ایران‌دل | IranDel
3.65K subscribers
1.28K photos
994 videos
41 files
2.03K links
همه عالم تن است و ایران‌ دل ❤️

این کانال دغدغه‌اش، ایران است و گردانندۀ آن، یک شهروند ایرانی آذربایجانی

[ بازنشر یک یادداشت، توییت، ویدئو و یا یک صوت به معنی تأیید کل محتوا و تمام مواضع صاحب آن محتوا نیست و هدف صرفاً بازتاب دادن یک نگاه و اندیشه است.]
Download Telegram
📷 تمبرهای قاجاریه به مناسبت تاج‌گذاری احمدشاه با نمادهای میراث تاریخی و ملّی ایرانیان

احمدشاه، آخرین شاه قاجار، روز ۳۰ تیر ۱۲۹۳ خودشیدی (۱۹۱۴ میلادی و ۱۳۳۲ قمری) در ۱۸ سالگی در تهران تاج‌گذاری کرد. این مراسم پنج سال پس از خلع محمدعلی شاه قاجار صورت گرفت.


🔴 بُن‌مایه: آذری‌ها

@IranDel_Channel

💢
👍26
ایران‌دل | IranDel
🔴 کارگاه شاهنامه‌خوانی تبریز (بصورت برخط و مجازی) نشست صد و پانزدهم زمان: چهارشنبه ۱۹ دی ماه ۱۴۰۳ خورشیدی، ساعتِ بیست سخنران: محمود رضایی دشت ارژنه، استاد زبان و ادبیات فارسی در دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی دانشگاه شیراز [موضوع سخنرانی: خاستگاه غیابِ…

🔴 کارگاه شاهنامه‌خوانی تبریز (بصورت برخط و مجازی)

نشست صد و شانزدهم


زمان:
چهارشنبه ۲۶ دی ماه ۱۴۰۳ خورشیدی، ساعتِ بیست

سخنران: مهتاب حاجی محمدی، نویسنده

[موضوع سخنرانی: کودکی در شاهنامه]

آموزگار: جواد رنجبر درخشی‌لر، دکترای علوم سیاسی و شاهنامه‌پژوه

[دستور کار: شرح بیت‌های "گفتار اندر فراهم آوردن شاهنامه"]

شاهنامه‌خوان: سیروس اژدهاکش

[خوانشِ دیباچۀ شاهنامه]


با همکاری:
انجمن علمی مطالعات صلح ایران
خانۀ اندیشمندان علوم انسانی
خِرَدسرای فردوسی
بنیاد فردوسی توس
کانون شاهنامۀ فردوسی توس
باشگاه شاهنامه‌پژوهان
رادیو شاهنامه
انجمن دوست‌داران شاهنامۀ البرز (اشا)
انجمن افراز


🔴 کارگاه شاهنامه‌خوانی تبریز، بصورت مجازی و برخط، در بسترِ «گوگل‌میت» برگزار خواهد شد.
برای ورود به کارگاه، روز چهارشنبه ۲۶ دی ماه ۱۴۰۳ خورشیدی، ساعت ۲۰ از «اینجا» وارد شوید.


#اطلاع_رسانی

@IranDel_Channel

💢
👍24
Mantre-8.pdf
1.2 MB

🔴 ویژه‌نامۀ مانتره

شمارۀ هشتم گاهنامۀ علمی - فرهنگی مانتره به صاحب‌امتیازی کانون ایران‌شناسی دانشگاه تهران با محوریت واکنش به سخنان معاون اول رئیس‌جمهور منتشر شد.

🔴 «به نام تمرکززدایی، به کام نابودی ایران»

پانزده یادداشت در واکنش به سخنانِ محمدرضا عارف، معاون اول ریاست جمهوری دربارۀ اختیاراتِ استانداران و ایدۀ فدرالیسم


نویسندگان:
حمید احمدی
احسان هوشمند
اصغر دادبه
کوروش احمدی
مهدی ذاکریان
آرش رییسی‌نژاد
سید عبدالامیر نبوی
مهدی تدینی
حامد زارع
حسین (سالار) سیف‌الدینی
عارف مسعودی
محمدعلی بهمنی قاجار
محمدرضا پاسبان
احسان موحدیان
اشکان زارع


۲۵ دی‌ ماه ۱۴۰۳ خورشیدی


@IranDel_Channel

💢
👍34
ایران‌دل | IranDel
🎥 مفهوم «ایران باستان» در اندیشۀ ایرانشهری؛ مناظرۀ اسماعیل مطلوب‌کاری و امید غیاثی سید جواد طباطبایی حول محور ایدهٔ ایران و مفهوم ایرانشهر به نظریه‌پردازی و انحطاط‌شناسی تاریخ ایران پرداخته است. آیا مفهوم ایرانشهر در اندیشۀ طباطبایی مبنای علمی و تاریخی در…
‌‌
🔴اندیشۀ ایرانشهری به محکِ شواهدِ تاریخِ «ایرانِ باستان»

✍️ امید غیاثی

در مناظرۀ علمی که به همت روزنامۀ آسیا و مؤسسۀ آتوسا برگزار شد، دربارۀ سنجشِ مفهومِ «ایران باستان» در اندیشۀ ایرانشهری جواد طباطبایی به گفتگو و مباحثه با دوست و هم­رشته‌ای خودم، دکتر اسماعیل مطلوبکاری پرداختم. در این مناظره به نقد تفسیرهای یکدیگر پرداخته و اندیشۀ ایرانشهری جواد طباطبایی را به محک داده‌­ها و شواهد تاریخِ ایرانِ باستان زدیم. در این گفتگو چندین مورد اختلاف بین طرفین وجود داشت که در این یادداشت برای خوانندگان روزنامۀ آسیا، به توضیح پاسخ‌های خودم به نقدهای دکتر مطلوبکاری پرداخته و در نهایت از دیدگاه خودم، اهمیتِ اندیشۀ ایرانشهری طباطبایی و دستاورد آن را متذکر می‌شوم.

دکتر مطلوبکاری در چند مؤلفه به نقد اندیشۀ ایرانشهری دکتر طباطبایی پرداخت که می­‌توان آن‌ها را در این موارد دسته‌­بندی کرد.

۱. مبهم بودن مفهوم ایرانشهر در نظریۀ طباطبایی ۲. آشنا نبودن دکتر طباطبایی با داده‌­های تاریخ ایران باستان به ویژه زبان‌های باستانی مانند اوستایی، فارسی باستان و فارسی میانه و استفاده از تحقیقات قدیمی دربارۀ تاریخ ایران باستان ۳. عدم دقت ایشان در روش­‌شناسی تاریخ ایران باستان و یک‌دست انگاشتن کلِّ تاریخ ایران پیش از اسلام ۴. خلط مفاهیم دورۀ باستانی با دورۀ اسلامی مانند شاهنشاهی در دورۀ ساسانی با سلطانِ دورۀ سلجوقیان و یا بندگ ساسانی با رعیت در دورۀ سلجوقی (با توجه به خوانش دکتر طباطبایی از پیوند اندیشه سیاسی خواجه نظام‌­الملک با اندیشۀ سیاسی ایران باستان) ۵. نگاه خودبسندۀ طباطبایی در قبال تاریخ و ارزش قائل نشدن برای مورّخان و بینش تاریخی.

نگارنده به­‌رغم موافق بودن با برخی نکاتِ دکتر مطلوبکاری، در یک نگاه کلان با این نظرات و نقدهای ایشان همسو نیست.

دکتر مطلوبکاری معتقد است در نظریۀ طباطبایی تعریفی مشخص از ایرانشهر وجود ندارد و طباطبایی یک دوره‌بندی برای کاربست این مفهوم ندارد، چنانکه در جایی آن را به هخامنشیان و در جایی به ساسانیان اطلاق می‌کند، در حالی که کاربست واژۀ ایرانشهر برای نخستین بار در تاریخ باستان به عنوان یک جای‌نام در کتیبۀ شاپور یکم در کعبۀ زردشت است. این نکتۀ دکتر مطلوبکاری درست است، اما ایشان در نظر نمی­‌گیرند که طباطبایی در نخستین گام، ایرانشهر را به معنای صفتی برای اندیشۀ سیاسیِ آخرِ ساسانی که به دورۀ اسلامی منتقل شده است، به‌­کار می‌برد. سپس در آثار بعدیش، به­‌ویژه در کتاب خواجه نظام­الملک این اندیشه سیاسی را به دوره­‌های هخامنشی و اشکانی نیز بسط می‌­دهد.

از این منظر، استفادۀ طباطبایی از مفهوم ایرانشهر لزوماً به معنای جای­نام نیست که ما بگوییم در دورۀ هخامنشی یا اشکانی نامی از ایرانشهر نیست، بلکه باید بتوانیم در مقامِ نقد، نشان دهیم که اندیشۀ سیاسی دورۀ هخامنشی یا اشکانی و اوایلِ ساسانی، با نظام گفتاری شاه دارای فره ایزدی اواخر ساسانی و اوایل اسلامی که تحت تأثیر جهان خداینامه‌­ای قرار دارد، تفاوت دارد و آیا می­‌توان اندیشۀ سیاسی دیگری در ایران باستان جستجو کرد و یا خیر. تأکید طباطبایی بر پیوند شهر و ایران نیز در آثار طباطبایی مشخص است و تأکید ایشان بر پیوند این دو، به سیاسی بودن این اندیشه، مرتبط است و مفهوم شهر که هم­‌ریشه با شاه است، مفهومِ بنیادینِ اندیشۀ سیاسی ایرانیان باستان بوده است و طباطبایی بر همین اساس، فرضاً به جای گفتن اندیشۀ ایرانی، به کاربست مفهوم اندیشۀ ایرانشهری دست می‌یازد.


🔴 دنبالۀ یادداشت را در بخشِ «مشاهدۀ فوری» بخوانید:
👇👇


@IranDel_Channel

💢
👍28
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 توصیهٔ علی دهباشی، سردبیر مجلهٔ بخارا:
متون کلاسیک زبان فارسی را بخوانید


علی دهباشی:
کلاسیک‌ها را باید خواند.
متون کلاسیک زبان فارسی را بخوانید!
باید گلستان و تاریخ بیهقی خواند.
باید حافظ خواند.
این‌ خواندن‌ها ناخودآگاه قلمِ ما را پر از ذخایر بی‌نظیر عبارات و ترکیب و سیاق و سبک و روش می‌کند که در عین اصالت و وفاداری تمام به زبان فارسی، خوش‌تراش و سحرانگیز هستند.


@IranDel_Channel

💢
👍51
ایران‌دل | IranDel
🔴 بنیاد ایران‌شناسی استان آذربایجان شرقی برگزار می‌کند: نشست‌های شاهنامه‌پژوهی: «توصیف و تصویرگری در شاهنامه فردوسی» سخنران: مهناز سمندری،‌ دکترای ادبیات فارسی، مدرّسِ شاهنامه دبیرِ علمی نشست: بهمن دمشقی خیابانی،‌ دکترای ادبیات حماسی زمان: چهارشنبه…
🔴 بنیاد ایران‌شناسی استان آذربایجان شرقی برگزار می‌کند:

نشست‌های شاهنامه‌پژوهی:
«بررسی داستان رستم و اسفندیار در شاهنامه و طومارهای نقالی»



سخنران:
بهمن دمشقی خیابانی؛
دکترای زبان و ادبیات فارسی با گرایش ادبیات حماسی و شاهنامه‌پژوه


زمان:
دوشنبه یکم بهمن ماه ۱۴۰۳ خورشیدی، ساعتِ ۱۶

محل:
تبریز، خیابان ثقه‌الاسلام، کوی سرخاب، خانۀ تاریخی شربت‌اوغلی، بنیاد ایران‌شناسی استان آذربایجان شرقی


🔴 حضور در نشست، بصورت مجازی و در بستر «گوگل‌میت» هم مهیا است.



#اطلاع_رسانی

@IranDel_Channel

💢
👍25

🔴 دموکراسی و لیبرالیسم یا داستان هابیل و قابیل


✍️ مهدی تدینی


گزیده‌های کوتاه از متن:

— لیبرالیسم در اصل محتواست؛ یعنی مجموعه‌ای از اصول محتوایی و ارزشی است. اما دموکراسی در اصل،‌صورت است؛ صوری است؛ یعنی اصولی صوری برای حکمرانی است که دربارۀ محتواها ساکت است؛ حتی و از جمله دربارۀ محتواهایی که از مجاری خودش تولید می‌شود. از آنجا که لیبرالیسم «دینِ سیاسیِ آزادیِ فردی» است و مبنا را بر آزادی‌های فردی می‌گذارد، مشخص است که دیر یا زود به اصول آزادی سیاسی ــ یعنی دموکراسی ــ نیز می‌رسد. دموکراسی شیوۀ حکمرانی مطلوبِ لیبرالیسم است. بنابراین، لیبرال ممکن است به دلایلی درنگ کند، اما دموکرات شدن غایت اجتناب‌ناپذیر لیبرالیسم است. اما لیبرال می‌تواند به دلایلی که شرح خواهیم داد، دموکراسی را نه الزاماً مکمل لیبرالیسم، بلکه حتی قابیلِ لیبرالیسم، یعنی قاتل آن ببیند و از آن بیمناک باشد. برای این ادعا نیز تاریخ انبوه بی‌شماری داده‌های انکارناپذیر جلوی ما گذاشته است.

— بخشی از دموکرات‌ها به دموکراسی تقدس بخشیده‌اند؛ یعنی آن را به عنوان اصلی جزمی، مقدس، همیشه‌درست، خدشه‌ناپذیر بر سریری زرین نشانده‌اند و فارغ از کارکردها به همه فرمان می‌دهند در برابر بت‌شان زانو بزنند. اما هر تاریخ‌خوانده‌ای خیلی زود نسبت به این بُت اعظم مردد می‌شود. نه آنکه درستی آن را زیر سؤال ببرد، بلکه حس می‌کند واقعیت‌های دموکراتیک از نوع دودوتا چهارتا نیست که بتوان چشم‌بسته و با قلبی مطمئن به آن تن داد. می‌فهمد از این نظام صوری می‌تواند چیزهایی درآید که ممکن است اتفاقاً پیش از همه همان کسانی را قربانی ‌کند که خود از دموکراسی بت ساخته‌اند.

— مسئله این است که «دموکراسی منهای لیبرالیسم» به چیزی مگر فاجعه ختم نمی‌شود! دموکراسی منهای لیبرالیسم دیر یا زود به توتالیتاریسمی دست‌راستی، دست‌چپی یا فاشیستی منجر می‌شود ــ اگر هم آن جامعه به دلایلی آن‌قدر بدشانس نباشد که به توتالیتاریسم رسد، باید بین دو قطب آنارشی یا اقتدارگرایی یکی را انتخاب کند. این واقعیتِ مسلّمِ تاریخ است که نمی‌توانید آن را با جزم‌اندیشی دموکراتیک از صفحۀ روزگار محو کنید.

— ضامنِ دموکراسی این است که حداقلی از ارزش‌های لیبرال ــ چیزی که آن را «کمینۀ لیبرال» می‌نامم ــ در جامعه وجود داشته باشد تا ضمن تضمین آزادی‌های فردی، شهروند منفرد به هستۀ گزندناپذیر جامعۀ آزاد بدل شود. این کمینۀ لیبرال برج‌وباروی مدنی‌ ـ‌ فردی را در برابر دست‌اندازی‌های «جمعی» حفظ می‌کند و اجازه نمی‌دهد اکثریت از دموکراسی به عنوان ابزاری برای برپایی «دیکتاتوری جمعی» خود استفاده کند یا یک کاستِ قدرت اولیگارشیک بقیۀ مردم را با پوسته‌ای دموکراتیک گروگان گیرد.

— آزادی چیزی مگر آزادی در برابر قدرت سیاسی نیست؛ آزادی همیشه آزادی در برابر حکومت/دولت است. هر چه حکومت بزرگ‌تر باشد، آزادی کمتر است. یک نسبت ریاضیاتی روشن در اینجا وجود دارد:
[افزایش اختیاراتِ حکومت = افزایش حجمِ حکومت = کاهشِ اختیارات فرد = کاهشِ آزادی فرد]

— کدام مرام سیاسی است که تمام هم‌وغم خود را بر کوچک نگه داشتن دولت (یعنی بسط آزادی‌های فردی) و دفاع از فرد در برابر جمع و دولت گذاشته است؟ جواب روشن «لیبرالیسمِ کلاسیک» (یعنی لیبرالیسم، پیش از انحرافِ دولت‌گرایانۀ آن به سمتِ چپ).

— نمی‌خواهم نتیجه بگیرم «دموکراسی بد است و اقتدارگرایی خوب است»؛ هرگز! می‌خواهم فقط «واقعیت را به رسمیت بشناسیم و دیدی نسبی به دموکراسی پیدا کنیم». حاکمیت اقتدارگرا به معنای «فقدان آزادی سیاسی است»، اما جامعۀ نالیبرال نیز وقتی پولیتیزه می‌شود و بیداری سیاسی می‌یابد، معانی بسیار تیره‌وتاری را می‌تواند با خود به همراه می‌آورد که ممکن است از آن فقدان آزادی سیاسی بسیار خطرناک‌تر باشد. حال باید نتیجه بگیریم اقتدارگرایی خوب است؟ هرگز! بلکه باید نتیجه بگیریم نگاه واقع‌بینانه به محتوای جامعه و کارکردهای دموکراسی داشته باشیم و بدانیم جامعۀ نالیبرال از حاکمِ اقتدارگرا خطرناک‌تر است ــ یا دست‌کم همان‌قدر خطرناک است.

— فاصلۀ بین «بیداری سیاسی» تا «بلوغ سیاسی» را باید به رسمیت شناخت، برای آن راهکاری یافت و دست از جزم‌اندیشی‌ متعصبانه و سیاست‌بازانه برداشت. بین «بیداری» تا «بلوغ» سیاسی هزار خطر مهیب نهفته است که فقط نابینایی ایدئولوژیک باعث می‌شود فرد آنها را انکار کند. کیشِ شخصیت، یعنی پیشواپرستی، مذموم است، اما در مقابل معصوم‌انگاریِ توده نیز جهل مرکب است. از توده باید ترسید؛ به ویژه تودۀ بی‌سواد و نالیبرال و ناروادار!

— چاره همان چیزی است که لیبرالیسم به ما می‌آموزد: لیبرالیسم به ما کمک می‌کند فاصلۀ بین «بیداری سیاسی» تا «بلوغ سیاسی» توده‌ها را با کمترین هزینه، خونریزی، توسعه‌ستیزی، خرابکاری و سرمایه‌سوزی پشت سر بگذاریم.



🔴 این یادداشتِ مفصل را در بخشِ «مشاهدۀ فوری» بخوانید:
👇👇


@IranDel_Channel

💢
👍22👎3
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎥 بررسی سیاست‌های آبی ایران در قبال همسایگان در گفت‌و‌گو با محمد آمره، دانشجوی دکترای جغرافیای سیاسی

ایران از نظر جغرافیایی در پایین‌دستِ دو کشور ترکیه و افغانستان واقع شده و سرچشمه‌های آب، آن از این کشورها سرازیر می‌شود. بحران آب و کنترل منابع آبی از سوی این دو کشور، ضرورت اتخاذ سیاست‌های آبی مؤثر را در ایران اجتناب‌ناپذیر کرده است. افغانستان با ساخت سدهای جدید بر روی رودهای مهم، چه اهدافی را دنبال می‌کند و ترکیه چه مسیری را در پیش دارد؟ آیا مسئولان ایران برای مدیریت منابع آبی یک مأموریت مشخص دارند؟ در گفت‌وگو با محمد آمره، دانشجوی دکترای جغرافیای سیاسی به بررسی این پرسش‌ها پرداخته شده است.

مدیر و مجری برنامه: فاطمه امیری، دانشحوی کارشناسی ارشد تاریخ دانشگاه شهید بهشتی


🔴 بُن‌مایه: مؤسسۀ علمی و تاریخی آتوسا

@IranDel_Channel

💢
👍20
‍ ‌
🔴 شاهنامه مصادره‌پذیر نیست

✍️ نیما عظیمی

آذربایجان و شاهنامه پیوندی چنان استوار با هم دارند که در گذارِ این بیش‌از یک‌هزار سال که از سرایش شاهنامه سپری شده، همواره از قلب این خطۀ ایران‌خواه، استادان و پژوهش‌گران و دانشجویان و دانش‌آموزانی عاشق برخاسته‌اند و پرچم این سند و شناسنامۀ هویت ملی ایران را بالا نگاه داشته‌اند. عاشقانی که جانانه از شاهنامه پشتیبانی کرده و نگذاشته‌اند که این شعلۀ فروزان همبستگی ملی ایرانیان کم‌فروغ شود. همه از ایران و شاهنامه ارج گرفته‌اند و به پاس زحمات خود از سوی مردم آذربایجان و ملت ایران ارج دیده‌اند.
درختِ کهن‌سال شاهنامه چنان استوار در خاک ایرانی آذربایجان ایستاده است که، هرآن‌کس یا کسان و ناکسانی که خیال خام تیشه‌زنی به این درختِ نامیرای ایران‌زمین را در سر پرورانیده‌اند، هرچه محکم‌تر خواسته‌اند تیشه بزنند، ضربه، به همان اندازه محکم‌تر به خودشان بازگشته و بر زمین‌شان کوبیده است!

عده‌ای مغرضانه می‌کوشند تا شاهنامه را اثری نژادپرستانه و ضدِّ آذربایجان معرفی کنند. درحالی‌که به تعبیر تمام ایران‌شناسان، شاهنامه‌پژوهان و نیز تئودور نلدکه آلمانی، «شاهنامه حماسۀ ملی ایران و متعلق به همه ایرانیان است».
کسانی عامدانه با هدف خدشه‌دار کردن وحدت ملی ایرانیان از حربه شاهنامه‌ستیزی استفاده می‌کنند. درحالی‌که در واقعیت، آذربایجان در شاهنامه دارای چنان جایگاه بزرگی‌ست که رسالت کی‌خسرو پادشاه بزرگ شاهنامه در این سرزمین مورد تأیید یزدان قرار می‌گیرد. از این دریچه، فردوسی سرزمین آذربایجان را نماد پیروزی اهورامزدا بر نیروهای اهریمنی قرار می‌دهد.
آذربایجان همان جایی‌ست که فردوسی از آن با نام «جای بزرگان و آزادگان» نام برده است (البته شگفت‌انگیز است که در تمام شاهنامه، آزادگان صفتی برای ایرانیان است).
شاهنامه پرچمدار زبان فارسی؛ شناسنامۀ ملی و سند هویت فرهنگی همه اقوام ایران زمین، در حوزۀ بزرگ فرهنگی و تمدنی است. آنان که فروتنانه کنارش ایستاده‌اند و خویشکاری ملی خود را انجام داده‌اند، توانسته‌اند نامی نیکو از خود بر جای بگذارند؛ و تاریخ گواه است که همۀ آنان که با شاهنامه گستاخانه و با تفرعن برخورد کرده‌اند، بین مردم آذربایجان و در واقع بین ملت بزرگ ایران با یک هیچ بزرگ روبه‌رو گشته‌اند. این ویژگی بزرگ ایرانیان است که در امر ملی، ناسره را از سره خوب تشخیص می‌دهند. بنابراین؛ نه سایۀ شاهنامه از سر آذربایجان کم می‌شود و نه فردوسی و زبان فارسی در این خطه احساس غربت می‌کنند. شاهنامه را با همۀ مردم تبریز و آذربایجان و ملت ایران باید شناخت. شاهنامه برای همۀ مردم آذربایجان و هموطنان آذری‌ در جای‌جای این سرزمین اهورایی‌ست. بنابراین شاهنامۀ فردوسی، نه مصادره‌پذیر است، نه معاوضه‌پذیر!


🔴 بُن‌مایه:
روزنامۀ زنگان‌امروز، شمارۀ ۲۹ دی ۱۴۰۳ خورشیدی


@IranDel_Channel

💢
👍42

🔴 زندگی یک ملت با طنز ساخته نمی‌شود!

✍️ جواد رنجبر درخشی‌لر، دکترای علوم سیاسی

کارهای آقای ابراهیم نبوی را دوست نداشتم و اصلاً در حوزۀ علاقه و مطالعۀ من نبود. ولی طبعاً از خودکشی ایشان ناراحت شدم.

خودکشی انتخاب شخصی است و باید به آن احترام گذاشت؛ هر چند انتخابی از سر جُبْن است؛ فرار از مسئولیت. کسی که خود را رها می‌کند نباید عزیزتر از کسی باشد که می‌ماند و می‌سازد.
گفتنش آسان نیست. نگفتنش هم اخلاقی نیست. خودکشی جهان‌پهلوان تختی هم با همۀ بزرگی و شکوهی که او خود داشت، فرار از مسئولیت و رها کردن خود بود. ما اخلاقاً حقِّ فرار شخصی نداریم. خانواده، وطن و کسانی که با ما رابطۀ کاری یا دوستانه یا عاطفی دارند، مسئولیتی بر گردن ما دارند. بنابراین از خودکش‌ها قهرمان ساختن اخلاقی نیست.

دیدم برخی از افراد با کنایه یا صریح،‌ وطن را مقصر خودکشی نبوی می‌دانند. از نظرِ این افراد وطن، رستورانی مجلل است و مردم در آن نشسته‌اند تا لذیذترین غذاها را با گران‌قیمت‌ترین قاشق و چنگال بخورند. اگر کوچکترین خللی در خدمات رستوران پیش آمد می‌توان قهر کرد، مهاجرت کرد یا خود را کشت. گزینۀ ساختن، کوشیدن و اندیشیدن، غیرفعال است. اما وطن باغی است که با کار و تلاش همۀ افراد حاضر در آن آباد می‌شود یا ویران می‌گردد. ایران، مادری است به قدر کافی مهربان و به قدر کافی ثروتمند. ما فرزندان شایسته‌اش باید باشیم؛ که نیستیم.
و دیگر این که باید رها بشویم از غمگینی و ناله و آه، به هر بهانه. خمودگی و در خود فرورفتن و از امر سیاسی و فرهنگی غم‌نامه ساختن در این دنیای پرشتاب، کاری پیش نمی‌برد. سوگوار کودتاهای تصوری و دموکراسی‌های نداشته و رهبران ضعیفِ رستم‌پنداشته شده راه به جایی نمی‌برد.

من خودکشی ابراهیم نبوی را شبیه مرگ غلامحسین ساعدی می‌بینم. این دو مرگ دردناک، پیامی روشن دارد. وطن و سیاست را نمی‌توان به بازی گرفت. کسانی که روحِ اصیلِ محافظه‌کاری سیاسی را فدای هیجاناتِ سیاسی می‌کنند، خودشان نخستین قربانی‌اند. ابراهیم نبوی برخلاف عبید زاکانی در دورانِ کهن و علامه دهخدا در دوران جدید، یاریگر ساختن نبود، دستیار ویران کردن بود و شاید خود و وطن و سیاست را هم موضوع طنز می.دید و بنیان‌های استوارترش را نمی‌دید. نبوی در نظامی گفتاری می‌گفت و می‌نوشت که وهم بر واقعیت و رؤيا بر آگاهی برتری دارد.

به هر حال پایانِ تلخ ابراهیم نبوی سخت تأسف‌بار است، اما شاید امیدی بر پایان تفنّن سیاسی و بازی با زندگی ملت باشد.


@IranDel_Channel

💢
👍39👎10

🔴 خاویر میلی ایران کجاست؟

✍️ پویا جبل‌عاملی

وقتی خاویر میلی، قدرت را در آرژانتین به دست گرفت، کمتر کسی باور داشت وی بتواند با راه‌حل «ارّه‌ای» خودش برای قلع‌وقمع دستگاه بوروکراتیک دولتی، بیش از چند صباحی در کاخ ریاست‌جمهوری بماند. رسانه‌های لیبرال با وجود باور به منطق درست استراتژی وی، بیم آن را داشتند که خط‌مشی افراطی باعث شود تا او به‌زودی توسط گروه‌های ذی‌نفع، پرونیست‌ها و دیگر رقبای سیاسی به زیر کشیده شود. اما وی توانست همچنان بر اریکه قدرت باشد و به مردم نشان دهد مشکل دقیقاً کجاست. مشکل تورم سه‌رقمی خیره‌کنندۀ آرژانتین و بی‌ثباتی‌های پولی و فقر گسترده، دولت عریض و طویل و ناکارآمد است. مشکل کسری بودجه است. مشکل اقتصاد حمایتی، تعرفه‌محور و دولتی است.

میلی در گام اول تعداد وزارتخانه‌ها را از ۱۹ به ۹ کاهش داد. همراه با این کاهش، ۳۰هزار کارمند دولتی راهی خانه‌هایشان شدند. اصطلاحی در آرژانتین برای کارمندان دولتی استفاده می‌شود به نام «نوکی» (Gnocchi) که خود این کلمه نوعی شیرینی است که مهاجران ایتالیایی‌تبار به آرژانتین آوردند. کارمندان دولت چون حقوق دریافت می‌کنند، اما کار آن‌چنانی برای مردم نمی‌کنند در واقع صاحب پستی شدند که چون «نوکی» خوشمزه است! میلی، نوکی‌ها را جمع کرد. در پی این تحول میلی توانست کسری بودجه شدیدِ دولت را به مازاد تبدیل کند؛ امری کم‌سابقه در تاریخ آرژانتین.

آخرین آمار عملیاتی بودجه نشان می‌دهد با وجود تورم ۱۶۶ درصدی نقطه به نقطه، هزینۀ دولت ۱۱۴ درصد رشد داشته، یعنی به شکل واقعی کاهش داشته و درآمد دولت نیز ۲۵۶ درصد رشد داشته است. این اقدامات باعث شد تورم ۲۹۲ درصدی آوریل در آخرین آمار به ۱۶۶ درصد برسد. پس از ثبات بودجه‌ای دولت، میلی به سمت باز کردن فضای کسب‌وکار از طریق اره کردن مقررات و مجوزهای دولتی و همچنین برداشتن موانع تعرفه‌ای و غیرتعرفه‌ای تجارت رفته است. یکی از بزرگ‌ترین اقدامات وی آن است که اگر فرد و شرکتی درخواستی برای صدور مجوز داشته باشد و در مهلت مقرر دولت پاسخی ندهد، سکوت دولت به معنای رضایت وی است و درخواست‌کننده می‌تواند کار خود را انجام دهد.
هرچند مشکلات بسیاری اقتصاد فقرزده آرژانتین دارد و گروه‌هایی که منافع آنها از طریق موانع، مقررات و رانت‌های دولتی تضمین می‌شود در پی سرنگونی میلی هستند و همچنین خود سرعت عملکرد دولت میلی هم تبعاتی در پی داشته، آن‌چنان که قدرت پزو به شکل واقعی چنان رشد داشته است که بخش صادرات و تولید آرژانتین از آن ضربه خورده، اما نکته آنجاست که استراتژی مشخص از سوی میلی و توانایی وی در اعمال سیاست‌هایش باعث شده است زمین بازی اقتصاد در آرژانتین به کل با پیش از حضور وی تغییر کند.

این سوی دنیا اما، مایی هستیم که شباهت‌های بسیاری با آرژانتینی‌ها داریم. کسری بودجه حداقل ۸۵۰ همتی امسال که ۳۰ درصد بودجه عمومی را شامل می‌شود، گسترش حداقل دو دهکی فقر در سال‌های اخیر، بوروکراسی عریض و طویل با نیروی کار مازاد دستگاه‌های دولتی، فرآیند صعب‌العبور در راه تجارت و موانع بیشمار اداری برای معاملۀ ارز، مداخلات قیمتی در تمامی بازارها، پیچیدگی‌های اخذ مجوز کسب‌وکار و مالیات‌دهی و بیمه، ناترازی‌های مختلف از انرژی گرفته تا بانکی و... همچنین به این لیست بلند بالا اضافه کنید تحریم‌های اقتصادی و منفک شدن از زنجیرۀ ارزش جهانی را. چگونه می‌توان از شر این بیماری‌های ساختاری خلاص شد؟ دستگاه‌های اقتصادی دهه‌هاست به دنبال پیدا کردن راه‌حل هستند، اما نه تنها به این فرآیند کمکی نکرده‌اند، بلکه به بدتر شدن شرایط هم دامن زده‌اند.
ما برای بهینه کردن انرژی، مدیریت ارز، مالیات‌ستانی و بهینه کردن یارانه‌ها و... فقط به اضافه کردن پرسنل دولت و ایجاد بار مالی بیشتر برای دولت دامن زده‌ایم.

عزمی باید پیدا شود که واقعاً اره به دست گیرد و وزارتخانه‌ها و نهاد‌ها و ارگان‌هایی را که از دولت بودجه می‌گیرند، مانند آرژانتین قلع‌وقمع کند. عزمی که بتواند حداقل ۳۰ درصد هزینۀ دولت را کاهش دهد؛ که بتواند روزگاری رؤیایی را برای ما رقم زند و بودجۀ دولت مازاد بیاورد. عزمی که بتواند دیوار تعرفه‌ها را از بین ببرد، واردات کالاها مانند خودرو را آزاد کند؛ که بتواند فرآیند بی‌ثمر و رانت‌خیز پیمان‌سپاری ارزی را بردارد و حق مالکیت و آزادی را به فعالان اقتصادی بازگرداند. عزمی باید پیدا شود که راه تنفس اقتصاد ایران را باز کند؛ که بتواند ایران را به جرگۀ اقتصاد جهانی بازگرداند؛ که بتواند حسرت عقب‌ماندگی شمال و جنوب خلیج‌فارس را رفع کند؛ راه‌حل را بدون ترس روی میز بگذارد و برای اجرایش دست به‌کار شود و از ریسک‌ها و خطراتش نهراسد. عزمی باید پیدا شود! خاویر میلی ایران کجاست؟


🔴 بُن‌مایه:
روزنامۀ دنیای اقتصاد، شمارۀ ۲۹ دی ۱۴۰۳ خورشیدی


@IranDel_Channel

💢
👍25👎3
🔴 در ستایش محافظه‌کاری

ادموند برک؛ ندای عقلانیت در زمانه پُر هیاهو

ایده‌های محافظه‌کارانه از دل آثاری پدید می‌آیند که دربارۀ مضامینِ مشخص به نگارش درآمده‌اند. این مسئله قطعاً دربارۀ مردی که او را به‌عنوان «پدر محافظه‌کاری» می‌شناسند، صدق می‌کند: ادموند برک.

دشمنان برک و رویکردهای به شدت مخالف او در سال‌های پس از مرگش، یعنی «ایسم‌های» بزرگ قرن نوزدهم و بیستم: سوسیالیسم، فمینیسم، کمونیسم و ​​غیره، حامیان زیادی برای خود دست‌ و‌ پا کردند، اما عقاید او همچنان، حامیان و پشتیبانان جدی و فراوان خود را دارد.

برک اگر بود، بی‌تردید تعریف مایکل اوکشات را تحسین می‌کرد: «محافظه‌کاری… یعنی ترجیحِ امرِ معلوم بر امرِ مجهول، امرِ آزموده بر امرِ نیازموده، واقعیت بر اسطوره، امرِ موجود بر امرِ ممکن، امرِ محدود بر امرِ نامحدود، نزدیک بر دور، کافی بر وافر، سهل بر کامل و خوشیِ لحظه‌ای بر شادمانی آرمان‌گرایانه.»


🔴 بُن‌مایه: کانال تاریخ اقتصاد


@IranDel_Channel

💢
👍28👎4

🔴 بنیاد پژوهشی شهریار برگزار می‌کند:
آیین بزرگداشتِ خاقانی شروانی



سخنرانان:
سعیدالله قره‌بگلو
جمشید علیزاده


زمان:
چهارشنبه سوم بهمن ماه ۱۴۰۳ خورشیدی، ساعت ۱۶:۳۰

محل:
تبریز، خیابان ارتش جنوبی، چهارراه باغشمال، بنیاد پژوهشی شهریار


#اطلاع_رسانی

@IranDel_Channel

💢
👍27👎1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 داروین صبوری، جامعه‌شناس، از ضرورتِ نهادهای لیبرال می‌گوید و دموکراسی فقط ابزارِ انتقالِ حکومت است و نه چیزی بیشتر.
بدون نهادهای لیبرال، دموکراسی به ضدِّ آزادی و تجدّد تبدیل می‌شود
.



@IranDel_Channel

💢
👍38👎6

🔴 پرسش‌هایی دربارۀ نشستِ ائمۀ جمعه شمال‌غرب

✍️ احسان هوشمند

در روزهای گذشته نشست چهار نفر از ائمۀ جمعه مراکز استان‌های شمال‌غرب در تبریز برگزار شد‌. این نخستین بار‌ نیست که جلسۀ ائمۀ جمعه چهار استان شمال‌غرب برگزار می‌شود. در جلسۀ اخیر ائمۀ جمعه شمال‌غرب، افزون بر توصیۀ برخی مسائل اجرائی در مورد استان‌های شمال‌غرب، در‌بارۀ تحولات اخیر مرتبط با "جمهوری آذربایجان" نیز مطالبی مطرح شده بود. بنا بر گزارش‌های منتشر‌شده، در این نشست در زمینۀ سیاست خارجی و مناسبات با "جمهوری آذربایجان‌"، «روابط جمهوری اسلامی ایران و "جمهوری آذربایجان" فراتر از روابط سیاسی و مبتنی بر پیوند‌های عمیق فرهنگی، تاریخی و مذهبی دو ملت دانسته شد که تلاش برخی کشور‌های بیگانه و عوامل سرویس‌های خارجی برای ایجاد اخلال در روابط دو کشور نتیجه نداشته و پس از این هم نخواهد داشت». در‌این‌باره تذکر چند نکته ضروری است:

۱- مهم‌ترین‌ نشانۀ هماهنگی ارکان ادارۀ کشور، تعریف وظایف و حیطۀ کاری نهادهای مختلف و گوناگون کشور است تا مشخص باشد چه نهادی و سازمانی متولی پیشبرد اهداف و وظایف قانونی است و در صورت عدم کامیابی، چه نهاد یا اشخاصی باید پاسخ‌گوی مسائل پیش‌آمده باشند. به سخن دیگر، مسئولیت‌پذیری دو وجه و شاخص عمده دارد؛ یکی اجرای وظایف و برآوردن انتظارات است و دیگری پاسخ‌گویی در برابر مسئولیت. بر اساس چنین رویکردی، تداخل فعالیت نهادهای متنوع و پرشمار کشور در مسائل اجرائی، ضمن آنکه مخل تفکیک قواست، مغایر با پذیرش مسئولیت‌ها و در نتیجه ناکارآمدسازی نهادهای قانونی است. هر نوع ورود به وظایف سازمانی دیگر سازمان‌ها و نهادها می‌تواند به هرج‌و‌‌مرج و نابسامانی بیشتر در فضای رسمی کشور منجر شود. در حوزۀ سیاست خارجی نیز ورود نهادها، سازمان‌ها و افراد گوناگون می‌تواند به تداخل سازمانی منجر شود و به این ترتیب برای منافع و مصالح ملی چالش‌ساز باشد. از این منظر، ورود ائمۀ جمعه شمال‌غرب در موضوع سیاست خارجی نه‌تنها هیچ کمکی به تنظیم سیاست خارجی نمی‌کند، بلکه گاه به پیچیده‌ترشدن مسائل کشور نیز منجر می‌شود. اتفاقی که در حضور امام‌جمعه اردبیل در هفته‌های گذشته روی داد، نمونه‌ای از آسیب‌های واردشده به کشور است که کسی هم بابت آن به‌صورت رسمی و علنی مورد پرسش قرار نگرفت، اما اثرات خود را بر جای گذاشت. در‌این‌باره باید متذکر شد که مناسبات ایران با کشور همسایه در شمال غرب دارای ظرایف، پیچیدگی‌ها و ابعاد نهان و آشکاری است که مدیریت آن نیازمند مهارت‌ها، تخصص و هدف‌گذاری‌های سازمانی با کمک متخصصان امر است و ورود غیر‌کارشناسی نهادهایی همچون ائمۀ جمعه به ازهم‌گسیختگی در ارکان سیاست خارجی دامن‌ می‌زند.

۲- دستگاه سیاست خارجی متولی تنظیم مناسبات با همسایه‌های ایران و دیگر کشورها و نهادهای بین‌المللی است.
اگر ائمۀ جمعه محترم شمال‌غرب نسبت به عملکرد دستگاه سیاست خارجی در قبال کشور "جمهوری آذربایجان" گلایه یا انتقادی دارند، بهتر آن است که با استفاده از ظرفیت‌های قانونی مانند مشورت با نمایندگان مجلس حوزۀ انتخابیه، برای تذکر یا طرح سؤال و استیضاح استفاده کنند تا خود به‌صورت مستقیم و علنی وارد موضوع شده و سیاست خارجی کشور را درگیر مباحث و چالش‌هایی تازه کنند. به عبارت دیگر، اگر ائمۀ جمعه محترم شمال‌غرب ‌به وزارت خارجه اعتماد ندارند، بهتر است از راه‌های قانونی اقدام‌کنند تا اینکه خود نقشی در سیاست خارجی بر عهده گیرند. ورود نهادهای دیگر به عرصه سیاست خارجی، دردسرساز و‌ موجب وهن دستگاه سیاست خارجی است تا فرصت‌سازی.

۳- در صورت سرایت رویکرد ائمۀ جمعه به دیگر استان‌ها، دستگاه سیاست خارجی با چالش‌های بزرگ‌تری مواجه می‌شود. به این معنا که اگر قرار باشد در هر استان مرزی، ائمۀ جمعه به بهانۀ مشترکات تاریخی و فرهنگی با آن سوی مرز خود وارد موضوعات مرتبط با سیاست خارجی شوند، هرج‌ومرجی گسترده بر کشور حاکم می‌شود. تصور کنیم که ائمۀ جمعه غرب کشور مانند سنندج، مهاباد و پاوه برای تحولات "کُردستان عراق"، احساس وظیفۀ شرعی کنند و به دخالت در سیاست خارجی بپردازند یا ائمۀ جمعه جنوب و جنوب‌شرق هم در‌بارۀ عربستان و یمن و اهل سنت، چنین رویکردی در پیش گیرند. در این صورت آیا امنیت ملی به‌شدت تحت تأثیر این اقدمات قرار نخواهد گرفت.


🔴 بُن‌مایه:
روزنامۀ شرق، شمارۀ یکم بهمن ماه ۱۴۰۳ خورشیدی


🔴 پی‌نوشت:
بازنشرِ یک یادداشت به معنای تأییدِ کلِّ محتوای آن نیست.

@IranDel_Channel

💢
👍28👎2

🔴 یکم بهمن ماه روز بزرگداشتِ خافانی شروانی

افضل‌الدّین بدیل بن علی خاقانی شروانی، متخلّص به خاقانی (۱۱۲۰ میلادی در شروان – ۱۱۹۰ میلادی در تبریز) از جملهٔ نامدارترینِ شاعرانِ ایرانی و بزرگ‌ترین قصیده‌سرایانِ تاریخ شعر و ادبِ فارسی به‌شمار می‌آید. از القاب مهم وی حَسّان‌ العجم است. آرامگاه وی واقع در آرامگاه سرخاب (مقبره‌الشعرا) شهر تبریز است.



🔴 قصیدۀ «ایوانِ مداین»

این قصیده هنگام عبور خاقانی شروانی از کنار بقایای تاقِ خسرو (طاق کسری) در تیسفون (پایتخت ایرانِ ساسانی) سروده شده است.

[خوانش چامه: فریدون فرخ‌اندوز ]


هان! ای دلِ عبرت‌بین! از دیده عِبَر کن! هان!
ایوانِ مدائن را آیینهٔ عبرت دان!

یک‌ره ز لبِ دجله منزل به مدائن کن
وز دیده دُوُم دجله بر خاکِ مدائن ران

خود دجله چنان گرید صد دجلهٔ خون گویی
کز گرمیِ خونابش آتش چِکَد از مژگان

بینی که لبِ دجله چون کف به دهان آرد؟
گویی ز تَفِ آهش لب آبله زد چندان

از آتشِ حسرت بین بریان جگرِ دجله
خود آب شنیده‌ستی کآتش کُنَدش بریان

بر دجله گِری نونو! وز دیده زکاتش ده
گرچه لبِ دریا هست از دجله زکات‌اِستان

گر دجله درآمیزد بادِ لب و سوزِ دل
نیمی شود افسرده، نیمی شود آتش‌دان

تا سلسلهٔ ایوان بگسست مدائن را
در سلسله شد دجله، چون سلسله شد پیچان

گه‌گه به زبانِ اشک آواز ده ایوان را
تا بو که به گوشِ دل پاسخ شنوی ز ایوان

دندانهٔ هر قصری پندی دهدت نو نو
پندِ سرِ دندانه بشنو ز بُنِ دندان

گوید که تو از خاکی، ما خاک توایم اکنون
گامی دو سه بر ما نِه و اشکی دو سه هم بِفْشان

از نوحهٔ جغدالحق ماییم به دردِ سر
از دیده گلابی کن، دردِ سرِ ما بنشان

آری! چه عجب داری؟ کاندر چمنِ گیتی
جغد است پیِ بلبل؛ نوحه‌ست پیِ الحان

ما بارگهِ دادیم این رفت ستم بر ما
بر قصرِ ستمکاران تا خود چه رسد خِذلان

گویی که نگون کرده‌ست ایوانِ فلک‌وش را
حکمِ فلکِ گردان؟ یا حکمِ فلک‌گردان؟

بر دیدهٔ من خندی کاینجا ز چه می‌گرید؟
خندند بر آن دیده کاین‌جا نشود گریان

نی زالِ مدائن کم از پیرزنِ کوفه
نه حجرهٔ تنگِ این کم‌تر ز تنورِ آن

دانی چه؟ مدائن را با کوفه برابر نه!
از سینه تنوری کن وز دیده طلب طوفان

این است همان ایوان کز نقشِ رخِ مردم
خاکِ درِ او بودی دیوارِ نگارستان

این است همان درگه کاو را ز شهان بودی
دیلم مَلِکِ بابِل، هندو شهِ ترکستان

این است همان صفّه کز هیبتِ او بردی
بر شیرِ فلک حمله شیرِ تنِ شادروان

پندار همان عهد است، از دیدهٔ فکرت بین!
در سلسلهٔ درگه، در کوکبهٔ میدان

از اسب پیاده شو، بر نَطعِ زمین رُخ نِه
زیرِ پیِ پیلش بین شهمات شده نُعمان

نی! نی! که چو نُعمان بین پیل‌افکنِ شاهان را
پیلانِ شب و روزش کُشته به پیِ دوران

ای بس شهِ پیل‌افکن کافکنْد به شه‌پیلی
شطرنجیِ تقدیرش در مات‌گهِ حِرمان

مست است زمین زیرا خورده‌ست به‌جای می
در کاسِ سرِ هُرمُز، خونِ دلِ نُوشِروان

بس پند که بود آنگه بر تاجِ سرش پیدا
صد پندِ نو است اکنون در مغزِ سرش پنهان

کسری و ترنجِ زر، پرویز و به زرّین
بر باد شده یک‌سر، با خاک شده یک‌سان

پرویز به هر خوانی زرّین‌تره گستردی
کردی ز بساطِ زر، زرّین‌تره را بستان

پرویز کنون گم شد، زان گم‌شده کم‌تر گو
زرّین‌تره کو برخوان؟ رو «کَم تَرَکوا» برخوان

گفتی که کجا رفتند آن تاج‌وران اینک؟
ز ایشان شکمِ خاک است آبستنِ جاویدان

بس دیر همی‌ زاید آبستنِ خاک، آری
دشوار بود زادن، نطفه ستدن آسان

خونِ دلِ شیرین است آن می که دهد رَزبُن
ز آب و گِلِ پرویز است آن خُم که نهد دهقان

چندین تنِ جَبّاران کاین خاک فرو خورده‌ست
این گرسنه‌چشم آخر هم سیر نشد ز ایشان

از خونِ دلِ طفلان سرخابِ رخ آمیزد
این زالِ سپید ابرو، وین مامِ سیه‌پستان

خاقانی ازین درگه دریوزهٔ عبرت کن
تا از درِ تو زین‌پس دریوزه کند خاقان

امروز گر از سلطان رندی طلبد توشه
فردا ز درِ رندی توشه طلبد سلطان

گر زادِ رهِ مکه تحفه‌ست به هر شهری
تو زادِ مدائن بَر تحفه ز پیِ شروان

هرکس بَرَد از مکّه سبحه ز گِلِ جمره
پس تو ز مدائن بَر سبحه ز گلِ سلمان

این بحرِ بصیرت بین! بی‌شربت از او مگذر
کز شطّ چنین بحری لب‌تشنه شدن نتوان

اِخوان که زِ راه آیند، آرند ره‌آوردی
این قطعه ره‌آورد است از بهرِ دلِ اِخوان

بنگر که در این قطعه چه سحر همی راند
معتوه مسیحا دل، دیوانهٔ عاقل جان



#مناسبتها

@IranDel_Channel

💢
👍33

🔴 «جاهلی» در عرصۀ سیاست

✍️ بهروز حسینی

سی دی ماه سالروز درگذشت اولین نخست‌وزیر انقلاب است. مهدی بازرگان جز اولین محصلینی بود که رضاشاه برای کسب تخصص به فرنگ فرستاد. اگرچه در رشتۀ مهندسی فارغ‌التحصیل شد، ولی دستاوردش از فرنگ خلاصه شد در اثبات وجود خدا با قوانین ترمودینامیک! جز پایه‌گذاران انجمن اسلامی در دانشگاه تهران بود. در زمان [محمد] مصدق، معاونِ وزیر فرهنگ شد. فریدون آدمیت نقل می‌کند که مصدق با گماردنِ وی به وزارت فرهنگ، مخالف بود چرا که معتقد بود بر سر دانش‌آموزانِ دختر، لچک خواهد گذاشت! گو اینکه رفیقش، یدالله سحابی در مدارس تحت امرش سخت گیری‌های مذهبی شدیدی اعمال نمود. از مؤسسین نهضت آزادی بود و با طرح انقلاب سفید که شامل حق رأی به زنان و اصلاحات ارضی بود به مخالفت برخاست که همین امر باعث بازداشتش شد. شهره است که وی مخالفی مسالمت‌جو بود ولی این گفته چندان دقیق نیست. عزت‌الله سحابی، یار و همراه بازرگان نقل می‌کند که در زندان برازجان طرح تشکیل جنبشی مسلحانه را پی ریخت که خروجی این طرح، سازمان مجاهدین خلق شد. در طول فعالیتهایش علیه رژیم‌ِ پیشین کسب‌وکارش به راه بود و کسی مزاحمتی برایش ایجاد نکرد. در هنگام انقلاب اگرچه دوست و یار قدیمی بختیار بود ولی نخست‌وزیری دولت انقلابی را پذیرفت. از اقدامات مشعشع وی در زمان دولتش، لغو خریدهای تسلیحاتی ایران از آمریکا بود که پول آن قبلاً پرداخت شده بود! دولتش، دولت مستعجل بود و بالاخره زور مؤمنانِ خداجوی اول انقلاب بر وی چربید و در ۱۳ آبان ۵۸ استعفا داد. چندی بعد نمایندۀ مجلس شد و در سال ۶۴ هم برای ریاست‌جمهوری اسم نوشت که رد صلاحیت شد. مسعود رجوی که به پاریس گریخته بود و نهضت مقاومت ملی را بنیان نهاده بود به وی پیشنهاد همکاری داد که بازرگان در جواب گفته بود: "من هنوز زنم را دوست دارم!" (کنایه به جدایی مریم عضدانلو از ابریشمچی و عقد وی توسط رجوی) پس از عمری سیاست‌ورزی مؤمنانه درآخر عمر در سخنرانی خدا و آخرت، تنها هدف بعثت انبیاء، به این نتیجه رسید اصولاً اسلام برنامه‌ای برای حکومت کردن ندارد. یعنی چند دهه فعالیتش نقش برآب بود! پس از انقلاب گفت ما باران می‌خواستیم ولی سیل آمد. درصدد امتزاج همه‌چیز با اسلام بود و همین‌طور اثبات اسلام با علوم دقیقه. از همین روی باستانی پاریزی وی را "مؤمنِ آل‌هندسه" نامیده بود. افکار ارتجاعی در زمینۀ آزادی های اجتماعی داشت. با موسیقی سر ستیز داشت و نسبت به حجاب زنان سخت‌گیر بود. پیروانش همیشه پیشوند مهندس را قبل از اسمش می‌آورند ولی درهمان مهندسی هم شهرت خوبی نداشت. در بانک ملی به دلیل محاسبات اشتباه، افتضاح به بارآورد که مجبور به استعفا شد. نادانی ساده‌ل بود.


🔴 بُن‌مایه: کانال تلگرامی نویسنده


🔴 پی‌نوشت:
بازنشرِ یک یادداشت به معنای تأیید کلِّ محتوای آن و تأیید تمام مواضعِ نویسندۀ یادداشت نیست.

@IranDel_Channel

💢
👎62👍34

🔴 یکم بهمن‌ماه، روز بزرگداشت خاقانی شروانی

محمود فتوحی - استاد بازنشستۀ زبان و ادبیات فارسی دانشگاه فردوسی مشهد - در ستایش استاد عباس ماهیار، خاقانی‌شناس برجسته می‌نویسد:
«همواره حسرتی از کلاس خاقانی استادنا به دلم مانده و پرسشی در ذهنم نشانده که چرا استادنا شاگردانش را به دانش ایرانشهری و تعلق خاطر خاقانی به مفهومِ ایران، رهنمون نمی‌گردید. البته که در آن روزان پر التهاب، طرح چنین درونمایه‌ای خالی از مخاطره نبود. برای کسی موضوعیت نداشت اگر می‌گفت «خاقانی، بزرگ‌پردازندۀ ایدۀ ایران در آذربایجان است». پس از توس و دیگر مناطق خراسانِ سدۀ چهارم و پنجم، ایدۀ ایران را مردان بزرگ آذربایجان در سدۀ ششم پروریدند و به جان برکشیدند. قطران تبریزی، خاقانی شروانی،  نظامی گنجوی، ابو العلاء گنجوی، فلکی شروانی و دیگر شاعران مکتب آذربایجان بیشترین سهم را در بازآوردن و فربهیدنِ مفهوم ایران دارند. در آن زمان هنوز نه در اصفهان شعر فارسی نمودی داشت و نه در شیراز و کرمان. اندیشۀ ایرانشهری و زبان پارسی دری نخست در شعر خراسان برآمد و قرن بعد در شروان و تبریز و گنجۀ آذربایجان اوج گرفت.»


🔴 بُن‌مایه: کانال آذری‌ها

@IranDel_Channel

💢
👍36👎1
🔴 مستند «جهان ایرانی در قفقاز»

مستند ۱۰ قسمتیِ «جهان ایرانی در قفقاز»، اثری پژوهشی و ارزشمند است که به بررسی تأثیرات ارتباطات فرهنگی، اجتماعی و سیاسی ایران و قفقاز می‌پردازد. این مستند با نظارت علمی استاد کاوه بیات ساخته شده است.

جهان ایرانی در قفقاز با نگاهی تاریخی، فرهنگی و اجتماعی، تأثیرات عمیق فرهنگ و تمدن ایرانی را در مناطقی همچون داغستان، چچن، اوستیا، تفلیس و ایروان مورد تحلیل قرار می‌دهد.

این مجموعه با بهره‌گیری از مصاحبه با کارشناسان و استادان مختلف و بازدید از مکان‌های تاریخی، تصویری جذاب و جامع از تعاملات و تأثیرات ایران در این منطقه ارائه می‌دهد.

پژوهشگران این #مستند عبارت‌اند از:
مهدی حسینی تقی‌آباد
احسان هوشمند
علی کالیراد
علی علی‌بابایی درمنی
سید سعید جلالی
حسین نوری‌نیا

🔴 مشاهده تمام قسمت‌ها در یوتیوب:
قسمت اول
قسمت دوم
قسمت سوم
قسمت چهارم
قسمت پنجم
قسمت ششم
قسمت هفتم
قسمت هشتم
قسمت نهم
قسمت دهم



@IranDel_Channel

💢
👍24👎1

⚫️ جلال متینی

آه از آن رفتگان بی‌برگشت...

✍️ بهروز حسینی

خبر تلخ بود و جانکاه. استاد دکتر جلال متینی با هفت هزارسالگان سر به سر شد. دکتر متینی یکی از آخرین افراد نسلی بود که هر کدام به تنهایی آبرو و اعتبار ایران بودند. جلال متینی در مشهد زاده شد. تحصیلات لیسانس تا دکتری را در رشتۀ ادبیات فارسی در دانشگاه تهران در نزد بزرگانی چون ملک‌الشعرا بهار، جلال‌الدین همایی و عبدالعظیم خان قریب با درجۀ عالی به اتمام رساند. مدتی در دبیرستان البرز مشغول به کار شد و مدتی هم در دانشکده نفت آبادان. درسال ۳۹ به مشهد رفت و استاد تمام وقت دانشگاه فردوسی شد. تا سال ۵۷ که مجبور به مهاجرت اجباری شد سمت‌هایی چون معاونت و ریاست دانشگاه را برعهده داشت. پس از انقلاب به آمریکا مهاجرت نمود که به تدریس تاریخ و فرهنگ ایران در دانشگاه برکلی مشغول شد. دکتر متینی ایران‌شناس و ادیبی برجسته بود. بنیانگذار و سردبیر دو نشریۀ ایران‌شناسی و ایران‌نامه در خارج از کشور بود که هر دو از پربارترین نشریات ایران‌شناسی سدۀ اخیر بودند. شاگردان بسیاری تربیت نمود، چون شفیعی کدکنی و سعیدی سیرجانی. نثری پاکیزه و تمیز داشت و در راه ایران و دفاع از کیان آن، جانانه قلم می‌زد. یکی از اولین کسانی بود که به خطر پان‌تُرکیسم اشاره کرد و با مقالاتی حکیمانه و مستند و مستدل به مهملات جواد هیئت و دیگر حضرات پانتُرک جواب می‌داد. بهترین و جامع‌ترین اثر تحقیقی دربارۀ شخصیت مصدق را نگاشت و برای اولین بار او بود که اسطوره‌پردازی‌ها دربارۀ مصدق را به چالش کشید. در سال‌های غربت کتابی کوچک و کم‌حجم دربارۀ شریعتی نگاشت و پنبۀ این شخصیت پوشالی تاریخ معاصر زد! اگرچه پس از انقلاب مورد بی‌مهری قرار گرفت ولی در یکایک سرمقاله‌های ایران‌شناسی درد وطنش هویداست و پیرامون خطرات پیرامونی ایران هشدار می‌داد. نثر وی نمونه اعلای نثر فارسی معاصر است گو اینکه خودش کتابی به همین نام منتشر کرده است در میانۀ دهه ۳۰. آبرو و اعتبار ایران بود در محافل دانشگاهی و با نوشته‌هایش هماره نام مقدس ایران را زنده نگاه می‌داشت ولی مافیای آکادمیک دراین چند دهه ترجیح میداد کمتر نامی از وی در میان باشد! خواندن یک به یک شماره‌های ایران‌شناسی به زعم‌من بر هر دوستدار ایران واجب است. فقدانش ضایعه‌ای است جبران ناپذیر.
یادش گرامی و راهش پر رهرو.


#یادها

@IranDel_Channel

💢
👍42👎35
ایران‌دل | IranDel
🔴 کارگاه شاهنامه‌خوانی تبریز (بصورت برخط و مجازی) نشست صد و شانزدهم زمان: چهارشنبه ۲۶ دی ماه ۱۴۰۳ خورشیدی، ساعتِ بیست سخنران: مهتاب حاجی محمدی، نویسنده [موضوع سخنرانی: کودکی در شاهنامه] آموزگار: جواد رنجبر درخشی‌لر، دکترای علوم سیاسی و شاهنامه‌پژوه…

🔴 کارگاه شاهنامه‌خوانی تبریز (بصورت برخط و مجازی)

نشست صد و هفدهم



زمان:
چهارشنبه سوم بهمن ماه ۱۴۰۳ خورشیدی، ساعتِ بیست

سخنران: سید مهدی سیدی فرخد، شاهنامه‌پژوه و پژوهشگر ادبیات و تاریخ

[موضوع سخنرانی: گزارش حضور یزدگرد سوم ساسانی و اعقاب او در شهر مَرو به روایت شاهنامه]

آموزگار: جواد رنجبر درخشی‌لر، دکترای علوم سیاسی و شاهنامه‌پژوه

[دستور کار: شرح بیت‌های دیباچه]

شاهنامه‌خوان: فاطمه تمجیدی

[خوانشِ دیباچۀ شاهنامه]


با همکاری:
انجمن علمی مطالعات صلح ایران
خانۀ اندیشمندان علوم انسانی
خِرَدسرای فردوسی
بنیاد فردوسی توس
کانون شاهنامۀ فردوسی توس
باشگاه شاهنامه‌پژوهان
رادیو شاهنامه
انجمن دوست‌داران شاهنامۀ البرز (اشا)
انجمن افراز


🔴 کارگاه شاهنامه‌خوانی تبریز، بصورت مجازی و برخط، در بسترِ «گوگل‌میت» برگزار خواهد شد.
برای ورود به کارگاه، روز چهارشنبه سوم بهمن ماه ۱۴۰۳ خورشیدی، ساعت ۲۰ از «اینجا» وارد شوید.


#اطلاع_رسانی

@IranDel_Channel

💢
👍23👎3