ایراندل | IranDel
🔴 یادبود دومین سالگرد درگذشتِ زندهیاد استاد دکتر جواد طباطبایی منظومۀ اندیشۀ جواد طباطبایی با سخنرانی: موسی غنینژاد عباس آخوندی آرمینا آرم الهه ابوالحسنی ناصر امجد احمد بستانی جواد رنجبر درخشیلر ناصر سلطانی ابراهیم صحافی رضا یعقوبی مدیر نشست: محمدعلی…
🔴 دپارتمانِ اندیشۀ سیاسیِ انجمنِ ایرانی مطالعاتِ غربِ آسیا با همکاری خانۀ اندیشمندان علوم انسانی برگزار میکند:
آیندۀ تفکّر در ایران (امکان یا امتناع، مدرنیته و توسعه) با نگاهی به منظومۀ فکری دکتر سید جواد طباطبایی
دومین سالگرد درگذشتِ استاد سید جواد طباطبایی
با سخنرانی:
عباس آخوندی
سید اسدالله اطهری
سید صادق حقیقت
گیتی خورسند
سالار سیفالدینی
ابراهیم صحافی
موسی غنینژاد
محمد قوچانی
ابوالقاسم مجتهدی
جهانگیر معینی علمداری
سید علی میرموسوی
احسان هوشمند
زمان:
پنجشنبه، نهم اسفند ۱۴۰۳ خورشیدی، ساعت پانزده
مکان:
تهران، خیابان نجالتالهی (ویلا)، بوستان ورشو، خانۀ اندیشمندان علوم انسانی، تالار فردوسی
برنامه به صورت حضوری برگزار میگردد و ورود برای همگان، آزاد و رایگان است.
#اطلاع_رسانی
@IranDel_Channel
💢
آیندۀ تفکّر در ایران (امکان یا امتناع، مدرنیته و توسعه) با نگاهی به منظومۀ فکری دکتر سید جواد طباطبایی
دومین سالگرد درگذشتِ استاد سید جواد طباطبایی
با سخنرانی:
عباس آخوندی
سید اسدالله اطهری
سید صادق حقیقت
گیتی خورسند
سالار سیفالدینی
ابراهیم صحافی
موسی غنینژاد
محمد قوچانی
ابوالقاسم مجتهدی
جهانگیر معینی علمداری
سید علی میرموسوی
احسان هوشمند
زمان:
پنجشنبه، نهم اسفند ۱۴۰۳ خورشیدی، ساعت پانزده
مکان:
تهران، خیابان نجالتالهی (ویلا)، بوستان ورشو، خانۀ اندیشمندان علوم انسانی، تالار فردوسی
برنامه به صورت حضوری برگزار میگردد و ورود برای همگان، آزاد و رایگان است.
#اطلاع_رسانی
@IranDel_Channel
💢
👍25👎5
ایراندل | IranDel
🔴 تنها استاد بومی علوم سیاسی [ یادکردی از استاد جواد طباطبایی ] ✍️ حمید احمدی، استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران تا جایی که به یاد دارم، نخستین بار نام جواد طباطبایی را از زبان استادم دکتر حسین بشیریه شنیدم. سال ۱۳۶۹ [خورشیدی] بود و من در آستانۀ رفتن به…
🔴 کاش تبریز را دو طباطبایی بودی
بهمناسبتِ دوّمین سالِ درگذشتِ دکتر جواد طباطبايی
✍️ مصطفی نصیری، پژوهشگر اندیشۀ سیاسی
این بخش از کتابِ «کفالایا»، شاملِ سخنانِ «مانی» را خیلی دوست دارم. هر گاه و بیگاه که دکتر جواد طباطبایی را یاد میکنم، بیاختیار با خود زمزمه میکنم:
«کاش ما را دو مانی بود، یکی همواره پیشِ ما میماند، دیگری به سفر میرفت.
آن زمان که سرورِ ما و روشنیبخش ما [مانی] در شهر تیسفون نشسته بود، شاپورشاه او را نزد خود خواند. پس سرورمان عازم شد. دوباره بازگشت و به سوی ما آمد ….. مدّت زمانِ کوتاهی بگذشت، پس دگر بار، شاپورشاه در پی او فرستاد، و او را فراخواند.... آنگاه سرورمان رفت و دگرباره بازگشت و به مانستان آمد.... پس برای سومین بار شاپورشاه در پی او فرستاد. سرورمان رفت و سومین بار برگشت.
آنگاه یکی از شاگردان به سخن درآمد و اینگونه دعا کرد: تقاضا میکنم سرور، یک مانی دیگر به ما ارزانی دارد، مثلِ تو، یکی از مانیها نزد ما مانَد، و دیگری به سوی شاپورشاه برود.
آنگاه که مانی این سخن را از شاگرد شنید، سرش را تکان داد و به او گفت: من تنها یک مانی به جهان آمدهام، تا دانایی را موعظه کنم، تا در آن، ارادۀ خیر را که به من، محوّل شده است، به انجام برسانم.
بنگر! من تنها یک مانی هستم، اما به من اجازه ندادند تا به آزادی در دنیا سخن بگویم. نادانان به من، فضایی و مجالی نمیدهند تا حقیقت را در آرامش موعظه کنم. آنان شاهان و سزارها را میپذیرند و تحمل میکنند، اما حقیقتی را که من در میانشان موعظه کردم، نمیپذیرند. آنها نوای زندگی را که من در میانِ ایشان ندا میدهم، نمیشنوند. آنان با من نبردهای عظیمی به راه انداختند، منازعاتِ بسیاری با من کردند، مرا گرفتند و پاییدند. اگر حمایتِ پدر، نصیبم نمیشد، همو که بیخدایان را یاری نمیرساند، حتی برای یک روز هم اجازه نمیدادند در سرزمینم حرکت کنم.
آری، در حالی که من تنها یک مانی هستم، یگانه هستم، جهان، پذیرای من نیست، تا چه رسد به تحمّل دو مانی. من تنها یک مانی به جهان آمدهام، با اینحال، همه قدرتها علیه من به جنبش درآمدند، حال اگر دو مانی به جهان آمده بود، کجا قادر به تحمل و پذیرشِ آنان بودند؟! من تنها یک مانی به دنیا آمدهام، بر روی پاهای خود میایستم و با پُری و صمدانیتِ پاهای خود، سفر میکنم. همه شما از خداوند بخواهید تا به آن روزی که رخ خواهد داد، پاهای این مانی را که در میانِ شما هست، استوار دارد.
پس آن شاگرد، چون این سخنان بشنید، به سرورمان، مانی گفت: رستگارم من و برادرانم که از تو این شکوهمندی شنیدیم، ما همگی میدانیم که بواسطۀ آمدنِ تو، بیش از تمامی انسانها، نیکی و دانایی را دریافتیم، تنها پدری که تو را فرستاده تا نیکی و دانایی را موعظه کنی، تنها اوست که قادرست به نیکی، مزدِ رنجِ تو را به کمال بپردازد. تنها اوست که خواهش و دعای تو، دربارۀ ایرانزمین را اجابت می کند.» (برگرفته از بخشِ سفر کفالایا (کلماتِ مانی) با اندکی دخل و تصرف).
دکتر سید جواد طباطبایی تبریزی، در ۲۳ آذر ۱۳۲۴ خورشیدی در تبریزِ تحت اشغالِ سالداتهای روس چشم به ایران گشود، و در ۹ اسفند ۱۴۰۱ خورشیدی در شرایطی چشم از جهان برگرفت که ایرانِ محبوب او با مخاطراتِ جدّی، رویباروی بود. دکتر طباطبایی، تبریز را بسیار دوست میداشت، نه به صرف اینکه زادگاهش بود، بلکه تبریز را «کارگاه تجدّد ایران» میدانست، و از این روی، تاریخِ دورانِ جدیدِ ایران را ذیلِ تبریز و به نام «مکتبِ تبریز» نگاشت.
پیوند طباطبایی با تبریز ناگسستنی بود، زیرا بیمها و امیدهای طباطبایی در سنینِ کودکی در تبریز، تکوین یافته بود. جواد، خیلی زود از سایۀ پدر بر بالای سرش، محروم شد، اما عموی رادمردِ وی، در تعلیم و تربیتش چیزی کم نگذاشت، تا آنجا که بزرگترین فیلسوفِ دورانِ جدیدِ ایران را پروراند، که رحمت بر آن تربت پاک باد. آقای دکتر طباطبایی همواره تعریف میکرد که در همان ایامِ کودکی، به حجرۀ عمویش میرفت و از دور به بحثهای نگران بازاریانِ تبریز در حجرۀ عمو، گوش میکرد. لرزش صدای عمو و دوستانِ بازاری او، زمانیکه دربارۀ مخاطراتِ ایران، سخن میگفتند، خطِّ عمیقی از بیم در روح جوادِ نوباوه گذاشت، طوریکه تا آخرین روزِ زندگی، برای یک لحظه از بیم ایران، رهایی نداشت. نگرانی برای ایران، چنان روح بلند دکتر طباطبایی را تسخیر کرده بود که در روز، با هیچ کاری جز پژوهش و تأمّل دربارۀ ایران، نمیتوانست آن بیمها را از خود براند. اما همینکه در انتهای شب، از فرطِ خستگی، طاقتِ خواندن و نوشتن را از دست میداد، و بالاجبار پیکر خسته و بیمار را بر تختخواب میانداخت، تازه فرصت به قشون بیمهای او میرسید تا خواب را بر چشمانِ خستهاش حرام کنند....
🔴 دنبالۀ یادداشت را در بخشِ «مشاهدۀ فوری» بخوانید:
👇👇
@IranDel_Channel
💢
🔴 کاش تبریز را دو طباطبایی بودی
بهمناسبتِ دوّمین سالِ درگذشتِ دکتر جواد طباطبايی
✍️ مصطفی نصیری، پژوهشگر اندیشۀ سیاسی
این بخش از کتابِ «کفالایا»، شاملِ سخنانِ «مانی» را خیلی دوست دارم. هر گاه و بیگاه که دکتر جواد طباطبایی را یاد میکنم، بیاختیار با خود زمزمه میکنم:
«کاش ما را دو مانی بود، یکی همواره پیشِ ما میماند، دیگری به سفر میرفت.
آن زمان که سرورِ ما و روشنیبخش ما [مانی] در شهر تیسفون نشسته بود، شاپورشاه او را نزد خود خواند. پس سرورمان عازم شد. دوباره بازگشت و به سوی ما آمد ….. مدّت زمانِ کوتاهی بگذشت، پس دگر بار، شاپورشاه در پی او فرستاد، و او را فراخواند.... آنگاه سرورمان رفت و دگرباره بازگشت و به مانستان آمد.... پس برای سومین بار شاپورشاه در پی او فرستاد. سرورمان رفت و سومین بار برگشت.
آنگاه یکی از شاگردان به سخن درآمد و اینگونه دعا کرد: تقاضا میکنم سرور، یک مانی دیگر به ما ارزانی دارد، مثلِ تو، یکی از مانیها نزد ما مانَد، و دیگری به سوی شاپورشاه برود.
آنگاه که مانی این سخن را از شاگرد شنید، سرش را تکان داد و به او گفت: من تنها یک مانی به جهان آمدهام، تا دانایی را موعظه کنم، تا در آن، ارادۀ خیر را که به من، محوّل شده است، به انجام برسانم.
بنگر! من تنها یک مانی هستم، اما به من اجازه ندادند تا به آزادی در دنیا سخن بگویم. نادانان به من، فضایی و مجالی نمیدهند تا حقیقت را در آرامش موعظه کنم. آنان شاهان و سزارها را میپذیرند و تحمل میکنند، اما حقیقتی را که من در میانشان موعظه کردم، نمیپذیرند. آنها نوای زندگی را که من در میانِ ایشان ندا میدهم، نمیشنوند. آنان با من نبردهای عظیمی به راه انداختند، منازعاتِ بسیاری با من کردند، مرا گرفتند و پاییدند. اگر حمایتِ پدر، نصیبم نمیشد، همو که بیخدایان را یاری نمیرساند، حتی برای یک روز هم اجازه نمیدادند در سرزمینم حرکت کنم.
آری، در حالی که من تنها یک مانی هستم، یگانه هستم، جهان، پذیرای من نیست، تا چه رسد به تحمّل دو مانی. من تنها یک مانی به جهان آمدهام، با اینحال، همه قدرتها علیه من به جنبش درآمدند، حال اگر دو مانی به جهان آمده بود، کجا قادر به تحمل و پذیرشِ آنان بودند؟! من تنها یک مانی به دنیا آمدهام، بر روی پاهای خود میایستم و با پُری و صمدانیتِ پاهای خود، سفر میکنم. همه شما از خداوند بخواهید تا به آن روزی که رخ خواهد داد، پاهای این مانی را که در میانِ شما هست، استوار دارد.
پس آن شاگرد، چون این سخنان بشنید، به سرورمان، مانی گفت: رستگارم من و برادرانم که از تو این شکوهمندی شنیدیم، ما همگی میدانیم که بواسطۀ آمدنِ تو، بیش از تمامی انسانها، نیکی و دانایی را دریافتیم، تنها پدری که تو را فرستاده تا نیکی و دانایی را موعظه کنی، تنها اوست که قادرست به نیکی، مزدِ رنجِ تو را به کمال بپردازد. تنها اوست که خواهش و دعای تو، دربارۀ ایرانزمین را اجابت می کند.» (برگرفته از بخشِ سفر کفالایا (کلماتِ مانی) با اندکی دخل و تصرف).
دکتر سید جواد طباطبایی تبریزی، در ۲۳ آذر ۱۳۲۴ خورشیدی در تبریزِ تحت اشغالِ سالداتهای روس چشم به ایران گشود، و در ۹ اسفند ۱۴۰۱ خورشیدی در شرایطی چشم از جهان برگرفت که ایرانِ محبوب او با مخاطراتِ جدّی، رویباروی بود. دکتر طباطبایی، تبریز را بسیار دوست میداشت، نه به صرف اینکه زادگاهش بود، بلکه تبریز را «کارگاه تجدّد ایران» میدانست، و از این روی، تاریخِ دورانِ جدیدِ ایران را ذیلِ تبریز و به نام «مکتبِ تبریز» نگاشت.
پیوند طباطبایی با تبریز ناگسستنی بود، زیرا بیمها و امیدهای طباطبایی در سنینِ کودکی در تبریز، تکوین یافته بود. جواد، خیلی زود از سایۀ پدر بر بالای سرش، محروم شد، اما عموی رادمردِ وی، در تعلیم و تربیتش چیزی کم نگذاشت، تا آنجا که بزرگترین فیلسوفِ دورانِ جدیدِ ایران را پروراند، که رحمت بر آن تربت پاک باد. آقای دکتر طباطبایی همواره تعریف میکرد که در همان ایامِ کودکی، به حجرۀ عمویش میرفت و از دور به بحثهای نگران بازاریانِ تبریز در حجرۀ عمو، گوش میکرد. لرزش صدای عمو و دوستانِ بازاری او، زمانیکه دربارۀ مخاطراتِ ایران، سخن میگفتند، خطِّ عمیقی از بیم در روح جوادِ نوباوه گذاشت، طوریکه تا آخرین روزِ زندگی، برای یک لحظه از بیم ایران، رهایی نداشت. نگرانی برای ایران، چنان روح بلند دکتر طباطبایی را تسخیر کرده بود که در روز، با هیچ کاری جز پژوهش و تأمّل دربارۀ ایران، نمیتوانست آن بیمها را از خود براند. اما همینکه در انتهای شب، از فرطِ خستگی، طاقتِ خواندن و نوشتن را از دست میداد، و بالاجبار پیکر خسته و بیمار را بر تختخواب میانداخت، تازه فرصت به قشون بیمهای او میرسید تا خواب را بر چشمانِ خستهاش حرام کنند....
🔴 دنبالۀ یادداشت را در بخشِ «مشاهدۀ فوری» بخوانید:
👇👇
@IranDel_Channel
💢
Telegraph
ایراندل | IranDel
🔴 کاش تبریز را دو طباطبایی بودی بهمناسبتِ دوّمین سالِ درگذشتِ دکتر جواد طباطبايی ✍️ مصطفی نصیری، پژوهشگر اندیشۀ سیاسی این بخش از کتابِ «کفالایا»، شاملِ سخنانِ «مانی» را خیلی دوست دارم. هر گاه و بیگاه که دکتر جواد طباطبایی را یاد میکنم، بیاختیار…
👍46👎7
🔴 دکانِ دو نبشی به نام «زبانِ مادری»
✍️ محمد خزایی، کنشگر مدنیِ ملّی در واکنش به مخالفتِ مجلس و هیئت وزیران با کلیاتِ طرحِ «تدریسِ ادبیاتِ زبانهای قومی و محلی در مدارس کشور» نوشت:
علیرضا منادی سفیدان و روحالله متفکرآزاد، نمایندگان تبریز در مجلس، طرحی به نام آموزشِ زبان مادری تهیه میکنند و به صحن مجلس میبرند، از آن سو مسعود پزشکیان و شهرام دبیری اسکویی هر دو از تبریز به عنوان دولت، نمایندهشان با حضور در صحن علنی مجلس با همان طرح، مخالفت میکند!!
طرحی که سبب صفبندی کاذبِ قومی و قبیلهای میان نمایندگانِ مجلس شده است و برای یک امر غیرضروری که اولویتِ صدمِ ملّتِ ایران در این روزها نیست، این همه وقتِ مجلس را گرفته و سبب فضاسازی از سوی دشمنان خارجی و رسانههایشان شده و خواهد شد.
🔴 پینوشت:
خبر مذکور و جزئیات آن را در تارنمای ایرنا بخوانید.
@IranDel_Channel
💢
🔴 دکانِ دو نبشی به نام «زبانِ مادری»
✍️ محمد خزایی، کنشگر مدنیِ ملّی در واکنش به مخالفتِ مجلس و هیئت وزیران با کلیاتِ طرحِ «تدریسِ ادبیاتِ زبانهای قومی و محلی در مدارس کشور» نوشت:
علیرضا منادی سفیدان و روحالله متفکرآزاد، نمایندگان تبریز در مجلس، طرحی به نام آموزشِ زبان مادری تهیه میکنند و به صحن مجلس میبرند، از آن سو مسعود پزشکیان و شهرام دبیری اسکویی هر دو از تبریز به عنوان دولت، نمایندهشان با حضور در صحن علنی مجلس با همان طرح، مخالفت میکند!!
طرحی که سبب صفبندی کاذبِ قومی و قبیلهای میان نمایندگانِ مجلس شده است و برای یک امر غیرضروری که اولویتِ صدمِ ملّتِ ایران در این روزها نیست، این همه وقتِ مجلس را گرفته و سبب فضاسازی از سوی دشمنان خارجی و رسانههایشان شده و خواهد شد.
🔴 پینوشت:
خبر مذکور و جزئیات آن را در تارنمای ایرنا بخوانید.
@IranDel_Channel
💢
Telegram
ایراندل | IranDel
همه عالم تن است و ایران دل ❤️
این کانال دغدغهاش، ایران است و گردانندۀ آن، یک شهروند ایرانی آذربایجانی
[ بازنشر یک یادداشت، توییت، ویدئو و یا یک صوت به معنی تأیید کل محتوا و تمام مواضع صاحب آن محتوا نیست و هدف صرفاً بازتاب دادن یک نگاه و اندیشه است.]
این کانال دغدغهاش، ایران است و گردانندۀ آن، یک شهروند ایرانی آذربایجانی
[ بازنشر یک یادداشت، توییت، ویدئو و یا یک صوت به معنی تأیید کل محتوا و تمام مواضع صاحب آن محتوا نیست و هدف صرفاً بازتاب دادن یک نگاه و اندیشه است.]
👍46👎8
چرا طباطبایی ترور شخصیت شد.pdf
4.6 MB
🔴 چرا دکتر جواد طباطبایی، ترورِ شخصیّت شد؟
سوءقصد به «نظریۀ بقای ایران»
✍️ سالار سیفالدینی، دکترای جغرافیای سیاسی
🔴 بُنمایه:
مجلۀ سیاستنامه، شمارۀ ۳۱، تابستان ۱۴۰۳ خورشیدی
@IranDel_Channel
💢
🔴 چرا دکتر جواد طباطبایی، ترورِ شخصیّت شد؟
سوءقصد به «نظریۀ بقای ایران»
✍️ سالار سیفالدینی، دکترای جغرافیای سیاسی
🔴 بُنمایه:
مجلۀ سیاستنامه، شمارۀ ۳۱، تابستان ۱۴۰۳ خورشیدی
@IranDel_Channel
💢
👍36👎6
Forwarded from ایراندل | IranDel
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 تصنیفِ افسونِ سخن
خواننده: استاد غلامحسین بنان
آهنگساز: نصرالله زرینپنجه
ترانهسرا: نظام فاطمی
بیتِ آغازین: طبیب اصفهانی
دستگاه شور، آواز دشتی
🔴 به بهانهی هشتم اسفند ماه، سالگردِ درگذشتِ خواننده برجستهی موسیقی سنتی و دستگاهی ایرانی، استاد غلامحسین بنان
#یادها | #مناسبتها
@IranDel_Channel
💢
خواننده: استاد غلامحسین بنان
آهنگساز: نصرالله زرینپنجه
ترانهسرا: نظام فاطمی
بیتِ آغازین: طبیب اصفهانی
دستگاه شور، آواز دشتی
🔴 به بهانهی هشتم اسفند ماه، سالگردِ درگذشتِ خواننده برجستهی موسیقی سنتی و دستگاهی ایرانی، استاد غلامحسین بنان
#یادها | #مناسبتها
@IranDel_Channel
💢
👍24👎3
ایراندل | IranDel
🔴 دکانِ دو نبشی به نام «زبانِ مادری» ✍️ محمد خزایی، کنشگر مدنیِ ملّی در واکنش به مخالفتِ مجلس و هیئت وزیران با کلیاتِ طرحِ «تدریسِ ادبیاتِ زبانهای قومی و محلی در مدارس کشور» نوشت: علیرضا منادی سفیدان و روحالله متفکرآزاد، نمایندگان تبریز در مجلس، طرحی…
🔴 اصل پانزده، مخرّب یا مشکوک؟
✍️ حمید احمدی، استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران
سالهاست که جنجالِ اصلِ پانزده قانون اساسی جمهوری اسلامی بالا گرفته: برخی آن را بهانۀ آموزش زبانهای محلی و چماقی علیه هویتِ فرهنگی و تمامیّت ارضی ایران کرده و برخی فعالانِ سیاسی، ابزاری برای بدست اوردن رأی در انتخابات و کسب قدرت.
با اینکه اصل دارای ابهام و تناقض است، در عمل بسیاری نکات آن، پیاده شده و پیامدهای مخربی چون نفرتپراکنی و تفرقهافکنی قومی را به دنبال داشته است. با وجود این، بسیاری از تبار مشکوک و ماهیتِ ضدِّ ملّی آن بیخبرند.
این بحث اصولاً در پیشنویسِ قانون اساسی [جمهوری اسلامی] مطرح نشد و بوسیلۀ محافل قومگرای ضدِّ ایرانی به مجلس خبرگان راه یافت. من به این نکته پس از گفتگو با مرحوم دکتر حسن حبیبی، طراحِ اصلی پیشنویسِ قانون اساسی و مؤسس بنیاد ایرانشناسی پی بردم.
دکتر حبیبی در سال ۱۳۷۹ [خورشیدی]، در دیداری در پاسخ به پرسش من که با چه انگیزهای آموزش زبانهای محلی و قومی را در این اصل مطرح کردید، با ناراحتی گفت، من چنین بحثی را مطرح نکردم. وقتی با شگفتی از او پرسیدم پس چه کسی مطرح کرد؟ گفت اقای رحمتالله مقدم مراغهای، استاندار اذربایجان شرقی این بحث را به مجلس خبرگان آورد.
در اینجا بر من آشکار شد که مقدم مراغهای که فرد ایراندوستی هم بود این بحث را به پیشنهاد محافلِ قومگرای حلقۀ «وارلیق» و حلقۀ تندروتر «یولداش» یعنی کانون پانترکیستهای مرتبط با آنکارا و باکو (ازجمله بورسیههای دولت ترکیه در دهۀ ۱۳۲۰) و مارکسیستهای برگشته از مسکو، به مجلس خبرگان آورده بود. خبرگان هم که از منشأ بحث بیخبر بودند، آنرا با تغییراتی در اصل پانزده گنجاندند.
اندکی بعد در اسناد سفارت امریکا (موسوم به اسناد لانۀ جاسوسی) مشخص شد که مقدم مراغهای با نام مستعار s.d.probe با آژانس اطلاعاتی امریکا (CIA) در ارتباط بوده و از او به عنوان مخبر استفاده میشده است. او چند سال به خارج رفت و اواخر عمرش به ایران برگشت. البته من بر آن نیستم که مرحوم مقدم مراغهای جاسوس بوده بلکه به احتمال زیاد، به دلیلِ گرایشات نوگرایانه و لیبرالیستیاش رابطۀ دوستانه با آمریکاییها داشته و آنها از اطلاعاتِ او استفاده میکردهاند. در هر صورت این مسأله را بعدها کریستین امری، استاد روابط بینالملل دانشگاه پلیموث انگلستان در کتاب US foreign policy and the Iranian revolution مورد تأیید قرار داد (ص ۱۳۴-۱۳۵ ترجمۀ فارسی).
اینگونه است که اصل پانزده قانون اساسی به حربهای علیه زبان و همبستگی ملّی ایران تبدیل شده و طرفداران آن محافلِ قومگرای ضدِّ ایرانی و حامیان خارجی آنها و فعالانِ تشنۀ قدرت و فرصتطلب داخلی بودهاند.
@IranDel_Channel
💢
🔴 اصل پانزده، مخرّب یا مشکوک؟
✍️ حمید احمدی، استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران
سالهاست که جنجالِ اصلِ پانزده قانون اساسی جمهوری اسلامی بالا گرفته: برخی آن را بهانۀ آموزش زبانهای محلی و چماقی علیه هویتِ فرهنگی و تمامیّت ارضی ایران کرده و برخی فعالانِ سیاسی، ابزاری برای بدست اوردن رأی در انتخابات و کسب قدرت.
با اینکه اصل دارای ابهام و تناقض است، در عمل بسیاری نکات آن، پیاده شده و پیامدهای مخربی چون نفرتپراکنی و تفرقهافکنی قومی را به دنبال داشته است. با وجود این، بسیاری از تبار مشکوک و ماهیتِ ضدِّ ملّی آن بیخبرند.
این بحث اصولاً در پیشنویسِ قانون اساسی [جمهوری اسلامی] مطرح نشد و بوسیلۀ محافل قومگرای ضدِّ ایرانی به مجلس خبرگان راه یافت. من به این نکته پس از گفتگو با مرحوم دکتر حسن حبیبی، طراحِ اصلی پیشنویسِ قانون اساسی و مؤسس بنیاد ایرانشناسی پی بردم.
دکتر حبیبی در سال ۱۳۷۹ [خورشیدی]، در دیداری در پاسخ به پرسش من که با چه انگیزهای آموزش زبانهای محلی و قومی را در این اصل مطرح کردید، با ناراحتی گفت، من چنین بحثی را مطرح نکردم. وقتی با شگفتی از او پرسیدم پس چه کسی مطرح کرد؟ گفت اقای رحمتالله مقدم مراغهای، استاندار اذربایجان شرقی این بحث را به مجلس خبرگان آورد.
در اینجا بر من آشکار شد که مقدم مراغهای که فرد ایراندوستی هم بود این بحث را به پیشنهاد محافلِ قومگرای حلقۀ «وارلیق» و حلقۀ تندروتر «یولداش» یعنی کانون پانترکیستهای مرتبط با آنکارا و باکو (ازجمله بورسیههای دولت ترکیه در دهۀ ۱۳۲۰) و مارکسیستهای برگشته از مسکو، به مجلس خبرگان آورده بود. خبرگان هم که از منشأ بحث بیخبر بودند، آنرا با تغییراتی در اصل پانزده گنجاندند.
اندکی بعد در اسناد سفارت امریکا (موسوم به اسناد لانۀ جاسوسی) مشخص شد که مقدم مراغهای با نام مستعار s.d.probe با آژانس اطلاعاتی امریکا (CIA) در ارتباط بوده و از او به عنوان مخبر استفاده میشده است. او چند سال به خارج رفت و اواخر عمرش به ایران برگشت. البته من بر آن نیستم که مرحوم مقدم مراغهای جاسوس بوده بلکه به احتمال زیاد، به دلیلِ گرایشات نوگرایانه و لیبرالیستیاش رابطۀ دوستانه با آمریکاییها داشته و آنها از اطلاعاتِ او استفاده میکردهاند. در هر صورت این مسأله را بعدها کریستین امری، استاد روابط بینالملل دانشگاه پلیموث انگلستان در کتاب US foreign policy and the Iranian revolution مورد تأیید قرار داد (ص ۱۳۴-۱۳۵ ترجمۀ فارسی).
اینگونه است که اصل پانزده قانون اساسی به حربهای علیه زبان و همبستگی ملّی ایران تبدیل شده و طرفداران آن محافلِ قومگرای ضدِّ ایرانی و حامیان خارجی آنها و فعالانِ تشنۀ قدرت و فرصتطلب داخلی بودهاند.
@IranDel_Channel
💢
Telegram
ایراندل | IranDel
همه عالم تن است و ایران دل ❤️
این کانال دغدغهاش، ایران است و گردانندۀ آن، یک شهروند ایرانی آذربایجانی
[ بازنشر یک یادداشت، توییت، ویدئو و یا یک صوت به معنی تأیید کل محتوا و تمام مواضع صاحب آن محتوا نیست و هدف صرفاً بازتاب دادن یک نگاه و اندیشه است.]
این کانال دغدغهاش، ایران است و گردانندۀ آن، یک شهروند ایرانی آذربایجانی
[ بازنشر یک یادداشت، توییت، ویدئو و یا یک صوت به معنی تأیید کل محتوا و تمام مواضع صاحب آن محتوا نیست و هدف صرفاً بازتاب دادن یک نگاه و اندیشه است.]
👍40👎9
Forwarded from ایراندل | IranDel
🔴 طباطبایی و کشاکش بیپایانِ سنت و تجدد
✍️ بهرام روشنضمیر، دانشجوی دکترای تاریخ در مدرسه مطالعات عالی پاریس
ایران به لحاظ تاریخی، تداومی بر گسستهاست و به لحاظِ فرهنگی وحدتِ کثرتها. سخن گفتن از ایران نیاز به ابزار و روشِ مناسبسازیشده برای ایران دارد. نیاز به ترمینولوژی اختصاصی دارد. از این روست که زندهیاد دکتر طباطبایی امید داشت که روزیِ موضوعِ دانشگاهِ ما، ایران باشد. اما در زمانۀ فترتِ دولت یا عصرِ بیدولتیِ ایرانیان، که به گفتۀ خود زندهیاد همهچیز در ایران متولی دارد، به جز خودِ ایران، این وظیفۀ سنگین دستکم در گامِ مقدماتی بر دوشِ خود ایشان افتاده بود. فیلسوف سیاسیِ ایران، از انگشتشمار ایرانیانی بود که فلسفه غرب را میشناخت و تنها ایرانی که هم فلسفه غرب را میشناخت و هم سنتِ ایرانی را. اهمیتِ این مسئله یعنی شناختِ همزمانِ آنچه طباطبایی "نظام سنّت" در ایران نامیده بود (معادل آنچه در فرانسه رژیم قدیم میگویند) و نظامِ مدرنِ سیاسیِ غرب بهویژه اینجا اهمیت مییابد، که در نظر بگیریم به نظرِ ایشان، خودِ همان نظامِ سنّت در ایران نیز آمیزهای از اندیشۀ ایرانشهری و فلسفۀ یونانی بود، که یکی از پایههای اساسیِ مدرنیتۀ غربی است. جالب آنکه طباطبایی، وجه سومِ نظام سنّتِ ایران و البته ضلعِ سومِ فرهنگ و تمدنِ ایرانِ پیشامدرن، یعنی اسلامِ به معنای تمدنی را نیز هرگز نادیده یا حتی دستِ کم نمیگرفت. حملاتِ تند و تیزِ او به قدرتمندانِ چهار دهۀ اخیر کشور و جادهصافکنندگانِ آنان از شریعتی تا استمرارطلبان مالهکش و روشنفکرمآب کنونی باید در بافتارِ سیاسی موجود فهم شود. وگرنه طباطبایی نه فقط ضدیتی با اسلام نداشت که شاید آخرین، اندیشمندِ صاحبنظرِ و قابلِ اعتنای ایرانی در این زمینه باشد که همچنان از متون و مفاهیمِ اسلامی، دستکم به عنوان یک آبشخور استفاده میکرد. اگر قدرتمندان، درکِ تیزبینانه و هوشمندانۀ او در بیست سال پیش که گفته بود اسلامِ سیاسی در ایران مُرده است، را میشنیدند امروز وضع به جایی نمیرسید که حتی سخن گفتن از اسلامِ تمدنی در ایران نیز دشوار باشد. این تعبیر از استاد که ایران ناحیهای از اسلام، اما نه منطقهای از آن بوده و یا اینکه ایران در بیرونِ درونِ قلمروِ اسلام قرار داشته، تنها در سپهرِ سیاسیِ موجود ما سخنی سکولار، لاییک، یا حتی بیدینانه و اسلامهراسانه تصور میگردد و هواداران مسلکهای یاد شده را خوشنود میکند.
همچنین است برداشتهای عجیب و غریبی که از مفهوم ایرانشهریِ طباطبایی در تمام این سالها صورت گرفته است. بهگونهای که حتی برخی جریاناتِ اساساً بنیادگرا و تجددستیزِ ایرانی آن را روی دست گرفته و گمان کردند که میتوان با ایرانشهر به جنگِ مدرنیتۀ غربی رفت. حتی شاهد شنیدن تعابیر گُنگ و غریبی چون "فرهنگِ ایرانشهری" بودهایم. حال آنکه چنانکه تأکید شد، زندهیاد طباطبایی فارغ از این تندرویها، چیستیِ پیشامدرنِ ایرانی را شامل سه عنصرِ درهمتنیدۀ ایرانِ باستان، اسلامِ تمدنی و یونان میدانست و برای چیستی و بایستگیِ ایرانِ مُدرن نیز هرگز لحظهای از تجددِ غربی فاصله نمیگرفت و هیچ نسبتی با جریاناتِ سرهگرا نداشت. البته اینجانب بر این باورم که حتی عنصرِ ایرانیِ باستانی نیز هرگز پدیدۀ خالصی جدا از عناصر منطقهای و سامی و از آن مهمتر خالص و جدا از یونان نبوده است. به بیان دیگر بر این باورم که ایران از لحظۀ ایرانشدن تا امروز یک روز جدا از یونان و سپس غرب به مثابه جانشینِ یونان نبوده است.
🔴 دنباله یادداشت را در بخشِ "مشاهده فوری" بخوانید:
👇👇
@IranDel_Channel
💢
🔴 طباطبایی و کشاکش بیپایانِ سنت و تجدد
✍️ بهرام روشنضمیر، دانشجوی دکترای تاریخ در مدرسه مطالعات عالی پاریس
ایران به لحاظ تاریخی، تداومی بر گسستهاست و به لحاظِ فرهنگی وحدتِ کثرتها. سخن گفتن از ایران نیاز به ابزار و روشِ مناسبسازیشده برای ایران دارد. نیاز به ترمینولوژی اختصاصی دارد. از این روست که زندهیاد دکتر طباطبایی امید داشت که روزیِ موضوعِ دانشگاهِ ما، ایران باشد. اما در زمانۀ فترتِ دولت یا عصرِ بیدولتیِ ایرانیان، که به گفتۀ خود زندهیاد همهچیز در ایران متولی دارد، به جز خودِ ایران، این وظیفۀ سنگین دستکم در گامِ مقدماتی بر دوشِ خود ایشان افتاده بود. فیلسوف سیاسیِ ایران، از انگشتشمار ایرانیانی بود که فلسفه غرب را میشناخت و تنها ایرانی که هم فلسفه غرب را میشناخت و هم سنتِ ایرانی را. اهمیتِ این مسئله یعنی شناختِ همزمانِ آنچه طباطبایی "نظام سنّت" در ایران نامیده بود (معادل آنچه در فرانسه رژیم قدیم میگویند) و نظامِ مدرنِ سیاسیِ غرب بهویژه اینجا اهمیت مییابد، که در نظر بگیریم به نظرِ ایشان، خودِ همان نظامِ سنّت در ایران نیز آمیزهای از اندیشۀ ایرانشهری و فلسفۀ یونانی بود، که یکی از پایههای اساسیِ مدرنیتۀ غربی است. جالب آنکه طباطبایی، وجه سومِ نظام سنّتِ ایران و البته ضلعِ سومِ فرهنگ و تمدنِ ایرانِ پیشامدرن، یعنی اسلامِ به معنای تمدنی را نیز هرگز نادیده یا حتی دستِ کم نمیگرفت. حملاتِ تند و تیزِ او به قدرتمندانِ چهار دهۀ اخیر کشور و جادهصافکنندگانِ آنان از شریعتی تا استمرارطلبان مالهکش و روشنفکرمآب کنونی باید در بافتارِ سیاسی موجود فهم شود. وگرنه طباطبایی نه فقط ضدیتی با اسلام نداشت که شاید آخرین، اندیشمندِ صاحبنظرِ و قابلِ اعتنای ایرانی در این زمینه باشد که همچنان از متون و مفاهیمِ اسلامی، دستکم به عنوان یک آبشخور استفاده میکرد. اگر قدرتمندان، درکِ تیزبینانه و هوشمندانۀ او در بیست سال پیش که گفته بود اسلامِ سیاسی در ایران مُرده است، را میشنیدند امروز وضع به جایی نمیرسید که حتی سخن گفتن از اسلامِ تمدنی در ایران نیز دشوار باشد. این تعبیر از استاد که ایران ناحیهای از اسلام، اما نه منطقهای از آن بوده و یا اینکه ایران در بیرونِ درونِ قلمروِ اسلام قرار داشته، تنها در سپهرِ سیاسیِ موجود ما سخنی سکولار، لاییک، یا حتی بیدینانه و اسلامهراسانه تصور میگردد و هواداران مسلکهای یاد شده را خوشنود میکند.
همچنین است برداشتهای عجیب و غریبی که از مفهوم ایرانشهریِ طباطبایی در تمام این سالها صورت گرفته است. بهگونهای که حتی برخی جریاناتِ اساساً بنیادگرا و تجددستیزِ ایرانی آن را روی دست گرفته و گمان کردند که میتوان با ایرانشهر به جنگِ مدرنیتۀ غربی رفت. حتی شاهد شنیدن تعابیر گُنگ و غریبی چون "فرهنگِ ایرانشهری" بودهایم. حال آنکه چنانکه تأکید شد، زندهیاد طباطبایی فارغ از این تندرویها، چیستیِ پیشامدرنِ ایرانی را شامل سه عنصرِ درهمتنیدۀ ایرانِ باستان، اسلامِ تمدنی و یونان میدانست و برای چیستی و بایستگیِ ایرانِ مُدرن نیز هرگز لحظهای از تجددِ غربی فاصله نمیگرفت و هیچ نسبتی با جریاناتِ سرهگرا نداشت. البته اینجانب بر این باورم که حتی عنصرِ ایرانیِ باستانی نیز هرگز پدیدۀ خالصی جدا از عناصر منطقهای و سامی و از آن مهمتر خالص و جدا از یونان نبوده است. به بیان دیگر بر این باورم که ایران از لحظۀ ایرانشدن تا امروز یک روز جدا از یونان و سپس غرب به مثابه جانشینِ یونان نبوده است.
🔴 دنباله یادداشت را در بخشِ "مشاهده فوری" بخوانید:
👇👇
@IranDel_Channel
💢
Telegraph
ایراندل | IranDel
🔴 طباطبایی و کشاکش بیپایانِ سنت و تجدد ✍️ بهرام روشنضمیر، دانشجوی دکترای تاریخ در مدرسه مطالعات عالی پاریس ایران به لحاظ تاریخی، تداومی بر گسستهاست و به لحاظِ فرهنگی وحدتِ کثرتها. سخن گفتن از ایران نیاز به ابزار و روشِ مناسبسازیشده برای ایران…
👍21👎6
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎥 چرا ایران «مشکل» است؟ در ویدئوی پیوست، دکتر جواد طباطبایی، پاسخ میدهد
فهمِ تاريخ ايران ممكن نيست مگر با خوانشِ فلسفی آن.
___
🔴 فروپاشی شاهنشاهی صفویان از دیدگاه دکتر جواد طباطبایی، فیلسوف سیاسی ایران
در تاریخ ایران چه بسا اتفاق افتاده است که «کارخانۀ سلطنت» پیش از آنکه سقوط کند، هبوط کرده است.
فرمانروايى صفويان، نمونۀ شايان توجه و قابل تأملى از اين هبوط پيش از سقوط است. فساد و بىخبرى شاهان، بىحمّيتى و بىلياقتى بزرگان و انديشهاى خلاف زمان، كه راه را بر اصلاحِ امور بسته بود، كشور را در كامِ غرقابى فرو برده بود كه با سرمايۀ امكانات و توانايىهاى موجود ايران، خروج از آن امكانپذير نبود. با اين همه، سياهزخمِ انحطاط به جايی رسيده بود كه حتى بىخبران هم خبرى از آن میتوانستند بيابند، البته، به استثناى كسانى كه در گوشهاى خود پنبه كرده بودند، تا خبر به آنان نرسد و شگفت اينکه تاريخ ايران، به يك معنا، جز تكرار اين وضع نيست.
آن زِ دانش تهی زِ غفلت پُر
شاه سلطان حسینِ يَخشیدُر
برگرفته از کتاب:
«تاملی دربارۀ ایران؛ دیباچهای بر نظریۀ انحطاط ایران»
@IranDel_Channel
💢
فهمِ تاريخ ايران ممكن نيست مگر با خوانشِ فلسفی آن.
___
🔴 فروپاشی شاهنشاهی صفویان از دیدگاه دکتر جواد طباطبایی، فیلسوف سیاسی ایران
در تاریخ ایران چه بسا اتفاق افتاده است که «کارخانۀ سلطنت» پیش از آنکه سقوط کند، هبوط کرده است.
فرمانروايى صفويان، نمونۀ شايان توجه و قابل تأملى از اين هبوط پيش از سقوط است. فساد و بىخبرى شاهان، بىحمّيتى و بىلياقتى بزرگان و انديشهاى خلاف زمان، كه راه را بر اصلاحِ امور بسته بود، كشور را در كامِ غرقابى فرو برده بود كه با سرمايۀ امكانات و توانايىهاى موجود ايران، خروج از آن امكانپذير نبود. با اين همه، سياهزخمِ انحطاط به جايی رسيده بود كه حتى بىخبران هم خبرى از آن میتوانستند بيابند، البته، به استثناى كسانى كه در گوشهاى خود پنبه كرده بودند، تا خبر به آنان نرسد و شگفت اينکه تاريخ ايران، به يك معنا، جز تكرار اين وضع نيست.
آن زِ دانش تهی زِ غفلت پُر
شاه سلطان حسینِ يَخشیدُر
برگرفته از کتاب:
«تاملی دربارۀ ایران؛ دیباچهای بر نظریۀ انحطاط ایران»
@IranDel_Channel
💢
👍25👎3
🔴 واکنشی به اظهارات روحالله متفکر آزاد
✍️ رضا نیکجوی تبریزی، در توییتی نوشت:
دور نیست روزی که این جماعت از اصطلاحِ «خاک بر سرِ ایران» نیز استفاده کنند!
نمایندهای که امنیّتِ کشور را چنین خاک بر سر خواهد، محتملاً برای کشور نیز چنین خواهد خواست!
#توییت_خوانی
@IranDel_Channel
💢
✍️ رضا نیکجوی تبریزی، در توییتی نوشت:
دور نیست روزی که این جماعت از اصطلاحِ «خاک بر سرِ ایران» نیز استفاده کنند!
نمایندهای که امنیّتِ کشور را چنین خاک بر سر خواهد، محتملاً برای کشور نیز چنین خواهد خواست!
#توییت_خوانی
@IranDel_Channel
💢
👍64👎8
ایراندل | IranDel
🔴 واکنشی به اظهارات روحالله متفکر آزاد ✍️ رضا نیکجوی تبریزی، در توییتی نوشت: دور نیست روزی که این جماعت از اصطلاحِ «خاک بر سرِ ایران» نیز استفاده کنند! نمایندهای که امنیّتِ کشور را چنین خاک بر سر خواهد، محتملاً برای کشور نیز چنین خواهد خواست! #توییت_خوانی…
🔴 واکنشها به هیچانگاری امنیت ملی در صحن مجلس!
✍️ سالار سیفالدینی، نهم اسفند ۱۴۰۳ خورشیدی، در توییتی نوشت:
دیروز - هشت اسفند - وقتی گروهی در مجلس به دنبال قوم و قبیلهبازی و فراهم کردنِ مقدماتِ جنگِ داخلی و فحاشی به امنیّت ملّی بودند، یک سربازِ ارتش در مرز برای امنیتِ ملی و پاسداری از این آب و خاک، یخ زد و شهید شد.
#توییت_خوانی
@IranDel_Channel
💢
✍️ سالار سیفالدینی، نهم اسفند ۱۴۰۳ خورشیدی، در توییتی نوشت:
دیروز - هشت اسفند - وقتی گروهی در مجلس به دنبال قوم و قبیلهبازی و فراهم کردنِ مقدماتِ جنگِ داخلی و فحاشی به امنیّت ملّی بودند، یک سربازِ ارتش در مرز برای امنیتِ ملی و پاسداری از این آب و خاک، یخ زد و شهید شد.
#توییت_خوانی
@IranDel_Channel
💢
👍52👎1
🔴 گفتوگوی ایبنا با برگزیده جایزه جهانی کتاب سال؛
رنگ در دل بنای تخت جمشید نهادینه شده بود/ حفاظت از بقایای چندرنگی در هنر هخامنشی
الکساندر ناگل، مرلف کتاب «رنگ و معنی در هنر هخامنشی پارسی» گفت: رنگ در دل بنای تخت جمشید نهادینه شده بود. امروز اگر شما به تخت جمشید بروید، هیچ رنگی نمیبینید اما من خواستم که با روش میکروسکوپی این رنگدانهها را پیدا کنم زیرا معتقدم که نقاشان چه در این دوره و چه در عهد باستان، نقش مهمی را ایفا میکردند و اهمیت و جایگاه بسیار مهمی داشتند.
به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، کتاب «رنگ و معنی در هنر هخامنشی پارسی» تألیف الکساندر ناگل از آلمان، چاپ انتشارات کمبریج، برگزیدۀ سیودومین دورۀ جایزۀ جهانی کتاب سال ایران شد. این کتاب دربارۀ کاربرد رنگ در هنر و معماری ایران باستان است و نقشی برجسته در کاربرد دانش فناوری در دنیای باستان و بازسازی بناهای باستانی به خصوص اثر ارزشمند تخت جمشید در دورۀ هخامنشی دارد.
🔴 ایبنا، با نویسندۀ کتاب «رنگ و معنی در هنر هخامنشی پارسی» گفتوگو کرده است که میتوانید از «اینجا» بخوانید.
@IranDel_Channel
💢
رنگ در دل بنای تخت جمشید نهادینه شده بود/ حفاظت از بقایای چندرنگی در هنر هخامنشی
الکساندر ناگل، مرلف کتاب «رنگ و معنی در هنر هخامنشی پارسی» گفت: رنگ در دل بنای تخت جمشید نهادینه شده بود. امروز اگر شما به تخت جمشید بروید، هیچ رنگی نمیبینید اما من خواستم که با روش میکروسکوپی این رنگدانهها را پیدا کنم زیرا معتقدم که نقاشان چه در این دوره و چه در عهد باستان، نقش مهمی را ایفا میکردند و اهمیت و جایگاه بسیار مهمی داشتند.
به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، کتاب «رنگ و معنی در هنر هخامنشی پارسی» تألیف الکساندر ناگل از آلمان، چاپ انتشارات کمبریج، برگزیدۀ سیودومین دورۀ جایزۀ جهانی کتاب سال ایران شد. این کتاب دربارۀ کاربرد رنگ در هنر و معماری ایران باستان است و نقشی برجسته در کاربرد دانش فناوری در دنیای باستان و بازسازی بناهای باستانی به خصوص اثر ارزشمند تخت جمشید در دورۀ هخامنشی دارد.
🔴 ایبنا، با نویسندۀ کتاب «رنگ و معنی در هنر هخامنشی پارسی» گفتوگو کرده است که میتوانید از «اینجا» بخوانید.
@IranDel_Channel
💢
👍23👎1
🔴 کمدیهای تراژیک
[ در واکنش به پیام عبدالله اوجالان ]
✍️ آرمان امیری
در بخشی از بیانیهی «عبدالله اوجالان» که دلایل انحلال حزب پ.ک.ک را توضیح میدهد آمده است: «به دلایل داخلی و همچنین حل بحران انکار هویت در کشور و پیشرفتهایی که در زمینهی آزادی بیان حاصل شد، باعث ایجاد فقر معنایی و تکرار مفرط در پ.ک.ک گردید. بنابراین، همانند دیگر نمونههای مشابه عمر خود را به پایان رسانده و انحلال آن ضروری شده است».
به زبان ساده، وقتی کُردهای ترکیه، فقط اندکی به وضعیتی که همتایانِ ایرانیشان در تمام طولِ تاریخ از آن بهرهمند بودند «نزدیک» شدهاند، بلافاصله رهبر حزب چریکیشان بیانیه داده که دیگر تداوم این هویتطلبی معنایی ندارد!
اگر تمام درخواست کُرد ترکیهای این بود که به من نگویید «تُرک کوهی»، و ترانه خواندن به زبان کُردی را جرمانگاری نکنید (آنگونه که در سرنوشت احمد کایا دیدیم)، حتی فکر کردن به اینکه این سطح از بدیهیاتِ حقوق انسانی ممکن است محل مناقشه باشد برای هیچ یک از "اقوام ایرانی"، قابل تصور هم نیست!
ایران سرزمینی است که برای دهها قرن، اقوامش یکدیگر را به رسمیت شناخته و با یکدیگر به مسالمت زیست کردهاند. سرزمینی است که صنعت چاپ و نشرش همواره در برابر تمامی زبانهای اقوام گشوده بوده؛ سرزمینی که از بدو تأسیس رادیو و تلویزیون ملّی، بخش ویژهای را به زبانهای قومی اختصاص داده؛ سرزمینی که همین امروز چندین شبکهی دولتیاش به زبانهای قومی، برنامه پخش میکنند و البته پای ثابت تمامی جشنهای دولتی و حکومتی ترانههایی به زبانِ تمامی اقوام ایرانی است.
اگر فردی مثل اوجالان، یک سر سوزن وجدان قضاوتگری داشته باشد، شاید باید در برخورد با وضعیت همتایانِ ایرانیاش از توصیفِ نوعی «مدینهی فاضله» یاد کند. با این حال، او در شرایطی، تداوم مبارزه در ترکیه را متوقف و فرمان خلع سلاح نیروهایش را صادر کرده است که در همین لحظه، دستکم دو شهروند ایرانی تحت القای آموزههای افراطیاش در ایران پای چوبهی دار قرار دارند. تاریخ هرگز نمیتواند قضاوت کند که به چنین کمدی تراژدیهایی باید خندید یا گریست.
@IranDel_Channel
💢
🔴 کمدیهای تراژیک
[ در واکنش به پیام عبدالله اوجالان ]
✍️ آرمان امیری
در بخشی از بیانیهی «عبدالله اوجالان» که دلایل انحلال حزب پ.ک.ک را توضیح میدهد آمده است: «به دلایل داخلی و همچنین حل بحران انکار هویت در کشور و پیشرفتهایی که در زمینهی آزادی بیان حاصل شد، باعث ایجاد فقر معنایی و تکرار مفرط در پ.ک.ک گردید. بنابراین، همانند دیگر نمونههای مشابه عمر خود را به پایان رسانده و انحلال آن ضروری شده است».
به زبان ساده، وقتی کُردهای ترکیه، فقط اندکی به وضعیتی که همتایانِ ایرانیشان در تمام طولِ تاریخ از آن بهرهمند بودند «نزدیک» شدهاند، بلافاصله رهبر حزب چریکیشان بیانیه داده که دیگر تداوم این هویتطلبی معنایی ندارد!
اگر تمام درخواست کُرد ترکیهای این بود که به من نگویید «تُرک کوهی»، و ترانه خواندن به زبان کُردی را جرمانگاری نکنید (آنگونه که در سرنوشت احمد کایا دیدیم)، حتی فکر کردن به اینکه این سطح از بدیهیاتِ حقوق انسانی ممکن است محل مناقشه باشد برای هیچ یک از "اقوام ایرانی"، قابل تصور هم نیست!
ایران سرزمینی است که برای دهها قرن، اقوامش یکدیگر را به رسمیت شناخته و با یکدیگر به مسالمت زیست کردهاند. سرزمینی است که صنعت چاپ و نشرش همواره در برابر تمامی زبانهای اقوام گشوده بوده؛ سرزمینی که از بدو تأسیس رادیو و تلویزیون ملّی، بخش ویژهای را به زبانهای قومی اختصاص داده؛ سرزمینی که همین امروز چندین شبکهی دولتیاش به زبانهای قومی، برنامه پخش میکنند و البته پای ثابت تمامی جشنهای دولتی و حکومتی ترانههایی به زبانِ تمامی اقوام ایرانی است.
اگر فردی مثل اوجالان، یک سر سوزن وجدان قضاوتگری داشته باشد، شاید باید در برخورد با وضعیت همتایانِ ایرانیاش از توصیفِ نوعی «مدینهی فاضله» یاد کند. با این حال، او در شرایطی، تداوم مبارزه در ترکیه را متوقف و فرمان خلع سلاح نیروهایش را صادر کرده است که در همین لحظه، دستکم دو شهروند ایرانی تحت القای آموزههای افراطیاش در ایران پای چوبهی دار قرار دارند. تاریخ هرگز نمیتواند قضاوت کند که به چنین کمدی تراژدیهایی باید خندید یا گریست.
@IranDel_Channel
💢
👍40👎3
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔴 شجاعت در مذاکرۀ رودررو
✍️ اکبر مختاری
شجاعت در مذاکرۀ رودررو است، کاری که زلنسکی انجام داد. او با ایستادگی در برابر خواستهای غیرشفاف ونس و ترامپ توانست اروپا را بار دیگر پشت کشور خود یکصدا کند.
اگرچه امریکای ترامپ، برخلاف آمریکای بایدن از او حمایت لازم را نخواهد کرد، اما زلنسکی فضای فکری موجود را در کاخ سفید در مورد جنگ روسیه و اوکراین، واضحتر ساخت.
زلنسکی این کار را با گفتگوی مستقیم با ترامپ و ونس نشان داد وگرنه تنها شعار دادن علیه آمریکای ترامپ، فضای سیاسی اروپا را بیش از پیش به نفعش نمیساخت.
زلنسکی نشان داد هم میشود در برابر روسیه بیش از ۲ سال ایستادگی کرد و هم با جریان فکری متفاوت از ۲ سال قبل در کاخ سفید روبهرو شد و آن را برای بسیاری از کشورها از جمله نظرات مختلف در اروپا روشن ساخت.
فضای پیشروی سیاسی در ایالات متحده حال بیشتر به تحولاتِ پیشروی روابط آمریکای ترامپ و روسیۀ پوتین مینگرد.
فریادهای نومحافظهکارِ معروف، جان بولتون مبنی بر اینکه نحوۀ برخورد ترامپ و ونس با زلنسکی رفتار همه امریکاییها نبود و نخواهد بود، یکی از آنها بود!
🔴 بُنمایه: کانال دیپلماسی
@IranDel_Channel
💢
🔴 شجاعت در مذاکرۀ رودررو
✍️ اکبر مختاری
شجاعت در مذاکرۀ رودررو است، کاری که زلنسکی انجام داد. او با ایستادگی در برابر خواستهای غیرشفاف ونس و ترامپ توانست اروپا را بار دیگر پشت کشور خود یکصدا کند.
اگرچه امریکای ترامپ، برخلاف آمریکای بایدن از او حمایت لازم را نخواهد کرد، اما زلنسکی فضای فکری موجود را در کاخ سفید در مورد جنگ روسیه و اوکراین، واضحتر ساخت.
زلنسکی این کار را با گفتگوی مستقیم با ترامپ و ونس نشان داد وگرنه تنها شعار دادن علیه آمریکای ترامپ، فضای سیاسی اروپا را بیش از پیش به نفعش نمیساخت.
زلنسکی نشان داد هم میشود در برابر روسیه بیش از ۲ سال ایستادگی کرد و هم با جریان فکری متفاوت از ۲ سال قبل در کاخ سفید روبهرو شد و آن را برای بسیاری از کشورها از جمله نظرات مختلف در اروپا روشن ساخت.
فضای پیشروی سیاسی در ایالات متحده حال بیشتر به تحولاتِ پیشروی روابط آمریکای ترامپ و روسیۀ پوتین مینگرد.
فریادهای نومحافظهکارِ معروف، جان بولتون مبنی بر اینکه نحوۀ برخورد ترامپ و ونس با زلنسکی رفتار همه امریکاییها نبود و نخواهد بود، یکی از آنها بود!
🔴 بُنمایه: کانال دیپلماسی
@IranDel_Channel
💢
👎24👍19
ایراندل | IranDel
🔴 شجاعت در مذاکرۀ رودررو ✍️ اکبر مختاری شجاعت در مذاکرۀ رودررو است، کاری که زلنسکی انجام داد. او با ایستادگی در برابر خواستهای غیرشفاف ونس و ترامپ توانست اروپا را بار دیگر پشت کشور خود یکصدا کند. اگرچه امریکای ترامپ، برخلاف آمریکای بایدن از او حمایت…
🔴 شب سخت اوکراین
✍️ مهدی تدینی
احتمالاً امشب پوتین و یارانش از همه خوشحالترن. دیدار ترامپ و زلنسکی به جنگ لفظی کشیده شد. تمام حرفهایی که در طول سه چهار سال اخیر از زبان پوتین و به ویژه مدودف دربارۀ زلنسکی خارج شده بود، در روزهای اخیر از دهان ترامپ خارج شده. ترامپ حق داره نخواد هزینۀ جنگ اوکراین رو بده، ترامپ یا هر آمریکایی دیگه حق داره نخواد آمریکا مادرخرج جهان باشه و در ازای هر کمکی امتیازی دریافت کنه، ترامپ میتونه به اوکراین فشار بیاره تا بره پای میز مذاکره. و ترامپ حق داره تصور جدیدی از متحدان آمریکا داشته باشه و به خاطر شعارش ــ «اول آمریکا» ــ یارکشی جدیدی انجام بده.
اما!
اما چیزهایی هم هست که نباید فراموش کرد. مردم اوکراین دقیقاً دارن چوب علاقهشون برای نزدیک شدن به غرب رو میخورن. جنگ اوکراین ریشه در درگیری دو جناح غربگرا و شرقگرا داشت. الان زلنسکی فقط زلنسکی نیست، بلکه نمایندۀ مردم اوکراینه. اتفاقاً زلنسکی از جمله به این دلیل رای آورد، چون وعدۀ نزدیکی بیشتر به غرب رو داد. هیچ ضرورتی نداشت روسیه در این ابعاد گسترده حملۀ زمینی کنه. روسیه متجاوز بود و اگر ما مردم ایران نفهمیم «روسیه متجاوز بود» یعنی چه، پس هیچ ملت دیگهای هم در دنیا متوجه نخواهد شد! هیچ کشوری به اندازۀ ایران بابت توسعهطلبی روسیه آسیب ندیده.
در همین کشور خودمون، سه ساله طرفداران روسیه دارن حملۀ روسیه به اوکراین رو توجیه میکنن و از روسیه حمایت میکنن. اما در این جنگ روسیه متجاوز بود، فقط به خاطر اینکه مردم اوکراین میخواستند از روسیه فاصله بگیرند. آیا فردا روزی که مردم ایران هم بخوان از روسیه فاصله بگیرند، همین بلا سر مردم ایران نمیاد؟ روسیه خواست مردم اوکراین رو نقرهداغ کنه تا درس عبرتی برای بقیۀ اروپای شرقی باشه... اما خب نشد! چرا نشد؟ چون مردم اوکراین به رهبری زلنسکی مقاومت کردند.
حالا اینکه آمریکا بخواد تف کنه در صورت ملتی که داره چوب علاقهش به غرب رو میخوره، تجربۀ بدی برای دیگران خواهد بود. تحقیر زلنسکی رفتار درستی نیست، چون او نمایندۀ مردمیه که میخواستند از روسیه و نظم روسی فاصله بگیرن، منتها با حملۀ نظامی روسیه مواجه شدند.
🔴 پینوشت:
متن توسط نویسنده، محاورهای نوشته شده است.
@IranDel_Channel
💢
🔴 شب سخت اوکراین
✍️ مهدی تدینی
احتمالاً امشب پوتین و یارانش از همه خوشحالترن. دیدار ترامپ و زلنسکی به جنگ لفظی کشیده شد. تمام حرفهایی که در طول سه چهار سال اخیر از زبان پوتین و به ویژه مدودف دربارۀ زلنسکی خارج شده بود، در روزهای اخیر از دهان ترامپ خارج شده. ترامپ حق داره نخواد هزینۀ جنگ اوکراین رو بده، ترامپ یا هر آمریکایی دیگه حق داره نخواد آمریکا مادرخرج جهان باشه و در ازای هر کمکی امتیازی دریافت کنه، ترامپ میتونه به اوکراین فشار بیاره تا بره پای میز مذاکره. و ترامپ حق داره تصور جدیدی از متحدان آمریکا داشته باشه و به خاطر شعارش ــ «اول آمریکا» ــ یارکشی جدیدی انجام بده.
اما!
اما چیزهایی هم هست که نباید فراموش کرد. مردم اوکراین دقیقاً دارن چوب علاقهشون برای نزدیک شدن به غرب رو میخورن. جنگ اوکراین ریشه در درگیری دو جناح غربگرا و شرقگرا داشت. الان زلنسکی فقط زلنسکی نیست، بلکه نمایندۀ مردم اوکراینه. اتفاقاً زلنسکی از جمله به این دلیل رای آورد، چون وعدۀ نزدیکی بیشتر به غرب رو داد. هیچ ضرورتی نداشت روسیه در این ابعاد گسترده حملۀ زمینی کنه. روسیه متجاوز بود و اگر ما مردم ایران نفهمیم «روسیه متجاوز بود» یعنی چه، پس هیچ ملت دیگهای هم در دنیا متوجه نخواهد شد! هیچ کشوری به اندازۀ ایران بابت توسعهطلبی روسیه آسیب ندیده.
در همین کشور خودمون، سه ساله طرفداران روسیه دارن حملۀ روسیه به اوکراین رو توجیه میکنن و از روسیه حمایت میکنن. اما در این جنگ روسیه متجاوز بود، فقط به خاطر اینکه مردم اوکراین میخواستند از روسیه فاصله بگیرند. آیا فردا روزی که مردم ایران هم بخوان از روسیه فاصله بگیرند، همین بلا سر مردم ایران نمیاد؟ روسیه خواست مردم اوکراین رو نقرهداغ کنه تا درس عبرتی برای بقیۀ اروپای شرقی باشه... اما خب نشد! چرا نشد؟ چون مردم اوکراین به رهبری زلنسکی مقاومت کردند.
حالا اینکه آمریکا بخواد تف کنه در صورت ملتی که داره چوب علاقهش به غرب رو میخوره، تجربۀ بدی برای دیگران خواهد بود. تحقیر زلنسکی رفتار درستی نیست، چون او نمایندۀ مردمیه که میخواستند از روسیه و نظم روسی فاصله بگیرن، منتها با حملۀ نظامی روسیه مواجه شدند.
🔴 پینوشت:
متن توسط نویسنده، محاورهای نوشته شده است.
@IranDel_Channel
💢
Telegram
ایراندل | IranDel
همه عالم تن است و ایران دل ❤️
این کانال دغدغهاش، ایران است و گردانندۀ آن، یک شهروند ایرانی آذربایجانی
[ بازنشر یک یادداشت، توییت، ویدئو و یا یک صوت به معنی تأیید کل محتوا و تمام مواضع صاحب آن محتوا نیست و هدف صرفاً بازتاب دادن یک نگاه و اندیشه است.]
این کانال دغدغهاش، ایران است و گردانندۀ آن، یک شهروند ایرانی آذربایجانی
[ بازنشر یک یادداشت، توییت، ویدئو و یا یک صوت به معنی تأیید کل محتوا و تمام مواضع صاحب آن محتوا نیست و هدف صرفاً بازتاب دادن یک نگاه و اندیشه است.]
👍35👎11
ایراندل | IranDel
🔴 شب سخت اوکراین ✍️ مهدی تدینی احتمالاً امشب پوتین و یارانش از همه خوشحالترن. دیدار ترامپ و زلنسکی به جنگ لفظی کشیده شد. تمام حرفهایی که در طول سه چهار سال اخیر از زبان پوتین و به ویژه مدودف دربارۀ زلنسکی خارج شده بود، در روزهای اخیر از دهان ترامپ خارج…
🔴 رئیس کاخسفید؛ ترامپ یا پوتین؟
✍ مالک رضایی
آنچه که دیروز و در دیدار میان ولادیمیر زلنسکی، رییسجمهور اوکراین و دونالد ترامپ، رییسجمهور آمریکا اتفاق افتاد، مذاکره نبود؛ بلکه به معنی واقعی کلمه یک مجادله بود که خارج از محاسبات اولیه و پیشبینیهای تیم کاخسفید، ترامپ با آن مواجه شد.
گویی که کرملین جسم و جان ترامپ را چنان مسخ کرده بود که بر روح و روان وی نه عقل و شعور خود او، بلکه دستورات و فرامین ولادیمیر پوتین فرمان میراند. طوریکه رئیسجمهور اوکراین، با درک این حالات وابستگی در وی، با صریحترین و کوبندهترین جمله گفت: "عالیجناب، من از سه روز قبل، این سخنان تو را دقیقا از زبان پوتین شنیدهام".
این جمله را میتوان سنگینترین اهانتی دانست که در طول تاریخ نشستهای کاخسفید، رئیسجمهور آمریکا، در مقابل صدها دوربین تلویزیونی و رسانهای از یک رئیسِ کشوری شنیده است.
اهانتی که این جمله در خود دارد را نه رسانههای امریکا فراموش خواهند کرد و نه کنگره و سیاستمداران آمریکا قادر به ناشنیده گرفتن و رفوکردن و داشتن تعبیر دیگری غیر از توهین از آن خواهند بود.
هنوز بدن دونالد ترامپ، گرم است. او بعد از برخاستن از جای خود خواهد فهمید که همتای اوکراینی او در اوج تنهایی و نیازمندی به کمک و حمایت آمریکا، با شلیک این جمله چه حیثیتی از او و آمریکا را بر باد داد و رفت.
نکتهای کآن جَست ناگه از زبان
همچو تیری دان که جَست آن از کَمان
نه آن تیر، دیگر به کمان و نه آن سخن، دیگر به زبان برمیگردد. مهمان عاصی و خسته کاخسفید، دیگر آنجا را تَرک کرده است و بعید است که بار دیگر به آنجا برگردد.
در واقع، زلنسکی در آن جمله اهانتآمیز، با صراحت و جسارت کافی به ترامپ گفت: "تو خودت نیستی آقا. کوک تو مستقیماً در کرملین تنظیم میشود. لطفاً سخن خود را بگو. اینجا کاخسفید است نه کرملین".
همین معنی کوتاه و صریح آن سخن، فعلاً چیزی از حیثیت ترامپ، باقی نگذاشته است. و چنین اهانتها و پیامهای تحقیرآمیزی، هرگز نمیتواند از دید سایر سیاستمداران آمریکا پنهان بماند؛ بهگونهای که دقیقاً یک ساعت بعد از پایان نشست دیروز کاخسفید "جیک اوچینکلاس" نمایندۀ کنگره آمریکا گفت:
"زلنسکی امروز به واشنگتن پرواز کرد، اما وارد کاخ کرملین شد".
ولادیمیر زلنسکی، دیروز در آن دیدار چالشانگیز، بهطور همزمان با کاخسفید و کرملین میجنگید و روح و روان دونالد ترامپ و ولادیمیر پوتین را به چالش کشیده بود.
چنین گستاخی آشکار، احتمالاً به نفع زلنسکی نخواهد شد؛ اما ترامپ را هم بهعنوان دستآموز پوتین، تیتر یک رسانههای مختلف جهان خواهد کرد.
از طرف دیگر، مذاکره و دیدار دیروز زلنسکی و ترامپ، چنان قواعد دیپلماسی را بر هم زد که نظریهپردازان فن دیپلماسی، باید فصل دیگری بر تألیفات خود بیفزایند و از آداب جدیدی در آن فصلها سخن بگویند که تاکنون نگفتهاند.
قواعدی از نزاکت که در نشست دیروز کاخسفید، زیر پا نهاده شد؛ حتی در نشستها و مذاکرات ژنرالهای عصبانی دول متخاصم و در میدانهای جنگی هم زیر پا نهاده نشده است.
تقریباً میتوان گفت که دیروز کاخسفید، به جای محل مذاکره به کانون معرکهای تبدیل شد که در پایان این معرکه، آنچه که از امربکا باقی ماند، فقط بُرد هواپیماها و موشکهای قارهپیمای پنتاگون و توان اقتصادی خزانهداری کل آمریکا بود. کاخسفید، آشکارا حیثیت خود را در آن نشست، به حراج گذاشته بود.
آمریکا با سیاستهای ترامپ در همین مدت کوتاه زعامت وی، چنان غیرقابلاعتماد شده که همپیمانان آن با صراحت کامل میگویند کوک رییسجمهور آمریکا، دیگر در کرملین تنظیم میشود و ارزشهای حاکم بر آمریکا دیگر با ارزشهای ما یکسان نیست.
انگ "وابستگی به روس" در آمریکا انگ خطرناکی است و ولادیمیر زلنسکی، دیروز ترامپ را با چنین انگ و اتهامی مواجه ساخت و کاخسفید را ترک کرد.
دونالد ترامپ و معاون او "جی دی ونس"، دیروز مقابل مردی نشسته بودند که نه کوچکترین ترس و ابایی از رویارویی و درگیر شدن با هیمنه و هیبت آنها داشت و نه خود را مقید به رعایت کوچکترین آداب دیپلماسی در مقابل آنها میدید.
شاید او میدانست که دیگر چیزی برای از دست دادن ندارد...
🔴 بُنمایه: کانال راهبرد
@IranDel_Channel
💢
🔴 رئیس کاخسفید؛ ترامپ یا پوتین؟
✍ مالک رضایی
آنچه که دیروز و در دیدار میان ولادیمیر زلنسکی، رییسجمهور اوکراین و دونالد ترامپ، رییسجمهور آمریکا اتفاق افتاد، مذاکره نبود؛ بلکه به معنی واقعی کلمه یک مجادله بود که خارج از محاسبات اولیه و پیشبینیهای تیم کاخسفید، ترامپ با آن مواجه شد.
گویی که کرملین جسم و جان ترامپ را چنان مسخ کرده بود که بر روح و روان وی نه عقل و شعور خود او، بلکه دستورات و فرامین ولادیمیر پوتین فرمان میراند. طوریکه رئیسجمهور اوکراین، با درک این حالات وابستگی در وی، با صریحترین و کوبندهترین جمله گفت: "عالیجناب، من از سه روز قبل، این سخنان تو را دقیقا از زبان پوتین شنیدهام".
این جمله را میتوان سنگینترین اهانتی دانست که در طول تاریخ نشستهای کاخسفید، رئیسجمهور آمریکا، در مقابل صدها دوربین تلویزیونی و رسانهای از یک رئیسِ کشوری شنیده است.
اهانتی که این جمله در خود دارد را نه رسانههای امریکا فراموش خواهند کرد و نه کنگره و سیاستمداران آمریکا قادر به ناشنیده گرفتن و رفوکردن و داشتن تعبیر دیگری غیر از توهین از آن خواهند بود.
هنوز بدن دونالد ترامپ، گرم است. او بعد از برخاستن از جای خود خواهد فهمید که همتای اوکراینی او در اوج تنهایی و نیازمندی به کمک و حمایت آمریکا، با شلیک این جمله چه حیثیتی از او و آمریکا را بر باد داد و رفت.
نکتهای کآن جَست ناگه از زبان
همچو تیری دان که جَست آن از کَمان
نه آن تیر، دیگر به کمان و نه آن سخن، دیگر به زبان برمیگردد. مهمان عاصی و خسته کاخسفید، دیگر آنجا را تَرک کرده است و بعید است که بار دیگر به آنجا برگردد.
در واقع، زلنسکی در آن جمله اهانتآمیز، با صراحت و جسارت کافی به ترامپ گفت: "تو خودت نیستی آقا. کوک تو مستقیماً در کرملین تنظیم میشود. لطفاً سخن خود را بگو. اینجا کاخسفید است نه کرملین".
همین معنی کوتاه و صریح آن سخن، فعلاً چیزی از حیثیت ترامپ، باقی نگذاشته است. و چنین اهانتها و پیامهای تحقیرآمیزی، هرگز نمیتواند از دید سایر سیاستمداران آمریکا پنهان بماند؛ بهگونهای که دقیقاً یک ساعت بعد از پایان نشست دیروز کاخسفید "جیک اوچینکلاس" نمایندۀ کنگره آمریکا گفت:
"زلنسکی امروز به واشنگتن پرواز کرد، اما وارد کاخ کرملین شد".
ولادیمیر زلنسکی، دیروز در آن دیدار چالشانگیز، بهطور همزمان با کاخسفید و کرملین میجنگید و روح و روان دونالد ترامپ و ولادیمیر پوتین را به چالش کشیده بود.
چنین گستاخی آشکار، احتمالاً به نفع زلنسکی نخواهد شد؛ اما ترامپ را هم بهعنوان دستآموز پوتین، تیتر یک رسانههای مختلف جهان خواهد کرد.
از طرف دیگر، مذاکره و دیدار دیروز زلنسکی و ترامپ، چنان قواعد دیپلماسی را بر هم زد که نظریهپردازان فن دیپلماسی، باید فصل دیگری بر تألیفات خود بیفزایند و از آداب جدیدی در آن فصلها سخن بگویند که تاکنون نگفتهاند.
قواعدی از نزاکت که در نشست دیروز کاخسفید، زیر پا نهاده شد؛ حتی در نشستها و مذاکرات ژنرالهای عصبانی دول متخاصم و در میدانهای جنگی هم زیر پا نهاده نشده است.
تقریباً میتوان گفت که دیروز کاخسفید، به جای محل مذاکره به کانون معرکهای تبدیل شد که در پایان این معرکه، آنچه که از امربکا باقی ماند، فقط بُرد هواپیماها و موشکهای قارهپیمای پنتاگون و توان اقتصادی خزانهداری کل آمریکا بود. کاخسفید، آشکارا حیثیت خود را در آن نشست، به حراج گذاشته بود.
آمریکا با سیاستهای ترامپ در همین مدت کوتاه زعامت وی، چنان غیرقابلاعتماد شده که همپیمانان آن با صراحت کامل میگویند کوک رییسجمهور آمریکا، دیگر در کرملین تنظیم میشود و ارزشهای حاکم بر آمریکا دیگر با ارزشهای ما یکسان نیست.
انگ "وابستگی به روس" در آمریکا انگ خطرناکی است و ولادیمیر زلنسکی، دیروز ترامپ را با چنین انگ و اتهامی مواجه ساخت و کاخسفید را ترک کرد.
دونالد ترامپ و معاون او "جی دی ونس"، دیروز مقابل مردی نشسته بودند که نه کوچکترین ترس و ابایی از رویارویی و درگیر شدن با هیمنه و هیبت آنها داشت و نه خود را مقید به رعایت کوچکترین آداب دیپلماسی در مقابل آنها میدید.
شاید او میدانست که دیگر چیزی برای از دست دادن ندارد...
🔴 بُنمایه: کانال راهبرد
@IranDel_Channel
💢
Telegram
ایراندل | IranDel
همه عالم تن است و ایران دل ❤️
این کانال دغدغهاش، ایران است و گردانندۀ آن، یک شهروند ایرانی آذربایجانی
[ بازنشر یک یادداشت، توییت، ویدئو و یا یک صوت به معنی تأیید کل محتوا و تمام مواضع صاحب آن محتوا نیست و هدف صرفاً بازتاب دادن یک نگاه و اندیشه است.]
این کانال دغدغهاش، ایران است و گردانندۀ آن، یک شهروند ایرانی آذربایجانی
[ بازنشر یک یادداشت، توییت، ویدئو و یا یک صوت به معنی تأیید کل محتوا و تمام مواضع صاحب آن محتوا نیست و هدف صرفاً بازتاب دادن یک نگاه و اندیشه است.]
👍22👎8
🔴 گفتوگوی ایبنا با سیروس نصرالهزاده، شایستۀ تقدیر کتاب سال؛
گورنوشتههای زرتشتی چالش کمبود منابع پایان ساسانیان را مرتفع میکند
سیروس نصرالهزاده، نویسندۀ کتاب «کتیبههای خصوصی فارسی میانه ساسانی و پساساسانی» گفت: پژوهشگران تاریخ و فرهنگ و زبانهای باستانی که در این حوزه کار میکنند میتوانند گورنوشتههای ساسانی را که به شکل کامل گردآوری شده تحلیل کنند.
به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، سیروس نصرالهزاده، متخصص فرهنگ و زبانهای باستانی گفت: کتاب «کتیبههای خصوصی فارسی میانه ساسانی و پساساسانی» ۱۲۲ کتیبه بررسی و خوانده شده و همراه با تعلیقات آمده است. این کتاب منبعی معتبر برای مطالعات غربیهاست. پژوهشگران تاریخ و فرهنگ و زبانهای باستانی که در این حوزه کار میکنند میتوانند گورنوشتههای ساسانی را که به شکل کامل گردآوری شده تحلیل کنند.
🔴 مشروح گفتوگو را از «اینجا» بخوانید.
@IranDel_Channel
💢
گورنوشتههای زرتشتی چالش کمبود منابع پایان ساسانیان را مرتفع میکند
سیروس نصرالهزاده، نویسندۀ کتاب «کتیبههای خصوصی فارسی میانه ساسانی و پساساسانی» گفت: پژوهشگران تاریخ و فرهنگ و زبانهای باستانی که در این حوزه کار میکنند میتوانند گورنوشتههای ساسانی را که به شکل کامل گردآوری شده تحلیل کنند.
به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، سیروس نصرالهزاده، متخصص فرهنگ و زبانهای باستانی گفت: کتاب «کتیبههای خصوصی فارسی میانه ساسانی و پساساسانی» ۱۲۲ کتیبه بررسی و خوانده شده و همراه با تعلیقات آمده است. این کتاب منبعی معتبر برای مطالعات غربیهاست. پژوهشگران تاریخ و فرهنگ و زبانهای باستانی که در این حوزه کار میکنند میتوانند گورنوشتههای ساسانی را که به شکل کامل گردآوری شده تحلیل کنند.
🔴 مشروح گفتوگو را از «اینجا» بخوانید.
@IranDel_Channel
💢
👍18👎1
🔴 واکنشی به طرحِ «تدریسِ ادبیاتِ زبانهای محلّی و قومی در مدارس کشور» در مجلس!
✍️ رشتهتوییتی از بهزاد عطارزاده
از مسئول محترم تا کاربر حقوقخوانده، از روشنفکر پروگرسیو تا قومیتگرای خاکستری، همه نیکخواهان و حتی بدخواهان، البته متن طرح مورد بررسی در مجلس را نخواندهاند، یا اگر خواندهاند مسئله دیگری دارند. هیچ حرفی از تدریسِ زبانِ مادری و قومی در طرح نیست!
اما مشکل چیست و جنجال، چرا؟
خلاصۀ طرح:
تدریس همه دروس به زبان فارسی است + تدریس چند واحد فرهنگ و ادبیات محلی و قومی در دو مقطع.
حال، چه کسی با حق شهروندان به آموزش به زبانِ ملّی فارسی مشکل دارد؟ هیچکس، جز قومیتگرایان!
چه کسی با تدریسِ ادبیاتِ زبانها و گویشهای متنوع ایرانی مشکل دارد؟ هیچکس، جز قومیتگرایان!
پس مشکل طرح چه بود؟
ابهامهای حقوقی و اجرایی گاه درشت و گاه باریکتر ز مو.
۱) نسبت طرح با اصلِ ۱۵ قانون اساسی مبهم بود. مادۀ ۲ مستند به اجرای اصل ۱۵، علاوه بر «تدریس ادبیات زبانهای محلی»، قید فرهنگ (هنرها، رسوم و آیینها) را هم آورده بود که ارتباطی با اصل پانزده [قانون اساسی] نداشت و مضمون آن ناروشن بود
۲) طبقِ اصل ۷۵ قانون اساسی، طرحهای مجلس نباید بار مالی برای دولت داشته باشد. میخواهد ساخت جاده و کارخانه باشد، یا تدریس زبان محلّی. طرح ارائهشده، بهشیوهها و در سطوح مختلف، بار مالی برای دولت داشت.
۳) نسبت طرح با واقعیت موجود؟ بنا به تاریخ، نظمِ طبیعی و منطق وجودی ایران و نیز اصل ۱۵ قانون اساسی فراگیری و تسلط بر زبان فارسی حقِّ هر شهروند ایرانی است. افراد زبانها و گویشهای محلّی خود را در زندگی روزمره، بهخوبی فرا میگیرند. اما زبان فارسی بهعنوان واسط ارتباطاتِ گستردۀ افراد جامعه که آنها را قادر به پیوندها، تعاملات و فعالیتهای اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی در کشور میسازد، یک حقِّ شهروندی و یک حقِّ عمومی است که نهاد متولی مصالح عمومی، یعنی دولت، موظف به تأمین آن است.
اما اکنون در بسیاری از مناطق، آموزش در مدارس به زبان محلّی صورت میگیرد نه به فارسی.
یعنی صدها هزار دانشآموز ایرانی از حقِّ آموزش کافی و باکیفیتِ قابلقبول به زبانِ ملّی و مشترک و بینالاقوامی فارسی که ظرفِ آگاهی و هویت و گنجینۀ فرهنگ ایرانیان است محروماند. گذشته از این، هماکنون دستکم حدود یک میلیون کودکِ ایرانی بازمانده از تحصیل هستند.
اینها را بگذارید کنار دیگر مشکلات و کمبودهای آموزش و پرورش. از ضعف کارکردِ جامعهپذیری ملّی نهادِ مدرسه تا معضلات گرانشدن و طبقاتیشدن تحصیل، کنکورمحوری و هزینههای اتباع، تا مسائل معلمان.
۴) ابهامات دیگری نیز طرح دارد و بیم آن میرود که چنین طرحی، حتی با حسننیت کامل، بهواسطۀ ابهامهای قانونی و کمبودها و کژکارکردیهای اجرایی، سبب اجحاف در حقِّ زبانهای متنوّع محلی شود. وقتی در استانی، گروهی مدعیاند که گروه دیگر، بهعلت تفاوت زبانی، غیربومی و بیگانه هستند، یا وقتی قومیتگرایان خواهان یک زبان استاندارد برای قومیت برساخته خود هستند، چگونه باید "زبانهای محلّی" را از دست "زبانهای قومیّتی" نجات داد؟
وقتی تدریس ادبیاتِ زبانهای محلی ایرانی، بهعنوان بخشی از فرهنگِ ملّی ایرانی، تبدیل به ابزاری برای «سیاستِ هویت» میشود، بهطوری که بسیاری از ادعاها در دفاع از طرحِ مورد بحث در فضای عمومی، هیچ نسبتی با متن طرح ندارد، بحث دیگر آموزشی نیست.
حال، بد نیست مسئولان، روشنفکران و رسانهها و مبارزان پروگرسیو و حقوق بشری و... همه این عزیزان، از خود بپرسند و به جامعه پاسخ دهند که طرح مذکور، چه نسبتی با واقعیاتِ موجود، حقوق فرزندان این کشور، مصالح ملّی، نیازها و وظایف آموزش و پرورش و عدالتِ آموزشی دارد؟
#توییت_خوانی
@IranDel_Channel
💢
🔴 واکنشی به طرحِ «تدریسِ ادبیاتِ زبانهای محلّی و قومی در مدارس کشور» در مجلس!
✍️ رشتهتوییتی از بهزاد عطارزاده
از مسئول محترم تا کاربر حقوقخوانده، از روشنفکر پروگرسیو تا قومیتگرای خاکستری، همه نیکخواهان و حتی بدخواهان، البته متن طرح مورد بررسی در مجلس را نخواندهاند، یا اگر خواندهاند مسئله دیگری دارند. هیچ حرفی از تدریسِ زبانِ مادری و قومی در طرح نیست!
اما مشکل چیست و جنجال، چرا؟
خلاصۀ طرح:
تدریس همه دروس به زبان فارسی است + تدریس چند واحد فرهنگ و ادبیات محلی و قومی در دو مقطع.
حال، چه کسی با حق شهروندان به آموزش به زبانِ ملّی فارسی مشکل دارد؟ هیچکس، جز قومیتگرایان!
چه کسی با تدریسِ ادبیاتِ زبانها و گویشهای متنوع ایرانی مشکل دارد؟ هیچکس، جز قومیتگرایان!
پس مشکل طرح چه بود؟
ابهامهای حقوقی و اجرایی گاه درشت و گاه باریکتر ز مو.
۱) نسبت طرح با اصلِ ۱۵ قانون اساسی مبهم بود. مادۀ ۲ مستند به اجرای اصل ۱۵، علاوه بر «تدریس ادبیات زبانهای محلی»، قید فرهنگ (هنرها، رسوم و آیینها) را هم آورده بود که ارتباطی با اصل پانزده [قانون اساسی] نداشت و مضمون آن ناروشن بود
۲) طبقِ اصل ۷۵ قانون اساسی، طرحهای مجلس نباید بار مالی برای دولت داشته باشد. میخواهد ساخت جاده و کارخانه باشد، یا تدریس زبان محلّی. طرح ارائهشده، بهشیوهها و در سطوح مختلف، بار مالی برای دولت داشت.
۳) نسبت طرح با واقعیت موجود؟ بنا به تاریخ، نظمِ طبیعی و منطق وجودی ایران و نیز اصل ۱۵ قانون اساسی فراگیری و تسلط بر زبان فارسی حقِّ هر شهروند ایرانی است. افراد زبانها و گویشهای محلّی خود را در زندگی روزمره، بهخوبی فرا میگیرند. اما زبان فارسی بهعنوان واسط ارتباطاتِ گستردۀ افراد جامعه که آنها را قادر به پیوندها، تعاملات و فعالیتهای اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی در کشور میسازد، یک حقِّ شهروندی و یک حقِّ عمومی است که نهاد متولی مصالح عمومی، یعنی دولت، موظف به تأمین آن است.
اما اکنون در بسیاری از مناطق، آموزش در مدارس به زبان محلّی صورت میگیرد نه به فارسی.
یعنی صدها هزار دانشآموز ایرانی از حقِّ آموزش کافی و باکیفیتِ قابلقبول به زبانِ ملّی و مشترک و بینالاقوامی فارسی که ظرفِ آگاهی و هویت و گنجینۀ فرهنگ ایرانیان است محروماند. گذشته از این، هماکنون دستکم حدود یک میلیون کودکِ ایرانی بازمانده از تحصیل هستند.
اینها را بگذارید کنار دیگر مشکلات و کمبودهای آموزش و پرورش. از ضعف کارکردِ جامعهپذیری ملّی نهادِ مدرسه تا معضلات گرانشدن و طبقاتیشدن تحصیل، کنکورمحوری و هزینههای اتباع، تا مسائل معلمان.
۴) ابهامات دیگری نیز طرح دارد و بیم آن میرود که چنین طرحی، حتی با حسننیت کامل، بهواسطۀ ابهامهای قانونی و کمبودها و کژکارکردیهای اجرایی، سبب اجحاف در حقِّ زبانهای متنوّع محلی شود. وقتی در استانی، گروهی مدعیاند که گروه دیگر، بهعلت تفاوت زبانی، غیربومی و بیگانه هستند، یا وقتی قومیتگرایان خواهان یک زبان استاندارد برای قومیت برساخته خود هستند، چگونه باید "زبانهای محلّی" را از دست "زبانهای قومیّتی" نجات داد؟
وقتی تدریس ادبیاتِ زبانهای محلی ایرانی، بهعنوان بخشی از فرهنگِ ملّی ایرانی، تبدیل به ابزاری برای «سیاستِ هویت» میشود، بهطوری که بسیاری از ادعاها در دفاع از طرحِ مورد بحث در فضای عمومی، هیچ نسبتی با متن طرح ندارد، بحث دیگر آموزشی نیست.
حال، بد نیست مسئولان، روشنفکران و رسانهها و مبارزان پروگرسیو و حقوق بشری و... همه این عزیزان، از خود بپرسند و به جامعه پاسخ دهند که طرح مذکور، چه نسبتی با واقعیاتِ موجود، حقوق فرزندان این کشور، مصالح ملّی، نیازها و وظایف آموزش و پرورش و عدالتِ آموزشی دارد؟
#توییت_خوانی
@IranDel_Channel
💢
👍36👎2
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎥 کریدوری که چشم بر ایران بست
گزارش پایگاه خبری - تحلیلی انتخاب از کریدور لاجورد که روزگاری قرار بود از ایران بگذرد
@IranDel_Channel
💢
گزارش پایگاه خبری - تحلیلی انتخاب از کریدور لاجورد که روزگاری قرار بود از ایران بگذرد
@IranDel_Channel
💢
👍17👎3
Telegram
ایراندل + | + IranDel
@IranDel_Channel
💢
💢
🎙 تأثیر آرای استاد جواد طباطبایی بر ادبیاتشناسی
سخنران:
جواد رنجبر درخشیلر، دکترای علوم سیاسی و شاهنامهپژوه
سخنرانی در یادبودِ دومین سالگرد درگذشت استاد دکتر جواد طباطبایی
شنبه ۱۱ اسفند ۱۴۰۳ خورشیدی
تهران، مرکز دایرهالمعارف اسلامی
🔴 سخنرانی را در «پوشۀ صوتی پیوست» بشنوید.
@IranDel_Channel
💢
🎙 تأثیر آرای استاد جواد طباطبایی بر ادبیاتشناسی
سخنران:
جواد رنجبر درخشیلر، دکترای علوم سیاسی و شاهنامهپژوه
سخنرانی در یادبودِ دومین سالگرد درگذشت استاد دکتر جواد طباطبایی
شنبه ۱۱ اسفند ۱۴۰۳ خورشیدی
تهران، مرکز دایرهالمعارف اسلامی
🔴 سخنرانی را در «پوشۀ صوتی پیوست» بشنوید.
@IranDel_Channel
💢
👍23👎6
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 بدون شرح!
بناهای آباد گردد خراب
زِ باران و از تابشِ آفتاب
پی افگندم از نظم، کاخی بلند
که از باد و باران نیابد گُزند
بر این نامهبَر عمرها بگذرد
همی خوانَدش هر که دارد خِرَد
حکیم فردوسی توسی
@IranDel_Channel
💢
بناهای آباد گردد خراب
زِ باران و از تابشِ آفتاب
پی افگندم از نظم، کاخی بلند
که از باد و باران نیابد گُزند
بر این نامهبَر عمرها بگذرد
همی خوانَدش هر که دارد خِرَد
حکیم فردوسی توسی
@IranDel_Channel
💢
👍40👎2
🔴 در واکنش به مواضع غیرمسئولانۀ وزیر خارجه ترکیه و برخی تحرکات افراطی قومی
✍️ احسان هوشمند
همزمان با پیام عبدالله اوجالان مبنی بر لزوم انحلال و خلع سلاح سازمان کارگران کردستان ترکیه که بازتاب بسیار گستردهای در محافل رسانهای و سیاسی در ترکیه و سطوح بینالمللی داشت، سخنان وزیر امور خارجه ترکیه علیه ایران و تهدید کشورمان میتواند حاوی پیامهای نگرانکنندهای از افزایش نگرانیهای منطقهای درباره مناسبات ایران و ترکیه باشد.
وزیر امور خارجه ترکیه که پیش از این ریاست سازمان امنیتی ترکیه یعنی میت را بر عهده داشت، در سخنانی به طور تلویحی ایران را تهدید به استفاده ابزاری از افراطیگری قومی کرد. هرچند مسئولان دولتی از جمله سخنگوی وزارت امور خارجه به سخنان واهی و مخالف حُسن همجواری وزیر امور خارجه ترکیه واکنش نشان دادند، اما متأسفانه وزیر امور خارجه کشورمان تا به امروز دربا ۀ این موضوع واکنش مشهود و روشنی اتخاذ نکرده است. وزیر امور خارجه ترکیه در مصاحبه با شبکۀ الجزیره قطر بهصورت تلویحی ایران را به حمایت از شعبۀ سوری پ.ک.ک یا حزب اتحاد دموکراتیک سوریه متهم کرده است. این در حالی است که ترکیه از چند دهه گذشته در مسائل قومی ایران بهصورت نهچندان پنهانی دخالت میکند. در سالهای گذشته این چندمین باری است که مقامات برجستۀ ترکیه تهدید به تحریک مباحث قومی در درون کشور میکنند.
فعالیت برخی شبکههای اجتماعی مجازی افراطی قومگرا به صورت روشن نشانگر حضور عناصری از کشور ترکیه یا عوامل وابسته به دولت ترکیه در این شبکههاست که علیه تمامیت ارضی ایران فعالیت میکنند. دشمنی با زبان فارسی، تمامیت ارضی کشور و حملات سازمانیافته به هموطنان کُرد در استان آذربایجان غربی و طرح مباحث تجزیهطلبانه از جمله مشخصات این شبکههای وابسته به ترکیه است. این در حالی است که ایران ظرفیت قابل توجهی برای تحریک گروههای مذهبی مانند میلیونها علوی یا کُردهای ترکیه دارد که البته درگیرشدن دو کشور با چنین ابزارهایی در چارچوب مصالح ملی دو طرف نیست. در همین زمینه در هفتههای گذشته یکی از گروههای ناشناس با ادبیاتی قومگرایانه در اطلاعیهای که در فضای مجازی منتشر کرده اعلام کرده که آمادۀ آغاز جنگ مسلحانه علیه ایران است. هرچند چنین گروههای ناشناسی تهدیدی جدی علیه کشور نیستند اما همزمانی آغاز چنین فعالیتی به وسیلۀ گروهی ناشناس و مجعول میتواند نشانهای از تهدیدهای دولت همسایۀ شمال غرب ایران تلقی شود. افزایش چنین تحرکاتی میتواند به تشدید این دست از اقدامات منجر شود و در نتیجه امنیت و ثبات موجود در روابط دو کشور را با چالش مواجه کند.
کشور در برابر حضور عناصر تجزیهطلب و ضدِّ ایرانی در درون ترکیه با استفاده از کمکهای دولت ترکیه مانند مرکز مطالعات تبریز در ترکیه با سکوت از موضوع گذر کردهاند. همچنین تحریک قومگرایی از طریق رسانههای ترکیهای با هدف تحریک اقوام ایرانی به امری عادی مبدل شده است. انتشار اخبار مبهم و گاه کودکانه مانند توافق بر سر ارائۀ پهپادهای ایرانی به پ.ی.د در سوریه هم بخش دیگری از اقدامات تحریککننده و جنگ روانی طرف ترکیهای علیه ایران است.
از ابتدای انقلاب و پس از درگیریهای دولت با گروههای تجزیهطلب در مناطق کُردنشین غرب کشور، دولت ترکیه به این سازمانهای مسلح کمکهای تدارکاتی ارائه میکرد و حتی تعدادی از مقرهای این احزاب در خاک ترکیه قرار داشت. با افزایش فعالیتهای پ.ک.ک در اواخر دهه ۶۰ خورشیدی طرف ترکیهای، در مقابل ایران را متهم به ارائه کمک به سازمان کارگران کردستان ترکیه میکرد. در دهههای بعد نیز ترکیه با تمرکز بر مباحث قومی در ایران حتی گاه به صورت آشکار به دخالت در موضوعات قومی در ایران میپرداخت. در روزهای اخیر دولت ترکیه امیدوار است ضمن خلع سلاح و انحلال پ.ک.ک یا لااقل تضعیف و انشعاب پ.ک.ک بتواند به حاکمیت پ.ی.د یا همان شعبۀ سوری پ.ک.ک پایان دهد و به این ترتیب به تکمیل بازی خود در سوریه امیدوار باشد. با طرح اتهاماتی چون حمایت ایران از چنین گروهی ترکیه در پی چه اهدافی است؟
در شرایط حساس منطقه و آگاهی دو طرف از این موضوع که استفاده از اهرمهای قومی و مذهبی و زبانی، ابزاری نامشروع، غیرانسانی و مغایر منافع دو کشور است که میتواند به بیثباتی گستردۀ منطقه منجر شود، ضروری است با افزایش فعالیتهای دیپلماتیک، مسائل و نگرانیهای دو کشور دربارۀ مسائل منطقهای بهصورت مستقیم و با زبانی دیپلماتیک ارزیابی شود.
🔴 دنبالۀ یادداشت را در بخشِ «مشاهدۀ فوری» بخوانید:
👇👇
@IranDel_Channel
💢
🔴 در واکنش به مواضع غیرمسئولانۀ وزیر خارجه ترکیه و برخی تحرکات افراطی قومی
✍️ احسان هوشمند
همزمان با پیام عبدالله اوجالان مبنی بر لزوم انحلال و خلع سلاح سازمان کارگران کردستان ترکیه که بازتاب بسیار گستردهای در محافل رسانهای و سیاسی در ترکیه و سطوح بینالمللی داشت، سخنان وزیر امور خارجه ترکیه علیه ایران و تهدید کشورمان میتواند حاوی پیامهای نگرانکنندهای از افزایش نگرانیهای منطقهای درباره مناسبات ایران و ترکیه باشد.
وزیر امور خارجه ترکیه که پیش از این ریاست سازمان امنیتی ترکیه یعنی میت را بر عهده داشت، در سخنانی به طور تلویحی ایران را تهدید به استفاده ابزاری از افراطیگری قومی کرد. هرچند مسئولان دولتی از جمله سخنگوی وزارت امور خارجه به سخنان واهی و مخالف حُسن همجواری وزیر امور خارجه ترکیه واکنش نشان دادند، اما متأسفانه وزیر امور خارجه کشورمان تا به امروز دربا ۀ این موضوع واکنش مشهود و روشنی اتخاذ نکرده است. وزیر امور خارجه ترکیه در مصاحبه با شبکۀ الجزیره قطر بهصورت تلویحی ایران را به حمایت از شعبۀ سوری پ.ک.ک یا حزب اتحاد دموکراتیک سوریه متهم کرده است. این در حالی است که ترکیه از چند دهه گذشته در مسائل قومی ایران بهصورت نهچندان پنهانی دخالت میکند. در سالهای گذشته این چندمین باری است که مقامات برجستۀ ترکیه تهدید به تحریک مباحث قومی در درون کشور میکنند.
فعالیت برخی شبکههای اجتماعی مجازی افراطی قومگرا به صورت روشن نشانگر حضور عناصری از کشور ترکیه یا عوامل وابسته به دولت ترکیه در این شبکههاست که علیه تمامیت ارضی ایران فعالیت میکنند. دشمنی با زبان فارسی، تمامیت ارضی کشور و حملات سازمانیافته به هموطنان کُرد در استان آذربایجان غربی و طرح مباحث تجزیهطلبانه از جمله مشخصات این شبکههای وابسته به ترکیه است. این در حالی است که ایران ظرفیت قابل توجهی برای تحریک گروههای مذهبی مانند میلیونها علوی یا کُردهای ترکیه دارد که البته درگیرشدن دو کشور با چنین ابزارهایی در چارچوب مصالح ملی دو طرف نیست. در همین زمینه در هفتههای گذشته یکی از گروههای ناشناس با ادبیاتی قومگرایانه در اطلاعیهای که در فضای مجازی منتشر کرده اعلام کرده که آمادۀ آغاز جنگ مسلحانه علیه ایران است. هرچند چنین گروههای ناشناسی تهدیدی جدی علیه کشور نیستند اما همزمانی آغاز چنین فعالیتی به وسیلۀ گروهی ناشناس و مجعول میتواند نشانهای از تهدیدهای دولت همسایۀ شمال غرب ایران تلقی شود. افزایش چنین تحرکاتی میتواند به تشدید این دست از اقدامات منجر شود و در نتیجه امنیت و ثبات موجود در روابط دو کشور را با چالش مواجه کند.
کشور در برابر حضور عناصر تجزیهطلب و ضدِّ ایرانی در درون ترکیه با استفاده از کمکهای دولت ترکیه مانند مرکز مطالعات تبریز در ترکیه با سکوت از موضوع گذر کردهاند. همچنین تحریک قومگرایی از طریق رسانههای ترکیهای با هدف تحریک اقوام ایرانی به امری عادی مبدل شده است. انتشار اخبار مبهم و گاه کودکانه مانند توافق بر سر ارائۀ پهپادهای ایرانی به پ.ی.د در سوریه هم بخش دیگری از اقدامات تحریککننده و جنگ روانی طرف ترکیهای علیه ایران است.
از ابتدای انقلاب و پس از درگیریهای دولت با گروههای تجزیهطلب در مناطق کُردنشین غرب کشور، دولت ترکیه به این سازمانهای مسلح کمکهای تدارکاتی ارائه میکرد و حتی تعدادی از مقرهای این احزاب در خاک ترکیه قرار داشت. با افزایش فعالیتهای پ.ک.ک در اواخر دهه ۶۰ خورشیدی طرف ترکیهای، در مقابل ایران را متهم به ارائه کمک به سازمان کارگران کردستان ترکیه میکرد. در دهههای بعد نیز ترکیه با تمرکز بر مباحث قومی در ایران حتی گاه به صورت آشکار به دخالت در موضوعات قومی در ایران میپرداخت. در روزهای اخیر دولت ترکیه امیدوار است ضمن خلع سلاح و انحلال پ.ک.ک یا لااقل تضعیف و انشعاب پ.ک.ک بتواند به حاکمیت پ.ی.د یا همان شعبۀ سوری پ.ک.ک پایان دهد و به این ترتیب به تکمیل بازی خود در سوریه امیدوار باشد. با طرح اتهاماتی چون حمایت ایران از چنین گروهی ترکیه در پی چه اهدافی است؟
در شرایط حساس منطقه و آگاهی دو طرف از این موضوع که استفاده از اهرمهای قومی و مذهبی و زبانی، ابزاری نامشروع، غیرانسانی و مغایر منافع دو کشور است که میتواند به بیثباتی گستردۀ منطقه منجر شود، ضروری است با افزایش فعالیتهای دیپلماتیک، مسائل و نگرانیهای دو کشور دربارۀ مسائل منطقهای بهصورت مستقیم و با زبانی دیپلماتیک ارزیابی شود.
🔴 دنبالۀ یادداشت را در بخشِ «مشاهدۀ فوری» بخوانید:
👇👇
@IranDel_Channel
💢
Telegraph
ایراندل | IranDel
🔴 در واکنش به مواضع غیرمسئولانۀ وزیر خارجه ترکیه و برخی تحرکات افراطی قومی ✍️ احسان هوشمند همزمان با پیام عبدالله اوجالان مبنی بر لزوم انحلال و خلع سلاح سازمان کارگران کردستان ترکیه که بازتاب بسیار گستردهای در محافل رسانهای و سیاسی در ترکیه و سطوح بینالمللی…
👍32👎5