Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎥 «تارِ ایرانی» در «ایوانِ خسرو»
نوازنده:
علی قمصری
جایگاه انجام:
ایوان خسرو (طاق کسری) در تیسفون، پایتختِ ایران در دورهٔ ساسانی
زمانِ انجام:
آغازین روزهای دی ماه ۱۴۰۴ خورشیدی
@IranDel_Channel
💢
نوازنده:
علی قمصری
جایگاه انجام:
ایوان خسرو (طاق کسری) در تیسفون، پایتختِ ایران در دورهٔ ساسانی
زمانِ انجام:
آغازین روزهای دی ماه ۱۴۰۴ خورشیدی
@IranDel_Channel
💢
👍33👎7
Telegram
ایراندل + | + IranDel
🔴 آسیا به شکلِ «پگاسوس»
✍️ آرش رئیسینژاد
نگارهٔ بالا به نقشهٔ «آسیا، دومین بخش زمین، به شکل پگاسوس» (به لاتین: Asia Secunda Pars Terrae in Forma Pegasi) اشاره دارد که هاینریش بونتینگ (۱۵۴۵–۱۶۰۶)، کشیش و نقشهنگار پروتستان آلمانی، در ۱۵۸۱ کشیده و کل قارهٔ آسیا را بسانِ پگاسوس، اسب بالدار در اساطیر یونانی، بر پایهٔ جعرافیای بطلمیوس ترسیم کرده بود.
بونتینگ ایران (پارس) را در مرکز اسب جای داده؛ جایگاهی که بازتاب درک اروپاییان سدهٔ شانزدهم بود که ایران صفوی (۱۵۰۱-۱۷۳۶) را تمدن مرکزی آسیا میدیدند و در دوران زندگی بونتینگ در اوج قدرت خود بود.
مرکزیت ایران در نقشه به پیوند پرسئوس و پارسیان (ایرانیان) اشاره دارد. پگاسوس، اسب «پرسئوس» یکی از سه پهلوان مهم اساطیر یونان باستان، در کنار برادرش «هراکلسِ» (هرکول) و «تسئوس»، بود که در آرگوليس (شمال یونان و مقدونیه) و غرب آسیای کوچک (ترکیهٔ کنونی) که همگی بخشی از شاهنشاهی ایران هخامنشی بود، آوازهٔ بیشتری داشت. برعکس، تسئوس پهلوان بومی آتن بود و هراکلس در تبس مشهور بود.
پرسئوس که فرزند زئوس، خدای خدایان، و دانائه بود، آندرومدا را از چنگال کراکن رهانید و با او ازدواج کرد و فرزندشان پرسس جد خاندان پرسئیدا گشت. بر پایهٔ اساطیر یونانی، پرسئوس جد پارسیان (ایرانیان) بهشمار میرفت!
جایگاه مرکزی پارس (ایران)، همچو شکم و تنهٔ اصلی پیکر پگاسوس که از خون مدوسا که بدست پرسئوس کشته شد زاده شده بود، برای خوانندگان اروپایی آن دوران بار نمادین ژرفی داشت.
نگارهٔ بونتینگ در سرزمین سبز رنگ ایران به چهار بخش پارس، ماد پارت، کرمان و آشور اشاره دارد و آن را در میان دو دریای کاسپین و خلیج فارس (Sinus Persicum) جای داده است. این نگاره یکی از نخستین نقشههای اروپایی است که از واژهٔ Persicum برای این آبراهه بهره برده است.
سِند در خاور و دجله در باختر مرزهای کشور را تشکیل داده و نشان از جایگاه محوری ایران در میان هند و میان رودان در برداشت پیشامدرن غرب دارد.
گنجاندن پارسه (تختجمشید یا پرسپولیس) و شوش که پایتختهای باستانی ایران بودند و در کتب مقدس یهودی-مسیحی (استر، دانیال، نحمیا) یاد شده نشان از شیفتگی اروپای رنسانس به دوران کلاسیک و کتاب مقدس داشت.
شهر معاصرتر بغداد نیز در حاشیه غربی دیده میشود که بازتاب نفوذ فرهنگی و سیاسی ایران بر میان رودان بود و وارث دیگر پایتخت باستانی ایران: تیسفون و مدائن!
پینوشت:
متنِ لاتینِ پایین نقشه به بلروفون اشاره دارد که شیمرا را میکشد، و استعاره پگاسوس آسیا را به تمثیلهای الهیاتی مسیحی پیوند میدهد؛ مسیح بهمثابه بلروفون که اژدها (شیطان) را مغلوب میکند.
@IranDel_Channel
💢
🔴 آسیا به شکلِ «پگاسوس»
✍️ آرش رئیسینژاد
نگارهٔ بالا به نقشهٔ «آسیا، دومین بخش زمین، به شکل پگاسوس» (به لاتین: Asia Secunda Pars Terrae in Forma Pegasi) اشاره دارد که هاینریش بونتینگ (۱۵۴۵–۱۶۰۶)، کشیش و نقشهنگار پروتستان آلمانی، در ۱۵۸۱ کشیده و کل قارهٔ آسیا را بسانِ پگاسوس، اسب بالدار در اساطیر یونانی، بر پایهٔ جعرافیای بطلمیوس ترسیم کرده بود.
بونتینگ ایران (پارس) را در مرکز اسب جای داده؛ جایگاهی که بازتاب درک اروپاییان سدهٔ شانزدهم بود که ایران صفوی (۱۵۰۱-۱۷۳۶) را تمدن مرکزی آسیا میدیدند و در دوران زندگی بونتینگ در اوج قدرت خود بود.
مرکزیت ایران در نقشه به پیوند پرسئوس و پارسیان (ایرانیان) اشاره دارد. پگاسوس، اسب «پرسئوس» یکی از سه پهلوان مهم اساطیر یونان باستان، در کنار برادرش «هراکلسِ» (هرکول) و «تسئوس»، بود که در آرگوليس (شمال یونان و مقدونیه) و غرب آسیای کوچک (ترکیهٔ کنونی) که همگی بخشی از شاهنشاهی ایران هخامنشی بود، آوازهٔ بیشتری داشت. برعکس، تسئوس پهلوان بومی آتن بود و هراکلس در تبس مشهور بود.
پرسئوس که فرزند زئوس، خدای خدایان، و دانائه بود، آندرومدا را از چنگال کراکن رهانید و با او ازدواج کرد و فرزندشان پرسس جد خاندان پرسئیدا گشت. بر پایهٔ اساطیر یونانی، پرسئوس جد پارسیان (ایرانیان) بهشمار میرفت!
جایگاه مرکزی پارس (ایران)، همچو شکم و تنهٔ اصلی پیکر پگاسوس که از خون مدوسا که بدست پرسئوس کشته شد زاده شده بود، برای خوانندگان اروپایی آن دوران بار نمادین ژرفی داشت.
نگارهٔ بونتینگ در سرزمین سبز رنگ ایران به چهار بخش پارس، ماد پارت، کرمان و آشور اشاره دارد و آن را در میان دو دریای کاسپین و خلیج فارس (Sinus Persicum) جای داده است. این نگاره یکی از نخستین نقشههای اروپایی است که از واژهٔ Persicum برای این آبراهه بهره برده است.
سِند در خاور و دجله در باختر مرزهای کشور را تشکیل داده و نشان از جایگاه محوری ایران در میان هند و میان رودان در برداشت پیشامدرن غرب دارد.
گنجاندن پارسه (تختجمشید یا پرسپولیس) و شوش که پایتختهای باستانی ایران بودند و در کتب مقدس یهودی-مسیحی (استر، دانیال، نحمیا) یاد شده نشان از شیفتگی اروپای رنسانس به دوران کلاسیک و کتاب مقدس داشت.
شهر معاصرتر بغداد نیز در حاشیه غربی دیده میشود که بازتاب نفوذ فرهنگی و سیاسی ایران بر میان رودان بود و وارث دیگر پایتخت باستانی ایران: تیسفون و مدائن!
پینوشت:
متنِ لاتینِ پایین نقشه به بلروفون اشاره دارد که شیمرا را میکشد، و استعاره پگاسوس آسیا را به تمثیلهای الهیاتی مسیحی پیوند میدهد؛ مسیح بهمثابه بلروفون که اژدها (شیطان) را مغلوب میکند.
@IranDel_Channel
💢
👍24👎2
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎥 اجرای فارسی هنرمندِ سمرقندی خانم «دیاره جعفری» در برنامهٔ تلویزیونی «آواز ازبکستان»
@IranDel_Channel
💢
@IranDel_Channel
💢
👍38👎4
ایراندل | IranDel
🔴 بنیاد ایرانشناسی استان آذربایجان شرقی و انجمن ایرانی تاریخ (شعبهٔ آذربایجان شرقی) برگزار میکنند: «کلاسهای شاهنامهخوانی» آموزگار: لیلی خبّازی خوانش و گزارشِ داستانِ «فریدون - گفتار اندر زادنِ منوچهر از مادر» زمان: دوشنبه ۱۸ خرداد ۱۴۰۵ خورشیدی،…
🔴 بنیاد ایرانشناسی استان آذربایجان شرقی و انجمن ایرانی تاریخ (شعبهٔ آذربایجان شرقی) برگزار میکنند:
«کلاسهای شاهنامهخوانی»
آموزگار:
لیلی خبّازی
خوانش و گزارشِ داستانِ «فریدون - گفتار اندر آمدنِ سلم و تور به جنگ آفْریدون»
زمان:
دوشنبه ۲۵ خرداد ۱۴۰۵ خورشیدی، ساعت ۱۸
جایگاه:
تبریز، خیابان ثقهالاسلام، کوی سرخاب، خانۀ تاریخی شربتاوغلی، بنیاد ایرانشناسی استان آذربایجان شرقی
#اطلاع_رسانی
@IranDel_Channel
💢
🔴 بنیاد ایرانشناسی استان آذربایجان شرقی و انجمن ایرانی تاریخ (شعبهٔ آذربایجان شرقی) برگزار میکنند:
«کلاسهای شاهنامهخوانی»
آموزگار:
لیلی خبّازی
خوانش و گزارشِ داستانِ «فریدون - گفتار اندر آمدنِ سلم و تور به جنگ آفْریدون»
زمان:
دوشنبه ۲۵ خرداد ۱۴۰۵ خورشیدی، ساعت ۱۸
جایگاه:
تبریز، خیابان ثقهالاسلام، کوی سرخاب، خانۀ تاریخی شربتاوغلی، بنیاد ایرانشناسی استان آذربایجان شرقی
#اطلاع_رسانی
@IranDel_Channel
💢
👍32👎3
Telegram
ایراندل + | + IranDel
🔴 آیین گشایش یک سازه با مقاصد فرهنگی و هنری یا آیین نفرتپراکنی شهرداری تبریز علیه وحدت و یکپارچگی ملی و ارکانِ هویت ملی؟!
یکی از باغهای بزرگ تبریز، باغشمال یا باغ شازده نام داشت، با چند عمارت عمدتاً قاجاری در داخلش، از جمله عمارتی با نام کلاهفرنگی. در دوران قاجار به ویژه عصرِ ناصری و مظفری، باغ تحت مالکیت منسوبان حکومتی و درباری قاجار و محلِّ برگزاری برخی از مراسمها بود.
در دوران جنبش مشروطه، محلِّ استقرار نیروهای حکومتی و استبدادی محمدعلی میرزای قاجار شد.
در جریان اشغال تبریز در ۱۲۹۰ خورشیدی هم محل استقرار نیروهای اشغالگرِ روس شد.
با انقراض قاجار و جمع شدنِ اسکان منسوبانِ درباری قاجار در اماکن دولتی در تهران و شهرهای بزرگ در حدود ۱۰۰ سال پیش، باغشمال تبریز و عمارتهایش که تحت مالکیت و محلِّ سکونت قاجاریان بود، عملاً از رونق افتاد.
اهالی اطراف باغ شروع به دخل و تصرف و ساخت و ساز در زمینهای باغ کردند و عمارتها هم از این دخل و تصرفها مصون نماندند.
با روی کار آمدن محمدعلی خان تربیت از چهرههای بسیار مهم و مشهور نهضت مشروطه در تبریز به عنوان شهردار تبریز در سال ۱۳۰۷ خورشیدی و به دلیل مشخص نبودن وضعیت حقوقی مالکیت باغشمال و عمارتهای آن و نیز هزینههای بالای نگهداری باغ و عمارتهایش وی با استناد به بندهای ۲ - ۲ و ۴ - ۲ قانون بلدیهٔ مشروطه مصوب ۱۲۸۶ خورشیدی و با تصویب شورای بلدیه (شهرداری) و به نام شهرداری تبریز بر باغشمال و عمارتهایش اعمال مالکیت کرد.
از حدود سال ۱۳۰۸ خورشیدی و بر اساس هماهنگیها در جلساتِ شورای بلدیه (شهرداری) تبریز و بر اساس طرحهای توسعه و مدرنسازی شهری به مانند پروژههای خیابانکشی و... مراحل تفکیک و نقشهبرداری و واگذاری زمینهای باغ شروع شد که بخشی نیز به ارتش واگذار شد.
در اسناد بلدیه (شهرداری) سال ۱۳۰۸ خورشیدی هیچ «بودجه یا ردیف اعتباری» برای مرمّت بناهای باغشمال از طرف اعضای شورای شهرداری تبریز پیشبینی نشده بود. گزارشهای فرسودگی نشان میدهند که عمارت کلاهفرنگی به دلیل ساختار خشتی و چوبیاش، پس از تفکیک اراضی و قطع حقآبهٔ باغ، نه یک شبه و نه به دستور یک شخص، بلکه طی چند سال به شدت آسیب دید و سقف آن فروریخت. در نهایت در جریان تسطیح زمینها، بقایای فرسوده آن به طور کامل جمعآوری شد.
شرح تصاویر پیوست:
۱) سازهٔ بتنی که شهرداری تبریز به تازگی با نام عمارت کلاهفرنگی رونمایی کرده است.
۲) محمدعلی خان تربیت، شهردار وقت تبریز
۳) بندهای ۲-۲ و ۴-۲ قانون بلدیه،
مصوب ۱۲۸۶ خورشیدی
@IranDel_Channel
💢
🔴 آیین گشایش یک سازه با مقاصد فرهنگی و هنری یا آیین نفرتپراکنی شهرداری تبریز علیه وحدت و یکپارچگی ملی و ارکانِ هویت ملی؟!
یکی از باغهای بزرگ تبریز، باغشمال یا باغ شازده نام داشت، با چند عمارت عمدتاً قاجاری در داخلش، از جمله عمارتی با نام کلاهفرنگی. در دوران قاجار به ویژه عصرِ ناصری و مظفری، باغ تحت مالکیت منسوبان حکومتی و درباری قاجار و محلِّ برگزاری برخی از مراسمها بود.
در دوران جنبش مشروطه، محلِّ استقرار نیروهای حکومتی و استبدادی محمدعلی میرزای قاجار شد.
در جریان اشغال تبریز در ۱۲۹۰ خورشیدی هم محل استقرار نیروهای اشغالگرِ روس شد.
با انقراض قاجار و جمع شدنِ اسکان منسوبانِ درباری قاجار در اماکن دولتی در تهران و شهرهای بزرگ در حدود ۱۰۰ سال پیش، باغشمال تبریز و عمارتهایش که تحت مالکیت و محلِّ سکونت قاجاریان بود، عملاً از رونق افتاد.
اهالی اطراف باغ شروع به دخل و تصرف و ساخت و ساز در زمینهای باغ کردند و عمارتها هم از این دخل و تصرفها مصون نماندند.
با روی کار آمدن محمدعلی خان تربیت از چهرههای بسیار مهم و مشهور نهضت مشروطه در تبریز به عنوان شهردار تبریز در سال ۱۳۰۷ خورشیدی و به دلیل مشخص نبودن وضعیت حقوقی مالکیت باغشمال و عمارتهای آن و نیز هزینههای بالای نگهداری باغ و عمارتهایش وی با استناد به بندهای ۲ - ۲ و ۴ - ۲ قانون بلدیهٔ مشروطه مصوب ۱۲۸۶ خورشیدی و با تصویب شورای بلدیه (شهرداری) و به نام شهرداری تبریز بر باغشمال و عمارتهایش اعمال مالکیت کرد.
از حدود سال ۱۳۰۸ خورشیدی و بر اساس هماهنگیها در جلساتِ شورای بلدیه (شهرداری) تبریز و بر اساس طرحهای توسعه و مدرنسازی شهری به مانند پروژههای خیابانکشی و... مراحل تفکیک و نقشهبرداری و واگذاری زمینهای باغ شروع شد که بخشی نیز به ارتش واگذار شد.
در اسناد بلدیه (شهرداری) سال ۱۳۰۸ خورشیدی هیچ «بودجه یا ردیف اعتباری» برای مرمّت بناهای باغشمال از طرف اعضای شورای شهرداری تبریز پیشبینی نشده بود. گزارشهای فرسودگی نشان میدهند که عمارت کلاهفرنگی به دلیل ساختار خشتی و چوبیاش، پس از تفکیک اراضی و قطع حقآبهٔ باغ، نه یک شبه و نه به دستور یک شخص، بلکه طی چند سال به شدت آسیب دید و سقف آن فروریخت. در نهایت در جریان تسطیح زمینها، بقایای فرسوده آن به طور کامل جمعآوری شد.
شرح تصاویر پیوست:
۱) سازهٔ بتنی که شهرداری تبریز به تازگی با نام عمارت کلاهفرنگی رونمایی کرده است.
۲) محمدعلی خان تربیت، شهردار وقت تبریز
۳) بندهای ۲-۲ و ۴-۲ قانون بلدیه،
مصوب ۱۲۸۶ خورشیدی
@IranDel_Channel
💢
👍30👎9
🔴 آیین گشایشِ «خردسرای فردوسیِ تبريز»
سخنرانان (با ارسال پیام تصویری):
محمدجعفر یاحقی (مدیر خردسرای فردوسی مشهد)
علیرضا قیامتی (قائممقام خردسرای مشهد)
میر جلالالدین کزازی
خوشآمدگویی:
جواد لطفعلیزاده (مدیر خردسرای تبریز)
سخنرانان:
چنگیز مولایی
جواد رنجبر درخشیلر
علی آستانه
محمدعلی سلیمانی
مهین حاجیزاده
رفیقه محمدی
بهمن دمشقى خيابانى
نقال:
سیروس مرادی
رها زارعی
و دیگر برنامههای فرهنگی و هنری
زمان:
دوشنبه ۲۵ خرداد ۱۴۰۵ خورشیدی؛ ۹ صبح
جایگاه:
تبريز؛ بلوار آزادى، نرسيده به چهارراه لاله، جنب فروشگاه رفاه، کتابخانهٔ مرکزی استان آذربايجان شرقى، سالن نخجوانی
#اطلاع_رسانی
@IranDel_Channel
💢
سخنرانان (با ارسال پیام تصویری):
محمدجعفر یاحقی (مدیر خردسرای فردوسی مشهد)
علیرضا قیامتی (قائممقام خردسرای مشهد)
میر جلالالدین کزازی
خوشآمدگویی:
جواد لطفعلیزاده (مدیر خردسرای تبریز)
سخنرانان:
چنگیز مولایی
جواد رنجبر درخشیلر
علی آستانه
محمدعلی سلیمانی
مهین حاجیزاده
رفیقه محمدی
بهمن دمشقى خيابانى
نقال:
سیروس مرادی
رها زارعی
و دیگر برنامههای فرهنگی و هنری
زمان:
دوشنبه ۲۵ خرداد ۱۴۰۵ خورشیدی؛ ۹ صبح
جایگاه:
تبريز؛ بلوار آزادى، نرسيده به چهارراه لاله، جنب فروشگاه رفاه، کتابخانهٔ مرکزی استان آذربايجان شرقى، سالن نخجوانی
#اطلاع_رسانی
@IranDel_Channel
💢
👍34👎7
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
⚫️ بهروز رضوی از صداهای ماندگار ایران خاموش شد
بهروز رضوی (زادهٔ ۱۰ دی ۱۳۲۶) صداپیشه و مجری رادیو و تلویزیون بود. او همکاری خود را با رادیو در سال ۱۳۴۷ خورشیدی به عنوان گوینده آغاز کرد. بهروز رضوی روایت مجموعهٔ مستند ایران را بر عهده داشته و همچنین سرایندهٔ ترانههای مشهوری همچون کویر دل و گمشده با صدای مرجان همچنین آلبوم ازدحام سکوت است. او همچنین سابقه همکاری رادیویی با مهدی اخوان ثالث را دارد.
بهروز رضوط پس از گذراندن یک دوره بیماری، شامگاه یکشنبه ۲۴ خرداد ۱۴۰۵ خورشیدی دار فانی را وداع گفت.
یاد و نامشان مانا
#یادها | #اطلاع_رسانی
@IranDel_Channel
💢
بهروز رضوی (زادهٔ ۱۰ دی ۱۳۲۶) صداپیشه و مجری رادیو و تلویزیون بود. او همکاری خود را با رادیو در سال ۱۳۴۷ خورشیدی به عنوان گوینده آغاز کرد. بهروز رضوی روایت مجموعهٔ مستند ایران را بر عهده داشته و همچنین سرایندهٔ ترانههای مشهوری همچون کویر دل و گمشده با صدای مرجان همچنین آلبوم ازدحام سکوت است. او همچنین سابقه همکاری رادیویی با مهدی اخوان ثالث را دارد.
بهروز رضوط پس از گذراندن یک دوره بیماری، شامگاه یکشنبه ۲۴ خرداد ۱۴۰۵ خورشیدی دار فانی را وداع گفت.
یاد و نامشان مانا
#یادها | #اطلاع_رسانی
@IranDel_Channel
💢
👍31👎1
ایراندل | IranDel
🔴 آیین گشایشِ «خردسرای فردوسیِ تبريز» سخنرانان (با ارسال پیام تصویری): محمدجعفر یاحقی (مدیر خردسرای فردوسی مشهد) علیرضا قیامتی (قائممقام خردسرای مشهد) میر جلالالدین کزازی خوشآمدگویی: جواد لطفعلیزاده (مدیر خردسرای تبریز) سخنرانان: چنگیز مولایی جواد…
🔴 افتتاح «خردسرای فردوسی» در کتابخانهٔ مرکزی تبریز
به گزارش روابط عمومی ادارهکل کتابخانههای عمومی آذربایجان شرقی، همایش فردوسی و آیین افتتاح «خردسرای فردوسی» با حضور جمعی از استادان، پژوهشگران، شاهنامهپژوهان، شاعران، هنرمندان و علاقهمندان به زبان و ادب فارسی در کتابخانه مرکزی تبریز برگزار شد.
این همایش با هدف گسترشِ اندیشهها و آموزههای حکیم ابوالقاسم فردوسی، پاسداشت زبان و ادب فارسی، ترویج فرهنگ ایرانی ـ اسلامی و فراهمسازی بستری برای فعالیتهای علمی، پژوهشی و فرهنگی در حوزهٔ شاهنامه و ادبیات حماسی برگزار شد.
در این مراسم، مدیرکل کتابخانههای عمومی آذربایجان شرقی و جمعی از اهالی شعر و ادب به بیان دیدگاههای خود دربارهٔ جایگاه فردوسی در حفظ هویتِ ملّی، نقش شاهنامه در تقویت روحیهٔ خودباوری و اهمیت انتقال میراث فرهنگی و ادبی به نسلهای آینده پرداختند.
همچنین استادان، پژوهشگران و شاهنامهپژوهان حاضر در همایش با ارائهٔ سخنرانیها و مباحث تخصصی، ابعاد مختلف اندیشهٔ فردوسی و تأثیر آثار وی بر فرهنگ و تمدنِ ایرانی را مورد بررسی قرار دادند.
افتتاح «خردسرای فردوسی» در کتابخانهٔ مرکزی تبریز گامی در راستای توسعهٔ فعالیتهای فرهنگی و ادبی، حمایت از پژوهشهای شاهنامهپژوهی و ایجاد فضایی برای گردهمایی فرهیختگان، پژوهشگران و دوستداران زبان و ادب فارسی به شمار میرود. این مرکز فرهنگی به بهرهگیری از ظرفیت کتابخانهٔ عمومی، زمینهٔ برگزاری نشستهای علمی، ادبی و پژوهشی مرتبط با آثار و اندیشههای حکیم ابوالقاسم فردوسی را فراهم خواهد کرد.
🔴 بُنمایه:
پایگاه اطلاعرسانی نهاد کتابخانههای عمومی کشور
#اطلاع_رسانی
@IranDel_Channel
💢
🔴 افتتاح «خردسرای فردوسی» در کتابخانهٔ مرکزی تبریز
به گزارش روابط عمومی ادارهکل کتابخانههای عمومی آذربایجان شرقی، همایش فردوسی و آیین افتتاح «خردسرای فردوسی» با حضور جمعی از استادان، پژوهشگران، شاهنامهپژوهان، شاعران، هنرمندان و علاقهمندان به زبان و ادب فارسی در کتابخانه مرکزی تبریز برگزار شد.
این همایش با هدف گسترشِ اندیشهها و آموزههای حکیم ابوالقاسم فردوسی، پاسداشت زبان و ادب فارسی، ترویج فرهنگ ایرانی ـ اسلامی و فراهمسازی بستری برای فعالیتهای علمی، پژوهشی و فرهنگی در حوزهٔ شاهنامه و ادبیات حماسی برگزار شد.
در این مراسم، مدیرکل کتابخانههای عمومی آذربایجان شرقی و جمعی از اهالی شعر و ادب به بیان دیدگاههای خود دربارهٔ جایگاه فردوسی در حفظ هویتِ ملّی، نقش شاهنامه در تقویت روحیهٔ خودباوری و اهمیت انتقال میراث فرهنگی و ادبی به نسلهای آینده پرداختند.
همچنین استادان، پژوهشگران و شاهنامهپژوهان حاضر در همایش با ارائهٔ سخنرانیها و مباحث تخصصی، ابعاد مختلف اندیشهٔ فردوسی و تأثیر آثار وی بر فرهنگ و تمدنِ ایرانی را مورد بررسی قرار دادند.
افتتاح «خردسرای فردوسی» در کتابخانهٔ مرکزی تبریز گامی در راستای توسعهٔ فعالیتهای فرهنگی و ادبی، حمایت از پژوهشهای شاهنامهپژوهی و ایجاد فضایی برای گردهمایی فرهیختگان، پژوهشگران و دوستداران زبان و ادب فارسی به شمار میرود. این مرکز فرهنگی به بهرهگیری از ظرفیت کتابخانهٔ عمومی، زمینهٔ برگزاری نشستهای علمی، ادبی و پژوهشی مرتبط با آثار و اندیشههای حکیم ابوالقاسم فردوسی را فراهم خواهد کرد.
🔴 بُنمایه:
پایگاه اطلاعرسانی نهاد کتابخانههای عمومی کشور
#اطلاع_رسانی
@IranDel_Channel
💢
Telegram
ایراندل | IranDel
🔴 آیین گشایشِ «خردسرای فردوسیِ تبريز»
سخنرانان (با ارسال پیام تصویری):
محمدجعفر یاحقی (مدیر خردسرای فردوسی مشهد)
علیرضا قیامتی (قائممقام خردسرای مشهد)
میر جلالالدین کزازی
خوشآمدگویی:
جواد لطفعلیزاده (مدیر خردسرای تبریز)
سخنرانان:
چنگیز مولایی
جواد…
سخنرانان (با ارسال پیام تصویری):
محمدجعفر یاحقی (مدیر خردسرای فردوسی مشهد)
علیرضا قیامتی (قائممقام خردسرای مشهد)
میر جلالالدین کزازی
خوشآمدگویی:
جواد لطفعلیزاده (مدیر خردسرای تبریز)
سخنرانان:
چنگیز مولایی
جواد…
👍29👎2
🔴 «ایرانشهر» کجاست؟
جغرافیایی که هنوز زنده است!
وقتی از «ایرانشهر» یا «ایران بزرگ فرهنگی» حرف میزنیم، منظورمان مرزهای سیاسی و خطکشیهای روی کاغذ نیست؛ بلکه از یک روح مشترک حرف میزنیم. سرزمینی پهناور که مرزهایش با «شعر»، «هنر» و «اندیشه» کشیده شده است، نه با شمشیر.
در این پست، سفری کردهایم به جغرافیای بینظیر تمدن ایرانی؛ از قفقاز سرسبز تا قلب آسیای میانه. شهرهایی مثل سمرقند، بخارا، بلخ و هرات که روزگاری مهد پرورش نوابغی چون مولانا، ابنسینا، خوارزمی، ابوریحان بیرونی و کمالالدین بهزاد بودهاند.
برای مطالعۀ بیشتر، «تصاویر» را ببینید.
🔴 بُنمایه:
مؤسسهٔ نیمروز
@IranDel_Channel
💢
جغرافیایی که هنوز زنده است!
وقتی از «ایرانشهر» یا «ایران بزرگ فرهنگی» حرف میزنیم، منظورمان مرزهای سیاسی و خطکشیهای روی کاغذ نیست؛ بلکه از یک روح مشترک حرف میزنیم. سرزمینی پهناور که مرزهایش با «شعر»، «هنر» و «اندیشه» کشیده شده است، نه با شمشیر.
در این پست، سفری کردهایم به جغرافیای بینظیر تمدن ایرانی؛ از قفقاز سرسبز تا قلب آسیای میانه. شهرهایی مثل سمرقند، بخارا، بلخ و هرات که روزگاری مهد پرورش نوابغی چون مولانا، ابنسینا، خوارزمی، ابوریحان بیرونی و کمالالدین بهزاد بودهاند.
برای مطالعۀ بیشتر، «تصاویر» را ببینید.
🔴 بُنمایه:
مؤسسهٔ نیمروز
@IranDel_Channel
💢
👍38👎3
ایراندل | IranDel
. 🔴 آیا گرگ توتم مردم آذربایجان است؟ (نقد و بررسی تاریخی و متنشناختی یک ادعا) ✍️ محمد جعفری (قنواتی) چکیده: سالهای اخیر گاه در شماری از نشریات محلی آذربایجان، گرگ به عنوان تـوتم مردم آذربایجان مطرح شده است. عدهای نیز که خود را «هویتطلـب» مینامنـد…
Telegram
ایراندل + | + IranDel
🔴 ناسیونالیسم تصنعیِ تُرک و پریشانیهای قومیقبیلهای آن در ایران
گرگ «توتم و نماد آذربایجان» نیست!
✍️ نیما عظیمی
ناسیونالیسم تصنعی تُرک و پریشانیهای قومیقبیلهای آن از اواسط قرن ۱۹ شکلی سیاسی به خود گرفت. این جریان از همان آغاز، ماهیت قومیقبیلهای داشت نه ماهیت ملّی؛ بنابراین در تلاش بود که در عصر دولت-ملتها یک هویت و ملیّت برای خودش دست و پا کند. در نهایت این گداییهای ناسیونالیستی تبدیل به یک ایدئولوژی محض شد و جریان پانترکیسم نیز زادهٔ همان است.
پانترکیسم از همان آغاز در تلاش بوده که بخش بزرگی از چیستی و هویت خود را در زدودن و نفیِ هویتِ ایرانی آذربایجانیها تعریف کند؛ هویت آذریها را با عنوان تُرک جعل کرده و مذبوحانه تلاش کرده است که آذربایجانِ تمامایرانی را در بخشی از جریان برساختهٔ «ناسیونالیسم تُرک» یا «ملّت تُرک» زورچِپان کند!
از جمله دستدرازیهای سیاسیِ جریان واگرای پانترکیسم در این زمینه، دروغ بزرگ آنان در معرفی گرگ به عنوان توتم یا نماد آذربایجان است! پانترکیسم با لباسِ فرهنگ و مظلومنماییهای فرهنگی پا به میدان سیاست و ایرانستیزی نهاده است.
اما اینکه گرگ نماد یا توتم مردم آذربایجان است یا خیر؟! نیاز به یک پیشجمله کوتاه در مورد مفهوم «توتم» و «توتمباوری» دارد. توتم یعنی آن موجودی که یک گروه انسانی یا قبیله یا طایفهای آن را نیا یا جَدِ مقدّسِ خود میدانند. این توتم، اغلب یک «حیوان» است.
از سالها پیش تا به امروز، عدهای از سر ناآگاهی و به سهو، عدهای نیز کاملاً هدفمند و به عمد در تلاشند که گرگ را به عنوان توتم آذربایجان معرفی کنند! این درحالیست که حیوان گرگ کمترین پیوندی با فرهنگ آذربایجان ندارد. نسبت دادنِ توتم گرگ به فرهنگ و تاریخ آذربایجان، حرکتی کاملاً سیاسی و در راستای جُداسازی ایران و آذربایجان از همدیگر است.
روشن است که برای اثبات هر ادعایی ضرورت دارد که با سند و مدرکِ علمیِ معتبر سخن گفته شود. بنابراین، در این بخش اشارهای خواهم داشت به نام استاد «محمد جعفری قنواتی» که به حق، یک دانشنامهٔ زنده در این زمینه یعنی مفاهیم فولکلور میباشد. هماو که عضو شورای عالیِ علمیِ مرکز دایرةالمعارف بزرگ اسلامی، عضو شورای علمی دانشنامهٔ فرهنگ مردم از سال ۸۸، ویراستار علمیِ دانشنامهٔ فرهنگ مردم از سال۹۱، و صاحب آثار فراوان علمی و معتبر دیگر از جمله « درآمدی بر فولکلور ایران» است.
براساسِ نظریهٔ تخصصیِ این دانشمند، «گرگ هرگز توتم و نمادِ آذربایجان نبود و نیست».
برای مثال، بنابر گفته «محمد جعفری قنواتی» در مورد باورهای اهالی آذرشهر در آذربایجان شرقی: «چوپانان این شهر بر این باورند که اگر کسی ناخودآگاه کلمهٔ ترکیآذریِ "قورد" یعنی "گرگ" را به زبان آورد، سر و کله گرگ همانساعت همانجا پیدا میشود».
هماو اشارهای دارد به بازی مشهور «گرگم و گلّه میبرم»، که بیانگر درندهخویی و دزد بودن گرگ است.
برای دریافت این نظریه، رجوع کنید به: (اينجا)
البته این نگاهِ منفی و سرشار از نفرت نسبت به گرگ، مختص آذرشهر نبوده و در جایجایِ مناطق آذرینشین ازجمله زنجان و ارومیه و... نیز جاری است.
یک مصداق بارز دیگر از «استاد شهریار تبریزی» میآورم. شهریار در همین راستا شعری به زبان ترکیِ آذری سروده که چند بیت از آن را به همراه ترجمه میآورم:
«ایتیمیز قورد اولالی، بیزده قاییتدیق قویون اولدوق
ایت ایله قول- بویون اولدوق
وقتی سگمان گرگ شد، ما بازگشتیم و همچون گوسفندان همراه صمیمی سگ شدیم
قوردوموز دیشلرینی هی قارا داشلاردا ایتیلتدی
قویونون دا ایشی بیتدی!
گرگ دندانهایش را با سنگ سیاه تیز کرد و کار گوسفند تمام شد!
سون، سوخولدی سورویه، بیر سورونی سؤکدی- داغیتدی
اکیلیب، ایت گئدیب ایتدی
بالاخره گرگ به گلّه حمله برد و گلّه را پاره پاره کرد. سگ نیز گم و گور شد»...
نکتهٔ قابل تأمل در مورد این سرودهٔ استاد شهریار و گرگ در این شعر اینجاست که، بدون شک استاد شهریار به اندازهای خردمند و آگاه و با دانش بود که اگر گرگ نماد یا توتم آذربایجان باشد، اصلاً چنین شعری را نمیسرود.
به هر روی، یک سری گروههای هدفمند به تقابل با فرهنگ پاک و تمامایرانیِ آذربایجان برخاستهاند؛ که باید با روشنگری در برابر این جریانهای ایرانستیز ایستاد و پاسخشان را داد.
به عنوان نگارندهٔ این سطور از شهر تبریز، با صدای بلند میگویم: هرگونه ادّعا در مورد پیوند آذربایجان با نماد گرگ یا کتاب دهدهقورد، ادعایی نادرست و البته هدفمند میباشد! ریشهٔ این نفرتپراکنیها و تحرکاتِ ضدِّ ایرانی، کاملاً سیاسی است.
🔴 بنمایه:
روزنامهٔ زنگان امروز؛ شمارهٔ ۳٠ خرداد ۱۴٠۵ خورشیدی
@IranDel_Channel
💢
🔴 ناسیونالیسم تصنعیِ تُرک و پریشانیهای قومیقبیلهای آن در ایران
گرگ «توتم و نماد آذربایجان» نیست!
✍️ نیما عظیمی
ناسیونالیسم تصنعی تُرک و پریشانیهای قومیقبیلهای آن از اواسط قرن ۱۹ شکلی سیاسی به خود گرفت. این جریان از همان آغاز، ماهیت قومیقبیلهای داشت نه ماهیت ملّی؛ بنابراین در تلاش بود که در عصر دولت-ملتها یک هویت و ملیّت برای خودش دست و پا کند. در نهایت این گداییهای ناسیونالیستی تبدیل به یک ایدئولوژی محض شد و جریان پانترکیسم نیز زادهٔ همان است.
پانترکیسم از همان آغاز در تلاش بوده که بخش بزرگی از چیستی و هویت خود را در زدودن و نفیِ هویتِ ایرانی آذربایجانیها تعریف کند؛ هویت آذریها را با عنوان تُرک جعل کرده و مذبوحانه تلاش کرده است که آذربایجانِ تمامایرانی را در بخشی از جریان برساختهٔ «ناسیونالیسم تُرک» یا «ملّت تُرک» زورچِپان کند!
از جمله دستدرازیهای سیاسیِ جریان واگرای پانترکیسم در این زمینه، دروغ بزرگ آنان در معرفی گرگ به عنوان توتم یا نماد آذربایجان است! پانترکیسم با لباسِ فرهنگ و مظلومنماییهای فرهنگی پا به میدان سیاست و ایرانستیزی نهاده است.
اما اینکه گرگ نماد یا توتم مردم آذربایجان است یا خیر؟! نیاز به یک پیشجمله کوتاه در مورد مفهوم «توتم» و «توتمباوری» دارد. توتم یعنی آن موجودی که یک گروه انسانی یا قبیله یا طایفهای آن را نیا یا جَدِ مقدّسِ خود میدانند. این توتم، اغلب یک «حیوان» است.
از سالها پیش تا به امروز، عدهای از سر ناآگاهی و به سهو، عدهای نیز کاملاً هدفمند و به عمد در تلاشند که گرگ را به عنوان توتم آذربایجان معرفی کنند! این درحالیست که حیوان گرگ کمترین پیوندی با فرهنگ آذربایجان ندارد. نسبت دادنِ توتم گرگ به فرهنگ و تاریخ آذربایجان، حرکتی کاملاً سیاسی و در راستای جُداسازی ایران و آذربایجان از همدیگر است.
روشن است که برای اثبات هر ادعایی ضرورت دارد که با سند و مدرکِ علمیِ معتبر سخن گفته شود. بنابراین، در این بخش اشارهای خواهم داشت به نام استاد «محمد جعفری قنواتی» که به حق، یک دانشنامهٔ زنده در این زمینه یعنی مفاهیم فولکلور میباشد. هماو که عضو شورای عالیِ علمیِ مرکز دایرةالمعارف بزرگ اسلامی، عضو شورای علمی دانشنامهٔ فرهنگ مردم از سال ۸۸، ویراستار علمیِ دانشنامهٔ فرهنگ مردم از سال۹۱، و صاحب آثار فراوان علمی و معتبر دیگر از جمله « درآمدی بر فولکلور ایران» است.
براساسِ نظریهٔ تخصصیِ این دانشمند، «گرگ هرگز توتم و نمادِ آذربایجان نبود و نیست».
برای مثال، بنابر گفته «محمد جعفری قنواتی» در مورد باورهای اهالی آذرشهر در آذربایجان شرقی: «چوپانان این شهر بر این باورند که اگر کسی ناخودآگاه کلمهٔ ترکیآذریِ "قورد" یعنی "گرگ" را به زبان آورد، سر و کله گرگ همانساعت همانجا پیدا میشود».
هماو اشارهای دارد به بازی مشهور «گرگم و گلّه میبرم»، که بیانگر درندهخویی و دزد بودن گرگ است.
برای دریافت این نظریه، رجوع کنید به: (اينجا)
البته این نگاهِ منفی و سرشار از نفرت نسبت به گرگ، مختص آذرشهر نبوده و در جایجایِ مناطق آذرینشین ازجمله زنجان و ارومیه و... نیز جاری است.
یک مصداق بارز دیگر از «استاد شهریار تبریزی» میآورم. شهریار در همین راستا شعری به زبان ترکیِ آذری سروده که چند بیت از آن را به همراه ترجمه میآورم:
«ایتیمیز قورد اولالی، بیزده قاییتدیق قویون اولدوق
ایت ایله قول- بویون اولدوق
وقتی سگمان گرگ شد، ما بازگشتیم و همچون گوسفندان همراه صمیمی سگ شدیم
قوردوموز دیشلرینی هی قارا داشلاردا ایتیلتدی
قویونون دا ایشی بیتدی!
گرگ دندانهایش را با سنگ سیاه تیز کرد و کار گوسفند تمام شد!
سون، سوخولدی سورویه، بیر سورونی سؤکدی- داغیتدی
اکیلیب، ایت گئدیب ایتدی
بالاخره گرگ به گلّه حمله برد و گلّه را پاره پاره کرد. سگ نیز گم و گور شد»...
نکتهٔ قابل تأمل در مورد این سرودهٔ استاد شهریار و گرگ در این شعر اینجاست که، بدون شک استاد شهریار به اندازهای خردمند و آگاه و با دانش بود که اگر گرگ نماد یا توتم آذربایجان باشد، اصلاً چنین شعری را نمیسرود.
به هر روی، یک سری گروههای هدفمند به تقابل با فرهنگ پاک و تمامایرانیِ آذربایجان برخاستهاند؛ که باید با روشنگری در برابر این جریانهای ایرانستیز ایستاد و پاسخشان را داد.
به عنوان نگارندهٔ این سطور از شهر تبریز، با صدای بلند میگویم: هرگونه ادّعا در مورد پیوند آذربایجان با نماد گرگ یا کتاب دهدهقورد، ادعایی نادرست و البته هدفمند میباشد! ریشهٔ این نفرتپراکنیها و تحرکاتِ ضدِّ ایرانی، کاملاً سیاسی است.
🔴 بنمایه:
روزنامهٔ زنگان امروز؛ شمارهٔ ۳٠ خرداد ۱۴٠۵ خورشیدی
@IranDel_Channel
💢
👍48👎4
🔴 ایران؛ مادری که بایست بر دیده نهاد
✍️ ذبیحالله صفا؛ استاد فقید زبان و ادبیات فارسی دانشگاه تهران
« مملکت من شایستهٔ احترام است و من این احترام را همیشه نگهداشتهام. مملکت من سرزمینیست که نزدیک چهار هزار سال پیشروِ ممالکِ متمدن دنیا بوده است، و من این حرف را از روی خودپرستی نمیزنم. بلکه این حقیقت است. و چنین مملکتی را باید دوست داشت، باید نسبت به او متواضع بود، باید او را عزیز داشت و من [عزیز] میدارم. همین حالت در من هست به گفتهٔ آن شاعر عرب: «من او را در روزگار سخت، و در روزگار خوش، در هر دو دوست داشتم، و در هر دو به یادش بودم، و در هر دو [حال] او را محترم داشتم و دارم». مملکت ما مملکتیست که با فرهنگ عمیقش شایستگی این را دارد که هیچگاه، به هیچ وجه، به هیچ طریق، از یاد ساکنان خودش، و از یاد فرزندان خودش غافل نماند، و فرزندان آن هم موظفاند که چنین مادری را بپرستند، چنین مادری را احترام کنند، و چنین مادری را در حقیقت بر روی چشم بگذارند.»
____
🔴 برای آشنایی با کتابهای استاد ذبیحالله صفا به «اینجا» بازگشت کنید.
@IranDel_Channel
💢
✍️ ذبیحالله صفا؛ استاد فقید زبان و ادبیات فارسی دانشگاه تهران
« مملکت من شایستهٔ احترام است و من این احترام را همیشه نگهداشتهام. مملکت من سرزمینیست که نزدیک چهار هزار سال پیشروِ ممالکِ متمدن دنیا بوده است، و من این حرف را از روی خودپرستی نمیزنم. بلکه این حقیقت است. و چنین مملکتی را باید دوست داشت، باید نسبت به او متواضع بود، باید او را عزیز داشت و من [عزیز] میدارم. همین حالت در من هست به گفتهٔ آن شاعر عرب: «من او را در روزگار سخت، و در روزگار خوش، در هر دو دوست داشتم، و در هر دو به یادش بودم، و در هر دو [حال] او را محترم داشتم و دارم». مملکت ما مملکتیست که با فرهنگ عمیقش شایستگی این را دارد که هیچگاه، به هیچ وجه، به هیچ طریق، از یاد ساکنان خودش، و از یاد فرزندان خودش غافل نماند، و فرزندان آن هم موظفاند که چنین مادری را بپرستند، چنین مادری را احترام کنند، و چنین مادری را در حقیقت بر روی چشم بگذارند.»
____
🔴 برای آشنایی با کتابهای استاد ذبیحالله صفا به «اینجا» بازگشت کنید.
@IranDel_Channel
💢
فروشگاه اینترنتی ایران کتاب
کتاب های ذبیح الله صفا | ایران کتاب
معرفی و خرید کتاب های ذبیح الله صفا
👍33👎2
🔴 بنیاد ایرانشناسی استان آذربایجان شرقی با همکاری انتشارات امیرکبیر تهران برگزار میکند:
آیین رونمایی از چاپ جدیدِ دیوان حافظ، تصحیح زندهیاد دکتر رشید عیوضی، استاد فقید گروه ادبیات فارسی دانشگاه تبریز
این نسخه از دیوان حافظ در محافلِ علمی جهان به «حافظِ تبریز» معروف است.
سخنرانان:
محمدعلی موسیزاده
سعید کریمی
حسن اسدی تبریزی
محمد طاهری خسروشاهی
زمان:
دوشنبه هشتم تیرماه ۱۴۰۵ خورشیدی، ساعت ۱۷
جایگاه:
تبریز، خیابان ثقهالاسلام، کوی سرخاب، خانۀ تاریخی شربتاوغلی، بنیاد ایرانشناسی استان آذربایجان شرقی
#اطلاع_رسانی
@IranDel_Channel
💢
آیین رونمایی از چاپ جدیدِ دیوان حافظ، تصحیح زندهیاد دکتر رشید عیوضی، استاد فقید گروه ادبیات فارسی دانشگاه تبریز
این نسخه از دیوان حافظ در محافلِ علمی جهان به «حافظِ تبریز» معروف است.
سخنرانان:
محمدعلی موسیزاده
سعید کریمی
حسن اسدی تبریزی
محمد طاهری خسروشاهی
زمان:
دوشنبه هشتم تیرماه ۱۴۰۵ خورشیدی، ساعت ۱۷
جایگاه:
تبریز، خیابان ثقهالاسلام، کوی سرخاب، خانۀ تاریخی شربتاوغلی، بنیاد ایرانشناسی استان آذربایجان شرقی
#اطلاع_رسانی
@IranDel_Channel
💢
👍27👎3