Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎥 موسی غنینژاد: حجاب را به مناظره بگذارید
«اگر پارلمان یک کشور با رأی اکثریت تصمیمی را به رأی بگذارد و به تصویب برساند که با آن حقوق اقلیت نادیده گرفته شود، آن تصمیم مشروعیت ندارد»
موسی غنی نژاد، اقتصاددان با بیان این جمله به یک تعریف کلی از مفهوم قانون و تفاوت آن با مقررات با استناد به کتاب «قانون، قانونگذاری و آزادی» میپردازد. او معتقد است: قانون حافظ منافع درازمدت و همه گروههای جامعه حتی اقلیت است. این در حالی است که با مقررات، برای یک دورۀ زمانی مشخص و برای حل برخی معضلات جامعه مصوب میشود.
او با ارائه این تصویر کلی پیوندی میان آنچه از مفهوم قانون و منافع درازمدت افراد جامعه در آن دیده شده و قانون «عفاف و حجاب» که این روزها به یکی از پربحثترین موضوعات جامعه تبدیل شده برقرار میکند.
موسی غنینژاد اعتقاد دارد: آنچه به عنوان قانون «عفاف و حجاب» به تصویب مجلس رسیده تمامی شرایط لازم برای پذیرش و اجرا شدن از سوی جامعه را ندارد.
او برای سنجش این استدلال خود نیز پیشنهاد میدهد موضوع حجاب در صدا و سیما به مناظره گذاشته شود.
🔴 بنمایه: اکو ایران
@IranDel_Channel
💢
«اگر پارلمان یک کشور با رأی اکثریت تصمیمی را به رأی بگذارد و به تصویب برساند که با آن حقوق اقلیت نادیده گرفته شود، آن تصمیم مشروعیت ندارد»
موسی غنی نژاد، اقتصاددان با بیان این جمله به یک تعریف کلی از مفهوم قانون و تفاوت آن با مقررات با استناد به کتاب «قانون، قانونگذاری و آزادی» میپردازد. او معتقد است: قانون حافظ منافع درازمدت و همه گروههای جامعه حتی اقلیت است. این در حالی است که با مقررات، برای یک دورۀ زمانی مشخص و برای حل برخی معضلات جامعه مصوب میشود.
او با ارائه این تصویر کلی پیوندی میان آنچه از مفهوم قانون و منافع درازمدت افراد جامعه در آن دیده شده و قانون «عفاف و حجاب» که این روزها به یکی از پربحثترین موضوعات جامعه تبدیل شده برقرار میکند.
موسی غنینژاد اعتقاد دارد: آنچه به عنوان قانون «عفاف و حجاب» به تصویب مجلس رسیده تمامی شرایط لازم برای پذیرش و اجرا شدن از سوی جامعه را ندارد.
او برای سنجش این استدلال خود نیز پیشنهاد میدهد موضوع حجاب در صدا و سیما به مناظره گذاشته شود.
🔴 بنمایه: اکو ایران
@IranDel_Channel
💢
👍28👎3
🔴 س و ش روشنفکری
ده گزاره دربارۀ سازمانِ روشنفکری در ایران
✍️ جواد رنجبر درخشیلر، دکترای علوم سیاسی
در پی عنوان کیهانگونۀ روزنامۀ هممیهن: «لمپنیسم علیه روشنفکری» به نظرم آمد که چند گزاره دربارۀ روشنفکری ایرانی به ویژه خطاب به جوانانِ امروز بنویسم.
نخست بگویم که تأکید من بر جز دوم این عنوان یعنی روشنفکری است و قطعاً فحاشی و توهین به درگذشتگان را تأیید نمیکنم.
اما سازمانِ روشنفکری ایرانی اعم از شریعتی و شاملو یا ساعدی و براهنی و… سازمانی بود که هیچ جای دفاعی برنمیانگیزد به این دلیلها:
۱) سازمانِ مذکور برخلاف ادعاها از نظر دانشی در سطحی بسیار بسیار نازل قرار داشت. افراد مشهورِ این جریان، نه زبانهای خارجی را به درستی میدانستند و نه زبان پارسی را به معنی واقعی آن در مییافتند. به ندرت متنهای کهن پارسی و متنهای درجۀ اول جهانی را خوانده بودند. این سطحِ نازلِ علمی در برابر قلّههای دانشِ زمان، از جمله استادان سید حسن تقیزاده، بدیعالزمان فروزانفر، محمدعلی فروغی، پرویز ناتل خانلری و احمد کسروی، چنان بیفروغ بود که رغبتی برای توجه برنمیانگیزد.
۲) روشنفکران، برخلاف ادعاهای خود، روش و منشی سخت استبدادی داشتند چنان که کوچکترین مخالفتی را با بدترین واکنش، سرکوب میکردند. استبداد روشنفکری، کم از آن نبود که مدّعی مبارزهاش بود.
۳) روشنفکرانِ وطنی را از نظر اندیشۀ سیاسی جز در طبقۀ آنارشیسم، نمیتوان قرار داد. آنها مخالف بودند، حال موضوع مخالفت چه باشد، اهمیّتی نداشت. بدیهی است که آنارشیسم در معنای منفی آن جز نابودی ساختارِ اجتماعی و سیاسی و ویرانی دستاوردهای تاریخی نیست.
۴) سازمان روشنفکران، عموماً ایرانستیزی را ترویج میکردند و شاید بتوان گفت بنیانِ فکر آنها ایرانستیزی بود. بخشی از ایدههای تجزیهطلبی امروز، فرزندِ روشنفکری است. اصل غیر قابلِ تغییرِ هر ایرانی باید «اولویت ایران» باشد. هر اندیشهای حتی نابترین و مهمترین آن، اگر ایرانپرستانه نباشد، ارزشی ندارد.
۵) روشنفکرانِ مذکور در پی چهار گزارۀ پیشین از نظر اندیشهای «ناکجاآباد»ی بودند. هیچ ایدهای جز ایدههای مضحکی چون حکومتِ شوراها نداشتند و نمیتوانستند داشته باشند. روشنفکری در حال تخریبِ جامعه بود، بیآنکه ایدهای برای بازسازی داشته باشد.
۶) روشنفکری نه در حوزۀ خصوصی و نه در حوزۀ عمومی اخلاقگرا نبودند. امرِ اخلاقی برای این افراد برخلاف ادعاها در اولویتها نبود.
۷) زندان رفتن و محدودیتهای ادّعاییِ روشنفکران پس از کَسرِ اِغراقهای مُضحک، حقّی برای آنها نبود که بابت آن، ملّت را تابع و هوادار بخواهند. مجازاتِ روشنفکر تروریست، قانونی و حق بود و محدودیتهای دیگر هم اگر واقعاً اعمال شده باشد، تکلیفی بر گردنِ ملت نمیگُذارد. روشنفکران بیش از هزینه فایده بردهاند.
۸) روشنفکری، عموماً گُسستی در تاریخِ فرهنگی باشکوه ایران است و آن را با کمی بدبینی میتوان نصِّ دورۀ انحطاطِ فرهنگی دانست.
۹) روشنفکری ایرانی قطعاً آثار هنری ارزشمندی هم خلق کرده است. اما آثار زیانبارِ فکری و اندیشهای آن از آثار زیبایی شناختیاش بیشتر است.
۱۰) روشنفکران، عموماً گزارههایی را صورتبندی کردهاند که قابلِ اثبات و ابطال نیست. گزارههایی انشایی هستند که پاسخی را برنمیانگیزد. بنابراین انتظارِ پاسخ علمی دادن به گزارههای انشایی در ذاتِ خود، دچارِ امتناع است.
🔴 پینوشت:
«لمپنیسم علیه روشنفکری» یکی از سرنویسهای اصلی صفحۀ نخستِ روزنامۀ هممیهن - شمارۀ ۱۲ دی ماه ۱۴۰۳ خورشیدی - است.
@IranDel_Channel
💢
🔴 س و ش روشنفکری
ده گزاره دربارۀ سازمانِ روشنفکری در ایران
✍️ جواد رنجبر درخشیلر، دکترای علوم سیاسی
در پی عنوان کیهانگونۀ روزنامۀ هممیهن: «لمپنیسم علیه روشنفکری» به نظرم آمد که چند گزاره دربارۀ روشنفکری ایرانی به ویژه خطاب به جوانانِ امروز بنویسم.
نخست بگویم که تأکید من بر جز دوم این عنوان یعنی روشنفکری است و قطعاً فحاشی و توهین به درگذشتگان را تأیید نمیکنم.
اما سازمانِ روشنفکری ایرانی اعم از شریعتی و شاملو یا ساعدی و براهنی و… سازمانی بود که هیچ جای دفاعی برنمیانگیزد به این دلیلها:
۱) سازمانِ مذکور برخلاف ادعاها از نظر دانشی در سطحی بسیار بسیار نازل قرار داشت. افراد مشهورِ این جریان، نه زبانهای خارجی را به درستی میدانستند و نه زبان پارسی را به معنی واقعی آن در مییافتند. به ندرت متنهای کهن پارسی و متنهای درجۀ اول جهانی را خوانده بودند. این سطحِ نازلِ علمی در برابر قلّههای دانشِ زمان، از جمله استادان سید حسن تقیزاده، بدیعالزمان فروزانفر، محمدعلی فروغی، پرویز ناتل خانلری و احمد کسروی، چنان بیفروغ بود که رغبتی برای توجه برنمیانگیزد.
۲) روشنفکران، برخلاف ادعاهای خود، روش و منشی سخت استبدادی داشتند چنان که کوچکترین مخالفتی را با بدترین واکنش، سرکوب میکردند. استبداد روشنفکری، کم از آن نبود که مدّعی مبارزهاش بود.
۳) روشنفکرانِ وطنی را از نظر اندیشۀ سیاسی جز در طبقۀ آنارشیسم، نمیتوان قرار داد. آنها مخالف بودند، حال موضوع مخالفت چه باشد، اهمیّتی نداشت. بدیهی است که آنارشیسم در معنای منفی آن جز نابودی ساختارِ اجتماعی و سیاسی و ویرانی دستاوردهای تاریخی نیست.
۴) سازمان روشنفکران، عموماً ایرانستیزی را ترویج میکردند و شاید بتوان گفت بنیانِ فکر آنها ایرانستیزی بود. بخشی از ایدههای تجزیهطلبی امروز، فرزندِ روشنفکری است. اصل غیر قابلِ تغییرِ هر ایرانی باید «اولویت ایران» باشد. هر اندیشهای حتی نابترین و مهمترین آن، اگر ایرانپرستانه نباشد، ارزشی ندارد.
۵) روشنفکرانِ مذکور در پی چهار گزارۀ پیشین از نظر اندیشهای «ناکجاآباد»ی بودند. هیچ ایدهای جز ایدههای مضحکی چون حکومتِ شوراها نداشتند و نمیتوانستند داشته باشند. روشنفکری در حال تخریبِ جامعه بود، بیآنکه ایدهای برای بازسازی داشته باشد.
۶) روشنفکری نه در حوزۀ خصوصی و نه در حوزۀ عمومی اخلاقگرا نبودند. امرِ اخلاقی برای این افراد برخلاف ادعاها در اولویتها نبود.
۷) زندان رفتن و محدودیتهای ادّعاییِ روشنفکران پس از کَسرِ اِغراقهای مُضحک، حقّی برای آنها نبود که بابت آن، ملّت را تابع و هوادار بخواهند. مجازاتِ روشنفکر تروریست، قانونی و حق بود و محدودیتهای دیگر هم اگر واقعاً اعمال شده باشد، تکلیفی بر گردنِ ملت نمیگُذارد. روشنفکران بیش از هزینه فایده بردهاند.
۸) روشنفکری، عموماً گُسستی در تاریخِ فرهنگی باشکوه ایران است و آن را با کمی بدبینی میتوان نصِّ دورۀ انحطاطِ فرهنگی دانست.
۹) روشنفکری ایرانی قطعاً آثار هنری ارزشمندی هم خلق کرده است. اما آثار زیانبارِ فکری و اندیشهای آن از آثار زیبایی شناختیاش بیشتر است.
۱۰) روشنفکران، عموماً گزارههایی را صورتبندی کردهاند که قابلِ اثبات و ابطال نیست. گزارههایی انشایی هستند که پاسخی را برنمیانگیزد. بنابراین انتظارِ پاسخ علمی دادن به گزارههای انشایی در ذاتِ خود، دچارِ امتناع است.
🔴 پینوشت:
«لمپنیسم علیه روشنفکری» یکی از سرنویسهای اصلی صفحۀ نخستِ روزنامۀ هممیهن - شمارۀ ۱۲ دی ماه ۱۴۰۳ خورشیدی - است.
@IranDel_Channel
💢
👍43👎7
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎥 مفهوم «ایران باستان» در اندیشۀ ایرانشهری؛
مناظرۀ اسماعیل مطلوبکاری و امید غیاثی
سید جواد طباطبایی حول محور ایدهٔ ایران و مفهوم ایرانشهر به نظریهپردازی و انحطاطشناسی تاریخ ایران پرداخته است.
آیا مفهوم ایرانشهر در اندیشۀ طباطبایی مبنای علمی و تاریخی در دورۀ شاهنشاهی ساسانیان دارد؟
موافقان و مخالفان طباطبایی در این زمینه چه نظری دارند؟
🔴 مناظره را میتوان در یوتیوب هم تماشا کرد.
🔴 بُنمایه:
آسیانیوز ایران / مؤسسه علمی و تاریخی آتوسا
@IranDel_Channel
💢
مناظرۀ اسماعیل مطلوبکاری و امید غیاثی
سید جواد طباطبایی حول محور ایدهٔ ایران و مفهوم ایرانشهر به نظریهپردازی و انحطاطشناسی تاریخ ایران پرداخته است.
آیا مفهوم ایرانشهر در اندیشۀ طباطبایی مبنای علمی و تاریخی در دورۀ شاهنشاهی ساسانیان دارد؟
موافقان و مخالفان طباطبایی در این زمینه چه نظری دارند؟
🔴 مناظره را میتوان در یوتیوب هم تماشا کرد.
🔴 بُنمایه:
آسیانیوز ایران / مؤسسه علمی و تاریخی آتوسا
@IranDel_Channel
💢
👍24👎3
🔴 بنیاد پژوهشی شهریار با همکاری انجمنِ ترویجِ زبان و ادب فارسی برگزار میکند:
آیین تجلیل از چنگیز مولایی، استاد زبانهای باستانی دانشگاه تبریز به مناسبت نیل به افتخار عضویتِ پیوسته در فرهنگستان زبان و ادب فارسی
سخنرانان:
باقر صدرینیا
نادر الهی
فاطمه جعفری کلیبر
تقی سانس
رحمان مشتاقمهر
زمان:
چهارشنبه ۱۹ دی ماه ۱۴۰۳ خورشیدی، ساعت ۱۶:۳۰
محل:
تبریز، خیابان ارتش جنوبی، چهارراه باغشمال، بنیاد پژوهشی شهریار
#اطلاع_رسانی
@IranDel_Channel
💢
آیین تجلیل از چنگیز مولایی، استاد زبانهای باستانی دانشگاه تبریز به مناسبت نیل به افتخار عضویتِ پیوسته در فرهنگستان زبان و ادب فارسی
سخنرانان:
باقر صدرینیا
نادر الهی
فاطمه جعفری کلیبر
تقی سانس
رحمان مشتاقمهر
زمان:
چهارشنبه ۱۹ دی ماه ۱۴۰۳ خورشیدی، ساعت ۱۶:۳۰
محل:
تبریز، خیابان ارتش جنوبی، چهارراه باغشمال، بنیاد پژوهشی شهریار
#اطلاع_رسانی
@IranDel_Channel
💢
👍32
ایراندل | IranDel
🔴 س و ش روشنفکری ده گزاره دربارۀ سازمانِ روشنفکری در ایران ✍️ جواد رنجبر درخشیلر، دکترای علوم سیاسی در پی عنوان کیهانگونۀ روزنامۀ هممیهن: «لمپنیسم علیه روشنفکری» به نظرم آمد که چند گزاره دربارۀ روشنفکری ایرانی به ویژه خطاب به جوانانِ امروز بنویسم.…
🔴 چپ یک غریزه است!
✍️ مرتضی مردیها، استاد پیشین فلسفه در دانشگاه علامه طباطبایی
چپ یک غریزه است. درست شنیدید؛ یک غریزه. و از نوع معمولاً پُر زورش. درست همانطور که یک بچه در پی خواهشهای طبیعی و غریزی خود برمیآید و اگر نیافت یا بهقدر کافی نیافت، ابتدا شروع به گریه میکند و در مرحلۀ بعد جیغ میزند و بعد ممکن است بدوبیراه بگوید و چیزی پرت کند و الی آخر، کسانی هم که ظاهراً بزرگ شدهاند، ولی از عقل و تربیت علمی و تجربی برخوردار نشدهاند و درکی از پیچیدگیهای امور این دنیا ندارند، چیزهایی را میخواهند، و اگر فراهم نشد (که البته اصل در این دنیا فراهم نشدن است) شروع میکنند به گریه.
گریۀ اینها تماماً مثل گریۀ بچه نیست، حرفهایی است برای جلب ترحم. اطوار تکدی، مثلاً اشاره به گرسنگی و محرومیت و تقاضای چیزی. وقتی جواب نداد یا هم داد، ولی تا حدی، از آنجا که تقاضاها ته ندارد، بالاخره دیر یا زود به خواستهای هم میرسند که ننهمنغریبمها از تأمین آن ناتوان میماند. در اینجا شروع میکنند به جیغ کشیدن. قطعاً جیغ آنها کاملاً مثل جیغ بچهها نیست، فریاد طلبکاری است. هر «میلی» را به یک «حق» ترجمه و تعبیر مینمایند و بعد عَلَمِ حقخواهیشان را چنان بلند میکنند که هر که نداند گمان میبرد ارث پدرشان را خوردهاند. (البته ارث پدر بقیه هم جزو حقوق حقۀ اینان است که باید میانشان تسهیم شود.)
ریشۀ بسیاری از این داد و فریادهای حقخواهانه در واقع ناراحتی شدید از نداشتن چیزهایی است که تنها وجهی از آن که مهم است، میل شدید به داشتن آن است و تنها وجهی که اصلاً مهم نیست، هرگونه قرار و مدار و عرف و قانون است که نمیگذارد مثلاً زن زیبای همسایه جزو «حقوق» مرد عزب معذبی باشد که نمیتواند ناکامی را تحمل کند. این همانی است که در سخنرانیهای کوبنده و با صدای بلند و عربدههای انقلابی مشهور اظهار میشود و «من میخواهم» را به «حق من است» ترجمه میکند. (درحالیکه، حق فقط و فقط برخاسته از مفاد یک «قرارداد» است. فارغ از آن هیچ حقی برای کسی مقرر نیست.)
مرحلۀ بعد، بد و بیراه است. فحاشی از ارکان ادبیات این جماعت است. رابطۀ چپ و فحش، عَرَضی و اتفاقی نیست. دلیل آن هم روشن است: وقتی حرف حساب نداشته باشی و اهل قانون و منطق نباشی، خب فحش میدهی دیگر. و همانطور که هر چه صدایش را نشنوند یا برای اظهار اینکه خیلی حق با اوست عربدههایش را بلندتر میکشد، وقتی نوبت به فحش رسید هم هر چه طرف خواهشهای ناکام بیشتری داشته باشد و هر چه بیشتر بخواهد حقانیت خود را نشان دهد فحشهای بدتری میدهد. بعد از این نوبت به پرتاب کردن چیزها میرسد. از پرتاب سنگ به شیشهها و پرتاب گلوله به آدمها. البته این قسم اخیر دیگر قابل مقایسه با بچهها نیست. مگر بچگی را در اواخر نوجوانی حساب کنیم که از قضا سن مناسب کمونیست شدن هم دانسته شده.
🔴 دنبالۀ یادداشت را در بخشِ «مشاهدۀ فوری» بخوانید:
👇👇
@IranDel_Channel
💢
🔴 چپ یک غریزه است!
✍️ مرتضی مردیها، استاد پیشین فلسفه در دانشگاه علامه طباطبایی
چپ یک غریزه است. درست شنیدید؛ یک غریزه. و از نوع معمولاً پُر زورش. درست همانطور که یک بچه در پی خواهشهای طبیعی و غریزی خود برمیآید و اگر نیافت یا بهقدر کافی نیافت، ابتدا شروع به گریه میکند و در مرحلۀ بعد جیغ میزند و بعد ممکن است بدوبیراه بگوید و چیزی پرت کند و الی آخر، کسانی هم که ظاهراً بزرگ شدهاند، ولی از عقل و تربیت علمی و تجربی برخوردار نشدهاند و درکی از پیچیدگیهای امور این دنیا ندارند، چیزهایی را میخواهند، و اگر فراهم نشد (که البته اصل در این دنیا فراهم نشدن است) شروع میکنند به گریه.
گریۀ اینها تماماً مثل گریۀ بچه نیست، حرفهایی است برای جلب ترحم. اطوار تکدی، مثلاً اشاره به گرسنگی و محرومیت و تقاضای چیزی. وقتی جواب نداد یا هم داد، ولی تا حدی، از آنجا که تقاضاها ته ندارد، بالاخره دیر یا زود به خواستهای هم میرسند که ننهمنغریبمها از تأمین آن ناتوان میماند. در اینجا شروع میکنند به جیغ کشیدن. قطعاً جیغ آنها کاملاً مثل جیغ بچهها نیست، فریاد طلبکاری است. هر «میلی» را به یک «حق» ترجمه و تعبیر مینمایند و بعد عَلَمِ حقخواهیشان را چنان بلند میکنند که هر که نداند گمان میبرد ارث پدرشان را خوردهاند. (البته ارث پدر بقیه هم جزو حقوق حقۀ اینان است که باید میانشان تسهیم شود.)
ریشۀ بسیاری از این داد و فریادهای حقخواهانه در واقع ناراحتی شدید از نداشتن چیزهایی است که تنها وجهی از آن که مهم است، میل شدید به داشتن آن است و تنها وجهی که اصلاً مهم نیست، هرگونه قرار و مدار و عرف و قانون است که نمیگذارد مثلاً زن زیبای همسایه جزو «حقوق» مرد عزب معذبی باشد که نمیتواند ناکامی را تحمل کند. این همانی است که در سخنرانیهای کوبنده و با صدای بلند و عربدههای انقلابی مشهور اظهار میشود و «من میخواهم» را به «حق من است» ترجمه میکند. (درحالیکه، حق فقط و فقط برخاسته از مفاد یک «قرارداد» است. فارغ از آن هیچ حقی برای کسی مقرر نیست.)
مرحلۀ بعد، بد و بیراه است. فحاشی از ارکان ادبیات این جماعت است. رابطۀ چپ و فحش، عَرَضی و اتفاقی نیست. دلیل آن هم روشن است: وقتی حرف حساب نداشته باشی و اهل قانون و منطق نباشی، خب فحش میدهی دیگر. و همانطور که هر چه صدایش را نشنوند یا برای اظهار اینکه خیلی حق با اوست عربدههایش را بلندتر میکشد، وقتی نوبت به فحش رسید هم هر چه طرف خواهشهای ناکام بیشتری داشته باشد و هر چه بیشتر بخواهد حقانیت خود را نشان دهد فحشهای بدتری میدهد. بعد از این نوبت به پرتاب کردن چیزها میرسد. از پرتاب سنگ به شیشهها و پرتاب گلوله به آدمها. البته این قسم اخیر دیگر قابل مقایسه با بچهها نیست. مگر بچگی را در اواخر نوجوانی حساب کنیم که از قضا سن مناسب کمونیست شدن هم دانسته شده.
🔴 دنبالۀ یادداشت را در بخشِ «مشاهدۀ فوری» بخوانید:
👇👇
@IranDel_Channel
💢
Telegraph
ایراندل | IranDel
🔴 چپ یک غریزه است! ✍️ مرتضی مردیها، استاد پیشین فلسفه در دانشگاه علامه طباطبایی چپ یک غریزه است. درست شنیدید؛ یک غریزه. و از نوع معمولاً پُر زورش. درست همانطور که یک بچه در پی خواهشهای طبیعی و غریزی خود برمیآید و اگر نیافت یا بهقدر کافی نیافت، ابتدا…
👍32👎9
ایراندل | IranDel
🔴 گزارش هفتهی بزرگداشت مشروطه در تبریز هفتهی بزرگداشت مشروطه در شهر تبریز از شنبه ۱۳ تا پنجشنبه ۱۸ اَمُرداد ماه ۱۴۰۳ خورشیدی برگزار شد. گزارشِ نشستها به قلمِ نیما عظیمی، روزنامهنگار و کنشگرِ ملّی تبریزی، در پایگاه خبری - تحلیلی «آذرپژوه» منتشر شده…
🔴 بازتابِ هفتۀ بزرگداشتِ مشروطه در تبریز در مجلۀ سیاستنامه، شمارۀ ۳۲ (آبان ماه ۱۴۰۳ خورشیدی)
هفتۀ بزرگداشت مشروطه به همت جمعی از کنشگرانِ مدنیِ ایراندوستِ تبریزی از ۱۳ تا ۱۸ اَمرداد ماه ۱۴۰۳ خورشیدی در شهر تبریز برگزار شد.
🔴 گزارشهای هفتۀ بزرگداشت مشروطه را از اینجا بخوانید.
🔴 گزارش اختصاصی روز نخست را از اینجا بخوانید.
#اطلاع_رسانی
@IranDel_Channel
💢
هفتۀ بزرگداشت مشروطه به همت جمعی از کنشگرانِ مدنیِ ایراندوستِ تبریزی از ۱۳ تا ۱۸ اَمرداد ماه ۱۴۰۳ خورشیدی در شهر تبریز برگزار شد.
🔴 گزارشهای هفتۀ بزرگداشت مشروطه را از اینجا بخوانید.
🔴 گزارش اختصاصی روز نخست را از اینجا بخوانید.
#اطلاع_رسانی
@IranDel_Channel
💢
👍29👎3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 فیلمی افتخارآفرین از سربازانِ مدافعِ ایران؛
چشم در چشمِ دشمن
فیلمی واقعی از جنگ ایران - عراق،
که توسط فیلمبردار ارتش تصویربرداری شده است. در فیلم مشاهده میشود که تانک دشمن تا روی خاکریز آمده است اما هیچکدام از نیروهای ارتشی ایران فرار نمیکنند.
@IranDel_Channel
💢
چشم در چشمِ دشمن
فیلمی واقعی از جنگ ایران - عراق،
که توسط فیلمبردار ارتش تصویربرداری شده است. در فیلم مشاهده میشود که تانک دشمن تا روی خاکریز آمده است اما هیچکدام از نیروهای ارتشی ایران فرار نمیکنند.
@IranDel_Channel
💢
👍60
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 غلامحسین ابراهیمی دینانی، استاد فلسفه:
"دشمن کشور رو باید پدرشو درآورد"
از ایران باید دفاع کرد؛ به نام و به ننگ
@IranDel_Channel
💢
"دشمن کشور رو باید پدرشو درآورد"
از ایران باید دفاع کرد؛ به نام و به ننگ
@IranDel_Channel
💢
👍54👎5
🔴 دردِ نوکیسگی تا مغزِ استخوان
✍️ ورزشمدیا
چند روز بعد از این که "مالک تراکتور" روی آنتن تلویزیون - شاید برای صدمین بار - تیمش را پرهوادارترین باشگاه ایران و آسیا خواند، رسانۀ رسمی آنها نیز در اعلام برنامۀ مسابقات پیشرو، خودش را میزبانِ بازی با پرسپولیس در تهران عنوان کرد؛ لابد در کنایه به حضور پرشمار هواداران تراکتور در ورزشگاه آزادی! نکته جالب ماجرا اینجاست که پرسپولیس و استقلال برای دهها سال در خیلی از شهرها و استادیومهای ایران، گاهی حتی بیش از تیمِ میزبان، هوادار داشتهاند، اما هرگز به فکرشان هم خطور نکرد به چنین کُریخوانیهای چیپ و سطح پایینی متوسل شوند. دیگر بماند که بیست سال پیش، قبل از اشغال تراکتور به دستِ فرقۀ تفرقه، در همان تبریز هم هفتاد هزار پرسپولیسی و استقلالی از صبح زود به ورزشگاه رفتند تا دربی تهران در لیگ دوم را تماشا کنند.
ثروت واقعی در مغز استخوان است، در بطن و متن آدمها. کسی که واقعاً به محبوبیتش ایمان داشته باشد، نیازی ندارد با عز و جز آن را جار بزند، چنان که پولدار اصیل و مستغنی، چپ و راست، پُز اسکناسهایش را نمیدهد. این رسومِ رقتانگیز، میراثِ طبقۀ نوکیسهای است که در بدزمانی این سرزمین رشد کردند و حالا به عالم و آدم فخر میفروشند. آنها اما نمیدانند که بعضی چیزها را نمیشود با پول خرید، حتی اگر دوست خانوادگی تونی آدامز باشی!
@IranDel_Channel
💢
🔴 دردِ نوکیسگی تا مغزِ استخوان
✍️ ورزشمدیا
چند روز بعد از این که "مالک تراکتور" روی آنتن تلویزیون - شاید برای صدمین بار - تیمش را پرهوادارترین باشگاه ایران و آسیا خواند، رسانۀ رسمی آنها نیز در اعلام برنامۀ مسابقات پیشرو، خودش را میزبانِ بازی با پرسپولیس در تهران عنوان کرد؛ لابد در کنایه به حضور پرشمار هواداران تراکتور در ورزشگاه آزادی! نکته جالب ماجرا اینجاست که پرسپولیس و استقلال برای دهها سال در خیلی از شهرها و استادیومهای ایران، گاهی حتی بیش از تیمِ میزبان، هوادار داشتهاند، اما هرگز به فکرشان هم خطور نکرد به چنین کُریخوانیهای چیپ و سطح پایینی متوسل شوند. دیگر بماند که بیست سال پیش، قبل از اشغال تراکتور به دستِ فرقۀ تفرقه، در همان تبریز هم هفتاد هزار پرسپولیسی و استقلالی از صبح زود به ورزشگاه رفتند تا دربی تهران در لیگ دوم را تماشا کنند.
ثروت واقعی در مغز استخوان است، در بطن و متن آدمها. کسی که واقعاً به محبوبیتش ایمان داشته باشد، نیازی ندارد با عز و جز آن را جار بزند، چنان که پولدار اصیل و مستغنی، چپ و راست، پُز اسکناسهایش را نمیدهد. این رسومِ رقتانگیز، میراثِ طبقۀ نوکیسهای است که در بدزمانی این سرزمین رشد کردند و حالا به عالم و آدم فخر میفروشند. آنها اما نمیدانند که بعضی چیزها را نمیشود با پول خرید، حتی اگر دوست خانوادگی تونی آدامز باشی!
@IranDel_Channel
💢
👍42👎6
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 استاد ژاله آموزگار در شبِ «فردوسی و شاهنامه؛ از ستیز تا ستایش» از بزرگترین غم و درد ایران میگوید: مهاجرت
"جوانانِ ایران نروید؛ ایران را تنها نگذارید؛ فردوسی، شما را نمیبخشد."
یکشنبه شانزدهم دی ماه ۱۴۰۳ خورشیدی، از مجموعه نشستهای «شبهای بخارا»؛ خانۀ اندیشمندان علوم انسانی، تالار فردوسی
@IranDel_Channel
💢
"جوانانِ ایران نروید؛ ایران را تنها نگذارید؛ فردوسی، شما را نمیبخشد."
یکشنبه شانزدهم دی ماه ۱۴۰۳ خورشیدی، از مجموعه نشستهای «شبهای بخارا»؛ خانۀ اندیشمندان علوم انسانی، تالار فردوسی
@IranDel_Channel
💢
👍54👎2
🔴 شمارۀ ۶۸ ماهنامۀ وطنیولی (راه وطن) منتشر شد
شمارۀ دی ماه ۱۴۰۳ خورشیدی
🔴 در این شماره میخوانید:
غائلۀ آذربایجان، ظهور و افولِ فرقۀ دموکرات آذربایجان به روایتِ تورج اتابکی، احسان هوشمند و عباس جوادی:
پروژۀ قومی استالین
سی و یک دسامبر، روزی که از سوی جمهوری باکو، «روز همبستگی آذربایجانیهای جهان» نامگذاری شده؛ از واقعیت تا تحریف:
ندای پیوستن به ایران
زبانِ فارسی ستونِ هویت ملّی ایران
به قلم رسول بابایی
در تئاتر «ستارخان» خبری از «سردارِ ملّی» نیست:
تنزل «سردارِ ملّی» به «سردارِ قومی»
به قلم محمدرضا ربانی
چگونه یک مأمور بریتانیایی، «ایدۀ پانتورانیسم» را خلق کرد؟
جاسوسی با لباسِ درویش
به قلمِ محمد مظلومچیلک
نقد و بررسی مستندِ تاریخی «آذرآبادگان»
به قلمِ احسان مفیدیکیا و میلاد امیدوار
منطقِ تحلیلِ سیاسی پیرامونِ فرقۀ دموکرات پس از هفت دهه:
عفو یا مجازات
به قلم سالار سیفالدینی
ادعای دروغین نابود کردن کتابهای تُرکی
به قلمِ پوریا خلیلی
گزارشِ آرنولد توینبی، مورّخ و پژوهشگرِ معروف از پیدایشِ جنبشِ پانتورانیستی: ایدۀ تصنّعی و غیرواقعی
نامِ تاریخی سرزمینهای آنسوی ارس در شاهنامه:
اَران در شاهنامه
به قلمِ محبوبه غلامی
یادی از روزهای همبستگی مردمِ نخجوان با ایران
به قلمِ برهان حشمتی
خشمِ پانترکیستها از کشفِ ۳۶۰۰ سال زیستِ آریایی در اطراف مسجد کبود تبریز
به قلم نیما عظیمی
از کوروش تا خسروپرویز در بازار کتاب
به قلمِ جعفر وثوقی
🔴 برای مطالعۀ ماهنامۀ وطنیولی، میتوانید به PDF پیوست، مراجعه کنید.
@IranDel_Channel
💢
🔴 شمارۀ ۶۸ ماهنامۀ وطنیولی (راه وطن) منتشر شد
شمارۀ دی ماه ۱۴۰۳ خورشیدی
🔴 در این شماره میخوانید:
غائلۀ آذربایجان، ظهور و افولِ فرقۀ دموکرات آذربایجان به روایتِ تورج اتابکی، احسان هوشمند و عباس جوادی:
پروژۀ قومی استالین
سی و یک دسامبر، روزی که از سوی جمهوری باکو، «روز همبستگی آذربایجانیهای جهان» نامگذاری شده؛ از واقعیت تا تحریف:
ندای پیوستن به ایران
زبانِ فارسی ستونِ هویت ملّی ایران
به قلم رسول بابایی
در تئاتر «ستارخان» خبری از «سردارِ ملّی» نیست:
تنزل «سردارِ ملّی» به «سردارِ قومی»
به قلم محمدرضا ربانی
چگونه یک مأمور بریتانیایی، «ایدۀ پانتورانیسم» را خلق کرد؟
جاسوسی با لباسِ درویش
به قلمِ محمد مظلومچیلک
نقد و بررسی مستندِ تاریخی «آذرآبادگان»
به قلمِ احسان مفیدیکیا و میلاد امیدوار
منطقِ تحلیلِ سیاسی پیرامونِ فرقۀ دموکرات پس از هفت دهه:
عفو یا مجازات
به قلم سالار سیفالدینی
ادعای دروغین نابود کردن کتابهای تُرکی
به قلمِ پوریا خلیلی
گزارشِ آرنولد توینبی، مورّخ و پژوهشگرِ معروف از پیدایشِ جنبشِ پانتورانیستی: ایدۀ تصنّعی و غیرواقعی
نامِ تاریخی سرزمینهای آنسوی ارس در شاهنامه:
اَران در شاهنامه
به قلمِ محبوبه غلامی
یادی از روزهای همبستگی مردمِ نخجوان با ایران
به قلمِ برهان حشمتی
خشمِ پانترکیستها از کشفِ ۳۶۰۰ سال زیستِ آریایی در اطراف مسجد کبود تبریز
به قلم نیما عظیمی
از کوروش تا خسروپرویز در بازار کتاب
به قلمِ جعفر وثوقی
🔴 برای مطالعۀ ماهنامۀ وطنیولی، میتوانید به PDF پیوست، مراجعه کنید.
@IranDel_Channel
💢
👍23
ایراندل | IranDel
🔴 کارگاه شاهنامهخوانی تبریز (بصورت برخط و مجازی) نشست یکصد و چهاردهم زمان: چهارشنبه ۱۲ دی ماه ۱۴۰۳ خورشیدی، ساعتِ بیست سخنران: سید محمد بهشتی، رئیس پیشین سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری [موضوع سخنرانی: شاهنامه، قرار در بیقراری] آموزگار:…
🔴 کارگاه شاهنامهخوانی تبریز (بصورت برخط و مجازی)
نشست صد و پانزدهم
زمان:
چهارشنبه ۱۹ دی ماه ۱۴۰۳ خورشیدی، ساعتِ بیست
سخنران: محمود رضایی دشت ارژنه، استاد زبان و ادبیات فارسی در دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی دانشگاه شیراز
[موضوع سخنرانی: خاستگاه غیابِ آرش کمانگیر در شاهنامه فردوسی]
آموزگار: جواد رنجبر درخشیلر، دکترای علوم سیاسی و شاهنامهپژوه
[دستور کار: شرح بیتهای "گفتار اندر فراهم آوردن شاهنامه"]
شاهنامهخوان: سامره مفتون
[خوانشِ دیباچۀ شاهنامه]
با همکاری:
انجمن علمی مطالعات صلح ایران
خانۀ اندیشمندان علوم انسانی
خِرَدسرای فردوسی
بنیاد فردوسی توس
کانون شاهنامۀ فردوسی توس
باشگاه شاهنامهپژوهان
رادیو شاهنامه
انجمن دوستداران شاهنامۀ البرز (اشا)
انجمن افراز
🔴 کارگاه شاهنامهخوانی تبریز، بصورت مجازی و برخط، در بسترِ «گوگلمیت» برگزار خواهد شد.
برای ورود به کارگاه، روز چهارشنبه ۱۹ دی ماه ۱۴۰۳ خورشیدی، ساعت ۲۰ از «اینجا» وارد شوید.
#اطلاع_رسانی
@IranDel_Channel
💢
🔴 کارگاه شاهنامهخوانی تبریز (بصورت برخط و مجازی)
نشست صد و پانزدهم
زمان:
چهارشنبه ۱۹ دی ماه ۱۴۰۳ خورشیدی، ساعتِ بیست
سخنران: محمود رضایی دشت ارژنه، استاد زبان و ادبیات فارسی در دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی دانشگاه شیراز
[موضوع سخنرانی: خاستگاه غیابِ آرش کمانگیر در شاهنامه فردوسی]
آموزگار: جواد رنجبر درخشیلر، دکترای علوم سیاسی و شاهنامهپژوه
[دستور کار: شرح بیتهای "گفتار اندر فراهم آوردن شاهنامه"]
شاهنامهخوان: سامره مفتون
[خوانشِ دیباچۀ شاهنامه]
با همکاری:
انجمن علمی مطالعات صلح ایران
خانۀ اندیشمندان علوم انسانی
خِرَدسرای فردوسی
بنیاد فردوسی توس
کانون شاهنامۀ فردوسی توس
باشگاه شاهنامهپژوهان
رادیو شاهنامه
انجمن دوستداران شاهنامۀ البرز (اشا)
انجمن افراز
🔴 کارگاه شاهنامهخوانی تبریز، بصورت مجازی و برخط، در بسترِ «گوگلمیت» برگزار خواهد شد.
برای ورود به کارگاه، روز چهارشنبه ۱۹ دی ماه ۱۴۰۳ خورشیدی، ساعت ۲۰ از «اینجا» وارد شوید.
#اطلاع_رسانی
@IranDel_Channel
💢
👍22
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 شعرخوانی استاد حسن انوری در وصف حکیم فردوسی توسی:
تویی دودمانِ هنر را پدر
به تو بازگردد نژادِ هنر
در هشتصدمین شب از سلسله شبهای بخارا، که با محوریتِ رونمایی از کتاب «از ستیز تا ستایش: فردوسی و شاهنامه به روایتِ شاعرانِ ایران» به قلم نیما ظاهری برگزار شد؛ استاد حسن انوری، عضو آذربایجانی فرهنگستان زبان و ادب فارسی با خواندن شعری از زندهیاد حسین مسرور، مقام فردوسی بزرگ را گرامی داشت.
دوشنبه ۱۷ دی ماه ۱۴۰۳ خورشیدی، خانۀ اندیشمندان علوم انسانی، تالار فردوسی
@IranDel_Channel
💢
تویی دودمانِ هنر را پدر
به تو بازگردد نژادِ هنر
در هشتصدمین شب از سلسله شبهای بخارا، که با محوریتِ رونمایی از کتاب «از ستیز تا ستایش: فردوسی و شاهنامه به روایتِ شاعرانِ ایران» به قلم نیما ظاهری برگزار شد؛ استاد حسن انوری، عضو آذربایجانی فرهنگستان زبان و ادب فارسی با خواندن شعری از زندهیاد حسین مسرور، مقام فردوسی بزرگ را گرامی داشت.
دوشنبه ۱۷ دی ماه ۱۴۰۳ خورشیدی، خانۀ اندیشمندان علوم انسانی، تالار فردوسی
@IranDel_Channel
💢
👍31👎2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 سخنرانی کاملِ استاد ژاله آموزگار در شب فردوسی و شاهنامه: سلام بر فردوسی، سلام بر فرهنگِ فردوسیپرور و سلام بر ایرانِ عزیزِ ما
ژاله آموزگار:
فردوسی چترِ هویت، بر سر ما گسترده است و بر ما هویت بخشیده است.
شاهنامه فردوسی را بخوانیم و سپس فردوسی را دوست بداریم. نخوانده، شعارهایمان در فردوسیدوستی سطحی خواهد بود.
فرهنگِ فردوسیپرور مهم است
ما نمیمیریم، زبانِ فارسی ما نمیمیرد. من آذربایجانی هستم، خیلی هم خوب تُرکی حرف میزنم، ولی زبانِ رسمی مملکتِ ما، زبانِ فارسی است.
ای جوانان، ایران را تنها نگذارید. نروید... ایران تنهاست... اگر میروید پس ایران را به چه کسی میسپارید؟! ... ایران را تنها نگذارید، والا فردوسی شما را نمیبخشد.
🔴 یکشنبه شانزدهم دی ماه ۱۴۰۳ خورشیدی، از مجموعه نشستهای «شبهای بخارا»؛ خانۀ اندیشمندان علوم انسانی، تالار فردوسی
@IranDel_Channel
💢
ژاله آموزگار:
فردوسی چترِ هویت، بر سر ما گسترده است و بر ما هویت بخشیده است.
شاهنامه فردوسی را بخوانیم و سپس فردوسی را دوست بداریم. نخوانده، شعارهایمان در فردوسیدوستی سطحی خواهد بود.
فرهنگِ فردوسیپرور مهم است
ما نمیمیریم، زبانِ فارسی ما نمیمیرد. من آذربایجانی هستم، خیلی هم خوب تُرکی حرف میزنم، ولی زبانِ رسمی مملکتِ ما، زبانِ فارسی است.
ای جوانان، ایران را تنها نگذارید. نروید... ایران تنهاست... اگر میروید پس ایران را به چه کسی میسپارید؟! ... ایران را تنها نگذارید، والا فردوسی شما را نمیبخشد.
🔴 یکشنبه شانزدهم دی ماه ۱۴۰۳ خورشیدی، از مجموعه نشستهای «شبهای بخارا»؛ خانۀ اندیشمندان علوم انسانی، تالار فردوسی
@IranDel_Channel
💢
👍44👎4
Telegram
attach 📎
🔴 خشم پانترکیستها از کشف ۳۶٠٠ سال زیست آریایی در اطراف مسجد کبود تبریز
✍️ نیما عظیمی
محمد بهشتی رئیس پیشین سازمان میراث فرهنگی کشور، در گفتوگویی تازه، با اشاره به «نشانههای زیست آریایی در اطراف مسجد کبود تبریز» و «خشم پانترکیستها» از این موضوع پرده برداشت.
بنابر گفتۀ او: «در حفاری باستانشناسی مسجد کبود تبریز، آثار زیست آریاییها پیدا شد. درواقع آنچیزی که تحت عنوان سفال خاکستری یاد میکنند. که نشانۀ ۳۶٠٠ سال زیست آریایی در این منطقه است.»
جملات محمد بهشتی و مستندات کشف شدۀ باستانشناسی در آن منطقه، بیانگر این موضوعست که تبریزیها آریایی هستند. همین امر تاریخی، حقیقتی آزاردهنده برای پانترکیستهاست.
چنان که محمد بهشتی در ادامۀ سخنان خود آورد: «پانترکها بابت این حفاری که کردیم، دشمن ما بودند! پانترکها اعتراض داشتند که چرا حفاری کردید؟!»
بهشتی جملاتش را اینگونه تشریح نمود: «پانترکها معترض بودند؛ چرا که این حفاری، ایدههای ایرانستیزانۀ پانترکیستها (غیریتسازی در آذربایجان) را باطل میکرد. اساس پانترکها مبتنی بر تاریکی است. پانترکها صدای بلندی دارند و از ناحیۀ یک نیروی بیگانه که از دشمنی با ایران سود میبرد، تغذیه و حمایت میشوند.»
اما قصد ما از بازنشر سخنان محمد بهشتی، آشنا نمودن هرچه بیشتر مخاطبان با خوی وحشی پانترکیستهاست.
باری!
سخنان محمد بهشتی، تنها مُشتی بود از خروارها کنش و واکنش وحشیانۀ پانترکیستها در مواجه با مستندات مسلم تاریخ پرشکوه ایران زمین و مشاهیر ملی ایران.
ذات پانترکیسم مبتنی بر شیادی و دروغ و وحشیگری علیه موجودیت ایران است که در این مسیر، نمونههای فراوانی را در ایرانزدایی از هویت شهری و استانی از خود برجای گذاشتهاند.
در تأیید وحشیگریها و خشم پانترکها از همبستگی ملی ایرانیان، از تخریب مجسمۀ فردوسی در شهرک توریستی گردنۀ حیران بگوییم؟! یا از حملات تاتارگونهشان در نوروز ۱۴٠۲ به اِلِمانهای شهری پاساژی در تبریز؟!..!؟
در نیمۀ نخست تیرماه ۱۳۹۹ خورشیدی، تندیس فردوسی بزرگ با آرمان پاسداشت هویت ایرانی و شناساندن نامداران ایرانزمین به گردشگران خارجی، در دهکدۀ گردشگری حیران (در آستارا) برپا شد. آستارا شمالیترین نقطۀ استان گیلان و در مرز ایران با جمهوری باکو میباشد و آنچه خشم پانترکها را دوچندان میکند، این که آن تندیس فردوسی در منطقۀ حیرانِ آستارا با دستان یک هنرمند مشهدی ساخته شده است.
ضمن اینکه بیحرمتی مسئولان شهری سلماس به تندیس فردوسی در سال ۹۳ نیز از ذهن ملت ایران پاک نشده و نخواهدشد، پانترکها با سوء استفاده از خواب غفلت مسئولان شهری تبریز نیز، در نوروز ۱۴٠۲ به سربازان هخامنشی و شیردالِ آریایی - هخامنشی داخل یک اِلِمان ملی در یکی از پاساژهای تبریز حمله بردند!
به هر روی، نمونههایی از این دست وحشیگریهای کهنه و تازۀ ضدِّ ایرانی پانترکیستها پرشمار است.
کوتاهسخن اینکه پانترکها خود نیز میدانند که در برابر هیبت و شکوه تاریخملی ایران، «از هر طرف که رفتهاند، جز وحشتشان نیفزوده»؛ بنابراین وقتی خود را در برابر موجودیت تاریخی و علمی ایران تسلیم محض دیدهاند، و خود را در جایگاه همان «مگس» دیدهاند که حضرت حافظ فرمود: «ای مگس! عرصۀ سیمرغ نه جولانگه توست!» در نتیجه، متحمل خشم درونی خود در رویارویی با واقعیتهای تاریخی و زیستی ایرانیان نشده و از حجم بالای تناقض دچار سرسامهای روحی و هذیانهای گفتاری شدهاند و برای رهایی از این بیماری و - صد البته برای پیشبرد پروژههای ایرانستیزانۀ خود - تا توانستهاند دست به دامانِ جعل و تحریف و دروغ و دزدی شدهاند.
🔴 بُنمایه:
ماهنامۀ وطنیولی، شمارۀ دی ماه ۱۴۰۳ خورشیدی
@IranDel_Channel
💢
🔴 خشم پانترکیستها از کشف ۳۶٠٠ سال زیست آریایی در اطراف مسجد کبود تبریز
✍️ نیما عظیمی
محمد بهشتی رئیس پیشین سازمان میراث فرهنگی کشور، در گفتوگویی تازه، با اشاره به «نشانههای زیست آریایی در اطراف مسجد کبود تبریز» و «خشم پانترکیستها» از این موضوع پرده برداشت.
بنابر گفتۀ او: «در حفاری باستانشناسی مسجد کبود تبریز، آثار زیست آریاییها پیدا شد. درواقع آنچیزی که تحت عنوان سفال خاکستری یاد میکنند. که نشانۀ ۳۶٠٠ سال زیست آریایی در این منطقه است.»
جملات محمد بهشتی و مستندات کشف شدۀ باستانشناسی در آن منطقه، بیانگر این موضوعست که تبریزیها آریایی هستند. همین امر تاریخی، حقیقتی آزاردهنده برای پانترکیستهاست.
چنان که محمد بهشتی در ادامۀ سخنان خود آورد: «پانترکها بابت این حفاری که کردیم، دشمن ما بودند! پانترکها اعتراض داشتند که چرا حفاری کردید؟!»
بهشتی جملاتش را اینگونه تشریح نمود: «پانترکها معترض بودند؛ چرا که این حفاری، ایدههای ایرانستیزانۀ پانترکیستها (غیریتسازی در آذربایجان) را باطل میکرد. اساس پانترکها مبتنی بر تاریکی است. پانترکها صدای بلندی دارند و از ناحیۀ یک نیروی بیگانه که از دشمنی با ایران سود میبرد، تغذیه و حمایت میشوند.»
اما قصد ما از بازنشر سخنان محمد بهشتی، آشنا نمودن هرچه بیشتر مخاطبان با خوی وحشی پانترکیستهاست.
باری!
سخنان محمد بهشتی، تنها مُشتی بود از خروارها کنش و واکنش وحشیانۀ پانترکیستها در مواجه با مستندات مسلم تاریخ پرشکوه ایران زمین و مشاهیر ملی ایران.
ذات پانترکیسم مبتنی بر شیادی و دروغ و وحشیگری علیه موجودیت ایران است که در این مسیر، نمونههای فراوانی را در ایرانزدایی از هویت شهری و استانی از خود برجای گذاشتهاند.
در تأیید وحشیگریها و خشم پانترکها از همبستگی ملی ایرانیان، از تخریب مجسمۀ فردوسی در شهرک توریستی گردنۀ حیران بگوییم؟! یا از حملات تاتارگونهشان در نوروز ۱۴٠۲ به اِلِمانهای شهری پاساژی در تبریز؟!..!؟
در نیمۀ نخست تیرماه ۱۳۹۹ خورشیدی، تندیس فردوسی بزرگ با آرمان پاسداشت هویت ایرانی و شناساندن نامداران ایرانزمین به گردشگران خارجی، در دهکدۀ گردشگری حیران (در آستارا) برپا شد. آستارا شمالیترین نقطۀ استان گیلان و در مرز ایران با جمهوری باکو میباشد و آنچه خشم پانترکها را دوچندان میکند، این که آن تندیس فردوسی در منطقۀ حیرانِ آستارا با دستان یک هنرمند مشهدی ساخته شده است.
ضمن اینکه بیحرمتی مسئولان شهری سلماس به تندیس فردوسی در سال ۹۳ نیز از ذهن ملت ایران پاک نشده و نخواهدشد، پانترکها با سوء استفاده از خواب غفلت مسئولان شهری تبریز نیز، در نوروز ۱۴٠۲ به سربازان هخامنشی و شیردالِ آریایی - هخامنشی داخل یک اِلِمان ملی در یکی از پاساژهای تبریز حمله بردند!
به هر روی، نمونههایی از این دست وحشیگریهای کهنه و تازۀ ضدِّ ایرانی پانترکیستها پرشمار است.
کوتاهسخن اینکه پانترکها خود نیز میدانند که در برابر هیبت و شکوه تاریخملی ایران، «از هر طرف که رفتهاند، جز وحشتشان نیفزوده»؛ بنابراین وقتی خود را در برابر موجودیت تاریخی و علمی ایران تسلیم محض دیدهاند، و خود را در جایگاه همان «مگس» دیدهاند که حضرت حافظ فرمود: «ای مگس! عرصۀ سیمرغ نه جولانگه توست!» در نتیجه، متحمل خشم درونی خود در رویارویی با واقعیتهای تاریخی و زیستی ایرانیان نشده و از حجم بالای تناقض دچار سرسامهای روحی و هذیانهای گفتاری شدهاند و برای رهایی از این بیماری و - صد البته برای پیشبرد پروژههای ایرانستیزانۀ خود - تا توانستهاند دست به دامانِ جعل و تحریف و دروغ و دزدی شدهاند.
🔴 بُنمایه:
ماهنامۀ وطنیولی، شمارۀ دی ماه ۱۴۰۳ خورشیدی
@IranDel_Channel
💢
👍50👎2
🔴 روزنامۀ زنگانامروز، روزنامۀ فرهنگی و مردمی صبح استانِ زنجان
در روزهای کیوانشید (شنبه)، مهرشید (یکشنبه)، مهشید (دوشنبه)، بهرامشید (سهشنبه)، تیرشید (چهارشنبه) و هرمزشید (پنجشنبه) با این رسانه همراه شده و خوانندۀ مطالبی از ایران و از تاریخ، فرهنگ و هویتِ ملّی باشید.
صاحب امتیاز و مدیر مسئول: مصطفی ارفعی
با پیوستن به کانال تلگرام و صفحۀ اینستاگرام زنگانامروز، مطالبِ خواندنی منتشره را در این روزنامه بخوانید.
#اطلاع_رسانی
@IranDel_Channel
💢
در روزهای کیوانشید (شنبه)، مهرشید (یکشنبه)، مهشید (دوشنبه)، بهرامشید (سهشنبه)، تیرشید (چهارشنبه) و هرمزشید (پنجشنبه) با این رسانه همراه شده و خوانندۀ مطالبی از ایران و از تاریخ، فرهنگ و هویتِ ملّی باشید.
صاحب امتیاز و مدیر مسئول: مصطفی ارفعی
با پیوستن به کانال تلگرام و صفحۀ اینستاگرام زنگانامروز، مطالبِ خواندنی منتشره را در این روزنامه بخوانید.
#اطلاع_رسانی
@IranDel_Channel
💢
👍34
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 اهلِ ایدئولوژی!
+ در نوشتههایتان مینویسید که بعضیها مثل آقای [مصطفی] ملکیان یا آقای [عبدالکریم] سروش، اهل ایدئولوژیاند. منظورتان از اهل ایدئولوژی چیست؟
- پاسخ سید جواد طباطبایی، فیلسوف سیاسی ایران:
یعنی به دنبال جایی در «مناسباتِ قدرت» هستند، چه در بهم زدن قدرت و چه در تثبیتِ قدرت
@IranDel_Channel
💢
+ در نوشتههایتان مینویسید که بعضیها مثل آقای [مصطفی] ملکیان یا آقای [عبدالکریم] سروش، اهل ایدئولوژیاند. منظورتان از اهل ایدئولوژی چیست؟
- پاسخ سید جواد طباطبایی، فیلسوف سیاسی ایران:
یعنی به دنبال جایی در «مناسباتِ قدرت» هستند، چه در بهم زدن قدرت و چه در تثبیتِ قدرت
@IranDel_Channel
💢
👍38👎7
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎥 تار ایرانی ۱۴۵
تبریز، خانۀ تاریخی حریری
نام اثر:
«دوستش داشتم، خیلی»
نوارنده: علی قمصری
علی قمصری نوشت:
«این اثر را نساختم، آن را گریستم.
پس از دیدن یک مستند یک دقیقهای از مادری سالخورده که اصرار اطرافیان به مصاحبه دربارۀ فرزندِ از دست رفتهاش را با سکوتی ویرانکننده پاسخ میدهد و در انتها، نجوا کنان، تنها سه کلمه میگوید که فشردگی بار سالها غم و دلتنگی را انتقال میدهند. بیدرنگ تار را بغل کردم و این اثر خلق شد. و آنچه خلق شد را در خانۀ حریری تبریز نواختم… شب قبل این ضبط در حین اجرای تبریز پوست تار پاره شد. بعد از اجرا ابتدا به وحید گفتم فردا امکان ضبط وجود ندارد. اما پس از کمی فکر با خود گفتم شاید اجرای این قطعه بهتر است با همین وضعیتِ پوستِ تار گویاتر شود…
بدونشک مهمترین قربانیان هر جنگ مادراناند. فرقی نمیکند در چه کشوری مادر، بیفرزند شود. با مرگ هر سرباز دو نفر از دست میروند.»
@IranDel_Channel
💢
تبریز، خانۀ تاریخی حریری
نام اثر:
«دوستش داشتم، خیلی»
نوارنده: علی قمصری
علی قمصری نوشت:
«این اثر را نساختم، آن را گریستم.
پس از دیدن یک مستند یک دقیقهای از مادری سالخورده که اصرار اطرافیان به مصاحبه دربارۀ فرزندِ از دست رفتهاش را با سکوتی ویرانکننده پاسخ میدهد و در انتها، نجوا کنان، تنها سه کلمه میگوید که فشردگی بار سالها غم و دلتنگی را انتقال میدهند. بیدرنگ تار را بغل کردم و این اثر خلق شد. و آنچه خلق شد را در خانۀ حریری تبریز نواختم… شب قبل این ضبط در حین اجرای تبریز پوست تار پاره شد. بعد از اجرا ابتدا به وحید گفتم فردا امکان ضبط وجود ندارد. اما پس از کمی فکر با خود گفتم شاید اجرای این قطعه بهتر است با همین وضعیتِ پوستِ تار گویاتر شود…
بدونشک مهمترین قربانیان هر جنگ مادراناند. فرقی نمیکند در چه کشوری مادر، بیفرزند شود. با مرگ هر سرباز دو نفر از دست میروند.»
@IranDel_Channel
💢
👍29