🔴 واکنش عقلایی به ادعاهای ضدِّ ایرانی
✍️ احسان هوشمند
حمایت چین از موضع امارات متحده عربی دربارۀ جزایر سهگانۀ ایرانی در خلیج فارس، آنهم پس از امضای بیانیه اتحادیۀ عرب در بحرین در همین باره موجب شد تا پرسشهایی درباره سیاست خارجی کشور طرح شود. در بیانیه پایانی نشست سران اتحادیه عرب در ۲۷ اردیبهشت ماه [۱۴۰۳ خورشیدی] در منامه در بحرین دوباره دربارۀ مالکیت بیچون و چرا و تاریخی ایران بر جزایر سهگانه در خلیج فارس ادعای واهی طرح شده است. در این اجلاس برخی دوستان نزدیک دولت جمهوری اسلامی ایران همچون رؤسای جمهور عراق و سوریه یا امیر قطر و نیز سلطان عمان هم حضور داشتند، اما رؤسای این کشورها و عربستان در کنار سایرین بخشی از بیانیۀ سران عرب را به ادعای مخدوشی دربارۀ جزایر ایرانی اختصاص دادند. سخنگوی وزارت امور خارجه ایران به سرعت درباره این بیانیه و ادعای واهی واکنش نشان داد و آن را محکوم کرد. همچنین وزارت امور خارجه با احضار سفیر چین نسبت به موضع چین واکنش نشان داد. اما نباید تنها به احضار سفیر چین یا محکومکردن بیانیه اتحادیه عرب اکتفا شود.
۱) این نخستین باری نیست که در نشستهای اتحادیۀ عرب چه نشست سران یا دیگر نشستها درباره جزایر همیشه ایرانی خلیج فارس ادعای واهی طرح میشود و نخستین باری نیست که وزارت خارجه ایران این بیانیه را رد و محکوم میکند. اما تاکنون کمتر توجه شده است که در قبال چنین رویدادهایی، رایزنیهای دیپلماتیک، پیش از نشستهایی از این دست حین و نیز پس از آن بخشی از وظایف ذاتی دستگاه سیاست خارجه است. یعنی دستگاه سیاست خارجی موظف است پیش از نشست اتحادیۀ عرب یا هر رویداد دیگری که احتمال طرح ادعاهایی دربارۀ ایران وجود دارد با رایزنیهای دیپلماتیک با دوستان و دیگر کشورهای منطقه از ابزارهای مختلفِ در اختیار استفاده کند تا مواضع اصولی و تاریخی ایران درباره این جزایر به طرفهای مقابل اعلام شود و در صورت عدم توجه طرفهای مقابل، از ابزارهای در اختیار برای فشار بر این کشورها استفاده شود.
۲) سردی روابط ایران با اتحادیۀ اروپا و قطع رسمی ارتباط ایران با آمریکا موجب شده تا در سالهای گذشته سیاست خارجی بیش از پیش بر روابط با چین و روسیه تکیه کند. البته چین و روسیه همزمان منافع اقتصادی و سیاسی قابل توجهی، بیش از ایران، در توسعۀ روابط با کشورهای منطقه از جمله اعضای اتحادیۀ عرب و امارات دارند. سوریه نیز افزون بر روابط نزدیک با ایران، نیازمند توسعۀ روابط با کشورهای عربی و اتحادیۀ عرب است. ایران در سالهای گذشته به واسطۀ تحولات سوریه و عملکرد دولت در آن کشور هزینههای انسانی، اقتصادی، سیاسی، امنیتی و حتی حیثیتی زیادی برای جلوگیری از سقوط بشار اسد پرداخته است. کما اینکه دولت عراق نیز در دهۀ اخیر از کمکهای متنوع دولت ایران برخوردار بوده اما این دو کشور همزمان با ایران نیازمند توسعۀ روابط با دیگر کشورهای منطقه هستند و منافع ملی خود را در توسعۀ روابط با کشورهای عربی و اتحادیۀ عرب تعقیب میکنند. این جدا از ساختار ایدئولوژیک حزب حاکم بر سوریه یعنی حزب بعث است که بنیادش بر عربگرایی استوار است و بر همین اساس به صورت معمول از دعاوی دولتهای عربی در مقابل دیگر کشورها از موضع کشورهای عربی حمایت میکند.
۳) دفاع از تمامیت ارضی یکی از بنیادیترین وظایف دستگاههای دولتی است. این وظیفه تنها به دستگاههای نظامی و لشکری مربوط نیست و همه دستگاههای دولتی و کشوری از جمله دستگاههای مرتبط با سیاست خارجی در برابر آن وظایفی بر عهده دارند. در همین زمینه و برای دفاع از تمامیت ارضی باید کشورهایی مانند چین متوجه این واقعیت باشند که ایران برای تأمین منافع ملی در سیاست خارجی همۀ تکیه خود را بر روی چین یا طرف دیگری استوار نکرده است و بر این اساس با ارائه ابتکار عملهایی برای تجدید مناسبات با طرف اروپایی و حتی آمریکا به توازنبخشی در سیاست خارجی اقدام شود.
۴) اجلاس سال آینده اتحادیۀ عرب در کشور عراق برگزار میشود. از این رو ضروری است دستگاه سیاست خارجی در فرصت کمتر از یک سال پیشرو از تمام ظرفیتهای دیپلماتیک کشور استفاده کند تا در نشست آیندۀ اتحادیۀ عرب در کشور دوست یعنی عراق ادعاهای واهی و ضد تاریخی امارات در نشست اتحادیۀ عرب زمینه طرح و تصویب نیابد. هر نوع کمکاری و سستی در این باره به معنای فرصتسوزی است. تا فرصت هست، باید با تمام قدرت کوشید تا در نشست بعدی اتحادیۀ عرب در برابر ادعاهای واهی امارات سدی جدی ایجاد کرد. ادعاهای ضدِّ ایرانی امارات و اتحادیه عرب نیازمند اقدامات و واکنش عقلایی است، آیا چنین ارادهای در دستگاههای مسئول وجود دارد؟
🔴 منبع: روزنامه شرق
@IranDel_Channel
💢
🔴 واکنش عقلایی به ادعاهای ضدِّ ایرانی
✍️ احسان هوشمند
حمایت چین از موضع امارات متحده عربی دربارۀ جزایر سهگانۀ ایرانی در خلیج فارس، آنهم پس از امضای بیانیه اتحادیۀ عرب در بحرین در همین باره موجب شد تا پرسشهایی درباره سیاست خارجی کشور طرح شود. در بیانیه پایانی نشست سران اتحادیه عرب در ۲۷ اردیبهشت ماه [۱۴۰۳ خورشیدی] در منامه در بحرین دوباره دربارۀ مالکیت بیچون و چرا و تاریخی ایران بر جزایر سهگانه در خلیج فارس ادعای واهی طرح شده است. در این اجلاس برخی دوستان نزدیک دولت جمهوری اسلامی ایران همچون رؤسای جمهور عراق و سوریه یا امیر قطر و نیز سلطان عمان هم حضور داشتند، اما رؤسای این کشورها و عربستان در کنار سایرین بخشی از بیانیۀ سران عرب را به ادعای مخدوشی دربارۀ جزایر ایرانی اختصاص دادند. سخنگوی وزارت امور خارجه ایران به سرعت درباره این بیانیه و ادعای واهی واکنش نشان داد و آن را محکوم کرد. همچنین وزارت امور خارجه با احضار سفیر چین نسبت به موضع چین واکنش نشان داد. اما نباید تنها به احضار سفیر چین یا محکومکردن بیانیه اتحادیه عرب اکتفا شود.
۱) این نخستین باری نیست که در نشستهای اتحادیۀ عرب چه نشست سران یا دیگر نشستها درباره جزایر همیشه ایرانی خلیج فارس ادعای واهی طرح میشود و نخستین باری نیست که وزارت خارجه ایران این بیانیه را رد و محکوم میکند. اما تاکنون کمتر توجه شده است که در قبال چنین رویدادهایی، رایزنیهای دیپلماتیک، پیش از نشستهایی از این دست حین و نیز پس از آن بخشی از وظایف ذاتی دستگاه سیاست خارجه است. یعنی دستگاه سیاست خارجی موظف است پیش از نشست اتحادیۀ عرب یا هر رویداد دیگری که احتمال طرح ادعاهایی دربارۀ ایران وجود دارد با رایزنیهای دیپلماتیک با دوستان و دیگر کشورهای منطقه از ابزارهای مختلفِ در اختیار استفاده کند تا مواضع اصولی و تاریخی ایران درباره این جزایر به طرفهای مقابل اعلام شود و در صورت عدم توجه طرفهای مقابل، از ابزارهای در اختیار برای فشار بر این کشورها استفاده شود.
۲) سردی روابط ایران با اتحادیۀ اروپا و قطع رسمی ارتباط ایران با آمریکا موجب شده تا در سالهای گذشته سیاست خارجی بیش از پیش بر روابط با چین و روسیه تکیه کند. البته چین و روسیه همزمان منافع اقتصادی و سیاسی قابل توجهی، بیش از ایران، در توسعۀ روابط با کشورهای منطقه از جمله اعضای اتحادیۀ عرب و امارات دارند. سوریه نیز افزون بر روابط نزدیک با ایران، نیازمند توسعۀ روابط با کشورهای عربی و اتحادیۀ عرب است. ایران در سالهای گذشته به واسطۀ تحولات سوریه و عملکرد دولت در آن کشور هزینههای انسانی، اقتصادی، سیاسی، امنیتی و حتی حیثیتی زیادی برای جلوگیری از سقوط بشار اسد پرداخته است. کما اینکه دولت عراق نیز در دهۀ اخیر از کمکهای متنوع دولت ایران برخوردار بوده اما این دو کشور همزمان با ایران نیازمند توسعۀ روابط با دیگر کشورهای منطقه هستند و منافع ملی خود را در توسعۀ روابط با کشورهای عربی و اتحادیۀ عرب تعقیب میکنند. این جدا از ساختار ایدئولوژیک حزب حاکم بر سوریه یعنی حزب بعث است که بنیادش بر عربگرایی استوار است و بر همین اساس به صورت معمول از دعاوی دولتهای عربی در مقابل دیگر کشورها از موضع کشورهای عربی حمایت میکند.
۳) دفاع از تمامیت ارضی یکی از بنیادیترین وظایف دستگاههای دولتی است. این وظیفه تنها به دستگاههای نظامی و لشکری مربوط نیست و همه دستگاههای دولتی و کشوری از جمله دستگاههای مرتبط با سیاست خارجی در برابر آن وظایفی بر عهده دارند. در همین زمینه و برای دفاع از تمامیت ارضی باید کشورهایی مانند چین متوجه این واقعیت باشند که ایران برای تأمین منافع ملی در سیاست خارجی همۀ تکیه خود را بر روی چین یا طرف دیگری استوار نکرده است و بر این اساس با ارائه ابتکار عملهایی برای تجدید مناسبات با طرف اروپایی و حتی آمریکا به توازنبخشی در سیاست خارجی اقدام شود.
۴) اجلاس سال آینده اتحادیۀ عرب در کشور عراق برگزار میشود. از این رو ضروری است دستگاه سیاست خارجی در فرصت کمتر از یک سال پیشرو از تمام ظرفیتهای دیپلماتیک کشور استفاده کند تا در نشست آیندۀ اتحادیۀ عرب در کشور دوست یعنی عراق ادعاهای واهی و ضد تاریخی امارات در نشست اتحادیۀ عرب زمینه طرح و تصویب نیابد. هر نوع کمکاری و سستی در این باره به معنای فرصتسوزی است. تا فرصت هست، باید با تمام قدرت کوشید تا در نشست بعدی اتحادیۀ عرب در برابر ادعاهای واهی امارات سدی جدی ایجاد کرد. ادعاهای ضدِّ ایرانی امارات و اتحادیه عرب نیازمند اقدامات و واکنش عقلایی است، آیا چنین ارادهای در دستگاههای مسئول وجود دارد؟
🔴 منبع: روزنامه شرق
@IranDel_Channel
💢
👍31👎4
🔴 حق و عدالت؛ قربانی جدید!
✍️ جواد رنجبر درخشیلر
در هر انتخاباتی، مفهومی سیاسی، فلسفی یا تاریخی قربانی میشود. فهرست قربانیان طولانی است: توسعه، جامعۀ مدنی، آبادی، عدالت، سیاست خارجی و این بار حق و عدالت.
گویا چنین مقدر است که ما هر چه در زمان پیش میرویم از مفاهیم تهی شویم و احتمالاً در آیندهای نه چندان دور چیزی از ما و اندیشۀ ما باقی نماند.
حق و عدالت، شعار یکی از سوداگران قدرت فعلی است. خب، عالی است. چه کسی از حق و عدالت بدش می آید؟ اما حق و عدالت ادعایی از چه سنخ و بر مبنای چه مکتبی است؟
ما در ایران هم در دین زردشتی و هم پس از آن داد و دهش و عدالت را به عنوان مفهومی بنیادین و اصلی در اختیار داریم. در فلسفۀ غرب نیز از افلاطون تا جان راولز، عدالت مسئلۀ فربه و مهمی است و همچنان در معرض تفسیر و نقد.
حق و عدالت مدعایی سوداگر قدرت فعلی بر کدام مبناست؟
لازم نیست حتماً متخصص درجۀ اول فلسفۀ غرب باشیم تا بدانیم که آنچه ادعا میشود ربطی به صورتبندی دقیقِ مسئله عدالت در غرب ندارد. به فرهنگ ایرانشهری هم مربوط نیست. داد در ایرانشهر، مفهومی هستیشناختی است و عدالتِ توزیعی بیاهمیتترین جزء آن؛ به این دلیل روشن که عدالت توزیعی، مفهومی کمونیستی و خود ماحصل فقدانِ عدالت است و بنا به تجربه تاریخی دقیقاً به بیعدالتی دامن میزند.
گفته میشود که عدالت مدعایی از آموزههای امام علی و از نهجالبلاغه است.
نهجالبلاغه کتابی فوقالعاده عمیق و از نظر دستگاه مفهومی بسیار پیچیده است. فهم نهجالبلاغه مراتبی دارد. ظاهر ساده و گاه روایی دارد، اما بنیان آن سخت فلسفی و حکمتآمیز است. فهمی که از عدالت امام علی در اذهانِ وامانده و تهی از دانش و ناآشنا به دستگاههای مفهومی منسجم وجود دارد، همان عدالتِ توزیعی کمونیستی است. چون تاکنون کاری نظری دربارۀ عدالت در هستیشناسی ایرانی و اسلامی نشده است، سخن از عدالت بلافاصله به توزیع میانجامد. این نوع فهمِ نهجالبلاغه تداوم مظلومیت امام علی است.
آیا توزیع حتی در حد فهمِ ناقص این افراد محقق می شود؟ قطعاً خیر.
عدالت توزیعی به معنای واقعی در ایران امروز مستلزم شکستن بسیاری از ساختارهای تبعیض است و چون شکستن ساختارهای تبعیض (همین حقِّ نامزدی) منافع بسیاری از اهل قدرت و البته مدعیان حق و عدالت را از بین میبرد بنابراین باید برای حق و عدالت، مدلولی جعلی ساخته شود. به عبارت دیگر نه سیخ بسوزد و نه کباب. هم از عدالت گفته باشیم و هم از بیعدالتی نگفته باشیم که خودمان را زیر سؤال نبریم. بهترین مدلول جعلی بیعدالتی آن است که «اقوام» را دچار آن بدانیم. «اقوام» کجاست؟ چه حقی از آنها ضایع شده و اصلاً چگونه میتوان حقوق آنها را رعایت کرد؟ کاملاً آشکار است که داریم دربارۀ مشکلات معیشتی در جزایر لانگرهانس حرف میزنیم.
@IranDel_Channel
💢
🔴 حق و عدالت؛ قربانی جدید!
✍️ جواد رنجبر درخشیلر
در هر انتخاباتی، مفهومی سیاسی، فلسفی یا تاریخی قربانی میشود. فهرست قربانیان طولانی است: توسعه، جامعۀ مدنی، آبادی، عدالت، سیاست خارجی و این بار حق و عدالت.
گویا چنین مقدر است که ما هر چه در زمان پیش میرویم از مفاهیم تهی شویم و احتمالاً در آیندهای نه چندان دور چیزی از ما و اندیشۀ ما باقی نماند.
حق و عدالت، شعار یکی از سوداگران قدرت فعلی است. خب، عالی است. چه کسی از حق و عدالت بدش می آید؟ اما حق و عدالت ادعایی از چه سنخ و بر مبنای چه مکتبی است؟
ما در ایران هم در دین زردشتی و هم پس از آن داد و دهش و عدالت را به عنوان مفهومی بنیادین و اصلی در اختیار داریم. در فلسفۀ غرب نیز از افلاطون تا جان راولز، عدالت مسئلۀ فربه و مهمی است و همچنان در معرض تفسیر و نقد.
حق و عدالت مدعایی سوداگر قدرت فعلی بر کدام مبناست؟
لازم نیست حتماً متخصص درجۀ اول فلسفۀ غرب باشیم تا بدانیم که آنچه ادعا میشود ربطی به صورتبندی دقیقِ مسئله عدالت در غرب ندارد. به فرهنگ ایرانشهری هم مربوط نیست. داد در ایرانشهر، مفهومی هستیشناختی است و عدالتِ توزیعی بیاهمیتترین جزء آن؛ به این دلیل روشن که عدالت توزیعی، مفهومی کمونیستی و خود ماحصل فقدانِ عدالت است و بنا به تجربه تاریخی دقیقاً به بیعدالتی دامن میزند.
گفته میشود که عدالت مدعایی از آموزههای امام علی و از نهجالبلاغه است.
نهجالبلاغه کتابی فوقالعاده عمیق و از نظر دستگاه مفهومی بسیار پیچیده است. فهم نهجالبلاغه مراتبی دارد. ظاهر ساده و گاه روایی دارد، اما بنیان آن سخت فلسفی و حکمتآمیز است. فهمی که از عدالت امام علی در اذهانِ وامانده و تهی از دانش و ناآشنا به دستگاههای مفهومی منسجم وجود دارد، همان عدالتِ توزیعی کمونیستی است. چون تاکنون کاری نظری دربارۀ عدالت در هستیشناسی ایرانی و اسلامی نشده است، سخن از عدالت بلافاصله به توزیع میانجامد. این نوع فهمِ نهجالبلاغه تداوم مظلومیت امام علی است.
آیا توزیع حتی در حد فهمِ ناقص این افراد محقق می شود؟ قطعاً خیر.
عدالت توزیعی به معنای واقعی در ایران امروز مستلزم شکستن بسیاری از ساختارهای تبعیض است و چون شکستن ساختارهای تبعیض (همین حقِّ نامزدی) منافع بسیاری از اهل قدرت و البته مدعیان حق و عدالت را از بین میبرد بنابراین باید برای حق و عدالت، مدلولی جعلی ساخته شود. به عبارت دیگر نه سیخ بسوزد و نه کباب. هم از عدالت گفته باشیم و هم از بیعدالتی نگفته باشیم که خودمان را زیر سؤال نبریم. بهترین مدلول جعلی بیعدالتی آن است که «اقوام» را دچار آن بدانیم. «اقوام» کجاست؟ چه حقی از آنها ضایع شده و اصلاً چگونه میتوان حقوق آنها را رعایت کرد؟ کاملاً آشکار است که داریم دربارۀ مشکلات معیشتی در جزایر لانگرهانس حرف میزنیم.
@IranDel_Channel
💢
Telegram
ایراندل | IranDel
همه عالم تن است و ایران دل ❤️
این کانال دغدغهاش، ایران است و گردانندۀ آن، یک شهروند ایرانی آذربایجانی
[ بازنشر یک یادداشت، توییت، ویدئو و یا یک صوت به معنی تأیید کل محتوا و تمام مواضع صاحب آن محتوا نیست و هدف صرفاً بازتاب دادن یک نگاه و اندیشه است.]
این کانال دغدغهاش، ایران است و گردانندۀ آن، یک شهروند ایرانی آذربایجانی
[ بازنشر یک یادداشت، توییت، ویدئو و یا یک صوت به معنی تأیید کل محتوا و تمام مواضع صاحب آن محتوا نیست و هدف صرفاً بازتاب دادن یک نگاه و اندیشه است.]
👍35👎4
🔴 #معرفی_کتاب
نام کتاب:
گرایشهای سیاسی در خاورمیانه و امنیت ملی ایران
نویسنده:
حمید احمدی، استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران
نشر نی
پژوهشهای موجود پیرامون امنیت ملی ایران و چالشها و تهدیدات بیرونی فراروی آن بیشتر تحت تأثیرات مطالعات بینالمللی بهویژه مطالعهٔ تأثیرات استراتژیک و ژئوپلیتیک ناشی از سیاست ابرقدرتها یا بازیگران منطقهای بوده است. پژوهش کنونی بر زمینهٔ کمتر شناخته شده، اما بسیار مهم دیگر، یعنی تأثیر اندیشهها و گرایشهای سیاسی محیط پیرامونی بر امنیت ملی ایران متمرکز شده است. از آنجا که اندیشهها و گرایشهای سیاسی در خاورمیانه بر سه محور ناسیونالیسم، چپ مارکسیستی و اسلامگرایی استوار بودهاند، نویسنده نگاه این گرایشها و جریانها و دولتهای طرفدار آنها به ایران و تأثیر سیاستهای ناشی از این گرایشها بر امنیت ملی کشورمان را بررسی و تحلیل کرده و ضمن ارائهٔ تعریف فراگیر و نوینی از امنیت ملی ایران، آن را برآیند امنیت سرزمینی، نظامی، اقتصادی، سیاسی، انسانی و هویتی ایران و مردم ایران قلمداد میکند.
نویسنده راهکارهای مورد نظر خود را نیز در عرصهٔ سیاست خارجی، توسعهٔ اقتصادی و سیاستگذاری هویتی برای از میان برداشتن یا کاهش این تهدیدات و تأمین امنیت فراگیر ملی ایران، ارائه کرده است.
🔴 فهرست مطالب کتاب را در بخشِ «مشاهدۀ پیام» بخوانید.
👇👇
@IranDel_Channel
💢
🔴 #معرفی_کتاب
نام کتاب:
گرایشهای سیاسی در خاورمیانه و امنیت ملی ایران
نویسنده:
حمید احمدی، استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران
نشر نی
پژوهشهای موجود پیرامون امنیت ملی ایران و چالشها و تهدیدات بیرونی فراروی آن بیشتر تحت تأثیرات مطالعات بینالمللی بهویژه مطالعهٔ تأثیرات استراتژیک و ژئوپلیتیک ناشی از سیاست ابرقدرتها یا بازیگران منطقهای بوده است. پژوهش کنونی بر زمینهٔ کمتر شناخته شده، اما بسیار مهم دیگر، یعنی تأثیر اندیشهها و گرایشهای سیاسی محیط پیرامونی بر امنیت ملی ایران متمرکز شده است. از آنجا که اندیشهها و گرایشهای سیاسی در خاورمیانه بر سه محور ناسیونالیسم، چپ مارکسیستی و اسلامگرایی استوار بودهاند، نویسنده نگاه این گرایشها و جریانها و دولتهای طرفدار آنها به ایران و تأثیر سیاستهای ناشی از این گرایشها بر امنیت ملی کشورمان را بررسی و تحلیل کرده و ضمن ارائهٔ تعریف فراگیر و نوینی از امنیت ملی ایران، آن را برآیند امنیت سرزمینی، نظامی، اقتصادی، سیاسی، انسانی و هویتی ایران و مردم ایران قلمداد میکند.
نویسنده راهکارهای مورد نظر خود را نیز در عرصهٔ سیاست خارجی، توسعهٔ اقتصادی و سیاستگذاری هویتی برای از میان برداشتن یا کاهش این تهدیدات و تأمین امنیت فراگیر ملی ایران، ارائه کرده است.
🔴 فهرست مطالب کتاب را در بخشِ «مشاهدۀ پیام» بخوانید.
👇👇
@IranDel_Channel
💢
Telegram
ایراندل + | + IranDel
👍22👎1
🔴 برای انحلالِ «آزادی» به این نامزد رأی دهید!
✍️ سالار سیفالدینی، دکترای جغرافیای سیاسی
روبسپیر، مهمترین شخصیتِ انقلابی فرانسه، به بسیاری از امورِ طبیعی و روالِ عادی جامعۀ فرانسه دست زد. در تقویم فرانسه دست برد: نام ماهها تغییر کرد. به هفته دست زد: "هفته"، ۱٠ روز شد! به ساعت دست بُرد: هر روز ۱٠ ساعت شد و هر ساعت ۱٠٠ دقیقه و دستکاریهای دیگر.
اما روبسپیر میدانست که نباید به «زبانِ فرانسه» دستبُرد بزند.
اکنون کسی نامزد ریاستجمهوری ایران شده که اگر به قدرت برسد به «ایرانِ طبیعی» و «طبیعتِ ایران» دست خواهد برد. صحبتهایش در مورد زبانِ فارسی، تقسیمات کشوری، آپارتایدِ (جداسازی) «شهروندان» بر اساسِ مفهومِ مصنوعی و برساختهای به نام «قومیت» - که اصلاً نمیدانیم چیست؟ - نوید از یک وحشت بزرگ دارد. او هیچ درکی از توسعه و مکانیسمهای جامعه ندارد و به لطفِ ذهنِ غیرپیچیده، توسعهنیافتگی و فقر را با امور بسیط و سطحی مثلِ «قومیت» توضیح میدهد یا هیچ توضیحِ دیگری به جز «قومیت» برای ناکارآمدی، توسعۀ ناموزون، حاشیهنشینی، سیاستهای شهری، سیاست خارجی، نظام مالیاتی و غیره ندارد و این خطرِ بزرگی برای بقای هر کشوری است که به مرحلۀ شهروندی رسیده و دولت شده است. این عقبگرد یا ارتجاع، ما را به دورانِ ماقبلِ دولت، پرتاب خواهد کرد که در آن «حقوقِ فردی و شهروندی» اصولاً موضوعیّت ندارد، بلکه موضوع آن «قبایل و قومیتها» است. پس برای انحلالِ فردیت و ملیّت، میتوان به او رأی داد که به طریقِ اولی به انحلالِ تمامِ «آزادیها» منجر خواهد شد، زیرا آزادی (Liberty) فقط درونِ یک دولتِ متحد، معنا پیدا میکند.
@IranDel_Channel
💢
🔴 برای انحلالِ «آزادی» به این نامزد رأی دهید!
✍️ سالار سیفالدینی، دکترای جغرافیای سیاسی
روبسپیر، مهمترین شخصیتِ انقلابی فرانسه، به بسیاری از امورِ طبیعی و روالِ عادی جامعۀ فرانسه دست زد. در تقویم فرانسه دست برد: نام ماهها تغییر کرد. به هفته دست زد: "هفته"، ۱٠ روز شد! به ساعت دست بُرد: هر روز ۱٠ ساعت شد و هر ساعت ۱٠٠ دقیقه و دستکاریهای دیگر.
اما روبسپیر میدانست که نباید به «زبانِ فرانسه» دستبُرد بزند.
اکنون کسی نامزد ریاستجمهوری ایران شده که اگر به قدرت برسد به «ایرانِ طبیعی» و «طبیعتِ ایران» دست خواهد برد. صحبتهایش در مورد زبانِ فارسی، تقسیمات کشوری، آپارتایدِ (جداسازی) «شهروندان» بر اساسِ مفهومِ مصنوعی و برساختهای به نام «قومیت» - که اصلاً نمیدانیم چیست؟ - نوید از یک وحشت بزرگ دارد. او هیچ درکی از توسعه و مکانیسمهای جامعه ندارد و به لطفِ ذهنِ غیرپیچیده، توسعهنیافتگی و فقر را با امور بسیط و سطحی مثلِ «قومیت» توضیح میدهد یا هیچ توضیحِ دیگری به جز «قومیت» برای ناکارآمدی، توسعۀ ناموزون، حاشیهنشینی، سیاستهای شهری، سیاست خارجی، نظام مالیاتی و غیره ندارد و این خطرِ بزرگی برای بقای هر کشوری است که به مرحلۀ شهروندی رسیده و دولت شده است. این عقبگرد یا ارتجاع، ما را به دورانِ ماقبلِ دولت، پرتاب خواهد کرد که در آن «حقوقِ فردی و شهروندی» اصولاً موضوعیّت ندارد، بلکه موضوع آن «قبایل و قومیتها» است. پس برای انحلالِ فردیت و ملیّت، میتوان به او رأی داد که به طریقِ اولی به انحلالِ تمامِ «آزادیها» منجر خواهد شد، زیرا آزادی (Liberty) فقط درونِ یک دولتِ متحد، معنا پیدا میکند.
@IranDel_Channel
💢
Telegram
ایراندل | IranDel
همه عالم تن است و ایران دل ❤️
این کانال دغدغهاش، ایران است و گردانندۀ آن، یک شهروند ایرانی آذربایجانی
[ بازنشر یک یادداشت، توییت، ویدئو و یا یک صوت به معنی تأیید کل محتوا و تمام مواضع صاحب آن محتوا نیست و هدف صرفاً بازتاب دادن یک نگاه و اندیشه است.]
این کانال دغدغهاش، ایران است و گردانندۀ آن، یک شهروند ایرانی آذربایجانی
[ بازنشر یک یادداشت، توییت، ویدئو و یا یک صوت به معنی تأیید کل محتوا و تمام مواضع صاحب آن محتوا نیست و هدف صرفاً بازتاب دادن یک نگاه و اندیشه است.]
👍43👎8
📷 تیم بسکتبال دبیرستان فردوسی تبریز ، در سال ۱۳۲۸ خورشیدی
ورزشکاران نوجوانِ دیروز و پزشکان و مهندسان امروز ایران؛
از چپ به راست:
۱- رضا کهنموئی
( جراح - کاپیتان تیم)
۲- خسرو خطیب شهیدی
(جراح گوش و حلق و بینی)
۳- بیوک بهکام
(متخصص داخلی)
۴- مهندس اسکندانی
۵- سیروس امینی
(جراح گوش و حلق و بینی)
۶- حسین سخایی
(جراح مغز و اعصاب)
۷- جعفر دادمنش
(دندانپزشک)
سمت چپِ ورزشکاران
عبدالحسین خویی
(مربی تیم)
@IranDel_Channel
💢
ورزشکاران نوجوانِ دیروز و پزشکان و مهندسان امروز ایران؛
از چپ به راست:
۱- رضا کهنموئی
( جراح - کاپیتان تیم)
۲- خسرو خطیب شهیدی
(جراح گوش و حلق و بینی)
۳- بیوک بهکام
(متخصص داخلی)
۴- مهندس اسکندانی
۵- سیروس امینی
(جراح گوش و حلق و بینی)
۶- حسین سخایی
(جراح مغز و اعصاب)
۷- جعفر دادمنش
(دندانپزشک)
سمت چپِ ورزشکاران
عبدالحسین خویی
(مربی تیم)
@IranDel_Channel
💢
👍32👎1
🔴 مقدماتی دربارۀ امکان یا عدم امکانِ فدرالیسم در حقوقِ اساسی و اندیشۀ سیاسی ایران
✍️ جواد رنجبر درخشیلر، دکترای علوم سیاسی
مقدمه
فدرالیسم به عنوان یک روشِ ادارۀ کشور چه نسبتی با حقوق اساسی و اندیشۀ سیاسی ایرانی برقرار میکند؟ آیا پیشینهای از فدرالیسم در تاریخ ایران وجود دارد؟
این پرسشها از این رو مهم است که گاه برخی اصول قانون اساسی جمهوری اسلامی، همچون اصل پانزدهم، به روشی خوانده میشود که راه فدرالیسم (فرهنگی) را باز کند. یا برخی سوابقِ تاریخی همچون دورۀ اشکانیان یا هزارۀ اول پس از ورود اسلام، دورههای خوانده میشود که کشور به صورت فدرالی اداره میشد. به نظر میرسد نه تاریخ و نه اندیشۀ سیاسی ایران (قبل و بعد از اسلام) و نه حقوق اساسی، نسبتی با فدرالیسم برقرار نمیکند.
اساساً فدرالیسم، روشی اروپایی است و ریشههای محکمی در تاریخِ آن دیار دارد. برای ارزیابی این فرض در این مقاله نخست به یکی از ریشههای فدرالیسم در غرب پرداخته میشود. در ادامه مختصری از اندیشۀ سیاسی ایرانی در ارتباط با فدرالیسم بازگو میشود و در نهایت نسبتِ اصولِ مربوط به نحوۀ اداره کشور در قانون اساسی جمهوری اسلامی را با فدرالیسم بررسی میکنیم.
ریشههای دینی فدرالیسم در اروپا
در فرهنگ عمید، فدرالیسم چنین معنی شده است: نظامی سیاسی که بر طبق آن یک مملکت از اتحادِ ایالات مستقل تشکیل میشود. به نظر می رسد این معنی بهترین معنی و تعریف فدرالیسم باشد. فدرالیسم از اتحاد ایالتها به دلایلِ تاریخی و سیاسی تشکیل میشود. بنابراین برعکس کردن آن، یعنی تبدیل کشوری متحد به کشوری فدرال را نمیتوان فدرالیسم نامید.
فدرالیسم در تاریخِ اروپا ریشههای محکمی در فئودالیسم و اندیشۀ اصلاح دینی داشت. در اینجا به مبانی اندیشگی آن میپردازیم تا مشخص شود، فدرالیسم، صرفاً یک انتخاب نیست؛ یک فرایند تاریخی بوده و انتخاب آن مبانی ناگزیری داشته است.
برای شناختِ نقش اندیشۀ اصلاح دینی در بنیان گرفتن فدرالیسم، بررسی تحولاتِ اندیشۀ اصلاح دینی لازم است.
🔴 دنبالۀ یادداشت را در بخشِ «مشاهدۀ فوری» بخوانید:
👇👇
@IranDel_Channel
💢
🔴 مقدماتی دربارۀ امکان یا عدم امکانِ فدرالیسم در حقوقِ اساسی و اندیشۀ سیاسی ایران
✍️ جواد رنجبر درخشیلر، دکترای علوم سیاسی
مقدمه
فدرالیسم به عنوان یک روشِ ادارۀ کشور چه نسبتی با حقوق اساسی و اندیشۀ سیاسی ایرانی برقرار میکند؟ آیا پیشینهای از فدرالیسم در تاریخ ایران وجود دارد؟
این پرسشها از این رو مهم است که گاه برخی اصول قانون اساسی جمهوری اسلامی، همچون اصل پانزدهم، به روشی خوانده میشود که راه فدرالیسم (فرهنگی) را باز کند. یا برخی سوابقِ تاریخی همچون دورۀ اشکانیان یا هزارۀ اول پس از ورود اسلام، دورههای خوانده میشود که کشور به صورت فدرالی اداره میشد. به نظر میرسد نه تاریخ و نه اندیشۀ سیاسی ایران (قبل و بعد از اسلام) و نه حقوق اساسی، نسبتی با فدرالیسم برقرار نمیکند.
اساساً فدرالیسم، روشی اروپایی است و ریشههای محکمی در تاریخِ آن دیار دارد. برای ارزیابی این فرض در این مقاله نخست به یکی از ریشههای فدرالیسم در غرب پرداخته میشود. در ادامه مختصری از اندیشۀ سیاسی ایرانی در ارتباط با فدرالیسم بازگو میشود و در نهایت نسبتِ اصولِ مربوط به نحوۀ اداره کشور در قانون اساسی جمهوری اسلامی را با فدرالیسم بررسی میکنیم.
ریشههای دینی فدرالیسم در اروپا
در فرهنگ عمید، فدرالیسم چنین معنی شده است: نظامی سیاسی که بر طبق آن یک مملکت از اتحادِ ایالات مستقل تشکیل میشود. به نظر می رسد این معنی بهترین معنی و تعریف فدرالیسم باشد. فدرالیسم از اتحاد ایالتها به دلایلِ تاریخی و سیاسی تشکیل میشود. بنابراین برعکس کردن آن، یعنی تبدیل کشوری متحد به کشوری فدرال را نمیتوان فدرالیسم نامید.
فدرالیسم در تاریخِ اروپا ریشههای محکمی در فئودالیسم و اندیشۀ اصلاح دینی داشت. در اینجا به مبانی اندیشگی آن میپردازیم تا مشخص شود، فدرالیسم، صرفاً یک انتخاب نیست؛ یک فرایند تاریخی بوده و انتخاب آن مبانی ناگزیری داشته است.
برای شناختِ نقش اندیشۀ اصلاح دینی در بنیان گرفتن فدرالیسم، بررسی تحولاتِ اندیشۀ اصلاح دینی لازم است.
🔴 دنبالۀ یادداشت را در بخشِ «مشاهدۀ فوری» بخوانید:
👇👇
@IranDel_Channel
💢
Telegraph
ایراندل | IranDel
🔴 مقدماتی دربارۀ امکان یا عدم امکانِ فدرالیسم در حقوقِ اساسی و اندیشۀ سیاسی ایران ✍️ جواد رنجبر درخشیلر، دکترای علوم سیاسی مقدمه فدرالیسم به عنوان یک روشِ ادارۀ کشور چه نسبتی با حقوق اساسی و اندیشۀ سیاسی ایرانی برقرار میکند؟ آیا پیشینهای از فدرالیسم…
👍36👎2
Forwarded from ایراندل | IranDel
🔴 وحدت در کثرت، سرشتِ تاریخیِ ایرانیّت
✍️ جواد طباطبایی، فیلسوف سیاسی ایران
ایرانیان پیوسته دریافتی بنیادین از «وحدتی» فراگیر داشتهاند و این وحدت را به عنوانِ بخشی اساسی از «کثرتها» در همهی شئون و اطوارِ قومی فهمیدهاند. ایرانیان، یک زبانِ واحد را از میانِ زبانهایی که در دیگر بخشهای کشور به آن زبانها سخن گفته میشد، برگزیده و آن را زبانِ مشترک همه اقوام و زبانِ ملّی قرار دادهاند.
بدیهی است که این تعبیر «برگزیده و...» از بابِ مسامحه است. کسی نمیتواند زبانی را برگزیند. به تعبیری بهتر، شاید بتوان گفت که یک زبان، به طور طبیعی، شالودهی خود را به عنوان زبان ملّی استوار میکند. غزنویان و سلجوقیان در خلأ «فرهنگی» ناسازگار با سرزمینی که بر آن چیره شده بودند،به فرمانروایی ایران رسیدند و اگر بتوان گفت، به طور طبیعی، زبان و ادب فارسی و آداب ایرانی را پذیرفتند. این که این اتفاق در رُم شرقی نیفتاد، از طریقِ این مفهومِ مخالف در تعارض با تحولِّ تاریخی رُم شرقی و دلیلی بر این ویژگی استثنایی پدیدارهای قومی و فرهنگی ایرانیان است.
تداومِ طبیعی زبان فارسی تنها یکی از نمودهای وحدت فراگیر ایرانیان است. همان اقوام ایرانی و غیرایرانی که زبانِ واحدی را به عنوان زبانِ مشترک و ملّی برگزیده بودند، به دریافتی بنیادین از وحدت ملّی نیز رسیده بودند و بدینسان توانستند در عینِ کثرتِ قومی این کثرتها را به وحدتی قومی ارتقاء دهند.
این وحدت در تاریخ ایران، پیوسته مفهومی فراگیر و جاری در همه ساحتهای حیاتِ ایرانیان بوده است. چنان که در همه منابعی که از کهنترین روزگارانِ تاریخ فرهنگی ایرانیان به ما رسیده این مفهوم «وحدت در کثرت» وجود داشته است. جای شگفتی نیست که حتی در دوره اسلامی، یکی از مهمترین مفاهیمی که در ادب فارسی اعمّ از حماسی، تغزّلی و عرفانی رواج داشته است «کسبِ جمعیّت از زلفِ پریشانی»* بوده است. این دیالکتیکِ پریشانی و جمعیّت، تنها از ویژگیهای ادب عرفان ایرانی نیست، بلکه یکی از اساسیترین درونمایههای همهی ادب ایران نیز هست.
این دیالکتیک، بازتابِ روحِ وحدت ملّی ایرانی در سرزمینی است که چنانچه پیشتر بارها گفتهام «در معرضِ وزیدنِ بادِ بینیازی خداوند»** قرار داشت؛ اما اجازه نمیداد حتی آن باد، وحدت آن را بَر هم بزند.
هیچ کشوری جایگاه استراتژیک خود را انتخاب نمیکند، چنانچه ایران نیز انتخاب نکرده است. اما مردمان آن میتوانند تسلیمِ "بادِ بینیازی" نشوند. اقوام بسیاری، توان آن را پیدا نکردند که در برابر این "بادِ بینیازی" پایداری کنند و نابودند شدند. چنانکه کشورهای بسیاری در عربیّتِ خلافت زوال پیدا کردند.
باری، تاریخ ایران تاریخِ خِلافآمد عادتهاست و همین امر موجب شده است در وضع و جایی که ایرانشهر قرار دارد، در جایگاهی خِلافآمدِ عادت و به نوعی «قافلهسالار» باشد.
🔴 منبع:
برگرفته از کتاب: ملّت، دولت و حکومت قانون، جواد طباطبایی
🔴 پینوشت:
* در خِلافآمدِ عادت، بطلب کام که من
کسبِ جمعیت از آن زلفِ پریشان کردم
(حافظ شیرازی)
** عطا ملک جوینی در تاریخ جهانگشا آورده است که در بحبوحهی چیرگی و اشغال و قتل و نهب و تجاوز مغولان، چنگیزخان به بخارا درآمد و به مسجد رفت و مشایخ و ائمّهی جماعت و شریعت را احضار کرد و فرمان داد تا صندوقهای قرآن را در حضور آنان، کاهدانِ اسبان سازند و رقّاصگان و نوازندگان را به مسجد آورند و رامشگری کنند و آنگاه برخاست و مسجد را تَرک گفت و “جماعتی که آنجا بودند، روان شدند و اوراقِ قرآن در میانِ قاذورات (= ناپاکیها، نجاست)، لگدکوبِ اَقدام و قوائم گشته.
درین حالت، امیر امام جمالالدین… روی به امام رکنالدین امامزاده… آورد و گفت: مولانا چه حالت است؟ این که میبینم به بیداریست یا ربّ، یا به خواب؟ مولانا امامزاده گفت: خاموش باش! باد بینیازی خداوندست که میوزد. سامان سُخن گفتن نیست.” (تاریخ جهانگشای جوینی، ج ۱، ص ۸۰)
@IranDel_Channel
💢
🔴 وحدت در کثرت، سرشتِ تاریخیِ ایرانیّت
✍️ جواد طباطبایی، فیلسوف سیاسی ایران
ایرانیان پیوسته دریافتی بنیادین از «وحدتی» فراگیر داشتهاند و این وحدت را به عنوانِ بخشی اساسی از «کثرتها» در همهی شئون و اطوارِ قومی فهمیدهاند. ایرانیان، یک زبانِ واحد را از میانِ زبانهایی که در دیگر بخشهای کشور به آن زبانها سخن گفته میشد، برگزیده و آن را زبانِ مشترک همه اقوام و زبانِ ملّی قرار دادهاند.
بدیهی است که این تعبیر «برگزیده و...» از بابِ مسامحه است. کسی نمیتواند زبانی را برگزیند. به تعبیری بهتر، شاید بتوان گفت که یک زبان، به طور طبیعی، شالودهی خود را به عنوان زبان ملّی استوار میکند. غزنویان و سلجوقیان در خلأ «فرهنگی» ناسازگار با سرزمینی که بر آن چیره شده بودند،به فرمانروایی ایران رسیدند و اگر بتوان گفت، به طور طبیعی، زبان و ادب فارسی و آداب ایرانی را پذیرفتند. این که این اتفاق در رُم شرقی نیفتاد، از طریقِ این مفهومِ مخالف در تعارض با تحولِّ تاریخی رُم شرقی و دلیلی بر این ویژگی استثنایی پدیدارهای قومی و فرهنگی ایرانیان است.
تداومِ طبیعی زبان فارسی تنها یکی از نمودهای وحدت فراگیر ایرانیان است. همان اقوام ایرانی و غیرایرانی که زبانِ واحدی را به عنوان زبانِ مشترک و ملّی برگزیده بودند، به دریافتی بنیادین از وحدت ملّی نیز رسیده بودند و بدینسان توانستند در عینِ کثرتِ قومی این کثرتها را به وحدتی قومی ارتقاء دهند.
این وحدت در تاریخ ایران، پیوسته مفهومی فراگیر و جاری در همه ساحتهای حیاتِ ایرانیان بوده است. چنان که در همه منابعی که از کهنترین روزگارانِ تاریخ فرهنگی ایرانیان به ما رسیده این مفهوم «وحدت در کثرت» وجود داشته است. جای شگفتی نیست که حتی در دوره اسلامی، یکی از مهمترین مفاهیمی که در ادب فارسی اعمّ از حماسی، تغزّلی و عرفانی رواج داشته است «کسبِ جمعیّت از زلفِ پریشانی»* بوده است. این دیالکتیکِ پریشانی و جمعیّت، تنها از ویژگیهای ادب عرفان ایرانی نیست، بلکه یکی از اساسیترین درونمایههای همهی ادب ایران نیز هست.
این دیالکتیک، بازتابِ روحِ وحدت ملّی ایرانی در سرزمینی است که چنانچه پیشتر بارها گفتهام «در معرضِ وزیدنِ بادِ بینیازی خداوند»** قرار داشت؛ اما اجازه نمیداد حتی آن باد، وحدت آن را بَر هم بزند.
هیچ کشوری جایگاه استراتژیک خود را انتخاب نمیکند، چنانچه ایران نیز انتخاب نکرده است. اما مردمان آن میتوانند تسلیمِ "بادِ بینیازی" نشوند. اقوام بسیاری، توان آن را پیدا نکردند که در برابر این "بادِ بینیازی" پایداری کنند و نابودند شدند. چنانکه کشورهای بسیاری در عربیّتِ خلافت زوال پیدا کردند.
باری، تاریخ ایران تاریخِ خِلافآمد عادتهاست و همین امر موجب شده است در وضع و جایی که ایرانشهر قرار دارد، در جایگاهی خِلافآمدِ عادت و به نوعی «قافلهسالار» باشد.
🔴 منبع:
برگرفته از کتاب: ملّت، دولت و حکومت قانون، جواد طباطبایی
🔴 پینوشت:
* در خِلافآمدِ عادت، بطلب کام که من
کسبِ جمعیت از آن زلفِ پریشان کردم
(حافظ شیرازی)
** عطا ملک جوینی در تاریخ جهانگشا آورده است که در بحبوحهی چیرگی و اشغال و قتل و نهب و تجاوز مغولان، چنگیزخان به بخارا درآمد و به مسجد رفت و مشایخ و ائمّهی جماعت و شریعت را احضار کرد و فرمان داد تا صندوقهای قرآن را در حضور آنان، کاهدانِ اسبان سازند و رقّاصگان و نوازندگان را به مسجد آورند و رامشگری کنند و آنگاه برخاست و مسجد را تَرک گفت و “جماعتی که آنجا بودند، روان شدند و اوراقِ قرآن در میانِ قاذورات (= ناپاکیها، نجاست)، لگدکوبِ اَقدام و قوائم گشته.
درین حالت، امیر امام جمالالدین… روی به امام رکنالدین امامزاده… آورد و گفت: مولانا چه حالت است؟ این که میبینم به بیداریست یا ربّ، یا به خواب؟ مولانا امامزاده گفت: خاموش باش! باد بینیازی خداوندست که میوزد. سامان سُخن گفتن نیست.” (تاریخ جهانگشای جوینی، ج ۱، ص ۸۰)
@IranDel_Channel
💢
Telegram
ایراندل | IranDel
همه عالم تن است و ایران دل ❤️
این کانال دغدغهاش، ایران است و گردانندۀ آن، یک شهروند ایرانی آذربایجانی
[ بازنشر یک یادداشت، توییت، ویدئو و یا یک صوت به معنی تأیید کل محتوا و تمام مواضع صاحب آن محتوا نیست و هدف صرفاً بازتاب دادن یک نگاه و اندیشه است.]
این کانال دغدغهاش، ایران است و گردانندۀ آن، یک شهروند ایرانی آذربایجانی
[ بازنشر یک یادداشت، توییت، ویدئو و یا یک صوت به معنی تأیید کل محتوا و تمام مواضع صاحب آن محتوا نیست و هدف صرفاً بازتاب دادن یک نگاه و اندیشه است.]
👍30👎3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 شاهنامهخوانی روستاییمردی ایرانی
وقتی میگوئیم شاهنامه از حافظانِ هویت ملّی ما ایرانیان لست، در واقع ادعای گزاف نکردهایم.
این یک دقیقه فیلمِ خوانشِ شاهنامه توسط پیرمرد ایرانی به خوبی عمق ماجرا را نشان میدهد که شاهنامه تا کجاها تأثیر خود را گذاشته که روستاییمردی اینگونه از ژرفای وجود، متاّثر میشود و هقهق گریه سر میدهد.
بنیادت هماره آباد باد، ای حکیمِ شهنامهسرا
@IranDel_Channel
💢
وقتی میگوئیم شاهنامه از حافظانِ هویت ملّی ما ایرانیان لست، در واقع ادعای گزاف نکردهایم.
این یک دقیقه فیلمِ خوانشِ شاهنامه توسط پیرمرد ایرانی به خوبی عمق ماجرا را نشان میدهد که شاهنامه تا کجاها تأثیر خود را گذاشته که روستاییمردی اینگونه از ژرفای وجود، متاّثر میشود و هقهق گریه سر میدهد.
بنیادت هماره آباد باد، ای حکیمِ شهنامهسرا
@IranDel_Channel
💢
👍51👎2
🔴 شهنوازِ تار ایرانی، استاد جلیل شهناز
یکم خرداد ۱۳۰۰ خورشیدی - اصفهان
۲۷ خرداد ۱۳۹۲ خورشیدی - تهران
یک عمر توان به ساز دمساز شدن
وز ساز نواختن سرافراز شدن
صد سال توان به تار مضراب زدن
اما نتوان جلیل شهناز شدن
یاد و نامشان جاوید
🎼 موسیقی پیوست: همنوازی ابوعطا
نوازنده تار: استاد جلیل شهناز
نوازنده تنبک: استاد جهانگیر ملک
#یادها | #مناسبتها
@IranDel_Channel
💢
🔴 شهنوازِ تار ایرانی، استاد جلیل شهناز
یکم خرداد ۱۳۰۰ خورشیدی - اصفهان
۲۷ خرداد ۱۳۹۲ خورشیدی - تهران
یک عمر توان به ساز دمساز شدن
وز ساز نواختن سرافراز شدن
صد سال توان به تار مضراب زدن
اما نتوان جلیل شهناز شدن
یاد و نامشان جاوید
🎼 موسیقی پیوست: همنوازی ابوعطا
نوازنده تار: استاد جلیل شهناز
نوازنده تنبک: استاد جهانگیر ملک
#یادها | #مناسبتها
@IranDel_Channel
💢
Telegram
ایراندل + | + IranDel
@IranDel_Channel
💢
@IranDel_Channel
💢
👍20👎1
📷 تصویری از گذرنامۀ ایرانی (به تعبیر آن زمان، تذکره مرور) مربوط به سال ۱۳۲۹ هجری قمری برابر با ۱۲۹۰ خورشیدی (۵ سال بعد نهضت مشروطه و در زمان قاجار)
🔴 نکات جالب این گذرنامه:
نوشته شده، دارندۀ این تذکره، تبعۀ دولت علیه ایران است.
از مستحفظین حدود و ثغور ممالک محروسه دولت علیه (به تعبیر امروزی، یعنی مرزبانان و نیروهای مرزی کشور) خواسته شده که اجازه خروج از کشور به این فرد بدهند.
در قسمت مشخصات فردی به اسم، سن، قامت، ریش، حرفه، عیال و اولاد و همچنین محل تولد و محل اقامت فرد (که انگار اصفهانی نوشته) اشاره شده است و به هیچ تعلق قومی و طایفهای و زبانی و ... آن هم در سال ۱۲۹۰ خورشیدی اشاره نشده است که این مهم، در تداوم سنت و فرهنگ کشور و ملت تاریخی ایران است.
@IranDel_Channel
💢
🔴 نکات جالب این گذرنامه:
نوشته شده، دارندۀ این تذکره، تبعۀ دولت علیه ایران است.
از مستحفظین حدود و ثغور ممالک محروسه دولت علیه (به تعبیر امروزی، یعنی مرزبانان و نیروهای مرزی کشور) خواسته شده که اجازه خروج از کشور به این فرد بدهند.
در قسمت مشخصات فردی به اسم، سن، قامت، ریش، حرفه، عیال و اولاد و همچنین محل تولد و محل اقامت فرد (که انگار اصفهانی نوشته) اشاره شده است و به هیچ تعلق قومی و طایفهای و زبانی و ... آن هم در سال ۱۲۹۰ خورشیدی اشاره نشده است که این مهم، در تداوم سنت و فرهنگ کشور و ملت تاریخی ایران است.
@IranDel_Channel
💢
👍32👎1
🔴 بیست و دومین شمارۀ مجلۀ «صبح تبریز» - مجلۀ فرهنگی و اجتماعی شمالغرب کشور - منتشر شد:
پروندۀ گورستان و مزار؛
میراثِ مرگ
🔴 گزیدۀ عناوین:
شهر بیگورستان؛ شهر بیخاطره
تأثیر مزارات در شکلگیری و توسعه ساختار کالبدی فضای شهر تبریز
«عرفان آذربایجان»، استمرار حیات «عرفان خراسان»
صومعه ابراهیم؛ مزار نخستین چهره تصوف آذربایجان
قفقاز، سرزمین مقبرهها و کتیبههای فارسی
هویتسازی رژیم باکو در مقبرۀ نظامی گنجوی
آرمیدن در پناه صلیب (نگاهی به گورستانهای ارامنه در تبریز)
وادی خاموشان (تکنگاری از چهار گورستان مهم تبریز)
تجلی هنر ایرانی در قلب سنگنگاره (با نگاهی به قبور تاریخی در موزههای تبریز و مراغه)
سوگنامۀ مزارهای سرخ (بازخوانی طرح ساماندهی گلزار شهدا)
شادآباد مشایخ، گورستان رازآلود تبریز
عموزینالدین، گورستان فراموششده قاجاری
چرنداب، فراموشخانۀ دیوانسالاران تبریز
گجیل، صدای خاموش عرفان آذربایجان
سرخاب، انجمنِ شاعران بیمزار
مدیرمسئول: میراعتماد عمادی
سردبیر: فرشید باغشمالآذر
🔴 نسخۀ الکترونیکی مجله، در نرمافزار طاقچه
#اطلاع_رسانی
@IranDel_Channel
💢
🔴 بیست و دومین شمارۀ مجلۀ «صبح تبریز» - مجلۀ فرهنگی و اجتماعی شمالغرب کشور - منتشر شد:
پروندۀ گورستان و مزار؛
میراثِ مرگ
🔴 گزیدۀ عناوین:
شهر بیگورستان؛ شهر بیخاطره
تأثیر مزارات در شکلگیری و توسعه ساختار کالبدی فضای شهر تبریز
«عرفان آذربایجان»، استمرار حیات «عرفان خراسان»
صومعه ابراهیم؛ مزار نخستین چهره تصوف آذربایجان
قفقاز، سرزمین مقبرهها و کتیبههای فارسی
هویتسازی رژیم باکو در مقبرۀ نظامی گنجوی
آرمیدن در پناه صلیب (نگاهی به گورستانهای ارامنه در تبریز)
وادی خاموشان (تکنگاری از چهار گورستان مهم تبریز)
تجلی هنر ایرانی در قلب سنگنگاره (با نگاهی به قبور تاریخی در موزههای تبریز و مراغه)
سوگنامۀ مزارهای سرخ (بازخوانی طرح ساماندهی گلزار شهدا)
شادآباد مشایخ، گورستان رازآلود تبریز
عموزینالدین، گورستان فراموششده قاجاری
چرنداب، فراموشخانۀ دیوانسالاران تبریز
گجیل، صدای خاموش عرفان آذربایجان
سرخاب، انجمنِ شاعران بیمزار
مدیرمسئول: میراعتماد عمادی
سردبیر: فرشید باغشمالآذر
🔴 نسخۀ الکترونیکی مجله، در نرمافزار طاقچه
#اطلاع_رسانی
@IranDel_Channel
💢
👍21👎1
🎥 تار ایرانی، نغمۀ ایرانی
نوازنده: علی قمصری
تنظیمکننده: شایان گرجی
شرح ویدئوها:
۱) دی بلال بختیاری (تار ایرانی - شیراز)
۲) کوچهلر آذربایجانی (تار ایرانی - تبریز)
۳) یا مولا هراتی (تار ایرانی - تربتجام)
@IranDel_Channel
💢
نوازنده: علی قمصری
تنظیمکننده: شایان گرجی
شرح ویدئوها:
۱) دی بلال بختیاری (تار ایرانی - شیراز)
۲) کوچهلر آذربایجانی (تار ایرانی - تبریز)
۳) یا مولا هراتی (تار ایرانی - تربتجام)
@IranDel_Channel
💢
👍16👎2
🔴 اندیشیدنِ ایرانشهری
✍️ جواد طباطبایی تبریزی، فیلسوف سیاسی ایران
خیام، فردوسی، نظامی، مولوی، سعدی و حافظ، بهرغم اینکه همه شاعر بودهاند، اما هر یک از آنان جهانی در درونِ فرهنگِ ایران آفریدهاند که من مجموع آن جهانهای متکثر را با نام ایرانِ بزرگ فرهنگی، ایرانشهر، اندیشیدن ایرانشهری نامیدهام.
این اندیشیدن ایرانشهری، به خلاف آنچه مدعیان گفتهاند، ربطی به «ملّیگرایی» ندارد، که ایدئولوژی ملّتِ واحد در وحدتِ بدونِ تکثّر و برتری قومی است، بلکه، چنانکه در جای دیگری گفتهام، وحدتِ وحدتِ در کثرت همۀ وجوه فرهنگِ ایرانِ بزرگ است.
🔴 پینوشت:
تصاویر مربوط به حضور دکتر جواد طباطبایی در آرامگاه فردوسی و خیام نیشابوری در ۱۲ اسفند ۱۳۹۵ خورشیدی
@IranDel_Channel
💢
🔴 اندیشیدنِ ایرانشهری
✍️ جواد طباطبایی تبریزی، فیلسوف سیاسی ایران
خیام، فردوسی، نظامی، مولوی، سعدی و حافظ، بهرغم اینکه همه شاعر بودهاند، اما هر یک از آنان جهانی در درونِ فرهنگِ ایران آفریدهاند که من مجموع آن جهانهای متکثر را با نام ایرانِ بزرگ فرهنگی، ایرانشهر، اندیشیدن ایرانشهری نامیدهام.
این اندیشیدن ایرانشهری، به خلاف آنچه مدعیان گفتهاند، ربطی به «ملّیگرایی» ندارد، که ایدئولوژی ملّتِ واحد در وحدتِ بدونِ تکثّر و برتری قومی است، بلکه، چنانکه در جای دیگری گفتهام، وحدتِ وحدتِ در کثرت همۀ وجوه فرهنگِ ایرانِ بزرگ است.
🔴 پینوشت:
تصاویر مربوط به حضور دکتر جواد طباطبایی در آرامگاه فردوسی و خیام نیشابوری در ۱۲ اسفند ۱۳۹۵ خورشیدی
@IranDel_Channel
💢
👍35👎2
📷 تصویر شمارۀ نخست نشریۀ کاوه - چاپ برلین به زبان فارسی
سوم بهمن ماه ۱۲۹۴ خورشیدی برابر با ۲۴ ژانویه ۱۹۱۶ میلادی
@IranDel_Channel
💢
سوم بهمن ماه ۱۲۹۴ خورشیدی برابر با ۲۴ ژانویه ۱۹۱۶ میلادی
@IranDel_Channel
💢
👍23👎2
🔴 آفتابی در میان سایهای*
✍️ سلمان ساکت، عضو هیئت علمی گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه فردوسی مشهد
۲۹ خرداد ماه مقارن است با یازدهمین سالروز درگذشت استاد زندهیاد، دکتر بهمن سرکاراتی، عضو پیوستهٔ فرهنگستان زبان و ادب فارسی و استاد دانشگاه تبریز (۱۳۱۶- ۱۳۹۲).
دکتر سرکاراتی استادی سرشناس و پژوهندهای توانا بود که در تبریز دیده به جهان گشود و در این شهر تحصیلات ابتدایی و متوسطهٔ خود را به پایان برد. او در سال ۱۳۳۹ در رشتهٔ زبان و ادبیات فارسی از دانشگاه تبریز دانشآموخته شد و پس از مدتی برای ادامهٔ تحصیل به مدرسهٔ زبانهای شرقی لندن رفت و در سال ۱۳۴۵ در رشتهٔ فرهنگ و زبانهای باستان ایران موفق به اخذ مدرک کارشناسی ارشد شد. او دورهٔ دکتری خود را در دانشگاه تهران گذراند و در سال ۱۳۴۹ از رسالهٔ خود با عنوان «بررسی سه سرود گاهانی (یسنای ۲۸، ۲۹ و ۳۰)» دفاع کرد.
اگرچه کارنامهٔ آثار او در مقایسه با ژرفای دانش و گسترهٔ معلوماتش، کم برگوبار است، امّا هرآنچه از او برجا مانده، آنچنان سخته و پخته و استوار است که اغلب نمیتوان برای آنها، نمونهای همسنگ و همتراز سراغ گرفت.
مقالههای او که گزیدهای از آنها در کتابی با نام «سایههای شکار شده» گرد آمده است، همگی نمونههایی گرانسنگ از مقالهنویسی در زبان فارسی بهشمار میروند، چرا که اغلب، چند ویژگی ممتاز و برجسته را یکجا در خود جای دادهاند:
۱. مقدّمهای که خواننده را با موضوع بحث و انگیزهٔ نویسنده آشنا میکند.
۲. پیشینهٔ پژوهشی که با حوصله و تفصیل تنظیم شده و نقاط قوّت و ضعف هریک از پژوهشها با دقت و انصاف ارائه گردیده است.
۳. بهرهگیری از منابع گوناگون به زبانهای مختلف، از جمله منابع زبانهای انگلیسی، فرانسوی و آلمانی.
۴. تازگی سخن و دریافتهای تازه و خودداری از تکرار و بازگویی آنچه قبلاً گفتهاند یا گفته است.
۵. نثری محکم، گیرا و جذاب که بیش از هر چیز نشاندهندهٔ تسلط او بر متنهای کهن زبان و ادب فارسی است.**
یادش گرامی و نامش جاودان باد.
سلمان ساکت
۲۹ خردادماه ۱۴۰۳
*برگرفته از نام جشننامهٔ ایشان که به کوشش استادان محترم، جناب دکتر علیرضا مظفری و دکتر سجاد آیدنلو در سال ۱۳۸۷ منتشر شده است.
**برگرفته از مقالهٔ ارزشمند استاد محمّدتقی راشدمحصّل با عنوان «دکتر سرکاراتی: استادِ نکتهیاب و سخنسنج» که در آغاز کتاب «آفتابی در میان سایهای» منتشر شده است.
#یادها | #مناسبتها | #معرفی_کتاب
@IranDel_Channel
💢
🔴 آفتابی در میان سایهای*
✍️ سلمان ساکت، عضو هیئت علمی گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه فردوسی مشهد
۲۹ خرداد ماه مقارن است با یازدهمین سالروز درگذشت استاد زندهیاد، دکتر بهمن سرکاراتی، عضو پیوستهٔ فرهنگستان زبان و ادب فارسی و استاد دانشگاه تبریز (۱۳۱۶- ۱۳۹۲).
دکتر سرکاراتی استادی سرشناس و پژوهندهای توانا بود که در تبریز دیده به جهان گشود و در این شهر تحصیلات ابتدایی و متوسطهٔ خود را به پایان برد. او در سال ۱۳۳۹ در رشتهٔ زبان و ادبیات فارسی از دانشگاه تبریز دانشآموخته شد و پس از مدتی برای ادامهٔ تحصیل به مدرسهٔ زبانهای شرقی لندن رفت و در سال ۱۳۴۵ در رشتهٔ فرهنگ و زبانهای باستان ایران موفق به اخذ مدرک کارشناسی ارشد شد. او دورهٔ دکتری خود را در دانشگاه تهران گذراند و در سال ۱۳۴۹ از رسالهٔ خود با عنوان «بررسی سه سرود گاهانی (یسنای ۲۸، ۲۹ و ۳۰)» دفاع کرد.
اگرچه کارنامهٔ آثار او در مقایسه با ژرفای دانش و گسترهٔ معلوماتش، کم برگوبار است، امّا هرآنچه از او برجا مانده، آنچنان سخته و پخته و استوار است که اغلب نمیتوان برای آنها، نمونهای همسنگ و همتراز سراغ گرفت.
مقالههای او که گزیدهای از آنها در کتابی با نام «سایههای شکار شده» گرد آمده است، همگی نمونههایی گرانسنگ از مقالهنویسی در زبان فارسی بهشمار میروند، چرا که اغلب، چند ویژگی ممتاز و برجسته را یکجا در خود جای دادهاند:
۱. مقدّمهای که خواننده را با موضوع بحث و انگیزهٔ نویسنده آشنا میکند.
۲. پیشینهٔ پژوهشی که با حوصله و تفصیل تنظیم شده و نقاط قوّت و ضعف هریک از پژوهشها با دقت و انصاف ارائه گردیده است.
۳. بهرهگیری از منابع گوناگون به زبانهای مختلف، از جمله منابع زبانهای انگلیسی، فرانسوی و آلمانی.
۴. تازگی سخن و دریافتهای تازه و خودداری از تکرار و بازگویی آنچه قبلاً گفتهاند یا گفته است.
۵. نثری محکم، گیرا و جذاب که بیش از هر چیز نشاندهندهٔ تسلط او بر متنهای کهن زبان و ادب فارسی است.**
یادش گرامی و نامش جاودان باد.
سلمان ساکت
۲۹ خردادماه ۱۴۰۳
*برگرفته از نام جشننامهٔ ایشان که به کوشش استادان محترم، جناب دکتر علیرضا مظفری و دکتر سجاد آیدنلو در سال ۱۳۸۷ منتشر شده است.
**برگرفته از مقالهٔ ارزشمند استاد محمّدتقی راشدمحصّل با عنوان «دکتر سرکاراتی: استادِ نکتهیاب و سخنسنج» که در آغاز کتاب «آفتابی در میان سایهای» منتشر شده است.
#یادها | #مناسبتها | #معرفی_کتاب
@IranDel_Channel
💢
👍20👎2
🔴 چه کسی به ایران میاندیشد؟
✍️ جواد رنجبر درخشیلر، دکترای علوم سیاسی
داشتم فکر میکردم که اگر مرحوم استاد دکتر جواد طباطبایی زنده بودند درباره قومگرایی در انتخابات فعلی چه مینوشتند؟ در همین افکار بودم که دوستان نوشتۀ استاد محمد مجتهد شبستری را بارها و بارها برایم فرستادند. ایشان از پزشکیان حمایت کردهاند، با زبان روشنفکرانۀ دینی.
روشنفکری در ایران، راه رفتۀ اشتباهی است که روندگان برای حیثیت خود یا لجاجت از ابراز پشیمانی خودداری میکنند. نتیجه، سخت مصیبتبار است. هرچه در اینراه میروند اشتباهها بزرگتر میشود.
روشنفکری به ویژه نوع دینی آن از واقعیتهای سیاسی و تاریخی ایرانی سخت، دور است. در مقابل در نظر و عمل دچار مخلوطی از آرمان و وهم است. اینکه پزشکیان «دولتی عقلمحور تشکیل خواهد داد که اعضای آن بر مدار خردورزی، تخصص و برنامه عمل میکنند» گزارهای بی سر و بُن است. آرزویی شریف یا تذکری مشفقانه است اما عقل و تخصص و برنامه، سه واژه فوقالعاده فربه و بحث برانگیز است و نخست باید پرسید که این مفاهیم چه نسبتی با سیاست در ایران امروز دارد؟
سیاست بر خلاف آنچه روشنفکران ایرانی میدانند امری محقق و قابل مشاهده و اندازهگیری است. به عبارت بهتر با علم تجربی فهمیدنی است. علم تجربی سیاست، به طور مشخص نسبتی با جیب شهروندان دارد. عقل و تخصص و برنامه در این فضای مغشوش و آلوده چگونه محقق خواهد شد؟ اگر هدف سرایش شعر باشد بله، میتوان این واژهها را برشمرد، اما در نظام گفتاری سیاسی نمیتوان این واژه ها را به سیاست امروز ربط داد.
گزاره بعدی: «به ملت دروغ نمیگویند» هیچ معنای محصلی ندارد. سیاست، کلاس اخلاق نیست و راست و دروغ در جهان سیاسی متفاوت است. همینطور «وعدههای فریبنده» را نمیتوان به آسانی فهمید. سیاست در ایران، با عدد و رقم و جزییاتِ دقیق، نسبتی ندارد. همۀ گزارهها در هالهای از وعده و آزمون و خطا و احتمالات است. همچنین سیاست ما چه در حکومت و چه در مخالفان آن رؤیاپردازانه است.
گزارۀ بعدی هم قابل مناقشه است. نوشتهاند: «در هیچ شرایطی تسلیم رانت و فساد نمیشوند.» این گزاره را جز دربارۀ معصومان نمیتوان گفت. همه افراد فاسد و اختلاسگر از اول فاسد نبودهاند. در سنت عرفانی و دینی هم به مراقبت از نفس تأکید شده است. بر چه اساسی میتوان فردی را برای همیشه و این چنین قطعی ضمانت کرد؟ این سخن بیپایه است.
التزام به حقوق شهروندی هم عبارتی است بیمبنا. حقوق شهروندی چیست و پزشکیان چگونه به آن ملتزم خواهد بود؟ اگر از عبارات بیمبنا و بی سر و بُن دورۀ روحانی دربارۀ حقوق شهروندی بگذریم، اولین شاخصۀ حقوق شهروندی امکان مشارکت همه در سیاست است. پزشکیان چگونه راه مشارکت سیاسی را باز خواهد کرد در حالی که دهها نفر از رقابت سیاسی در همین انتخابات بازماندهاند؟
غرض، بیانِ بیپایه و در هوا بودن و دور از واقعیتِ سیاسی بودن گزارههای روشنفکرانۀ دینی است. روشنفکری دینی، صرفاً آرزوهای آدم سادهلوحی است که دوست دارد همه چیز خوب و همهکس خوش باشد. از بازرگان تا پزشکیان، روشنفکری دینی جز تهی کردن ایران از مفاهیمِ قدرت و سیاست نیست. باید به ایران با ویژگیهای مشخص و چارچوب معین آن اندیشید و برای ایرانِ قوی، قدرتمند شد. راهی که هماکنون در غباری از سیاستورزیهای غیر ایراندوستانه پنهان مانده است.
@IranDel_Channel
💢
🔴 چه کسی به ایران میاندیشد؟
✍️ جواد رنجبر درخشیلر، دکترای علوم سیاسی
داشتم فکر میکردم که اگر مرحوم استاد دکتر جواد طباطبایی زنده بودند درباره قومگرایی در انتخابات فعلی چه مینوشتند؟ در همین افکار بودم که دوستان نوشتۀ استاد محمد مجتهد شبستری را بارها و بارها برایم فرستادند. ایشان از پزشکیان حمایت کردهاند، با زبان روشنفکرانۀ دینی.
روشنفکری در ایران، راه رفتۀ اشتباهی است که روندگان برای حیثیت خود یا لجاجت از ابراز پشیمانی خودداری میکنند. نتیجه، سخت مصیبتبار است. هرچه در اینراه میروند اشتباهها بزرگتر میشود.
روشنفکری به ویژه نوع دینی آن از واقعیتهای سیاسی و تاریخی ایرانی سخت، دور است. در مقابل در نظر و عمل دچار مخلوطی از آرمان و وهم است. اینکه پزشکیان «دولتی عقلمحور تشکیل خواهد داد که اعضای آن بر مدار خردورزی، تخصص و برنامه عمل میکنند» گزارهای بی سر و بُن است. آرزویی شریف یا تذکری مشفقانه است اما عقل و تخصص و برنامه، سه واژه فوقالعاده فربه و بحث برانگیز است و نخست باید پرسید که این مفاهیم چه نسبتی با سیاست در ایران امروز دارد؟
سیاست بر خلاف آنچه روشنفکران ایرانی میدانند امری محقق و قابل مشاهده و اندازهگیری است. به عبارت بهتر با علم تجربی فهمیدنی است. علم تجربی سیاست، به طور مشخص نسبتی با جیب شهروندان دارد. عقل و تخصص و برنامه در این فضای مغشوش و آلوده چگونه محقق خواهد شد؟ اگر هدف سرایش شعر باشد بله، میتوان این واژهها را برشمرد، اما در نظام گفتاری سیاسی نمیتوان این واژه ها را به سیاست امروز ربط داد.
گزاره بعدی: «به ملت دروغ نمیگویند» هیچ معنای محصلی ندارد. سیاست، کلاس اخلاق نیست و راست و دروغ در جهان سیاسی متفاوت است. همینطور «وعدههای فریبنده» را نمیتوان به آسانی فهمید. سیاست در ایران، با عدد و رقم و جزییاتِ دقیق، نسبتی ندارد. همۀ گزارهها در هالهای از وعده و آزمون و خطا و احتمالات است. همچنین سیاست ما چه در حکومت و چه در مخالفان آن رؤیاپردازانه است.
گزارۀ بعدی هم قابل مناقشه است. نوشتهاند: «در هیچ شرایطی تسلیم رانت و فساد نمیشوند.» این گزاره را جز دربارۀ معصومان نمیتوان گفت. همه افراد فاسد و اختلاسگر از اول فاسد نبودهاند. در سنت عرفانی و دینی هم به مراقبت از نفس تأکید شده است. بر چه اساسی میتوان فردی را برای همیشه و این چنین قطعی ضمانت کرد؟ این سخن بیپایه است.
التزام به حقوق شهروندی هم عبارتی است بیمبنا. حقوق شهروندی چیست و پزشکیان چگونه به آن ملتزم خواهد بود؟ اگر از عبارات بیمبنا و بی سر و بُن دورۀ روحانی دربارۀ حقوق شهروندی بگذریم، اولین شاخصۀ حقوق شهروندی امکان مشارکت همه در سیاست است. پزشکیان چگونه راه مشارکت سیاسی را باز خواهد کرد در حالی که دهها نفر از رقابت سیاسی در همین انتخابات بازماندهاند؟
غرض، بیانِ بیپایه و در هوا بودن و دور از واقعیتِ سیاسی بودن گزارههای روشنفکرانۀ دینی است. روشنفکری دینی، صرفاً آرزوهای آدم سادهلوحی است که دوست دارد همه چیز خوب و همهکس خوش باشد. از بازرگان تا پزشکیان، روشنفکری دینی جز تهی کردن ایران از مفاهیمِ قدرت و سیاست نیست. باید به ایران با ویژگیهای مشخص و چارچوب معین آن اندیشید و برای ایرانِ قوی، قدرتمند شد. راهی که هماکنون در غباری از سیاستورزیهای غیر ایراندوستانه پنهان مانده است.
@IranDel_Channel
💢
👍48👎2
🔴 فردوسی توسی، شاعرِ وحدت و تداوم تاریخی
✍️ جواد طباطبایی، فیلسوف سیاسی ایران
از دیدگاه تأملِ فلسفی و خردگرایی در تقدیر تاریخی ایران، در عصرِ زرینِ فرهنگ ایران، همزمان با نخستین دورهٔ شعر فارسی، یک شاعر از اهمیت ویژهای برخوردار بود.
فردوسی توسی، سرايندهٔ حماسهٔ «ملّی» را که تجدیدکنندهٔ جاویدانِ خردِ ایرانشهری در ادبِ فارسی بود و با زبانِ شیوا و بیانِ خلاق، پلی میان دورهٔ باستانی و دورهٔ اسلامی ایران پیافکند، باید شاعرِ دورهٔ تولد دوبارهٔ ایرانزمین یا به دیگر سخن، شاعرِ وحدت و تداوم تاریخی به شمار آورد.
هماو به چنان تأملی فلسفی در تقدیرِ ایرانزمین پرداخته است که حماسهٔ «ملّی» او را می توان چونان جانشینِ تأملی فلسفی در تقدیر تاریخی ایران، تلقی کرد.
🔴 منبع:
از کتابِ زوال اندیشهٔ سیاسی در ایران
@IranDel_Channel
💢
🔴 فردوسی توسی، شاعرِ وحدت و تداوم تاریخی
✍️ جواد طباطبایی، فیلسوف سیاسی ایران
از دیدگاه تأملِ فلسفی و خردگرایی در تقدیر تاریخی ایران، در عصرِ زرینِ فرهنگ ایران، همزمان با نخستین دورهٔ شعر فارسی، یک شاعر از اهمیت ویژهای برخوردار بود.
فردوسی توسی، سرايندهٔ حماسهٔ «ملّی» را که تجدیدکنندهٔ جاویدانِ خردِ ایرانشهری در ادبِ فارسی بود و با زبانِ شیوا و بیانِ خلاق، پلی میان دورهٔ باستانی و دورهٔ اسلامی ایران پیافکند، باید شاعرِ دورهٔ تولد دوبارهٔ ایرانزمین یا به دیگر سخن، شاعرِ وحدت و تداوم تاریخی به شمار آورد.
هماو به چنان تأملی فلسفی در تقدیرِ ایرانزمین پرداخته است که حماسهٔ «ملّی» او را می توان چونان جانشینِ تأملی فلسفی در تقدیر تاریخی ایران، تلقی کرد.
🔴 منبع:
از کتابِ زوال اندیشهٔ سیاسی در ایران
@IranDel_Channel
💢
👍39👎2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 جوانان ایرانی، ریشهها و داشتههای خود را با زبانی امروزی و بدیع، تداوم میبخشند
کلام حکیم فردوسی توسی و اجرای بانوی جوان ایرانی
@IranDel_Channel
💢
کلام حکیم فردوسی توسی و اجرای بانوی جوان ایرانی
@IranDel_Channel
💢
👍53👎2