ایران‌دل | IranDel
3.65K subscribers
1.28K photos
994 videos
41 files
2.03K links
همه عالم تن است و ایران‌ دل ❤️

این کانال دغدغه‌اش، ایران است و گردانندۀ آن، یک شهروند ایرانی آذربایجانی

[ بازنشر یک یادداشت، توییت، ویدئو و یا یک صوت به معنی تأیید کل محتوا و تمام مواضع صاحب آن محتوا نیست و هدف صرفاً بازتاب دادن یک نگاه و اندیشه است.]
Download Telegram
📷 تصویر شمارۀ نخست نشریۀ کاوه - چاپ برلین به زبان فارسی

سوم بهمن ماه ۱۲۹۴ خورشیدی برابر با ۲۴ ژانویه ۱۹۱۶ میلادی



@IranDel_Channel

💢
👍23👎2

🔴آفتابی در میان سایه‌ای*

✍️ سلمان ساکت،‌ عضو هیئت علمی گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه فردوسی مشهد


۲۹ خرداد‌ ماه مقارن است با یازدهمین سالروز درگذشت استاد زنده‌یاد، دکتر بهمن سرکاراتی، عضو پیوستهٔ فرهنگستان زبان و‌ ادب فارسی و استاد دانشگاه تبریز (۱۳۱۶- ۱۳۹۲).

دکتر سرکاراتی استادی سرشناس و پژوهنده‌ای توانا بود که در تبریز دیده به جهان گشود و در این شهر تحصیلات ابتدایی و‌ متوسطهٔ خود را به پایان برد. او در سال ۱۳۳۹ در رشتهٔ زبان و ادبیات فارسی از دانشگاه تبریز دانش‌آموخته شد و‌‌ پس از مدتی برای ادامهٔ تحصیل به مدرسهٔ زبانهای شرقی لندن رفت و در سال ۱۳۴۵ در رشتهٔ فرهنگ و زبان‌های باستان ایران موفق به اخذ مدرک کارشناسی ارشد شد. او‌ دورهٔ دکتری خود را در دانشگاه تهران گذراند و‌ در سال ۱۳۴۹ از رسالهٔ خود با عنوان «بررسی سه سرود گاهانی (یسنای ۲۸، ۲۹ و ۳۰)» دفاع کرد.

اگرچه کارنامهٔ آثار او در مقایسه با ژرفای دانش و گسترهٔ معلوماتش، کم‌ برگ‌و‌بار است، امّا هرآنچه از او برجا مانده، آنچنان سخته و پخته و استوار است که اغلب نمی‌توان برای آنها، نمونه‌ای هم‌سنگ و هم‌تراز سراغ گرفت.

مقاله‌های او که گزیده‌ای از آنها در کتابی با نام «سایه‌های شکار شده» گرد آمده است، همگی نمونه‌هایی گران‌سنگ از مقاله‌نویسی در زبان فارسی به‌شمار می‌روند، چرا که اغلب، چند ویژگی ممتاز و برجسته را یک‌جا در خود جای داده‌اند:

۱. مقدّمه‌ای که خواننده را با موضوع بحث و انگیزهٔ نویسنده آشنا می‌کند.

۲. پیشینهٔ پژوهشی که با حوصله و‌‌ تفصیل تنظیم شده و‌ نقاط قوّت و ضعف هریک از پژوهش‌ها با دقت و انصاف ارائه گردیده است.

۳. بهره‌گیری از منابع گوناگون به زبان‌های مختلف، از جمله منابع زبان‌های انگلیسی، فرانسوی و آلمانی.

۴. تازگی سخن و دریافت‌های تازه و خودداری از تکرار و بازگویی آنچه قبلاً گفته‌اند یا گفته است.

۵. نثری محکم، گیرا و جذاب که بیش از هر چیز نشان‌دهندهٔ تسلط او بر متن‌های کهن زبان و ادب فارسی است.**

یادش گرامی و نامش جاودان باد.

سلمان ساکت
۲۹ خردادماه ۱۴۰۳


*برگرفته از نام جشن‌نامهٔ ایشان که به کوشش استادان محترم، جناب دکتر علیرضا مظفری و‌ دکتر سجاد آیدنلو در سال ۱۳۸۷ منتشر شده است.

**برگرفته از مقالهٔ ارزشمند استاد محمّدتقی راشدمحصّل با عنوان «دکتر سرکاراتی: استادِ نکته‌یاب و سخن‌سنج» که در آغاز کتاب «آفتابی در میان سایه‌ای» منتشر شده است.



#یادها | #مناسبتها | #معرفی_کتاب

@IranDel_Channel

💢
👍20👎2

🔴 چه کسی به ایران می‌اندیشد؟

✍️ جواد رنجبر درخشی‌لر، دکترای علوم سیاسی

داشتم فکر می‌کردم که اگر مرحوم استاد دکتر جواد طباطبایی زنده بودند درباره قوم‌گرایی در انتخابات فعلی چه می‌نوشتند؟ در همین افکار بودم که دوستان نوشتۀ استاد محمد مجتهد شبستری را بارها و بارها برایم فرستادند. ایشان از پزشکیان حمایت کرده‌اند‌، با زبان روشنفکرانۀ دینی.

روشنفکری در ایران، راه رفتۀ اشتباهی است که روندگان برای حیثیت خود یا لجاجت از ابراز پشیمانی خودداری می‌کنند‌. نتیجه، سخت مصیبت‌بار است. هرچه در این‌راه می‌روند اشتباه‌ها بزرگ‌تر می‌شود.

روشنفکری به ویژه نوع دینی آن از واقعیت‌های سیاسی و تاریخی ایرانی سخت، دور است. در مقابل در نظر و عمل دچار مخلوطی از آرمان و وهم است. اینکه پزشکیان «دولتی عقل‌محور تشکیل خواهد داد که اعضای آن بر مدار خردورزی، تخصص و برنامه عمل می‌کنند» گزاره‌ای بی سر و بُن است. آرزویی شریف یا تذکری مشفقانه است اما عقل و تخصص و برنامه، سه واژه فوق‌العاده فربه و بحث برانگیز است و نخست باید پرسید که این مفاهیم چه نسبتی با سیاست در ایران امروز دارد؟

سیاست بر خلاف آنچه روشنفکران ایرانی می‌دانند امری محقق و قابل مشاهده و اندازه‌گیری است. به عبارت بهتر با علم تجربی فهمیدنی است. علم تجربی سیاست، به طور مشخص نسبتی با جیب شهروندان دارد. عقل و تخصص و برنامه در این فضای مغشوش و آلوده چگونه محقق خواهد شد؟ اگر هدف سرایش شعر باشد بله، می‌توان این واژه‌ها را برشمرد، اما در نظام گفتاری سیاسی نمی‌توان این واژه ها را به سیاست امروز ربط داد.

گزاره بعدی: «به ملت دروغ نمی‌گویند» هیچ معنای محصلی ندارد. سیاست، کلاس اخلاق نیست و راست و دروغ در جهان سیاسی متفاوت است. همین‌طور «وعده‌های فریبنده» را نمی‌توان به آسانی فهمید. سیاست در ایران، با عدد و رقم و جزییاتِ دقیق، نسبتی ندارد. همۀ گزاره‌ها در هاله‌ای از وعده و آزمون و خطا و احتمالات است. همچنین سیاست ما چه در حکومت و چه در مخالفان آن رؤیاپردازانه است.

گزارۀ بعدی هم قابل مناقشه است. نوشته‌اند: «در هیچ شرایطی تسلیم رانت و فساد نمی‌شوند.» این گزاره را جز دربارۀ معصومان نمی‌توان گفت. همه افراد فاسد و اختلاس‌گر از اول فاسد نبوده‌اند. در سنت عرفانی و دینی هم به مراقبت از نفس تأکید شده است. بر چه اساسی می‌توان فردی را برای همیشه و این چنین قطعی ضمانت کرد؟ این سخن بی‌پایه است.

التزام به حقوق شهروندی هم عبارتی است بی‌مبنا. حقوق شهروندی چیست و پزشکیان چگونه به آن ملتزم خواهد بود؟ اگر از عبارات بی‌مبنا و بی سر و بُن دورۀ روحانی دربارۀ حقوق شهروندی بگذریم، اولین شاخصۀ حقوق شهروندی امکان مشارکت همه در سیاست است. پزشکیان چگونه راه مشارکت سیاسی را باز خواهد کرد در حالی که ده‌ها نفر از رقابت سیاسی در همین انتخابات بازمانده‌اند؟

غرض، بیانِ بی‌پایه و در هوا بودن و دور از واقعیتِ سیاسی بودن گزاره‌های روشنفکرانۀ دینی است. روشنفکری دینی، صرفاً آرزوهای آدم ساده‌لوحی است که دوست دارد همه چیز خوب و همه‌کس خوش باشد. از بازرگان تا پزشکیان، روشنفکری دینی جز تهی کردن ایران از مفاهیمِ قدرت و سیاست نیست. باید به ایران با ویژگی‌های مشخص و چارچوب معین آن اندیشید و برای ایرانِ قوی، قدرتمند شد. راهی که هم‌اکنون در غباری از سیاست‌ورزی‌های غیر ایران‌دوستانه پنهان مانده است.


@IranDel_Channel

💢
👍48👎2

🔴 فردوسی توسی، شاعرِ وحدت و تداوم تاریخی

✍️ جواد طباطبایی، فیلسوف سیاسی ایران

از دیدگاه تأملِ فلسفی و خردگرایی در تقدیر تاریخی ایران، در عصرِ زرینِ فرهنگ ایران، همزمان با نخستین دورهٔ شعر فارسی، یک شاعر از اهمیت ویژه‌ای برخوردار بود.

فردوسی توسی، سرايندهٔ حماسهٔ «ملّی» را که تجدیدکنندهٔ جاویدانِ خردِ ایرانشهری در ادبِ فارسی بود و با زبانِ شیوا و بیانِ خلاق، پلی میان دورهٔ ‎باستانی و دورهٔ اسلامی ایران پی‌افکند، باید شاعرِ دورهٔ ‎تولد دوبارهٔ ایران‎زمین یا به دیگر سخن، شاعرِ وحدت و تداوم تاریخی به شمار آورد.

هم‎او به چنان تأملی فلسفی در تقدیرِ ایران‎زمین پرداخته است که حماسهٔ «ملّی» او را می توان چونان جانشینِ تأملی فلسفی در تقدیر تاریخی ایران،‌ تلقی کرد.


🔴 منبع:
از کتابِ زوال اندیشهٔ سیاسی در ایران


@IranDel_Channel

💢
👍39👎2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 جوانان ایرانی، ریشه‌ها و داشته‌های خود را با زبانی امروزی و بدیع، تداوم می‌بخشند


کلام حکیم فردوسی توسی و اجرای بانوی جوان ایرانی


@IranDel_Channel

💢
👍53👎2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM

🔴 #توییت_خوانی

✍️ آرش رئیسی‌نژاد، دکترای روابط بین‌الملل با انتشار ویدئوی بالا نوشت:

مناظره‌ها دگربار نشان داد که سیاستِ خارجی کنونی ایران از دو مشکل بنیادین در رنج است:

۱) سیاستِ خارجی، گروگانِ سیاستِ داخلی است؛ گروگانِ رقابتی خشن، میان بلوک‌های قدرت درون سیستم

۲) سیاست خارجی ایران، فاقد برخورداری از اجماعِ ملی است؛ اجماعی میان سیستم و ملت و میان بلوک‌های قدرت



@IranDel_Channel

💢
👍36👎4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 استاد لوریس چکناواریان، آهنگساز و رهبر ارکستر:
اقلیت خودت هستی، من ایرانی‌ام



@IranDel_Channel

💢
👍49👎2
🔴 عصرِ ملت‌دولت

✍️ جواد طباطبایی، فیلسوف سیاسی ایران

دورانِ جدید، حتی اگر هوادار یکی از انواع حکومت‌های جهانی* باشیم، عصر ملت‌هاست.
یعنی تا اطلاع ثانوی، منطقِ مصالحِ ملت‌ها بر مناسباتِ آن فرمان می‌راند. از این‌رو نمی‌توان در بی‌اعتنایی به منطقِ مصالحِ ملی دربارۀ هیچ‌یک از شئونِ دنیای جدید، سخنِ معقولی گفت.

منبع:
ملاحظات دربارۀ دانشگاه، جواد طباطبایی، صفحه ۱۰۶



🔴 پی‌نوشت:
قابل توجه کسانی‌که به‌جای مفهومِ ملتِ ایران، روی «اقوام» تأکید می‌کنند. حق و حقوق، مفهومِ جدیدی است که با مفهومِ شهروندی و ملت‌دولت پیدا شده و حقوقی به‌اسم حقوقِ قومی وجود ندارد.



* حکومت‌های جهانی: ایده‌های جهان‌وطنی - امت‌گرایی و ...


@IranDel_Channel

💢
👍37👎2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 بی‌کَس وطن، غریب وطن، بی‌نوا وطن...

چامه‌ای از سید اشرف‌الدین حسینی گیلانی،‌ مشهور به نسیم شمال، نویسنده، چامه‌سُرا و مدیر روزنامۀ نسیم شمال از روزنامه‌های دورۀ مشروطیت ایران

خوانش از رشید کاکاوند


@IranDel_Channel

💢
👍46👎2

🔴 تبریز و قابِ پرافتخارش

✍️ سهند ایرانمهر

به این عکس خوب نگاه کنید. این دلاوران مصمم و غیرتمند، تبریزی‌های سنگر مارالان در حوالی این شهرند.

پس از حضور مورگان شوستر، مستشار آمریکایی در امور مالی در ایران، روسیه به ایران اولتیماتوم داد که شوستر اخراج شود.
عارف قزوینی سرود:

گر رود «شوستر» از ایران، رود ایران بر باد
ای جوانان مگذارید که ایران برود

در آغاز، مجلس دوم مشروطه تمکین نکرد، اما دولت، مجلس را منحل کرد و اولتیماتوم را پذیرفت. با این حال بهانه برای لشکر روس فراهم شد و به سوی تبریز تاختند. مجاهدان مشروطه‌خواه مقاومت سرسختانه‌ای کردند. اما پس از پنج روز مقاومت موفق‌آمیز، لشکرهای تازه‌نفس روس از راه رسیدند و شهر را به توپ بستند. شهر سقوط کرد و خون به تیغ خون‌خواره روس، خوار شد دهم دی ۱۲۹۰، تبریز بوی مرگ گرفت.

شمار کشتگان را بیش از هزارنفر گفته‌اند، روزی سیاه که با عاشورا مصادف شده بود و چوب‌های دار را به رنگ بیرق روس درآورده بودند. از ماندگارترین صحنه‌های آن روز اعدام دو پسر جوان علی‌مسیو از فعالان مشروطه‌خواه بود که پیش از اعدام طناب دار را بوسیدند و فریاد زدند:
«زنده‌باد ایران! زنده‌باد مشروطه».


@IranDel_Channel

💢
👍49👎2

🔴 استراتژی دفاع از ایران

✍️ جواد طباطبایی، فیلسوفِ سیاسی ایران

استراتژی دفاع از ایران، نیازمند فهمی متفاوت از ایران است، زیرا استراتژی، برآیند به کارگیری ابزارهای تأمینِ منافع ملّی و ناظر بر بهره‌گرفتن از آن ابزارها در تأمینِ منافع ملّی است. از این‌رو، استراتژی پیوندی با سیاست داخلی یک کشور دارد، هم‌چنان‌که سیاست خارجی ادامۀ سیاست داخلی هر کشوری است.

«عمق استراتژیکی» ایران تنها آن‌جایی می‌تواند وجود داشته باشد که فهم ملّی و دریافتِ درستی از منافع ملّی وجود دارد. حاملان این فهم ملّی، ملّت ایران‌اند و بر ملّت است که از منافعِ ملّیِ کشورِ خود، آگاهی پیدا کند و مسئولان را وادار کنند که به دفاع از آن منافع، تَن در دهند...

من ترجیح می‌دهم در دفاع از ایران اشتباه کنم، و ایران بماند، تا در خوش‌خیالی‌های امثالِ من، کشور از دست برود. من پیرو میرزا ابوالقاسم قائم‌مقام [فراهانی] هستم که به فرستادۀ دولت بهیّه گفت: قرارداد با روس را «به مردی یا نامردی» اجرا نخواهد کرد.»



@IranDel_Channel

💢
👍40👎2
‌‌
🔴 امر سیاسی، ذیلِ امرِ ملی

هر شهروندی در کنشگری سیاسی خود، حتماً مطلوب و هدفی دارد.

ولی از سویی سیاست، عرصۀ ممکنات است و باید از هر امکانی، "بهترین" استفاده را کرد و با واقع‌بینی و عملگرایی و به دور از شعار و توهم، چشم به "هدفِ مطلوب" دوخت و گامی به سوی آن برداشت و در پیگیری هدف،‌ عملگرا و واقع‌بین بود. ولی هر امر و کنشِ سیاسی، ذیلِ "امرِ ملی" تعریف می‌شود و نه فراتر از آن!

ما ظرفی داریم به نام ایران:
کشورِ ایران و ملتِ یکپارچه و واحد ایران؛
کشور و ملتِ تاریخی ایران.

هر مظروفِ سیاسی، درونِ این ظرف، قابل تعریف و پی‌گیری‌ست و هر شهروندِ ایرانی می‌تواند درونِ این ظرف، حامی حکومتِ مستقر باشد و یا منتقد یا مخالف آن؛ و این موافقت، نقد یا مخالفتِ خود را می‌تواند درونِ ظرف ایران و با حفظ و صیانت از تمامیّت ارضی، استقلال کشور، یکپارچگی و وحدت ملی و با صیانت از منافعِ کلان ملی و ارکان هویت ملی، ابراز و بطور مدنی پی‌گیری نماید.

به عنوان شهروند ایرانی‌، هر کُنش سیاسی (در موافقت، در نقد یا مخالفت با حکومت مستقر)‌ داریم، حتماً باید به امرِ ملی و صیانت از کشور و ملت واحد ایران توجه کنیم.

هر کُنش سیاسی که در تقابل با ظرفِ ایران باشد،‌ با تودهنی قاطع و محکمِ ملت واحد ایران، مواجه خواهد شد و تودهنی‌خورها، رسوایانِ همیشگی تاریخ ایران خواهند شد.

پاینده ایران
پاینده ملت ایران



@IranDel_Channel

💢
👍38👎2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM

🔴 «شرّ عدالت اجتماعی»

✍️ مهدی تدینی

چیزی شبیه معجزه در آرژانتین رخ داده است و تورم ماهانه که در همین دسامبر، موقع آمدن خاویر میلی به ۲۵ درصد رسیده بود، در ماه مه به زیر پنج درصد رسید و آرژانتین پس از سی سال اولین هفتۀ بدون تورم خود را تجربه کرد.

همه‌چیز وقتی دیدنی می‌شود که بدانید مردم آرژانتین در واقع با رأی به خاویر میلی علیه مفهوم «عدالت اجتماعی» به پا خاستند. زیباترین و گیراترین شعار مخالفانِ لیبرالیسم همین «عدالت اجتماعی» است. در مقابل، لیبرالیسم کلاسیک معتقد است عدالت اجتماعی بدون محدود کردن آزادی میسر نیست و عواقب بدی در پی دارد: ناعدالتی، بسط بوروکراسی، کُند شدن پیشرفت و کاهش درآمد و ثروت ملی که به زیان همه است. در حالت حاد نیز ممکن است — به تعبیر من — شهروندان گرفتار نوعی «حبس بوروکراتیک» شوند؛ چنانکه از نظر من ما ایرانیها گرفتار حبس بوروکراتیک شده‌ایم؛ بوروکراسی چنان گسترش یافته که کل زندگی ما را رقم می‌زند و همه اسیر آنیم.

مردمی که از اغوای دولت‌گرایی برهند، مزد روشن‌بینی و عقلانیت خود را زود می‌ستانند. شاید مردم ما هم روزی پذیرفتند، عدالت اجتماعی ایده‌ای ناعادلانه است.


@IranDel_Channel

💢
👍25👎3
🔴 برشی از نامۀ طالبوف تبریزی، روشنفکر مشروطیت به علی‌اکبر دهخدا

عجیب این است که در ایران بر سر آزادی عقاید جنگ می‌کنند ولی هیچ‌کس به عقیدۀ دیگری وقعی نمی‌گذارد و اگر کسی اظهار رأی و عقیده نماید متهم و واجب القتل، مستبد نمی‌دانم چه و چه نامیده می‌شود و این نام را کسی می‌دهد که در هفت آسیا یک مثقال آرد ندارد؛ یعنی نه روح دارد نه علم، نه تجربه؛ فقط ششلول دارد... یادتان هست از شما سؤال کردم: «طهران کدام جانور است که در یک شب ١٢٠ انجمن می‌زاید؟».

..من ایران را ۵۰سال است می‌شناسم و هفتاد و یکم سن من تمام شده. کدام دیوانه در دنیا، بی بنّا عمارت می‌سازد؟… کدام مجنون تغییر ایران را خلق‌الساعه حساب می‌کند؟ آخر هیچ پیغمبری می‌توانست این کشور را به سرعت پیشرفته کند که حالا «حسین بزاز» یا «محسن خیاط» یا فلان آدم می‌خواهد این کار را بکند؟... ایرانی، تاکنون اسیر یک گاو دو شاخ استبداد بود اما بعد از این اگر اداره خود را قادر نشود به گاو هزار رجاله دچار می‌گردد آن وقت مستبدین به نابالغی ما می‌خندند...فاش می‌گویم که من این مسئله را بی‌چون و چرا؛ می‌بینم.

منبع: یحیی آرین‌پور، از صبا تا نیما، صص ۲۸۹-۲۹۰

@IranDel_Channel

💢
👍31👎3
‍ ‌
🔴 داستان بالکانیزاسیون و تجربۀ فروپاشی یوگسلاوی

✍️ سالار سیف‌الدینی

برخی از عوامِ سیاسی، استدلالِ ضعیفی در خصوصِ توجیه فدرالیسم دارند و مدعی‌اند اگر ایران فدرال نشود، دچار سرنوشت یوگسلاوی خواهد شد. در کتابِ «امر ملّی» تجربۀ یوگسلاوی را شرح داده‌ام، اما در اینجا، مختصراً به بنیادهای ضعیفِ استدلال فوق می‌پردازم.

فدراسیون یوگسلاوی، همان‌طور که از نامش پیداست یک فدراتیو قومی بود که پس از جنگ جهانی با ادغام چند حوزۀ مختلف در بالکان ظاهر شد. پس، اولین اشتباه در مورد وسط کشیدن پای یوگسلاوی به مباحث ایران، آن است که بگوییم «اگر فدرال نشویم، یوگسلاوی می‌شویم». یوگسلاوی ذاتاً یک فدراسیون چند ملیتی بود و اتفاقاً به عقیده مالشویچ (جامعه‌شناس)، دلیل جنگ داخلی آن، همین نظام فدراتیو استثنایی بود که به جای همگرایی ایالت‌ها به سمت واگرایی و در نهایت فروپاشی رفت. البته تصویرسازی رسانه‌ای از ماجرای یوگسلاوی باعث گسترش این توهم عوامانه شده است که یوگسلاوی یک نظام متمرکز مبتنی بر ناسیونالیسم صرب و سرکوبگر بود، اما این پندار محصولِ رسانه‌های اروپایی است. واقعیت این است که یوگسلاوی یک نظام فدراتیو کمونیستی مبتنی قومیت بود که تیتو چهل سال آن را با پندارهای کمونیستی و چندفرهنگی اداره می‌کرد.

مارشال تیتو (از خانواده کروات و اسلوون) ۳۵ سال رئیس‌جمهور بود و به عنوان یک کمونیست غیرصرب، سیاست‌های قومی نامتمرکز را نهادینه ساخت و حتی بوسنیایی‌ها را تشویق به خودآگاهی قومی کرد. به طوری که در نتیجه این سیاست‌ها، پس از مرگ او جماهیر شش‌گانه بیش از گذشته به سمت تنش با یکدیگر حرکت کردند و عرض یک دهه، ماشینِ جنگ بر روی ریل‌هایی که برای جنگ داخلی (دانسته و ندانسته) تعببه شده بود به حرکت درآمد.

پس، آنچه موجب شکست یوگسلاوی شد، تمرکزگرایی، نادیده‌انگاری اقوام، سرکوبِ قومی و امثال آن نبود، بلکه برعکس سیاست‌های غلط چندفرهنگی و چندملیتی جاری به ویژه از سوی دولتِ مرکزی بود.

دلیل دیگر که از منظر جغرافیای سیاسی می‌توان برای فروپاشی یوگسلاوی آورد، در مبنای ایدئولوژیک «تأسیس» کشور نهفته است. کشور را شاید بتوان با ایدئولوژی اداره کرد، اما کشوری که با ایدئولوژی تأسیس شود، با زوال آن نیز فرو می‌پاشد.

جمهوری فدرال سوسیالیستی یوگسلاوی کشوری بود که در ۱۹۴۶ [میلادی] تأسیس شد و در آغاز دهه نود فروپاشید. چنین کشوری فاقد علت وجودی مستقل از کمونیسم بود و مانند برخی دیگر از کشورها با افول کمونیسم به سمت زوال رفت.

مالشویچ معتقد است، آنچه که موجب نابودی یوگسلاوی شد این بود که دولت مرکزی به جای مطالبه آزادی، فردیت و رفاه بیشتر، اختیارات قومیتی را تفویض می‌کرد و تازه این تفویض اختیار نیز به احزاب کمونیست و نخبگان سیاسی در هر یک از جماهیر اعطاء می‌شد نه جامعۀ شهروندی.

یوگسلاوی دارای یک نظام فدرال استثنایی نزدیک به کنفدراسیون بود که شش حزب کمونیست، شش فرهنگستان زبان و هنر و شش دولت خودمختار در بطن خود داشت و در نهایت رقابت احزاب کمونیست هر یک از جماهیر قومی، موجب اعلام استقلال آرام از سوی احزاب کمونیست لیتوانی و اسلونی شد. جنگ صرب‌ها با کروات‌ها و بوسنیایی‌ها نیز دلایل تاریخی خود را داشت.

شکاف بین صرب‌ها با مسلمانانِ بوسنیایی و آلبانی‌تبار به دوران عثمانی می‌رسید و تضاد با کروات‌ها نیز ریشه در کشتارهای قومی جنگ دوم جهانی و حمایت کروات‌ها از نازی‌ها و کشتار متقابل صرب‌ها در این دوره داشت.

به طور خلاصه، نظام فدراتیو یوگسلاوی پیوسته شکاف‌های قومی را تعمیق کرد و تفویض اختیارات گسترده‌ای به جماهیر شش‌گانه صورت داد. در دوران تیتو خبری از ناسیونالیسم صرب نبود اما پس از مرگ تیتو، شکاف‌ها زنده و به عرصۀ فوتبال نیز کشید.

معلوم نیست در یک نظام سرکوبگر صرب از نوع پلیسی، چگونه ممکن بود کروات‌ها تیم فوتبالی داشته باشند که بر برابر صربها مانند یک ارتش عمل کند؟ شاید حزب کمونیست یوگسلاوی برای سرگرم نگه داشتن «ملیت‌ها»، ناچار بود در کمبود نان، سیرک را از مردم دریغ نکند.

پس، این گزاره که برای اجتناب از بالکانیزاسیون باید فدرال شد، طیره عقل است، زیرا فدرالیسم قومی تنها ابتدای مسیری است که به بالکانیزاسیون می‌رود. از سوی دیگر فدرال به معنای «متّحد» است اما اینکه گروهی برای فرار از اتّحاد ملی به دنبال برقراری فدراسیون (اتحادیه) هستند، یک شوخی است و نشان میدهد مفاهیم سیاسی در ذهن این افراد رنگ باخته [است].


@IranDel_Channel

💢
👍27👎2

🔴 کارگاه شاهنامه‌خوانی تبریز

هفتمین سالگردِ آغاز به کارِ و نشستِ صدم کارگاه شاهنامه‌خوانی تبریز


آموزگار:
جواد رنجبر درخشی‌لر، شاهنامه‌پژوه


زمان:
یکشنبه دهم تیر ماه ۱۴۰۳ خورشیدی، ساعت ۱۷

مکان:
تبریز، خیابان اهراب، جنب هتل اهراب، کوچه کمپانی ۲، پلاک ۱۷، مجموعه باغ هنر تبریز


شرکت برای عموم آزاد و رایگان است.



#اطلاع_رسانی

@IranDel_Channel

💢
👍31👎3
🔴 مقاماتِ ارشد جمهوری‌ اسلامی ایران، متولد کدام استان و شهر هستند و زبان نخستِ پدر و مادرشان چیست؟

رصدخانه ایران‌شناسی دانشگاه تهران، تلاش کرده ادعای برخی از نامزدهای انتخابات ریاست‌جمهوری یا مجلس و برخی قوم‌گرایان در مورد وجود "تبعیض قومیتی" در میان مسئولین جمهوری اسلامی را واکاوی کند:

داده‌ها:

تنها ۱۳% از کل مسئولین جمهوری اسلامی ایران متولد تهران هستند و ۴۶% از ایشان، زبان نخستِ مادر یا پدرشان، زبان پارسی است.

بعد از پارسی‌زبانها، نمایندگانِ گویش‌های مختلفِ زبان ترکی، کُردی و لری ، بیشترین سهم را در حاکمیت دارند. سهم قدرت در حاکمیت ربطی به قومیت و مرکزنشینی ندارد و مبتنی بر تعلق سیاسی، اعتقاد مذهبی و جنسیت است.


@IranDel_Channel

💢
👍37👎5