ایراندل | IranDel
🔴 یکی اُرموی مردِ شَهنامهدان جشننامۀ چهلوپنجسالگی سجاد آیدنلو؛ استاد زبان و ادبیات فارسی و شاهنامهپژوه به کوششِ رضا غفوری چاپ نخست ۱۴۰۴ ۱۱۲۰ صفحه 🔴 برای سفارش و خرید به «اینجا» مراجعه کنید. #معرفی_کتاب @IranDel_Channel 💢
🔴 یکی اُرمویمردِ شَهنامهدان
جشننامهٔ چهلوپنج سالگی سجاد آیدنلو؛ استاد زبان و ادبیات فارسی و شاهنامهپژوه
به کوشش رضا غفوری
چاپ نخست؛ پاییز ۱۴۰۴
نشر ادبیات
۱۱۱۸ صفحه
چهل و یک صفحهٔ نخستِ کتاب را که شامل مقدمه به قلم رضا غفوری و سالشمار زندگی و کتابشناسیِ دکتر سجاد آیدنلو (تا شهریور ماه سال ۱۴۰۳) است، از «اینجا» بخوانید.
برای اطلاعِ از فهرست مطالبِ کتاب، به عکسهای پیوست، توجه کنید.
مرکز پخش برای کتابفروشیها:
تهران؛ خیابان انقلاب؛ خیابان فخررازی؛ شمارهٔ ۳۳؛ «پخش دوستان»
مرکز فروش در تهران:
تهران؛ خیابان انقلاب؛ ابتدای خیابان دانشگاه؛ کتابفروشی توس
مرکز فروش در مشهد:
پردیس کتاب
مرکز فروش در قم:
کتابفروشی کتابشهر (چهارراه شهدا)
برای خرید مستقیم از ناشر به شمارهٔ زیر پیام دهید:
09196148651
#معرفی_کتاب
@IranDel_Channel
💢
🔴 یکی اُرمویمردِ شَهنامهدان
جشننامهٔ چهلوپنج سالگی سجاد آیدنلو؛ استاد زبان و ادبیات فارسی و شاهنامهپژوه
به کوشش رضا غفوری
چاپ نخست؛ پاییز ۱۴۰۴
نشر ادبیات
۱۱۱۸ صفحه
چهل و یک صفحهٔ نخستِ کتاب را که شامل مقدمه به قلم رضا غفوری و سالشمار زندگی و کتابشناسیِ دکتر سجاد آیدنلو (تا شهریور ماه سال ۱۴۰۳) است، از «اینجا» بخوانید.
برای اطلاعِ از فهرست مطالبِ کتاب، به عکسهای پیوست، توجه کنید.
مرکز پخش برای کتابفروشیها:
تهران؛ خیابان انقلاب؛ خیابان فخررازی؛ شمارهٔ ۳۳؛ «پخش دوستان»
مرکز فروش در تهران:
تهران؛ خیابان انقلاب؛ ابتدای خیابان دانشگاه؛ کتابفروشی توس
مرکز فروش در مشهد:
پردیس کتاب
مرکز فروش در قم:
کتابفروشی کتابشهر (چهارراه شهدا)
برای خرید مستقیم از ناشر به شمارهٔ زیر پیام دهید:
09196148651
#معرفی_کتاب
@IranDel_Channel
💢
👍29👎2
🔴 داریوش هخامنشی: تبار آریایی یا ایرانی؟
✍️ تورج دریایی؛ استاد تاریخِ ایرانِ باستان، دانشگاه کالیفرنیا، ارواین، آمریکا
تورج دریایی در صفحهٔ مجازی خود با انتشارِ تصویرِ صفحاتِ مقالهاش نوشت:
«در این مقاله در جشننامهٔ [چهلوپنج سالگی] دکتر [سجاد] آیدنلو، این نظریه را عنوان میکنم که در کتیبهٔ داریوش هخامنشی، "آریا" به معنی "ایرانی" است و نه به مانندِ مترادفِ سانسکریتِ آن. در حقیقت "هویّتِ ایرانی" در زمانِ داریوش، شکل گرفته بود.
زندهیاد شاپور شهبازی این موضوع را فهمیده بود اما نه از نظر فیلولوژیک.»
🔴 بُنمایهٔ مقاله:
کتابِ یکی اُرمویمردِ شَهنامهدان (جشننامهٔ چهلوپنج سالگی دکتر سجاد آیدنلو) صفحاتِ ۵۶۶ - ۵۶۲.
@IranDel_Channel
💢
🔴 داریوش هخامنشی: تبار آریایی یا ایرانی؟
✍️ تورج دریایی؛ استاد تاریخِ ایرانِ باستان، دانشگاه کالیفرنیا، ارواین، آمریکا
تورج دریایی در صفحهٔ مجازی خود با انتشارِ تصویرِ صفحاتِ مقالهاش نوشت:
«در این مقاله در جشننامهٔ [چهلوپنج سالگی] دکتر [سجاد] آیدنلو، این نظریه را عنوان میکنم که در کتیبهٔ داریوش هخامنشی، "آریا" به معنی "ایرانی" است و نه به مانندِ مترادفِ سانسکریتِ آن. در حقیقت "هویّتِ ایرانی" در زمانِ داریوش، شکل گرفته بود.
زندهیاد شاپور شهبازی این موضوع را فهمیده بود اما نه از نظر فیلولوژیک.»
🔴 بُنمایهٔ مقاله:
کتابِ یکی اُرمویمردِ شَهنامهدان (جشننامهٔ چهلوپنج سالگی دکتر سجاد آیدنلو) صفحاتِ ۵۶۶ - ۵۶۲.
@IranDel_Channel
💢
👍39👎2
⚫️ خون سیاوشان
✍️ میلاد عظیمی
افراسیاب نمیخواست هیچ ردّ و نشانی از خون سیاوش بماند. میدانست که خون سیاوخش نمیخسبد؛ رونده و رویاننده است. چون بر خاک بریزد از آن گیاه خواهد رست، و آن گیاه، بر خواهد داد:
نباید که خون سیاوش زمین
ببوید؛ بروید گیا روز کین
بر آن بود، حتی به بهای ناچیز کردن دخترش - که از سیاوش بار گرفته بود - ریشهٔ سیاوش را از بیخ برکند. به قول فردوسی:
نخواهم ز بیخ سیاوش درخت
نه شاخ و نه برگ و نه تاج و نه تخت
کام افراسیاب برنیامد. نه فقط فرزند سیاوش، کیخسرو ماند و خون پدر خواست که از خون سیاوش درختی شگرف رست؛ درخت راز! درخت رمز! درخت همارهبهار و همیشهسبز که بر برگبرگش نقش سیاوش بود. درختی که نشان ناکامی افراسیاب در خاکمال کردن خون مظلوم بود:
ز خاکی که خون سیاوش بخَورد
به ابر اندر آمد یکی سبز نَرْد
نگاریده بر برگها چهر اوی
همی بوی مشک آید از مهرِ اوی
به دیمه بسانِ بهاران بدی
پرستشگهِ سوگواران بدی
در روایتی عتیق از اسکندرنامه آمده است که اسکندر به زیارت خاک سیاوش رفت. خاک سیاوش سرخ بود؛ سرخ از خون. خونِ تازهٔ مظلوم که میجوشید و نمیخسبید. از میان خونِ گرم، درختی سبز رسته بود. قصه میگوید اسکندرِ قصهها، به چشم دید آنچه را که در قصهها شنیده بود. پس گریست و پارهای از خون جوشندهٔ سیاوش را برای خجستگی با خود برد و سوگواران سیاوش را که زیر سایهٔ سبز و بلند درخت او بودند، چیزها بخشید.
سوگ سیاوش، نه فقط در کتب افسانه که در متن زندگی مردم جاری بود. مردم میگفتند که رسم مصیبت - جامهٔ سیاه پوشیدن و موی پریشان کردن و گیسو بریدن - با واقعهٔ سیاوش آغاز شد. نوشتهاند اهل بخارا را در سوگ سیاوش نوحهها بود و برای آن سرودها ساخته بودند؛ «کین سیاوخش» و «گریستن مغان». مردم اشک و کین و هنر را به هم آمیخته بودند تا نگذارند خون مظلوم پایمال شود؛ تا نام جوان بیگناهکشتهشده زنده بماند؛ تا چراغ حقجویی و دادخواهی فرونمیرد.
«باغ سیاووشان» نیز نام سرودی بود؛ در شاهنامه آمده کیخسرو، گرد «باغ سیاوش» نزدیک جایی که سر او را بریدند، میگشت و گریان از خدا میخواست که راهی بنماید تا کین پدرش را از افراسیاب بستاند.
«مظلمهٔ خون سیاووش» در فرهنگ رسمی و فولکلور ایران نمادی شد برای خونی که تا پایان جهان نمیخسبد و گاهوبیگاه به جوش میآید؛ ماجرایی که تمام نمیشود. حقی که باید استیفا شود.
در برخی نسخههای شاهنامه، ابیاتی شگفت آمده؛ روایتی بسیار کهن که از دیرباز به شاهنامه راه یافته است. معلوم نیست شاعرش که بود؛ هر که بود جوانمردی بود که کوشش مردم ایران را برای زنده داشتن خون مظلوم منظوم کرد:
فروریخت خونِ سرِ پُربها
به شخّی که هرگز نروید گیا
همانگه که خون اندرآمد به خاک
دلِ خاک هم درزمان گشت چاک
بهساعت گیاهی برآمد چو خون
از آنجا که کردند آن خون نگون
گیا را دهم من کنونت نشان
که خوانی وُرا «خون اسیاوشان»
بسی خلق را فایدهست اندروی
که هست اصلش از خونِ آن ماهروی
در بعضی نقلها به جای «خون اسیاوشان»، «فر/ پر اسیاوشان» آمده و چه بهتر؛ نام دو گیاه را با خون سیاوش پیوند زدهاند: پرسیاوشان و خونسیاوشان؛ هم سبز هم سرخ و هم مشکبو.
شاعران با گیاه سیاوش مضمونها ساختند:
هر شبی بر خاکش از خون، دانهٔ دل کِشتمی
هر سحر، خون سیاووشان از او بِدرودمی
مردم نیز میگفتند هر برگی که از گیاه سیاوش کنده شود خون سیاوش از آن میجوشد. باور داشتند خاصیت گیاه سیاوش در جوان بیشتر است؛ تأکیدی بر حرمت خون جوان مظلوم. خونی که به هیچ تمهید و ترفند نمیبایست شسته شود.
میتوان کودکی را در رستاقی از سمرقند تصور کرد؛ نام گیاه سیاوش را میشنود و از مادر میپرسد:
- خون سیاوشان؟ سیاوش کیست؟
+ شاهزادهٔ جوان نجیب زیبای پاک.
- چرا خون؟
+ سیاوش را کشتند.
- چرا کشتند؟
+ بیگناه کشته شد. مظلوم.
- چه کسی سیاوش را کشت؟
+ افراسیاب کشت.
- سرانجام چه شد؟
+ سرانجام...؟
کیخسرو گفت: کینِ پدرم سیاوخش طلب کنید...
همی جان فدای سیاوش کنیم
نباید که این کین فرامش کنیم...
پس کیخسرو سر بر زمین نهاد و خدای را عزّوجلّ شکر کرد که کشندهٔ سیاوخش را به دست او گرفتار کرد. پس گفت:
ای آنکه سیاوخش را تو کشتی و صورتِ دلپذیرِ او تو تباه کردی و جامه از تن او، تو بیرون کردی و این بیخ کینه تو بنشاندی و این عداوت و حرب به میان ما، تو افکندی، و این آتش سوزنده به میان هر دو گروه، تو انگیختی، و از رویِ نیکوی وی شرم نداشتی، و از مردی و قوت و فرهنگِ او نترسیدی، و از مهر و وفا و جوانمردی او یاد نکردی و بر خرّمیِ او نبخشودی، و از این سپاه عجم نیندیشیدی، سپاس مر خدای را که تو را گرفتار کرد.
کجات آن بزرگیّ و تخت و کلاه
کجات آن بروبوم و چندین سپاه!
که اکنون بدین تنگغار اندری
گریزان به سنگینحصار اندری!
که تا زندهای بر تو نفرین بود
پس از مرگ هم دوزخ آیین بود
@IranDel_Channel
💢
⚫️ خون سیاوشان
✍️ میلاد عظیمی
افراسیاب نمیخواست هیچ ردّ و نشانی از خون سیاوش بماند. میدانست که خون سیاوخش نمیخسبد؛ رونده و رویاننده است. چون بر خاک بریزد از آن گیاه خواهد رست، و آن گیاه، بر خواهد داد:
نباید که خون سیاوش زمین
ببوید؛ بروید گیا روز کین
بر آن بود، حتی به بهای ناچیز کردن دخترش - که از سیاوش بار گرفته بود - ریشهٔ سیاوش را از بیخ برکند. به قول فردوسی:
نخواهم ز بیخ سیاوش درخت
نه شاخ و نه برگ و نه تاج و نه تخت
کام افراسیاب برنیامد. نه فقط فرزند سیاوش، کیخسرو ماند و خون پدر خواست که از خون سیاوش درختی شگرف رست؛ درخت راز! درخت رمز! درخت همارهبهار و همیشهسبز که بر برگبرگش نقش سیاوش بود. درختی که نشان ناکامی افراسیاب در خاکمال کردن خون مظلوم بود:
ز خاکی که خون سیاوش بخَورد
به ابر اندر آمد یکی سبز نَرْد
نگاریده بر برگها چهر اوی
همی بوی مشک آید از مهرِ اوی
به دیمه بسانِ بهاران بدی
پرستشگهِ سوگواران بدی
در روایتی عتیق از اسکندرنامه آمده است که اسکندر به زیارت خاک سیاوش رفت. خاک سیاوش سرخ بود؛ سرخ از خون. خونِ تازهٔ مظلوم که میجوشید و نمیخسبید. از میان خونِ گرم، درختی سبز رسته بود. قصه میگوید اسکندرِ قصهها، به چشم دید آنچه را که در قصهها شنیده بود. پس گریست و پارهای از خون جوشندهٔ سیاوش را برای خجستگی با خود برد و سوگواران سیاوش را که زیر سایهٔ سبز و بلند درخت او بودند، چیزها بخشید.
سوگ سیاوش، نه فقط در کتب افسانه که در متن زندگی مردم جاری بود. مردم میگفتند که رسم مصیبت - جامهٔ سیاه پوشیدن و موی پریشان کردن و گیسو بریدن - با واقعهٔ سیاوش آغاز شد. نوشتهاند اهل بخارا را در سوگ سیاوش نوحهها بود و برای آن سرودها ساخته بودند؛ «کین سیاوخش» و «گریستن مغان». مردم اشک و کین و هنر را به هم آمیخته بودند تا نگذارند خون مظلوم پایمال شود؛ تا نام جوان بیگناهکشتهشده زنده بماند؛ تا چراغ حقجویی و دادخواهی فرونمیرد.
«باغ سیاووشان» نیز نام سرودی بود؛ در شاهنامه آمده کیخسرو، گرد «باغ سیاوش» نزدیک جایی که سر او را بریدند، میگشت و گریان از خدا میخواست که راهی بنماید تا کین پدرش را از افراسیاب بستاند.
«مظلمهٔ خون سیاووش» در فرهنگ رسمی و فولکلور ایران نمادی شد برای خونی که تا پایان جهان نمیخسبد و گاهوبیگاه به جوش میآید؛ ماجرایی که تمام نمیشود. حقی که باید استیفا شود.
در برخی نسخههای شاهنامه، ابیاتی شگفت آمده؛ روایتی بسیار کهن که از دیرباز به شاهنامه راه یافته است. معلوم نیست شاعرش که بود؛ هر که بود جوانمردی بود که کوشش مردم ایران را برای زنده داشتن خون مظلوم منظوم کرد:
فروریخت خونِ سرِ پُربها
به شخّی که هرگز نروید گیا
همانگه که خون اندرآمد به خاک
دلِ خاک هم درزمان گشت چاک
بهساعت گیاهی برآمد چو خون
از آنجا که کردند آن خون نگون
گیا را دهم من کنونت نشان
که خوانی وُرا «خون اسیاوشان»
بسی خلق را فایدهست اندروی
که هست اصلش از خونِ آن ماهروی
در بعضی نقلها به جای «خون اسیاوشان»، «فر/ پر اسیاوشان» آمده و چه بهتر؛ نام دو گیاه را با خون سیاوش پیوند زدهاند: پرسیاوشان و خونسیاوشان؛ هم سبز هم سرخ و هم مشکبو.
شاعران با گیاه سیاوش مضمونها ساختند:
هر شبی بر خاکش از خون، دانهٔ دل کِشتمی
هر سحر، خون سیاووشان از او بِدرودمی
مردم نیز میگفتند هر برگی که از گیاه سیاوش کنده شود خون سیاوش از آن میجوشد. باور داشتند خاصیت گیاه سیاوش در جوان بیشتر است؛ تأکیدی بر حرمت خون جوان مظلوم. خونی که به هیچ تمهید و ترفند نمیبایست شسته شود.
میتوان کودکی را در رستاقی از سمرقند تصور کرد؛ نام گیاه سیاوش را میشنود و از مادر میپرسد:
- خون سیاوشان؟ سیاوش کیست؟
+ شاهزادهٔ جوان نجیب زیبای پاک.
- چرا خون؟
+ سیاوش را کشتند.
- چرا کشتند؟
+ بیگناه کشته شد. مظلوم.
- چه کسی سیاوش را کشت؟
+ افراسیاب کشت.
- سرانجام چه شد؟
+ سرانجام...؟
کیخسرو گفت: کینِ پدرم سیاوخش طلب کنید...
همی جان فدای سیاوش کنیم
نباید که این کین فرامش کنیم...
پس کیخسرو سر بر زمین نهاد و خدای را عزّوجلّ شکر کرد که کشندهٔ سیاوخش را به دست او گرفتار کرد. پس گفت:
ای آنکه سیاوخش را تو کشتی و صورتِ دلپذیرِ او تو تباه کردی و جامه از تن او، تو بیرون کردی و این بیخ کینه تو بنشاندی و این عداوت و حرب به میان ما، تو افکندی، و این آتش سوزنده به میان هر دو گروه، تو انگیختی، و از رویِ نیکوی وی شرم نداشتی، و از مردی و قوت و فرهنگِ او نترسیدی، و از مهر و وفا و جوانمردی او یاد نکردی و بر خرّمیِ او نبخشودی، و از این سپاه عجم نیندیشیدی، سپاس مر خدای را که تو را گرفتار کرد.
کجات آن بزرگیّ و تخت و کلاه
کجات آن بروبوم و چندین سپاه!
که اکنون بدین تنگغار اندری
گریزان به سنگینحصار اندری!
که تا زندهای بر تو نفرین بود
پس از مرگ هم دوزخ آیین بود
@IranDel_Channel
💢
👍39👎3
Telegram
ایراندل + | + IranDel
🎙 اجرای کمتر شنیده شدهای از تصنیفِ "از خون جوانان وطن"، ساختهٔ ماندگارِ عارف قزوینی توسط غلامحسین بیگجهخانی از موسیقیدانان و تارنوازانِ ایرانی در مکتبِ تبریز
@IranDel_Channel
💢
🎙 اجرای کمتر شنیده شدهای از تصنیفِ "از خون جوانان وطن"، ساختهٔ ماندگارِ عارف قزوینی توسط غلامحسین بیگجهخانی از موسیقیدانان و تارنوازانِ ایرانی در مکتبِ تبریز
@IranDel_Channel
💢
👍32👎1
⚫️ آیین ویژهٔ روز بزرگداشتِ حکیم نظامی گنجوی در تبریز
سخنرانان:
● باقر صدرینیا
(موضوع سخنرانی: نظامی گنجوی و نظامی قرامانلی)
● احمد گلی
(موضوع سخنرانی: نظامی و فرمگرایی)
● اسدالله واحد
(موضوع سخنرانی: عشق عذری در لیلی و مجنون)
زمان:
چهارشنبه، ۲۹ بهمن ماه ۱۴۰۴ خورشیدی؛ از ساعت ۱۶ تا ۱۸
جایگاه:
تبریز، خیابان ارتش جنوبی، چهارراه باغشمال، بنیاد پژوهشی شهریار
#اطلاع_رسانی
@IranDel_Channel
💢
سخنرانان:
● باقر صدرینیا
(موضوع سخنرانی: نظامی گنجوی و نظامی قرامانلی)
● احمد گلی
(موضوع سخنرانی: نظامی و فرمگرایی)
● اسدالله واحد
(موضوع سخنرانی: عشق عذری در لیلی و مجنون)
زمان:
چهارشنبه، ۲۹ بهمن ماه ۱۴۰۴ خورشیدی؛ از ساعت ۱۶ تا ۱۸
جایگاه:
تبریز، خیابان ارتش جنوبی، چهارراه باغشمال، بنیاد پژوهشی شهریار
#اطلاع_رسانی
@IranDel_Channel
💢
👍28👎3
🔴 به یاد ایرانشناسِ برجستهٔ گرجستانی، پرفسور نوماد بارتایا
✍️ احسان هوشمند
نوماد بارتایا یکی از ایرانشناسان نامی گرجستان و منطقهٔ قفقاز پس از چند دهه فعالیت علمی و ارتقای دانش ایرانشناسی در روسیه و قفقاز درگذشت. پرفسور نوماد بارتایا در شش دههٔ گذشته با تدریس و تحقیق دربارهٔ ایرانشناسی و زبان فارسی سهم مهمی در آموزش و گسترش ایرانشناسی و معرفی پیوندهای زبان فارسی با زبان گرجی در گرجستان ایفا کرد.
نوماد بارتایا در سال ۱۹۴۴ در غرب گرجستان متولد شد و در دههٔ شصت مسیحی به صورت رسمی آموزش و تحقیق در فضای دانشگاهی و دپارتمان شرقشناسی دربارهٔ زبان فارسی و نیز پیوندهای فرهنگی و ادبی میان ایران و گرجستان را آغاز کرد.
نوماد بارتایا در حدود شش دهه فعالیت و تحقیق و آموزش موفق به تربیت شاگردان ایرانشناس بسیاری شد. بارتایا در دانشگاه دولتی تفلیس و نیز دانشگاه کوتایسی عهدهدار منصب استادی شرقشناسی و ایرانشناسی بود. بارتایا در چند دانشگاه ایران نیز تحصیل کرده بود و چنین تجربهای که آمیختهای از تحصیل در دورههای عالی در ایران و مطالعات میدانی و اسنادی و کتابخانهای در گرجستان هم بود موجب شده بود تا وی با دانشی وسیع در حوزهٔ بسیار با اهمیت ایرانشناسی به تحقیق و مطالعه و آموزش بپردازد.
نوماد بارتایا افزون بر تدریس و تحقیق سردبیری چند نشریه را بر عهده داشت و به این ترتیب در حوزهٔ عمومی هم سهمی در تعمیق مناسبات فرهنگی ایران و گرجستان بر عهده داشت. اثر پژوهشی واژگان فارسی در زبان گرجی طبق «فرهنگ عامیانهٔ شهری» یوسب گریشاشویلی یکی از آثار پژوهشی نوماد بارتایا است که با همراهی رایزنی فرهنگی سفارت ایران در گرجستان منتشر شده است.
پیوندهای تاریخی و تمدنی بسیار عمیق و گستردهٔ ایران و گرجستان یکی از زمینههای مطالعاتی جالب توجه در حوزهٔ ایرانشناسی است. وجود میراث تاریخی و بناهای تاریخی و باستانی قابل توجه ایرانی در عصر باستان تا دورههای متأخر، کتیبهها و سنگنوشتهها، نسخ خطی، بناها و بقایایی از میراث تاریخی مشترک اعم از کاخها و قلعهها، جواهرات و سکهها و حتی گسترش نامهای شاهنامهای در میان شهروندان گرجستانی و نیز سهم نخبگان گرجستانی در میان نخبگان نظامی و لشکری و کشوری ایرانی در دورههای مختلف از جمله در عصر صفویه، مانند اللهوردیخان، از جمله زمینههای مطالعات حوزهٔ ایرانشناسی است.
اوستیای جنوبی یکی از مناطق کشور گرجستان است که در آن قوم آلان مستقر هستند که به یکی از زبانهای ایرانی تکلم میکنند. این ویژگی فرهنگی یعنی حضور آلانها و اوستها نیز فرصتی برای بسط دانش ایرانشناسی است. همچنین در گرجستان گروهی کمشمار از ایرانیان لاهیج و تات هم مستقر هستند.
مساجد ایرانی هم یکی دیگر از نشانههای ماندگار میراث مشترک ایرانی - گرجی است. تأثیر شاهنامه در شکلگیری داستانها و حماسههای گرجی بهویژه - پلنگینهپوش - برجستهترین اثر ادبی گرجی نیز موضوعی است که بسیار مورد توجه محققان گرجستانی قرار گرفته است. بد نیست اشاره شود که نخستین ترجمههای شاهنامه و بسیاری از آثار ادبی ایرانی در هشتصد سال گذشته در گرجستان صورت گرفته است و این نشان از پیوندهای فرهنگی عمیق دو کشور و دو ملت در فراز و فرودهای تاریخی است.
زمینههای مشترک تاریخی و تمدنی و فرهنگی میان ایران و گرجستان موجب شده تا در سده گذشته رشتهٔ ایرانشناسی در این کشور رشد و گسترش مناسبی داشته باشد، هر چند در دهههای اخیر حمایت ایران از این رشته و زبان فارسی در قفقاز و دیگر نقاط جهان با کمتوجهی مزمنی دست به گریبان بوده است. در سدهٔ گذشته رشتهٔ ایرانشناسی با تلاشهای دانشمندان بزرگی چون یوری نیکولایویچ مار، ای. جاواخیشویلی، گ. آخولدیانی، یو. آبولادز تا تئو چخهایدزه، همچنین محقق فقید و سفیر سابق گرجستان در ایران شادروان جِمشید گیوناشْویلی سهم به سزایی در گسترش ایرانشناسی و مناسباتِ فرهنگی ایران و گرجستان ایفا کرده و دانشمندان برجستهای چون استاد نوماد بارتایا در این مسیر تلاشی خستگیناپذیر داشتند.
🔴 دنبالهٔ یادداشت را «اینجا» بخوانید.
@IranDel_Channel
💢
🔴 به یاد ایرانشناسِ برجستهٔ گرجستانی، پرفسور نوماد بارتایا
✍️ احسان هوشمند
نوماد بارتایا یکی از ایرانشناسان نامی گرجستان و منطقهٔ قفقاز پس از چند دهه فعالیت علمی و ارتقای دانش ایرانشناسی در روسیه و قفقاز درگذشت. پرفسور نوماد بارتایا در شش دههٔ گذشته با تدریس و تحقیق دربارهٔ ایرانشناسی و زبان فارسی سهم مهمی در آموزش و گسترش ایرانشناسی و معرفی پیوندهای زبان فارسی با زبان گرجی در گرجستان ایفا کرد.
نوماد بارتایا در سال ۱۹۴۴ در غرب گرجستان متولد شد و در دههٔ شصت مسیحی به صورت رسمی آموزش و تحقیق در فضای دانشگاهی و دپارتمان شرقشناسی دربارهٔ زبان فارسی و نیز پیوندهای فرهنگی و ادبی میان ایران و گرجستان را آغاز کرد.
نوماد بارتایا در حدود شش دهه فعالیت و تحقیق و آموزش موفق به تربیت شاگردان ایرانشناس بسیاری شد. بارتایا در دانشگاه دولتی تفلیس و نیز دانشگاه کوتایسی عهدهدار منصب استادی شرقشناسی و ایرانشناسی بود. بارتایا در چند دانشگاه ایران نیز تحصیل کرده بود و چنین تجربهای که آمیختهای از تحصیل در دورههای عالی در ایران و مطالعات میدانی و اسنادی و کتابخانهای در گرجستان هم بود موجب شده بود تا وی با دانشی وسیع در حوزهٔ بسیار با اهمیت ایرانشناسی به تحقیق و مطالعه و آموزش بپردازد.
نوماد بارتایا افزون بر تدریس و تحقیق سردبیری چند نشریه را بر عهده داشت و به این ترتیب در حوزهٔ عمومی هم سهمی در تعمیق مناسبات فرهنگی ایران و گرجستان بر عهده داشت. اثر پژوهشی واژگان فارسی در زبان گرجی طبق «فرهنگ عامیانهٔ شهری» یوسب گریشاشویلی یکی از آثار پژوهشی نوماد بارتایا است که با همراهی رایزنی فرهنگی سفارت ایران در گرجستان منتشر شده است.
پیوندهای تاریخی و تمدنی بسیار عمیق و گستردهٔ ایران و گرجستان یکی از زمینههای مطالعاتی جالب توجه در حوزهٔ ایرانشناسی است. وجود میراث تاریخی و بناهای تاریخی و باستانی قابل توجه ایرانی در عصر باستان تا دورههای متأخر، کتیبهها و سنگنوشتهها، نسخ خطی، بناها و بقایایی از میراث تاریخی مشترک اعم از کاخها و قلعهها، جواهرات و سکهها و حتی گسترش نامهای شاهنامهای در میان شهروندان گرجستانی و نیز سهم نخبگان گرجستانی در میان نخبگان نظامی و لشکری و کشوری ایرانی در دورههای مختلف از جمله در عصر صفویه، مانند اللهوردیخان، از جمله زمینههای مطالعات حوزهٔ ایرانشناسی است.
اوستیای جنوبی یکی از مناطق کشور گرجستان است که در آن قوم آلان مستقر هستند که به یکی از زبانهای ایرانی تکلم میکنند. این ویژگی فرهنگی یعنی حضور آلانها و اوستها نیز فرصتی برای بسط دانش ایرانشناسی است. همچنین در گرجستان گروهی کمشمار از ایرانیان لاهیج و تات هم مستقر هستند.
مساجد ایرانی هم یکی دیگر از نشانههای ماندگار میراث مشترک ایرانی - گرجی است. تأثیر شاهنامه در شکلگیری داستانها و حماسههای گرجی بهویژه - پلنگینهپوش - برجستهترین اثر ادبی گرجی نیز موضوعی است که بسیار مورد توجه محققان گرجستانی قرار گرفته است. بد نیست اشاره شود که نخستین ترجمههای شاهنامه و بسیاری از آثار ادبی ایرانی در هشتصد سال گذشته در گرجستان صورت گرفته است و این نشان از پیوندهای فرهنگی عمیق دو کشور و دو ملت در فراز و فرودهای تاریخی است.
زمینههای مشترک تاریخی و تمدنی و فرهنگی میان ایران و گرجستان موجب شده تا در سده گذشته رشتهٔ ایرانشناسی در این کشور رشد و گسترش مناسبی داشته باشد، هر چند در دهههای اخیر حمایت ایران از این رشته و زبان فارسی در قفقاز و دیگر نقاط جهان با کمتوجهی مزمنی دست به گریبان بوده است. در سدهٔ گذشته رشتهٔ ایرانشناسی با تلاشهای دانشمندان بزرگی چون یوری نیکولایویچ مار، ای. جاواخیشویلی، گ. آخولدیانی، یو. آبولادز تا تئو چخهایدزه، همچنین محقق فقید و سفیر سابق گرجستان در ایران شادروان جِمشید گیوناشْویلی سهم به سزایی در گسترش ایرانشناسی و مناسباتِ فرهنگی ایران و گرجستان ایفا کرده و دانشمندان برجستهای چون استاد نوماد بارتایا در این مسیر تلاشی خستگیناپذیر داشتند.
🔴 دنبالهٔ یادداشت را «اینجا» بخوانید.
@IranDel_Channel
💢
👍42👎2
🔴 ایراندل | IranDel
کانالِ تلگرامی ایراندل، سه ساله شد.
همه عالم تَن است و ایران دل
نیست گوینده، زین قیاس خجل
(نظامی گنجهای)
🔴 هدف از بنیانِ کانال ایراندل و تداومِ آن چیست؟
۱) استادان، متخصصان و کارشناسان در رشتهای از علوم انسانی که ایراندوست و ملّی هستند، با دغدغهی ایران، گاهگاه در روزنامههای کشور، کانالِ تلگرامی یا صفحاتِ مجازی شخصی خود و... یادداشتهایی در دفاع از کشور - ملت ایران، تبیین امرِ ملی، دفاع از ارکانِ هویت ملی و دفاع از منافعِ کلان ملی منتشر میکردند که کمتر به دستِ مخاطبِ ایرانی میرسید و در فضای مجازی و در میان انبوه مطالب و جنجالهای خبری، گم میشد و آنچنان که باید دیده نمیشد.
انسجامبخشی و تجمیع این مطالبِ با دغدغهی ملّی و ایرانخواهانه و بازنشر آنها با هدفِ بیشتر و بهتر دیده شدنشان، از اهدافِ اصلی کانال ایراندل است.
۲) شاید مشکلات بنیادین کشور، مشکلات فراوانِ اقتصادی و تلاطمهای سیاسی، توجه به فرهنگ، هنر، تاریخ، ادبیات و آیینهای ایرانی را به حاشیه بکشاند. لذا از اهدافِ کانالِ ایراندل است که ضمن بازنشر یادداشتهای سیاسی و اقتصادی و توجه به مشکلاتِ بنیادینِ کشور، از توجه به فرهنگ، هنر، تاریخ، ادبیات و آیینهای ایرانی هم غافل نشود که اینها ریشهها و داشتههای غنی کشور و ملّت ایران هستند و موجب قدرت و تقویت وحدت و انجسامِ ملّی میشوند.
۳) یادکردِ بزرگان و فرهیختگانِ ایرانزمین و اطلاعرسانی دربارهی نشستها و آیینهای ملی، معرفی کتاب و نشریات ملی و ایرانخواهانه و ... از دیگر اهدافِ کانال ایراندل است
با این سه هدف عمده، کانال تلگرامی ایراندل در دوم اسفند ۱۴۰۱ خورشیدی، گشایش یافت و کمکم تجربه آموخت، حتماً خطاها و کاستیها هم فراوان بوده و امید است با پندآموزی از خطاها و تقویتِ نقاطِ قوّتِ احتمالی، روز به روز پختهتر، تأثیرگذارتر و پرمخاطبتر و از همه مهمتر سودمندتر گردد و کانال در خدمتِ ایران و ایرانی باشد.
با شعارِ مهم "دغدغه ایران" و "پرداختن به مشکل ایران"، کانال ایراندل آغاز بکار کرد و امید است که در این مسیر، ثابتقدم و کامیاب گردد.
و اما موفقیت هر رسانهای وابسته به همراهی مخاطبان آن است و تمام شهروندانِ ایرانی که "دغدغه ایران" دارند به کانالِ تلگرامی ایراندل دعوتاند. ضمن سپاس فراوان از همراهی و مهرِ مخاطبان گرامی که به تدریج و کمکم به کانال ملحق شدند، خواهشمند است چنانچه کانال تلگرامی ایراندل را در راستای اهداف ذکر شده، مفید و سودمند ارزیابی میکنید، به دوستان و مخاطبانِ صفحاتِ مجازی خود، معرفی نمایید و آنها را به کانال خودشان - کانالِ هر ایرانی دغدغهمندِ ایران - دعوت کنید و این پیام را در گروههای مختلفِ تلگرامی و کانالهای تلگرامی شخصی خود به اشتراک بگذارید.
خواهشمند است، اعلانهای کانالِ ایراندل (notification) را فعّال نگه دارید و بعد مطالعهی فرستهها (پستها) چنانچه فرستهای را سودمند ارزیابی کردید، آن فرسته را به کانال تلگرامی خود، گروههای مختلف تلگرامی و دوستانِ علاقمندتان بطور مستقیم ارسال کنید.
همراهی، توجه و مهر شما مخاطبان گرامی و همکاریتان در بیشتر دیدهشدن مطالبِ کانال، موجبِ افتخار کانالِ تلگرامی ایراندل است.
توجه و مهرتان مستدام باد.
@IranDel_Channel
💢
🔴 ایراندل | IranDel
کانالِ تلگرامی ایراندل، سه ساله شد.
همه عالم تَن است و ایران دل
نیست گوینده، زین قیاس خجل
(نظامی گنجهای)
🔴 هدف از بنیانِ کانال ایراندل و تداومِ آن چیست؟
۱) استادان، متخصصان و کارشناسان در رشتهای از علوم انسانی که ایراندوست و ملّی هستند، با دغدغهی ایران، گاهگاه در روزنامههای کشور، کانالِ تلگرامی یا صفحاتِ مجازی شخصی خود و... یادداشتهایی در دفاع از کشور - ملت ایران، تبیین امرِ ملی، دفاع از ارکانِ هویت ملی و دفاع از منافعِ کلان ملی منتشر میکردند که کمتر به دستِ مخاطبِ ایرانی میرسید و در فضای مجازی و در میان انبوه مطالب و جنجالهای خبری، گم میشد و آنچنان که باید دیده نمیشد.
انسجامبخشی و تجمیع این مطالبِ با دغدغهی ملّی و ایرانخواهانه و بازنشر آنها با هدفِ بیشتر و بهتر دیده شدنشان، از اهدافِ اصلی کانال ایراندل است.
۲) شاید مشکلات بنیادین کشور، مشکلات فراوانِ اقتصادی و تلاطمهای سیاسی، توجه به فرهنگ، هنر، تاریخ، ادبیات و آیینهای ایرانی را به حاشیه بکشاند. لذا از اهدافِ کانالِ ایراندل است که ضمن بازنشر یادداشتهای سیاسی و اقتصادی و توجه به مشکلاتِ بنیادینِ کشور، از توجه به فرهنگ، هنر، تاریخ، ادبیات و آیینهای ایرانی هم غافل نشود که اینها ریشهها و داشتههای غنی کشور و ملّت ایران هستند و موجب قدرت و تقویت وحدت و انجسامِ ملّی میشوند.
۳) یادکردِ بزرگان و فرهیختگانِ ایرانزمین و اطلاعرسانی دربارهی نشستها و آیینهای ملی، معرفی کتاب و نشریات ملی و ایرانخواهانه و ... از دیگر اهدافِ کانال ایراندل است
با این سه هدف عمده، کانال تلگرامی ایراندل در دوم اسفند ۱۴۰۱ خورشیدی، گشایش یافت و کمکم تجربه آموخت، حتماً خطاها و کاستیها هم فراوان بوده و امید است با پندآموزی از خطاها و تقویتِ نقاطِ قوّتِ احتمالی، روز به روز پختهتر، تأثیرگذارتر و پرمخاطبتر و از همه مهمتر سودمندتر گردد و کانال در خدمتِ ایران و ایرانی باشد.
با شعارِ مهم "دغدغه ایران" و "پرداختن به مشکل ایران"، کانال ایراندل آغاز بکار کرد و امید است که در این مسیر، ثابتقدم و کامیاب گردد.
و اما موفقیت هر رسانهای وابسته به همراهی مخاطبان آن است و تمام شهروندانِ ایرانی که "دغدغه ایران" دارند به کانالِ تلگرامی ایراندل دعوتاند. ضمن سپاس فراوان از همراهی و مهرِ مخاطبان گرامی که به تدریج و کمکم به کانال ملحق شدند، خواهشمند است چنانچه کانال تلگرامی ایراندل را در راستای اهداف ذکر شده، مفید و سودمند ارزیابی میکنید، به دوستان و مخاطبانِ صفحاتِ مجازی خود، معرفی نمایید و آنها را به کانال خودشان - کانالِ هر ایرانی دغدغهمندِ ایران - دعوت کنید و این پیام را در گروههای مختلفِ تلگرامی و کانالهای تلگرامی شخصی خود به اشتراک بگذارید.
خواهشمند است، اعلانهای کانالِ ایراندل (notification) را فعّال نگه دارید و بعد مطالعهی فرستهها (پستها) چنانچه فرستهای را سودمند ارزیابی کردید، آن فرسته را به کانال تلگرامی خود، گروههای مختلف تلگرامی و دوستانِ علاقمندتان بطور مستقیم ارسال کنید.
همراهی، توجه و مهر شما مخاطبان گرامی و همکاریتان در بیشتر دیدهشدن مطالبِ کانال، موجبِ افتخار کانالِ تلگرامی ایراندل است.
توجه و مهرتان مستدام باد.
@IranDel_Channel
💢
👍37👎4
ایراندل | IranDel
آیا از عملکردِ کانالِ تلگرامی ایراندل و دغدغهاش برای ایران (فارغ از علایق و گرایشاتِ سیاسی شخصیتان) در مجموع، رضایت دارید؟؟
خواهشمند است در این نظرسنجی شرکت کنید. نظرسنجی بعد ۴۸ ساعت متوقف خواهد شد.
آیا از عملکردِ کانالِ تلگرامی ایراندل و دغدغهاش برای ایران (فارغ از علایق و گرایشاتِ سیاسی شخصیتان) در مجموع، رضایت دارید؟؟
خواهشمند است در این نظرسنجی شرکت کنید. نظرسنجی بعد ۴۸ ساعت متوقف خواهد شد.
آیا از عملکرد کانال تلگرامی «ایراندل» و دغدغهاش برای ایران (فارغ از علایق و گرایشات سیاسی شخصیتان) در مجموع، رضایت دارید؟
خواهشمند است در این نظرسنجی مخفی شرکت کنید. نظرسنجی بعد ۷۲ ساعت (سه شبانهروز) متوقف خواهد شد.
آیا از عملکرد کانال تلگرامی «ایراندل» و دغدغهاش برای ایران (فارغ از علایق و گرایشات سیاسی شخصیتان) در مجموع، رضایت دارید؟
خواهشمند است در این نظرسنجی مخفی شرکت کنید. نظرسنجی بعد ۷۲ ساعت (سه شبانهروز) متوقف خواهد شد.
Final Results
63%
رضایتِ بالای ۷۵٪
23%
رضایتِ بین ۵۰ تا ۷۵٪
8%
رضایتِ بین ۲۵ تا ۵۰٪
7%
رضایتِ زیر ۲۵٪
👍50👎3
⚫️ اسفندگان
پنجمین روزِ ماه اسفند (اسفند روز از ماه اسفند) در فرهنگِ کهن ایران، جشن اسفندگان است که با زن، زمین، زایندگی و باروری سرشته است و سالهاست که با کمی مدارا با عشق هم پیوند داده شده است. شاید در این زمستان سرخ ایران، شایستهست اسفندگان با این طرح تلخ و ماندگار یاد شود.
(کارتون از هادی حیدری)
@IranDel_Channel
💢
⚫️ اسفندگان
پنجمین روزِ ماه اسفند (اسفند روز از ماه اسفند) در فرهنگِ کهن ایران، جشن اسفندگان است که با زن، زمین، زایندگی و باروری سرشته است و سالهاست که با کمی مدارا با عشق هم پیوند داده شده است. شاید در این زمستان سرخ ایران، شایستهست اسفندگان با این طرح تلخ و ماندگار یاد شود.
(کارتون از هادی حیدری)
@IranDel_Channel
💢
👍42👎3