🔴 سخنانِ قالیباف و اعتراضِ تند لبنان!
✍️ صابر گلعنبری
در بحبوحۀ جنگ لبنان، رئیس مجلس شورای اسلامی ایران با روزنامۀ فرانسوی لوفیگارو گفتگوی اختصاصی داشته که بخشی از آن بازتابی منفی در منطقه و به ویژه لبنان پیدا کرده است.
این روزنامه به نقل از قالیباف از اعلام آمادگی تهران برای مذاکره با پاریس در مورد اجرای قطعنامۀ ۱۷۰۱ شورای امنیت دربارۀ لبنان خبر داده است.
این گفته بر لبنان چنان سنگین آمده است که نخستوزیر دولت متشکل از حزبالله و متحدانش را برآشفته و به واکنش سریع واداشته است، تا جایی که از وزیر خارجۀ لبنان خواسته است که کاردار سفارت ایران را احضار و نسبت به این موضع اعتراض کند.
هنوز واکنش تهران روشن نیست، اما بعید نیست روزنامه متهم و اعلام شود که اظهارات قالیباف به درستی نقل نشده است.
نجیب میقاتی، سخنان رئیس مجلس شورای اسلامی ایران را «مداخلۀ آشکار» در امور داخلی لبنان «تلاشی برای تثبیت قیمومت (وصایت) غیر قابل قبول» بر این کشور توصیف کرده و گفته است: «ما به وزیر خارجۀ ایران و رئیس مجلس شورای اسلامی در سفرهای اخیر خود به لبنان ضرورتِ درکِ وضعِ لبنان را اطلاع دادیم؛ به ویژه که لبنان در معرضِ تجاوز بیسابقۀ اسرائیل قرار دارد و ما با همۀ دوستان لبنان از جمله فرانسه در حال فشار بر اسرائیل برای آتشبس هستیم».
میقاتی همچنین تأکید کرده است که مذاکره دربارۀ این قطعنامه صرفاً از جانب کشور لبنان باید انجام شود و نه کشور دیگری و دیگر طرفها جا دارد از آن حمایت کنند.
این سخنان در مصاحبه با لوفیگارو دستمایۀ فشار سنگینی از جانبِ مخالفانِ داخلی بر حزبالله در این جنگ خواهد بود. موضعگیری سریع میقاتی هم از این منظر قابل تأمل است.
@IranDel_Channel
💢
🔴 سخنانِ قالیباف و اعتراضِ تند لبنان!
✍️ صابر گلعنبری
در بحبوحۀ جنگ لبنان، رئیس مجلس شورای اسلامی ایران با روزنامۀ فرانسوی لوفیگارو گفتگوی اختصاصی داشته که بخشی از آن بازتابی منفی در منطقه و به ویژه لبنان پیدا کرده است.
این روزنامه به نقل از قالیباف از اعلام آمادگی تهران برای مذاکره با پاریس در مورد اجرای قطعنامۀ ۱۷۰۱ شورای امنیت دربارۀ لبنان خبر داده است.
این گفته بر لبنان چنان سنگین آمده است که نخستوزیر دولت متشکل از حزبالله و متحدانش را برآشفته و به واکنش سریع واداشته است، تا جایی که از وزیر خارجۀ لبنان خواسته است که کاردار سفارت ایران را احضار و نسبت به این موضع اعتراض کند.
هنوز واکنش تهران روشن نیست، اما بعید نیست روزنامه متهم و اعلام شود که اظهارات قالیباف به درستی نقل نشده است.
نجیب میقاتی، سخنان رئیس مجلس شورای اسلامی ایران را «مداخلۀ آشکار» در امور داخلی لبنان «تلاشی برای تثبیت قیمومت (وصایت) غیر قابل قبول» بر این کشور توصیف کرده و گفته است: «ما به وزیر خارجۀ ایران و رئیس مجلس شورای اسلامی در سفرهای اخیر خود به لبنان ضرورتِ درکِ وضعِ لبنان را اطلاع دادیم؛ به ویژه که لبنان در معرضِ تجاوز بیسابقۀ اسرائیل قرار دارد و ما با همۀ دوستان لبنان از جمله فرانسه در حال فشار بر اسرائیل برای آتشبس هستیم».
میقاتی همچنین تأکید کرده است که مذاکره دربارۀ این قطعنامه صرفاً از جانب کشور لبنان باید انجام شود و نه کشور دیگری و دیگر طرفها جا دارد از آن حمایت کنند.
این سخنان در مصاحبه با لوفیگارو دستمایۀ فشار سنگینی از جانبِ مخالفانِ داخلی بر حزبالله در این جنگ خواهد بود. موضعگیری سریع میقاتی هم از این منظر قابل تأمل است.
@IranDel_Channel
💢
Telegram
ایراندل | IranDel
همه عالم تن است و ایران دل ❤️
این کانال دغدغهاش، ایران است و گردانندۀ آن، یک شهروند ایرانی آذربایجانی
[ بازنشر یک یادداشت، توییت، ویدئو و یا یک صوت به معنی تأیید کل محتوا و تمام مواضع صاحب آن محتوا نیست و هدف صرفاً بازتاب دادن یک نگاه و اندیشه است.]
این کانال دغدغهاش، ایران است و گردانندۀ آن، یک شهروند ایرانی آذربایجانی
[ بازنشر یک یادداشت، توییت، ویدئو و یا یک صوت به معنی تأیید کل محتوا و تمام مواضع صاحب آن محتوا نیست و هدف صرفاً بازتاب دادن یک نگاه و اندیشه است.]
👍16
🔴 مقایسۀ سرود «ای ایران»، با سایر سرودهای ملّی
[به مناسبت هشتادمین سال]
✍️ سالار سیفالدینی
سرود «ای ایران»، علاوه بر ویژگیهای ظاهری، ویژگیهای پنهان نیز دارد که آن را به اثری کمنظیر تبدیل کرده است. در این سروده خبری از «نفرت» از دیگری نیست. با اینکه منطق وجودی آن با دوران اشغال در جنگ دوم گره خورده است؛ اما متن آن از بغض یا داوری نسبت به یک دشمن متعین فراغت دارد. بنابراین مفهوم دشمن در این سرود دربارۀ این دشمن یا آن دشمن نیست، بلکه صرفاً درباره «دشمن» است. باید توجه داشت که همه سرودهای ملّی چنین نیستند. تصویرسازیها یا اشارههای غیرمستقیم به دشمنی معیّن در بسیاری از سرودهای ملی که در حین جنگ یا مقاومت خلق شدهاند، وجود دارد. برای مثال میتوان به سرود «مارسییز» اشاره کرد که رنگی از تحقیر و تهدید دشمن و مناظر خونآلود در متن اصلی دارد. در سرود مارسییز آمده است:
"نعرهٔ این سربازان هراسآور را میشنوی؟
میآیند که به میان شما بتازند،
تا پسران، همسران و دوستانتان را از دم تیغ بگذرانند،
بگذار تا خون پلشت دشمنانمان،
شیارهای دشتهایمان را سیراب سازد".
سرود «ای ایران» فارغ از طبقهبندیهای صنفی، جنسیتی، نژادی و زبانی است. حتی برخلاف سرود «لید در دویچن» و «لند در بِرگ» (سرود آلمان و اتریش) فارغ از ارجاعات مردانه است. اگرچه ستایش و توصیف میهن، مقتضای ذات هر سرود ملّی است؛ اما این ستایش در «ای ایران» با صُور خیال و معانی ادبی به شکلی ظریف و غیرمستقیم گره خورده است و در قیاس با «لید در دویچن» که با ترجیعبند اصلی «آلمان برتر از همه» آغاز و «سرزمین پدری» پایان مییابد، اشارت ظریفتری دارد. در سرود «ویلهلموس» (سرود ملی هلند) نیز مدلولهای نژادی و مذهبی معینی دیده میشود. در بیت اول آن اشاره به «خون ژرمنی» و سپس مسیحیت بازنمود پررنگی دارد.
دیگر ویژگی پنهان سرود «ای ایران» آن است که در متن آن نام هیچ حاکم یا فرومانروایی (مانند ویلیام اورانژ در سرود هلند) دیده نمیشود .حتی هیچ نام خاصی غیر از «ایران» در متن دیده نمیشود. به نظر میرسد به طور کلی هر اُتوریتهای غیر از میهن در این متن به کنار رفته و معنویت آن نیز با کمکگرفتن از «نور ایزدی» تأمین شده است. در این سرود، «انسان ایرانی» نه با حاکمان بلکه با خود سرزمین پیمان میبندد؛ زیرا در طول تاریخ حاکمان میآیند و میروند؛ اما استمرار میهن، نامحسوس ولی ابدی است. حتی تأکید نیرومند بر استقلال و ضدیت با اشغالگری در متن سرود مستتر است؛ اما نامی از آن برده نمیشود تا هدف اصلی یعنی تداوم بقای موجودیت ملّی در رأس باشد. به طور کلی تعلق مکانی در این سرود، ارجحیت دارد و در نهایت این پیام کلی یعنی «آرزوی جاودانگی سرزمین» در آن مستتر است.
🔴 پینوشت:
سرودِ «ای ایران» که آن را سرود ملی غیررسمی ایرانیان میدانند با آهنگی از زندهیاد روحالله خالقی در آواز دشتی و شعری از زندهیاد حسین گلگلاب نخستین بار ۲۷ مهرماه ۱۳۲۳ خورشیدی با صدای استاد غلامحسین بنان در تالار دبستان نظامی گنجهای دانشکدهٔ افسری، در خیابان سپه تهران اجرا شد.
تصویر پیوست، شعر با دستخطِ زندهیاد حسین گلگلاب است.
🔴 برای مطالعه بیشتر به اینجا مراجعه کنید.
@IranDel_Channel
💢
🔴 مقایسۀ سرود «ای ایران»، با سایر سرودهای ملّی
[به مناسبت هشتادمین سال]
✍️ سالار سیفالدینی
سرود «ای ایران»، علاوه بر ویژگیهای ظاهری، ویژگیهای پنهان نیز دارد که آن را به اثری کمنظیر تبدیل کرده است. در این سروده خبری از «نفرت» از دیگری نیست. با اینکه منطق وجودی آن با دوران اشغال در جنگ دوم گره خورده است؛ اما متن آن از بغض یا داوری نسبت به یک دشمن متعین فراغت دارد. بنابراین مفهوم دشمن در این سرود دربارۀ این دشمن یا آن دشمن نیست، بلکه صرفاً درباره «دشمن» است. باید توجه داشت که همه سرودهای ملّی چنین نیستند. تصویرسازیها یا اشارههای غیرمستقیم به دشمنی معیّن در بسیاری از سرودهای ملی که در حین جنگ یا مقاومت خلق شدهاند، وجود دارد. برای مثال میتوان به سرود «مارسییز» اشاره کرد که رنگی از تحقیر و تهدید دشمن و مناظر خونآلود در متن اصلی دارد. در سرود مارسییز آمده است:
"نعرهٔ این سربازان هراسآور را میشنوی؟
میآیند که به میان شما بتازند،
تا پسران، همسران و دوستانتان را از دم تیغ بگذرانند،
بگذار تا خون پلشت دشمنانمان،
شیارهای دشتهایمان را سیراب سازد".
سرود «ای ایران» فارغ از طبقهبندیهای صنفی، جنسیتی، نژادی و زبانی است. حتی برخلاف سرود «لید در دویچن» و «لند در بِرگ» (سرود آلمان و اتریش) فارغ از ارجاعات مردانه است. اگرچه ستایش و توصیف میهن، مقتضای ذات هر سرود ملّی است؛ اما این ستایش در «ای ایران» با صُور خیال و معانی ادبی به شکلی ظریف و غیرمستقیم گره خورده است و در قیاس با «لید در دویچن» که با ترجیعبند اصلی «آلمان برتر از همه» آغاز و «سرزمین پدری» پایان مییابد، اشارت ظریفتری دارد. در سرود «ویلهلموس» (سرود ملی هلند) نیز مدلولهای نژادی و مذهبی معینی دیده میشود. در بیت اول آن اشاره به «خون ژرمنی» و سپس مسیحیت بازنمود پررنگی دارد.
دیگر ویژگی پنهان سرود «ای ایران» آن است که در متن آن نام هیچ حاکم یا فرومانروایی (مانند ویلیام اورانژ در سرود هلند) دیده نمیشود .حتی هیچ نام خاصی غیر از «ایران» در متن دیده نمیشود. به نظر میرسد به طور کلی هر اُتوریتهای غیر از میهن در این متن به کنار رفته و معنویت آن نیز با کمکگرفتن از «نور ایزدی» تأمین شده است. در این سرود، «انسان ایرانی» نه با حاکمان بلکه با خود سرزمین پیمان میبندد؛ زیرا در طول تاریخ حاکمان میآیند و میروند؛ اما استمرار میهن، نامحسوس ولی ابدی است. حتی تأکید نیرومند بر استقلال و ضدیت با اشغالگری در متن سرود مستتر است؛ اما نامی از آن برده نمیشود تا هدف اصلی یعنی تداوم بقای موجودیت ملّی در رأس باشد. به طور کلی تعلق مکانی در این سرود، ارجحیت دارد و در نهایت این پیام کلی یعنی «آرزوی جاودانگی سرزمین» در آن مستتر است.
🔴 پینوشت:
سرودِ «ای ایران» که آن را سرود ملی غیررسمی ایرانیان میدانند با آهنگی از زندهیاد روحالله خالقی در آواز دشتی و شعری از زندهیاد حسین گلگلاب نخستین بار ۲۷ مهرماه ۱۳۲۳ خورشیدی با صدای استاد غلامحسین بنان در تالار دبستان نظامی گنجهای دانشکدهٔ افسری، در خیابان سپه تهران اجرا شد.
تصویر پیوست، شعر با دستخطِ زندهیاد حسین گلگلاب است.
🔴 برای مطالعه بیشتر به اینجا مراجعه کنید.
@IranDel_Channel
💢
👍30👎1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎥 پیامِ تصویری علیاکبر شکارچی به مناسبتِ نشستِ آیینِ گشایشِ مدرسۀ علی دهباشی
شنبه ۲۸ مهرماه ۱۴۰۳ خورشیدی، آیین گشایشِ مدرسۀ علی دهباشی در روستای ماژین درهشهر ایلام، با حضورِ آموزگاران و دانشآموزان و اعضای هیئت مدیره انجمن حامی آغاز شد. نخستین سخنران، استاد علیاکبر شکارچی، نوازندهٔ کمانچه، آهنگساز و مدرس موسیقی ایرانی، در دو بخش، نخست شاهنامهخوانی و پیامی تصویری به این همایش، ارسال کردند که پخش شد و مورد توجه حضار قرار گرفت.
@IranDel_Channel
💢
شنبه ۲۸ مهرماه ۱۴۰۳ خورشیدی، آیین گشایشِ مدرسۀ علی دهباشی در روستای ماژین درهشهر ایلام، با حضورِ آموزگاران و دانشآموزان و اعضای هیئت مدیره انجمن حامی آغاز شد. نخستین سخنران، استاد علیاکبر شکارچی، نوازندهٔ کمانچه، آهنگساز و مدرس موسیقی ایرانی، در دو بخش، نخست شاهنامهخوانی و پیامی تصویری به این همایش، ارسال کردند که پخش شد و مورد توجه حضار قرار گرفت.
@IranDel_Channel
💢
👍21
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔴 ۲۸ مهر، زادروزِ اسطورۀ ایستادگی و میهندوستی، «ستارخان»
تو سردارِ قلبِ اسیران شدی
تو سوز نفسهای ایران شدی
چه کردی تو با غیرتِ خون خود
تو جان دادی و جانجانان شدی
ستّارخان، سردارِ ملّی ایران:
«من میخواهم هفت دولت، زیر سایۀ بیرقِ ایران باشد.»
#یادها | #مناسبتها
@IranDel_Channel
💢
تو سردارِ قلبِ اسیران شدی
تو سوز نفسهای ایران شدی
چه کردی تو با غیرتِ خون خود
تو جان دادی و جانجانان شدی
ستّارخان، سردارِ ملّی ایران:
«من میخواهم هفت دولت، زیر سایۀ بیرقِ ایران باشد.»
#یادها | #مناسبتها
@IranDel_Channel
💢
👍29
ایراندل | IranDel
🎥 اشکهای استاد ژاله آموزگار هنگامِ زیارتِ آرامگاه رودکی در کشور تاجیکستان @IranDel_Channel 💢
🔴 استاد و رودکی
✍️ جواد رنجبر درخشیلر، شاهنامهپژوه
اشکهای از دل برآمدۀ استاد دکتر ژاله آموزگار در مزارِ رودکی، سخت تکاندهنده و سخت، معنادار است.
بارها فیلم را دیدم و از حسِ خالصاش سرشار شدم. من که استاد را از نزدیک میشناسم، میدانم که ذرهای ناراستی یا اغراق در اشکهای از ته دل برآمدهشان نبود. پس چگونه من با چهار دهه فاصلۀ سنی با استاد، اشکهایشان را معنا کنم؟
دکتر آموزگار، زادۀ خوی [در استان آذربایجان غربی]، تحصیل کردۀ تبریز و پاریس هستند و در تهران زندگی میکنند. چرا اشکهای ایشان در [شهر] پنجکنت [تاجیکستان] روانه میشود و بغضشان گشوده میشود؟
من اشکها را صرفاً عاطفی و هیجانی نمیدانم. اشکها از دردِ فراقی است که بر جهانِ ما نشاندهاند. حسرتی بر گذشتۀ درخشانِ شکوفای روزگارِ رودکی است. بر ایرانِ جدا افتاده از ایران است. مهری است خردمندانه یا خِردی است مهرآمیز بر ایرانِ از دست رفتۀ بزرگ.
فاصلۀ جغرافیاییِ [شهرهای] خوی و پنجکنت بسیار است. فاصلۀ اندیشۀ شمس تبریزی و رودکی هم کم نیست، اما این فاصلهها را مفهومی بزرگ به نام ایرانشهر، چنان به هم آورده که گویی خوی در ورارود است یا پنجکنت در آذربایجان و شمس و رودکی دو برادرند که هر کدام به راهی رفته است، بیآنکه برادری را فرو نهاده باشد.
اشکهای استاد در مزارِ رودکی به ما فهماند که هنوز ایرانشهر زنده است، روحِ رودکی حاضر است و میتوان با آن گذشتۀ باشکوه در این دنیای به همریخته زندگی کرد. فهماند که همهجای ایران سرای من است و فهماند که امید به بازسازیِ ایرانشهر، امیدی واهی نیست.
همه اینها را مدیون استاد آموزگار هستیم. عمرشان دراز.
@IranDel_Channel
💢
🔴 استاد و رودکی
✍️ جواد رنجبر درخشیلر، شاهنامهپژوه
اشکهای از دل برآمدۀ استاد دکتر ژاله آموزگار در مزارِ رودکی، سخت تکاندهنده و سخت، معنادار است.
بارها فیلم را دیدم و از حسِ خالصاش سرشار شدم. من که استاد را از نزدیک میشناسم، میدانم که ذرهای ناراستی یا اغراق در اشکهای از ته دل برآمدهشان نبود. پس چگونه من با چهار دهه فاصلۀ سنی با استاد، اشکهایشان را معنا کنم؟
دکتر آموزگار، زادۀ خوی [در استان آذربایجان غربی]، تحصیل کردۀ تبریز و پاریس هستند و در تهران زندگی میکنند. چرا اشکهای ایشان در [شهر] پنجکنت [تاجیکستان] روانه میشود و بغضشان گشوده میشود؟
من اشکها را صرفاً عاطفی و هیجانی نمیدانم. اشکها از دردِ فراقی است که بر جهانِ ما نشاندهاند. حسرتی بر گذشتۀ درخشانِ شکوفای روزگارِ رودکی است. بر ایرانِ جدا افتاده از ایران است. مهری است خردمندانه یا خِردی است مهرآمیز بر ایرانِ از دست رفتۀ بزرگ.
فاصلۀ جغرافیاییِ [شهرهای] خوی و پنجکنت بسیار است. فاصلۀ اندیشۀ شمس تبریزی و رودکی هم کم نیست، اما این فاصلهها را مفهومی بزرگ به نام ایرانشهر، چنان به هم آورده که گویی خوی در ورارود است یا پنجکنت در آذربایجان و شمس و رودکی دو برادرند که هر کدام به راهی رفته است، بیآنکه برادری را فرو نهاده باشد.
اشکهای استاد در مزارِ رودکی به ما فهماند که هنوز ایرانشهر زنده است، روحِ رودکی حاضر است و میتوان با آن گذشتۀ باشکوه در این دنیای به همریخته زندگی کرد. فهماند که همهجای ایران سرای من است و فهماند که امید به بازسازیِ ایرانشهر، امیدی واهی نیست.
همه اینها را مدیون استاد آموزگار هستیم. عمرشان دراز.
@IranDel_Channel
💢
Telegram
ایراندل | IranDel
🎥 اشکهای استاد ژاله آموزگار هنگامِ زیارتِ آرامگاه رودکی در کشور تاجیکستان
@IranDel_Channel
💢
@IranDel_Channel
💢
👍42
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 بخشی از درسگفتار «تاریخ مشروطه» با تدریس داریوش رحمانیان، استاد تاریخ دانشگاه تهران
ستارخان: «زیر پرچم بیگانه نمیرویم!»
همت ستارخان چون به وطن، یار شد
باقر خانش ز جان یار وفادار شد
در همهجا یار او ایزد ستار شد
این یک سالار شد آن یک سردار شد
@IranDel_Channel
💢
ستارخان: «زیر پرچم بیگانه نمیرویم!»
همت ستارخان چون به وطن، یار شد
باقر خانش ز جان یار وفادار شد
در همهجا یار او ایزد ستار شد
این یک سالار شد آن یک سردار شد
@IranDel_Channel
💢
👍27
🔴 پدیدهای بنام امارات!
✍️ صابر گلعنبری
رئیس امارات یک ماه بعد از سفر به آمریکا به روسیه رفت وبا پوتین دیدار کرد.
وی در آمریکا از بایدن لقب «شریک اصلی دفاعی» گرفت که الزاماتی امنیتی برای واشنگتن در منطقه دارد و در روسیه نیز پوتین از ورود روابط با امارات به فاز «شراکت راهبردی» گفت که رنگوبوی اقتصادی و برگردانی منطقهای دارد.
امارات امروز مقصد نخست سرمایهگذاری روسیه در منطقه است و حجم سرمایهگذاری وتجارت دوجانبه هم ۷ و ۱۱ میلیارد دلار است.
از اتحادیه اروپا هم اخیراً امضایی بیسابقه در مورد جزایر سهگانه [ایرانی] گرفت.
همواره شناخت رایج از امارات معطوف به کلیشه «عملگی» برای آمریکا بوده است؛ اما چنین روایتی حداقل اکنون با شراکت همزمان این کشور با دو خصم - واشنگتن و مسکو - مخدوش است. این چه «مزدوری» است که آقایش اجازه میدهد با دشمنش دمساز شود؟!
واقعیت این که این بازیگری و «جمع میان نقیضین» غالباً محصول افزایشِ عاملیتِ امارات است.
این که امارات عَلَم خصومت با اسلام سیاسی و نزدیکی با اسرائیل را برافراشته، بیشتر مولود نگاه حاکم بر این کشور است و الا قطر و عمان هم متحد آمریکا هستند و سیاست خارجی متفاوتی دارند.
🔴 پینوشت:
بازنشرِ یادداشتی به معنای تأیید کلِّ محتوای آن نیست.
@IranDel_Channel
💢
🔴 پدیدهای بنام امارات!
✍️ صابر گلعنبری
رئیس امارات یک ماه بعد از سفر به آمریکا به روسیه رفت وبا پوتین دیدار کرد.
وی در آمریکا از بایدن لقب «شریک اصلی دفاعی» گرفت که الزاماتی امنیتی برای واشنگتن در منطقه دارد و در روسیه نیز پوتین از ورود روابط با امارات به فاز «شراکت راهبردی» گفت که رنگوبوی اقتصادی و برگردانی منطقهای دارد.
امارات امروز مقصد نخست سرمایهگذاری روسیه در منطقه است و حجم سرمایهگذاری وتجارت دوجانبه هم ۷ و ۱۱ میلیارد دلار است.
از اتحادیه اروپا هم اخیراً امضایی بیسابقه در مورد جزایر سهگانه [ایرانی] گرفت.
همواره شناخت رایج از امارات معطوف به کلیشه «عملگی» برای آمریکا بوده است؛ اما چنین روایتی حداقل اکنون با شراکت همزمان این کشور با دو خصم - واشنگتن و مسکو - مخدوش است. این چه «مزدوری» است که آقایش اجازه میدهد با دشمنش دمساز شود؟!
واقعیت این که این بازیگری و «جمع میان نقیضین» غالباً محصول افزایشِ عاملیتِ امارات است.
این که امارات عَلَم خصومت با اسلام سیاسی و نزدیکی با اسرائیل را برافراشته، بیشتر مولود نگاه حاکم بر این کشور است و الا قطر و عمان هم متحد آمریکا هستند و سیاست خارجی متفاوتی دارند.
🔴 پینوشت:
بازنشرِ یادداشتی به معنای تأیید کلِّ محتوای آن نیست.
@IranDel_Channel
💢
Telegram
ایراندل | IranDel
همه عالم تن است و ایران دل ❤️
این کانال دغدغهاش، ایران است و گردانندۀ آن، یک شهروند ایرانی آذربایجانی
[ بازنشر یک یادداشت، توییت، ویدئو و یا یک صوت به معنی تأیید کل محتوا و تمام مواضع صاحب آن محتوا نیست و هدف صرفاً بازتاب دادن یک نگاه و اندیشه است.]
این کانال دغدغهاش، ایران است و گردانندۀ آن، یک شهروند ایرانی آذربایجانی
[ بازنشر یک یادداشت، توییت، ویدئو و یا یک صوت به معنی تأیید کل محتوا و تمام مواضع صاحب آن محتوا نیست و هدف صرفاً بازتاب دادن یک نگاه و اندیشه است.]
👍11
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 گوشهای از نشستِ هفتگی سعدیخوانی در تبریز با حضور استاد حسین مهرنگ، مدرّسِ برجستۀ زبان و ادبیات فارسی و جمعی از شهروندانِ فرهنگدوستِ تبریز
عزیزی در اقصای تبریز بود
که همواره بیدار و شبخیز بود
سعدی شیرازی
🔴 پینوشت:
ویدئو مربوط به تابستان ۱۴۰۳ خورشیدی است.
@IranDel_Channel
💢
عزیزی در اقصای تبریز بود
که همواره بیدار و شبخیز بود
سعدی شیرازی
🔴 پینوشت:
ویدئو مربوط به تابستان ۱۴۰۳ خورشیدی است.
@IranDel_Channel
💢
👍32👎1
Forwarded from ایراندل | IranDel
Telegram
attach 📎
🔴 یکم آبان، روز بزرگداشتِ ابوالفضل بیهقی، از پیشگامانِ نثر فارسی
ابوالفضل محمد بن حسین بیهقی (۳۸۵ ه.ق در حارثآباد از توابع شهرستان سبزوار و درگذشتهی ۴۷۰ ه.ق در غزنین) مورخ و نویسنده برجستهی ایرانی در دربارِ غزنوی است و آرامگاه او در شهر سبزوار قرار دارد.
شهرت بیهقی بیشتر بخاطر نگارش کتابی معروف به تاریخ بیهقی (تاریخ مسعودی) است که مهمترین منبع تاریخی در مورد دورانِ غزنوی است. او اوایل عمر را در نیشابور به تحصیل دانش اشتغال داشت، سپس به سِمَتِ دبیری، وارد دیوان سلطان محمود غزنوی و حکمرانان بعد از او شد و پس از درگذشت استادش بونصر مشکان به سمت دبیرِ دیوانِ شاهی برگزیده شد.
در روزگار مسعود غزنوی، پسر محمود غزنوی، بیهقی به بالاترین مقام در دیوان، رسید.
بیهقی نوشتن کتاب تاریخ بیهقی را به زبان فارسی در سن چهل و سه سالگی، آغاز کرد و بیست و دو سال از عمر خویش را بر سر نوشتن آن نهاد.
موضوع این کتاب، تاریخی است در سی جلد، ولی از این سی جلد، تنها شش جلد مانده است. جلد نخستِ موجود نیز از میانه آغاز میشود. جناب بیهقی به دلیل نگارش این کتابِ تاریخیِ گرانسنگ به زبان فارسی نو در قرن پنجم هجری، پدر نثر فارسی نیز نامیده میشود. این کتاب علاوه بر ارزشِ تاریخی، ارزشِ ادبی فراوانی نیز دارد و نقشی کمبدیل در تداوم و صیانت فرهنگِ ایرانی و زبانِ ملی ایرانیان یعنی زبانِ فارسی و بویژه نثر فارسی داشته است.
یکی از بخشهای بسیار جذاب و تاثیرگذارِ این کتاب از منظر تاریخی و بویژه از منظر ادبی داستان حسنک وزیر است.
حسنک وزیر، وزیر ایرانیِ دانشمند، مُدبر و کاردانِ دربارِ سلطان محمود غزنوی بود. خلیفهی عباسی بخاطر ظنِّ به شیعهی اسماعیلی بودنِ حسنک وزیر ، از محمود غزنوی خواست که وزیرش را برای اعدام تحویل دهد و سلطان محمود از اینکار اجتناب کرد. بعد مرگ سلطان محمود غزنوی، حسنک وزیر تلاش کرد تا مُحمّد پسر محمود و برادر مسعود به سلطنت برسد که محمد شکست خورد و مسعود، پسر دیگر سلطان محمود به تخت نشست و مسعود برای انتقام، خواستهی خلیفه را اجابت کرده و حسنک وزیر را به دار آویخت.
صحنه به دار آویختن حسنک وزیر که در تاریخ بیهقی آمدهاست بی شک یکی از شاهکارهای نثر قرن پنجم فارسی است و در ویدئوی پیوست، این برشِ فوقالعاده را از تاریخ بیهقی با خوانشِ محمود دولتآبادی، نویسنده معاصر ایرانی، میتوانید بشنوید.
#مناسبتها
@IranDel_Channel
💢
🔴 یکم آبان، روز بزرگداشتِ ابوالفضل بیهقی، از پیشگامانِ نثر فارسی
ابوالفضل محمد بن حسین بیهقی (۳۸۵ ه.ق در حارثآباد از توابع شهرستان سبزوار و درگذشتهی ۴۷۰ ه.ق در غزنین) مورخ و نویسنده برجستهی ایرانی در دربارِ غزنوی است و آرامگاه او در شهر سبزوار قرار دارد.
شهرت بیهقی بیشتر بخاطر نگارش کتابی معروف به تاریخ بیهقی (تاریخ مسعودی) است که مهمترین منبع تاریخی در مورد دورانِ غزنوی است. او اوایل عمر را در نیشابور به تحصیل دانش اشتغال داشت، سپس به سِمَتِ دبیری، وارد دیوان سلطان محمود غزنوی و حکمرانان بعد از او شد و پس از درگذشت استادش بونصر مشکان به سمت دبیرِ دیوانِ شاهی برگزیده شد.
در روزگار مسعود غزنوی، پسر محمود غزنوی، بیهقی به بالاترین مقام در دیوان، رسید.
بیهقی نوشتن کتاب تاریخ بیهقی را به زبان فارسی در سن چهل و سه سالگی، آغاز کرد و بیست و دو سال از عمر خویش را بر سر نوشتن آن نهاد.
موضوع این کتاب، تاریخی است در سی جلد، ولی از این سی جلد، تنها شش جلد مانده است. جلد نخستِ موجود نیز از میانه آغاز میشود. جناب بیهقی به دلیل نگارش این کتابِ تاریخیِ گرانسنگ به زبان فارسی نو در قرن پنجم هجری، پدر نثر فارسی نیز نامیده میشود. این کتاب علاوه بر ارزشِ تاریخی، ارزشِ ادبی فراوانی نیز دارد و نقشی کمبدیل در تداوم و صیانت فرهنگِ ایرانی و زبانِ ملی ایرانیان یعنی زبانِ فارسی و بویژه نثر فارسی داشته است.
یکی از بخشهای بسیار جذاب و تاثیرگذارِ این کتاب از منظر تاریخی و بویژه از منظر ادبی داستان حسنک وزیر است.
حسنک وزیر، وزیر ایرانیِ دانشمند، مُدبر و کاردانِ دربارِ سلطان محمود غزنوی بود. خلیفهی عباسی بخاطر ظنِّ به شیعهی اسماعیلی بودنِ حسنک وزیر ، از محمود غزنوی خواست که وزیرش را برای اعدام تحویل دهد و سلطان محمود از اینکار اجتناب کرد. بعد مرگ سلطان محمود غزنوی، حسنک وزیر تلاش کرد تا مُحمّد پسر محمود و برادر مسعود به سلطنت برسد که محمد شکست خورد و مسعود، پسر دیگر سلطان محمود به تخت نشست و مسعود برای انتقام، خواستهی خلیفه را اجابت کرده و حسنک وزیر را به دار آویخت.
صحنه به دار آویختن حسنک وزیر که در تاریخ بیهقی آمدهاست بی شک یکی از شاهکارهای نثر قرن پنجم فارسی است و در ویدئوی پیوست، این برشِ فوقالعاده را از تاریخ بیهقی با خوانشِ محمود دولتآبادی، نویسنده معاصر ایرانی، میتوانید بشنوید.
#مناسبتها
@IranDel_Channel
💢
👍32
Telegram
attach 📎
🎙 شاهنامه به چه کارِ امروز میآید؟
سخنران:
جواد رنجبر درخشیلر، دکترای علوم سیاسی و شاهنامهپژوه
سخنرانی در تهران، مجموعه فرهنگان پاسداران
چهارشنبه ۲۵ مهر ۱۴۰۳ خورشیدی
@IranDel_Channel
💢
🎙 شاهنامه به چه کارِ امروز میآید؟
سخنران:
جواد رنجبر درخشیلر، دکترای علوم سیاسی و شاهنامهپژوه
سخنرانی در تهران، مجموعه فرهنگان پاسداران
چهارشنبه ۲۵ مهر ۱۴۰۳ خورشیدی
@IranDel_Channel
💢
👍26👎1
🔴 خودفریبی!
✍️ احمد زیدآبادی
سیدعباس عراقچی: "خورشید در حال طلوع از شرق است و حقیقتاً در حال غروب در غرب..."!
اگر منظور از خورشید همین ستارۀ شعلهور منظومۀ شمسی باشد، این خورشید از همان ابتدای آفرینش خود در شرق طلوع و در غرب، غروب کرده است. اما اگر منظور از خورشید "تمدنی جدید" و یا "قدرتی هژمونیک" باشد، فعلاً که چنین خورشیدی در شرق عالم دیده نمیشود! به نظرم این تلقی از نظم جهان، گونهای "خودفریبی" برای فرار از دیدن واقعیت است که متأسفانه وزیر محترم خارجه هم مثل برخی اصولگرایان افراطی در دام آن گرفتار آمده است. اگر واقعاً چنین خورشیدی در حال طلوع از شرق است چرا این خورشید در برابر بحران خانمانسوز خاورمیانه خاموشی و انفعال در پیش گرفته و قادر به هیچ عمل و ابتکاری نیست؟
__
🔴 دربارۀ یادداشت احمد زیدآبادی
✍️ محمد طبیبیان
این یادداشت از آقای احمد زیدآبادی گرانقدر، بسیار متین است. فقط این توهم منحصر به آن آقای وزیر نیست. لینک زیر خلاصهای از تاریخچۀ این ایده را در بردارد.
اولین فردی که نظمِ نوین جهانی را مطرح کرد وودرو ویلسون (رییسجمهور وقت امریکا) بود در پایان جنگ اول جهانی و منظور هم ایجاد اتحادیۀ ملل (بعداً سازمان ملل) بود برای حفظ صلح جهانی.
بعد از جنگ دوم هم همین ایده به ایجاد سازمان ملل و سپس ترتیبات قرار داد برتون وودز و در نتیجه ایجاد بانک جهانی و صندوق بینالملل پول انجامید. اما کماکان فراوانی جنگها و مصیبتهای انسانی به روال متعارف ادامه یافت، فقط قدرتهایی توانستند برای تثیت منافع خود با یکدیگر بیشتر همسازی کنند. بعداً هر مقام حکومتی خودبزرگبین بر اساس آنچه مورد نظر خود او بوده چنین جملاتی را مطرح کرده از جمله خوروشچپف رهبر شوروی و بعداً بسیاری از رهبران جهان سومی از جمله رجب طیب اردوغان و محمود احمدینژاد. اما شاید پر سروصداترین آن ادعای نظم نوین جهانی، توسط پوتینِ روسیه و شی چین است، بعد از ۲۰۱۹ و اعلام پایان دوران استیلای امریکا.
این آقایان هم در همان رؤیا شریک هستند بلکه به حباب آن رؤیا چنگ زدهاند. مطلب بریکس و ایجاد پول بینالمللی جدیدِ جایگزین دلار هم از همین دست است و البته جز خیالی شیرین نیست. مثل قنات حاج میرزا آغاسی برای کسی آب ندارد برای مقنّی، نان دارد. هزینۀ نان را هم نه رندان بلکه خوشخیالها خواهند پرداخت.
برادر جان! نظم جدیدی درکار نیست همان دو کشوری که ادعای رهبری نظم جدید را دارند هم در چرخهای همان نظم قبلی درگیر دست و پا زدن هستند. ای کاش میشد از خواب و خیالپردازی بیدار شد و واقعیتها و تعادلها و ناتعادلهای جهان را دید و سنجید و براساس منافع کشور در ترازوی سنجش قرار داد.
🔴 پینوشت:
بازنشر یک یادداشت به معنای تأیید کل محتوای آن و تأییدِ تمام مواضع نویسندۀ یادداشت نیست.
💢
🔴 خودفریبی!
✍️ احمد زیدآبادی
سیدعباس عراقچی: "خورشید در حال طلوع از شرق است و حقیقتاً در حال غروب در غرب..."!
اگر منظور از خورشید همین ستارۀ شعلهور منظومۀ شمسی باشد، این خورشید از همان ابتدای آفرینش خود در شرق طلوع و در غرب، غروب کرده است. اما اگر منظور از خورشید "تمدنی جدید" و یا "قدرتی هژمونیک" باشد، فعلاً که چنین خورشیدی در شرق عالم دیده نمیشود! به نظرم این تلقی از نظم جهان، گونهای "خودفریبی" برای فرار از دیدن واقعیت است که متأسفانه وزیر محترم خارجه هم مثل برخی اصولگرایان افراطی در دام آن گرفتار آمده است. اگر واقعاً چنین خورشیدی در حال طلوع از شرق است چرا این خورشید در برابر بحران خانمانسوز خاورمیانه خاموشی و انفعال در پیش گرفته و قادر به هیچ عمل و ابتکاری نیست؟
__
🔴 دربارۀ یادداشت احمد زیدآبادی
✍️ محمد طبیبیان
این یادداشت از آقای احمد زیدآبادی گرانقدر، بسیار متین است. فقط این توهم منحصر به آن آقای وزیر نیست. لینک زیر خلاصهای از تاریخچۀ این ایده را در بردارد.
اولین فردی که نظمِ نوین جهانی را مطرح کرد وودرو ویلسون (رییسجمهور وقت امریکا) بود در پایان جنگ اول جهانی و منظور هم ایجاد اتحادیۀ ملل (بعداً سازمان ملل) بود برای حفظ صلح جهانی.
بعد از جنگ دوم هم همین ایده به ایجاد سازمان ملل و سپس ترتیبات قرار داد برتون وودز و در نتیجه ایجاد بانک جهانی و صندوق بینالملل پول انجامید. اما کماکان فراوانی جنگها و مصیبتهای انسانی به روال متعارف ادامه یافت، فقط قدرتهایی توانستند برای تثیت منافع خود با یکدیگر بیشتر همسازی کنند. بعداً هر مقام حکومتی خودبزرگبین بر اساس آنچه مورد نظر خود او بوده چنین جملاتی را مطرح کرده از جمله خوروشچپف رهبر شوروی و بعداً بسیاری از رهبران جهان سومی از جمله رجب طیب اردوغان و محمود احمدینژاد. اما شاید پر سروصداترین آن ادعای نظم نوین جهانی، توسط پوتینِ روسیه و شی چین است، بعد از ۲۰۱۹ و اعلام پایان دوران استیلای امریکا.
این آقایان هم در همان رؤیا شریک هستند بلکه به حباب آن رؤیا چنگ زدهاند. مطلب بریکس و ایجاد پول بینالمللی جدیدِ جایگزین دلار هم از همین دست است و البته جز خیالی شیرین نیست. مثل قنات حاج میرزا آغاسی برای کسی آب ندارد برای مقنّی، نان دارد. هزینۀ نان را هم نه رندان بلکه خوشخیالها خواهند پرداخت.
برادر جان! نظم جدیدی درکار نیست همان دو کشوری که ادعای رهبری نظم جدید را دارند هم در چرخهای همان نظم قبلی درگیر دست و پا زدن هستند. ای کاش میشد از خواب و خیالپردازی بیدار شد و واقعیتها و تعادلها و ناتعادلهای جهان را دید و سنجید و براساس منافع کشور در ترازوی سنجش قرار داد.
🔴 پینوشت:
بازنشر یک یادداشت به معنای تأیید کل محتوای آن و تأییدِ تمام مواضع نویسندۀ یادداشت نیست.
💢
👍22👎6
🔴 یعقوب لیث صفاری، آغازگر رنسانس فرهنگی ایران
✍️ سهند ایرانمهر
امروز [چهارم آبان ماه] زادروز یعقوب لیث صفاری است. رویگرزادهای که طریق عیاری گرفت و پس از آن قدرت گرفت و حکومت صفاریان را بنیان نهاد. هم او بود که زبان فارسی را که پس از حمله اعراب کمرونق شده بود دوباره رونق بخشید و شاعران پارسیگوی را تشویق کرد.
در تاریخ سیستان (تصحیح ملکالشعرای بهار) آمده است: پس از آنکه یعقوب لیث صفاری، در سال ٢۵۱ هجری قمری، خوارج را شکست داد، شاعران به رسم زمانه شعر به عربی در ستایش او سرودند. یعقوب گفت:
همین امر سبب شد که محمد بن وصیف سگزی که برخی او را اول کسی میدانند که به فارسی شعر گفت، در همین زمانه و به لطف حمایت یعقوب به فارسی شعر بسراید. در تاریخ سیستان در این باره آمده است:
سعید نفیسی در این کتاب تاکید میکند که یعقوب لیث با انتخاب زبان فارسی بهعنوان زبان درباری، بهنوعی سرآغاز رنسانس فرهنگی ایران را رقم زد.
@IranDel_Channel
💢
🔴 یعقوب لیث صفاری، آغازگر رنسانس فرهنگی ایران
✍️ سهند ایرانمهر
امروز [چهارم آبان ماه] زادروز یعقوب لیث صفاری است. رویگرزادهای که طریق عیاری گرفت و پس از آن قدرت گرفت و حکومت صفاریان را بنیان نهاد. هم او بود که زبان فارسی را که پس از حمله اعراب کمرونق شده بود دوباره رونق بخشید و شاعران پارسیگوی را تشویق کرد.
در تاریخ سیستان (تصحیح ملکالشعرای بهار) آمده است: پس از آنکه یعقوب لیث صفاری، در سال ٢۵۱ هجری قمری، خوارج را شکست داد، شاعران به رسم زمانه شعر به عربی در ستایش او سرودند. یعقوب گفت:
«چیزی که من اندر نیابم، چرا باید گفت».
همین امر سبب شد که محمد بن وصیف سگزی که برخی او را اول کسی میدانند که به فارسی شعر گفت، در همین زمانه و به لطف حمایت یعقوب به فارسی شعر بسراید. در تاریخ سیستان در این باره آمده است:
«اول شعر پارسی اندر عجم او گفت و پیش از او کسی نگفته بود که تا پارسیان بودند سخن پیش ایشان به رود بازگفتندی بطریق خسروانی و چون عجم بر کنده شدند و عرب آمدند شعر میان ایشان به تازی بود ...»سعید نفیسی در کتاب «تاریخ نظم و نثر در ایران و در زبان فارسی» به نقش یعقوب لیث صفاری در احیای زبان فارسی و تشویق شاعران ایرانی اشاره کرده است و مینویسد:
«یعقوب لیث صفاری از نخستین کسانی بود که پس از اسلام به احیای زبان فارسی علاقه نشان داد. او شاعران ایرانی را تشویق کرد تا به زبان فارسی شعر بسرایند و به این ترتیب نخستین گامها برای رواج ادبیات فارسی در قلمرو او برداشته شد.»
(تاریخ نظم و نثر در ایران و در زبان فارسی، سعید نفیسی، جلد ۱، انتشارات طهوری، چاپ سوم، ۱۳۷۸)
سعید نفیسی در این کتاب تاکید میکند که یعقوب لیث با انتخاب زبان فارسی بهعنوان زبان درباری، بهنوعی سرآغاز رنسانس فرهنگی ایران را رقم زد.
@IranDel_Channel
💢
👍49👎1
🔴 سقوط اصفهان!
✍️ آرش رئیسینژاد، دکترای روابط بینالملل
۳۰۲ سال پیش در چنین روزی، شاه سلطان حسین، تاج شاهی را بر سر محمود هوتکی (محمود افغان) سردستۀ شورشیان غلزایی گذاشت و از تاج و تختِ ایرانِ صفوی چشم پوشید؛ رخدادی شگفتانگیز که اندیشمندانِ وقت اروپا، همچو منتسکیو، آن را با سقوط امپراتوری روم، همسنگ میدیدند؛ رویدادی محیرالعقول با پیامدهایی ژرف و سترگ تا به اکنوت!
به گفته کروسینسکی، بیکفایتی شاه سلطان حسین، تنها در دلرحمی و خرافهپرستی و بادهنوشی محدود نبود، بلکه در آزاد گذاشتن خواجگان دربار در تصمیمگیریهای سیاسی و ایجاد شبکۀ نیرومند قدرت نیز نمایان شده بود؛ خواجگانی که برای از میان بردن رقبای خود دست به هر کاری زده، اندک نخبگان ایران آن روز یا کشته و یا فراری داده و بدین ترتیب، بنیان ملک و ملت و مملکت را از پی کنده بودند.
در چنین وضعیتی بود که «مناصب به کسی داده میشد که بیشتر میتوانست پول پرداخت کند و نه کسی که لیاقت احراز آن داشت.» از همینرو، رقابت از میان رفت و از اهمیتِ آموزش برای دستیابی به مهارت و کاردانی کاسته شد و کسی علاقهای به تکمیل استعدادهای خود نشان نمیداد چرا که به عیان میدید که ثمری ندارد. همچنین، منتصبین دربار که مقام خود را با پول هنگفت بدست آورده بودند، به محض رسیدن به مقام خود از هیچگونه اخاذی برای بدست آورن ثروت شخصی فروگذاری نمیکردند.
کشور هم دچار سقوط اخلاقی شده بود و هم گرفتار فروپاشی اقتصادی. شاه سلطان حسین، برخلاف جدش شاه عباس بزرگ، شاهی بوالهوس و ناتوان بود و از اقتصاد هیچ نمیدانست و ضرب سکه که در انحصار دولت بود را به حاکمان ولایات با حمایت شبکۀ قدرت داد. ارزش این سکهها با برکناری حاکم ولایتی که سکه در آن ضرب شده بود به نصف تقلیل پیدا میکرد. «بدین سان، کسی که با سکه ده شاهی در جیب میخوابید، اگر حاکم شهر شب عوض میشد، فردا صبح، صاحب تنها پنج شاهی بود!»
در چنین وضعیتی بود که محمود هوتکی با اندک سواران شورشی ترسی از جانب شاه و دربار نداشت، «از جانب درباری که چنان آسیبی به خود زده بود که بزرگترین دشمنانش نمیتوانستند بزنند، ترس موردی نداشت.»
چرا که «در شاه،حِسی، در بزرگان، غیرتی، در مردم اعتمادی و در وزیران تدبیری باقی نمانده بود. … و بینظمی چنان عمومیت داشت که گویی همه بخشهای شاهنشاهی ایران در آستانۀ فروپاشی است.»
اینگونه بود که «هرگز تسخیر کشوری بزرگ به بهایی ارزانتر از این انجام نشد و کسانی که آن را عملی کردند، به هیچوجه تصور نمیکردند بتوانند از عهده چنین کاری برآیند و این که سرانجام نظر به سهولت این کار دست به آن زدند و هر چه در این راه پیش میرفتند، به سهولت آن بیشتر پی میبردند.»
🔴 منبع:
«سقوط اصفهان به روایت کروسینسکی، بازنویسی دکتر سید جواد طباطبایی»
@IranDel_Channel
💢
🔴 سقوط اصفهان!
✍️ آرش رئیسینژاد، دکترای روابط بینالملل
۳۰۲ سال پیش در چنین روزی، شاه سلطان حسین، تاج شاهی را بر سر محمود هوتکی (محمود افغان) سردستۀ شورشیان غلزایی گذاشت و از تاج و تختِ ایرانِ صفوی چشم پوشید؛ رخدادی شگفتانگیز که اندیشمندانِ وقت اروپا، همچو منتسکیو، آن را با سقوط امپراتوری روم، همسنگ میدیدند؛ رویدادی محیرالعقول با پیامدهایی ژرف و سترگ تا به اکنوت!
به گفته کروسینسکی، بیکفایتی شاه سلطان حسین، تنها در دلرحمی و خرافهپرستی و بادهنوشی محدود نبود، بلکه در آزاد گذاشتن خواجگان دربار در تصمیمگیریهای سیاسی و ایجاد شبکۀ نیرومند قدرت نیز نمایان شده بود؛ خواجگانی که برای از میان بردن رقبای خود دست به هر کاری زده، اندک نخبگان ایران آن روز یا کشته و یا فراری داده و بدین ترتیب، بنیان ملک و ملت و مملکت را از پی کنده بودند.
در چنین وضعیتی بود که «مناصب به کسی داده میشد که بیشتر میتوانست پول پرداخت کند و نه کسی که لیاقت احراز آن داشت.» از همینرو، رقابت از میان رفت و از اهمیتِ آموزش برای دستیابی به مهارت و کاردانی کاسته شد و کسی علاقهای به تکمیل استعدادهای خود نشان نمیداد چرا که به عیان میدید که ثمری ندارد. همچنین، منتصبین دربار که مقام خود را با پول هنگفت بدست آورده بودند، به محض رسیدن به مقام خود از هیچگونه اخاذی برای بدست آورن ثروت شخصی فروگذاری نمیکردند.
کشور هم دچار سقوط اخلاقی شده بود و هم گرفتار فروپاشی اقتصادی. شاه سلطان حسین، برخلاف جدش شاه عباس بزرگ، شاهی بوالهوس و ناتوان بود و از اقتصاد هیچ نمیدانست و ضرب سکه که در انحصار دولت بود را به حاکمان ولایات با حمایت شبکۀ قدرت داد. ارزش این سکهها با برکناری حاکم ولایتی که سکه در آن ضرب شده بود به نصف تقلیل پیدا میکرد. «بدین سان، کسی که با سکه ده شاهی در جیب میخوابید، اگر حاکم شهر شب عوض میشد، فردا صبح، صاحب تنها پنج شاهی بود!»
در چنین وضعیتی بود که محمود هوتکی با اندک سواران شورشی ترسی از جانب شاه و دربار نداشت، «از جانب درباری که چنان آسیبی به خود زده بود که بزرگترین دشمنانش نمیتوانستند بزنند، ترس موردی نداشت.»
چرا که «در شاه،حِسی، در بزرگان، غیرتی، در مردم اعتمادی و در وزیران تدبیری باقی نمانده بود. … و بینظمی چنان عمومیت داشت که گویی همه بخشهای شاهنشاهی ایران در آستانۀ فروپاشی است.»
اینگونه بود که «هرگز تسخیر کشوری بزرگ به بهایی ارزانتر از این انجام نشد و کسانی که آن را عملی کردند، به هیچوجه تصور نمیکردند بتوانند از عهده چنین کاری برآیند و این که سرانجام نظر به سهولت این کار دست به آن زدند و هر چه در این راه پیش میرفتند، به سهولت آن بیشتر پی میبردند.»
🔴 منبع:
«سقوط اصفهان به روایت کروسینسکی، بازنویسی دکتر سید جواد طباطبایی»
@IranDel_Channel
💢
👍28
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
⚫️ سربازانِ مدافعِ ایران
سرگرد حمزه جهاندیده و استوار محمد شاهرخیفر و شهدای حادثۀ تروریستی در استانوبلوچستان، نام و یادتان جاوید
اسامی شهدای حمله تروریستی شهرستان تفتان استان سیستان و بلوچستان
شهید سرباز علیزاده
شهید سرباز پریشانی
شهید سرباز نور بخش
شهید سرباز صالحی
شهید کادر ایمان درویشی
شهید کادر علیرضا اقاجانی
شهید کادر مهدی خموشی
شهید کادر نعمت نوری
شهید کادر هادی زارع
#یادها
@IranDel_Channel
💢
سرگرد حمزه جهاندیده و استوار محمد شاهرخیفر و شهدای حادثۀ تروریستی در استانوبلوچستان، نام و یادتان جاوید
اسامی شهدای حمله تروریستی شهرستان تفتان استان سیستان و بلوچستان
شهید سرباز علیزاده
شهید سرباز پریشانی
شهید سرباز نور بخش
شهید سرباز صالحی
شهید کادر ایمان درویشی
شهید کادر علیرضا اقاجانی
شهید کادر مهدی خموشی
شهید کادر نعمت نوری
شهید کادر هادی زارع
#یادها
@IranDel_Channel
💢
👍45👎5
🔴 دنیای بیایران قابل تصوّر نیست
✍️ استاد عبدالحسین زرینکوب
دفتر تاریخ ما در تقریر این دعوی شاهد صادقی است و هیچ چیز مثل آن نمیتواند در نزد مورخ، توالی قرنها و نسلها و تعاقب سلسلهها و سلالهها را آینهٔ عبرت و مایهٔ شناخت سرنوشت انسانی سازد.
در عین حال هیچ چیز مثل آنچه این شاهد، فارغ از هر گونه میل و هوی میگوید نمیتواند سير بقاء و دوام آنچه را سازندگان بینام این فرهنگ و تمدن مردهریگ گذشته به وجود آوردهاند برای مورخ مايهٔ اعتماد بر آیندهٔ زوالناپذیر آن جلوه دهد.
میکوشم عشق و علاقهای را که به این قوم و دیار عزیز دارم یک لحظه فراموش کنم تا بیهیچ شور و هیجانی در آن.باره داوری نمایم.
اینجا همهچیز نشان میدهد که در کشمکش شرق و غرب تلاش سرسختانهای که مردم این دیار در حفظ هویت خویش کرده است نه فقط برای خود وی مایه افتخار جاودانی بوده است، بلکه برای دنیای انسانیت هم نتایج ارزنده داشته است.
از اینروست که بیهیچ شور و هیجان و بیآنکه ارج و بهای تلاش اقوام دیگر را معروض نفی و تردید سازم، سعی و تلاش گذشتهٔ قوم و دیار خویش را به چشم اعجاب و تحسین مینگرم و احساس میکنم که این سرزمین در تاریخ انسانیت، آن اندازه سهم و تأثیر سودبخش داشته است که دنیای بیایران برای انسانیت قابل تصور، بلکه قابل تحمل، نباشد.
دنیای بی ایران؛ از این اندیشه بر خود میلرزم اما به هر حال دنیایی که فرهنگ ایران در آن مجال رشد و حرکت نیابد، دنیایی که در آن تمدن و فرهنگ پربار ایران در کشمکش جاذبههای شرقی و غربی مورد تهدید باشد، با دنیایی که دیگر حضور ایران در آن احساس نشود چه تفاوت دارد؟
ازینرو؛ همین تاریخ که هم اکنون از سیر در آن فارغ گشتهام این دغدغه را تا حد زیادی از خاطرم میزداید. این تاریخ تمامش داستان تلاش پایانناپذیری است که در پرآشوبترین نقطهٔ تلاقی اقوام جهان یک قوم را با یک فرهنگ که مایه امتیاز و تعیّن او بوده است، وحدت و قوام بخشیده است.
در واقع تا امروز سی قرن تقلا و تلاش مخاطرهآمیز و پرماجرا فرهنگ و حیات این قوم و این سرزمین را در گذشتهها از عناصر انسانی سرشار کرده است و همین گذشتههاست که ریشهٔ بقای آن را در فراخنای جهان آینده هم استوار میسازد و از هر خطر هم ایمنش میدارد.
@IranDel_Channel
💢
🔴 دنیای بیایران قابل تصوّر نیست
✍️ استاد عبدالحسین زرینکوب
دفتر تاریخ ما در تقریر این دعوی شاهد صادقی است و هیچ چیز مثل آن نمیتواند در نزد مورخ، توالی قرنها و نسلها و تعاقب سلسلهها و سلالهها را آینهٔ عبرت و مایهٔ شناخت سرنوشت انسانی سازد.
در عین حال هیچ چیز مثل آنچه این شاهد، فارغ از هر گونه میل و هوی میگوید نمیتواند سير بقاء و دوام آنچه را سازندگان بینام این فرهنگ و تمدن مردهریگ گذشته به وجود آوردهاند برای مورخ مايهٔ اعتماد بر آیندهٔ زوالناپذیر آن جلوه دهد.
میکوشم عشق و علاقهای را که به این قوم و دیار عزیز دارم یک لحظه فراموش کنم تا بیهیچ شور و هیجانی در آن.باره داوری نمایم.
اینجا همهچیز نشان میدهد که در کشمکش شرق و غرب تلاش سرسختانهای که مردم این دیار در حفظ هویت خویش کرده است نه فقط برای خود وی مایه افتخار جاودانی بوده است، بلکه برای دنیای انسانیت هم نتایج ارزنده داشته است.
از اینروست که بیهیچ شور و هیجان و بیآنکه ارج و بهای تلاش اقوام دیگر را معروض نفی و تردید سازم، سعی و تلاش گذشتهٔ قوم و دیار خویش را به چشم اعجاب و تحسین مینگرم و احساس میکنم که این سرزمین در تاریخ انسانیت، آن اندازه سهم و تأثیر سودبخش داشته است که دنیای بیایران برای انسانیت قابل تصور، بلکه قابل تحمل، نباشد.
دنیای بی ایران؛ از این اندیشه بر خود میلرزم اما به هر حال دنیایی که فرهنگ ایران در آن مجال رشد و حرکت نیابد، دنیایی که در آن تمدن و فرهنگ پربار ایران در کشمکش جاذبههای شرقی و غربی مورد تهدید باشد، با دنیایی که دیگر حضور ایران در آن احساس نشود چه تفاوت دارد؟
ازینرو؛ همین تاریخ که هم اکنون از سیر در آن فارغ گشتهام این دغدغه را تا حد زیادی از خاطرم میزداید. این تاریخ تمامش داستان تلاش پایانناپذیری است که در پرآشوبترین نقطهٔ تلاقی اقوام جهان یک قوم را با یک فرهنگ که مایه امتیاز و تعیّن او بوده است، وحدت و قوام بخشیده است.
در واقع تا امروز سی قرن تقلا و تلاش مخاطرهآمیز و پرماجرا فرهنگ و حیات این قوم و این سرزمین را در گذشتهها از عناصر انسانی سرشار کرده است و همین گذشتههاست که ریشهٔ بقای آن را در فراخنای جهان آینده هم استوار میسازد و از هر خطر هم ایمنش میدارد.
@IranDel_Channel
💢
👍46👎3
Forwarded from ایراندل | IranDel
🔴 چرا کوروش برای ماکیاوللی مهم شد؟
✍️ سالار سیفالدینی
ماکیاوللی مهمترین و نخستین اندیشمندِ دورۀ رنسانس و از حلقۀ اولیۀ اومانیستهای فلورانس است. نویسندۀ بیبدیلی که نوشتنِ او چونان جواهرسازی ماهر که دقت در چینش گوهرها دارد، دقیق و ظریف و هر کلمهای در جای خودش بود. همانطور که لئو اشتراوس به درستی گفته است، ماکیاوللی اولین ضربۀ موجِ تجدّد بر کِشتی سُنّت بود. یکی از مفاهیمی که او در دو کتابِ مهمِ خود، «شهریار» و «گفتارها»، بر روی آنها کار کرده، مفهومِ بنیادگذاری و تأسیس است. فلسفۀ وحدت و استراتژی تأسیسِ اولیه از نظر ماکیاوللی مهماند و در مسیرِ تحولِ تاریخی، الزامات خود را بر شهر/کشور تحمیل میکنند.
آنچه ماکیاوللی تحلیل میکرد بر مبنای عمل بود، یعنی ابتدا روایتی از تاریخِ تأسیسِ رُم (به نقل از تیتوس لیویوس) نقل میکرد و سپس نظریهای نسبتاً کلی، ولی پیچیدهای را بر مبنای آن، استخراج میکرد. البته او از روایتِ تاریخی سرزمینهای دیگر نیز غافل نیست، همچنان که در گفتارها، چندین بار از وقایعِ نظامی و سیاسی دوران کوروش و داریوش نام برده است.
از نظر ماکیاوللی، جهانِ آن عصر، سه بنیادگذار بزرگ داشت: تتئوس (بانی آتن)، روملوس (بانی رُم) و کوروش (مؤسسِ ایران).
در فصلِ ششم شهریار از این سه نام میبرد که با فضیلت و مردانگی خود (ویرتوی خود) به شهریاری رسیدند و نه فقط به یاری فرشتۀ بخت (فورتونا)؛ زیرا بخت صرفاً «فرصتی» به آنها بخشیده بود. سپس اشاره میکند که بزرگی آنها در تأسیس ترتیبات (اوردینی) نوآئینی است که استواری دولتِ نوبنیاد به آن وابسته است و کاری دشوارتر از تأسیسِ نظمِ جدید نیست، زیرا بنیادگذاری نظم جدید همه برخورداران از نظمِ قدیم را میتواند به دشمن تبدیل کند.
اهمیت این بنیادگذاران در آن است که میتوان از عمل آنها تقلید کرد. از منظرِ ماکیاوللی، تقلید مجاز نیست، مگر اینکه تقلید از تأسیس باشد. زیرا از تأسیس نمیتوان تقلید کرد، مگر اینکه منطق آن را فهمید و این خود، عینِ تأسیس است.
ماکیاوللی در شهریار یکبار دیگر به سراغ کوروش میرود. آنجا که با اغراقهای خاص و عامدانه خود میگوید، شهریار نباید هیچ هدفی جز مطالعه در بابِ جنگ و استراتژیهای نظامی و نیز مطالعۀ تاریخ داشته باشد. به نظر او، پس از جنگ، دومین کاری که یک شهریار باید انجام دهد «مطالعۀ تاریخ» است. «برای اینکه کردارِ مردانِ بزرگ را دریابد و ببیند به هنگامِ جنگ چه میکردهاند و دلیل شکستها و پیروزی آنها چه بوده است» تا از آن بپرهیزد و از این عبرت بگیرد و مهمتر از همه، چنان کُند که مردانِ بزرگ ِپیشین کردهاند. همانطور که اسکندر از آشیل، ژولیوس سزار از اسکندر و اسکیپیو از کوروش تقلید کرد. او سپس شرحی از تجربۀ کشورداری کوروش با جزئیات و ذکر ویژگیهایش، روایت میکند و اهمیت آن را در این میداند که «هرکس شرح زندگی کوروش به قلم گزنفون را بخواند، خواهد دید اسکیپیو تا چه اندازه نیکنامی خود را مدیون پیروی از کوروش است و در عفت، مدارا و انسانیت و آزادگی تا چه مایه خود را با تصویری که گزنفون از کوروش داده بود، همسان کرده است».
به طور خلاصه باید گفت، اهمیت کوروش در اندیشۀ سیاسی ماکیاوللی در منطقِ نظامِ تأسیس و خصلتهای خوب یک فرمانروا، نهفته است که شجاعت، تدبیر و پاکدامنی در کنارِ «سلحشوری» (فصل ششم کتابِ شهریار) موجب تأسیسِ بینظیر «کشوری» شده که نمونهای از واقعیّتِ مؤثر verità effettuale dela cosa را تداعی میکند:
«از آنجا که آهنگ آن دارم، برای آنکه گوش فرادارد، مطلب سودمندی بنویسم، به نظرم مناسبتر رسیده است که حقیقتِ مؤثر را دنبال کنم تا خیالی از آن را.
بسیارند، آنانکه طرح خیالی از پادشاهیها و جمهوریها به دست دادهاند، بیآنکه کسی هرگز، آنها را به واقع، دیده یا دربارۀ آن سخنی شنیده باشد».
بعدها هگل خواهد گفت که واقعیتِ مؤثر Wirklichkeit واقعیتی است که ماندگار است، نه زودگذر و دولتهای خوب «ایدۀ اخلاقی واقعیتِ مؤثر» هستند، و او نیز دولتِ هخامنشی را اولین تداعی آن میداند و سپس به یونان و رُم و در نهایت به فرهنگِ نوردیک میرسد.
@IranDel_Channel
💢
🔴 چرا کوروش برای ماکیاوللی مهم شد؟
✍️ سالار سیفالدینی
ماکیاوللی مهمترین و نخستین اندیشمندِ دورۀ رنسانس و از حلقۀ اولیۀ اومانیستهای فلورانس است. نویسندۀ بیبدیلی که نوشتنِ او چونان جواهرسازی ماهر که دقت در چینش گوهرها دارد، دقیق و ظریف و هر کلمهای در جای خودش بود. همانطور که لئو اشتراوس به درستی گفته است، ماکیاوللی اولین ضربۀ موجِ تجدّد بر کِشتی سُنّت بود. یکی از مفاهیمی که او در دو کتابِ مهمِ خود، «شهریار» و «گفتارها»، بر روی آنها کار کرده، مفهومِ بنیادگذاری و تأسیس است. فلسفۀ وحدت و استراتژی تأسیسِ اولیه از نظر ماکیاوللی مهماند و در مسیرِ تحولِ تاریخی، الزامات خود را بر شهر/کشور تحمیل میکنند.
آنچه ماکیاوللی تحلیل میکرد بر مبنای عمل بود، یعنی ابتدا روایتی از تاریخِ تأسیسِ رُم (به نقل از تیتوس لیویوس) نقل میکرد و سپس نظریهای نسبتاً کلی، ولی پیچیدهای را بر مبنای آن، استخراج میکرد. البته او از روایتِ تاریخی سرزمینهای دیگر نیز غافل نیست، همچنان که در گفتارها، چندین بار از وقایعِ نظامی و سیاسی دوران کوروش و داریوش نام برده است.
از نظر ماکیاوللی، جهانِ آن عصر، سه بنیادگذار بزرگ داشت: تتئوس (بانی آتن)، روملوس (بانی رُم) و کوروش (مؤسسِ ایران).
در فصلِ ششم شهریار از این سه نام میبرد که با فضیلت و مردانگی خود (ویرتوی خود) به شهریاری رسیدند و نه فقط به یاری فرشتۀ بخت (فورتونا)؛ زیرا بخت صرفاً «فرصتی» به آنها بخشیده بود. سپس اشاره میکند که بزرگی آنها در تأسیس ترتیبات (اوردینی) نوآئینی است که استواری دولتِ نوبنیاد به آن وابسته است و کاری دشوارتر از تأسیسِ نظمِ جدید نیست، زیرا بنیادگذاری نظم جدید همه برخورداران از نظمِ قدیم را میتواند به دشمن تبدیل کند.
اهمیت این بنیادگذاران در آن است که میتوان از عمل آنها تقلید کرد. از منظرِ ماکیاوللی، تقلید مجاز نیست، مگر اینکه تقلید از تأسیس باشد. زیرا از تأسیس نمیتوان تقلید کرد، مگر اینکه منطق آن را فهمید و این خود، عینِ تأسیس است.
ماکیاوللی در شهریار یکبار دیگر به سراغ کوروش میرود. آنجا که با اغراقهای خاص و عامدانه خود میگوید، شهریار نباید هیچ هدفی جز مطالعه در بابِ جنگ و استراتژیهای نظامی و نیز مطالعۀ تاریخ داشته باشد. به نظر او، پس از جنگ، دومین کاری که یک شهریار باید انجام دهد «مطالعۀ تاریخ» است. «برای اینکه کردارِ مردانِ بزرگ را دریابد و ببیند به هنگامِ جنگ چه میکردهاند و دلیل شکستها و پیروزی آنها چه بوده است» تا از آن بپرهیزد و از این عبرت بگیرد و مهمتر از همه، چنان کُند که مردانِ بزرگ ِپیشین کردهاند. همانطور که اسکندر از آشیل، ژولیوس سزار از اسکندر و اسکیپیو از کوروش تقلید کرد. او سپس شرحی از تجربۀ کشورداری کوروش با جزئیات و ذکر ویژگیهایش، روایت میکند و اهمیت آن را در این میداند که «هرکس شرح زندگی کوروش به قلم گزنفون را بخواند، خواهد دید اسکیپیو تا چه اندازه نیکنامی خود را مدیون پیروی از کوروش است و در عفت، مدارا و انسانیت و آزادگی تا چه مایه خود را با تصویری که گزنفون از کوروش داده بود، همسان کرده است».
به طور خلاصه باید گفت، اهمیت کوروش در اندیشۀ سیاسی ماکیاوللی در منطقِ نظامِ تأسیس و خصلتهای خوب یک فرمانروا، نهفته است که شجاعت، تدبیر و پاکدامنی در کنارِ «سلحشوری» (فصل ششم کتابِ شهریار) موجب تأسیسِ بینظیر «کشوری» شده که نمونهای از واقعیّتِ مؤثر verità effettuale dela cosa را تداعی میکند:
«از آنجا که آهنگ آن دارم، برای آنکه گوش فرادارد، مطلب سودمندی بنویسم، به نظرم مناسبتر رسیده است که حقیقتِ مؤثر را دنبال کنم تا خیالی از آن را.
بسیارند، آنانکه طرح خیالی از پادشاهیها و جمهوریها به دست دادهاند، بیآنکه کسی هرگز، آنها را به واقع، دیده یا دربارۀ آن سخنی شنیده باشد».
بعدها هگل خواهد گفت که واقعیتِ مؤثر Wirklichkeit واقعیتی است که ماندگار است، نه زودگذر و دولتهای خوب «ایدۀ اخلاقی واقعیتِ مؤثر» هستند، و او نیز دولتِ هخامنشی را اولین تداعی آن میداند و سپس به یونان و رُم و در نهایت به فرهنگِ نوردیک میرسد.
@IranDel_Channel
💢
👍34
Forwarded from ایراندل | IranDel
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔴 هفتم آبان روز بزرگداشت کوروش بزرگ، شاه شاهان، بنیانگذار دولتِ ایران، گرامی باد
#مناسبتها
@IranDel_Channel
💢
#مناسبتها
@IranDel_Channel
💢
👍51👎2