ایران‌دل | IranDel
3.73K subscribers
1.24K photos
984 videos
41 files
2.02K links
همه عالم تن است و ایران‌ دل ❤️

این کانال دغدغه‌اش، ایران است و گردانندۀ آن، یک شهروند ایرانی آذربایجانی

[ بازنشر یک یادداشت، توییت، ویدئو و یا یک صوت به معنی تأیید کل محتوا و تمام مواضع صاحب آن محتوا نیست و هدف صرفاً بازتاب دادن یک نگاه و اندیشه است.]
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
.🎥 کودکانِ ایران؛ نه کودکانِ ساسی...


(از کانال ایران‌زمین)


@IranDel_Channel

💢
👍46👎2
ایران‌دل | IranDel
🔴 انتقاد شدید احسان هوشمند به سخنان استاندار آذربایجان شرقی: «حرف‌های بی‌پایه درباره مسائل حساس قومی زبانی را متوقف کنید» احسان هوشمند، ایرانشناس و پژوهشگر حوزۀ اقوام در واکنش به سخنان اخیر بهرام سرمست، استاندار آذربایجان شرقی دربارۀ پیوند مذهبی نه زبانی…

🔴 هم‌نوایی با ارکستر شبانه‌روزی پان‌ها

✍️ منوچهر جوکار، دکترای زبان و ادبیات فارسی و عضو هیئت علمی دانشگاه شهید چمران اهواز

در ادامۀ تلاش‌های شبانه‌روزی پان‌ها برای زدودن زبان فارسی از همۀ عرصه‌های مناطق خود، دیروز استاندار آذربایجان شرقی، آقای بهرام سرمست بدون لکنت و آشکارا گفته که: تنها پیوند مردم آذربایجان با ایران پیوند مذهبی و تشیع است!!!! من اول گمان کردم این سخن را یکی از کارگزاران جمهوری باکو یا دولت ترکیه و یا حتی یکی از کارشناسان شبکۀ بی‌بی‌سی و وی‌او‌ای گفته، بعد دیدم نه خیر، از زبان استاندار دولت ایران درآمده!!! واحیرتا!
امروز هم آقای شهرام دبیری، معاون پارلمانی دولت با افتخار و ذوق‌زدگی از دستور رییس‌جمهور برای تدریس زبان‌های قومی و محلی سخن گفت!!!

۱- آقای استاندار یا نمی‌داند و یا تظاهر به بی‌اطلاعی می‌کند که سخن او اول از همه جفای نابخشودنی است در حق مردم بزرگ و فرزانۀ آذربایجان که سهمِ سترگی در شکوفایی تاریخ پر برگ و بارِ سرزمینِ ایرانِ عزیز دارند و هر خردمند منصفی می‌داند که این سهم تنها از رهگذر دین و مذهب مشترک، به دست نیامده است. ایشان نمی‌داند یا نمی‌خواهد بداند که مردمان همۀ مناطق و استان‌های ایران با هر زبان و گویش و خرده فرهنگی، نه فقط به لحاظ دین و مذهب بلکه در تاریخ و فرهنگ و افتخارات و شکست‌ها و پیروزی‌ها و آثار ادبی و هنری و باستانی و .. قرن‌هاست بر سر یک سفره زیسته‌اند و به اندازۀ همدیگر در همۀ داشته‌ها و افتخارات تاریخی و فرهنگی و ادبی و علمی این کشور سهیم اند و در کامیابی‌ها و ناکامی‌هایش شریک. واقعاً از این آشکارتر می‌شود تیشه به بنیان وحدت کشور و همبستگی مردم ایران زد که آقای استاندار زده است؟ مگر انیران صهیونیستی و سرویس‌های جاسوسی شرق و غرب و انبوه رسانه‌های ماهواره‌ای و بسترهای مجازی‌شأن جز این را تبلیغ می‌کنند که: ایران کشوری چندقومی و چند مذهبی است و مقصودشان هم این است که اختلافات و تفاوت‌های ایرانیان بیشتر از اشتراکات‌شان است پس باید هرکس به دنبال زبان و فرهنگ خودش باشد؟؟

۲- تصمیم اعلام شده از زبان معاون پارلمانی رییس‌جمهور برای تدریس زبان‌های قومی و محلی نیز در این روزهای نیمه‌تعطیل پایانِ سال در همراهی کامل با نواهای وحدت‌شکن و بنیان‌برانداز پان‌ها و تجزیه‌طلبان است و آگاهانه در روزهایی اعلام می‌شود که بیشتر ادارات و سازمان‌ها نیمه‌تعطیل و مردم در تب و تاب نوروز و رمضان‌اند!! و احتمالاً بازخورد چندانی به زعم مطرح‌کنندگانش نخواهد داشت!

۳- من ناامید از مسئولان دولتی و حاکمیتی، روی سخنم اینک با نخبگانی است که دل در گرو ایران و یک پارچگی ملّی مردمانش دارند؛ بزرگانی همچون استاد دکتر محمدعلی موحد تبریزی، استاد دکتر ژاله آموزگار آذربایجانی، استاد دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی، استاد دکتر حسن انوری آذربایجانی، استاد دکتر توفیق سبحانی تبریزی، استاد دکتر میرجلال‌الدین کزازی کرمانشاهی، استاد دکتر محمد جعفر یاحقی خراسانی و دیگر بزرگان و نام‌آوران ایران بزرگ. به داد ایران و زبان فارسی برسید. هم اکنون هم دیر شده است. پیش از آنکه دیرتر شود کاری کنید.

۲۲ اسفند ۱۴۰۳ خورشیدی


@IranDel_Channel

💢
👍57👎3
‌‌
🔴 نبوغ یک مؤسس

✍️ بابک مینا

اگر کورش بزرگ، دولت هخامنشی را بنیان گذاشت و از این رهگذر می‌توانیم بگوییم ایران را به معنای واقعی تأسیس کرد، رضاشاه، ایران مدرن را بنیان گذاشت و دولتِ ملی ایران را تأسیس کرد. رضاشاه همان نقشی را برای ایران در دورانِ مدرن  ایفاء کرد که کورش بزرگ در دوران باستان و اسماعیل صفوی در دوران اسلامی ایفاء کردند.

رضاشاه از جهان قدیم می‌آيد، «یک مرد ایرانی سنتی» است و همین مرد ایرانی سنتی، کوششی خستگی‌ناپذیر می‌کند برای تجدید حیات ایران. مثلاً هنگامی که حس می‌کند لازم است زنان وارد جامعه شوند، این «مرد سنتی ایرانی» درنگ نمی‌کند.

رضاشاه این نبوغ را داشت که دریابد مردِ سیاست باید در خدمت هدفی والا باشد و آن هدف، خدمت به میهن است. این نبوغ را داشت که دریابد باید تأسیس کند و برای تأسیس باید برجستگان کشور را گرد هم آورد. تأسیس یعنی خانه‌ای در این جهان ساختن، یعنی کوشش برای سکونت یک ملت، یعنی بنیان نهادن نهادهای اولیه‌ای که حیات یک ملت به آنها وابسته است.

رضاشاه نبوغ یک مؤسس را داشت. با تمام خطاهایی که در اواخر دوران کارش داشت، نبوغ و فضلیت میهن‌دوستانه‌اش باعث شد به سوی محمدعلی فروغی مغضوب برود و سکان کشور را به او بسپرد. این یعنی آنچه مهم است «ایران» است و نه اختلافات سیاسی من و تو.



🔴 پی‌نوشت:
بازنشرِ یک یادداشت به معنای تأیید کل محتوای آن و تأیید تمام مواضع نویسنده‌ یادداشت نیست.

@IranDel_Channel

💢
👍46👎9
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎥 نوروز را بهتر بشناسیم | محمد بیانی، دکترای ادبیات حماسی از دانشگاه فردوسی مشهد، شرح می‌دهد

نوروز را از منظرِ اساطیر و باورهای کُهن ایرانی، بهتر بشناسیم

(بخش نخست)



@IranDel_Channel

💢
👍34👎3

🔴 برشی از کتابِ
«ایران؛ برآمدن رضاخان، برافتادن قاجار و نقش انگلیسیها»

به قلم سیروس غنی

هنگام حملۀ روس و انگلیس [در شهریور ماه ۱۳۲۰ خورشیدی] حکومتی مرکزی و قدرتمند، آزاد از دستکاری قدرت‌های خارجی، آزاد از هرگونه گردن‌کشی عشیره‌ای و نفوذ ناروای مذهبی، بر ایران فرمان می‌راند، حکومتی که ایران نظیرش را در ۱۴۰ سال گذشتۀ تاریخ خود به چشم ندیده بود.

ساختار مالی کشور استوار بود و گام‌های نخست صنعتی شدن برداشته شده بود. سیر قهقراییِ ظاهراً عجین در رگ و پی زندگی ایران، در ظرف پانزده سال از میان رفته بود و نهادهایی به وجود آمده بود که پنجاه سال فقط حرفش زده شده بود اما قدمی به سوی آن برداشته نشده بود.

وجود مراکز متعدد قدرت، ویژگی دوران پیش از پهلوی بود. رضاشاه سرکردگان و گروه‌های قدیمی را از بین برد، نهادهای نوین به وجود آورد و شالودۀ فعالیت‌های فزایندۀ اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی دولت را ریخت. مکتب و مسلکی جدید خاصه شکل تازه‌ای ملی‌گرایی پی‌افکند و در واقع دولت ملی امروزی ایران را بنیان نهاد.

رضاشاه، فیلسوف‌شاهِ افلاطونی نبود، و مسلماً نقایص بسیار داشت، ولی بی‌گمان پدرِ ایرانِ نوین و معمار تاریخِ قرنِ بیستمِ کشور ما بود.


🔴 بُن‌مایه:
«ایران؛ برآمدن رضاخان، برافتادن قاجار و نقش انگلیسی‌ها»، سیروس غنی، ترجمۀ حسن کامشاد، انتشارات نیلوفر، ص ۴۲۷ و ۴۲۸

@IranDel_Channel

💢
👍35👎5
ایران‌دل | IranDel
🔴 انتقاد شدید احسان هوشمند به سخنان استاندار آذربایجان شرقی: «حرف‌های بی‌پایه درباره مسائل حساس قومی زبانی را متوقف کنید» احسان هوشمند، ایرانشناس و پژوهشگر حوزۀ اقوام در واکنش به سخنان اخیر بهرام سرمست، استاندار آذربایجان شرقی دربارۀ پیوند مذهبی نه زبانی…

🔴 سخنان استاندار‌، بی‌پایه نیست!

✍️ جواد رنجبر درخشی‌لر، دکترای علوم سیاسی و شاهنامه‌پژوه تبریزی

استاد احسان هوشمند، چنان دقیق و بی‌تعارف، پاسخ یکی از عاملانِ حکومتی را که آذربایجان‌های شرقی و غربی را جدا از زبان پارسی تلقی کرده بود، داده‌اند که جای بحثی نمی‌ماند و تنها باید سپاس گذاشت.

اما نکته‌ای در صورت‌بندیِ استاد هوشمند وجود دارد که قابل توجه بیشتر است.
ایشان گفته‌اند: "سخنان استاندار بی‌پایه است."
این گزاره درست است، اگر پایه را حداقل خِرد و دانش و آگاهی از تاریخ و فرهنگ ایران و تاریخ و فرهنگِ آذربایجان  بدانیم، اما بی‌پایه نامیدن این سخنان، نوعی تبرئه این افراد است. نوعی تخفیف مسئاله است که چون نمی‌دانند غلط می‌کنند.

به نظرم سخنان آن فرد، عمداً یا سهواً، پایه‌ای استوار در صورت‌بندی‌های پان‌تُرکیستی دارد. دقیقاً همان حرف‌هایی است که وامبری و بعدها باقراُف و آلت دست آنها، پیشه‌وری خائن، گفت و اکنون در سازمان‌های اطلاعاتی ترکیه و باکو به صورت دستورالعمل‌هایی مشخص و روشن ارایه می‌شود و در رسانه‌های بدنام و بدوی و مبتذل باکو، تبلیغ و ترویج می‌شود.

پان‌ترکیسمِ تجزیه‌طلب، گزاره‌های شناخته‌شده‌ای را در نظامی گفتاری که دالِّ مرکزی آن ایران‌ستیزی است صورت‌بندی می‌کند. در این نظام گفتاری به هر روی و طریق، باید پیوندهای شهرهای آذربایجان با مفهومِ عمیقِ فرهنگی و سیاسی و اندیشه‌ای ایران، گسسته شود؛ به ویژه پیوندهای زبانی.

این گزاره‌ها در سخنان برخی سیاستمداران در دهه‌های گذشته بی‌تعارف و پرده‌پوشی آمده و تقریباً در حال عادی شدن است. این عادی ‌سازی دقیقاً تجزیه‌ی گفتمانی است و مقدمه‌ی تجزیه‌ی سیاسی.

نادیده گرفتن مبانی عمدی یا تصادفی این گزاره‌ها که دقیقاً پان‌ترکیسم است، نوعی پوشش و حمایت برای این افراد فراهم می‌آورد. باید به صراحت گفت که تبعات این سخنان جز تجزیه‌ی ایران به نفعِ "صهیونیسم" نیست. گوینده یا حرفش را پس می‌گیرد و یا شناخته می‌شود.

در ده سال گذشته پان‌ترکیسم چون حشره‌ای به دانشگاه‌ها و بنیادهای به ظاهر علمی و فرهنگی در تبریز خزیده و خود را بازتولید کرده است. مماشات با تجزیه‌طلبان در سطوحِ مختلف فکری و رفتاری جز فریب خود و حمایت از آنها نیست.

حال باید دید استانداری که چنین نگرشی خطرناک دارد عزل می‌شود یا نه؟ در میزان خطرناکی این افکار می‌توان از راه مقایسه چنین گفت که انگار یکی از مدیران وزرات بهداشت واکسن را نفی کند. یا درمان را بیهوده بپندارد. با این فرد چه باید کرد؟


@IranDel_Channel

💢
👍54👎3
‍ ‌
🔴 چرا فردوسی سی سال از عمر خود را صرف سرودن شاهنامه و پراکندن پیام آن در میان ایرانیان کرده است؟

✍️ باقر پرهام

چرا فردوسی سی سال از عمر خود را صرف سرودنِ شاهنامه و پراکندن پیام آن در میان ایرانیان کرده است؟ در پاسخ باید گفت درست به همین ملاحظات، او از یک‌سو می‌دید که روح ملی ایران، پس از چهارصد سال خمودگی و خودگم‌کردگی در قالب برآمدنِ خاندان‌های ایرانی و تأسیس شهریاری‌هایی که نیم‌نگاهی به خِردِ سیاسی در گذشته‌های دور داشتند، جان تازه‌ای گرفته است. از سوی دیگر شاهد بود که خطرِ بازگشت به وضعی که در گذشته عاملِ فسادِ شهریاری شده بود همچنان وجود دارد. می‌دید در بغداد خلیفه‌ای نشسته است که مدعی حاکمیتِ برتر بر سرزمین ایران هم هست.

او در سن پنجاه و هشت سالگی در گرماگرم کار بر روی شاهنامه می‌دید که گیتی هنوز به چه روالی است به همین دلیل امیدوار بود شاید بتواند آن حکمتِ ملی را دوباره زنده کند و نشان دهد که مصلحت کشورداری یک چیز است و مصلحتِ خِرد و دین به عنوانِ مراجعِ قانون‌گذاری وجدانِ اخلاقی فرد، چیزی دیگر.

اما محمود غزنوی که با همه‌ی قدرتِ خویش، همچنان منشورِ مشروعیت از همان خلیفه‌ی بغداد می‌گرفت چگونه می‌توانست، این پیام فردوسی را به گوش جان بشنود یا جامعه‌ای که آلوده‌ی اندیشه‌های نیهیلیستی صوفیانه بود و به سیاست هم به دیده‌ی درویش‌مآبی می‌نگریست چگونه ممکن بود در سخن فردوسی، هسته‌ی درست و عقلانی یک حکمتِ سیاسی را ببیند، نه رمز و رازهای صوفیانه را همه در ذمِّ قدرت و تشویق به روی برگرداندن از آن؟!

اگر سخن فردوسی، هنوز بر دل ما می‌نشیند، چه دلیلی جز این می‌تواند داشته باشد که آن الگوی شهریاری او، هیچ‌گاه در ایران تحقق نیافته و روح ملی، همچنان در جست‌وجوی آن است؟ پس آن امیدی که فردوسی به بازگشت به حکمت ملی و بازیافتن مبانی خِرد سیاسی در ایران داشت، هنوز به قوت خود باقی است و بنابراین می توان گفت که عمرِ کارکردهای اجتماعیِ شاهنامه، هنوز به سر نرسیده است.

اگر ما ایرانیان دریابیم که شهریاری یا کشورداری امری وراء مصالح یک فرد یک طایفه یک قبیله یا یک طبقه است و گوهری عام دارد؛ اگر دریابیم که لازمه کار شهریاری این نیست که با شریعت‌مداری در آمیزد و تناقض‌های حاصل از این آمیختگی را - خدای ناکرده - به نفع شریعت و به ضرر کشور، حل کند؛ اگر دریابیم که گوهر شهریاری، برآیندِ روندِ رشدِ آزادانه‌ی جامعه مدنی است؛ می‌توان یقین داشت که آزاده‌مَردِ طوس، هزار سال پس از مرگ‌، پاداش شایسته‌ای را که محمود غزنوی از وی دریغ داشت، سرانجام به دست آورده است.



🔴 پی‌نوشت:
آنچه در بالا آمد، برشی از کتابِ «با نگاه فردوسی؛ مبانی نقد خِردِ سیاسی»، نوشته‌ی باقر پرهام (نشر مرکز) بود.



🔴 بیست و پنجم اسفند ماه، سالروزِ پایان سرایش شاهنامه حکیم ابوالقاسم فردوسی توسی، گرامی باد.


#مناسبتها | #معرفی_کتاب

@IranDel_Channel

💢
👍38👎2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔴 به بهانۀ ۲۵ اسفند، زادروزِ پروین اعتصامی، اختر چرخِ ادبِ ایران

رخشنده اعتصامی معروف به پروین اعتصامی (زاده ۲۵ اسفند ۱۲۸۵ در تبریز - درگذشته ۱۵ فروردین ۱۳۲۰ در تهران) شاعرِ ایرانی است که از او با عنوان «مشهورترین شاعر زن ایران» یاد می‌شود. پروین از کودکی فارسی، انگلیسی و عربی را نزد پدرش آموخت و از همان کودکی سرودن شعر را آغاز کرد.

او در سال ۱۲۹۱ هنگامی که ۶ سال بیشتر نداشت به همراه خانواده‌اش از تبریز به تهران مهاجرت کرد. به همین خاطر پروین از کودکی با مشروطه‌خواهان و چهره‌های فرهنگی آشنا شد و ادبیات را در کنار پدر و از استادانی چون دهخدا و ملک‌الشعرای بهار آموخت‌.

پروین اعتصامی از پایه‌گذاران سبک شعر مناظره‌ای است و در زمان حیاتش مجموعه‌ای از شعرهایش را در قالب‌هایی مانند مناظره، مثنوی، قطعه و قصیده در قالب دیوان اشعار به چاپ رساند. او مدتی نیز در کتاب‌خانه‌ی دانشسرای عالی، به شغل کتابداری مشغول بود و بعد از آن قبل از دومین نوبت چاپ دیوان اشعارش، بر اثر بیماری حصبه درگذشت و در حرم فاطمه معصومه به خاک سپرده شد.


#مناسبتها

@IranDel_Channel

💢
👍31👎2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 خواندنِ دسته‌جمعی سرودِ میهنیِ «ای ایران» کنار آرامگاه حکیم فردوسی توسی


@IranDel_Channel

💢
👍59👎2

🔴 آقا مهدیِ ایران

✍️ آرش رئیسی‌نژاد نوشت:

چهل سال پیش در چنین روزی، سردار ایران، ‎مهدی باکری رفت تا سربازانِ وطن را در ‎عملیات بدر نجات دهد. رفت ولی بازنگشت، همچو برادرش، ‎حمید باکری.

رفتند که پیکرش را بیابند، آنان نیز برنگشتند.
دو برادر، دو سردارِ بی‌پیکر؛ همه رفتند و بازنگشتند تا ایران بماند؛ و ایران ماند!

#یاشاسین_ایران

همت، باکری و اسکندری که در برابر عراق ایستادند؛
برادران بایندر که در برابر بریتانیا و روس ایستادند؛
خان محمد استاجلو که در برابر عثمانی ایستاد؛
رستم فرخزاد که در برابر اعراب ایستاد؛
آریوبرزن که در برابر اسکندر ایستاد؛
میانشان تفاوتی است؟ خیر؛
چرا که دفاع از ایران و ایرانیان،‌ اوجب واجبات است!


@IranDel_Channel

💢
👍72👎2

🔴 نوروزخوانی و بهاریه‌‌ها


زِ کوی یار می‌آید نسیمِ بادِ نوروزی
از این باد اَر مَدد خواهی، چراغِ دل برافروزی

چو گل گَر خُرده‌ای داری، خدا را صرفِ عِشرت کن
که قارون را غلط‌ها داد، سودای زراندوزی

زِ جام گل، دگر بلبل، چنان مستِ مِی لعل است
که زد بر چرخِ فیروزه، صفیرِ تخت فیروزی

به صحرا رو که از دامن، غبارِ غم بیفشانی
به گل‌زار آی، کز بلبل، غزل گفتن بیاموزی

چو امکان خُلود ای دل در این فیروزه‌ایوان نیست
مجالِ عیش فرصت‌دان، به فیروزی و بهروزی

طریقِ کام بخشی چیست؟ تَرکِ کام خود کردن
کلاهِ سروری آن است کَز این تَرک بردوزی

سخن در پرده می‌گویم، چو گل از غنچه بیرون آی
که بیش از پنج روزی نیست، حکم میر نوروزی

ندانم نوحه‌ی قُمری به طرف جویباران چیست
مگر او نیز همچون من، غمی دارد شبانروزی

می‌ای دارم چو جان‌ صافی، و صوفی می‌کند عیبش
خدایا هیچ عاقل را مبادا بختِ بد روزی

جدا شد یار شیرینت، کنون تنها نشین ای شمع
که حُکم آسمان این است اگر سازی و گر سوزی

به عُجْبِ علم نتوان شد ز اسباب طَرب محروم
بیا ساقی که جاهل را هَنیتر می‌رسد روزی

می اندر مجلس آصف به نوروزِ جلالی نوش
که بخشد جُرعه جامَت، جهان را سازِ نوروزی

نه حافظ می‌کند تنها دعای خواجه تورانشاه
زِ مدح آصفی خواهد جهان، عیدی و نوروزی

جنابش پارسایان راست، محراب دل و دیده
جَبینش صبح‌خیزان راست روز فتح و فیروزی

✍️ حافظ شیرازی



🔴 ویدئوی پیوست، مربوط به اجرای زنده‌ی استاد محمدرضا شجریان با همراهی داریوش پیرنیاکان (نوازنده تار) ، جمشید عندلیبی (نوازنده نی) و مرتضی اعیان (نوازنده تنبک) می‌باشد.



@IranDel_Channel

💢
👍25👎2
‌‌
🔴 نوروزِ پیروز

✍️ آرسام محمودی (تبریزی)

نوروز، مهم‌ترین گواه است بر این مدّعا که ایران، فارغ از اینکه یک دولت - ملت و یک واحد سیاسی کهن است صاحب یک حوزۀ تمدنی است که می‌تواند در بُعد جهانی اثرگذار باشد.

شمار کشورهایی که چنین خصوصیتی دارند به انگشتان دو دست نمی‌رسد. علتِ عداوت اصحابِ ایدئولوژی با نوروز هم همین است. چند سال پیش یکی از همین‌ها به سنن و رسوم نوروز تاخته بود؛ چون به زعم او نوروز دارای ویژگی تکرار است و تکرار ضدِّ انقلابی و مورد علاقۀ فاشیست‌ها و محافظه‌کاران است. یکی دیگر در بی‌بی‌سی فارسی، نوروز را سنتی زیان‌بار و خطرناک خوانده بود؛ چون اعتقاد داشت نوروز به شکل خشونت‌بار به عرب‌زبان‌های ایران تحمیل شده است!

نوروز در زمانی حکومت خلفای عرب‌زبان عباسی بر ایران در دربار عباسی و سرزمین‌های عرب‌زبان گرامی داشته می‌شد. این یعنی ادعای تحمیلی بودن نوروز بر عرب‌زبان‌ها در دوران معاصر به قدری مضحک است که مخاطب باید به عقل مدعی شک کند. داستان برگزاری نوروز هم به‌سان تاریخ ایران‌، پرفراز و نشیب است؛ تکراری نیست و از قضا اگر تحمیلی هم در کار بوده باشد بر ممنوعیت نوروز بوده و نه برگزاری آن.

نوروز پیش از اسلام به سرزمین‌های شمال آفریقا راه پیدا کرده بود. مصریان پیش از اسلام، نوروز را برگزار می‌کردند و بسیاری از سنت‌های نوروزِ ایرانی در نوروزِ مصری (قبطی) نیز مرسوم بوده که یکی از آنها انتخاب امیر نوروز بوده است.

پس از اسلام نیز حراست ایرانیان از نوروز و زنده نگاه داشتن آن به عنوان یکی از رسوم باستانی و نیاکانی، نوروز را به میان عرب‌زبان‌ها بُرد و وارد ادبیات عرب کرد تا جایی که در عربی از واژۀ نوروز‌، فعل هم مشتق شد. برای مثال قاضی نعمان مغربی از فقهای اسماعیلی، اهل قیروان (واقع در تونسِ امروزی) حدیثی نقل کرده که در آن آمده است: نَیِرزوا اِن قَدَرْتُم كلِّ يوم (معنی: در صورت توان هر روز را نوروز کنید.)

قلقشندی، ادیب مصری قرن هشتم نوشته که نور در نوروز آفریده شده و آغاز زمان نیز از این روز است.

بسیاری از ادبای عباسی، اشعار نوروزیه به زبان عربی دارند. متنبّی، شاعر عرب‌زبان در تهنیت نوروز می‌گوید از آنجا که شهریاران فارس، نوروز را گرامی می‌دارند دیگر ایام سال به نوروز حسادت می‌ورزند.

ابن معتز، شاعر عصر عباسی که فرزند المعتز بالله، خليفه عباسی هم بوده در شعری خطاب به محبوبش خود را به نوروز تشبیه می‌کند:
كيف ابتهاجُك بالنيروز یا اَملی
فكلُّ مافيه يَحْكيني و اَحْكيه

فنارُه مثل نار الشوق في كبدى
و ماؤُه کتوالي دَمْعتي فيه

(معنی شادمانی تو در نوروز چگونه است؟
من و نوروز به سان یکدگریم! آتش آن چونان آتش دل من و ریزش آبِ آن همچو ریزش اشک‌های من است.)

نوروز در زمان حکومت فاطمیون همچنان در مصر برگزار می‌شد. مقریزی مورخ مصری در ذكر وقایع سال ۳۶۳ هجری نقل کرده که المعز لدین الله، (خلیفۀ فاطمی مصر و تونس) برافروختن آتش و پاشیدن آب را در نوروز منع کرد اما در سال بعد آب‌پاشی و آتش‌افروزی فزونی یافت.

مقدسی‌‌، جغرافیدان عرب سدۀ چهارم در احسن التقاسیم آورده که مردم عدن در ایام نوروز قبه‌هایی می‌سازند و آنها را همراه با نواختن طبل‌ها به نزد بازرگانان و مباشران می‌گردانند.

چنان که گفته شد واقعیت این است که نوروز، نمایندۀ فرهنگی ایران است که بر خلاف دروغ‌های اصحاب ایدئولوژی، نه تحمیلی است و نه تکراری.
اما یکی از خصوصیات جشن‌ها و رسوم ایرانی این است که لجبازی و عناد با آن نتیجۀ عکس می‌دهد. اگر المعز لدين الله، حاکم فاطمی مصر‌ آتش افروختن و آب پاشیدن در نوروز را منع کرد به نوشتۀ مقریزی سال بعدش آتش‌افروزی و آب‌پاشی فزونی یافت. در دوران معاصر هم فاشیست‌های پانترک و پان‌عرب در ترکیه و عراق جشن نوروز را به دلیل هراس از کُردهای ایرانی‌تبار قدغن کرده بودند. چرا که ماهیتِ ایرانی نوروز مانعی برای سیاست‌های فاشیستی بود که ترکیه و عراق برای ملت‌سازی جعلی و تُرک‌سازی و عرب‌سازیِ کُردزبان‌ها در پیش گرفته بودند.

روس‌ها و کمونیست‌ها هم که از ماهیت ایرانی این جشن و از ارتباط میان مردم ایرانی‌تبارِ آسیای میانه و منطقه اران و شروان با مردم ایران وحشت داشتند، علیه نوروز محدودیت‌های سفت و سختی وضع کرده بودند.

شوروی کمونیست و عراقِ بعثی هر دو متلاشی شدند. ترکیه هم ناچار در برابر فرهنگ ایرانی و نوروز زانو زد و تسلیم شد و پس از دهه‌ها ممنوعیت در نهایت کُردزبان‌ها توانستند نوروز را در ترکیه برگزار کنند. امروز نوروز هم توسط کُردزبانهای ایرانی‌تبار در عراق و ترکیه برگزار می‌شود هم از سوی فارسی‌زبانان آسیای میانه و هم بدست ایرانی‌تباران، قفقاز، اران و شروان.
به بیان دیگر کمونیسم، پان‌عربیسم و پان‌ترکیسم هر سه از نوروز شکست خوردند. این همان نوروزِ پیروز است.


🔴 بُن‌مایه:
صفحۀ اینستاگرام نویسنده با اندکی تلخیص


@IranDel_Channel

💢
👍39👎4
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎥 هشتادمین سالروز تولد بانو حمیرا؛ صدایی که تا یک قرن دیگر تکرار نمی‌شود

هشتاد سال پیش در چنین روزی، بیست‌وششم اسفند سال ۱۳۲۳ خورشیدی، در تهران دختری به دنیا آمد که خانواده‌ نام پروانه را برایش انتخاب کردند. اما کمتر از دو دهه پس از تولد، با نام هنری «حمیرا» به یکی از شاخص‌ترین و بی‌همتاترین پدیده‌های موسیقی ایران تبدیل شد.

حمیرا یکی از معدود هنرمندان موسیقی ایران است که استادان نامی از قدرت و احساس صدایش تمجید کرده‌اند. به گفته علی تجویدی، صدای حمیرا در گستره آلتو است و در عین حال، قابلیت سوپرانو از ابتدا تا بم را دارد. غلامحسین بنان صدای حمیرا را «ملکوتی و سحرآمیز» توصیف کرد و معتقد بود که حتی یک قرن دیگر نیز صدایی مشابه به صدای حمیرا پیدا نخواهد شد.


#مناسبتها | #یادها

@IranDel_Channel

💢
👍41👎5
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎥 نوروز را بهتر بشناسیم | محمد بیانی، دکترای ادبیات حماسی از دانشگاه فردوسی مشهد، شرح می‌دهد

نوروز را از منظرِ اساطیر و باورهای کُهن ایرانی، بهتر بشناسیم

(بخش دوّم)


🔴 بُن‌مایه:
احمد تفضلی، تاریخ ادبیات ایران پیش از اسلام
Madan, Complete Text of Pahlavi De‌nkard, Vol I



🔴 بخشِ نخست را از «اینجا» ببینید.



@IranDel_Channel

💢
👍30👎3
ایران‌دل | IranDel
🔴 سخنان استاندار‌، بی‌پایه نیست! ✍️ جواد رنجبر درخشی‌لر، دکترای علوم سیاسی و شاهنامه‌پژوه تبریزی استاد احسان هوشمند، چنان دقیق و بی‌تعارف، پاسخ یکی از عاملانِ حکومتی را که آذربایجان‌های شرقی و غربی را جدا از زبان پارسی تلقی کرده بود، داده‌اند که جای بحثی…

🔴 اصلِ ۱۵ بر نیزۀ قوم‌گرایی

✍️ مصطفی نصیری

به‌ گزارش خبرگزاری ایلنا، همایشی با نام «همبستگی ملی و اصل ۱۵ قانون اساسی» با حضور برخی مقامات دولتی برگزار شده که سخنانِ دستیار ویژۀ رئیس‌جمهور و استاندار آذربایجان شرقی در نوع خود‌ تأسف‌برانگیز است.

سید محمود علوی که برای هشت سال وزیر اطلاعات بوده و در حال‌ حاضر دستیار ویژۀ رئیس‌جمهور هستند، در سخنانِ خود با اشاره به اینکه طلبه‌ای هستند که سروکارشان با قرآن و عبادات است، وارد یک بحث تخصصی بیگانه با دروسِ طلبگی شده و در نتیجه‌، نظری کاملاً نادرست داده که بر مبنای آن، هیچ زبانی متمایز از زبانی دیگر نبوده و در نتیجه، زبان فارسی‌ نه تمایزی با بقیه زبان‌های ایرانی دارد و نه هیچ‌گاه زبان یک ملّت بوده است! در نادرستی نظریۀ زبانی آقای وزیر پیشین اطلاعات، همین بس که در سنّتِ اسلامی، زبان عربی با التفات به زبان دینی بودن، واجد فضیلت‌های غیرقابل مقایسه با بقیه زبان‌هاست.

آقای علوی در زی یک روحانی، به این دلیل فضیلتِ زبان عربی را انکار می‌کند که یا با سنت شرعی آشنایی ندارد یا اینکه تعمداً می‌خواهد زبان فارسی را در ردیف بقیۀ زبان‌ها قرار داده و به این‌ وسیله از آن اعتبارزدایی ملّی بکند. درست است که زبان بماهو زبان، ابزار مفاهمه است و از این نظر هیچ زبانی بر دیگری رجحانی ندارد، اما زبان فارسی به دلیل نقشی که ایفا کرده و همچنان ایفا می‌کند، نباید در ردیف بقیه زبان‌ها قرار بگیرد. نخست اینکه زبان فارسی، ظرفِ تمدنِ ایرانی - اسلامی بوده و از این رهگذر همواره در تاریخِ دورۀ اسلامی، زبان رسمی و ملّی ایرانیان بوده است.

ادعای آقای علوی مبنی بر اینکه زبان فارسی، هیچ‌گاه زبان یک ملت نبوده، نشان می‌دهد که او به‌عنوان وزیر پیشین اطلاعات، برگی از تاریخ ایران را نمی‌داند. دوم اینکه زبان فارسی در کنار نقش تمدنی و تاریخی و رسمی - دیوانی خود، زبانِ آیینی هم بوده است؛ یعنی دین اسلام، با زبان عربی وارد ایران شد، اما با زبان فارسی در پیرامون ایران گسترش یافت، بنابراین نباید تفاوت و تمایز زبان فارسی با بقیه زبان‌ها را نادیده گرفت. اعتراف به این تمایز هم برخاسته از انگیزه‌های ناسیونالیستی نیست، بلکه دیدن یک واقعیتِ تاریخی است.

اما تأسف‌برانگیزتر از اظهارات آقای علوی، اظهاراتِ استاندار آذربایجان شرقی است که ظاهراً حامل مدرک دکترا در رشتۀ علم سیاست بوده و به گفته خودشان از سال ۱۳۷۰ [خورشیدی] دربارۀ مسائل فرهنگی و قومی در حال پژوهش است. ایشان مدعی است که از سال ۱۳۷۰ [خورشیدی] «پیش‌بینی کردم که با کثرت‌های فرهنگی روبه‌رو هستیم و اگر حاکمیت این موارد را نپذیرد، آنجاست که تجزیه‌طلبی خطرناک، مطرح می‌شود». محتوای مدعای آقای بهرام سرمست، غیرمستقیم حکایت از آن دارد که حاکمیت، کثرت‌های فرهنگی را ندیده، بنابراین اینک طرحِ تجزیه‌طلبی، امری ناگزیر و مشروع است!

استاندار آذربایجان شرقی در فراز دیگری از سخنان خود گفته است: «آذربایجان نه به اعتبار زبان، بلکه به اعتبار مذهب با ایران پیوند پیدا کرده است». این سخنان از زبان یک استاندار مدعی پژوهش، واقعاً حیرت‌زاست. نخست اینکه آیا ایشان می‌تواند حتی یک سند ارائه بدهد که آذربایجان در این سه هزارۀ اخیر، حتی برای یک روز، بخشی از کشور ایران نبوده است؟ برای نمونه، فقط یک سند از دولتشاه سمرقندی در قرن نهم هجری ارائه می‌دهم که تبریز را «از ممالک معتبر ایران‌زمین» شمرده و بالاتر از او، اولیای چلبی در قرون دهم و یازدهم هجری، زبان مردم تبریز را فارسی معرفی کرده است. وقتی آذربایجان همواره بخشی از ایران‌ و تا ۴۰۰ سال قبل‌، فارسی‌زبان بوده، در این ‌صورت چه فرقی می‌کند که پیوند آن با ایران، از نظر زبان بوده یا مذهب؟!

هرچند آقای سرمست اگر سری به مقبره‌الشعرای تبریز بزنند و ادای احترامی به مزار نزدیک به ۴۰۰ شاعر پارسی‌سرای در این مقبره بکنند و این حقیقت را هم در پژوهش‌های خود وارد کنند که اولین مکتب و مدرسۀ ادبی شعر فارسی از آذربایجان نشأت گرفته است، آن‌گاه درمی‌یابد که از قضا پیوند آذربایجان با ایران، بیش از هر چیزی، زبانی است. اما آیا ایشان برای لحظه‌ای فکر نکرده است که بر مبنای استدلال عجیب او، هم‌وطنان غیرشیعه با زبانِ محلّیِ غیر فارسی، پیوندی با ایران نخواهند داشت؟!


🔴 دنبالۀ یادداشت را در بخشِ «مشاهدۀ فوری» بخوانید:
👇👇


@IranDel_Channel

💢
👍37👎3
Booye Baran
mohamd reza shajarian
‌‌
🔴 نوروز‌خوانی و بهاریه‌ها

بوی باران، بوی سبزه، بوی خاک
شاخه‌های شسته، باران خورده، پاک
آسمانِ آبی و ابرِ سپید
برگ‌های سبزِ بید
عطرِ نرگس، رقصِ باد
نغمه‌ی شوقِ پرستوهای شاد
خلوتِ گرمِ کبوترهای مَست

نرم نرمک می‌رسد اینک بهار...

خوش به حالِ روزگار
خوش به حالِ چشمه‌ها و دشت‌ها
خوش به حالِ دانه‌ها و سبزه‌ها
خوش به حالِ غنچه‌های نیمه‌باز
خوش به حالِ دخترِ میخک که می‌خندد به ناز
خوش به حالِ جامِ لبریز از شراب
خوش به حالِ آفتاب

ای دلِ من گرچه در این روزگار
جامه‌ی رنگین نمی‌‌پوشی به کام
باده‌ی رنگین نمی‌بینی به جام
نقل و سبزه، در میانِ سفره نیست
جامت از آن مِی که می‌باید تُهی است
ای دریغ از تو اگر چون گل، نرقصی با نسیم
ای دریغ از من اگر مستم نسازد، آفتاب
ای دریغ از ما اگر کامی نگیریم از بهار

گر نکوبی شیشه‌ی غم را به سنگ
هفت رنگش می‌شود هفتاد رنگ
...

فریدون مشیری



🔴 موسیقی پیوست:
تصنیفِ بوی باران (نرم نرمک می‌رسد اینک بهار)
خواننده: محمدرضا شجریان
ترانه‌سرا: فریدون مشیری
آهنگساز و تنظیم‌کننده:حسین یوسف زمانی
نام آلبوم: بوی باران (۱۳۷۸ خورشیدی)



@IranDel_Channel

💢
👍22👎2

🎥 بی‌احترامی و جسارت به شأن یک نشست رسمی و دولتی و عدم رعایت چارچوب‌ها برای صحبت به زبانِ ملّی فارسی توسط رئیس شورای شهر ارومیه! / محمد خلیل‌پور همچنان علیه زبانِ ملّی فارسی!


🔴جنجال در شورای شهر ارومیه:
چرا زبان فارسی سنگر است؟


✍️ روزنامۀ اینترنتی فراز

آنچه روز یکشنبه (۲۶ اسفند ۱۴۰۳ خورشیدی) در جلسۀ تودیع و معارفه شهردار ارومیه رخ داد، جلوۀ کوچکی از خواب شومی است که قوم‌گرایان برای آیندۀ ایران دیده‌اند: طردِ زبان ملّی و رسمی از مناسبات اجتماعی و فرهنگی ایران، تعمیق شکاف موجود بین قومیت‌ها با حذف حلقۀ وصل بین آنها و خودی - غیرخودی کردن فضا است.

نمایندۀ مجلس و برخی اعضای شورای شهر ارومیه، جلسۀ تودیع ومعارفه شهردار ارومیه را به نشان اعتراض، تَرک کردند؛ اما نه در اعتراض به مدیریت شهری یا یک تصمیم اقتصادی مجموعۀ شهرداری، بلکه در اعتراض به آذری صحبت‌کردن رییس شورای شهر در یک جلسه رسمی...

در مراسم تودیع و معارفه شهردار ارومیه، «محمد خلیل‌پور»، رییس شورای شهر ارومیه در برابر درخواست سخنرانی به زبان فارسی مقاومت کرد و در نتیجه، «حاکم ممکان»، نمایندۀ ارومیه در مجلس و «صادق توکلی‌مهر» و «ساسان ابراهیم‌زاده»، دو عضو شورای شهر ارومیه این مراسم را به نشانۀ اعتراض تَرک کردند. رسانه‌های محلّی نوشته‌اند وقتی از رییس شورای شهر ارومیه درخواست شده تا به زبان فارسی سخنرانی کند، گفته: «من تُرکم. روزه هستم و نمی‌توانم فارسی صحبت کنم».

مسئولان، آتش‌بیارِ معرکه!

این نخستین بار نبود که چهره‌های سیاسی و مقامات رسمی ارومیه، بر سر زبانی که در یک جلسۀ رسمی به آن صحبت می‌کنند، به اختلاف برمی‌خورند. البته مقاومت این چهره‌ها در برابر به رسمیت شناختن زبان رسمی ایران آنقدر دامنه‌دار بوده که صدای رسانه‌های محلی ارومیه را نیز درآورده است. ریشه این اختلافات، اما با نگاهی به بافت اجتماعی و قومیتی استان آذربایجان غربی و شهر ارومیه قابل بررسی است. این استان متشکل از "اکثریت آذری‌زبان و اقلیتی بزرگ از کُردزبانان" است. دو گروهی که طی دهه‌های گذشته، به هم‌زیستی اجتماعی مسالمت‌آمیز رسیده‌اند.

سطح تنش‌های قومیتی سال‌های گذشته نگران‌کننده نبوده، اما نشان‌دهندۀ خوابی است که جریان «پان» به نام هویت‌طلبی و به کام تجزیه‌طلبی، برای آیندۀ واحد سیاسی و اجتماعی ایران دیده است. با وجود ایستادگی غالب مردم این منطقه در برابر تلاش جریان‌های پان‌کُرد و پان‌تُرک، مقامات سیاسی استان شمال‌غرب کشور گاه و بی‌گاه، در نقش آتش‌بیار معرکه ظاهر می‌شوند.

سال ۹۸ نیز اتفاقی مشابه با اتفاق اخیر بین یکی از اعضای شورای شهر ارومیه و شهردار وقت رخ داده بود. «خالد حاتمی»، عضو کُردزبان شورای شهر ارومیه از «محمد حضرت‌پور»، شهردار وقت درخواست می‌کند که در جلسۀ رسمی، برابر قانون به جای زبان محلی به زبان فارسی سخنرانی کند. اما حضرت‌پور در پاسخ می‌گوید تسلط کافی برای انتقال مفهوم به زبان فارسی ندارد. او خطاب به عضو وقت شورای شهر می‌گوید: «اگر نمی‌توانی تُرکی حرف بزنی، برو بیرون.» حاتمی نیز در نتیجه به نشانۀ اعتراض جلسه را ترک می‌کند.

در تلۀ این «به» نیفتید!

تأکید بر حق «آموزش زبان مادری»، مطالبه‌ای است که گاه با استناد به اصل ۱۵ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران در فضای رسانه مطرح می‌شود. با این حال جریان قوم‌گرا در تلاش بوده تا با برداشت نادرست از نصِّ صریح قانون، «آموزش به زبان مادری» را به عنوان خواسته‌ای جمعی مطرح کند. این اشتباه پس از سال‌ها تأکید و تصحیح کارشناسان، چنان به کلیشه بدل شده که اخیراً سخنگوی دولت را نیز به دام انداخت.

مطالبۀ «آموزش به زبان مادری» در ظاهر به عنوان یک حق طبیعی و قانونی مطرح می‌شود، اما در واقعیت، در یک بسته‌بندی روشنفکرگونه آموزش زبان ترکی استانبولی به زاده‌های آذربایجان را متصوّر است. نکتۀ قابل توجه دیگری که بار‌ها مورد تأکید کارشناسان و پژوهشگران قرار گرفته این است که اجرای این مطالبه، فرای تن دادن یا ندادن نظام حکرانی به آن، از اساس و در عمل قابلیت اجرا ندارد.

تصور کنید در ارومیه، که مدارس در تمام مقاطع متشکل از دانش‌آموزان آذری‌زبان و کردزبان است، «آموزشِ زبان مادری» و یا حتی «آموزش به زبان مادری» اجرا شود. مطالبۀ این طرح، هدفی جز آن دارد که در نهایت به تفکیک قومیتی مدارس در یک واحد یکپارچه سیاسی بینجامد؟ به زبان ساده‌تر، آنچه روز گذشته در جلسۀ تودیع و معارفه شهردار ارومیه رخ داد، خوابی است که قوم‌گرایان برای آینده ایران دیده‌اند. طرد زبان ملی و رسمی از مناسبات اجتماعی و فرهنگی ایران، تعمیق شکاف موجود بین قومیت‌ها با حذف حلقۀ وصل بین آنها و خودی - غیرخودی کردن فضا است.

به نظر می‌رسد که سطح تنش‌های قومیتی، به ویژه در زمان بی‌ثباتی اقتصادی و سیاسی در کشور، در حال افزایش است و باید در انتظار واکنشِ قاطعِ مقامات و سیاست‌گذاران نشست.


@IranDel_Channel

💢
👍63👎6