🔴 نگاهِ کارشناسانِ رسانههای ترکیه به ریاستجمهوری مسعود پزشکیان در ایران
حال که یک شهروندِ ایرانیِ آذربایجانی و زادۀ شهر مهاباد و با پدر و مادری ارومیهای که بخش قابل توجه عمر خود را در شهر تبریز زندگی کرده، به عنوان رئیسجمهور ایران انتخاب شده است، این انتخاب در رسانههای ترکیه به شکلهای مختلف بازتاب یافته است.
بطور مثال توییت چهار سال پیش مسعود پزشکیان (در پاییز ۱۳۹۹ خورشیدی) بعد شعرخوانی اردوغان در باکو، اینروزها در رسانههای ترکیه بیشتر مورد توجه قرار گرفته است.
کارشناس برنامه ترکیه: (ویدئوی پیوست)
"در مورد پزشکیان، زیاد خیالپردازی نکنید؛ او رئیسجمهور اردوغان را با صدام حسین مقایسه میکند."
کارشناس برنامه ترکیه: (دیگر ویدئوی پیوست)
"پزشکیان قبل از «تُرک بودن»، یک ایرانی است که به دین و کشورش پایبند است. اگر فکر میکنید، فردا پرچم ایران را پایین خواهد کشید و با ما یکی خواهد شد، اشتباه میکنید؛ ایران، ایران است."
🔴 پینوشت:
کارشناسانِ رسانههای ترکیه به این نکته هم توجه ندارند، که در ایران در گفتارِ روزمرۀ شهروندانِ ایرانی، اگر کسی احیاناً میگوید "من تُرکم"؛ اولاً این معرفی در درونِ کشورِ ایران و برای معرفی خود به دیگر هموطنانِ ایرانیاش، کاربرد دارد و ثانیاً گزارۀ "من تُرکم" اصلاً معنای تباری و قومی ندارد، بلکه تلخیصی از این گزارۀ دقیقتر است که "من تُرکی زبانم" یا "من تُرکی آذربایجانیزبانم" که گاهی بطور خلاصه در گفتار عامیانه، بصورت "من تُرکم" به زبان جاری میشود.
ولی این گزارۀ غیردقیق و موارد مشابه هرگز در تضاد و تقابل با ایرانی بودن نیست و صرفاً یک معرفی خود در درونِ کشور ایران است و گزارهای بسیار متأخر هم است که در چند دهه اخیر به عنوانِ غلط مصطلح، گاه استفاده میشود.
🔴 ویدئوهای پیوست و توییت را در بخشِ «مشاهدۀ پیام» تماشا کنید.
@IranDel_Channel
💢
🔴 نگاهِ کارشناسانِ رسانههای ترکیه به ریاستجمهوری مسعود پزشکیان در ایران
حال که یک شهروندِ ایرانیِ آذربایجانی و زادۀ شهر مهاباد و با پدر و مادری ارومیهای که بخش قابل توجه عمر خود را در شهر تبریز زندگی کرده، به عنوان رئیسجمهور ایران انتخاب شده است، این انتخاب در رسانههای ترکیه به شکلهای مختلف بازتاب یافته است.
بطور مثال توییت چهار سال پیش مسعود پزشکیان (در پاییز ۱۳۹۹ خورشیدی) بعد شعرخوانی اردوغان در باکو، اینروزها در رسانههای ترکیه بیشتر مورد توجه قرار گرفته است.
کارشناس برنامه ترکیه: (ویدئوی پیوست)
"در مورد پزشکیان، زیاد خیالپردازی نکنید؛ او رئیسجمهور اردوغان را با صدام حسین مقایسه میکند."
کارشناس برنامه ترکیه: (دیگر ویدئوی پیوست)
"پزشکیان قبل از «تُرک بودن»، یک ایرانی است که به دین و کشورش پایبند است. اگر فکر میکنید، فردا پرچم ایران را پایین خواهد کشید و با ما یکی خواهد شد، اشتباه میکنید؛ ایران، ایران است."
🔴 پینوشت:
کارشناسانِ رسانههای ترکیه به این نکته هم توجه ندارند، که در ایران در گفتارِ روزمرۀ شهروندانِ ایرانی، اگر کسی احیاناً میگوید "من تُرکم"؛ اولاً این معرفی در درونِ کشورِ ایران و برای معرفی خود به دیگر هموطنانِ ایرانیاش، کاربرد دارد و ثانیاً گزارۀ "من تُرکم" اصلاً معنای تباری و قومی ندارد، بلکه تلخیصی از این گزارۀ دقیقتر است که "من تُرکی زبانم" یا "من تُرکی آذربایجانیزبانم" که گاهی بطور خلاصه در گفتار عامیانه، بصورت "من تُرکم" به زبان جاری میشود.
ولی این گزارۀ غیردقیق و موارد مشابه هرگز در تضاد و تقابل با ایرانی بودن نیست و صرفاً یک معرفی خود در درونِ کشور ایران است و گزارهای بسیار متأخر هم است که در چند دهه اخیر به عنوانِ غلط مصطلح، گاه استفاده میشود.
🔴 ویدئوهای پیوست و توییت را در بخشِ «مشاهدۀ پیام» تماشا کنید.
@IranDel_Channel
💢
Telegram
ایراندل + | + IranDel
🔴 بازتاب ریاستجمهوری پزشکیان در رسانههای ترکیه
@IranDel_Channel
💢
@IranDel_Channel
💢
👍50👎2
⚫️ فرهنگِ رباعیخوانی عاشورایی در شهر اهر استان آذربایجان شرقی
[#خاطرات_شفاهی]
✍️ محمد ابراهیم حایری اهری
از آن چند بمبی که هواپیماهای روسی در شهریورِ شومِ ۱۳۲۰ بر فراز شهر من (شهر اهر در استان آذربایجان شرقی) ریختند، تنها یکی نترکید، آن هم بمبی بود که درست بر بامِ مسجدِ ابواسحاق افتاد.
از آن روز این مسجد، گرامیتر شد وجایگاهی آسمانی در میان مردم یافت. همشهریانم به نظرکردگی آن مسجد باوری سخت یافتند.
تا به یاد دارم نمازهای آنجا و نشستهای دینی آن مسجد، مردم بیشتری را به سوی خود میکشید. دستۀ عزاداری محرم وصفرش نیز بزرگترین دستۀ شهر بود.
افزون بر شبهای رمضان، شصت شبِ محرم و صفر نیز آنجا غلغلهای برپا میشد. آقای [شیخ حسین] برقی چندین بار سخن خود را میبُرید تا بگوید که صلواتی بفرستید و قدمی جلوتر بیایید تا جا باز شود.
و اما در همه آن شصت شب، پیش از آنکه آقای [شیخ حسین] برقی به منبر رود آیینی در آن مسجد برگزار میشد که در هیچ شهری نه دیدهام و نه شنیدهام و جا دارد که این آیین به نام شهرم - اهر - ثبت گردد: آیینِ رباعیخوانی.
مسجد ابواسحاق، پیش از ورود آشیخ حسین برقی پر میشد. مردمی که در مسجد، گرد میآمدند از ساعتی پیش از سخنرانی رباعیخوانی را آغاز میکردند.
کسی رباعی نخست را دربارۀ شهدای عاشورا میخواند. یکی دیگر از گوشهای پاسخش را با رباعی دیگری میداد. این رباعی باید با حرفی آغاز میشد که رباعی پیشین با آن حرف به سر رسیده بود؛ یکجور مشاعره.
مثلا اگر کسی میخواند که:
ای آب فرات، خاکِ عالم به سرت
ای کاش به کربلا نیفتد گذرت
سوزد جگرِ حسین از سوزِ عطش
از داغ حسین کاش که سوزد جگرت
باید در پاسخش رباعیای خوانده میشد که حرف نخستش «ت» باشد.
و یا اگر خوانده میشد که:
روزی که سر حسین بر نیره زدند
مرغان هوا گرد سرش حلقه زدند
مرغان هوا و ماهیان دریا
در سوگ حسین سنگ بر سینه زدند
رباعی بعدی باید با حرف «دال» آغاز میشد.
هر رباعیخوان پس از خواندن رباعی بلند میگفت: «بر قاتلان اباعبدالله تا به روز حشر مدام لعنت باد» و دیگران میگفتند: «بیش لعنت»
و رباعی دیگری خوانده میشد.
قافیه که تنگ میآمد و مردم در ذهنِ خود رباعیای نمییافتند که با حرف خاصی آغاز شود به دفترچههای جیبیشان پناه میبردند و از روی دفترچهها میخواندند. هر گاه که رباعیهای دفترچهها هم خوانده میشد و چیزی نمیماند،
سکوتی برقرار میشد. یعنی که دیگر کسی برای حرفی که رباعی پیشین به آن ختم شده، چیزی در ذهن ندارد. وقتی همه کم میآوردند نوبت «شیخ نصرالله» بود که از آستینش رباعی نابی در آورد و بخواند تا باز چرخۀ رباعیخوانی بچرخد و باز هرگاه که همه کم میآوردند، این شیخ نصرالله بود که رباعی دیگری میخواند و بزمِ رباعیخوانی از رونق نمیافتاد.
زنده یاد «شیخ نصرالله قاسمبگلو» خود شاعر بود و حافظهای شگفتانگیز داشت. پدر جانم میگفت، در طول سالیان دراز پیش نیامده که رباعی خوانده شود و شيخ نصرالله کم بیاورد دفتر سینهاش پر بود از رباعیاتِ عاشورایی.
به دقت نمیدانم که پیشینه این آیین به چه سالی بر میگردد، اما نیک میدانم، در دهههای چهل و پنجاه برگزار میشده است.
رباعیها همگی به زبان پارسی بودهاند. نفرینهای پس از رباعیها نیز همچنین؛ آن هم در اهر ما که شمار درسخواندههایش بسیار در آن هنگام، پایین بود. رسانهها نیز نفوذ چندانی نیافته بودند. زبان تُرکی شهر ما نیز بارها خالصتر و نیرومندتر از شهرهای دیگر بود و هست. آیینِ دیرین رباعیخوانی گواهی از رواجِ زبان و فرهنگِ پارسی، نزد آذربایجانیان است.
@IranDel_Channel
💢
⚫️ فرهنگِ رباعیخوانی عاشورایی در شهر اهر استان آذربایجان شرقی
[#خاطرات_شفاهی]
✍️ محمد ابراهیم حایری اهری
از آن چند بمبی که هواپیماهای روسی در شهریورِ شومِ ۱۳۲۰ بر فراز شهر من (شهر اهر در استان آذربایجان شرقی) ریختند، تنها یکی نترکید، آن هم بمبی بود که درست بر بامِ مسجدِ ابواسحاق افتاد.
از آن روز این مسجد، گرامیتر شد وجایگاهی آسمانی در میان مردم یافت. همشهریانم به نظرکردگی آن مسجد باوری سخت یافتند.
تا به یاد دارم نمازهای آنجا و نشستهای دینی آن مسجد، مردم بیشتری را به سوی خود میکشید. دستۀ عزاداری محرم وصفرش نیز بزرگترین دستۀ شهر بود.
افزون بر شبهای رمضان، شصت شبِ محرم و صفر نیز آنجا غلغلهای برپا میشد. آقای [شیخ حسین] برقی چندین بار سخن خود را میبُرید تا بگوید که صلواتی بفرستید و قدمی جلوتر بیایید تا جا باز شود.
و اما در همه آن شصت شب، پیش از آنکه آقای [شیخ حسین] برقی به منبر رود آیینی در آن مسجد برگزار میشد که در هیچ شهری نه دیدهام و نه شنیدهام و جا دارد که این آیین به نام شهرم - اهر - ثبت گردد: آیینِ رباعیخوانی.
مسجد ابواسحاق، پیش از ورود آشیخ حسین برقی پر میشد. مردمی که در مسجد، گرد میآمدند از ساعتی پیش از سخنرانی رباعیخوانی را آغاز میکردند.
کسی رباعی نخست را دربارۀ شهدای عاشورا میخواند. یکی دیگر از گوشهای پاسخش را با رباعی دیگری میداد. این رباعی باید با حرفی آغاز میشد که رباعی پیشین با آن حرف به سر رسیده بود؛ یکجور مشاعره.
مثلا اگر کسی میخواند که:
ای آب فرات، خاکِ عالم به سرت
ای کاش به کربلا نیفتد گذرت
سوزد جگرِ حسین از سوزِ عطش
از داغ حسین کاش که سوزد جگرت
باید در پاسخش رباعیای خوانده میشد که حرف نخستش «ت» باشد.
و یا اگر خوانده میشد که:
روزی که سر حسین بر نیره زدند
مرغان هوا گرد سرش حلقه زدند
مرغان هوا و ماهیان دریا
در سوگ حسین سنگ بر سینه زدند
رباعی بعدی باید با حرف «دال» آغاز میشد.
هر رباعیخوان پس از خواندن رباعی بلند میگفت: «بر قاتلان اباعبدالله تا به روز حشر مدام لعنت باد» و دیگران میگفتند: «بیش لعنت»
و رباعی دیگری خوانده میشد.
قافیه که تنگ میآمد و مردم در ذهنِ خود رباعیای نمییافتند که با حرف خاصی آغاز شود به دفترچههای جیبیشان پناه میبردند و از روی دفترچهها میخواندند. هر گاه که رباعیهای دفترچهها هم خوانده میشد و چیزی نمیماند،
سکوتی برقرار میشد. یعنی که دیگر کسی برای حرفی که رباعی پیشین به آن ختم شده، چیزی در ذهن ندارد. وقتی همه کم میآوردند نوبت «شیخ نصرالله» بود که از آستینش رباعی نابی در آورد و بخواند تا باز چرخۀ رباعیخوانی بچرخد و باز هرگاه که همه کم میآوردند، این شیخ نصرالله بود که رباعی دیگری میخواند و بزمِ رباعیخوانی از رونق نمیافتاد.
زنده یاد «شیخ نصرالله قاسمبگلو» خود شاعر بود و حافظهای شگفتانگیز داشت. پدر جانم میگفت، در طول سالیان دراز پیش نیامده که رباعی خوانده شود و شيخ نصرالله کم بیاورد دفتر سینهاش پر بود از رباعیاتِ عاشورایی.
به دقت نمیدانم که پیشینه این آیین به چه سالی بر میگردد، اما نیک میدانم، در دهههای چهل و پنجاه برگزار میشده است.
رباعیها همگی به زبان پارسی بودهاند. نفرینهای پس از رباعیها نیز همچنین؛ آن هم در اهر ما که شمار درسخواندههایش بسیار در آن هنگام، پایین بود. رسانهها نیز نفوذ چندانی نیافته بودند. زبان تُرکی شهر ما نیز بارها خالصتر و نیرومندتر از شهرهای دیگر بود و هست. آیینِ دیرین رباعیخوانی گواهی از رواجِ زبان و فرهنگِ پارسی، نزد آذربایجانیان است.
@IranDel_Channel
💢
👍23👎3
🔴 نامخانوادگی پهلوی از کجا آمد؟
نام خانوادگی رضا شاه از همان زمان قاجار، پهلوی بود.
در سال ۱۲۹۷ خورشیدی (دوران احمد شاه قاجار) هئیت وزیران در وزارتِ داخله (کشور) ادارهای تشکیل داد تحت عنوان «ادارۀ سجل احوال»
برای تعدادی از افراد مسئول و صاحب مقام هم «اظهارنامه ولادت» (گواهی تولد) صادر شد، به مانند رضاخان میرپنج که در تاریخ ۱۱ آبان ۱۲۹۸ خورشیدی و در ۴۴ سالگی، وقتی که درجه سرتیپی (میرپنج) داشت، با نام رضا پهلوی، گواهی تولد دریافت کرد. این گواهی حدوداً ۱۶ ماه پیش از کودتای اسفند ۱۲۹۹ خورشیدی دریافت شده است.
این طرح به دلیل نداشتن زیر ساختهای لازم و عدم اجباری بودن و شرایط بحرانی حین و بعد جنگِ نخست جهانی، ناکام ماند و ره به جایی نبرد و هرگز به شکلِ همگانی و سراسری اجرا نشد، تا سرانجام نخستین قانون جامع ثبت احوال در ایران با ٣٥ ماده در خرداد سال ١٣٠٤ خورشیدی به تصویب مجلس شورای ملی رسید و در دورۀ رضاشاه به شکل جدی و کامل پیگیری و اجرایی شد.
اما در مورد چرایی گزینش نامخانوادگی پهلوی از طرف رضاشاه دو نظریۀ جدی وجود دارد:
۱) انتسابِ رضاشاه به طایفۀ پهلونی مازندران در منطقۀ آلاشت.
۲) اجداد ارتشی رضاشاه در مازندران علاوه بر اینکه سربازانِ ارتش ایران بودند، در کُشتی پهلوانی مازندران در منطقه سوادکوه هم شهره و نامدار بودهاند و لقبِ پهلوان داشتند.
🔴 پینوشت:
تصویر گواهی تولد یا اظهارنامۀ ولادت رضاشاه صادره در آبان ۱۲۹۸ خورشیدی پیوست متن است و در آن نوشته شده است:
اسم: آقای رضاخان
اسمِ خانواده: پهلوی
سن: چهل و چهار
شغل: سرتیپ قزاق
@IranDel_Channel
💢
🔴 نامخانوادگی پهلوی از کجا آمد؟
نام خانوادگی رضا شاه از همان زمان قاجار، پهلوی بود.
در سال ۱۲۹۷ خورشیدی (دوران احمد شاه قاجار) هئیت وزیران در وزارتِ داخله (کشور) ادارهای تشکیل داد تحت عنوان «ادارۀ سجل احوال»
برای تعدادی از افراد مسئول و صاحب مقام هم «اظهارنامه ولادت» (گواهی تولد) صادر شد، به مانند رضاخان میرپنج که در تاریخ ۱۱ آبان ۱۲۹۸ خورشیدی و در ۴۴ سالگی، وقتی که درجه سرتیپی (میرپنج) داشت، با نام رضا پهلوی، گواهی تولد دریافت کرد. این گواهی حدوداً ۱۶ ماه پیش از کودتای اسفند ۱۲۹۹ خورشیدی دریافت شده است.
این طرح به دلیل نداشتن زیر ساختهای لازم و عدم اجباری بودن و شرایط بحرانی حین و بعد جنگِ نخست جهانی، ناکام ماند و ره به جایی نبرد و هرگز به شکلِ همگانی و سراسری اجرا نشد، تا سرانجام نخستین قانون جامع ثبت احوال در ایران با ٣٥ ماده در خرداد سال ١٣٠٤ خورشیدی به تصویب مجلس شورای ملی رسید و در دورۀ رضاشاه به شکل جدی و کامل پیگیری و اجرایی شد.
اما در مورد چرایی گزینش نامخانوادگی پهلوی از طرف رضاشاه دو نظریۀ جدی وجود دارد:
۱) انتسابِ رضاشاه به طایفۀ پهلونی مازندران در منطقۀ آلاشت.
۲) اجداد ارتشی رضاشاه در مازندران علاوه بر اینکه سربازانِ ارتش ایران بودند، در کُشتی پهلوانی مازندران در منطقه سوادکوه هم شهره و نامدار بودهاند و لقبِ پهلوان داشتند.
🔴 پینوشت:
تصویر گواهی تولد یا اظهارنامۀ ولادت رضاشاه صادره در آبان ۱۲۹۸ خورشیدی پیوست متن است و در آن نوشته شده است:
اسم: آقای رضاخان
اسمِ خانواده: پهلوی
سن: چهل و چهار
شغل: سرتیپ قزاق
@IranDel_Channel
💢
👍45👎7
🔴 آدم حسابیها
فداکاری رضا خسروی و محمد امیری از مهندسان مکانیک و کارشناسان توربین و چند تن دیگر از متخصصان که برای روشنایی مردم به طبقه آخر جهنم رفتند و برگشتند. ساعت نُه صبح کندانسور توربین نیروگاه رامین اهواز نشتی پیدا کرد و نتیجه آن خارج شدن نیروگاه از مدار و خاموشی بخش عظیمی از خوزستان از جمله اهواز در گرمترین روزهای سال بود. مطابق چارچوب (پروتکل) باید ابتدا فعالیت نیروگاه دو روز متوقف میشد و سپس کار تعمیر آغاز میشد، اما متخصصان تصمیم گرفتند در حالت آماده به کار نیروگاه عملیات تعمیرات را انجام دهند. دمای محیط توربین نزدیک به هفتاد درجه و رطوبت بالای نود درصد است، به عبارت دیگر نیروها باید در یک دریای آب جوش عملیات میکردند. هجده ساعت عملیات پیچیده مهندسی بدون وقفه ادامه یافت و فردای آن روز عملیات با موفقیت به انتها رسید و نیروگاه بدون ثانیهای توقف به تامین برق پرداخت و خطر خاموشی گسترده هم از کشور رخت بربست.
هزاران درود بر شرف این متخصصان فداکار و حسابی ایران زمین
@IranDel_Channel
💢
فداکاری رضا خسروی و محمد امیری از مهندسان مکانیک و کارشناسان توربین و چند تن دیگر از متخصصان که برای روشنایی مردم به طبقه آخر جهنم رفتند و برگشتند. ساعت نُه صبح کندانسور توربین نیروگاه رامین اهواز نشتی پیدا کرد و نتیجه آن خارج شدن نیروگاه از مدار و خاموشی بخش عظیمی از خوزستان از جمله اهواز در گرمترین روزهای سال بود. مطابق چارچوب (پروتکل) باید ابتدا فعالیت نیروگاه دو روز متوقف میشد و سپس کار تعمیر آغاز میشد، اما متخصصان تصمیم گرفتند در حالت آماده به کار نیروگاه عملیات تعمیرات را انجام دهند. دمای محیط توربین نزدیک به هفتاد درجه و رطوبت بالای نود درصد است، به عبارت دیگر نیروها باید در یک دریای آب جوش عملیات میکردند. هجده ساعت عملیات پیچیده مهندسی بدون وقفه ادامه یافت و فردای آن روز عملیات با موفقیت به انتها رسید و نیروگاه بدون ثانیهای توقف به تامین برق پرداخت و خطر خاموشی گسترده هم از کشور رخت بربست.
هزاران درود بر شرف این متخصصان فداکار و حسابی ایران زمین
@IranDel_Channel
💢
👍82👎1
Forwarded from ایراندل | IranDel
🔴 هویت ایرانی؛ از سوگ سیاوش تا تعزیت عاشورا
برگزاری باشکوه سالروزِ رویدادهای تاریخی و فرهنگی هم در جوامعِ پیشامدرن و هم در دوران جدید از ابزارهای عمده برای تداوم و زنده نگاه داشتنِ خاطراتِ جمعی یا هویت قومی و ملی پیشامدرن در گذشته و هویت ملی در دورهی جدید بوده است. در ایران، برگزاری نوروز باستانی و مراسم دههی عاشورا، که هر دو از تقدسِ خاصی برای ایرانیان شیعه برخوردارند، ملاتِ عمدهی هویت ایرانی شیعه یا، به زبان دیگر، دو ستون اصلی آن را تشکیل میدهند. ظاهراً مراسم دههی عاشورا، که به طور رسمی و علنی به فرمان معزالدولهی دیلمی بویهای در سال ۳۵۲ ق. در بغداد آغاز شده بود، با نشیب و فرازهایی تا دورهی صفوی ادامه یافته و همراه با مراسم عید نوروز، که برای آن احادیثی پرداخته شده بود، به منزلهی پراهمیتترین مراسمِ سالانهی ایرانی شیعی نهادینه شده و تا به امروز تداوم یافته است.
البته در آن زمان در بغداد دو جشنِ ایرانی پراهمیتِ نوروز و مهرگان برپا میشد. هنگامی که در سال ۳۹۸ ق.، عاشورا و مهرگان در یک روز همزمان شدند، به فرمانِ شاهنشاه بویهای ابتدا مراسم عاشورا را برگزار کردند و روز بعد جشنهای مهرگان را؛ در زمان شاه عباس که نوروز و عاشورا در سال ۱۰۲۱ ق. همزمان شدند، او هم رویهی آلبویه را به کار بست.
تعزیهی شهادتِ شاه شهیدان امام حسین (ع) از بسیاری جاری شباهت به سوگ سیاوش داشت که سالروز آن در دوران پیش از اسلام برگزار میشد و اشاره به آن در آثار گوناگون نظم و نثر فارسی دیده میشود. سوگ سیاوش چنان ریشه در اسطورههای پیش از اسلام داشت که تا اوایل دوران اسلامی نیز در سغد و خوارزم برگزار میشد. چنان که در تاریخ بخارا آمده است:
"و اهل بخارا را بر کشتن سیاوش سرودهای عجب است و مطربان آن .. سرودها را کین سیاوش گویند. و محمد بن جعفر گوید که از این - تاریخ سه هزار سال است و الله اعلم.
شاهرخ مسکوب در تحلیل ماندنی خود از سوگ سیاوش میگوید: «حتی هنوز در پارهای از گوشههای دور، سیاوش شهید کامل و سرنوشت او نشان ظلمی است که انسان عرصهی آن است». آنگاه به نقل قول از صادق هدایت میگوید: «در مراسم سوگواری نیز در کوهکیلویه زنهایی هستند که تصنیفهای خیلی قدیمی را با آهنگ غمناکی به مناسبت مجلس عزا میخوانند و ندبه و مویه میکنند. این عمل را سوسيوش (سوگ سیاوش) مینامند» (نوشتههای پراکنده هدایت، با مقدمه حسن قائمیان، امیرکبیر). سوگ سیاوش که در عهد اساطیری تاریخ سنتی ایران در اواخر عهد ساسانی در خداینامکها تدوین شده و به ثبت رسیده بود، در دست پرتوانِ فردوسی در شاهنامه، حماسهای جاودانه شد.
به نوشتهی شاهرخ مسکوب:
سلسلهی سیاوشان تاریخ در سرودهای یارسان، که اهل حق بدانها پایبندند، و روح عالی قلندر از هابیل به جمشید و از وی به ایرج و یحیی و سیاوش و امام حسین در گردش آمده است. آنان برگزیدگان و پاکان و مظلومان تاریخاند. گردش روح شهیدان بزرگ تاریخ، که سالار شهیدان حسین (ع) بر تارک آنان میدرخشد، نشانهی تداوم تاریخی شهادت در هر دورهی تاریخی است، چنان که گویی زمین هیچگاه از شهید خالی نیست. در تشیعِ ایران، سیاوش، که اسطورهای بود، جای خود را به شهید کربلا، که وجود تاریخی داشت واگذاشت و بدینگونه تعزیه، جای سوگ سیاوش را گرفت. در واقع شباهتهای دو مراسم ممکن است تا حدی گسترده محبوبیتِ عاشورا را در میان ایرانیان تبیین کند؛ همانطور که احسان یارشاطر در مقایسهی خود از دو مراسم نتیجه میگیرد: «شهادت امام حسین (ع) و اهل بیت او یک زمینهی واقعی در سنت ایرانی پیدا کرد تا به یک نمایش سوگواری الهامدهنده و سنجیده تبدیل شود. این مراسم، وارثِ ویژگی عمدهی مراسمِ بسیار کهنی بود که ریشههای عمیقی در روح ایرانی داشت».
🔴 منبع:
هویت ایرانی، احمد اشرف (دو مقال از جراردو نیولی و شاپور شهبازی)، ترجمه دکتر حمید احمدی، نشر نی
نقل قول از مسکوب: سوگ سیاوش در مرگ و رستاخیز تهران، نشر خوارزمی
نقل قول از احسان یارشاطر:
Yarshater, Ehsan, "Ta'zia and Pre-Islamic Mourning Rics in Iran", in Peter Chelkowski..
ed., Ta'sieh Ritual and Drama in Iran, New York: New York University Press, New York University Studies in Near East Civilization, Number 7, 1979), pp. 88.94.
@IranDel_Channel
💢
🔴 هویت ایرانی؛ از سوگ سیاوش تا تعزیت عاشورا
برگزاری باشکوه سالروزِ رویدادهای تاریخی و فرهنگی هم در جوامعِ پیشامدرن و هم در دوران جدید از ابزارهای عمده برای تداوم و زنده نگاه داشتنِ خاطراتِ جمعی یا هویت قومی و ملی پیشامدرن در گذشته و هویت ملی در دورهی جدید بوده است. در ایران، برگزاری نوروز باستانی و مراسم دههی عاشورا، که هر دو از تقدسِ خاصی برای ایرانیان شیعه برخوردارند، ملاتِ عمدهی هویت ایرانی شیعه یا، به زبان دیگر، دو ستون اصلی آن را تشکیل میدهند. ظاهراً مراسم دههی عاشورا، که به طور رسمی و علنی به فرمان معزالدولهی دیلمی بویهای در سال ۳۵۲ ق. در بغداد آغاز شده بود، با نشیب و فرازهایی تا دورهی صفوی ادامه یافته و همراه با مراسم عید نوروز، که برای آن احادیثی پرداخته شده بود، به منزلهی پراهمیتترین مراسمِ سالانهی ایرانی شیعی نهادینه شده و تا به امروز تداوم یافته است.
البته در آن زمان در بغداد دو جشنِ ایرانی پراهمیتِ نوروز و مهرگان برپا میشد. هنگامی که در سال ۳۹۸ ق.، عاشورا و مهرگان در یک روز همزمان شدند، به فرمانِ شاهنشاه بویهای ابتدا مراسم عاشورا را برگزار کردند و روز بعد جشنهای مهرگان را؛ در زمان شاه عباس که نوروز و عاشورا در سال ۱۰۲۱ ق. همزمان شدند، او هم رویهی آلبویه را به کار بست.
تعزیهی شهادتِ شاه شهیدان امام حسین (ع) از بسیاری جاری شباهت به سوگ سیاوش داشت که سالروز آن در دوران پیش از اسلام برگزار میشد و اشاره به آن در آثار گوناگون نظم و نثر فارسی دیده میشود. سوگ سیاوش چنان ریشه در اسطورههای پیش از اسلام داشت که تا اوایل دوران اسلامی نیز در سغد و خوارزم برگزار میشد. چنان که در تاریخ بخارا آمده است:
"و اهل بخارا را بر کشتن سیاوش سرودهای عجب است و مطربان آن .. سرودها را کین سیاوش گویند. و محمد بن جعفر گوید که از این - تاریخ سه هزار سال است و الله اعلم.
شاهرخ مسکوب در تحلیل ماندنی خود از سوگ سیاوش میگوید: «حتی هنوز در پارهای از گوشههای دور، سیاوش شهید کامل و سرنوشت او نشان ظلمی است که انسان عرصهی آن است». آنگاه به نقل قول از صادق هدایت میگوید: «در مراسم سوگواری نیز در کوهکیلویه زنهایی هستند که تصنیفهای خیلی قدیمی را با آهنگ غمناکی به مناسبت مجلس عزا میخوانند و ندبه و مویه میکنند. این عمل را سوسيوش (سوگ سیاوش) مینامند» (نوشتههای پراکنده هدایت، با مقدمه حسن قائمیان، امیرکبیر). سوگ سیاوش که در عهد اساطیری تاریخ سنتی ایران در اواخر عهد ساسانی در خداینامکها تدوین شده و به ثبت رسیده بود، در دست پرتوانِ فردوسی در شاهنامه، حماسهای جاودانه شد.
به نوشتهی شاهرخ مسکوب:
سلسلهی سیاوشان تاریخ در سرودهای یارسان، که اهل حق بدانها پایبندند، و روح عالی قلندر از هابیل به جمشید و از وی به ایرج و یحیی و سیاوش و امام حسین در گردش آمده است. آنان برگزیدگان و پاکان و مظلومان تاریخاند. گردش روح شهیدان بزرگ تاریخ، که سالار شهیدان حسین (ع) بر تارک آنان میدرخشد، نشانهی تداوم تاریخی شهادت در هر دورهی تاریخی است، چنان که گویی زمین هیچگاه از شهید خالی نیست. در تشیعِ ایران، سیاوش، که اسطورهای بود، جای خود را به شهید کربلا، که وجود تاریخی داشت واگذاشت و بدینگونه تعزیه، جای سوگ سیاوش را گرفت. در واقع شباهتهای دو مراسم ممکن است تا حدی گسترده محبوبیتِ عاشورا را در میان ایرانیان تبیین کند؛ همانطور که احسان یارشاطر در مقایسهی خود از دو مراسم نتیجه میگیرد: «شهادت امام حسین (ع) و اهل بیت او یک زمینهی واقعی در سنت ایرانی پیدا کرد تا به یک نمایش سوگواری الهامدهنده و سنجیده تبدیل شود. این مراسم، وارثِ ویژگی عمدهی مراسمِ بسیار کهنی بود که ریشههای عمیقی در روح ایرانی داشت».
🔴 منبع:
هویت ایرانی، احمد اشرف (دو مقال از جراردو نیولی و شاپور شهبازی)، ترجمه دکتر حمید احمدی، نشر نی
نقل قول از مسکوب: سوگ سیاوش در مرگ و رستاخیز تهران، نشر خوارزمی
نقل قول از احسان یارشاطر:
Yarshater, Ehsan, "Ta'zia and Pre-Islamic Mourning Rics in Iran", in Peter Chelkowski..
ed., Ta'sieh Ritual and Drama in Iran, New York: New York University Press, New York University Studies in Near East Civilization, Number 7, 1979), pp. 88.94.
@IranDel_Channel
💢
👍20👎2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 نخستین شعر عاشورایی ثبتشده در ادبیات فارسی
دکتر حسینعلی رحیمی، عضو هیئت علمی فرهنگستان زبان و ادب فارسی توضیح میدهد
@IranDel_Channel
💢
دکتر حسینعلی رحیمی، عضو هیئت علمی فرهنگستان زبان و ادب فارسی توضیح میدهد
@IranDel_Channel
💢
👍15👎3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 قطعه "شب قبل از عاشورا"؛
اثر استاد لوریس چکناواریان، آهنگساز نامدار ایرانی
بر اساس ملودی "مَکُن ای صبح طلوع"
@IranDel_Channel
💢
اثر استاد لوریس چکناواریان، آهنگساز نامدار ایرانی
بر اساس ملودی "مَکُن ای صبح طلوع"
@IranDel_Channel
💢
👍26👎5
⚫️
مرا مرگ بهتر از آن زندگی
که سالار باشم کنم بندگی
به نام ار بریزی مرا گفت خون
به از زندگانی به ننگ اندرون
حکیم فردوسی توسی
📷 بازار تاریخی تبریز؛ قلب تپندۀ ایرانشهر
(تیر ماه ۱۴۰۳ خورشیدی)
@IranDel_Channel
💢
مرا مرگ بهتر از آن زندگی
که سالار باشم کنم بندگی
به نام ار بریزی مرا گفت خون
به از زندگانی به ننگ اندرون
حکیم فردوسی توسی
📷 بازار تاریخی تبریز؛ قلب تپندۀ ایرانشهر
(تیر ماه ۱۴۰۳ خورشیدی)
@IranDel_Channel
💢
👍37👎5
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 نینوا؛
ساختۀ استاد حسین علیزاده
اجرای ارکستر سمفونیک تهران به رهبری شهرداد روحانی
@IranDel_Channel
💢
ساختۀ استاد حسین علیزاده
اجرای ارکستر سمفونیک تهران به رهبری شهرداد روحانی
@IranDel_Channel
💢
👍14👎2
🔴 افسانۀ جلال آلاحمد
✍️ سالار سیفالدینی
«امان از قبلۀ مسلمین. مرکز کثافت است، مزبله است، کثافتکدهای است. نمودار کاملی است از ظاهر و باطن مردمی که به این قبله، نماز میگذارند و اصلاً چه بیخود ما جهودها را به کثافت مسخره میکنیم. اسلام را در زادگاهش، باید نمودار اصلی کثافت دید»
(خسی در میقات، از بخشهای حذف شده، مجلۀ بخارا، رسول جعفریان، خرداد ۱۴۰۳ خورشیدی).
انتشار بخشهای سانسور شده سفرنامۀ جلال آلاحمد در حج (به قول خودش بدویتِ موتوریزه)، از سوی رسول جعفریان، بسیاری را به شوک فرو بُرد.
آلاحمد به عنوان یک تودهای بریده و ماجراجو، طی دهههای ۱۳۴۰ و ۱۳۵۰ خورشیدی برندینگ شد و مرجع تقلید بخشِ بزرگی از روشنفکری دینی و چپ شناخته میشد.
معروف بود که جلالِ بیدین، با رفتن به حج ایمان آورد، ولی آنطور که خودش نوشته، حجِ او صرفاً یک ماجراجویی بود نه از روی اعتقاد، همانطور که سفر به سرزمین اسرائیل (عزرائیل) از روی ماجرا بود. بخشهای حذف شده از کتاب خسی در میقات، بنا بر مصلحت از سوی خود آلاحمد و به توصیۀ محمود طالقانی، حذف شدند نه اعتقاد. این حذفیات از جلال موجودی وارونه ساخت و مرجعیتِ روشنفکری به او بخشید.
ضرباتی که جلال از بیرون دانشگاه به پیکرۀ دانشگاه و نظام علم وارد کرد، ضرباتی کاری و جبرانناپذیر بود. جلال که هرگز «به مکتب نرفت و خط ننوشت» به غمزههای سمی و کتابهای زهراگین، عالَمی را فریفت و مسألهآموز صد مدرس و روشنفکر برای «خودزنی» شد.
حملاتِ جلال به وحدتِ ملی، زمینۀ رشدِ روشنفکری «ضدِّ ملی» را فراهم آورد. آرزوی اشغال ایران توسط خلافتِ عثمانی به بهانۀ اینکه چه فرقی میکند؟ مگر اکنون ایالتی از ایالتهای امریکا نیستیم... اوجِ منجلاب و باتلاقِ کثیفی بود که آلاحمد مانند یک مخلوقِ بیریشه و بیاصالت در آن دست و پا میزد.
رضا براهنی که سرچشمۀ جوشانِ افکار سمی او بود، در جایی، غربزدگی را چیزی در مایههای «مانیفیست کمونیستِ شرق» نامیده است.
حقیقتاً پیامدهای ویرانگر این کتاب در لجنمالی اندیشمندانِ ایرانی و نگاه ایدئولوژیک به هر چیز و نابودی تئوریکِ بنیادهای تجدد و سنت (توأمان) کاریکاتوری از همان مانیفیستِ مارکس است.
در خدمت و خیانت روشنفکران برای آن بود که خائن، جای خادم را بگیرد و گفتارِ غربزدگی در نهایت تا جایی پیش رفت که خود جلال نیز «غربزدۀ مضاعف» نام گرفت.
پروژۀ برندینگِ جلال از سوی کسانی همچون «پدر طالقانی» برای مصرفِ او در راه پیکارِ سیاسی بود تا از او، یک روشنفکرِ متعهد بسازد، تا بتوان از یک معلمِ دیپلمۀ الکلی در برابر اندیشمندانِ مستقل دانشگاهی، تندیسی ساخت.
افکار ضدِّ علم و ضدِّ مشروطۀ جلال و ضربهای که بر پیکرۀ «حکومت قانون» زد به تنهایی با حملۀ مغول برابری میکند. تعطیل کردن فکرِ مشروطه و به هیچشمردنِ قانون و دانشگاه، ضربهای عظیم بود ولی برای هیچ... بسیاری از مبارزان مذهبی توجه نکردند بریدن او از «حزب» توده به معنای بریدن از سنت کمونیستی و چپ نبود.
جلال، بادکنکی بود که ساخته شده بود برای پیکارِ سیاسی اما فراتر از پیشبینیها باد کرد. مغزی بود سمی و از روی سودا و هوس، که بر هیچ بنیادی تکیه نداشت.
داستان زندگی جلال - که قلمی نرانده جز از روی کینه - نشان میدهد که روشنفکری یعنی «حزبِ روشنفکرانِ ایدئولوژیک» سالها با توهمی از واقعیت، مخاطب را سر کار گذاشته بود.
کینۀ جلال به حج و آئین مسلمانان که با بدترین جملات از آن یاد میکند، نشان میدهد که او چقدر دمدمی مزاج بود و بر هیچ بنیادی تکیه نداشت جز هوس و سودا.
اگر سفرنامۀ اسرائیل او را خوانده باشید، دقیقاً چنین ویژگی دارد، در جایی طرفدارِ اسرائیل و تعلقِ فلسطین به یهودیان است و در جای دیگر طرفدارِ مظلومیتِ فلسطین، اما در نهایت با اسرائیل نیز بد نیست.
جلال، ترور شخصیتِ اندیشمندان و نویسندگان درجۀ یک معاصر را به عنوان یک رسالت، تلقی میکرد و ذیلِ نامِ غربزدگی، دهها نویسندۀ مرجع و دانشمندِ عالی این مملکت را لجنمال کرد و عاقبت، خودش نیز در سودای افراط در الکل به عدم رفت، اما مغزهای زیادی را تباه کرد و کارخانه فکری خائنپروری را به کار انداخت.
احمد فردید که بار اول، اصطلاحِ غربزدگی را ابداع کرده بود، وقتی دید جلال آن را بیملاحظه به این و آن نسبت میدهد، خود او را «غربزدۀ مضاعف» نامید اما تمام این مقاومتها چیزی نبود که قلمِ زهرآلود او را متوقف کند.
تکلیفِ جلال با خودش معلوم نبود، یک روز خوب، حالش خوب بود و یک روز بد، روشنفکر بیماری بود که بیدلیل به همه چیز حمله میکرد. شاید اگر روشنفکر نمیشد، یک قاتل سریالی میشد که بدون منفعت، آدم میکُشد.
به نظرم رازِ جلال همین بود که کسانی چون محمود طالقانی از او یک چهرۀ دیگر بزک کردند و به مخاطبانِ سادهلوح فروختند.
@IranDel_Channel
💢
🔴 افسانۀ جلال آلاحمد
✍️ سالار سیفالدینی
«امان از قبلۀ مسلمین. مرکز کثافت است، مزبله است، کثافتکدهای است. نمودار کاملی است از ظاهر و باطن مردمی که به این قبله، نماز میگذارند و اصلاً چه بیخود ما جهودها را به کثافت مسخره میکنیم. اسلام را در زادگاهش، باید نمودار اصلی کثافت دید»
(خسی در میقات، از بخشهای حذف شده، مجلۀ بخارا، رسول جعفریان، خرداد ۱۴۰۳ خورشیدی).
انتشار بخشهای سانسور شده سفرنامۀ جلال آلاحمد در حج (به قول خودش بدویتِ موتوریزه)، از سوی رسول جعفریان، بسیاری را به شوک فرو بُرد.
آلاحمد به عنوان یک تودهای بریده و ماجراجو، طی دهههای ۱۳۴۰ و ۱۳۵۰ خورشیدی برندینگ شد و مرجع تقلید بخشِ بزرگی از روشنفکری دینی و چپ شناخته میشد.
معروف بود که جلالِ بیدین، با رفتن به حج ایمان آورد، ولی آنطور که خودش نوشته، حجِ او صرفاً یک ماجراجویی بود نه از روی اعتقاد، همانطور که سفر به سرزمین اسرائیل (عزرائیل) از روی ماجرا بود. بخشهای حذف شده از کتاب خسی در میقات، بنا بر مصلحت از سوی خود آلاحمد و به توصیۀ محمود طالقانی، حذف شدند نه اعتقاد. این حذفیات از جلال موجودی وارونه ساخت و مرجعیتِ روشنفکری به او بخشید.
ضرباتی که جلال از بیرون دانشگاه به پیکرۀ دانشگاه و نظام علم وارد کرد، ضرباتی کاری و جبرانناپذیر بود. جلال که هرگز «به مکتب نرفت و خط ننوشت» به غمزههای سمی و کتابهای زهراگین، عالَمی را فریفت و مسألهآموز صد مدرس و روشنفکر برای «خودزنی» شد.
حملاتِ جلال به وحدتِ ملی، زمینۀ رشدِ روشنفکری «ضدِّ ملی» را فراهم آورد. آرزوی اشغال ایران توسط خلافتِ عثمانی به بهانۀ اینکه چه فرقی میکند؟ مگر اکنون ایالتی از ایالتهای امریکا نیستیم... اوجِ منجلاب و باتلاقِ کثیفی بود که آلاحمد مانند یک مخلوقِ بیریشه و بیاصالت در آن دست و پا میزد.
رضا براهنی که سرچشمۀ جوشانِ افکار سمی او بود، در جایی، غربزدگی را چیزی در مایههای «مانیفیست کمونیستِ شرق» نامیده است.
حقیقتاً پیامدهای ویرانگر این کتاب در لجنمالی اندیشمندانِ ایرانی و نگاه ایدئولوژیک به هر چیز و نابودی تئوریکِ بنیادهای تجدد و سنت (توأمان) کاریکاتوری از همان مانیفیستِ مارکس است.
در خدمت و خیانت روشنفکران برای آن بود که خائن، جای خادم را بگیرد و گفتارِ غربزدگی در نهایت تا جایی پیش رفت که خود جلال نیز «غربزدۀ مضاعف» نام گرفت.
پروژۀ برندینگِ جلال از سوی کسانی همچون «پدر طالقانی» برای مصرفِ او در راه پیکارِ سیاسی بود تا از او، یک روشنفکرِ متعهد بسازد، تا بتوان از یک معلمِ دیپلمۀ الکلی در برابر اندیشمندانِ مستقل دانشگاهی، تندیسی ساخت.
افکار ضدِّ علم و ضدِّ مشروطۀ جلال و ضربهای که بر پیکرۀ «حکومت قانون» زد به تنهایی با حملۀ مغول برابری میکند. تعطیل کردن فکرِ مشروطه و به هیچشمردنِ قانون و دانشگاه، ضربهای عظیم بود ولی برای هیچ... بسیاری از مبارزان مذهبی توجه نکردند بریدن او از «حزب» توده به معنای بریدن از سنت کمونیستی و چپ نبود.
جلال، بادکنکی بود که ساخته شده بود برای پیکارِ سیاسی اما فراتر از پیشبینیها باد کرد. مغزی بود سمی و از روی سودا و هوس، که بر هیچ بنیادی تکیه نداشت.
داستان زندگی جلال - که قلمی نرانده جز از روی کینه - نشان میدهد که روشنفکری یعنی «حزبِ روشنفکرانِ ایدئولوژیک» سالها با توهمی از واقعیت، مخاطب را سر کار گذاشته بود.
کینۀ جلال به حج و آئین مسلمانان که با بدترین جملات از آن یاد میکند، نشان میدهد که او چقدر دمدمی مزاج بود و بر هیچ بنیادی تکیه نداشت جز هوس و سودا.
اگر سفرنامۀ اسرائیل او را خوانده باشید، دقیقاً چنین ویژگی دارد، در جایی طرفدارِ اسرائیل و تعلقِ فلسطین به یهودیان است و در جای دیگر طرفدارِ مظلومیتِ فلسطین، اما در نهایت با اسرائیل نیز بد نیست.
جلال، ترور شخصیتِ اندیشمندان و نویسندگان درجۀ یک معاصر را به عنوان یک رسالت، تلقی میکرد و ذیلِ نامِ غربزدگی، دهها نویسندۀ مرجع و دانشمندِ عالی این مملکت را لجنمال کرد و عاقبت، خودش نیز در سودای افراط در الکل به عدم رفت، اما مغزهای زیادی را تباه کرد و کارخانه فکری خائنپروری را به کار انداخت.
احمد فردید که بار اول، اصطلاحِ غربزدگی را ابداع کرده بود، وقتی دید جلال آن را بیملاحظه به این و آن نسبت میدهد، خود او را «غربزدۀ مضاعف» نامید اما تمام این مقاومتها چیزی نبود که قلمِ زهرآلود او را متوقف کند.
تکلیفِ جلال با خودش معلوم نبود، یک روز خوب، حالش خوب بود و یک روز بد، روشنفکر بیماری بود که بیدلیل به همه چیز حمله میکرد. شاید اگر روشنفکر نمیشد، یک قاتل سریالی میشد که بدون منفعت، آدم میکُشد.
به نظرم رازِ جلال همین بود که کسانی چون محمود طالقانی از او یک چهرۀ دیگر بزک کردند و به مخاطبانِ سادهلوح فروختند.
@IranDel_Channel
💢
Telegram
ایراندل + | + IranDel
🔴 راز حج جلال
بخشهای سانسور شدۀ «خسی در میقات»
«خسی در میقات» گزارش مشهور جلال آلاحمد از سفر حج است. در اصل دستنوشتههای او، مطالبی وجود داشته که در هنگام چاپ کتاب، از متن حذف شدهاند. کتاب «راز حج جلال» برای نخستین بار این حذفیات را منتشر کرده است.…
بخشهای سانسور شدۀ «خسی در میقات»
«خسی در میقات» گزارش مشهور جلال آلاحمد از سفر حج است. در اصل دستنوشتههای او، مطالبی وجود داشته که در هنگام چاپ کتاب، از متن حذف شدهاند. کتاب «راز حج جلال» برای نخستین بار این حذفیات را منتشر کرده است.…
👍54👎5
Forwarded from ایراندل | IranDel
🔴 اقلیت و اکثریت!
✍️ دکتر جواد طباطبایی، فیلسوف سیاسی ایران
🔴 از کتابِ ملت، دولت و حکومت قانون
جُستار در بیانِ نصّ و سنت؛
چاپ دوم، صفحه ۲۵۷
@IranDel_Channel
💢
✍️ دکتر جواد طباطبایی، فیلسوف سیاسی ایران
🔴 از کتابِ ملت، دولت و حکومت قانون
جُستار در بیانِ نصّ و سنت؛
چاپ دوم، صفحه ۲۵۷
@IranDel_Channel
💢
👍49👎2
🔴 کارگاه شاهنامهخوانی تبریز
نشستِ صد و دوم
آموزگار:
جواد رنجبر درخشیلر، دکترای علوم سیاسی و شاهنامهپژوه
زمان:
شنبه ۳۰ تیر ماه ۱۴۰۳ خورشیدی، ساعت هفده
مکان:
تبریز، چهارراه شهناز، جنب سینما قدس، کتابشهر تبریز
یک ساعتِ نخستِ کارگاه، شرح و تحلیل اندیشۀ ایرانشهری و نسبت آن با شاهنامهشناسی خواهد بود.
شرکت برای عموم آزاد و رایگان است.
#اطلاع_رسانی
@IranDel_Channel
💢
نشستِ صد و دوم
آموزگار:
جواد رنجبر درخشیلر، دکترای علوم سیاسی و شاهنامهپژوه
زمان:
شنبه ۳۰ تیر ماه ۱۴۰۳ خورشیدی، ساعت هفده
مکان:
تبریز، چهارراه شهناز، جنب سینما قدس، کتابشهر تبریز
یک ساعتِ نخستِ کارگاه، شرح و تحلیل اندیشۀ ایرانشهری و نسبت آن با شاهنامهشناسی خواهد بود.
شرکت برای عموم آزاد و رایگان است.
#اطلاع_رسانی
@IranDel_Channel
💢
👍27👎2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 وطن من/ هیئت بعثت یزد
اجرا مسعود حافظی
تضمین قطعه معروف استاد پرویز مشکاتیان
با ترکیبی از اشعارِ
ملکالشعرا بهار و شهابالدین موسوی
محرم ۱۴۰۳ خورشیدی
@IranDel_Channel
💢
اجرا مسعود حافظی
تضمین قطعه معروف استاد پرویز مشکاتیان
با ترکیبی از اشعارِ
ملکالشعرا بهار و شهابالدین موسوی
محرم ۱۴۰۳ خورشیدی
@IranDel_Channel
💢
👍21👎3
ایراندل | IranDel
🔴 داستانِ دولتِ چابک ✍️ آرش رئیسینژاد، دکترای روابط بینالملل در جهان شبکهای در ساختار گذار نظم بینالملل، کشورهایی میتوانند از فرصتهای گذرا بهره برند و تهدیدهای سهمگین را مهار سازند که بتوانند ضمنِ حفظِ امنیت، توسعه را در پیش گیرند. برای دستیابی…
🔴 داستانِ بازسازی
✍️ آرش رئیسینژاد، دکترای روابط بینالملل در رشتهتوییتی نوشت:
اینکه تشدید بحرانهای چندسویه، سیستم را مجبور به بازسازی کرده، هنوز روشن نیست، با این حال، سیستم باید رویکردِ «هم امنیت - هم توسعه» را بپذیرد؛ چرا که امنیت، بدون توسعه، ناپایدار است. درک این مسئله، پیشدرآمدی خواهد بود بر جهتگیری شایستۀ وزارتخانهها جهت بهبودی زندگی ملت.
وزارت خارجه، بر دستیابی کشور به جایگاه «زندگی در شکاف» با اتخاذ سیاستِ «هم شرقی، هم غربی» و توازنِ دینامیک، میان قدرتهای بزرگ در کنار رویکردِ غیرامنیتیسازی ایران و تضعیف گفتمانِ ایرانهراسی در جهان و منطقه، تمرکز کند. چنین جایگاهی برای ایران در جهانِ شبکهای هم ضرورت است و هم سرنوشت.
وزارت كشور از توهمات زیانبارِ فدرالیسم و منطقهگرایی دوری و در عوض بر سیاست تمرکززدایی بر پایۀ حكمرانی شهری تمرکز کند؛ شیوهای برای درپیشگرفتن توسعۀ متوازن بر پایۀ آمایش سرزمینی. همچنین، از استراتژی خسارتزای جذبِ انبوه مهاجرین پرهیز کند و در برابرِ مهاجرت بیرویه بایستد.
وزارت دارایی و تیم اقتصادی با اقتصادِ دستوری مقابله کرده و با تأکید بر کنترل تورم، جهت کاهش ریسک در بازارها به افزایشِ جذبِ سرمایهگذاری در بخشهای تولیدی یاری رساند؛ اقدامی که به رشد اقتصادی و کاهش بیکاری میانجامد. همچنین، نگاهی پروسه محور، نه پروژه محور، از توسعه را دنبال نماید.
وزارت راه بر راهاندازی ابتکاری مبتنی بر کریدور تکیه کند؛ کریدور نه به معنای صرفِ مواصلات ترانزیتی، بلکه همچو فاکتوری برای وابستهسازی زنجیرۀ ارزش جهانی به جایگاه جغرافیایی ایران و قرار دادن کشور در مرکز توسعۀ زیرساختی منطقه. بدون چنین ابتکاری، کشور در آستانۀ فرونشست، قرار میگیرد.
وزارتخانههای ارتباطات و آموزش عالی، ضمن گسترش همکاری با مراکز علمی و فناوری جهانی و بینالمللی کردن آموزش، بر گسترش اقتصاد دیجیتال تأکید کنند. راهاندازی معاونت علمی - فناوری در وزارت خارجه و برپایی آن در سفارتخانههای ایران در کشورهای صاحب تکنولوژی، گامی مهم جهت انتقال فناوری است.
وزارت نفت در عوض صادرات با تخفیف، با جذب سرمایهگذاری خارجی و فناوری نوین بر بهرهوری میادین مشترک بیفزاید. همچنین، با اصلاح بهای حاملهای انرژی به افزایش درآمد ارزی، منابع لازم برای سرمایهگذاری در زیرساختها و کاهش فقر از طریق توزیعِ عادلانهتر ثروتِ ملی به اقشار پایین کمک کند.
وزارت گردشگری با بهبود زیرساختهای توریسم و برنامهریزی برای بهرهبرداری از مناسبتهای ملی - مذهبی به جذب سرمایهگذاری و افزایش اشتغال کمک کند. جشنوارههای فرهنگی نیز به تقویت همبستگی ملی در زمانهای که کشورهای منطقه در حال جعل هویت از طریق دزدی میراث تمدنی ایران هستند، میانجامد.
وزارت کشاورزی با سازمان محیط زیست ترکیب شده تا بتواند از نابودی سفرههای آب زیرزمینی جلوگیری کند. دولت درک کند که بحران خشکسالی مسئلهای قابل حل در بازۀ زمانی کوتاه نیست و برعکس، نماد مخمصۀ زیستبومی است؛ مخمصهای که تنها با کاربرد استراتژی تابآورِ غیرآبمحور، قابل مدیریت است.
وزارت صمت از قیمتگذاری دستوری دست برداشته و با پذیرش مکانیسم تعیین قیمت در بازار به افزایش قدرت رقابتپذیری کالای تولیدی در بازار خارجی کمک کند و با حذف موانع حقوقی جذب سرمایهگذاری خارجی در بخش تولیدی صادراتی را تسهیل کند. معاون اقتصادی وزارت خارجه با هماهنگی صمت گماشته شود.
وزارت نیرو در کوتاهمدت با اصلاح قیمت انرژی عمدتاً برق، افزایش بهرهوری نیروگاهها و خطوط توزیع انتقال نیرو کمبودهای نگرانکننده کنونی را مدیریت کند. در درازمدت نیز با جذبِ سرمایهگذاری و کاربرد فناوریهای به روز بر ظرفیت تولید نیرو در کشور بیفزاید و همزمان از شدت مصرف انرژی بکاهد.
🔴 پینوشت:
بازنشر رشتهتوییت به معنای تأیید کل محتوای آن نیست.
#توییت_خوانی
@IranDel_Channel
💢
🔴 داستانِ بازسازی
✍️ آرش رئیسینژاد، دکترای روابط بینالملل در رشتهتوییتی نوشت:
اینکه تشدید بحرانهای چندسویه، سیستم را مجبور به بازسازی کرده، هنوز روشن نیست، با این حال، سیستم باید رویکردِ «هم امنیت - هم توسعه» را بپذیرد؛ چرا که امنیت، بدون توسعه، ناپایدار است. درک این مسئله، پیشدرآمدی خواهد بود بر جهتگیری شایستۀ وزارتخانهها جهت بهبودی زندگی ملت.
وزارت خارجه، بر دستیابی کشور به جایگاه «زندگی در شکاف» با اتخاذ سیاستِ «هم شرقی، هم غربی» و توازنِ دینامیک، میان قدرتهای بزرگ در کنار رویکردِ غیرامنیتیسازی ایران و تضعیف گفتمانِ ایرانهراسی در جهان و منطقه، تمرکز کند. چنین جایگاهی برای ایران در جهانِ شبکهای هم ضرورت است و هم سرنوشت.
وزارت كشور از توهمات زیانبارِ فدرالیسم و منطقهگرایی دوری و در عوض بر سیاست تمرکززدایی بر پایۀ حكمرانی شهری تمرکز کند؛ شیوهای برای درپیشگرفتن توسعۀ متوازن بر پایۀ آمایش سرزمینی. همچنین، از استراتژی خسارتزای جذبِ انبوه مهاجرین پرهیز کند و در برابرِ مهاجرت بیرویه بایستد.
وزارت دارایی و تیم اقتصادی با اقتصادِ دستوری مقابله کرده و با تأکید بر کنترل تورم، جهت کاهش ریسک در بازارها به افزایشِ جذبِ سرمایهگذاری در بخشهای تولیدی یاری رساند؛ اقدامی که به رشد اقتصادی و کاهش بیکاری میانجامد. همچنین، نگاهی پروسه محور، نه پروژه محور، از توسعه را دنبال نماید.
وزارت راه بر راهاندازی ابتکاری مبتنی بر کریدور تکیه کند؛ کریدور نه به معنای صرفِ مواصلات ترانزیتی، بلکه همچو فاکتوری برای وابستهسازی زنجیرۀ ارزش جهانی به جایگاه جغرافیایی ایران و قرار دادن کشور در مرکز توسعۀ زیرساختی منطقه. بدون چنین ابتکاری، کشور در آستانۀ فرونشست، قرار میگیرد.
وزارتخانههای ارتباطات و آموزش عالی، ضمن گسترش همکاری با مراکز علمی و فناوری جهانی و بینالمللی کردن آموزش، بر گسترش اقتصاد دیجیتال تأکید کنند. راهاندازی معاونت علمی - فناوری در وزارت خارجه و برپایی آن در سفارتخانههای ایران در کشورهای صاحب تکنولوژی، گامی مهم جهت انتقال فناوری است.
وزارت نفت در عوض صادرات با تخفیف، با جذب سرمایهگذاری خارجی و فناوری نوین بر بهرهوری میادین مشترک بیفزاید. همچنین، با اصلاح بهای حاملهای انرژی به افزایش درآمد ارزی، منابع لازم برای سرمایهگذاری در زیرساختها و کاهش فقر از طریق توزیعِ عادلانهتر ثروتِ ملی به اقشار پایین کمک کند.
وزارت گردشگری با بهبود زیرساختهای توریسم و برنامهریزی برای بهرهبرداری از مناسبتهای ملی - مذهبی به جذب سرمایهگذاری و افزایش اشتغال کمک کند. جشنوارههای فرهنگی نیز به تقویت همبستگی ملی در زمانهای که کشورهای منطقه در حال جعل هویت از طریق دزدی میراث تمدنی ایران هستند، میانجامد.
وزارت کشاورزی با سازمان محیط زیست ترکیب شده تا بتواند از نابودی سفرههای آب زیرزمینی جلوگیری کند. دولت درک کند که بحران خشکسالی مسئلهای قابل حل در بازۀ زمانی کوتاه نیست و برعکس، نماد مخمصۀ زیستبومی است؛ مخمصهای که تنها با کاربرد استراتژی تابآورِ غیرآبمحور، قابل مدیریت است.
وزارت صمت از قیمتگذاری دستوری دست برداشته و با پذیرش مکانیسم تعیین قیمت در بازار به افزایش قدرت رقابتپذیری کالای تولیدی در بازار خارجی کمک کند و با حذف موانع حقوقی جذب سرمایهگذاری خارجی در بخش تولیدی صادراتی را تسهیل کند. معاون اقتصادی وزارت خارجه با هماهنگی صمت گماشته شود.
وزارت نیرو در کوتاهمدت با اصلاح قیمت انرژی عمدتاً برق، افزایش بهرهوری نیروگاهها و خطوط توزیع انتقال نیرو کمبودهای نگرانکننده کنونی را مدیریت کند. در درازمدت نیز با جذبِ سرمایهگذاری و کاربرد فناوریهای به روز بر ظرفیت تولید نیرو در کشور بیفزاید و همزمان از شدت مصرف انرژی بکاهد.
🔴 پینوشت:
بازنشر رشتهتوییت به معنای تأیید کل محتوای آن نیست.
#توییت_خوانی
@IranDel_Channel
💢
Telegram
ایراندل | IranDel
همه عالم تن است و ایران دل ❤️
این کانال دغدغهاش، ایران است و گردانندۀ آن، یک شهروند ایرانی آذربایجانی
[ بازنشر یک یادداشت، توییت، ویدئو و یا یک صوت به معنی تأیید کل محتوا و تمام مواضع صاحب آن محتوا نیست و هدف صرفاً بازتاب دادن یک نگاه و اندیشه است.]
این کانال دغدغهاش، ایران است و گردانندۀ آن، یک شهروند ایرانی آذربایجانی
[ بازنشر یک یادداشت، توییت، ویدئو و یا یک صوت به معنی تأیید کل محتوا و تمام مواضع صاحب آن محتوا نیست و هدف صرفاً بازتاب دادن یک نگاه و اندیشه است.]
👍32👎2
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎥 مناظرۀ امیر طاهری و احمد زیدآبادی | بازگشت به پادشاهی مشروطه؟
🔴 مناظره را میتوان از طریق یوتیوب هم تماشا کرد.
🔴 پینوشت:
بازنشرِ یک مناظره، به معنای تأیید اظهارنظرِ طرفین مناظره نیست.
@IranDel_Channel
💢
🔴 مناظره را میتوان از طریق یوتیوب هم تماشا کرد.
🔴 پینوشت:
بازنشرِ یک مناظره، به معنای تأیید اظهارنظرِ طرفین مناظره نیست.
@IranDel_Channel
💢
👍17👎1
🔴 جناب احمد قوام
احمد قوام (۸ دی ۱۲۵۶– ۲۸ تیر ۱۳۳۴ خورشیدی) سیاستمدار ایرانی بود که از ۱۳۰۰ تا ۱۳۳۱ خورشیدی، پنج بار بهعنوان نخستوزیر ایران فعالیت کرد.
#یادها | #مناسبتها
@IranDel_Channel
💢
احمد قوام (۸ دی ۱۲۵۶– ۲۸ تیر ۱۳۳۴ خورشیدی) سیاستمدار ایرانی بود که از ۱۳۰۰ تا ۱۳۳۱ خورشیدی، پنج بار بهعنوان نخستوزیر ایران فعالیت کرد.
#یادها | #مناسبتها
@IranDel_Channel
💢
👍33👎2
🔴 چرا «ایران مال» شکست خورد و «دبی مال» پیروز شد؟
✍ مهدی الیاسی
«ایران مال» پروژهای در اندازۀ «دبی مال» است. یک مال به معنی واقعی کلمه که دارای امکاناتِ تجاری، اداری، گردشگری، تفریحی و اقامتی است. هتلِ ایران مال یک هتل ۵ ستارۀ واقعی است و از امکانات لوکسی مانند سالن هاکی روی یخ نیز برخوردار است. ایران مال در فضای پس از برجام ساخته شد و تصور مالکان آن نیز احداث یک مال واقعی برای اقتصاد و شرایط بینالمللی ایران در فضای پسابرجام بود. از میان رفتن برجام و بازگشت مجدد تحریمها، خروج تمام برندهای اروپایی از ایران، وخامت اقتصاد ایران و کاهش شدید قدرت خرید مردم از سال ۱۳۹۷ به بعد، فلسفۀ وجودی ایران مال را زیر سوال بُرد.
مثلاً کارشوی ایران مال که قرار بود میزبانِ برندهایی همچون بوگاتی باشد سرانجام به نمایندگی سایپا تقلیل پیدا کرد. سرنوشت دیگر برندها نیز به همین شکل بود. اساساً پروژههایی همچون «ایران مال» زمانی میتوانند موفق شوند که اقتصاد ایران به اقتصادی آزاد و بینالمللی تبدیل شود. همچنین نیازمند این است که شهر تهران نیز یک شهر بینالمللی و سرشار از گردشگران خارجی باشد. قطعاً «دبی مال» نیز بدون قرار داشتن در شهر و اقتصاد بینالمللی دبی نیز نمیتوانست یک پروژۀ موفق باشد.
شکست پروژۀ ایران مال در واقع در پیوند با تحریمها و شکست راهبرد بینالمللی شدن اقتصاد ایران در شرایط پسابرجام بود. اگر شرایط بینالمللی ایران کماکان به شکل کنونی ادامه پیدا کند و تحریمها برقرار باشد، بیتردید ایران مال در آینده نیز توفیقی در ادارۀ این مجموعۀ اقتصادی به عنوان یک بنگاه اقتصادی، کسب نخواهند کرد. اجرای ابَر پروژههایی همچون ایران مال، فارغ از مباحثی که در خصوص فساد در اجرای آن مطرح است، نیازمند یک پاردایم شیفت در وضعیت سیاست خارجی و ارتباطات خارجی کشور و اتخاذ سیاست درهای باز است. در غیر این صورت این قبیل مگا پروژهها قطعاً توفیقی کسب نخواهد کرد.
🔴 منبع: کانال دیپلماسی
@IranDel_Channel
💢
🔴 چرا «ایران مال» شکست خورد و «دبی مال» پیروز شد؟
✍ مهدی الیاسی
«ایران مال» پروژهای در اندازۀ «دبی مال» است. یک مال به معنی واقعی کلمه که دارای امکاناتِ تجاری، اداری، گردشگری، تفریحی و اقامتی است. هتلِ ایران مال یک هتل ۵ ستارۀ واقعی است و از امکانات لوکسی مانند سالن هاکی روی یخ نیز برخوردار است. ایران مال در فضای پس از برجام ساخته شد و تصور مالکان آن نیز احداث یک مال واقعی برای اقتصاد و شرایط بینالمللی ایران در فضای پسابرجام بود. از میان رفتن برجام و بازگشت مجدد تحریمها، خروج تمام برندهای اروپایی از ایران، وخامت اقتصاد ایران و کاهش شدید قدرت خرید مردم از سال ۱۳۹۷ به بعد، فلسفۀ وجودی ایران مال را زیر سوال بُرد.
مثلاً کارشوی ایران مال که قرار بود میزبانِ برندهایی همچون بوگاتی باشد سرانجام به نمایندگی سایپا تقلیل پیدا کرد. سرنوشت دیگر برندها نیز به همین شکل بود. اساساً پروژههایی همچون «ایران مال» زمانی میتوانند موفق شوند که اقتصاد ایران به اقتصادی آزاد و بینالمللی تبدیل شود. همچنین نیازمند این است که شهر تهران نیز یک شهر بینالمللی و سرشار از گردشگران خارجی باشد. قطعاً «دبی مال» نیز بدون قرار داشتن در شهر و اقتصاد بینالمللی دبی نیز نمیتوانست یک پروژۀ موفق باشد.
شکست پروژۀ ایران مال در واقع در پیوند با تحریمها و شکست راهبرد بینالمللی شدن اقتصاد ایران در شرایط پسابرجام بود. اگر شرایط بینالمللی ایران کماکان به شکل کنونی ادامه پیدا کند و تحریمها برقرار باشد، بیتردید ایران مال در آینده نیز توفیقی در ادارۀ این مجموعۀ اقتصادی به عنوان یک بنگاه اقتصادی، کسب نخواهند کرد. اجرای ابَر پروژههایی همچون ایران مال، فارغ از مباحثی که در خصوص فساد در اجرای آن مطرح است، نیازمند یک پاردایم شیفت در وضعیت سیاست خارجی و ارتباطات خارجی کشور و اتخاذ سیاست درهای باز است. در غیر این صورت این قبیل مگا پروژهها قطعاً توفیقی کسب نخواهد کرد.
🔴 منبع: کانال دیپلماسی
@IranDel_Channel
💢
Telegram
ایراندل | IranDel
همه عالم تن است و ایران دل ❤️
این کانال دغدغهاش، ایران است و گردانندۀ آن، یک شهروند ایرانی آذربایجانی
[ بازنشر یک یادداشت، توییت، ویدئو و یا یک صوت به معنی تأیید کل محتوا و تمام مواضع صاحب آن محتوا نیست و هدف صرفاً بازتاب دادن یک نگاه و اندیشه است.]
این کانال دغدغهاش، ایران است و گردانندۀ آن، یک شهروند ایرانی آذربایجانی
[ بازنشر یک یادداشت، توییت، ویدئو و یا یک صوت به معنی تأیید کل محتوا و تمام مواضع صاحب آن محتوا نیست و هدف صرفاً بازتاب دادن یک نگاه و اندیشه است.]
👍26👎1
🔴 یک دولت معتبر، چگونه به کثرتهای درونِ خود، نزدیک میشود؟
✍️ سالار سیفالدینی
مخالفتِ ما با طرحِ مفهومِ «اقوام و مذاهب»، موضعی فلسفی و مبتنی بر اصولِ حقوق بشر است که صرفاً «فرد» را موضوعِ حق و تکلیف قرار داده است.
اما اقوام و مذاهب، شخصیتِ حقوقی نیستند و اشخاصِ غیرحقوقی نامتعیّن نیز، نمیتوانند موضوعِ حق و تکلیف باشند. اسنادِ حقوق بشری نیز در جایی که ناچار از موضوع کردنِ مشکل اقلیّتها هستند با تخصیص و قید «افرادِ متعلّق به اقلیّتها» به مسأله نزدیک شدهاند. از اینرو حکومتِ قانون، نمیتواند پدیدههای غیرفردی یا غیرشخصی را که در عالمِ حقوق، اعتبار ندارند، موضوعِ حق و تکلیف قرار دهد. مثلاً نمیتوان اقوام و مذاهب را برخلافِ اشخاص به دادگاه احضار یا برعکس تشویق کرد. زیرا شخص محسوب نمیشوند و هیچ حق و تکلیف در «واقعیتِ مؤثّر»، متوجّه آنها نیست. واحدِ تحلیلِ یک دولتِ معتبر در مسألۀ حقوق شهروندی چیزی جز «فرد» نمیتواند باشد، اگر غیر از این شد، آن واحدِ سیاسی، دیگر دولت نیست.
از این رو در یک دولت، «حق» به افراد / شهروندان تعلّق میگیرد و فقط در «دولتِ ملّی» است که چنین اتفاقی میافتد. ( زیرا بیرون از دولت / شهر، انسانها یا در جنگل و بیابان زندگی میکنند یا درونِ یک خلافت).
گذشته از این، یک دولتِ منضبط از آنجا که محلِّ وحدتِ کثرتهای متعدّد است، باید بتواند از هر شهروندِ وطنپرست، بدون اینکه از ریشۀ مذهبی، دینی و زبانی او سؤال بکند، به شرط مهارت و تخصّص استفاده کند. بنابراین محمدجواد ظریف و دیگر آقایان، نباید موضوعاتی مثل بارمبندی مذهبی را مطرح میکردند، حتی با نیّتِ خیر. میدانیم که «راه جهنم با نیّتهای خیر، فرش شده» و گاهی اوقات، نمیتوان اثرِ سیاسی این نیّتهای خیر را کنترل کرد. اما کافی است یک دولت «در عمل» نیروهای متخصّصِ مملکت را از هر دین یا مذهبی، انتخاب کنند و به مصدر امور بگُمارد. در این صورت اگر منطقِ عقلِ ملی در کار بوده باشد، چنین گزینشهایی سخت نیست.
در سیاست برخی رویهها ضرورتاً باید اعمالی باشد، نه اعلامی. یعنی سیاستگذار لازم نیست در مورد جزئیاتِ برخی رویهها سخن بگوید و یا روی کاغذ بیاورد، بلکه کافی است در عمل، سیاستی را دنبال کند، اما مفسران و تحلیلگران خود میدانند چگونه آن عمل را بخوانند. زیرا برخی از سیاستها وجود دارد که نوشته میشود؛ اما خوانده نمیشود؛ برخی دیگر از سیاستها نیز نه نوشته میشوند نه خوانده میشوند، بلکه فقط اعمال میشوند. «امرِ ملّی» ایجاب میکند که دستۀ دوم در موضوعِ حقوق شهروندی (نه اقوام و مذاهب) مورد توجه قرار بگیرد. زیرا ارادۀ متّحد شدۀ مردم، یعنی «ملّت»، قابل تقسیم و افراض به گروههای فروملّی نیست و این حوزه نیز، میدانی نیست که یک دولتِ معتبر و منضبط، خود را به بازیگری در میدانِ جاذبۀ آن، تنزّل دهد. دولتهای مقتدر، آنهایی هستند که جز به ضرورت، خود را در چنین موضوعاتی نشان نمیدهند و در حالتِ عادی با «دستِ پنهان» به تمشیّتِ امور میپردازند و سپس اجازه میدهند طبیعت امور، رابطۀ نیروهای ژرف را تنظیم کند.
البته اشارۀ محمدجواد ظریف به لزوم داشتنِ نگرشِ ملّی و پرهیز از قومگرایی، به عنوان شرطِ لازمِ گزینههای پیشنهادی برای وزارت، دقیق بود، اما موضوع امتیازدهی و بارمبندی مذهبی، این سیاست را به سایه بُرد.
توصیۀ من به محمدجواد ظریف و سایر آقایان این است که با عقلِ ملّی، هر متخصّص و کاردانی را بدون توجه و سؤال از امور خصوصی (مذهب، دین و گویش) مورد استفاده قرار دهند، آنگاه خواهند دید که از چهار گوشۀ ایرانِ متّحد، یک کابینۀ عالی تشکیل شده که میتواند همه ملّتِ ایران را نمایندگی کند.
@IranDel_Channel
💢
🔴 یک دولت معتبر، چگونه به کثرتهای درونِ خود، نزدیک میشود؟
✍️ سالار سیفالدینی
مخالفتِ ما با طرحِ مفهومِ «اقوام و مذاهب»، موضعی فلسفی و مبتنی بر اصولِ حقوق بشر است که صرفاً «فرد» را موضوعِ حق و تکلیف قرار داده است.
اما اقوام و مذاهب، شخصیتِ حقوقی نیستند و اشخاصِ غیرحقوقی نامتعیّن نیز، نمیتوانند موضوعِ حق و تکلیف باشند. اسنادِ حقوق بشری نیز در جایی که ناچار از موضوع کردنِ مشکل اقلیّتها هستند با تخصیص و قید «افرادِ متعلّق به اقلیّتها» به مسأله نزدیک شدهاند. از اینرو حکومتِ قانون، نمیتواند پدیدههای غیرفردی یا غیرشخصی را که در عالمِ حقوق، اعتبار ندارند، موضوعِ حق و تکلیف قرار دهد. مثلاً نمیتوان اقوام و مذاهب را برخلافِ اشخاص به دادگاه احضار یا برعکس تشویق کرد. زیرا شخص محسوب نمیشوند و هیچ حق و تکلیف در «واقعیتِ مؤثّر»، متوجّه آنها نیست. واحدِ تحلیلِ یک دولتِ معتبر در مسألۀ حقوق شهروندی چیزی جز «فرد» نمیتواند باشد، اگر غیر از این شد، آن واحدِ سیاسی، دیگر دولت نیست.
از این رو در یک دولت، «حق» به افراد / شهروندان تعلّق میگیرد و فقط در «دولتِ ملّی» است که چنین اتفاقی میافتد. ( زیرا بیرون از دولت / شهر، انسانها یا در جنگل و بیابان زندگی میکنند یا درونِ یک خلافت).
گذشته از این، یک دولتِ منضبط از آنجا که محلِّ وحدتِ کثرتهای متعدّد است، باید بتواند از هر شهروندِ وطنپرست، بدون اینکه از ریشۀ مذهبی، دینی و زبانی او سؤال بکند، به شرط مهارت و تخصّص استفاده کند. بنابراین محمدجواد ظریف و دیگر آقایان، نباید موضوعاتی مثل بارمبندی مذهبی را مطرح میکردند، حتی با نیّتِ خیر. میدانیم که «راه جهنم با نیّتهای خیر، فرش شده» و گاهی اوقات، نمیتوان اثرِ سیاسی این نیّتهای خیر را کنترل کرد. اما کافی است یک دولت «در عمل» نیروهای متخصّصِ مملکت را از هر دین یا مذهبی، انتخاب کنند و به مصدر امور بگُمارد. در این صورت اگر منطقِ عقلِ ملی در کار بوده باشد، چنین گزینشهایی سخت نیست.
در سیاست برخی رویهها ضرورتاً باید اعمالی باشد، نه اعلامی. یعنی سیاستگذار لازم نیست در مورد جزئیاتِ برخی رویهها سخن بگوید و یا روی کاغذ بیاورد، بلکه کافی است در عمل، سیاستی را دنبال کند، اما مفسران و تحلیلگران خود میدانند چگونه آن عمل را بخوانند. زیرا برخی از سیاستها وجود دارد که نوشته میشود؛ اما خوانده نمیشود؛ برخی دیگر از سیاستها نیز نه نوشته میشوند نه خوانده میشوند، بلکه فقط اعمال میشوند. «امرِ ملّی» ایجاب میکند که دستۀ دوم در موضوعِ حقوق شهروندی (نه اقوام و مذاهب) مورد توجه قرار بگیرد. زیرا ارادۀ متّحد شدۀ مردم، یعنی «ملّت»، قابل تقسیم و افراض به گروههای فروملّی نیست و این حوزه نیز، میدانی نیست که یک دولتِ معتبر و منضبط، خود را به بازیگری در میدانِ جاذبۀ آن، تنزّل دهد. دولتهای مقتدر، آنهایی هستند که جز به ضرورت، خود را در چنین موضوعاتی نشان نمیدهند و در حالتِ عادی با «دستِ پنهان» به تمشیّتِ امور میپردازند و سپس اجازه میدهند طبیعت امور، رابطۀ نیروهای ژرف را تنظیم کند.
البته اشارۀ محمدجواد ظریف به لزوم داشتنِ نگرشِ ملّی و پرهیز از قومگرایی، به عنوان شرطِ لازمِ گزینههای پیشنهادی برای وزارت، دقیق بود، اما موضوع امتیازدهی و بارمبندی مذهبی، این سیاست را به سایه بُرد.
توصیۀ من به محمدجواد ظریف و سایر آقایان این است که با عقلِ ملّی، هر متخصّص و کاردانی را بدون توجه و سؤال از امور خصوصی (مذهب، دین و گویش) مورد استفاده قرار دهند، آنگاه خواهند دید که از چهار گوشۀ ایرانِ متّحد، یک کابینۀ عالی تشکیل شده که میتواند همه ملّتِ ایران را نمایندگی کند.
@IranDel_Channel
💢
Telegram
ایراندل | IranDel
همه عالم تن است و ایران دل ❤️
این کانال دغدغهاش، ایران است و گردانندۀ آن، یک شهروند ایرانی آذربایجانی
[ بازنشر یک یادداشت، توییت، ویدئو و یا یک صوت به معنی تأیید کل محتوا و تمام مواضع صاحب آن محتوا نیست و هدف صرفاً بازتاب دادن یک نگاه و اندیشه است.]
این کانال دغدغهاش، ایران است و گردانندۀ آن، یک شهروند ایرانی آذربایجانی
[ بازنشر یک یادداشت، توییت، ویدئو و یا یک صوت به معنی تأیید کل محتوا و تمام مواضع صاحب آن محتوا نیست و هدف صرفاً بازتاب دادن یک نگاه و اندیشه است.]
👍27👎2
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎥 دکتر جواد طباطبایی در درسگفتار تفسیر «گفتارهای ماکیاولی - دورۀ دوم» دربارۀ اهمیتِ درکِ دقیق مفاهیم در اندیشۀ سیاسی و تأثیر ساختار فکری ادبی بر بدفهمی مفاهیم در تاریخ اندیشۀ ایران صحبت میکند.
🔴 منبع:
مؤسسه مطالعات سیاسی - اقتصادی «پرسش» - تابستان ١٣٩١ خورشیدی
@IranDel_Channel
💢
🔴 منبع:
مؤسسه مطالعات سیاسی - اقتصادی «پرسش» - تابستان ١٣٩١ خورشیدی
@IranDel_Channel
💢
👍32👎1
🔴 برای مقابله با آتشسوزی جنگلها باید فکری کرد
✍️ احسان هوشمند
در سالهای اخیر آتشسوزی گستردۀ جنگلها و مراتع یکی از تهدیدات جدی محیطزیست کشور است. متأسفانه در سالهای گذشته ایران ما شاهد روند نگرانکنندۀ تخریب مراتع و جنگلها ازجمله به واسطه گسترش آتشسوزی در جنگلها و مراتع کشور است. مروری بر اخبار ماههای اخیر نشان میدهد بخش بزرگی از جغرافیای کشور شاهد آتشسوزی مراتع و جنگلها بوده است.
آتشسوزیهای امسال در بسیاری از استانهای زاگرسنشین و نیز در بخشهایی از مناطق کوهستانی البرز و حتی مناطق مرکزی کشور روی داده است. به گونهای که از ابتدای سال جاری گزارشهایی مبنی بر آتشسوزی مراتع و جنگلها از شمال تا جنوب کشور ازجمله در استانهای کُردستان، کرمانشاه، همدان، ایلام، خوزستان، فارس، قزوین، کهگیلویهوبویراحمد، آذربایجان شرقی، خراسان شمالی، سمنان، اصفهان، مرکزی، کرمان، سیستانوبلوچستان و دیگر نقاط کشور ثبت شده است. حجم وسیعی از جنگلها و مراتع کشور نیز ممکن است در ماههای آینده با آتشسوزی درگیر شوند.
بررسیهای موجود نشان میدهد بیش از ۹۰ درصد از آتشسوزی جنگلها و مراتع در استانهای زاگرسنشین روی میدهد.
مختصات اقلیمی و کوهستانیبودن و وجود درهها و شیبهای تند در مناطق کوهستانی کار مقابله با آتشسوزی را دشوار میکند و در نتیجه میزان خسارات واردشده به جنگلها و مراتع افزایش پیدا میکند. وزش باد، کمبود نیروی آموزشدیده و کمبود وسایل اطفای حریق هم موجب میشود تا مهار آتشسوزی با دشواری بیشتری روبهرو شود.
بنا بر گزارشهای موجود بخش بزرگی از آتشسوزیها در مراتع و جنگلها به عوامل انسانی بازمیگردد. آتشزدن کاه و کُلَش باقیمانده مزارع، بیدقتی گردشگران در خاموشکردن آتشهای ایجادشده، اختلافات میان روستاییان و عشایر و آتشسوزی تعمدی، آتشسوزی با هدف زمینخواری، زغالگیری و درگیرکردن محیطبانان با آتش و فرار، جرقه واگنهای قطار در مناطق جنگلی، نقش ذرهبینی بطریهای آب و ظروف یک بار مصرف و دیگر پسماندها ازجمله عوامل آتشسوزی در مراتع و جنگلهای کشور است. بنا بر نظر کارشناسان این حوزه، در یکی، دو سال گذشته یکی از دلایل افزایش آتشسوزیها پوشش گیاهی مراتع و جنگلهای کشور است که بر اثر بارندگیهای بسیار خوب به وجود آمده است.
مجموع این عوامل بهاضافه مشکلات ناشی از کمبود نیروی انسانی آموزشدیده برای مقابله با آتشسوزی جنگلها و مراتع، مقابلهنکردن جدی با کسانی که تعمدی یا بر اثر بیاحتیاطی و رعایتنکردن نکات ایمنی موجب بروز آتشسوزی شدهاند، نبود آموزش عمومی بهویژه در آموزش و پرورش و صداوسیما، کمبود تجهیزات مناسب فنی و بهروز مانند دوربینهای رصد محیط زیست و هواپیماهای ویژه مقابله با آتشسوزی و چرخبالهای امدادی هم مزید بر عوامل بالا شده و بهاینترتیب آتشسوزی جنگلها و مراتع خسارات درخورتوجهی بر جای میگذارند.
این وضعیت موجب شده تا برخی گزارشها، خسارات بسیار بزرگ و جبرانناپذیر به کشور بر اثر آتشسوزی جنگلها و مراتع در دهه گذشته را ۱۶۹ هزار میلیارد تومان برآورد کنند. همچنین بنا بر برآوردهای موجود در سالهای گذشته بیش از ۱۸ هزار هکتار از جنگلها و مراتع کشور طعمه آتشسوزی شده است. به عبارت دیگر آتشسوزی گسترده جنگلها و مراتع افزون بر تخریب گسترده محیطزیست موجب بروز خسارات مادی دیگری هم میشود و حیات بسیاری از پرندگان و دیگر جانواران مستقر در جنگلهای کشور را تهدید میکند. از سوی دیگر متأسفانه موضوع حفظ محیطزیست و در نتیجه آتشسوزیهای خسارتبار جنگلها و مراتع بهجد از طرف مسئولان کشور در قوای سهگانه مورد توجه قرار نگرفته است. کمبود نیروی انسانی، کمبود منابع مالی و کمبود تجهیزات، وقتی برطرف میشود که ارادهای جدی در قوه مجریه و قوه مقننه برای حفاظت از محیطزیست و مقابله با مخاطرات ناشی از تغییر اقلیم و آبوهوا و نیز آتشسوزی جنگلها وجود داشته باشد. نظارت بیشتر بر مراتع و جنگلها با استخدام و بهکارگیری نیروی آموزشدیده، نصب دوربینهای رصد و برخورد قانونی و قضائی با قانونگریزان در این حوزه نیز نیازمند توجه بیشتر به محیط زیست است. ارائه آموزش به شهروندان، استفاده از ظرفیت جوامع محلی برای مقابله با آتشسوزیها و تغییر نگرش مسئولان کشور به مقوله محیطزیست ازجمله نیازهای فوری دراینباره است تا بتوان با بخشی از مخاطرات بهوجودآمده در محیط زیست کشور مقابله کرد. باید برای حفظ محیط زیست کشور فکری فوری و عاجل کرد. فردا خیلی دیر است.
🔴 منبع:
روزنامه شرق، شمارۀ یکم امُرداد ۱۴۰۳ خورشیدی
@IranDel_Channel
💢
🔴 برای مقابله با آتشسوزی جنگلها باید فکری کرد
✍️ احسان هوشمند
در سالهای اخیر آتشسوزی گستردۀ جنگلها و مراتع یکی از تهدیدات جدی محیطزیست کشور است. متأسفانه در سالهای گذشته ایران ما شاهد روند نگرانکنندۀ تخریب مراتع و جنگلها ازجمله به واسطه گسترش آتشسوزی در جنگلها و مراتع کشور است. مروری بر اخبار ماههای اخیر نشان میدهد بخش بزرگی از جغرافیای کشور شاهد آتشسوزی مراتع و جنگلها بوده است.
آتشسوزیهای امسال در بسیاری از استانهای زاگرسنشین و نیز در بخشهایی از مناطق کوهستانی البرز و حتی مناطق مرکزی کشور روی داده است. به گونهای که از ابتدای سال جاری گزارشهایی مبنی بر آتشسوزی مراتع و جنگلها از شمال تا جنوب کشور ازجمله در استانهای کُردستان، کرمانشاه، همدان، ایلام، خوزستان، فارس، قزوین، کهگیلویهوبویراحمد، آذربایجان شرقی، خراسان شمالی، سمنان، اصفهان، مرکزی، کرمان، سیستانوبلوچستان و دیگر نقاط کشور ثبت شده است. حجم وسیعی از جنگلها و مراتع کشور نیز ممکن است در ماههای آینده با آتشسوزی درگیر شوند.
بررسیهای موجود نشان میدهد بیش از ۹۰ درصد از آتشسوزی جنگلها و مراتع در استانهای زاگرسنشین روی میدهد.
مختصات اقلیمی و کوهستانیبودن و وجود درهها و شیبهای تند در مناطق کوهستانی کار مقابله با آتشسوزی را دشوار میکند و در نتیجه میزان خسارات واردشده به جنگلها و مراتع افزایش پیدا میکند. وزش باد، کمبود نیروی آموزشدیده و کمبود وسایل اطفای حریق هم موجب میشود تا مهار آتشسوزی با دشواری بیشتری روبهرو شود.
بنا بر گزارشهای موجود بخش بزرگی از آتشسوزیها در مراتع و جنگلها به عوامل انسانی بازمیگردد. آتشزدن کاه و کُلَش باقیمانده مزارع، بیدقتی گردشگران در خاموشکردن آتشهای ایجادشده، اختلافات میان روستاییان و عشایر و آتشسوزی تعمدی، آتشسوزی با هدف زمینخواری، زغالگیری و درگیرکردن محیطبانان با آتش و فرار، جرقه واگنهای قطار در مناطق جنگلی، نقش ذرهبینی بطریهای آب و ظروف یک بار مصرف و دیگر پسماندها ازجمله عوامل آتشسوزی در مراتع و جنگلهای کشور است. بنا بر نظر کارشناسان این حوزه، در یکی، دو سال گذشته یکی از دلایل افزایش آتشسوزیها پوشش گیاهی مراتع و جنگلهای کشور است که بر اثر بارندگیهای بسیار خوب به وجود آمده است.
مجموع این عوامل بهاضافه مشکلات ناشی از کمبود نیروی انسانی آموزشدیده برای مقابله با آتشسوزی جنگلها و مراتع، مقابلهنکردن جدی با کسانی که تعمدی یا بر اثر بیاحتیاطی و رعایتنکردن نکات ایمنی موجب بروز آتشسوزی شدهاند، نبود آموزش عمومی بهویژه در آموزش و پرورش و صداوسیما، کمبود تجهیزات مناسب فنی و بهروز مانند دوربینهای رصد محیط زیست و هواپیماهای ویژه مقابله با آتشسوزی و چرخبالهای امدادی هم مزید بر عوامل بالا شده و بهاینترتیب آتشسوزی جنگلها و مراتع خسارات درخورتوجهی بر جای میگذارند.
این وضعیت موجب شده تا برخی گزارشها، خسارات بسیار بزرگ و جبرانناپذیر به کشور بر اثر آتشسوزی جنگلها و مراتع در دهه گذشته را ۱۶۹ هزار میلیارد تومان برآورد کنند. همچنین بنا بر برآوردهای موجود در سالهای گذشته بیش از ۱۸ هزار هکتار از جنگلها و مراتع کشور طعمه آتشسوزی شده است. به عبارت دیگر آتشسوزی گسترده جنگلها و مراتع افزون بر تخریب گسترده محیطزیست موجب بروز خسارات مادی دیگری هم میشود و حیات بسیاری از پرندگان و دیگر جانواران مستقر در جنگلهای کشور را تهدید میکند. از سوی دیگر متأسفانه موضوع حفظ محیطزیست و در نتیجه آتشسوزیهای خسارتبار جنگلها و مراتع بهجد از طرف مسئولان کشور در قوای سهگانه مورد توجه قرار نگرفته است. کمبود نیروی انسانی، کمبود منابع مالی و کمبود تجهیزات، وقتی برطرف میشود که ارادهای جدی در قوه مجریه و قوه مقننه برای حفاظت از محیطزیست و مقابله با مخاطرات ناشی از تغییر اقلیم و آبوهوا و نیز آتشسوزی جنگلها وجود داشته باشد. نظارت بیشتر بر مراتع و جنگلها با استخدام و بهکارگیری نیروی آموزشدیده، نصب دوربینهای رصد و برخورد قانونی و قضائی با قانونگریزان در این حوزه نیز نیازمند توجه بیشتر به محیط زیست است. ارائه آموزش به شهروندان، استفاده از ظرفیت جوامع محلی برای مقابله با آتشسوزیها و تغییر نگرش مسئولان کشور به مقوله محیطزیست ازجمله نیازهای فوری دراینباره است تا بتوان با بخشی از مخاطرات بهوجودآمده در محیط زیست کشور مقابله کرد. باید برای حفظ محیط زیست کشور فکری فوری و عاجل کرد. فردا خیلی دیر است.
🔴 منبع:
روزنامه شرق، شمارۀ یکم امُرداد ۱۴۰۳ خورشیدی
@IranDel_Channel
💢
Telegram
ایراندل | IranDel
همه عالم تن است و ایران دل ❤️
این کانال دغدغهاش، ایران است و گردانندۀ آن، یک شهروند ایرانی آذربایجانی
[ بازنشر یک یادداشت، توییت، ویدئو و یا یک صوت به معنی تأیید کل محتوا و تمام مواضع صاحب آن محتوا نیست و هدف صرفاً بازتاب دادن یک نگاه و اندیشه است.]
این کانال دغدغهاش، ایران است و گردانندۀ آن، یک شهروند ایرانی آذربایجانی
[ بازنشر یک یادداشت، توییت، ویدئو و یا یک صوت به معنی تأیید کل محتوا و تمام مواضع صاحب آن محتوا نیست و هدف صرفاً بازتاب دادن یک نگاه و اندیشه است.]
👍20👎1