Telegram
attach 📎
🔴 موسیقی و ادبیاتِ ایران
🎙 گلهای رنگارنگ، برنامۀ شمارۀ ۲۴۹
با همکاریِ غلامحسین بنان، مرتضی محجوبی
ترانهسرا و آهنگساز در دستگاه شور: عارف قزوینی
تنظیمکننده: جواد معروفی
رهبر ارکستر: روحالله خالقی
گوینده: روشنک
@IranDel_Channel
💢
🔴 موسیقی و ادبیاتِ ایران
🎙 گلهای رنگارنگ، برنامۀ شمارۀ ۲۴۹
با همکاریِ غلامحسین بنان، مرتضی محجوبی
ترانهسرا و آهنگساز در دستگاه شور: عارف قزوینی
تنظیمکننده: جواد معروفی
رهبر ارکستر: روحالله خالقی
گوینده: روشنک
@IranDel_Channel
💢
👍28👎1
🔴 بنیاد ایرانشناسی استان آذربایجان شرقی برگزار میکند:
شب بزرگداشتِ خاقانی شروانی در تبریز
سخنرانان:
سعیدالله قرهبیگلو
احمد گلی
ابراهیم پوردرگاهی
سعید طرزمی
محمد طاهری خسروشاهی
زمان
پنجشنبه چهارم بهمن ماه ۱۴۰۳ خورشیدی، ساعت ۱۶
محل:
تبریز، خیابان ثقهالاسلام، کوی سرخاب، خانۀ تاریخی شربتاوغلی، بنیاد ایرانشناسی استان آذربایجان شرقی
#اطلاع_رسانی
@IranDel_Channel
💢
شب بزرگداشتِ خاقانی شروانی در تبریز
سخنرانان:
سعیدالله قرهبیگلو
احمد گلی
ابراهیم پوردرگاهی
سعید طرزمی
محمد طاهری خسروشاهی
زمان
پنجشنبه چهارم بهمن ماه ۱۴۰۳ خورشیدی، ساعت ۱۶
محل:
تبریز، خیابان ثقهالاسلام، کوی سرخاب، خانۀ تاریخی شربتاوغلی، بنیاد ایرانشناسی استان آذربایجان شرقی
#اطلاع_رسانی
@IranDel_Channel
💢
👍22
ایراندل | IranDel
⚫️ جلال متینی آه از آن رفتگان بیبرگشت... ✍️ بهروز حسینی خبر تلخ بود و جانکاه. استاد دکتر جلال متینی با هفت هزارسالگان سر به سر شد. دکتر متینی یکی از آخرین افراد نسلی بود که هر کدام به تنهایی آبرو و اعتبار ایران بودند. جلال متینی در مشهد زاده شد. تحصیلات…
⚫️ درگذشت دکتر جلال متینی
✍️ میلاد عظیمی
دکتر جلال متینی، دوستِ ایران، دلسوزِ ایران، مدافعِ ایران، استادِ اصولمدارِ دانشگاه، محققِ برجسته، مصحح باکفایت چند متنِ مهم پارسی، شاهنامهشناس و پژوهندۀ ادبِ حماسی، متخصص متتبع مباحثِ رسمالخط نسخههای کهن و شناسندۀ استادِ خصیصههای دستوری، لغوی و سبکیِ متونِ منثورِ ادوارِ اولیۀ نثر فارسی، مدیرِ مجلاتِ ممتازِ ایراننامه و ایرانشناسی و رئیس پیشینِ دانشگاه فردوسی مشهد روی به خاک فرو پوشید؛ در غربت و «به دور از ایرانِ اهورایی که آن را تا حدِّ پرستش، دوست میداشت و ارج مینهاد». دیر بماند و به فرهنگ ایران و زبان و ادب فارسی فایدتها رساند. نامِ نیک ببُرد. یادش زنده بماناد.
ایراننامه و ایرانشناسیِ متینی در دورانی که ملیتِ ایرانی، خوار شمرده میشد، پشتیبانِ هویتِ ملّی ایران و آداب و مناسکِ ملّی از راه نشر مطالبِ علمی و تحقیقی بود. ایران را در قلمرو تاریخی و فرهنگی و تمدنی آن به جا میآورد. هر شماره، مقالهای دربارۀ شاهنامه و ادبیاتِ حماسی ایران داشت؛ شاهنامه به مثابت وطن؛ شاهنامه به مثابت دژ؛ شاهنامه به مثابت چراغ.
در تاریخ مطبوعاتِ ایران، ایراننامه و ایرانشناسیِ متینی در صفِ اولِّ نشریاتی قرار دارد که بیلکنت و بیدریغ از زبان فارسی با توجهی هوشیارانه به تأثیر آن بر وحدت و انسجامِ ملی، پشتیبانی علمی کردهاند.
متینی را با عشقِ شگرفش به ایران به یاد خواهم آورد. او را با مقالاتش دربارۀ آذربایجان و اران و ایران در گذر روزگاران و مویهاش بر فتح ایران بر دست تازیان به یاد خواهم آورد؛ به عشقش به نوروز، به نگاهش به روستاها به عنوان کانونی برای حفظِ فرهنگِ ملی، به اهتمامش به قلمرو تاریخی و تمدنی ایران، به غیرتش به زبان فارسی و به شیفتگیاش به شاهنامه.
مکتوباتش دلم را گرم میکند.
روانش از بارانِ آرامش ایزدی سیراب باد که در دفاع از منافع ملی ایران، مردی با اصول بود. وقتی سخن از دفاع از حقوقِ ایران و بخصوص تمامیتِ ارضی به میان بود به قول خودش در برج عاج نمینشست و ملاحظهکار و محافظهکار نمیشد. به میدان میآمد و حرف خود را شجاعانه میزد. از مستشرقِ فرنگی تا روشنفکر چپ تا حواری مصدق تا فلانی پانترک تا دیگری و دیگری، آماجِ نقدهای صریحِ «دشمنتراشانهاش» بودند.
متبرک باد، آن مقالات روشنی که دربارۀ نجات آذربایجان از چنگِ فرقۀ پیشهوری نوشته است. متبرک باد، عشق او به ایران و غیرت او به تمامیت ارضی ایران. متبرک باد نام او.
🔴 یادداشتِ مفصلترِ میلاد عظیمی را در بخشِ «مشاهدۀ فوری» بخوانید:
👇👇
@IranDel_Channel
💢
⚫️ درگذشت دکتر جلال متینی
✍️ میلاد عظیمی
دکتر جلال متینی، دوستِ ایران، دلسوزِ ایران، مدافعِ ایران، استادِ اصولمدارِ دانشگاه، محققِ برجسته، مصحح باکفایت چند متنِ مهم پارسی، شاهنامهشناس و پژوهندۀ ادبِ حماسی، متخصص متتبع مباحثِ رسمالخط نسخههای کهن و شناسندۀ استادِ خصیصههای دستوری، لغوی و سبکیِ متونِ منثورِ ادوارِ اولیۀ نثر فارسی، مدیرِ مجلاتِ ممتازِ ایراننامه و ایرانشناسی و رئیس پیشینِ دانشگاه فردوسی مشهد روی به خاک فرو پوشید؛ در غربت و «به دور از ایرانِ اهورایی که آن را تا حدِّ پرستش، دوست میداشت و ارج مینهاد». دیر بماند و به فرهنگ ایران و زبان و ادب فارسی فایدتها رساند. نامِ نیک ببُرد. یادش زنده بماناد.
ایراننامه و ایرانشناسیِ متینی در دورانی که ملیتِ ایرانی، خوار شمرده میشد، پشتیبانِ هویتِ ملّی ایران و آداب و مناسکِ ملّی از راه نشر مطالبِ علمی و تحقیقی بود. ایران را در قلمرو تاریخی و فرهنگی و تمدنی آن به جا میآورد. هر شماره، مقالهای دربارۀ شاهنامه و ادبیاتِ حماسی ایران داشت؛ شاهنامه به مثابت وطن؛ شاهنامه به مثابت دژ؛ شاهنامه به مثابت چراغ.
در تاریخ مطبوعاتِ ایران، ایراننامه و ایرانشناسیِ متینی در صفِ اولِّ نشریاتی قرار دارد که بیلکنت و بیدریغ از زبان فارسی با توجهی هوشیارانه به تأثیر آن بر وحدت و انسجامِ ملی، پشتیبانی علمی کردهاند.
متینی را با عشقِ شگرفش به ایران به یاد خواهم آورد. او را با مقالاتش دربارۀ آذربایجان و اران و ایران در گذر روزگاران و مویهاش بر فتح ایران بر دست تازیان به یاد خواهم آورد؛ به عشقش به نوروز، به نگاهش به روستاها به عنوان کانونی برای حفظِ فرهنگِ ملی، به اهتمامش به قلمرو تاریخی و تمدنی ایران، به غیرتش به زبان فارسی و به شیفتگیاش به شاهنامه.
مکتوباتش دلم را گرم میکند.
روانش از بارانِ آرامش ایزدی سیراب باد که در دفاع از منافع ملی ایران، مردی با اصول بود. وقتی سخن از دفاع از حقوقِ ایران و بخصوص تمامیتِ ارضی به میان بود به قول خودش در برج عاج نمینشست و ملاحظهکار و محافظهکار نمیشد. به میدان میآمد و حرف خود را شجاعانه میزد. از مستشرقِ فرنگی تا روشنفکر چپ تا حواری مصدق تا فلانی پانترک تا دیگری و دیگری، آماجِ نقدهای صریحِ «دشمنتراشانهاش» بودند.
متبرک باد، آن مقالات روشنی که دربارۀ نجات آذربایجان از چنگِ فرقۀ پیشهوری نوشته است. متبرک باد، عشق او به ایران و غیرت او به تمامیت ارضی ایران. متبرک باد نام او.
🔴 یادداشتِ مفصلترِ میلاد عظیمی را در بخشِ «مشاهدۀ فوری» بخوانید:
👇👇
@IranDel_Channel
💢
Telegraph
ایراندل | IranDel
🔴 درگذشت جلال متینی ✍️ میلاد عظیمی دکتر جلال متینی، دوست ایران، دلسوز ایران، مدافع ایران، استاد اصولمدار دانشگاه، محقق برجسته، مصحح باکفایت چند متن مهم پارسی، شاهنامهشناس و پژوهندهٔ ادب حماسی، متخصص متتبع مباحث رسمالخط نسخههای کهن و شناسندهٔ استاد خصیصههای…
👍33👎1
🔴 جلال متینی: یک نفس برای ایران
✍️ حمید احمدی، استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران
این روزها دربارۀ جلال متینی، استادِ توانای ادبیاتِ فارسی و رئیسِ پیش از انقلابِ دانشکدۀ ادبیاتِ دانشگاه فردوسی (مشهد) بسیار نوشتهاند. اینکه او را پس از بهمنِ یکهزار و سیصد و پنجاه و هفت [خورشیدی] از دانشگاه، اخراج کردند و حقوق بازنشستگیاش را هم ندادند و جفاهای دیگر در حقش. بعدها به آمریکا رفت و ضمنِ تدریس در دانشگاه برکلی در تدوین دانشنامۀ ایرانیکا به احسان یارشاطر و احمد اشرف یاری میکرد. نشریۀ وزینِ ایرانشناسی را بهراه انداخت و دوستانش میگفتند، با همه کهولت سنی که داشت، خودش یکتنه، کار هر شماره را انجام میداد. اما دلش، جوان بود و دغدغۀ ایران داشت. بویژه نگرانِ همبستگی و هویت ملّی ما و تهدید آن از سوی جریانهای ضدِّ ایرانی بود. در اواخر سال یکهزار و سیصد و هشتاد و دو [خورشیدی] بود که تلفنی با من تماس گرفت و خواست مقالهای در این باب در ایرانشناسی بنویسم. خودش معرفی خوبی از کتاب پانترکیسم جیکوب لاندو (ترجمۀ من) در ایرانشناسی نوشت. از اینکه چرا محمد خاتمی و وزیر خارجهاش - کمال خرازی - در برابر گستاخیهای رهبرانِ رژیمِ باکو علیه ایران موضعی نگرفتهاند، بسیار برآشفته شده بود و مطلبِ مفصلی در این باب نوشت. شگفتا که این زبونی مقاماتِ جمهوری اسلامی در برابر سخنان و مداخلاتِ وقیحانۀ مقاماتِ باکو علیه ایران و ایرانیت همچنان ادامه دارد و اگر کسی (همچون آن مداحِ جوانِ دردمندِ اردبیلی) در صدد پاسخ به گستاخیهای آنان برآید، سیل حملات به او و پوزشخواهیهای زبونانه از حاکمان باکو به نمایش در میآید
🔴 عکس از گنجینۀ پژوهشی ایرج افشار
@IranDel_Channel
💢
🔴 جلال متینی: یک نفس برای ایران
✍️ حمید احمدی، استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران
این روزها دربارۀ جلال متینی، استادِ توانای ادبیاتِ فارسی و رئیسِ پیش از انقلابِ دانشکدۀ ادبیاتِ دانشگاه فردوسی (مشهد) بسیار نوشتهاند. اینکه او را پس از بهمنِ یکهزار و سیصد و پنجاه و هفت [خورشیدی] از دانشگاه، اخراج کردند و حقوق بازنشستگیاش را هم ندادند و جفاهای دیگر در حقش. بعدها به آمریکا رفت و ضمنِ تدریس در دانشگاه برکلی در تدوین دانشنامۀ ایرانیکا به احسان یارشاطر و احمد اشرف یاری میکرد. نشریۀ وزینِ ایرانشناسی را بهراه انداخت و دوستانش میگفتند، با همه کهولت سنی که داشت، خودش یکتنه، کار هر شماره را انجام میداد. اما دلش، جوان بود و دغدغۀ ایران داشت. بویژه نگرانِ همبستگی و هویت ملّی ما و تهدید آن از سوی جریانهای ضدِّ ایرانی بود. در اواخر سال یکهزار و سیصد و هشتاد و دو [خورشیدی] بود که تلفنی با من تماس گرفت و خواست مقالهای در این باب در ایرانشناسی بنویسم. خودش معرفی خوبی از کتاب پانترکیسم جیکوب لاندو (ترجمۀ من) در ایرانشناسی نوشت. از اینکه چرا محمد خاتمی و وزیر خارجهاش - کمال خرازی - در برابر گستاخیهای رهبرانِ رژیمِ باکو علیه ایران موضعی نگرفتهاند، بسیار برآشفته شده بود و مطلبِ مفصلی در این باب نوشت. شگفتا که این زبونی مقاماتِ جمهوری اسلامی در برابر سخنان و مداخلاتِ وقیحانۀ مقاماتِ باکو علیه ایران و ایرانیت همچنان ادامه دارد و اگر کسی (همچون آن مداحِ جوانِ دردمندِ اردبیلی) در صدد پاسخ به گستاخیهای آنان برآید، سیل حملات به او و پوزشخواهیهای زبونانه از حاکمان باکو به نمایش در میآید
🔴 عکس از گنجینۀ پژوهشی ایرج افشار
@IranDel_Channel
💢
👍34👎1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎥 شاهنامهخوانیِ بانوی تبریزی
ضحّاک؛
پادشاهی ضحاک هزار سال بود
براساسِ شاهنامه فردوسی، ویرایشِ دوم استاد جلال خالقی مطلق
شاهنامهخوان:
فاطمه تمجیدی
(کارگاه شاهنامهخوانی تبریز)
@IranDel_Channel
💢
ضحّاک؛
پادشاهی ضحاک هزار سال بود
براساسِ شاهنامه فردوسی، ویرایشِ دوم استاد جلال خالقی مطلق
شاهنامهخوان:
فاطمه تمجیدی
(کارگاه شاهنامهخوانی تبریز)
@IranDel_Channel
💢
👍49👎1
🔴 کمی آمار در مورد احزاب (!) مدعی کُردستان؛
«بسوی دیکتاتوری پرولتاریا»
✍️ سالار سیفالدینی
حزب دموکرات کردستان و سازمانهای کومله، حتی نتوانستند در کادر محلی - قومی، تبدیل به یک حزبِ واقعی شوند. رهبرانشان نزدیک به نیم قرن است که تغییر نکرده و از نظر جغرافیایی همگی برخاسته از آذربایجانغربی (آن هم جنوب استان که سورانیاند) هستند. به این ترتیب میبینید که یک امر خاص یا جزئی (در دستگاه نظر هگل) وقتی میخواست خود را در قامتِ «امر عام» بازآرایی کند، چگونه به اجزای بیشتر تجزیه شده است.
کُرد > سورانی> خلق> معتقدین به دیکتاتور پرولتاریا!> حزب.
با اینحساب این احزاب (!) چند درصد از کُردها را ممکن است نمایندگی کنند؟ آیا کرمانجی، گورانی، کلهری، فیلی یا کُردِ شیعه و اهلِ حق را هم نمایندگی خواهند کرد؟ خیر؛ «خلقِ کُردِ کرمانجی سنی» به پژاک میروند!
البته جدای از جنگ داخلی که باعث میشود هر از گاهی بر سر مسائل پوچ، دست به کشتار یکدیگر بزنند (که آخرینش دو سال پیش بود) و جدای از اینکه مثلاً کوملۀ کمونیستی، کوملۀ زحمتکشان را نمایندۀ خود نمیداند و هیچ، حزب دموکرات را والخ... البته همۀ این «رفقا» در عمل برای دیکتاتوری پرولتاریا مبارزه میکنند که «خلق کُرد...» نقش مهمی باید در احیای دوبارۀ آن داشته باشند.!
این احزاب هیچگاه نمیگویند که نمایندۀ «مردم» هستند بلکه خود را نمایندۀ «خلق» معرفی میکنند. منظور از خلق در ادبیاتِ مارکسیستی، کسانی هستند که به حزبِ کمونیست رأی میدهند و یا به دنبال آرمانِ دیکتاتوری پرولتاریا هستند که شناسۀ آن مفهوم در نوشتار از کُرد (مردم) به «کورد» (خلق) تبدیل شده است.
پیوست:
زادگاه مؤسسینِ کنگرۀ اول و رهبران فعلی کومله میدهد که «سورانی» و اغلب از استان آذربایجان غربیاند:
عباسی، سنندج
ف. سلطانی، مریوان
کریمی، سقز
وطندوست، سنندج
مرادبیگی، بوکان
رحیمی، نقده
ایرج فرزاد، سنندج
ابراهیم علیزاده، مهاباد
عمر ایلخانیزاده، بوکان
عبدالله مهتدی، بوکان
مطالعۀ زادگاه رهبران حزب دموکرات نشان میدهد که همگی متولدِ استان آذربایجان غربیاند:
قاضی محمد، مهاباد
احمد توفیق، مهاباد
م. سراجی، مهاباد
سلیمان معینی، مهاباد
ملاآواره، سردشت
قاسملو، ارومیه
صادق شرفکندی، بوکان
مصطفی هجری، نقده
خالد عزیزی، نقده
ع. حسنزاده، سردشت
@IranDel_Channel
💢
🔴 کمی آمار در مورد احزاب (!) مدعی کُردستان؛
«بسوی دیکتاتوری پرولتاریا»
✍️ سالار سیفالدینی
حزب دموکرات کردستان و سازمانهای کومله، حتی نتوانستند در کادر محلی - قومی، تبدیل به یک حزبِ واقعی شوند. رهبرانشان نزدیک به نیم قرن است که تغییر نکرده و از نظر جغرافیایی همگی برخاسته از آذربایجانغربی (آن هم جنوب استان که سورانیاند) هستند. به این ترتیب میبینید که یک امر خاص یا جزئی (در دستگاه نظر هگل) وقتی میخواست خود را در قامتِ «امر عام» بازآرایی کند، چگونه به اجزای بیشتر تجزیه شده است.
کُرد > سورانی> خلق> معتقدین به دیکتاتور پرولتاریا!> حزب.
با اینحساب این احزاب (!) چند درصد از کُردها را ممکن است نمایندگی کنند؟ آیا کرمانجی، گورانی، کلهری، فیلی یا کُردِ شیعه و اهلِ حق را هم نمایندگی خواهند کرد؟ خیر؛ «خلقِ کُردِ کرمانجی سنی» به پژاک میروند!
البته جدای از جنگ داخلی که باعث میشود هر از گاهی بر سر مسائل پوچ، دست به کشتار یکدیگر بزنند (که آخرینش دو سال پیش بود) و جدای از اینکه مثلاً کوملۀ کمونیستی، کوملۀ زحمتکشان را نمایندۀ خود نمیداند و هیچ، حزب دموکرات را والخ... البته همۀ این «رفقا» در عمل برای دیکتاتوری پرولتاریا مبارزه میکنند که «خلق کُرد...» نقش مهمی باید در احیای دوبارۀ آن داشته باشند.!
این احزاب هیچگاه نمیگویند که نمایندۀ «مردم» هستند بلکه خود را نمایندۀ «خلق» معرفی میکنند. منظور از خلق در ادبیاتِ مارکسیستی، کسانی هستند که به حزبِ کمونیست رأی میدهند و یا به دنبال آرمانِ دیکتاتوری پرولتاریا هستند که شناسۀ آن مفهوم در نوشتار از کُرد (مردم) به «کورد» (خلق) تبدیل شده است.
پیوست:
زادگاه مؤسسینِ کنگرۀ اول و رهبران فعلی کومله میدهد که «سورانی» و اغلب از استان آذربایجان غربیاند:
عباسی، سنندج
ف. سلطانی، مریوان
کریمی، سقز
وطندوست، سنندج
مرادبیگی، بوکان
رحیمی، نقده
ایرج فرزاد، سنندج
ابراهیم علیزاده، مهاباد
عمر ایلخانیزاده، بوکان
عبدالله مهتدی، بوکان
مطالعۀ زادگاه رهبران حزب دموکرات نشان میدهد که همگی متولدِ استان آذربایجان غربیاند:
قاضی محمد، مهاباد
احمد توفیق، مهاباد
م. سراجی، مهاباد
سلیمان معینی، مهاباد
ملاآواره، سردشت
قاسملو، ارومیه
صادق شرفکندی، بوکان
مصطفی هجری، نقده
خالد عزیزی، نقده
ع. حسنزاده، سردشت
@IranDel_Channel
💢
👍32👎1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 علتِ اهمیت شاهنامه فردوسی برای ملت ایران از منظر زندهیاد استاد مجتبی مینُوی
🔴 ششم بهمنماه، سالروز درگذشتِ استاد مجتبی مینوی طهرانی (۱۲۸۲ - ۱۳۵۵ خورشیدی)، ادیب، نویسنده، مصحح، مورخ و مترجم برجستۀ ایرانی است.
#یادها | #مناسبتها
@IranDel_Channel
💢
🔴 ششم بهمنماه، سالروز درگذشتِ استاد مجتبی مینوی طهرانی (۱۲۸۲ - ۱۳۵۵ خورشیدی)، ادیب، نویسنده، مصحح، مورخ و مترجم برجستۀ ایرانی است.
#یادها | #مناسبتها
@IranDel_Channel
💢
👍37👎2
🔴 اشتباه وزیر نیرو یا چالش حکمرانی؟
✍️ احسان هوشمند
ایرانِ امروز با چالشهای بسیار بزرگی دست به گریبان است. هر یک از این چالشهای سهمناک برای ایجاد مسائل و مشکلات بزرگتر، ایفاگر نقش مهمی است. بیکاری گسترده یا گرانی مسکن، کاهش شتابان ارزش پول ملی، تورم، گرانی و فساد از چالشهای امروز ایران ماست. این مسائل اجتماعی و اقتصادی خود منشأ آسیبها و مسائل بزرگ دیگری است. مسئلۀ محیط زیست، فرسایش خاک، خشکسالی و بهرهبرداری نادرست از آبهای زیرزمینی یکی از چالشهای اساسی ایران است و این مسئله خود بهوجودآورندۀ مسائل بزرگتری برای شهروندان ایرانی است. اما باید دقت کرد ظهور و استمرار این ابرچالشها و مسائل و معضلات، تحت تأثیر متغیرهای زیادی قرار دارد که مهمترین آن، شیوه حکمرانی در کشور است. به سخن دیگر، بروز بسیاری از ابرچالشها و چالشهای پیشروی کشور و ناترازیها، معلولِ شیوه و نوع حکمرانی است. یکی از نمونههای عجیب، بارز و نگرانکنندۀ این موضوع، یعنی شیوۀ حکمرانی کشور، خود را در سخنان رئیسجمهوری در جمع استانداران کشور نشان میدهد.
رئیسجمهور در جلسۀ استانداران گفت: «دلمان نمیخواست مازوت بسوزانیم و وزیر نیرو گفته بود اگر دو ساعت خاموشی بدهیم مشکل حل میشود، اما محاسبه درست نبود و متوجه شدیم حتی اگر یک روز هم خاموشی میدادیم مشکل حل نمیشد». این در حالی است که از اواخر آبان با تبلیغات فراوان گفته شده بود دولت با تصمیمی شجاعانه بین خاموشی و سلامت مردم، دومی یعنی حفظ سلامت مردم را انتخاب کرده و دستور قطع مازوتسوزی صادر شده است. برای این منظور، سخنگوی دولت، ایرنا و سایر رسانههای همسو با دولت، بهسرعت دست به کار شدند تا از این اقدام «شجاعانه» استقبال کنند. اما دو ماه پس از دستور توقف مازوتسوزی مشخص شد محاسبات وزیر نیرو درست نبوده و مازوتسوزی همچنان ادامه دارد!
اینکه چرا محاسبهای با این درجه از حساسیت و اهمیت به صورت نادرستی انجام شده، مشخص نیست. از اینکه ارائۀ چنین گزارشی نتیجه سهلانگاری بوده یا یک روال در نظام بوروکراتیک کشور است که آمارها و وضع موجود را مطابق با سلیقه، درخواست و انتظاراتِ مقام بالاتر، تنظیم میکند، در اینجا سخنی گفته نمیشود. بااینحال، تأکید میشود وزارت نیرو به دلیل نوع مأموریت و وظایف قانونی، یکی از مهمترین دستگاههایی است که در ساختار آن نیروی کارشناسی، مهندسان و کارشناسانی فعالیت میکنند که قاعدتاً در تمام فعالیتهایشان با محاسبات دقیق، ریزبینی و حساسیتهای عددی و استفاده از فناوریهای روز به ایفای وظایف محوله میپردازند و اگر در این وزارتخانه چنین خطاهای محاسباتی فاحشی روی میدهد، حق است که مردم و شهروندان نگران این خطاها در سایر دستگاهها باشند.
۱- تصور کنیم ارائۀ نتایج محاسبات به دولت و رئیسجمهور مبنی بر اینکه با دو ساعت قطعی برق میتوان جلوی مازوتسوزی را گرفت، ناشی از اشتباه محاسباتی بوده است. آیا اشتباه محاسباتی مفروض صورتگرفته بر اساس گزارش کارشناسی پژوهشگاهها و مراکز تحقیقاتی و فعالیت کارشناسان وزارت نیرو روی داده یا وزیر خود به محاسبه پرداخته و در نهایت به نتایج اشتباهی رسیدهاند؟ اگر این خطای بزرگ که کشور را درگیر خود کرد، ناشی از اشتباه مراکز علمی، تحقیقاتی و کارشناسی باشد، باید معلوم شود چرا چنین خطایی رخ داده و کجای کار عیب داشته است که به چنین اشتباه بزرگی منجر شده که رئیسجمهور مجبور به عذرخواهی شود؟ آیا تضمینی هست که پیش از این چنین اشتباهات بزرگی روی نداده باشد و در سایر حوزهها مانند بخش آب نیز با چنین اشتباهاتی دست به گریبان نشده باشیم؟ آیا در مراکز مشابه و وزارتخانههای دیگر و سایر دستگاهها و نهادها نیز چنین اشتباهات بزرگی در حوزۀ حکمرانی مسائل کشور اتفاق افتاده است؟ مثلاً آیا دستگاه کرونایاب اعلامی توسط یکی از مسئولان کشور هم ناشی از چنین خطاهایی بود که نتایج بررسی آن به اطلاع شهروندان نرسید؟ دراینباره ضروری است توجه شود که خطاهای بزرگ کارشناسی، پیامدهای بزرگ و مخاطرهانگیزی برای کشور و شهروندان دارد. آیا کسی حاضر به پذیرش مسئولیت چنین خطاهایی هست؟
🔴 دنبالۀ یادداشت را در بخشِ «مشاهدۀ فوری» بخوانید:
👇👇
@IranDel_Channel
💢
🔴 اشتباه وزیر نیرو یا چالش حکمرانی؟
✍️ احسان هوشمند
ایرانِ امروز با چالشهای بسیار بزرگی دست به گریبان است. هر یک از این چالشهای سهمناک برای ایجاد مسائل و مشکلات بزرگتر، ایفاگر نقش مهمی است. بیکاری گسترده یا گرانی مسکن، کاهش شتابان ارزش پول ملی، تورم، گرانی و فساد از چالشهای امروز ایران ماست. این مسائل اجتماعی و اقتصادی خود منشأ آسیبها و مسائل بزرگ دیگری است. مسئلۀ محیط زیست، فرسایش خاک، خشکسالی و بهرهبرداری نادرست از آبهای زیرزمینی یکی از چالشهای اساسی ایران است و این مسئله خود بهوجودآورندۀ مسائل بزرگتری برای شهروندان ایرانی است. اما باید دقت کرد ظهور و استمرار این ابرچالشها و مسائل و معضلات، تحت تأثیر متغیرهای زیادی قرار دارد که مهمترین آن، شیوه حکمرانی در کشور است. به سخن دیگر، بروز بسیاری از ابرچالشها و چالشهای پیشروی کشور و ناترازیها، معلولِ شیوه و نوع حکمرانی است. یکی از نمونههای عجیب، بارز و نگرانکنندۀ این موضوع، یعنی شیوۀ حکمرانی کشور، خود را در سخنان رئیسجمهوری در جمع استانداران کشور نشان میدهد.
رئیسجمهور در جلسۀ استانداران گفت: «دلمان نمیخواست مازوت بسوزانیم و وزیر نیرو گفته بود اگر دو ساعت خاموشی بدهیم مشکل حل میشود، اما محاسبه درست نبود و متوجه شدیم حتی اگر یک روز هم خاموشی میدادیم مشکل حل نمیشد». این در حالی است که از اواخر آبان با تبلیغات فراوان گفته شده بود دولت با تصمیمی شجاعانه بین خاموشی و سلامت مردم، دومی یعنی حفظ سلامت مردم را انتخاب کرده و دستور قطع مازوتسوزی صادر شده است. برای این منظور، سخنگوی دولت، ایرنا و سایر رسانههای همسو با دولت، بهسرعت دست به کار شدند تا از این اقدام «شجاعانه» استقبال کنند. اما دو ماه پس از دستور توقف مازوتسوزی مشخص شد محاسبات وزیر نیرو درست نبوده و مازوتسوزی همچنان ادامه دارد!
اینکه چرا محاسبهای با این درجه از حساسیت و اهمیت به صورت نادرستی انجام شده، مشخص نیست. از اینکه ارائۀ چنین گزارشی نتیجه سهلانگاری بوده یا یک روال در نظام بوروکراتیک کشور است که آمارها و وضع موجود را مطابق با سلیقه، درخواست و انتظاراتِ مقام بالاتر، تنظیم میکند، در اینجا سخنی گفته نمیشود. بااینحال، تأکید میشود وزارت نیرو به دلیل نوع مأموریت و وظایف قانونی، یکی از مهمترین دستگاههایی است که در ساختار آن نیروی کارشناسی، مهندسان و کارشناسانی فعالیت میکنند که قاعدتاً در تمام فعالیتهایشان با محاسبات دقیق، ریزبینی و حساسیتهای عددی و استفاده از فناوریهای روز به ایفای وظایف محوله میپردازند و اگر در این وزارتخانه چنین خطاهای محاسباتی فاحشی روی میدهد، حق است که مردم و شهروندان نگران این خطاها در سایر دستگاهها باشند.
۱- تصور کنیم ارائۀ نتایج محاسبات به دولت و رئیسجمهور مبنی بر اینکه با دو ساعت قطعی برق میتوان جلوی مازوتسوزی را گرفت، ناشی از اشتباه محاسباتی بوده است. آیا اشتباه محاسباتی مفروض صورتگرفته بر اساس گزارش کارشناسی پژوهشگاهها و مراکز تحقیقاتی و فعالیت کارشناسان وزارت نیرو روی داده یا وزیر خود به محاسبه پرداخته و در نهایت به نتایج اشتباهی رسیدهاند؟ اگر این خطای بزرگ که کشور را درگیر خود کرد، ناشی از اشتباه مراکز علمی، تحقیقاتی و کارشناسی باشد، باید معلوم شود چرا چنین خطایی رخ داده و کجای کار عیب داشته است که به چنین اشتباه بزرگی منجر شده که رئیسجمهور مجبور به عذرخواهی شود؟ آیا تضمینی هست که پیش از این چنین اشتباهات بزرگی روی نداده باشد و در سایر حوزهها مانند بخش آب نیز با چنین اشتباهاتی دست به گریبان نشده باشیم؟ آیا در مراکز مشابه و وزارتخانههای دیگر و سایر دستگاهها و نهادها نیز چنین اشتباهات بزرگی در حوزۀ حکمرانی مسائل کشور اتفاق افتاده است؟ مثلاً آیا دستگاه کرونایاب اعلامی توسط یکی از مسئولان کشور هم ناشی از چنین خطاهایی بود که نتایج بررسی آن به اطلاع شهروندان نرسید؟ دراینباره ضروری است توجه شود که خطاهای بزرگ کارشناسی، پیامدهای بزرگ و مخاطرهانگیزی برای کشور و شهروندان دارد. آیا کسی حاضر به پذیرش مسئولیت چنین خطاهایی هست؟
🔴 دنبالۀ یادداشت را در بخشِ «مشاهدۀ فوری» بخوانید:
👇👇
@IranDel_Channel
💢
Telegraph
ایراندل | IranDel
🔴 اشتباه وزیر نیرو یا چالش حکمرانی؟ ✍️ احسان هوشمند ایرانِ امروز با چالشهای بسیار بزرگی دست به گریبان است. هر یک از این چالشهای سهمناک برای ایجاد مسائل و مشکلات بزرگتر، ایفاگر نقش مهمی است. بیکاری گسترده یا گرانی مسکن، کاهش شتابان ارزش پول ملی، تورم،…
👍14
Forwarded from ایراندل | IranDel
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 جشن سده چیست و چه اهمیتی دارد؟
در این ویدیو، استاد ابراهیم پورداوود دربارۀ «جشن سده» توضیح میدهد.
ابراهیم پورداوود، نخستین مترجمِ اوستا به زبان فارسی و استاد فرهنگِ ایران باستان و زبان اوستایی در دانشگاه تهران (زادۀ ۱۲۶۴ خورشیدی در رشت و درگذشتۀ ۱۳۴۷ خورشیدی در تهران)
@IranDel_Channel
💢
در این ویدیو، استاد ابراهیم پورداوود دربارۀ «جشن سده» توضیح میدهد.
ابراهیم پورداوود، نخستین مترجمِ اوستا به زبان فارسی و استاد فرهنگِ ایران باستان و زبان اوستایی در دانشگاه تهران (زادۀ ۱۲۶۴ خورشیدی در رشت و درگذشتۀ ۱۳۴۷ خورشیدی در تهران)
@IranDel_Channel
💢
👍40
ایراندل | IranDel
🔴 کارگاه شاهنامهخوانی تبریز (بصورت برخط و مجازی) نشست صد و هفدهم زمان: چهارشنبه سوم بهمن ماه ۱۴۰۳ خورشیدی، ساعتِ بیست سخنران: سید مهدی سیدی فرخد، شاهنامهپژوه و پژوهشگر ادبیات و تاریخ [موضوع سخنرانی: گزارش حضور یزدگرد سوم ساسانی و اعقاب او در شهر مَرو…
🔴 کارگاه شاهنامهخوانی تبریز (بصورت برخط و مجازی)
نشست صد و هجدهم
و همزمان با شبِ جشنِ ملّی سده، جشن به یادگار مانده از هوشنگ پیشدادی، پادشاه اساطیری ایران
زمان:
چهارشنبه دهم بهمن ماه ۱۴۰۳ خورشیدی، ساعتِ بیست
سخنران: ماندانا تیشهیار، دکترای روابط بینالملل
[موضوع سخنرانی: قفقاز در شاهنامه]
آموزگار: جواد رنجبر درخشیلر، دکترای علوم سیاسی و شاهنامهپژوه
[دستور کار: شرح بیتهای دیباچه]
شاهنامهخوان: طاهره بهرامی، نقال شاهنامه
[خوانشِ دیباچۀ شاهنامه]
با همکاری:
انجمن علمی مطالعات صلح ایران
خانۀ اندیشمندان علوم انسانی
خِرَدسرای فردوسی
بنیاد فردوسی توس
کانون شاهنامۀ فردوسی توس
باشگاه شاهنامهپژوهان
رادیو شاهنامه
انجمن دوستداران شاهنامۀ البرز (اشا)
انجمن افراز
🔴 کارگاه شاهنامهخوانی تبریز، بصورت مجازی و برخط، در بسترِ «گوگلمیت» برگزار خواهد شد.
برای ورود به کارگاه، روز چهارشنبه دهم بهمن ماه ۱۴۰۳ خورشیدی، ساعت ۲۰ از «اینجا» وارد شوید.
#اطلاع_رسانی
@IranDel_Channel
💢
🔴 کارگاه شاهنامهخوانی تبریز (بصورت برخط و مجازی)
نشست صد و هجدهم
و همزمان با شبِ جشنِ ملّی سده، جشن به یادگار مانده از هوشنگ پیشدادی، پادشاه اساطیری ایران
زمان:
چهارشنبه دهم بهمن ماه ۱۴۰۳ خورشیدی، ساعتِ بیست
سخنران: ماندانا تیشهیار، دکترای روابط بینالملل
[موضوع سخنرانی: قفقاز در شاهنامه]
آموزگار: جواد رنجبر درخشیلر، دکترای علوم سیاسی و شاهنامهپژوه
[دستور کار: شرح بیتهای دیباچه]
شاهنامهخوان: طاهره بهرامی، نقال شاهنامه
[خوانشِ دیباچۀ شاهنامه]
با همکاری:
انجمن علمی مطالعات صلح ایران
خانۀ اندیشمندان علوم انسانی
خِرَدسرای فردوسی
بنیاد فردوسی توس
کانون شاهنامۀ فردوسی توس
باشگاه شاهنامهپژوهان
رادیو شاهنامه
انجمن دوستداران شاهنامۀ البرز (اشا)
انجمن افراز
🔴 کارگاه شاهنامهخوانی تبریز، بصورت مجازی و برخط، در بسترِ «گوگلمیت» برگزار خواهد شد.
برای ورود به کارگاه، روز چهارشنبه دهم بهمن ماه ۱۴۰۳ خورشیدی، ساعت ۲۰ از «اینجا» وارد شوید.
#اطلاع_رسانی
@IranDel_Channel
💢
👍28
🔴 بزرگداشت زندهیاد استاد دکتر عباس زریاب خویی
همزمان با سیامین سالِ درگذشتِ استاد
با حضور:
تقی پورنامداریان
علی بهرامیان
مهران اسماعیلی
مرتضی هاشمیپور
بهرام پروین گنابادی
زمان:
شنبه سیزدهم بهمن ماه ۱۴۰۳ خورشیدی، ساعت شانزده
محل:
تهران، خیابان نجاتالهی (ویلا)، بوستان ورشو، خانۀ اندیشمندان علوم انسانی، تالارِ فردوسی
برنامه به صورت حضوری برگزار میگردد و شرکت برای همگان، آزاد و رایگان است.
#اطلاع_رسانی
@IranDel_Channel
💢
🔴 بزرگداشت زندهیاد استاد دکتر عباس زریاب خویی
همزمان با سیامین سالِ درگذشتِ استاد
با حضور:
تقی پورنامداریان
علی بهرامیان
مهران اسماعیلی
مرتضی هاشمیپور
بهرام پروین گنابادی
زمان:
شنبه سیزدهم بهمن ماه ۱۴۰۳ خورشیدی، ساعت شانزده
محل:
تهران، خیابان نجاتالهی (ویلا)، بوستان ورشو، خانۀ اندیشمندان علوم انسانی، تالارِ فردوسی
برنامه به صورت حضوری برگزار میگردد و شرکت برای همگان، آزاد و رایگان است.
#اطلاع_رسانی
@IranDel_Channel
💢
👍27
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎥 واکاوی ریشه و فلسفۀ جشنِ سده | محمد بیانی، دکترای ادبیات حماسی از دانشگاه فردوسی مشهد، شرح میدهد
بُنمایه:
Mary Boyce, “Rapithwin, Nō Rüz and the Feast of Sade”
Mary Boyce, “Iranian festivals”
Anna Krasnowolska, “Sada Festival”
شاهنامۀ فردوسی
@IranDel_Channel
💢
بُنمایه:
Mary Boyce, “Rapithwin, Nō Rüz and the Feast of Sade”
Mary Boyce, “Iranian festivals”
Anna Krasnowolska, “Sada Festival”
شاهنامۀ فردوسی
@IranDel_Channel
💢
👍18
Forwarded from ایراندل | IranDel
Telegram
attach 📎
🔴 جشن سده
✍ میلاد عظیمی
ملکالشعرا بهار، مخالفِ شاه شدن رضاخان بود. تیغ مخالفان نبرید و رضاخان، شاه ایران شد. در نوروز ۱۳۰۵ [ملکالشعرای] بهار در نخستین مراسمِ سلامِ نوروزی شاه جدید شرکت کرد و منظومۀ چهار خطابه را خواند؛
شعری بلیغ در مدیح شاه و اندرز به او؛ اندرزهایی که به یک معنا فهرست بالابلند کتابِ آرزوهای بهار برای ایران بود:
قانون، آزادی، فرهنگ، آسایش، صحت، امنیت، رفاه، دفع اجانب.
یکی از آرزوها و خواستههای بهار از شاهِ تازهنفس، «شادی» بود:
"بهر وطن عیش و خوشی کن درست."
به شاه پیشنهاد کرد برای شاد کردن مردم، جشنهای کهن ایرانی را زنده و نو کند. به یادِ شاه آورد که در ایران کهن روزهای ماه اسم داشت. مثلاً شانزدهم هر ماه روزِ مهر بود. وقتی روز مهر در ماه مهر میرسید جشن میگرفتند؛ جشن بزرگ مهرگان که تا مدتها پس از اسلام هم برگزار میشد.
.
بهار از شاهِ نو میخواهد جشنهای کهن را نو و زنده کند تا زندگی مردم ایران در جشن و شادی مستمر و مکرر غوطه بخورد. تا مردم گرد هم بیایند و دست بیفشانند و پای بکوبند و از ته دل بخندند. شاعرِ ایران خوب میدانست تنها مردمی که شاد و امیدوار هستند، میتوانند دست در دست هم دهند به مهر و میهن خویش را کنند آباد.
نو شود اعیاد و رسوم کهن
خلق به هر جشن کنند انجمن
تازه شود جشن خوش مهرگان
آن که شد از غفلت ترک از میان
آتش جشن سده روشن شود
شهر ز بهمنجنه گلشن شود
روز چو با ماه برابر شدی
بودی جشنی و مکرّر شدی
پادشها! عیش وطن عیش تُست
بهر وطن عیش و خوشی کن درست
گوی که اعیاد کهن نو کنند
یاد ز عهد جَم و خسرو کنند
و نمیدانم چرا رضاشاه این کار را نکرد؟
در شاهنامۀ فردوسی «مهر[گان] و نوروز و جشن سده» کنار هم آمده و این معنا دارد. اصلاً کابوس بود که یک روز در ایران «نه نوروز ماند نه جشنِ سده».
امیدوارم زنده باشم و روزی را ببینم که مردم ایران، مهرگان و سده را جشن میگیرند. جشنی ملی و بزرگ و همگانی. تا هر سال در «سدۀ فرخ روز دهم بهمن ماه» (فرخی) به پیشباز نوروز برویم. تا به قول منوچهری «جشن سده، طلایۀ نوروز و نوبهار» ما باشد. تا در شبهای سرد و تیرۀ زمستان، با خیره شدن در آفاق فرّ و فروغ آتش سده، دلگرم به نوروز و نوبهاری باشیم که خواهد آمد. چون درختی اندر اقصای زمستان که خواب آفتاب و برگ و شکوفه و پرستو میبیند. رؤیای روزِ بهی.
🔴 پینوشت:
ویدئوی پیوست، مستندی قدیمی از برگزاری جشن سده در کرمان
مستند «جشن سده»
سده در میان زرتشیان کرمان
سازنده: منوچهر عسگرینسب
نویسنده متن: محمدرضا اصلانی
سال ۱۳۴۶ خورشیدی
@IranDel_Channel
💢
🔴 جشن سده
✍ میلاد عظیمی
ملکالشعرا بهار، مخالفِ شاه شدن رضاخان بود. تیغ مخالفان نبرید و رضاخان، شاه ایران شد. در نوروز ۱۳۰۵ [ملکالشعرای] بهار در نخستین مراسمِ سلامِ نوروزی شاه جدید شرکت کرد و منظومۀ چهار خطابه را خواند؛
شعری بلیغ در مدیح شاه و اندرز به او؛ اندرزهایی که به یک معنا فهرست بالابلند کتابِ آرزوهای بهار برای ایران بود:
قانون، آزادی، فرهنگ، آسایش، صحت، امنیت، رفاه، دفع اجانب.
یکی از آرزوها و خواستههای بهار از شاهِ تازهنفس، «شادی» بود:
"بهر وطن عیش و خوشی کن درست."
به شاه پیشنهاد کرد برای شاد کردن مردم، جشنهای کهن ایرانی را زنده و نو کند. به یادِ شاه آورد که در ایران کهن روزهای ماه اسم داشت. مثلاً شانزدهم هر ماه روزِ مهر بود. وقتی روز مهر در ماه مهر میرسید جشن میگرفتند؛ جشن بزرگ مهرگان که تا مدتها پس از اسلام هم برگزار میشد.
.
بهار از شاهِ نو میخواهد جشنهای کهن را نو و زنده کند تا زندگی مردم ایران در جشن و شادی مستمر و مکرر غوطه بخورد. تا مردم گرد هم بیایند و دست بیفشانند و پای بکوبند و از ته دل بخندند. شاعرِ ایران خوب میدانست تنها مردمی که شاد و امیدوار هستند، میتوانند دست در دست هم دهند به مهر و میهن خویش را کنند آباد.
نو شود اعیاد و رسوم کهن
خلق به هر جشن کنند انجمن
تازه شود جشن خوش مهرگان
آن که شد از غفلت ترک از میان
آتش جشن سده روشن شود
شهر ز بهمنجنه گلشن شود
روز چو با ماه برابر شدی
بودی جشنی و مکرّر شدی
پادشها! عیش وطن عیش تُست
بهر وطن عیش و خوشی کن درست
گوی که اعیاد کهن نو کنند
یاد ز عهد جَم و خسرو کنند
و نمیدانم چرا رضاشاه این کار را نکرد؟
در شاهنامۀ فردوسی «مهر[گان] و نوروز و جشن سده» کنار هم آمده و این معنا دارد. اصلاً کابوس بود که یک روز در ایران «نه نوروز ماند نه جشنِ سده».
امیدوارم زنده باشم و روزی را ببینم که مردم ایران، مهرگان و سده را جشن میگیرند. جشنی ملی و بزرگ و همگانی. تا هر سال در «سدۀ فرخ روز دهم بهمن ماه» (فرخی) به پیشباز نوروز برویم. تا به قول منوچهری «جشن سده، طلایۀ نوروز و نوبهار» ما باشد. تا در شبهای سرد و تیرۀ زمستان، با خیره شدن در آفاق فرّ و فروغ آتش سده، دلگرم به نوروز و نوبهاری باشیم که خواهد آمد. چون درختی اندر اقصای زمستان که خواب آفتاب و برگ و شکوفه و پرستو میبیند. رؤیای روزِ بهی.
🔴 پینوشت:
ویدئوی پیوست، مستندی قدیمی از برگزاری جشن سده در کرمان
مستند «جشن سده»
سده در میان زرتشیان کرمان
سازنده: منوچهر عسگرینسب
نویسنده متن: محمدرضا اصلانی
سال ۱۳۴۶ خورشیدی
@IranDel_Channel
💢
👍27👎1
🔴 جشنِ ملّی سده، فرخنده و گرامی باد
تصویر مربوط به نگارۀ جشن سده، اثری از سلطان محمد تبریزی
شاهنامۀ شاه تهماسبی، محفوظ در موزۀ متروپولیتن نیویورک
یادگاری از مکتب تبریز
🔴 جشنِ سده در اشعار سه شاعر بزرگِ ایران؛ سه شاعر از شمالغرب ایرانزمین (آذربایجان و اران و شروان)
قطران تبریزی:
خجسته جشن سده بر تو شاه فرخ باد
میان کفه عمر تو سنگ ده صده باد
نظامی گنجهای:
به نوروز جمشید و جشن سده
که نو گشتی آیین آتشکده
خاقانی شروانی:
چون دیدمش که عید سده داشت چون مغان
آتش ز لاله برگ و چلیپا ز عنبرش
آن آتشی که قبلهٔ زردشت و عید اوست
میدیدمش ز دور و نرفتم فراترش
شبهای سده زلف مغانفش داری
در جام طرب بادهٔ دلکش داری
تو خود همه ساله سدهٔ خوش داری
تا زلف چلیپا و رخ آتش داری
@IranDel_Channel
💢
🔴 جشنِ ملّی سده، فرخنده و گرامی باد
تصویر مربوط به نگارۀ جشن سده، اثری از سلطان محمد تبریزی
شاهنامۀ شاه تهماسبی، محفوظ در موزۀ متروپولیتن نیویورک
یادگاری از مکتب تبریز
🔴 جشنِ سده در اشعار سه شاعر بزرگِ ایران؛ سه شاعر از شمالغرب ایرانزمین (آذربایجان و اران و شروان)
قطران تبریزی:
خجسته جشن سده بر تو شاه فرخ باد
میان کفه عمر تو سنگ ده صده باد
نظامی گنجهای:
به نوروز جمشید و جشن سده
که نو گشتی آیین آتشکده
خاقانی شروانی:
چون دیدمش که عید سده داشت چون مغان
آتش ز لاله برگ و چلیپا ز عنبرش
آن آتشی که قبلهٔ زردشت و عید اوست
میدیدمش ز دور و نرفتم فراترش
شبهای سده زلف مغانفش داری
در جام طرب بادهٔ دلکش داری
تو خود همه ساله سدهٔ خوش داری
تا زلف چلیپا و رخ آتش داری
@IranDel_Channel
💢
👍33👎1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 برپایی آتشِ جشنِ سده در شهر تاریخی و باشکوه زنجان، به همتِ ایراندوستانِ زنجانی و روزنامۀ «زنگان امروز»
شامگاه دهم بهمن ماه ۱۴۰۳ خورشیدی
(آبانروز از بهمنماه)
#اطلاع_رسانی
@IranDel_Channel
💢
شامگاه دهم بهمن ماه ۱۴۰۳ خورشیدی
(آبانروز از بهمنماه)
#اطلاع_رسانی
@IranDel_Channel
💢
👍51
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 اجرای سرود «ای ایران» در جشنِ سدۀ شهر زنجان
جشنِ سده در شهر تاریخی و باشکوه زنجان به همتِ ایراندوستانِ زنجانی و روزنامۀ «زنگان امروز» در شامگاه دهم بهمن ماه ۱۴۰۳ خورشیدی برگزار شد.
#اطلاع_رسانی
@IranDel_Channel
💢
جشنِ سده در شهر تاریخی و باشکوه زنجان به همتِ ایراندوستانِ زنجانی و روزنامۀ «زنگان امروز» در شامگاه دهم بهمن ماه ۱۴۰۳ خورشیدی برگزار شد.
#اطلاع_رسانی
@IranDel_Channel
💢
👍50👎1
🔴 از «قاضی محمّدِ ما و ایران» تا «قاضی محمّدِ دیگران»!
🔴 آیا جریانِ وابسته به شوروی قابل دفاع است؟
✍️ حسین نورینیا
برشهایی از یادداشت:
– آقای صالحنیک بخت، وکیل دادگستری، در کانال تلگرامی خود یادداشتی با عنوان «مقاومت، میراث درایت و تدبیر پیشوا» به مناسبت دوم بهمن، هفتادوهشتمین سالروز اعلام جمهوری مهاباد منتشر کرد و به ستایش از قاضی محمد و اعلام جمهوری مهاباد پرداخته است. او در این یادداشت با اشاراتی غیرحرفهای و برخی خطاهای آشکار تاریخی و به دور از واقعیتِ اجتماعی و فرهنگی و نادیدهگرفتن مناسباتِ اجتماعی آن دوران در مناطقِ کُردنشین ایران و چشمبستن بر اسناد و مدارک متقن تاریخی، تلاش کرده قاضی محمد را رهبر و پیشوای کُردهای ایران، خطاب کند!
– یادداشت صالح نیکبخت به نحوی تنظیم شده که گویی با سقوط حکومت پهلوی اول با آغاز جنگ جهانی دوم و بروز هرجومرج در نقاط مختلف کشور، «ژ کاف» در همان سال برای ایجاد نظم شکل گرفت. درصورتیکه «ژ کاف» یک سال بعد یعنی در سال ۱۳۲۱ و با حضور تعدادی از اعضای حزب هیوا از کُردهای عراق – نه به صورت خودجوش و برآمده از ارادۀ مردم مهاباد – و بدون حضور و نقشآفرینی قاضی محمد، فعالیتش را شروع کرد.
– همدلی صالح نیکبخت با تأسیس حزب دموکرات کردستان و قاضی محمد و خطابکردن او بهعنوان رهبر و پیشوای کُردهای ایران، گویی حکایت از علاقۀ شخصی دارد؛ نوعی علاقه که به تعمیمِ ناروا انجامیده است! بخش بزرگی از کُردهای ایران در آن دوره، قاضی محمد را نمیشناختند و بسیاری نیز اقدامات او را ادامۀ سیاست حزب توده در راستای پیگیری منافع شوروی استالینی میدانستند.
فراموش نکنیم که فرقۀ دموکرات آذربایجان با تبدیل کمیتۀ ایالتی حزب توده در تبریز به آن فرقه شکل گرفت و نیز این حزب (توده) در همان ابتدا از حرکت قاضی محمد حمایت جدی و همهجانبه کرد. مشخص نیست که آقای نیکبخت براساس کدام مطالعات تاریخی و اسناد موجود – به غیر از اسناد حزبی – قاضی محمد را پیشوای کُردهای ایران مینامد؟! از یک سو، جمهوری قاضی محمد تنها بر بخشهایی از منطقۀ مکریان (مهاباد و بوکان) که زیر چکمههای ارتش سرخ استالین بود، سلطه یافت و از سوی دیگر، او حتی نتوانست بر سردشت و پیرانشهر تسلط پیدا کند.
در آن زمان دو شهر مهاباد و بوکان کمتر از ۲۰ هزار نفر جمعیت داشتند. در سنندج که بزرگترین شهر سنینشین کُردهای ایران است، شخصیتهای ذینفوذی مانند آیتالله شیخ محمد مردوخ و آصف و دیگران، قاضی محمد را محکوم کردند و جمهوری او را نپذیرفتند. علاوه بر اینکه هم در آن تاریخ و هم در دورههای بعد، اکثریت کُردهای ایران همواره در مقابل جریانهای تجزیهطلب، مقاومت کردند و جانفشانیها داشتند. تعداد کشتهشدههای کُرد از حملات احزابِ دموکرات و کومله بیش از کشتههای دیگر نقاطِ ایران است.
– صالح نیکبخت به دلیل تسلطنداشتن به منابع تاریخی مدعی است که معتمدان مهاباد برای جلوگیری از اعدام قاضی محمد، نامهای به محمدرضا شاه نوشتند، درحالیکه اسناد منتشرشده، عکس این را نشان میدهد و افراد شاخصی از معتمدان مهاباد در نامههای پرشمار و پر امضا خواهان اعدام قاضیها بودند.
– ما با دو قاضی محمد مواجه هستیم: نخست آنکه او از خاندانی محترم در مهاباد برخاسته بود. تبار آنها گرجستانی و از مسیحیانِ مهاجرِ گرجستان بود که در دورۀ شاه تهماسب به مکریان کوچ کرده و در مهاباد ساکن شده بودند. پس از آن با خوشنامی در این منطقه زیستند و روابط نزدیکی با حکومت داشتند. قاضی محمد به جز نقش مشهودی که خاندان او در انقلاب مشروطه و ترویح ایدههای مشروطهخواهی و مبارزه با استبداد داشت و بعدها نیز تعدادی از نزدیکانش به دست اسماعیل آقای سیمیکو کشته شدند، یکی از معتمدان رضا شاه به شمار میرفت. انتخاب او به ریاست آموزش و معارف مهاباد و سپس جمعیت شیر و خورشید تصادفی نبود. اختصاص بودجه و حقوق فوقالعاده از طرف دولت و ژاندارمری برای قاضی محمد تا روز آخر زندگی و نیز بخشیدن زمینهای فراوان به این خانواده از طرف رضا شاه و تبدیل آنها به یکی از زمینداران بزرگ منطقه بر اهالی مهاباد پوشیده نیست. اگر عکس سفر رضاشاه به مهاباد را دیده باشید، شخص قاضی محمد چند متر پیشاپیش جمعیت استقبالکننده از رضا شاه حضور دارد؛ به عبارتی او مهمترین شخصیت مورد تأیید حکومت رضا شاه در منطقه بود. حتی انتخاب صدر قاضی برای مجلس چهاردهم در سال ۱۳۲۲ بهواسطۀ نظر دولت در تهران بود. تا اینجا قاضی محمد، «قاضی محمّدِ ما و ایران» است. اما پس از سفر او به شوروی و پوشیدن لباس نظامیان ارتش سرخ شوروی نشان داد از دوم بهمن ۱۳۲۴ به «قاضی محمّدِ دیگران»، تبدیل شده است. ای کاش چنین نمیشد و قاضی محمّد همچنان برای ایران میماند.
🔴 این یادداشت را بطور کامل در بخشِ «مشاهدۀ فوری» بخوانید:
👇👇
@IranDel_Channel
💢
🔴 از «قاضی محمّدِ ما و ایران» تا «قاضی محمّدِ دیگران»!
🔴 آیا جریانِ وابسته به شوروی قابل دفاع است؟
✍️ حسین نورینیا
برشهایی از یادداشت:
– آقای صالحنیک بخت، وکیل دادگستری، در کانال تلگرامی خود یادداشتی با عنوان «مقاومت، میراث درایت و تدبیر پیشوا» به مناسبت دوم بهمن، هفتادوهشتمین سالروز اعلام جمهوری مهاباد منتشر کرد و به ستایش از قاضی محمد و اعلام جمهوری مهاباد پرداخته است. او در این یادداشت با اشاراتی غیرحرفهای و برخی خطاهای آشکار تاریخی و به دور از واقعیتِ اجتماعی و فرهنگی و نادیدهگرفتن مناسباتِ اجتماعی آن دوران در مناطقِ کُردنشین ایران و چشمبستن بر اسناد و مدارک متقن تاریخی، تلاش کرده قاضی محمد را رهبر و پیشوای کُردهای ایران، خطاب کند!
– یادداشت صالح نیکبخت به نحوی تنظیم شده که گویی با سقوط حکومت پهلوی اول با آغاز جنگ جهانی دوم و بروز هرجومرج در نقاط مختلف کشور، «ژ کاف» در همان سال برای ایجاد نظم شکل گرفت. درصورتیکه «ژ کاف» یک سال بعد یعنی در سال ۱۳۲۱ و با حضور تعدادی از اعضای حزب هیوا از کُردهای عراق – نه به صورت خودجوش و برآمده از ارادۀ مردم مهاباد – و بدون حضور و نقشآفرینی قاضی محمد، فعالیتش را شروع کرد.
– همدلی صالح نیکبخت با تأسیس حزب دموکرات کردستان و قاضی محمد و خطابکردن او بهعنوان رهبر و پیشوای کُردهای ایران، گویی حکایت از علاقۀ شخصی دارد؛ نوعی علاقه که به تعمیمِ ناروا انجامیده است! بخش بزرگی از کُردهای ایران در آن دوره، قاضی محمد را نمیشناختند و بسیاری نیز اقدامات او را ادامۀ سیاست حزب توده در راستای پیگیری منافع شوروی استالینی میدانستند.
فراموش نکنیم که فرقۀ دموکرات آذربایجان با تبدیل کمیتۀ ایالتی حزب توده در تبریز به آن فرقه شکل گرفت و نیز این حزب (توده) در همان ابتدا از حرکت قاضی محمد حمایت جدی و همهجانبه کرد. مشخص نیست که آقای نیکبخت براساس کدام مطالعات تاریخی و اسناد موجود – به غیر از اسناد حزبی – قاضی محمد را پیشوای کُردهای ایران مینامد؟! از یک سو، جمهوری قاضی محمد تنها بر بخشهایی از منطقۀ مکریان (مهاباد و بوکان) که زیر چکمههای ارتش سرخ استالین بود، سلطه یافت و از سوی دیگر، او حتی نتوانست بر سردشت و پیرانشهر تسلط پیدا کند.
در آن زمان دو شهر مهاباد و بوکان کمتر از ۲۰ هزار نفر جمعیت داشتند. در سنندج که بزرگترین شهر سنینشین کُردهای ایران است، شخصیتهای ذینفوذی مانند آیتالله شیخ محمد مردوخ و آصف و دیگران، قاضی محمد را محکوم کردند و جمهوری او را نپذیرفتند. علاوه بر اینکه هم در آن تاریخ و هم در دورههای بعد، اکثریت کُردهای ایران همواره در مقابل جریانهای تجزیهطلب، مقاومت کردند و جانفشانیها داشتند. تعداد کشتهشدههای کُرد از حملات احزابِ دموکرات و کومله بیش از کشتههای دیگر نقاطِ ایران است.
– صالح نیکبخت به دلیل تسلطنداشتن به منابع تاریخی مدعی است که معتمدان مهاباد برای جلوگیری از اعدام قاضی محمد، نامهای به محمدرضا شاه نوشتند، درحالیکه اسناد منتشرشده، عکس این را نشان میدهد و افراد شاخصی از معتمدان مهاباد در نامههای پرشمار و پر امضا خواهان اعدام قاضیها بودند.
– ما با دو قاضی محمد مواجه هستیم: نخست آنکه او از خاندانی محترم در مهاباد برخاسته بود. تبار آنها گرجستانی و از مسیحیانِ مهاجرِ گرجستان بود که در دورۀ شاه تهماسب به مکریان کوچ کرده و در مهاباد ساکن شده بودند. پس از آن با خوشنامی در این منطقه زیستند و روابط نزدیکی با حکومت داشتند. قاضی محمد به جز نقش مشهودی که خاندان او در انقلاب مشروطه و ترویح ایدههای مشروطهخواهی و مبارزه با استبداد داشت و بعدها نیز تعدادی از نزدیکانش به دست اسماعیل آقای سیمیکو کشته شدند، یکی از معتمدان رضا شاه به شمار میرفت. انتخاب او به ریاست آموزش و معارف مهاباد و سپس جمعیت شیر و خورشید تصادفی نبود. اختصاص بودجه و حقوق فوقالعاده از طرف دولت و ژاندارمری برای قاضی محمد تا روز آخر زندگی و نیز بخشیدن زمینهای فراوان به این خانواده از طرف رضا شاه و تبدیل آنها به یکی از زمینداران بزرگ منطقه بر اهالی مهاباد پوشیده نیست. اگر عکس سفر رضاشاه به مهاباد را دیده باشید، شخص قاضی محمد چند متر پیشاپیش جمعیت استقبالکننده از رضا شاه حضور دارد؛ به عبارتی او مهمترین شخصیت مورد تأیید حکومت رضا شاه در منطقه بود. حتی انتخاب صدر قاضی برای مجلس چهاردهم در سال ۱۳۲۲ بهواسطۀ نظر دولت در تهران بود. تا اینجا قاضی محمد، «قاضی محمّدِ ما و ایران» است. اما پس از سفر او به شوروی و پوشیدن لباس نظامیان ارتش سرخ شوروی نشان داد از دوم بهمن ۱۳۲۴ به «قاضی محمّدِ دیگران»، تبدیل شده است. ای کاش چنین نمیشد و قاضی محمّد همچنان برای ایران میماند.
🔴 این یادداشت را بطور کامل در بخشِ «مشاهدۀ فوری» بخوانید:
👇👇
@IranDel_Channel
💢
Telegraph
ایراندل | IranDel
🔴 آیا جریانِ وابسته به شوروی قابل دفاع است؟ ✍️ حسین نورینیا آقای صالحنیک بخت، وکیل دادگستری، در کانالِ تلگرامی خود یادداشتی با عنوان «مقاومت، میراث درایت و تدبیر پیشوا» به مناسبت دوم بهمن، هفتادوهشتمین سالروز اعلام جمهوری مهاباد منتشر کرد و به ستایش…
👍36👎1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 غزلی از حافظ شیرازی با خوانش رشید کاکاوند
تا زِ میخانه و مِی، نام و نشان خواهد بود
سرِ ما خاکِ رَهِ پیرِ مُغان خواهد بود
حلقهٔ پیرِ مغان از ازلم در گوش است
بر همانیم که بودیم و همان خواهد بود
بر سرِ تربتِ ما چون گذری همّت خواه
که زیارتگَهِ رِندانِ جهان خواهد بود
برو اِی زاهدِ خودبین که زِ چشمِ من و تو
رازِ این پرده، نهان است و نهان خواهد بود
تُرکِ عاشقکُشِ من، مست بُرون رفت امروز
تا دگر خونِ که از دیده، روان خواهد بود
چشمم آن دَم که زِ شوقِ تو نَهَد سر به لَحَد
تا دَمِ صبحِ قیامت، نگران خواهد بود
بختِ حافظ گر از اینگونه مدد خواهد کرد
زلفِ معشوقه به دستِ دگران خواهد بود
حافظ شیرازی
@IranDel_Channel
💢
تا زِ میخانه و مِی، نام و نشان خواهد بود
سرِ ما خاکِ رَهِ پیرِ مُغان خواهد بود
حلقهٔ پیرِ مغان از ازلم در گوش است
بر همانیم که بودیم و همان خواهد بود
بر سرِ تربتِ ما چون گذری همّت خواه
که زیارتگَهِ رِندانِ جهان خواهد بود
برو اِی زاهدِ خودبین که زِ چشمِ من و تو
رازِ این پرده، نهان است و نهان خواهد بود
تُرکِ عاشقکُشِ من، مست بُرون رفت امروز
تا دگر خونِ که از دیده، روان خواهد بود
چشمم آن دَم که زِ شوقِ تو نَهَد سر به لَحَد
تا دَمِ صبحِ قیامت، نگران خواهد بود
بختِ حافظ گر از اینگونه مدد خواهد کرد
زلفِ معشوقه به دستِ دگران خواهد بود
حافظ شیرازی
@IranDel_Channel
💢
👍27
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 ابراهیم حقیقی:
انسان با حافظهاش، زندهست؛ حافظه را که از او بگیری، یک کالبد بیشتر نیست.
انسان بدون حافظهاش، هیچ است؛ یک ملت هم همینطور است.
یک ملت هم با حافظۀ فرهنگیاش، زندهست که اگر آن را ازش بگیری، قطعاً نابود میشود؛ نه تنها فرهنگش، بلکه خودش هم از جهان محو میشود.
@IranDel_Channel
💢
انسان با حافظهاش، زندهست؛ حافظه را که از او بگیری، یک کالبد بیشتر نیست.
انسان بدون حافظهاش، هیچ است؛ یک ملت هم همینطور است.
یک ملت هم با حافظۀ فرهنگیاش، زندهست که اگر آن را ازش بگیری، قطعاً نابود میشود؛ نه تنها فرهنگش، بلکه خودش هم از جهان محو میشود.
@IranDel_Channel
💢
👍43
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 سروش صحت در گفتگو با دکتر بئاتریس سالاس - مترجم شاهنامه به زبانِ اسپانیولی و مدرس دانشگاه - در واکنش به این موضوع که تاکنون، کمتر سراغِ مطالعۀ شاهنامۀ فردوسی رفته، این رباعی را خواند:
اِی در طلبِ گرهگشایی مُرده
در وصلِ فتاده، وَز جدایی مُرده
اِی بر لبِ بحر، تشنه در خواب شده
اِی بر سر گنج، وَز گدایی مُرده
ایرانیان، گنجِ کُهن و باارزشی به نامِ شاهنامۀ فردوسی دارند:
حماسۀ ملّی ایران و حافظۀ فرهنگی و تاریخی ما ایرانیان
@IranDel_Channel
💢
اِی در طلبِ گرهگشایی مُرده
در وصلِ فتاده، وَز جدایی مُرده
اِی بر لبِ بحر، تشنه در خواب شده
اِی بر سر گنج، وَز گدایی مُرده
ایرانیان، گنجِ کُهن و باارزشی به نامِ شاهنامۀ فردوسی دارند:
حماسۀ ملّی ایران و حافظۀ فرهنگی و تاریخی ما ایرانیان
@IranDel_Channel
💢
👍63👎1
ایراندل | IranDel
🎥 چه میکنید آقای زنوزی؟ موتورِ تولیدِ نفرت [ گزارش، محصولی از تارنمای ورزشمدیا ] 🔴 ویدئو را میتوان از طریقِ یوتیوب هم تماشا کرد 🔴 بازنشر یک ویدئو به معنای تأیید کلِّ محتوای آن نیست. @IranDel_Channel 💢
🔴 مسئولیتهای وزارت ورزش، وزارت کشور و فدراسیونها دراینباره چیست؟
✍️ احسان هوشمند
گزیدههایی از یادداشت:
– هفتۀ گذشته، فوتبال کشور باز هم شاهدِ حاشیههای زننده و زشتی بود. در جریان مسابقۀ میان تراکتورسازی تبریز و پرسپولیس تهران، با برنامهریزی قبلی، گروهی صحنههای بسیار ناخوشایندی به وجود آوردند. فحاشیهای رکیک، توهینِ خانوادگی، تحقیر و نیز بیاحترامی به پرچم کشور ازجمله حواشی پیشآمده بود که صحنههای شرمآوری را در ورزشگاه ساخت.
تصاویر ویدئویی فراوانی از این حوادث بسیار زشت و شرمآور در فضای مجازی منتشر شد. پس از این رویدادهای غیراخلاقی و هشداردهنده، برخی از مسئولان ورزشی کشور فقط به بررسی موضوع و جریمۀ احتمالی تیمهای خاطی اکتفا کردند. شاید اگر سالها پیش دربارۀ چنین اقدامات نفرتبرانگیزی در فوتبال تصمیمگیری میشد و قوانین سختگیرانه فیفا دربارۀ چنین تخلفاتی اعمال میشد و زدوبندهای خارج از محیط ورزشی و سیاسی اجازه میداد، شاهد این رویدادهای تیرهوتار ضد ورزشی در ورزشگاههای کشور نبودیم.
– اخلاقگریزی در فوتبال، تاریخی همپای ظهور این رشتۀ ورزشی دارد. مقابله با بیاخلاقی در فوتبال نیز دارای مقررات و قوانینِ سختگیرانهای است. متأسفانه دراینباره فدراسیون فوتبال در ۱۴ سال گذشته به وظایف خود به درستی و با دقت و وسواس عمل نکرده است. اما نوع دیگری از اخلاقگریزی در فوتبال ظهور کرده که حاوی مباحثِ ناخوشایند "نژادی، تباری و قومی" است که مخاطراتِ بسیار بیشتری دارد و میتواند هزینههایی دوچندان در پی داشته باشد.
– اگر رفتارهای قومگرایانه مهار نشود، در قالبهای دیگری خود را نمایان میکند و به دیگر مناطق نیز سرایت میکند. ابتدا باید با یک بررسی عمیق و همهجانبه، به شناسایی ریشههای رفتارهای منفی قومگرایانه در فوتبال پرداخت و سپس ابعاد، جوانب و عوامل مؤثر در بروز این پدیده و سازماندهندگان آن را شناخت. سرآغاز ظهور افراطیگری قومی در فوتبال کشور به سال ۱۳۸۸ [خورشیدی] برمیگردد. در آن دوره برخی بر آن بودند تا با گسترش قومگرایی در فضاهای ورزشی، به اهداف سیاسی خود برسند. اینکه در آن دوره، مالکان و مدیران باشگاه تراکتورسازی چه مواجههای با اخلاقگریزیهای قومگرایانه در حاشیۀ مسابقات این تیم داشتند، نیازمند بررسی عمیق و همهجانبه است. در سالهای بعد، این پدیده دوباره گاهوبیگاه در حاشیه مسابقات فوتبال این تیم روی داد، اما مشخص نیست چرا فدراسیون فوتبال و مسئولان کشوری و استانی درباره این رویدادهای حساسیتبرانگیز، با بررسی عمیق و چندجانبه، چارهجویی نکردند و به بررسی ریشهای نپرداختند و از مقررات موجود برای مواجهه با موضوع طفره رفتند. اگر هم مقررات موجود جوابگو نبود، چرا با تدوین مقررات جدید به مقابله با این پدیده مخاطرهانگیز نپرداختند؟
آیا این دورۀ طولانی، یعنی از سال ۱۳۸۸ [خورشیدی]، بررسی شد تا مشخص شود چه کسانی سازماندهندۀ این تحرکات هستند؟ نقش برخی نمایندگان مجلس و شورا و نیز رسانههای محلی ازجمله صداوسیمای محلی، در تحریک هیجاناتِ محلی چیست؟ نقش مسئولان تیم در جلب همکاری گروهی برای لیدری تیم، بدون آموزشهای لازم یا طراحی شعارهای جذاب اما همگرایانه چیست؟ نقش و سهم مسئولان محلی در ردههای مختلف دراینباره چیست؟ در این زمینه پیشنهاد میکنم یک نظرسنجی در سطح شهر تبریز انجام شود و از شهروندان تبریزی پرسیده شود چه کسانی طراح چنین فعالیتهای مخرب قومگرایانهای هستند؟ احتمالاً نتایج خیلیها را شگفتزده خواهد کرد! در بررسیهای میدانی راقم این سطور در تبریز و در گفتوگو با بسیاری از شهروندان در نقاط مختلف شهر، بسیاری معتقدند دستهایی در فضای رسمی در کار است. این فرضیه، جدا از آنکه دقیق و درست است یا خیر، حاوی یک نکتۀ اساسی است؛ اینکه تلقی افکار عمومی آن است که دولت به معنای عامِّ کلمه، به وظایف خود دراینباره به درستی عمل نکرده است. حتی برخی از شهروندان تبریزی میگفتند کار تحریک هر دو سوی میدان از یکجا سرچشمه میگیرد؛ یعنی گروهی سازمانیافته ابتدا در قالب هواداری تیم رقیب، اقدام تحریکآمیزی یا شعار و توهینی را سازماندهی میکنند و سپس برای مقابلۀ ظاهری با آن توهین، همین گروه سازمانیافته از طریقِ هواداری تیم بهظاهر خودی، اقدام به واکنش میکنند؛ یعنی هر دو گروه تحریککننده از یک سرچشمه آب میخورند. اگر چنین ادعایی درست باشد، نشان از سازمانیافتگی جدی ماجرا دارد.
🔴 این یادداشت را بطور کامل در بخشِ «مشاهدۀ فوری» بخوانید:
👇👇
@IranDel_Channel
💢
🔴 مسئولیتهای وزارت ورزش، وزارت کشور و فدراسیونها دراینباره چیست؟
✍️ احسان هوشمند
گزیدههایی از یادداشت:
– هفتۀ گذشته، فوتبال کشور باز هم شاهدِ حاشیههای زننده و زشتی بود. در جریان مسابقۀ میان تراکتورسازی تبریز و پرسپولیس تهران، با برنامهریزی قبلی، گروهی صحنههای بسیار ناخوشایندی به وجود آوردند. فحاشیهای رکیک، توهینِ خانوادگی، تحقیر و نیز بیاحترامی به پرچم کشور ازجمله حواشی پیشآمده بود که صحنههای شرمآوری را در ورزشگاه ساخت.
تصاویر ویدئویی فراوانی از این حوادث بسیار زشت و شرمآور در فضای مجازی منتشر شد. پس از این رویدادهای غیراخلاقی و هشداردهنده، برخی از مسئولان ورزشی کشور فقط به بررسی موضوع و جریمۀ احتمالی تیمهای خاطی اکتفا کردند. شاید اگر سالها پیش دربارۀ چنین اقدامات نفرتبرانگیزی در فوتبال تصمیمگیری میشد و قوانین سختگیرانه فیفا دربارۀ چنین تخلفاتی اعمال میشد و زدوبندهای خارج از محیط ورزشی و سیاسی اجازه میداد، شاهد این رویدادهای تیرهوتار ضد ورزشی در ورزشگاههای کشور نبودیم.
– اخلاقگریزی در فوتبال، تاریخی همپای ظهور این رشتۀ ورزشی دارد. مقابله با بیاخلاقی در فوتبال نیز دارای مقررات و قوانینِ سختگیرانهای است. متأسفانه دراینباره فدراسیون فوتبال در ۱۴ سال گذشته به وظایف خود به درستی و با دقت و وسواس عمل نکرده است. اما نوع دیگری از اخلاقگریزی در فوتبال ظهور کرده که حاوی مباحثِ ناخوشایند "نژادی، تباری و قومی" است که مخاطراتِ بسیار بیشتری دارد و میتواند هزینههایی دوچندان در پی داشته باشد.
– اگر رفتارهای قومگرایانه مهار نشود، در قالبهای دیگری خود را نمایان میکند و به دیگر مناطق نیز سرایت میکند. ابتدا باید با یک بررسی عمیق و همهجانبه، به شناسایی ریشههای رفتارهای منفی قومگرایانه در فوتبال پرداخت و سپس ابعاد، جوانب و عوامل مؤثر در بروز این پدیده و سازماندهندگان آن را شناخت. سرآغاز ظهور افراطیگری قومی در فوتبال کشور به سال ۱۳۸۸ [خورشیدی] برمیگردد. در آن دوره برخی بر آن بودند تا با گسترش قومگرایی در فضاهای ورزشی، به اهداف سیاسی خود برسند. اینکه در آن دوره، مالکان و مدیران باشگاه تراکتورسازی چه مواجههای با اخلاقگریزیهای قومگرایانه در حاشیۀ مسابقات این تیم داشتند، نیازمند بررسی عمیق و همهجانبه است. در سالهای بعد، این پدیده دوباره گاهوبیگاه در حاشیه مسابقات فوتبال این تیم روی داد، اما مشخص نیست چرا فدراسیون فوتبال و مسئولان کشوری و استانی درباره این رویدادهای حساسیتبرانگیز، با بررسی عمیق و چندجانبه، چارهجویی نکردند و به بررسی ریشهای نپرداختند و از مقررات موجود برای مواجهه با موضوع طفره رفتند. اگر هم مقررات موجود جوابگو نبود، چرا با تدوین مقررات جدید به مقابله با این پدیده مخاطرهانگیز نپرداختند؟
آیا این دورۀ طولانی، یعنی از سال ۱۳۸۸ [خورشیدی]، بررسی شد تا مشخص شود چه کسانی سازماندهندۀ این تحرکات هستند؟ نقش برخی نمایندگان مجلس و شورا و نیز رسانههای محلی ازجمله صداوسیمای محلی، در تحریک هیجاناتِ محلی چیست؟ نقش مسئولان تیم در جلب همکاری گروهی برای لیدری تیم، بدون آموزشهای لازم یا طراحی شعارهای جذاب اما همگرایانه چیست؟ نقش و سهم مسئولان محلی در ردههای مختلف دراینباره چیست؟ در این زمینه پیشنهاد میکنم یک نظرسنجی در سطح شهر تبریز انجام شود و از شهروندان تبریزی پرسیده شود چه کسانی طراح چنین فعالیتهای مخرب قومگرایانهای هستند؟ احتمالاً نتایج خیلیها را شگفتزده خواهد کرد! در بررسیهای میدانی راقم این سطور در تبریز و در گفتوگو با بسیاری از شهروندان در نقاط مختلف شهر، بسیاری معتقدند دستهایی در فضای رسمی در کار است. این فرضیه، جدا از آنکه دقیق و درست است یا خیر، حاوی یک نکتۀ اساسی است؛ اینکه تلقی افکار عمومی آن است که دولت به معنای عامِّ کلمه، به وظایف خود دراینباره به درستی عمل نکرده است. حتی برخی از شهروندان تبریزی میگفتند کار تحریک هر دو سوی میدان از یکجا سرچشمه میگیرد؛ یعنی گروهی سازمانیافته ابتدا در قالب هواداری تیم رقیب، اقدام تحریکآمیزی یا شعار و توهینی را سازماندهی میکنند و سپس برای مقابلۀ ظاهری با آن توهین، همین گروه سازمانیافته از طریقِ هواداری تیم بهظاهر خودی، اقدام به واکنش میکنند؛ یعنی هر دو گروه تحریککننده از یک سرچشمه آب میخورند. اگر چنین ادعایی درست باشد، نشان از سازمانیافتگی جدی ماجرا دارد.
🔴 این یادداشت را بطور کامل در بخشِ «مشاهدۀ فوری» بخوانید:
👇👇
@IranDel_Channel
💢
Telegraph
ایراندل | IranDel
🔴 مسئولیتهای وزارت ورزش، وزارت کشور و فدراسیونها دراینباره چیست؟ ✍️ احسان هوشمند هفتۀ گذشته، فوتبال کشور باز هم شاهدِ حاشیههای زننده و زشتی بود. در جریان مسابقۀ میان تراکتورسازی تبریز و پرسپولیس تهران، با برنامهریزی قبلی، گروهی صحنههای بسیار…
👍35👎4