🔴 کتابخانهٔ مرکزی تبریز برگزار میکنند:
«کلاسهای شاهنامهخوانی»
آموزگار:
بهمن دمشقی خیابانی
زمان:
شنبهها ساعتِ ۱۷ تا ۱۹
(شنبه ۱۶ خرداد ۱۴۰۵ برگزار خواهد شد.)
جایگاه:
تبریز، خیابان آزادی، پایینتر از چهارراه لاله، کتابخانهٔ مرکزی تبریز
حضور در این کلاس برای همگان آزاد و رایگان است.
#اطلاع_رسانی
@IranDel_Channel
💢
«کلاسهای شاهنامهخوانی»
آموزگار:
بهمن دمشقی خیابانی
زمان:
شنبهها ساعتِ ۱۷ تا ۱۹
(شنبه ۱۶ خرداد ۱۴۰۵ برگزار خواهد شد.)
جایگاه:
تبریز، خیابان آزادی، پایینتر از چهارراه لاله، کتابخانهٔ مرکزی تبریز
حضور در این کلاس برای همگان آزاد و رایگان است.
#اطلاع_رسانی
@IranDel_Channel
💢
👍33👎3
🔴 بنیاد ایرانشناسی استان آذربایجان شرقی و انجمن ایرانی تاریخ (شعبهٔ آذربایجان شرقی) برگزار میکنند:
«کلاسهای شاهنامهخوانی»
آموزگار:
لیلی خبّازی
خوانش و گزارشِ داستانِ «فریدون - گفتار اندر زادنِ منوچهر از مادر»
زمان:
دوشنبه ۱۸ خرداد ۱۴۰۵ خورشیدی، ساعت ۱۸
جایگاه:
تبریز، خیابان ثقهالاسلام، کوی سرخاب، خانۀ تاریخی شربتاوغلی، بنیاد ایرانشناسی استان آذربایجان شرقی
#اطلاع_رسانی
@IranDel_Channel
💢
🔴 بنیاد ایرانشناسی استان آذربایجان شرقی و انجمن ایرانی تاریخ (شعبهٔ آذربایجان شرقی) برگزار میکنند:
«کلاسهای شاهنامهخوانی»
آموزگار:
لیلی خبّازی
خوانش و گزارشِ داستانِ «فریدون - گفتار اندر زادنِ منوچهر از مادر»
زمان:
دوشنبه ۱۸ خرداد ۱۴۰۵ خورشیدی، ساعت ۱۸
جایگاه:
تبریز، خیابان ثقهالاسلام، کوی سرخاب، خانۀ تاریخی شربتاوغلی، بنیاد ایرانشناسی استان آذربایجان شرقی
#اطلاع_رسانی
@IranDel_Channel
💢
👍29👎4
ایراندل | IranDel
🔴 شاهنامه و نظریهٔ ایرانشناسی جدید ✍️ جواد رنجبر درخشیلر؛ دانشآموختهٔ علم سیاست و شاهنامهپژوه منظور از ایرانشناسی در این عنوان دانشی است که غربیها از حدود قرن ۱۷ صورتبندی کردند. موضوع این دانش، ایران، فرهنگ، زبان، تاریخ و وجوه دیگرِ زندگی اجتماعی…
🔴 شاهنامه و آیندهٔ ایران
✍️ جواد رنجبر درخشیلر، دانشآموختهٔ علم سیاست و شاهنامهپژوه
مقدمه
نخست باید توضیح بدهم که بحث دربارهٔ شاهنامه و آیندهٔ ایران و مواردی مشابه به قول مرحوم استاد بدیعالزمان فروزانفر «مزلّه» است. کوچکترین بیاحتیاطی زبان را به دامِ ابتذال و مهملگویی و کلّیگویی میکشد. بنابراین این عنوانها را باید با نهایتِ «محافظهکاری» بحث کرد.
بحث را میتوان با این پرسش آغاز کرد: ادبیات و آیندهپژوهی چه ربطی به هم دارند؟ آیا این دو را میشود به هم مرتبط کرد؟ اصلاً مرتبط کردنی هستند یا نه؟
اگر آیندهپژوهی را به دقت و عمقِ فرهنگی آن بررسی کنیم به نظر میرسد تصویر یا تصوّر آینده بیش از آن که به علوم تجربی مربوط باشد به ادبیات مربوط است و به طور مشخص در رُمان میتوان آینده را ساخت و یا به بحث گذاشت. البته بدیهی است که این گزاره قابلیتِ بحثی مفصل دارد. دستکم میتوان به جرأت گفت که آیندهپژوهی علمی تجربی نیست، یا فقط علمی تجربی نیست و ادبیات در آن نقشی مهم و برجسته دارد. آیندهپژوهی برساختِ آینده هم است. یعنی زمانی که دربارهٔ آینده سخن میگوییم عملاً داریم آینده را میسازیم. به همین دلیل در آیندهپژوهی از عبارت «هنرِ گمان» استفاده میکنند. آینده پیشبینیهای اکنونِ ماست. هنر و خاطره و رؤیا در آن نقشی مهم دارد. آنچه انتظار داریم و آنچه برای آن آماده میشویم، آیندهٔ ماست. بنابراین آینده فقط محاسباتِ ریاضی نیست. آیندهپژوهی خود آیندهسازی است.
اگر این مفروض ما باشد پرسش بعدی این است: جای ادبیاتِ کهن در آن آیندهپژوهیِ آیندهساز کجاست؟
معمولاً تصور میشود که ادبیاتِ کهن متعلق به گذشتهای از دست رفته است و منطقاً نباید تعلّقی به آینده و حتی اکنون داشته باشد، این تصور درست نیست. اگر رؤیای آینده داریم، در گذشته هم شناخت اسطورهای داشتهایم. رؤیای آینده بیشناخت اسطورهای نمیتواند پایه و ریشهای داشته باشد. بنابراین هر آنچه برای آینده میاندیشیم بیربط به شناختِ اسطورهای ما نیست. خیال آینده در ناخودآگاه جمعی ماست که ادبیات مهمترین مؤلفهٔ أن است.
🔴 دنبالهٔ یادداشت را در بخشِ «مشاهدهٔ فوری» بخوانید:
👇👇
@IranDel_Channel
💢
🔴 شاهنامه و آیندهٔ ایران
✍️ جواد رنجبر درخشیلر، دانشآموختهٔ علم سیاست و شاهنامهپژوه
مقدمه
نخست باید توضیح بدهم که بحث دربارهٔ شاهنامه و آیندهٔ ایران و مواردی مشابه به قول مرحوم استاد بدیعالزمان فروزانفر «مزلّه» است. کوچکترین بیاحتیاطی زبان را به دامِ ابتذال و مهملگویی و کلّیگویی میکشد. بنابراین این عنوانها را باید با نهایتِ «محافظهکاری» بحث کرد.
بحث را میتوان با این پرسش آغاز کرد: ادبیات و آیندهپژوهی چه ربطی به هم دارند؟ آیا این دو را میشود به هم مرتبط کرد؟ اصلاً مرتبط کردنی هستند یا نه؟
اگر آیندهپژوهی را به دقت و عمقِ فرهنگی آن بررسی کنیم به نظر میرسد تصویر یا تصوّر آینده بیش از آن که به علوم تجربی مربوط باشد به ادبیات مربوط است و به طور مشخص در رُمان میتوان آینده را ساخت و یا به بحث گذاشت. البته بدیهی است که این گزاره قابلیتِ بحثی مفصل دارد. دستکم میتوان به جرأت گفت که آیندهپژوهی علمی تجربی نیست، یا فقط علمی تجربی نیست و ادبیات در آن نقشی مهم و برجسته دارد. آیندهپژوهی برساختِ آینده هم است. یعنی زمانی که دربارهٔ آینده سخن میگوییم عملاً داریم آینده را میسازیم. به همین دلیل در آیندهپژوهی از عبارت «هنرِ گمان» استفاده میکنند. آینده پیشبینیهای اکنونِ ماست. هنر و خاطره و رؤیا در آن نقشی مهم دارد. آنچه انتظار داریم و آنچه برای آن آماده میشویم، آیندهٔ ماست. بنابراین آینده فقط محاسباتِ ریاضی نیست. آیندهپژوهی خود آیندهسازی است.
اگر این مفروض ما باشد پرسش بعدی این است: جای ادبیاتِ کهن در آن آیندهپژوهیِ آیندهساز کجاست؟
معمولاً تصور میشود که ادبیاتِ کهن متعلق به گذشتهای از دست رفته است و منطقاً نباید تعلّقی به آینده و حتی اکنون داشته باشد، این تصور درست نیست. اگر رؤیای آینده داریم، در گذشته هم شناخت اسطورهای داشتهایم. رؤیای آینده بیشناخت اسطورهای نمیتواند پایه و ریشهای داشته باشد. بنابراین هر آنچه برای آینده میاندیشیم بیربط به شناختِ اسطورهای ما نیست. خیال آینده در ناخودآگاه جمعی ماست که ادبیات مهمترین مؤلفهٔ أن است.
🔴 دنبالهٔ یادداشت را در بخشِ «مشاهدهٔ فوری» بخوانید:
👇👇
@IranDel_Channel
💢
Telegraph
ایراندل | IranDel
🔴 شاهنامه و آیندهٔ ایران ✍️ جواد رنجبر درخشیلر، دانشآموختهٔ علم سیاست و شاهنامهپژوه مقدمه نخست باید توضیح بدهم که بحث دربارهٔ شاهنامه و آیندهٔ ایران و مواردی مشابه به قول مرحوم استاد بدیعالزمان فروزانفر «مزلّه» است. کوچکترین بیاحتیاطی زبان را به دامِ…
👍31👎5
🔴 نامهٔ ایران و پرداخت در سنت
از فردوسی تا جلال خالقیمطلق
✍امید غیاثی؛ معاون پژوهشی و راهبردی اندیشکدهٔ ایراناندیشی آتوسا
۸ اسفند ۱۴۰۴ استاد جلال خالقی مطلق، شاهنامهشناس برجسته در آلمان از دنیا رفت و در میان اخبار جنگ و قطعی اینترنت مجالی برای پرداختن به جایگاه ایشان فراهم نشد و به ناچار به تعویق افتاد. بیشک کار بزرگ خالقیمطلق به تصحیح مرجع او از شاهنامه برمیگردد که سالهای زیادی از عمر خود را -همانند فردوسی- وقف این کار کرد.
سهروردی زمانی گفته بود من حکمت و فرزانگی ایرانیان باستان را زنده کردهام و تاکنون کسی در این کار بر من پیشی نجسته بود. امری که میتوان آن را نقطهٔ عزیمت این یادداشت قرار داد. تصحیحِ شاهنامه به عنوان مهمترین سند هویتی ایرانیان در طول تاریخ، کاری بود که تا پیش از این هیچ ایرانی بدان دست نیازیده بود و همواره غیرایرانیان انجام داده بودند. به این معنا میتوان با سخن ابوالفضل خطیبی فقید همراه بود که میتوان به یک اعتبار مطالعاتِ شاهنامه را به قبل و بعد از دکتر خالقی تقسیم نمود. این یادداشت میخواهد زاویهٔ دیدی به کارنامهٔ علمی استاد خالقی را برجسته کند که تلاش علمی او را به رویکرد فردوسی در پرداختن به سرگذشت ایرانیان پیوند میدهد. از این زاویه، مسئلهٔ هویت ایرانی تنها چشمانداز نسبت به اهمیت شاهنامه و شاهنامهپژوهی نیست، بلکه مواجهه فردوسی و شاهنامهپژوه را در افق خلق یا تکرار، تداوم یا تاسیس، مبنا قرار داده و به مسئله بدل می کند.
فردوسی در مواجههاش با سرگذشت ایرانیان در دورهٔ باستان، رویکردی نقادانه و خلاقانه در پیش گرفته بود. او ضمن به بیان در آوردنِ نامهٔ ایرانیان، با پرداختن به جنبههای خاصی از این نامه، مُهر خود را بر آن زده و تنها به تکرار بیتذکر و یا همانند نویسندهٔ یک داستان تماماً خیالی، به خلق از عدم نپرداخته بود. پژوهشهای خالقی را نیز میتوان بر همین مبنا قضاوت کرد. در این نوع مواجهه، سنت پیشین مبنا قرار گرفته است، اما پژوهشگر به طرح مسئله در آن سنت میپردازد. فردوسی در بخش «اندر فراهم آوردن کتاب» اشاره کرده بود که در مواجهه با نامهٔ ایرانیان باستان، چگونه نوری بر جان تاریکش تابید.
این نور تابیدن از یکسو، سبب شد که فردوسی خود از سوی دیگر نوری بر زوایای آن نامه بتاباند. نوری که تابشش در دورهٔ معاصر تاریخ ایران نیز همچنان پابرجاست و خالقی مطلق نیز همانند فردوسی، نوری که از این نامه ایران کهن بر او تابیده بود را درونی کرده و در طولِ سالهای پژوهشش دربارهٔ ایرانِ شاهنامه، تلاش کرد خود نیز نوری دیگر بر آن بتاباند. به این معنا، فردوسی و خالقیمطلق سوژگی خود را در مواجهه با سنت حفظ نموده، ضمن تکرار، به تأسیس هم دست یازیدهاند. براین اساس فعلِ پرداختن را میتوان در توضیح این مواجهه بکار برد. در این پرداختن است که نامهٔ ایرانیان دوباره همزمان هم تکرار و هم تأسیس میشود، هم تأثیر میگذارد و هم تأثیر میپذیرد.
آثار خالقی مطلق دربابِ شاهنامه و فرهنگِ ایران، با مرکزیتِ تصحیحِ او از شاهنامه، به زعم نگارنده اهمیت اصلی خود را در این رویکرد نشان میدهد. هرچند که بر تصحیح او برخی از ادیبان دیگر خُرده گرفته و نقد وارد کردهاند، چنانکه نگارنده نیز با برخی از این استادان مواجهه داشته و نقدهای گاه تیز و تند را نیز شنیده است. این نقدها از منظر علمی در تصحیح نسخ، چه وارد باشند و جه نباشند، در اهمیت آثار خالقی مطلق در شناخت ایران از منظر این یادداشت تأثیری نمیگذارد. آنچه میتوان آموخت این است که ایران را نه سنتمدارانه میتوان درک کرد و نه به شیوههای پست مدرن، بلکه مواجههای میطلبد که از سنخ مواجهههای پدیدارشناسانه و هرمنوتیکی خواهد بود. با وامگیری از فردوسی میتوان گفت که استاد خالقی مطلق نیز تخم سخن دربارهٔ ایران را پراکند، چنانکه ایران همچنان نقش بنیادینی در معنابخشی به زیستِ ساکنان این جغرافیا دارد.
@IranDel_Channel
💢
🔴 نامهٔ ایران و پرداخت در سنت
از فردوسی تا جلال خالقیمطلق
✍امید غیاثی؛ معاون پژوهشی و راهبردی اندیشکدهٔ ایراناندیشی آتوسا
۸ اسفند ۱۴۰۴ استاد جلال خالقی مطلق، شاهنامهشناس برجسته در آلمان از دنیا رفت و در میان اخبار جنگ و قطعی اینترنت مجالی برای پرداختن به جایگاه ایشان فراهم نشد و به ناچار به تعویق افتاد. بیشک کار بزرگ خالقیمطلق به تصحیح مرجع او از شاهنامه برمیگردد که سالهای زیادی از عمر خود را -همانند فردوسی- وقف این کار کرد.
سهروردی زمانی گفته بود من حکمت و فرزانگی ایرانیان باستان را زنده کردهام و تاکنون کسی در این کار بر من پیشی نجسته بود. امری که میتوان آن را نقطهٔ عزیمت این یادداشت قرار داد. تصحیحِ شاهنامه به عنوان مهمترین سند هویتی ایرانیان در طول تاریخ، کاری بود که تا پیش از این هیچ ایرانی بدان دست نیازیده بود و همواره غیرایرانیان انجام داده بودند. به این معنا میتوان با سخن ابوالفضل خطیبی فقید همراه بود که میتوان به یک اعتبار مطالعاتِ شاهنامه را به قبل و بعد از دکتر خالقی تقسیم نمود. این یادداشت میخواهد زاویهٔ دیدی به کارنامهٔ علمی استاد خالقی را برجسته کند که تلاش علمی او را به رویکرد فردوسی در پرداختن به سرگذشت ایرانیان پیوند میدهد. از این زاویه، مسئلهٔ هویت ایرانی تنها چشمانداز نسبت به اهمیت شاهنامه و شاهنامهپژوهی نیست، بلکه مواجهه فردوسی و شاهنامهپژوه را در افق خلق یا تکرار، تداوم یا تاسیس، مبنا قرار داده و به مسئله بدل می کند.
فردوسی در مواجههاش با سرگذشت ایرانیان در دورهٔ باستان، رویکردی نقادانه و خلاقانه در پیش گرفته بود. او ضمن به بیان در آوردنِ نامهٔ ایرانیان، با پرداختن به جنبههای خاصی از این نامه، مُهر خود را بر آن زده و تنها به تکرار بیتذکر و یا همانند نویسندهٔ یک داستان تماماً خیالی، به خلق از عدم نپرداخته بود. پژوهشهای خالقی را نیز میتوان بر همین مبنا قضاوت کرد. در این نوع مواجهه، سنت پیشین مبنا قرار گرفته است، اما پژوهشگر به طرح مسئله در آن سنت میپردازد. فردوسی در بخش «اندر فراهم آوردن کتاب» اشاره کرده بود که در مواجهه با نامهٔ ایرانیان باستان، چگونه نوری بر جان تاریکش تابید.
این نور تابیدن از یکسو، سبب شد که فردوسی خود از سوی دیگر نوری بر زوایای آن نامه بتاباند. نوری که تابشش در دورهٔ معاصر تاریخ ایران نیز همچنان پابرجاست و خالقی مطلق نیز همانند فردوسی، نوری که از این نامه ایران کهن بر او تابیده بود را درونی کرده و در طولِ سالهای پژوهشش دربارهٔ ایرانِ شاهنامه، تلاش کرد خود نیز نوری دیگر بر آن بتاباند. به این معنا، فردوسی و خالقیمطلق سوژگی خود را در مواجهه با سنت حفظ نموده، ضمن تکرار، به تأسیس هم دست یازیدهاند. براین اساس فعلِ پرداختن را میتوان در توضیح این مواجهه بکار برد. در این پرداختن است که نامهٔ ایرانیان دوباره همزمان هم تکرار و هم تأسیس میشود، هم تأثیر میگذارد و هم تأثیر میپذیرد.
آثار خالقی مطلق دربابِ شاهنامه و فرهنگِ ایران، با مرکزیتِ تصحیحِ او از شاهنامه، به زعم نگارنده اهمیت اصلی خود را در این رویکرد نشان میدهد. هرچند که بر تصحیح او برخی از ادیبان دیگر خُرده گرفته و نقد وارد کردهاند، چنانکه نگارنده نیز با برخی از این استادان مواجهه داشته و نقدهای گاه تیز و تند را نیز شنیده است. این نقدها از منظر علمی در تصحیح نسخ، چه وارد باشند و جه نباشند، در اهمیت آثار خالقی مطلق در شناخت ایران از منظر این یادداشت تأثیری نمیگذارد. آنچه میتوان آموخت این است که ایران را نه سنتمدارانه میتوان درک کرد و نه به شیوههای پست مدرن، بلکه مواجههای میطلبد که از سنخ مواجهههای پدیدارشناسانه و هرمنوتیکی خواهد بود. با وامگیری از فردوسی میتوان گفت که استاد خالقی مطلق نیز تخم سخن دربارهٔ ایران را پراکند، چنانکه ایران همچنان نقش بنیادینی در معنابخشی به زیستِ ساکنان این جغرافیا دارد.
@IranDel_Channel
💢
Telegram
ایراندل | IranDel
همه عالم تن است و ایران دل ❤️
این کانال دغدغهاش، ایران است و گردانندۀ آن، یک شهروند ایرانی آذربایجانی
[ بازنشر یک یادداشت، توییت، ویدئو و یا یک صوت به معنی تأیید کل محتوا و تمام مواضع صاحب آن محتوا نیست و هدف صرفاً بازتاب دادن یک نگاه و اندیشه است.]
این کانال دغدغهاش، ایران است و گردانندۀ آن، یک شهروند ایرانی آذربایجانی
[ بازنشر یک یادداشت، توییت، ویدئو و یا یک صوت به معنی تأیید کل محتوا و تمام مواضع صاحب آن محتوا نیست و هدف صرفاً بازتاب دادن یک نگاه و اندیشه است.]
👍31👎3
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎥 پیامِ محمدجعفر یاحقی، استاد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه فردوسی مشهد، عضو پیوستهٔ فرهنگستان زبان و ادب فارسی و مدیر مؤسسۀ فرهنگی خردسرای فردوسی مشهد به فراخورِ گشایشِ «خردسرای فردوسی تبریز»
@IranDel_Channel
💢
@IranDel_Channel
💢
👍30👎7
🔴 زبانِ ملّی فارسی از منظر سعید نفیسی
زبان یگانه وسیلۀ حفظ و بقای فکر مشترک است. ما ایرانیان به هیچ قیمتی نباید راضی شویم ملیت ما سست بشود، یا خدای ناخواسته در خطر بیفتد. باید همۀ همّ خود و مهمترین وظیفۀ ملی خود را حفظ زبان فارسی و توسعه و رواج آن بدانیم.
این موضوع حفظ و حراست و توسعه و تکمیل و رواج زبان فارسی که وظیفۀ فردفرد ما و بالاترین وظیفۀ ملی ماست راه بسیار ساده و روان و طبیعی دارد. ما پاسبان میوۀ هزار سال جانفشانیهای روانفرسای پدران بزرگوار خود هستیم.
🔴 بُنمایه:
برگرفته از: سعید نفیسی، «حفظ زبان پارسی»، ای زبان پارسی، به کوشش میلاد عظیمی، ج ۱، انتشارات دکتر محمود افشار، ۱۳۹۰، ص ۲۹۳-۳۰۰.
🔴 هجدهم خرداد ماه زادروز استاد سعید نفیسی (۱۸ خرداد ۱۲۷۴ – ۲۳ آبان ۱۳۴۵) زبانشناس، پژوهشگر ادبیات فارسی، تاریخنگار، نویسنده، مترجم و شاعر ایرانی و از نسلِ نخست استادان دانشکدهٔ حقوق و دانشکدهٔ ادبیات دانشگاه تهران
#یادها | #مناسبتها
@IranDel_Channel
💢
🔴 زبانِ ملّی فارسی از منظر سعید نفیسی
زبان یگانه وسیلۀ حفظ و بقای فکر مشترک است. ما ایرانیان به هیچ قیمتی نباید راضی شویم ملیت ما سست بشود، یا خدای ناخواسته در خطر بیفتد. باید همۀ همّ خود و مهمترین وظیفۀ ملی خود را حفظ زبان فارسی و توسعه و رواج آن بدانیم.
این موضوع حفظ و حراست و توسعه و تکمیل و رواج زبان فارسی که وظیفۀ فردفرد ما و بالاترین وظیفۀ ملی ماست راه بسیار ساده و روان و طبیعی دارد. ما پاسبان میوۀ هزار سال جانفشانیهای روانفرسای پدران بزرگوار خود هستیم.
🔴 بُنمایه:
برگرفته از: سعید نفیسی، «حفظ زبان پارسی»، ای زبان پارسی، به کوشش میلاد عظیمی، ج ۱، انتشارات دکتر محمود افشار، ۱۳۹۰، ص ۲۹۳-۳۰۰.
🔴 هجدهم خرداد ماه زادروز استاد سعید نفیسی (۱۸ خرداد ۱۲۷۴ – ۲۳ آبان ۱۳۴۵) زبانشناس، پژوهشگر ادبیات فارسی، تاریخنگار، نویسنده، مترجم و شاعر ایرانی و از نسلِ نخست استادان دانشکدهٔ حقوق و دانشکدهٔ ادبیات دانشگاه تهران
#یادها | #مناسبتها
@IranDel_Channel
💢
👍29👎2
🔴 به نام زاگرس به کامِ واگرایی؛
نگاهی به پروژهٔ رسانهای «زاگرس ۲۴»
✍️ یاددشتِ مشترکِ عباس رضایی و بهروز حسینی
در هفتههای اخیر شبکهٔ تلویزیونی جدیدی با نام «زاگرس ۲۴» آغاز به کار کرده است. این شبکه از همان نخستین گام و بدون هیچ پردهپوشی در مسیری تقابلی با منافع ملی ایرانیان گام برداشته است. ترکیبِ مدیران، مجریان، کارکنان و مهمانان این شبکه نیز به روشنی نشان میدهد که با یک رسانهٔ بیطرف مواجه نیستیم، بلکه با تریبونی رسانهای با رویکردی قومگرایانه روبهرو هستیم.
عباس رضایی و بهروز حسینی در یادداشتی مشترک به بررسی عملکرد و جهتگیریهای شبکهٔ «زاگرس ۲۴» پرداختهاند.
🔴 یادداشت را در ۱۰ «عکسنوشتهٔ» پیوستِ این فرسته بخوانید.
🔴 پینوشت:
بازنشر یک یادداشت به معنای تأییدِ کلِّ محتوای آن و تأییدِ تمام مواضعِ نویسندگانِ یادداشت نیست.
@IranDel_Channel
💢
نگاهی به پروژهٔ رسانهای «زاگرس ۲۴»
✍️ یاددشتِ مشترکِ عباس رضایی و بهروز حسینی
در هفتههای اخیر شبکهٔ تلویزیونی جدیدی با نام «زاگرس ۲۴» آغاز به کار کرده است. این شبکه از همان نخستین گام و بدون هیچ پردهپوشی در مسیری تقابلی با منافع ملی ایرانیان گام برداشته است. ترکیبِ مدیران، مجریان، کارکنان و مهمانان این شبکه نیز به روشنی نشان میدهد که با یک رسانهٔ بیطرف مواجه نیستیم، بلکه با تریبونی رسانهای با رویکردی قومگرایانه روبهرو هستیم.
عباس رضایی و بهروز حسینی در یادداشتی مشترک به بررسی عملکرد و جهتگیریهای شبکهٔ «زاگرس ۲۴» پرداختهاند.
🔴 یادداشت را در ۱۰ «عکسنوشتهٔ» پیوستِ این فرسته بخوانید.
🔴 پینوشت:
بازنشر یک یادداشت به معنای تأییدِ کلِّ محتوای آن و تأییدِ تمام مواضعِ نویسندگانِ یادداشت نیست.
@IranDel_Channel
💢
👍30👎6
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎥 «تارِ ایرانی» در «ایوانِ خسرو»
نوازنده:
علی قمصری
جایگاه انجام:
ایوان خسرو (طاق کسری) در تیسفون، پایتختِ ایران در دورهٔ ساسانی
زمانِ انجام:
آغازین روزهای دی ماه ۱۴۰۴ خورشیدی
@IranDel_Channel
💢
نوازنده:
علی قمصری
جایگاه انجام:
ایوان خسرو (طاق کسری) در تیسفون، پایتختِ ایران در دورهٔ ساسانی
زمانِ انجام:
آغازین روزهای دی ماه ۱۴۰۴ خورشیدی
@IranDel_Channel
💢
👍33👎7
Telegram
ایراندل + | + IranDel
🔴 آسیا به شکلِ «پگاسوس»
✍️ آرش رئیسینژاد
نگارهٔ بالا به نقشهٔ «آسیا، دومین بخش زمین، به شکل پگاسوس» (به لاتین: Asia Secunda Pars Terrae in Forma Pegasi) اشاره دارد که هاینریش بونتینگ (۱۵۴۵–۱۶۰۶)، کشیش و نقشهنگار پروتستان آلمانی، در ۱۵۸۱ کشیده و کل قارهٔ آسیا را بسانِ پگاسوس، اسب بالدار در اساطیر یونانی، بر پایهٔ جعرافیای بطلمیوس ترسیم کرده بود.
بونتینگ ایران (پارس) را در مرکز اسب جای داده؛ جایگاهی که بازتاب درک اروپاییان سدهٔ شانزدهم بود که ایران صفوی (۱۵۰۱-۱۷۳۶) را تمدن مرکزی آسیا میدیدند و در دوران زندگی بونتینگ در اوج قدرت خود بود.
مرکزیت ایران در نقشه به پیوند پرسئوس و پارسیان (ایرانیان) اشاره دارد. پگاسوس، اسب «پرسئوس» یکی از سه پهلوان مهم اساطیر یونان باستان، در کنار برادرش «هراکلسِ» (هرکول) و «تسئوس»، بود که در آرگوليس (شمال یونان و مقدونیه) و غرب آسیای کوچک (ترکیهٔ کنونی) که همگی بخشی از شاهنشاهی ایران هخامنشی بود، آوازهٔ بیشتری داشت. برعکس، تسئوس پهلوان بومی آتن بود و هراکلس در تبس مشهور بود.
پرسئوس که فرزند زئوس، خدای خدایان، و دانائه بود، آندرومدا را از چنگال کراکن رهانید و با او ازدواج کرد و فرزندشان پرسس جد خاندان پرسئیدا گشت. بر پایهٔ اساطیر یونانی، پرسئوس جد پارسیان (ایرانیان) بهشمار میرفت!
جایگاه مرکزی پارس (ایران)، همچو شکم و تنهٔ اصلی پیکر پگاسوس که از خون مدوسا که بدست پرسئوس کشته شد زاده شده بود، برای خوانندگان اروپایی آن دوران بار نمادین ژرفی داشت.
نگارهٔ بونتینگ در سرزمین سبز رنگ ایران به چهار بخش پارس، ماد پارت، کرمان و آشور اشاره دارد و آن را در میان دو دریای کاسپین و خلیج فارس (Sinus Persicum) جای داده است. این نگاره یکی از نخستین نقشههای اروپایی است که از واژهٔ Persicum برای این آبراهه بهره برده است.
سِند در خاور و دجله در باختر مرزهای کشور را تشکیل داده و نشان از جایگاه محوری ایران در میان هند و میان رودان در برداشت پیشامدرن غرب دارد.
گنجاندن پارسه (تختجمشید یا پرسپولیس) و شوش که پایتختهای باستانی ایران بودند و در کتب مقدس یهودی-مسیحی (استر، دانیال، نحمیا) یاد شده نشان از شیفتگی اروپای رنسانس به دوران کلاسیک و کتاب مقدس داشت.
شهر معاصرتر بغداد نیز در حاشیه غربی دیده میشود که بازتاب نفوذ فرهنگی و سیاسی ایران بر میان رودان بود و وارث دیگر پایتخت باستانی ایران: تیسفون و مدائن!
پینوشت:
متنِ لاتینِ پایین نقشه به بلروفون اشاره دارد که شیمرا را میکشد، و استعاره پگاسوس آسیا را به تمثیلهای الهیاتی مسیحی پیوند میدهد؛ مسیح بهمثابه بلروفون که اژدها (شیطان) را مغلوب میکند.
@IranDel_Channel
💢
🔴 آسیا به شکلِ «پگاسوس»
✍️ آرش رئیسینژاد
نگارهٔ بالا به نقشهٔ «آسیا، دومین بخش زمین، به شکل پگاسوس» (به لاتین: Asia Secunda Pars Terrae in Forma Pegasi) اشاره دارد که هاینریش بونتینگ (۱۵۴۵–۱۶۰۶)، کشیش و نقشهنگار پروتستان آلمانی، در ۱۵۸۱ کشیده و کل قارهٔ آسیا را بسانِ پگاسوس، اسب بالدار در اساطیر یونانی، بر پایهٔ جعرافیای بطلمیوس ترسیم کرده بود.
بونتینگ ایران (پارس) را در مرکز اسب جای داده؛ جایگاهی که بازتاب درک اروپاییان سدهٔ شانزدهم بود که ایران صفوی (۱۵۰۱-۱۷۳۶) را تمدن مرکزی آسیا میدیدند و در دوران زندگی بونتینگ در اوج قدرت خود بود.
مرکزیت ایران در نقشه به پیوند پرسئوس و پارسیان (ایرانیان) اشاره دارد. پگاسوس، اسب «پرسئوس» یکی از سه پهلوان مهم اساطیر یونان باستان، در کنار برادرش «هراکلسِ» (هرکول) و «تسئوس»، بود که در آرگوليس (شمال یونان و مقدونیه) و غرب آسیای کوچک (ترکیهٔ کنونی) که همگی بخشی از شاهنشاهی ایران هخامنشی بود، آوازهٔ بیشتری داشت. برعکس، تسئوس پهلوان بومی آتن بود و هراکلس در تبس مشهور بود.
پرسئوس که فرزند زئوس، خدای خدایان، و دانائه بود، آندرومدا را از چنگال کراکن رهانید و با او ازدواج کرد و فرزندشان پرسس جد خاندان پرسئیدا گشت. بر پایهٔ اساطیر یونانی، پرسئوس جد پارسیان (ایرانیان) بهشمار میرفت!
جایگاه مرکزی پارس (ایران)، همچو شکم و تنهٔ اصلی پیکر پگاسوس که از خون مدوسا که بدست پرسئوس کشته شد زاده شده بود، برای خوانندگان اروپایی آن دوران بار نمادین ژرفی داشت.
نگارهٔ بونتینگ در سرزمین سبز رنگ ایران به چهار بخش پارس، ماد پارت، کرمان و آشور اشاره دارد و آن را در میان دو دریای کاسپین و خلیج فارس (Sinus Persicum) جای داده است. این نگاره یکی از نخستین نقشههای اروپایی است که از واژهٔ Persicum برای این آبراهه بهره برده است.
سِند در خاور و دجله در باختر مرزهای کشور را تشکیل داده و نشان از جایگاه محوری ایران در میان هند و میان رودان در برداشت پیشامدرن غرب دارد.
گنجاندن پارسه (تختجمشید یا پرسپولیس) و شوش که پایتختهای باستانی ایران بودند و در کتب مقدس یهودی-مسیحی (استر، دانیال، نحمیا) یاد شده نشان از شیفتگی اروپای رنسانس به دوران کلاسیک و کتاب مقدس داشت.
شهر معاصرتر بغداد نیز در حاشیه غربی دیده میشود که بازتاب نفوذ فرهنگی و سیاسی ایران بر میان رودان بود و وارث دیگر پایتخت باستانی ایران: تیسفون و مدائن!
پینوشت:
متنِ لاتینِ پایین نقشه به بلروفون اشاره دارد که شیمرا را میکشد، و استعاره پگاسوس آسیا را به تمثیلهای الهیاتی مسیحی پیوند میدهد؛ مسیح بهمثابه بلروفون که اژدها (شیطان) را مغلوب میکند.
@IranDel_Channel
💢
👍24👎2
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎥 اجرای فارسی هنرمندِ سمرقندی خانم «دیاره جعفری» در برنامهٔ تلویزیونی «آواز ازبکستان»
@IranDel_Channel
💢
@IranDel_Channel
💢
👍38👎4
ایراندل | IranDel
🔴 بنیاد ایرانشناسی استان آذربایجان شرقی و انجمن ایرانی تاریخ (شعبهٔ آذربایجان شرقی) برگزار میکنند: «کلاسهای شاهنامهخوانی» آموزگار: لیلی خبّازی خوانش و گزارشِ داستانِ «فریدون - گفتار اندر زادنِ منوچهر از مادر» زمان: دوشنبه ۱۸ خرداد ۱۴۰۵ خورشیدی،…
🔴 بنیاد ایرانشناسی استان آذربایجان شرقی و انجمن ایرانی تاریخ (شعبهٔ آذربایجان شرقی) برگزار میکنند:
«کلاسهای شاهنامهخوانی»
آموزگار:
لیلی خبّازی
خوانش و گزارشِ داستانِ «فریدون - گفتار اندر آمدنِ سلم و تور به جنگ آفْریدون»
زمان:
دوشنبه ۲۵ خرداد ۱۴۰۵ خورشیدی، ساعت ۱۸
جایگاه:
تبریز، خیابان ثقهالاسلام، کوی سرخاب، خانۀ تاریخی شربتاوغلی، بنیاد ایرانشناسی استان آذربایجان شرقی
#اطلاع_رسانی
@IranDel_Channel
💢
🔴 بنیاد ایرانشناسی استان آذربایجان شرقی و انجمن ایرانی تاریخ (شعبهٔ آذربایجان شرقی) برگزار میکنند:
«کلاسهای شاهنامهخوانی»
آموزگار:
لیلی خبّازی
خوانش و گزارشِ داستانِ «فریدون - گفتار اندر آمدنِ سلم و تور به جنگ آفْریدون»
زمان:
دوشنبه ۲۵ خرداد ۱۴۰۵ خورشیدی، ساعت ۱۸
جایگاه:
تبریز، خیابان ثقهالاسلام، کوی سرخاب، خانۀ تاریخی شربتاوغلی، بنیاد ایرانشناسی استان آذربایجان شرقی
#اطلاع_رسانی
@IranDel_Channel
💢
👍32👎3