ایران‌دل | IranDel
3.65K subscribers
1.28K photos
994 videos
41 files
2.03K links
همه عالم تن است و ایران‌ دل ❤️

این کانال دغدغه‌اش، ایران است و گردانندۀ آن، یک شهروند ایرانی آذربایجانی

[ بازنشر یک یادداشت، توییت، ویدئو و یا یک صوت به معنی تأیید کل محتوا و تمام مواضع صاحب آن محتوا نیست و هدف صرفاً بازتاب دادن یک نگاه و اندیشه است.]
Download Telegram
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎥 تار ایرانی ۱۴۵
تبریز، خانۀ تاریخی حریری


نام اثر:
«دوستش داشتم، خیلی»
نوارنده: علی قمصری

علی قمصری نوشت:
«این اثر را نساختم، آن را گریستم.
پس از دیدن یک مستند یک دقیقه‌ای از مادری سالخورده که اصرار اطرافیان به مصاحبه دربارۀ فرزندِ از دست رفته‌اش را با سکوتی ویران‌کننده پاسخ می‌دهد و در انتها، نجوا کنان، تنها سه کلمه می‌گوید که فشردگی بار سال‌ها غم و دلتنگی را انتقال می‌دهند. بی‌درنگ تار را بغل کردم و این اثر خلق شد. و آنچه خلق شد را در خانۀ حریری تبریز نواختم… شب قبل این ضبط در حین اجرای تبریز پوست تار پاره شد. بعد از اجرا ابتدا به وحید گفتم فردا امکان ضبط وجود ندارد. اما پس از کمی فکر با خود گفتم شاید اجرای این قطعه بهتر است با همین وضعیتِ پوستِ تار گویاتر شود…
بدون‌شک مهمترین قربانیان هر جنگ مادران‌اند. فرقی نمی‌کند در چه کشوری مادر، بی‌فرزند شود. با مرگ هر سرباز دو نفر از دست می‌روند.»


@IranDel_Channel

💢
👍29
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 یادکردی از استاد سلیم نیساری، حافظ‌شناس


سلیم نیساری

۱۲۹۹ خورشیدی، تبریز
۱۳۹۷ خورشیدی، پاریس

استاد زبان و ادبیات فارسی، حافظ‌شناس برجسته و عضو پیوستۀ فرهنگستان زبان و ادب فارسی


#یادها | #مناسبتها

@IranDel_Channel

💢
👍29
🔴 انجمن شاهنامه‌خوانی سیمرغ با همیاری مجموعه فرهنگی فرهنگان زنجان برگزار می‌کند:
دومین نشستِ انجمنِ شاهنامه‌خوانی سیمرغ



زمان:
یکشنیه ۲۳ دی ماه ۱۴۰۳ خورشیدی، ساعت ۱۷:۳۰

محل:
زنجان، خیابانِ خیام، کتابفروشی فرهنگان



#اطلاع_رسانی

@IranDel_Channel

💢
👍24
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
⚫️ استاد فریدون شهبازیان
موسیقی‌دان، آهنگسازِ و رهبر ارکستر ایرانی


۲۱ خرداد ۱۳۲۱ خورشیدی، تهران
۲۲ دی ۱۴۰۳ خورشیدی، تهران

روانش مینُوی باد


⚫️ ویدئوی پیوست:
ترانه‌ای با صدای بانو الهه و به آهنگسازی استاد فریدون شهبازیان


#یادها

@IranDel_Channel

💢
👍24
ایران‌دل | IranDel
🎥 سخنرانی کاملِ استاد ژاله آموزگار در شب فردوسی و شاهنامه: سلام بر فردوسی، سلام بر فرهنگِ فردوسی‌پرور و سلام بر ایرانِ عزیزِ ما ژاله آموزگار: فردوسی چترِ هویت، بر سر ما گسترده است و بر ما هویت بخشیده است. شاهنامه فردوسی را بخوانیم و سپس فردوسی را دوست بداریم.…

🔴 از سفر چرا؟ تا ایران تنهاست و حمله به ژاله آموزگار

سفر چرا؟ بمان و پس بگیر

✍️ روزنامه اینترنتی فراز

آبان ماه سال ۱۴۰۱ [خورشیدی] و در اوج اعتراض‌هایی که به جنبش مهسا معروف شد، انجمن اسلامی دانشگاه شریف فراخوانی داد و دانشجویان در سالن جباری این دانشگاه جمع شدند. هدف این تجمع با عنوان «دانشگاه زنده است» اعتراض به بازداشت چند نفر از دانشجویان و ممنوع‌الورودی تعداد زیادی به دانشگاه اعلام شده بود.

همخوانی قطعه‌ی «سفر چرا؟ بمان و پس بگیر»‌ در این تجمع در شبکه‌های اجتماعی پربازدید شد و مورد توجه و استقبال زیادی قرار گرفت. این قطعه و به‌ویژه این بخش از ترانه، به نمادی از وطن‌دوستی و ماندن و ساختن میهن بدل شد.

حالا و ۲ سال پس از آن روزها، بخشی از سخنان کوتاه و پر احساس ژاله آموزگار در مراسم شب فردوسی واکنش‌های متفاوتی به دنبال داشت.

«نرید، ایران تنهاست، همه‌تون دارید میرید، نکنید این کارو...»

این بار جملات پر احساس آموزگار واکنش متفاوتی به دنبال داشت. تعداد زیادی از کاربران بنای مخالفت و حتی اعتراض گذاشتند، ژاله آموزگار را خطاب قرار دادند و به خواهش او برای ماندن و ساختن میهن انتقاد کردند.

چرا به ژاله آموزگار می‌تازند؟

«ما نمی‌میریم، زبان پارسیِ ما نمی‌میرد، من آذربایجانی هستم، خیلی خوب هم ترکی حرف می‌زنم، ولی زبان رسمی مملکت ما پارسی است.»

این‌ها جملاتی است که ژاله آموزگار در یکی از سخنرانی‌هایش گفته و به مذاق پان‌ترک‌ها و سایر جدایی‌طلبان خوش نمی‌آید. او که در خطه‌ی آذربایجان به دنیا آمده و زبان مادری‌اش ترکی است، تمام عمرش را صرف ادبیات و اسطوره‌های ایران‌زمین کرده است.

دکتر ژاله آموزگار استاد دانشگاه، اسطوره‌شناس، پژوهش‌گر فرهنگ و زبان‌های باستانی ایران و مترجم است. به زبان‌های انگلیسی، فرانسه، ترکی، پهلوی و اوستایی تسلط دارد و ۱۳ کتاب تالیف و ترجمه درمورد اسطوره‌های ایرانی، ادبیات پهلوی و تاریخ ایران زمین نوشته است. او به دلیل تسلط بر زبان‌های باستانی ایرانی و اروپایی، تحصیلات دانشگاهی و پژوهش‌های عمیق، یکی از مراجع اصلی ایران‌شناسی شناخته می‌شود.

ژاله آموزگار زاده‌ی آذر ۱۳۱۸ [خورشیدی] در شهر خوی (استان آذربایجان غربی) است و پس از پایان دوران مدرسه در همین شهر، به تبریز رفت و از دانشکده ادبیات و علوم انسانیِ دانشگاه تبریز در رشته‌ی ادبیات فارسی با رتبه اول فارغ‌التحصیل شد. خانواده سنتی‌اش با تحصیل او در خارج کشور موافقت نکردند و سال‌ها بعد، وقتی در کاشمر معلمی می‌کرد، توانست از بورس ویژه‌ی دانشجویان برتر استفاده کند. همراه همسر و دخترش به فرانسه رفت و با رساله‌ی دکترا درمورد ادبیات زردشتی به ایران بازگشت.


🔴 دنباله‌ی یادداشت را در بخشِ «مشاهده‌ فوری» بخوانید:
👇👇


@IranDel_Channel

💢
👍58

🔴 وقتِ بازبینی رسیده است

✍️ احسان هوشمند

در ماه‌های پایانی سال ۲۰۲۴ و ماه نخست سال ۲۰۲۵ تحولات شتابان و پیش‌بینی‌ناشده‌ای در منطقه روی داد. چرخۀ این تحولات لبنان، سوریه و عراق را تحت تأثیر خود قرار داد و موجب فروپاشی نظام حاکم بر سوریه و فرار بشار اسد به روسیه و تسلط گروه هیئت تحریرالشام و ارتش وطنی سوریه به رهبری الجولانی بر دمشق شد. فقدان شمار قابل ‌‌توجهی از رهبران حزب‌الله و انتخاب رئیس‌جمهور لبنان هم برگ دیگری از تحولات منطقه است که اثرات خود را در محیط بین‌المللی بر جای می‌گذارد. تلاش نخست‌وزیر عراق برای مدیریت گروه‌های شبه‌نظامی در عراق هم فصل تازه‌ای از تحولات سیاسی منطقه است. در این شرایط متفاوت نسبت به سال‌های گذشته که منطقه با آن مواجه است، حضور دونالد ترامپ در کاخ سفید در روزهای آتی می‌تواند بیش از پیش به این تحولات جهت دهد.

دولت د‌رحالی‌که در داخل کشور با چالش‌های پیچیده و متنوعی در حوزه‌های اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و اجتماعی مواجه است، هم‌زمان باید خود را برای مواجهه با شرایط بسیار حساس منطقه‌ای و بین‌المللی مهیا کند. دولتمردان هم قاعدتاً آگاه هستند که تنوع چالش‌های داخلی و خارجی که کشور با آن مواجه است، چنان در هم تنیده‌اند که حل‌وفصل جدی و همه‌جانبه همه این چالش‌ها به صورت مجزا و جزیره‌ای ممکن نیست و برای مدیریت شرایط تازه باید طرحی نو در انداخت.

به سخنی دیگر ارائه هر نوع ابتکار برای گذر منطقی و مطابق منافع ملی از چالش‌های پرشمار داخلی و خارجی کشور، چاره‌ای نیست جز آنکه در روش ادارۀ مسائل پیش‌رو، رویکردهای تازه‌ای انتخاب شود و در راهبردها و هدف‌گذاری‌ها و روش‌ها تجدیدنظر شود. در ماه‌های پیش همچون دیگر ماه‌ها و سال‌های گذشته عالی‌ترین‌ مقام اجرائی کشور وقت زیادی را صرف حضور در جلسات و مجامع عمومی تشریفاتی و کم‌اثر کرده و سخنرانی‌های پرشماری نیز ایراد شده است درحالی‌که ابعاد سهمناک چالش‌های کشور ایجاب می‌کند مقامات کشور به‌جای حضور در چنین جلساتی و اتلاف وقت زیاد، زمان بیشتری را صرف جلسات کارشناسی برای مدیریت چالش‌های پیش‌رو کنند. اگر مدیریت کشور تصور درست، جامع و دقیقی از شرایط کشور دریافت کند و کارشناسان مشفق، وطن‌‌دوست و متخصص بتوانند در جمع‌بندی شرایط کشور و راه‌های برون‌شد از وضعیت فعلی راهکارها و پیشنهادات علمی خود را بر پایه مصالح کشور ارائه کنند، احتمال دارد منافع بیشتری متوجه کشور شود تا صرف حضور در جلسات و مجامع تشریفاتی و ارائه سخنرانی‌های شورانگیز! ایران امروز میراثی است که از نیاکان به ما به ارث رسیده است. در دوره‌های پرپیچ‌و‌خم تاریخی نیز ایران با رنج‌ها، شکست‌ها و ناکامی‌های ریز و درشتی دست و پنجه نرم کرده و همچنان ظرفیت‌های زیادی برای پشت‌سرگذاردن مسائل و چالش‌ها و بحران‌های سهمناک دارد اما به شرطی که مدیریت کشور با حفظ منافع ملی، بیش از پیش برای ایران اندیشناک باشد و با کمک خِرد جمعی و ظرفیت‌های مغفول کشور به دنبال تجدیدنظر در راه‌های پرهزینه و روش‌های ناکارآمد اداره کشور باشد. آیا اصرار بر راه‌های پرهزینه پیشین به جز تحمیل هزینه‌های فراوان به ملت دستاورد محسوسی برای ملت دارد؟ باید پذیرفت که دردها و مشکلات مزمن داخلی و خارجی کشور نیازمند تجدید نظر در روش‌های پیشین و افق‌گشایی بر مبنای تداوم تاریخی ایران است. منطق حکمرانی نباید قربانی اصرار بر ادامۀ اشتباهات شود. جسارت در طراحی‌های نو نیاز امروز کشور است. امروز زمان بازبینی و تجدیدنظر و اصلاحات است.

🔴 بُن‌مایه:
روزنامۀ شرق، شمارۀ ۲۴ دی ماه ۱۴۰۳ خورشیدی


🔴 پی‌نوشت:
بازنشرِ یک یادداشت، به معنای تأیید کلِّ محتوای آن نیست.

@IranDel_Channel

💢
👍23
🔴 نام تاریخی سرزمین‌های آن سوی ارس در شاهنامه

اَران در شاهنامه

✍️ محبوبه غلامی

«آذربایجان که در شاهنامه به‌خاطر وزن، به‌شکل ‹آذرآبادگان› آمده» نزد ایرانیان دارای جایگاه بسیار ارجمندی بوده است؛ چنان‌که در شاهنامه، نمودی از «پایتخت معنوی» ایرانیان است. ازاین‌رو بخشی از نمادهای معنوی ایرانیان که دربرگیرندۀ «آتشکده آذرگشسب» و «دریاچه چیچست» می‌باشد، در آذربایجان جای دارند. این درحالی‌ست که فردوسی از بالادست ارس سخن گفته، اما «هرگز» نام آذربایجان را برای آن مناطقِ تماماً ایرانی به‌کار نبرده است؛ که این نشان‌دهندۀ آن است که سرزمین‌های آن‌سوی ارس، هرگز با نام آذربایجان شناخته نمی‌شده‌اند.

اکنون بر آن هستیم تا در پی این باشیم که بدانیم آیا از شهر یا روستایی از جمهوری باکو [کنونی] در آن‌سوی ارس هم در شاهنامه نام آمده است؟


🔴 دنبالۀ یادداشت را در بخشِ «مشاهدۀ فوری» بخوانید:
👇👇


@IranDel_Channel

💢
👍32
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 سجاد آیدنلو،‌ استاد زبان و ادبیات فارسی و شاهنامه‌پژوهِ ارومیه‌ای:

- اگر زبان، دست‌مایه‌ی هویت‌سازی و ملت‌سازی شود، این اشتباه است.

- اگر زبانِ تُرکی/زبانِ کُردی دست‌مایه‌ی کسانی بشود و بگویند ملتِ تُرک/ملّتِ کُرد، این‌کار اشتباه است.

- زبان‌های مادری و محلی در غالبِ فرهنگ و هویتِ ایرانی مطرح می‌شوند.

- تمامِ اهالی ایران، ایرانی‌اند با هویّتِ مشخص و پُرپیشینه‌ی ایرانی و با زبانِ ملّیِ ارزشمندِ فارسی و زبان‌های ارزشمند محلی و مادری که در نواحی مختلف [ایران] هست.
یک ملت، یک فرهنگ، یک هویت به نام ایران و ایرانی.


🔴 این سخنرانی را بطور کامل از اینجا بشنوید.


🔴 پی‌نوشت:
برشی از سخنرانی سجاد آیدنلو، در نشستِ بزرگداشت حکیم نظامی گنجه‌ای در هفدهم اسفند ماه ۱۴۰۲ خورشیدی در شهر ارومیه، مرکز استان آذربایجان‌غربی


@IranDel_Channel

💢
👍51
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 محمد دادکان: ما کجاییم، همسایه‌ها کجا؟! دلتان برای ایران بسوزد


ورزش‌مدیا که این گفتگو را ترتیب داده، نوشت:

«با صورت برافروخته، رگ‌های متورم و لحنی که دلسوزی و میهن‌دوستی در واژه واژه‌اش پیداست، از گرفتاری و تنگنای مردم حرف می‌زند، از آفت فساد و ناکارآمدی که در ورزش و بیرون از آن به جان کشور افتاده، رفاه و آسایش را از بین برده و غرور ملی‌مان را جریجه‌دار کرده. او محمد دادکان است؛ فوتبالیست موجه و توانمند پرسپولیس و تیم ملی، ستاره‌ای که در اوج خداحافظی کرد و بعدها به مدیری پاکدست و موفق تبدیل شد. چه بسا به جرم همین لیاقت هم بود که در زمانه تاخت و تاز کوتوله‌ها، خانه‌نشین شد. بزرگترین راز زبان تند و تیز او، شاید استغنا و بی‌نیازی‌اش باشد؛ جایی که در پی پست و مقام و موقعیت جلوی کسی سر خم نکرد و حالا هم راحت حرف دلش را می‌زند. او به رنج مقدس «عشق به ایران» مبتلاست...»



🔴 این گفتگو را بطور کامل در «یوتیوب»، تماشا کنید.



🔴 پی‌نوشت:
بارنشر یک گفتگو، به معنای تأییدِ کلِّ محتوای آن نیست.

@IranDel_Channel

💢
👍37
احمد تفضلی.pdf
83.4 KB
🔴 یادکردی از
احمد تفضلی
ایرانشناس
۱۳۱۶ - ۱۳۷۵


✍🏻 ژاله آموزگار


برشهایی از متن:

کم بوده‌اند آنهایی که هم دانشمند بوده‌اند و هم انسان. احمد تفضلی یکی از این نوادر بود؛ با علمی سرشار و وجدانی آگاه.

از سالهای جوانی به تمیزی رسیده بود که بداند کیست، تعلق‌اش را به این سرزمین بزرگ می‌دانست، به گوهر ایرانی‌اش آگاه بود و خویشکاری خویش را از سالها پیش برگزیده بود.

اندیشه و روشی عالمانه داشت، برنامه‌ریز بود و سازنده، سختکوش و پرکار و همیشه با روی خوش پاسخ‌گو و سایه‌دار بود، و دوست داشت استعدادهای جوان را ببالاند. در مسائل علمی کمال‌طلب بود. در جلسات کم سخت می‌گفت ولی همیشه آخرین و منطقی‌ترین نظر را می‌داد. تنها اگر سخنی تازه برای گفتن و مطلبی نو برای نوشتن داشت لب می‌گشود و قلم برمی‌گرفت. انسانی خردگرا بود ولی به موقع احساساتی به لطافت باران بهاری داشت. از شعر خوب لذت می‌برد و در جوار کارهای علمی، رُمان می‌خواند و با موسیقی دم‌ساز بود و آهنگ «دیلمان» محبوب او.

با این وصف «هزار بادۀ ناخورده در رگ تاک» هم‌او بود و هنوز بسیار سخن برای گفتن داشت که غم‌گینانه و نابهنگام، بند مرگ بر گریبانش افتاد.


@IranDel_Channel

💢
👍36
‌‌
🔴 فرهنگ در حوزۀ تمدّنی ایرانشهر، استراتژیک است

[ به بهانۀ نخستین سفر رئیس‌جمهور به تاجیکستان ]

✍️ جواد رنجبر درخشی‌لر، دکترای علوم سیاسی و شاهنامه‌پژوه

وقت سخن گفتن درباره روابط ایران با کشورهای حوزۀ تمدنی ایران یا ایرانشهر که می‌توان آن را «منطقۀ نوروز» نیز نامید چند نکته قابل توجه و تحلیل است. نخستین نکتۀ مهم این است که روابط ایران ما با کشورهای حوزۀ ایرانشهر برخلافِ تصور مرسوم روابط پدر - فرزندی نیست، بلکه روابط برادرانه یا خواهرانه است.

تا حدود دو قرن پیش، همه کشورهای حوزۀ ایرانشهر در کشوری به نام ایران بودند. جدا شدن قهری و توطئه‌آمیز مناطق مختلف از ایران که هر کدام گنجینه‌ای از فرهنگ و تمدن ایرانشهری را خود دارند بهتر است تکه‌تکه شدن ایران عزیز و پراکنده شدن فرهنگ و تمدن ایرانشهری قلمداد شود؛ نه دور افتادن پیرامون از مرکز.

ایران نام کشور ما است، اما فراتر از آن نام این حوزۀ تمدنی است و کشورهای دیگر به ویژه اففانستان و تاجیکستان همان قدر ایران‌اند که ایران ما. این نوع نگاه به حوزۀ تمدنی ایرانشهر راه را برای همکاری‌های مشترک باز می‌کند.

همکاری‌های مشترک و روابط برادرانه یا خواهرانه بین ایران و کشورهای حوزۀ تمدنی ایرانشهر روابط بر مبنای پیوندهای کهن تاریخی است، اما تنها آن و امری صرفاً خاطره‌وی و موزه‌ای نیست. در روابط دو جانبه و چندجانبه مبنا باید نو کردن امر کهن باشد. مقتضیات دنیای جدید امر کهن تاریخی را به تنهایی برنمی‌تابد. بی‌تردید این نوع روابط مفید و پایدار نیز نخواهد بود.

ضروری است که امر کهن ریشه‌دار به امری سیاسی و استراتژیک و اقتصادی مبدل شود تا در بستر تجدد به توسعه کشورهای حوزۀ تمدنی بینجامد. تعریف امر سیاسی و استراتژیک در حوزۀ تمدنی ایرانشهر مبتنی بر تعریفی جدید از روابط بین‌المللی در دنیای متحول امروزی و نیز بازتعریف اصول سیاست خارجی کشور است.

جهان امروز همکاری‌های منطقه‌ای را ممکن‌تر کرده است. در حالی که کشورهای مختلف در حال اتحادهای منطقه‌ای بر اساس باریک‌ترین زمینه‌های همکاری هستند، حوزۀ تمدنی ایرانشهر یا نوروز ریسمان‌هایی فربه برای همکاری‌های همه‌جانبه در اختیار دارد. با تحول در سیاست خارجی با کاستن از وجوه ایدئولوژیک آن، و با در نظر گرفتن تحولات جدید در غرب آسیا، می‌توان حوزۀ تمدنی ایرانشهر را به عنوان دکترین سیاست خارجی مطرح کرد و از پیروزی قطعی آن در درازمدت مطمئن بود.

اساس روابط در این حوزه، فرهنگی است. باز باید تأکید کنم که فرهنگ در این معنا تفننی با تجملی نیست. فرهنگ در تاریخ ایرانشهر چون امری استراتژیک جلوه‌گر شده است و هنوز این شأن را دارد. با اساس قرار دادن فرهنگ مشترک می‌توان راه همکاری‌های سیاسی و اقتصادی و نظامی را گشود و به تدریج قدرت منطقه‌ای مهمی پدید آورد.

قدرت منطقه‌ای ایرانشهر یا نوروز طبیعتاً معارضانی از کشورهای مختلف و گروه‌های غیردولتی یا حمایت‌شونده از دولت‌ها خواهد داشت. با سیاست خارجی خردمندانه که مبانی آن از فرهنگ ایرانشهری می‌آید می‌توان معارضان را به همراهی ترغیب کرد و در صورت بالا گرفتن سطح تنش با استفاده از قدرت حاصل شده از همکاری‌های منطقه‌ای به عقب‌نشینی واداشت.

مزیتِ مطلقِ حوزۀ تمدنی ایرانشهر صلح‌آمیز بودنِ تاریخ آنهاست. بنابراین هیچ‌یک از قدرت‌های رقیب نمی‌توانند اتحاد تمدنی را در ایرانشهر، جنگ‌طلبانه قلمداد کنند.

🔴 بُن‌مایه: ایرنا

@IranDel_Channel

💢
👍34
📷 تمبرهای قاجاریه به مناسبت تاج‌گذاری احمدشاه با نمادهای میراث تاریخی و ملّی ایرانیان

احمدشاه، آخرین شاه قاجار، روز ۳۰ تیر ۱۲۹۳ خودشیدی (۱۹۱۴ میلادی و ۱۳۳۲ قمری) در ۱۸ سالگی در تهران تاج‌گذاری کرد. این مراسم پنج سال پس از خلع محمدعلی شاه قاجار صورت گرفت.


🔴 بُن‌مایه: آذری‌ها

@IranDel_Channel

💢
👍26
ایران‌دل | IranDel
🔴 کارگاه شاهنامه‌خوانی تبریز (بصورت برخط و مجازی) نشست صد و پانزدهم زمان: چهارشنبه ۱۹ دی ماه ۱۴۰۳ خورشیدی، ساعتِ بیست سخنران: محمود رضایی دشت ارژنه، استاد زبان و ادبیات فارسی در دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی دانشگاه شیراز [موضوع سخنرانی: خاستگاه غیابِ…

🔴 کارگاه شاهنامه‌خوانی تبریز (بصورت برخط و مجازی)

نشست صد و شانزدهم


زمان:
چهارشنبه ۲۶ دی ماه ۱۴۰۳ خورشیدی، ساعتِ بیست

سخنران: مهتاب حاجی محمدی، نویسنده

[موضوع سخنرانی: کودکی در شاهنامه]

آموزگار: جواد رنجبر درخشی‌لر، دکترای علوم سیاسی و شاهنامه‌پژوه

[دستور کار: شرح بیت‌های "گفتار اندر فراهم آوردن شاهنامه"]

شاهنامه‌خوان: سیروس اژدهاکش

[خوانشِ دیباچۀ شاهنامه]


با همکاری:
انجمن علمی مطالعات صلح ایران
خانۀ اندیشمندان علوم انسانی
خِرَدسرای فردوسی
بنیاد فردوسی توس
کانون شاهنامۀ فردوسی توس
باشگاه شاهنامه‌پژوهان
رادیو شاهنامه
انجمن دوست‌داران شاهنامۀ البرز (اشا)
انجمن افراز


🔴 کارگاه شاهنامه‌خوانی تبریز، بصورت مجازی و برخط، در بسترِ «گوگل‌میت» برگزار خواهد شد.
برای ورود به کارگاه، روز چهارشنبه ۲۶ دی ماه ۱۴۰۳ خورشیدی، ساعت ۲۰ از «اینجا» وارد شوید.


#اطلاع_رسانی

@IranDel_Channel

💢
👍24
Mantre-8.pdf
1.2 MB

🔴 ویژه‌نامۀ مانتره

شمارۀ هشتم گاهنامۀ علمی - فرهنگی مانتره به صاحب‌امتیازی کانون ایران‌شناسی دانشگاه تهران با محوریت واکنش به سخنان معاون اول رئیس‌جمهور منتشر شد.

🔴 «به نام تمرکززدایی، به کام نابودی ایران»

پانزده یادداشت در واکنش به سخنانِ محمدرضا عارف، معاون اول ریاست جمهوری دربارۀ اختیاراتِ استانداران و ایدۀ فدرالیسم


نویسندگان:
حمید احمدی
احسان هوشمند
اصغر دادبه
کوروش احمدی
مهدی ذاکریان
آرش رییسی‌نژاد
سید عبدالامیر نبوی
مهدی تدینی
حامد زارع
حسین (سالار) سیف‌الدینی
عارف مسعودی
محمدعلی بهمنی قاجار
محمدرضا پاسبان
احسان موحدیان
اشکان زارع


۲۵ دی‌ ماه ۱۴۰۳ خورشیدی


@IranDel_Channel

💢
👍34
ایران‌دل | IranDel
🎥 مفهوم «ایران باستان» در اندیشۀ ایرانشهری؛ مناظرۀ اسماعیل مطلوب‌کاری و امید غیاثی سید جواد طباطبایی حول محور ایدهٔ ایران و مفهوم ایرانشهر به نظریه‌پردازی و انحطاط‌شناسی تاریخ ایران پرداخته است. آیا مفهوم ایرانشهر در اندیشۀ طباطبایی مبنای علمی و تاریخی در…
‌‌
🔴اندیشۀ ایرانشهری به محکِ شواهدِ تاریخِ «ایرانِ باستان»

✍️ امید غیاثی

در مناظرۀ علمی که به همت روزنامۀ آسیا و مؤسسۀ آتوسا برگزار شد، دربارۀ سنجشِ مفهومِ «ایران باستان» در اندیشۀ ایرانشهری جواد طباطبایی به گفتگو و مباحثه با دوست و هم­رشته‌ای خودم، دکتر اسماعیل مطلوبکاری پرداختم. در این مناظره به نقد تفسیرهای یکدیگر پرداخته و اندیشۀ ایرانشهری جواد طباطبایی را به محک داده‌­ها و شواهد تاریخِ ایرانِ باستان زدیم. در این گفتگو چندین مورد اختلاف بین طرفین وجود داشت که در این یادداشت برای خوانندگان روزنامۀ آسیا، به توضیح پاسخ‌های خودم به نقدهای دکتر مطلوبکاری پرداخته و در نهایت از دیدگاه خودم، اهمیتِ اندیشۀ ایرانشهری طباطبایی و دستاورد آن را متذکر می‌شوم.

دکتر مطلوبکاری در چند مؤلفه به نقد اندیشۀ ایرانشهری دکتر طباطبایی پرداخت که می­‌توان آن‌ها را در این موارد دسته‌­بندی کرد.

۱. مبهم بودن مفهوم ایرانشهر در نظریۀ طباطبایی ۲. آشنا نبودن دکتر طباطبایی با داده‌­های تاریخ ایران باستان به ویژه زبان‌های باستانی مانند اوستایی، فارسی باستان و فارسی میانه و استفاده از تحقیقات قدیمی دربارۀ تاریخ ایران باستان ۳. عدم دقت ایشان در روش­‌شناسی تاریخ ایران باستان و یک‌دست انگاشتن کلِّ تاریخ ایران پیش از اسلام ۴. خلط مفاهیم دورۀ باستانی با دورۀ اسلامی مانند شاهنشاهی در دورۀ ساسانی با سلطانِ دورۀ سلجوقیان و یا بندگ ساسانی با رعیت در دورۀ سلجوقی (با توجه به خوانش دکتر طباطبایی از پیوند اندیشه سیاسی خواجه نظام‌­الملک با اندیشۀ سیاسی ایران باستان) ۵. نگاه خودبسندۀ طباطبایی در قبال تاریخ و ارزش قائل نشدن برای مورّخان و بینش تاریخی.

نگارنده به­‌رغم موافق بودن با برخی نکاتِ دکتر مطلوبکاری، در یک نگاه کلان با این نظرات و نقدهای ایشان همسو نیست.

دکتر مطلوبکاری معتقد است در نظریۀ طباطبایی تعریفی مشخص از ایرانشهر وجود ندارد و طباطبایی یک دوره‌بندی برای کاربست این مفهوم ندارد، چنانکه در جایی آن را به هخامنشیان و در جایی به ساسانیان اطلاق می‌کند، در حالی که کاربست واژۀ ایرانشهر برای نخستین بار در تاریخ باستان به عنوان یک جای‌نام در کتیبۀ شاپور یکم در کعبۀ زردشت است. این نکتۀ دکتر مطلوبکاری درست است، اما ایشان در نظر نمی­‌گیرند که طباطبایی در نخستین گام، ایرانشهر را به معنای صفتی برای اندیشۀ سیاسیِ آخرِ ساسانی که به دورۀ اسلامی منتقل شده است، به‌­کار می‌برد. سپس در آثار بعدیش، به­‌ویژه در کتاب خواجه نظام­الملک این اندیشه سیاسی را به دوره­‌های هخامنشی و اشکانی نیز بسط می‌­دهد.

از این منظر، استفادۀ طباطبایی از مفهوم ایرانشهر لزوماً به معنای جای­نام نیست که ما بگوییم در دورۀ هخامنشی یا اشکانی نامی از ایرانشهر نیست، بلکه باید بتوانیم در مقامِ نقد، نشان دهیم که اندیشۀ سیاسی دورۀ هخامنشی یا اشکانی و اوایلِ ساسانی، با نظام گفتاری شاه دارای فره ایزدی اواخر ساسانی و اوایل اسلامی که تحت تأثیر جهان خداینامه‌­ای قرار دارد، تفاوت دارد و آیا می­‌توان اندیشۀ سیاسی دیگری در ایران باستان جستجو کرد و یا خیر. تأکید طباطبایی بر پیوند شهر و ایران نیز در آثار طباطبایی مشخص است و تأکید ایشان بر پیوند این دو، به سیاسی بودن این اندیشه، مرتبط است و مفهوم شهر که هم­‌ریشه با شاه است، مفهومِ بنیادینِ اندیشۀ سیاسی ایرانیان باستان بوده است و طباطبایی بر همین اساس، فرضاً به جای گفتن اندیشۀ ایرانی، به کاربست مفهوم اندیشۀ ایرانشهری دست می‌یازد.


🔴 دنبالۀ یادداشت را در بخشِ «مشاهدۀ فوری» بخوانید:
👇👇


@IranDel_Channel

💢
👍28
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 توصیهٔ علی دهباشی، سردبیر مجلهٔ بخارا:
متون کلاسیک زبان فارسی را بخوانید


علی دهباشی:
کلاسیک‌ها را باید خواند.
متون کلاسیک زبان فارسی را بخوانید!
باید گلستان و تاریخ بیهقی خواند.
باید حافظ خواند.
این‌ خواندن‌ها ناخودآگاه قلمِ ما را پر از ذخایر بی‌نظیر عبارات و ترکیب و سیاق و سبک و روش می‌کند که در عین اصالت و وفاداری تمام به زبان فارسی، خوش‌تراش و سحرانگیز هستند.


@IranDel_Channel

💢
👍51
ایران‌دل | IranDel
🔴 بنیاد ایران‌شناسی استان آذربایجان شرقی برگزار می‌کند: نشست‌های شاهنامه‌پژوهی: «توصیف و تصویرگری در شاهنامه فردوسی» سخنران: مهناز سمندری،‌ دکترای ادبیات فارسی، مدرّسِ شاهنامه دبیرِ علمی نشست: بهمن دمشقی خیابانی،‌ دکترای ادبیات حماسی زمان: چهارشنبه…
🔴 بنیاد ایران‌شناسی استان آذربایجان شرقی برگزار می‌کند:

نشست‌های شاهنامه‌پژوهی:
«بررسی داستان رستم و اسفندیار در شاهنامه و طومارهای نقالی»



سخنران:
بهمن دمشقی خیابانی؛
دکترای زبان و ادبیات فارسی با گرایش ادبیات حماسی و شاهنامه‌پژوه


زمان:
دوشنبه یکم بهمن ماه ۱۴۰۳ خورشیدی، ساعتِ ۱۶

محل:
تبریز، خیابان ثقه‌الاسلام، کوی سرخاب، خانۀ تاریخی شربت‌اوغلی، بنیاد ایران‌شناسی استان آذربایجان شرقی


🔴 حضور در نشست، بصورت مجازی و در بستر «گوگل‌میت» هم مهیا است.



#اطلاع_رسانی

@IranDel_Channel

💢
👍25

🔴 دموکراسی و لیبرالیسم یا داستان هابیل و قابیل


✍️ مهدی تدینی


گزیده‌های کوتاه از متن:

— لیبرالیسم در اصل محتواست؛ یعنی مجموعه‌ای از اصول محتوایی و ارزشی است. اما دموکراسی در اصل،‌صورت است؛ صوری است؛ یعنی اصولی صوری برای حکمرانی است که دربارۀ محتواها ساکت است؛ حتی و از جمله دربارۀ محتواهایی که از مجاری خودش تولید می‌شود. از آنجا که لیبرالیسم «دینِ سیاسیِ آزادیِ فردی» است و مبنا را بر آزادی‌های فردی می‌گذارد، مشخص است که دیر یا زود به اصول آزادی سیاسی ــ یعنی دموکراسی ــ نیز می‌رسد. دموکراسی شیوۀ حکمرانی مطلوبِ لیبرالیسم است. بنابراین، لیبرال ممکن است به دلایلی درنگ کند، اما دموکرات شدن غایت اجتناب‌ناپذیر لیبرالیسم است. اما لیبرال می‌تواند به دلایلی که شرح خواهیم داد، دموکراسی را نه الزاماً مکمل لیبرالیسم، بلکه حتی قابیلِ لیبرالیسم، یعنی قاتل آن ببیند و از آن بیمناک باشد. برای این ادعا نیز تاریخ انبوه بی‌شماری داده‌های انکارناپذیر جلوی ما گذاشته است.

— بخشی از دموکرات‌ها به دموکراسی تقدس بخشیده‌اند؛ یعنی آن را به عنوان اصلی جزمی، مقدس، همیشه‌درست، خدشه‌ناپذیر بر سریری زرین نشانده‌اند و فارغ از کارکردها به همه فرمان می‌دهند در برابر بت‌شان زانو بزنند. اما هر تاریخ‌خوانده‌ای خیلی زود نسبت به این بُت اعظم مردد می‌شود. نه آنکه درستی آن را زیر سؤال ببرد، بلکه حس می‌کند واقعیت‌های دموکراتیک از نوع دودوتا چهارتا نیست که بتوان چشم‌بسته و با قلبی مطمئن به آن تن داد. می‌فهمد از این نظام صوری می‌تواند چیزهایی درآید که ممکن است اتفاقاً پیش از همه همان کسانی را قربانی ‌کند که خود از دموکراسی بت ساخته‌اند.

— مسئله این است که «دموکراسی منهای لیبرالیسم» به چیزی مگر فاجعه ختم نمی‌شود! دموکراسی منهای لیبرالیسم دیر یا زود به توتالیتاریسمی دست‌راستی، دست‌چپی یا فاشیستی منجر می‌شود ــ اگر هم آن جامعه به دلایلی آن‌قدر بدشانس نباشد که به توتالیتاریسم رسد، باید بین دو قطب آنارشی یا اقتدارگرایی یکی را انتخاب کند. این واقعیتِ مسلّمِ تاریخ است که نمی‌توانید آن را با جزم‌اندیشی دموکراتیک از صفحۀ روزگار محو کنید.

— ضامنِ دموکراسی این است که حداقلی از ارزش‌های لیبرال ــ چیزی که آن را «کمینۀ لیبرال» می‌نامم ــ در جامعه وجود داشته باشد تا ضمن تضمین آزادی‌های فردی، شهروند منفرد به هستۀ گزندناپذیر جامعۀ آزاد بدل شود. این کمینۀ لیبرال برج‌وباروی مدنی‌ ـ‌ فردی را در برابر دست‌اندازی‌های «جمعی» حفظ می‌کند و اجازه نمی‌دهد اکثریت از دموکراسی به عنوان ابزاری برای برپایی «دیکتاتوری جمعی» خود استفاده کند یا یک کاستِ قدرت اولیگارشیک بقیۀ مردم را با پوسته‌ای دموکراتیک گروگان گیرد.

— آزادی چیزی مگر آزادی در برابر قدرت سیاسی نیست؛ آزادی همیشه آزادی در برابر حکومت/دولت است. هر چه حکومت بزرگ‌تر باشد، آزادی کمتر است. یک نسبت ریاضیاتی روشن در اینجا وجود دارد:
[افزایش اختیاراتِ حکومت = افزایش حجمِ حکومت = کاهشِ اختیارات فرد = کاهشِ آزادی فرد]

— کدام مرام سیاسی است که تمام هم‌وغم خود را بر کوچک نگه داشتن دولت (یعنی بسط آزادی‌های فردی) و دفاع از فرد در برابر جمع و دولت گذاشته است؟ جواب روشن «لیبرالیسمِ کلاسیک» (یعنی لیبرالیسم، پیش از انحرافِ دولت‌گرایانۀ آن به سمتِ چپ).

— نمی‌خواهم نتیجه بگیرم «دموکراسی بد است و اقتدارگرایی خوب است»؛ هرگز! می‌خواهم فقط «واقعیت را به رسمیت بشناسیم و دیدی نسبی به دموکراسی پیدا کنیم». حاکمیت اقتدارگرا به معنای «فقدان آزادی سیاسی است»، اما جامعۀ نالیبرال نیز وقتی پولیتیزه می‌شود و بیداری سیاسی می‌یابد، معانی بسیار تیره‌وتاری را می‌تواند با خود به همراه می‌آورد که ممکن است از آن فقدان آزادی سیاسی بسیار خطرناک‌تر باشد. حال باید نتیجه بگیریم اقتدارگرایی خوب است؟ هرگز! بلکه باید نتیجه بگیریم نگاه واقع‌بینانه به محتوای جامعه و کارکردهای دموکراسی داشته باشیم و بدانیم جامعۀ نالیبرال از حاکمِ اقتدارگرا خطرناک‌تر است ــ یا دست‌کم همان‌قدر خطرناک است.

— فاصلۀ بین «بیداری سیاسی» تا «بلوغ سیاسی» را باید به رسمیت شناخت، برای آن راهکاری یافت و دست از جزم‌اندیشی‌ متعصبانه و سیاست‌بازانه برداشت. بین «بیداری» تا «بلوغ» سیاسی هزار خطر مهیب نهفته است که فقط نابینایی ایدئولوژیک باعث می‌شود فرد آنها را انکار کند. کیشِ شخصیت، یعنی پیشواپرستی، مذموم است، اما در مقابل معصوم‌انگاریِ توده نیز جهل مرکب است. از توده باید ترسید؛ به ویژه تودۀ بی‌سواد و نالیبرال و ناروادار!

— چاره همان چیزی است که لیبرالیسم به ما می‌آموزد: لیبرالیسم به ما کمک می‌کند فاصلۀ بین «بیداری سیاسی» تا «بلوغ سیاسی» توده‌ها را با کمترین هزینه، خونریزی، توسعه‌ستیزی، خرابکاری و سرمایه‌سوزی پشت سر بگذاریم.



🔴 این یادداشتِ مفصل را در بخشِ «مشاهدۀ فوری» بخوانید:
👇👇


@IranDel_Channel

💢
👍22👎3
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎥 بررسی سیاست‌های آبی ایران در قبال همسایگان در گفت‌و‌گو با محمد آمره، دانشجوی دکترای جغرافیای سیاسی

ایران از نظر جغرافیایی در پایین‌دستِ دو کشور ترکیه و افغانستان واقع شده و سرچشمه‌های آب، آن از این کشورها سرازیر می‌شود. بحران آب و کنترل منابع آبی از سوی این دو کشور، ضرورت اتخاذ سیاست‌های آبی مؤثر را در ایران اجتناب‌ناپذیر کرده است. افغانستان با ساخت سدهای جدید بر روی رودهای مهم، چه اهدافی را دنبال می‌کند و ترکیه چه مسیری را در پیش دارد؟ آیا مسئولان ایران برای مدیریت منابع آبی یک مأموریت مشخص دارند؟ در گفت‌وگو با محمد آمره، دانشجوی دکترای جغرافیای سیاسی به بررسی این پرسش‌ها پرداخته شده است.

مدیر و مجری برنامه: فاطمه امیری، دانشحوی کارشناسی ارشد تاریخ دانشگاه شهید بهشتی


🔴 بُن‌مایه: مؤسسۀ علمی و تاریخی آتوسا

@IranDel_Channel

💢
👍20
‍ ‌
🔴 شاهنامه مصادره‌پذیر نیست

✍️ نیما عظیمی

آذربایجان و شاهنامه پیوندی چنان استوار با هم دارند که در گذارِ این بیش‌از یک‌هزار سال که از سرایش شاهنامه سپری شده، همواره از قلب این خطۀ ایران‌خواه، استادان و پژوهش‌گران و دانشجویان و دانش‌آموزانی عاشق برخاسته‌اند و پرچم این سند و شناسنامۀ هویت ملی ایران را بالا نگاه داشته‌اند. عاشقانی که جانانه از شاهنامه پشتیبانی کرده و نگذاشته‌اند که این شعلۀ فروزان همبستگی ملی ایرانیان کم‌فروغ شود. همه از ایران و شاهنامه ارج گرفته‌اند و به پاس زحمات خود از سوی مردم آذربایجان و ملت ایران ارج دیده‌اند.
درختِ کهن‌سال شاهنامه چنان استوار در خاک ایرانی آذربایجان ایستاده است که، هرآن‌کس یا کسان و ناکسانی که خیال خام تیشه‌زنی به این درختِ نامیرای ایران‌زمین را در سر پرورانیده‌اند، هرچه محکم‌تر خواسته‌اند تیشه بزنند، ضربه، به همان اندازه محکم‌تر به خودشان بازگشته و بر زمین‌شان کوبیده است!

عده‌ای مغرضانه می‌کوشند تا شاهنامه را اثری نژادپرستانه و ضدِّ آذربایجان معرفی کنند. درحالی‌که به تعبیر تمام ایران‌شناسان، شاهنامه‌پژوهان و نیز تئودور نلدکه آلمانی، «شاهنامه حماسۀ ملی ایران و متعلق به همه ایرانیان است».
کسانی عامدانه با هدف خدشه‌دار کردن وحدت ملی ایرانیان از حربه شاهنامه‌ستیزی استفاده می‌کنند. درحالی‌که در واقعیت، آذربایجان در شاهنامه دارای چنان جایگاه بزرگی‌ست که رسالت کی‌خسرو پادشاه بزرگ شاهنامه در این سرزمین مورد تأیید یزدان قرار می‌گیرد. از این دریچه، فردوسی سرزمین آذربایجان را نماد پیروزی اهورامزدا بر نیروهای اهریمنی قرار می‌دهد.
آذربایجان همان جایی‌ست که فردوسی از آن با نام «جای بزرگان و آزادگان» نام برده است (البته شگفت‌انگیز است که در تمام شاهنامه، آزادگان صفتی برای ایرانیان است).
شاهنامه پرچمدار زبان فارسی؛ شناسنامۀ ملی و سند هویت فرهنگی همه اقوام ایران زمین، در حوزۀ بزرگ فرهنگی و تمدنی است. آنان که فروتنانه کنارش ایستاده‌اند و خویشکاری ملی خود را انجام داده‌اند، توانسته‌اند نامی نیکو از خود بر جای بگذارند؛ و تاریخ گواه است که همۀ آنان که با شاهنامه گستاخانه و با تفرعن برخورد کرده‌اند، بین مردم آذربایجان و در واقع بین ملت بزرگ ایران با یک هیچ بزرگ روبه‌رو گشته‌اند. این ویژگی بزرگ ایرانیان است که در امر ملی، ناسره را از سره خوب تشخیص می‌دهند. بنابراین؛ نه سایۀ شاهنامه از سر آذربایجان کم می‌شود و نه فردوسی و زبان فارسی در این خطه احساس غربت می‌کنند. شاهنامه را با همۀ مردم تبریز و آذربایجان و ملت ایران باید شناخت. شاهنامه برای همۀ مردم آذربایجان و هموطنان آذری‌ در جای‌جای این سرزمین اهورایی‌ست. بنابراین شاهنامۀ فردوسی، نه مصادره‌پذیر است، نه معاوضه‌پذیر!


🔴 بُن‌مایه:
روزنامۀ زنگان‌امروز، شمارۀ ۲۹ دی ۱۴۰۳ خورشیدی


@IranDel_Channel

💢
👍42