Telegram
attach 📎
🎥 احسان هوشمند در گفتگو با "روزنامهٔ اینترنتی فراز" تأکید کرد:
رویدادی که منجر به تأسیس فرقهٔ دموکرات آذربایجان شد، تماماً اندیشیده شده توسط حزب کمونیست شوروی و به دستور مستقیم استالین بوده است!
احسان هوشمند در این تحلیل، به مناسبت هشتادمین سالگرد نجات آذربایجان، از جزئیات تکاندهندهای پرده برمیدارد. او تأکید میکند که برخلاف تصورات رایج، اسناد تازه فاششده نشان میدهند که رویدادی که منجر به تأسیس فرقهٔ دموکرات آذربایجان شد، تماماً اندیشیده شده توسط حزب کمونیست شوروی و به دستور مستقیم استالین بوده است. به گفتهٔ او، تمام اجزای این برنامه از پیش طراحی شده بود و تأسیس فرقهٔ دموکرات یک اتفاق درونزا نبوده است.
هوشمند هدف اصلی شوروی را از این برنامه، کسب امتیاز نفت شمال ایران و زیر فشار قرار دادن دولت ایران اعلام میکند. او میگوید دستورهای استالین شامل جزئیاتی چون تأسیس فرقه، دستور تظاهرات و راهپیماییها، برنامههای تبلیغی برای جلب افکار عمومی و حتی دستور کشتن مخالفان را نیز در بر میگرفته است.
احسان هوشمند با اشاره به اسنادی که فعلاً در دسترس است، تأکید میکند که برنامهٔ اولیهٔ شوروی فراتر از آذربایجان بوده و شامل تجزیهٔ استانهایی چون مازندران، گیلان و خراسان میشده است. او موفقیت این طرح را در آذربایجان، ناشی از حضور گستردهٔ ارتش شوروی و حضور پرشمار مهاجران قفقازی که از باکو آمده و در تبریز و دیگر شهرهای شمالغربِ ایران مستقر شده بودند، میداند.
همچنین احسان هوشمند در این تحلیل به تغییر بنیادین در هویت سیاسی سید جعفر پیشهوری میپردازد و تأکید میکند که پیشهوری، به عنوان یک مارکسیست معتقد تا سال ۱۳۲۴ خورشیدی، هیچگونه انگیزه یا اقدامی در جهت تجزیهطلبی نداشته است. او در نشریهٔ آژیر بهصراحت تأکید میکرد؛ هرکس در ایران صحبت از "قومیتها" بکند، قصد دارد ایران را دچار هرج و مرج کند و از ارزشهای انسانی دور سازد. تا این مرحله، پیشهوری، "پیشهوری ما" بود که خطهٔ آذربایجان را جزء تجزیهناپذیر ایران میدانست.
این تحلیلگر نقطهٔ عطف این تحول را مجلس چهاردهم میداند. پیشهوری با حمایت ارتش شوروی نامزد میشود و رأی میآورد، اما اعتبارنامهاش در مجلس رد میشود؛ اتفاقی که به باور احسان هوشمند، یکی از "بزرگترین خطاهای مجلس" بوده و شاید نقطهٔ آغازِ تبدیل شدنِ "پیشهوری ما" به "پیشهوری دیگران" از همینجا باشد.
در ماجرای تشکیل فرقهٔ دموکرات آذربایجان و پس از آن تا زمان فوت، عملاً پیشهوری دیگر به چهرهای وابسته به بیگانگان تبدیل میشود. هوشمند با تأکید بر پیشینهٔ مارکسیستی پیشهوری، نتیجه میگیرد که هرچند پیشهوری به دنبال عدالت و برابری (با تعاریف مارکسیستی) بود، اما این مفاهیم پیش از رد اعتبارنامه، همواره در ذیل مفهوم آذربایجان به عنوان بخشی از ایران (آذربایجان جزء لاینفک ایران) تعریف میشدند.
🔴 این گفتگو را میتوان در تارنمای «فراز» نیز تماشا کرد.
@IranDel_Channel
💢
🎥 احسان هوشمند در گفتگو با "روزنامهٔ اینترنتی فراز" تأکید کرد:
رویدادی که منجر به تأسیس فرقهٔ دموکرات آذربایجان شد، تماماً اندیشیده شده توسط حزب کمونیست شوروی و به دستور مستقیم استالین بوده است!
احسان هوشمند در این تحلیل، به مناسبت هشتادمین سالگرد نجات آذربایجان، از جزئیات تکاندهندهای پرده برمیدارد. او تأکید میکند که برخلاف تصورات رایج، اسناد تازه فاششده نشان میدهند که رویدادی که منجر به تأسیس فرقهٔ دموکرات آذربایجان شد، تماماً اندیشیده شده توسط حزب کمونیست شوروی و به دستور مستقیم استالین بوده است. به گفتهٔ او، تمام اجزای این برنامه از پیش طراحی شده بود و تأسیس فرقهٔ دموکرات یک اتفاق درونزا نبوده است.
هوشمند هدف اصلی شوروی را از این برنامه، کسب امتیاز نفت شمال ایران و زیر فشار قرار دادن دولت ایران اعلام میکند. او میگوید دستورهای استالین شامل جزئیاتی چون تأسیس فرقه، دستور تظاهرات و راهپیماییها، برنامههای تبلیغی برای جلب افکار عمومی و حتی دستور کشتن مخالفان را نیز در بر میگرفته است.
احسان هوشمند با اشاره به اسنادی که فعلاً در دسترس است، تأکید میکند که برنامهٔ اولیهٔ شوروی فراتر از آذربایجان بوده و شامل تجزیهٔ استانهایی چون مازندران، گیلان و خراسان میشده است. او موفقیت این طرح را در آذربایجان، ناشی از حضور گستردهٔ ارتش شوروی و حضور پرشمار مهاجران قفقازی که از باکو آمده و در تبریز و دیگر شهرهای شمالغربِ ایران مستقر شده بودند، میداند.
همچنین احسان هوشمند در این تحلیل به تغییر بنیادین در هویت سیاسی سید جعفر پیشهوری میپردازد و تأکید میکند که پیشهوری، به عنوان یک مارکسیست معتقد تا سال ۱۳۲۴ خورشیدی، هیچگونه انگیزه یا اقدامی در جهت تجزیهطلبی نداشته است. او در نشریهٔ آژیر بهصراحت تأکید میکرد؛ هرکس در ایران صحبت از "قومیتها" بکند، قصد دارد ایران را دچار هرج و مرج کند و از ارزشهای انسانی دور سازد. تا این مرحله، پیشهوری، "پیشهوری ما" بود که خطهٔ آذربایجان را جزء تجزیهناپذیر ایران میدانست.
این تحلیلگر نقطهٔ عطف این تحول را مجلس چهاردهم میداند. پیشهوری با حمایت ارتش شوروی نامزد میشود و رأی میآورد، اما اعتبارنامهاش در مجلس رد میشود؛ اتفاقی که به باور احسان هوشمند، یکی از "بزرگترین خطاهای مجلس" بوده و شاید نقطهٔ آغازِ تبدیل شدنِ "پیشهوری ما" به "پیشهوری دیگران" از همینجا باشد.
در ماجرای تشکیل فرقهٔ دموکرات آذربایجان و پس از آن تا زمان فوت، عملاً پیشهوری دیگر به چهرهای وابسته به بیگانگان تبدیل میشود. هوشمند با تأکید بر پیشینهٔ مارکسیستی پیشهوری، نتیجه میگیرد که هرچند پیشهوری به دنبال عدالت و برابری (با تعاریف مارکسیستی) بود، اما این مفاهیم پیش از رد اعتبارنامه، همواره در ذیل مفهوم آذربایجان به عنوان بخشی از ایران (آذربایجان جزء لاینفک ایران) تعریف میشدند.
🔴 این گفتگو را میتوان در تارنمای «فراز» نیز تماشا کرد.
@IranDel_Channel
💢
👍30👎6
🔴 «شب هشتاد سالگی سید جواد طباطبایی»
نهصد و سی و یکمین شب از «شبهای بخارا»
سخنرانان:
گیتی خرسند
احمد نقیبزاده
حمید احمدی
محمدصادق سجادی
جهانگیر معینی علمداری
حسن حضرتی
احسان هوشمند
زاگرس زند
علی دهباشی
به همراه رونمایی از چاپ جدید کتاب «ابنخلدون و علوم اجتماعی» اثر دکتر جواد طباطبایی، نشر هرمس
زمان: سهشنبه ۲۵ اذرماه ۱۴۰۴ خورشیدی، ساعت ۱۷
جایگاه: تهران، خیابان ۱۶ آذر، دانشگاه تهران، دانشکدهٔ ادبیات و علوم انسانی، تالار فردوسی
ورود برای همگان آزاد و رایگان است.
#اطلاع_رسانی
🔴 شب هشتادسالگی سید جواد طباطبایی
نهصد و سی و یکمین شب از شبهای بخارا به بزرگداشت سیّد جواد طباطبایی، فیلسوف سیاسی و پژوهشگر برجستۀ اندیشۀ ایرانی، اختصاص یافته است. این نشست که توسط کانونهای ایرانشناسی دانشگاه تهران و مجلهٔ بخارا در ساعت پنج بعدازظهر سهشنبه ۲۵ آذر ۱۴۰۴ خورشیدی با سخنرانی گیتی خرسند، احمد نقیبزاده، حمید احمدی، محمدصادق سجادی، جهانگیر معینی علمداری، حسن حضرتی، احسان هوشمند، زاگرس زند و علی دهباشی در تالار فردوسی دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران برگزار میشود. در این شب همچنین رونمایی از چاپ جدید کتاب «ابن خلدون و علوم و اجتماعی» اثر دکتر جواد طباطبایی، منتشرشده توسط نشر هرمس، نیز از دیگر بخشهای این نشست خواهد بود.
سیّد جواد طباطبایی (متولد ۲۳ آذر ۱۳۲۴ در تبریز) حقوقدان، فیلسوف سیاسی و استاد پیشین دانشکدۀ حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران بود. او پس از اخذ لیسانس حقوق از دانشگاه تهران، تحصیلات خود را در رشتۀ فلسفۀ سیاسی در دانشگاه پاریس ۱ سوربن ادامه داد و با رسالهای دربارۀ فلسفۀ سیاسی هگل مرتبۀ دکتری گرفت. طباطبایی با طرح ایدۀ «زوال اندیشۀ سیاسی در ایران» و پژوهشهای گستردهاش دربارۀ تاریخ اندیشه در ایران و اروپا، به یکی از بحثبرانگیزترین و در عین حال اثرگذارترین متفکران معاصر بدل شد. طباطبایی طی چهار دههٔ گذشته با انتشار مجموعهای از آثار بنیادین همچون «درآمدی بر تاریخ اندیشهٔ سیاسی در ایران»، «دیباچهای بر نظریهٔ انحطاط ایران»، «زوال اندیشهٔ سیاسی در ایران»، «ابنخلدون و علوم اجتماعی»، «نظریهٔ حکومت قانون در ایران» و «مکتب تبریز»، نقش مهمی در بازخوانی نقادانهٔ و بدیع تاریخ فکری ایران ایفا کرده است.
دکتر طباطبایی پس از سالها تدریس، پژوهش و حضور در مجامع علمی بینالمللی، در نهم اسفند ۱۴۰۱ در ایرواینِ کالیفرنیا درگذشت؛ با این حال، آثار و مباحث نظریاش همچنان در مرکز توجه پژوهشگران علوم انسانی در ایران و جهان است و این شب به مناسبت هشتادسالگی او مجالی است برای بازخوانی میراث فکریاش.
@IranDel_Channel
💢
🔴 «شب هشتاد سالگی سید جواد طباطبایی»
نهصد و سی و یکمین شب از «شبهای بخارا»
سخنرانان:
گیتی خرسند
احمد نقیبزاده
حمید احمدی
محمدصادق سجادی
جهانگیر معینی علمداری
حسن حضرتی
احسان هوشمند
زاگرس زند
علی دهباشی
به همراه رونمایی از چاپ جدید کتاب «ابنخلدون و علوم اجتماعی» اثر دکتر جواد طباطبایی، نشر هرمس
زمان: سهشنبه ۲۵ اذرماه ۱۴۰۴ خورشیدی، ساعت ۱۷
جایگاه: تهران، خیابان ۱۶ آذر، دانشگاه تهران، دانشکدهٔ ادبیات و علوم انسانی، تالار فردوسی
ورود برای همگان آزاد و رایگان است.
#اطلاع_رسانی
🔴 شب هشتادسالگی سید جواد طباطبایی
نهصد و سی و یکمین شب از شبهای بخارا به بزرگداشت سیّد جواد طباطبایی، فیلسوف سیاسی و پژوهشگر برجستۀ اندیشۀ ایرانی، اختصاص یافته است. این نشست که توسط کانونهای ایرانشناسی دانشگاه تهران و مجلهٔ بخارا در ساعت پنج بعدازظهر سهشنبه ۲۵ آذر ۱۴۰۴ خورشیدی با سخنرانی گیتی خرسند، احمد نقیبزاده، حمید احمدی، محمدصادق سجادی، جهانگیر معینی علمداری، حسن حضرتی، احسان هوشمند، زاگرس زند و علی دهباشی در تالار فردوسی دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران برگزار میشود. در این شب همچنین رونمایی از چاپ جدید کتاب «ابن خلدون و علوم و اجتماعی» اثر دکتر جواد طباطبایی، منتشرشده توسط نشر هرمس، نیز از دیگر بخشهای این نشست خواهد بود.
سیّد جواد طباطبایی (متولد ۲۳ آذر ۱۳۲۴ در تبریز) حقوقدان، فیلسوف سیاسی و استاد پیشین دانشکدۀ حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران بود. او پس از اخذ لیسانس حقوق از دانشگاه تهران، تحصیلات خود را در رشتۀ فلسفۀ سیاسی در دانشگاه پاریس ۱ سوربن ادامه داد و با رسالهای دربارۀ فلسفۀ سیاسی هگل مرتبۀ دکتری گرفت. طباطبایی با طرح ایدۀ «زوال اندیشۀ سیاسی در ایران» و پژوهشهای گستردهاش دربارۀ تاریخ اندیشه در ایران و اروپا، به یکی از بحثبرانگیزترین و در عین حال اثرگذارترین متفکران معاصر بدل شد. طباطبایی طی چهار دههٔ گذشته با انتشار مجموعهای از آثار بنیادین همچون «درآمدی بر تاریخ اندیشهٔ سیاسی در ایران»، «دیباچهای بر نظریهٔ انحطاط ایران»، «زوال اندیشهٔ سیاسی در ایران»، «ابنخلدون و علوم اجتماعی»، «نظریهٔ حکومت قانون در ایران» و «مکتب تبریز»، نقش مهمی در بازخوانی نقادانهٔ و بدیع تاریخ فکری ایران ایفا کرده است.
دکتر طباطبایی پس از سالها تدریس، پژوهش و حضور در مجامع علمی بینالمللی، در نهم اسفند ۱۴۰۱ در ایرواینِ کالیفرنیا درگذشت؛ با این حال، آثار و مباحث نظریاش همچنان در مرکز توجه پژوهشگران علوم انسانی در ایران و جهان است و این شب به مناسبت هشتادسالگی او مجالی است برای بازخوانی میراث فکریاش.
@IranDel_Channel
💢
👍40👎5
Forwarded from ایراندل | IranDel
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎥 بخشی از تصنیفِ درخشان «آذربایجان»
آهنگساز: روحالله خالقی
چامهسرا: رهی معیری
خواننده: غلامحسین بنان
این اثر در سال ۱۳۲۶ به مناسبت نخستین سالگرد نجات آذربایجان از چنگ دستنشاندگان شوروی و ارتش سرخ و ورود ارتش ملّی ایران به تبریز ساخته شد.
مطرب به شهناز، شوری عیان کن
آهنگِ آذربایجان کن.
بر خاکِ تبریز
اشکی فرو ریز
از فتنهٔ گردون فغان کن
از دیده سیلِ خون روان کن
برگو که عشقت آذر به جانها زد
وین شعله آتش بر خانمانها زد
منزلگه شیران تویی
جان و سر ایران تویی
ای قبله آزادگان، وی خاک آذربادگان
فرخنده باد ایام تو،
کز نامِ تو
آشفته خاطر، دشمن دون شد
می در گلوی مدعی خون شد
@IranDel_Channel
💢
آهنگساز: روحالله خالقی
چامهسرا: رهی معیری
خواننده: غلامحسین بنان
این اثر در سال ۱۳۲۶ به مناسبت نخستین سالگرد نجات آذربایجان از چنگ دستنشاندگان شوروی و ارتش سرخ و ورود ارتش ملّی ایران به تبریز ساخته شد.
مطرب به شهناز، شوری عیان کن
آهنگِ آذربایجان کن.
بر خاکِ تبریز
اشکی فرو ریز
از فتنهٔ گردون فغان کن
از دیده سیلِ خون روان کن
برگو که عشقت آذر به جانها زد
وین شعله آتش بر خانمانها زد
منزلگه شیران تویی
جان و سر ایران تویی
ای قبله آزادگان، وی خاک آذربادگان
فرخنده باد ایام تو،
کز نامِ تو
آشفته خاطر، دشمن دون شد
می در گلوی مدعی خون شد
@IranDel_Channel
💢
👍38👎4
🔴 همهچیزِ ایران، «ایرانشهری» است
✍️ جواد طباطبایی، فیلسوف سیاسی ایران
فهمِ اسلام در ایران مندرج در تحت فهمی است که میتوان از ایران پیدا کرد. یکی از ویژگیهای تاریخِ اسلام در ایران، اعمِّ از اسلام شیعی و سنّی، این بوده که اسلام، مانند دیگر دینهای تاریخ ایران، پیوسته، دینی «ملّی»، یعنی ایرانی، بوده است. ایرانِ بزرگ فرهنگی، به خلاف دنیای عربی - خلافتی و ترکی - عثمانی، و حتیٰ هندی - پاکستانی، که فاقد فرهنگ و اندیشیدنِ فراگیر بودهاند، پیوسته، چنان فراگیر بوده است که هیچ یک از شئونِ فرهنگ و تمدن ایرانی نیست که رنگِ «ایرانشهری» به خود نگرفته باشد. تا دهههای اخیر، دینهای ایرانی نیز از این قاعده مستثنیٰ نبودهاند. کوشش برای ایدئولوژیکی کردن اسلامِ شیعی خدشهای در سرشت ایرانیِ آن ایجاد کرد و وضعی را به دنبال داشت که تا دهههای اخیر بیسابقه بود. ایدئولوژیکی کردن اسلامِ شیعی پیوندهای آن را از دیگر دینهای ایرانی گسست و آن را در برابر اینها قرار داد. وضع ایرانشهر به لحاظ دینی همیشه با دنیای عربی - خلافتی و ترکی - عثمانی متفاوت بود، و باورمندان همۀ دینهای ایرانی در کنار هم در صلح و آرامش نسبی میزیستهاند، اما ایدئولوژیکی شدن اسلام شیعی به این صلح و آرامش پایان داد و اگر مدارای تاریخی ایرانیان و فرهنگِ مسالمتجوی آنان نبود میتوانست با ایجاد تنشهایی در ژرفای وجدان ایرانی پیآمدهای ناگواری برای وحدت ملّی و سرزمینی داشته باشد. باری، خلاصۀ حرف من این است که در ایران همه چیز صبغهای «ایرانشهری» دارد، حتیٰ دین ایرانی؛ بنابراین، ایران، اسلامی نیست، اسلام، ایرانی است! بدیهی است که چنین ارزیابی از وضع ایران ادعایی سیاسی نیست، که بتوان بر آن مناقشههای سیاسی و ایدئولوژیکی کرد، بلکه کوشش برای توضیح آن، در ادامۀ آنچه دربارۀ دانشگاه ایرانشهر گفتم، همچون دیباچهای بر بحثی متفاوت دربارۀ نظام علمی و دانشگاه در ایران است به گونهای که دانشگاه بتواند همۀ شئون فرهنگی و تمدنی ایران را در نظامی واحد توضیح دهد و از مجرای همین توضیح بتواند پیوندهایی با نظام علم جهانی برقرار کند.
🔴 بُنمایه:
ملاحظات دربارهٔ دانشگاه. انتشارت مینوی خرد. ۱۳۹۸. صفحهٔ ۱۲۷.
@IranDel_Channel
💢
🔴 همهچیزِ ایران، «ایرانشهری» است
✍️ جواد طباطبایی، فیلسوف سیاسی ایران
فهمِ اسلام در ایران مندرج در تحت فهمی است که میتوان از ایران پیدا کرد. یکی از ویژگیهای تاریخِ اسلام در ایران، اعمِّ از اسلام شیعی و سنّی، این بوده که اسلام، مانند دیگر دینهای تاریخ ایران، پیوسته، دینی «ملّی»، یعنی ایرانی، بوده است. ایرانِ بزرگ فرهنگی، به خلاف دنیای عربی - خلافتی و ترکی - عثمانی، و حتیٰ هندی - پاکستانی، که فاقد فرهنگ و اندیشیدنِ فراگیر بودهاند، پیوسته، چنان فراگیر بوده است که هیچ یک از شئونِ فرهنگ و تمدن ایرانی نیست که رنگِ «ایرانشهری» به خود نگرفته باشد. تا دهههای اخیر، دینهای ایرانی نیز از این قاعده مستثنیٰ نبودهاند. کوشش برای ایدئولوژیکی کردن اسلامِ شیعی خدشهای در سرشت ایرانیِ آن ایجاد کرد و وضعی را به دنبال داشت که تا دهههای اخیر بیسابقه بود. ایدئولوژیکی کردن اسلامِ شیعی پیوندهای آن را از دیگر دینهای ایرانی گسست و آن را در برابر اینها قرار داد. وضع ایرانشهر به لحاظ دینی همیشه با دنیای عربی - خلافتی و ترکی - عثمانی متفاوت بود، و باورمندان همۀ دینهای ایرانی در کنار هم در صلح و آرامش نسبی میزیستهاند، اما ایدئولوژیکی شدن اسلام شیعی به این صلح و آرامش پایان داد و اگر مدارای تاریخی ایرانیان و فرهنگِ مسالمتجوی آنان نبود میتوانست با ایجاد تنشهایی در ژرفای وجدان ایرانی پیآمدهای ناگواری برای وحدت ملّی و سرزمینی داشته باشد. باری، خلاصۀ حرف من این است که در ایران همه چیز صبغهای «ایرانشهری» دارد، حتیٰ دین ایرانی؛ بنابراین، ایران، اسلامی نیست، اسلام، ایرانی است! بدیهی است که چنین ارزیابی از وضع ایران ادعایی سیاسی نیست، که بتوان بر آن مناقشههای سیاسی و ایدئولوژیکی کرد، بلکه کوشش برای توضیح آن، در ادامۀ آنچه دربارۀ دانشگاه ایرانشهر گفتم، همچون دیباچهای بر بحثی متفاوت دربارۀ نظام علمی و دانشگاه در ایران است به گونهای که دانشگاه بتواند همۀ شئون فرهنگی و تمدنی ایران را در نظامی واحد توضیح دهد و از مجرای همین توضیح بتواند پیوندهایی با نظام علم جهانی برقرار کند.
🔴 بُنمایه:
ملاحظات دربارهٔ دانشگاه. انتشارت مینوی خرد. ۱۳۹۸. صفحهٔ ۱۲۷.
@IranDel_Channel
💢
Telegram
ایراندل | IranDel
همه عالم تن است و ایران دل ❤️
این کانال دغدغهاش، ایران است و گردانندۀ آن، یک شهروند ایرانی آذربایجانی
[ بازنشر یک یادداشت، توییت، ویدئو و یا یک صوت به معنی تأیید کل محتوا و تمام مواضع صاحب آن محتوا نیست و هدف صرفاً بازتاب دادن یک نگاه و اندیشه است.]
این کانال دغدغهاش، ایران است و گردانندۀ آن، یک شهروند ایرانی آذربایجانی
[ بازنشر یک یادداشت، توییت، ویدئو و یا یک صوت به معنی تأیید کل محتوا و تمام مواضع صاحب آن محتوا نیست و هدف صرفاً بازتاب دادن یک نگاه و اندیشه است.]
👍45👎3
ایراندل | IranDel
🔴 بیست و یکم آذر، روز ملی نجات آذربایجان بیست و یک آذر ۱۳۲۵ خورشیدی، یکی از مهمترین روزها و بزنگاههای تاریخ معاصر ایران و روز نجات آذربایجان از دست فرقهای استالینساخته است و چه نیکوست که بیست و یک آذر که به روزِ نجاتِ آذربایجان شهره است، روز ملی…
🔴 روزنامهٔ «زنگان امروز» در شمارهٔ شنبه ۲۲ آذر ۱۴۰۴ خورشیدی بطور گسترده به رخداد تاریخی ۲۱ آذر، روز ملّی نجات آذربایجان پرداخت.
#اطلاع_رسانی
@IranDel_Channel
💢
#اطلاع_رسانی
@IranDel_Channel
💢
👍38👎7
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎥 هفتهزار سال و دوازده روز | از مجموعه گفتگوهای «ایرانشهر»
میهمان: احسان هوشمند
میزبان: حسین دهباشی
● سرنوشت ایران در مواجهه با تهاجم:
چهچیزی باعث شد که ایران از حملات ویرانگری چون اسکندر، اعراب و مغولان جان سالم به در ببرد؟ آیا بنیانهای تمدنی ما همیشه قویتر از متجاوزان خارجی بودهاند؟
● ریشهٔ مفهوم «حق تعیین سرنوشت»:
این ایدهٔ جنجالی از کجا وارد ادبیات روشنفکری ما شد؟ آیا این نظریه، امکانپذیر و بومی است؟
● هویت از «قوم» تا «شهر»:
ایرانیان در طول تاریخ، هویت خود را چگونه تعریف میکردند؟ آیا اساساً ایرانیان بر اساس زبانهای مختلفشان (که بیش از ۴۰۰ گونه تخمین زده میشود) قابل تقسیم به «ملل» هستند؟ چرا در ایران، هویت به جای قبیله، با نام شهرها (شیرازی، تبریزی، اصفهانی) گره خورده بود؟
● چرا دشمنی با فردوسی و شاهنامه؟ چه عاملی جریانهای فکری معاصر را وادار به تقابل با حافظهٔ جمعی و حماسهٔ ملی ایران کرد؟
● آیا نارضایتیها در ایران در نهایت ریشه در «ایرانگرایی» و تمایل به ایرانِ قوی دارند؟
🔴 این گفتگو را میتوان در «یوتیوب» هم تماشا کرد.
@IranDel_Channel
💢
میهمان: احسان هوشمند
میزبان: حسین دهباشی
● سرنوشت ایران در مواجهه با تهاجم:
چهچیزی باعث شد که ایران از حملات ویرانگری چون اسکندر، اعراب و مغولان جان سالم به در ببرد؟ آیا بنیانهای تمدنی ما همیشه قویتر از متجاوزان خارجی بودهاند؟
● ریشهٔ مفهوم «حق تعیین سرنوشت»:
این ایدهٔ جنجالی از کجا وارد ادبیات روشنفکری ما شد؟ آیا این نظریه، امکانپذیر و بومی است؟
● هویت از «قوم» تا «شهر»:
ایرانیان در طول تاریخ، هویت خود را چگونه تعریف میکردند؟ آیا اساساً ایرانیان بر اساس زبانهای مختلفشان (که بیش از ۴۰۰ گونه تخمین زده میشود) قابل تقسیم به «ملل» هستند؟ چرا در ایران، هویت به جای قبیله، با نام شهرها (شیرازی، تبریزی، اصفهانی) گره خورده بود؟
● چرا دشمنی با فردوسی و شاهنامه؟ چه عاملی جریانهای فکری معاصر را وادار به تقابل با حافظهٔ جمعی و حماسهٔ ملی ایران کرد؟
● آیا نارضایتیها در ایران در نهایت ریشه در «ایرانگرایی» و تمایل به ایرانِ قوی دارند؟
🔴 این گفتگو را میتوان در «یوتیوب» هم تماشا کرد.
@IranDel_Channel
💢
👍29👎8
🔴 رسوایی تاریخی «شبهعلم»
آیا شما هم در ناخودآگاه خود به کارشناسی که از زبان پیچیده و استعارههای به ظاهر علمی برای اثبات حرفهای غیرعلمی و شبهعلمی خود استفاده میکند اعتبار علمی میدهید؟ اگر پاسختان مثبت است امکان دارد شما هم در تلهٔ ارعاب لفاظیهای شبهعلم افتاده باشید؛ چون صرفاً به این دلیل به پریشانگوییهای فضلفروشانه اعتبار قائل میشوید که از آن سر درنمیآورید.
یک فیزیکدان چند دهه پیش تصمیم گرفت به مردم ثابت کند که پشت گندهگوییها و لفاظیهای شبهعلمی و غیرعلمی برخی نویسندگان و روشنفکران نه استدلال منطقی یا عمق فکری بلکه نوعی شیادی و حقهبازی وجود دارد. او متوجه شد که برخی از به اصطلاح متفکران با بکارگیری نابجا و غلط برخی اصطلاحات علمی در فیزیک و ریاضیات مانند کوانتوم، توپولوژی، فضای هیلبرت، نسبیت و غیره تلاش میکنند ظاهری پیچیده و عمیق به متون نوشتاری خود بدهند تا با قرار دادن مخاطب در تلهٔ ارعاب علمی بتوانند تصویری قانعکننده از حرفهای پوچ خود به نمایش بگذارند.
اما آزمایش جالبی که حقهبازان متفکرنما را رسوا کرد چگونه انجام شد؟ آلن سوکال فیزیکدان تصمیم گرفت مقالهای جعلی و بیمعنا به شیوهٔ متفکران شیاد با زبان پیچیده و استفاده نابجا از اصطلاحات علمی و جملات مبهم بنویسد و در آن برخی واقعیتهای علمی را زیر سؤال ببرد تا مقالهاش باب میل اهالی شبهعلم شود (مثلاً تصور کنید ثابت کرد تورم هیچ ارتباطی به رشد نقدینگی ندارد)! او این مقالهٔ کاملاً بیمعنی و پر از جملات مبهم را با بکارگیری نابجا و غلط اصطلاحات علمی نوشت و با عنوان پرطمطراق «هرمنوتیک متحولکنندهٔ گرایش کوانتومی» به یک مجلهٔ معروف مطالعات اجتماعی حلقهٔ روشنفکران لفاظ فرستاد.
در کمال ناباوری مقالهٔ جعلی آلن سوکال در مجله معروف social text پذیرفته و در همان سال ۱۹۹۶ منتشر شد! این فیزیکدان بلافاصله افشا کرد که همه استدلالهایش در مقالهٔ مذکور پوچ و بیمعنا بوده و هدفش رسواسازی شارلاتانیسم حاکم بر بعضی حلقههای فکری و روشنفکری بوده است. او گفت که این حلقههای فکری از سادهلوحی عامهٔ مردم که «هر چیز پیچیده دارای ظاهر علمی را چون نمیفهمند به سرعت میپذیرند» سوءاستفاده میکنند و نظریات شبهعلمی خود را ترویج میکنند. ماجرا به سرعت به یک رسوایی بینالمللی تبدیل شد و بازندگان صرفاً به این دفاع متوسل شدند که روش سوکال اخلاقی نبوده است!
🔴 بُنمایه:
فردای اقتصاد
@IranDel_Channel
💢
🔴 رسوایی تاریخی «شبهعلم»
آیا شما هم در ناخودآگاه خود به کارشناسی که از زبان پیچیده و استعارههای به ظاهر علمی برای اثبات حرفهای غیرعلمی و شبهعلمی خود استفاده میکند اعتبار علمی میدهید؟ اگر پاسختان مثبت است امکان دارد شما هم در تلهٔ ارعاب لفاظیهای شبهعلم افتاده باشید؛ چون صرفاً به این دلیل به پریشانگوییهای فضلفروشانه اعتبار قائل میشوید که از آن سر درنمیآورید.
یک فیزیکدان چند دهه پیش تصمیم گرفت به مردم ثابت کند که پشت گندهگوییها و لفاظیهای شبهعلمی و غیرعلمی برخی نویسندگان و روشنفکران نه استدلال منطقی یا عمق فکری بلکه نوعی شیادی و حقهبازی وجود دارد. او متوجه شد که برخی از به اصطلاح متفکران با بکارگیری نابجا و غلط برخی اصطلاحات علمی در فیزیک و ریاضیات مانند کوانتوم، توپولوژی، فضای هیلبرت، نسبیت و غیره تلاش میکنند ظاهری پیچیده و عمیق به متون نوشتاری خود بدهند تا با قرار دادن مخاطب در تلهٔ ارعاب علمی بتوانند تصویری قانعکننده از حرفهای پوچ خود به نمایش بگذارند.
اما آزمایش جالبی که حقهبازان متفکرنما را رسوا کرد چگونه انجام شد؟ آلن سوکال فیزیکدان تصمیم گرفت مقالهای جعلی و بیمعنا به شیوهٔ متفکران شیاد با زبان پیچیده و استفاده نابجا از اصطلاحات علمی و جملات مبهم بنویسد و در آن برخی واقعیتهای علمی را زیر سؤال ببرد تا مقالهاش باب میل اهالی شبهعلم شود (مثلاً تصور کنید ثابت کرد تورم هیچ ارتباطی به رشد نقدینگی ندارد)! او این مقالهٔ کاملاً بیمعنی و پر از جملات مبهم را با بکارگیری نابجا و غلط اصطلاحات علمی نوشت و با عنوان پرطمطراق «هرمنوتیک متحولکنندهٔ گرایش کوانتومی» به یک مجلهٔ معروف مطالعات اجتماعی حلقهٔ روشنفکران لفاظ فرستاد.
در کمال ناباوری مقالهٔ جعلی آلن سوکال در مجله معروف social text پذیرفته و در همان سال ۱۹۹۶ منتشر شد! این فیزیکدان بلافاصله افشا کرد که همه استدلالهایش در مقالهٔ مذکور پوچ و بیمعنا بوده و هدفش رسواسازی شارلاتانیسم حاکم بر بعضی حلقههای فکری و روشنفکری بوده است. او گفت که این حلقههای فکری از سادهلوحی عامهٔ مردم که «هر چیز پیچیده دارای ظاهر علمی را چون نمیفهمند به سرعت میپذیرند» سوءاستفاده میکنند و نظریات شبهعلمی خود را ترویج میکنند. ماجرا به سرعت به یک رسوایی بینالمللی تبدیل شد و بازندگان صرفاً به این دفاع متوسل شدند که روش سوکال اخلاقی نبوده است!
🔴 بُنمایه:
فردای اقتصاد
@IranDel_Channel
💢
Telegram
ایراندل | IranDel
همه عالم تن است و ایران دل ❤️
این کانال دغدغهاش، ایران است و گردانندۀ آن، یک شهروند ایرانی آذربایجانی
[ بازنشر یک یادداشت، توییت، ویدئو و یا یک صوت به معنی تأیید کل محتوا و تمام مواضع صاحب آن محتوا نیست و هدف صرفاً بازتاب دادن یک نگاه و اندیشه است.]
این کانال دغدغهاش، ایران است و گردانندۀ آن، یک شهروند ایرانی آذربایجانی
[ بازنشر یک یادداشت، توییت، ویدئو و یا یک صوت به معنی تأیید کل محتوا و تمام مواضع صاحب آن محتوا نیست و هدف صرفاً بازتاب دادن یک نگاه و اندیشه است.]
👍21👎1
Forwarded from ایراندل | IranDel
Telegram
attach 📎
🔴 به مناسبت ۲۳ آذر، زادروز فیلسوف ایرانشهر
دکتر جواد طباطبایی در حاشیۀ درسگفتار ایدهآلیسم آلمانی در مؤسسه بهاران در ۲۳ آذر ۱۳۹۵ خورشیدی، از مقارن شدن زادروزش با روزهای اشغالِ شمال غرب ایران توسط شوروی و ماجراهای فرقۀ دموکرات آذربایجان میگوید:
برتولوت برشت شعری دارد با این مضمون که، "من در جنگلهای سیاه به دنیا آمدهام و سردی این جنگلهای سیاه تا پایانِ عمرم در جانِ من، همچنان خواهد ماند". من هم در شبی متولد شدم در تبریز سردی که شوروی، آذربایجان را تجزیه کرده بود و این خاطره همچنان موضوعی در افقِ دیدِ من، هست و کوشش میکنم آن را در خودم زنده نگهدارم.
#یادها | #مناسبتها
@IranDel_Channel
💢
🔴 به مناسبت ۲۳ آذر، زادروز فیلسوف ایرانشهر
دکتر جواد طباطبایی در حاشیۀ درسگفتار ایدهآلیسم آلمانی در مؤسسه بهاران در ۲۳ آذر ۱۳۹۵ خورشیدی، از مقارن شدن زادروزش با روزهای اشغالِ شمال غرب ایران توسط شوروی و ماجراهای فرقۀ دموکرات آذربایجان میگوید:
برتولوت برشت شعری دارد با این مضمون که، "من در جنگلهای سیاه به دنیا آمدهام و سردی این جنگلهای سیاه تا پایانِ عمرم در جانِ من، همچنان خواهد ماند". من هم در شبی متولد شدم در تبریز سردی که شوروی، آذربایجان را تجزیه کرده بود و این خاطره همچنان موضوعی در افقِ دیدِ من، هست و کوشش میکنم آن را در خودم زنده نگهدارم.
#یادها | #مناسبتها
@IranDel_Channel
💢
👍32👎6
⚫️ استاد کامران فانی
(۲۵ فروردین ۱۳۲۳ – ۲۲ آذر ۱۴۰۴)؛
نویسنده، مترجم، کتابدار و نسخهپژوه ایرانی و عضو پیوستهٔ فرهنگستان زبان و ادب فارسی
✍️ جواد رنجبر درخشیلر
مرگ مردی در ۸۰ سالگی یا بیشتر طبیعی است و اصلاً مرگ حق است و مهمترین و شاید تنها عدالت در هستی باشد. درگذشتِ استاد کامران فانی، در ۸۱ سالگی، بعد از عمری کوشش در راه فرهنگ، بعد از سالها بُردن لذت معاشقه با کلمات، چنین است و شاید این روزها مرگ خود چارهای باشد بر این بیچارگیهای تمام نشدنی، اما نمیتوان نشست و دید مرگ را که به نوبت ریشههای ما را میزند. امروز فانی، دیروز تقوایی، در این سالها شجریان، مشایخی، انتظامی، پزشکزاد و مرحوم استاد طباطبایی رفتند و خیلیهای دیگر، استادان، بنیانگذاران و اولها رفتند و تنها تَن خود را از زمین و روح خود را از جهانِ معنوی ما نبردند. آنها سبک زندگی، روش علمی، بینش ژرف، دقت نظری، زبان پارسی درست، پشتکار و ممارست خود را با خود بردند.
وقتی ساختمانی فرو میریزد هنر معماری آن، طرح و نقشهٔ استادانهاش و زندگیها که در آن خانه کرده شده، لذتها و دردها، با هم فرو میریزد.
مرگ استادان و بزرگان چون گسستن تار و پودی از دانش و عشق و تجربههای گرانبهاست. ریختن نوعی از ایرانی بودن است که امروز نهتنها دریافته نمیشود، بلکه تحقیر هم میشود.
روح استاد کامران فانی شاد!
#یادها
@IranDel_Channel
💢
⚫️ استاد کامران فانی
(۲۵ فروردین ۱۳۲۳ – ۲۲ آذر ۱۴۰۴)؛
نویسنده، مترجم، کتابدار و نسخهپژوه ایرانی و عضو پیوستهٔ فرهنگستان زبان و ادب فارسی
✍️ جواد رنجبر درخشیلر
مرگ مردی در ۸۰ سالگی یا بیشتر طبیعی است و اصلاً مرگ حق است و مهمترین و شاید تنها عدالت در هستی باشد. درگذشتِ استاد کامران فانی، در ۸۱ سالگی، بعد از عمری کوشش در راه فرهنگ، بعد از سالها بُردن لذت معاشقه با کلمات، چنین است و شاید این روزها مرگ خود چارهای باشد بر این بیچارگیهای تمام نشدنی، اما نمیتوان نشست و دید مرگ را که به نوبت ریشههای ما را میزند. امروز فانی، دیروز تقوایی، در این سالها شجریان، مشایخی، انتظامی، پزشکزاد و مرحوم استاد طباطبایی رفتند و خیلیهای دیگر، استادان، بنیانگذاران و اولها رفتند و تنها تَن خود را از زمین و روح خود را از جهانِ معنوی ما نبردند. آنها سبک زندگی، روش علمی، بینش ژرف، دقت نظری، زبان پارسی درست، پشتکار و ممارست خود را با خود بردند.
وقتی ساختمانی فرو میریزد هنر معماری آن، طرح و نقشهٔ استادانهاش و زندگیها که در آن خانه کرده شده، لذتها و دردها، با هم فرو میریزد.
مرگ استادان و بزرگان چون گسستن تار و پودی از دانش و عشق و تجربههای گرانبهاست. ریختن نوعی از ایرانی بودن است که امروز نهتنها دریافته نمیشود، بلکه تحقیر هم میشود.
روح استاد کامران فانی شاد!
#یادها
@IranDel_Channel
💢
👍36👎6
🔴 با یاد مرثیهخوان دلِ خویش
بهمناسبت ۸۰ سالگی شادروان دکتر جواد طباطبایی.
✍️ مصطفی نصیری
اگر دکتر طباطبایی زنده مانده بود، در ۲۳ آذر امسال، جشن هشتاد سالگی او را میگرفتیم. البته که مردان اندیشه را مرگی نیست، پس این مطلب را بهمناسبت شادباش ۸۰ سالگی سرو ایرانشهر مینویسم.
باید اعتراف کنم که با ذهن خودم کلنجار میرفتم تا موضوع بدیعی برای جشن ۸۰ سالگی استاد پیدا کنم، تا اینکه گزارشِ شبکه یک سیمای تابان جمهوری اسلامی، به دادم رسید.
مقارن با ۸۰ سالگی استاد، گزارشی از شبکه یک سیمای جمهوری اسلامی با عنوان "از عبدالکریم سروش تا سید جواد طباطبایی" پخش شده که دقت در آن نشان میدهد؛ گزارشنویس، کلمهای از استاد طباطبایی، و حتی دکتر سروش نمیداند. اگر همین گزارش را مبنا قرار دهیم، توانیم گفت که رسانهٔ رسمی جمهوری اسلامی، نه شناختی از ایران دارد و نه شناختی از جهان، و به همین دلیل است که برنامههایش، مابازایی در عالم عین ندارد. بنابراین بیدلیل نیست که چرا رسانهٔ رسمی باطول و عرض جمهوری اسلامی، مرجعیت خود را از دست داده و چرا آنچه از قاب آن پخش میشود، نسبتی با واقعیتهای ایران امروز و تاریخ آن ندارد.
از نظر نویسندهٔ گزارش؛
«روشنفکری در فضای پس از انقلاب اسلامی هم همان مسیر پیش از انقلاب را پیمود و پروژهٔ تغییر هویت دینی و ملی از مشروطه تا دوران پهلوی، ترکیبی از دو گفتار اصلی دینستیزی و ناسیونالیزم را در بر میگرفت.»
تا اینجا میبینیم که گزارشنویس، از یکسو فرق دو مفهوم "دوره" و "دوران" را نمیداند، و از سوی دیگر به ذهن او خطور نمیکند که اگر جریان روشنفکری در کلیت خود در فاصلهٔ مشروطه تا پهلوی در موضع ستیز با هویت دینی و ملی بود، پس انقلاب اسلامی را کدام نیروها و از چه عزیمتگاهی به پیروزی رساندند؟!
باری، گزارش شبکه یک سیما، با سخنانی دربارهٔ دکتر سروش بهعنوان چهرهٔ شاخص روشنفکری دینی ادامه پیدا میکند، تا در نهایت با این ادعا که؛
«روشنفکری دینی پس از شکست جنبش سبز در خیابان در ۹ دی ۱۳۸۸، و پس از فروپاشی اتاق فکر آن، به تجدید نظر در گفتار خود پرداخت.»
به دکتر طباطبایی رسیده و تلاش میکند نشان دهد که جریان روشنفکری در هر دو صورت دینی و ناسیونالیستی آن، مخالف هویت دینی و ملی است. برمبنای این گزارش، جریان روشنفکری پس از شکست در ۹ دی ۱۳۸۸:
«اینبار با گفتار ناسیونالیسم به محوریتِ چهرهٔ دیگر خود، یعنی سیدجواد طباطبایی که سالها زیر سایهٔ سلطهٔ فکری عبدالکریم سروش بود، اقدام به بازسازی و بازیابی خود کرد.»
در این فراز هم میبینیم که چیزی از مجادلات فکری دکتر طباطبایی با جریان روشنفکری دینی، که در موارد متعددی به مشاجره کشیده شده، به گوش گزارشنویس نخورده، و بویژه دربارهٔ نقدهای ویرانگر استاد طباطبایی به رونوشتبرداری روشنفکری دینی از پروتستانتیسم و سکولاریسم غربی، در جهل مطلق است. بنابراین خیلی راحت تمام آثار قلمی و شفوی استاد تا اواخر سال ۸۸ را کنار گذاشته و او را زیر سایهٔ دکتر سروش هل میدهد!!
اما ادامهٔ گزارش دربارهٔ استاد:
«طباطبایی به سرعت به چهرهٔ اصلی جریان روشنفکری تبدیل شد و گفتار اقتصادی طرفداران اقتصاد بازار آزاد به محوریت موسی غنینژاد هم به آن ضمیمه شد.»
گزارش از اینجا به بعد، با کنار هم چیدن دکتر سروش، دکتر طباطبایی و دکتر غنینژاد، اینگونه پیش میرود؛
«ترکیبی از ناسیونالیسم و اقتصاد بازار آزاد، معجونی بود که تصور میشد اینبار، کار را تمام خواهد کرد. اما با بیوفایی آمریکا به پروژهٔ برجام و شکست این طرح سیاسی، فاتحهٔ رؤیای بازار آزاد هم در آبان ۹۸ خوانده شد.»
بالاخره گزارش با خواندن فاتحهٔ دو جریانِ روشنفکری - بهزعم خود دینی و ناسیونالیستی - در دو مقطعِ دی ۸۸ و آبان ۹۸، در گام سوم، "سلطنتطلبی افراطی" را وارد کرده و فاتحهٔ آن را نیز در پاییز ۱۴۰۱ میخوانده است.
🔴 دنبالهٔ یادداشت را در بخشِ «مشاهدهٔ فوری» بخوانید:
👇👇
@IranDel_Channel
💢
🔴 با یاد مرثیهخوان دلِ خویش
بهمناسبت ۸۰ سالگی شادروان دکتر جواد طباطبایی.
✍️ مصطفی نصیری
اگر دکتر طباطبایی زنده مانده بود، در ۲۳ آذر امسال، جشن هشتاد سالگی او را میگرفتیم. البته که مردان اندیشه را مرگی نیست، پس این مطلب را بهمناسبت شادباش ۸۰ سالگی سرو ایرانشهر مینویسم.
باید اعتراف کنم که با ذهن خودم کلنجار میرفتم تا موضوع بدیعی برای جشن ۸۰ سالگی استاد پیدا کنم، تا اینکه گزارشِ شبکه یک سیمای تابان جمهوری اسلامی، به دادم رسید.
مقارن با ۸۰ سالگی استاد، گزارشی از شبکه یک سیمای جمهوری اسلامی با عنوان "از عبدالکریم سروش تا سید جواد طباطبایی" پخش شده که دقت در آن نشان میدهد؛ گزارشنویس، کلمهای از استاد طباطبایی، و حتی دکتر سروش نمیداند. اگر همین گزارش را مبنا قرار دهیم، توانیم گفت که رسانهٔ رسمی جمهوری اسلامی، نه شناختی از ایران دارد و نه شناختی از جهان، و به همین دلیل است که برنامههایش، مابازایی در عالم عین ندارد. بنابراین بیدلیل نیست که چرا رسانهٔ رسمی باطول و عرض جمهوری اسلامی، مرجعیت خود را از دست داده و چرا آنچه از قاب آن پخش میشود، نسبتی با واقعیتهای ایران امروز و تاریخ آن ندارد.
از نظر نویسندهٔ گزارش؛
«روشنفکری در فضای پس از انقلاب اسلامی هم همان مسیر پیش از انقلاب را پیمود و پروژهٔ تغییر هویت دینی و ملی از مشروطه تا دوران پهلوی، ترکیبی از دو گفتار اصلی دینستیزی و ناسیونالیزم را در بر میگرفت.»
تا اینجا میبینیم که گزارشنویس، از یکسو فرق دو مفهوم "دوره" و "دوران" را نمیداند، و از سوی دیگر به ذهن او خطور نمیکند که اگر جریان روشنفکری در کلیت خود در فاصلهٔ مشروطه تا پهلوی در موضع ستیز با هویت دینی و ملی بود، پس انقلاب اسلامی را کدام نیروها و از چه عزیمتگاهی به پیروزی رساندند؟!
باری، گزارش شبکه یک سیما، با سخنانی دربارهٔ دکتر سروش بهعنوان چهرهٔ شاخص روشنفکری دینی ادامه پیدا میکند، تا در نهایت با این ادعا که؛
«روشنفکری دینی پس از شکست جنبش سبز در خیابان در ۹ دی ۱۳۸۸، و پس از فروپاشی اتاق فکر آن، به تجدید نظر در گفتار خود پرداخت.»
به دکتر طباطبایی رسیده و تلاش میکند نشان دهد که جریان روشنفکری در هر دو صورت دینی و ناسیونالیستی آن، مخالف هویت دینی و ملی است. برمبنای این گزارش، جریان روشنفکری پس از شکست در ۹ دی ۱۳۸۸:
«اینبار با گفتار ناسیونالیسم به محوریتِ چهرهٔ دیگر خود، یعنی سیدجواد طباطبایی که سالها زیر سایهٔ سلطهٔ فکری عبدالکریم سروش بود، اقدام به بازسازی و بازیابی خود کرد.»
در این فراز هم میبینیم که چیزی از مجادلات فکری دکتر طباطبایی با جریان روشنفکری دینی، که در موارد متعددی به مشاجره کشیده شده، به گوش گزارشنویس نخورده، و بویژه دربارهٔ نقدهای ویرانگر استاد طباطبایی به رونوشتبرداری روشنفکری دینی از پروتستانتیسم و سکولاریسم غربی، در جهل مطلق است. بنابراین خیلی راحت تمام آثار قلمی و شفوی استاد تا اواخر سال ۸۸ را کنار گذاشته و او را زیر سایهٔ دکتر سروش هل میدهد!!
اما ادامهٔ گزارش دربارهٔ استاد:
«طباطبایی به سرعت به چهرهٔ اصلی جریان روشنفکری تبدیل شد و گفتار اقتصادی طرفداران اقتصاد بازار آزاد به محوریت موسی غنینژاد هم به آن ضمیمه شد.»
گزارش از اینجا به بعد، با کنار هم چیدن دکتر سروش، دکتر طباطبایی و دکتر غنینژاد، اینگونه پیش میرود؛
«ترکیبی از ناسیونالیسم و اقتصاد بازار آزاد، معجونی بود که تصور میشد اینبار، کار را تمام خواهد کرد. اما با بیوفایی آمریکا به پروژهٔ برجام و شکست این طرح سیاسی، فاتحهٔ رؤیای بازار آزاد هم در آبان ۹۸ خوانده شد.»
بالاخره گزارش با خواندن فاتحهٔ دو جریانِ روشنفکری - بهزعم خود دینی و ناسیونالیستی - در دو مقطعِ دی ۸۸ و آبان ۹۸، در گام سوم، "سلطنتطلبی افراطی" را وارد کرده و فاتحهٔ آن را نیز در پاییز ۱۴۰۱ میخوانده است.
🔴 دنبالهٔ یادداشت را در بخشِ «مشاهدهٔ فوری» بخوانید:
👇👇
@IranDel_Channel
💢
Telegraph
ایراندل | IranDel
🔴 با یاد مرثیهخوان دلِ خویش بهمناسبت ۸۰ سالگی شادروان دکتر جواد طباطبایی. ✍️ مصطفی نصیری اگر دکتر طباطبایی زنده مانده بود، در ۲۳ آذر امسال، جشن هشتاد سالگی او را میگرفتیم. البته که مردان اندیشه را مرگی نیست، پس این مطلب را بهمناسبت شادباش ۸۰ سالگی سرو…
👍27👎8
ایراندل | IranDel
🔴 بنیاد پژوهشی شهریار برگزار میکند: «درسگفتارهای شاهنامه» آموزگار: چنگیز مولایی، استاد فرهنگ و زبانهای باستانی دانشگاه تبریز و عضو پیوستهٔ فرهنگستان زبان و ادب فارسی زمان: سهشنبه پایانی هر ماه از ساعت ۱۷ تا ۱۹ (نشست دوم: سهشنبه ۲۷ آبان ۱۴۰۴ خورشیدی)…
🔴 بنیاد پژوهشی شهریار برگزار میکند:
«درسگفتارهای شاهنامه»
آموزگار:
چنگیز مولایی، استاد فرهنگ و زبانهای باستانی دانشگاه تبریز و عضو پیوستهٔ فرهنگستان زبان و ادب فارسی
زمان:
سهشنبه پایانی هر ماه از ساعت ۱۷ تا ۱۹
(نشست سوم: سهشنبه ۲۵ آذر ۱۴۰۴ خورشیدی)
جایگاه:
تبریز، خیابان ارتش جنوبی، چهارراه باغشمال، بنیاد پژوهشی شهریار
#اطلاع_رسانی
@IranDel_Channel
💢
«درسگفتارهای شاهنامه»
آموزگار:
چنگیز مولایی، استاد فرهنگ و زبانهای باستانی دانشگاه تبریز و عضو پیوستهٔ فرهنگستان زبان و ادب فارسی
زمان:
سهشنبه پایانی هر ماه از ساعت ۱۷ تا ۱۹
(نشست سوم: سهشنبه ۲۵ آذر ۱۴۰۴ خورشیدی)
جایگاه:
تبریز، خیابان ارتش جنوبی، چهارراه باغشمال، بنیاد پژوهشی شهریار
#اطلاع_رسانی
@IranDel_Channel
💢
👍29👎7
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 گزارشی کوتاه از نشست جمعی از کنشگران فرهنگی در شهر ارومیه به مناسبت ۲۱ آذر، روز ملّی نجات آذربایجان و خروج اشغالگران و فرقۀ دستنشانده از کشور.
#اطلاع_رسانی
@IranDel_Channel
💢
#اطلاع_رسانی
@IranDel_Channel
💢
👍38👎8
Telegram
attach 📎
🔴 بنیانِ اساطیری حماسهٔ ملّی ایران
✍️ بهمن سرکاراتی؛ استاد فقید زبانهای باستانیِ ایران در دانشگاه تبریز و عضو پیوستهٔ فرهنگستان زبان و ادب فارسی
حماسهٔ ملّی ایران آمیزهای است از اسطوره و تاریخ. انبوهی از داستانهای پهلوانی ایرانِ باستان که بیشترشان سرشت و پیشینۀ اساطیری دارند و گونههای جدید و نو پرداختۀ افسانههای کهناند و مبالغی اخبار پراکندۀ تاریخی که آنها نیز اغلب با افسانه آمیخته و به شیوۀ حماسی بازگو شدهاند. تلفیق سامان پذیرفته و تا حدی همنواخت شدۀ این دو گونه روایات سنتی تار و پود حماسۀ ایران را تشکیل می دهد. اسطورههای کهن که از دیرباز آرایش حماسی به خود گرفته و به صورت افسانههای پیشینیان و سرودهای پهلوانی کیان و یلان در میان مردم، بویژه در ایالتهای شرقی ایران، بر سر زبانها بودند در جریان تکوینی چند هزار سالۀ خود که همواره توسط گوسانان و رامشگران زمانه به نوعی سروده و بازگو میشدند، تغییر بسیار پذیرفته و دگرگون و نوآیین شدهاند. به سخن دیگر، در تبدیل تدریجی اسطوره به حماسه، اندک اندک از جلوههای شگفت و وهمناک و بغانۀ رویدادها کاسته شده و در پرداخت نوین حماسی که در مقام مقایسه با برداشت اساطیری تا اندازۀ زیادی بر مبنای موازین عقلانی و تجربی استوار است، چیزها و کسان جنبۀ منطقی و مردمانه و این جهانی به خود گرفتهاند...
🔴 این مقاله را در PDf پیوست، مطالعه کنید.
🔴 بُنمایه:
دانشکدهٔ ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تبریز، ۱۳۵۷، شمارهٔ ۱۲۵.
@IranDel_Channel
💢
🔴 بنیانِ اساطیری حماسهٔ ملّی ایران
✍️ بهمن سرکاراتی؛ استاد فقید زبانهای باستانیِ ایران در دانشگاه تبریز و عضو پیوستهٔ فرهنگستان زبان و ادب فارسی
حماسهٔ ملّی ایران آمیزهای است از اسطوره و تاریخ. انبوهی از داستانهای پهلوانی ایرانِ باستان که بیشترشان سرشت و پیشینۀ اساطیری دارند و گونههای جدید و نو پرداختۀ افسانههای کهناند و مبالغی اخبار پراکندۀ تاریخی که آنها نیز اغلب با افسانه آمیخته و به شیوۀ حماسی بازگو شدهاند. تلفیق سامان پذیرفته و تا حدی همنواخت شدۀ این دو گونه روایات سنتی تار و پود حماسۀ ایران را تشکیل می دهد. اسطورههای کهن که از دیرباز آرایش حماسی به خود گرفته و به صورت افسانههای پیشینیان و سرودهای پهلوانی کیان و یلان در میان مردم، بویژه در ایالتهای شرقی ایران، بر سر زبانها بودند در جریان تکوینی چند هزار سالۀ خود که همواره توسط گوسانان و رامشگران زمانه به نوعی سروده و بازگو میشدند، تغییر بسیار پذیرفته و دگرگون و نوآیین شدهاند. به سخن دیگر، در تبدیل تدریجی اسطوره به حماسه، اندک اندک از جلوههای شگفت و وهمناک و بغانۀ رویدادها کاسته شده و در پرداخت نوین حماسی که در مقام مقایسه با برداشت اساطیری تا اندازۀ زیادی بر مبنای موازین عقلانی و تجربی استوار است، چیزها و کسان جنبۀ منطقی و مردمانه و این جهانی به خود گرفتهاند...
🔴 این مقاله را در PDf پیوست، مطالعه کنید.
🔴 بُنمایه:
دانشکدهٔ ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تبریز، ۱۳۵۷، شمارهٔ ۱۲۵.
@IranDel_Channel
💢
👍33👎6
🔴 انجمن علمی مطالعات صلح ایران برگزار میکند:
«صلح و شب چلّه»
با شرکتِ
صاحب نظر مرادی
مهتاب حاجیمحمدی
فاطمه تمجیدی
سیروس اژدهاکش
مدیر نشست: آزاده پیک
تاریخچهٔ یلدا - آیینهای یلدا - حافظخوانی - سعدیخوانی - شاهنامهخوانی
پنج شنبه ٢٧ آذر ۱۴۰۴ خورشیدی ساعت ۱۹ به وقتِ ایران
نشست بصورت مجازی و برخط در بسترِ «گوگلمیت» برگزار خواهد شد.
ساعت ۱۹ پنجشنبه ۲۷ آذر ۱۴۰۴ خورشیدی، از «اینجا» وارد نشست مجازی و برخط «صلح و چلّه» شوید.
شرکت در این نشست برای همگان، آزاد و رایگان است.
(انجمن علمی مطالعات صلح ایران)
#اطلاع_رسانی
@IranDel_Channel
💢
«صلح و شب چلّه»
با شرکتِ
صاحب نظر مرادی
مهتاب حاجیمحمدی
فاطمه تمجیدی
سیروس اژدهاکش
مدیر نشست: آزاده پیک
تاریخچهٔ یلدا - آیینهای یلدا - حافظخوانی - سعدیخوانی - شاهنامهخوانی
پنج شنبه ٢٧ آذر ۱۴۰۴ خورشیدی ساعت ۱۹ به وقتِ ایران
نشست بصورت مجازی و برخط در بسترِ «گوگلمیت» برگزار خواهد شد.
ساعت ۱۹ پنجشنبه ۲۷ آذر ۱۴۰۴ خورشیدی، از «اینجا» وارد نشست مجازی و برخط «صلح و چلّه» شوید.
شرکت در این نشست برای همگان، آزاد و رایگان است.
(انجمن علمی مطالعات صلح ایران)
#اطلاع_رسانی
@IranDel_Channel
💢
👍32👎5
ایران اینجاست که ایستادهایم
جواد طباطبایی
🎙 «ایران اینجاست که ایستادهایم»
سخنرانی دکتر جواد طباطبایی، فیلسوف سیاسی ایران، در سالنِ فردوسی خانۀ اندیشمندان علوم انسانی در ۱۵ دی ماه ۱۳۹۵ خورشیدی
چرا دانشگاه تهران تأسیس شد؟
چگونه ایدئولوژی، نظامِ علمی ایران را نابود کرد؟
چرا جواد طباطبایی از دانشگاه تهران اخراج شد؟
موضوع «دانشگاه ایران» چیست؟
رنسانس دوم ایران
مشروطیت و حقوق
🔴 برای دسترسی به بستۀ صوتی درسگفتارها و سخنرانیهای دکتر جواد طباطبایی، به اینجا مراجعه کنید.
کانال پیوست:
@IranDel_Plus
@IranDel_Channel
💢
🎙 «ایران اینجاست که ایستادهایم»
سخنرانی دکتر جواد طباطبایی، فیلسوف سیاسی ایران، در سالنِ فردوسی خانۀ اندیشمندان علوم انسانی در ۱۵ دی ماه ۱۳۹۵ خورشیدی
چرا دانشگاه تهران تأسیس شد؟
چگونه ایدئولوژی، نظامِ علمی ایران را نابود کرد؟
چرا جواد طباطبایی از دانشگاه تهران اخراج شد؟
موضوع «دانشگاه ایران» چیست؟
رنسانس دوم ایران
مشروطیت و حقوق
🔴 برای دسترسی به بستۀ صوتی درسگفتارها و سخنرانیهای دکتر جواد طباطبایی، به اینجا مراجعه کنید.
کانال پیوست:
@IranDel_Plus
@IranDel_Channel
💢
👍31👎6
Forwarded from ایراندل | IranDel
Telegram
attach 📎
🎙 سخنرانی ژاله آموزگار، استاد زبانهای باستانی، دربارۀ شبِ چله (شب یلدا) در یکی از نشستهای شبهای بخارا
@IranDel_Channel
💢
🎙 سخنرانی ژاله آموزگار، استاد زبانهای باستانی، دربارۀ شبِ چله (شب یلدا) در یکی از نشستهای شبهای بخارا
@IranDel_Channel
💢
👍29👎5
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎥 خطابۀ چنگیز مولایی، عضو جدید پیوستۀ فرهنگستان زبان و ادب فارسی و استاد گروه زبانهای باستانی دانشگاه تبریز
عنوان خطابه:
بررسی مجدد اسناد و گواهیهای تاریخی و زبانشناختی مربوط به شکلگیری زبان فارسی به مثابه زبانِ مشترکِ ایرانیان
در چهارصد و هشتاد و نهمین نشست شورای فرهنگستان زبان و ادب فارسی که در تاریخ دوشنبه بیست و چهارم آذرماه ۱۴۰۴ خورشیدی برگزار شد، دکتر چنگیز مولایی، عضو پیوستۀ فرهنگستان زبان و ادب فارسی و استاد گروه زبانهای باستانی دانشگاه تبریز خطابۀ ورودی خود را ایراد کرد.
🔴 این خطابه را میتوان از طریق «یوتیوب» هم تماشا کرد.
🔴 متن نوشتاری خطابه را از «اینجا» بخوانید.
🔴 بُنمایه:
درگاه «فرهنگستان زبان و ادب فارسی»
@IranDel_Channel
💢
عنوان خطابه:
بررسی مجدد اسناد و گواهیهای تاریخی و زبانشناختی مربوط به شکلگیری زبان فارسی به مثابه زبانِ مشترکِ ایرانیان
در چهارصد و هشتاد و نهمین نشست شورای فرهنگستان زبان و ادب فارسی که در تاریخ دوشنبه بیست و چهارم آذرماه ۱۴۰۴ خورشیدی برگزار شد، دکتر چنگیز مولایی، عضو پیوستۀ فرهنگستان زبان و ادب فارسی و استاد گروه زبانهای باستانی دانشگاه تبریز خطابۀ ورودی خود را ایراد کرد.
🔴 این خطابه را میتوان از طریق «یوتیوب» هم تماشا کرد.
🔴 متن نوشتاری خطابه را از «اینجا» بخوانید.
🔴 بُنمایه:
درگاه «فرهنگستان زبان و ادب فارسی»
@IranDel_Channel
💢
👍37👎5