🔴 رسوایی تاریخی «شبهعلم»
آیا شما هم در ناخودآگاه خود به کارشناسی که از زبان پیچیده و استعارههای به ظاهر علمی برای اثبات حرفهای غیرعلمی و شبهعلمی خود استفاده میکند اعتبار علمی میدهید؟ اگر پاسختان مثبت است امکان دارد شما هم در تلهٔ ارعاب لفاظیهای شبهعلم افتاده باشید؛ چون صرفاً به این دلیل به پریشانگوییهای فضلفروشانه اعتبار قائل میشوید که از آن سر درنمیآورید.
یک فیزیکدان چند دهه پیش تصمیم گرفت به مردم ثابت کند که پشت گندهگوییها و لفاظیهای شبهعلمی و غیرعلمی برخی نویسندگان و روشنفکران نه استدلال منطقی یا عمق فکری بلکه نوعی شیادی و حقهبازی وجود دارد. او متوجه شد که برخی از به اصطلاح متفکران با بکارگیری نابجا و غلط برخی اصطلاحات علمی در فیزیک و ریاضیات مانند کوانتوم، توپولوژی، فضای هیلبرت، نسبیت و غیره تلاش میکنند ظاهری پیچیده و عمیق به متون نوشتاری خود بدهند تا با قرار دادن مخاطب در تلهٔ ارعاب علمی بتوانند تصویری قانعکننده از حرفهای پوچ خود به نمایش بگذارند.
اما آزمایش جالبی که حقهبازان متفکرنما را رسوا کرد چگونه انجام شد؟ آلن سوکال فیزیکدان تصمیم گرفت مقالهای جعلی و بیمعنا به شیوهٔ متفکران شیاد با زبان پیچیده و استفاده نابجا از اصطلاحات علمی و جملات مبهم بنویسد و در آن برخی واقعیتهای علمی را زیر سؤال ببرد تا مقالهاش باب میل اهالی شبهعلم شود (مثلاً تصور کنید ثابت کرد تورم هیچ ارتباطی به رشد نقدینگی ندارد)! او این مقالهٔ کاملاً بیمعنی و پر از جملات مبهم را با بکارگیری نابجا و غلط اصطلاحات علمی نوشت و با عنوان پرطمطراق «هرمنوتیک متحولکنندهٔ گرایش کوانتومی» به یک مجلهٔ معروف مطالعات اجتماعی حلقهٔ روشنفکران لفاظ فرستاد.
در کمال ناباوری مقالهٔ جعلی آلن سوکال در مجله معروف social text پذیرفته و در همان سال ۱۹۹۶ منتشر شد! این فیزیکدان بلافاصله افشا کرد که همه استدلالهایش در مقالهٔ مذکور پوچ و بیمعنا بوده و هدفش رسواسازی شارلاتانیسم حاکم بر بعضی حلقههای فکری و روشنفکری بوده است. او گفت که این حلقههای فکری از سادهلوحی عامهٔ مردم که «هر چیز پیچیده دارای ظاهر علمی را چون نمیفهمند به سرعت میپذیرند» سوءاستفاده میکنند و نظریات شبهعلمی خود را ترویج میکنند. ماجرا به سرعت به یک رسوایی بینالمللی تبدیل شد و بازندگان صرفاً به این دفاع متوسل شدند که روش سوکال اخلاقی نبوده است!
🔴 بُنمایه:
فردای اقتصاد
@IranDel_Channel
💢
🔴 رسوایی تاریخی «شبهعلم»
آیا شما هم در ناخودآگاه خود به کارشناسی که از زبان پیچیده و استعارههای به ظاهر علمی برای اثبات حرفهای غیرعلمی و شبهعلمی خود استفاده میکند اعتبار علمی میدهید؟ اگر پاسختان مثبت است امکان دارد شما هم در تلهٔ ارعاب لفاظیهای شبهعلم افتاده باشید؛ چون صرفاً به این دلیل به پریشانگوییهای فضلفروشانه اعتبار قائل میشوید که از آن سر درنمیآورید.
یک فیزیکدان چند دهه پیش تصمیم گرفت به مردم ثابت کند که پشت گندهگوییها و لفاظیهای شبهعلمی و غیرعلمی برخی نویسندگان و روشنفکران نه استدلال منطقی یا عمق فکری بلکه نوعی شیادی و حقهبازی وجود دارد. او متوجه شد که برخی از به اصطلاح متفکران با بکارگیری نابجا و غلط برخی اصطلاحات علمی در فیزیک و ریاضیات مانند کوانتوم، توپولوژی، فضای هیلبرت، نسبیت و غیره تلاش میکنند ظاهری پیچیده و عمیق به متون نوشتاری خود بدهند تا با قرار دادن مخاطب در تلهٔ ارعاب علمی بتوانند تصویری قانعکننده از حرفهای پوچ خود به نمایش بگذارند.
اما آزمایش جالبی که حقهبازان متفکرنما را رسوا کرد چگونه انجام شد؟ آلن سوکال فیزیکدان تصمیم گرفت مقالهای جعلی و بیمعنا به شیوهٔ متفکران شیاد با زبان پیچیده و استفاده نابجا از اصطلاحات علمی و جملات مبهم بنویسد و در آن برخی واقعیتهای علمی را زیر سؤال ببرد تا مقالهاش باب میل اهالی شبهعلم شود (مثلاً تصور کنید ثابت کرد تورم هیچ ارتباطی به رشد نقدینگی ندارد)! او این مقالهٔ کاملاً بیمعنی و پر از جملات مبهم را با بکارگیری نابجا و غلط اصطلاحات علمی نوشت و با عنوان پرطمطراق «هرمنوتیک متحولکنندهٔ گرایش کوانتومی» به یک مجلهٔ معروف مطالعات اجتماعی حلقهٔ روشنفکران لفاظ فرستاد.
در کمال ناباوری مقالهٔ جعلی آلن سوکال در مجله معروف social text پذیرفته و در همان سال ۱۹۹۶ منتشر شد! این فیزیکدان بلافاصله افشا کرد که همه استدلالهایش در مقالهٔ مذکور پوچ و بیمعنا بوده و هدفش رسواسازی شارلاتانیسم حاکم بر بعضی حلقههای فکری و روشنفکری بوده است. او گفت که این حلقههای فکری از سادهلوحی عامهٔ مردم که «هر چیز پیچیده دارای ظاهر علمی را چون نمیفهمند به سرعت میپذیرند» سوءاستفاده میکنند و نظریات شبهعلمی خود را ترویج میکنند. ماجرا به سرعت به یک رسوایی بینالمللی تبدیل شد و بازندگان صرفاً به این دفاع متوسل شدند که روش سوکال اخلاقی نبوده است!
🔴 بُنمایه:
فردای اقتصاد
@IranDel_Channel
💢
Telegram
ایراندل | IranDel
همه عالم تن است و ایران دل ❤️
این کانال دغدغهاش، ایران است و گردانندۀ آن، یک شهروند ایرانی آذربایجانی
[ بازنشر یک یادداشت، توییت، ویدئو و یا یک صوت به معنی تأیید کل محتوا و تمام مواضع صاحب آن محتوا نیست و هدف صرفاً بازتاب دادن یک نگاه و اندیشه است.]
این کانال دغدغهاش، ایران است و گردانندۀ آن، یک شهروند ایرانی آذربایجانی
[ بازنشر یک یادداشت، توییت، ویدئو و یا یک صوت به معنی تأیید کل محتوا و تمام مواضع صاحب آن محتوا نیست و هدف صرفاً بازتاب دادن یک نگاه و اندیشه است.]
👍21👎1
Forwarded from ایراندل | IranDel
Telegram
attach 📎
🔴 به مناسبت ۲۳ آذر، زادروز فیلسوف ایرانشهر
دکتر جواد طباطبایی در حاشیۀ درسگفتار ایدهآلیسم آلمانی در مؤسسه بهاران در ۲۳ آذر ۱۳۹۵ خورشیدی، از مقارن شدن زادروزش با روزهای اشغالِ شمال غرب ایران توسط شوروی و ماجراهای فرقۀ دموکرات آذربایجان میگوید:
برتولوت برشت شعری دارد با این مضمون که، "من در جنگلهای سیاه به دنیا آمدهام و سردی این جنگلهای سیاه تا پایانِ عمرم در جانِ من، همچنان خواهد ماند". من هم در شبی متولد شدم در تبریز سردی که شوروی، آذربایجان را تجزیه کرده بود و این خاطره همچنان موضوعی در افقِ دیدِ من، هست و کوشش میکنم آن را در خودم زنده نگهدارم.
#یادها | #مناسبتها
@IranDel_Channel
💢
🔴 به مناسبت ۲۳ آذر، زادروز فیلسوف ایرانشهر
دکتر جواد طباطبایی در حاشیۀ درسگفتار ایدهآلیسم آلمانی در مؤسسه بهاران در ۲۳ آذر ۱۳۹۵ خورشیدی، از مقارن شدن زادروزش با روزهای اشغالِ شمال غرب ایران توسط شوروی و ماجراهای فرقۀ دموکرات آذربایجان میگوید:
برتولوت برشت شعری دارد با این مضمون که، "من در جنگلهای سیاه به دنیا آمدهام و سردی این جنگلهای سیاه تا پایانِ عمرم در جانِ من، همچنان خواهد ماند". من هم در شبی متولد شدم در تبریز سردی که شوروی، آذربایجان را تجزیه کرده بود و این خاطره همچنان موضوعی در افقِ دیدِ من، هست و کوشش میکنم آن را در خودم زنده نگهدارم.
#یادها | #مناسبتها
@IranDel_Channel
💢
👍32👎6
⚫️ استاد کامران فانی
(۲۵ فروردین ۱۳۲۳ – ۲۲ آذر ۱۴۰۴)؛
نویسنده، مترجم، کتابدار و نسخهپژوه ایرانی و عضو پیوستهٔ فرهنگستان زبان و ادب فارسی
✍️ جواد رنجبر درخشیلر
مرگ مردی در ۸۰ سالگی یا بیشتر طبیعی است و اصلاً مرگ حق است و مهمترین و شاید تنها عدالت در هستی باشد. درگذشتِ استاد کامران فانی، در ۸۱ سالگی، بعد از عمری کوشش در راه فرهنگ، بعد از سالها بُردن لذت معاشقه با کلمات، چنین است و شاید این روزها مرگ خود چارهای باشد بر این بیچارگیهای تمام نشدنی، اما نمیتوان نشست و دید مرگ را که به نوبت ریشههای ما را میزند. امروز فانی، دیروز تقوایی، در این سالها شجریان، مشایخی، انتظامی، پزشکزاد و مرحوم استاد طباطبایی رفتند و خیلیهای دیگر، استادان، بنیانگذاران و اولها رفتند و تنها تَن خود را از زمین و روح خود را از جهانِ معنوی ما نبردند. آنها سبک زندگی، روش علمی، بینش ژرف، دقت نظری، زبان پارسی درست، پشتکار و ممارست خود را با خود بردند.
وقتی ساختمانی فرو میریزد هنر معماری آن، طرح و نقشهٔ استادانهاش و زندگیها که در آن خانه کرده شده، لذتها و دردها، با هم فرو میریزد.
مرگ استادان و بزرگان چون گسستن تار و پودی از دانش و عشق و تجربههای گرانبهاست. ریختن نوعی از ایرانی بودن است که امروز نهتنها دریافته نمیشود، بلکه تحقیر هم میشود.
روح استاد کامران فانی شاد!
#یادها
@IranDel_Channel
💢
⚫️ استاد کامران فانی
(۲۵ فروردین ۱۳۲۳ – ۲۲ آذر ۱۴۰۴)؛
نویسنده، مترجم، کتابدار و نسخهپژوه ایرانی و عضو پیوستهٔ فرهنگستان زبان و ادب فارسی
✍️ جواد رنجبر درخشیلر
مرگ مردی در ۸۰ سالگی یا بیشتر طبیعی است و اصلاً مرگ حق است و مهمترین و شاید تنها عدالت در هستی باشد. درگذشتِ استاد کامران فانی، در ۸۱ سالگی، بعد از عمری کوشش در راه فرهنگ، بعد از سالها بُردن لذت معاشقه با کلمات، چنین است و شاید این روزها مرگ خود چارهای باشد بر این بیچارگیهای تمام نشدنی، اما نمیتوان نشست و دید مرگ را که به نوبت ریشههای ما را میزند. امروز فانی، دیروز تقوایی، در این سالها شجریان، مشایخی، انتظامی، پزشکزاد و مرحوم استاد طباطبایی رفتند و خیلیهای دیگر، استادان، بنیانگذاران و اولها رفتند و تنها تَن خود را از زمین و روح خود را از جهانِ معنوی ما نبردند. آنها سبک زندگی، روش علمی، بینش ژرف، دقت نظری، زبان پارسی درست، پشتکار و ممارست خود را با خود بردند.
وقتی ساختمانی فرو میریزد هنر معماری آن، طرح و نقشهٔ استادانهاش و زندگیها که در آن خانه کرده شده، لذتها و دردها، با هم فرو میریزد.
مرگ استادان و بزرگان چون گسستن تار و پودی از دانش و عشق و تجربههای گرانبهاست. ریختن نوعی از ایرانی بودن است که امروز نهتنها دریافته نمیشود، بلکه تحقیر هم میشود.
روح استاد کامران فانی شاد!
#یادها
@IranDel_Channel
💢
👍36👎6
🔴 با یاد مرثیهخوان دلِ خویش
بهمناسبت ۸۰ سالگی شادروان دکتر جواد طباطبایی.
✍️ مصطفی نصیری
اگر دکتر طباطبایی زنده مانده بود، در ۲۳ آذر امسال، جشن هشتاد سالگی او را میگرفتیم. البته که مردان اندیشه را مرگی نیست، پس این مطلب را بهمناسبت شادباش ۸۰ سالگی سرو ایرانشهر مینویسم.
باید اعتراف کنم که با ذهن خودم کلنجار میرفتم تا موضوع بدیعی برای جشن ۸۰ سالگی استاد پیدا کنم، تا اینکه گزارشِ شبکه یک سیمای تابان جمهوری اسلامی، به دادم رسید.
مقارن با ۸۰ سالگی استاد، گزارشی از شبکه یک سیمای جمهوری اسلامی با عنوان "از عبدالکریم سروش تا سید جواد طباطبایی" پخش شده که دقت در آن نشان میدهد؛ گزارشنویس، کلمهای از استاد طباطبایی، و حتی دکتر سروش نمیداند. اگر همین گزارش را مبنا قرار دهیم، توانیم گفت که رسانهٔ رسمی جمهوری اسلامی، نه شناختی از ایران دارد و نه شناختی از جهان، و به همین دلیل است که برنامههایش، مابازایی در عالم عین ندارد. بنابراین بیدلیل نیست که چرا رسانهٔ رسمی باطول و عرض جمهوری اسلامی، مرجعیت خود را از دست داده و چرا آنچه از قاب آن پخش میشود، نسبتی با واقعیتهای ایران امروز و تاریخ آن ندارد.
از نظر نویسندهٔ گزارش؛
«روشنفکری در فضای پس از انقلاب اسلامی هم همان مسیر پیش از انقلاب را پیمود و پروژهٔ تغییر هویت دینی و ملی از مشروطه تا دوران پهلوی، ترکیبی از دو گفتار اصلی دینستیزی و ناسیونالیزم را در بر میگرفت.»
تا اینجا میبینیم که گزارشنویس، از یکسو فرق دو مفهوم "دوره" و "دوران" را نمیداند، و از سوی دیگر به ذهن او خطور نمیکند که اگر جریان روشنفکری در کلیت خود در فاصلهٔ مشروطه تا پهلوی در موضع ستیز با هویت دینی و ملی بود، پس انقلاب اسلامی را کدام نیروها و از چه عزیمتگاهی به پیروزی رساندند؟!
باری، گزارش شبکه یک سیما، با سخنانی دربارهٔ دکتر سروش بهعنوان چهرهٔ شاخص روشنفکری دینی ادامه پیدا میکند، تا در نهایت با این ادعا که؛
«روشنفکری دینی پس از شکست جنبش سبز در خیابان در ۹ دی ۱۳۸۸، و پس از فروپاشی اتاق فکر آن، به تجدید نظر در گفتار خود پرداخت.»
به دکتر طباطبایی رسیده و تلاش میکند نشان دهد که جریان روشنفکری در هر دو صورت دینی و ناسیونالیستی آن، مخالف هویت دینی و ملی است. برمبنای این گزارش، جریان روشنفکری پس از شکست در ۹ دی ۱۳۸۸:
«اینبار با گفتار ناسیونالیسم به محوریتِ چهرهٔ دیگر خود، یعنی سیدجواد طباطبایی که سالها زیر سایهٔ سلطهٔ فکری عبدالکریم سروش بود، اقدام به بازسازی و بازیابی خود کرد.»
در این فراز هم میبینیم که چیزی از مجادلات فکری دکتر طباطبایی با جریان روشنفکری دینی، که در موارد متعددی به مشاجره کشیده شده، به گوش گزارشنویس نخورده، و بویژه دربارهٔ نقدهای ویرانگر استاد طباطبایی به رونوشتبرداری روشنفکری دینی از پروتستانتیسم و سکولاریسم غربی، در جهل مطلق است. بنابراین خیلی راحت تمام آثار قلمی و شفوی استاد تا اواخر سال ۸۸ را کنار گذاشته و او را زیر سایهٔ دکتر سروش هل میدهد!!
اما ادامهٔ گزارش دربارهٔ استاد:
«طباطبایی به سرعت به چهرهٔ اصلی جریان روشنفکری تبدیل شد و گفتار اقتصادی طرفداران اقتصاد بازار آزاد به محوریت موسی غنینژاد هم به آن ضمیمه شد.»
گزارش از اینجا به بعد، با کنار هم چیدن دکتر سروش، دکتر طباطبایی و دکتر غنینژاد، اینگونه پیش میرود؛
«ترکیبی از ناسیونالیسم و اقتصاد بازار آزاد، معجونی بود که تصور میشد اینبار، کار را تمام خواهد کرد. اما با بیوفایی آمریکا به پروژهٔ برجام و شکست این طرح سیاسی، فاتحهٔ رؤیای بازار آزاد هم در آبان ۹۸ خوانده شد.»
بالاخره گزارش با خواندن فاتحهٔ دو جریانِ روشنفکری - بهزعم خود دینی و ناسیونالیستی - در دو مقطعِ دی ۸۸ و آبان ۹۸، در گام سوم، "سلطنتطلبی افراطی" را وارد کرده و فاتحهٔ آن را نیز در پاییز ۱۴۰۱ میخوانده است.
🔴 دنبالهٔ یادداشت را در بخشِ «مشاهدهٔ فوری» بخوانید:
👇👇
@IranDel_Channel
💢
🔴 با یاد مرثیهخوان دلِ خویش
بهمناسبت ۸۰ سالگی شادروان دکتر جواد طباطبایی.
✍️ مصطفی نصیری
اگر دکتر طباطبایی زنده مانده بود، در ۲۳ آذر امسال، جشن هشتاد سالگی او را میگرفتیم. البته که مردان اندیشه را مرگی نیست، پس این مطلب را بهمناسبت شادباش ۸۰ سالگی سرو ایرانشهر مینویسم.
باید اعتراف کنم که با ذهن خودم کلنجار میرفتم تا موضوع بدیعی برای جشن ۸۰ سالگی استاد پیدا کنم، تا اینکه گزارشِ شبکه یک سیمای تابان جمهوری اسلامی، به دادم رسید.
مقارن با ۸۰ سالگی استاد، گزارشی از شبکه یک سیمای جمهوری اسلامی با عنوان "از عبدالکریم سروش تا سید جواد طباطبایی" پخش شده که دقت در آن نشان میدهد؛ گزارشنویس، کلمهای از استاد طباطبایی، و حتی دکتر سروش نمیداند. اگر همین گزارش را مبنا قرار دهیم، توانیم گفت که رسانهٔ رسمی جمهوری اسلامی، نه شناختی از ایران دارد و نه شناختی از جهان، و به همین دلیل است که برنامههایش، مابازایی در عالم عین ندارد. بنابراین بیدلیل نیست که چرا رسانهٔ رسمی باطول و عرض جمهوری اسلامی، مرجعیت خود را از دست داده و چرا آنچه از قاب آن پخش میشود، نسبتی با واقعیتهای ایران امروز و تاریخ آن ندارد.
از نظر نویسندهٔ گزارش؛
«روشنفکری در فضای پس از انقلاب اسلامی هم همان مسیر پیش از انقلاب را پیمود و پروژهٔ تغییر هویت دینی و ملی از مشروطه تا دوران پهلوی، ترکیبی از دو گفتار اصلی دینستیزی و ناسیونالیزم را در بر میگرفت.»
تا اینجا میبینیم که گزارشنویس، از یکسو فرق دو مفهوم "دوره" و "دوران" را نمیداند، و از سوی دیگر به ذهن او خطور نمیکند که اگر جریان روشنفکری در کلیت خود در فاصلهٔ مشروطه تا پهلوی در موضع ستیز با هویت دینی و ملی بود، پس انقلاب اسلامی را کدام نیروها و از چه عزیمتگاهی به پیروزی رساندند؟!
باری، گزارش شبکه یک سیما، با سخنانی دربارهٔ دکتر سروش بهعنوان چهرهٔ شاخص روشنفکری دینی ادامه پیدا میکند، تا در نهایت با این ادعا که؛
«روشنفکری دینی پس از شکست جنبش سبز در خیابان در ۹ دی ۱۳۸۸، و پس از فروپاشی اتاق فکر آن، به تجدید نظر در گفتار خود پرداخت.»
به دکتر طباطبایی رسیده و تلاش میکند نشان دهد که جریان روشنفکری در هر دو صورت دینی و ناسیونالیستی آن، مخالف هویت دینی و ملی است. برمبنای این گزارش، جریان روشنفکری پس از شکست در ۹ دی ۱۳۸۸:
«اینبار با گفتار ناسیونالیسم به محوریتِ چهرهٔ دیگر خود، یعنی سیدجواد طباطبایی که سالها زیر سایهٔ سلطهٔ فکری عبدالکریم سروش بود، اقدام به بازسازی و بازیابی خود کرد.»
در این فراز هم میبینیم که چیزی از مجادلات فکری دکتر طباطبایی با جریان روشنفکری دینی، که در موارد متعددی به مشاجره کشیده شده، به گوش گزارشنویس نخورده، و بویژه دربارهٔ نقدهای ویرانگر استاد طباطبایی به رونوشتبرداری روشنفکری دینی از پروتستانتیسم و سکولاریسم غربی، در جهل مطلق است. بنابراین خیلی راحت تمام آثار قلمی و شفوی استاد تا اواخر سال ۸۸ را کنار گذاشته و او را زیر سایهٔ دکتر سروش هل میدهد!!
اما ادامهٔ گزارش دربارهٔ استاد:
«طباطبایی به سرعت به چهرهٔ اصلی جریان روشنفکری تبدیل شد و گفتار اقتصادی طرفداران اقتصاد بازار آزاد به محوریت موسی غنینژاد هم به آن ضمیمه شد.»
گزارش از اینجا به بعد، با کنار هم چیدن دکتر سروش، دکتر طباطبایی و دکتر غنینژاد، اینگونه پیش میرود؛
«ترکیبی از ناسیونالیسم و اقتصاد بازار آزاد، معجونی بود که تصور میشد اینبار، کار را تمام خواهد کرد. اما با بیوفایی آمریکا به پروژهٔ برجام و شکست این طرح سیاسی، فاتحهٔ رؤیای بازار آزاد هم در آبان ۹۸ خوانده شد.»
بالاخره گزارش با خواندن فاتحهٔ دو جریانِ روشنفکری - بهزعم خود دینی و ناسیونالیستی - در دو مقطعِ دی ۸۸ و آبان ۹۸، در گام سوم، "سلطنتطلبی افراطی" را وارد کرده و فاتحهٔ آن را نیز در پاییز ۱۴۰۱ میخوانده است.
🔴 دنبالهٔ یادداشت را در بخشِ «مشاهدهٔ فوری» بخوانید:
👇👇
@IranDel_Channel
💢
Telegraph
ایراندل | IranDel
🔴 با یاد مرثیهخوان دلِ خویش بهمناسبت ۸۰ سالگی شادروان دکتر جواد طباطبایی. ✍️ مصطفی نصیری اگر دکتر طباطبایی زنده مانده بود، در ۲۳ آذر امسال، جشن هشتاد سالگی او را میگرفتیم. البته که مردان اندیشه را مرگی نیست، پس این مطلب را بهمناسبت شادباش ۸۰ سالگی سرو…
👍27👎8
ایراندل | IranDel
🔴 بنیاد پژوهشی شهریار برگزار میکند: «درسگفتارهای شاهنامه» آموزگار: چنگیز مولایی، استاد فرهنگ و زبانهای باستانی دانشگاه تبریز و عضو پیوستهٔ فرهنگستان زبان و ادب فارسی زمان: سهشنبه پایانی هر ماه از ساعت ۱۷ تا ۱۹ (نشست دوم: سهشنبه ۲۷ آبان ۱۴۰۴ خورشیدی)…
🔴 بنیاد پژوهشی شهریار برگزار میکند:
«درسگفتارهای شاهنامه»
آموزگار:
چنگیز مولایی، استاد فرهنگ و زبانهای باستانی دانشگاه تبریز و عضو پیوستهٔ فرهنگستان زبان و ادب فارسی
زمان:
سهشنبه پایانی هر ماه از ساعت ۱۷ تا ۱۹
(نشست سوم: سهشنبه ۲۵ آذر ۱۴۰۴ خورشیدی)
جایگاه:
تبریز، خیابان ارتش جنوبی، چهارراه باغشمال، بنیاد پژوهشی شهریار
#اطلاع_رسانی
@IranDel_Channel
💢
«درسگفتارهای شاهنامه»
آموزگار:
چنگیز مولایی، استاد فرهنگ و زبانهای باستانی دانشگاه تبریز و عضو پیوستهٔ فرهنگستان زبان و ادب فارسی
زمان:
سهشنبه پایانی هر ماه از ساعت ۱۷ تا ۱۹
(نشست سوم: سهشنبه ۲۵ آذر ۱۴۰۴ خورشیدی)
جایگاه:
تبریز، خیابان ارتش جنوبی، چهارراه باغشمال، بنیاد پژوهشی شهریار
#اطلاع_رسانی
@IranDel_Channel
💢
👍29👎7
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 گزارشی کوتاه از نشست جمعی از کنشگران فرهنگی در شهر ارومیه به مناسبت ۲۱ آذر، روز ملّی نجات آذربایجان و خروج اشغالگران و فرقۀ دستنشانده از کشور.
#اطلاع_رسانی
@IranDel_Channel
💢
#اطلاع_رسانی
@IranDel_Channel
💢
👍38👎8
Telegram
attach 📎
🔴 بنیانِ اساطیری حماسهٔ ملّی ایران
✍️ بهمن سرکاراتی؛ استاد فقید زبانهای باستانیِ ایران در دانشگاه تبریز و عضو پیوستهٔ فرهنگستان زبان و ادب فارسی
حماسهٔ ملّی ایران آمیزهای است از اسطوره و تاریخ. انبوهی از داستانهای پهلوانی ایرانِ باستان که بیشترشان سرشت و پیشینۀ اساطیری دارند و گونههای جدید و نو پرداختۀ افسانههای کهناند و مبالغی اخبار پراکندۀ تاریخی که آنها نیز اغلب با افسانه آمیخته و به شیوۀ حماسی بازگو شدهاند. تلفیق سامان پذیرفته و تا حدی همنواخت شدۀ این دو گونه روایات سنتی تار و پود حماسۀ ایران را تشکیل می دهد. اسطورههای کهن که از دیرباز آرایش حماسی به خود گرفته و به صورت افسانههای پیشینیان و سرودهای پهلوانی کیان و یلان در میان مردم، بویژه در ایالتهای شرقی ایران، بر سر زبانها بودند در جریان تکوینی چند هزار سالۀ خود که همواره توسط گوسانان و رامشگران زمانه به نوعی سروده و بازگو میشدند، تغییر بسیار پذیرفته و دگرگون و نوآیین شدهاند. به سخن دیگر، در تبدیل تدریجی اسطوره به حماسه، اندک اندک از جلوههای شگفت و وهمناک و بغانۀ رویدادها کاسته شده و در پرداخت نوین حماسی که در مقام مقایسه با برداشت اساطیری تا اندازۀ زیادی بر مبنای موازین عقلانی و تجربی استوار است، چیزها و کسان جنبۀ منطقی و مردمانه و این جهانی به خود گرفتهاند...
🔴 این مقاله را در PDf پیوست، مطالعه کنید.
🔴 بُنمایه:
دانشکدهٔ ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تبریز، ۱۳۵۷، شمارهٔ ۱۲۵.
@IranDel_Channel
💢
🔴 بنیانِ اساطیری حماسهٔ ملّی ایران
✍️ بهمن سرکاراتی؛ استاد فقید زبانهای باستانیِ ایران در دانشگاه تبریز و عضو پیوستهٔ فرهنگستان زبان و ادب فارسی
حماسهٔ ملّی ایران آمیزهای است از اسطوره و تاریخ. انبوهی از داستانهای پهلوانی ایرانِ باستان که بیشترشان سرشت و پیشینۀ اساطیری دارند و گونههای جدید و نو پرداختۀ افسانههای کهناند و مبالغی اخبار پراکندۀ تاریخی که آنها نیز اغلب با افسانه آمیخته و به شیوۀ حماسی بازگو شدهاند. تلفیق سامان پذیرفته و تا حدی همنواخت شدۀ این دو گونه روایات سنتی تار و پود حماسۀ ایران را تشکیل می دهد. اسطورههای کهن که از دیرباز آرایش حماسی به خود گرفته و به صورت افسانههای پیشینیان و سرودهای پهلوانی کیان و یلان در میان مردم، بویژه در ایالتهای شرقی ایران، بر سر زبانها بودند در جریان تکوینی چند هزار سالۀ خود که همواره توسط گوسانان و رامشگران زمانه به نوعی سروده و بازگو میشدند، تغییر بسیار پذیرفته و دگرگون و نوآیین شدهاند. به سخن دیگر، در تبدیل تدریجی اسطوره به حماسه، اندک اندک از جلوههای شگفت و وهمناک و بغانۀ رویدادها کاسته شده و در پرداخت نوین حماسی که در مقام مقایسه با برداشت اساطیری تا اندازۀ زیادی بر مبنای موازین عقلانی و تجربی استوار است، چیزها و کسان جنبۀ منطقی و مردمانه و این جهانی به خود گرفتهاند...
🔴 این مقاله را در PDf پیوست، مطالعه کنید.
🔴 بُنمایه:
دانشکدهٔ ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تبریز، ۱۳۵۷، شمارهٔ ۱۲۵.
@IranDel_Channel
💢
👍33👎6
🔴 انجمن علمی مطالعات صلح ایران برگزار میکند:
«صلح و شب چلّه»
با شرکتِ
صاحب نظر مرادی
مهتاب حاجیمحمدی
فاطمه تمجیدی
سیروس اژدهاکش
مدیر نشست: آزاده پیک
تاریخچهٔ یلدا - آیینهای یلدا - حافظخوانی - سعدیخوانی - شاهنامهخوانی
پنج شنبه ٢٧ آذر ۱۴۰۴ خورشیدی ساعت ۱۹ به وقتِ ایران
نشست بصورت مجازی و برخط در بسترِ «گوگلمیت» برگزار خواهد شد.
ساعت ۱۹ پنجشنبه ۲۷ آذر ۱۴۰۴ خورشیدی، از «اینجا» وارد نشست مجازی و برخط «صلح و چلّه» شوید.
شرکت در این نشست برای همگان، آزاد و رایگان است.
(انجمن علمی مطالعات صلح ایران)
#اطلاع_رسانی
@IranDel_Channel
💢
«صلح و شب چلّه»
با شرکتِ
صاحب نظر مرادی
مهتاب حاجیمحمدی
فاطمه تمجیدی
سیروس اژدهاکش
مدیر نشست: آزاده پیک
تاریخچهٔ یلدا - آیینهای یلدا - حافظخوانی - سعدیخوانی - شاهنامهخوانی
پنج شنبه ٢٧ آذر ۱۴۰۴ خورشیدی ساعت ۱۹ به وقتِ ایران
نشست بصورت مجازی و برخط در بسترِ «گوگلمیت» برگزار خواهد شد.
ساعت ۱۹ پنجشنبه ۲۷ آذر ۱۴۰۴ خورشیدی، از «اینجا» وارد نشست مجازی و برخط «صلح و چلّه» شوید.
شرکت در این نشست برای همگان، آزاد و رایگان است.
(انجمن علمی مطالعات صلح ایران)
#اطلاع_رسانی
@IranDel_Channel
💢
👍32👎5
ایران اینجاست که ایستادهایم
جواد طباطبایی
🎙 «ایران اینجاست که ایستادهایم»
سخنرانی دکتر جواد طباطبایی، فیلسوف سیاسی ایران، در سالنِ فردوسی خانۀ اندیشمندان علوم انسانی در ۱۵ دی ماه ۱۳۹۵ خورشیدی
چرا دانشگاه تهران تأسیس شد؟
چگونه ایدئولوژی، نظامِ علمی ایران را نابود کرد؟
چرا جواد طباطبایی از دانشگاه تهران اخراج شد؟
موضوع «دانشگاه ایران» چیست؟
رنسانس دوم ایران
مشروطیت و حقوق
🔴 برای دسترسی به بستۀ صوتی درسگفتارها و سخنرانیهای دکتر جواد طباطبایی، به اینجا مراجعه کنید.
کانال پیوست:
@IranDel_Plus
@IranDel_Channel
💢
🎙 «ایران اینجاست که ایستادهایم»
سخنرانی دکتر جواد طباطبایی، فیلسوف سیاسی ایران، در سالنِ فردوسی خانۀ اندیشمندان علوم انسانی در ۱۵ دی ماه ۱۳۹۵ خورشیدی
چرا دانشگاه تهران تأسیس شد؟
چگونه ایدئولوژی، نظامِ علمی ایران را نابود کرد؟
چرا جواد طباطبایی از دانشگاه تهران اخراج شد؟
موضوع «دانشگاه ایران» چیست؟
رنسانس دوم ایران
مشروطیت و حقوق
🔴 برای دسترسی به بستۀ صوتی درسگفتارها و سخنرانیهای دکتر جواد طباطبایی، به اینجا مراجعه کنید.
کانال پیوست:
@IranDel_Plus
@IranDel_Channel
💢
👍31👎6
Forwarded from ایراندل | IranDel
Telegram
attach 📎
🎙 سخنرانی ژاله آموزگار، استاد زبانهای باستانی، دربارۀ شبِ چله (شب یلدا) در یکی از نشستهای شبهای بخارا
@IranDel_Channel
💢
🎙 سخنرانی ژاله آموزگار، استاد زبانهای باستانی، دربارۀ شبِ چله (شب یلدا) در یکی از نشستهای شبهای بخارا
@IranDel_Channel
💢
👍29👎5
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎥 خطابۀ چنگیز مولایی، عضو جدید پیوستۀ فرهنگستان زبان و ادب فارسی و استاد گروه زبانهای باستانی دانشگاه تبریز
عنوان خطابه:
بررسی مجدد اسناد و گواهیهای تاریخی و زبانشناختی مربوط به شکلگیری زبان فارسی به مثابه زبانِ مشترکِ ایرانیان
در چهارصد و هشتاد و نهمین نشست شورای فرهنگستان زبان و ادب فارسی که در تاریخ دوشنبه بیست و چهارم آذرماه ۱۴۰۴ خورشیدی برگزار شد، دکتر چنگیز مولایی، عضو پیوستۀ فرهنگستان زبان و ادب فارسی و استاد گروه زبانهای باستانی دانشگاه تبریز خطابۀ ورودی خود را ایراد کرد.
🔴 این خطابه را میتوان از طریق «یوتیوب» هم تماشا کرد.
🔴 متن نوشتاری خطابه را از «اینجا» بخوانید.
🔴 بُنمایه:
درگاه «فرهنگستان زبان و ادب فارسی»
@IranDel_Channel
💢
عنوان خطابه:
بررسی مجدد اسناد و گواهیهای تاریخی و زبانشناختی مربوط به شکلگیری زبان فارسی به مثابه زبانِ مشترکِ ایرانیان
در چهارصد و هشتاد و نهمین نشست شورای فرهنگستان زبان و ادب فارسی که در تاریخ دوشنبه بیست و چهارم آذرماه ۱۴۰۴ خورشیدی برگزار شد، دکتر چنگیز مولایی، عضو پیوستۀ فرهنگستان زبان و ادب فارسی و استاد گروه زبانهای باستانی دانشگاه تبریز خطابۀ ورودی خود را ایراد کرد.
🔴 این خطابه را میتوان از طریق «یوتیوب» هم تماشا کرد.
🔴 متن نوشتاری خطابه را از «اینجا» بخوانید.
🔴 بُنمایه:
درگاه «فرهنگستان زبان و ادب فارسی»
@IranDel_Channel
💢
👍37👎5
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 بیچاره تبریزم، بیچاره آذربایجانم که در پروژهای ضدِّ ملّی، کلوخ دست فحاشان و لمپنان دادهاند تا کلوخ بزنند بر چهرههای ملی در تمام عرصهها و کلوخ بزنند بر ایران و ایرانیت تا ایران را از آذربایجان - خاستگاه ایرانپرستان - ضربه فنی کنند
تبریزم بایست، ِآذربایجانم بایست تا ایرانم بایستد...
@IranDel_Channel
💢
تبریزم بایست، ِآذربایجانم بایست تا ایرانم بایستد...
@IranDel_Channel
💢
👍83👎11
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 دستبندی با سهرنگ پرچم ایران که کریم باقری ۱۵ سال است، آن را به مچ دستش انداخته است
@IranDel_Channel
💢
@IranDel_Channel
💢
👍60👎6
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎥 ردپای شبِ یلدا در شاهنامه
شبِ اورمزد آمد از ماهِ دَی
ز گفتن بیاسای و بردار مَی
گوینده: مهربانو موسویان
🔴 بُنمایه:
بنیاد فردوسی توس
@IranDel_Channel
💢
شبِ اورمزد آمد از ماهِ دَی
ز گفتن بیاسای و بردار مَی
گوینده: مهربانو موسویان
🔴 بُنمایه:
بنیاد فردوسی توس
@IranDel_Channel
💢
👍43👎3
🔴 سیاست و رسانههای جدید، دموکراسی و ناهنجاری در فوتبال ایران
✍️ نیما عظیمی
حاشیه در فوتبالِ ایران به جایی رسیده که هر توپی که از خط دوازهای عبور میکند، گویا گلولهای است که بر قلبِ فرهنگِ این سرزمین فرو میرود! اما اینکه فرهنگِ ایرانزمین پس از اصابت گلولههای پیاپی به قلبش هنوز نمرده است، یک دلیل بیشتر ندارد و آن «بنیهٔ استوارِ این فرهنگ و تمدّن» میباشد که ریشههای فرهنگی آن در خاک است و نه در آب. بنابر فلسفهٔ سیاسی و تاریخیِ ایران، چه در گذشته و چه امروز نمیتوان مرز پررنگ و مشخصی بین فرهنگ و سیاست یافت. بنابراین به ویژه در ایرانِ امروز، چنین مرزی را با هیچ ذرّهبینی نمیتوان یافت. بنابراین مرزی بین کنش یا واکنشِ فرهنگی و سیاسی در ایران وجود نداشته و امروز نیز_به طور ویژه_وجود ندارد!
اما رسانههای جدید از نظر کمّی و کیفی از انواع قدیمی خود متفاوت هستند. رسانههای دیجیتالی رسانههایی سریع هستند و مفاهیمِ «دموکراسی الکترونیک» یا «دولت آنلاین»، حاکی از ارتباط مستقیم افراد جامعه و تبادل اطلاعات گستردهای بین افرادِ ملت میباشد.
امتیاز بزرگِ کاربران رسانههای دیجیتال را باید، بدونِ واسطه بودنِ آن در تعاملات و دریافتِ پاسخها عنوان نماییم. به بیانی دیگر، شاید سیستمهای بسته در همین دو دههٔ گذشته میتوانستند از خلاء دموکراسیِ الکترونیک یا دولت آنلاین بهرهوری کرده و از بسیاری از ناهنجاریهای اجتماعی که خود عاملش بودند، تا حدودی «قِسِر در بروند»! اما امروز ارتباطِ رسانههای جدید و سیاست با هم، زمینه و زمینی هموار و مناسب برای نمایش واکنشهای سیاسی و انتقادی مردم را گسترانیده است. میتوان بساط گستردهای در تحسین یا تقبیح ارتباط رسانههای جدید و سیاست گشود، اما آنچه در این جستار محوریت دارد، گریزی بسیار کوتاه به برخی از ریشههای ناهنجاریهای سیاسی-اجتماعی در روزگار کنونی ایران است. این ناهنجاریها اوضاعِ فوتبال و حتی ورزش را به جایی رسانده که شهروندِ ایرانی خشم و هیجانات درونیِ خود را بر دوش میکشد تا در سکوهای مستطیل سبز تخلیه کند. از دیدگاه نگارنده این سطور، این پدیدهٔ زشتِ اجتماعی را باید در دو بخش جداگانه بررسی نمود: ...
🔴 دنبالهٔ یادداشت را در بخشِ «مشاهدهٔ فوری» بخوانید:
👇👇
@IranDel_Channel
💢
🔴 سیاست و رسانههای جدید، دموکراسی و ناهنجاری در فوتبال ایران
✍️ نیما عظیمی
حاشیه در فوتبالِ ایران به جایی رسیده که هر توپی که از خط دوازهای عبور میکند، گویا گلولهای است که بر قلبِ فرهنگِ این سرزمین فرو میرود! اما اینکه فرهنگِ ایرانزمین پس از اصابت گلولههای پیاپی به قلبش هنوز نمرده است، یک دلیل بیشتر ندارد و آن «بنیهٔ استوارِ این فرهنگ و تمدّن» میباشد که ریشههای فرهنگی آن در خاک است و نه در آب. بنابر فلسفهٔ سیاسی و تاریخیِ ایران، چه در گذشته و چه امروز نمیتوان مرز پررنگ و مشخصی بین فرهنگ و سیاست یافت. بنابراین به ویژه در ایرانِ امروز، چنین مرزی را با هیچ ذرّهبینی نمیتوان یافت. بنابراین مرزی بین کنش یا واکنشِ فرهنگی و سیاسی در ایران وجود نداشته و امروز نیز_به طور ویژه_وجود ندارد!
اما رسانههای جدید از نظر کمّی و کیفی از انواع قدیمی خود متفاوت هستند. رسانههای دیجیتالی رسانههایی سریع هستند و مفاهیمِ «دموکراسی الکترونیک» یا «دولت آنلاین»، حاکی از ارتباط مستقیم افراد جامعه و تبادل اطلاعات گستردهای بین افرادِ ملت میباشد.
امتیاز بزرگِ کاربران رسانههای دیجیتال را باید، بدونِ واسطه بودنِ آن در تعاملات و دریافتِ پاسخها عنوان نماییم. به بیانی دیگر، شاید سیستمهای بسته در همین دو دههٔ گذشته میتوانستند از خلاء دموکراسیِ الکترونیک یا دولت آنلاین بهرهوری کرده و از بسیاری از ناهنجاریهای اجتماعی که خود عاملش بودند، تا حدودی «قِسِر در بروند»! اما امروز ارتباطِ رسانههای جدید و سیاست با هم، زمینه و زمینی هموار و مناسب برای نمایش واکنشهای سیاسی و انتقادی مردم را گسترانیده است. میتوان بساط گستردهای در تحسین یا تقبیح ارتباط رسانههای جدید و سیاست گشود، اما آنچه در این جستار محوریت دارد، گریزی بسیار کوتاه به برخی از ریشههای ناهنجاریهای سیاسی-اجتماعی در روزگار کنونی ایران است. این ناهنجاریها اوضاعِ فوتبال و حتی ورزش را به جایی رسانده که شهروندِ ایرانی خشم و هیجانات درونیِ خود را بر دوش میکشد تا در سکوهای مستطیل سبز تخلیه کند. از دیدگاه نگارنده این سطور، این پدیدهٔ زشتِ اجتماعی را باید در دو بخش جداگانه بررسی نمود: ...
🔴 دنبالهٔ یادداشت را در بخشِ «مشاهدهٔ فوری» بخوانید:
👇👇
@IranDel_Channel
💢
Telegraph
ایراندل | IranDel
🔴 سیاست و رسانههای جدید، دموکراسی و ناهنجاری در فوتبال ایران ✍️ نیما عظیمی حاشیه در فوتبالِ ایران به جایی رسیده که هر توپی که از خط دوازهای عبور میکند، گویا گلولهای است که بر قلبِ فرهنگِ این سرزمین فرو میرود! اما اینکه فرهنگِ ایرانزمین پس از اصابت…
👍32👎5
Forwarded from ایراندل | IranDel
🔴 یلدا و نشانهشناسی
✍️ مقصود فراستخواه، استاد دانشگاه
ما نیز مردمی هستیم. وقتی از تاریخمان کم میآوردیم به اسطورهها پناه میبردیم. تاریخ، اگر بسامان نیز بود باز اساطیرِ کهن در ژرفترین اعماقِ ذهنِ اجتماعی ما نفَس میکشیدند، میزیستند و بالا و پایین میشدند. این ماییم؛ ملّتی با خاطراتِ ازلی و دیرین. رؤیاهایمان را در داستانهایمان پناه میدادیم و نسل به نسل، با قصهها منتقل میکردیم. از سینهها تا سینهها؛ بار نارضایتیهای تاریخی خود را در شعر و استعاره برمیکشیدیم؛ در سیمرغ و زال، در کمان آرش و در خونِ سیاوش و در دیر مغان. آرزوها و آمال فروخوردۀ خویش در روشنی مهر و ماه و میترا باز میجستیم و در گرمای نفَسهایمان مراقبت میکردیم. زندگی اینجا جاری بود؛ همیشه همی همچنان.
ما یلدا داشتیم تا در درازترین شبِ یک فصلِ سرد، باز به یاد نفَسی متنفّس در سحرگاهان دورهم بنشینیم، نیمههای گمشدۀ خویش در یکدیگر بجوییم و با داستانهای بلندمان، از آیندۀ فرزندان خود محافظت کنیم. بزمهای شبانۀ یلدایی تا شور پایکوبی در جشنِ سده؛ به شمار چهل میشود و ما در ناخودآگاه جمعی خویش چلّه داشتیم؛ چلّۀ کوچک و چلّۀ بزرگ! و این یعنی خندیدن به مشکلات، زیستن با دشواریها و صبور بودن و مقاومت کردن، و افتادن، و باز برخاستن و رفتن و برشمردن ایام؛ شمارشی در کاملترین شمار که چهل بود. این یعنی تصمیم به امیدواری در مواجهه با اسبابِ نومیدی بسیار، یعنی دوست داشتن زندگی با همه دشواریها و نشیب و فرازها، یعنی شجاعت بودن در این سرزمین، یعنی رقص در میانۀ میدان. و چنین بود یلدا و چنین بود سده. یلدا هر سال یک بار و برای همیشه در گوشهایمان نجوا میکند که پشت هر وضعِ سترونی، امکان باروری و نوزایی هست و در نومیدی بسی امید است، و پایان شب سیه، سپید است.
چرا یک جامعه با همه صعوبتِ ایام خویش، اصرار به ماندن دارد؛ برای اینکه در سطح هستیشناختی و انسانشناختی این فرهنگ، چیزی هست که تا حدِّ زیاد در برابر تغییرات در طول زمان بزرگ، طی دورانهای مختلف مقاومت میکند. از عهد قدیم تا دوران جدید این لایههای عمیق معنایی با ما ایرانیان هستند در "رنگینکمانِ خوشنقش تنوعاتِ قومی و زبانی و آیینیمان". در عمیقترین ساختارهای معرفتی ما، نشانهشناسی هست. سنتهای دیرینِ ایرانی حاوی نوعی پدیدارشناسی کائنات بود. تجربۀ زیست در این سرزمین، به تفسیر و تأویل طبیعت و تاریخ خود چنگ میزد: از خورشید و ماه، معنای نور و روشنی میگرفت. از شب، تاریکی گذران میفهمید. از دشت و دمن، رویش و زندگی میآموخت و ایهام غزلی را به فال نیک میگرفت! ما از باغ و راغ و مرغزار، داد و دهش و بخشایش و ثمربخشی میفهمیدیم، آن سوی شب تار، به صبحدمی باور داشتیم، از نظمِ کائنات با همه بینظمیهایش، به اصالتِ درستی و نیکی و به ترازو و به عدل و داد ایمان میآوردیم، نوروز، یادوارۀ مکرر رویشهای نابهنگام در این سرزمین بود و تبسمهای ملیحمان به فصل سرد را با خود حمل میکرد و حاوی روحِ جمعی بود، و صلای آشنایی داشت و یادوارۀ «مبادلۀ لطف» بود برای محافظت از سرمایۀ اجتماعی پیوند و همدلی خویش در برابر گزند روزگار.
ما به اهتزازِ خاکِ سرد باور داشتیم و شکوفایی نابهنگام را میفهمیدیم. اهریمن، معنایی بود که ما از شرارت نهفته در عالم گرفته بودیم تا همواره نگران تاراج فضیلتهایمان باشیم. چنین بود سنتهای ایرانی ما از حُکمای خسروانی تا اشراق و عرفان؛ که مثنویاش با وجود مرور ایام دراز، هنوز همنشین حلقههای جوانان ماست و حافظش از آن سوی سدههای دور با عمیقترین نیات و احساساتمان آشناست.
🔴 بُنمایه:
روزنامۀ ایران، شمارۀ ۲۹ آذر ماه ۱۴۰۳ خورشیدی
@IranDel_Channel
💢
🔴 یلدا و نشانهشناسی
✍️ مقصود فراستخواه، استاد دانشگاه
ما نیز مردمی هستیم. وقتی از تاریخمان کم میآوردیم به اسطورهها پناه میبردیم. تاریخ، اگر بسامان نیز بود باز اساطیرِ کهن در ژرفترین اعماقِ ذهنِ اجتماعی ما نفَس میکشیدند، میزیستند و بالا و پایین میشدند. این ماییم؛ ملّتی با خاطراتِ ازلی و دیرین. رؤیاهایمان را در داستانهایمان پناه میدادیم و نسل به نسل، با قصهها منتقل میکردیم. از سینهها تا سینهها؛ بار نارضایتیهای تاریخی خود را در شعر و استعاره برمیکشیدیم؛ در سیمرغ و زال، در کمان آرش و در خونِ سیاوش و در دیر مغان. آرزوها و آمال فروخوردۀ خویش در روشنی مهر و ماه و میترا باز میجستیم و در گرمای نفَسهایمان مراقبت میکردیم. زندگی اینجا جاری بود؛ همیشه همی همچنان.
ما یلدا داشتیم تا در درازترین شبِ یک فصلِ سرد، باز به یاد نفَسی متنفّس در سحرگاهان دورهم بنشینیم، نیمههای گمشدۀ خویش در یکدیگر بجوییم و با داستانهای بلندمان، از آیندۀ فرزندان خود محافظت کنیم. بزمهای شبانۀ یلدایی تا شور پایکوبی در جشنِ سده؛ به شمار چهل میشود و ما در ناخودآگاه جمعی خویش چلّه داشتیم؛ چلّۀ کوچک و چلّۀ بزرگ! و این یعنی خندیدن به مشکلات، زیستن با دشواریها و صبور بودن و مقاومت کردن، و افتادن، و باز برخاستن و رفتن و برشمردن ایام؛ شمارشی در کاملترین شمار که چهل بود. این یعنی تصمیم به امیدواری در مواجهه با اسبابِ نومیدی بسیار، یعنی دوست داشتن زندگی با همه دشواریها و نشیب و فرازها، یعنی شجاعت بودن در این سرزمین، یعنی رقص در میانۀ میدان. و چنین بود یلدا و چنین بود سده. یلدا هر سال یک بار و برای همیشه در گوشهایمان نجوا میکند که پشت هر وضعِ سترونی، امکان باروری و نوزایی هست و در نومیدی بسی امید است، و پایان شب سیه، سپید است.
چرا یک جامعه با همه صعوبتِ ایام خویش، اصرار به ماندن دارد؛ برای اینکه در سطح هستیشناختی و انسانشناختی این فرهنگ، چیزی هست که تا حدِّ زیاد در برابر تغییرات در طول زمان بزرگ، طی دورانهای مختلف مقاومت میکند. از عهد قدیم تا دوران جدید این لایههای عمیق معنایی با ما ایرانیان هستند در "رنگینکمانِ خوشنقش تنوعاتِ قومی و زبانی و آیینیمان". در عمیقترین ساختارهای معرفتی ما، نشانهشناسی هست. سنتهای دیرینِ ایرانی حاوی نوعی پدیدارشناسی کائنات بود. تجربۀ زیست در این سرزمین، به تفسیر و تأویل طبیعت و تاریخ خود چنگ میزد: از خورشید و ماه، معنای نور و روشنی میگرفت. از شب، تاریکی گذران میفهمید. از دشت و دمن، رویش و زندگی میآموخت و ایهام غزلی را به فال نیک میگرفت! ما از باغ و راغ و مرغزار، داد و دهش و بخشایش و ثمربخشی میفهمیدیم، آن سوی شب تار، به صبحدمی باور داشتیم، از نظمِ کائنات با همه بینظمیهایش، به اصالتِ درستی و نیکی و به ترازو و به عدل و داد ایمان میآوردیم، نوروز، یادوارۀ مکرر رویشهای نابهنگام در این سرزمین بود و تبسمهای ملیحمان به فصل سرد را با خود حمل میکرد و حاوی روحِ جمعی بود، و صلای آشنایی داشت و یادوارۀ «مبادلۀ لطف» بود برای محافظت از سرمایۀ اجتماعی پیوند و همدلی خویش در برابر گزند روزگار.
ما به اهتزازِ خاکِ سرد باور داشتیم و شکوفایی نابهنگام را میفهمیدیم. اهریمن، معنایی بود که ما از شرارت نهفته در عالم گرفته بودیم تا همواره نگران تاراج فضیلتهایمان باشیم. چنین بود سنتهای ایرانی ما از حُکمای خسروانی تا اشراق و عرفان؛ که مثنویاش با وجود مرور ایام دراز، هنوز همنشین حلقههای جوانان ماست و حافظش از آن سوی سدههای دور با عمیقترین نیات و احساساتمان آشناست.
🔴 بُنمایه:
روزنامۀ ایران، شمارۀ ۲۹ آذر ماه ۱۴۰۳ خورشیدی
@IranDel_Channel
💢
👍32👎3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 چرا در دورهمیهای ویژهٔ «شب چلّه» شایستهست که شاهنامه خوانده شود؟
ویدئو از ارژنگ پناهپوری
@IranDel_Channel
💢
ویدئو از ارژنگ پناهپوری
@IranDel_Channel
💢
👍41👎3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔴 شب چلّه؛ شبِ ایران و ایرانی
به کام تو گردد سپهر بلند
دلت شاد بادا تنت بیگُزند
(شاهنامه فردوسی)
شب چلّه به فرخندگی و شادی و گرهخورده به خرّمروز باد.
@IranDel_Channel
💢
به کام تو گردد سپهر بلند
دلت شاد بادا تنت بیگُزند
(شاهنامه فردوسی)
شب چلّه به فرخندگی و شادی و گرهخورده به خرّمروز باد.
@IranDel_Channel
💢
👍34👎4