ایراندل | IranDel
Photo
🔴 جشننامهٔ چهلوپنج سالگی شاهنامهپژوه برجستهٔ اورمیهای، «سجاد آیدنلو»
رونمایی از کتاب «یکی اُرمویمردِ شهنامهدان» در شهرِ اورمیه
نشستِ رونمایی از کتاب «یکی اُرمویمردِ شهنامهدان؛ جشننامهٔ چهلوپنج سالگی دکتر سجاد آیدنلو» چهارم خرداد ماه ۱۴٠۵ خورشیدی از سوی ادارهٔ کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان آذربایجان غربی با همکاری دانشگاه آفاق در شهر اورمیه برگزار شد.
«یکی ارمویمرد شهنامهدان»، جشننامهٔ ۴۵ سالگی دکتر سجاد آیدنلو، شاهنامهشناس برجستهٔ اهل اورمیه است؛ که به کوشش «رضا غفوری» در ۱۱۱۸ صفحه، شامل ۷۰ مقاله و یادداشت در زمستان ۱۴٠۴ خورشیدی از سوی نشر ادبیات منتشر شده است.
🔴 گزارشِ این نشست را از «اینجا» بخوانید.
#اطلاع_رسانی | #گزارش
@IranDel_Channel
💢
رونمایی از کتاب «یکی اُرمویمردِ شهنامهدان» در شهرِ اورمیه
نشستِ رونمایی از کتاب «یکی اُرمویمردِ شهنامهدان؛ جشننامهٔ چهلوپنج سالگی دکتر سجاد آیدنلو» چهارم خرداد ماه ۱۴٠۵ خورشیدی از سوی ادارهٔ کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان آذربایجان غربی با همکاری دانشگاه آفاق در شهر اورمیه برگزار شد.
«یکی ارمویمرد شهنامهدان»، جشننامهٔ ۴۵ سالگی دکتر سجاد آیدنلو، شاهنامهشناس برجستهٔ اهل اورمیه است؛ که به کوشش «رضا غفوری» در ۱۱۱۸ صفحه، شامل ۷۰ مقاله و یادداشت در زمستان ۱۴٠۴ خورشیدی از سوی نشر ادبیات منتشر شده است.
🔴 گزارشِ این نشست را از «اینجا» بخوانید.
#اطلاع_رسانی | #گزارش
@IranDel_Channel
💢
👍33👎5
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 اندیشهٔ سیاسی در شاهنامه
ویژگیهای اندیشهٔ سیاسی برآمده از شاهنامه کداماند؟
جواد رنجبر درخشیلر، دانشآموختهٔ علم سیاست و شاهنامهپژوه تبریزی در گفتگو با تارنمای «اکوایران» (برنامهٔ سروستان) به این پرسش، پاسخ میدهد.
(زمانِ گفتگو: "۲۸:'۴۸)
🔴 این گفتگو را به طور کامل از تارنمای «اکوایران» تماشا کنید.
🔴 پوشهٔ شنیداری را از «اینجا» بشنوید
@IranDel_Channel
💢
ویژگیهای اندیشهٔ سیاسی برآمده از شاهنامه کداماند؟
جواد رنجبر درخشیلر، دانشآموختهٔ علم سیاست و شاهنامهپژوه تبریزی در گفتگو با تارنمای «اکوایران» (برنامهٔ سروستان) به این پرسش، پاسخ میدهد.
(زمانِ گفتگو: "۲۸:'۴۸)
🔴 این گفتگو را به طور کامل از تارنمای «اکوایران» تماشا کنید.
🔴 پوشهٔ شنیداری را از «اینجا» بشنوید
@IranDel_Channel
💢
👍18👎4
ایراندل | IranDel
🎥 اندیشهٔ سیاسی در شاهنامه ویژگیهای اندیشهٔ سیاسی برآمده از شاهنامه کداماند؟ جواد رنجبر درخشیلر، دانشآموختهٔ علم سیاست و شاهنامهپژوه تبریزی در گفتگو با تارنمای «اکوایران» (برنامهٔ سروستان) به این پرسش، پاسخ میدهد. (زمانِ گفتگو: "۲۸:'۴۸) 🔴 این گفتگو…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 از اسطوره تا تاریخ در شاهنامه؛ دستمایهای برای پرورشِ اندیشهٔ سیاسی ایران
واکاوی چهرهٔ اسطورهای شاهنامه میتواند دستمایهٔ پرورشِ اندیشهٔ سیاسی ایرانیان باشد.
چرا که اسطورهها و حماسههای نهفته در داستان آفرینشِ شاهنامه در بردارندهٔ خویشکاری و رستگاری آدمیزادی است که به بوی زندگی شادکامانه از مینو به گیتی آمده است و درخت زندگی ایرانی را با فلسفهٔ سیاسیِ پیروزی بر اهریمن بالنده نگه میدارد.
جواد رنجبر درخشیلر، دانشآموختهٔ علم سیاست و شاهنامهپژوه تبریزی، در گفتگو با تارنمای «اکوایران» (برنامهٔ سروستان) به واکاویِ چهرهٔ اسطورهای شاهنامه میپردازد.
(زمانِ گفتگو: "۰۷:'۴۸)
🔴 این گفتگو را به طور کامل از تارنمای «اکوایران» تماشا کنید.
🔴 پوشهٔ شنیداری را از «اینجا» بشنوید.
@IranDel_Channel
💢
واکاوی چهرهٔ اسطورهای شاهنامه میتواند دستمایهٔ پرورشِ اندیشهٔ سیاسی ایرانیان باشد.
چرا که اسطورهها و حماسههای نهفته در داستان آفرینشِ شاهنامه در بردارندهٔ خویشکاری و رستگاری آدمیزادی است که به بوی زندگی شادکامانه از مینو به گیتی آمده است و درخت زندگی ایرانی را با فلسفهٔ سیاسیِ پیروزی بر اهریمن بالنده نگه میدارد.
جواد رنجبر درخشیلر، دانشآموختهٔ علم سیاست و شاهنامهپژوه تبریزی، در گفتگو با تارنمای «اکوایران» (برنامهٔ سروستان) به واکاویِ چهرهٔ اسطورهای شاهنامه میپردازد.
(زمانِ گفتگو: "۰۷:'۴۸)
🔴 این گفتگو را به طور کامل از تارنمای «اکوایران» تماشا کنید.
🔴 پوشهٔ شنیداری را از «اینجا» بشنوید.
@IranDel_Channel
💢
👍18👎6
🔴 لسانالغیب؛ معنایی فراتر از عرفان
✍️ جواد طباطبایی؛ فیلسوف سیاسی ایران
بدینسان، تأمّل خردگرا در تقدیرِ تاریخیِ ایرانزمین که به دنبال چیرگی تُرکان و قشریّت دینی و پس از قتل شهابالدین سهروردی، نه در قلمرو اندیشهٔ فلسفی امکان داشت و نه در گسترهٔ شعر حماسی فارسی، در قلمرو دیگری از تجلیّات روحی ایرانیان ظاهر شد. این دورهٔ دوّم ادب فارسی که با مرگ فردوسی آغاز شد و با جامی به پایان رسید، سدههای سیطرهٔ تدریجی عرفان بر ادب فارسی بود که همزمان با یورشِ مغولان به کمال رسید. در این دوره نیز، از دیدگاه تأمّل فلسفی در تقدیر تاریخی ایرانزمین، تنها یک شاعر به مقامی بلند دست یافت. حافظ شیرازی در واقع شاعری بود که پیش از آنکه شعر قدیم فارسی در سراشیب انحطاط بیفتد، ادب فارسی را با دریافتی از اندیشهٔ ایرانشهری درآمیخت و آن را به تأمّلی در وجوهی از انحطاط ایران در دورهٔ اسلامی تبدیل کرد. نویسندگان تاریخ ادبی ایران و مفسّران دیوان حافظ دربارهٔ سرشت درونمایهٔ شعر این شاعر سخنان بسیاری گفتهاند و از آنجا که در این دوره از تاریخ ایران، صوفیان به متفکّران قوم تبدیل شده بودند، حافظ را بیشتر در شمار شاعران عارف آوردهاند. تردیدی نیست که زبان شعری حافظ در بخشهایی از دیوان او، زبان ادب عارفانه است؛ امّا این کاربرد زبان ادب عارفانه در دورهای که اندیشیدن ایرانی در زاویههای صوفیان پناهگاهی امن یافته بود، خلاف آمد عادت نبود. بلکه برعکس، اهمیّت حافظ در این است که در بخشهای مهمّی از دیوان خود، ظاهر ادب عرفانی را با باطن تأمّلی در تقدیر ایرانزمین جمع کرده است. مناقشههای بسیار دربارهٔ درونمایهٔ شعر حافظ و اینکه او تنها شاعری است که ـ مانند فردوسی امّا در صورتی متفاوت ـ در تاریخ ایران، در میان ایرانیان اجماعی دربارهٔ اهمیّت و مقام او به وجود آمده، مبین این است که درونمایهٔ شعر حافظ را نمیتوان به شمار نهچندان بسیار بیتها یا اندک غزلهای عارفانهٔ او فروکاست. او مانند بسیاری از شاعران پرآوازهٔ ایرانی به زبانی سخن میگوید که زبان عرفانی است، امّا مضمونی دیگری جز عرفان را در این زبان بیان میکند. شاید معنای «لسانالغیب بودن حافظ» نیز همین بوده است.
🔴 بُنمایه:
زوال اندیشهٔ سیاسی در ایران، سید جواد طباطبایی، تهران: مینوی خرد، ۱۳۹۶، صص ۵۰۷-۵۰۸.
@IranDel_Channel
💢
🔴 لسانالغیب؛ معنایی فراتر از عرفان
✍️ جواد طباطبایی؛ فیلسوف سیاسی ایران
بدینسان، تأمّل خردگرا در تقدیرِ تاریخیِ ایرانزمین که به دنبال چیرگی تُرکان و قشریّت دینی و پس از قتل شهابالدین سهروردی، نه در قلمرو اندیشهٔ فلسفی امکان داشت و نه در گسترهٔ شعر حماسی فارسی، در قلمرو دیگری از تجلیّات روحی ایرانیان ظاهر شد. این دورهٔ دوّم ادب فارسی که با مرگ فردوسی آغاز شد و با جامی به پایان رسید، سدههای سیطرهٔ تدریجی عرفان بر ادب فارسی بود که همزمان با یورشِ مغولان به کمال رسید. در این دوره نیز، از دیدگاه تأمّل فلسفی در تقدیر تاریخی ایرانزمین، تنها یک شاعر به مقامی بلند دست یافت. حافظ شیرازی در واقع شاعری بود که پیش از آنکه شعر قدیم فارسی در سراشیب انحطاط بیفتد، ادب فارسی را با دریافتی از اندیشهٔ ایرانشهری درآمیخت و آن را به تأمّلی در وجوهی از انحطاط ایران در دورهٔ اسلامی تبدیل کرد. نویسندگان تاریخ ادبی ایران و مفسّران دیوان حافظ دربارهٔ سرشت درونمایهٔ شعر این شاعر سخنان بسیاری گفتهاند و از آنجا که در این دوره از تاریخ ایران، صوفیان به متفکّران قوم تبدیل شده بودند، حافظ را بیشتر در شمار شاعران عارف آوردهاند. تردیدی نیست که زبان شعری حافظ در بخشهایی از دیوان او، زبان ادب عارفانه است؛ امّا این کاربرد زبان ادب عارفانه در دورهای که اندیشیدن ایرانی در زاویههای صوفیان پناهگاهی امن یافته بود، خلاف آمد عادت نبود. بلکه برعکس، اهمیّت حافظ در این است که در بخشهای مهمّی از دیوان خود، ظاهر ادب عرفانی را با باطن تأمّلی در تقدیر ایرانزمین جمع کرده است. مناقشههای بسیار دربارهٔ درونمایهٔ شعر حافظ و اینکه او تنها شاعری است که ـ مانند فردوسی امّا در صورتی متفاوت ـ در تاریخ ایران، در میان ایرانیان اجماعی دربارهٔ اهمیّت و مقام او به وجود آمده، مبین این است که درونمایهٔ شعر حافظ را نمیتوان به شمار نهچندان بسیار بیتها یا اندک غزلهای عارفانهٔ او فروکاست. او مانند بسیاری از شاعران پرآوازهٔ ایرانی به زبانی سخن میگوید که زبان عرفانی است، امّا مضمونی دیگری جز عرفان را در این زبان بیان میکند. شاید معنای «لسانالغیب بودن حافظ» نیز همین بوده است.
🔴 بُنمایه:
زوال اندیشهٔ سیاسی در ایران، سید جواد طباطبایی، تهران: مینوی خرد، ۱۳۹۶، صص ۵۰۷-۵۰۸.
@IranDel_Channel
💢
Telegram
ایراندل | IranDel
همه عالم تن است و ایران دل ❤️
این کانال دغدغهاش، ایران است و گردانندۀ آن، یک شهروند ایرانی آذربایجانی
[ بازنشر یک یادداشت، توییت، ویدئو و یا یک صوت به معنی تأیید کل محتوا و تمام مواضع صاحب آن محتوا نیست و هدف صرفاً بازتاب دادن یک نگاه و اندیشه است.]
این کانال دغدغهاش، ایران است و گردانندۀ آن، یک شهروند ایرانی آذربایجانی
[ بازنشر یک یادداشت، توییت، ویدئو و یا یک صوت به معنی تأیید کل محتوا و تمام مواضع صاحب آن محتوا نیست و هدف صرفاً بازتاب دادن یک نگاه و اندیشه است.]
👍27👎4
🔴 «دبیرِ خائن»
«امیر گفت همچنین است، که بوالفتح بدان وقت که بهدیوان بونصر بود، هرچه در کارِ پدرِ ما رفتی به ما مینبشتی از بهر پدرش که بهدیوان خلیفت هرات بود.
من که بونصرم گفتم دریغا که من امروز این سخن میشنوم، امیر گفت اگر بدان وقت میشنودی چه میکردی؟
گفتم بگفتمی تا قفاش بدریدندی و از دیوان بیرون کردندی که دبیر خائن بهکار نیاید»
🔴 بُنمایه:
تاریخ بیهقی، تصحیح علی اکبر فیاض، ص.۳۱۰
@IranDel_Channel
💢
«امیر گفت همچنین است، که بوالفتح بدان وقت که بهدیوان بونصر بود، هرچه در کارِ پدرِ ما رفتی به ما مینبشتی از بهر پدرش که بهدیوان خلیفت هرات بود.
من که بونصرم گفتم دریغا که من امروز این سخن میشنوم، امیر گفت اگر بدان وقت میشنودی چه میکردی؟
گفتم بگفتمی تا قفاش بدریدندی و از دیوان بیرون کردندی که دبیر خائن بهکار نیاید»
🔴 بُنمایه:
تاریخ بیهقی، تصحیح علی اکبر فیاض، ص.۳۱۰
@IranDel_Channel
💢
👍24👎3
ایراندل | IranDel
🎥 اندیشهٔ سیاسی در شاهنامه ویژگیهای اندیشهٔ سیاسی برآمده از شاهنامه کداماند؟ جواد رنجبر درخشیلر، دانشآموختهٔ علم سیاست و شاهنامهپژوه تبریزی در گفتگو با تارنمای «اکوایران» (برنامهٔ سروستان) به این پرسش، پاسخ میدهد. (زمانِ گفتگو: "۲۸:'۴۸) 🔴 این گفتگو…
🔴 شاهنامه و نظریهٔ ایرانشناسی جدید
✍️ جواد رنجبر درخشیلر؛ دانشآموختهٔ علم سیاست و شاهنامهپژوه
منظور از ایرانشناسی در این عنوان دانشی است که غربیها از حدود قرن ۱۷ صورتبندی کردند. موضوع این دانش، ایران، فرهنگ، زبان، تاریخ و وجوه دیگرِ زندگی اجتماعی در ایران است. آنچه را که غربیها از ایران در این دوره صورتبندی کردند، خود ما به صورت علمی و صورتبندیشده نمیدانستیم و پیشینهٔ آن را نیز نداشتیم. اینجا پرسشی مهم مطرح میشود که آیا ایرانیان در آن روزگار از فرهنگ و تاریخِ خود هیچ آگاهی نداشتند؟ و آیا همانطور که دانشِ ایرانشناسی را غربیها صورتبندی کردند، روح و مفاهیمِ آن را نیز غربیها کشف و طرح و آغاز کردند؟
پاسخ بیتردید منفی است. ایرانشناسی در زندگیِ ایرانیان جاری بود. نیاکانِ ما به صورت روزمره در ایران با فرهنگ و مفاهیمِ ایرانی زندگی میکردند، اما نمیتوانستند دانستهها و حس و تعلّق خود را به صورتِ دانشی منسجم و مُدوّن از نوع علمِ غربی شکل بدهند. این کار را غربیها کردند و ایرانشناسی را به صورت علمی تدوین کردند.
بعد از مشروطه، ایرانشناسانِ ایرانی پدیدار شدند: از استادان علامه قزوینی و سید حسن تقیزاده تا استاد مجتبی مینوی و ایرج افشار. بزرگانِ ایرانشناسِ این دوره، مفرداتِ ایرانشناسی را در سطحی بسیار بالا یافتند و بیان کردند؛ از جمله مباحث تاریخی و جغرافیایی و زبانی و تصحیح متنهای کهن و وجوه دیگر زندگی اجتماعی ایرانیان را. آنچه را استادان این دوره به دقت انجام دادند، میتوان مفرداتِ ایرانشناسی نامید که اساسِ ایرانشناسی است. اما آنچه که فوقالعاده ضروری است «نظریهٔ ایرانشناسی» است. مفردات اساس و پایهٔ ایرانشناسی است، اما کافی نیست. ما امروز دربارهٔ تاریخ، جغرافیا و متونِ کهن در ایران، ریشهشناسیِ واژهها و به طور کلی مباحثِ زبانشناسی، استادان برجسته و آثار فوقالعاده مهمی داریم، ولی نظریهٔ ایرانشناسی بر مبنای این مفردات نداریم، به طوری که مسائل ما را منسجم و فلسفی و تاریخی و عمیق توضیح بدهد.
🔴 دنبالهٔ یادداشت را در بخشِ «مشاهدهٔ فوری» بخوانید:
👇👇
@IranDel_Channel
💢
🔴 شاهنامه و نظریهٔ ایرانشناسی جدید
✍️ جواد رنجبر درخشیلر؛ دانشآموختهٔ علم سیاست و شاهنامهپژوه
منظور از ایرانشناسی در این عنوان دانشی است که غربیها از حدود قرن ۱۷ صورتبندی کردند. موضوع این دانش، ایران، فرهنگ، زبان، تاریخ و وجوه دیگرِ زندگی اجتماعی در ایران است. آنچه را که غربیها از ایران در این دوره صورتبندی کردند، خود ما به صورت علمی و صورتبندیشده نمیدانستیم و پیشینهٔ آن را نیز نداشتیم. اینجا پرسشی مهم مطرح میشود که آیا ایرانیان در آن روزگار از فرهنگ و تاریخِ خود هیچ آگاهی نداشتند؟ و آیا همانطور که دانشِ ایرانشناسی را غربیها صورتبندی کردند، روح و مفاهیمِ آن را نیز غربیها کشف و طرح و آغاز کردند؟
پاسخ بیتردید منفی است. ایرانشناسی در زندگیِ ایرانیان جاری بود. نیاکانِ ما به صورت روزمره در ایران با فرهنگ و مفاهیمِ ایرانی زندگی میکردند، اما نمیتوانستند دانستهها و حس و تعلّق خود را به صورتِ دانشی منسجم و مُدوّن از نوع علمِ غربی شکل بدهند. این کار را غربیها کردند و ایرانشناسی را به صورت علمی تدوین کردند.
بعد از مشروطه، ایرانشناسانِ ایرانی پدیدار شدند: از استادان علامه قزوینی و سید حسن تقیزاده تا استاد مجتبی مینوی و ایرج افشار. بزرگانِ ایرانشناسِ این دوره، مفرداتِ ایرانشناسی را در سطحی بسیار بالا یافتند و بیان کردند؛ از جمله مباحث تاریخی و جغرافیایی و زبانی و تصحیح متنهای کهن و وجوه دیگر زندگی اجتماعی ایرانیان را. آنچه را استادان این دوره به دقت انجام دادند، میتوان مفرداتِ ایرانشناسی نامید که اساسِ ایرانشناسی است. اما آنچه که فوقالعاده ضروری است «نظریهٔ ایرانشناسی» است. مفردات اساس و پایهٔ ایرانشناسی است، اما کافی نیست. ما امروز دربارهٔ تاریخ، جغرافیا و متونِ کهن در ایران، ریشهشناسیِ واژهها و به طور کلی مباحثِ زبانشناسی، استادان برجسته و آثار فوقالعاده مهمی داریم، ولی نظریهٔ ایرانشناسی بر مبنای این مفردات نداریم، به طوری که مسائل ما را منسجم و فلسفی و تاریخی و عمیق توضیح بدهد.
🔴 دنبالهٔ یادداشت را در بخشِ «مشاهدهٔ فوری» بخوانید:
👇👇
@IranDel_Channel
💢
Telegraph
ایراندل | IranDel
🔴 شاهنامه و نظریهٔ ایرانشناسی جدید ✍️ جواد رنجبر درخشیلر؛ دانشآموختهٔ علم سیاست و شاهنامهپژوه منظور از ایرانشناسی در این عنوان دانشی است که غربیها از حدود قرن ۱۷ صورتبندی کردند. موضوع این دانش، ایران، فرهنگ، زبان، تاریخ و وجوه دیگرِ زندگی اجتماعی…
👍26👎5
Telegram
attach 📎
🎥 اشکان زارع، پژوهشگر تاریخ اندیشه، در گفتگو با «رادیو تاریخِ اقتصاد» توضیح میدهد:
محافظهکاری چیست؟
جنبش محافظهکاری در ایران در چه مرحلهای است؟
@IranDel_Channel
💢
🎥 اشکان زارع، پژوهشگر تاریخ اندیشه، در گفتگو با «رادیو تاریخِ اقتصاد» توضیح میدهد:
محافظهکاری چیست؟
جنبش محافظهکاری در ایران در چه مرحلهای است؟
@IranDel_Channel
💢
👍22👎3
🔴 کتابخانهٔ مرکزی تبریز برگزار میکنند:
«کلاسهای شاهنامهخوانی»
آموزگار:
بهمن دمشقی خیابانی
زمان:
شنبهها ساعتِ ۱۷ تا ۱۹
(شنبه ۱۶ خرداد ۱۴۰۵ برگزار خواهد شد.)
جایگاه:
تبریز، خیابان آزادی، پایینتر از چهارراه لاله، کتابخانهٔ مرکزی تبریز
حضور در این کلاس برای همگان آزاد و رایگان است.
#اطلاع_رسانی
@IranDel_Channel
💢
«کلاسهای شاهنامهخوانی»
آموزگار:
بهمن دمشقی خیابانی
زمان:
شنبهها ساعتِ ۱۷ تا ۱۹
(شنبه ۱۶ خرداد ۱۴۰۵ برگزار خواهد شد.)
جایگاه:
تبریز، خیابان آزادی، پایینتر از چهارراه لاله، کتابخانهٔ مرکزی تبریز
حضور در این کلاس برای همگان آزاد و رایگان است.
#اطلاع_رسانی
@IranDel_Channel
💢
👍33👎3
🔴 بنیاد ایرانشناسی استان آذربایجان شرقی و انجمن ایرانی تاریخ (شعبهٔ آذربایجان شرقی) برگزار میکنند:
«کلاسهای شاهنامهخوانی»
آموزگار:
لیلی خبّازی
خوانش و گزارشِ داستانِ «فریدون - گفتار اندر زادنِ منوچهر از مادر»
زمان:
دوشنبه ۱۸ خرداد ۱۴۰۵ خورشیدی، ساعت ۱۸
جایگاه:
تبریز، خیابان ثقهالاسلام، کوی سرخاب، خانۀ تاریخی شربتاوغلی، بنیاد ایرانشناسی استان آذربایجان شرقی
#اطلاع_رسانی
@IranDel_Channel
💢
🔴 بنیاد ایرانشناسی استان آذربایجان شرقی و انجمن ایرانی تاریخ (شعبهٔ آذربایجان شرقی) برگزار میکنند:
«کلاسهای شاهنامهخوانی»
آموزگار:
لیلی خبّازی
خوانش و گزارشِ داستانِ «فریدون - گفتار اندر زادنِ منوچهر از مادر»
زمان:
دوشنبه ۱۸ خرداد ۱۴۰۵ خورشیدی، ساعت ۱۸
جایگاه:
تبریز، خیابان ثقهالاسلام، کوی سرخاب، خانۀ تاریخی شربتاوغلی، بنیاد ایرانشناسی استان آذربایجان شرقی
#اطلاع_رسانی
@IranDel_Channel
💢
👍29👎4
ایراندل | IranDel
🔴 شاهنامه و نظریهٔ ایرانشناسی جدید ✍️ جواد رنجبر درخشیلر؛ دانشآموختهٔ علم سیاست و شاهنامهپژوه منظور از ایرانشناسی در این عنوان دانشی است که غربیها از حدود قرن ۱۷ صورتبندی کردند. موضوع این دانش، ایران، فرهنگ، زبان، تاریخ و وجوه دیگرِ زندگی اجتماعی…
🔴 شاهنامه و آیندهٔ ایران
✍️ جواد رنجبر درخشیلر، دانشآموختهٔ علم سیاست و شاهنامهپژوه
مقدمه
نخست باید توضیح بدهم که بحث دربارهٔ شاهنامه و آیندهٔ ایران و مواردی مشابه به قول مرحوم استاد بدیعالزمان فروزانفر «مزلّه» است. کوچکترین بیاحتیاطی زبان را به دامِ ابتذال و مهملگویی و کلّیگویی میکشد. بنابراین این عنوانها را باید با نهایتِ «محافظهکاری» بحث کرد.
بحث را میتوان با این پرسش آغاز کرد: ادبیات و آیندهپژوهی چه ربطی به هم دارند؟ آیا این دو را میشود به هم مرتبط کرد؟ اصلاً مرتبط کردنی هستند یا نه؟
اگر آیندهپژوهی را به دقت و عمقِ فرهنگی آن بررسی کنیم به نظر میرسد تصویر یا تصوّر آینده بیش از آن که به علوم تجربی مربوط باشد به ادبیات مربوط است و به طور مشخص در رُمان میتوان آینده را ساخت و یا به بحث گذاشت. البته بدیهی است که این گزاره قابلیتِ بحثی مفصل دارد. دستکم میتوان به جرأت گفت که آیندهپژوهی علمی تجربی نیست، یا فقط علمی تجربی نیست و ادبیات در آن نقشی مهم و برجسته دارد. آیندهپژوهی برساختِ آینده هم است. یعنی زمانی که دربارهٔ آینده سخن میگوییم عملاً داریم آینده را میسازیم. به همین دلیل در آیندهپژوهی از عبارت «هنرِ گمان» استفاده میکنند. آینده پیشبینیهای اکنونِ ماست. هنر و خاطره و رؤیا در آن نقشی مهم دارد. آنچه انتظار داریم و آنچه برای آن آماده میشویم، آیندهٔ ماست. بنابراین آینده فقط محاسباتِ ریاضی نیست. آیندهپژوهی خود آیندهسازی است.
اگر این مفروض ما باشد پرسش بعدی این است: جای ادبیاتِ کهن در آن آیندهپژوهیِ آیندهساز کجاست؟
معمولاً تصور میشود که ادبیاتِ کهن متعلق به گذشتهای از دست رفته است و منطقاً نباید تعلّقی به آینده و حتی اکنون داشته باشد، این تصور درست نیست. اگر رؤیای آینده داریم، در گذشته هم شناخت اسطورهای داشتهایم. رؤیای آینده بیشناخت اسطورهای نمیتواند پایه و ریشهای داشته باشد. بنابراین هر آنچه برای آینده میاندیشیم بیربط به شناختِ اسطورهای ما نیست. خیال آینده در ناخودآگاه جمعی ماست که ادبیات مهمترین مؤلفهٔ أن است.
🔴 دنبالهٔ یادداشت را در بخشِ «مشاهدهٔ فوری» بخوانید:
👇👇
@IranDel_Channel
💢
🔴 شاهنامه و آیندهٔ ایران
✍️ جواد رنجبر درخشیلر، دانشآموختهٔ علم سیاست و شاهنامهپژوه
مقدمه
نخست باید توضیح بدهم که بحث دربارهٔ شاهنامه و آیندهٔ ایران و مواردی مشابه به قول مرحوم استاد بدیعالزمان فروزانفر «مزلّه» است. کوچکترین بیاحتیاطی زبان را به دامِ ابتذال و مهملگویی و کلّیگویی میکشد. بنابراین این عنوانها را باید با نهایتِ «محافظهکاری» بحث کرد.
بحث را میتوان با این پرسش آغاز کرد: ادبیات و آیندهپژوهی چه ربطی به هم دارند؟ آیا این دو را میشود به هم مرتبط کرد؟ اصلاً مرتبط کردنی هستند یا نه؟
اگر آیندهپژوهی را به دقت و عمقِ فرهنگی آن بررسی کنیم به نظر میرسد تصویر یا تصوّر آینده بیش از آن که به علوم تجربی مربوط باشد به ادبیات مربوط است و به طور مشخص در رُمان میتوان آینده را ساخت و یا به بحث گذاشت. البته بدیهی است که این گزاره قابلیتِ بحثی مفصل دارد. دستکم میتوان به جرأت گفت که آیندهپژوهی علمی تجربی نیست، یا فقط علمی تجربی نیست و ادبیات در آن نقشی مهم و برجسته دارد. آیندهپژوهی برساختِ آینده هم است. یعنی زمانی که دربارهٔ آینده سخن میگوییم عملاً داریم آینده را میسازیم. به همین دلیل در آیندهپژوهی از عبارت «هنرِ گمان» استفاده میکنند. آینده پیشبینیهای اکنونِ ماست. هنر و خاطره و رؤیا در آن نقشی مهم دارد. آنچه انتظار داریم و آنچه برای آن آماده میشویم، آیندهٔ ماست. بنابراین آینده فقط محاسباتِ ریاضی نیست. آیندهپژوهی خود آیندهسازی است.
اگر این مفروض ما باشد پرسش بعدی این است: جای ادبیاتِ کهن در آن آیندهپژوهیِ آیندهساز کجاست؟
معمولاً تصور میشود که ادبیاتِ کهن متعلق به گذشتهای از دست رفته است و منطقاً نباید تعلّقی به آینده و حتی اکنون داشته باشد، این تصور درست نیست. اگر رؤیای آینده داریم، در گذشته هم شناخت اسطورهای داشتهایم. رؤیای آینده بیشناخت اسطورهای نمیتواند پایه و ریشهای داشته باشد. بنابراین هر آنچه برای آینده میاندیشیم بیربط به شناختِ اسطورهای ما نیست. خیال آینده در ناخودآگاه جمعی ماست که ادبیات مهمترین مؤلفهٔ أن است.
🔴 دنبالهٔ یادداشت را در بخشِ «مشاهدهٔ فوری» بخوانید:
👇👇
@IranDel_Channel
💢
Telegraph
ایراندل | IranDel
🔴 شاهنامه و آیندهٔ ایران ✍️ جواد رنجبر درخشیلر، دانشآموختهٔ علم سیاست و شاهنامهپژوه مقدمه نخست باید توضیح بدهم که بحث دربارهٔ شاهنامه و آیندهٔ ایران و مواردی مشابه به قول مرحوم استاد بدیعالزمان فروزانفر «مزلّه» است. کوچکترین بیاحتیاطی زبان را به دامِ…
👍31👎5
🔴 نامهٔ ایران و پرداخت در سنت
از فردوسی تا جلال خالقیمطلق
✍امید غیاثی؛ معاون پژوهشی و راهبردی اندیشکدهٔ ایراناندیشی آتوسا
۸ اسفند ۱۴۰۴ استاد جلال خالقی مطلق، شاهنامهشناس برجسته در آلمان از دنیا رفت و در میان اخبار جنگ و قطعی اینترنت مجالی برای پرداختن به جایگاه ایشان فراهم نشد و به ناچار به تعویق افتاد. بیشک کار بزرگ خالقیمطلق به تصحیح مرجع او از شاهنامه برمیگردد که سالهای زیادی از عمر خود را -همانند فردوسی- وقف این کار کرد.
سهروردی زمانی گفته بود من حکمت و فرزانگی ایرانیان باستان را زنده کردهام و تاکنون کسی در این کار بر من پیشی نجسته بود. امری که میتوان آن را نقطهٔ عزیمت این یادداشت قرار داد. تصحیحِ شاهنامه به عنوان مهمترین سند هویتی ایرانیان در طول تاریخ، کاری بود که تا پیش از این هیچ ایرانی بدان دست نیازیده بود و همواره غیرایرانیان انجام داده بودند. به این معنا میتوان با سخن ابوالفضل خطیبی فقید همراه بود که میتوان به یک اعتبار مطالعاتِ شاهنامه را به قبل و بعد از دکتر خالقی تقسیم نمود. این یادداشت میخواهد زاویهٔ دیدی به کارنامهٔ علمی استاد خالقی را برجسته کند که تلاش علمی او را به رویکرد فردوسی در پرداختن به سرگذشت ایرانیان پیوند میدهد. از این زاویه، مسئلهٔ هویت ایرانی تنها چشمانداز نسبت به اهمیت شاهنامه و شاهنامهپژوهی نیست، بلکه مواجهه فردوسی و شاهنامهپژوه را در افق خلق یا تکرار، تداوم یا تاسیس، مبنا قرار داده و به مسئله بدل می کند.
فردوسی در مواجههاش با سرگذشت ایرانیان در دورهٔ باستان، رویکردی نقادانه و خلاقانه در پیش گرفته بود. او ضمن به بیان در آوردنِ نامهٔ ایرانیان، با پرداختن به جنبههای خاصی از این نامه، مُهر خود را بر آن زده و تنها به تکرار بیتذکر و یا همانند نویسندهٔ یک داستان تماماً خیالی، به خلق از عدم نپرداخته بود. پژوهشهای خالقی را نیز میتوان بر همین مبنا قضاوت کرد. در این نوع مواجهه، سنت پیشین مبنا قرار گرفته است، اما پژوهشگر به طرح مسئله در آن سنت میپردازد. فردوسی در بخش «اندر فراهم آوردن کتاب» اشاره کرده بود که در مواجهه با نامهٔ ایرانیان باستان، چگونه نوری بر جان تاریکش تابید.
این نور تابیدن از یکسو، سبب شد که فردوسی خود از سوی دیگر نوری بر زوایای آن نامه بتاباند. نوری که تابشش در دورهٔ معاصر تاریخ ایران نیز همچنان پابرجاست و خالقی مطلق نیز همانند فردوسی، نوری که از این نامه ایران کهن بر او تابیده بود را درونی کرده و در طولِ سالهای پژوهشش دربارهٔ ایرانِ شاهنامه، تلاش کرد خود نیز نوری دیگر بر آن بتاباند. به این معنا، فردوسی و خالقیمطلق سوژگی خود را در مواجهه با سنت حفظ نموده، ضمن تکرار، به تأسیس هم دست یازیدهاند. براین اساس فعلِ پرداختن را میتوان در توضیح این مواجهه بکار برد. در این پرداختن است که نامهٔ ایرانیان دوباره همزمان هم تکرار و هم تأسیس میشود، هم تأثیر میگذارد و هم تأثیر میپذیرد.
آثار خالقی مطلق دربابِ شاهنامه و فرهنگِ ایران، با مرکزیتِ تصحیحِ او از شاهنامه، به زعم نگارنده اهمیت اصلی خود را در این رویکرد نشان میدهد. هرچند که بر تصحیح او برخی از ادیبان دیگر خُرده گرفته و نقد وارد کردهاند، چنانکه نگارنده نیز با برخی از این استادان مواجهه داشته و نقدهای گاه تیز و تند را نیز شنیده است. این نقدها از منظر علمی در تصحیح نسخ، چه وارد باشند و جه نباشند، در اهمیت آثار خالقی مطلق در شناخت ایران از منظر این یادداشت تأثیری نمیگذارد. آنچه میتوان آموخت این است که ایران را نه سنتمدارانه میتوان درک کرد و نه به شیوههای پست مدرن، بلکه مواجههای میطلبد که از سنخ مواجهههای پدیدارشناسانه و هرمنوتیکی خواهد بود. با وامگیری از فردوسی میتوان گفت که استاد خالقی مطلق نیز تخم سخن دربارهٔ ایران را پراکند، چنانکه ایران همچنان نقش بنیادینی در معنابخشی به زیستِ ساکنان این جغرافیا دارد.
@IranDel_Channel
💢
🔴 نامهٔ ایران و پرداخت در سنت
از فردوسی تا جلال خالقیمطلق
✍امید غیاثی؛ معاون پژوهشی و راهبردی اندیشکدهٔ ایراناندیشی آتوسا
۸ اسفند ۱۴۰۴ استاد جلال خالقی مطلق، شاهنامهشناس برجسته در آلمان از دنیا رفت و در میان اخبار جنگ و قطعی اینترنت مجالی برای پرداختن به جایگاه ایشان فراهم نشد و به ناچار به تعویق افتاد. بیشک کار بزرگ خالقیمطلق به تصحیح مرجع او از شاهنامه برمیگردد که سالهای زیادی از عمر خود را -همانند فردوسی- وقف این کار کرد.
سهروردی زمانی گفته بود من حکمت و فرزانگی ایرانیان باستان را زنده کردهام و تاکنون کسی در این کار بر من پیشی نجسته بود. امری که میتوان آن را نقطهٔ عزیمت این یادداشت قرار داد. تصحیحِ شاهنامه به عنوان مهمترین سند هویتی ایرانیان در طول تاریخ، کاری بود که تا پیش از این هیچ ایرانی بدان دست نیازیده بود و همواره غیرایرانیان انجام داده بودند. به این معنا میتوان با سخن ابوالفضل خطیبی فقید همراه بود که میتوان به یک اعتبار مطالعاتِ شاهنامه را به قبل و بعد از دکتر خالقی تقسیم نمود. این یادداشت میخواهد زاویهٔ دیدی به کارنامهٔ علمی استاد خالقی را برجسته کند که تلاش علمی او را به رویکرد فردوسی در پرداختن به سرگذشت ایرانیان پیوند میدهد. از این زاویه، مسئلهٔ هویت ایرانی تنها چشمانداز نسبت به اهمیت شاهنامه و شاهنامهپژوهی نیست، بلکه مواجهه فردوسی و شاهنامهپژوه را در افق خلق یا تکرار، تداوم یا تاسیس، مبنا قرار داده و به مسئله بدل می کند.
فردوسی در مواجههاش با سرگذشت ایرانیان در دورهٔ باستان، رویکردی نقادانه و خلاقانه در پیش گرفته بود. او ضمن به بیان در آوردنِ نامهٔ ایرانیان، با پرداختن به جنبههای خاصی از این نامه، مُهر خود را بر آن زده و تنها به تکرار بیتذکر و یا همانند نویسندهٔ یک داستان تماماً خیالی، به خلق از عدم نپرداخته بود. پژوهشهای خالقی را نیز میتوان بر همین مبنا قضاوت کرد. در این نوع مواجهه، سنت پیشین مبنا قرار گرفته است، اما پژوهشگر به طرح مسئله در آن سنت میپردازد. فردوسی در بخش «اندر فراهم آوردن کتاب» اشاره کرده بود که در مواجهه با نامهٔ ایرانیان باستان، چگونه نوری بر جان تاریکش تابید.
این نور تابیدن از یکسو، سبب شد که فردوسی خود از سوی دیگر نوری بر زوایای آن نامه بتاباند. نوری که تابشش در دورهٔ معاصر تاریخ ایران نیز همچنان پابرجاست و خالقی مطلق نیز همانند فردوسی، نوری که از این نامه ایران کهن بر او تابیده بود را درونی کرده و در طولِ سالهای پژوهشش دربارهٔ ایرانِ شاهنامه، تلاش کرد خود نیز نوری دیگر بر آن بتاباند. به این معنا، فردوسی و خالقیمطلق سوژگی خود را در مواجهه با سنت حفظ نموده، ضمن تکرار، به تأسیس هم دست یازیدهاند. براین اساس فعلِ پرداختن را میتوان در توضیح این مواجهه بکار برد. در این پرداختن است که نامهٔ ایرانیان دوباره همزمان هم تکرار و هم تأسیس میشود، هم تأثیر میگذارد و هم تأثیر میپذیرد.
آثار خالقی مطلق دربابِ شاهنامه و فرهنگِ ایران، با مرکزیتِ تصحیحِ او از شاهنامه، به زعم نگارنده اهمیت اصلی خود را در این رویکرد نشان میدهد. هرچند که بر تصحیح او برخی از ادیبان دیگر خُرده گرفته و نقد وارد کردهاند، چنانکه نگارنده نیز با برخی از این استادان مواجهه داشته و نقدهای گاه تیز و تند را نیز شنیده است. این نقدها از منظر علمی در تصحیح نسخ، چه وارد باشند و جه نباشند، در اهمیت آثار خالقی مطلق در شناخت ایران از منظر این یادداشت تأثیری نمیگذارد. آنچه میتوان آموخت این است که ایران را نه سنتمدارانه میتوان درک کرد و نه به شیوههای پست مدرن، بلکه مواجههای میطلبد که از سنخ مواجهههای پدیدارشناسانه و هرمنوتیکی خواهد بود. با وامگیری از فردوسی میتوان گفت که استاد خالقی مطلق نیز تخم سخن دربارهٔ ایران را پراکند، چنانکه ایران همچنان نقش بنیادینی در معنابخشی به زیستِ ساکنان این جغرافیا دارد.
@IranDel_Channel
💢
Telegram
ایراندل | IranDel
همه عالم تن است و ایران دل ❤️
این کانال دغدغهاش، ایران است و گردانندۀ آن، یک شهروند ایرانی آذربایجانی
[ بازنشر یک یادداشت، توییت، ویدئو و یا یک صوت به معنی تأیید کل محتوا و تمام مواضع صاحب آن محتوا نیست و هدف صرفاً بازتاب دادن یک نگاه و اندیشه است.]
این کانال دغدغهاش، ایران است و گردانندۀ آن، یک شهروند ایرانی آذربایجانی
[ بازنشر یک یادداشت، توییت، ویدئو و یا یک صوت به معنی تأیید کل محتوا و تمام مواضع صاحب آن محتوا نیست و هدف صرفاً بازتاب دادن یک نگاه و اندیشه است.]
👍31👎3
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎥 پیامِ محمدجعفر یاحقی، استاد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه فردوسی مشهد، عضو پیوستهٔ فرهنگستان زبان و ادب فارسی و مدیر مؤسسۀ فرهنگی خردسرای فردوسی مشهد به فراخورِ گشایشِ «خردسرای فردوسی تبریز»
@IranDel_Channel
💢
@IranDel_Channel
💢
👍30👎7
🔴 زبانِ ملّی فارسی از منظر سعید نفیسی
زبان یگانه وسیلۀ حفظ و بقای فکر مشترک است. ما ایرانیان به هیچ قیمتی نباید راضی شویم ملیت ما سست بشود، یا خدای ناخواسته در خطر بیفتد. باید همۀ همّ خود و مهمترین وظیفۀ ملی خود را حفظ زبان فارسی و توسعه و رواج آن بدانیم.
این موضوع حفظ و حراست و توسعه و تکمیل و رواج زبان فارسی که وظیفۀ فردفرد ما و بالاترین وظیفۀ ملی ماست راه بسیار ساده و روان و طبیعی دارد. ما پاسبان میوۀ هزار سال جانفشانیهای روانفرسای پدران بزرگوار خود هستیم.
🔴 بُنمایه:
برگرفته از: سعید نفیسی، «حفظ زبان پارسی»، ای زبان پارسی، به کوشش میلاد عظیمی، ج ۱، انتشارات دکتر محمود افشار، ۱۳۹۰، ص ۲۹۳-۳۰۰.
🔴 هجدهم خرداد ماه زادروز استاد سعید نفیسی (۱۸ خرداد ۱۲۷۴ – ۲۳ آبان ۱۳۴۵) زبانشناس، پژوهشگر ادبیات فارسی، تاریخنگار، نویسنده، مترجم و شاعر ایرانی و از نسلِ نخست استادان دانشکدهٔ حقوق و دانشکدهٔ ادبیات دانشگاه تهران
#یادها | #مناسبتها
@IranDel_Channel
💢
🔴 زبانِ ملّی فارسی از منظر سعید نفیسی
زبان یگانه وسیلۀ حفظ و بقای فکر مشترک است. ما ایرانیان به هیچ قیمتی نباید راضی شویم ملیت ما سست بشود، یا خدای ناخواسته در خطر بیفتد. باید همۀ همّ خود و مهمترین وظیفۀ ملی خود را حفظ زبان فارسی و توسعه و رواج آن بدانیم.
این موضوع حفظ و حراست و توسعه و تکمیل و رواج زبان فارسی که وظیفۀ فردفرد ما و بالاترین وظیفۀ ملی ماست راه بسیار ساده و روان و طبیعی دارد. ما پاسبان میوۀ هزار سال جانفشانیهای روانفرسای پدران بزرگوار خود هستیم.
🔴 بُنمایه:
برگرفته از: سعید نفیسی، «حفظ زبان پارسی»، ای زبان پارسی، به کوشش میلاد عظیمی، ج ۱، انتشارات دکتر محمود افشار، ۱۳۹۰، ص ۲۹۳-۳۰۰.
🔴 هجدهم خرداد ماه زادروز استاد سعید نفیسی (۱۸ خرداد ۱۲۷۴ – ۲۳ آبان ۱۳۴۵) زبانشناس، پژوهشگر ادبیات فارسی، تاریخنگار، نویسنده، مترجم و شاعر ایرانی و از نسلِ نخست استادان دانشکدهٔ حقوق و دانشکدهٔ ادبیات دانشگاه تهران
#یادها | #مناسبتها
@IranDel_Channel
💢
👍29👎2
🔴 به نام زاگرس به کامِ واگرایی؛
نگاهی به پروژهٔ رسانهای «زاگرس ۲۴»
✍️ یاددشتِ مشترکِ عباس رضایی و بهروز حسینی
در هفتههای اخیر شبکهٔ تلویزیونی جدیدی با نام «زاگرس ۲۴» آغاز به کار کرده است. این شبکه از همان نخستین گام و بدون هیچ پردهپوشی در مسیری تقابلی با منافع ملی ایرانیان گام برداشته است. ترکیبِ مدیران، مجریان، کارکنان و مهمانان این شبکه نیز به روشنی نشان میدهد که با یک رسانهٔ بیطرف مواجه نیستیم، بلکه با تریبونی رسانهای با رویکردی قومگرایانه روبهرو هستیم.
عباس رضایی و بهروز حسینی در یادداشتی مشترک به بررسی عملکرد و جهتگیریهای شبکهٔ «زاگرس ۲۴» پرداختهاند.
🔴 یادداشت را در ۱۰ «عکسنوشتهٔ» پیوستِ این فرسته بخوانید.
🔴 پینوشت:
بازنشر یک یادداشت به معنای تأییدِ کلِّ محتوای آن و تأییدِ تمام مواضعِ نویسندگانِ یادداشت نیست.
@IranDel_Channel
💢
نگاهی به پروژهٔ رسانهای «زاگرس ۲۴»
✍️ یاددشتِ مشترکِ عباس رضایی و بهروز حسینی
در هفتههای اخیر شبکهٔ تلویزیونی جدیدی با نام «زاگرس ۲۴» آغاز به کار کرده است. این شبکه از همان نخستین گام و بدون هیچ پردهپوشی در مسیری تقابلی با منافع ملی ایرانیان گام برداشته است. ترکیبِ مدیران، مجریان، کارکنان و مهمانان این شبکه نیز به روشنی نشان میدهد که با یک رسانهٔ بیطرف مواجه نیستیم، بلکه با تریبونی رسانهای با رویکردی قومگرایانه روبهرو هستیم.
عباس رضایی و بهروز حسینی در یادداشتی مشترک به بررسی عملکرد و جهتگیریهای شبکهٔ «زاگرس ۲۴» پرداختهاند.
🔴 یادداشت را در ۱۰ «عکسنوشتهٔ» پیوستِ این فرسته بخوانید.
🔴 پینوشت:
بازنشر یک یادداشت به معنای تأییدِ کلِّ محتوای آن و تأییدِ تمام مواضعِ نویسندگانِ یادداشت نیست.
@IranDel_Channel
💢
👍30👎6