🔴 دولتِ ارگانیک - دولتِ مکانیک
✍️ برگرفته از چند گفتارِ استاد جواد طباطبایی تبریزی
[ ● توضیح:
متن زیر خلاصهای از چند گفتار متفاوت دکتر طباطبایی در خصوص مفهوم دولت اُرگانیک و تفاوت آن با دولت مکانیک است که در درسهای فلسفه حق هگل و مارکس اشارههایی به آن شده است. برخی از جملات این خلاصه، برای درک بهتر مطلب، اضافه شده است تا برای خواننده قابل فهم باشد، زیرا مباحث موجود در خصوص دولت ارگانیک پراکنده بود و ارائه مطالب پراکنده به صورت خام، برای بسیاری از خوانندهها قابل درک نیست.]
رویکردِ اُرگانیک یا پیکروار، دولت را همچون ساختاری زنده میانگارد که در آن، سیاستگذار باید جامعه و کشور را با این پیشفرض در نظر گیرد که دولت نه موجودی مکانیکی، بلکه ارگانیسمی است که آسیب به یک جزء آن، کلِّ پیکره را متأثر میسازد. اصلاحِ مشکلات کشور و جامعه نیز باید به همین نسبت از درون، صورت بگیرد، همانند بدن انسان که پس هر جراحتی، یاختههای او، فوراً شروع به ترمیمِ خود میکنند.
در این منظر، اصلاحِ دولت و جامعه از طریق فرامین از بالا به پایین، صدور بخشنامه، یا تلاش برای خلقِ «انسانِ تراز نوین» یا «انسان شورویایی» امکانپذیر نیست. تجاربِ پیشین در روسیه کمونیستی، چین و آلبانی، ناکارآمدی این رویکردها را به اثبات رسانده است. بنابراین، ارائۀ «الگوی مصرف» یا الگوی انسانِ تراز، راه به جایی نمیبرد و اصلاحِ جامعه باید از درون، صورت پذیرد. مفهومِ مهندسی اجتماعی نیز برخاسته از همین نگاه مکانیکی به دولت است. باید پذیرفت که جامعه را نمیتوان مهندسی کرد، زیرا مهندسی مربوط به ماشین و مکانیک است اما جامعه یک ماشین نیست، ارگانیسم زنده است.
هگل در تبیینِ جامعۀ سرمایهداری، با فاصله گرفتن از موضع لیبرالی، دریافته بود که بحرانهای جامعه سرمایهداری نه از طریق مکانیکی و نه از طریق دولت، قابل حل نیست. از این رو، او به این نتیجه رسیده بود که رفع تنشها از طریق میانجیها امکانپذیر خواهد بود و باید با ایجاد یک نظامِ ارگانیک، در جهت رفع این بحرانها کوشید.
مارکس در کتاب «نقد فلسفۀ حق هگل» به این نکته اشاره میکند که در نظر گرفتن قوای دولتی نه به عنوان امری مکانیکی، بلکه به مثابه تمایزی زنده و عقلانی، پیشرفتی بزرگ است. هرچند مارکس بعدها از این قضاوت عدول کرد و به مفهوم دولتِ مکانیکی بازگشت و شوروی نیز در نهایت همین مسیر را رفت.
لیبرالها ابتدا دولت را مکانیکی میپنداشتند، اما بعدها به سمت مفهومِ دولت ارگانیک حرکت کردند. «هایک» در قرن بیستم به این نتیجه رسید که نمیتوان در جامعه دخالت کرد و هرچه بیشتر الگوی مصرف ارائه شود، موفقیت کمتری حاصل میشود. رویکرد مکانیکی به جامعه، منجر به سیاستهایی چون مهندسی اجتماعی و ارائه الگوی مصرف میشود که نتیجهای جز افزایشِ مصرف نداشته است. سندنویسی افراطی برای حلِ بحرانها، بدون توجه به مکانیسمهای اجتماعی، از جمله میانجیهایی چون سندیکاها، احزاب و اصناف - که هر یک در سطحی، امری عام را دنبال میکنند - ناشی از غلبه نگاه مکانیکی به دولت است.
در نهایت، دولت واقعی یا منظم، دولتی است که تمامِ نهادهای آن در هماهنگی با یکدیگر عمل میکنند، در حالی که دولت مکانیکی، دولتی است که هر یک از اعضای آن اهداف خود را مستقل از دیگر نهادها پیگیری میکنند.
به طور خلاصه دولت / جامعه ساختاری «پیکروار» است که اجزای آن به همدیگر مرتبط هستند و در سایه این تلقی از دولت باید آن را کلیتی واحد تلقی کرد.
🔴 بُنمایه: کانالِ سرو ایرانشهر
@IranDel_Channel
💢
🔴 دولتِ ارگانیک - دولتِ مکانیک
✍️ برگرفته از چند گفتارِ استاد جواد طباطبایی تبریزی
[ ● توضیح:
متن زیر خلاصهای از چند گفتار متفاوت دکتر طباطبایی در خصوص مفهوم دولت اُرگانیک و تفاوت آن با دولت مکانیک است که در درسهای فلسفه حق هگل و مارکس اشارههایی به آن شده است. برخی از جملات این خلاصه، برای درک بهتر مطلب، اضافه شده است تا برای خواننده قابل فهم باشد، زیرا مباحث موجود در خصوص دولت ارگانیک پراکنده بود و ارائه مطالب پراکنده به صورت خام، برای بسیاری از خوانندهها قابل درک نیست.]
رویکردِ اُرگانیک یا پیکروار، دولت را همچون ساختاری زنده میانگارد که در آن، سیاستگذار باید جامعه و کشور را با این پیشفرض در نظر گیرد که دولت نه موجودی مکانیکی، بلکه ارگانیسمی است که آسیب به یک جزء آن، کلِّ پیکره را متأثر میسازد. اصلاحِ مشکلات کشور و جامعه نیز باید به همین نسبت از درون، صورت بگیرد، همانند بدن انسان که پس هر جراحتی، یاختههای او، فوراً شروع به ترمیمِ خود میکنند.
در این منظر، اصلاحِ دولت و جامعه از طریق فرامین از بالا به پایین، صدور بخشنامه، یا تلاش برای خلقِ «انسانِ تراز نوین» یا «انسان شورویایی» امکانپذیر نیست. تجاربِ پیشین در روسیه کمونیستی، چین و آلبانی، ناکارآمدی این رویکردها را به اثبات رسانده است. بنابراین، ارائۀ «الگوی مصرف» یا الگوی انسانِ تراز، راه به جایی نمیبرد و اصلاحِ جامعه باید از درون، صورت پذیرد. مفهومِ مهندسی اجتماعی نیز برخاسته از همین نگاه مکانیکی به دولت است. باید پذیرفت که جامعه را نمیتوان مهندسی کرد، زیرا مهندسی مربوط به ماشین و مکانیک است اما جامعه یک ماشین نیست، ارگانیسم زنده است.
هگل در تبیینِ جامعۀ سرمایهداری، با فاصله گرفتن از موضع لیبرالی، دریافته بود که بحرانهای جامعه سرمایهداری نه از طریق مکانیکی و نه از طریق دولت، قابل حل نیست. از این رو، او به این نتیجه رسیده بود که رفع تنشها از طریق میانجیها امکانپذیر خواهد بود و باید با ایجاد یک نظامِ ارگانیک، در جهت رفع این بحرانها کوشید.
مارکس در کتاب «نقد فلسفۀ حق هگل» به این نکته اشاره میکند که در نظر گرفتن قوای دولتی نه به عنوان امری مکانیکی، بلکه به مثابه تمایزی زنده و عقلانی، پیشرفتی بزرگ است. هرچند مارکس بعدها از این قضاوت عدول کرد و به مفهوم دولتِ مکانیکی بازگشت و شوروی نیز در نهایت همین مسیر را رفت.
لیبرالها ابتدا دولت را مکانیکی میپنداشتند، اما بعدها به سمت مفهومِ دولت ارگانیک حرکت کردند. «هایک» در قرن بیستم به این نتیجه رسید که نمیتوان در جامعه دخالت کرد و هرچه بیشتر الگوی مصرف ارائه شود، موفقیت کمتری حاصل میشود. رویکرد مکانیکی به جامعه، منجر به سیاستهایی چون مهندسی اجتماعی و ارائه الگوی مصرف میشود که نتیجهای جز افزایشِ مصرف نداشته است. سندنویسی افراطی برای حلِ بحرانها، بدون توجه به مکانیسمهای اجتماعی، از جمله میانجیهایی چون سندیکاها، احزاب و اصناف - که هر یک در سطحی، امری عام را دنبال میکنند - ناشی از غلبه نگاه مکانیکی به دولت است.
در نهایت، دولت واقعی یا منظم، دولتی است که تمامِ نهادهای آن در هماهنگی با یکدیگر عمل میکنند، در حالی که دولت مکانیکی، دولتی است که هر یک از اعضای آن اهداف خود را مستقل از دیگر نهادها پیگیری میکنند.
به طور خلاصه دولت / جامعه ساختاری «پیکروار» است که اجزای آن به همدیگر مرتبط هستند و در سایه این تلقی از دولت باید آن را کلیتی واحد تلقی کرد.
🔴 بُنمایه: کانالِ سرو ایرانشهر
@IranDel_Channel
💢
Telegram
ایراندل | IranDel
همه عالم تن است و ایران دل ❤️
این کانال دغدغهاش، ایران است و گردانندۀ آن، یک شهروند ایرانی آذربایجانی
[ بازنشر یک یادداشت، توییت، ویدئو و یا یک صوت به معنی تأیید کل محتوا و تمام مواضع صاحب آن محتوا نیست و هدف صرفاً بازتاب دادن یک نگاه و اندیشه است.]
این کانال دغدغهاش، ایران است و گردانندۀ آن، یک شهروند ایرانی آذربایجانی
[ بازنشر یک یادداشت، توییت، ویدئو و یا یک صوت به معنی تأیید کل محتوا و تمام مواضع صاحب آن محتوا نیست و هدف صرفاً بازتاب دادن یک نگاه و اندیشه است.]
👍16👎1
🔴 بنیاد ایرانشناسی استانِ آذربایجان شرقی برگزار میکند:
آیین نقد، بررسی و رونمایی از کتابِ
«دروازههای تبریز در گذرِ زمان»
سخنرانان:
حسن اسودی
حسین اسماعیلی عتیق
کریم میمنتنژاد
محمد عزیزی راد
ساناز جعفرپور
رضا مهامآذر
محمد طاهری خسروشاهی
زمان:
سهشنبه ۳۰ اَمرداد ماه ۱۴۰۳ خورشیدی، ساعت ۱۸
مکان:
تبریز، خیابان ثقةالاسلام، دربِ سرخاب، خانهٔ تاریخی شربتاوغلی، بنیاد ایرانشناسی استان آذربایجان شرقی
#اطلاع_رسانی
@IranDel_Channel
💢
🔴 بنیاد ایرانشناسی استانِ آذربایجان شرقی برگزار میکند:
آیین نقد، بررسی و رونمایی از کتابِ
«دروازههای تبریز در گذرِ زمان»
سخنرانان:
حسن اسودی
حسین اسماعیلی عتیق
کریم میمنتنژاد
محمد عزیزی راد
ساناز جعفرپور
رضا مهامآذر
محمد طاهری خسروشاهی
زمان:
سهشنبه ۳۰ اَمرداد ماه ۱۴۰۳ خورشیدی، ساعت ۱۸
مکان:
تبریز، خیابان ثقةالاسلام، دربِ سرخاب، خانهٔ تاریخی شربتاوغلی، بنیاد ایرانشناسی استان آذربایجان شرقی
#اطلاع_رسانی
@IranDel_Channel
💢
👍12👎1
🔴 هشتمین نشستِ کارگروه ادبیاتِ داستانی انجمنِ استادانِ زبان و ادبیات فارسی
موضوع نشست: روایت و هویّت
سخنرانان:
● محمود فتوحی رود معجنی
(موضوع سخنرانی: بازنمودِ هویتِ ایرانی در روایتهای ادبی)
● محمد جعفری قنواتی
(موضوع سخنرانی: بازتابِ هویتِ ملّی در افسانهها و داستانهای فولکلوریک با تأکید بر آذربایجان)
دبیر نشست: حمید عبدالهیان
زمان:
چهارشنبه ۳۱ اَمرداد ماه ۱۴۰۳ خورشیدی، ساعت ۲۱
🔴 نشست بصورت مجازی و برخط (آنلاین) و در بسترِ «گوگلمیت» برگزار خواهد شد و شرکت، برای عموم آزاد و رایگان است.
🔴 برای شرکت در این نشستِ مجازی و برخط، سر ساعت ۲۱ روز چهارشنبه ۳۱ اَمرداد ماه ۱۴۰۳ خورشیدی، از اینجا وارد شوید.
#اطلاع_رسانی
@IranDel_Channel
💢
🔴 هشتمین نشستِ کارگروه ادبیاتِ داستانی انجمنِ استادانِ زبان و ادبیات فارسی
موضوع نشست: روایت و هویّت
سخنرانان:
● محمود فتوحی رود معجنی
(موضوع سخنرانی: بازنمودِ هویتِ ایرانی در روایتهای ادبی)
● محمد جعفری قنواتی
(موضوع سخنرانی: بازتابِ هویتِ ملّی در افسانهها و داستانهای فولکلوریک با تأکید بر آذربایجان)
دبیر نشست: حمید عبدالهیان
زمان:
چهارشنبه ۳۱ اَمرداد ماه ۱۴۰۳ خورشیدی، ساعت ۲۱
🔴 نشست بصورت مجازی و برخط (آنلاین) و در بسترِ «گوگلمیت» برگزار خواهد شد و شرکت، برای عموم آزاد و رایگان است.
🔴 برای شرکت در این نشستِ مجازی و برخط، سر ساعت ۲۱ روز چهارشنبه ۳۱ اَمرداد ماه ۱۴۰۳ خورشیدی، از اینجا وارد شوید.
#اطلاع_رسانی
@IranDel_Channel
💢
Google
Real-time meetings by Google. Using your browser, share your video, desktop, and presentations with teammates and customers.
👍12👎1
ایراندل | IranDel
🔴 در مورد جلال آلاحمد ✍️ جواد طباطبایی، فیلسوف سیاسی ایران نویسندگانِ غوغایی مانند جلال آلاحمد، سخنانِ بیمعنای بسیاری دربارۀ وضعِ دانشگاه در ایران گفته و نوشتهاند، اما آنچه ناگفته مانده است این است که در شرایطِ تاریخی زمانِ تأسیس دانشگاه در ایران،…
🔴 جلال آلاحمد چه جایگاهی در تاریخنویسی ایران دارد؟
✍️ جواد طباطبایی تبریزی، فیلسوف سیاسی ایران
جلال آلاحمد یکی از نمونههای جالب توجّه «اغتشاش فکری» بود، نمایندۀ بارز آن چیزی در تاریخنویسی که فریدون آدمیّت «آشفتگی در فکر تاریخی» نامیده است. آلاحمد، بهرغم مطالب تاریخی بسیاری که نوشته، و خود نیز ادّعای توضیح تاریخی «غربزدگی» را داشت، تاریخنویس در معنای دقیق کلمه نبود. او، بهخلاف خلیل ملکی، سیاستورز در معنای دقیق نیز نبود، امّا موضعی سیاسی داشت؛ و اگرچه سنگ اصلاح کشور را بر سینه میزد، ولی همچنان به دیدگاههای جهانوطنی حزب توده و میهنشوراها وفادار مانده بود.
در نوشتههای او هیچ قرینهای وجود ندارد که او به ایران و مسائلِ واقعی آن نظری داشته است. آلاحمد، نخست، ایدئولوژی خود را بهعنوانِ اصل، وضع و آنگاه کوشش کرده است موادی را که میتوانست با ویژگیهای آن سازگار باشد بیاید و توجیهی برای آن ایدئولوژی بیاورد.
افزون بر مارکسیست بودن آلاحمد که او را مجبور میکرد پیوسته پیکاری میان دو طبقه را با ارجاع به مارکسیسم مبتذلِ حزب توده و بقایای جهانسوّمی آن توضیح دهد، در تاریخنویسی، او یک ایراد بزرگ نیز داشت: آلاحمد، بهعنوان مارکسیست خوب، هرگز نتوانست با پشتوانۀ الهیّاتی مارکسیسم، تصفیه حساب کند.
اینکه در نوشتههای او پیکاری میان تهران و تبریز، بمبساز قفقازی و روشنفکر تازه از فرنگ برگشته، سخنگویان به زبانهای محلّی، که به رادیو بغداد و قاهره گوش میدادند، و روشنفکران تهرانی تازه از فرنگ برگشته، که او آنها را «قرتی» میخواند، وجود دارد - تکرار ابدی پیکار ازلی خوبی و بدی در یزدانشناخت مانوی! پیکار میان دو گروه، در تحلیل نهایی، گرتهای از پیکار میان خیر و شر و محتوم بودن پیروزی آن بر این است. به این اعتبار، نهتنها نوشتههای آلاحمد، چنانکه گذشت، اعتباری تاریخی ندارد، بلکه مانعی در راه تاریخنویسی نیز هست؛ و جای شگفتی نیست همۀ کسانی که کوشش کردهاند تاریخی ایدئولوژیکی بنویسند تاریخ را در مَسلخِ ایدئولوژی قربانی کردهاند.
نیازی به گفتن نیست که در این نوع تاریخنویسی، جایی برای «ایران» نیز نمیتوانست وجود داشته باشد. در این روایت «تاریخی» ایران وجهالمصالحۀ پیکاری بود که میان قفقاز - خیر و تهران- شر جریان داشت و هدف «تاریخ» نیز جز فراهم کردن زمینۀ پیروزی نهایی خیر بر شر نبود.
در این روایت اهمیّتی نداشت که صمد بهرنگینامی شنا نمیدانست، یا جهانپهلوان تختی مشکل دیگری داشت که شاید تنها نقطۀ مشترک آن پهلوان و خود آلاحمد باشد؛ مهم این بود که «شهادت» او میتوانست آبی به آسیاب این پیروزی بریزد.
آنچه در آن نوع «روایتسازیها»ی ناشیانه مغفول بود، این لطیفه بود که پیروزیهایی که با چنان روایتهایی به دست میآید میتواند از شکست بدتر باشد. برای فهم چنین نکتههای لطیفی به دانش و بینشی نیاز بود که آلاحمد و همپیالگان او فاقد آن بودند.
روایت همۀ اینان، در ناراستی و نادرستی بنیادین آن، تنها میتوانست راه جنّهم را با حُسننیّتها سنگفرش کند. جای خوشوقتی است که ایران از کنار پرتگاهی که آلاحمدها و شریعتیها - و البته فداییانِ مجاهدِ قفقازی آنان - آن را بهسوی آن رانده بودند گذشت. و برهانی است بر اینکه سنگِ خارای ایران از باد و باران گزند نمییابد و این سرو بلند با هر بادی که در آن میافتد خَم میشود، امّا نمیشکند. مسئله این است که ایران چه بود، و هست، که آل احمدها و شریعتیها توان فهم آن را نداشتند؟
🔴 برگرفته از کتاب ملت، دولت و حکومت قانون. مینوی خرد. ۱۳۹۸. صص ۹۴ - ۹۲.
@IranDel_Channel
💢
🔴 جلال آلاحمد چه جایگاهی در تاریخنویسی ایران دارد؟
✍️ جواد طباطبایی تبریزی، فیلسوف سیاسی ایران
جلال آلاحمد یکی از نمونههای جالب توجّه «اغتشاش فکری» بود، نمایندۀ بارز آن چیزی در تاریخنویسی که فریدون آدمیّت «آشفتگی در فکر تاریخی» نامیده است. آلاحمد، بهرغم مطالب تاریخی بسیاری که نوشته، و خود نیز ادّعای توضیح تاریخی «غربزدگی» را داشت، تاریخنویس در معنای دقیق کلمه نبود. او، بهخلاف خلیل ملکی، سیاستورز در معنای دقیق نیز نبود، امّا موضعی سیاسی داشت؛ و اگرچه سنگ اصلاح کشور را بر سینه میزد، ولی همچنان به دیدگاههای جهانوطنی حزب توده و میهنشوراها وفادار مانده بود.
در نوشتههای او هیچ قرینهای وجود ندارد که او به ایران و مسائلِ واقعی آن نظری داشته است. آلاحمد، نخست، ایدئولوژی خود را بهعنوانِ اصل، وضع و آنگاه کوشش کرده است موادی را که میتوانست با ویژگیهای آن سازگار باشد بیاید و توجیهی برای آن ایدئولوژی بیاورد.
افزون بر مارکسیست بودن آلاحمد که او را مجبور میکرد پیوسته پیکاری میان دو طبقه را با ارجاع به مارکسیسم مبتذلِ حزب توده و بقایای جهانسوّمی آن توضیح دهد، در تاریخنویسی، او یک ایراد بزرگ نیز داشت: آلاحمد، بهعنوان مارکسیست خوب، هرگز نتوانست با پشتوانۀ الهیّاتی مارکسیسم، تصفیه حساب کند.
اینکه در نوشتههای او پیکاری میان تهران و تبریز، بمبساز قفقازی و روشنفکر تازه از فرنگ برگشته، سخنگویان به زبانهای محلّی، که به رادیو بغداد و قاهره گوش میدادند، و روشنفکران تهرانی تازه از فرنگ برگشته، که او آنها را «قرتی» میخواند، وجود دارد - تکرار ابدی پیکار ازلی خوبی و بدی در یزدانشناخت مانوی! پیکار میان دو گروه، در تحلیل نهایی، گرتهای از پیکار میان خیر و شر و محتوم بودن پیروزی آن بر این است. به این اعتبار، نهتنها نوشتههای آلاحمد، چنانکه گذشت، اعتباری تاریخی ندارد، بلکه مانعی در راه تاریخنویسی نیز هست؛ و جای شگفتی نیست همۀ کسانی که کوشش کردهاند تاریخی ایدئولوژیکی بنویسند تاریخ را در مَسلخِ ایدئولوژی قربانی کردهاند.
نیازی به گفتن نیست که در این نوع تاریخنویسی، جایی برای «ایران» نیز نمیتوانست وجود داشته باشد. در این روایت «تاریخی» ایران وجهالمصالحۀ پیکاری بود که میان قفقاز - خیر و تهران- شر جریان داشت و هدف «تاریخ» نیز جز فراهم کردن زمینۀ پیروزی نهایی خیر بر شر نبود.
در این روایت اهمیّتی نداشت که صمد بهرنگینامی شنا نمیدانست، یا جهانپهلوان تختی مشکل دیگری داشت که شاید تنها نقطۀ مشترک آن پهلوان و خود آلاحمد باشد؛ مهم این بود که «شهادت» او میتوانست آبی به آسیاب این پیروزی بریزد.
آنچه در آن نوع «روایتسازیها»ی ناشیانه مغفول بود، این لطیفه بود که پیروزیهایی که با چنان روایتهایی به دست میآید میتواند از شکست بدتر باشد. برای فهم چنین نکتههای لطیفی به دانش و بینشی نیاز بود که آلاحمد و همپیالگان او فاقد آن بودند.
روایت همۀ اینان، در ناراستی و نادرستی بنیادین آن، تنها میتوانست راه جنّهم را با حُسننیّتها سنگفرش کند. جای خوشوقتی است که ایران از کنار پرتگاهی که آلاحمدها و شریعتیها - و البته فداییانِ مجاهدِ قفقازی آنان - آن را بهسوی آن رانده بودند گذشت. و برهانی است بر اینکه سنگِ خارای ایران از باد و باران گزند نمییابد و این سرو بلند با هر بادی که در آن میافتد خَم میشود، امّا نمیشکند. مسئله این است که ایران چه بود، و هست، که آل احمدها و شریعتیها توان فهم آن را نداشتند؟
🔴 برگرفته از کتاب ملت، دولت و حکومت قانون. مینوی خرد. ۱۳۹۸. صص ۹۴ - ۹۲.
@IranDel_Channel
💢
Telegram
ایراندل | IranDel
همه عالم تن است و ایران دل ❤️
این کانال دغدغهاش، ایران است و گردانندۀ آن، یک شهروند ایرانی آذربایجانی
[ بازنشر یک یادداشت، توییت، ویدئو و یا یک صوت به معنی تأیید کل محتوا و تمام مواضع صاحب آن محتوا نیست و هدف صرفاً بازتاب دادن یک نگاه و اندیشه است.]
این کانال دغدغهاش، ایران است و گردانندۀ آن، یک شهروند ایرانی آذربایجانی
[ بازنشر یک یادداشت، توییت، ویدئو و یا یک صوت به معنی تأیید کل محتوا و تمام مواضع صاحب آن محتوا نیست و هدف صرفاً بازتاب دادن یک نگاه و اندیشه است.]
👍35👎1
📷 تصویری زیبا از طلوعِ آفتاب در قلۀ سبلان
● عکس از حامد وطنپور
ذکریای قزوینی مینویسد:
«زرتشت از شیز (شهری در کنار دریاچه چیچست ارومیه) به سبلان رفت و در آن جا عزلت اختیار کرد و کتابی موسوم به اوستا آورد».
(از کانال آذرپژوه)
@IranDel_Channel
💢
📷 تصویری زیبا از طلوعِ آفتاب در قلۀ سبلان
● عکس از حامد وطنپور
ذکریای قزوینی مینویسد:
«زرتشت از شیز (شهری در کنار دریاچه چیچست ارومیه) به سبلان رفت و در آن جا عزلت اختیار کرد و کتابی موسوم به اوستا آورد».
(از کانال آذرپژوه)
@IranDel_Channel
💢
👍35👎2
🔴 ایدۀ ایران
✍️ آرش رئیسینژاد در شبکۀ ایکس (توییتر پیشین) نوشت:
در زمانۀ کنونی، گفتمانِ نیرومندی سربرآورده که دیر یا زود بر جامعۀ ایران و حیاتِ ایرانیان چیرگی مییابد؛ گفتمانی که محور آن "دالِ ایران" است.
#توییت_خوانی
@IranDel_Channel
💢
🔴 ایدۀ ایران
✍️ آرش رئیسینژاد در شبکۀ ایکس (توییتر پیشین) نوشت:
در زمانۀ کنونی، گفتمانِ نیرومندی سربرآورده که دیر یا زود بر جامعۀ ایران و حیاتِ ایرانیان چیرگی مییابد؛ گفتمانی که محور آن "دالِ ایران" است.
#توییت_خوانی
@IranDel_Channel
💢
Telegram
ایراندل | IranDel
همه عالم تن است و ایران دل ❤️
این کانال دغدغهاش، ایران است و گردانندۀ آن، یک شهروند ایرانی آذربایجانی
[ بازنشر یک یادداشت، توییت، ویدئو و یا یک صوت به معنی تأیید کل محتوا و تمام مواضع صاحب آن محتوا نیست و هدف صرفاً بازتاب دادن یک نگاه و اندیشه است.]
این کانال دغدغهاش، ایران است و گردانندۀ آن، یک شهروند ایرانی آذربایجانی
[ بازنشر یک یادداشت، توییت، ویدئو و یا یک صوت به معنی تأیید کل محتوا و تمام مواضع صاحب آن محتوا نیست و هدف صرفاً بازتاب دادن یک نگاه و اندیشه است.]
👍38👎1
🔴 خویشکاریِ فردوسی
✍️ ژاله آموزگار، استاد زبان و ادبیات فارسی
منتشره در نشریۀ بخارا، شمارۀ ۶۶.
PDF
🔴 در پیوستِ زیر مطالعه کنید:
👇👇
@IranDel_Channel
💢
🔴 خویشکاریِ فردوسی
✍️ ژاله آموزگار، استاد زبان و ادبیات فارسی
منتشره در نشریۀ بخارا، شمارۀ ۶۶.
🔴 در پیوستِ زیر مطالعه کنید:
👇👇
@IranDel_Channel
💢
Telegram
ایراندل + | + IranDel
🔴 خویشکاریِ فردوسی
✍️ ژاله آموزگار
نشریۀ بخارا، شماره ۶۶.
@IranDel_Channel
💢
✍️ ژاله آموزگار
نشریۀ بخارا، شماره ۶۶.
@IranDel_Channel
💢
👍16👎1
Forwarded from ایراندل | IranDel
Telegram
attach 📎
🔴 سالگردِ جنگ میهنی چالدران بین ایران و عثمانی
✍️ رشتهتوییتی از پیمان عارف، دانشآموختهی علوم سیاسی
بیست و سومِ آگوست ۱۵۱۴ [میلادی] برابر با اولِ شهریور ۸۹۳ خورشیدی، سپاه یاووز سلیم، [سلطان عثمانی] که دو ماه پیش از اسکودارِ استانبول راه افتاده بود به چالدران در شرقِ دریاچهی وان رسید.
[سلطان] سلیم انتظار داشت، سپاهِ شاه اسماعیل [صفوی، پادشاه ایران] را در سیواس ببیند اما شاه [اسماعیل] ترجیح داد، سلطان سلیم عثمانی را تا سرحدّاتِ [خطّهی] آذربایجان بیاورد و خسته و بیآذوقه کند.
سپاهِ سی هزار نفری شاه [اسماعیل صفوی] از سه جهت بر سپاهِ شصت هزار نفری [سلطان] سلیم [عثمانی] تاخت. اما توپهایی که سپاه سلیم از استانبول تا چالدران کشیده بود صحنهی جنگ را به نفع ایشان رقم زد.
شکستِ چالدران موجب شد تا آناتولی به تمامی تحتِ تصرّفِ عثمانی درآید و مرز ایران - مصر نیز به جنوبِ عراق محدود شود.
دو سال بعد، سلیم با لشکرکشی به مصر و شکستِ دولتِ خلیفه مملوک در جنگ مرجدابغ، مصر و سوریه را نیز ضمیمهی عثمانی کرد و با خلعِ خلیفه مملوک که خلافت را از فاطمیان گرفته بود به مقام خلافت رسید.
قرن شانزدهم میلادی با برتری نظامی عثمانی نسبت به دولت [ایرانِِ] صفوی و دو نوبت لشکرکشی [سلطان] سلیمانِ قانونی به عراقین (عراق عرب و عجم) و تصرف بغداد و یک نوبت، لشکرکشی به [خطّهی] آذربایجان [ایران] سپری شد.
اما جنگِ [سلطان] سلیمان با شارلکن، پادشاه دولت مقدّسِ رم - ژرمن به کمک ایران آمد. کشف دماغهی امید و دور زدن [قاره] آفریقا و رسیدن اروپاییها به ایران دیگر متغیری بود که موازنه بین ایران و عثمانی را تغییر داد.
شاه عباس [صفوی] که در سال ۱۵۸۸ [میلادی] به قدرت رسیده بود توانست با کمک بریتانیا در دهه ۱۵۹۰ [میلادی] کارخانهی توپسازی در اصفهان ایجاد کند و در جنگِ ارومیه در ۱۶۰۲ [میلادی] شکست سختی به عثمانی وارد آورد و در دورهی سلطان احمد، سلطان مصطفای دیوانه، عثمان دوم و مراد سوم برتری نظامی ایران، حفظ و قلمرو ایران تا [رود] فرات [یعنی مرزِ غربی ایرانشهر ساسانی] گسترش یافت.
با وفات شاه عباس [صفوی] در ۱۶۲۹ [میلادی] و بزرگ شدن سلطان مراد سوم که در کودکی به قدرت رسیده بود، شاه صفی در جنگ بغداد در ۱۶۳۹ [میلادی] از مراد سوم شکست خورد که موجب از دست رفتن مجدد بغداد و امضای معاهده قصرشیرین بین دو دولت [ایران و عثمانی] شد که اساس مرزهای ایران - عثمانی را شکل داد.
اگرچه دویست سال بعد و با معاهداتِ ارزنةالرومِ یک و دو تکمیل شد، اما مرزهای معاهدهی قصرشیرین کم و بیش حفظ شد.
طبق معاهدهی قصرشیرین، ایران، عراق عرب را به عثمانی واگذار کرد و عثمانی نیز [منطقهی] قفقاز را به ایران داد و ایروان و نخجوان و آغری و ایغدیر به ایران رسید و غرب کوه آرارات (آغری) مرز دو دولتِ [ایران و عثمانی] شد.
جنگ چالدران ۹۰ سال بعد در [جنگِ] ارومیه [در دوران شاه عباس صفوی] جبران شد.
شهیدگاه اردبیل، مدفن فرماندهان شهید سپاهِ [ایران در دوران ِ] صفوی، نمادِ رشادت مردان و زنان شجاعی است که با شمشیر به جنگ سربِ داغ رفتند تا امروز ایران برای من و شما باقی مانده باشد.
#توییت_خوانی
@IranDel_Channel
💢
🔴 سالگردِ جنگ میهنی چالدران بین ایران و عثمانی
✍️ رشتهتوییتی از پیمان عارف، دانشآموختهی علوم سیاسی
بیست و سومِ آگوست ۱۵۱۴ [میلادی] برابر با اولِ شهریور ۸۹۳ خورشیدی، سپاه یاووز سلیم، [سلطان عثمانی] که دو ماه پیش از اسکودارِ استانبول راه افتاده بود به چالدران در شرقِ دریاچهی وان رسید.
[سلطان] سلیم انتظار داشت، سپاهِ شاه اسماعیل [صفوی، پادشاه ایران] را در سیواس ببیند اما شاه [اسماعیل] ترجیح داد، سلطان سلیم عثمانی را تا سرحدّاتِ [خطّهی] آذربایجان بیاورد و خسته و بیآذوقه کند.
سپاهِ سی هزار نفری شاه [اسماعیل صفوی] از سه جهت بر سپاهِ شصت هزار نفری [سلطان] سلیم [عثمانی] تاخت. اما توپهایی که سپاه سلیم از استانبول تا چالدران کشیده بود صحنهی جنگ را به نفع ایشان رقم زد.
شکستِ چالدران موجب شد تا آناتولی به تمامی تحتِ تصرّفِ عثمانی درآید و مرز ایران - مصر نیز به جنوبِ عراق محدود شود.
دو سال بعد، سلیم با لشکرکشی به مصر و شکستِ دولتِ خلیفه مملوک در جنگ مرجدابغ، مصر و سوریه را نیز ضمیمهی عثمانی کرد و با خلعِ خلیفه مملوک که خلافت را از فاطمیان گرفته بود به مقام خلافت رسید.
قرن شانزدهم میلادی با برتری نظامی عثمانی نسبت به دولت [ایرانِِ] صفوی و دو نوبت لشکرکشی [سلطان] سلیمانِ قانونی به عراقین (عراق عرب و عجم) و تصرف بغداد و یک نوبت، لشکرکشی به [خطّهی] آذربایجان [ایران] سپری شد.
اما جنگِ [سلطان] سلیمان با شارلکن، پادشاه دولت مقدّسِ رم - ژرمن به کمک ایران آمد. کشف دماغهی امید و دور زدن [قاره] آفریقا و رسیدن اروپاییها به ایران دیگر متغیری بود که موازنه بین ایران و عثمانی را تغییر داد.
شاه عباس [صفوی] که در سال ۱۵۸۸ [میلادی] به قدرت رسیده بود توانست با کمک بریتانیا در دهه ۱۵۹۰ [میلادی] کارخانهی توپسازی در اصفهان ایجاد کند و در جنگِ ارومیه در ۱۶۰۲ [میلادی] شکست سختی به عثمانی وارد آورد و در دورهی سلطان احمد، سلطان مصطفای دیوانه، عثمان دوم و مراد سوم برتری نظامی ایران، حفظ و قلمرو ایران تا [رود] فرات [یعنی مرزِ غربی ایرانشهر ساسانی] گسترش یافت.
با وفات شاه عباس [صفوی] در ۱۶۲۹ [میلادی] و بزرگ شدن سلطان مراد سوم که در کودکی به قدرت رسیده بود، شاه صفی در جنگ بغداد در ۱۶۳۹ [میلادی] از مراد سوم شکست خورد که موجب از دست رفتن مجدد بغداد و امضای معاهده قصرشیرین بین دو دولت [ایران و عثمانی] شد که اساس مرزهای ایران - عثمانی را شکل داد.
اگرچه دویست سال بعد و با معاهداتِ ارزنةالرومِ یک و دو تکمیل شد، اما مرزهای معاهدهی قصرشیرین کم و بیش حفظ شد.
طبق معاهدهی قصرشیرین، ایران، عراق عرب را به عثمانی واگذار کرد و عثمانی نیز [منطقهی] قفقاز را به ایران داد و ایروان و نخجوان و آغری و ایغدیر به ایران رسید و غرب کوه آرارات (آغری) مرز دو دولتِ [ایران و عثمانی] شد.
جنگ چالدران ۹۰ سال بعد در [جنگِ] ارومیه [در دوران شاه عباس صفوی] جبران شد.
شهیدگاه اردبیل، مدفن فرماندهان شهید سپاهِ [ایران در دوران ِ] صفوی، نمادِ رشادت مردان و زنان شجاعی است که با شمشیر به جنگ سربِ داغ رفتند تا امروز ایران برای من و شما باقی مانده باشد.
#توییت_خوانی
@IranDel_Channel
💢
👍46👎4
🔴 در نشست نقد و بررسی کتابِ «تاریخ تبریز» توسط انجمن فرهنگی افراز مطرح شد:
تبریز، شهرِ ساخته شده در دلِ تاریخ است / کتابِ «تاریخ تبریز» نوشتۀ ولادیمیر مینورسکی یکی از مهمترین کتابها در مورد شهر تبریز است / تُرکان عثمانی به اندازۀ زلزلهها برای تبریز مخرب بودهاند
✍️ گزارش به قلم نیما عظیمی
گزارش کامل این نشست را در بخشِ «مشاهده فوری» بخوانید:
👇👇
@IranDel_Channel
💢
🔴 در نشست نقد و بررسی کتابِ «تاریخ تبریز» توسط انجمن فرهنگی افراز مطرح شد:
تبریز، شهرِ ساخته شده در دلِ تاریخ است / کتابِ «تاریخ تبریز» نوشتۀ ولادیمیر مینورسکی یکی از مهمترین کتابها در مورد شهر تبریز است / تُرکان عثمانی به اندازۀ زلزلهها برای تبریز مخرب بودهاند
✍️ گزارش به قلم نیما عظیمی
گزارش کامل این نشست را در بخشِ «مشاهده فوری» بخوانید:
👇👇
@IranDel_Channel
💢
Telegraph
ایراندل | IranDel
🔴 در نشست نقد و بررسی کتابِ «تاریخ تبریز» توسط انجمنِ فرهنگی افراز مطرح شد: تبریز، شهرِ ساختهشده در دلِ تاریخ است ✍️ نیما عظیمی بنابر تاریخِ ملی ایران، همواره در شهر تبریز، پرچمِ ایرانخواهی و ایستادگی در برابر دشمنان و بدخواهان ایرانزمین در اوج و «افراز»…
👍23👎2
Forwarded from ایراندل | IranDel
🔴 زبان فارسی و سهم مشترک همۀ اقوام ایرانی
✍️ پرویز ناتل خانلری
● برشی از مقالهی فرهنگ مشترک:
وجود لهجههای مختلف نزدیک به هم از یک زبان در میان اقوام همنژاد امری است که اختصاص به این سرزمین ندارد و در همه جای دنیا نمونۀ آن را میتوان یافت. در کشور فرانسه از روزگار قدیم دو لهجۀ اصلی وجود داشته که یکی از آنها از قرن یازدهم تفوق یافته و زبان رسمی کشور قرار گرفته و آن دیگری به صورت لهجههای محلی هنوز باقی است.
غرض این است که بدانیم این حال تنها در کشور ما رخ نداده است. اقوامی که قرابت نژادی و زبانی با هم دارند برای تفهیم و تفاهم محتاج وسیلۀ مشترکی هستند و به این سبب اگر لهجههای ایشان با هم نزدیک و از یک اصل باشد، به طبع یکی از آن لهجهها را رجحان مینهند و به عنوان زبان مشترک برمیگزینند. این زبان البته در اصل به یکی از نواحی آن سرزمین اختصاص داشته است، اما پس از آنکه به این طریق توسعه و کمال یافت دیگر به ناحیۀ خاصی تعلق ندارد بلکه زبان مشترک همۀ مردمان آن سرزمین محسوب میشود.
اما سیاستهای خارجی که از چندی پیش در کشور ما نفوذ یافته است یکی از وسایل پیشرفت و غلبۀ خود را در ایجاد تفرقه و نفاق میان اقوام ایرانی دیده و در این راه کوششها کرده است یک جا غرور قومیت را تقویت کرده و استقلال زبان را وسیلۀ ایجاد یا تحکیم استقلال سیاسی نشان داده و جای دیگر مردم سادهلوح را برانگیخته تا میان خود و برادران خویش اختلاف جزئی و نادرست بیابند و خود را به سبب آنکه لهجۀ محلی ایشان عیناً همان زبان رسمی کشور نیست مظلوم بپندارند و دندان کینه بر هم بفشارند.
عجبا مگر زبان فصیح و ادبی فارسی امروز زبان کدام ناحیۀ خاص است تا نواحی دیگر از آن اعراض کنند و بخواهند لهجۀ محلی خود را به جای آن بنشانند؟ همۀ اقوام ایرانی در تشکیل و تکمیل زبان فارسی سهیم بودهاند و مشکل میتوان گفت سهم کدام ناحیه بزرگتر است.
🔴 متن کامل مقالهی "فرهنگ مشترک" را - به قلم زندهیاد پرویز ناتل خانلری - در PDF پیوستی مطالعه کنید.
👇👇
@IranDel_Channel
💢
🔴 زبان فارسی و سهم مشترک همۀ اقوام ایرانی
✍️ پرویز ناتل خانلری
● برشی از مقالهی فرهنگ مشترک:
وجود لهجههای مختلف نزدیک به هم از یک زبان در میان اقوام همنژاد امری است که اختصاص به این سرزمین ندارد و در همه جای دنیا نمونۀ آن را میتوان یافت. در کشور فرانسه از روزگار قدیم دو لهجۀ اصلی وجود داشته که یکی از آنها از قرن یازدهم تفوق یافته و زبان رسمی کشور قرار گرفته و آن دیگری به صورت لهجههای محلی هنوز باقی است.
غرض این است که بدانیم این حال تنها در کشور ما رخ نداده است. اقوامی که قرابت نژادی و زبانی با هم دارند برای تفهیم و تفاهم محتاج وسیلۀ مشترکی هستند و به این سبب اگر لهجههای ایشان با هم نزدیک و از یک اصل باشد، به طبع یکی از آن لهجهها را رجحان مینهند و به عنوان زبان مشترک برمیگزینند. این زبان البته در اصل به یکی از نواحی آن سرزمین اختصاص داشته است، اما پس از آنکه به این طریق توسعه و کمال یافت دیگر به ناحیۀ خاصی تعلق ندارد بلکه زبان مشترک همۀ مردمان آن سرزمین محسوب میشود.
اما سیاستهای خارجی که از چندی پیش در کشور ما نفوذ یافته است یکی از وسایل پیشرفت و غلبۀ خود را در ایجاد تفرقه و نفاق میان اقوام ایرانی دیده و در این راه کوششها کرده است یک جا غرور قومیت را تقویت کرده و استقلال زبان را وسیلۀ ایجاد یا تحکیم استقلال سیاسی نشان داده و جای دیگر مردم سادهلوح را برانگیخته تا میان خود و برادران خویش اختلاف جزئی و نادرست بیابند و خود را به سبب آنکه لهجۀ محلی ایشان عیناً همان زبان رسمی کشور نیست مظلوم بپندارند و دندان کینه بر هم بفشارند.
عجبا مگر زبان فصیح و ادبی فارسی امروز زبان کدام ناحیۀ خاص است تا نواحی دیگر از آن اعراض کنند و بخواهند لهجۀ محلی خود را به جای آن بنشانند؟ همۀ اقوام ایرانی در تشکیل و تکمیل زبان فارسی سهیم بودهاند و مشکل میتوان گفت سهم کدام ناحیه بزرگتر است.
🔴 متن کامل مقالهی "فرهنگ مشترک" را - به قلم زندهیاد پرویز ناتل خانلری - در PDF پیوستی مطالعه کنید.
👇👇
@IranDel_Channel
💢
Telegram
ایراندل + | + IranDel
🔴 فرهنگِ مشترک
✍️ پرویز ناتل خانلری
@IranDel_Channel
💢
✍️ پرویز ناتل خانلری
@IranDel_Channel
💢
👍37👎3
🔴 جستاری پیرامون پزشک
✍️ افشین جعفرزاده
همي بارم از ديده خونين سرشک
هماره گرفتارم اندر پزشک
روز میهنی پزشک را در زمانی پاس میداریم که صدها پزشک و دیگر همکاران کادر درمان، پرستار و بهیار و همگان در پویش میهنی مبارزه با اهریمن بدنهاد ویروس کرونا جان دادهاند و دریغا و افسوس بین ما نیستند.
با درودی بیپایان بر تکتک پزشکان توانمند، کوشا و زحمتکش ایرانزمین که تمامی توان خود را پیشکش دردمندان کرده و در کنار کاستیها و نارواییها کوشیدهاند با تلاش و پایمردی دو چندان، چراغ این رشتۀ بزرگ را روشن نگاه داشته و بر ارج و بزرگیاش بیفزایند.
اهل خرد و آگاهی نیک میدانند که دانش پر ارج پزشکی ایرانزمین پیشینهای به درازای پدید آمدن دانش در جهان دارد و برگبرگ دانشورزی گیتی آکنده از کوششهای بزرگانی چون رازی، ابنسینا، مجوسی اهوازی، برزویه طبیب، اسماعیل جرجانی و بسیاری دیگر است که با توانمندی خود در سههزارۀ پیشین قلههای پر ارج فرهنگ و دانش را در نوردیده و با تکاپوهای خود در عرصۀ حکمت و دانش، سهم بزرگی در نمایان شدن ارزشهای فرهنگ ایرانی داشتهاند.
اگر امروز نشان انجمن داروسازی بریتانیا، دیرپاترین نهاد داروسازی جهان مزین به نگاره دانشمند ایرانی، ابن سیناست بیشوند نیست. واکاوی تاریخ دانش نشانگر پناهندگی اهل خرد رومی به ایران و دانشگاه جندیشاپور در دوره خسرو انوشیروان ساسانی است. به گفتهٔ آگاثیاس گاهنگار رومی چون یوستی نیانوس یکم در سال ۵۲۹ م. دستور داد آموزشگاههای فلسفی آتن و اسکندریه و رها را ببندند، دانشمندان نامبرده از بستهاندیشی و ستم او به ستوه آمدند و ناچار میهن خود را ترک نموده به ایران روی آورده و پناهنده شدند و به گاه پناهندگی خود به ایرانزمین با خسرو انوشیروان پیرامون رخدادهای گوناگون گفتگو کردند و ارج دیدند و آرامش یافتند.
پزشکی بر پایه گواهیهای آشکار وابسته به رازی پزشک بزرگ ایرانی است و اگر رگههایی از پزشکی مبتنی بر شواهد ( Evidence- based medicine) در جایجای کتاب بزرگ فارسی پزشکی نگاشته اسماعیل جرجانی در هزار سال پیش است، به گاهی که اروپا در اوج بیفرهنگی و خاموشی سدههای میانی بود، نشانه این است که این آب و خاک همواره گهواره فرهنگمداری و بالندگی بوده و روشنگری پیرامون تمامی این کوششها، مثنوی هفتاد من کاغد خواهد شد.
فردوسی بزرگ حکیم ایران زمین، در شاهکار فرهنگی خود شاهنامه، همواره بر برتری و چیرگی دانش و فرهنگ اشارتها دارد و آیین دیرپای دانشورزی را برجسته ساخته است:
بپرسیدم از مرد نیکو سخن
کسی کو بسال و خرد بد کهن
چنین داد پاسخ که دانش گزین
چو خواهی ز پروردگار آفرین
فرهنگ دانشمدار ایرانی که تا بنیاد دانشگاه جندی شاپور خوزستان بر چکاد علم و معرفت تکیه زده بود، پس از اسلام دیگر بار خود را بازیافت و بزرگانی شهره پیشکش عرصۀ فرهنگ گیتی کرد. این فرهنگ پس از یورش مغولان اگر چه دچار رخوت و سستی شد ولی به زودی خود را بازیافت و نقشآفرین گستره دانشمداری شد. اگر چه فروغ پیشین را باز نیافت.
کوششهای کنونی در سپهر دانش را به میزان زیادی وامدار امیرکبیر هستیم که با بنیاد دارالفنون، بنیادگر آموزش دانش نوین پزشکی شد.اگر چه افتخار بنیاد نخستین دانشکده پزشکی ایران را با سبک امروزین مرهون دکتر جوزف کاکران هستیم که در سال ۱۸۷۸ آن را در ارومیه و آذرابادگان بنیاد کرد. با بنیاد دانشگاه تهران در سال ۱۳۱۳ خورشیدی، ایرانیان به یاری تلاشهای خود توانستند بر واپسگراییها چیره شوند و در دانشگری جایگاهی برای خود بجویند و نامآوری کنند. امروز کمتر کانون آکادمیک را در گیتی سراغ داریم که خالی از فری و سالاری پزشکان ایرانی باشد.
در گاهنگاری ایران، پزشکان فیلسوف و تاریخدان و آزادیخواه کم نداشتهایم. بزرگانی چون ابنسینا و رازی و خواجه رشیدالدین فضلالله همدانی و شاید خیلیها ندانند متن و انشای فرمان مشروطیت در سال ۱۲۸۵ به خامه شادروان دکتر خلیل ثقفی بود و خود او در تنظیم متن این فرمان نقش داشت.
جمعیت بزرگ پزشکی ایران امروز میکوشد با وجود سختیها و برخی بیمهریها و کاستیها در این گستره سترگ به دانش و فری این آب و خاک بیفزاید. حساب اندک پزشکان جویای مال و جاه را میبایستی از بیشینۀ خوب کردار و کوشا جدا کرده و بدانیم پزشک ایرانی به گاه پشت سرگذاشتن سختیهای بسیار و سپری کردن آزمونهای سخت و نفسگیر مانند کنکور و ارتقا و آزمون تخصصی و طرح اجباری در جاهای محروم و.. در صورت سپری کردن همه سختیها در دوران آموزش بدون ایستایی و شببیداریهای جانکاه و گرفتن دانشنامه تخصصی در ۳۵ سالگی و میانسالی وارد بازار کار میشود و میبایستی زندگی خود را از هیچ آغاز کند و به بیپرداختیهای دراز خو بگیرد و دم بر نیاورد.
🔴 موسیقی پیوست:
خواننده: صدیق تعریف
چامهسرا: خیام
آهنگساز: فرهاد فخرالدینی
(از سریال بوعلیسینا)
@IranDel_Channel
💢
🔴 جستاری پیرامون پزشک
✍️ افشین جعفرزاده
همي بارم از ديده خونين سرشک
هماره گرفتارم اندر پزشک
روز میهنی پزشک را در زمانی پاس میداریم که صدها پزشک و دیگر همکاران کادر درمان، پرستار و بهیار و همگان در پویش میهنی مبارزه با اهریمن بدنهاد ویروس کرونا جان دادهاند و دریغا و افسوس بین ما نیستند.
با درودی بیپایان بر تکتک پزشکان توانمند، کوشا و زحمتکش ایرانزمین که تمامی توان خود را پیشکش دردمندان کرده و در کنار کاستیها و نارواییها کوشیدهاند با تلاش و پایمردی دو چندان، چراغ این رشتۀ بزرگ را روشن نگاه داشته و بر ارج و بزرگیاش بیفزایند.
اهل خرد و آگاهی نیک میدانند که دانش پر ارج پزشکی ایرانزمین پیشینهای به درازای پدید آمدن دانش در جهان دارد و برگبرگ دانشورزی گیتی آکنده از کوششهای بزرگانی چون رازی، ابنسینا، مجوسی اهوازی، برزویه طبیب، اسماعیل جرجانی و بسیاری دیگر است که با توانمندی خود در سههزارۀ پیشین قلههای پر ارج فرهنگ و دانش را در نوردیده و با تکاپوهای خود در عرصۀ حکمت و دانش، سهم بزرگی در نمایان شدن ارزشهای فرهنگ ایرانی داشتهاند.
اگر امروز نشان انجمن داروسازی بریتانیا، دیرپاترین نهاد داروسازی جهان مزین به نگاره دانشمند ایرانی، ابن سیناست بیشوند نیست. واکاوی تاریخ دانش نشانگر پناهندگی اهل خرد رومی به ایران و دانشگاه جندیشاپور در دوره خسرو انوشیروان ساسانی است. به گفتهٔ آگاثیاس گاهنگار رومی چون یوستی نیانوس یکم در سال ۵۲۹ م. دستور داد آموزشگاههای فلسفی آتن و اسکندریه و رها را ببندند، دانشمندان نامبرده از بستهاندیشی و ستم او به ستوه آمدند و ناچار میهن خود را ترک نموده به ایران روی آورده و پناهنده شدند و به گاه پناهندگی خود به ایرانزمین با خسرو انوشیروان پیرامون رخدادهای گوناگون گفتگو کردند و ارج دیدند و آرامش یافتند.
پزشکی بر پایه گواهیهای آشکار وابسته به رازی پزشک بزرگ ایرانی است و اگر رگههایی از پزشکی مبتنی بر شواهد ( Evidence- based medicine) در جایجای کتاب بزرگ فارسی پزشکی نگاشته اسماعیل جرجانی در هزار سال پیش است، به گاهی که اروپا در اوج بیفرهنگی و خاموشی سدههای میانی بود، نشانه این است که این آب و خاک همواره گهواره فرهنگمداری و بالندگی بوده و روشنگری پیرامون تمامی این کوششها، مثنوی هفتاد من کاغد خواهد شد.
فردوسی بزرگ حکیم ایران زمین، در شاهکار فرهنگی خود شاهنامه، همواره بر برتری و چیرگی دانش و فرهنگ اشارتها دارد و آیین دیرپای دانشورزی را برجسته ساخته است:
بپرسیدم از مرد نیکو سخن
کسی کو بسال و خرد بد کهن
چنین داد پاسخ که دانش گزین
چو خواهی ز پروردگار آفرین
فرهنگ دانشمدار ایرانی که تا بنیاد دانشگاه جندی شاپور خوزستان بر چکاد علم و معرفت تکیه زده بود، پس از اسلام دیگر بار خود را بازیافت و بزرگانی شهره پیشکش عرصۀ فرهنگ گیتی کرد. این فرهنگ پس از یورش مغولان اگر چه دچار رخوت و سستی شد ولی به زودی خود را بازیافت و نقشآفرین گستره دانشمداری شد. اگر چه فروغ پیشین را باز نیافت.
کوششهای کنونی در سپهر دانش را به میزان زیادی وامدار امیرکبیر هستیم که با بنیاد دارالفنون، بنیادگر آموزش دانش نوین پزشکی شد.اگر چه افتخار بنیاد نخستین دانشکده پزشکی ایران را با سبک امروزین مرهون دکتر جوزف کاکران هستیم که در سال ۱۸۷۸ آن را در ارومیه و آذرابادگان بنیاد کرد. با بنیاد دانشگاه تهران در سال ۱۳۱۳ خورشیدی، ایرانیان به یاری تلاشهای خود توانستند بر واپسگراییها چیره شوند و در دانشگری جایگاهی برای خود بجویند و نامآوری کنند. امروز کمتر کانون آکادمیک را در گیتی سراغ داریم که خالی از فری و سالاری پزشکان ایرانی باشد.
در گاهنگاری ایران، پزشکان فیلسوف و تاریخدان و آزادیخواه کم نداشتهایم. بزرگانی چون ابنسینا و رازی و خواجه رشیدالدین فضلالله همدانی و شاید خیلیها ندانند متن و انشای فرمان مشروطیت در سال ۱۲۸۵ به خامه شادروان دکتر خلیل ثقفی بود و خود او در تنظیم متن این فرمان نقش داشت.
جمعیت بزرگ پزشکی ایران امروز میکوشد با وجود سختیها و برخی بیمهریها و کاستیها در این گستره سترگ به دانش و فری این آب و خاک بیفزاید. حساب اندک پزشکان جویای مال و جاه را میبایستی از بیشینۀ خوب کردار و کوشا جدا کرده و بدانیم پزشک ایرانی به گاه پشت سرگذاشتن سختیهای بسیار و سپری کردن آزمونهای سخت و نفسگیر مانند کنکور و ارتقا و آزمون تخصصی و طرح اجباری در جاهای محروم و.. در صورت سپری کردن همه سختیها در دوران آموزش بدون ایستایی و شببیداریهای جانکاه و گرفتن دانشنامه تخصصی در ۳۵ سالگی و میانسالی وارد بازار کار میشود و میبایستی زندگی خود را از هیچ آغاز کند و به بیپرداختیهای دراز خو بگیرد و دم بر نیاورد.
🔴 موسیقی پیوست:
خواننده: صدیق تعریف
چامهسرا: خیام
آهنگساز: فرهاد فخرالدینی
(از سریال بوعلیسینا)
@IranDel_Channel
💢
Telegram
ایراندل + | + IranDel
👍21👎2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 زندهیاد دکتر بدرالزمان قریب
زبانشناس، استاد زبان و ادبیات فارسی و عضو پیوستۀ فرهنگستان زبان و ادب فارسی
یکم شهریور ۱۳۰۸ خورشیدی
هفتم امرداد ۱۳۹۹ خورشیدی
#یادها | #مناسبتها
@IranDel_Channel
💢
زبانشناس، استاد زبان و ادبیات فارسی و عضو پیوستۀ فرهنگستان زبان و ادب فارسی
یکم شهریور ۱۳۰۸ خورشیدی
هفتم امرداد ۱۳۹۹ خورشیدی
#یادها | #مناسبتها
@IranDel_Channel
💢
👍28👎1
Forwarded from ایراندل | IranDel
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔴 یکم شهریورماه زادروز حکیم و اندیشمند بزرگ ایرانی «شیخ الرییس ابوعلی سینا» پزشک شهیر هزاره پیش است که با عنوان روز پزشک نامگذاری شده است و سالیانی متمادی است که همدان، شهر حکیم هزارهها ایستاده به قامت پورسینا در جهان رخ مینماید.
یکم شهریورماه روز تولد پورسینا بهعنوان پزشک، اندیشمند و فیلسوفی فرزانه که با پشتکار فراوان، عزت و سربلندی را برای ایران و ایرانی در سراسر این گیتی پهناور رقم زد در گاهشمار رسمی کشور برای بزرگداشت این اندیشمند، تحت نام روز «پزشک و همدان» ثبت و ضبط شده است.
#مناسبتها
@IranDel_Channel
💢
یکم شهریورماه روز تولد پورسینا بهعنوان پزشک، اندیشمند و فیلسوفی فرزانه که با پشتکار فراوان، عزت و سربلندی را برای ایران و ایرانی در سراسر این گیتی پهناور رقم زد در گاهشمار رسمی کشور برای بزرگداشت این اندیشمند، تحت نام روز «پزشک و همدان» ثبت و ضبط شده است.
#مناسبتها
@IranDel_Channel
💢
👍31👎1
🔴 وزیرِ فرهنگِ ما
یادکرد مرد بزرگ فرهنگ ایران، قافلهسالار سخن و خادم ملت، شادروان استاد دکتر پرویز ناتل خانلری
پرویز ناتل خانلری پس از تحصیل در مدارس سن لویی، مدرسهٔ آمریکایی و مدرسهٔ ثروت به دارالفنون رفت و به پیشنهاد استاد بدیع الزمان فروزانفر در رشتهٔ ادبی درس خواند.
ایشان در طول تحصیل معلّم دبیرستانهای تهران بود تا اینکه دکترای زبان و ادبیات فارسی را در سال ۱۳۲۲ از دانشگاه تهران دریافت کرد.
استاد راهنمای رسالهٔ دکتری ایشان ملک الشعراء بهار و عنوان رسالهٔ او «تحول غزل در شعر فارسی» بود. این رساله بعدتر با عنوان
«تحقیق انتقادی در عروض و قافیه و چگونگی تحول اوزان غزل فارسی» منتشر شد.
دکتر خانلری از سال ۱۳۳۲ به سمت استادی دانشگاه تهران منصوب شد.
خانلری چه کرد؟
خانلری بنیاد فرهنگ را بنا کرد.
این بنیاد در مدت فعالیت خود بیش از ۳۰۰ عنوان کتاب منتشر کرد که غالب آن از متون مهم تحقیقاتی در زمینهٔ ادبی، تاریخی، ادبی و علمیست.
خانلری همچنین فرهنگستان ادب و هنر، فرهنگستان زبان، بنیاد شاهنامه، انجمن فلسفه و حکمت و اسناد فرهنگی آسیا را تأسیس کرد.
پرویز ناتل خانلری تاریخ زبان فارسی را در ۳ جلد، وزن شعر فارسی، زبان و زبانشناسی و دستور زبان فارسی را نگاشت.
او بود که مجلهٔ جریانسازِ «سخن» را پایهگذاری کرد. این نشریه از سال ۱۳۲۲ تا ۱۳۵۷ محلی برای یادداشتها و مقالههای فرهنگی و ادبی استادان، پژوهشگران و نویسندگان پیشرو و برجستهٔ ایران شد.
با اجرای طرح «سپاه دانش» که ایدهپرداز و پایهگذار آن دکتر خانلری بود، میلیونها کودک روستایی به مدرسه رفتند. خانلری با قبول سمت وزارت فرهنگ، توانست مدرسه را به روستاهای دور و مناطق محروم ببرد.
خانلری نخستین کس در ایران بود که کتاب دستور زبان فارسی را بر مبنای زبانشناسی مدرن تألیف کرد.
کتابهای تاریخ زبان فارسی و وزن شعر فارسی خانلری هنوز از جمله مهمترین مراجع در این حوزهها هستند.
خانلری در سال ۱۳۵۹ منقحترین و معتبرترین نسخهٔ دیوان حافظ را منتشر کرد.
۴۸۶ غزل این دیوان با روش علمی و بر مبنای مقایسه ۱۴ نسخه خطی مهم تنظیم شدهاند.
نثر خانلری یکی از درخشانترین نمونههای نثر معاصر است.
شعر «عقاب» مشهورترین قصیدهٔ ناتل خانلری است که در سال ۱۳۲۱ در مجلهٔ مهر در تهران منتشر و به صادق هدایت پیشکش شده است.
🔴 پینوشت:
ویدئوی پیوست، شعر عقاب با صدای استاد پرویز ناتل خانلری است.
#یادها | #مناسبتها
@IranDel_Channel
💢
🔴 وزیرِ فرهنگِ ما
یادکرد مرد بزرگ فرهنگ ایران، قافلهسالار سخن و خادم ملت، شادروان استاد دکتر پرویز ناتل خانلری
پرویز ناتل خانلری پس از تحصیل در مدارس سن لویی، مدرسهٔ آمریکایی و مدرسهٔ ثروت به دارالفنون رفت و به پیشنهاد استاد بدیع الزمان فروزانفر در رشتهٔ ادبی درس خواند.
ایشان در طول تحصیل معلّم دبیرستانهای تهران بود تا اینکه دکترای زبان و ادبیات فارسی را در سال ۱۳۲۲ از دانشگاه تهران دریافت کرد.
استاد راهنمای رسالهٔ دکتری ایشان ملک الشعراء بهار و عنوان رسالهٔ او «تحول غزل در شعر فارسی» بود. این رساله بعدتر با عنوان
«تحقیق انتقادی در عروض و قافیه و چگونگی تحول اوزان غزل فارسی» منتشر شد.
دکتر خانلری از سال ۱۳۳۲ به سمت استادی دانشگاه تهران منصوب شد.
خانلری چه کرد؟
خانلری بنیاد فرهنگ را بنا کرد.
این بنیاد در مدت فعالیت خود بیش از ۳۰۰ عنوان کتاب منتشر کرد که غالب آن از متون مهم تحقیقاتی در زمینهٔ ادبی، تاریخی، ادبی و علمیست.
خانلری همچنین فرهنگستان ادب و هنر، فرهنگستان زبان، بنیاد شاهنامه، انجمن فلسفه و حکمت و اسناد فرهنگی آسیا را تأسیس کرد.
پرویز ناتل خانلری تاریخ زبان فارسی را در ۳ جلد، وزن شعر فارسی، زبان و زبانشناسی و دستور زبان فارسی را نگاشت.
او بود که مجلهٔ جریانسازِ «سخن» را پایهگذاری کرد. این نشریه از سال ۱۳۲۲ تا ۱۳۵۷ محلی برای یادداشتها و مقالههای فرهنگی و ادبی استادان، پژوهشگران و نویسندگان پیشرو و برجستهٔ ایران شد.
با اجرای طرح «سپاه دانش» که ایدهپرداز و پایهگذار آن دکتر خانلری بود، میلیونها کودک روستایی به مدرسه رفتند. خانلری با قبول سمت وزارت فرهنگ، توانست مدرسه را به روستاهای دور و مناطق محروم ببرد.
خانلری نخستین کس در ایران بود که کتاب دستور زبان فارسی را بر مبنای زبانشناسی مدرن تألیف کرد.
کتابهای تاریخ زبان فارسی و وزن شعر فارسی خانلری هنوز از جمله مهمترین مراجع در این حوزهها هستند.
خانلری در سال ۱۳۵۹ منقحترین و معتبرترین نسخهٔ دیوان حافظ را منتشر کرد.
۴۸۶ غزل این دیوان با روش علمی و بر مبنای مقایسه ۱۴ نسخه خطی مهم تنظیم شدهاند.
نثر خانلری یکی از درخشانترین نمونههای نثر معاصر است.
شعر «عقاب» مشهورترین قصیدهٔ ناتل خانلری است که در سال ۱۳۲۱ در مجلهٔ مهر در تهران منتشر و به صادق هدایت پیشکش شده است.
🔴 پینوشت:
ویدئوی پیوست، شعر عقاب با صدای استاد پرویز ناتل خانلری است.
#یادها | #مناسبتها
@IranDel_Channel
💢
Telegram
attach 📎
👍33👎2
Forwarded from ایراندل | IranDel
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 حمید احمدی، استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران:
بزرگترین وظیفه روشنفکران، دفاع از کیانِ ملی است.
جامعه روشنفکری ما هم وازَده است که بهدنبال تئوریهای پست مدرن و تئوریهای انتزاعی میرود.
آن چیزی که برای آمریکا و کانادا و فرانسه و دیگر کشورها مهم است کیان ملی است.
اکنون بزرگترین وظیفهی روشنفکران، دفاع از کیان ملی، ارزشهای ملی و هویت ملی است.
وظیفه دولت، حمایت از کیان ملی است در حالیکه در بعضی از شهرها، صدها کتاب با ادبیات نفرت علیه تاریخ و بزرگان ایران منتشر میشود.
@IranDel_Channel
💢
بزرگترین وظیفه روشنفکران، دفاع از کیانِ ملی است.
جامعه روشنفکری ما هم وازَده است که بهدنبال تئوریهای پست مدرن و تئوریهای انتزاعی میرود.
آن چیزی که برای آمریکا و کانادا و فرانسه و دیگر کشورها مهم است کیان ملی است.
اکنون بزرگترین وظیفهی روشنفکران، دفاع از کیان ملی، ارزشهای ملی و هویت ملی است.
وظیفه دولت، حمایت از کیان ملی است در حالیکه در بعضی از شهرها، صدها کتاب با ادبیات نفرت علیه تاریخ و بزرگان ایران منتشر میشود.
@IranDel_Channel
💢
👍46👎1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 چراغ سبز پوتین برای خفگی ژئوپلتیک ایران؟
آیا روسیه سیاست خود را در مورد دالان زنگهزور تغییر داده است؟ صحبتهای اخیر لاوروف در باکو چه معنایی میدهد؟
🔴 پینوشت:
بازنشر یک گزارش به معنای تأییدِ کلِّ محتوای آن نیست.
@IranDel_Channel
💢
آیا روسیه سیاست خود را در مورد دالان زنگهزور تغییر داده است؟ صحبتهای اخیر لاوروف در باکو چه معنایی میدهد؟
🔴 پینوشت:
بازنشر یک گزارش به معنای تأییدِ کلِّ محتوای آن نیست.
@IranDel_Channel
💢
👍22👎1
🔴 سجاد آیدنلو، استاد زبان و ادبیات فارسی و شاهنامهشناسِ ارومیهای در جمعِ ۲۵ چهرۀ برترِ ادبیاتِ ایران
در رویدادِ فرهنگی بزرگداشتِ چهرههای برجستۀ ادبیات - جایزۀ استاد جلالالدین همایی - از دکتر سجاد آیدنلو به عنوان پژوهشگر برتر کشوری تجلیل به عمل آمد.
🔴 بُنمایه: تارنمای بنیاد ملی نخبگان
#اطلاع_رسانی
@IranDel_Channel
💢
در رویدادِ فرهنگی بزرگداشتِ چهرههای برجستۀ ادبیات - جایزۀ استاد جلالالدین همایی - از دکتر سجاد آیدنلو به عنوان پژوهشگر برتر کشوری تجلیل به عمل آمد.
🔴 بُنمایه: تارنمای بنیاد ملی نخبگان
#اطلاع_رسانی
@IranDel_Channel
💢
👍41👎3
🔴 شمارهی ۶۵ ماهنامهی وطنیولی (راه وطن) منتشر شد.
شمارهی اَمُرداد ماه ۱۴۰۳ خورشیدی
🔴 در این شماره میخوانید:
● پایانِ انتخابات ریاستجمهوری و شکست سنگینِ قومگرایی:
پاینده باد ملّتِ ایران
(به قلمِ احمد کاظمی)
● وطنیولی و انتخاباتِ ریاستجمهوری
(به قلمِ داود دشتبانی)
● رأی پزشکیان، قومیّتی نبود
(به قلمِ رحمان قهرمانپور)
● چرا الهام علیاف به تهران نیامد؟
(به قلمِ جلال محمدی)
● سوم شهریور و لزومِ بزرگداشتِ شهیدانِ پل فلزی جلفا:
مدافعانِ جانفشانِ وطن
● تاریخِ تُرکزبان شدنِ آذربایجان
(مقالهای از فاروق سومر استاد تاریخ و تُرکچی ترکیه با برگردانی از عباس جوادی)
● گروهها و سازمانهای قومی، نمایندهی قومیتها نیستند
(قومیت، بدون گروهگرایی از نگاه جامعهشناس آمریکایی، راجرز بروبیکر)
● گذری بر یادِ ایران در آثارِ شاعرانِ زبانِ فارسی:
ایران، دلِ زمین
(به قلم نیما عظیمی و محبوبه غلامی)
● حمله و اشغال تبریز و قتلعام مردم:
تبریز، زیرِ ستمِ تُرکان عثمانی
● دالانِ سیونیک و درسی از خسرو انوشیروان
(به قلمِ علی علیبابایی درمنی)
● تجلیلِ سایتِ «آخار» از ژنرالی که شکلِ پرچمِ این جمهوری را تعیین کرد:
نقشِ انگلیس در تأسیسِ جمهوری بادکوبه
● مدیرکلِ صداوسیمای مرکز آذربایجان شرقی:
گویشِ تبریز، معیار ماست که همان زبانِ استاد شهریار است.
● تأملی بر سیاستهای زبانی مدیر شبکۀ سهند:
دغدغهمندانِ زبانِ مادری یا پانترکانِ آذربایجانستیز؟
(به قلمِ سالار سیفالدینی)
● دریاچۀ ارومیه، چگونه زنده میماند؟
🔴 برای مطالعهی ماهنامه، میتوانید به اینجا مراجعه کنید.
@IranDel_Channel
💢
🔴 شمارهی ۶۵ ماهنامهی وطنیولی (راه وطن) منتشر شد.
شمارهی اَمُرداد ماه ۱۴۰۳ خورشیدی
🔴 در این شماره میخوانید:
● پایانِ انتخابات ریاستجمهوری و شکست سنگینِ قومگرایی:
پاینده باد ملّتِ ایران
(به قلمِ احمد کاظمی)
● وطنیولی و انتخاباتِ ریاستجمهوری
(به قلمِ داود دشتبانی)
● رأی پزشکیان، قومیّتی نبود
(به قلمِ رحمان قهرمانپور)
● چرا الهام علیاف به تهران نیامد؟
(به قلمِ جلال محمدی)
● سوم شهریور و لزومِ بزرگداشتِ شهیدانِ پل فلزی جلفا:
مدافعانِ جانفشانِ وطن
● تاریخِ تُرکزبان شدنِ آذربایجان
(مقالهای از فاروق سومر استاد تاریخ و تُرکچی ترکیه با برگردانی از عباس جوادی)
● گروهها و سازمانهای قومی، نمایندهی قومیتها نیستند
(قومیت، بدون گروهگرایی از نگاه جامعهشناس آمریکایی، راجرز بروبیکر)
● گذری بر یادِ ایران در آثارِ شاعرانِ زبانِ فارسی:
ایران، دلِ زمین
(به قلم نیما عظیمی و محبوبه غلامی)
● حمله و اشغال تبریز و قتلعام مردم:
تبریز، زیرِ ستمِ تُرکان عثمانی
● دالانِ سیونیک و درسی از خسرو انوشیروان
(به قلمِ علی علیبابایی درمنی)
● تجلیلِ سایتِ «آخار» از ژنرالی که شکلِ پرچمِ این جمهوری را تعیین کرد:
نقشِ انگلیس در تأسیسِ جمهوری بادکوبه
● مدیرکلِ صداوسیمای مرکز آذربایجان شرقی:
گویشِ تبریز، معیار ماست که همان زبانِ استاد شهریار است.
● تأملی بر سیاستهای زبانی مدیر شبکۀ سهند:
دغدغهمندانِ زبانِ مادری یا پانترکانِ آذربایجانستیز؟
(به قلمِ سالار سیفالدینی)
● دریاچۀ ارومیه، چگونه زنده میماند؟
🔴 برای مطالعهی ماهنامه، میتوانید به اینجا مراجعه کنید.
@IranDel_Channel
💢
👍26👎3
ایراندل | IranDel
🔴 #توییت_خوانی ✍️ آرش رئیسینژاد، دانشآموختهی دکتری روابط بینالملل در توییتی نوشت: استقلال، تنها به معنی "کمینه کردنِ تأثیرپذیری از دیگران" نیست؛ بل و مهمتر، به معنای "بیشینه کردنِ تأثیرگذاری بر دیگران" است. از این رو، تلاش برای وابستهسازی دیگران،…
🔴 استقلال در معنای سهمِ کشور از زنجیرۀ جهانی ارزش
✍️ آرش رئیسینژاد، دکترای روابط بینالملل در شبکۀ ایکس (توییتر پیشین) نوشت:
آرش رئیسینژاد، پیشتر هم دربارۀ معنای استقلالِ کشور نوشته بود:
#توییت_خوانی
@IranDel_Channel
💢
🔴 استقلال در معنای سهمِ کشور از زنجیرۀ جهانی ارزش
✍️ آرش رئیسینژاد، دکترای روابط بینالملل در شبکۀ ایکس (توییتر پیشین) نوشت:
مرز را دروازۀ توسعه ببینیم، نه صرفاً سنگر دفاعی!
در زمانهای که زنجیرۀ ارزش با کریدورها گسترش یافته، از پافشاری بر خودکفایی در همۀ امور، رویگردانیم و صنعتیسازیِ صادراتمحور را دنبال کنیم!
بیاموزیم که استقلال هر کشور در سهم آن از زنجیرۀ جهانیِ ارزش نهفته است! سهمِ ایران را دریابیم.
آرش رئیسینژاد، پیشتر هم دربارۀ معنای استقلالِ کشور نوشته بود:
استقلال، تنها به معنی "کمینه کردنِ تأثیرپذیری از دیگران" نیست؛ بل و مهمتر، به معنای "بیشینه کردنِ تأثیرگذاری بر دیگران" است.
از این رو، تلاش برای وابستهسازی دیگران، کنش و اقدامی استقلالطلبانه است.
روحِ زمانه را دریابید!
#توییت_خوانی
@IranDel_Channel
💢
👍22👎1
Forwarded from ایراندل | IranDel
🔴 «دالان ایران، پل پیروزی»
✍️ مهدی تدینی، تاریخپژوه
شهریور ۱۳۲۰ [خورشیدی] ــ که «شهریور سیاه» میخوانمش ــ یکی از اندوهبارترین برگهای تاریخ ایران است. بریتانیا و شوروی در اقدامی شرمآور و به بهانهای واهی به ایران، اولتیماتوم دادند و با نقض بیطرفی ایران در جنگ جهانی، کشور را از جنوب و شمال اشغال و شاه ایران را عزل کردند. چه از رضاشاه خوشمان بیاید و چه نه، چه او را منجی بدانیم و چه دیکتاتور، قدرت بیگانه اجازه نداشت حاکمیت ملی ایران را تا این حد نقض کند. انگلیسیها در پی این بودند که قاجار را به سلطنت برگردانند (شاید چون بازگرداندن سلسلهای منقرضشده، آن دودمان را وامدارشان میکرد). اما مشکلی در کار بود، احمدشاه سالها پیش (در ۱۳۰۸ خورشیدی) در پاریس درگذشته بود. برادر و جانشین او، محمدحسن میرزا، در پاریس مدعی سلطنت بود، اما انگلیسیها فهمیدند پسر محمدحسن، یعنی حمید، اسم خود را «درومون» گذاشته و تابعیت بریتانیایی گرفته بود، در بازرگانی دریایی کار میکرد و حتی زبان فارسی نمیدانست (محمدحسن میرزا هم سال بعد، ۱۳۲۱، در لندن در فقر درگذشت). دربارۀ «شهریور سیاه» در آینده بیشتر صحبت خواهیم کرد؛ بگذریم و به «دالان ایران» برسیم.
آلمانیها در دوران رضاشاه همکاری عمرانی گستردهای در ایران انجام داده بودند. معروفترین آن همکاری در ساخت راهآهن سراسری ایران بود یا احداث ساختمانهای دانشگاه تهران. این همکاریها اصلاً پیش از به قدرت رسیدن هیتلر آغاز شده بود، اما پس از آغاز جنگ این همکاری خاری در چشم بریتانیا و شوروی بود، با اینکه ایران تنها دو روز پس از حملۀ آلمان به لهستان رسماً اعلام بیطرفی کرده بود و هیچ پیوند نظامی ـ لُجستیکی نیز میان ایران و آلمان وجود نداشت. وقتی آلمان به شوروی حمله کرد بریتانیاییها به فکر افتادند دالانِ امنی برای انتقال تسلیحات و تدارکات به شوروی ایجاد کنند. از دیگر سو، وضعیت عراق و سوریه هم برای انگلستان بحرانی شده بود. در فوریۀ ۱۹۴۱ میلادی (بهمن ۱۳۱۹ خورشیدی) در آمریکا «قانون وام و اجاره» (Lend-Lease Act) به تصویب کنگره رسیده بود که اجازه میداد دولت آمریکا به متفقین به طور گسترده کمک تدارکاتی کند: اسلحه، مهمات، سوخت، هواپیما، خوراک و... هدف اول از اشغال ایران هم همین بود که دالان امنی برای انتقال کمکهای آمریکا به شوروی فراهم آید. البته انگلستان از بابت پالایشگاه آبادان هم نگران بود: بزرگترین پالایشگاه جهان در آبادان بود، با ۸ میلیون تُن تولید سالانه. ممکن بود با شکست شوروی پالایشگاه از کنترل بریتانیا خارج شود.
شمال ایران به اشغال شوروی و جنوب به اشغال بریتانیا درآمد. وقتی رضاشاه در پی اولتیماتومی کنارهگیری کرد و در ناخرسندی انگلیسیها محمدرضا در مجلس سوگند یاد کرد، پایتخت هم اشغال شد. در بهمن ماه طرحی که نخستوزیر فروغی تهیه کرده بود به تصویب مجلس رسید: قوای اشغالگر تعهد دادند تمامیت ارضی ایران حفظ شود و پس از اتمام جنگ کشور را ترک کنند و در مقابل کنترل راهها، بنادر و مخابرات را در اختیار گرفتند. به این ترتیب، «دالان ایران» (Persian Corridor) برقرار شد تا تدارکات از بندر شاهپور (بند امام خمینی) در خلیج فارس به بندر پهلوی (بندر انزلی) منتقل شود.
بخش مهندسی و تأسیساتی این پروژۀ نظامی بزرگ را آمریکاییها انجام دادند، جاده ساختند، بنادر ایران را ارتقا دادند و سالن مونتاژ ساختند تا هواپیماها و کامیونها را در ایران برای ارسال به شوروی مونتاژ کنند. سیهزار سرباز و مهندس آمریکایی در دالان ایران فعال شدند و در طول چهار سال و نیم ۶۴۶ کشتی در خلیج فارس پهلو گرفت و حدود پنج میلیون تُن تدارکات از ایران به شوروی منتقل شد. این معادل ۲۵ درصد کل تدارکاتی است که برای نجات شوروی به این کشور داده شد.
این پنج سال با رنجهای فراوان بر ایران گذشت. از همه دردناکتر این بود که ایران چارهای جز تسلیم شدن در برابر این هجوم نداشت. به زبان ساده زور ایران به هیچشکل به این مهاجمان نمیرسید و تسلیم شدن کمهزینهترین گزینه بود. به طور کلی دولتمردان ایرانی در آن سالها سیاستورزی را به اوج رساندند تا ناتوانیهای ایران را پوشش دهند. یکی از شاهراههای پیروزی متفقین در نبرد قرن، دالان ایران بود؛ اما مهاجمان (به خصوص شوروی) نهتنها سهم ایران از این پیروزی را ندادند، بلکه به فکر دستاندازی به آذربایجان هم افتادند. در آینده و به مرور با مجموعهای از پستها این بحث را ادامه میدهیم.
در فایل پیوست گوشههایی از تردد محمولهها در دالان ایران را ببینید. در ادامه ویدئویی یکساعته را میتوانید ببیند که آن را همان سالها نیروهای آمریکایی تهیه کردهاند و چند آلبوم عکس هم در ادامه خواهد آمد.
@IranDel_Channel
💢
🔴 «دالان ایران، پل پیروزی»
✍️ مهدی تدینی، تاریخپژوه
شهریور ۱۳۲۰ [خورشیدی] ــ که «شهریور سیاه» میخوانمش ــ یکی از اندوهبارترین برگهای تاریخ ایران است. بریتانیا و شوروی در اقدامی شرمآور و به بهانهای واهی به ایران، اولتیماتوم دادند و با نقض بیطرفی ایران در جنگ جهانی، کشور را از جنوب و شمال اشغال و شاه ایران را عزل کردند. چه از رضاشاه خوشمان بیاید و چه نه، چه او را منجی بدانیم و چه دیکتاتور، قدرت بیگانه اجازه نداشت حاکمیت ملی ایران را تا این حد نقض کند. انگلیسیها در پی این بودند که قاجار را به سلطنت برگردانند (شاید چون بازگرداندن سلسلهای منقرضشده، آن دودمان را وامدارشان میکرد). اما مشکلی در کار بود، احمدشاه سالها پیش (در ۱۳۰۸ خورشیدی) در پاریس درگذشته بود. برادر و جانشین او، محمدحسن میرزا، در پاریس مدعی سلطنت بود، اما انگلیسیها فهمیدند پسر محمدحسن، یعنی حمید، اسم خود را «درومون» گذاشته و تابعیت بریتانیایی گرفته بود، در بازرگانی دریایی کار میکرد و حتی زبان فارسی نمیدانست (محمدحسن میرزا هم سال بعد، ۱۳۲۱، در لندن در فقر درگذشت). دربارۀ «شهریور سیاه» در آینده بیشتر صحبت خواهیم کرد؛ بگذریم و به «دالان ایران» برسیم.
آلمانیها در دوران رضاشاه همکاری عمرانی گستردهای در ایران انجام داده بودند. معروفترین آن همکاری در ساخت راهآهن سراسری ایران بود یا احداث ساختمانهای دانشگاه تهران. این همکاریها اصلاً پیش از به قدرت رسیدن هیتلر آغاز شده بود، اما پس از آغاز جنگ این همکاری خاری در چشم بریتانیا و شوروی بود، با اینکه ایران تنها دو روز پس از حملۀ آلمان به لهستان رسماً اعلام بیطرفی کرده بود و هیچ پیوند نظامی ـ لُجستیکی نیز میان ایران و آلمان وجود نداشت. وقتی آلمان به شوروی حمله کرد بریتانیاییها به فکر افتادند دالانِ امنی برای انتقال تسلیحات و تدارکات به شوروی ایجاد کنند. از دیگر سو، وضعیت عراق و سوریه هم برای انگلستان بحرانی شده بود. در فوریۀ ۱۹۴۱ میلادی (بهمن ۱۳۱۹ خورشیدی) در آمریکا «قانون وام و اجاره» (Lend-Lease Act) به تصویب کنگره رسیده بود که اجازه میداد دولت آمریکا به متفقین به طور گسترده کمک تدارکاتی کند: اسلحه، مهمات، سوخت، هواپیما، خوراک و... هدف اول از اشغال ایران هم همین بود که دالان امنی برای انتقال کمکهای آمریکا به شوروی فراهم آید. البته انگلستان از بابت پالایشگاه آبادان هم نگران بود: بزرگترین پالایشگاه جهان در آبادان بود، با ۸ میلیون تُن تولید سالانه. ممکن بود با شکست شوروی پالایشگاه از کنترل بریتانیا خارج شود.
شمال ایران به اشغال شوروی و جنوب به اشغال بریتانیا درآمد. وقتی رضاشاه در پی اولتیماتومی کنارهگیری کرد و در ناخرسندی انگلیسیها محمدرضا در مجلس سوگند یاد کرد، پایتخت هم اشغال شد. در بهمن ماه طرحی که نخستوزیر فروغی تهیه کرده بود به تصویب مجلس رسید: قوای اشغالگر تعهد دادند تمامیت ارضی ایران حفظ شود و پس از اتمام جنگ کشور را ترک کنند و در مقابل کنترل راهها، بنادر و مخابرات را در اختیار گرفتند. به این ترتیب، «دالان ایران» (Persian Corridor) برقرار شد تا تدارکات از بندر شاهپور (بند امام خمینی) در خلیج فارس به بندر پهلوی (بندر انزلی) منتقل شود.
بخش مهندسی و تأسیساتی این پروژۀ نظامی بزرگ را آمریکاییها انجام دادند، جاده ساختند، بنادر ایران را ارتقا دادند و سالن مونتاژ ساختند تا هواپیماها و کامیونها را در ایران برای ارسال به شوروی مونتاژ کنند. سیهزار سرباز و مهندس آمریکایی در دالان ایران فعال شدند و در طول چهار سال و نیم ۶۴۶ کشتی در خلیج فارس پهلو گرفت و حدود پنج میلیون تُن تدارکات از ایران به شوروی منتقل شد. این معادل ۲۵ درصد کل تدارکاتی است که برای نجات شوروی به این کشور داده شد.
این پنج سال با رنجهای فراوان بر ایران گذشت. از همه دردناکتر این بود که ایران چارهای جز تسلیم شدن در برابر این هجوم نداشت. به زبان ساده زور ایران به هیچشکل به این مهاجمان نمیرسید و تسلیم شدن کمهزینهترین گزینه بود. به طور کلی دولتمردان ایرانی در آن سالها سیاستورزی را به اوج رساندند تا ناتوانیهای ایران را پوشش دهند. یکی از شاهراههای پیروزی متفقین در نبرد قرن، دالان ایران بود؛ اما مهاجمان (به خصوص شوروی) نهتنها سهم ایران از این پیروزی را ندادند، بلکه به فکر دستاندازی به آذربایجان هم افتادند. در آینده و به مرور با مجموعهای از پستها این بحث را ادامه میدهیم.
در فایل پیوست گوشههایی از تردد محمولهها در دالان ایران را ببینید. در ادامه ویدئویی یکساعته را میتوانید ببیند که آن را همان سالها نیروهای آمریکایی تهیه کردهاند و چند آلبوم عکس هم در ادامه خواهد آمد.
@IranDel_Channel
💢
Telegram
attach 📎
👍23👎2
Forwarded from ایراندل | IranDel
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎥 عملیات نیروهای آمریکا در دالان ایران (۱۹۴۱ـ۱۹۴۵ میلادی برابر با ۱۳۲۰ـ۱۳۲۴ خورشیدی)
این فیلم یکساعته مجموعهای از فعالیتهای نیروهای آمریکا را در زمان «دالان ایران» نشان میدهد. فیلم یک ساعت است و متأسفانه بیصداست. طبعاً این فیلم بهترین #مستند ممکن برای آشنایی بیشتر با مسئلۀ «دالان ایران» است.
برای توضیحات بیشتر فرستهی پیشین را ببینید.
🔴 منبع:
کانال تاریخاندیشی
@IranDel_Channel
💢
این فیلم یکساعته مجموعهای از فعالیتهای نیروهای آمریکا را در زمان «دالان ایران» نشان میدهد. فیلم یک ساعت است و متأسفانه بیصداست. طبعاً این فیلم بهترین #مستند ممکن برای آشنایی بیشتر با مسئلۀ «دالان ایران» است.
برای توضیحات بیشتر فرستهی پیشین را ببینید.
🔴 منبع:
کانال تاریخاندیشی
@IranDel_Channel
💢
👍22👎2