🔴 آیین گشایشِ «خردسرای فردوسیِ تبريز»
سخنرانان (با ارسال پیام تصویری):
محمدجعفر یاحقی (مدیر خردسرای فردوسی مشهد)
علیرضا قیامتی (قائممقام خردسرای مشهد)
میر جلالالدین کزازی
خوشآمدگویی:
جواد لطفعلیزاده (مدیر خردسرای تبریز)
سخنرانان:
چنگیز مولایی
جواد رنجبر درخشیلر
علی آستانه
محمدعلی سلیمانی
مهین حاجیزاده
رفیقه محمدی
بهمن دمشقى خيابانى
نقال:
سیروس مرادی
رها زارعی
و دیگر برنامههای فرهنگی و هنری
زمان:
دوشنبه ۲۵ خرداد ۱۴۰۵ خورشیدی؛ ۹ صبح
جایگاه:
تبريز؛ بلوار آزادى، نرسيده به چهارراه لاله، جنب فروشگاه رفاه، کتابخانهٔ مرکزی استان آذربايجان شرقى، سالن نخجوانی
#اطلاع_رسانی
@IranDel_Channel
💢
سخنرانان (با ارسال پیام تصویری):
محمدجعفر یاحقی (مدیر خردسرای فردوسی مشهد)
علیرضا قیامتی (قائممقام خردسرای مشهد)
میر جلالالدین کزازی
خوشآمدگویی:
جواد لطفعلیزاده (مدیر خردسرای تبریز)
سخنرانان:
چنگیز مولایی
جواد رنجبر درخشیلر
علی آستانه
محمدعلی سلیمانی
مهین حاجیزاده
رفیقه محمدی
بهمن دمشقى خيابانى
نقال:
سیروس مرادی
رها زارعی
و دیگر برنامههای فرهنگی و هنری
زمان:
دوشنبه ۲۵ خرداد ۱۴۰۵ خورشیدی؛ ۹ صبح
جایگاه:
تبريز؛ بلوار آزادى، نرسيده به چهارراه لاله، جنب فروشگاه رفاه، کتابخانهٔ مرکزی استان آذربايجان شرقى، سالن نخجوانی
#اطلاع_رسانی
@IranDel_Channel
💢
👍34👎7
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
⚫️ بهروز رضوی از صداهای ماندگار ایران خاموش شد
بهروز رضوی (زادهٔ ۱۰ دی ۱۳۲۶) صداپیشه و مجری رادیو و تلویزیون بود. او همکاری خود را با رادیو در سال ۱۳۴۷ خورشیدی به عنوان گوینده آغاز کرد. بهروز رضوی روایت مجموعهٔ مستند ایران را بر عهده داشته و همچنین سرایندهٔ ترانههای مشهوری همچون کویر دل و گمشده با صدای مرجان همچنین آلبوم ازدحام سکوت است. او همچنین سابقه همکاری رادیویی با مهدی اخوان ثالث را دارد.
بهروز رضوط پس از گذراندن یک دوره بیماری، شامگاه یکشنبه ۲۴ خرداد ۱۴۰۵ خورشیدی دار فانی را وداع گفت.
یاد و نامشان مانا
#یادها | #اطلاع_رسانی
@IranDel_Channel
💢
بهروز رضوی (زادهٔ ۱۰ دی ۱۳۲۶) صداپیشه و مجری رادیو و تلویزیون بود. او همکاری خود را با رادیو در سال ۱۳۴۷ خورشیدی به عنوان گوینده آغاز کرد. بهروز رضوی روایت مجموعهٔ مستند ایران را بر عهده داشته و همچنین سرایندهٔ ترانههای مشهوری همچون کویر دل و گمشده با صدای مرجان همچنین آلبوم ازدحام سکوت است. او همچنین سابقه همکاری رادیویی با مهدی اخوان ثالث را دارد.
بهروز رضوط پس از گذراندن یک دوره بیماری، شامگاه یکشنبه ۲۴ خرداد ۱۴۰۵ خورشیدی دار فانی را وداع گفت.
یاد و نامشان مانا
#یادها | #اطلاع_رسانی
@IranDel_Channel
💢
👍31👎1
ایراندل | IranDel
🔴 آیین گشایشِ «خردسرای فردوسیِ تبريز» سخنرانان (با ارسال پیام تصویری): محمدجعفر یاحقی (مدیر خردسرای فردوسی مشهد) علیرضا قیامتی (قائممقام خردسرای مشهد) میر جلالالدین کزازی خوشآمدگویی: جواد لطفعلیزاده (مدیر خردسرای تبریز) سخنرانان: چنگیز مولایی جواد…
🔴 افتتاح «خردسرای فردوسی» در کتابخانهٔ مرکزی تبریز
به گزارش روابط عمومی ادارهکل کتابخانههای عمومی آذربایجان شرقی، همایش فردوسی و آیین افتتاح «خردسرای فردوسی» با حضور جمعی از استادان، پژوهشگران، شاهنامهپژوهان، شاعران، هنرمندان و علاقهمندان به زبان و ادب فارسی در کتابخانه مرکزی تبریز برگزار شد.
این همایش با هدف گسترشِ اندیشهها و آموزههای حکیم ابوالقاسم فردوسی، پاسداشت زبان و ادب فارسی، ترویج فرهنگ ایرانی ـ اسلامی و فراهمسازی بستری برای فعالیتهای علمی، پژوهشی و فرهنگی در حوزهٔ شاهنامه و ادبیات حماسی برگزار شد.
در این مراسم، مدیرکل کتابخانههای عمومی آذربایجان شرقی و جمعی از اهالی شعر و ادب به بیان دیدگاههای خود دربارهٔ جایگاه فردوسی در حفظ هویتِ ملّی، نقش شاهنامه در تقویت روحیهٔ خودباوری و اهمیت انتقال میراث فرهنگی و ادبی به نسلهای آینده پرداختند.
همچنین استادان، پژوهشگران و شاهنامهپژوهان حاضر در همایش با ارائهٔ سخنرانیها و مباحث تخصصی، ابعاد مختلف اندیشهٔ فردوسی و تأثیر آثار وی بر فرهنگ و تمدنِ ایرانی را مورد بررسی قرار دادند.
افتتاح «خردسرای فردوسی» در کتابخانهٔ مرکزی تبریز گامی در راستای توسعهٔ فعالیتهای فرهنگی و ادبی، حمایت از پژوهشهای شاهنامهپژوهی و ایجاد فضایی برای گردهمایی فرهیختگان، پژوهشگران و دوستداران زبان و ادب فارسی به شمار میرود. این مرکز فرهنگی به بهرهگیری از ظرفیت کتابخانهٔ عمومی، زمینهٔ برگزاری نشستهای علمی، ادبی و پژوهشی مرتبط با آثار و اندیشههای حکیم ابوالقاسم فردوسی را فراهم خواهد کرد.
🔴 بُنمایه:
پایگاه اطلاعرسانی نهاد کتابخانههای عمومی کشور
#اطلاع_رسانی
@IranDel_Channel
💢
🔴 افتتاح «خردسرای فردوسی» در کتابخانهٔ مرکزی تبریز
به گزارش روابط عمومی ادارهکل کتابخانههای عمومی آذربایجان شرقی، همایش فردوسی و آیین افتتاح «خردسرای فردوسی» با حضور جمعی از استادان، پژوهشگران، شاهنامهپژوهان، شاعران، هنرمندان و علاقهمندان به زبان و ادب فارسی در کتابخانه مرکزی تبریز برگزار شد.
این همایش با هدف گسترشِ اندیشهها و آموزههای حکیم ابوالقاسم فردوسی، پاسداشت زبان و ادب فارسی، ترویج فرهنگ ایرانی ـ اسلامی و فراهمسازی بستری برای فعالیتهای علمی، پژوهشی و فرهنگی در حوزهٔ شاهنامه و ادبیات حماسی برگزار شد.
در این مراسم، مدیرکل کتابخانههای عمومی آذربایجان شرقی و جمعی از اهالی شعر و ادب به بیان دیدگاههای خود دربارهٔ جایگاه فردوسی در حفظ هویتِ ملّی، نقش شاهنامه در تقویت روحیهٔ خودباوری و اهمیت انتقال میراث فرهنگی و ادبی به نسلهای آینده پرداختند.
همچنین استادان، پژوهشگران و شاهنامهپژوهان حاضر در همایش با ارائهٔ سخنرانیها و مباحث تخصصی، ابعاد مختلف اندیشهٔ فردوسی و تأثیر آثار وی بر فرهنگ و تمدنِ ایرانی را مورد بررسی قرار دادند.
افتتاح «خردسرای فردوسی» در کتابخانهٔ مرکزی تبریز گامی در راستای توسعهٔ فعالیتهای فرهنگی و ادبی، حمایت از پژوهشهای شاهنامهپژوهی و ایجاد فضایی برای گردهمایی فرهیختگان، پژوهشگران و دوستداران زبان و ادب فارسی به شمار میرود. این مرکز فرهنگی به بهرهگیری از ظرفیت کتابخانهٔ عمومی، زمینهٔ برگزاری نشستهای علمی، ادبی و پژوهشی مرتبط با آثار و اندیشههای حکیم ابوالقاسم فردوسی را فراهم خواهد کرد.
🔴 بُنمایه:
پایگاه اطلاعرسانی نهاد کتابخانههای عمومی کشور
#اطلاع_رسانی
@IranDel_Channel
💢
Telegram
ایراندل | IranDel
🔴 آیین گشایشِ «خردسرای فردوسیِ تبريز»
سخنرانان (با ارسال پیام تصویری):
محمدجعفر یاحقی (مدیر خردسرای فردوسی مشهد)
علیرضا قیامتی (قائممقام خردسرای مشهد)
میر جلالالدین کزازی
خوشآمدگویی:
جواد لطفعلیزاده (مدیر خردسرای تبریز)
سخنرانان:
چنگیز مولایی
جواد…
سخنرانان (با ارسال پیام تصویری):
محمدجعفر یاحقی (مدیر خردسرای فردوسی مشهد)
علیرضا قیامتی (قائممقام خردسرای مشهد)
میر جلالالدین کزازی
خوشآمدگویی:
جواد لطفعلیزاده (مدیر خردسرای تبریز)
سخنرانان:
چنگیز مولایی
جواد…
👍29👎2
🔴 «ایرانشهر» کجاست؟
جغرافیایی که هنوز زنده است!
وقتی از «ایرانشهر» یا «ایران بزرگ فرهنگی» حرف میزنیم، منظورمان مرزهای سیاسی و خطکشیهای روی کاغذ نیست؛ بلکه از یک روح مشترک حرف میزنیم. سرزمینی پهناور که مرزهایش با «شعر»، «هنر» و «اندیشه» کشیده شده است، نه با شمشیر.
در این پست، سفری کردهایم به جغرافیای بینظیر تمدن ایرانی؛ از قفقاز سرسبز تا قلب آسیای میانه. شهرهایی مثل سمرقند، بخارا، بلخ و هرات که روزگاری مهد پرورش نوابغی چون مولانا، ابنسینا، خوارزمی، ابوریحان بیرونی و کمالالدین بهزاد بودهاند.
برای مطالعۀ بیشتر، «تصاویر» را ببینید.
🔴 بُنمایه:
مؤسسهٔ نیمروز
@IranDel_Channel
💢
جغرافیایی که هنوز زنده است!
وقتی از «ایرانشهر» یا «ایران بزرگ فرهنگی» حرف میزنیم، منظورمان مرزهای سیاسی و خطکشیهای روی کاغذ نیست؛ بلکه از یک روح مشترک حرف میزنیم. سرزمینی پهناور که مرزهایش با «شعر»، «هنر» و «اندیشه» کشیده شده است، نه با شمشیر.
در این پست، سفری کردهایم به جغرافیای بینظیر تمدن ایرانی؛ از قفقاز سرسبز تا قلب آسیای میانه. شهرهایی مثل سمرقند، بخارا، بلخ و هرات که روزگاری مهد پرورش نوابغی چون مولانا، ابنسینا، خوارزمی، ابوریحان بیرونی و کمالالدین بهزاد بودهاند.
برای مطالعۀ بیشتر، «تصاویر» را ببینید.
🔴 بُنمایه:
مؤسسهٔ نیمروز
@IranDel_Channel
💢
👍38👎3
ایراندل | IranDel
. 🔴 آیا گرگ توتم مردم آذربایجان است؟ (نقد و بررسی تاریخی و متنشناختی یک ادعا) ✍️ محمد جعفری (قنواتی) چکیده: سالهای اخیر گاه در شماری از نشریات محلی آذربایجان، گرگ به عنوان تـوتم مردم آذربایجان مطرح شده است. عدهای نیز که خود را «هویتطلـب» مینامنـد…
Telegram
ایراندل + | + IranDel
🔴 ناسیونالیسم تصنعیِ تُرک و پریشانیهای قومیقبیلهای آن در ایران
گرگ «توتم و نماد آذربایجان» نیست!
✍️ نیما عظیمی
ناسیونالیسم تصنعی تُرک و پریشانیهای قومیقبیلهای آن از اواسط قرن ۱۹ شکلی سیاسی به خود گرفت. این جریان از همان آغاز، ماهیت قومیقبیلهای داشت نه ماهیت ملّی؛ بنابراین در تلاش بود که در عصر دولت-ملتها یک هویت و ملیّت برای خودش دست و پا کند. در نهایت این گداییهای ناسیونالیستی تبدیل به یک ایدئولوژی محض شد و جریان پانترکیسم نیز زادهٔ همان است.
پانترکیسم از همان آغاز در تلاش بوده که بخش بزرگی از چیستی و هویت خود را در زدودن و نفیِ هویتِ ایرانی آذربایجانیها تعریف کند؛ هویت آذریها را با عنوان تُرک جعل کرده و مذبوحانه تلاش کرده است که آذربایجانِ تمامایرانی را در بخشی از جریان برساختهٔ «ناسیونالیسم تُرک» یا «ملّت تُرک» زورچِپان کند!
از جمله دستدرازیهای سیاسیِ جریان واگرای پانترکیسم در این زمینه، دروغ بزرگ آنان در معرفی گرگ به عنوان توتم یا نماد آذربایجان است! پانترکیسم با لباسِ فرهنگ و مظلومنماییهای فرهنگی پا به میدان سیاست و ایرانستیزی نهاده است.
اما اینکه گرگ نماد یا توتم مردم آذربایجان است یا خیر؟! نیاز به یک پیشجمله کوتاه در مورد مفهوم «توتم» و «توتمباوری» دارد. توتم یعنی آن موجودی که یک گروه انسانی یا قبیله یا طایفهای آن را نیا یا جَدِ مقدّسِ خود میدانند. این توتم، اغلب یک «حیوان» است.
از سالها پیش تا به امروز، عدهای از سر ناآگاهی و به سهو، عدهای نیز کاملاً هدفمند و به عمد در تلاشند که گرگ را به عنوان توتم آذربایجان معرفی کنند! این درحالیست که حیوان گرگ کمترین پیوندی با فرهنگ آذربایجان ندارد. نسبت دادنِ توتم گرگ به فرهنگ و تاریخ آذربایجان، حرکتی کاملاً سیاسی و در راستای جُداسازی ایران و آذربایجان از همدیگر است.
روشن است که برای اثبات هر ادعایی ضرورت دارد که با سند و مدرکِ علمیِ معتبر سخن گفته شود. بنابراین، در این بخش اشارهای خواهم داشت به نام استاد «محمد جعفری قنواتی» که به حق، یک دانشنامهٔ زنده در این زمینه یعنی مفاهیم فولکلور میباشد. هماو که عضو شورای عالیِ علمیِ مرکز دایرةالمعارف بزرگ اسلامی، عضو شورای علمی دانشنامهٔ فرهنگ مردم از سال ۸۸، ویراستار علمیِ دانشنامهٔ فرهنگ مردم از سال۹۱، و صاحب آثار فراوان علمی و معتبر دیگر از جمله « درآمدی بر فولکلور ایران» است.
براساسِ نظریهٔ تخصصیِ این دانشمند، «گرگ هرگز توتم و نمادِ آذربایجان نبود و نیست».
برای مثال، بنابر گفته «محمد جعفری قنواتی» در مورد باورهای اهالی آذرشهر در آذربایجان شرقی: «چوپانان این شهر بر این باورند که اگر کسی ناخودآگاه کلمهٔ ترکیآذریِ "قورد" یعنی "گرگ" را به زبان آورد، سر و کله گرگ همانساعت همانجا پیدا میشود».
هماو اشارهای دارد به بازی مشهور «گرگم و گلّه میبرم»، که بیانگر درندهخویی و دزد بودن گرگ است.
برای دریافت این نظریه، رجوع کنید به: (اينجا)
البته این نگاهِ منفی و سرشار از نفرت نسبت به گرگ، مختص آذرشهر نبوده و در جایجایِ مناطق آذرینشین ازجمله زنجان و ارومیه و... نیز جاری است.
یک مصداق بارز دیگر از «استاد شهریار تبریزی» میآورم. شهریار در همین راستا شعری به زبان ترکیِ آذری سروده که چند بیت از آن را به همراه ترجمه میآورم:
«ایتیمیز قورد اولالی، بیزده قاییتدیق قویون اولدوق
ایت ایله قول- بویون اولدوق
وقتی سگمان گرگ شد، ما بازگشتیم و همچون گوسفندان همراه صمیمی سگ شدیم
قوردوموز دیشلرینی هی قارا داشلاردا ایتیلتدی
قویونون دا ایشی بیتدی!
گرگ دندانهایش را با سنگ سیاه تیز کرد و کار گوسفند تمام شد!
سون، سوخولدی سورویه، بیر سورونی سؤکدی- داغیتدی
اکیلیب، ایت گئدیب ایتدی
بالاخره گرگ به گلّه حمله برد و گلّه را پاره پاره کرد. سگ نیز گم و گور شد»...
نکتهٔ قابل تأمل در مورد این سرودهٔ استاد شهریار و گرگ در این شعر اینجاست که، بدون شک استاد شهریار به اندازهای خردمند و آگاه و با دانش بود که اگر گرگ نماد یا توتم آذربایجان باشد، اصلاً چنین شعری را نمیسرود.
به هر روی، یک سری گروههای هدفمند به تقابل با فرهنگ پاک و تمامایرانیِ آذربایجان برخاستهاند؛ که باید با روشنگری در برابر این جریانهای ایرانستیز ایستاد و پاسخشان را داد.
به عنوان نگارندهٔ این سطور از شهر تبریز، با صدای بلند میگویم: هرگونه ادّعا در مورد پیوند آذربایجان با نماد گرگ یا کتاب دهدهقورد، ادعایی نادرست و البته هدفمند میباشد! ریشهٔ این نفرتپراکنیها و تحرکاتِ ضدِّ ایرانی، کاملاً سیاسی است.
🔴 بنمایه:
روزنامهٔ زنگان امروز؛ شمارهٔ ۳٠ خرداد ۱۴٠۵ خورشیدی
@IranDel_Channel
💢
🔴 ناسیونالیسم تصنعیِ تُرک و پریشانیهای قومیقبیلهای آن در ایران
گرگ «توتم و نماد آذربایجان» نیست!
✍️ نیما عظیمی
ناسیونالیسم تصنعی تُرک و پریشانیهای قومیقبیلهای آن از اواسط قرن ۱۹ شکلی سیاسی به خود گرفت. این جریان از همان آغاز، ماهیت قومیقبیلهای داشت نه ماهیت ملّی؛ بنابراین در تلاش بود که در عصر دولت-ملتها یک هویت و ملیّت برای خودش دست و پا کند. در نهایت این گداییهای ناسیونالیستی تبدیل به یک ایدئولوژی محض شد و جریان پانترکیسم نیز زادهٔ همان است.
پانترکیسم از همان آغاز در تلاش بوده که بخش بزرگی از چیستی و هویت خود را در زدودن و نفیِ هویتِ ایرانی آذربایجانیها تعریف کند؛ هویت آذریها را با عنوان تُرک جعل کرده و مذبوحانه تلاش کرده است که آذربایجانِ تمامایرانی را در بخشی از جریان برساختهٔ «ناسیونالیسم تُرک» یا «ملّت تُرک» زورچِپان کند!
از جمله دستدرازیهای سیاسیِ جریان واگرای پانترکیسم در این زمینه، دروغ بزرگ آنان در معرفی گرگ به عنوان توتم یا نماد آذربایجان است! پانترکیسم با لباسِ فرهنگ و مظلومنماییهای فرهنگی پا به میدان سیاست و ایرانستیزی نهاده است.
اما اینکه گرگ نماد یا توتم مردم آذربایجان است یا خیر؟! نیاز به یک پیشجمله کوتاه در مورد مفهوم «توتم» و «توتمباوری» دارد. توتم یعنی آن موجودی که یک گروه انسانی یا قبیله یا طایفهای آن را نیا یا جَدِ مقدّسِ خود میدانند. این توتم، اغلب یک «حیوان» است.
از سالها پیش تا به امروز، عدهای از سر ناآگاهی و به سهو، عدهای نیز کاملاً هدفمند و به عمد در تلاشند که گرگ را به عنوان توتم آذربایجان معرفی کنند! این درحالیست که حیوان گرگ کمترین پیوندی با فرهنگ آذربایجان ندارد. نسبت دادنِ توتم گرگ به فرهنگ و تاریخ آذربایجان، حرکتی کاملاً سیاسی و در راستای جُداسازی ایران و آذربایجان از همدیگر است.
روشن است که برای اثبات هر ادعایی ضرورت دارد که با سند و مدرکِ علمیِ معتبر سخن گفته شود. بنابراین، در این بخش اشارهای خواهم داشت به نام استاد «محمد جعفری قنواتی» که به حق، یک دانشنامهٔ زنده در این زمینه یعنی مفاهیم فولکلور میباشد. هماو که عضو شورای عالیِ علمیِ مرکز دایرةالمعارف بزرگ اسلامی، عضو شورای علمی دانشنامهٔ فرهنگ مردم از سال ۸۸، ویراستار علمیِ دانشنامهٔ فرهنگ مردم از سال۹۱، و صاحب آثار فراوان علمی و معتبر دیگر از جمله « درآمدی بر فولکلور ایران» است.
براساسِ نظریهٔ تخصصیِ این دانشمند، «گرگ هرگز توتم و نمادِ آذربایجان نبود و نیست».
برای مثال، بنابر گفته «محمد جعفری قنواتی» در مورد باورهای اهالی آذرشهر در آذربایجان شرقی: «چوپانان این شهر بر این باورند که اگر کسی ناخودآگاه کلمهٔ ترکیآذریِ "قورد" یعنی "گرگ" را به زبان آورد، سر و کله گرگ همانساعت همانجا پیدا میشود».
هماو اشارهای دارد به بازی مشهور «گرگم و گلّه میبرم»، که بیانگر درندهخویی و دزد بودن گرگ است.
برای دریافت این نظریه، رجوع کنید به: (اينجا)
البته این نگاهِ منفی و سرشار از نفرت نسبت به گرگ، مختص آذرشهر نبوده و در جایجایِ مناطق آذرینشین ازجمله زنجان و ارومیه و... نیز جاری است.
یک مصداق بارز دیگر از «استاد شهریار تبریزی» میآورم. شهریار در همین راستا شعری به زبان ترکیِ آذری سروده که چند بیت از آن را به همراه ترجمه میآورم:
«ایتیمیز قورد اولالی، بیزده قاییتدیق قویون اولدوق
ایت ایله قول- بویون اولدوق
وقتی سگمان گرگ شد، ما بازگشتیم و همچون گوسفندان همراه صمیمی سگ شدیم
قوردوموز دیشلرینی هی قارا داشلاردا ایتیلتدی
قویونون دا ایشی بیتدی!
گرگ دندانهایش را با سنگ سیاه تیز کرد و کار گوسفند تمام شد!
سون، سوخولدی سورویه، بیر سورونی سؤکدی- داغیتدی
اکیلیب، ایت گئدیب ایتدی
بالاخره گرگ به گلّه حمله برد و گلّه را پاره پاره کرد. سگ نیز گم و گور شد»...
نکتهٔ قابل تأمل در مورد این سرودهٔ استاد شهریار و گرگ در این شعر اینجاست که، بدون شک استاد شهریار به اندازهای خردمند و آگاه و با دانش بود که اگر گرگ نماد یا توتم آذربایجان باشد، اصلاً چنین شعری را نمیسرود.
به هر روی، یک سری گروههای هدفمند به تقابل با فرهنگ پاک و تمامایرانیِ آذربایجان برخاستهاند؛ که باید با روشنگری در برابر این جریانهای ایرانستیز ایستاد و پاسخشان را داد.
به عنوان نگارندهٔ این سطور از شهر تبریز، با صدای بلند میگویم: هرگونه ادّعا در مورد پیوند آذربایجان با نماد گرگ یا کتاب دهدهقورد، ادعایی نادرست و البته هدفمند میباشد! ریشهٔ این نفرتپراکنیها و تحرکاتِ ضدِّ ایرانی، کاملاً سیاسی است.
🔴 بنمایه:
روزنامهٔ زنگان امروز؛ شمارهٔ ۳٠ خرداد ۱۴٠۵ خورشیدی
@IranDel_Channel
💢
👍48👎4
🔴 ایران؛ مادری که بایست بر دیده نهاد
✍️ ذبیحالله صفا؛ استاد فقید زبان و ادبیات فارسی دانشگاه تهران
« مملکت من شایستهٔ احترام است و من این احترام را همیشه نگهداشتهام. مملکت من سرزمینیست که نزدیک چهار هزار سال پیشروِ ممالکِ متمدن دنیا بوده است، و من این حرف را از روی خودپرستی نمیزنم. بلکه این حقیقت است. و چنین مملکتی را باید دوست داشت، باید نسبت به او متواضع بود، باید او را عزیز داشت و من [عزیز] میدارم. همین حالت در من هست به گفتهٔ آن شاعر عرب: «من او را در روزگار سخت، و در روزگار خوش، در هر دو دوست داشتم، و در هر دو به یادش بودم، و در هر دو [حال] او را محترم داشتم و دارم». مملکت ما مملکتیست که با فرهنگ عمیقش شایستگی این را دارد که هیچگاه، به هیچ وجه، به هیچ طریق، از یاد ساکنان خودش، و از یاد فرزندان خودش غافل نماند، و فرزندان آن هم موظفاند که چنین مادری را بپرستند، چنین مادری را احترام کنند، و چنین مادری را در حقیقت بر روی چشم بگذارند.»
____
🔴 برای آشنایی با کتابهای استاد ذبیحالله صفا به «اینجا» بازگشت کنید.
@IranDel_Channel
💢
✍️ ذبیحالله صفا؛ استاد فقید زبان و ادبیات فارسی دانشگاه تهران
« مملکت من شایستهٔ احترام است و من این احترام را همیشه نگهداشتهام. مملکت من سرزمینیست که نزدیک چهار هزار سال پیشروِ ممالکِ متمدن دنیا بوده است، و من این حرف را از روی خودپرستی نمیزنم. بلکه این حقیقت است. و چنین مملکتی را باید دوست داشت، باید نسبت به او متواضع بود، باید او را عزیز داشت و من [عزیز] میدارم. همین حالت در من هست به گفتهٔ آن شاعر عرب: «من او را در روزگار سخت، و در روزگار خوش، در هر دو دوست داشتم، و در هر دو به یادش بودم، و در هر دو [حال] او را محترم داشتم و دارم». مملکت ما مملکتیست که با فرهنگ عمیقش شایستگی این را دارد که هیچگاه، به هیچ وجه، به هیچ طریق، از یاد ساکنان خودش، و از یاد فرزندان خودش غافل نماند، و فرزندان آن هم موظفاند که چنین مادری را بپرستند، چنین مادری را احترام کنند، و چنین مادری را در حقیقت بر روی چشم بگذارند.»
____
🔴 برای آشنایی با کتابهای استاد ذبیحالله صفا به «اینجا» بازگشت کنید.
@IranDel_Channel
💢
فروشگاه اینترنتی ایران کتاب
کتاب های ذبیح الله صفا | ایران کتاب
معرفی و خرید کتاب های ذبیح الله صفا
👍33👎2
🔴 بنیاد ایرانشناسی استان آذربایجان شرقی با همکاری انتشارات امیرکبیر تهران برگزار میکند:
آیین رونمایی از چاپ جدیدِ دیوان حافظ، تصحیح زندهیاد دکتر رشید عیوضی، استاد فقید گروه ادبیات فارسی دانشگاه تبریز
این نسخه از دیوان حافظ در محافلِ علمی جهان به «حافظِ تبریز» معروف است.
سخنرانان:
محمدعلی موسیزاده
سعید کریمی
حسن اسدی تبریزی
محمد طاهری خسروشاهی
زمان:
دوشنبه هشتم تیرماه ۱۴۰۵ خورشیدی، ساعت ۱۷
جایگاه:
تبریز، خیابان ثقهالاسلام، کوی سرخاب، خانۀ تاریخی شربتاوغلی، بنیاد ایرانشناسی استان آذربایجان شرقی
#اطلاع_رسانی
@IranDel_Channel
💢
آیین رونمایی از چاپ جدیدِ دیوان حافظ، تصحیح زندهیاد دکتر رشید عیوضی، استاد فقید گروه ادبیات فارسی دانشگاه تبریز
این نسخه از دیوان حافظ در محافلِ علمی جهان به «حافظِ تبریز» معروف است.
سخنرانان:
محمدعلی موسیزاده
سعید کریمی
حسن اسدی تبریزی
محمد طاهری خسروشاهی
زمان:
دوشنبه هشتم تیرماه ۱۴۰۵ خورشیدی، ساعت ۱۷
جایگاه:
تبریز، خیابان ثقهالاسلام، کوی سرخاب، خانۀ تاریخی شربتاوغلی، بنیاد ایرانشناسی استان آذربایجان شرقی
#اطلاع_رسانی
@IranDel_Channel
💢
👍27👎3
Forwarded from ایراندل | IranDel
🔴 برشی از کتاب مکتبِ حافظ
✍️ منوچهر مرتضوی، حافظشناس
▪️قریب چهل سال پیش از استاد بدیعالزمان فروزانفر پرسیدم چرا با بصیرت و تبحری کمنظیر که دربارهٔ مشرب و طرز سخن و نکات باریک شعرِ حافظ دارند عنانِ تحقیق و تألیف به سوى لسانالغيب معطوف نمیدارند تا پیادگانی امثال بنده که تهوّر و جسارتی از سر ناپختگی دارند و چیزی درباره حافظ مینویسند ناگزیر نباشند بدایع نظر بدیع الزمان را از خلال سخنان ایشان استنباط یا در مواردی مشخص به نقل افاضات شفاهی اکتفا نمایند. تأملی نمودند و فرمودند:
«عرصهٔ ظاهر و باطن شعر حافظ مزلّه است».
به همین پاسخ کوتاه و قليل و دلیل بسنده کردند و بنده نیز که مقصودشان را در حد فهم و اندیشه خود دریافته بودم تصديع بیشتر روا ندیدم.
اگرچه عرصهٔ غزلسرایی او مزلّه و لغزشگاه است ولی در عظمتش هرگز تردید نکنیم، که هرچه گفته و آنچه سروده طوطیصفت تلقین و درس استاد ازل بوده و بازتاب فغان و غوغای آن ناشناس لاهوتی از اندرون سویدای دلش. به عبارت دیگر میتوان گفت جولان هنر ساحرانهٔ شاعری در عوالم خودآگاهی و ناخودآگاهی و زبّر آگاهی حافظ سرچشمهٔ این همهٔ تنوع و تفنن ذوقی و حکمی و عرفانی و اخلاقی و اجتماعی به شمار میرود.
آن روزگار که تذکرهنویسان و ادیبان او را صرفاً غزلسرایی بزرگ یا شاعری عارف میدانستند سپری شده است. تنها در شاعری اجماع و اتّفاق نظر وجود دارد، ولی مسأله که ماهیّت و روح و مشرب و جهانبینی او در کدام عرصه از مشربهای هنر شاعریِ مطلق و نبوغ ذوق و بیان، عرفان و تصوّف، مشرب ملامتی یا قلندری، حکمت و دیدگاه فلسفی، مشرب ادریه یا لاادریه و بالاخره دیدگاه اجتماعی و اخلاقی به صورت جامع و مانع قابل تعریف است، بنده به نظرم امکانپذیر نمینماید.
به همین علت ناگزیر عنوان «مشرب رندی» را که لااقل خود حافظ بارها تصریح نموده رساترین و فعلاً دقیقترین عنوان برای تعریف مشرب او میدانیم. میتوان گفت عصارهٔ همه مباحثی که در متن کتاب و ضمائم و مقدمههای آن مشروح است تعریف تفصیلی این عنوان را به دست میدهد.
🔴 پینوشت:
مَزَلَّه: لغزشگاه. در مقدمهٔ این کتاب ارجمند استاد مرتضوی پیرو آن سخن کوتاه استادشان بدیع الزمان فروزانفر تشریح میکنند که چرا عرصهٔ حافظشناسی لغزشگاه است. رحمة الله علیهم اجمعین!
چراغِ صاعقهٔ آن سحاب روشن باد
که زد به خرمنِ ما آتشِ محبتِ او
@IranDel_Channel
💢
✍️ منوچهر مرتضوی، حافظشناس
▪️قریب چهل سال پیش از استاد بدیعالزمان فروزانفر پرسیدم چرا با بصیرت و تبحری کمنظیر که دربارهٔ مشرب و طرز سخن و نکات باریک شعرِ حافظ دارند عنانِ تحقیق و تألیف به سوى لسانالغيب معطوف نمیدارند تا پیادگانی امثال بنده که تهوّر و جسارتی از سر ناپختگی دارند و چیزی درباره حافظ مینویسند ناگزیر نباشند بدایع نظر بدیع الزمان را از خلال سخنان ایشان استنباط یا در مواردی مشخص به نقل افاضات شفاهی اکتفا نمایند. تأملی نمودند و فرمودند:
«عرصهٔ ظاهر و باطن شعر حافظ مزلّه است».
به همین پاسخ کوتاه و قليل و دلیل بسنده کردند و بنده نیز که مقصودشان را در حد فهم و اندیشه خود دریافته بودم تصديع بیشتر روا ندیدم.
اگرچه عرصهٔ غزلسرایی او مزلّه و لغزشگاه است ولی در عظمتش هرگز تردید نکنیم، که هرچه گفته و آنچه سروده طوطیصفت تلقین و درس استاد ازل بوده و بازتاب فغان و غوغای آن ناشناس لاهوتی از اندرون سویدای دلش. به عبارت دیگر میتوان گفت جولان هنر ساحرانهٔ شاعری در عوالم خودآگاهی و ناخودآگاهی و زبّر آگاهی حافظ سرچشمهٔ این همهٔ تنوع و تفنن ذوقی و حکمی و عرفانی و اخلاقی و اجتماعی به شمار میرود.
آن روزگار که تذکرهنویسان و ادیبان او را صرفاً غزلسرایی بزرگ یا شاعری عارف میدانستند سپری شده است. تنها در شاعری اجماع و اتّفاق نظر وجود دارد، ولی مسأله که ماهیّت و روح و مشرب و جهانبینی او در کدام عرصه از مشربهای هنر شاعریِ مطلق و نبوغ ذوق و بیان، عرفان و تصوّف، مشرب ملامتی یا قلندری، حکمت و دیدگاه فلسفی، مشرب ادریه یا لاادریه و بالاخره دیدگاه اجتماعی و اخلاقی به صورت جامع و مانع قابل تعریف است، بنده به نظرم امکانپذیر نمینماید.
به همین علت ناگزیر عنوان «مشرب رندی» را که لااقل خود حافظ بارها تصریح نموده رساترین و فعلاً دقیقترین عنوان برای تعریف مشرب او میدانیم. میتوان گفت عصارهٔ همه مباحثی که در متن کتاب و ضمائم و مقدمههای آن مشروح است تعریف تفصیلی این عنوان را به دست میدهد.
🔴 پینوشت:
مَزَلَّه: لغزشگاه. در مقدمهٔ این کتاب ارجمند استاد مرتضوی پیرو آن سخن کوتاه استادشان بدیع الزمان فروزانفر تشریح میکنند که چرا عرصهٔ حافظشناسی لغزشگاه است. رحمة الله علیهم اجمعین!
چراغِ صاعقهٔ آن سحاب روشن باد
که زد به خرمنِ ما آتشِ محبتِ او
@IranDel_Channel
💢
👍25👎1
🔴 نکتهدانِ مکتبِ حافظ
✍️ محمّد طاهرى خسروشاهى
منوچهر مرتضوی، تاریخنگار، ادیب، محقّق معاصر، استاد نامدار و رئیس پیشین دانشگاه تبریز، که در زمینههاى مختلف ادبى، از جمله شاهنامهپژوهى و مولوىشناسى، بهویژه در عرصۀ طرح اساسىترین مباحث دربارۀ شناخت جهانبینى حافظ و بررسى مختصّات فکرى و زبانى او، آثار و نوشتههاى ماندگارى تألیف کرد.
مرتضوى در زمینههاى مختلف زبان و ادبیّات فارسى، کتابها و مقالههاى محقّقانهاى نوشت. با اینحال، باید او را از «پیشگامان و پرچمداران نهضت حافظپژوهى» در ایران بهشمار آورد. آثار او بهترتیب زمان انتشار چنین است:
چراغ نیممرده؛ جامجم یا تحقیق در دیوان حافظ؛ مکتب حافظ یا مقدّمه بر حافظشناسى؛ مسائل عصر ایلخانان؛ زبان دیرین آذربایجان؛ فردوسى و شاهنامه؛ جهانبینى و حکمت مولانا.
(مقالهای از دانشنامۀ زبان و ادب فارسی)
🔴 متن مقاله را در تارنمای فرهنگستان زبان و ادب فارسی از «اینجا» بخوانید.
@IranDel_Channel
💢
✍️ محمّد طاهرى خسروشاهى
منوچهر مرتضوی، تاریخنگار، ادیب، محقّق معاصر، استاد نامدار و رئیس پیشین دانشگاه تبریز، که در زمینههاى مختلف ادبى، از جمله شاهنامهپژوهى و مولوىشناسى، بهویژه در عرصۀ طرح اساسىترین مباحث دربارۀ شناخت جهانبینى حافظ و بررسى مختصّات فکرى و زبانى او، آثار و نوشتههاى ماندگارى تألیف کرد.
مرتضوى در زمینههاى مختلف زبان و ادبیّات فارسى، کتابها و مقالههاى محقّقانهاى نوشت. با اینحال، باید او را از «پیشگامان و پرچمداران نهضت حافظپژوهى» در ایران بهشمار آورد. آثار او بهترتیب زمان انتشار چنین است:
چراغ نیممرده؛ جامجم یا تحقیق در دیوان حافظ؛ مکتب حافظ یا مقدّمه بر حافظشناسى؛ مسائل عصر ایلخانان؛ زبان دیرین آذربایجان؛ فردوسى و شاهنامه؛ جهانبینى و حکمت مولانا.
(مقالهای از دانشنامۀ زبان و ادب فارسی)
🔴 متن مقاله را در تارنمای فرهنگستان زبان و ادب فارسی از «اینجا» بخوانید.
@IranDel_Channel
💢
👍25👎1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎥 بهرِ وطن
هموطن بهرِ وطن تا پایِ جان، تو بمان
از دل و جان به چنان، بهرِ ایران تو بخوان:
ایران ای مرزِ گوهر
مهدِ ایمان و هنر
دور از تو فتنه و شر
دور از تو ظلمِ بشر
ایران (نور حقیقت)
چامهسرا: عادل آبرخت
آهنگساز و خواننده: سیدرضا سجادی
بوشهر / خرداد ۱۴۰۵ خورشیدی
🔴 پینوشت:
ایران بیشتر با فرهنگ، تعریف و شناخته میشود و تداوم و پیوستگی ایران، بیشتر مدیونِ فرهنگ ایران است. فرهنگ ملی ایران که سازندهٔ هویت ملی ایرانیان است و همواره در طولِ تاریخ، تعریف خود در ذیلِ آن فرهنگ و هویت، رکن مهم و اصلیِ تعلّق به این سرزمین بوده است. این فرهنگ، ارکان مختلف داشته و دارد و تکبُعدی نیست و هر بُعد این فرهنگ سازندهٔ وجهی از هویتِ ملّی ایرانیست. فارغ از باورهای شخصی، دستکم باید ارکان مختلف فرهنگ ملی را شناخت.
@IranDel_Channel
💢
هموطن بهرِ وطن تا پایِ جان، تو بمان
از دل و جان به چنان، بهرِ ایران تو بخوان:
ایران ای مرزِ گوهر
مهدِ ایمان و هنر
دور از تو فتنه و شر
دور از تو ظلمِ بشر
ایران (نور حقیقت)
چامهسرا: عادل آبرخت
آهنگساز و خواننده: سیدرضا سجادی
بوشهر / خرداد ۱۴۰۵ خورشیدی
🔴 پینوشت:
ایران بیشتر با فرهنگ، تعریف و شناخته میشود و تداوم و پیوستگی ایران، بیشتر مدیونِ فرهنگ ایران است. فرهنگ ملی ایران که سازندهٔ هویت ملی ایرانیان است و همواره در طولِ تاریخ، تعریف خود در ذیلِ آن فرهنگ و هویت، رکن مهم و اصلیِ تعلّق به این سرزمین بوده است. این فرهنگ، ارکان مختلف داشته و دارد و تکبُعدی نیست و هر بُعد این فرهنگ سازندهٔ وجهی از هویتِ ملّی ایرانیست. فارغ از باورهای شخصی، دستکم باید ارکان مختلف فرهنگ ملی را شناخت.
@IranDel_Channel
💢
👍40👎4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 سرود «جان نثاران»
اجرای گروه کُر دانشگاه ملّی ایران، دههٔ ۱۳۵۰ خورشیدی
ما جان نثارانیم
در راه وطن قربانیم
ما فرزندان سیروس و ساسانیم
در دل عشق وطن پرورانیم
در دامان میهن
با خون نوشتیم ای وطن
گر تو نباشی میهن،
نباشیم ما
در راه تو…
@IranDel_Channel
💢
اجرای گروه کُر دانشگاه ملّی ایران، دههٔ ۱۳۵۰ خورشیدی
ما جان نثارانیم
در راه وطن قربانیم
ما فرزندان سیروس و ساسانیم
در دل عشق وطن پرورانیم
در دامان میهن
با خون نوشتیم ای وطن
گر تو نباشی میهن،
نباشیم ما
در راه تو…
@IranDel_Channel
💢
👍29👎2
ایراندل | IranDel
🔴 بنیاد ایرانشناسی استان آذربایجان شرقی و انجمن ایرانی تاریخ (شعبهٔ آذربایجان شرقی) برگزار میکنند: «کلاسهای شاهنامهخوانی» آموزگار: لیلی خبّازی خوانش و گزارشِ داستانِ «فریدون - گفتار اندر آمدنِ سلم و تور به جنگ آفْریدون» زمان: دوشنبه ۲۵ خرداد ۱۴۰۵…
🔴 بنیاد ایرانشناسی استان آذربایجان شرقی و انجمن ایرانی تاریخ (شعبهٔ آذربایجان شرقی) برگزار میکنند:
«کلاسهای شاهنامهخوانی»
آموزگار:
لیلی خبّازی
زمان:
دوشنبه ۸ تیر ۱۴۰۵ خورشیدی، ساعت ۱۸
جایگاه:
تبریز، خیابان ثقهالاسلام، کوی سرخاب، خانۀ تاریخی شربتاوغلی، بنیاد ایرانشناسی استان آذربایجان شرقی
#اطلاع_رسانی
@IranDel_Channel
💢
🔴 بنیاد ایرانشناسی استان آذربایجان شرقی و انجمن ایرانی تاریخ (شعبهٔ آذربایجان شرقی) برگزار میکنند:
«کلاسهای شاهنامهخوانی»
آموزگار:
لیلی خبّازی
زمان:
دوشنبه ۸ تیر ۱۴۰۵ خورشیدی، ساعت ۱۸
جایگاه:
تبریز، خیابان ثقهالاسلام، کوی سرخاب، خانۀ تاریخی شربتاوغلی، بنیاد ایرانشناسی استان آذربایجان شرقی
#اطلاع_رسانی
@IranDel_Channel
💢
👍29👎4