایران جدا شد. این منطقه هم اکنون بخشی از خاک ارمنستان است

بعد از جنگ قره‌باغ در سال ۲۰۲۰ میلادی، جمهوری باکو درصدد ایجاد یک دالان با داشتن حق حاکمیت یعنی دسترسی نامحدود، بدون هیچ پست ایست‌وبازرسی ارمنی در خاک کشور ارمنستان است تا بتواند نخجوان را به سرزمین اصلی خود متصل کند.

این دالان همچنین بخشی از یک پروژه حمل‌ونقل بزرگ است که جمهوری باکو را به استانبول و متعاقب آن ترکیه را به آسیای میانه یا آنچه که این دو کشور آن را "دنیای تُرک" می‌نامند، متصل می‌کند.

این دالان دقیقاً از مرز ایران با ارمنستان رد می‌شود، که اجرایی شدن آن به معنی حذف ایران از جغرافیای سیاسی (ژئوپلیتیک) قفقاز است.

از طرفی این اقدام می‌تواند مقدمه اشغال استان سیونیک ارمنستان هم باشد؛ استانی که دالان زنگزور از آن عبور می‌کند. تمام مرز ایران و ارمنستان در محدوده‌ی استان سیونیک قرار دارد و الحاق این استان به جمهوری باکو، به معنای حذف کامل مرز زمینی ایران و ارمنستان خواهد بود.

ولی مسئله به همین‌جا ختم نخواهد شد؛ با توجه به مواضع، رفتار‌ها و اقدامات حکومت باکو، احتمالاً بعد از اجرایی شدن این دالان، ماجراجویی‌های آن‌ها علیه تمامیت ارضی ایران وارد مرحله جدیدی خواهد شد.


🔴 ادامه یادداشت را در قسمتِ "مشاهده فوری" بخوانید:
👇👇


@IranDel_Channel

💢
👍10👎1
cut_درسگفتار ماکیاول-طباطبایی-بخش11_1681243681667
<unknown>
🎙 مقدمات مشروطه‌خواهی در دربار عباس میرزا

🔴 بخش نخست درس‌گفتارهای ماکیاولی، دکتر جواد طباطبایی، ۱۳۸۸ خورشیدی

پرسش عباس میرزا از فرستاده ناپلئون به تبریز، پرسشی بود که پاسخی در نظام سنت قدمایی و ناحیه‌های سه‌گانه آن (نص یونانی و نص ایرانشهری، نص اسلامی) نداشت و لاجرم پاسخ آن در بیرون سنت بود. از این نقطه بود که ناحیه‌ای جدید و نظام آگاهی نوآئینی پدید آمد و مفاهیم جدیدی بر نظام سنت قدمایی تحمیل شد.


🔴 منبع صوت: کانال تلگرام سالار سیف‌الدینی


@IranDel_Channel

💢
👍4👎1
.
🔴 #توییت_خوانی

✍️ بازتابِ یک نگاه، بازتابِ یک دیدگاه



🔴 پی‌نوشت:
انتشار یک توییت به معنی تأیید تمام مواضع فرد توییت‌کننده نیست.


@IranDel_Channel

💢
👍5
.
🔴 #توییت_خوانی

✍️ بازتابِ یک نگاه، بازتابِ یک دیدگاه



🔴 پی‌نوشت:
انتشار یک توییت به معنی تأیید تمام مواضع فرد توییت‌کننده نیست.


@IranDel_Channel

💢
👍5
🔴 #اطلاع_رسانی

🔴 به اطلاع مخاطبان گرامی می‌رساند که صفحه اینستاگرام تارنمای خبری - تحلیلی آذری‌ها راه‌اندازی شد.

از شهروندان ایرانی، بویژه از ایرانیانِ آذربایجانی که دغدغه‌ و مهر ایران دارند، دعوت می‌شود صفحه‌ی اینستاگرام آذری‌ها را از آدرس زیر پیگیری نمایند:
👇👇
صفحه اینستاگرام آذری‌ها


@IranDel_Channel

💢
👍7
.
🔴 بیست و پنجم فروردین‌ماه روز بزرگداشتِ عطار نیشابوری، شاعر و عارف نامدار ایران‌زمین


🔴 قدر من، همین است

✍🏻 احسان رضایی

خیام و عطار نزدیک هم هستند. بین آرامگاه‌هایشان فقط یک بلوار سرسبز است که از بین مزارع گندم می‌گذرد. پیاده هم می‌شود رفت. اما معمولاً مسافران از کالسکه‌های تک‌اسبی استفاده می‌کنند که پانصد تومان کرایه می‌گیرند. باغ آرامگاه عطار، سبز و فیروزه‌ای است. گنبد کوچک آرامگاه، از همان جلوی باغ، پیداست. یک دکة کتابفروشی کوچک، قبر کمال‌الملک و یک حوض را باید رد کرد تا به آرامگاه رسید. آرامگاه یک اتاق هشت‌ضلعی است که در بالا به گنبد ختم می‌شود. انگار که این هشت ضلع دارند به وحدت و یگانگی می‌رسند؛ شبیه چیزی که خود عطار آموزش می‌داد. قبر عطار همان وسط اتاق زیر مرکز گنبد است. می‌گویند اینجا درست همان جایی است که عطار به دست سرباز مغول کشته شد و به خاک افتاد.

درباره عطار (مثل تمام بزرگان) افسانه‌ها و داستان‌های زیادی وجود دارد که هرچند بیشترشان را محققان نادرست می‌دانند، ولی به هر حال تصویر عطار در ذهن عامه مردم را همین قصه‌ها می‌سازند. مثلاً درباره علت روی آوردن عطار به عالم عرفان، می‌گویند که روزی درویشی سراغ داروخانه (عطاری) او رفت و چیزی خواست. عطار به او محل نگذاشت. درویش گفت: مرد، آخر تو [با این خسّت] چطور خواهی مُرد؟ عطار هم جواب داد: همان‌طور که تو می‌میری. درویش گفت: اگر می‌توانی، مثل من بمیر. و همان‌جا کفشش را گذاشت زیر سرش و دراز کشید و مُرد. حالا هر چقدر هم که استادان بگویند این داستان درست نیست و عطار از بچگی و از طریق پدرش با عوالم عرفان آشنایی داشته است، باز هم نمی‌توان انکار کرد که تصویر آن عارف بزرگی که در ذهن همه ماست، نیاز به چنین شروع تکان‌دهنده‌ای هم دارد.

بزرگی و عظمت عطار در روحیۀ معلمی اوست. عطار بیشتر از تمام عرفای قبل از خودش، در انتقال آموزه‌ها و مفاهیم عرفانی به مردم عادی کوشید. عرفای قبلی و حتی بعدی، می‌گفتند مفاهیم والا و الهی را نباید در دسترس عموم و کسانی که ارزش آن را نمی‌فهمند، گذاشت. اما عطار معتقد بود که همه می‌توانند این مفاهیم را درک کنند و فقط باید این آموزه‌ها را درست و کامل منتقل کرد.

کار دیگری که عطار کرد، این بود که شعر را از دربار شاهان به میان مردم آورد. پیش از عطار اغلب شخصیت‌های شعر فارسی، یا شاهان و شاهزادگان مورد مدح بودند و یا قهرمانان حماسه ملی و داستان های مذهبی. اما عطار، مردم عادی را به شعرش راه داد. تمام عمر عطار در میان همین مردم گذشت. او راه می‌رفت و درس توحید می‌داد.

می‌گویند آخرین درس عطار، درسی بود که در هنگام مرگش داد. وقتی که نیشابور به چنگ مغولان افتاد، سربازی عطار را به اسارت گرفت تا اهالی شهر برای آزادی شیخ‌شان به او پول بدهند. اما هر کس که پول می‌آورد، عطار به سرباز می‌گفت: ارزش من بیش از اینهاست، مرا به کم نفروش. تا این‌که مردی آمد که تمام دارایی‌اش را که یک کیسه کاه بود، با خود آورده بود. عطار خندید و گفت: بله، قیمت من همین قدر است. سرباز مغول که راز درس عطار را نگرفته بود، عصبانی شد و عطار را کُشت و عارف بزرگ نیشابوری، همان جایی به خاک افتاد که حالا آرامگاه‌اش است.


#مناسبتها

@IranDel_Channel

💢
👍7

🔴 ادبیات و موسیقی ایرانی

چون تو جانانِ منی، جان بی تو، خرّم کِی شود
چون تو در کَس ننگری کَس با تو همدم کِی شود

گر جمال جانفزای خویش بنمایی به ما
جان ما گر در فزاید حُسنِ تو کم کی شود

دل زِ من بُردی و پرسیدی که دل گم کرده‌ای
این چنین طراریت با من مسلم کی شود

عهد کردی تا من دلخسته را مرهم کنی
چون تو گویی یا کنی این عهد محکم کی شود

چون مرا دلخستگی از آرزوی روی توست
این چنین دل خستگی زایل به مرهم کی شود

غم از آن دارم که بی تو همچو حلقه بر درم
تا تو از در در نیایی از دلم غم کی شود

خلوتی می‌بایدم با تو زهی کار کمال
ذره‌ای هم‌خلوت خورشید عالم کی شود

نیستی عطار مرد او که هر تر دامنی
گر به میدان لاشه تازد رخش رستم کی شود

عطار نیشابوری



🎙 موسیقی پیوست: چون تو جانان منی

خواننده: محمدرضا شجریان
تنظیم‌کننده: حسین علیزاده
چامه‌سرا: عطار نیشابوری
آلبوم: بی تو به سر نمی‌شود


🔴 به بهانه‌ی ۲۵ فروردین، روز بزرگداشتِ عطار نیشابوری، چامه‌سرا و عارف نامدار ایران‌زمین


#مناسبتها


@IranDel_Channel

💢
👍4
.
🔴 ادبیات و موسیقی ایرانی

ره میخانه و مسجد کدام است
که هر دو بر من مسکین حرام است

نه در مسجد گذارندم که رند است
نه در میخانه کین خمار خام است

میان مسجد و میخانه راهی است
بجوئید ای عزیزان کین کدام است

به میخانه امامی مست خفته است
نمی‌دانم که آن بت را چه نام است

مرا کعبه خرابات است امروز
حریفم قاضی و ساقی امام است

برو عطار کو خود می‌شناسد
که سرور کیست سرگردان کدام است

عطار نیشابوری


🎙 موسیقی پیوست:

ساز و آواز بیات‌کُرد
خواننده: استاد محمدرضا شجریان
نوازنده کمانچه: کیهان کلهر
چامه‌سرا: عطار نیشابوری


🔴 به بهانه‌ی ۲۵ فروردین، روز بزرگداشت عطّار نیشابوری، شاعر و عارف نامدار ایران‌زمین


#مناسبتها


@IranDel_Channel

💢
👍6