🔴 خودفریبی!
✍️ احمد زیدآبادی
سیدعباس عراقچی: "خورشید در حال طلوع از شرق است و حقیقتاً در حال غروب در غرب..."!
اگر منظور از خورشید همین ستارۀ شعلهور منظومۀ شمسی باشد، این خورشید از همان ابتدای آفرینش خود در شرق طلوع و در غرب، غروب کرده است. اما اگر منظور از خورشید "تمدنی جدید" و یا "قدرتی هژمونیک" باشد، فعلاً که چنین خورشیدی در شرق عالم دیده نمیشود! به نظرم این تلقی از نظم جهان، گونهای "خودفریبی" برای فرار از دیدن واقعیت است که متأسفانه وزیر محترم خارجه هم مثل برخی اصولگرایان افراطی در دام آن گرفتار آمده است. اگر واقعاً چنین خورشیدی در حال طلوع از شرق است چرا این خورشید در برابر بحران خانمانسوز خاورمیانه خاموشی و انفعال در پیش گرفته و قادر به هیچ عمل و ابتکاری نیست؟
__
🔴 دربارۀ یادداشت احمد زیدآبادی
✍️ محمد طبیبیان
این یادداشت از آقای احمد زیدآبادی گرانقدر، بسیار متین است. فقط این توهم منحصر به آن آقای وزیر نیست. لینک زیر خلاصهای از تاریخچۀ این ایده را در بردارد.
اولین فردی که نظمِ نوین جهانی را مطرح کرد وودرو ویلسون (رییسجمهور وقت امریکا) بود در پایان جنگ اول جهانی و منظور هم ایجاد اتحادیۀ ملل (بعداً سازمان ملل) بود برای حفظ صلح جهانی.
بعد از جنگ دوم هم همین ایده به ایجاد سازمان ملل و سپس ترتیبات قرار داد برتون وودز و در نتیجه ایجاد بانک جهانی و صندوق بینالملل پول انجامید. اما کماکان فراوانی جنگها و مصیبتهای انسانی به روال متعارف ادامه یافت، فقط قدرتهایی توانستند برای تثیت منافع خود با یکدیگر بیشتر همسازی کنند. بعداً هر مقام حکومتی خودبزرگبین بر اساس آنچه مورد نظر خود او بوده چنین جملاتی را مطرح کرده از جمله خوروشچپف رهبر شوروی و بعداً بسیاری از رهبران جهان سومی از جمله رجب طیب اردوغان و محمود احمدینژاد. اما شاید پر سروصداترین آن ادعای نظم نوین جهانی، توسط پوتینِ روسیه و شی چین است، بعد از ۲۰۱۹ و اعلام پایان دوران استیلای امریکا.
این آقایان هم در همان رؤیا شریک هستند بلکه به حباب آن رؤیا چنگ زدهاند. مطلب بریکس و ایجاد پول بینالمللی جدیدِ جایگزین دلار هم از همین دست است و البته جز خیالی شیرین نیست. مثل قنات حاج میرزا آغاسی برای کسی آب ندارد برای مقنّی، نان دارد. هزینۀ نان را هم نه رندان بلکه خوشخیالها خواهند پرداخت.
برادر جان! نظم جدیدی درکار نیست همان دو کشوری که ادعای رهبری نظم جدید را دارند هم در چرخهای همان نظم قبلی درگیر دست و پا زدن هستند. ای کاش میشد از خواب و خیالپردازی بیدار شد و واقعیتها و تعادلها و ناتعادلهای جهان را دید و سنجید و براساس منافع کشور در ترازوی سنجش قرار داد.
🔴 پینوشت:
بازنشر یک یادداشت به معنای تأیید کل محتوای آن و تأییدِ تمام مواضع نویسندۀ یادداشت نیست.
💢
🔴 خودفریبی!
✍️ احمد زیدآبادی
سیدعباس عراقچی: "خورشید در حال طلوع از شرق است و حقیقتاً در حال غروب در غرب..."!
اگر منظور از خورشید همین ستارۀ شعلهور منظومۀ شمسی باشد، این خورشید از همان ابتدای آفرینش خود در شرق طلوع و در غرب، غروب کرده است. اما اگر منظور از خورشید "تمدنی جدید" و یا "قدرتی هژمونیک" باشد، فعلاً که چنین خورشیدی در شرق عالم دیده نمیشود! به نظرم این تلقی از نظم جهان، گونهای "خودفریبی" برای فرار از دیدن واقعیت است که متأسفانه وزیر محترم خارجه هم مثل برخی اصولگرایان افراطی در دام آن گرفتار آمده است. اگر واقعاً چنین خورشیدی در حال طلوع از شرق است چرا این خورشید در برابر بحران خانمانسوز خاورمیانه خاموشی و انفعال در پیش گرفته و قادر به هیچ عمل و ابتکاری نیست؟
__
🔴 دربارۀ یادداشت احمد زیدآبادی
✍️ محمد طبیبیان
این یادداشت از آقای احمد زیدآبادی گرانقدر، بسیار متین است. فقط این توهم منحصر به آن آقای وزیر نیست. لینک زیر خلاصهای از تاریخچۀ این ایده را در بردارد.
اولین فردی که نظمِ نوین جهانی را مطرح کرد وودرو ویلسون (رییسجمهور وقت امریکا) بود در پایان جنگ اول جهانی و منظور هم ایجاد اتحادیۀ ملل (بعداً سازمان ملل) بود برای حفظ صلح جهانی.
بعد از جنگ دوم هم همین ایده به ایجاد سازمان ملل و سپس ترتیبات قرار داد برتون وودز و در نتیجه ایجاد بانک جهانی و صندوق بینالملل پول انجامید. اما کماکان فراوانی جنگها و مصیبتهای انسانی به روال متعارف ادامه یافت، فقط قدرتهایی توانستند برای تثیت منافع خود با یکدیگر بیشتر همسازی کنند. بعداً هر مقام حکومتی خودبزرگبین بر اساس آنچه مورد نظر خود او بوده چنین جملاتی را مطرح کرده از جمله خوروشچپف رهبر شوروی و بعداً بسیاری از رهبران جهان سومی از جمله رجب طیب اردوغان و محمود احمدینژاد. اما شاید پر سروصداترین آن ادعای نظم نوین جهانی، توسط پوتینِ روسیه و شی چین است، بعد از ۲۰۱۹ و اعلام پایان دوران استیلای امریکا.
این آقایان هم در همان رؤیا شریک هستند بلکه به حباب آن رؤیا چنگ زدهاند. مطلب بریکس و ایجاد پول بینالمللی جدیدِ جایگزین دلار هم از همین دست است و البته جز خیالی شیرین نیست. مثل قنات حاج میرزا آغاسی برای کسی آب ندارد برای مقنّی، نان دارد. هزینۀ نان را هم نه رندان بلکه خوشخیالها خواهند پرداخت.
برادر جان! نظم جدیدی درکار نیست همان دو کشوری که ادعای رهبری نظم جدید را دارند هم در چرخهای همان نظم قبلی درگیر دست و پا زدن هستند. ای کاش میشد از خواب و خیالپردازی بیدار شد و واقعیتها و تعادلها و ناتعادلهای جهان را دید و سنجید و براساس منافع کشور در ترازوی سنجش قرار داد.
🔴 پینوشت:
بازنشر یک یادداشت به معنای تأیید کل محتوای آن و تأییدِ تمام مواضع نویسندۀ یادداشت نیست.
💢
👍22👎6
🔴 یعقوب لیث صفاری، آغازگر رنسانس فرهنگی ایران
✍️ سهند ایرانمهر
امروز [چهارم آبان ماه] زادروز یعقوب لیث صفاری است. رویگرزادهای که طریق عیاری گرفت و پس از آن قدرت گرفت و حکومت صفاریان را بنیان نهاد. هم او بود که زبان فارسی را که پس از حمله اعراب کمرونق شده بود دوباره رونق بخشید و شاعران پارسیگوی را تشویق کرد.
در تاریخ سیستان (تصحیح ملکالشعرای بهار) آمده است: پس از آنکه یعقوب لیث صفاری، در سال ٢۵۱ هجری قمری، خوارج را شکست داد، شاعران به رسم زمانه شعر به عربی در ستایش او سرودند. یعقوب گفت:
همین امر سبب شد که محمد بن وصیف سگزی که برخی او را اول کسی میدانند که به فارسی شعر گفت، در همین زمانه و به لطف حمایت یعقوب به فارسی شعر بسراید. در تاریخ سیستان در این باره آمده است:
سعید نفیسی در این کتاب تاکید میکند که یعقوب لیث با انتخاب زبان فارسی بهعنوان زبان درباری، بهنوعی سرآغاز رنسانس فرهنگی ایران را رقم زد.
@IranDel_Channel
💢
🔴 یعقوب لیث صفاری، آغازگر رنسانس فرهنگی ایران
✍️ سهند ایرانمهر
امروز [چهارم آبان ماه] زادروز یعقوب لیث صفاری است. رویگرزادهای که طریق عیاری گرفت و پس از آن قدرت گرفت و حکومت صفاریان را بنیان نهاد. هم او بود که زبان فارسی را که پس از حمله اعراب کمرونق شده بود دوباره رونق بخشید و شاعران پارسیگوی را تشویق کرد.
در تاریخ سیستان (تصحیح ملکالشعرای بهار) آمده است: پس از آنکه یعقوب لیث صفاری، در سال ٢۵۱ هجری قمری، خوارج را شکست داد، شاعران به رسم زمانه شعر به عربی در ستایش او سرودند. یعقوب گفت:
«چیزی که من اندر نیابم، چرا باید گفت».
همین امر سبب شد که محمد بن وصیف سگزی که برخی او را اول کسی میدانند که به فارسی شعر گفت، در همین زمانه و به لطف حمایت یعقوب به فارسی شعر بسراید. در تاریخ سیستان در این باره آمده است:
«اول شعر پارسی اندر عجم او گفت و پیش از او کسی نگفته بود که تا پارسیان بودند سخن پیش ایشان به رود بازگفتندی بطریق خسروانی و چون عجم بر کنده شدند و عرب آمدند شعر میان ایشان به تازی بود ...»سعید نفیسی در کتاب «تاریخ نظم و نثر در ایران و در زبان فارسی» به نقش یعقوب لیث صفاری در احیای زبان فارسی و تشویق شاعران ایرانی اشاره کرده است و مینویسد:
«یعقوب لیث صفاری از نخستین کسانی بود که پس از اسلام به احیای زبان فارسی علاقه نشان داد. او شاعران ایرانی را تشویق کرد تا به زبان فارسی شعر بسرایند و به این ترتیب نخستین گامها برای رواج ادبیات فارسی در قلمرو او برداشته شد.»
(تاریخ نظم و نثر در ایران و در زبان فارسی، سعید نفیسی، جلد ۱، انتشارات طهوری، چاپ سوم، ۱۳۷۸)
سعید نفیسی در این کتاب تاکید میکند که یعقوب لیث با انتخاب زبان فارسی بهعنوان زبان درباری، بهنوعی سرآغاز رنسانس فرهنگی ایران را رقم زد.
@IranDel_Channel
💢
👍49👎1
🔴 سقوط اصفهان!
✍️ آرش رئیسینژاد، دکترای روابط بینالملل
۳۰۲ سال پیش در چنین روزی، شاه سلطان حسین، تاج شاهی را بر سر محمود هوتکی (محمود افغان) سردستۀ شورشیان غلزایی گذاشت و از تاج و تختِ ایرانِ صفوی چشم پوشید؛ رخدادی شگفتانگیز که اندیشمندانِ وقت اروپا، همچو منتسکیو، آن را با سقوط امپراتوری روم، همسنگ میدیدند؛ رویدادی محیرالعقول با پیامدهایی ژرف و سترگ تا به اکنوت!
به گفته کروسینسکی، بیکفایتی شاه سلطان حسین، تنها در دلرحمی و خرافهپرستی و بادهنوشی محدود نبود، بلکه در آزاد گذاشتن خواجگان دربار در تصمیمگیریهای سیاسی و ایجاد شبکۀ نیرومند قدرت نیز نمایان شده بود؛ خواجگانی که برای از میان بردن رقبای خود دست به هر کاری زده، اندک نخبگان ایران آن روز یا کشته و یا فراری داده و بدین ترتیب، بنیان ملک و ملت و مملکت را از پی کنده بودند.
در چنین وضعیتی بود که «مناصب به کسی داده میشد که بیشتر میتوانست پول پرداخت کند و نه کسی که لیاقت احراز آن داشت.» از همینرو، رقابت از میان رفت و از اهمیتِ آموزش برای دستیابی به مهارت و کاردانی کاسته شد و کسی علاقهای به تکمیل استعدادهای خود نشان نمیداد چرا که به عیان میدید که ثمری ندارد. همچنین، منتصبین دربار که مقام خود را با پول هنگفت بدست آورده بودند، به محض رسیدن به مقام خود از هیچگونه اخاذی برای بدست آورن ثروت شخصی فروگذاری نمیکردند.
کشور هم دچار سقوط اخلاقی شده بود و هم گرفتار فروپاشی اقتصادی. شاه سلطان حسین، برخلاف جدش شاه عباس بزرگ، شاهی بوالهوس و ناتوان بود و از اقتصاد هیچ نمیدانست و ضرب سکه که در انحصار دولت بود را به حاکمان ولایات با حمایت شبکۀ قدرت داد. ارزش این سکهها با برکناری حاکم ولایتی که سکه در آن ضرب شده بود به نصف تقلیل پیدا میکرد. «بدین سان، کسی که با سکه ده شاهی در جیب میخوابید، اگر حاکم شهر شب عوض میشد، فردا صبح، صاحب تنها پنج شاهی بود!»
در چنین وضعیتی بود که محمود هوتکی با اندک سواران شورشی ترسی از جانب شاه و دربار نداشت، «از جانب درباری که چنان آسیبی به خود زده بود که بزرگترین دشمنانش نمیتوانستند بزنند، ترس موردی نداشت.»
چرا که «در شاه،حِسی، در بزرگان، غیرتی، در مردم اعتمادی و در وزیران تدبیری باقی نمانده بود. … و بینظمی چنان عمومیت داشت که گویی همه بخشهای شاهنشاهی ایران در آستانۀ فروپاشی است.»
اینگونه بود که «هرگز تسخیر کشوری بزرگ به بهایی ارزانتر از این انجام نشد و کسانی که آن را عملی کردند، به هیچوجه تصور نمیکردند بتوانند از عهده چنین کاری برآیند و این که سرانجام نظر به سهولت این کار دست به آن زدند و هر چه در این راه پیش میرفتند، به سهولت آن بیشتر پی میبردند.»
🔴 منبع:
«سقوط اصفهان به روایت کروسینسکی، بازنویسی دکتر سید جواد طباطبایی»
@IranDel_Channel
💢
🔴 سقوط اصفهان!
✍️ آرش رئیسینژاد، دکترای روابط بینالملل
۳۰۲ سال پیش در چنین روزی، شاه سلطان حسین، تاج شاهی را بر سر محمود هوتکی (محمود افغان) سردستۀ شورشیان غلزایی گذاشت و از تاج و تختِ ایرانِ صفوی چشم پوشید؛ رخدادی شگفتانگیز که اندیشمندانِ وقت اروپا، همچو منتسکیو، آن را با سقوط امپراتوری روم، همسنگ میدیدند؛ رویدادی محیرالعقول با پیامدهایی ژرف و سترگ تا به اکنوت!
به گفته کروسینسکی، بیکفایتی شاه سلطان حسین، تنها در دلرحمی و خرافهپرستی و بادهنوشی محدود نبود، بلکه در آزاد گذاشتن خواجگان دربار در تصمیمگیریهای سیاسی و ایجاد شبکۀ نیرومند قدرت نیز نمایان شده بود؛ خواجگانی که برای از میان بردن رقبای خود دست به هر کاری زده، اندک نخبگان ایران آن روز یا کشته و یا فراری داده و بدین ترتیب، بنیان ملک و ملت و مملکت را از پی کنده بودند.
در چنین وضعیتی بود که «مناصب به کسی داده میشد که بیشتر میتوانست پول پرداخت کند و نه کسی که لیاقت احراز آن داشت.» از همینرو، رقابت از میان رفت و از اهمیتِ آموزش برای دستیابی به مهارت و کاردانی کاسته شد و کسی علاقهای به تکمیل استعدادهای خود نشان نمیداد چرا که به عیان میدید که ثمری ندارد. همچنین، منتصبین دربار که مقام خود را با پول هنگفت بدست آورده بودند، به محض رسیدن به مقام خود از هیچگونه اخاذی برای بدست آورن ثروت شخصی فروگذاری نمیکردند.
کشور هم دچار سقوط اخلاقی شده بود و هم گرفتار فروپاشی اقتصادی. شاه سلطان حسین، برخلاف جدش شاه عباس بزرگ، شاهی بوالهوس و ناتوان بود و از اقتصاد هیچ نمیدانست و ضرب سکه که در انحصار دولت بود را به حاکمان ولایات با حمایت شبکۀ قدرت داد. ارزش این سکهها با برکناری حاکم ولایتی که سکه در آن ضرب شده بود به نصف تقلیل پیدا میکرد. «بدین سان، کسی که با سکه ده شاهی در جیب میخوابید، اگر حاکم شهر شب عوض میشد، فردا صبح، صاحب تنها پنج شاهی بود!»
در چنین وضعیتی بود که محمود هوتکی با اندک سواران شورشی ترسی از جانب شاه و دربار نداشت، «از جانب درباری که چنان آسیبی به خود زده بود که بزرگترین دشمنانش نمیتوانستند بزنند، ترس موردی نداشت.»
چرا که «در شاه،حِسی، در بزرگان، غیرتی، در مردم اعتمادی و در وزیران تدبیری باقی نمانده بود. … و بینظمی چنان عمومیت داشت که گویی همه بخشهای شاهنشاهی ایران در آستانۀ فروپاشی است.»
اینگونه بود که «هرگز تسخیر کشوری بزرگ به بهایی ارزانتر از این انجام نشد و کسانی که آن را عملی کردند، به هیچوجه تصور نمیکردند بتوانند از عهده چنین کاری برآیند و این که سرانجام نظر به سهولت این کار دست به آن زدند و هر چه در این راه پیش میرفتند، به سهولت آن بیشتر پی میبردند.»
🔴 منبع:
«سقوط اصفهان به روایت کروسینسکی، بازنویسی دکتر سید جواد طباطبایی»
@IranDel_Channel
💢
👍28
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
⚫️ سربازانِ مدافعِ ایران
سرگرد حمزه جهاندیده و استوار محمد شاهرخیفر و شهدای حادثۀ تروریستی در استانوبلوچستان، نام و یادتان جاوید
اسامی شهدای حمله تروریستی شهرستان تفتان استان سیستان و بلوچستان
شهید سرباز علیزاده
شهید سرباز پریشانی
شهید سرباز نور بخش
شهید سرباز صالحی
شهید کادر ایمان درویشی
شهید کادر علیرضا اقاجانی
شهید کادر مهدی خموشی
شهید کادر نعمت نوری
شهید کادر هادی زارع
#یادها
@IranDel_Channel
💢
سرگرد حمزه جهاندیده و استوار محمد شاهرخیفر و شهدای حادثۀ تروریستی در استانوبلوچستان، نام و یادتان جاوید
اسامی شهدای حمله تروریستی شهرستان تفتان استان سیستان و بلوچستان
شهید سرباز علیزاده
شهید سرباز پریشانی
شهید سرباز نور بخش
شهید سرباز صالحی
شهید کادر ایمان درویشی
شهید کادر علیرضا اقاجانی
شهید کادر مهدی خموشی
شهید کادر نعمت نوری
شهید کادر هادی زارع
#یادها
@IranDel_Channel
💢
👍45👎5
🔴 دنیای بیایران قابل تصوّر نیست
✍️ استاد عبدالحسین زرینکوب
دفتر تاریخ ما در تقریر این دعوی شاهد صادقی است و هیچ چیز مثل آن نمیتواند در نزد مورخ، توالی قرنها و نسلها و تعاقب سلسلهها و سلالهها را آینهٔ عبرت و مایهٔ شناخت سرنوشت انسانی سازد.
در عین حال هیچ چیز مثل آنچه این شاهد، فارغ از هر گونه میل و هوی میگوید نمیتواند سير بقاء و دوام آنچه را سازندگان بینام این فرهنگ و تمدن مردهریگ گذشته به وجود آوردهاند برای مورخ مايهٔ اعتماد بر آیندهٔ زوالناپذیر آن جلوه دهد.
میکوشم عشق و علاقهای را که به این قوم و دیار عزیز دارم یک لحظه فراموش کنم تا بیهیچ شور و هیجانی در آن.باره داوری نمایم.
اینجا همهچیز نشان میدهد که در کشمکش شرق و غرب تلاش سرسختانهای که مردم این دیار در حفظ هویت خویش کرده است نه فقط برای خود وی مایه افتخار جاودانی بوده است، بلکه برای دنیای انسانیت هم نتایج ارزنده داشته است.
از اینروست که بیهیچ شور و هیجان و بیآنکه ارج و بهای تلاش اقوام دیگر را معروض نفی و تردید سازم، سعی و تلاش گذشتهٔ قوم و دیار خویش را به چشم اعجاب و تحسین مینگرم و احساس میکنم که این سرزمین در تاریخ انسانیت، آن اندازه سهم و تأثیر سودبخش داشته است که دنیای بیایران برای انسانیت قابل تصور، بلکه قابل تحمل، نباشد.
دنیای بی ایران؛ از این اندیشه بر خود میلرزم اما به هر حال دنیایی که فرهنگ ایران در آن مجال رشد و حرکت نیابد، دنیایی که در آن تمدن و فرهنگ پربار ایران در کشمکش جاذبههای شرقی و غربی مورد تهدید باشد، با دنیایی که دیگر حضور ایران در آن احساس نشود چه تفاوت دارد؟
ازینرو؛ همین تاریخ که هم اکنون از سیر در آن فارغ گشتهام این دغدغه را تا حد زیادی از خاطرم میزداید. این تاریخ تمامش داستان تلاش پایانناپذیری است که در پرآشوبترین نقطهٔ تلاقی اقوام جهان یک قوم را با یک فرهنگ که مایه امتیاز و تعیّن او بوده است، وحدت و قوام بخشیده است.
در واقع تا امروز سی قرن تقلا و تلاش مخاطرهآمیز و پرماجرا فرهنگ و حیات این قوم و این سرزمین را در گذشتهها از عناصر انسانی سرشار کرده است و همین گذشتههاست که ریشهٔ بقای آن را در فراخنای جهان آینده هم استوار میسازد و از هر خطر هم ایمنش میدارد.
@IranDel_Channel
💢
🔴 دنیای بیایران قابل تصوّر نیست
✍️ استاد عبدالحسین زرینکوب
دفتر تاریخ ما در تقریر این دعوی شاهد صادقی است و هیچ چیز مثل آن نمیتواند در نزد مورخ، توالی قرنها و نسلها و تعاقب سلسلهها و سلالهها را آینهٔ عبرت و مایهٔ شناخت سرنوشت انسانی سازد.
در عین حال هیچ چیز مثل آنچه این شاهد، فارغ از هر گونه میل و هوی میگوید نمیتواند سير بقاء و دوام آنچه را سازندگان بینام این فرهنگ و تمدن مردهریگ گذشته به وجود آوردهاند برای مورخ مايهٔ اعتماد بر آیندهٔ زوالناپذیر آن جلوه دهد.
میکوشم عشق و علاقهای را که به این قوم و دیار عزیز دارم یک لحظه فراموش کنم تا بیهیچ شور و هیجانی در آن.باره داوری نمایم.
اینجا همهچیز نشان میدهد که در کشمکش شرق و غرب تلاش سرسختانهای که مردم این دیار در حفظ هویت خویش کرده است نه فقط برای خود وی مایه افتخار جاودانی بوده است، بلکه برای دنیای انسانیت هم نتایج ارزنده داشته است.
از اینروست که بیهیچ شور و هیجان و بیآنکه ارج و بهای تلاش اقوام دیگر را معروض نفی و تردید سازم، سعی و تلاش گذشتهٔ قوم و دیار خویش را به چشم اعجاب و تحسین مینگرم و احساس میکنم که این سرزمین در تاریخ انسانیت، آن اندازه سهم و تأثیر سودبخش داشته است که دنیای بیایران برای انسانیت قابل تصور، بلکه قابل تحمل، نباشد.
دنیای بی ایران؛ از این اندیشه بر خود میلرزم اما به هر حال دنیایی که فرهنگ ایران در آن مجال رشد و حرکت نیابد، دنیایی که در آن تمدن و فرهنگ پربار ایران در کشمکش جاذبههای شرقی و غربی مورد تهدید باشد، با دنیایی که دیگر حضور ایران در آن احساس نشود چه تفاوت دارد؟
ازینرو؛ همین تاریخ که هم اکنون از سیر در آن فارغ گشتهام این دغدغه را تا حد زیادی از خاطرم میزداید. این تاریخ تمامش داستان تلاش پایانناپذیری است که در پرآشوبترین نقطهٔ تلاقی اقوام جهان یک قوم را با یک فرهنگ که مایه امتیاز و تعیّن او بوده است، وحدت و قوام بخشیده است.
در واقع تا امروز سی قرن تقلا و تلاش مخاطرهآمیز و پرماجرا فرهنگ و حیات این قوم و این سرزمین را در گذشتهها از عناصر انسانی سرشار کرده است و همین گذشتههاست که ریشهٔ بقای آن را در فراخنای جهان آینده هم استوار میسازد و از هر خطر هم ایمنش میدارد.
@IranDel_Channel
💢
👍46👎3
Forwarded from ایراندل | IranDel
🔴 چرا کوروش برای ماکیاوللی مهم شد؟
✍️ سالار سیفالدینی
ماکیاوللی مهمترین و نخستین اندیشمندِ دورۀ رنسانس و از حلقۀ اولیۀ اومانیستهای فلورانس است. نویسندۀ بیبدیلی که نوشتنِ او چونان جواهرسازی ماهر که دقت در چینش گوهرها دارد، دقیق و ظریف و هر کلمهای در جای خودش بود. همانطور که لئو اشتراوس به درستی گفته است، ماکیاوللی اولین ضربۀ موجِ تجدّد بر کِشتی سُنّت بود. یکی از مفاهیمی که او در دو کتابِ مهمِ خود، «شهریار» و «گفتارها»، بر روی آنها کار کرده، مفهومِ بنیادگذاری و تأسیس است. فلسفۀ وحدت و استراتژی تأسیسِ اولیه از نظر ماکیاوللی مهماند و در مسیرِ تحولِ تاریخی، الزامات خود را بر شهر/کشور تحمیل میکنند.
آنچه ماکیاوللی تحلیل میکرد بر مبنای عمل بود، یعنی ابتدا روایتی از تاریخِ تأسیسِ رُم (به نقل از تیتوس لیویوس) نقل میکرد و سپس نظریهای نسبتاً کلی، ولی پیچیدهای را بر مبنای آن، استخراج میکرد. البته او از روایتِ تاریخی سرزمینهای دیگر نیز غافل نیست، همچنان که در گفتارها، چندین بار از وقایعِ نظامی و سیاسی دوران کوروش و داریوش نام برده است.
از نظر ماکیاوللی، جهانِ آن عصر، سه بنیادگذار بزرگ داشت: تتئوس (بانی آتن)، روملوس (بانی رُم) و کوروش (مؤسسِ ایران).
در فصلِ ششم شهریار از این سه نام میبرد که با فضیلت و مردانگی خود (ویرتوی خود) به شهریاری رسیدند و نه فقط به یاری فرشتۀ بخت (فورتونا)؛ زیرا بخت صرفاً «فرصتی» به آنها بخشیده بود. سپس اشاره میکند که بزرگی آنها در تأسیس ترتیبات (اوردینی) نوآئینی است که استواری دولتِ نوبنیاد به آن وابسته است و کاری دشوارتر از تأسیسِ نظمِ جدید نیست، زیرا بنیادگذاری نظم جدید همه برخورداران از نظمِ قدیم را میتواند به دشمن تبدیل کند.
اهمیت این بنیادگذاران در آن است که میتوان از عمل آنها تقلید کرد. از منظرِ ماکیاوللی، تقلید مجاز نیست، مگر اینکه تقلید از تأسیس باشد. زیرا از تأسیس نمیتوان تقلید کرد، مگر اینکه منطق آن را فهمید و این خود، عینِ تأسیس است.
ماکیاوللی در شهریار یکبار دیگر به سراغ کوروش میرود. آنجا که با اغراقهای خاص و عامدانه خود میگوید، شهریار نباید هیچ هدفی جز مطالعه در بابِ جنگ و استراتژیهای نظامی و نیز مطالعۀ تاریخ داشته باشد. به نظر او، پس از جنگ، دومین کاری که یک شهریار باید انجام دهد «مطالعۀ تاریخ» است. «برای اینکه کردارِ مردانِ بزرگ را دریابد و ببیند به هنگامِ جنگ چه میکردهاند و دلیل شکستها و پیروزی آنها چه بوده است» تا از آن بپرهیزد و از این عبرت بگیرد و مهمتر از همه، چنان کُند که مردانِ بزرگ ِپیشین کردهاند. همانطور که اسکندر از آشیل، ژولیوس سزار از اسکندر و اسکیپیو از کوروش تقلید کرد. او سپس شرحی از تجربۀ کشورداری کوروش با جزئیات و ذکر ویژگیهایش، روایت میکند و اهمیت آن را در این میداند که «هرکس شرح زندگی کوروش به قلم گزنفون را بخواند، خواهد دید اسکیپیو تا چه اندازه نیکنامی خود را مدیون پیروی از کوروش است و در عفت، مدارا و انسانیت و آزادگی تا چه مایه خود را با تصویری که گزنفون از کوروش داده بود، همسان کرده است».
به طور خلاصه باید گفت، اهمیت کوروش در اندیشۀ سیاسی ماکیاوللی در منطقِ نظامِ تأسیس و خصلتهای خوب یک فرمانروا، نهفته است که شجاعت، تدبیر و پاکدامنی در کنارِ «سلحشوری» (فصل ششم کتابِ شهریار) موجب تأسیسِ بینظیر «کشوری» شده که نمونهای از واقعیّتِ مؤثر verità effettuale dela cosa را تداعی میکند:
«از آنجا که آهنگ آن دارم، برای آنکه گوش فرادارد، مطلب سودمندی بنویسم، به نظرم مناسبتر رسیده است که حقیقتِ مؤثر را دنبال کنم تا خیالی از آن را.
بسیارند، آنانکه طرح خیالی از پادشاهیها و جمهوریها به دست دادهاند، بیآنکه کسی هرگز، آنها را به واقع، دیده یا دربارۀ آن سخنی شنیده باشد».
بعدها هگل خواهد گفت که واقعیتِ مؤثر Wirklichkeit واقعیتی است که ماندگار است، نه زودگذر و دولتهای خوب «ایدۀ اخلاقی واقعیتِ مؤثر» هستند، و او نیز دولتِ هخامنشی را اولین تداعی آن میداند و سپس به یونان و رُم و در نهایت به فرهنگِ نوردیک میرسد.
@IranDel_Channel
💢
🔴 چرا کوروش برای ماکیاوللی مهم شد؟
✍️ سالار سیفالدینی
ماکیاوللی مهمترین و نخستین اندیشمندِ دورۀ رنسانس و از حلقۀ اولیۀ اومانیستهای فلورانس است. نویسندۀ بیبدیلی که نوشتنِ او چونان جواهرسازی ماهر که دقت در چینش گوهرها دارد، دقیق و ظریف و هر کلمهای در جای خودش بود. همانطور که لئو اشتراوس به درستی گفته است، ماکیاوللی اولین ضربۀ موجِ تجدّد بر کِشتی سُنّت بود. یکی از مفاهیمی که او در دو کتابِ مهمِ خود، «شهریار» و «گفتارها»، بر روی آنها کار کرده، مفهومِ بنیادگذاری و تأسیس است. فلسفۀ وحدت و استراتژی تأسیسِ اولیه از نظر ماکیاوللی مهماند و در مسیرِ تحولِ تاریخی، الزامات خود را بر شهر/کشور تحمیل میکنند.
آنچه ماکیاوللی تحلیل میکرد بر مبنای عمل بود، یعنی ابتدا روایتی از تاریخِ تأسیسِ رُم (به نقل از تیتوس لیویوس) نقل میکرد و سپس نظریهای نسبتاً کلی، ولی پیچیدهای را بر مبنای آن، استخراج میکرد. البته او از روایتِ تاریخی سرزمینهای دیگر نیز غافل نیست، همچنان که در گفتارها، چندین بار از وقایعِ نظامی و سیاسی دوران کوروش و داریوش نام برده است.
از نظر ماکیاوللی، جهانِ آن عصر، سه بنیادگذار بزرگ داشت: تتئوس (بانی آتن)، روملوس (بانی رُم) و کوروش (مؤسسِ ایران).
در فصلِ ششم شهریار از این سه نام میبرد که با فضیلت و مردانگی خود (ویرتوی خود) به شهریاری رسیدند و نه فقط به یاری فرشتۀ بخت (فورتونا)؛ زیرا بخت صرفاً «فرصتی» به آنها بخشیده بود. سپس اشاره میکند که بزرگی آنها در تأسیس ترتیبات (اوردینی) نوآئینی است که استواری دولتِ نوبنیاد به آن وابسته است و کاری دشوارتر از تأسیسِ نظمِ جدید نیست، زیرا بنیادگذاری نظم جدید همه برخورداران از نظمِ قدیم را میتواند به دشمن تبدیل کند.
اهمیت این بنیادگذاران در آن است که میتوان از عمل آنها تقلید کرد. از منظرِ ماکیاوللی، تقلید مجاز نیست، مگر اینکه تقلید از تأسیس باشد. زیرا از تأسیس نمیتوان تقلید کرد، مگر اینکه منطق آن را فهمید و این خود، عینِ تأسیس است.
ماکیاوللی در شهریار یکبار دیگر به سراغ کوروش میرود. آنجا که با اغراقهای خاص و عامدانه خود میگوید، شهریار نباید هیچ هدفی جز مطالعه در بابِ جنگ و استراتژیهای نظامی و نیز مطالعۀ تاریخ داشته باشد. به نظر او، پس از جنگ، دومین کاری که یک شهریار باید انجام دهد «مطالعۀ تاریخ» است. «برای اینکه کردارِ مردانِ بزرگ را دریابد و ببیند به هنگامِ جنگ چه میکردهاند و دلیل شکستها و پیروزی آنها چه بوده است» تا از آن بپرهیزد و از این عبرت بگیرد و مهمتر از همه، چنان کُند که مردانِ بزرگ ِپیشین کردهاند. همانطور که اسکندر از آشیل، ژولیوس سزار از اسکندر و اسکیپیو از کوروش تقلید کرد. او سپس شرحی از تجربۀ کشورداری کوروش با جزئیات و ذکر ویژگیهایش، روایت میکند و اهمیت آن را در این میداند که «هرکس شرح زندگی کوروش به قلم گزنفون را بخواند، خواهد دید اسکیپیو تا چه اندازه نیکنامی خود را مدیون پیروی از کوروش است و در عفت، مدارا و انسانیت و آزادگی تا چه مایه خود را با تصویری که گزنفون از کوروش داده بود، همسان کرده است».
به طور خلاصه باید گفت، اهمیت کوروش در اندیشۀ سیاسی ماکیاوللی در منطقِ نظامِ تأسیس و خصلتهای خوب یک فرمانروا، نهفته است که شجاعت، تدبیر و پاکدامنی در کنارِ «سلحشوری» (فصل ششم کتابِ شهریار) موجب تأسیسِ بینظیر «کشوری» شده که نمونهای از واقعیّتِ مؤثر verità effettuale dela cosa را تداعی میکند:
«از آنجا که آهنگ آن دارم، برای آنکه گوش فرادارد، مطلب سودمندی بنویسم، به نظرم مناسبتر رسیده است که حقیقتِ مؤثر را دنبال کنم تا خیالی از آن را.
بسیارند، آنانکه طرح خیالی از پادشاهیها و جمهوریها به دست دادهاند، بیآنکه کسی هرگز، آنها را به واقع، دیده یا دربارۀ آن سخنی شنیده باشد».
بعدها هگل خواهد گفت که واقعیتِ مؤثر Wirklichkeit واقعیتی است که ماندگار است، نه زودگذر و دولتهای خوب «ایدۀ اخلاقی واقعیتِ مؤثر» هستند، و او نیز دولتِ هخامنشی را اولین تداعی آن میداند و سپس به یونان و رُم و در نهایت به فرهنگِ نوردیک میرسد.
@IranDel_Channel
💢
👍34
Forwarded from ایراندل | IranDel
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔴 هفتم آبان روز بزرگداشت کوروش بزرگ، شاه شاهان، بنیانگذار دولتِ ایران، گرامی باد
#مناسبتها
@IranDel_Channel
💢
#مناسبتها
@IranDel_Channel
💢
👍51👎2
Forwarded from ایراندل | IranDel
🔴 داستان كورش بزرگ
✍️ رشتهتوییتی از آرش رئیسینژاد، دکترای روابط بینالملل
[کورش بزرگ] ۲۵۶۲ سال پیش در چنین روزی وارد بابل - کلانشهر جهانِ باستان - شده و فرمانی را صادر کرد که در سال ۱۹۷۱ [میلادی] سازمان ملل آن را نخستین منشور حقوق بشر نامید. بزرگترین دولتِ جهانی، شاهنشاهی هخامنشی، را بنیان نهاد و بر گسترهای پهناور از فرغانه و سِند تا بسفر و غزه فرمان راند.
ایرانیان او را پدر مینامیدند، بابلیان او را برگزیدهی خدای بزرگ خود، مردوک میدانستند؛ یهودیان وی را مسیح یهوه میخواندند و اعراب او را ذوالقرنین میشمردند.
گزنفون، شاگرد سقراط در کورشنامه او را برترین شاه خواند. شاه فیلسوفِ افلاطون در کتاب جمهور، کسی نبود جز کورش بزرگ!
تا پیش از دورانِ مدرن، نویسندگان مسلمان، بارها به نامش اشاره کرده بودند. ابوریحان بیرونی، کورش [بزرگ] را همان کیخسرو میدانست. حمزه اصفهانی، حمدالله مستوفی و مسعودی با نام بُردن از کورش، او را با بهمن، پسر اسفندیار یکی دیدند.
میرخواند (تاریخنگار سده نهم هجری و نویسنده روضهالصفا، کتاب تاریخ عمومی به زبان فارسی)، خواندمیر (نواده دختری میرخواند و تاریخنگار سده دهم هجری) و قزوینی نیز کورش را سردار بهمن نامیدند.
جالب آنکه طبری از پیامبر [اسلام] نقل کرده که: «فاوحَی الیٰ مَلکْ مِن مُلوکِ فارسَ، یُقالُ لَه کورُس، و کانَ مومناً»: خداوند به یکی از پادشاهانِ ایران وحی کرد که کورش نام داشت و او از مومنان بود. (محمد بن جریر الطبری، جامع البیان عن تاویل القرآن، عبدالله الترکی، قاهره، دارهجر، ج. ۱۴، ۴۵۸)
رهانیدنِ یهودیانِ اسیر در بابل و یاری به آنان برای بازسازی معبدِ هیکل باعث شد تا پیامبران یهود، از اشعیا و عزرا تا ارمیا و دانیال، او را به نیکی بستایند. در تورات بیش از ۲۳ بار با احترام زیاد از کورش یاد شده و لقبِ عبری ماشیاح (مسیح یا منجی) را تنها برای او بکار برده شده است.
توماس جفرسون و جان آدامز، از پدران بنیانگذار آمریکا، نیز مدارا و رواداری مذهبی او را سرلوحهی خود برای تأسیسِ نظامی دموکرات و سکولار قرار دادند. جای شگفتی نیست که چهرهی کورش بزرگ، در کنار سلیمان نبی، به عنوان فرمانروایانِ آرمانی، زیر گنبد دادگاه عالی نیویورک آمریکا نقش بسته [است].
کورش که نمادِ "ناسیونالیسمِ تبلیغی" در دورانِ [محمدرضا] شاه شده بود، از سوی انقلابیون [سال ۱۳۵۷ خورشیدی] مورد هجمه قرار گرفت.
در سالهای اخیر نیز تجزیهطلبان از یکسو، کورُش را خیالی خوانده و از سوی دیگر، کُشندهِ خیالی وی را از خود میدانند!
امروزه، کورش [بزرگ]، آماج دشمنی از سوی امتگرایان و تجزیهطلبان گشته است.
آوازهاش اما فراتر بود. اسکندر مقدونی نوشتهای بر آرامگاهش دید: «ای رهگذر! هر که هستی و از هر کجا که آیی، میدانم بر این مکان گذر خواهی کرد. من کورش هستم که شاهنشاهی بزرگی برای ایرانیان به ارمغان آوردم. بر اندک خاکی که مرا در برگرفته رشک مبر!» پس دستور به توقف غارت آن را داد.
آیسخولیوس، نمایشنامهنویس یونان باستان، درست گفته بود: «کورش، قهرمانِ بختیار، چون به قدرت رسید میان اقوامِ برادر، صلح برقرار کرد. آسمان با کورش، سَرِ کین نداشت چون خردمند بود.»
۲۵۷۳ سال پیش کورش مُرد و در پاسارگاد به خاک سپرده شد، ولی کورش در میان ایرانیان و جهانیان هنوز زنده است!
#توییت_خوانی
@IranDel_Channel
💢
🔴 داستان كورش بزرگ
✍️ رشتهتوییتی از آرش رئیسینژاد، دکترای روابط بینالملل
[کورش بزرگ] ۲۵۶۲ سال پیش در چنین روزی وارد بابل - کلانشهر جهانِ باستان - شده و فرمانی را صادر کرد که در سال ۱۹۷۱ [میلادی] سازمان ملل آن را نخستین منشور حقوق بشر نامید. بزرگترین دولتِ جهانی، شاهنشاهی هخامنشی، را بنیان نهاد و بر گسترهای پهناور از فرغانه و سِند تا بسفر و غزه فرمان راند.
ایرانیان او را پدر مینامیدند، بابلیان او را برگزیدهی خدای بزرگ خود، مردوک میدانستند؛ یهودیان وی را مسیح یهوه میخواندند و اعراب او را ذوالقرنین میشمردند.
گزنفون، شاگرد سقراط در کورشنامه او را برترین شاه خواند. شاه فیلسوفِ افلاطون در کتاب جمهور، کسی نبود جز کورش بزرگ!
تا پیش از دورانِ مدرن، نویسندگان مسلمان، بارها به نامش اشاره کرده بودند. ابوریحان بیرونی، کورش [بزرگ] را همان کیخسرو میدانست. حمزه اصفهانی، حمدالله مستوفی و مسعودی با نام بُردن از کورش، او را با بهمن، پسر اسفندیار یکی دیدند.
میرخواند (تاریخنگار سده نهم هجری و نویسنده روضهالصفا، کتاب تاریخ عمومی به زبان فارسی)، خواندمیر (نواده دختری میرخواند و تاریخنگار سده دهم هجری) و قزوینی نیز کورش را سردار بهمن نامیدند.
جالب آنکه طبری از پیامبر [اسلام] نقل کرده که: «فاوحَی الیٰ مَلکْ مِن مُلوکِ فارسَ، یُقالُ لَه کورُس، و کانَ مومناً»: خداوند به یکی از پادشاهانِ ایران وحی کرد که کورش نام داشت و او از مومنان بود. (محمد بن جریر الطبری، جامع البیان عن تاویل القرآن، عبدالله الترکی، قاهره، دارهجر، ج. ۱۴، ۴۵۸)
رهانیدنِ یهودیانِ اسیر در بابل و یاری به آنان برای بازسازی معبدِ هیکل باعث شد تا پیامبران یهود، از اشعیا و عزرا تا ارمیا و دانیال، او را به نیکی بستایند. در تورات بیش از ۲۳ بار با احترام زیاد از کورش یاد شده و لقبِ عبری ماشیاح (مسیح یا منجی) را تنها برای او بکار برده شده است.
توماس جفرسون و جان آدامز، از پدران بنیانگذار آمریکا، نیز مدارا و رواداری مذهبی او را سرلوحهی خود برای تأسیسِ نظامی دموکرات و سکولار قرار دادند. جای شگفتی نیست که چهرهی کورش بزرگ، در کنار سلیمان نبی، به عنوان فرمانروایانِ آرمانی، زیر گنبد دادگاه عالی نیویورک آمریکا نقش بسته [است].
کورش که نمادِ "ناسیونالیسمِ تبلیغی" در دورانِ [محمدرضا] شاه شده بود، از سوی انقلابیون [سال ۱۳۵۷ خورشیدی] مورد هجمه قرار گرفت.
در سالهای اخیر نیز تجزیهطلبان از یکسو، کورُش را خیالی خوانده و از سوی دیگر، کُشندهِ خیالی وی را از خود میدانند!
امروزه، کورش [بزرگ]، آماج دشمنی از سوی امتگرایان و تجزیهطلبان گشته است.
آوازهاش اما فراتر بود. اسکندر مقدونی نوشتهای بر آرامگاهش دید: «ای رهگذر! هر که هستی و از هر کجا که آیی، میدانم بر این مکان گذر خواهی کرد. من کورش هستم که شاهنشاهی بزرگی برای ایرانیان به ارمغان آوردم. بر اندک خاکی که مرا در برگرفته رشک مبر!» پس دستور به توقف غارت آن را داد.
آیسخولیوس، نمایشنامهنویس یونان باستان، درست گفته بود: «کورش، قهرمانِ بختیار، چون به قدرت رسید میان اقوامِ برادر، صلح برقرار کرد. آسمان با کورش، سَرِ کین نداشت چون خردمند بود.»
۲۵۷۳ سال پیش کورش مُرد و در پاسارگاد به خاک سپرده شد، ولی کورش در میان ایرانیان و جهانیان هنوز زنده است!
#توییت_خوانی
@IranDel_Channel
💢
Telegram
ایراندل | IranDel
همه عالم تن است و ایران دل ❤️
این کانال دغدغهاش، ایران است و گردانندۀ آن، یک شهروند ایرانی آذربایجانی
[ بازنشر یک یادداشت، توییت، ویدئو و یا یک صوت به معنی تأیید کل محتوا و تمام مواضع صاحب آن محتوا نیست و هدف صرفاً بازتاب دادن یک نگاه و اندیشه است.]
این کانال دغدغهاش، ایران است و گردانندۀ آن، یک شهروند ایرانی آذربایجانی
[ بازنشر یک یادداشت، توییت، ویدئو و یا یک صوت به معنی تأیید کل محتوا و تمام مواضع صاحب آن محتوا نیست و هدف صرفاً بازتاب دادن یک نگاه و اندیشه است.]
👍59👎1
🔴 ما آخرین نسلِ ملیگرا هستیم؟
ایرانستیزان در تمام اصناف، باید از گردونۀ فرهنگی و اداری کشور بیرون انداخته شوند
✍️ جواد رنجبر درخشیلر، دکترای علوم سیاسی و شاهنامهپژوه
سایۀ جنگ از خود جنگ جانکاهتر است. این روزها سایۀ جنگ بر سر ایران افتاده است. جنگ واقعیتی تاریخی و ناگزیر است. تا جایی که ممکن است باید دورش کرد. اگر دور نشد، چارهای جز جنگیدن با تمام توان نیست. این روزها تلختر از احتمالِ جنگ، تزلزل برخی افراد است که از آن میتوان به «خیانت پیشدستانه» تعبیر کرد. پیش از آغاز جنگ، پرچم خیانت را بالا بردن، نه عقلانی است نه سیاستمدارانه، نه ایراندوستانه و نه آزادیخواهانه. احتمالاً برای آنان «بودن یا نبودن ایران» بیاهمیت شده است.
بودن ایران مهمترین موضوع است و به هر قیمتی، به نام یا ننگ، ایران باید بماند. نبودن ایران، فدا شدن تاریخی دیرپا و فرهنگی پربهاست و عقل سلیم حکم میکند که تاریخ و فرهنگ را یکجا خرج مسائل سیاسی روزمره نکنیم.
تجربۀ تاریخی ما در برابر تهاجمهای خارجی خاطرجمعیای میآورد که هم امیدبخش است و هم ممکن است رهزن باشد. امیدبخش است چون در برابر چهار تهاجم بزرگ یعنی حملات اسکندر، عرب، مغول و متفقین و تهاجمهای کوچک سربلندیم. با همه خسارتها، ماندهایم و هنوز به زبان پارسی، شاهنامه میخوانیم. رهزن است چون صرفاً نمیتوان به اتکای تاریخ، رفتار امروز را رقم زد. امروز باید در تداوم این تجربههای درخشان کمی تردید کنیم. احتیاط شرط عقل است. نظام بینالمللی فعلی پیچیدهتر از هر زمانی است و شبکههای اجتماعی و تحول نگرشها در نسلهای جدید، فضای سیاسی داخلی را تغییر داده است. تا چند دهه پیش، ایران واقعیتی بدیهی و انکارناپذیر بود. به همین دلیل هرگز در ایران، ملیگرایی از نوع ناسیونالیسم غربی شکل نگرفت. مثلاً در مشروطه، ایرانی بودن آنچنان آشکار بود که کسی آن را موضوعِ کنش سیاسی نکرد. در نظام بینالمللی کنونی و نیز در شرایط فعلی داخلی پس از انقلاب، ضروری است تحولی در مبانی بدیهیانگاری ایران صورت پذیرد و ملیگرایی ایرانی به عنوان ضرورتی تاریخی به صورتی منسجم و کارآمد صورتبندی شود. این تحول اندیشهای، مهمتر از تغییر دکترین دفاعی است که این روزها عدهای دانسته و ندانسته درباره آن سخن میگویند.
منظور از تحول اندیشه ملی تغییری در مناسبات با مهاجمان است. ایران قرنها با مدارا و فرهنگ و صلحِ پایدار مانده است. بحرانهای فعلی بزرگتر از بحرانهای تاریخی نیست اما پیچیدهتر است. در یک دهه گذشته خائنان با نام و چهره خود در تلویزیونهای ماهوارهای حاضر شدهاند و از نابودی ایران، آشکارا یا به اشاره سخن گفتهاند. ما در طول تاریخ هرگز خود را در برابر دشمن نباختهایم و همیشه سربلند ماندهایم. این بار مرز روشنی میان دوست و دشمن نیست و واقعاً برخی نمیدانند، اولویت چیست و دشمن اصلی کدام است. گویی تمام خرابیهای دهههای گذشته یکجا بر سر ما آوار شده است. البته ناامید نباید شد. این بحرانها هم میگذرد و در نهایت ایرانی جدیدتر رخ خواهد نمود اما بر مبنای «احتیاط شرط عقل است» ضمن حفظ مدارا و صلح و فرهنگ باید تحولات بینالمللی و نگرشهای نسلهای جدید را نیز در نظر گرفت و سه گام جدی را پیمود. نخست تقویت بنیه نظامی، دوم مجازات شدیدِ ایرانستیزان و سوم تقویت وحدت ملی.
نیروی نظامی قوام ملت است. به قول ماکیاولی بزرگ، قانونهای خوب با سلاحهای خوب تضمین میشود. بدون سلاحهای قوی نمیتوان موجودیت ملی را بهویژه در ژئوپولتیک غرب آسیا حفظ کرد. گام دوم کم از گام نخست نیست. پیادهنظام حقیر اسرائیل که چند معدود، اما به هر حال زیر سایۀ قومگرایی و … در خیابانهای ایران رژه میرود. هر توهینی به ایران و مولفههای فرهنگی شاخص آن تیری است از جانب دشمن که هر چند ممکن است به هدف ننشیند، اما دستکم به ترس و تردید مردم منجر خواهد شد. فرهنگ ایرانی صرفاً معنویت یا تفنن و تزیین نیست. نمیتوان فرهنگ را فرو نهاد و انتظار داشت امنیت و اقتصاد و جامعه بهسامان بماند. فرهنگ در ایران به امنیت و سیاست پیوندی محکم خورده است. سرشت ما فرهنگی است و وقتی با آن میستیزند دست در پنجه امنیت ما انداختهاند. بیتعارف، ایرانستیزان، در تمام اصناف آن، باید از گردونۀ فرهنگی و اداری کشور بیرون انداخته شوند.
🔴 دنبالۀ یادداشت را در بخشِ «مشاهدۀ فوری» بخوانید:
👇👇
@IranDel_Channel
💢
🔴 ما آخرین نسلِ ملیگرا هستیم؟
ایرانستیزان در تمام اصناف، باید از گردونۀ فرهنگی و اداری کشور بیرون انداخته شوند
✍️ جواد رنجبر درخشیلر، دکترای علوم سیاسی و شاهنامهپژوه
سایۀ جنگ از خود جنگ جانکاهتر است. این روزها سایۀ جنگ بر سر ایران افتاده است. جنگ واقعیتی تاریخی و ناگزیر است. تا جایی که ممکن است باید دورش کرد. اگر دور نشد، چارهای جز جنگیدن با تمام توان نیست. این روزها تلختر از احتمالِ جنگ، تزلزل برخی افراد است که از آن میتوان به «خیانت پیشدستانه» تعبیر کرد. پیش از آغاز جنگ، پرچم خیانت را بالا بردن، نه عقلانی است نه سیاستمدارانه، نه ایراندوستانه و نه آزادیخواهانه. احتمالاً برای آنان «بودن یا نبودن ایران» بیاهمیت شده است.
بودن ایران مهمترین موضوع است و به هر قیمتی، به نام یا ننگ، ایران باید بماند. نبودن ایران، فدا شدن تاریخی دیرپا و فرهنگی پربهاست و عقل سلیم حکم میکند که تاریخ و فرهنگ را یکجا خرج مسائل سیاسی روزمره نکنیم.
تجربۀ تاریخی ما در برابر تهاجمهای خارجی خاطرجمعیای میآورد که هم امیدبخش است و هم ممکن است رهزن باشد. امیدبخش است چون در برابر چهار تهاجم بزرگ یعنی حملات اسکندر، عرب، مغول و متفقین و تهاجمهای کوچک سربلندیم. با همه خسارتها، ماندهایم و هنوز به زبان پارسی، شاهنامه میخوانیم. رهزن است چون صرفاً نمیتوان به اتکای تاریخ، رفتار امروز را رقم زد. امروز باید در تداوم این تجربههای درخشان کمی تردید کنیم. احتیاط شرط عقل است. نظام بینالمللی فعلی پیچیدهتر از هر زمانی است و شبکههای اجتماعی و تحول نگرشها در نسلهای جدید، فضای سیاسی داخلی را تغییر داده است. تا چند دهه پیش، ایران واقعیتی بدیهی و انکارناپذیر بود. به همین دلیل هرگز در ایران، ملیگرایی از نوع ناسیونالیسم غربی شکل نگرفت. مثلاً در مشروطه، ایرانی بودن آنچنان آشکار بود که کسی آن را موضوعِ کنش سیاسی نکرد. در نظام بینالمللی کنونی و نیز در شرایط فعلی داخلی پس از انقلاب، ضروری است تحولی در مبانی بدیهیانگاری ایران صورت پذیرد و ملیگرایی ایرانی به عنوان ضرورتی تاریخی به صورتی منسجم و کارآمد صورتبندی شود. این تحول اندیشهای، مهمتر از تغییر دکترین دفاعی است که این روزها عدهای دانسته و ندانسته درباره آن سخن میگویند.
منظور از تحول اندیشه ملی تغییری در مناسبات با مهاجمان است. ایران قرنها با مدارا و فرهنگ و صلحِ پایدار مانده است. بحرانهای فعلی بزرگتر از بحرانهای تاریخی نیست اما پیچیدهتر است. در یک دهه گذشته خائنان با نام و چهره خود در تلویزیونهای ماهوارهای حاضر شدهاند و از نابودی ایران، آشکارا یا به اشاره سخن گفتهاند. ما در طول تاریخ هرگز خود را در برابر دشمن نباختهایم و همیشه سربلند ماندهایم. این بار مرز روشنی میان دوست و دشمن نیست و واقعاً برخی نمیدانند، اولویت چیست و دشمن اصلی کدام است. گویی تمام خرابیهای دهههای گذشته یکجا بر سر ما آوار شده است. البته ناامید نباید شد. این بحرانها هم میگذرد و در نهایت ایرانی جدیدتر رخ خواهد نمود اما بر مبنای «احتیاط شرط عقل است» ضمن حفظ مدارا و صلح و فرهنگ باید تحولات بینالمللی و نگرشهای نسلهای جدید را نیز در نظر گرفت و سه گام جدی را پیمود. نخست تقویت بنیه نظامی، دوم مجازات شدیدِ ایرانستیزان و سوم تقویت وحدت ملی.
نیروی نظامی قوام ملت است. به قول ماکیاولی بزرگ، قانونهای خوب با سلاحهای خوب تضمین میشود. بدون سلاحهای قوی نمیتوان موجودیت ملی را بهویژه در ژئوپولتیک غرب آسیا حفظ کرد. گام دوم کم از گام نخست نیست. پیادهنظام حقیر اسرائیل که چند معدود، اما به هر حال زیر سایۀ قومگرایی و … در خیابانهای ایران رژه میرود. هر توهینی به ایران و مولفههای فرهنگی شاخص آن تیری است از جانب دشمن که هر چند ممکن است به هدف ننشیند، اما دستکم به ترس و تردید مردم منجر خواهد شد. فرهنگ ایرانی صرفاً معنویت یا تفنن و تزیین نیست. نمیتوان فرهنگ را فرو نهاد و انتظار داشت امنیت و اقتصاد و جامعه بهسامان بماند. فرهنگ در ایران به امنیت و سیاست پیوندی محکم خورده است. سرشت ما فرهنگی است و وقتی با آن میستیزند دست در پنجه امنیت ما انداختهاند. بیتعارف، ایرانستیزان، در تمام اصناف آن، باید از گردونۀ فرهنگی و اداری کشور بیرون انداخته شوند.
🔴 دنبالۀ یادداشت را در بخشِ «مشاهدۀ فوری» بخوانید:
👇👇
@IranDel_Channel
💢
Telegraph
ایراندل | IranDel
🔴 ما آخرین نسلِ ملیگرا هستیم؟ ایرانستیزان در تمام اصناف، باید از گردونۀ فرهنگی و اداری کشور بیرون انداخته شوند ✍️ جواد رنجبر درخشیلر، دکترای علوم سیاسی و شاهنامهپژوه سایۀ جنگ از خود جنگ جانکاهتر است. این روزها سایۀ جنگ بر سر ایران افتاده است. جنگ…
👍47👎3
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎥 شاهنامهخوانی بانوی تبریزی به بهانۀ هفتم آبان روز بزرگداشت کوروش بزرگ
خوانشِ ابیاتی از پادشاهی کیخسرو، شاه آرمانی ایرانیان
شاهنامهخوان:
فاطمه تمجیدی؛ از هموندانِ کارگاه شاهنامهخوانی تبریز
@IranDel_Channel
💢
خوانشِ ابیاتی از پادشاهی کیخسرو، شاه آرمانی ایرانیان
شاهنامهخوان:
فاطمه تمجیدی؛ از هموندانِ کارگاه شاهنامهخوانی تبریز
@IranDel_Channel
💢
👍57👎6
🔴 جشنوارۀ گردآفرید
بخشهای جشنواره:
نقاشی و شاهنامهخوانی
بازۀ سنی شرکتکنندگان:
نوجوانان ۱۲ تا ۱۸ سال و جوانان ۱۹ تا ۳۰ سال
ارسالِ آثار نقاشی در سبکهای کارتون، مینیاتور و یا آزاد، هر نفر ۲ اثر
ارسال آثار در زمینۀ شاهنامهخوانی هر نفر یک ویدئوی حداکثر ۵ دقیقهای
شیوۀ ارسال آثار و ویدئوی شرکتکنندگان از طریق واتسآپ به شمارۀ
۰۹۳۸۳۰۸۱۱۳۲
زمان برگزاری:
پنجم اسفند ۱۴۰۳ خورشیدی
مکان برگزاری:
دانشکدۀ هنرهای زیبا دانشگاه تهران
مکان دبیرخانۀ جشنواره:
مرکز آموزشِ علمی کاربردی عالیفرد
جوایز برگزیدگان:
نفرات اول: یک میلیارد ریال
نفرات دوم: هشتصد میلیون ریال
نفرات سوم: ششصد میلیون ریال
#اطلاع_رسانی
@IranDel_Channel
💢
🔴 جشنوارۀ گردآفرید
بخشهای جشنواره:
نقاشی و شاهنامهخوانی
بازۀ سنی شرکتکنندگان:
نوجوانان ۱۲ تا ۱۸ سال و جوانان ۱۹ تا ۳۰ سال
ارسالِ آثار نقاشی در سبکهای کارتون، مینیاتور و یا آزاد، هر نفر ۲ اثر
ارسال آثار در زمینۀ شاهنامهخوانی هر نفر یک ویدئوی حداکثر ۵ دقیقهای
شیوۀ ارسال آثار و ویدئوی شرکتکنندگان از طریق واتسآپ به شمارۀ
۰۹۳۸۳۰۸۱۱۳۲
زمان برگزاری:
پنجم اسفند ۱۴۰۳ خورشیدی
مکان برگزاری:
دانشکدۀ هنرهای زیبا دانشگاه تهران
مکان دبیرخانۀ جشنواره:
مرکز آموزشِ علمی کاربردی عالیفرد
جوایز برگزیدگان:
نفرات اول: یک میلیارد ریال
نفرات دوم: هشتصد میلیون ریال
نفرات سوم: ششصد میلیون ریال
#اطلاع_رسانی
@IranDel_Channel
💢
👍30👎2
🔴 گویش اصیل اردبیلی
نمونۀ اصیل گویش اردبیلی تقریباً منحصر است به جملهای بسیار کوتاه در کتاب صفوة الصفا (نگاشتۀ حدود ۷۵۹ ق) از ابنبزّاز اردبیلی: وقتی در اثنای مجلسی قوّالی غزلی میخوانْد و «بدین بیت رسید که
آتش عشقت ز غیرت بر دلم
تاختن آورد همچون شیر مست
شیخ قدّس اللّٰه سرّه گفت: وقتی که در طلب به شیراز رفتم این حالت و منزلت داشتم. از شیخ سؤال کردم که وقتی که به حضرت شیخ زاهد رسیدی از دل خبری داشتی؟ شیخ فرمود به زبان اردبیلی کارِ بُماندَه کار تَمُوم بُری، یعنی ای خانهآبادان، کار تمام بود.» این تنها نمونهای است که صریحاً گفته شده به زبان اردبیلی است و تفاوتش با زبان اشعار فهلوی از همین چند کلمه نیک پیداست.
🔴 بُنمایه:
فهلویّات: پژوهشی در اشعار بازمانده از زبان ادبی مشترک عراق عجم و آذربایجان، دکتر پژمان فیروزبخش، تهران: انتشارات دکتر محمود افشار، ص ۴۷
@IranDel_Channel
💢
نمونۀ اصیل گویش اردبیلی تقریباً منحصر است به جملهای بسیار کوتاه در کتاب صفوة الصفا (نگاشتۀ حدود ۷۵۹ ق) از ابنبزّاز اردبیلی: وقتی در اثنای مجلسی قوّالی غزلی میخوانْد و «بدین بیت رسید که
آتش عشقت ز غیرت بر دلم
تاختن آورد همچون شیر مست
شیخ قدّس اللّٰه سرّه گفت: وقتی که در طلب به شیراز رفتم این حالت و منزلت داشتم. از شیخ سؤال کردم که وقتی که به حضرت شیخ زاهد رسیدی از دل خبری داشتی؟ شیخ فرمود به زبان اردبیلی کارِ بُماندَه کار تَمُوم بُری، یعنی ای خانهآبادان، کار تمام بود.» این تنها نمونهای است که صریحاً گفته شده به زبان اردبیلی است و تفاوتش با زبان اشعار فهلوی از همین چند کلمه نیک پیداست.
🔴 بُنمایه:
فهلویّات: پژوهشی در اشعار بازمانده از زبان ادبی مشترک عراق عجم و آذربایجان، دکتر پژمان فیروزبخش، تهران: انتشارات دکتر محمود افشار، ص ۴۷
@IranDel_Channel
💢
👍31👎6
🔴 چین و روسیه و چرایی یک بیطرفی!
✍️ صابر گلعنبری
موضع آمریکا و اروپا در قبال جنگ غزه و لبنان و تنش نظامی ایران و اسرائیل بر کسی پوشیده نیست و با اختلافاتی تقریباً در یک راستاست.
انتظاری از آمریکا به دلیل ماهیت روابط ایران و آمریکا مبتنی بر خصومت و تنش مستمر ۴۵ ساله و نیز جنس روابط ایدئولوژیک و اینهمانی با اسرائیل نیست. با اروپا هم با قدری تفاوت مسئله همینگونه است.
اما داستان چین و روسیه متفاوت است و علت آن هم انتظارات دیگری است که با خلق تصویری «دوستانه» و «راهبردی» از روابط با این دو قدرت در ایران ایجاد شده است.
اما موضع چین و روسیه در تنش نظامی ایران و اسرائیل با این انتظارات همخوانی ندارد. این موضع عملاً بیطرفی بوده و همین خود هم بیشتر برای تلآویو واجد منفعت است.
در نشست اضطراری دیشب شورای امنیت، روسیه حمله را محکوم نکرد و فقط آن را غیرمسئولانه خواند. اما نمایندۀ چین آن را به این طریق محکوم کرد که مستقیم نگفت حملۀ اسرائیل را محکوم میکنیم؛ بلکه بیان داشت که هرگونه نقض حاکمیت و تمامیت ارضی ایران را محکوم میکنیم.
هر دو نسبت به اعمال اسرائیل در غزه، لبنان و منطقه ابزار نگرانی کردند. نمایندۀ روسیه انتقاداتی را هم به اسرائیل وارد کرد که البته آن هم بیشتر از دریچۀ تنش و مچگیری آمریکا بود.
اما این رفتار چین و روسیه معطوف به یکی از دو دلیل است؛ یا آنها به الزامات روابط «راهبردی» خود با ایران تن نمیدهند یا این که اساساً تصویر ایجاد شده از این روابط در داخل ایران اشتباه است. به نظرم دومی صحیحتر است.
در کنار آن نیز اساساً شناختی درست از سیاست خاورمیانهای این دو بازیگر وجود ندارد و بدون فهم مناسبات قدرتهای خارجی در منطقه هم نمیتوان خود مسائل منطقه و پیچیدگیهای آنها را درک کرد.
معطوف به شناخت سیاست چین و روسیه در خاورمیانه و روابطشان با اسرائیل، قبلاً هم عرض شده که دو کشور در قضایای منطقهای با طرفیت اسرائیل هیچ موضع عملی علیه آن نخواهند گرفت.
البته نباید مغفول گذاشت که هر کشور و قدرتی حق دارد که کنشگری خود را مطابق منافعش تنظیم کند و از این منظر خردهای بر موضع کنونی چین و روسیه در قبال مناقشه جاری در منطقه نیست اما مشکل در فهم نادرست سیاست خاورمیانهای این دو قدرت، نوع تنش و رقابت آنها با آمریکا و تسری دادن اشتباهی آن به منازعه با اسرائیل است.
یادم هست که بعد از آشتی ایران و عربستان در پکن چه تحلیلهای عجیب و غریبی دربارۀ نقش چین که نشد! از جمله اینکه میخواهد جای آمریکا را در منطقه بگیرد و علیه اسرائیل اقدام کند و غیره.
در حالی که چین سرش در کار خودش است و در قضایای خاورمیانه رویکرد محافظهکارانه دارد. ظاهراً هم نگرانی خاصی بابت تأثیر تنش کنونی بر منافع خود در خاورمیانه ندارد اگر هم نگرانی داشته باشد مادام که طرف مقابل اسرائیل و آمریکاست، بروز نمیدهد و وارد چالش نمیشود.
اگر هم در آینده مسیر تأمین انرژی از خلیج فارس ناامن شود، احتمالاً چینیهای دوراندیش از هم اکنون جایگزین مناسبی در صورت بالا گرفتن تنشها پیدا کردهاند؛ یعنی روسیه! با وقوع چنین تنش و جنگی در منطقه به راحتی نفت روسیه اهمیت فوق راهبردی پیدا میکند و قیمتش هم سر به فلک خواهد کشید و کرملین به سهولت بخش بزرگی از هزینههای جنگ اوکراین را جبران خواهد کرد.
البته این منفعت بدان معنا نیست که روسیه به دنبال جنگی بزرگ در خاورمیانه است. ولو چنین منفعتی هم در کار نباشد مادام که یک طرف مسئله اسرائیل باشد، نه چین و نه روسیه ورود جدی نمیکنند و همین بیطرفی و بیتفاوتی در تنش کنونی بیشتر در عمل به سود اسرائیل است که نه فقط در شرق و غرب هیچ قدرتی جلودارش نیست بلکه همراهی مستقیم و غیرمستقیم هم دارند.
اینجا ذکر این نکته هم بد نیست که مدتی است که گفته میشود توافق همکاری جامع ایران و روسیه آماده امضاست، اما چرا امضا نمیشود؟ به نظرم علت تعلل روسیه جدا از نقش لابی یهودی در این کشور، انتظار برای روشن شدن نتایج انتخابات آمریکاست که اگر نامزد دلخواه پوتین یعنی ترامپ برنده شود، احتمال امضای آن کم است و بیشتر تعلل خواهد کرد و اگر هریس برنده شود، به احتمال زیاد امضا شود اما باز بعید است که لابی یهودی اجازه دهد بندهای مهم آن عملیاتی شود.
برای شناخت بهتر سیاست روسیه در منطقه خالی از لطف نیست که به سخنان یک مقام روس در دیدار اخیر هیئت حماس به مسکو اشاره شود. این مقام روس در یک کلام گفته بود که ما متحد شما نیستیم و دوست اسرائیل هستیم.
روسیه تا جایی به الزامات این دوستی پایبند است که به خاطر آن و قولی که به اسرائیل داده است، حاضر نیست کوچکترین آسیبی به زلنسکی به دلیل بهودی بودن برساند در حالیکه با کشورش در جنگی سرنوشتساز است!
حال چطور انتظار میرود با ایران علیه خود اسرائیل با جمعیتی بالغ بر دو میلیون یهودی روسیالاصل همکاری کند؟!
@IranDel_Channel
💢
🔴 چین و روسیه و چرایی یک بیطرفی!
✍️ صابر گلعنبری
موضع آمریکا و اروپا در قبال جنگ غزه و لبنان و تنش نظامی ایران و اسرائیل بر کسی پوشیده نیست و با اختلافاتی تقریباً در یک راستاست.
انتظاری از آمریکا به دلیل ماهیت روابط ایران و آمریکا مبتنی بر خصومت و تنش مستمر ۴۵ ساله و نیز جنس روابط ایدئولوژیک و اینهمانی با اسرائیل نیست. با اروپا هم با قدری تفاوت مسئله همینگونه است.
اما داستان چین و روسیه متفاوت است و علت آن هم انتظارات دیگری است که با خلق تصویری «دوستانه» و «راهبردی» از روابط با این دو قدرت در ایران ایجاد شده است.
اما موضع چین و روسیه در تنش نظامی ایران و اسرائیل با این انتظارات همخوانی ندارد. این موضع عملاً بیطرفی بوده و همین خود هم بیشتر برای تلآویو واجد منفعت است.
در نشست اضطراری دیشب شورای امنیت، روسیه حمله را محکوم نکرد و فقط آن را غیرمسئولانه خواند. اما نمایندۀ چین آن را به این طریق محکوم کرد که مستقیم نگفت حملۀ اسرائیل را محکوم میکنیم؛ بلکه بیان داشت که هرگونه نقض حاکمیت و تمامیت ارضی ایران را محکوم میکنیم.
هر دو نسبت به اعمال اسرائیل در غزه، لبنان و منطقه ابزار نگرانی کردند. نمایندۀ روسیه انتقاداتی را هم به اسرائیل وارد کرد که البته آن هم بیشتر از دریچۀ تنش و مچگیری آمریکا بود.
اما این رفتار چین و روسیه معطوف به یکی از دو دلیل است؛ یا آنها به الزامات روابط «راهبردی» خود با ایران تن نمیدهند یا این که اساساً تصویر ایجاد شده از این روابط در داخل ایران اشتباه است. به نظرم دومی صحیحتر است.
در کنار آن نیز اساساً شناختی درست از سیاست خاورمیانهای این دو بازیگر وجود ندارد و بدون فهم مناسبات قدرتهای خارجی در منطقه هم نمیتوان خود مسائل منطقه و پیچیدگیهای آنها را درک کرد.
معطوف به شناخت سیاست چین و روسیه در خاورمیانه و روابطشان با اسرائیل، قبلاً هم عرض شده که دو کشور در قضایای منطقهای با طرفیت اسرائیل هیچ موضع عملی علیه آن نخواهند گرفت.
البته نباید مغفول گذاشت که هر کشور و قدرتی حق دارد که کنشگری خود را مطابق منافعش تنظیم کند و از این منظر خردهای بر موضع کنونی چین و روسیه در قبال مناقشه جاری در منطقه نیست اما مشکل در فهم نادرست سیاست خاورمیانهای این دو قدرت، نوع تنش و رقابت آنها با آمریکا و تسری دادن اشتباهی آن به منازعه با اسرائیل است.
یادم هست که بعد از آشتی ایران و عربستان در پکن چه تحلیلهای عجیب و غریبی دربارۀ نقش چین که نشد! از جمله اینکه میخواهد جای آمریکا را در منطقه بگیرد و علیه اسرائیل اقدام کند و غیره.
در حالی که چین سرش در کار خودش است و در قضایای خاورمیانه رویکرد محافظهکارانه دارد. ظاهراً هم نگرانی خاصی بابت تأثیر تنش کنونی بر منافع خود در خاورمیانه ندارد اگر هم نگرانی داشته باشد مادام که طرف مقابل اسرائیل و آمریکاست، بروز نمیدهد و وارد چالش نمیشود.
اگر هم در آینده مسیر تأمین انرژی از خلیج فارس ناامن شود، احتمالاً چینیهای دوراندیش از هم اکنون جایگزین مناسبی در صورت بالا گرفتن تنشها پیدا کردهاند؛ یعنی روسیه! با وقوع چنین تنش و جنگی در منطقه به راحتی نفت روسیه اهمیت فوق راهبردی پیدا میکند و قیمتش هم سر به فلک خواهد کشید و کرملین به سهولت بخش بزرگی از هزینههای جنگ اوکراین را جبران خواهد کرد.
البته این منفعت بدان معنا نیست که روسیه به دنبال جنگی بزرگ در خاورمیانه است. ولو چنین منفعتی هم در کار نباشد مادام که یک طرف مسئله اسرائیل باشد، نه چین و نه روسیه ورود جدی نمیکنند و همین بیطرفی و بیتفاوتی در تنش کنونی بیشتر در عمل به سود اسرائیل است که نه فقط در شرق و غرب هیچ قدرتی جلودارش نیست بلکه همراهی مستقیم و غیرمستقیم هم دارند.
اینجا ذکر این نکته هم بد نیست که مدتی است که گفته میشود توافق همکاری جامع ایران و روسیه آماده امضاست، اما چرا امضا نمیشود؟ به نظرم علت تعلل روسیه جدا از نقش لابی یهودی در این کشور، انتظار برای روشن شدن نتایج انتخابات آمریکاست که اگر نامزد دلخواه پوتین یعنی ترامپ برنده شود، احتمال امضای آن کم است و بیشتر تعلل خواهد کرد و اگر هریس برنده شود، به احتمال زیاد امضا شود اما باز بعید است که لابی یهودی اجازه دهد بندهای مهم آن عملیاتی شود.
برای شناخت بهتر سیاست روسیه در منطقه خالی از لطف نیست که به سخنان یک مقام روس در دیدار اخیر هیئت حماس به مسکو اشاره شود. این مقام روس در یک کلام گفته بود که ما متحد شما نیستیم و دوست اسرائیل هستیم.
روسیه تا جایی به الزامات این دوستی پایبند است که به خاطر آن و قولی که به اسرائیل داده است، حاضر نیست کوچکترین آسیبی به زلنسکی به دلیل بهودی بودن برساند در حالیکه با کشورش در جنگی سرنوشتساز است!
حال چطور انتظار میرود با ایران علیه خود اسرائیل با جمعیتی بالغ بر دو میلیون یهودی روسیالاصل همکاری کند؟!
@IranDel_Channel
💢
Telegram
ایراندل | IranDel
همه عالم تن است و ایران دل ❤️
این کانال دغدغهاش، ایران است و گردانندۀ آن، یک شهروند ایرانی آذربایجانی
[ بازنشر یک یادداشت، توییت، ویدئو و یا یک صوت به معنی تأیید کل محتوا و تمام مواضع صاحب آن محتوا نیست و هدف صرفاً بازتاب دادن یک نگاه و اندیشه است.]
این کانال دغدغهاش، ایران است و گردانندۀ آن، یک شهروند ایرانی آذربایجانی
[ بازنشر یک یادداشت، توییت، ویدئو و یا یک صوت به معنی تأیید کل محتوا و تمام مواضع صاحب آن محتوا نیست و هدف صرفاً بازتاب دادن یک نگاه و اندیشه است.]
👍18
🔴 از کتابِ ابن خلدون و علوم اجتماعی؛ گفتار در شرایط امتناع، نوشته دکتر جواد طباطبایی
ایران، به خلاف کشورهای اسلامی عربی، که یک نصّ بنیادگذار بیشتر ندارند، تا آغاز دوران جدید، دارای سه نصّ بوده و بر پایهٔ آنها سنتی با سه وجه ایجاد کرده است. سنت، در ایران، با آغاز دوران جدید، یک ناحیهٔ دیگری را نیز ایجاد کرده است، اما آنچه این ناحیه از نظام سنت را از دیگر ناحیههای آن متمایز میکند، فقدان نصّ جدید است. این ناحیههای چهارگانهٔ نظام سنت قدمایی، که باید نسبت مفردات آن با یکدیگر را در وحدت یک نظام سنت توضیح داد، مبنای هر «تأملی دربارهٔ ایران» و هر تحولی است که از یک سده و نیم پیش در این کشور اتفاق افتاده است. ... با تصرفی در مفهومی که میشل فوکو به مناسبت دیگری به کار برده، میتوان گفت این دریافت از نظام سنت، از این حیث که «مجموعهای قابل دگرگونی» و «مجموعهٔ قواعدی است که پراتیکی گفتاری را تشخّص میبخشد» آن را همچون شرایط پدیدار شدن و دگرگونی در نظام اندیشیدن متعیّن میکند. از سدهای پیش، منطق نظام سنت، در وحدت مفردات متنوع آن، بهرغم ضربآهنگ زمان جوهری متفاوت ناحیههای آن، به عنوان «پیشینی تاریخی» اندیشیدن ایرانی، بر تکوین هر گفتاری فرمان رانده است. اگر بتوان از پراتیک مشروطیت ایران، و مجموعهای که در فاصلهٔ سنت ِ نوشته یا گفتهای که از دههای پیش تا دههای پس از پیروزی آن تدوین شده، به «گفتار» در معنای فوکویی آن تعبیر کرد، «...از این حیث که این گفتارها پراتیکهایی هستند که از قواعدی تبعیت میکنند»، پس میتوان گفت، در نظر، وحدتِ ناحیههای چهارگانهٔ نظام سنت، شرایط پدیدار شدن این گفتار در عمل را فراهم آورده است. تبیین نسبت آن ناحیههای نظام سنت، به لحاظ اینکه مفردات آنها با توجه به آنچه ما تصلب سنت مینامیم از منطق واحدی تبعیت نمیکنند، با این گفتار جدید چندان آسان نیست. توضیح این نسبت پیچیدهٔ میان مفردات - یا ناحیههای - نظام سنت، در وحدت آن، در عین تمایزهای ضربآهنگ مفردات کثیر آن، مانعی است که راه را بر کاربرد روش «باستانشناسی دانش» فوکو میبندد. تصلب سنت، در مفردات قدمایی سنت، از سویی، و وجه ایدئولوژیکی ناحیهای از سنت که همان جدید ِ فاقد نصّ است، و اینکه، بخشهایی از نظام سنت قدمایی بالقوه جدید در قدیم بود، و از این رو، به مبنایی برای دگرگونی تبدیل شد، در حالی که بخشهای مهم دیگری از مفردات قدیم سنت دستخوش چنان تصلبی شده بود که در شرایط پدیدار شدن نظام گفتار جدید نمیتوانست وارد شود، وجهی مهم از تاریخ اندیشیدن ایرانی است.
@IranDel_Channel
💢
🔴 از کتابِ ابن خلدون و علوم اجتماعی؛ گفتار در شرایط امتناع، نوشته دکتر جواد طباطبایی
ایران، به خلاف کشورهای اسلامی عربی، که یک نصّ بنیادگذار بیشتر ندارند، تا آغاز دوران جدید، دارای سه نصّ بوده و بر پایهٔ آنها سنتی با سه وجه ایجاد کرده است. سنت، در ایران، با آغاز دوران جدید، یک ناحیهٔ دیگری را نیز ایجاد کرده است، اما آنچه این ناحیه از نظام سنت را از دیگر ناحیههای آن متمایز میکند، فقدان نصّ جدید است. این ناحیههای چهارگانهٔ نظام سنت قدمایی، که باید نسبت مفردات آن با یکدیگر را در وحدت یک نظام سنت توضیح داد، مبنای هر «تأملی دربارهٔ ایران» و هر تحولی است که از یک سده و نیم پیش در این کشور اتفاق افتاده است. ... با تصرفی در مفهومی که میشل فوکو به مناسبت دیگری به کار برده، میتوان گفت این دریافت از نظام سنت، از این حیث که «مجموعهای قابل دگرگونی» و «مجموعهٔ قواعدی است که پراتیکی گفتاری را تشخّص میبخشد» آن را همچون شرایط پدیدار شدن و دگرگونی در نظام اندیشیدن متعیّن میکند. از سدهای پیش، منطق نظام سنت، در وحدت مفردات متنوع آن، بهرغم ضربآهنگ زمان جوهری متفاوت ناحیههای آن، به عنوان «پیشینی تاریخی» اندیشیدن ایرانی، بر تکوین هر گفتاری فرمان رانده است. اگر بتوان از پراتیک مشروطیت ایران، و مجموعهای که در فاصلهٔ سنت ِ نوشته یا گفتهای که از دههای پیش تا دههای پس از پیروزی آن تدوین شده، به «گفتار» در معنای فوکویی آن تعبیر کرد، «...از این حیث که این گفتارها پراتیکهایی هستند که از قواعدی تبعیت میکنند»، پس میتوان گفت، در نظر، وحدتِ ناحیههای چهارگانهٔ نظام سنت، شرایط پدیدار شدن این گفتار در عمل را فراهم آورده است. تبیین نسبت آن ناحیههای نظام سنت، به لحاظ اینکه مفردات آنها با توجه به آنچه ما تصلب سنت مینامیم از منطق واحدی تبعیت نمیکنند، با این گفتار جدید چندان آسان نیست. توضیح این نسبت پیچیدهٔ میان مفردات - یا ناحیههای - نظام سنت، در وحدت آن، در عین تمایزهای ضربآهنگ مفردات کثیر آن، مانعی است که راه را بر کاربرد روش «باستانشناسی دانش» فوکو میبندد. تصلب سنت، در مفردات قدمایی سنت، از سویی، و وجه ایدئولوژیکی ناحیهای از سنت که همان جدید ِ فاقد نصّ است، و اینکه، بخشهایی از نظام سنت قدمایی بالقوه جدید در قدیم بود، و از این رو، به مبنایی برای دگرگونی تبدیل شد، در حالی که بخشهای مهم دیگری از مفردات قدیم سنت دستخوش چنان تصلبی شده بود که در شرایط پدیدار شدن نظام گفتار جدید نمیتوانست وارد شود، وجهی مهم از تاریخ اندیشیدن ایرانی است.
@IranDel_Channel
💢
👍18👎1
📷 تصویر ناصرالدین شاه در دومین سال پادشاهیاش که خودش رسم کرده است!
نکته جالب این نقاشی، دستخط وی در حاشیه نقاشی است که نوشته است: «شاهنشاه ممالکِ ایران ناصرالدین شاه قاجار، شاهنشاه پرس، فی شهر ذیقعدة الحرام سنه ۱۲۶۵.»
بُنمایه:
فاطمه قاضیها، ناصرالدین شاه قاجار و نقاشی، تهران، سازمان اسناد و کتابخانه ملی، ۱۳۹۴، ص۸۴
@IranDel_Channel
💢
نکته جالب این نقاشی، دستخط وی در حاشیه نقاشی است که نوشته است: «شاهنشاه ممالکِ ایران ناصرالدین شاه قاجار، شاهنشاه پرس، فی شهر ذیقعدة الحرام سنه ۱۲۶۵.»
بُنمایه:
فاطمه قاضیها، ناصرالدین شاه قاجار و نقاشی، تهران، سازمان اسناد و کتابخانه ملی، ۱۳۹۴، ص۸۴
@IranDel_Channel
💢
👍26👎4
🔴 «جنگِ گرمتر یا جنگِ سردتر؛ مسئله این است»
پرسش: آیا زدوخورد با اسرائیل به جنگی بزرگتر تبدیل میشود؟
✍️ مهدی تدینی
سرانجام جنگ لفظی قدیمی با اسرائیل به مرحلهای رسید که دو طرف همیشه از آن پروا داشتند ــ اما چه جای انکار که دو طرف همیشه در مسیر آن بودند. جمهوری اسلامی چند مرکز هوایی اسرائیل را موشکباران کرد و اسرائیل نیز عملیاتی گسترده علیه مراکز پدافندی ایران انجام داد. این جنگ در سطح زبان از سال ۵۷ آغاز شده بود؛ حتی پیش از آن. روابط بخشی از نیروهای انقلابی با سازمانهای فلسطینی به سالها پیش از انقلاب برمیگردد. چریکهای ایرانی در ظاهر امر در کمپهای فلسطینی برای کمک به فلسطین آموزش میدیدند، اما در عمل اینان همان کسانی بودند که برای انقلابی چپ یا اسلامی در ایران میکوشیدند. اسرائیل که پانعربیسم را دشمن مشترک خود و ایران میدید، گاه اطلاعات مفیدی به ساواک میداد؛ برای مثال اسرائیلیها یک حلقۀ جداییطلب جدی را در خوزستان شناسایی کردند که از عراق کمک میگرفت ــ جدای از اینکه موساد در خط مرزی ایران با کشورهای عرب، نیروهای اطلاعاتی ایران را تجهیز کرده بود.
سرانجام این مسیر بیش از پنجاهساله به جنگ رودرو کشیده است. حال پرسش همه این است که این جنگ تا کجا ادامه مییابد؟ آیا این زدوخورد پینگپنگی ادامه مییابد؟ دستکم بخشی از پاسخ را باید در انتخابات آمریکا جستجو کرد. این مناقشه دیرینه است، اما دلیل مستقیمِ آن زنجیره حوادثی بود که با هفتم اکتبر آغاز شد؛ و هیچ تردیدی نیست که اسرائیل سالها خود را برای یک درگیری طولی از غزه تا تهران آماده کرده بود. پس نتیجهگیری اول: تا زمانی که این درگیری ادامه دارد، احتمال شعلهورتر شدن درگیری مستقیم با اسرائیل هم هست.
همین امروز ارتش اسرائیل حمله به بعلبک را آغاز کرد که در نیمۀ شمالی لبنان است؛ یعنی جنگ اسرائیل و حزبالله ممکن است تمام لبنان را شامل شود و ابعاد و مدت آن اصلاً معلوم نیست. هدف اسرائیل تضعیف حداکثری حزبالله است و مجبور کردن آن به اینکه اسلحه را کنار بگذارد؛ چیزی که پذیرش آن محال به نظر میرسد. پس این قصه سر دراز دارد و چهبسا پس از اتمام درگیری در غزه جنگ در لبنان ادامه یابد.
دولت نتانیاهو برای درگیری با ایران مشکل داخلی ندارد. دستکم بخشی از شخصیتهای سیاسیِ بیرون از دولت حتی به نتانیاهو تاختند که چرا به تأسیسات نفتی ایران حمله نکرده است. این حرفها به نظر مصرف داخلی داشت تا چندان هم قافیه را به نتانیاهو که بر محبوبیت خود میافزاید نبازند. اما همین مواضع دماسنجی است برای تشخیص آمادگی جامعۀ اسرائیل برای جنگ مستقیم با ایران.
نتانیاهو سطح تنش با ایران را تا لبۀ جنگ رساند و نگه داشت تا ادامۀ تصمیمگیری را به نتیجۀ انتخابات آمریکا واگذار کند. اگر هریس در کاخ سفید بماند، بعید نیست نرمنرم دریچههایی برای مذاکره میان ایران و آمریکا گشوده شود و فشارهای اقتصادی بر ایران کاهش یابد و تنفسی حاصل شود. اما اگر ترامپ به کاخ سفید برگردد نیازی به حدس و گمان نیست که برخورد او با مسائل خاورمیانه چگونه است: فشار بر جمهوری اسلامی، پروبال دادن به عربستان و سخاوت فراوان برای اسرائیل. پس اگر هریس پیروز انتخابات باشد، سطح تنش با جمهوری اسلامی حتی بالاتر میرود و چهبسا اسرائیل میکوشد پای آمریکا را به درگیری با ایران باز کند. اروپاییها هم که گویا به دلیل جنگ اوکراین دل خوشی از ایران ندارند. پس سطح تنش بالا میماند تا تحولی سیاسی پدید نیاید و جمهوری اسلامی از زیر فشار خارج نشود.
اما اگر ترامپ پیروز شود، خیال اسرائیل از رویکرد واشنگتن به تهران مطمئنتر است و نیاز کمتری دارد به اینکه خود در آتش بدمد. از طرفی ترامپ رویکردهای انزواطلبانهای هم دارد و نمیخواهد مستقیم درگیر جنگ شود. به این ترتیب توافقی میان اسرائیل و ترامپ شکل میگیرد مبنی بر اینکه پیچ تحریمها و فشارها بر ایران را تا میتواند بالا ببرد. اسرائیل هم در مقابل، زنجیرۀ آخر آتش، یعنی درگیری مستقیم با ایران را کنار میگذارد و اجازه میدهد خود آمریکا بر ایران فشار آورد.
پس جواب من به پرسش امروز این است: افزایش تنش در صورت پیروزی هریس و تثبیت یا کاهش سطح تنش در صورت پیروزی ترامپ. در نهایت، هر دو چشمانداز برای وضعیت داخلی ایران روشن نیست. کلاف سردرگم اقتصاد ایران را بدون حل مسائل خارجی نمیتوان باز کرد. وقتی حتی چین و روسیه حاضر نیستند حملۀ اسرائیل به ایران را صراحتاً محکوم کنند، وزنکشی دیپلماتیک هم روشن است. مذاکره با دولت ترامپ به خاطر رویکرد خود ترامپ محال به نظر میرسد و مذاکره با دولت هریس هم با مداخلات اسرائیل نامحتمل به نظر میرسد. دو گزینۀ موجود یکی افزایش جنگ گرم و دیگری افزایش جنگ سرد است. هر دو برای اقتصاد مبتلا درد مضاعف است.
🔴 پینوشت:
بازنشر یک یادداشت به معنای تأییدِ کلِّ محتوای آن نیست.
@IranDel_Channel
💢
🔴 «جنگِ گرمتر یا جنگِ سردتر؛ مسئله این است»
پرسش: آیا زدوخورد با اسرائیل به جنگی بزرگتر تبدیل میشود؟
✍️ مهدی تدینی
سرانجام جنگ لفظی قدیمی با اسرائیل به مرحلهای رسید که دو طرف همیشه از آن پروا داشتند ــ اما چه جای انکار که دو طرف همیشه در مسیر آن بودند. جمهوری اسلامی چند مرکز هوایی اسرائیل را موشکباران کرد و اسرائیل نیز عملیاتی گسترده علیه مراکز پدافندی ایران انجام داد. این جنگ در سطح زبان از سال ۵۷ آغاز شده بود؛ حتی پیش از آن. روابط بخشی از نیروهای انقلابی با سازمانهای فلسطینی به سالها پیش از انقلاب برمیگردد. چریکهای ایرانی در ظاهر امر در کمپهای فلسطینی برای کمک به فلسطین آموزش میدیدند، اما در عمل اینان همان کسانی بودند که برای انقلابی چپ یا اسلامی در ایران میکوشیدند. اسرائیل که پانعربیسم را دشمن مشترک خود و ایران میدید، گاه اطلاعات مفیدی به ساواک میداد؛ برای مثال اسرائیلیها یک حلقۀ جداییطلب جدی را در خوزستان شناسایی کردند که از عراق کمک میگرفت ــ جدای از اینکه موساد در خط مرزی ایران با کشورهای عرب، نیروهای اطلاعاتی ایران را تجهیز کرده بود.
سرانجام این مسیر بیش از پنجاهساله به جنگ رودرو کشیده است. حال پرسش همه این است که این جنگ تا کجا ادامه مییابد؟ آیا این زدوخورد پینگپنگی ادامه مییابد؟ دستکم بخشی از پاسخ را باید در انتخابات آمریکا جستجو کرد. این مناقشه دیرینه است، اما دلیل مستقیمِ آن زنجیره حوادثی بود که با هفتم اکتبر آغاز شد؛ و هیچ تردیدی نیست که اسرائیل سالها خود را برای یک درگیری طولی از غزه تا تهران آماده کرده بود. پس نتیجهگیری اول: تا زمانی که این درگیری ادامه دارد، احتمال شعلهورتر شدن درگیری مستقیم با اسرائیل هم هست.
همین امروز ارتش اسرائیل حمله به بعلبک را آغاز کرد که در نیمۀ شمالی لبنان است؛ یعنی جنگ اسرائیل و حزبالله ممکن است تمام لبنان را شامل شود و ابعاد و مدت آن اصلاً معلوم نیست. هدف اسرائیل تضعیف حداکثری حزبالله است و مجبور کردن آن به اینکه اسلحه را کنار بگذارد؛ چیزی که پذیرش آن محال به نظر میرسد. پس این قصه سر دراز دارد و چهبسا پس از اتمام درگیری در غزه جنگ در لبنان ادامه یابد.
دولت نتانیاهو برای درگیری با ایران مشکل داخلی ندارد. دستکم بخشی از شخصیتهای سیاسیِ بیرون از دولت حتی به نتانیاهو تاختند که چرا به تأسیسات نفتی ایران حمله نکرده است. این حرفها به نظر مصرف داخلی داشت تا چندان هم قافیه را به نتانیاهو که بر محبوبیت خود میافزاید نبازند. اما همین مواضع دماسنجی است برای تشخیص آمادگی جامعۀ اسرائیل برای جنگ مستقیم با ایران.
نتانیاهو سطح تنش با ایران را تا لبۀ جنگ رساند و نگه داشت تا ادامۀ تصمیمگیری را به نتیجۀ انتخابات آمریکا واگذار کند. اگر هریس در کاخ سفید بماند، بعید نیست نرمنرم دریچههایی برای مذاکره میان ایران و آمریکا گشوده شود و فشارهای اقتصادی بر ایران کاهش یابد و تنفسی حاصل شود. اما اگر ترامپ به کاخ سفید برگردد نیازی به حدس و گمان نیست که برخورد او با مسائل خاورمیانه چگونه است: فشار بر جمهوری اسلامی، پروبال دادن به عربستان و سخاوت فراوان برای اسرائیل. پس اگر هریس پیروز انتخابات باشد، سطح تنش با جمهوری اسلامی حتی بالاتر میرود و چهبسا اسرائیل میکوشد پای آمریکا را به درگیری با ایران باز کند. اروپاییها هم که گویا به دلیل جنگ اوکراین دل خوشی از ایران ندارند. پس سطح تنش بالا میماند تا تحولی سیاسی پدید نیاید و جمهوری اسلامی از زیر فشار خارج نشود.
اما اگر ترامپ پیروز شود، خیال اسرائیل از رویکرد واشنگتن به تهران مطمئنتر است و نیاز کمتری دارد به اینکه خود در آتش بدمد. از طرفی ترامپ رویکردهای انزواطلبانهای هم دارد و نمیخواهد مستقیم درگیر جنگ شود. به این ترتیب توافقی میان اسرائیل و ترامپ شکل میگیرد مبنی بر اینکه پیچ تحریمها و فشارها بر ایران را تا میتواند بالا ببرد. اسرائیل هم در مقابل، زنجیرۀ آخر آتش، یعنی درگیری مستقیم با ایران را کنار میگذارد و اجازه میدهد خود آمریکا بر ایران فشار آورد.
پس جواب من به پرسش امروز این است: افزایش تنش در صورت پیروزی هریس و تثبیت یا کاهش سطح تنش در صورت پیروزی ترامپ. در نهایت، هر دو چشمانداز برای وضعیت داخلی ایران روشن نیست. کلاف سردرگم اقتصاد ایران را بدون حل مسائل خارجی نمیتوان باز کرد. وقتی حتی چین و روسیه حاضر نیستند حملۀ اسرائیل به ایران را صراحتاً محکوم کنند، وزنکشی دیپلماتیک هم روشن است. مذاکره با دولت ترامپ به خاطر رویکرد خود ترامپ محال به نظر میرسد و مذاکره با دولت هریس هم با مداخلات اسرائیل نامحتمل به نظر میرسد. دو گزینۀ موجود یکی افزایش جنگ گرم و دیگری افزایش جنگ سرد است. هر دو برای اقتصاد مبتلا درد مضاعف است.
🔴 پینوشت:
بازنشر یک یادداشت به معنای تأییدِ کلِّ محتوای آن نیست.
@IranDel_Channel
💢
Telegram
ایراندل | IranDel
همه عالم تن است و ایران دل ❤️
این کانال دغدغهاش، ایران است و گردانندۀ آن، یک شهروند ایرانی آذربایجانی
[ بازنشر یک یادداشت، توییت، ویدئو و یا یک صوت به معنی تأیید کل محتوا و تمام مواضع صاحب آن محتوا نیست و هدف صرفاً بازتاب دادن یک نگاه و اندیشه است.]
این کانال دغدغهاش، ایران است و گردانندۀ آن، یک شهروند ایرانی آذربایجانی
[ بازنشر یک یادداشت، توییت، ویدئو و یا یک صوت به معنی تأیید کل محتوا و تمام مواضع صاحب آن محتوا نیست و هدف صرفاً بازتاب دادن یک نگاه و اندیشه است.]
👍14👎1
🔴 عصر دوشنبههای بخارا:
نقد و بررسی کتابِ "امر ملی و تمامیت ارضی: واقعیت مؤثر در کشورداری" نوشتۀ حسین سیفالدینی
به مناسبت انتشار کتاب "امر ملی و تمامیت ارضی: واقعیت مؤثر در کشورداری" نوشتۀ حسین سیف الدینی، بیست و هشتمین عصر دوشنبههای بخارا با همکاری مرکز مطالعات استراتژیک خاورمیانه و انتشارات نگارستان اندیشه به نقد و بررسی این کتاب اختصاص یافته است.
این نشست در ساعت ۱۷ دوشنبه ۱۴ آبان ماه ۱۴۰۳ خورشیدی با حضور حمید احمدی، محمدرضا پاسبان، حسین سیف الدینی و علی دهباشی برگزار میشود.
کتاب حاضر سعی دارد با تکیه بر مفهوم واقعیت مؤثر، به بررسی برخی از مهمترین مسائل نظری در زمینه کشورداری و دولت بپردازد. نویسنده، «امر ملّی» را به عنوان یک مفهوم «سیاسی» برونداد تداوم طبیعی امر ایرانی به عنوان یک مفهوم «تاریخی» میداند. از نظر او امر ملّی چیزی نیست که با چشم سر دیده شود بلکه مفهومی است که در مصداقهای عمل سیاسی در طول تاریخ جاری است.
حضور در این نشست برای علاقمندان، آزاد است.
زمان:
۱۴ آبان ۱۴۰۳ خورشیدی، ساعت ۱۷
مکان:
تهران، بلوار کشاورز، خیابان نادری، مرکز مطالعات خاورمیانه
#اطلاع_رسانی
@IranDel_Channel
💢
نقد و بررسی کتابِ "امر ملی و تمامیت ارضی: واقعیت مؤثر در کشورداری" نوشتۀ حسین سیفالدینی
به مناسبت انتشار کتاب "امر ملی و تمامیت ارضی: واقعیت مؤثر در کشورداری" نوشتۀ حسین سیف الدینی، بیست و هشتمین عصر دوشنبههای بخارا با همکاری مرکز مطالعات استراتژیک خاورمیانه و انتشارات نگارستان اندیشه به نقد و بررسی این کتاب اختصاص یافته است.
این نشست در ساعت ۱۷ دوشنبه ۱۴ آبان ماه ۱۴۰۳ خورشیدی با حضور حمید احمدی، محمدرضا پاسبان، حسین سیف الدینی و علی دهباشی برگزار میشود.
کتاب حاضر سعی دارد با تکیه بر مفهوم واقعیت مؤثر، به بررسی برخی از مهمترین مسائل نظری در زمینه کشورداری و دولت بپردازد. نویسنده، «امر ملّی» را به عنوان یک مفهوم «سیاسی» برونداد تداوم طبیعی امر ایرانی به عنوان یک مفهوم «تاریخی» میداند. از نظر او امر ملّی چیزی نیست که با چشم سر دیده شود بلکه مفهومی است که در مصداقهای عمل سیاسی در طول تاریخ جاری است.
حضور در این نشست برای علاقمندان، آزاد است.
زمان:
۱۴ آبان ۱۴۰۳ خورشیدی، ساعت ۱۷
مکان:
تهران، بلوار کشاورز، خیابان نادری، مرکز مطالعات خاورمیانه
#اطلاع_رسانی
@IranDel_Channel
💢
👍16
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎥 استوانۀ کوروش چگونه کشف شد؟
گفتوگو با شهرام جلیلیان به مناسبت روز بزرگداشت کوروش بزرگ
هفتم آبان در تقویم غیررسمی ایرانیان روز کوروش بزرگ نامیده شده و هر ساله ایرانیان در صدد بزرگداشت این روز هستند. طی سالهای اخیر، توجه و علاقه جوانان ایرانی به کوروش بزرگ و برگزاری مراسم هفتم آبان افزایش یافته است. در این راستا، دکتر شهرام جلیلیان، استاد تاریخ ایران باستان دانشگاه شهید چمران اهواز، در گفتگو با آسیانیوز ایران به بررسی ۷ آبان و استوانه کورش بزرگ پرداخت.
🔴 خلاصۀ گفتوگو را از اینجا بخوانید.
@IranDel_Channel
💢
گفتوگو با شهرام جلیلیان به مناسبت روز بزرگداشت کوروش بزرگ
هفتم آبان در تقویم غیررسمی ایرانیان روز کوروش بزرگ نامیده شده و هر ساله ایرانیان در صدد بزرگداشت این روز هستند. طی سالهای اخیر، توجه و علاقه جوانان ایرانی به کوروش بزرگ و برگزاری مراسم هفتم آبان افزایش یافته است. در این راستا، دکتر شهرام جلیلیان، استاد تاریخ ایران باستان دانشگاه شهید چمران اهواز، در گفتگو با آسیانیوز ایران به بررسی ۷ آبان و استوانه کورش بزرگ پرداخت.
🔴 خلاصۀ گفتوگو را از اینجا بخوانید.
@IranDel_Channel
💢
👍25👎3