🔴 شش آفتِ مُلک
✍️ از کلیله و دمنه
آفتِ مُلک، شش چیز است:
حرمان و فتنه و هوا و خلافِ روزگار و تنگخویی و نادانی.
حرمان، آنست که نیکخواهان را از خود محروم گردند و اهلِ رای و تجرِبَت را نومید فروگُذارد؛
و فتنه آنکه جنگهای ناپیوسان و کارهای نااندیشیده حادث گَردد و شمشیرهای مخالف از نیام برآیَد؛
و هوا، مُولَّع بودن بهزنان و شکار و سَماع و شَراب و امثال آن؛
و خلاف روزگار، وَبا و قحط و غَرق و حَرق و آنچه بدین ماند؛
و تنگخویی، افراطِ خشم و کراهیت و غُلو در عقوبت و سیاست؛
و نادانی، تقدیم نمودنِ مُلاطفت در مواضعِ مُخاصَمَت و بکار داشتن مُناقشت، بهجای مُجامِلَت.
🔴 بُنمایه:
کلیله و دمنه، نصرالله منشی، با تصحیح مجتبی مینوی
🔴 پینوشت:
مُولَّع: آزمند، حریص، شیفته
حَرق: سوزانیدن، سوزاندن، سوختن
کراهیت: زشت و ناپسند داشتن
مُلاطفت: نکویی کردن
مُخاصمَت: خصومت، پیکار و دشمنی
مُناقشت: مناقشه، سختگیری در محاسبه
مُجامِلَت: نکویی کردن
@IranDel_Channel
💢
🔴 شش آفتِ مُلک
✍️ از کلیله و دمنه
آفتِ مُلک، شش چیز است:
حرمان و فتنه و هوا و خلافِ روزگار و تنگخویی و نادانی.
حرمان، آنست که نیکخواهان را از خود محروم گردند و اهلِ رای و تجرِبَت را نومید فروگُذارد؛
و فتنه آنکه جنگهای ناپیوسان و کارهای نااندیشیده حادث گَردد و شمشیرهای مخالف از نیام برآیَد؛
و هوا، مُولَّع بودن بهزنان و شکار و سَماع و شَراب و امثال آن؛
و خلاف روزگار، وَبا و قحط و غَرق و حَرق و آنچه بدین ماند؛
و تنگخویی، افراطِ خشم و کراهیت و غُلو در عقوبت و سیاست؛
و نادانی، تقدیم نمودنِ مُلاطفت در مواضعِ مُخاصَمَت و بکار داشتن مُناقشت، بهجای مُجامِلَت.
🔴 بُنمایه:
کلیله و دمنه، نصرالله منشی، با تصحیح مجتبی مینوی
🔴 پینوشت:
مُولَّع: آزمند، حریص، شیفته
حَرق: سوزانیدن، سوزاندن، سوختن
کراهیت: زشت و ناپسند داشتن
مُلاطفت: نکویی کردن
مُخاصمَت: خصومت، پیکار و دشمنی
مُناقشت: مناقشه، سختگیری در محاسبه
مُجامِلَت: نکویی کردن
@IranDel_Channel
💢
Telegram
ایراندل | IranDel
همه عالم تن است و ایران دل ❤️
این کانال دغدغهاش، ایران است و گردانندۀ آن، یک شهروند ایرانی آذربایجانی
[ بازنشر یک یادداشت، توییت، ویدئو و یا یک صوت به معنی تأیید کل محتوا و تمام مواضع صاحب آن محتوا نیست و هدف صرفاً بازتاب دادن یک نگاه و اندیشه است.]
این کانال دغدغهاش، ایران است و گردانندۀ آن، یک شهروند ایرانی آذربایجانی
[ بازنشر یک یادداشت، توییت، ویدئو و یا یک صوت به معنی تأیید کل محتوا و تمام مواضع صاحب آن محتوا نیست و هدف صرفاً بازتاب دادن یک نگاه و اندیشه است.]
👍17
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎥 هخامنشیان که بودند؟ چرا دربارۀ کوروش بزرگ صحبتهای متناقض زیادی وجود دارد؟
گفتگوی اشکان زارع با مهرداد ملکزاده، باستانشناس (دکترای باستانشناسی دورانِ تاریخی)
[بخشِ نخست]
کوروش هخامنشی و سلسۀ آن دقیقاً چه کسانی بودند؟ سلسلۀ هخامنشیان از کجا بوجود آمدند و تاریخ هخامنشی از کجا شروع شد؟
در این گفتگو، دربارۀ ایران و کوروش بزرگ و سلسلۀ هخامنشی صحبت میشود.
🔴 بخشِ نخستِ این گفتگو را میتوان در یوتیوب هم تماشا کرد.
@IranDel_Channel
💢
گفتگوی اشکان زارع با مهرداد ملکزاده، باستانشناس (دکترای باستانشناسی دورانِ تاریخی)
[بخشِ نخست]
کوروش هخامنشی و سلسۀ آن دقیقاً چه کسانی بودند؟ سلسلۀ هخامنشیان از کجا بوجود آمدند و تاریخ هخامنشی از کجا شروع شد؟
در این گفتگو، دربارۀ ایران و کوروش بزرگ و سلسلۀ هخامنشی صحبت میشود.
🔴 بخشِ نخستِ این گفتگو را میتوان در یوتیوب هم تماشا کرد.
@IranDel_Channel
💢
👍20👎1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎥 کوروش هخامنشی پادشاه پارس و چهار گوشۀ جهان؟
گفتگوی اشکان زارع با مهرداد ملکزاده، باستانشناس (دکترای باستانشناسی دورانِ تاریخی)
[بخشِ دوم]
کوروش هخامنشی و سلسۀ آن دقیقاً چه کسانی بودند؟ سلسلۀ هخامنشیان از کجا بوجود آمدند و تاریخ هخامنشی از کجا شروع شد؟
در این گفتگو، دربارۀ ایران و کوروش بزرگ و سلسلۀ هخامنشی صحبت میشود.
🔴 بخشِ دوم این گفتگو را میتوان در یوتیوب هم تماشا کرد.
🔴 بخشِ نخستِ گفتگو را از اینجا ببینید.
@IranDel_Channel
💢
گفتگوی اشکان زارع با مهرداد ملکزاده، باستانشناس (دکترای باستانشناسی دورانِ تاریخی)
[بخشِ دوم]
کوروش هخامنشی و سلسۀ آن دقیقاً چه کسانی بودند؟ سلسلۀ هخامنشیان از کجا بوجود آمدند و تاریخ هخامنشی از کجا شروع شد؟
در این گفتگو، دربارۀ ایران و کوروش بزرگ و سلسلۀ هخامنشی صحبت میشود.
🔴 بخشِ دوم این گفتگو را میتوان در یوتیوب هم تماشا کرد.
🔴 بخشِ نخستِ گفتگو را از اینجا ببینید.
@IranDel_Channel
💢
👍30👎2
ایراندل | IranDel
🔴 شمارۀ ۶۸ ماهنامۀ وطنیولی (راه وطن) منتشر شد شمارۀ دی ماه ۱۴۰۳ خورشیدی 🔴 در این شماره میخوانید: غائلۀ آذربایجان، ظهور و افولِ فرقۀ دموکرات آذربایجان به روایتِ تورج اتابکی، احسان هوشمند و عباس جوادی: پروژۀ قومی استالین سی و یک دسامبر، روزی که از…
🔴 شمارۀ ۶۹ ماهنامۀ وطنیولی (راه وطن) منتشر شد
شمارۀ بهمن ماه ۱۴۰۳ خورشیدی
🔴 در این شماره میخوانید:
زندگی و اندیشۀ ستارخان، سردار ملّی ایران و قهرمان مشروطه:
«میخواهم هفت دولت، زیر پرچمِ ایران باشد. زیر پرچمِ بیگانه نمیروم.»
یادکردی از «جلال متینی» که در غربتِ غرب، دوم بهمن در ۹۶ سالگی در گذشت:
جلالِ متین
(به قلمِ حمیدرضا محمدی)
جلال متینی؛ ایرانمدار ایرانشناس
(به قلمِ میلاد عظیمی)
اگر ما آذربایجانیها نبودیم، چه کسی از زبانِ فارسی دفاع میکرد:
انتشار مصاحبهای از دکتر چنگیز مولایی، استاد دانشگاه تبریز به بهانۀ عضویت ایشان در فرهنگستان زبان و ادب فارسی
گزارشِ شب فردوسی و شاهنامه با حضور استادان محمدرضا شفیعیکدکنی، ژاله آموزگار و حسن انوری:
شاهنامه، وطن است / ایران را تنها نگذارید
پیشزمینههای اشغال سیونیک و خفگی ژئوپلتیکِ ایران در قفقاز:
راهزنی اردوغان از رانندگانِ ایرانی
(به قلمِ نیما عظیمی)
زبانِ فارسی و حکومتِ ترکان
(بازنشر مقالهای از زندهیاد دکتر جلال متینی)
جشنِ سده و شادی زمستانی
(به قلمِ لیلا محمدی)
محمدامین رسولزاده، نخستین رئیسجمهورِ آنسوی ارس:
سیاووشِ زمانه
(به قلمِ میلاد امیدوار)
پاسخ به تحریفات ترکیه در مورد ابنسینا
🔴 برای مطالعۀ ماهنامۀ وطنیولی، میتوانید به PDF پیوست، مراجعه کنید.
@IranDel_Channel
💢
🔴 شمارۀ ۶۹ ماهنامۀ وطنیولی (راه وطن) منتشر شد
شمارۀ بهمن ماه ۱۴۰۳ خورشیدی
🔴 در این شماره میخوانید:
زندگی و اندیشۀ ستارخان، سردار ملّی ایران و قهرمان مشروطه:
«میخواهم هفت دولت، زیر پرچمِ ایران باشد. زیر پرچمِ بیگانه نمیروم.»
یادکردی از «جلال متینی» که در غربتِ غرب، دوم بهمن در ۹۶ سالگی در گذشت:
جلالِ متین
(به قلمِ حمیدرضا محمدی)
جلال متینی؛ ایرانمدار ایرانشناس
(به قلمِ میلاد عظیمی)
اگر ما آذربایجانیها نبودیم، چه کسی از زبانِ فارسی دفاع میکرد:
انتشار مصاحبهای از دکتر چنگیز مولایی، استاد دانشگاه تبریز به بهانۀ عضویت ایشان در فرهنگستان زبان و ادب فارسی
گزارشِ شب فردوسی و شاهنامه با حضور استادان محمدرضا شفیعیکدکنی، ژاله آموزگار و حسن انوری:
شاهنامه، وطن است / ایران را تنها نگذارید
پیشزمینههای اشغال سیونیک و خفگی ژئوپلتیکِ ایران در قفقاز:
راهزنی اردوغان از رانندگانِ ایرانی
(به قلمِ نیما عظیمی)
زبانِ فارسی و حکومتِ ترکان
(بازنشر مقالهای از زندهیاد دکتر جلال متینی)
جشنِ سده و شادی زمستانی
(به قلمِ لیلا محمدی)
محمدامین رسولزاده، نخستین رئیسجمهورِ آنسوی ارس:
سیاووشِ زمانه
(به قلمِ میلاد امیدوار)
پاسخ به تحریفات ترکیه در مورد ابنسینا
🔴 برای مطالعۀ ماهنامۀ وطنیولی، میتوانید به PDF پیوست، مراجعه کنید.
@IranDel_Channel
💢
👍28👎1
🔴 ما یک روایت منصفانه به تاریخ بدهکاریم
✍ داروین صبوری، دانشآموخته و پژوهشگر جامعهشناسی
محمدرضا شاه پهلوی پس از خروج از ایران در گفتوگویی تلویزیونی از حسرت خود در باب گذشته و آینده سخن میگوید. او اعتقاد دارد که اعطای فضای باز سیاسی، زمانبندی مناسبی نداشت. میشد این پروژه را چندسال زودتر یا چند سالی هم دیرتر به سرانجام رسانید. او که تجربهٔ فضای باز سیاسی در دههٔ ۲۰ را در چنته داشت، میدانست که عملاً دهان تمام بدیلهای منتظر در پشتِ دروازههای سیاستِ حاکم در ایران، بوی سیرِ ارتجاع و پیازِ سیاهی میدهند.
اینکه حتی نمیتوان از یک جریان مخالف در دوران پهلوی نام برد که عملاً خاستگاه امرِ مدرن را به تبلیغ نشسته باشد، جالب نیست؟ کدامیک از آنها در پس مبارزاتِ مسلحانهٔ خود دنبال چیزی بودند که امروز به بار ننشسته باشد؟ حزب توده؟ پیکار؟ چریکهای فدایی؟ مجاهدین؟ جبههٔ ملی؟ بچهمسلمانهای حسینیهٔ ارشاد؟
زبانِ روایتگری در فرهنگِ ایرانی نهتنها در شعر و حماسه و عرفان دچار افسانهسازی است، که روایتهای سیاسی ما نیز در آغوش افسانهها جا خوش کردهاند. این را راجر اسکروتن، فیلسوف سیاسی به خوبی فهمید. او در مقالهٔ «به یاد ایران» مینویسد:
«روشنفکرانِ غربی مدام این افسانه که شاه ایران مسئول انقلاب است را تکرار کردند، درحالیکه مارکسیستها نقشهٔ این انقلاب را از سیسال قبل از آن ریخته بودند.»
اسکروتن فیلسوف ریزبینی بود. این افسانههای سیاسی دامان شاه را نیز گرفته بودند. همانطور که بعد از انقلاب، جماعتی پشیمان از شوری شوربای خود مدام زمزمه میکردند که اشتباه شاه این بود که شاپور بختیار را دیر به میدان آورد. اما اینگونه نبود؛ او هر زمان که دربهای سیاست را به روی آلترناتیوهای معرفتی خود باز میکرد، ائتلاف سیر و پیاز از جنازهٔ او رد میشد. گیرم کمی زود یا اندکی دیرتر.
رفیقِ کمونیست تاریخنویس ما، یرواند آبراهامیان در کتاب «ایران بین دو انقلاب» با اشاره به گزارش «خبرنگاری اروپایی» عقیده دارد که ارتش شاهنشاهی با هلیکوپترهای جنگی، مردم جنوبِ شهر را لت و پار کرده و کوهی از جنازه بر جای گذاشته است. او و رفقایش در افسانهسازی و شهیدسازی، در دستوپاکردن آمار برای خبرنگاران غربی، ید طولایی دارند. آنها هیچگاه به ساحت تاریخِ شهروندی مخابره نکردند که رژیم پهلوی ارتش را برای کنترل اوضاع به خیابان آورد، چون که پلیس ضدشورش نداشت.
انقلاب ۵۷، پیروزی ایدهٔ پهلوی بود. این تنها سلسلهای در تاریخِ ایران است که با شکست سیاسی، به پیروزی دست یافت. مهمترین وظیفهٔ تاریخی در نزد پهلوی، بدلساختن ما از امّت به ملّت بود، تولد مفهوم «مردم». مردم کسانی هستند که میتوانند برای آیندهٔ سیاسی خود تصمیم بگیرند. «نمیخواهید؟ میروم.»
برخی مدام در نوشتههای خود تکرار میکنند که آن جملهٔ «صدای انقلاب شما را شنیدم» اشتباهی تاریخی از جانب شاه و مشاوران او بود. من اما اینچنین باور ندارم؛ این جمله در تمام عمر تاریخ سیاسی - اجتماعی ما بیسابقه است. جایی است که مفهوم «ملّت» به ظهور میرسد و امروز به تجربه دریافتیم که گوش شنوایی برای این صداها وجود ندارد. کسی به شما نمیگوید صدایتان را شنیدیم، هرچند که چنین گوشخراش و عیان باشد. ما یک روایت منصفانه به تاریخ بدهکاریم. تاریخ معاصر ما با تارِ سیبیلهای زردِ چپهای مُصِر در نفهمیدن، نوشته شد. این تاریخ آنقدر دچار افسانه و دوکسا گشته است که بدون تجربههای نوین اجتماعی، بدون محکخوردنهای اینگونهٔ تاریخی، قابلیت حذف و راستیآزمایی به خود نمیدید. این دوکسا را راجر اسکروتن دیده بود:
«چه کسی به یاد دارد که هزاران دانشجوی ایرانی در دانشگاههای غربی مشتاقانه مزخرفاتِ مدشدهٔ مارکسیستی را در آغوش کشیدند؟ مُدی که توسط «رادیکالهای در مبلِ راحتی نشسته» به آنها ارائه میشد و به شکلگیری کمپین شورش و دروغی انجامید که منجر به سقوط شاه شد… درست است، شاه، حاکمِ مطلق بود ولی حاکمیتِ مطلق با حکومتِ ستمگرانه یکی نیست. حاکم مطلق ممکن است مجلس نمایندگان، دستگاه قضای مستقل و حتی مطبوعات آزاد و دانشگاه خودمختار را هدایت کند، چنانکه شاه تلاش داشت این کار را بکند. شاه به حاکمیت مطلق خود بهعنوان وسیلهای برای خلق و محافظت از چنین نهادهایی مینگریست. چرا هیچیک از عالمان سیاسی غربی به خود زحمت نداد به این نکته اشاره کند، یا نظریهای که به ما میگوید نباید تنها فرآیند دموکراتیک شدن را مهم قلمداد کرد، بلکه نهادهای محدودکننده و نیابتی که میتوانند بدون دموکراسی هم پا بگیرند نیز مهم هستند. چرا کسی در آن زمان به ما سفارش نکرد سیستم سیاسی ایران را با عراق و سوریه مقایسه کنیم؟»
🔴 بُنمایه: کانال دیپلماسی
@IranDel_Channel
💢
🔴 ما یک روایت منصفانه به تاریخ بدهکاریم
✍ داروین صبوری، دانشآموخته و پژوهشگر جامعهشناسی
محمدرضا شاه پهلوی پس از خروج از ایران در گفتوگویی تلویزیونی از حسرت خود در باب گذشته و آینده سخن میگوید. او اعتقاد دارد که اعطای فضای باز سیاسی، زمانبندی مناسبی نداشت. میشد این پروژه را چندسال زودتر یا چند سالی هم دیرتر به سرانجام رسانید. او که تجربهٔ فضای باز سیاسی در دههٔ ۲۰ را در چنته داشت، میدانست که عملاً دهان تمام بدیلهای منتظر در پشتِ دروازههای سیاستِ حاکم در ایران، بوی سیرِ ارتجاع و پیازِ سیاهی میدهند.
اینکه حتی نمیتوان از یک جریان مخالف در دوران پهلوی نام برد که عملاً خاستگاه امرِ مدرن را به تبلیغ نشسته باشد، جالب نیست؟ کدامیک از آنها در پس مبارزاتِ مسلحانهٔ خود دنبال چیزی بودند که امروز به بار ننشسته باشد؟ حزب توده؟ پیکار؟ چریکهای فدایی؟ مجاهدین؟ جبههٔ ملی؟ بچهمسلمانهای حسینیهٔ ارشاد؟
زبانِ روایتگری در فرهنگِ ایرانی نهتنها در شعر و حماسه و عرفان دچار افسانهسازی است، که روایتهای سیاسی ما نیز در آغوش افسانهها جا خوش کردهاند. این را راجر اسکروتن، فیلسوف سیاسی به خوبی فهمید. او در مقالهٔ «به یاد ایران» مینویسد:
«روشنفکرانِ غربی مدام این افسانه که شاه ایران مسئول انقلاب است را تکرار کردند، درحالیکه مارکسیستها نقشهٔ این انقلاب را از سیسال قبل از آن ریخته بودند.»
اسکروتن فیلسوف ریزبینی بود. این افسانههای سیاسی دامان شاه را نیز گرفته بودند. همانطور که بعد از انقلاب، جماعتی پشیمان از شوری شوربای خود مدام زمزمه میکردند که اشتباه شاه این بود که شاپور بختیار را دیر به میدان آورد. اما اینگونه نبود؛ او هر زمان که دربهای سیاست را به روی آلترناتیوهای معرفتی خود باز میکرد، ائتلاف سیر و پیاز از جنازهٔ او رد میشد. گیرم کمی زود یا اندکی دیرتر.
رفیقِ کمونیست تاریخنویس ما، یرواند آبراهامیان در کتاب «ایران بین دو انقلاب» با اشاره به گزارش «خبرنگاری اروپایی» عقیده دارد که ارتش شاهنشاهی با هلیکوپترهای جنگی، مردم جنوبِ شهر را لت و پار کرده و کوهی از جنازه بر جای گذاشته است. او و رفقایش در افسانهسازی و شهیدسازی، در دستوپاکردن آمار برای خبرنگاران غربی، ید طولایی دارند. آنها هیچگاه به ساحت تاریخِ شهروندی مخابره نکردند که رژیم پهلوی ارتش را برای کنترل اوضاع به خیابان آورد، چون که پلیس ضدشورش نداشت.
انقلاب ۵۷، پیروزی ایدهٔ پهلوی بود. این تنها سلسلهای در تاریخِ ایران است که با شکست سیاسی، به پیروزی دست یافت. مهمترین وظیفهٔ تاریخی در نزد پهلوی، بدلساختن ما از امّت به ملّت بود، تولد مفهوم «مردم». مردم کسانی هستند که میتوانند برای آیندهٔ سیاسی خود تصمیم بگیرند. «نمیخواهید؟ میروم.»
برخی مدام در نوشتههای خود تکرار میکنند که آن جملهٔ «صدای انقلاب شما را شنیدم» اشتباهی تاریخی از جانب شاه و مشاوران او بود. من اما اینچنین باور ندارم؛ این جمله در تمام عمر تاریخ سیاسی - اجتماعی ما بیسابقه است. جایی است که مفهوم «ملّت» به ظهور میرسد و امروز به تجربه دریافتیم که گوش شنوایی برای این صداها وجود ندارد. کسی به شما نمیگوید صدایتان را شنیدیم، هرچند که چنین گوشخراش و عیان باشد. ما یک روایت منصفانه به تاریخ بدهکاریم. تاریخ معاصر ما با تارِ سیبیلهای زردِ چپهای مُصِر در نفهمیدن، نوشته شد. این تاریخ آنقدر دچار افسانه و دوکسا گشته است که بدون تجربههای نوین اجتماعی، بدون محکخوردنهای اینگونهٔ تاریخی، قابلیت حذف و راستیآزمایی به خود نمیدید. این دوکسا را راجر اسکروتن دیده بود:
«چه کسی به یاد دارد که هزاران دانشجوی ایرانی در دانشگاههای غربی مشتاقانه مزخرفاتِ مدشدهٔ مارکسیستی را در آغوش کشیدند؟ مُدی که توسط «رادیکالهای در مبلِ راحتی نشسته» به آنها ارائه میشد و به شکلگیری کمپین شورش و دروغی انجامید که منجر به سقوط شاه شد… درست است، شاه، حاکمِ مطلق بود ولی حاکمیتِ مطلق با حکومتِ ستمگرانه یکی نیست. حاکم مطلق ممکن است مجلس نمایندگان، دستگاه قضای مستقل و حتی مطبوعات آزاد و دانشگاه خودمختار را هدایت کند، چنانکه شاه تلاش داشت این کار را بکند. شاه به حاکمیت مطلق خود بهعنوان وسیلهای برای خلق و محافظت از چنین نهادهایی مینگریست. چرا هیچیک از عالمان سیاسی غربی به خود زحمت نداد به این نکته اشاره کند، یا نظریهای که به ما میگوید نباید تنها فرآیند دموکراتیک شدن را مهم قلمداد کرد، بلکه نهادهای محدودکننده و نیابتی که میتوانند بدون دموکراسی هم پا بگیرند نیز مهم هستند. چرا کسی در آن زمان به ما سفارش نکرد سیستم سیاسی ایران را با عراق و سوریه مقایسه کنیم؟»
🔴 بُنمایه: کانال دیپلماسی
@IranDel_Channel
💢
Telegram
ایراندل | IranDel
همه عالم تن است و ایران دل ❤️
این کانال دغدغهاش، ایران است و گردانندۀ آن، یک شهروند ایرانی آذربایجانی
[ بازنشر یک یادداشت، توییت، ویدئو و یا یک صوت به معنی تأیید کل محتوا و تمام مواضع صاحب آن محتوا نیست و هدف صرفاً بازتاب دادن یک نگاه و اندیشه است.]
این کانال دغدغهاش، ایران است و گردانندۀ آن، یک شهروند ایرانی آذربایجانی
[ بازنشر یک یادداشت، توییت، ویدئو و یا یک صوت به معنی تأیید کل محتوا و تمام مواضع صاحب آن محتوا نیست و هدف صرفاً بازتاب دادن یک نگاه و اندیشه است.]
👍45👎10
🔴 بنیاد فرهنگی ایران و انیران باستان برگزار میکند:
«ایرانشهر، انیرانشهر و جهانشهر ساسانی»
مهمان:
بهرام روشنضمیر؛ دانشجوی دکترای تاریخ شرق نزدیک در دورۀ پسینباستان، مدرسه مطالعات عالی پاریس.
میزبان:
اسماعیل سنگاری؛ دکترای زبانها، تاریخ و تمدنهای دنیای باستان از دانشگاه لومییرلیوندو؛ عضو هیأتعلمی دانشگاه اصفهان.
زمان:
یکشنبه ۲۱ بهمن ماه ۱۴۰۳ خورشیدی، ساعت هجده
🔴 نشست بصورتِ مجازی و برخط در بستر «اسکایروم» برگزار خواهد شد و در زمانِ برگزاری نشست، از «اینجا» و با انتخاب گزینۀ «ورود به عنوان مهمان»، در نشستِ مجازی، شرکت کنید.
#اطلاع_رسانی
@IranDel_Channel
💢
🔴 بنیاد فرهنگی ایران و انیران باستان برگزار میکند:
«ایرانشهر، انیرانشهر و جهانشهر ساسانی»
مهمان:
بهرام روشنضمیر؛ دانشجوی دکترای تاریخ شرق نزدیک در دورۀ پسینباستان، مدرسه مطالعات عالی پاریس.
میزبان:
اسماعیل سنگاری؛ دکترای زبانها، تاریخ و تمدنهای دنیای باستان از دانشگاه لومییرلیوندو؛ عضو هیأتعلمی دانشگاه اصفهان.
زمان:
یکشنبه ۲۱ بهمن ماه ۱۴۰۳ خورشیدی، ساعت هجده
🔴 نشست بصورتِ مجازی و برخط در بستر «اسکایروم» برگزار خواهد شد و در زمانِ برگزاری نشست، از «اینجا» و با انتخاب گزینۀ «ورود به عنوان مهمان»، در نشستِ مجازی، شرکت کنید.
#اطلاع_رسانی
@IranDel_Channel
💢
👍24👎1
ایراندل | IranDel
🔴 مسئولیتهای وزارت ورزش، وزارت کشور و فدراسیونها دراینباره چیست؟ ✍️ احسان هوشمند گزیدههایی از یادداشت: – هفتۀ گذشته، فوتبال کشور باز هم شاهدِ حاشیههای زننده و زشتی بود. در جریان مسابقۀ میان تراکتورسازی تبریز و پرسپولیس تهران، با برنامهریزی قبلی،…
🔴 برخورد ریشهای با نفرتپراکنی/ دربارۀ حواشی بازی پرسپولیس و تراکتورسازی و مسیری که به این نقطه رسید
✍️ احسان هوشمند
گزیدهای از یادداشت:
با هر تحلیلی که به پیشآمد ناگوار بازی پرسپولیس و تراکتور نگریسته شود، تردیدی نیست که روز بسیار ناخوشایندی در این بازی در خاطرهها ماند و برخورد ریشهای با اوباشیگری و قومگرایی و نفرتپراکنی در ورزش باید بهسرعت هم توسط فدراسیون فوتبال و وزارت ورزش و هم توسط نهادهای قضایی و سیاسی در دستور کار قرار گیرد.
ورود نمایندگان مجلس، هرچند این ورود، دیر روی داد، اما اقدام بجایی است و میتواند مسئولین ورزشی و دیگر مسئولین کشور را متوجه حساسیت موضوع کند. اینکه حاشیۀ مسابقات فوتبال و به تازگی والیبال به واسطۀ بیتوجهی مسئولین امر به محلّی برای اوباشیگری و حرمتشکنی و حتی بیحرمتی به دیگر هموطنان و نفرتپراکنی و نیز تجزیهطلبی و بر افراشتن پلاکاردهای ضدِّ ایرانی توسط عدهای محدود مبدّل شده نباید عادیسازی شود و برای برخورد ریشهای با این پدیده شوم باید به ریشهیابی و بررسی عوامل مؤثر در بروز آن و نقش نیروهای سیاسی و مافیای اقتصادی در آن پرداخته شده و سپس برای رفع آن به برنامهریزی پرداخت. نمایندگان مجلس به واسطۀ جایگاه حقوقی و قانونی مجلس میتوانند برای مدیریتِ موضوع، ایفاگر نقش مؤثری باشند. البته اگر این اراده وجود داشته باشد و تمام جوانب موضوع مورد توجه قرار گیرد و نمایندگان خود به عنوان یک طرف موضوع به تقلیلگرایی موضوع و گرفتن موضعِ محلّیگرایانه دچار نشوند.
در جریان بازی پرسپولیس و تراکتورسازی گروهی از تماشگران هر دو تیم رفتارهای غیرقابلقبول و ضدِّ ورزشی و تحریککنندهای به نمایش گذاردند. فیلمهای پرشمار موجود نشانگر ابعاد و حجمِ بیاخلاقی صورت گرفته توسط هر دو گروه است و در بررسی موضوع نباید تنها به یک طرف مسئله اشاره کرد. برخی از فیلمهای منتشرشده حاوی رفتارهای شرمآور و مشمئزکننده است که حتی تا استفاده از «گَمیز و چُر» پیش رفت. نباید هیچ بخشی از این رفتارهای مهوّع نادیده گرفته شود و با بیتفاوتی از کنار آن رد شد.
در همین زمینه، این موضوع هم باید بررسی شود که آیا برنامهریزی و سازمانیافتگی در بروز این حواشی وجود داشت یا خیر؟ همچنین، بررسی دقیقی صورت گیرد که آیا عواملی از تیمها یا تماشاچیان تیمها در لباسِ تیم رقیب اقدامات تهییجکنندهای داشتهاند یا خیر؟
اگر بهدرستی نباید صداوسیما بهعنوان طرفدار یکی از تیمها برنامه و گزارش تهیه کند؛ این رویه شامل صداوسیمای محلی استان آذربایجان شرقی هم میشود و باید به این موضوع هم رسیدگی شود که نقش صداوسیمای محلی و حتی دیگر سازمانهای دولتی و عمومی که با استفاده از تلویزیونهای شهری و مانند آن به طرفداری از یک تیم میپردازند، در تحریک افکارعمومی چیست؟
همچنین، نقش برخی چهرههای سیاسی و دولتی و شورای شهر و نمایندگان مجلس و مانند آن در تحریکِ هیجاناتِ طرفداران تیمها چیست؟ با هر تحلیلی که به پیشآمد ناگوار بازی پرسپولیس و تراکتور نگریسته شود، تردیدی نیست که روز بسیار ناخوشایندی در این بازی در خاطرهها ماند و برخورد ریشهای با اوباشیگری و قومگرایی و نفرتپراکنی در ورزش باید بهسرعت هم توسط فدراسیون فوتبال و وزارت ورزش و هم توسط نهادهای قضایی و سیاسی در دستور کار قرار گیرد.
یک موضوع اساسی هم در بررسیهای پیش رو باید مورد نظر قرار گیرد. این نخستین باری نیست که در حواشی بازیهای فوتبال چنین اتفاقات شرمآور و توهینهای زشت و بیاحترامی به کشور و حتی تهدید به قومگرایی و تجزیهطلبی به چشم میخورد. در بررسیهای چندجانبه باید بدون هیچگونه لاپوشانی مشخص شود چرا تاکنون درباره این اتفاقاتِ دردناک، برخورد ریشهای صورت نگرفته است؟
به سخن دیگر، بهدقت بررسی شود که مشخص شود تا چه میزان حواشی رویداده در سالهای اخیر برآمده از رقابتها و مسابقات ورزشی است و چه میزان دستپخت دیگر جریانها و نیروهای ذینفوذ خارج از میدان ورزشی برای پیشبرد منافع و اهداف خود؟ تجارب بینالمللی نشان میدهد بیتوجهی به برخی موضوعات حساس چون حواشی بازیهای فوتبال و والیبال میتواند به گسترش ضدِّ فرهنگ نفرتپراکنی و حتی تنشهای قومی و تباری منجر شود؛ تا دیر نشده باید برای مدیریت فضاهای ورزشی کوشید و اجازه نداد که تیمهای ورزشی به محلّی برای پیشبرد برنامههای عدهای مغرض و بیوطن، مبدل شود.
🔴 این یادداشت را بطور کامل در بخشِ «مشاهدۀ فوری» بخوانید:
👇👇
@IranDel_Channel
💢
🔴 برخورد ریشهای با نفرتپراکنی/ دربارۀ حواشی بازی پرسپولیس و تراکتورسازی و مسیری که به این نقطه رسید
✍️ احسان هوشمند
گزیدهای از یادداشت:
با هر تحلیلی که به پیشآمد ناگوار بازی پرسپولیس و تراکتور نگریسته شود، تردیدی نیست که روز بسیار ناخوشایندی در این بازی در خاطرهها ماند و برخورد ریشهای با اوباشیگری و قومگرایی و نفرتپراکنی در ورزش باید بهسرعت هم توسط فدراسیون فوتبال و وزارت ورزش و هم توسط نهادهای قضایی و سیاسی در دستور کار قرار گیرد.
ورود نمایندگان مجلس، هرچند این ورود، دیر روی داد، اما اقدام بجایی است و میتواند مسئولین ورزشی و دیگر مسئولین کشور را متوجه حساسیت موضوع کند. اینکه حاشیۀ مسابقات فوتبال و به تازگی والیبال به واسطۀ بیتوجهی مسئولین امر به محلّی برای اوباشیگری و حرمتشکنی و حتی بیحرمتی به دیگر هموطنان و نفرتپراکنی و نیز تجزیهطلبی و بر افراشتن پلاکاردهای ضدِّ ایرانی توسط عدهای محدود مبدّل شده نباید عادیسازی شود و برای برخورد ریشهای با این پدیده شوم باید به ریشهیابی و بررسی عوامل مؤثر در بروز آن و نقش نیروهای سیاسی و مافیای اقتصادی در آن پرداخته شده و سپس برای رفع آن به برنامهریزی پرداخت. نمایندگان مجلس به واسطۀ جایگاه حقوقی و قانونی مجلس میتوانند برای مدیریتِ موضوع، ایفاگر نقش مؤثری باشند. البته اگر این اراده وجود داشته باشد و تمام جوانب موضوع مورد توجه قرار گیرد و نمایندگان خود به عنوان یک طرف موضوع به تقلیلگرایی موضوع و گرفتن موضعِ محلّیگرایانه دچار نشوند.
در جریان بازی پرسپولیس و تراکتورسازی گروهی از تماشگران هر دو تیم رفتارهای غیرقابلقبول و ضدِّ ورزشی و تحریککنندهای به نمایش گذاردند. فیلمهای پرشمار موجود نشانگر ابعاد و حجمِ بیاخلاقی صورت گرفته توسط هر دو گروه است و در بررسی موضوع نباید تنها به یک طرف مسئله اشاره کرد. برخی از فیلمهای منتشرشده حاوی رفتارهای شرمآور و مشمئزکننده است که حتی تا استفاده از «گَمیز و چُر» پیش رفت. نباید هیچ بخشی از این رفتارهای مهوّع نادیده گرفته شود و با بیتفاوتی از کنار آن رد شد.
در همین زمینه، این موضوع هم باید بررسی شود که آیا برنامهریزی و سازمانیافتگی در بروز این حواشی وجود داشت یا خیر؟ همچنین، بررسی دقیقی صورت گیرد که آیا عواملی از تیمها یا تماشاچیان تیمها در لباسِ تیم رقیب اقدامات تهییجکنندهای داشتهاند یا خیر؟
اگر بهدرستی نباید صداوسیما بهعنوان طرفدار یکی از تیمها برنامه و گزارش تهیه کند؛ این رویه شامل صداوسیمای محلی استان آذربایجان شرقی هم میشود و باید به این موضوع هم رسیدگی شود که نقش صداوسیمای محلی و حتی دیگر سازمانهای دولتی و عمومی که با استفاده از تلویزیونهای شهری و مانند آن به طرفداری از یک تیم میپردازند، در تحریک افکارعمومی چیست؟
همچنین، نقش برخی چهرههای سیاسی و دولتی و شورای شهر و نمایندگان مجلس و مانند آن در تحریکِ هیجاناتِ طرفداران تیمها چیست؟ با هر تحلیلی که به پیشآمد ناگوار بازی پرسپولیس و تراکتور نگریسته شود، تردیدی نیست که روز بسیار ناخوشایندی در این بازی در خاطرهها ماند و برخورد ریشهای با اوباشیگری و قومگرایی و نفرتپراکنی در ورزش باید بهسرعت هم توسط فدراسیون فوتبال و وزارت ورزش و هم توسط نهادهای قضایی و سیاسی در دستور کار قرار گیرد.
یک موضوع اساسی هم در بررسیهای پیش رو باید مورد نظر قرار گیرد. این نخستین باری نیست که در حواشی بازیهای فوتبال چنین اتفاقات شرمآور و توهینهای زشت و بیاحترامی به کشور و حتی تهدید به قومگرایی و تجزیهطلبی به چشم میخورد. در بررسیهای چندجانبه باید بدون هیچگونه لاپوشانی مشخص شود چرا تاکنون درباره این اتفاقاتِ دردناک، برخورد ریشهای صورت نگرفته است؟
به سخن دیگر، بهدقت بررسی شود که مشخص شود تا چه میزان حواشی رویداده در سالهای اخیر برآمده از رقابتها و مسابقات ورزشی است و چه میزان دستپخت دیگر جریانها و نیروهای ذینفوذ خارج از میدان ورزشی برای پیشبرد منافع و اهداف خود؟ تجارب بینالمللی نشان میدهد بیتوجهی به برخی موضوعات حساس چون حواشی بازیهای فوتبال و والیبال میتواند به گسترش ضدِّ فرهنگ نفرتپراکنی و حتی تنشهای قومی و تباری منجر شود؛ تا دیر نشده باید برای مدیریت فضاهای ورزشی کوشید و اجازه نداد که تیمهای ورزشی به محلّی برای پیشبرد برنامههای عدهای مغرض و بیوطن، مبدل شود.
🔴 این یادداشت را بطور کامل در بخشِ «مشاهدۀ فوری» بخوانید:
👇👇
@IranDel_Channel
💢
Telegraph
ایراندل | IranDel
🔴 برخورد ریشهای با نفرتپراکنی/ دربارۀ حواشی بازی پرسپولیس و تراکتورسازی و مسیری که به این نقطه رسید ✍️ احسان هوشمند با هر تحلیلی که به پیشآمد ناگوار بازی پرسپولیس و تراکتور نگریسته شود، تردیدی نیست که روز بسیار ناخوشایندی در این بازی در خاطرهها ماند…
👍35👎3
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎥 چرا انتخاب پوتین، اردوغان است، نه ایران؟
گزارشی از پایگاه خبری - تحلیلی انتخاب
🔴 پینوشت:
بازنشرِ یک گزارش به معنای تأیید کلِّ محتوای آن نیست.
@IranDel_Channel
💢
🎥 چرا انتخاب پوتین، اردوغان است، نه ایران؟
گزارشی از پایگاه خبری - تحلیلی انتخاب
🔴 پینوشت:
بازنشرِ یک گزارش به معنای تأیید کلِّ محتوای آن نیست.
@IranDel_Channel
💢
👍15
ایراندل | IranDel
🎥 چه میکنید آقای زنوزی؟ موتورِ تولیدِ نفرت [ گزارش، محصولی از تارنمای ورزشمدیا ] 🔴 ویدئو را میتوان از طریقِ یوتیوب هم تماشا کرد 🔴 بازنشر یک ویدئو به معنای تأیید کلِّ محتوای آن نیست. @IranDel_Channel 💢
🔴 زنوزی کیست و چگونه ثروتمند شد؟!
✍️ روزنامۀ اینترنتی فراز
محمدرضا زنوزی مطلق این روزها یک چهرۀ شناخته شده بهویژه بین علاقهمندان فوتبال است که او را بهعنوان مالکِ متعصبِ باشگاه فوتبال تراکتور تبریز میشناسند؛ کسی که بیدریغ برای تیمِ شهرشان هزینه میکند و نه تنها حامی تیم فوتبال تراکتور است، تمام قد از حق و حقوق بازیکنان و حتی تماشاگران و هواداران حمایت میکند.
او بخشِ عمدۀ شهرتِ خود را پس از خریدِ باشگاه تراکتورسازی تبریز به دست آورد؛ تراکتور و فوتبال برای زنوزی مطلق فقط نامآوری نداشت، مهمتر اینکه باعث شد عناوینی مانند بدهکار بانکی، مهآفرید شماره ۲، م.ز متهم اختلاس ۳ هزار میلیاردی و... در صفحههای گوگل عقب برود و کمکم از خاطر جامعه هم پاک شود. حالا با جستجوی نامش بیش از هر چیزی حرفهای جنجالی دربارۀ فوتبال، تراکتور و هواداران تیم به چشم میآید.
🔴 دنبالۀ یادداشت را در بخشِ «مشاهدۀ فوری» بخوانید:
👇👇
@IranDel_Channel
💢
🔴 زنوزی کیست و چگونه ثروتمند شد؟!
✍️ روزنامۀ اینترنتی فراز
محمدرضا زنوزی مطلق این روزها یک چهرۀ شناخته شده بهویژه بین علاقهمندان فوتبال است که او را بهعنوان مالکِ متعصبِ باشگاه فوتبال تراکتور تبریز میشناسند؛ کسی که بیدریغ برای تیمِ شهرشان هزینه میکند و نه تنها حامی تیم فوتبال تراکتور است، تمام قد از حق و حقوق بازیکنان و حتی تماشاگران و هواداران حمایت میکند.
او بخشِ عمدۀ شهرتِ خود را پس از خریدِ باشگاه تراکتورسازی تبریز به دست آورد؛ تراکتور و فوتبال برای زنوزی مطلق فقط نامآوری نداشت، مهمتر اینکه باعث شد عناوینی مانند بدهکار بانکی، مهآفرید شماره ۲، م.ز متهم اختلاس ۳ هزار میلیاردی و... در صفحههای گوگل عقب برود و کمکم از خاطر جامعه هم پاک شود. حالا با جستجوی نامش بیش از هر چیزی حرفهای جنجالی دربارۀ فوتبال، تراکتور و هواداران تیم به چشم میآید.
🔴 دنبالۀ یادداشت را در بخشِ «مشاهدۀ فوری» بخوانید:
👇👇
@IranDel_Channel
💢
Telegraph
ایراندل | IranDel
🔴 زنوزی کیست و چگونه ثروتمند شد؟! ✍️ روزنامۀ اینترنتی فراز محمدرضا زنوزی مطلق این روزها یک چهرۀ شناخته شده بهویژه بین علاقهمندان فوتبال است که او را بهعنوان مالکِ متعصبِ باشگاه فوتبال تراکتور تبریز میشناسند؛ کسی که بیدریغ برای تیمِ شهرشان هزینه…
👍43👎2
Forwarded from ایراندل | IranDel
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 بیکَس وطن، غریب وطن، بینوا وطن...
چامهای از سید اشرفالدین حسینی گیلانی، مشهور به نسیم شمال، نویسنده، چامهسُرا و مدیر روزنامۀ نسیم شمال از روزنامههای دورۀ مشروطیت ایران
خوانش از رشید کاکاوند
@IranDel_Channel
💢
چامهای از سید اشرفالدین حسینی گیلانی، مشهور به نسیم شمال، نویسنده، چامهسُرا و مدیر روزنامۀ نسیم شمال از روزنامههای دورۀ مشروطیت ایران
خوانش از رشید کاکاوند
@IranDel_Channel
💢
👍30
Forwarded from ایراندل | IranDel
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔴
من در تــنِ خـــود، رگِ کیــانی دارم
در رگ، همه خــــونِ پهلـــــوانی دارم
با آن همه تُرکتازی و فتنه هنوز
در دست، درفـــــشِ کـــاویانــی دارم
🔴 پینوشت:
پایانبخشِ سخنانِ سجاد آیدنلو - استادِ زبان و ادبیات فارسی و شاهنامهپژوه نامدار ایرانی و زادهی شهر ارومیه - در نشستِ تخصصی "چشماندازِ وحدت ملی ایران و نقش آذربایجان" در روز نهم شهریور ۱۴۰۲ خورشیدی در شهر تبریز.
@IranDel_Channel
💢
من در تــنِ خـــود، رگِ کیــانی دارم
در رگ، همه خــــونِ پهلـــــوانی دارم
با آن همه تُرکتازی و فتنه هنوز
در دست، درفـــــشِ کـــاویانــی دارم
🔴 پینوشت:
پایانبخشِ سخنانِ سجاد آیدنلو - استادِ زبان و ادبیات فارسی و شاهنامهپژوه نامدار ایرانی و زادهی شهر ارومیه - در نشستِ تخصصی "چشماندازِ وحدت ملی ایران و نقش آذربایجان" در روز نهم شهریور ۱۴۰۲ خورشیدی در شهر تبریز.
@IranDel_Channel
💢
👍53👎2
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎥 سلاح ضدِّ ایرانی که رژیم علیاف و اردوغان، تحویل طالبان دادند!
گزارشی از پایگاه خبری - تحلیلی انتخاب
@IranDel_Channel
💢
گزارشی از پایگاه خبری - تحلیلی انتخاب
@IranDel_Channel
💢
👍25👎1
🔴 انقلابی که دزدیده نشد
✍️ مهدی تدینی
انقلاب ۵۷ انقلابی است که دزدیده نشد؛ برخلافِ ادعاهای برخی از جناحهای جامانده، طردشده و حذفشدۀ آن.
انقلاب دزدیده نشد، بلکه هر کسی از ظنِّ خود یار آن شده بود، بیآنکه حتی خود دقیق بداند چه میخواهد، و از این مهمتر: بدون اینکه بداند به چه چیز میتوان رسید. آرمانشهرهای مبهمی در ذهنِ بخشِ عمدۀ انقلابیها بود، بدون اینکه چیز زیادی از مدیریت واقعیت و محدودیتهای عینیِ کشورداری بدانند. در نتیجه وقتی شور و هیجان رفت و گرد و خاکِ فروپاشی بزرگ فرونشست، واقعیت مانند صخرهای مهیب از زیر مه بیرون آمد. وضعیت وقتی بدتر شد که گمان میکردند مشکل «کمبودِ شور» است؛ پس دقیقاً در آتشِ همان چیزی میدمیدند که باعث میشد اذهان واقعیتگریزتر شود، به جای آنکه بکوشند واقعیت را بفهمند و به حدِّ توان آن را مدیریت کنند ــ و البته هر جا چنین اتفاقی میافتاد، رجعتی به سیاستهای پیش از انقلاب صورت میگرفت و مشخص میشد همان شیوههای مدیریتی که وجود داشت، بهترین روشهای میّسر برای معضلات بود ــ چنان که پس از جنگ، همۀ آن دولتیسازیهای افسارگسیخته دوباره خصوصیسازی شد؛ گذشته از اینکه در اجرای آنها چه خطاها و ویژهخواریهایی رخ داد.
بنابراین، انقلابیهای آرمانشهری که قویترین عنصر فکریشان تخیّل و یوتوپیا بود، متوجه شدند رؤیاهایشان به دلایل مختلف تحققپذیر نیست و در نتیجه از پی افسانهسازی از انقلاب دزدیدهشده برآمدند. این مکانیسمِ روانی البته کمک زیادی هم به فرافکنی و گریز از خودانتقادی میکرد؛ به همین دلیل گریزگاه روانی خوبی برای فرار از شک در اندیشههای خود بود.
اما دلیل بزرگتری که باعث شده بود برخی از جناحهای دخیل در انقلاب دم از انقلابدزدی بزنند به ترکیب نیروهای انقلابی تا پیش از انقلاب و نحوۀ اتحادشان برای تحقق هدف، ربط داشت. آنچه آن نیروهای متکثر را با هم متحد کرده بود، دشمن واحد بود. ویژگیهای ایجابی مشترک در گروهبندیهای انقلاب وجود داشت، اما این اصلاً کافی نبود و چهبسا مانع وحدت بود، زیرا وقتی اهدافشان را بیان میکردند زود مشخص میشد تفاوتها بر شباهتها میچربد. اینجا آن وجه سلبی ــ یعنی ضدیّت با شاه ــ سرپوش خوبی روی این معضل میگذاشت و فعلاً اثرات منفی آن را خنثی و به آینده موکول میکرد. اما فقط قدری واقعبینی کافی بود تا مشخص شود این نیروها فردای پیروزی با هم به اختلاف خواهند خورد.
در یک دستهبندی کلی میتوان گفت سه نیروی عمده در انقلاب سهیم بودند: چپ، جبههملی ـ مصدقی و اسلامی ـ روحانی (و برخی گروهها که ترکیبی بودند؛ مانند چپ اسلامی که آرمانهای اسلامی و چپ را در هم میآمیخت، یا نهضت آزادی که هم مصدقی و هم اسلامی بود). گروه جبههملی ـ مصدقی اصلاً دنبال انقلاب نبود. جبهۀ ملی در سالهای منتهی به انقلاب به یک گروه متلاشی و نامنسجم کوچک بدل شده بود که حتی نمیتوانست خود را سازماندهی کند. اوجگیری چپگرایی باعث شده بود جوانانِ تازهنفس به این پیران، میلی نداشته باشند؛ پیرانی که نمیخواستند از مصدق پا فراتر نهند. حتی خیلی سال پیش از آن، وقتی جبهۀ ملی دوم از سال ۳۹ تا ۴۲ تشکیل شد، نه چندان به دلیل فشار بیرونی، بلکه به دلیل اختلافات درونی دچار خودانحلالی شد. واقعیت غیرقابلانکار این است که تشکلهای موسوم به «جبهۀ ملی دوم» خودشان نتوانستند با هم کار کنند. به این ترتیب این جبهۀ ملی تضعیفشده که از اول هم دنبال انقلاب نبود و عدهوعُده و نفوذ و تسلط فکریاش را هم از دست داده بود، هرگز نمیتوانست انقلابی باشد. شکافی که میانشان رخ داد و باعث شد بختیار از دربار و سنجانی از نوفلوشاتو سر درآورد، نشانۀ این ازهمگسیختگی و بیبرنامگی است.
به این ترتیب، آن جناح جبههملی ـ مصدقی تا آخر بلاتکلیف ماند و فقط برخی اعضای آن خود را به خیل انقلابیها رساندند. البته اینکه با ۲۵ سال مبارزه علیه شاه اینک در ردیف اول انقلاب، ظاهر میشدند، کمک چشمگیری برای بالاتر بردن وجهۀ انقلابیها بود. اما دیگر نه سردمدار الیت اپوزیسیون و نه سردمدار رهبری توده بودند. همینکه بعد از ۵۷ این بخش از یاران انقلاب به تلنگری حذف شدند، نشان میدهد پایگاه اجتماعیشان قریب به صفر بود.
اما جناح دیگر انقلاب، یعنی چپ، تکثر و تنوع بیشتری داشت. بخش جوان این چپها، حتی آن بخش که قیام مسلحانه را پایهگذاری کردند (مانند امثال جزنی)، ابتدا در جنبش جوانان جبهۀ ملی فعال بودند و پس از سرخوردگی از آنچه به زعمشان انفعالِ جبهه ملی بود، جدا شدند و چپگرایی جدیدی را ــ متفاوت از چپِ تودهای ــ پایهگذاری کردند. نقش و اهمیت نهضت مصدق را نمیتوان برای این چپ نادیده گرفت. حتی کسی چون مسعود رجوی در دادگاهش خود را فرزندِ مصدق میخواند و در تحلیل تاریخی خود را در تداوم مصدق میدید.
🔴 دنبالۀ یادداشت را در بخشِ «مشاهدۀ فوری» بخوانید:
👇👇
@IranDel_Channel
💢
🔴 انقلابی که دزدیده نشد
✍️ مهدی تدینی
انقلاب ۵۷ انقلابی است که دزدیده نشد؛ برخلافِ ادعاهای برخی از جناحهای جامانده، طردشده و حذفشدۀ آن.
انقلاب دزدیده نشد، بلکه هر کسی از ظنِّ خود یار آن شده بود، بیآنکه حتی خود دقیق بداند چه میخواهد، و از این مهمتر: بدون اینکه بداند به چه چیز میتوان رسید. آرمانشهرهای مبهمی در ذهنِ بخشِ عمدۀ انقلابیها بود، بدون اینکه چیز زیادی از مدیریت واقعیت و محدودیتهای عینیِ کشورداری بدانند. در نتیجه وقتی شور و هیجان رفت و گرد و خاکِ فروپاشی بزرگ فرونشست، واقعیت مانند صخرهای مهیب از زیر مه بیرون آمد. وضعیت وقتی بدتر شد که گمان میکردند مشکل «کمبودِ شور» است؛ پس دقیقاً در آتشِ همان چیزی میدمیدند که باعث میشد اذهان واقعیتگریزتر شود، به جای آنکه بکوشند واقعیت را بفهمند و به حدِّ توان آن را مدیریت کنند ــ و البته هر جا چنین اتفاقی میافتاد، رجعتی به سیاستهای پیش از انقلاب صورت میگرفت و مشخص میشد همان شیوههای مدیریتی که وجود داشت، بهترین روشهای میّسر برای معضلات بود ــ چنان که پس از جنگ، همۀ آن دولتیسازیهای افسارگسیخته دوباره خصوصیسازی شد؛ گذشته از اینکه در اجرای آنها چه خطاها و ویژهخواریهایی رخ داد.
بنابراین، انقلابیهای آرمانشهری که قویترین عنصر فکریشان تخیّل و یوتوپیا بود، متوجه شدند رؤیاهایشان به دلایل مختلف تحققپذیر نیست و در نتیجه از پی افسانهسازی از انقلاب دزدیدهشده برآمدند. این مکانیسمِ روانی البته کمک زیادی هم به فرافکنی و گریز از خودانتقادی میکرد؛ به همین دلیل گریزگاه روانی خوبی برای فرار از شک در اندیشههای خود بود.
اما دلیل بزرگتری که باعث شده بود برخی از جناحهای دخیل در انقلاب دم از انقلابدزدی بزنند به ترکیب نیروهای انقلابی تا پیش از انقلاب و نحوۀ اتحادشان برای تحقق هدف، ربط داشت. آنچه آن نیروهای متکثر را با هم متحد کرده بود، دشمن واحد بود. ویژگیهای ایجابی مشترک در گروهبندیهای انقلاب وجود داشت، اما این اصلاً کافی نبود و چهبسا مانع وحدت بود، زیرا وقتی اهدافشان را بیان میکردند زود مشخص میشد تفاوتها بر شباهتها میچربد. اینجا آن وجه سلبی ــ یعنی ضدیّت با شاه ــ سرپوش خوبی روی این معضل میگذاشت و فعلاً اثرات منفی آن را خنثی و به آینده موکول میکرد. اما فقط قدری واقعبینی کافی بود تا مشخص شود این نیروها فردای پیروزی با هم به اختلاف خواهند خورد.
در یک دستهبندی کلی میتوان گفت سه نیروی عمده در انقلاب سهیم بودند: چپ، جبههملی ـ مصدقی و اسلامی ـ روحانی (و برخی گروهها که ترکیبی بودند؛ مانند چپ اسلامی که آرمانهای اسلامی و چپ را در هم میآمیخت، یا نهضت آزادی که هم مصدقی و هم اسلامی بود). گروه جبههملی ـ مصدقی اصلاً دنبال انقلاب نبود. جبهۀ ملی در سالهای منتهی به انقلاب به یک گروه متلاشی و نامنسجم کوچک بدل شده بود که حتی نمیتوانست خود را سازماندهی کند. اوجگیری چپگرایی باعث شده بود جوانانِ تازهنفس به این پیران، میلی نداشته باشند؛ پیرانی که نمیخواستند از مصدق پا فراتر نهند. حتی خیلی سال پیش از آن، وقتی جبهۀ ملی دوم از سال ۳۹ تا ۴۲ تشکیل شد، نه چندان به دلیل فشار بیرونی، بلکه به دلیل اختلافات درونی دچار خودانحلالی شد. واقعیت غیرقابلانکار این است که تشکلهای موسوم به «جبهۀ ملی دوم» خودشان نتوانستند با هم کار کنند. به این ترتیب این جبهۀ ملی تضعیفشده که از اول هم دنبال انقلاب نبود و عدهوعُده و نفوذ و تسلط فکریاش را هم از دست داده بود، هرگز نمیتوانست انقلابی باشد. شکافی که میانشان رخ داد و باعث شد بختیار از دربار و سنجانی از نوفلوشاتو سر درآورد، نشانۀ این ازهمگسیختگی و بیبرنامگی است.
به این ترتیب، آن جناح جبههملی ـ مصدقی تا آخر بلاتکلیف ماند و فقط برخی اعضای آن خود را به خیل انقلابیها رساندند. البته اینکه با ۲۵ سال مبارزه علیه شاه اینک در ردیف اول انقلاب، ظاهر میشدند، کمک چشمگیری برای بالاتر بردن وجهۀ انقلابیها بود. اما دیگر نه سردمدار الیت اپوزیسیون و نه سردمدار رهبری توده بودند. همینکه بعد از ۵۷ این بخش از یاران انقلاب به تلنگری حذف شدند، نشان میدهد پایگاه اجتماعیشان قریب به صفر بود.
اما جناح دیگر انقلاب، یعنی چپ، تکثر و تنوع بیشتری داشت. بخش جوان این چپها، حتی آن بخش که قیام مسلحانه را پایهگذاری کردند (مانند امثال جزنی)، ابتدا در جنبش جوانان جبهۀ ملی فعال بودند و پس از سرخوردگی از آنچه به زعمشان انفعالِ جبهه ملی بود، جدا شدند و چپگرایی جدیدی را ــ متفاوت از چپِ تودهای ــ پایهگذاری کردند. نقش و اهمیت نهضت مصدق را نمیتوان برای این چپ نادیده گرفت. حتی کسی چون مسعود رجوی در دادگاهش خود را فرزندِ مصدق میخواند و در تحلیل تاریخی خود را در تداوم مصدق میدید.
🔴 دنبالۀ یادداشت را در بخشِ «مشاهدۀ فوری» بخوانید:
👇👇
@IranDel_Channel
💢
Telegraph
ایراندل | IranDel
🔴 انقلابی که دزدیده نشد ✍️ مهدی تدینی انقلاب ۵۷ انقلابی است که دزدیده نشد؛ برخلافِ ادعاهای برخی از جناحهای جامانده، طردشده و حذفشدۀ آن. انقلاب دزدیده نشد، بلکه هر کسی از ظنِّ خود یار آن شده بود، بیآنکه حتی خود دقیق بداند چه میخواهد، و از این مهمتر:…
👍30👎6
Telegram
attach 📎
🔴 نامهنگاری سنجابی و رجوی
✍️ مهدی تدینی
در پست پیشین («انقلابی که دزدیده نشد»)، به نقد و نظر کریم سنجابی دربارۀ مجاهدین اشاره کردم. وقتی [کریم] سنجابی از ایران فرار کرد، مسعود رجوی در پاریس، نامهای به او مینویسد و از او میخواهد به تشکل موسوم به «جبهۀ مقاومت ملی» بپیوندد. در این فایل (فایل صوتی پیوست) خود [کریم] سنجابی مسئله را دقیق توضیح میدهد. به چند نکته دقت بفرمایید:
تصور مجاهدین دربارۀ نسبت خود با مصدق و سپس نظر سنجابی دربارۀ مجاهدین.
توصیه میکنم وقت بگذارید و این سی دقیقه را بشنوید، اما اگر بخواهم پاسخ سنجابی به رجوی را خلاصه کنم، مضمونش این است که «شورِ سیاسی خوبی دارید، اما شعورِ سیاسی ندارید». سنجابی نقد مفصلی بر تفکر و مشی مجاهدین ارائه میدهد، اما دیگر نمیگوید حکومتِ پیش از انقلاب با جریانی که چنین مشی و تفکری داشت دقیقاً چه برخوردی باید میکرد؟! و سؤال بیپاسخ بزرگتر اینکه چطور او همۀ این نقدها بر جناحهای دیگر انقلاب را پیش از انقلاب نمیدید یا بیان نمیکرد؟ این ویژگیها دفعتاً پس از انقلاب ظهور کرده بود یا پیشتر بود و دیدن آنها صلاح نبود؟
🔴 فایلصوتی:
برگرفته از تاریخ شفاهی هاروارد، نوار ۳۲، طرف آ و ب.
@IranDel_Channel
💢
🔴 نامهنگاری سنجابی و رجوی
✍️ مهدی تدینی
در پست پیشین («انقلابی که دزدیده نشد»)، به نقد و نظر کریم سنجابی دربارۀ مجاهدین اشاره کردم. وقتی [کریم] سنجابی از ایران فرار کرد، مسعود رجوی در پاریس، نامهای به او مینویسد و از او میخواهد به تشکل موسوم به «جبهۀ مقاومت ملی» بپیوندد. در این فایل (فایل صوتی پیوست) خود [کریم] سنجابی مسئله را دقیق توضیح میدهد. به چند نکته دقت بفرمایید:
تصور مجاهدین دربارۀ نسبت خود با مصدق و سپس نظر سنجابی دربارۀ مجاهدین.
توصیه میکنم وقت بگذارید و این سی دقیقه را بشنوید، اما اگر بخواهم پاسخ سنجابی به رجوی را خلاصه کنم، مضمونش این است که «شورِ سیاسی خوبی دارید، اما شعورِ سیاسی ندارید». سنجابی نقد مفصلی بر تفکر و مشی مجاهدین ارائه میدهد، اما دیگر نمیگوید حکومتِ پیش از انقلاب با جریانی که چنین مشی و تفکری داشت دقیقاً چه برخوردی باید میکرد؟! و سؤال بیپاسخ بزرگتر اینکه چطور او همۀ این نقدها بر جناحهای دیگر انقلاب را پیش از انقلاب نمیدید یا بیان نمیکرد؟ این ویژگیها دفعتاً پس از انقلاب ظهور کرده بود یا پیشتر بود و دیدن آنها صلاح نبود؟
🔴 فایلصوتی:
برگرفته از تاریخ شفاهی هاروارد، نوار ۳۲، طرف آ و ب.
@IranDel_Channel
💢
👍19
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 حافظخوانی استاد شجریان:
شهرِ یاران بود و خاکِ مهربانان این دیار
مهربانی کِی سر آمد، شهریاران را چه شد
@IranDel_Channel
💢
شهرِ یاران بود و خاکِ مهربانان این دیار
مهربانی کِی سر آمد، شهریاران را چه شد
@IranDel_Channel
💢
👍24👎3
ایراندل | IranDel
🔴 کارگاه شاهنامهخوانی تبریز (بصورت برخط و مجازی) نشست صد و نوزدهم زمان: چهارشنبه هفدهم بهمن ماه ۱۴۰۳ خورشیدی، ساعتِ بیست سخنران: یامان حکمت تقیآبادی، دکترای زبان و ادبیات فارسی [موضوع سخنرانی: اهمیت جغرافیای تاریخیِ شاهنامه در تحلیلِ روایی آن] آموزگار:…
🔴 کارگاه شاهنامهخوانی تبریز (بصورت برخط و مجازی)
نشست صد و بیستم
زمان:
چهارشنبه ۲۴ بهمن ماه ۱۴۰۳ خورشیدی، ساعتِ بیست
آموزگار: جواد رنجبر درخشیلر، دکترای علوم سیاسی و شاهنامهپژوه
[دستور کار: شرح داستان گیومرت و هوشنگ]
شاهنامهخوان: خدیجه سعیدی
[خوانشِ داستان گیومرت و هوشنگ]
با همکاری:
انجمن علمی مطالعات صلح ایران
خانۀ اندیشمندان علوم انسانی
خِرَدسرای فردوسی
بنیاد فردوسی توس
کانون شاهنامۀ فردوسی توس
باشگاه شاهنامهپژوهان
رادیو شاهنامه
انجمن دوستداران شاهنامۀ البرز (اشا)
انجمن افراز
🔴 کارگاه شاهنامهخوانی تبریز، بصورت مجازی و برخط، در بسترِ «گوگلمیت» برگزار خواهد شد.
برای ورود به کارگاه، روز چهارشنبه ۲۴ بهمن ماه ۱۴۰۳ خورشیدی، ساعت ۲۰ از «اینجا» وارد شوید.
#اطلاع_رسانی
@IranDel_Channel
💢
🔴 کارگاه شاهنامهخوانی تبریز (بصورت برخط و مجازی)
نشست صد و بیستم
زمان:
چهارشنبه ۲۴ بهمن ماه ۱۴۰۳ خورشیدی، ساعتِ بیست
آموزگار: جواد رنجبر درخشیلر، دکترای علوم سیاسی و شاهنامهپژوه
[دستور کار: شرح داستان گیومرت و هوشنگ]
شاهنامهخوان: خدیجه سعیدی
[خوانشِ داستان گیومرت و هوشنگ]
با همکاری:
انجمن علمی مطالعات صلح ایران
خانۀ اندیشمندان علوم انسانی
خِرَدسرای فردوسی
بنیاد فردوسی توس
کانون شاهنامۀ فردوسی توس
باشگاه شاهنامهپژوهان
رادیو شاهنامه
انجمن دوستداران شاهنامۀ البرز (اشا)
انجمن افراز
🔴 کارگاه شاهنامهخوانی تبریز، بصورت مجازی و برخط، در بسترِ «گوگلمیت» برگزار خواهد شد.
برای ورود به کارگاه، روز چهارشنبه ۲۴ بهمن ماه ۱۴۰۳ خورشیدی، ساعت ۲۰ از «اینجا» وارد شوید.
#اطلاع_رسانی
@IranDel_Channel
💢
👍30👎3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 لحظهای آرامش بر فرازِ دریاچۀ ارومیه، چشمِ نیلی ایران و نگینِ خطۀ آذربایجان
A Moment of Peace Over Lake Urumia
@IranDel_Channel
💢
A Moment of Peace Over Lake Urumia
@IranDel_Channel
💢
👍31👎1
ایراندل | IranDel
🔴 #معرفی_کتاب 🔴 عنوان کتاب: امرِ ملی و تمامیتِ ارضی؛ واقعیتِ مؤثر در کشورداری 🔴 نویسنده: حسین سیفالدینی نگارستان اندیشه / چاپ نخست، سال ۱۴۰۳ خورشیدی کتاب حاضر مشتمل بر چهار فصل است که سعی دارد در نهایتِ ایجاز و با تکیه بر مفهومِ واقعیت مؤثر، به بررسی…
🔴 گفتوگوی ایبنا با مؤلف کتابِ «امر ملی و تمامیت ارضی»:
یکپارچگی سرزمین تضمینکننده بقای دولت و ملت / توسعه، استراتژی ملی مهم ایرانِ امروز
به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، کتاب «امر ملی و تمامیت ارضی» به کوشش سالار (حسین) سیفالدینی از سوی نگارستان اندیشه منتشر شد. این کتاب با این دیدگاه آغاز میشود که جامعۀ ایرانی در میان دو فرآیند گذار داخلی و گذار ژئوپلیتیک بینالمللی در حال خرد شدن است. نویسنده معتقد است اگر ایران در این دورانِ گذار میتوانست به تثبیت ارزشهای سیاسی - اجتماعی دست یابد، گذار از نظم بینالمللی قدیم به نظم جدید آسانتر بود.
با سالار (حسین) سیفالدینی، مؤلف این اثر به گفتوگو نشستیم که در ادامه میخوانید.
🔴 گفتوگو را در بخشِ «مشاهدۀ فوری» بخوانید:
👇👇
@IranDel_Channel
💢
🔴 گفتوگوی ایبنا با مؤلف کتابِ «امر ملی و تمامیت ارضی»:
یکپارچگی سرزمین تضمینکننده بقای دولت و ملت / توسعه، استراتژی ملی مهم ایرانِ امروز
به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، کتاب «امر ملی و تمامیت ارضی» به کوشش سالار (حسین) سیفالدینی از سوی نگارستان اندیشه منتشر شد. این کتاب با این دیدگاه آغاز میشود که جامعۀ ایرانی در میان دو فرآیند گذار داخلی و گذار ژئوپلیتیک بینالمللی در حال خرد شدن است. نویسنده معتقد است اگر ایران در این دورانِ گذار میتوانست به تثبیت ارزشهای سیاسی - اجتماعی دست یابد، گذار از نظم بینالمللی قدیم به نظم جدید آسانتر بود.
با سالار (حسین) سیفالدینی، مؤلف این اثر به گفتوگو نشستیم که در ادامه میخوانید.
🔴 گفتوگو را در بخشِ «مشاهدۀ فوری» بخوانید:
👇👇
@IranDel_Channel
💢
Telegraph
ایراندل | IranDel
🔴 گفتوگوی ایبنا با مؤلف کتابِ «امر ملی و تمامیت ارضی»: یکپارچگی سرزمین تضمینکننده بقای دولت و ملت / توسعه، استراتژی ملی مهم ایرانِ امروز به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، کتاب «امر ملی و تمامیت ارضی» به کوشش سالار (حسین) سیفالدینی از سوی…
👍23👎5
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 آتشکدۀ آذرگُشَسب در حوالی شهر تکاب استان آذربایجان غربی یکی از سه آتشکدۀ مهم ایران
ویدئو از خشایار لهراسبی
@IranDel_Channel
💢
ویدئو از خشایار لهراسبی
@IranDel_Channel
💢
👍38
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 چرا بیشترِ به اصطلاح «روشنفکران»، چپگرا هستند؟
راجر اسکروتن، فیلسوف و متفکرِ محافظهکار، در تحلیلهایش به این پرسش پاسخ میدهد.
او معتقد است که چپگرایی، اغلب از احساساتِ انقلابی و میل به تغییرِ ساختارهای اجتماعی ناشی میشود، در حالی که راستگرایی، ریشه در حفظ ارزشهای سنتی و نهادهای پایدار دارد.
اما «روشنفکرِ راستگرا» کیست؟
از نگاه راجر اسکروتن، چنین فردی، کسی است که به جای نفی گذشته، از آن درس میگیرد، به سنتها و ارزشهای تمدنی احترام میگذارد و به جای آرمانشهرهای انتزاعی، به بهبود تدریجیِ جامعه میاندیشد.
@IranDel_Channel
💢
راجر اسکروتن، فیلسوف و متفکرِ محافظهکار، در تحلیلهایش به این پرسش پاسخ میدهد.
او معتقد است که چپگرایی، اغلب از احساساتِ انقلابی و میل به تغییرِ ساختارهای اجتماعی ناشی میشود، در حالی که راستگرایی، ریشه در حفظ ارزشهای سنتی و نهادهای پایدار دارد.
اما «روشنفکرِ راستگرا» کیست؟
از نگاه راجر اسکروتن، چنین فردی، کسی است که به جای نفی گذشته، از آن درس میگیرد، به سنتها و ارزشهای تمدنی احترام میگذارد و به جای آرمانشهرهای انتزاعی، به بهبود تدریجیِ جامعه میاندیشد.
@IranDel_Channel
💢
👍44👎4