This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 چرا بیشترِ به اصطلاح «روشنفکران»، چپگرا هستند؟
راجر اسکروتن، فیلسوف و متفکرِ محافظهکار، در تحلیلهایش به این پرسش پاسخ میدهد.
او معتقد است که چپگرایی، اغلب از احساساتِ انقلابی و میل به تغییرِ ساختارهای اجتماعی ناشی میشود، در حالی که راستگرایی، ریشه در حفظ ارزشهای سنتی و نهادهای پایدار دارد.
اما «روشنفکرِ راستگرا» کیست؟
از نگاه راجر اسکروتن، چنین فردی، کسی است که به جای نفی گذشته، از آن درس میگیرد، به سنتها و ارزشهای تمدنی احترام میگذارد و به جای آرمانشهرهای انتزاعی، به بهبود تدریجیِ جامعه میاندیشد.
@IranDel_Channel
💢
راجر اسکروتن، فیلسوف و متفکرِ محافظهکار، در تحلیلهایش به این پرسش پاسخ میدهد.
او معتقد است که چپگرایی، اغلب از احساساتِ انقلابی و میل به تغییرِ ساختارهای اجتماعی ناشی میشود، در حالی که راستگرایی، ریشه در حفظ ارزشهای سنتی و نهادهای پایدار دارد.
اما «روشنفکرِ راستگرا» کیست؟
از نگاه راجر اسکروتن، چنین فردی، کسی است که به جای نفی گذشته، از آن درس میگیرد، به سنتها و ارزشهای تمدنی احترام میگذارد و به جای آرمانشهرهای انتزاعی، به بهبود تدریجیِ جامعه میاندیشد.
@IranDel_Channel
💢
👍44👎4
ایراندل | IranDel
🔴 افسانۀ جلال آلاحمد ✍️ سالار سیفالدینی «امان از قبلۀ مسلمین. مرکز کثافت است، مزبله است، کثافتکدهای است. نمودار کاملی است از ظاهر و باطن مردمی که به این قبله، نماز میگذارند و اصلاً چه بیخود ما جهودها را به کثافت مسخره میکنیم. اسلام را در زادگاهش،…
🔴 چرا «روشنفکران» دیگر محبوب نیستند؟
✍️ سالار سیفالدینی
نخست باید توجه داشت که در مقام قیاس، میانِ روشنفکران ایرانی و اندیشمندانِ غربی، تفاوت در تلقی از «حقوق» و «فلسفۀ حقوق» از مهمترین عواملی است که به شکست پروژۀ روشنفکری در ایران انجامیده است.
در حالی که در مغربزمین، از هگل و مارکس گرفته تا کارل اشمیت و میشل ویله، فلسفۀ حقوق همواره در مرکز تأملات فکری بوده و دغدغۀ نخستینِ متفکران، تعیین نسبت فرد و دولت بوده است. اما در ایران روشنفکران بهتمامی از این بحث بیگانه مانده و تصورشان از حقوق در بهترین حالت، به مسائل مربوط به احوال شخصیه، معاملات و ارث محدود بوده است.
همین نقصان بنیادین، مانع از شکلگیری حقوق عمومی و سیاسی در ایران شد، حال آنکه در سنت روشنگری غرب از منتسکیو که با «روحالقوانین» آغاز کرد تا هابز و روسو که نخستین تأملاتِ خود را دربارۀ «قرارداد اجتماعی» سامان دادند همه در صددِ فهم مبانی نظم سیاسی و حقوقی بودند.
در قرن نوزدهم، هگل، فلسفۀ حقوق تدریس میکرد و مارکسِ حقوقدان بر سر مسئلۀ مالکیت عمومی و تقسیم اموال میاندیشید. جایگاه علمی هگل و فیشته چنان بود که در زمرۀ نخستین رؤسای دانشگاه برلین قرار گرفتند.
در قرن بیستم کارل اشمیت که حقوقدانی محافظهکار و راستگرا بود و در مقابل، میشل ویله که به اردوگاه لیبرالها تعلق داشت هر دو همچنان بر محور حقوق و دولت - ملت بحث میکردند.
در این میان، ذکر این نکته ضروری است که در سنتِ فکری مغربزمین، اساساً به چنین اندیشمندانی عنوان «روشنفکر» اطلاق نمیشد، بلکه مصداقِ روشنفکری در آنجا نویسندگانی چون کافکا، کامو، سارتر و امثال آنان بودند. که همگی اهل ادب بودند.
در ایران اما روشنفکری پس از دهۀ چهل عمدتاً در قلمرو ادب محصور شد و نهایتاً به عرصۀ جولان داستاننویسان و شاعران بدل گشت. ساعدی، براهنی، نیما، شاملو، آلاحمد و دیگرانی از این دست، هرچند آثار ادبی نغزی پدید آوردند، اما در زمینۀ اندیشۀ سیاسی و اجتماعی، چیزی برای عرضه نداشتند و در بهترین حالت، به تقلیدی ناقص و سطحی از «سارتر» و دیگر متفکران فرانسوی بسنده کردند.
وجه اشتراک همه این نویسندگان، بیگانگی محض با مفهوم «خیر عمومی» بود چنانکه در میان آنان بهندرت کسی یافت میشد که بهجای مرثیهخوانی و نالیدن از وضع موجود، دست به تحقیق و پژوهش اصیل در باب نسبت فرد و دولت یا خیرعمومی بزند.
در این میان استثنائاتی چون «شاهرخ مسکوب» را میتوان برشمرد که بعدها از وادی نثر ادبی به پژوهش علمی روی آورد و کوشید ورای شِکوه و شکایت، سخنی درخور ارائه دهد. اما از سوی دیگر ادیبانِ گرانمایهای همچون خانلری، سیروس و قاسم غنی، که به دلیل مشغلۀ علمی و روحیۀ محافظهکارانه خود هرگز به نسخهای تقلیدی از سارتر بدل نشدند، از این آفت مصون ماندند که همانها نیز پیوسته، آماج نیش و کنایه روشنفکران قرارگرفتند.
اما آیا از دل اندیشۀ میانمایههایی همچون ساعدی و آلاحمد، میشد انتظار «تولید برق»، «کارخانه»، «راهآهن»، «زیرساخت»،«نظم و قانون» و در یک کلام «توسعه» داشت؟
روشن است که چنین انتظاری عبث بود. سیطرۀ تفکر ادبی بر فضای روشنفکری ایران، در نهایت به مهجور ماندن اندیشۀ فلسفی و علوم انسانی انجامید و روشنفکری این سرزمین را به دست کسانی سپرد که نهتنها هیچ طرحی برای پیشرفت کشور نداشتند، بلکه هرجا که میتوانستند، به قلمهای مسموم خود، محققان و پژوهشگران دانشگاهی را تخطئه و حذف میکردند. در این مسیر حتی به این حد نیز بسنده نکردند، بلکه هر یک به سهم خود کلنگی برداشتند و بر پیکر توسعه و صنعت این سرزمین کوبیدند. از این هم فراتر و به جایی رسیدند که آشکارا مبلّغِ اشغالِ خارجی شدند. چنانکه آلاحمد و شریعتی، منادی حسرتِ اشغال ایران توسط خلیفۀ عثمانی بودند و هردو بهنحوی بدتر از مغول، بر بنیانهای وحدت و شخصیتِ ملّی ایران تاختند. آلاحمد، در این میان از همگان پلیدتر بود چراکه به صراحت، ایران را اشغالگر مناطق و استانهای مختلف خودش نامید و عملاً بذرهای نخست، قومگرایی و تجزیهطلبی را در این سرزمین کاشت. بنابراین انتظار گام برداشتن در قلمرو «خیر عمومی» از اهلِِ ایدئولوژی و قبیله تقلید که فردید «غربزدۀ مضاعفشان» نامیده بود آب در هاون کوبیدن است.
از منظر آزادی و دموکراسی نیز، تکلیفِ روشنفکرانی (که عارمان میآید نام ایرانی بر آنان نهیم) از پیش معلوم است. دموکراسی هیچگاه دغدغۀ کسانی نبود که اسیر و فریفتۀ سراب ایدئولوژی بودند. اساساً آنان از هیچ به اندازۀ امری که نیاز به «تأسیس» این مقدار دور بودند و به هیچ امری همچون تخریب و سپس مهاجرت به اروپا - زادگاه همان امپریالیسمی که داعیۀ مبارزه با آن را داشتند - تا این اندازه نزدیک نشدند.
@IranDel_Channel
💢
🔴 چرا «روشنفکران» دیگر محبوب نیستند؟
✍️ سالار سیفالدینی
نخست باید توجه داشت که در مقام قیاس، میانِ روشنفکران ایرانی و اندیشمندانِ غربی، تفاوت در تلقی از «حقوق» و «فلسفۀ حقوق» از مهمترین عواملی است که به شکست پروژۀ روشنفکری در ایران انجامیده است.
در حالی که در مغربزمین، از هگل و مارکس گرفته تا کارل اشمیت و میشل ویله، فلسفۀ حقوق همواره در مرکز تأملات فکری بوده و دغدغۀ نخستینِ متفکران، تعیین نسبت فرد و دولت بوده است. اما در ایران روشنفکران بهتمامی از این بحث بیگانه مانده و تصورشان از حقوق در بهترین حالت، به مسائل مربوط به احوال شخصیه، معاملات و ارث محدود بوده است.
همین نقصان بنیادین، مانع از شکلگیری حقوق عمومی و سیاسی در ایران شد، حال آنکه در سنت روشنگری غرب از منتسکیو که با «روحالقوانین» آغاز کرد تا هابز و روسو که نخستین تأملاتِ خود را دربارۀ «قرارداد اجتماعی» سامان دادند همه در صددِ فهم مبانی نظم سیاسی و حقوقی بودند.
در قرن نوزدهم، هگل، فلسفۀ حقوق تدریس میکرد و مارکسِ حقوقدان بر سر مسئلۀ مالکیت عمومی و تقسیم اموال میاندیشید. جایگاه علمی هگل و فیشته چنان بود که در زمرۀ نخستین رؤسای دانشگاه برلین قرار گرفتند.
در قرن بیستم کارل اشمیت که حقوقدانی محافظهکار و راستگرا بود و در مقابل، میشل ویله که به اردوگاه لیبرالها تعلق داشت هر دو همچنان بر محور حقوق و دولت - ملت بحث میکردند.
در این میان، ذکر این نکته ضروری است که در سنتِ فکری مغربزمین، اساساً به چنین اندیشمندانی عنوان «روشنفکر» اطلاق نمیشد، بلکه مصداقِ روشنفکری در آنجا نویسندگانی چون کافکا، کامو، سارتر و امثال آنان بودند. که همگی اهل ادب بودند.
در ایران اما روشنفکری پس از دهۀ چهل عمدتاً در قلمرو ادب محصور شد و نهایتاً به عرصۀ جولان داستاننویسان و شاعران بدل گشت. ساعدی، براهنی، نیما، شاملو، آلاحمد و دیگرانی از این دست، هرچند آثار ادبی نغزی پدید آوردند، اما در زمینۀ اندیشۀ سیاسی و اجتماعی، چیزی برای عرضه نداشتند و در بهترین حالت، به تقلیدی ناقص و سطحی از «سارتر» و دیگر متفکران فرانسوی بسنده کردند.
وجه اشتراک همه این نویسندگان، بیگانگی محض با مفهوم «خیر عمومی» بود چنانکه در میان آنان بهندرت کسی یافت میشد که بهجای مرثیهخوانی و نالیدن از وضع موجود، دست به تحقیق و پژوهش اصیل در باب نسبت فرد و دولت یا خیرعمومی بزند.
در این میان استثنائاتی چون «شاهرخ مسکوب» را میتوان برشمرد که بعدها از وادی نثر ادبی به پژوهش علمی روی آورد و کوشید ورای شِکوه و شکایت، سخنی درخور ارائه دهد. اما از سوی دیگر ادیبانِ گرانمایهای همچون خانلری، سیروس و قاسم غنی، که به دلیل مشغلۀ علمی و روحیۀ محافظهکارانه خود هرگز به نسخهای تقلیدی از سارتر بدل نشدند، از این آفت مصون ماندند که همانها نیز پیوسته، آماج نیش و کنایه روشنفکران قرارگرفتند.
اما آیا از دل اندیشۀ میانمایههایی همچون ساعدی و آلاحمد، میشد انتظار «تولید برق»، «کارخانه»، «راهآهن»، «زیرساخت»،«نظم و قانون» و در یک کلام «توسعه» داشت؟
روشن است که چنین انتظاری عبث بود. سیطرۀ تفکر ادبی بر فضای روشنفکری ایران، در نهایت به مهجور ماندن اندیشۀ فلسفی و علوم انسانی انجامید و روشنفکری این سرزمین را به دست کسانی سپرد که نهتنها هیچ طرحی برای پیشرفت کشور نداشتند، بلکه هرجا که میتوانستند، به قلمهای مسموم خود، محققان و پژوهشگران دانشگاهی را تخطئه و حذف میکردند. در این مسیر حتی به این حد نیز بسنده نکردند، بلکه هر یک به سهم خود کلنگی برداشتند و بر پیکر توسعه و صنعت این سرزمین کوبیدند. از این هم فراتر و به جایی رسیدند که آشکارا مبلّغِ اشغالِ خارجی شدند. چنانکه آلاحمد و شریعتی، منادی حسرتِ اشغال ایران توسط خلیفۀ عثمانی بودند و هردو بهنحوی بدتر از مغول، بر بنیانهای وحدت و شخصیتِ ملّی ایران تاختند. آلاحمد، در این میان از همگان پلیدتر بود چراکه به صراحت، ایران را اشغالگر مناطق و استانهای مختلف خودش نامید و عملاً بذرهای نخست، قومگرایی و تجزیهطلبی را در این سرزمین کاشت. بنابراین انتظار گام برداشتن در قلمرو «خیر عمومی» از اهلِِ ایدئولوژی و قبیله تقلید که فردید «غربزدۀ مضاعفشان» نامیده بود آب در هاون کوبیدن است.
از منظر آزادی و دموکراسی نیز، تکلیفِ روشنفکرانی (که عارمان میآید نام ایرانی بر آنان نهیم) از پیش معلوم است. دموکراسی هیچگاه دغدغۀ کسانی نبود که اسیر و فریفتۀ سراب ایدئولوژی بودند. اساساً آنان از هیچ به اندازۀ امری که نیاز به «تأسیس» این مقدار دور بودند و به هیچ امری همچون تخریب و سپس مهاجرت به اروپا - زادگاه همان امپریالیسمی که داعیۀ مبارزه با آن را داشتند - تا این اندازه نزدیک نشدند.
@IranDel_Channel
💢
Telegram
ایراندل | IranDel
🔴 افسانۀ جلال آلاحمد
✍️ سالار سیفالدینی
«امان از قبلۀ مسلمین. مرکز کثافت است، مزبله است، کثافتکدهای است. نمودار کاملی است از ظاهر و باطن مردمی که به این قبله، نماز میگذارند و اصلاً چه بیخود ما جهودها را به کثافت مسخره میکنیم. اسلام را در زادگاهش،…
🔴 افسانۀ جلال آلاحمد
✍️ سالار سیفالدینی
«امان از قبلۀ مسلمین. مرکز کثافت است، مزبله است، کثافتکدهای است. نمودار کاملی است از ظاهر و باطن مردمی که به این قبله، نماز میگذارند و اصلاً چه بیخود ما جهودها را به کثافت مسخره میکنیم. اسلام را در زادگاهش،…
👍31👎7
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 پرواز هما در آسمانِ سوادکوه استان مازندرانِ ایران
به راستی که هما، پرندهای باشکوه است، مانند خودِ ایران.
@IranDel_Channel
💢
به راستی که هما، پرندهای باشکوه است، مانند خودِ ایران.
@IranDel_Channel
💢
👍50
ایراندل | IranDel
🔴 دموکراسی و لیبرالیسم یا داستان هابیل و قابیل ✍️ مهدی تدینی گزیدههای کوتاه از متن: — لیبرالیسم در اصل محتواست؛ یعنی مجموعهای از اصول محتوایی و ارزشی است. اما دموکراسی در اصل،صورت است؛ صوری است؛ یعنی اصولی صوری برای حکمرانی است که دربارۀ محتواها…
🔴 دموکراسی و شایستهسالاری
✍️ مهدی تدینی
یکی از دلایلِ شکست دموکراسی تصورات نادرستی است که دربارۀ آن وجود داشته است. مردمی که کارکرد حقیقی دموکراسی را نمیدانند، احتمالاً زود از آن سرخورده میشوند. داشتن تصویری روشن از ماهیت و کارکرد دموکراسی مانع توهم، و در نتیجه مانع سرخوردگیهایی میشود که نتیجۀ ترکیدنِ حبابِ توهم است.
از سوءتفاهمها دربارۀ دموکراسی این است که گمان میشود دموکراسی ابزاری برای «شایستهسالاری» است. احتمالاً چون «رقابت» در نفس دموکراسی نهفته است، این برداشت به ذهن متبادر میشود که مانند هر رقابت دیگری در اینجا هم حتماً فرد شایستهتر در رقابت، پیروز میشود. اما دموکراسی نهتنها در عمل، بلکه در نظر نیز ابزاری برای گزینش شایستگان نیست. بعید نیست کسانی که از مجرای دموکراتیک به قدرت میرسند بکوشند برای موفقیت بیشتر خود، افراد شایسته را جذب کنند، اما نفس و کارکرد دموکراسی یافتن افراد شایسته نیست. قطعاً رأیدهندگان برای موفقیتِ خودشان هم که شده ترجیح میدهند روی نمایندگان ضعیف، سرمایهگذاری نکنند و از میان نمایندگان مطلوب خود از فرد توانمندتر حمایت میکنند، اما این خردورزیهای خُرد برای اینکه در نهایت دموکراسی را ابزاری برای یافتن نخبگان و شایستگان بنامیم، کافی نیست.
ضمانتی هم وجود ندارد که برندگان برای پیشبرد اهدافشان، شایستگان را به کار گیرند. ضمن اینکه در اینجا دو پرسش بنیادیتر هم وجود دارد: برنده همیشه متکی به اکثریت است. آیا اکثریتها که قاعدتاً بیشتر به میانگین جامعه نزدیکند تا به اقلیت نخبه، اساساً ابزارهای شناختی لازم را برای یافتن شایستگان دارند؟ و دوم: اصلاً از کجا معلوم شایستگان جامعه، اهل کار سیاسی باشند که حال قرار باشد در فرایند دموکراتیک انتخاب بشوند یا نشوند؟ شاید نفس سیاست به گونهای باشد که گذر شایستگان اساساً کمتر به آن بیفتد!
پس کارکرد اصلی دموکراسی چیست؟ دموکراسی صرفاً یک کارکرد دارد و آن چرخش مسالمتآمیزِ قدرت است. هر جامعهای بخشی از امور خود را به صورت عمومی اداره میکند که نام آن «سیاست» است (و البته طبق آموزههای لیبرال هر چه این بخش کوچکتر باشد، آن جامعه به بهروزی نزدیکتر است؛ فقط بحث سر این میماند که «چقدر کوچک؟»). حال دموکراسی در اینجا روشی است برای اینکه متصدیان این ادارۀ عمومی بدون جنگ و جدال جابجا شوند؛ بدون اینکه کار به زورآزمایی و حذف فیزیکی، خشونتورزی و خونریزی کشد. انسان موجودی آزمند است. حتی در یک خانوادۀ متحد سر تقسیم داشتهها نزاعی آشتیناپذیر درمیگیرد، چه رسد در جامعهای بزرگ و متکثر، و چه رسد به وقتی صحبت سر ادارۀ عمومی است که سر خزانۀ عمومی نشسته و صاحبِ اختیارات کلان است. دموکراسی سازوکاری است برای اصلاحِ دائمی و صلحآمیز رابطۀ جامعه با سیاست ــ طبعاً مزایا و معایب این نوع چرخش قدرت نیز بحث دیگری است.
پس آیا شایستهسالاری پدیدۀ موهومی است؟ مسئله این است که اصلاً سیاست عرصۀ شایستهسالاری نیست. تنها جایی که به معنای واقعی بیشترین حد شایستهسالاری پدید میآید، «بازار» است ــ و طبعاً بازار «آزاد»، نه بازاری که بوروکراتها با زور سیاسی قواعد آن را چیده باشند. تنها در بازار است که جامعه با انتخاب هرروزۀ خود سلسلهمراتبی از بهترینها را میسازد و شایستگان را به قله میرساند. ممکن است بپرسید اگر معیار شایستگی در اقتصاد داشتن خریداران پرشمار است، از کجا معلوم که این خریداران هم مثل همان رأیدهندگان در عالم سیاست نباشند؟ اگر در سیاست به اندازۀ عقل ناقص خود رأی میدهند، پس در بازار هم به اندازۀ عقل ناقص خود خرید میکنند! چه فرقی میکند؟
فرق دقیقاً در ماهیت متفاوتِ این دو انتخاب است. ما در بازار بر اساس عینیات و ملموسات انتخاب میکنیم. بازار عاری از انتزاعات است. آنچه واقعیت را پیچیده و فریبپذیر میکند، انتزاعات است. به بیان استعاری، در سیاست میتوانید گنجشکی را رنگ کنید و برای دهههای متمادی جای قناری بفروشید، اما در بازار با فروش اولین قناری قلابی، رسوا و اخراج میشوید. انسان را در حوزۀ عینیات و ملموسات نمیتوان فریب داد، همانطور که نمیتوان خوردنی تلخی را شیرین جلوه داد. اما حوزۀ انتزاعات جولانگاه ذهنیات ناملموس است و میتوان بساط رویافروشی در آن راه انداخت. از این رو، حمله به بازار ــ کاری که از دیرباز هدف اصلی چپ بوده است ــ حمله به یگانه نهاد شایستهسالاری، و در نتیجه حمله به قلب بهروزی جامعه است.
انسان ز گهواره تا گور دمادم نیازمند تأمین است. برای این هدف، کل جامعه دائم باید منابع را به کالا و خدمات تبدیل کند. بخش کوچکی از این تأمین به دولت، و بخش عمدۀ آن به بازار محول میشود. اگر ماهیت دموکراسی «انتخاب آزادانۀ» تأمینکنندگان از سوی تأمینشوندگان است، پس بازار پدیدهای کاملاً دموکراتیک است و حمله به آن، حمله به دموکراسی است.
@IranDel_Channel
💢
🔴 دموکراسی و شایستهسالاری
✍️ مهدی تدینی
یکی از دلایلِ شکست دموکراسی تصورات نادرستی است که دربارۀ آن وجود داشته است. مردمی که کارکرد حقیقی دموکراسی را نمیدانند، احتمالاً زود از آن سرخورده میشوند. داشتن تصویری روشن از ماهیت و کارکرد دموکراسی مانع توهم، و در نتیجه مانع سرخوردگیهایی میشود که نتیجۀ ترکیدنِ حبابِ توهم است.
از سوءتفاهمها دربارۀ دموکراسی این است که گمان میشود دموکراسی ابزاری برای «شایستهسالاری» است. احتمالاً چون «رقابت» در نفس دموکراسی نهفته است، این برداشت به ذهن متبادر میشود که مانند هر رقابت دیگری در اینجا هم حتماً فرد شایستهتر در رقابت، پیروز میشود. اما دموکراسی نهتنها در عمل، بلکه در نظر نیز ابزاری برای گزینش شایستگان نیست. بعید نیست کسانی که از مجرای دموکراتیک به قدرت میرسند بکوشند برای موفقیت بیشتر خود، افراد شایسته را جذب کنند، اما نفس و کارکرد دموکراسی یافتن افراد شایسته نیست. قطعاً رأیدهندگان برای موفقیتِ خودشان هم که شده ترجیح میدهند روی نمایندگان ضعیف، سرمایهگذاری نکنند و از میان نمایندگان مطلوب خود از فرد توانمندتر حمایت میکنند، اما این خردورزیهای خُرد برای اینکه در نهایت دموکراسی را ابزاری برای یافتن نخبگان و شایستگان بنامیم، کافی نیست.
ضمانتی هم وجود ندارد که برندگان برای پیشبرد اهدافشان، شایستگان را به کار گیرند. ضمن اینکه در اینجا دو پرسش بنیادیتر هم وجود دارد: برنده همیشه متکی به اکثریت است. آیا اکثریتها که قاعدتاً بیشتر به میانگین جامعه نزدیکند تا به اقلیت نخبه، اساساً ابزارهای شناختی لازم را برای یافتن شایستگان دارند؟ و دوم: اصلاً از کجا معلوم شایستگان جامعه، اهل کار سیاسی باشند که حال قرار باشد در فرایند دموکراتیک انتخاب بشوند یا نشوند؟ شاید نفس سیاست به گونهای باشد که گذر شایستگان اساساً کمتر به آن بیفتد!
پس کارکرد اصلی دموکراسی چیست؟ دموکراسی صرفاً یک کارکرد دارد و آن چرخش مسالمتآمیزِ قدرت است. هر جامعهای بخشی از امور خود را به صورت عمومی اداره میکند که نام آن «سیاست» است (و البته طبق آموزههای لیبرال هر چه این بخش کوچکتر باشد، آن جامعه به بهروزی نزدیکتر است؛ فقط بحث سر این میماند که «چقدر کوچک؟»). حال دموکراسی در اینجا روشی است برای اینکه متصدیان این ادارۀ عمومی بدون جنگ و جدال جابجا شوند؛ بدون اینکه کار به زورآزمایی و حذف فیزیکی، خشونتورزی و خونریزی کشد. انسان موجودی آزمند است. حتی در یک خانوادۀ متحد سر تقسیم داشتهها نزاعی آشتیناپذیر درمیگیرد، چه رسد در جامعهای بزرگ و متکثر، و چه رسد به وقتی صحبت سر ادارۀ عمومی است که سر خزانۀ عمومی نشسته و صاحبِ اختیارات کلان است. دموکراسی سازوکاری است برای اصلاحِ دائمی و صلحآمیز رابطۀ جامعه با سیاست ــ طبعاً مزایا و معایب این نوع چرخش قدرت نیز بحث دیگری است.
پس آیا شایستهسالاری پدیدۀ موهومی است؟ مسئله این است که اصلاً سیاست عرصۀ شایستهسالاری نیست. تنها جایی که به معنای واقعی بیشترین حد شایستهسالاری پدید میآید، «بازار» است ــ و طبعاً بازار «آزاد»، نه بازاری که بوروکراتها با زور سیاسی قواعد آن را چیده باشند. تنها در بازار است که جامعه با انتخاب هرروزۀ خود سلسلهمراتبی از بهترینها را میسازد و شایستگان را به قله میرساند. ممکن است بپرسید اگر معیار شایستگی در اقتصاد داشتن خریداران پرشمار است، از کجا معلوم که این خریداران هم مثل همان رأیدهندگان در عالم سیاست نباشند؟ اگر در سیاست به اندازۀ عقل ناقص خود رأی میدهند، پس در بازار هم به اندازۀ عقل ناقص خود خرید میکنند! چه فرقی میکند؟
فرق دقیقاً در ماهیت متفاوتِ این دو انتخاب است. ما در بازار بر اساس عینیات و ملموسات انتخاب میکنیم. بازار عاری از انتزاعات است. آنچه واقعیت را پیچیده و فریبپذیر میکند، انتزاعات است. به بیان استعاری، در سیاست میتوانید گنجشکی را رنگ کنید و برای دهههای متمادی جای قناری بفروشید، اما در بازار با فروش اولین قناری قلابی، رسوا و اخراج میشوید. انسان را در حوزۀ عینیات و ملموسات نمیتوان فریب داد، همانطور که نمیتوان خوردنی تلخی را شیرین جلوه داد. اما حوزۀ انتزاعات جولانگاه ذهنیات ناملموس است و میتوان بساط رویافروشی در آن راه انداخت. از این رو، حمله به بازار ــ کاری که از دیرباز هدف اصلی چپ بوده است ــ حمله به یگانه نهاد شایستهسالاری، و در نتیجه حمله به قلب بهروزی جامعه است.
انسان ز گهواره تا گور دمادم نیازمند تأمین است. برای این هدف، کل جامعه دائم باید منابع را به کالا و خدمات تبدیل کند. بخش کوچکی از این تأمین به دولت، و بخش عمدۀ آن به بازار محول میشود. اگر ماهیت دموکراسی «انتخاب آزادانۀ» تأمینکنندگان از سوی تأمینشوندگان است، پس بازار پدیدهای کاملاً دموکراتیک است و حمله به آن، حمله به دموکراسی است.
@IranDel_Channel
💢
Telegram
ایراندل | IranDel
🔴 دموکراسی و لیبرالیسم یا داستان هابیل و قابیل
✍️ مهدی تدینی
گزیدههای کوتاه از متن:
— لیبرالیسم در اصل محتواست؛ یعنی مجموعهای از اصول محتوایی و ارزشی است. اما دموکراسی در اصل،صورت است؛ صوری است؛ یعنی اصولی صوری برای حکمرانی است که دربارۀ محتواها…
🔴 دموکراسی و لیبرالیسم یا داستان هابیل و قابیل
✍️ مهدی تدینی
گزیدههای کوتاه از متن:
— لیبرالیسم در اصل محتواست؛ یعنی مجموعهای از اصول محتوایی و ارزشی است. اما دموکراسی در اصل،صورت است؛ صوری است؛ یعنی اصولی صوری برای حکمرانی است که دربارۀ محتواها…
👍20👎5
🔴 انجمن مهر شاهنامۀ مازندران با همکاری خبرنامۀ ایران باستان برگزار میکنند:
پنجمین همایش مجازی شاهنامهپژوهی
یکشنبه ۱۲ اسفند ۱۴۰۳ خورشیدی (دوم مارس ۲۰۲۵ میلادی)
ساعت ۱۸:۳۰ به وقت ایران
سخنرانان و عناوین سخنرانی:
جلال خالقی مطلق (شیوههای بیان در شاهنامه)
محمود امیدسالار (حماسۀ ملی ایران و حماسههای ملی دیگران)
خداداد رضاخانی (شاهنامه و تاریخنگاری محلی در ایران شرقی)
پدرام جم (شاهنامه و دورالکبس تقویم زرتشتیان)
لیلا ورهرام (منشأ نام اسفندیار)
🔴 این نشست به صورت مجازی و برخط در بستر «گوگلمیت» برگزار میشود و حضور برای علاقهمندان آزاد است.
#اطلاع_رسانی
@IranDel_Channel
💢
پنجمین همایش مجازی شاهنامهپژوهی
یکشنبه ۱۲ اسفند ۱۴۰۳ خورشیدی (دوم مارس ۲۰۲۵ میلادی)
ساعت ۱۸:۳۰ به وقت ایران
سخنرانان و عناوین سخنرانی:
جلال خالقی مطلق (شیوههای بیان در شاهنامه)
محمود امیدسالار (حماسۀ ملی ایران و حماسههای ملی دیگران)
خداداد رضاخانی (شاهنامه و تاریخنگاری محلی در ایران شرقی)
پدرام جم (شاهنامه و دورالکبس تقویم زرتشتیان)
لیلا ورهرام (منشأ نام اسفندیار)
🔴 این نشست به صورت مجازی و برخط در بستر «گوگلمیت» برگزار میشود و حضور برای علاقهمندان آزاد است.
#اطلاع_رسانی
@IranDel_Channel
💢
👍22
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 استاد جلال خالقی مطلق دربارۀ کتاب در دست انتشار خودشان «گزارش شاهنامه» توضیحاتی میدهند
پیشفروش کتاب گزارش شاهنامه؛ معنی واژه، وجه دستوری، شرح و تفسیر بیت (شرح ابیات جلد ۱ و ۲ شاهنامه تصحیح جلال خالقیمطلق) اثر جلال خالقیمطلق
پس از انتشار شاهنامهٔ فردوسی به پیرایش استاد جلال خالقی مطلق در چهار مجلّد به قطع رقعی (تهران، ۱۳۹۴) و استقبال خوانندگان از آن، کمبود تفسیری از متن که نیاز گروه گستردهتری از خوانندگان این اثر را برآورده کند، بیش از پیش احساس میشد. در پاسخ به این نیاز، کتاب حاضر در چهار پوشه از سوی مصحّح به دوستداران شاهنامه تقدیم میگردد. در این تألیف، مؤلف کوشیده است دشواریهای متن شاهنامه را از نظر واژهها، دستور زبان و معنی ابیات بر خواننده آسان سازد و در کنار آن به برخی مسائل متنشناسی بپردازد که گاه سبب بازنگری در متن پیرایش او نیز شده است. با انتشار این کتاب، انتشارات سخن بازخوانی شاهنامه را به آموزندگان آن توصیه میکند.
گزارش شاهنامه (جلد ۱ و ۲) | جلال خالقیمطلق | ۲۱۱۳ صفحه | چاپ اول
پیشفروش با ۲۰٪ تخفیف و ارسال از ۳۰ بهمن است.
از «اینجا» تهیه کنید.
#معرفی_کتاب
@IranDel_Channel
💢
پیشفروش کتاب گزارش شاهنامه؛ معنی واژه، وجه دستوری، شرح و تفسیر بیت (شرح ابیات جلد ۱ و ۲ شاهنامه تصحیح جلال خالقیمطلق) اثر جلال خالقیمطلق
پس از انتشار شاهنامهٔ فردوسی به پیرایش استاد جلال خالقی مطلق در چهار مجلّد به قطع رقعی (تهران، ۱۳۹۴) و استقبال خوانندگان از آن، کمبود تفسیری از متن که نیاز گروه گستردهتری از خوانندگان این اثر را برآورده کند، بیش از پیش احساس میشد. در پاسخ به این نیاز، کتاب حاضر در چهار پوشه از سوی مصحّح به دوستداران شاهنامه تقدیم میگردد. در این تألیف، مؤلف کوشیده است دشواریهای متن شاهنامه را از نظر واژهها، دستور زبان و معنی ابیات بر خواننده آسان سازد و در کنار آن به برخی مسائل متنشناسی بپردازد که گاه سبب بازنگری در متن پیرایش او نیز شده است. با انتشار این کتاب، انتشارات سخن بازخوانی شاهنامه را به آموزندگان آن توصیه میکند.
گزارش شاهنامه (جلد ۱ و ۲) | جلال خالقیمطلق | ۲۱۱۳ صفحه | چاپ اول
پیشفروش با ۲۰٪ تخفیف و ارسال از ۳۰ بهمن است.
از «اینجا» تهیه کنید.
#معرفی_کتاب
@IranDel_Channel
💢
👍21
🔴 همهچی از دور قشنگه...
✍️ حسین آخانی، استاد دانشگاه تهران
"همه چی از دور قشنگه، حتی دانشجوی دانشگاه تهران بودن..."
توییت امیر محمد خالقی
چه کوتاه و چه دردناک، کاری کردیم که دانشجویی که از دورترین نقطۀ کشور برای درس خواندن به دانشگاه تهران آمده، در اولین روز درسش، سنگینترین معنا را منتقل میکند؛ و چه دردناک که او این معنا را نه فقط با احساسش که با جانش تجربه کرد.
بیاییم فکر کنیم که چرا بهترین فارغالتحصیلان ما وقتی درسشان تمام میشود میروند، انقدر دور که ما معلمان گاهی حسرت یک پیام آنها را داریم، خجالت بکشیم.
@IranDel_Channel
💢
✍️ حسین آخانی، استاد دانشگاه تهران
"همه چی از دور قشنگه، حتی دانشجوی دانشگاه تهران بودن..."
توییت امیر محمد خالقی
چه کوتاه و چه دردناک، کاری کردیم که دانشجویی که از دورترین نقطۀ کشور برای درس خواندن به دانشگاه تهران آمده، در اولین روز درسش، سنگینترین معنا را منتقل میکند؛ و چه دردناک که او این معنا را نه فقط با احساسش که با جانش تجربه کرد.
بیاییم فکر کنیم که چرا بهترین فارغالتحصیلان ما وقتی درسشان تمام میشود میروند، انقدر دور که ما معلمان گاهی حسرت یک پیام آنها را داریم، خجالت بکشیم.
@IranDel_Channel
💢
👍30
⚫️ برای سوگِ امیرمحمد خالقی؛ هموطنی از خراسان جنوبی
✍️ رسول اسدزاده
روایت کشته شدن امیرمحمد خالقی در قلب تهران یک سوگنامۀ تمامعیار است. پسر دانشجوی اهل یکی از روستاهای خراسان جنوبی، پس از شروع ترم چهارم تازه کار پیدا کرده بود. چهارشنبه، آن چهارشنبه لعنتیِ شوم اولین روز کاری او بود. جایی حوالی میدان انقلاب... دوستانش میگویند، امیرمحمد از شوق اولین روز کاری، شب قبل حتی دو ساعت هم نخوابیده بود... شبی که امیرمحمد در خیابان امیرآباد چاقو خورد، لپتاپ همراهش بود، حرامیان برای سرقتِ کولهپشتی به او چاقو زدهاند، تیزی به قلب و ریههایش نفوذ کرده، امیرمحمد حتی پشتِ سرِ موتورِ دزدان دویده، تا تقاطع بزرگراه آلاحمد دویده و اینجاست که او با نفسهای آغشته به خون به زمین میافتد من در خودم فرو میریزم...
لابد پسرک با خودش فکر کرده که پدرش برای خریدن این لپتاپ که خیلی راحتتر از این حرفها باید در اختیار بچههای این سرزمین باشد چه زحمتی کشیده، به قیمتها فکر کرده و البته به محتویات داخل آن که نتیجه زحماتش است. امیرمحمد دویده در حالی که خون از نایژه وارد حلق و ریههایش شده، در هوای کثیف و آدمکشِ تهران، در حالی که حرامیان از دیدش دور میشدهاند زمین خورده، تا آسفالتِ غمگین امیرآباد که با نوشیدنِ خون بیگناهان غریبه نیست یکبار دیگر سرخ شود...
وقتی اینها را مینویسم به سخنان قدیری ابیانه، سفیر سابق ایران در مکزیک و استرالیا فکر میکنم که به تازگی در بخشی از یک مصاحبه گفته : " آنهایی که از ایران خارج شدند چه کار میکنند؟ توالت و ظرف میشویند..." به چهره وحشتزده و ناامید چند ایرانیِ نگون بختِ چاره سوخته فکر میکنم که طی اخراج مهاجران از آمریکا سر از پاناما درآوردهاند... خیلی از ما پبش از آنکه لپتاپ و موبایلهایمان دزدیده شود، امید و زندگیهایمان به سرقت رفته... به همین دلیل است که در گوشه و کنار کره زمین پخش و پلا شدهایم، به همین دلیل است که حاضریم در غربت حتی توالت بشوییم...
@IranDel_Channel
💢
⚫️ برای سوگِ امیرمحمد خالقی؛ هموطنی از خراسان جنوبی
✍️ رسول اسدزاده
روایت کشته شدن امیرمحمد خالقی در قلب تهران یک سوگنامۀ تمامعیار است. پسر دانشجوی اهل یکی از روستاهای خراسان جنوبی، پس از شروع ترم چهارم تازه کار پیدا کرده بود. چهارشنبه، آن چهارشنبه لعنتیِ شوم اولین روز کاری او بود. جایی حوالی میدان انقلاب... دوستانش میگویند، امیرمحمد از شوق اولین روز کاری، شب قبل حتی دو ساعت هم نخوابیده بود... شبی که امیرمحمد در خیابان امیرآباد چاقو خورد، لپتاپ همراهش بود، حرامیان برای سرقتِ کولهپشتی به او چاقو زدهاند، تیزی به قلب و ریههایش نفوذ کرده، امیرمحمد حتی پشتِ سرِ موتورِ دزدان دویده، تا تقاطع بزرگراه آلاحمد دویده و اینجاست که او با نفسهای آغشته به خون به زمین میافتد من در خودم فرو میریزم...
لابد پسرک با خودش فکر کرده که پدرش برای خریدن این لپتاپ که خیلی راحتتر از این حرفها باید در اختیار بچههای این سرزمین باشد چه زحمتی کشیده، به قیمتها فکر کرده و البته به محتویات داخل آن که نتیجه زحماتش است. امیرمحمد دویده در حالی که خون از نایژه وارد حلق و ریههایش شده، در هوای کثیف و آدمکشِ تهران، در حالی که حرامیان از دیدش دور میشدهاند زمین خورده، تا آسفالتِ غمگین امیرآباد که با نوشیدنِ خون بیگناهان غریبه نیست یکبار دیگر سرخ شود...
وقتی اینها را مینویسم به سخنان قدیری ابیانه، سفیر سابق ایران در مکزیک و استرالیا فکر میکنم که به تازگی در بخشی از یک مصاحبه گفته : " آنهایی که از ایران خارج شدند چه کار میکنند؟ توالت و ظرف میشویند..." به چهره وحشتزده و ناامید چند ایرانیِ نگون بختِ چاره سوخته فکر میکنم که طی اخراج مهاجران از آمریکا سر از پاناما درآوردهاند... خیلی از ما پبش از آنکه لپتاپ و موبایلهایمان دزدیده شود، امید و زندگیهایمان به سرقت رفته... به همین دلیل است که در گوشه و کنار کره زمین پخش و پلا شدهایم، به همین دلیل است که حاضریم در غربت حتی توالت بشوییم...
@IranDel_Channel
💢
👍38👎3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 پارسۀ زیبای ما
ای ابرِ خوشباران بیا
ای مستی باران بیا
ای شاهِ طراران بیا
مستان سلامَت میکنند
جان را غلامَت میکنند..
@IranDel_Channel
💢
ای ابرِ خوشباران بیا
ای مستی باران بیا
ای شاهِ طراران بیا
مستان سلامَت میکنند
جان را غلامَت میکنند..
@IranDel_Channel
💢
👍32
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎥 در حوزۀ تمدنی ایران، اما در مشتِ ترکیه!
چرا ایران باید غفلت خود نسبت به ترکمنستان را جبران کند؟
گزارشی از سید حمزه صالحی در پایگاه خبری - تحلیلی انتخاب
@IranDel_Channel
💢
چرا ایران باید غفلت خود نسبت به ترکمنستان را جبران کند؟
گزارشی از سید حمزه صالحی در پایگاه خبری - تحلیلی انتخاب
@IranDel_Channel
💢
👍22
ایراندل | IranDel
🔴 شمارۀ ۶۹ ماهنامۀ وطنیولی (راه وطن) منتشر شد شمارۀ بهمن ماه ۱۴۰۳ خورشیدی 🔴 در این شماره میخوانید: زندگی و اندیشۀ ستارخان، سردار ملّی ایران و قهرمان مشروطه: «میخواهم هفت دولت، زیر پرچمِ ایران باشد. زیر پرچمِ بیگانه نمیروم.» یادکردی از «جلال متینی»…
🔴 شمارۀ ویژۀ ماهنامۀ وطنیولی (راه وطن) منتشر شد:
دوم اسفند ماه ۱۴۰۳ خورشیدی؛
ویژۀ روزِ جهانی «زبانِ مادری»
🔴 در این شماره میخوانید:
پانترکان و دشمنی با زبانِ پارسی:
عِرض خود میبری و زحمت ما میداری..
«آموزشِ زبانِ مادری»؛ آری
«آموزش به زبانِ مادری»؛ نه
(به قلمِ مسعود لقمان)
نسبتِ زبانِ ملّی و زبانهای محلّی در پرتو قانون اساسی:
استفاده از زبان فارسی، حقِّ رسمی ملّت ایران است
(گزارش نشستِ واکاوی حقوقی اصل ۱۵ قانون اساسی در خبرگزاری دانشجویان ایران)
آزادی زبانهای محلّی در ایران
(به قلمِ احسان هوشمند)
زبانِ فارسی، هویتِ ملّی و مصادرۀ مفاخرِ ایرانی:
علاج واقعه، پیش از وقوع باید کرد
(به قلمِ اکبر ایرانی)
هالووین، ولنتاین و «زبانِ مادری»
(به قلم سالار سیفالدینی)
چیستی حقیقی «روزِ جهانی زبانِ مادری» و توهمات طلبکارانۀ قومگرایان
(به قلمِ نیما عظیمی)
سخنی دربارۀ «آموزشِ زبانِ مادری» و «آموزشِ به زبانِ مادری»:
ای بسا هندو و تُرک، همزبان
(به قلمِ عباس سلیمی آنگیل)
دغدغۀ زبان محلّی و خاستگاه آن
(به قلم محمدعلی بهمنی قاجار)
سالار سیفالدینی، نویسندۀ کتابِ «امر ملی و تمامیت ارضی»:
یکپارچگی سرزمین، ضرورتِ بقای دولت و ملت است
نگاهی به کتابِ «امر ملی و تمامیت ارضی»:
ضرورتِ فهمِ کیانِ سیاسی ایران
(به قلمِ ماهرخ ابراهیمپور)
🔴 برای مطالعۀ ماهنامۀ وطنیولی، میتوانید به PDF پیوست، مراجعه کنید.
@IranDel_Channel
💢
🔴 شمارۀ ویژۀ ماهنامۀ وطنیولی (راه وطن) منتشر شد:
دوم اسفند ماه ۱۴۰۳ خورشیدی؛
ویژۀ روزِ جهانی «زبانِ مادری»
🔴 در این شماره میخوانید:
پانترکان و دشمنی با زبانِ پارسی:
عِرض خود میبری و زحمت ما میداری..
«آموزشِ زبانِ مادری»؛ آری
«آموزش به زبانِ مادری»؛ نه
(به قلمِ مسعود لقمان)
نسبتِ زبانِ ملّی و زبانهای محلّی در پرتو قانون اساسی:
استفاده از زبان فارسی، حقِّ رسمی ملّت ایران است
(گزارش نشستِ واکاوی حقوقی اصل ۱۵ قانون اساسی در خبرگزاری دانشجویان ایران)
آزادی زبانهای محلّی در ایران
(به قلمِ احسان هوشمند)
زبانِ فارسی، هویتِ ملّی و مصادرۀ مفاخرِ ایرانی:
علاج واقعه، پیش از وقوع باید کرد
(به قلمِ اکبر ایرانی)
هالووین، ولنتاین و «زبانِ مادری»
(به قلم سالار سیفالدینی)
چیستی حقیقی «روزِ جهانی زبانِ مادری» و توهمات طلبکارانۀ قومگرایان
(به قلمِ نیما عظیمی)
سخنی دربارۀ «آموزشِ زبانِ مادری» و «آموزشِ به زبانِ مادری»:
ای بسا هندو و تُرک، همزبان
(به قلمِ عباس سلیمی آنگیل)
دغدغۀ زبان محلّی و خاستگاه آن
(به قلم محمدعلی بهمنی قاجار)
سالار سیفالدینی، نویسندۀ کتابِ «امر ملی و تمامیت ارضی»:
یکپارچگی سرزمین، ضرورتِ بقای دولت و ملت است
نگاهی به کتابِ «امر ملی و تمامیت ارضی»:
ضرورتِ فهمِ کیانِ سیاسی ایران
(به قلمِ ماهرخ ابراهیمپور)
🔴 برای مطالعۀ ماهنامۀ وطنیولی، میتوانید به PDF پیوست، مراجعه کنید.
@IranDel_Channel
💢
👍27👎2
Forwarded from ایراندل | IranDel
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎥 قطعۀ "باز هوای وطنم"
به بهانۀ ۲۹ بهمن، زادروز استاد شهرام ناظری
سیر گل و یاسمنم، سمنم آرزوست
سیر گل و می نکنم، نکنم ای صبا
بوسهای از آن دهنم، دهنم آرزوست
باز هوای وطنم، وطنم آرزوست
یکی از خاطرهانگیزترین تصنیفهای موسیقی ایران، قطعۀ "بازهوای وطنم" در مایۀ بیات اصفهان است که آهنگساز اثر عبدالصمد عندلیبی و شعر آن منسوب به شیخ احمد جام و اولین خوانندههای آن جلال نصیری کرمانشاهی، حشمتالله لرنژاد و جلالالدین محمدیان بودند.
این تصنیف چنان در میان مردم مقبول افتاد که به دفعات توسط هنرمندان دیگر نظیر شهرام ناظری و شاپور رحیمی و محمدرضا لطفی و دیگران هم اجرا شد.
#یادها | #مناسبتها
@IranDel_Channel
💢
به بهانۀ ۲۹ بهمن، زادروز استاد شهرام ناظری
سیر گل و یاسمنم، سمنم آرزوست
سیر گل و می نکنم، نکنم ای صبا
بوسهای از آن دهنم، دهنم آرزوست
باز هوای وطنم، وطنم آرزوست
یکی از خاطرهانگیزترین تصنیفهای موسیقی ایران، قطعۀ "بازهوای وطنم" در مایۀ بیات اصفهان است که آهنگساز اثر عبدالصمد عندلیبی و شعر آن منسوب به شیخ احمد جام و اولین خوانندههای آن جلال نصیری کرمانشاهی، حشمتالله لرنژاد و جلالالدین محمدیان بودند.
این تصنیف چنان در میان مردم مقبول افتاد که به دفعات توسط هنرمندان دیگر نظیر شهرام ناظری و شاپور رحیمی و محمدرضا لطفی و دیگران هم اجرا شد.
#یادها | #مناسبتها
@IranDel_Channel
💢
👍26
ایراندل | IranDel
Mantre-8.pdf
🔴 بستریسازی برای فدرالیسم؟
در نقدِ سخنانِ رئیسجمهور دربارۀ استانداران
✍️ احسان هوشمند
گزیدههایی از یادداشت:
دکتر پزشکیان در سفر هفته گذشته به بوشهر در سخنانی گفت: «هر استانی باید برای خود یک رئیسجمهور داشته باشد.» آقای رئیس جمهور در این سخنرانی مقصود خود از این واژه یعنی «رئیس جمهور هر استان» را به روشنی تشریح نکرد و نگفت که مقصود وی از رئیس جمهور هر استان چیست؟ و چرا و چگونه و بر مبنای کدام کار کارشناسی وارد این مقوله شده است؟ نسبت این سخنان با قانون اساسی و تجربۀ تاریخی ایرانیان چیست؟
ملّتِ ایران یک ملّت تاریخی و همبسته است که در درازنای تاریخ درجات عمیقی از درهم تنیدگی و درهمآمیزی را تجربه کرده است. سرنوشت ایرانیان در چند هزار سال گذشته در هم تنیده بوده و هیچ عاملی نتوانسته هستۀ سختِ ملّت ایران را از هم بگسلد. در ایران تنها ملّت ایران زندگی میکند و همه ایرانیان از هر زبان و دین و مذهب و آیین و با هر روشی در زندگی، بخش با اهمیتی از ملّت ایران هستند.
نباید مسئولین کشور با سخنان و اقدامات خود هر چند با حسننیت، شائبهای دربارۀ انسجام ایرانیان ایجاد کنند. در ایران یک جمهور وجود دارد، آنهم جمهورِ ملّت ایران است. ایران، عراق نیست، ایران، پاکستان هم نیست، ایران کشوری تاریخی است. ایران کشوری کثیرالمله نیست که هر استان یا شهرستان دارای یک رئیس جمهور باشد.
امروز ایرانِ ما با انبوهی از مسائل پیچیدۀ اقتصادی و سیاسی و فرهنگی و زیست محیطی دست به گریبان است. افزون بر تحریمها و مسائل بینالمللی بخش بزرگی از مسائل امروز ایران، میراثِ حکمرانی بد در کشور است.
آیا مشکل کشور در میزانِ اختیاراتِ استانداریها است یا نوع حکمرانی کشور؟ به عبارت دیگر زمانی که انواع موانع برای مشارکت آزاد شهروندان کشور در ادارۀ کشور وجود دارد و در نتیجه شایستهسالاری، مغلوب گزینشهای سلیقهای و سیاسی و ایدئولوژیک شده، آیا افزایش اختیارات استانداران میتواند دردی از دردهای کشور را درمان کند؟ آیا بهتر نیست دولت به جای طرحِ مباحث غیرکارشناسی تلاش کند شایستهسالاری جانشینِ رویههای فعلی شود؟ آیا بهتر نیست دولت به فکر اصلاحات اساسی در نوع حکمرانی کشور در سطح کلان باشد؟
حکمرانی بد کشور در دهههای گذشته موجب شده تا بیشتر استانهای کشور با انواع مسائل و دشواریها دست و پنجه نرم کنند. در فقدان نگاه ملی و توجه به امر ملّی در میان دستگاههای مسئول در دهههای گذشته، محلّیگرایی در کشور رشد بیسابقهای داشته و با بومیسازی ساختارِ دولت و استخدام افراطی کارمندانِ دولت به صورت بومیگزینی و نیز بومیسازی فضای آموزش و پرورش و پذیرش دانشجو و مانند آن در سالهای اخیر، رقابت به شکلی نگرانکننده به رقابت بین استانی مبدل شده است.
در این شرایط سخن از افزایش اختیارات استانداران، آنهم در فقدانِ ملّیاندیشی و پشتوانۀ مطالعات و بدون کار کارشناسی به جز افزایش مشکلات و تنش و نابسامانی چه دستاورد دیگری برای کشور و استانها خواهد داشت؟ آیا در پیوستهای کارشناسی طرح چنین سخنانی توسط رئیس جمهور به این دست از مسائل اندیشیده شده است؟
یکی از مسائل اساسی نظام حکمرانی کشور، بخشینگری و جزیرهای عمل کردن دستگاههاست.
یعنی قوۀ مجریه به صورت مشهودی در روز روشن دچار بخشینگری است. ضمن آنکه دیگر دستگاهها و نهادها و سازمانها و نیز دیگر بنگاههای اقتصادی مانند ستاد اجرایی فرمان امام و بنیاد برکت، بنیاد مستضعفان، تولیت آستان قدس رضوی و دیگر بنگاههای اقتصادی بزرگ کشور که خارج از قوۀ مجریه فعالیت میکنند و البته بخش بزرگی از اقتصاد کشور نیز در دست آنهاست و سهمی در تورم و دیگر مسائل اقتصادی کشور دارند خود را ملزم به هماهنگی با دولت و قوه مجریه نمیدانند. در این شرایط که چنین بخشنگری و جزیرهای عمل کردن و آشفتگی نظام حکمرانی مسائل فراوانی برای کشور در پی داشته، آیا منطقی است به آشفتگیها دامن زد؟ و با طرح موضوع استانداران در عمل کشور را دچار نابسامانی بیشتر کرد؟
در تاریخ معاصر برخی قدرتهای اشغالگر بر آن بودند تا با تأسیس دولتهای پوشالی محلی در یکی دو شهر کشور به مقامات دست نشانده آن مناطق، عنوان رئیس جمهوری آن محل اهدا کنند. اگر چه این تلاش ناکام شوروی سابق در دهه بیست کمتر از یک سال دوام داشت، اما خاطرۀ تلخ آن تاکنون از وجدان خودآگاه ملت ایران زدوده نشده است. دولتمردان مراقب باشند که با اقدامات و موضعگیریهای نسنجیده، موجب آزردگی خاطر ملت ایران نشوند. هر اقدامی که نتیجهاش تضعیف انسجام ملی با هر عنوانی باشد با واکنش منفی و مقاومت ملت ایران، روبرو خواهد شد.
🔴 این یادداشت را بطور کامل در بخشِ «مشاهدۀ فوری» بخوانید:
👇👇
@IranDel_Channel
💢
🔴 بستریسازی برای فدرالیسم؟
در نقدِ سخنانِ رئیسجمهور دربارۀ استانداران
✍️ احسان هوشمند
گزیدههایی از یادداشت:
دکتر پزشکیان در سفر هفته گذشته به بوشهر در سخنانی گفت: «هر استانی باید برای خود یک رئیسجمهور داشته باشد.» آقای رئیس جمهور در این سخنرانی مقصود خود از این واژه یعنی «رئیس جمهور هر استان» را به روشنی تشریح نکرد و نگفت که مقصود وی از رئیس جمهور هر استان چیست؟ و چرا و چگونه و بر مبنای کدام کار کارشناسی وارد این مقوله شده است؟ نسبت این سخنان با قانون اساسی و تجربۀ تاریخی ایرانیان چیست؟
ملّتِ ایران یک ملّت تاریخی و همبسته است که در درازنای تاریخ درجات عمیقی از درهم تنیدگی و درهمآمیزی را تجربه کرده است. سرنوشت ایرانیان در چند هزار سال گذشته در هم تنیده بوده و هیچ عاملی نتوانسته هستۀ سختِ ملّت ایران را از هم بگسلد. در ایران تنها ملّت ایران زندگی میکند و همه ایرانیان از هر زبان و دین و مذهب و آیین و با هر روشی در زندگی، بخش با اهمیتی از ملّت ایران هستند.
نباید مسئولین کشور با سخنان و اقدامات خود هر چند با حسننیت، شائبهای دربارۀ انسجام ایرانیان ایجاد کنند. در ایران یک جمهور وجود دارد، آنهم جمهورِ ملّت ایران است. ایران، عراق نیست، ایران، پاکستان هم نیست، ایران کشوری تاریخی است. ایران کشوری کثیرالمله نیست که هر استان یا شهرستان دارای یک رئیس جمهور باشد.
امروز ایرانِ ما با انبوهی از مسائل پیچیدۀ اقتصادی و سیاسی و فرهنگی و زیست محیطی دست به گریبان است. افزون بر تحریمها و مسائل بینالمللی بخش بزرگی از مسائل امروز ایران، میراثِ حکمرانی بد در کشور است.
آیا مشکل کشور در میزانِ اختیاراتِ استانداریها است یا نوع حکمرانی کشور؟ به عبارت دیگر زمانی که انواع موانع برای مشارکت آزاد شهروندان کشور در ادارۀ کشور وجود دارد و در نتیجه شایستهسالاری، مغلوب گزینشهای سلیقهای و سیاسی و ایدئولوژیک شده، آیا افزایش اختیارات استانداران میتواند دردی از دردهای کشور را درمان کند؟ آیا بهتر نیست دولت به جای طرحِ مباحث غیرکارشناسی تلاش کند شایستهسالاری جانشینِ رویههای فعلی شود؟ آیا بهتر نیست دولت به فکر اصلاحات اساسی در نوع حکمرانی کشور در سطح کلان باشد؟
حکمرانی بد کشور در دهههای گذشته موجب شده تا بیشتر استانهای کشور با انواع مسائل و دشواریها دست و پنجه نرم کنند. در فقدان نگاه ملی و توجه به امر ملّی در میان دستگاههای مسئول در دهههای گذشته، محلّیگرایی در کشور رشد بیسابقهای داشته و با بومیسازی ساختارِ دولت و استخدام افراطی کارمندانِ دولت به صورت بومیگزینی و نیز بومیسازی فضای آموزش و پرورش و پذیرش دانشجو و مانند آن در سالهای اخیر، رقابت به شکلی نگرانکننده به رقابت بین استانی مبدل شده است.
در این شرایط سخن از افزایش اختیارات استانداران، آنهم در فقدانِ ملّیاندیشی و پشتوانۀ مطالعات و بدون کار کارشناسی به جز افزایش مشکلات و تنش و نابسامانی چه دستاورد دیگری برای کشور و استانها خواهد داشت؟ آیا در پیوستهای کارشناسی طرح چنین سخنانی توسط رئیس جمهور به این دست از مسائل اندیشیده شده است؟
یکی از مسائل اساسی نظام حکمرانی کشور، بخشینگری و جزیرهای عمل کردن دستگاههاست.
یعنی قوۀ مجریه به صورت مشهودی در روز روشن دچار بخشینگری است. ضمن آنکه دیگر دستگاهها و نهادها و سازمانها و نیز دیگر بنگاههای اقتصادی مانند ستاد اجرایی فرمان امام و بنیاد برکت، بنیاد مستضعفان، تولیت آستان قدس رضوی و دیگر بنگاههای اقتصادی بزرگ کشور که خارج از قوۀ مجریه فعالیت میکنند و البته بخش بزرگی از اقتصاد کشور نیز در دست آنهاست و سهمی در تورم و دیگر مسائل اقتصادی کشور دارند خود را ملزم به هماهنگی با دولت و قوه مجریه نمیدانند. در این شرایط که چنین بخشنگری و جزیرهای عمل کردن و آشفتگی نظام حکمرانی مسائل فراوانی برای کشور در پی داشته، آیا منطقی است به آشفتگیها دامن زد؟ و با طرح موضوع استانداران در عمل کشور را دچار نابسامانی بیشتر کرد؟
در تاریخ معاصر برخی قدرتهای اشغالگر بر آن بودند تا با تأسیس دولتهای پوشالی محلی در یکی دو شهر کشور به مقامات دست نشانده آن مناطق، عنوان رئیس جمهوری آن محل اهدا کنند. اگر چه این تلاش ناکام شوروی سابق در دهه بیست کمتر از یک سال دوام داشت، اما خاطرۀ تلخ آن تاکنون از وجدان خودآگاه ملت ایران زدوده نشده است. دولتمردان مراقب باشند که با اقدامات و موضعگیریهای نسنجیده، موجب آزردگی خاطر ملت ایران نشوند. هر اقدامی که نتیجهاش تضعیف انسجام ملی با هر عنوانی باشد با واکنش منفی و مقاومت ملت ایران، روبرو خواهد شد.
🔴 این یادداشت را بطور کامل در بخشِ «مشاهدۀ فوری» بخوانید:
👇👇
@IranDel_Channel
💢
Telegraph
ایراندل | IranDel
🔴 بستریسازی برای فدرالیسم؟ در نقدِ سخنانِ رئیسجمهور دربارۀ استانداران ✍️ احسان هوشمند از آغاز به کار دولت موقت در بهمن ۱۳۵۷ [خودشیدی] چند روز بیشتر نگذشته بود که بخشی از استان و شهرستانهای مرزی در غرب و جنوب و شمال شرق کشور درگیر آشوب مسلحانهای…
👍34👎4
🔴 رئیسجمهور به خاطر خواندنِ شعر به زبانِ تُرکی آذربایجانی تذکر نگرفتند!
✍️ مهدی سلطانی (زنجان)
در آن سالن، برخی حضار از رئیسجمهور خواستند که کلاً، به [زبانِ] تُرکی [اذربایجانی] سخنرانی کند و رئیسجمهور پزشکیان گفتند؛ چون وزرا و وکلا حضور دارند، نمیتوانند به [زبانِ] تُرکی [آذربایجانی] سخنرانی کنند!
منتهی علت تذکر این بود که تیم تشریفات، نگران شدند، رئیسجمهور، جوگیر آن درخواستِ عوامانه شوند، بخواهند کلاً به [زبانِ] تُرکی [آذربایجانی] سخنرانی کنند! پس آن تذکر، به خاطر شعر تُرکی جناب پزشکیان نبود!
در سخنرانی رهبر و مسئولان کشور، بارها و پرتکرار، شعر [به زبانهای] تُرکی و عربی خوانده میشود و کسی هم مانع نشده است. گزارهها و اشعار عربی که در سخنرانیهای مسئولانِ امتگرای جمهوری اسلامی ایران، بسیار پرکاربرد و پرتکرار است!
در آن نشست، اشتباه رئیسجمهور پزشکیان این بود که در پاسخ به درخواستِ گزافه و بیهوده برخی حضار، مبنی بر سخنرانی تمام [به زبانِ] تُرکی [آذربایجانی]، میبایست میگفتند که؛ زبان ملی و رسمی کشور، فارسی است و ما ملزم هستیم در نشستهای کشوری، دولتی و ملّی به این زبان سخن بگوییم! نه این که بگویند؛ "چون وزرا و وکلا حضور دارند، ما لازم است به [زبانِ] فارسی سخنرانی کنیم"!
خیر جناب رئیسجمهور! حتی اگر وکلا و وزرای شما همگی به زبانِ تُرکی [آذربایجانی] مسلط باشند و یا اصلاً حضور نداشته باشند نیز شما وظیفۀ قانونی، ملّی و خردمندانه دارید که به زبان ملّی فارسی سخنرانی کنید.
@IranDel_Channel
💢
🔴 رئیسجمهور به خاطر خواندنِ شعر به زبانِ تُرکی آذربایجانی تذکر نگرفتند!
✍️ مهدی سلطانی (زنجان)
در آن سالن، برخی حضار از رئیسجمهور خواستند که کلاً، به [زبانِ] تُرکی [اذربایجانی] سخنرانی کند و رئیسجمهور پزشکیان گفتند؛ چون وزرا و وکلا حضور دارند، نمیتوانند به [زبانِ] تُرکی [آذربایجانی] سخنرانی کنند!
منتهی علت تذکر این بود که تیم تشریفات، نگران شدند، رئیسجمهور، جوگیر آن درخواستِ عوامانه شوند، بخواهند کلاً به [زبانِ] تُرکی [آذربایجانی] سخنرانی کنند! پس آن تذکر، به خاطر شعر تُرکی جناب پزشکیان نبود!
در سخنرانی رهبر و مسئولان کشور، بارها و پرتکرار، شعر [به زبانهای] تُرکی و عربی خوانده میشود و کسی هم مانع نشده است. گزارهها و اشعار عربی که در سخنرانیهای مسئولانِ امتگرای جمهوری اسلامی ایران، بسیار پرکاربرد و پرتکرار است!
در آن نشست، اشتباه رئیسجمهور پزشکیان این بود که در پاسخ به درخواستِ گزافه و بیهوده برخی حضار، مبنی بر سخنرانی تمام [به زبانِ] تُرکی [آذربایجانی]، میبایست میگفتند که؛ زبان ملی و رسمی کشور، فارسی است و ما ملزم هستیم در نشستهای کشوری، دولتی و ملّی به این زبان سخن بگوییم! نه این که بگویند؛ "چون وزرا و وکلا حضور دارند، ما لازم است به [زبانِ] فارسی سخنرانی کنیم"!
خیر جناب رئیسجمهور! حتی اگر وکلا و وزرای شما همگی به زبانِ تُرکی [آذربایجانی] مسلط باشند و یا اصلاً حضور نداشته باشند نیز شما وظیفۀ قانونی، ملّی و خردمندانه دارید که به زبان ملّی فارسی سخنرانی کنید.
@IranDel_Channel
💢
Telegram
ایراندل | IranDel
همه عالم تن است و ایران دل ❤️
این کانال دغدغهاش، ایران است و گردانندۀ آن، یک شهروند ایرانی آذربایجانی
[ بازنشر یک یادداشت، توییت، ویدئو و یا یک صوت به معنی تأیید کل محتوا و تمام مواضع صاحب آن محتوا نیست و هدف صرفاً بازتاب دادن یک نگاه و اندیشه است.]
این کانال دغدغهاش، ایران است و گردانندۀ آن، یک شهروند ایرانی آذربایجانی
[ بازنشر یک یادداشت، توییت، ویدئو و یا یک صوت به معنی تأیید کل محتوا و تمام مواضع صاحب آن محتوا نیست و هدف صرفاً بازتاب دادن یک نگاه و اندیشه است.]
👍70👎18
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 سهراب پورناظری:
ساختِ سریال بر اساس داستانهای شاهنامه، مهمترین کار نکردۀ جامعۀ فرهنگی ایران است / هر کاری در عرصۀ فرهنگ و هنر برای ایران، اتفاق بیفتد از طرف مردم، صدها برابر جواب میگیرد / گفتمانِ ملّی، در موضوعِ هنر و دیگر شئون این سرزمین، گفتمانی چیره است / شعلۀ عشقِ ایران در دلِ مردم، زنده است…
گفتوگوی سهراب پورناظری آهنگساز و خالقِ کنسرتنمایشهای سی و سیصد با سروش صحت در قسمت سیزدهم برنامۀ «اکنون…»
@IranDel_Channel
💢
ساختِ سریال بر اساس داستانهای شاهنامه، مهمترین کار نکردۀ جامعۀ فرهنگی ایران است / هر کاری در عرصۀ فرهنگ و هنر برای ایران، اتفاق بیفتد از طرف مردم، صدها برابر جواب میگیرد / گفتمانِ ملّی، در موضوعِ هنر و دیگر شئون این سرزمین، گفتمانی چیره است / شعلۀ عشقِ ایران در دلِ مردم، زنده است…
گفتوگوی سهراب پورناظری آهنگساز و خالقِ کنسرتنمایشهای سی و سیصد با سروش صحت در قسمت سیزدهم برنامۀ «اکنون…»
@IranDel_Channel
💢
👍56👎4
ایراندل | IranDel
🔴 کارگاه شاهنامهخوانی تبریز (بصورت برخط و مجازی) نشست صد و بیستم زمان: چهارشنبه ۲۴ بهمن ماه ۱۴۰۳ خورشیدی، ساعتِ بیست آموزگار: جواد رنجبر درخشیلر، دکترای علوم سیاسی و شاهنامهپژوه [دستور کار: شرح داستان گیومرت و هوشنگ] شاهنامهخوان: خدیجه سعیدی…
🔴 کارگاه شاهنامهخوانی تبریز (بصورت برخط و مجازی)
نشست صد و بیست و یکم
زمان:
چهارشنبه یکم اسفند ماه ۱۴۰۳ خورشیدی، ساعتِ بیست
سخنران: آرش اکبری مفاخر، دکترای زبان و ادبیات فارسی
[موضوع سخنرانی: شاهنامهنویسی و شاهنامهسُرایی در غرب ایران]
آموزگار: جواد رنجبر درخشیلر، دکترای علوم سیاسی و شاهنامهپژوه
[دستور کار: شرح داستان طهمورت]
شاهنامهخوان: فاطمه روشندل
[خوانشِ داستان طهمورت]
با همکاری:
انجمن علمی مطالعات صلح ایران
خانۀ اندیشمندان علوم انسانی
خِرَدسرای فردوسی
بنیاد فردوسی توس
کانون شاهنامۀ فردوسی توس
باشگاه شاهنامهپژوهان
رادیو شاهنامه
انجمن دوستداران شاهنامۀ البرز (اشا)
انجمن افراز
🔴 کارگاه شاهنامهخوانی تبریز، بصورت مجازی و برخط، در بسترِ «گوگلمیت» برگزار خواهد شد.
برای ورود به کارگاه، روز چهارشنبه یکم اسفند ماه ۱۴۰۳ خورشیدی، ساعت ۲۰ از «اینجا» وارد شوید.
#اطلاع_رسانی
@IranDel_Channel
💢
🔴 کارگاه شاهنامهخوانی تبریز (بصورت برخط و مجازی)
نشست صد و بیست و یکم
زمان:
چهارشنبه یکم اسفند ماه ۱۴۰۳ خورشیدی، ساعتِ بیست
سخنران: آرش اکبری مفاخر، دکترای زبان و ادبیات فارسی
[موضوع سخنرانی: شاهنامهنویسی و شاهنامهسُرایی در غرب ایران]
آموزگار: جواد رنجبر درخشیلر، دکترای علوم سیاسی و شاهنامهپژوه
[دستور کار: شرح داستان طهمورت]
شاهنامهخوان: فاطمه روشندل
[خوانشِ داستان طهمورت]
با همکاری:
انجمن علمی مطالعات صلح ایران
خانۀ اندیشمندان علوم انسانی
خِرَدسرای فردوسی
بنیاد فردوسی توس
کانون شاهنامۀ فردوسی توس
باشگاه شاهنامهپژوهان
رادیو شاهنامه
انجمن دوستداران شاهنامۀ البرز (اشا)
انجمن افراز
🔴 کارگاه شاهنامهخوانی تبریز، بصورت مجازی و برخط، در بسترِ «گوگلمیت» برگزار خواهد شد.
برای ورود به کارگاه، روز چهارشنبه یکم اسفند ماه ۱۴۰۳ خورشیدی، ساعت ۲۰ از «اینجا» وارد شوید.
#اطلاع_رسانی
@IranDel_Channel
💢
👍29👎5
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 سهراب پورناظری، نوازنده و آهنگساز ایرانی در گفتوگو با سروش صحت در برنامۀ «اکنون...»، ایران را توصیف میکند:
ایران برای ما، سرحدِّ شادیها و منتهای دردها و رنجهاست
گمان مَبر که به پایان رسید کارِ مُغان
هزار بادهٔ ناخورده در رگِ تاک است
و برقرار میماند...
@IranDel_Channel
💢
ایران برای ما، سرحدِّ شادیها و منتهای دردها و رنجهاست
گمان مَبر که به پایان رسید کارِ مُغان
هزار بادهٔ ناخورده در رگِ تاک است
و برقرار میماند...
@IranDel_Channel
💢
👍58👎3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
⚫️ استاد منوچهر والیزاده؛
صداپیشه (دوبلور)، بازیگر نمایش، سینما و تلویزیون، مجری و گوینده رادیو
۴ تیر ۱۳۱۹ خورشیدی
۱ اسفند ۱۴۰۳ خورشیدی
یاد و نامشان در دفتر فرهنگ و هنر ایران، جاوید
#یادها
@IranDel_Channel
💢
صداپیشه (دوبلور)، بازیگر نمایش، سینما و تلویزیون، مجری و گوینده رادیو
۴ تیر ۱۳۱۹ خورشیدی
۱ اسفند ۱۴۰۳ خورشیدی
یاد و نامشان در دفتر فرهنگ و هنر ایران، جاوید
#یادها
@IranDel_Channel
💢
👍43
🔴 ایراندل | IranDel
کانالِ تلگرامی ایراندل، دو ساله شد.
همه عالم تَن است و ایران دل
نیست گوینده، زین قیاس خجل
(نظامی گنجهای)
🔴 هدف از بنیانِ کانال ایراندل و تداومِ آن چیست؟
۱) استادان، متخصصان و کارشناسان در رشتهای از علوم انسانی که ایراندوست و ملّی هستند، با دغدغهی ایران، گاهگاه در روزنامههای کشور، کانالِ تلگرامی یا صفحاتِ مجازی شخصی خود و... یادداشتهایی در دفاع از کشور - ملت ایران، تبیین امرِ ملی، دفاع از ارکانِ هویت ملی و دفاع از منافعِ کلان ملی منتشر میکردند که کمتر به دستِ مخاطبِ ایرانی میرسید و در فضای مجازی و در میان انبوه مطالب و جنجالهای خبری، گم میشد و آنچنان که باید دیده نمیشد.
انسجامبخشی و تجمیع این مطالبِ با دغدغهی ملّی و ایرانخواهانه و بازنشر آنها با هدفِ بیشتر و بهتر دیده شدنشان، از اهدافِ اصلی کانال ایراندل است.
۲) شاید مشکلات بنیادین کشور، مشکلات فراوانِ اقتصادی و تلاطمهای سیاسی، توجه به فرهنگ، هنر، تاریخ، ادبیات و آیینهای ایرانی را به حاشیه بکشاند. لذا از اهدافِ کانالِ ایراندل است که ضمن بازنشر یادداشتهای سیاسی و اقتصادی و توجه به مشکلاتِ بنیادینِ کشور، از توجه به فرهنگ، هنر، تاریخ، ادبیات و آیینهای ایرانی هم غافل نشود که اینها ریشهها و داشتههای غنی کشور و ملّت ایران هستند و موجب قدرت و تقویت وحدت و انجسامِ ملّی میشوند.
۳) یادکردِ بزرگان و فرهیختگانِ ایرانزمین و اطلاعرسانی دربارهی نشستها و آیینهای ملی، معرفی کتاب و نشریات ملی و ایرانخواهانه و ... از دیگر اهدافِ کانال ایراندل است
با این سه هدف عمده، کانال تلگرامی ایراندل در دوم اسفند ۱۴۰۱ خورشیدی، گشایش یافت و کمکم تجربه آموخت، حتماً خطاها و کاستیها هم فراوان بوده و امید است با پندآموزی از خطاها و تقویتِ نقاطِ قوّتِ احتمالی، روز به روز پختهتر، تأثیرگذارتر و پرمخاطبتر و از همه مهمتر سودمندتر گردد و کانال در خدمتِ ایران و ایرانی باشد.
با شعارِ مهم "دغدغه ایران" و "پرداختن به مشکل ایران"، کانال ایراندل آغاز بکار کرد و امید است که در این مسیر، ثابتقدم و کامیاب گردد.
و اما موفقیت هر رسانهای وابسته به همراهی مخاطبان آن است و تمام شهروندانِ ایرانی که "دغدغه ایران" دارند به کانالِ تلگرامی ایراندل دعوتاند. ضمن سپاس فراوان از همراهی و مهرِ مخاطبان گرامی که به تدریج و کمکم به کانال ملحق شدند، خواهشمند است چنانچه کانال تلگرامی ایراندل را در راستای اهداف ذکر شده، مفید و سودمند ارزیابی میکنید، به دوستان و مخاطبانِ صفحاتِ مجازی خود، معرفی نمایید و آنها را به کانال خودشان - کانالِ هر ایرانی دغدغهمندِ ایران - دعوت کنید و این پیام را در گروههای مختلفِ تلگرامی و کانالهای تلگرامی شخصی خود به اشتراک بگذارید.
خواهشمند است، اعلانهای کانالِ ایراندل (notification) را فعّال نگه دارید و بعد مطالعهی فرستهها (پستها) چنانچه فرستهای را سودمند ارزیابی کردید، آن فرسته را به کانال تلگرامی خود، گروههای مختلف تلگرامی و دوستانِ علاقمندتان بطور مستقیم ارسال کنید.
همراهی، توجه و مهر شما مخاطبان گرامی و همکاریتان در بیشتر دیدهشدن مطالبِ کانال، موجبِ افتخار کانالِ تلگرامی ایراندل است.
توجه و مهرتان مستدام باد.
@IranDel_Channel
💢
🔴 ایراندل | IranDel
کانالِ تلگرامی ایراندل، دو ساله شد.
همه عالم تَن است و ایران دل
نیست گوینده، زین قیاس خجل
(نظامی گنجهای)
🔴 هدف از بنیانِ کانال ایراندل و تداومِ آن چیست؟
۱) استادان، متخصصان و کارشناسان در رشتهای از علوم انسانی که ایراندوست و ملّی هستند، با دغدغهی ایران، گاهگاه در روزنامههای کشور، کانالِ تلگرامی یا صفحاتِ مجازی شخصی خود و... یادداشتهایی در دفاع از کشور - ملت ایران، تبیین امرِ ملی، دفاع از ارکانِ هویت ملی و دفاع از منافعِ کلان ملی منتشر میکردند که کمتر به دستِ مخاطبِ ایرانی میرسید و در فضای مجازی و در میان انبوه مطالب و جنجالهای خبری، گم میشد و آنچنان که باید دیده نمیشد.
انسجامبخشی و تجمیع این مطالبِ با دغدغهی ملّی و ایرانخواهانه و بازنشر آنها با هدفِ بیشتر و بهتر دیده شدنشان، از اهدافِ اصلی کانال ایراندل است.
۲) شاید مشکلات بنیادین کشور، مشکلات فراوانِ اقتصادی و تلاطمهای سیاسی، توجه به فرهنگ، هنر، تاریخ، ادبیات و آیینهای ایرانی را به حاشیه بکشاند. لذا از اهدافِ کانالِ ایراندل است که ضمن بازنشر یادداشتهای سیاسی و اقتصادی و توجه به مشکلاتِ بنیادینِ کشور، از توجه به فرهنگ، هنر، تاریخ، ادبیات و آیینهای ایرانی هم غافل نشود که اینها ریشهها و داشتههای غنی کشور و ملّت ایران هستند و موجب قدرت و تقویت وحدت و انجسامِ ملّی میشوند.
۳) یادکردِ بزرگان و فرهیختگانِ ایرانزمین و اطلاعرسانی دربارهی نشستها و آیینهای ملی، معرفی کتاب و نشریات ملی و ایرانخواهانه و ... از دیگر اهدافِ کانال ایراندل است
با این سه هدف عمده، کانال تلگرامی ایراندل در دوم اسفند ۱۴۰۱ خورشیدی، گشایش یافت و کمکم تجربه آموخت، حتماً خطاها و کاستیها هم فراوان بوده و امید است با پندآموزی از خطاها و تقویتِ نقاطِ قوّتِ احتمالی، روز به روز پختهتر، تأثیرگذارتر و پرمخاطبتر و از همه مهمتر سودمندتر گردد و کانال در خدمتِ ایران و ایرانی باشد.
با شعارِ مهم "دغدغه ایران" و "پرداختن به مشکل ایران"، کانال ایراندل آغاز بکار کرد و امید است که در این مسیر، ثابتقدم و کامیاب گردد.
و اما موفقیت هر رسانهای وابسته به همراهی مخاطبان آن است و تمام شهروندانِ ایرانی که "دغدغه ایران" دارند به کانالِ تلگرامی ایراندل دعوتاند. ضمن سپاس فراوان از همراهی و مهرِ مخاطبان گرامی که به تدریج و کمکم به کانال ملحق شدند، خواهشمند است چنانچه کانال تلگرامی ایراندل را در راستای اهداف ذکر شده، مفید و سودمند ارزیابی میکنید، به دوستان و مخاطبانِ صفحاتِ مجازی خود، معرفی نمایید و آنها را به کانال خودشان - کانالِ هر ایرانی دغدغهمندِ ایران - دعوت کنید و این پیام را در گروههای مختلفِ تلگرامی و کانالهای تلگرامی شخصی خود به اشتراک بگذارید.
خواهشمند است، اعلانهای کانالِ ایراندل (notification) را فعّال نگه دارید و بعد مطالعهی فرستهها (پستها) چنانچه فرستهای را سودمند ارزیابی کردید، آن فرسته را به کانال تلگرامی خود، گروههای مختلف تلگرامی و دوستانِ علاقمندتان بطور مستقیم ارسال کنید.
همراهی، توجه و مهر شما مخاطبان گرامی و همکاریتان در بیشتر دیدهشدن مطالبِ کانال، موجبِ افتخار کانالِ تلگرامی ایراندل است.
توجه و مهرتان مستدام باد.
@IranDel_Channel
💢
👍43👎3
ایراندل | IranDel
آیا از عملکردِ کانال تلگرامی ایراندل و دغدغهاش برای ایران (فارغ از علایق و گرایشاتِ سیاسی شخصیتان) در مجموع رضایت دارید؟؟
خواهشمند است در این نظرسنجی شرکت کنید. نظرسنجی بعد ۴۸ ساعت متوقف خواهد شد.
خواهشمند است در این نظرسنجی شرکت کنید. نظرسنجی بعد ۴۸ ساعت متوقف خواهد شد.
آیا از عملکردِ کانالِ تلگرامی ایراندل و دغدغهاش برای ایران (فارغ از علایق و گرایشاتِ سیاسی شخصیتان) در مجموع، رضایت دارید؟؟
خواهشمند است در این نظرسنجی شرکت کنید. نظرسنجی بعد ۴۸ ساعت متوقف خواهد شد.
آیا از عملکردِ کانالِ تلگرامی ایراندل و دغدغهاش برای ایران (فارغ از علایق و گرایشاتِ سیاسی شخصیتان) در مجموع، رضایت دارید؟؟
خواهشمند است در این نظرسنجی شرکت کنید. نظرسنجی بعد ۴۸ ساعت متوقف خواهد شد.
Final Results
60%
رضایت بالای ۷۵٪
27%
رضایت بینِ ۵۰٪ تا ۷۵٪
9%
رضایت بینِ ۲۵٪ تا ۵۰٪
4%
رضایتِ زیرِ ۲۵٪
👍47👎7
🔴 یادبود دومین سالگرد درگذشتِ زندهیاد استاد دکتر جواد طباطبایی
منظومۀ اندیشۀ جواد طباطبایی
با سخنرانی:
موسی غنینژاد
عباس آخوندی
آرمینا آرم
الهه ابوالحسنی
ناصر امجد
احمد بستانی
جواد رنجبر درخشیلر
ناصر سلطانی
ابراهیم صحافی
رضا یعقوبی
مدیر نشست: محمدعلی نیازی
با اجرای موسیقی زنده
زمان نشست:
یازدهم اسفندماه ۱۴۰۳ خورشیدی، ساعت ۱۷
محلِّ نشست:
تهران، کاشانک، نرسیده به سهراه آجودانیه، مرکز دایرهالمعارف بزرگ اسلامی، مرکز همایشهای بین المللی رایزن
ورود برای همه، آزاد و رایگان است.
🔴 برای پیگیری اخبار نشست، به «اینجا» مراجعه کنید.
#اطلاع_رسانی
@IranDel_Channel
💢
🔴 یادبود دومین سالگرد درگذشتِ زندهیاد استاد دکتر جواد طباطبایی
منظومۀ اندیشۀ جواد طباطبایی
با سخنرانی:
موسی غنینژاد
عباس آخوندی
آرمینا آرم
الهه ابوالحسنی
ناصر امجد
احمد بستانی
جواد رنجبر درخشیلر
ناصر سلطانی
ابراهیم صحافی
رضا یعقوبی
مدیر نشست: محمدعلی نیازی
با اجرای موسیقی زنده
زمان نشست:
یازدهم اسفندماه ۱۴۰۳ خورشیدی، ساعت ۱۷
محلِّ نشست:
تهران، کاشانک، نرسیده به سهراه آجودانیه، مرکز دایرهالمعارف بزرگ اسلامی، مرکز همایشهای بین المللی رایزن
ورود برای همه، آزاد و رایگان است.
🔴 برای پیگیری اخبار نشست، به «اینجا» مراجعه کنید.
#اطلاع_رسانی
@IranDel_Channel
💢
👍33👎5