ایران‌دل | IranDel
3.74K subscribers
1.24K photos
978 videos
41 files
2.02K links
همه عالم تن است و ایران‌ دل ❤️

این کانال دغدغه‌اش، ایران است و گردانندۀ آن، یک شهروند ایرانی آذربایجانی

[ بازنشر یک یادداشت، توییت، ویدئو و یا یک صوت به معنی تأیید کل محتوا و تمام مواضع صاحب آن محتوا نیست و هدف صرفاً بازتاب دادن یک نگاه و اندیشه است.]
Download Telegram
ایران‌دل | IranDel
🔴 تذکری به مسئولانِ دفترِ رئیس‌جمهور دربارۀ قوم‌گرایی ✍️ احسان هوشمند در‌حالی‌که حدود ۵۰ روز از برگزاری دور دوم انتخاباتِ ریاست‌جمهوری و انتخاب دکتر پزشکیان به‌عنوان رئیس‌جمهوری کشور می‌گذرد، تاکنون تاریخی برای برگزاری مصاحبۀ مطبوعاتی رئیس‌جمهوری مشخص…

🔴 نامی به بزرگی احسان هوشمند

✍️ رضا کدخدازاده، کنشگر مدنی و ملی ارومیه‌ای در شبکه اجتماعی ایکس (توییتر پیشین) نوشت:

در فضای مجازی رسم است وقتی ناجوانمردانه به کسی حمله می‌شود، دوست‌دارانش پویشِ «من فلانی هستم» راه می‌اندازند. در مورد استاد هوشمند، حتی مجازاً هم نمی‌شود ادعا کرد، من ‎«احسان هوشمند» هستم! انسانی دوست‌داشتنی، دانشمندی متین، ایران‌شناسی خبره و یک وطن‌پرست واقعی.



#توییت_خوانی

@IranDel_Channel

💢
👍40👎5
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM

🎥 پاسخ احسان هوشمند - جامعه‌شناس و ایران‌شناس - به این پرسش که آیا اساساً چیزی به نام «قوم فارس» وجود دارد؟


@IranDel_Channel

💢
👍35👎4
ایران‌دل | IranDel
🎥 پاسخ احسان هوشمند - جامعه‌شناس و ایران‌شناس - به این پرسش که آیا اساساً چیزی به نام «قوم فارس» وجود دارد؟ @IranDel_Channel 💢
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
‌‌
🎥 احسان هوشمند به نمونه‌هایی از درهم آمیختگی فرهنگی و زبانی ایرانیان اشاره می‌کند | کرمانی‌های میاندوآب



@IranDel_Channel

💢
👍31👎5
ایران‌دل | IranDel
🎥 پاسخ احسان هوشمند - جامعه‌شناس و ایران‌شناس - به این پرسش که آیا اساساً چیزی به نام «قوم فارس» وجود دارد؟ @IranDel_Channel 💢

‌‌🔴 گفت‌وگوی مفصل انصاف‌نیوز با احسان هوشمند، جامعه‌شناس و ایران‌شناس برجسته


● احسان هوشمند در گفت‌وگویی با انصاف‌نیوز دربارۀ قوم‌گرایی و بی‌ریشه بودن آن در ایران می‌گوید. او در توضیح این موضوع به مهاجرت‌های پی‌درپی ایرانیان از شرقی‌ترین نقاط ایران به غربی‌ترین نقاط آن و در نتیجه درهم آمیختگی زبانی و فرهنگی مردم کشور ما طی تاریخ اشاره کرد و مثال‌هایی در این مورد زد. هوشمند از دلایلِ رواج قوم‌گرایی در کشور نیز گفت و از جمله به رواج گفتمانی ایدئولوژیک اشاره کرد.

بخش نخست گفت‌وگو را از اینجا بخوانید.



● در بخش دوم گفت‌وگوی مفصل احسان هوشمند، با انصاف‌نیوز، او از پیشینۀ قوم‌گرایی در ایران و تاریخ آغاز آن در کشور گفت:
«قبل از ظهور کمونیسم، مارکسیست‌های ایرانی، تأسیس "جمهوری آذربایجان"، دولت عراق و ترکیه نوین در ایران شخصیت‌های قومگرا نداشته‌ایم! شما یک نفر پان‌کُرد یا پان‌تُرک قبل از این مقاطع زمانی پیدا نمی‌کنید!».

او به موارد تاریخی تقویتِ قوم‌گرایی توسط دولت‌های آمریکا، انگلیس و حتی ایران در کشورهای دیگر اشاره کرد و در بخش پایانی مصاحبه دربارۀ مسئلۀ زبان مادری و "آموزش به زبان مادری" حرف زد. آقای هوشمند در این موضوع مشکل تحصیلی کودکان را در توسعه می‌بیند، نه آموزش به زبان مادری.

بخش دوم گفت‌وگو را از اینجا بخوانید.



ویدئوی نخست از گفت‌وگو

ویدئوی دوم از گفت‌وگو

‌■ ویدئوی سوم از گفت‌وگو


@IranDel_Channel

💢
👍29👎5
‍ ‌‌
🔴 ترکیه امروزی، میراثِ تُرکان یا رومیان مسلمان؟

✍️ سالار سیف‌الدینی

پروفسور جلال شنگور، استاد جغرافیا و زمین‌شناسی ترکیه، در این مصاحبه (ویدئوی پیوست) می‌گوید که ژنِ تُرک در آسیای میانه، اکثریت است و درصدِ فراوانی آن در آنانولی، هفت درصد تعیین شده است. در برنامۀ استخراج DNA مردمانِ آناتولی، اکثریتِ مردم آن از نظر DNA به هنداروپائیان نزدیک بوده‌اند. شنگور در ادامه می‌گوید «ما وارثِ بیزانس، ما رومیانِ مسلمان هستیم».

یک موضوع مهم در تحقیقاتِ جلال شنگور، اشاره به خاستگاه بالکانی عثمانیان است. روایت او از عثمانی با روایت‌های ایدئولوژیک رایج متفاوت است، چرا که معتقد است، نقطۀ اتکای عثمانی نه فلاتِ آناتولی، بلکه بالکان بود. همان‌طور که می‌دانید، قسطنطینۀ بیزانسی پس از فتح، تبدیل به مرکز خلافت عثمانی شد. این شهرِ محتشمِ رومی، از نظر جغرافیایی بخشی از فلات آناتولی نیست، بلکه بخشی از تراس (تراکیه) است، دیوار به دیوارِ بالکان، یعنی یونان و بلغارستان به شمار می‌رود. تراس شرقی شامل چندین ایل (معادل استان در تقسیمات کشوری ترکیه) از جمله استانبول است. تراش شمالی شامل بلغارستان و تراس غربی در قلمرو یونان واقع شده است. (برای اطلاعات بیشتر نک: چشم انداز و ادراک ژئوپلیتیک ترکیه)

از نظر جلال شنگور، خلافت عثمانی تا پیش از تجزیۀ بالکان، بیشتر بر این حوزه واقع شده بود و آناتولی را به عنوان یک منطقۀ حاشیه‌ای می‌دید، اما جدایی بالکان، عثمانی را بیش از گذشته به سمتِ شرق متوجه کرد و خُلفا ناچار از پناه آوردن به آناتولی شدند.

به طور کلی، جلال شنگور را باید در دستۀ تُرک‌های سفید، یعنی تُرک‌های لیبرال، گریزان از ایدئولوژی، مخالفِ خلافت‌گرایی عثمانی و تُرک‌گرایی دسته‌بندی کرد.

بازگردیم به موضوعِ DNA که جوهرۀ یک انسان است و با کمک آن می‌توان به تبارشناسی پرداخت. مفهوم تُرک، به عنوان اطلاق به یک دولت - ملّت و حتی ملّتِ معمولی، بسیار متأخر است و به تزهای روشنفکران دهه‌های آخر عثمانی مانند یوسف آقچورا باز می‌گردد. آن‌ها مجبور بودند برای گُذار از بحرانی که دامن‌گیرِ امپراطوری چند ملیّتی شده بود راه حلی انتخاب کنند که اصلی‌ترین آنها تأسیسِ یک عثمانی جدید (عثمانی‌های جوان) یا ملّتِ جدید تُرک (تُرکان جوان) بود. پیش از آن، تُرک، بار منفی زیادی داشت و خُلفا و امپراطوران از تُرک نامیدنِ خود و حکومت‌شان پرهیز می‌کردند. دلیل اصلی ان بود که هیأت حاکمۀ عثمانی تُرک نبودند. سلاطین تقریباً همگی مادران و مادربزرگانِ یونانی، روس و اوکراینی یا اسلاو داشتند. دخترانی که در سن کم توسط دزدان دریایی مانند (پیر رئیس) در شبی دزیده می‌شدند و در مرکز خلافت به فروش می‌رفتند و بهترین‌ها نیز نصیب حرم‌سرای خُلفا می‌شدند. وزیران نیز اغلب اسلاو از شبه‌جزیره بالکان می‌آمدند. نیروی نظامی یعنی ینی‌چری‌ها نیز از سربازان مسیحی مسلمان شده (دونمه) تشکیل می‌شد. ساختار ادارۀ مملکت نیز به‌جا مانده از بیزانس بود. حتی امروز نیز موسیقی و رقص رایج در ترکیه در واقع همان موسیقی و رقصی و لباسی است که یونانی‌ها دارند. بسیاری از ساختار، حفظ شده و در واقع به ارث رسیده است. اما ناسیونالیسم متأخر تُرک مجبور بود، روایتی از خود بسازد، که نه عثمانی باشد، نه بیزانسی و نه اسلامی. برای همین در دورانِ آتاتُرک سراغ سومرها و هیتی‌ها به عنوان نقطۀ اتکا رفتند که البته جدی گرفته نشد. تُرکها در مقایسه با سایر ملت‌های همسایه، بسیار دیر به شأن ملی دست پیدا کردند و تجربه نشان داده رابطۀ مستقیمی بین ناسیونالیسم افراطی و جوامعی که دیر به ملیّت می‌رسند، وجود دارد. نمونۀ آن ایتالیا و آلمان است که وحدتِ آنها نسبت به فرانسه، بسیار با تأخیر، اواسط قرن ۱۸٠٠ میلادی ممکن شد، ترکیه یک نمونۀ دیگر است. در این موارد جامعه احساس می‌کند چون دیرتر از سایرین به یک مرحلۀ جدید دست پیدا کرده، باید با سرعت بیشتری حرکت کند. از سوی دیگر جوامعی که دیرتر از بقیه به یک هویّت می‌پیوندند، احساس می‌کنند باید افراطی باشند؛ مانند مردم نورستان افغانستان که تا چندی پیش بودایی بودند، اما همین ولایت، امروز خاستگاه اصلی بنیادگرایی است.

به هر حال یک روایتِ توارث از بیزانس در بین دانشمندان جدی و مستقل ترکیه مانند باسکین اوران (استاد روابط بین‌الملل دانشگاه آنکارا) نیز وجود دارد و امری جدی است و در بین تُرک‌های سفید، کاملاً رایج است.

علاقه‌مندان به این موضوع، می‌توانند کتابِ «ادراک و چشم‌اندازِ ژئوپُلیتیکِ ترکیه» را مطالعه کنند.



@IranDel_Channel

💢
👍26👎6
ایران‌دل | IranDel
🔴 کارگاه شاهنامه‌خوانی تبریز نشستِ یک‌صد و پنجم آموزگار: جواد رنجبر درخشی‌لر، دکترای علوم سیاسی و شاهنامه‌پژوه زمان: شنبه ۲۷ اَمُرداد ماه ۱۴۰۳ خورشیدی، ساعت ۱۷ مکان: تبریز، چهارراه شهناز، جنب سینما قدس، کتابشهر تبریز شرکت برای عموم آزاد و رایگان…
🔴 کارگاه شاهنامه‌خوانی تبریز

نشستِ یک‌صد و ششم



آموزگار:
جواد رنجبر درخشی‌لر، دکترای علوم سیاسی و شاهنامه‌پژوه


زمان:
شنبه ۱۰ شهریور ماه ۱۴۰۳ خورشیدی، ساعت ۱۷

مکان:
تبریز، خیابان ثقه‌الاسلام، کوی سرخاب، خانۀ تاریخی شربت‌اوغلی، بنیاد ایران‌شناسی استان آذربایجان شرقی



شرکت برای عموم آزاد و رایگان است.


#اطلاع_رسانی

@IranDel_Channel

💢
👍24👎6
🔴 نوجوانان افتخارآفرین ایران، بمانید برای وطن


🔴 پی‌نوشت:
حنانه خرم‌دشتی، آروین رسول‌زاده، محمدمهدی کشاورزی، آریا فاتح‌کرداری و علی نادری لردجانی، نمایندگان ایران در هفدهمین دوره المپیاد جهانی نجوم و اخترفیزیک، هریک موفق به کسب مدال طلا شدند تا ایران با این نتیجه درخشان در جایگاه نخست جهان بایستد.


#اطلاع_رسانی | #یادها

@IranDel_Channel

💢
👍52👎4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 زنده‌یاد سید عبدالله انوار، ادیب و مترجم ایرانی: فرهنگِ اسلامی اگر وجود دارد، فرهنگِ ایرانی‌ست



@IranDel_Channel

💢
👍41👎3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 استاد لوریس چکناواریان از ایران می‌گوید و از سرنوشتِ خود..


@IranDel_Channel

💢
👍45👎3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 خوشا قزوین...

نهم شهریور، سالروز انتخابِ شهر قزوین به عنوان پایتختِ ایران در دورۀ شاه تهماسب صفوی است و به این بهانه، در گاهشمار ایرانی، روز قزوین نام‌گذاری شده است.


#مناسبتها

@IranDel_Channel

💢
👍39👎3

⚫️ استاد محمدعلی بهمنی، غزل‌سرای نامی معاصر ایران

یاد و نام‌شان در دفتر فرهنگ و ادبیات ایران، جاوید


گاهی دلم برای خودم تنگ می‌شود

گاهی دلم برای خودم تنگ می‌شود
وقتی حضور آینه کمرنگ می‌شود

وقتی میانه‌ی بلوا سکوت دوست
در جان گوش‌های کَرَم زنگ می‌شود

گاهی که از پس تکرار بی‌سود لحظه‌ها
نجوای کوچیدن از قفس آهنگ می‌شود

اینجا نه جای ماندن خوبان راستگوست
هرکس که دم زند ز حق، آونگ می‌شود

نفرین بر این زمانه که در چرخ روزگار
هر لحظه صد خیانت و نیرنگ می‌شود

در دست‌های آلوده انسان قرن ما
برگ‌برگ تاریخ  پر از ننگ می‌شود

وقتی که سخت غرقه‌ام در این سیر قهقرا
آری، دلم برای خودم تنگ می‌شود

محمدعلی بهمنی

‌‌

#یادها

@IranDel_Channel

💢
👍35👎2

🔴 پاسخ‌های علی عبدالعلی‌زاده به چند پرسش:

● شایسته‌سالاری یا سهمیۀ قومی در انتخابِ وزیران؟

● مدیرانِ ارشدِ دولتی در استان و شهرستان؛ بومی یا غیربومی؟ محلّی‌گرایی در انتخابِ مدیران؛ آری یا خیر؟

● آیا در داخلِ مجلسِ ملّی، تقسیم‌بندی منطقه‌ای و قومی، کاری درست است؟

● آیا رأی محلّی نمایندگانِ مجلس، ممکن است قربانی‌کنندۀ تفکرِ ملّی یا مصالحِ ملّی در مقابلِ منافع و خواسته‌های محلّی باشد؟


✍️ علی عبدالعلی‌زاده، زادۀ ارومیه، نمایندۀ ارومیه در مجلسِ دوم و سوم‌، استاندار آذربایجان شرقی از ۱۳۷۱ تا ۱۳۷۶ خورشیدی، وزیر مسکن و شهرسازی از ۱۳۷۶ تا ۱۳۸۴ خورشیدی (در دورانِ ریاست‌جمهوری سید محمد خاتمی) و رئیسِ ستادِ انتخاباتی مسعود پزشکیان در دورۀ چهاردهمِ انتخاباتِ ریاست‌جمهوری در کتاب خود به نامِ «خاطراتِ آقای وزیر» به پرسش‌های بالا پاسخ می‌دهد.


جملات کلیدی:

این طور نیست که کابینه بین «اقوام» تقسیم شده باشد. تقریباً همیشه «شایسته‌سالاری» مبنای انتخابِ اعضای دولت بوده است و البته باید همین‌طور هم باشد.

واقعیت این است که ما گاهی گرفتار افراط در بومی‌گرایی می‌شویم. یکی از کارهای ناپسندی که انجام شده و هنوز هم متأسفانه عده‌ای آن را تبلیغ می‌کنند، این است که می‌گویند باید استاندار، فرماندار، رئیس دانشگاه یا مدیرکل هر منطقه، بومی آنجا باشد. من با این نگاه مخالفم. من معتقدم هر ایرانی در‌ هر جای ایران بومی است. این جمله معنی مهمی دارد.

برای مثال، وقتی در بوشهر يک استاندارِ آذری یا خراسانی منصوب می‌شود، بی‌تردید او شایستگی‌ها و شگردهای مدیریتی خاصی دارد که این سمت را به او داده‌اند. بومی نبودنِ مسئول می‌تواند جنبه‌های مثبت زیادی برای آن استان داشته باشد. چنین مسئولی می‌تواند نوآوری‌هایی در ادارۀ آن منطقه از خود نشان دهد.

فایدۀ انتصابِ مدیرِ غیربومی، تنها نوآوری و به ارمغان آوردن ایده‌های جدید نیست. چنین فردی در موارد زیادی می‌تواند بهتر از یک مدیرِ بومی کار کند. برای این که یک استاندارِ بومی، گرفتارِ روابطِ محلی است. فامیل و خانواده و عشیره و قبیله انتظارات زیادی دارند و از او می‌خواهند که فلان‌کَس را استخدام کند، امتیازات مختلف از او می‌خواهند، این استاندار بخت‌برگشته چقدر می‌تواند در مقابل سفارش‌ها و انتظارات مقاومت کند؟ چقدر می‌تواند به فامیل و نزدیکانش «نه» بگوید و با آنها قطع رابطه کند؟

در واقع گرفتاری‌های استاندار محلی پس از [پایانِ] مسئولیتش هم ادامه دارد. استاندار به خاطر خصلتِ کارش ممکن است با افرادِ مختلف درگیر شود. برای مثال به امام جمعه بگوید این خواستۀ شما خلافِ قانون است، به فلان جریانِ سیاسی بگوید اجازۀ راهپیمایی نمی‌دهم یا به آن یکی اجازۀ سخنرانی ندهد. درست یا غلط ناچار است از این قبیل رفتارها داشته باشد. اما چهار سال بعد که از استانداری بیرون آمد یا باید شهرش را تَرک کند و بیاید در تهران زندگی کند یا اگر در استانِ خودش ماند، بداند که ممکن است دیگر جوابِ سلامش را هم ندهند. شروع می‌کنند به تسویه‌حساب که این آقا، قدرت داشت استاندار بود اما ما را تحویل نگرفت و.... در واقع زندگی استاندار بعد از پایانِ دورۀ مسئولیتش، شکلِ دیگری پیدا می‌کند، در حالی که او اگر در استانِ دیگری [به غیر از استانِ زادگاهش] استاندار شده باشد، به دلیل نداشتن وابستگی فامیلی هم آسان‌تر تصمیم می‌گیرد و هم منافعِ استان را به منافعِ عشیره‌ای و قبیله‌ای برتری می‌دهد و بهتر عمل می‌کند.

بايد يک‌روز جلوی این نگاهِ غلط بایستیم و این تفکر را جا بیندازیم که هر ایرانی در هر نقطۀ ایران، بومی است بنابراین هر ایرانی که شایسته‌تر باشد برای پست یا مسئولیتی انتخاب می‌شود و مدیریتِ کار را به عهده می‌گیرد، حالا آن کار هر جای ایران که می‌خواهد باشد.

من آذری‌ام و با نگاه خودم در هر جای ایران بومی‌ام.
مگر وطن من فقط آذربایجان غربی یا شهر ارومیه است؟ خرمشهر هم، وطنِ من است.

هدف نمایندگان مجلس و امامان جمعه هم از طرح مسئله‌ای به نام مدیرِ محلی این بود که آن پست را به آدم من بدهید.

در داخل مجلس ملّی، تقسیم‌بندی منطقه‌ای شود، کارِ غلطی است. مجلس شورای اسلامی، مجلسِ ملّت ایران است‌، مجلس ملّی است. مجلسِ «قومیّت‌های ایرانی» نیست.

نمایندگان چون رأی محلّی می‌گیرند، باید مواظبت کنند، این رأی محلی آنها را وادار نکند، تفکر ملّی یا مصالح ملّی را فدای منافع و خواسته‌های محلّی کنند. اگر نمایندگان در این دام بیفتند، مسئلۀ وحدت ملّی در کشور خدشه‌دار می‌شود. نمایندگان مناطق مختلف در مجلس ملّی، جمع می‌شوند تا حرف ملّی بزنند، فکر ملی کنند و مصالح و منافع ملّی را تشخیص دهند. نمایندگان به مرکز نیامده‌اند که امکاناتِ ملّی را تقسیم‌بندی منطقه‌ای کنند و تفکرهای محلّی را بر تفکر ملّی حاکم کنند.


🔴 متنِ کامل نوشتۀ علی عبدالعلی‌زاده را در بخشِ «مشاهدۀ فوری» بخوانید:
👇👇


@IranDel_Channel

💢
👍33👎1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 ناخدا هوشنگ صمدی اردبیلی از ایران‌دوستی خلبان شهید، غفور جدی اردبیلی می‌گوید


@IranDel_Channel

💢
👍33👎2
ایران‌دل | IranDel
🔴 پاسخ‌های علی عبدالعلی‌زاده به چند پرسش: ● شایسته‌سالاری یا سهمیۀ قومی در انتخابِ وزیران؟ ● مدیرانِ ارشدِ دولتی در استان و شهرستان؛ بومی یا غیربومی؟ محلّی‌گرایی در انتخابِ مدیران؛ آری یا خیر؟ ● آیا در داخلِ مجلسِ ملّی، تقسیم‌بندی منطقه‌ای و قومی، کاری…
‌‌
🔴 مدیر ارشد استان و شهرستان، بومی یا غیربومی؟

✍️ حبیب رضازاده

هر از چندگاهی شنیده می‌شود که در انتصاب و انتخاب مدیران، باید به بومی بودنِ مدیر توجه شود. این موضوع به ویژه در خصوصِ مدیران ارشد شهرستان‌ها بیشتر به گوش می‌رسد، به حدّی که برای برخی بومی بودن مدیر، مزیتی غیرقابل چشم‌پوشی می‌گردد.

این سخن تا حدی صحیح است که اگر، تنها ملاک انتخاب مدیران گردد، می‌تواند فاجعه‌بار شود.

زمانی که باور داشته باشیم، مدیریت یک "علم" و یک "نظام رفتاری" است با تعریفِ «فرآیندِ به کارگیری مؤثر و کارآمدِ منابع در برنامه‌ریزی و سازماندهی برای دستیابی به اهدافِ سازمانی و بر اساس نظامِ ارزشی مورد قبول»؛ بومی بودن نمی‌تواند به عنوان مزیتِ مدیریت، غیرقابل چشم‌پوشی شود.

لذا با توجه به تعریف مدیریت، مؤلفه‌هایی چون محل تولد، دین و مذهب جایی ندارند تا به عنوان مزیت انتخاب مدیر تلقی شوند. در واقع علم مدیریت، اکتسابی است و مؤلفه‌هایی چون محل تولد که یک فرد، هیچ دخالتی در انتخاب آن ندارد، نباید چونان مزیتی غیرقابل چشم‌پوشی برای مدیر، بیان شود.

لذا زمانی که این فاکتورهای غیرعلمی و سلیقه‌ای وارد عرصۀ مدیریت می‌شوند، نشانۀ آشفتگی در اصل تعریف مدیریت است و حتی نشان از باور حامیانِ چنان تفکری، به ارجحیت و یا واقعیتِ وجودِ روابط بر ضوابط.

در پاسخ این عزیزان باید متذکر شویم که ما با کلی مدیر غیربومی و موفق، در سرتاسر جهان مواجه هستیم که چون بر اساس ملاک‌های صحیح مدیریت، انتخاب شده‌اند، عملکردهای خوبی نیز برجا گذاشته‌اند و کلی هم مدیر بومی داریم که چون تنها ملاک انتخاب‌شان، محل تولدشان بوده است، عملکرد قابل قبولی نداشته‌اند.

در خصوصِ صرف ملاک بومی یا غیربومی بودن مدیر نیز، باید توجه داشت که ملاک بومی بودن نیز با توجه به بستر و شرایط مدیریت، می‌تواند نتیجه عکس دهد؛ به نحوی که در شرایطی که همچنان روابط بر مدار طایفه و فامیل می‌چرخد و به زبان جامعه‌شناسی از روابط سنتی به روابط رسمی تغییر نیافته، مدیر بومی یعنی شروع روابط ناسالم اداری و پارتی‌بازی.

البته این به معنای فساد کلی این نوع مدیران نیست، بلکه به معنای امکانِ بالای فسادپذیری مدیر بومی در چنین بستری است، چرا که در چنین بستری، روابطِ اولی بر ضوابط می‌باشد و فرهنگ سیاسی و عمومی مردمی که در چنین فضایی تربیت شده‌اند، بیشتر فرهنگ سیاسی حامی - پیرو است تا فرهنگِ سیاسی مشارکتی.

مدیری که با توجه به ملاک‌های صحیح مدیریت انتخاب شده باشد، در هر جغرافیایی بر اساسِ وجدان کاری، قوانین جاری و علمِ مدیریت، رفتار خواهد کرد و لذا مضرات چنین مدیری حتی در منطقه‌ای که طایفه و فامیل‌بازی حرف اول را می‌زند، از مدیر بومی، کمتر است.

شاید برخی از حامیان مدیر بومی، بر خلاقیتِ بالای چنین مدیری تأکید کنند و دلیل آن نیز تسلط و شناخت بر منطقۀ تحت مدیریت خود است. در این رابطه باید اعلام کنیم که ایران بر اساسِ نظام مدیریتی متمرکز، اداره می‌شود و لذا کلیۀ قوانین و آیین‌نامه‌های اجرایی در وزارت، تدوین و ابلاغ می‌شوند و سطوحِ میانی و پایینی مدیریت، صرفاً مجری دستورات و آیین‌نامه‌ها هستند. قوانین در سراسرِ کشور به صورتِ هماهنگ اجرا می‌شوند. از همین رو نیز مدیر بومی چندان فضایی برای مانور براساس بومی بودن ندارد. ضمن این‌که امکانِ مدیریتِ مدیرِ بومی بر اساس روابطِ سنتی‌، بسیار بیشتر از مدیریتِ روابطِ سنتی توسط مدیرِ بومی است که عملاً کشندۀ خلاقیت می‌باشد.

موضوع دیگری که در تأکید بر مدیر بومی بودن می‌تواند آثار زیان‌باری داشته باشد؛ شایسته است که دقت کنیم، خروج از علم مدیریت و لذا توجه به شایسته‌گزینی است که نوعی خودزنی است؛ چرا که این نوع نگرش، اگر در همه شهرها و استان‌ها شیوع یابد، مدیر هر چقدر هم قابلیت‌های مدیریتی داشته باشد، خارج از حوزۀ جغرافیایی محل تولد خودش، بیگانه و غیربومی محسوب خواهد شد. در صورتی که [مثلاً] هم اکنون فرزندانی از دشتِ ورامین به عنوان مدیرانی در نقاط خارج از ورامین به خدمت، مشغول هستند.

بومی کردن مدیریت، راه‌حل و درمانِ مناسبی برای رفع معایبِ مدیریت نیست بلکه بالعکس می‌تواند معایب موجود را تشدید کند.

باید دقت کرد که مدیر باکفایت و کارآمد می‌تواند بومی یا غیربومی باشد و همچنین مدیر ناکارآمد و بی‌کفایت نیز می‌تواند بومی یا غیربومی باشد.
پیام آخر اینکه، بهتر است از مدیر، "مدیریت" بخواهیم و کاری به محل تولد و مذهب و لباس و زبانش نداشته باشیم. این ویژگی‌ها هیچ نقش و تأثیری در عملکرد مدیریتی ندارند. ضمن اینکه مدیریت، یک کار گروهی است و می‌توان در کنار یک مدیرِ توانمندِ غیربومی، چندین دستیار و همکار بومی توانمند تعریف کرد تا تمامی مزایای مدیریت بومی را نیز شاهد باشیم.


🔴 پی‌نوشت:
در نوشتار فوق منظور از مدیر بومی، مدیری که زاده و یا دست‌کم بزرگ‌شدۀ یک شهرستان و یا استان باشد.

@IranDel_Channel

💢
👍21👎1
ایران‌دل | IranDel
🔴 تذکری به مسئولانِ دفترِ رئیس‌جمهور دربارۀ قوم‌گرایی ✍️ احسان هوشمند در‌حالی‌که حدود ۵۰ روز از برگزاری دور دوم انتخاباتِ ریاست‌جمهوری و انتخاب دکتر پزشکیان به‌عنوان رئیس‌جمهوری کشور می‌گذرد، تاکنون تاریخی برای برگزاری مصاحبۀ مطبوعاتی رئیس‌جمهوری مشخص…

🔴 نقدی بر یک نوشتۀ هوشمندانه

✍️ علی حسینی‌راد

نقدِ مورخ پنجم شهریور جناب آقای هوشمند در روزنامۀ شرق، بر غفلت دفتر رئیس‌جمهور و نفوذ یک فعال شناخته‌شدۀ قوم‌گرا به نهاد ریاست‌جمهوری و اقدام او برای «ملت‌سازی» از مردم آذربایجان در حضور رئیس‌جمهور و عدم واکنش مناسب ایشان، همان‌طورکه انتظار می‌رفت، مورد توجه افکار عمومی قرار گرفت. این نوشته نقدی است بر نقد آقای هوشمند و آدرس غلطی که در مطلب ایشان برجسته شده است.
من به‌خلاف هوشمند معتقد نیستم که چنان مصاحبه محقرانه‌ای را دفتر رئیس‌جمهور ترتیب داده باشد، زیرا هیچ‌یک از پروتکل‌های رسمی و ضروری مصاحبه رئیس‌جمهوری را نداشت. چه‌بسا که در یک مکانی - که حتی می‌تواند خارج از نهاد ریاست‌جمهوری باشد - شخص آقای رئیس‌جمهور، فعال قوم‌گرایی یادشده را به حضور پذیرفته باشد! بنابراین، اینکه دفتر رئیس‌جمهور اصلاً در جریان این گفت‌وگو نباشد، محتمل‌تر از فرضیه هوشمند است. اما نقد اصلی من بر یادداشت آقای هوشمند این است که مسئلۀ اصلی، تلاش مذبوحانۀ یک قوم‌گرا برای ملت‌سازی موهوم از مردم آذربایجان نیست، که اصلاً آذربایجانِ تاریخی، امروز واقعیت عینی ندارد. بلکه مشکل اینجاست که رئیس‌جمهور محترم به تلاش آن شخص بی‌اعتبار، اعتبار داده است. رفتارهای آقای پزشکیان از این‌حیث، به‌ویژه اصرار بر کاپشن دورو در چلۀ تابستان، چیزی جز تکرار و تقلید رفتارهای آقای احمدی‌نژاد در سالهای اولیه ریاست‌جمهوری‌اش نیست. واقعیت این است که رئیس‌جمهور در هر کشوری بالاترین مقام رسمی بوده و از این حیث نماینده و نماد ملت متبوع خویش به‌حساب می‌آید. یکی از وجوهی که آقای پزشکیان به‌جد باید متوجه آن باشد، همین نکته است که نحوۀ لباس‌پوشیدن و میزان پایبندی به اصول اخلاقی از طرف او، مبنای قضاوت دربارۀ ملت ایران خواهد بود. در دنیای امروز و از منظر اخلاق سیاسی و مدنی، پایبندی به سوگند، یک ارزش و فضیلت مدنی است. آقای پزشکیان به موجب اصل ۵۴ قانون اساسی، در پیشگاه قرآن کریم و در برابر «ملت ایران» به خداوند قادر متعال سوگند یاد کرده تا خود را وقف خدمت به مردم و... کند. نشستن ایشان در برابر شخصی که خود را نمایندۀ «ملت آذربایجان» معرفی می‌کند و درخواست از رئیس‌جمهور برای گفت‌وگو با «ملت خودمان» یعنی ملت مزعومِ تُرک آذربایجان که مصاحبه‌گر رئیس‌جمهور را هم عضوی از آن ملت معرفی می‌کند، صراحتا نشان می‌دهد که دکتر پزشکیان درکی از اهمیت سوگندی که یاد کرده و نیز اهمیت پایبندی به مبادی اخلاق سیاسی و مدنی در قامت رئیس‌جمهور به‌مثابه نماد ملی ندارد. سکوت در برابر شبهه‌افکنی دربارۀ ملت واحد ایرانی، آن‌هم در حضور بالاترین مقام رسمی ملت ایران، خلاف سنت علوی «اِحذَرُوا الشبهَةَ، فإنها وُضِعَت لِلفِتنَةِ» است.
مسئلۀ مهم دیگر که به‌نظر می‌رسد آقای پزشکیان هنوز نتوانسته به آن وقوف پیدا کند، این است که او رئیس‌جمهور کل مردم ایران است، نه بخشی از آنها که امثال همان مصاحبه‌گر قوم‌گرا تلاش کرد او را رئیس‌جمهور ترکان قلمداد کند. بنابراین آقای پزشکیان می‌توانند و نباید به زبانی سخن بگویند که آحاد مردم ایران برای فهمیدن او به مترجم نیاز داشته باشند. همچنین او حق ندارد اقدامات ویژه‌ای را برای منطقه خود وعده کند. آقای رئیس‌جمهور اگر دغدغه خشکیدن دریاچه ارومیه را دارد - که باید هم داشته باشد - هم‌زمان دغدغۀ خشک‌شدن هامون و زاینده‌رود و بختگان و.. را هم باید داشته باشد. اگر ایشان دغدغۀ معادن آذربایجان را دارند، باید معادن استان‌های دیگر را هم مد نظر قرار بدهند. همین معدن مس سونگون با سرمایه‌های ملی شرکت ملی مس به بهره‌برداری رسیده و متعلق به کل ملت ایران است، نه متعلق به یک استان و آنچه بیش از هر چیز باعث تأسف است، ایجاد شبهه «غارت» برای جابه‌جایی‌های بین استانی است.
تعمداً برخی حقایق را عریان طرح کردم تا در پایان فرودی صمیمانه بکنم و بگویم؛ آقای دکتر! تأثیرگذارترین صحنه انتخابات چهاردهم، اقدام آن مرد بختیاری - با همه اصالت ایرانی‌اش - بود که پدر کهنسال خود را به کول گرفته و آن پیر سالخورده را برای رأی‌دادن به جنابعالی، با مشقت فراوان به حوزۀ رأی‌گیری می‌برد. مطمئن باشید هیچ‌کسی به اندازه این مرد بزرگ در اقبال مردم به جنابعالی نقش نداشت. اما آن ایرانی‌مرد بزرگ، پیامش را به زبان فارسی گفت تا شما شخصاً بنیوشید. پس شما نیز به زبانی حرف بزنید که او مستقیما بفهمد. ای کاش آن بزرگ‌مرد را در کاخ مجلل ریاست‌جمهوری به حضور می‌پذیرفتی که سهم بزرگی در پیروزی جنابعالی داشت، نه قوم‌گرایان باکوشادکن را.
حرف انتخابات شد، این نکته را هم اضافه کنم؛ فاصلۀ جنابعالی با رقیب‌تان حدود ۲ میلیون رأی بود. تا چشم به‌هم زنید، انتخابات پانزدهم فرا رسیده است. خدای ناکرده، اگر فقط یک میلیون نفر، رأی‌شان را پس بگیرند و به رقیب آتی شما بدهند، رئیس‌جمهور پانزدهم نخواهید بود. / شرق

@IranDel_Channel

💢
👍38👎2

🔴 «کنکور ــ پول ــ عدالت»

✍️ مهدی تدینی

یکی از موضوعات مهمی که هر سال به ویژه در همین ماه فکر جامعه را مشغول می‌کند، مسئلۀ کنکور و تأثیری است که مدارس غیردولتی (غیرانتفاعی)، نیمه‌دولتی و دولتی بر سرنوشت دانش‌آموزان می‌گذارد. وقتی به این مباحث دقت می‌کنم، تفکرات نسنجیده و شتاب‌زده‌ای در این حوزه حکمفرماست و البته جولانگاه خوبی هم برای ترویج ایده‌های پوپولیستی شده است. در اینجا قصد ندارم نظام آموزشی ایران را آسیب‌شناسی کنم. نه سواد و تسلط لازم را دارم و نه اصلاً چنین بحث گسترده‌ای در یک پست می‌گنجد. فقط دعوت می‌کنم در این متن با هم کمی دربارۀ این موضوع تأمل کنیم تا دست‌کم فکرمان را به آسانی به پوپولیسم چپ نبازیم.

صورت مسئله این است که موفقیت دانش‌آموزانِ مدارس خاص، یعنی مدارس غیردولتی و تیزهوشان و مانند آنها، به شکل خیره‌کننده‌ای بالاتر از دانش‌آموزان مدارس عادی است. و از این چه نتیجه‌گیری‌ای می‌کنند؟ نتیجه‌گیری می‌کنند دانشگاه دیگر متعلق به «قشر پولدار» است و کسی که مدارس دولتی می‌رود آیندۀ تحصیلی روشنی ندارد و عدالت آموزشی دیگر بی‌معنا شده است و چه و چه...

اینکه پول در همۀ زمینه‌ها کار انسان را راه می‌اندازد و می‌تواند «آوانس» ایجاد کند، نیازی به اثبات ندارد. کسی که پول دارد سوار خودروی ایمن می‌شود و از هر تصادفی جان سالم به در می‌برد و کسی که پول ندارد، سهمش خودروهای ناایمنی است که از قضا در ایران تلفاتشان از جنگ هم بیشتر است. آری، پول «می‌تواند» آسایش و امنیت آورد. اما پرسش در اینجا این است که موفقیت مدارس غیردولتی یا مدارس خاص (مثل تیزهوشان) و کلاً مدارسی که هزینه‌های آنها از منابع غیردولتی (یعنی خانواده‌ها) تأمین می‌شود، چقدر «عدالت آموزشی» را بر هم می‌زند؟

اولین نکته اینکه یک نتیجه‌گیری شتابزده در اینجا وجود دارد. می‌گویند: «دانش‌آموزان مدارس غیرانتفاعی در کنکور موفقند، در نتیجه پول سرنوشت دانش‌آموزان را رقم می‌زند. دانش‌آموز فقیر در کنکور و درس هم ناموفق است. پول داشته باشی موفقی، نداشته باشی بدبختی!»

کل این منطق غلط است. یک مسئلۀ بسیار مهم و تعیین‌کننده در اینجا تعمداً ــ شاید هم ناآگاهانه ــ نادیده گرفته شده است. مدارس غیرانتفاعی و خاص در مرحلۀ ورودی و ثبت‌نام خود غربالگرهای سختگیرانه‌ای انجام می‌دهند و از این طریق دانش‌آموزان را دستچین می‌کنند. مسئولان این مدارس خوب می‌دانند که موفقیتشان فقط در گرو «پول» نیست، بلکه باید دانش‌آموزان توانمندتر را غربال کنند. این مدارس شرط‌های سخت و آزمون‌های دشواری را برای غربالگری و جذب بهترین دانش‌آموزان قرار می‌دهند و در واقع، دانش‌آموزانی را جذب می‌کنند که به دلایلِ متعدد ــ و نه فقط به دلیل «پول» ــ آیندۀ تحصیلی بهتری دارند: درسخوان‌ترند، خانواده‌هایشان برنامه‌ریزی آموزشی دقیق و سختگیرانه‌ای برایشان دارد و هوش و توانایی‌های یادگیری بالاتری دارند.

در واقع، اگر بخواهیم بی‌تعارف صحبت کنیم، مدارس خاص (غیرانتفاعی، نیمه‌دولتی و تیزهوشان) آگاهانه روی نیروی انسانی قوی‌تری سرمایه‌گذاری می‌کنند. در اینجاست که مفهوم «عدالت» به چالش کشیده می‌شود. شما اول باید با قاطعیت این پرسش را پاسخ دهید: آیا سرمایه‌گذاری روی دانش‌آموزانی که برتری خود را در شش سال نخست تحصیل اثبات کرده‌اند، «غیرعادلانه» است؟ اگر پاسخ مثبت باشد، باید گفت: هر گونه تفکیک به هر شکل و از سوی هر نهادی ــ دولتی و خصوصی ــ میان دانش‌آموزان غیرعادلانه است! «عدالت» در حوزۀ عمومی و اجتماعی مفهوم بسیار فریبنده و گمراه‌کننده‌ای است و با آن می‌توان تریبون‌ها را فتح کرد و محبوب دل توده‌ها شد. منادیانی ظهور می‌کنند که عدالت را عموماً به معنای «تساوی در توزیع» جلوه می‌دهند و البته تشخیص اینکه چنین تساوی‌ای در توزیع وجود ندارد، برای عموم مردم کار بسیار آسانی است و در نتیجه چنین موضعی پیشاپیش یک موضع برنده و پرطرفدار است. حقیقتاً چوب جادوی چپ‌گرایی در همین‌ مسئله نهفته است: عدالتِ توزیعی.



🔴 دنبالۀ یادداشت را در بخشِ "مشاهدۀ فوری" بخوانید:
👇👇


@IranDel_Channel

💢
👍17👎9
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 عواملِ تشدیدِ «قومیّت‌گرایی» از منظرِ احسان هوشمند، ایران‌شناس


@IranDel_Channel

💢
👍29👎4

🎥 قومیت و قوم‌گرایی در ایران از منظرِ احسان هوشمند، جامعه‌شناس و پژوهشگر تاریخ ایران


 
✍️ افشین جعفرزاده پیرامون این گفت‌وگو نوشت:

قوم‌گرایی افراطی پدیدۀ ناهنجاری است که در سدۀ اخیر، سپهر سیاسی - اجتماعی ایرانِ معاصر، مواردی از آن را تجربه کرده است. عرصۀ تاریخی - اجتماعی ایران هیچ‌گاه محلِّ نزاع بین‌الاقوامی نبوده و تأکید بر امر قومی به جای صورت‌بندی طبیعی - تاریخی هم‌زیستی مسالمت‌آمیز بین ایرانیان، مفهومی نوپدید و بیشتر وارداتی است.

احسان هوشمند، جامعه‌شناس و تاریخ‌پژوه برجستۀ ایرانی که بیش از سه دهه در این حوزه کوشش‌ها و آفرینش‌های متعدد و درخوری داشته، در این گفت‌وشنود کوتاه، اما دقیق و جامع و به دور از آفاتی چون سیاست‌زدگی، تبلیغات و سطحی‌نگری، بر آن است تا وجوهاتِ مختلفِ قوم‌گرایی را فارغ از سوگیری‌های سیاسی مورد داوری و سنجش علمی و روشمند قرار دهد.

حاصل این گفت‌وگوی ارزشمند، چکیده‌ای‌ست دانشمندانه از ریشه‌های تاریخی، علل و عواملِ بروز قوم‌گرایی افراطی و آسیب‌شناسی متودولوژیک و سرانجام ارایۀ الگوها و روش‌های مدیریتِ پیش‌گیری از عوارض نابهنجار که بایسته است، مورد توجه اهالی علم و علاقمندانِ آشنایی دقیق با ظرایف و جزئیاتِ این مقولۀ مهم، قرار گیرد.



🔴 این گفت‌و‌گو را می‌توان از طریق یوتیوب هم تماشا کرد.

🔴 متن پیاده‌شدۀ این گفت‌وگو را از اینجا بخوانید.


@IranDel_Channel

💢
👍30👎4

🔴 پاسخی کوتاه به برخی دیدگاه‌ها در مورد یادداشتِ «ترکیه امروزی، میراثِ ترکان یا رومیانِ مسلمان؟»

✍️ منتشره در حساب کاربری «فلات ایران» در شبکۀ ایکس

پس از انتشار یادداشتی که در پی مصاحبه جلال شنگور پیرامون DNA مردم آناتولی منتشر شد، عده‌ای سعی کردند از راه سفسطه، منکرِ اصل موضوع شده و به بهانۀ این‌که موضوع "ترکیّت و تُرک‌گرایی بر محور نژاد نیست"، از زیربارِ مسئولیت فرار کنند.

باید بگوییم اتفاقاً موضوع" ترکیّت و تُرک‌گرایی" نه از نظر ما، ولی از نظر بنیادگذارانِ کشور ترکیه، بر "محورِ نژاد" شکل گرفت. اهمیت مسأله که آن را به موضوعی درخورِ بحث تبدیل می‌کند همین‌جاست؛ والا دیدگاه کاربرانِ فضای مجازی که ملاک نیست. منظور از بنیادگذارانِ ترکیه نوین‌، مصطفی کمال و عصمت اینونو است که در زمان حیاتِ هر دوی آن‌ها بیش از ۶٠٠٠ جمجمۀ انسان از زیر خاک استخراج و اندازه‌گیری شد. تبِ مسأله به قدری زیاد شد که حسین نیهال آتسیز از افراطی‌ترین مفسرانِ تُرک‌گرایی نیز جمجمه خودش را آزمایش کرد و هنگامی که دید با اندازه براکیسفال (شاخص ۸۱) یکسان نیست، عصبانی شد.

موضوع این است که بنیادگذاران ترکیه (نه چند کاربر ساده) مفهوم هویّتِ ترک (نه حتی ناسیونالیسم ترک) را بر مبنای نژاد استوار کردند اما به مرور قافیه را باختند. حتی اردوغان نیز در دهۀ گذشته چندین بار به این رویۀ آتاترک اشاره و از آن انتقاد کرده بود که جدّیت مسأله را دو چندان می‌کند. بنابراین، کسانی نمی‌توانند بگویند "ما از ابتدا هم نژادگرا نبودیم و حرفی از نژاد نزده بودیم". چون مسأله شما نیستید، مسأله «بنیادگذاران» هستند.

نه فقط آتاترک، حتی اعضای کمیتۀ اتحاد و ترقی هم عاشقِ یک‌طرفۀ نازی‌ها بود. با این‌که نازی‌ها، تُرک‌ها و مغول‌ها را به شکل تحقیرآمیز و غیرانسانی، "موجوداتی مادونِ انسان و جزو نژادهای غیرمفید" تقسیم‌بندی کرده بودند، اما انورپاشا و نوری پاشا و سپس محمدامین رسول‌زاده، همکاری گستردۀ خود را با آن‌ها ادامه دادند و نقشه این بود که گروه‌های تُرک آسیای میانه (هم تباران تورانی نژادش) را به گوشت دم توپِ نازی‌ها در جنگ علیه روس‌ها، مورد استفاده نازی‌ها قرار بگیرد (برای اطلاعات بیشتر، نک: «آلمان نازی، پان‌ترکیسم و «ترکستان بزرگ»).

بنابراین کسی نمی‌تواند بگوید که من ترک‌گرا (تورکچو) هستم ولی با تزهای آتاترک، اینونو، انور و نوری پاشا مخالفم. در این بین یا حق با آتاترک است یا اینکه اردوغان در خصوص او دروغ گفته است (که نگفته).



#توییت_خوانی


🔴 پی‌نوشت:
بازنشر یادداشتِ منتشره در یک حساب کاربری، به معنای تأیید کل فعالیت‌های آن حساب کاربری در فضای مجازی نیست.

@IranDel_Channel

💢
👍32👎4
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎥 خوانش چکامه‌ای با نامِ "سرودِ آفرینِ ایران" از زنده‌یاد استاد بهمن سرکاراتی توسط جواد رنجبر درخشی‌لر در شبِ بهمن سرکاراتی از مجموعه‌ شب‌های بخارا در روز سوم تیر ۱۳۹۸ خورشیدی در شهرِ تبریز




#یادها | #مناسبتها

@IranDel_Channel

💢
👍31👎4