🔴 #معرفی_کتاب
🔴 عنوان کتاب:
امرِ ملی و تمامیتِ ارضی؛
واقعیتِ مؤثر در کشورداری
🔴 نویسنده:
حسین سیفالدینی
نگارستان اندیشه / چاپ نخست، سال ۱۴۰۳ خورشیدی
کتاب حاضر مشتمل بر چهار فصل است که سعی دارد در نهایتِ ایجاز و با تکیه بر مفهومِ واقعیت مؤثر، به بررسی برخی از مهمترین مسائلِ نظری، در زمینۀ کشورداری و دولت بپردازد.
نویسنده، «امر ملّی» را به عنوان یک مفهومِ «سیاسی» بروندادِ تداومِ طبیعی امرِ ایرانی به عنوان یک مفهوم «تاریخی» میداند.
این اثر در آغاز به تعریف و توصیف مفهومِ امرِ ملّی پرداخته و سپس مفهوم دولت و حکومتِ قانون را در مرکز توجه قرار داده است. از چشماندازِ اجتماعی و سیاسی، امر ملّی برای توضیح برخی تحولات در تاریخِ معاصر استفاده شده و فهمِ سرشت آن در جهت درکِ منطقِ تحولاتِ دوران معاصر، اهمیتی بسزا دارد؛ بنابراین باید منطقِ درونی آن را شناخت و تحلیلی از برآمدن آن ارائه کرد. از این زاویه، امر ملّی چیزی نیست که با چشمِ سر، دیده شود، بلکه مفهومی است که در مصداقهای عملِ سیاسی در طولِ تاریخ جاری است. بنابراین میتوان با نگرش علمی به همین مصداقها یعنی «عمل دولت» تجربههای تاریخی آن را انتزاع و در نهایت یک مفهومِ پیچیده، تدوین کرد.
🔴 کتاب را میتوان از اینجا سفارش داد.
@IranDel_Channel
💢
🔴 #معرفی_کتاب
🔴 عنوان کتاب:
امرِ ملی و تمامیتِ ارضی؛
واقعیتِ مؤثر در کشورداری
🔴 نویسنده:
حسین سیفالدینی
نگارستان اندیشه / چاپ نخست، سال ۱۴۰۳ خورشیدی
کتاب حاضر مشتمل بر چهار فصل است که سعی دارد در نهایتِ ایجاز و با تکیه بر مفهومِ واقعیت مؤثر، به بررسی برخی از مهمترین مسائلِ نظری، در زمینۀ کشورداری و دولت بپردازد.
نویسنده، «امر ملّی» را به عنوان یک مفهومِ «سیاسی» بروندادِ تداومِ طبیعی امرِ ایرانی به عنوان یک مفهوم «تاریخی» میداند.
این اثر در آغاز به تعریف و توصیف مفهومِ امرِ ملّی پرداخته و سپس مفهوم دولت و حکومتِ قانون را در مرکز توجه قرار داده است. از چشماندازِ اجتماعی و سیاسی، امر ملّی برای توضیح برخی تحولات در تاریخِ معاصر استفاده شده و فهمِ سرشت آن در جهت درکِ منطقِ تحولاتِ دوران معاصر، اهمیتی بسزا دارد؛ بنابراین باید منطقِ درونی آن را شناخت و تحلیلی از برآمدن آن ارائه کرد. از این زاویه، امر ملّی چیزی نیست که با چشمِ سر، دیده شود، بلکه مفهومی است که در مصداقهای عملِ سیاسی در طولِ تاریخ جاری است. بنابراین میتوان با نگرش علمی به همین مصداقها یعنی «عمل دولت» تجربههای تاریخی آن را انتزاع و در نهایت یک مفهومِ پیچیده، تدوین کرد.
🔴 کتاب را میتوان از اینجا سفارش داد.
@IranDel_Channel
💢
👍13
🔴 روسیه؛ غرق در اوکراین و حذف از قفقاز
✍️ یدالله کریمیپور، دکترای جغرافیای سیاسی
البته که شرایط جنگ در اوکراین، با وجود کشته و مجروح شدن ۱۰۰۰ تن (در جبهه روسیه)در شبانهروز، به سود ولادیمیر پوتین در جریان است. ولی چیرگیهای نقطهای در باختر دنیپر، گویای چه پیروزیهای استراتژیک جهانی برای کرملین، به ویژه در قفقاز بوده است؟!
همین دو ماه پیش بود که پاشینیان در ایروان، بالاخره پس از کشوقوسهای متعدد، فرانسه، یونان، آمریکا و غرب را برگزیده و تکیهگاه قرار داد. از دیروز ۱۳ اردیبهشت (۳ می) نیز اعتراضات گسترده در تفلیس، پایتخت گرجستان علیه لایحه "نفوذ خارجی" که معترضان آن را الهام گرفته از روسیه میدانند، آغاز شده است. تمرکز گرجیها بر پیوستن به اتحادیۀ اروپایی و گریز از فشار تاریخی مسکو است. در حالی که این اتحادیه تصویب این لایحه را صخرهای در راه چشمانداز پیوستن تفلیس به اتحادیه میداند.
به هر روی، روح حاکم بر ملت گرجستان، پیوستن به ناتو و اتحادیه اروپایی میچرخد. آنان اشغال اوستیای جنوبی و آبخازیا توسط فدراتیو روسیه را فراموش نکردهاند. این در حالی است که دستکم از یک دهه پیش، باکو با اتکای همه جانبه بر آنکارا و تلآویو و بازی ظریف با مسکو، دیگر برای همیشه از دسترس استراتژیک کرملین بیرون رفته است.
به اغلب احتمال در حالی که ولادیمیر پوتین بیشتر تمرکزش را بر جبهه اوکراین قرار داده است، ناتو، اتحادیه و ترکیه، روز به روز چادرهای خود را در قفقاز جنوبی بیش از پیش برپا میکنند. به گمانم فدراتیو [روسیه] در حال از دست دادن همیشگی این منطقه فرا استراتژیک است.
@IranDel_Channel
💢
🔴 روسیه؛ غرق در اوکراین و حذف از قفقاز
✍️ یدالله کریمیپور، دکترای جغرافیای سیاسی
البته که شرایط جنگ در اوکراین، با وجود کشته و مجروح شدن ۱۰۰۰ تن (در جبهه روسیه)در شبانهروز، به سود ولادیمیر پوتین در جریان است. ولی چیرگیهای نقطهای در باختر دنیپر، گویای چه پیروزیهای استراتژیک جهانی برای کرملین، به ویژه در قفقاز بوده است؟!
همین دو ماه پیش بود که پاشینیان در ایروان، بالاخره پس از کشوقوسهای متعدد، فرانسه، یونان، آمریکا و غرب را برگزیده و تکیهگاه قرار داد. از دیروز ۱۳ اردیبهشت (۳ می) نیز اعتراضات گسترده در تفلیس، پایتخت گرجستان علیه لایحه "نفوذ خارجی" که معترضان آن را الهام گرفته از روسیه میدانند، آغاز شده است. تمرکز گرجیها بر پیوستن به اتحادیۀ اروپایی و گریز از فشار تاریخی مسکو است. در حالی که این اتحادیه تصویب این لایحه را صخرهای در راه چشمانداز پیوستن تفلیس به اتحادیه میداند.
به هر روی، روح حاکم بر ملت گرجستان، پیوستن به ناتو و اتحادیه اروپایی میچرخد. آنان اشغال اوستیای جنوبی و آبخازیا توسط فدراتیو روسیه را فراموش نکردهاند. این در حالی است که دستکم از یک دهه پیش، باکو با اتکای همه جانبه بر آنکارا و تلآویو و بازی ظریف با مسکو، دیگر برای همیشه از دسترس استراتژیک کرملین بیرون رفته است.
به اغلب احتمال در حالی که ولادیمیر پوتین بیشتر تمرکزش را بر جبهه اوکراین قرار داده است، ناتو، اتحادیه و ترکیه، روز به روز چادرهای خود را در قفقاز جنوبی بیش از پیش برپا میکنند. به گمانم فدراتیو [روسیه] در حال از دست دادن همیشگی این منطقه فرا استراتژیک است.
@IranDel_Channel
💢
Telegram
ایراندل | IranDel
همه عالم تن است و ایران دل ❤️
این کانال دغدغهاش، ایران است و گردانندۀ آن، یک شهروند ایرانی آذربایجانی
[ بازنشر یک یادداشت، توییت، ویدئو و یا یک صوت به معنی تأیید کل محتوا و تمام مواضع صاحب آن محتوا نیست و هدف صرفاً بازتاب دادن یک نگاه و اندیشه است.]
این کانال دغدغهاش، ایران است و گردانندۀ آن، یک شهروند ایرانی آذربایجانی
[ بازنشر یک یادداشت، توییت، ویدئو و یا یک صوت به معنی تأیید کل محتوا و تمام مواضع صاحب آن محتوا نیست و هدف صرفاً بازتاب دادن یک نگاه و اندیشه است.]
👍19👎1
🔴 توسل به منیژه در خطبههای نماز جمعه مشهد
✍️ جواد رنجبر درخشیلر، شاهنامهپژوه تبریزی
امروز در خطبههای نماز جمعه مشهد، خطیب گفته است: حجاب متعلق به فرهنگ ایران است؛ در شاهنامه، فردوسی از قول منیژه نقل میکند: «منیژه منم، دُختِ افراسیاب،
برهنه ندیده، تنم آفتاب».
این نوع فهم و بیان شاهنامه، اساساً غلط است. یک بیت را از جایی درآوردن و خواندنِ بدون اینکه پس و پیش آن گفته شود، روشی مرسوم، اما غلط در شاهنامهخوانی است.
این بیت به این صورت در شاهنامه آمده است:
منیژه منم دُختِ افراسیاب
برهنه ندیدی، مرا آفتاب
منیژه دارد خودش را به رستم معرفی میکند تا کمکشان کند.
مصداق "عفت"، قلمداد کردن منیژه، بسیار عجیب است. منیژه، دختر افراسیاب است. دشمن ایران، دیو و کسی که تمام وجودش پلیدی است. شاید بفرمایید به دخترش چه؟ او دختر پاکی بوده است.
اما این طور نیست. منیژه قبل از اینکه ادعا کند تنش را آفتاب ندیده، با بیژن ماجراها داشته است:
سه روز و سه شب، شاد بودند بهم
گرفته بر او خواب و مستی ستم
در چادر، سه روز و سه شب در اوج شادی بودند. وقت رفتن، منیژه دلش نیامد بیژن را رها کند. بیهوشش کرد و با خود به خانه بُرد. وقتی بیژن از بیهوشی نجات یافت، منیژه را در بغل خودش دید.
چو بیدار شد بیژن و هوش یافت
نگار سمن بر در آغوش یافت
بیژن و منیژه در همان خانه در حال مستی به دام میافتند و بیژن به دستور افراسیاب (پدر منیژه) به چاه انداخته میشود.
منیژه را به رخِ زنان ایران کشیدن چندان محترمانه نیست و مهمتر از آن اینکه حجاب یا بیحجابی در روزگار ما مسئلهای مربوط به تحولِ حقوق زنان است بر مبنای اندیشه.های جدید. مثال آوردن از متنهای کهن که بر مبنای اندیشههای کهن صورتبندی شدهاند، دردی را دوا نمیکند. این مسئله را باید به زبانِ جدید طرح کرد و پاسخ داد.
ولی اگر در بهرهگیری از شاهنامه، اصراری وجود دارد، بهتر است به دادگری آن توجه شود که بسیار پررنگتر و مفصلتر و اساسیتر است و اتفاقاً به دردِ جامعه امروز هم بیشتر میخورد.
🔴 پینوشت:
عنوان یادداشت، از نویسنده نیست.
@IranDel_Channel
💢
🔴 توسل به منیژه در خطبههای نماز جمعه مشهد
✍️ جواد رنجبر درخشیلر، شاهنامهپژوه تبریزی
امروز در خطبههای نماز جمعه مشهد، خطیب گفته است: حجاب متعلق به فرهنگ ایران است؛ در شاهنامه، فردوسی از قول منیژه نقل میکند: «منیژه منم، دُختِ افراسیاب،
برهنه ندیده، تنم آفتاب».
این نوع فهم و بیان شاهنامه، اساساً غلط است. یک بیت را از جایی درآوردن و خواندنِ بدون اینکه پس و پیش آن گفته شود، روشی مرسوم، اما غلط در شاهنامهخوانی است.
این بیت به این صورت در شاهنامه آمده است:
منیژه منم دُختِ افراسیاب
برهنه ندیدی، مرا آفتاب
منیژه دارد خودش را به رستم معرفی میکند تا کمکشان کند.
مصداق "عفت"، قلمداد کردن منیژه، بسیار عجیب است. منیژه، دختر افراسیاب است. دشمن ایران، دیو و کسی که تمام وجودش پلیدی است. شاید بفرمایید به دخترش چه؟ او دختر پاکی بوده است.
اما این طور نیست. منیژه قبل از اینکه ادعا کند تنش را آفتاب ندیده، با بیژن ماجراها داشته است:
سه روز و سه شب، شاد بودند بهم
گرفته بر او خواب و مستی ستم
در چادر، سه روز و سه شب در اوج شادی بودند. وقت رفتن، منیژه دلش نیامد بیژن را رها کند. بیهوشش کرد و با خود به خانه بُرد. وقتی بیژن از بیهوشی نجات یافت، منیژه را در بغل خودش دید.
چو بیدار شد بیژن و هوش یافت
نگار سمن بر در آغوش یافت
بیژن و منیژه در همان خانه در حال مستی به دام میافتند و بیژن به دستور افراسیاب (پدر منیژه) به چاه انداخته میشود.
منیژه را به رخِ زنان ایران کشیدن چندان محترمانه نیست و مهمتر از آن اینکه حجاب یا بیحجابی در روزگار ما مسئلهای مربوط به تحولِ حقوق زنان است بر مبنای اندیشه.های جدید. مثال آوردن از متنهای کهن که بر مبنای اندیشههای کهن صورتبندی شدهاند، دردی را دوا نمیکند. این مسئله را باید به زبانِ جدید طرح کرد و پاسخ داد.
ولی اگر در بهرهگیری از شاهنامه، اصراری وجود دارد، بهتر است به دادگری آن توجه شود که بسیار پررنگتر و مفصلتر و اساسیتر است و اتفاقاً به دردِ جامعه امروز هم بیشتر میخورد.
🔴 پینوشت:
عنوان یادداشت، از نویسنده نیست.
@IranDel_Channel
💢
👍35👎5
📷 نامۀ فتحعلیشاه قاجار به ناپلئون بناپارت
در ماه دسامبر سال ۱۸۰۶ میلادی «میرزا محمد رضی تبریزی» مستوفی ارشد و خوشنویسِ نامدار اوایل قاجاریه یکی از مهمترین نامههای فتحعلیشاه به ناپلئون بناپارت را با گزینشِ دقیق واژگان پارسی به زیبایی خوشنویسی کرده است.
اصل نامه هماکنون در کتابخانۀ ملی فرانسه نگهداری میشود که از آدرس زیر قابل دسترسی است:
نامه پارسی فتحعلیشاه قاجار
@IranDel_Channel
💢
در ماه دسامبر سال ۱۸۰۶ میلادی «میرزا محمد رضی تبریزی» مستوفی ارشد و خوشنویسِ نامدار اوایل قاجاریه یکی از مهمترین نامههای فتحعلیشاه به ناپلئون بناپارت را با گزینشِ دقیق واژگان پارسی به زیبایی خوشنویسی کرده است.
اصل نامه هماکنون در کتابخانۀ ملی فرانسه نگهداری میشود که از آدرس زیر قابل دسترسی است:
نامه پارسی فتحعلیشاه قاجار
@IranDel_Channel
💢
👍25👎1
📷 کتیبۀ سلطان نورالدین زنگی (ترکمان) در سوریه
متن کتیبه:
لمالموید المنصور المظفر النورالدین، الملوک عده سلاطین قاهر، جهانخسرویِ ایران، امیرالعراقین، شهریارِ شام، ربیعالآخر سنه الاحدی و اربعین خمسمایه.
🔴 از صفحۀ مهرداد ملکزاده، باستانشناس
@IranDel_Channel
💢
متن کتیبه:
لمالموید المنصور المظفر النورالدین، الملوک عده سلاطین قاهر، جهانخسرویِ ایران، امیرالعراقین، شهریارِ شام، ربیعالآخر سنه الاحدی و اربعین خمسمایه.
🔴 از صفحۀ مهرداد ملکزاده، باستانشناس
@IranDel_Channel
💢
👍19👎1
Telegram
ایراندل + | + IranDel
@IranDel_Channel
💢
@IranDel_Channel
💢
🔴 The Raison d`etre of the Republic of Azerbaijan: A Political Geography Analysis
✍️ Atta-ollah Abdi, Morad Kavianirad & Salar Seyfodini
[Abstract]
The establishment, endurance, and perpetuation of states necessitate a raison d'être. It serves as a direct response to the question of why a state should exist as an independent political entity. Various factors contribute to the raison d'être of nations, ranging from internally generated and self-defined principles to those shaped by colonial legacies or the fragmentation of vast empires into smaller states. Following the dissolution of the Soviet Union, the emergence of the “Republic of Azerbaijan” in the South Caucasus marked a significant development. This article seeks to explore the raison d'être of this nascent state and its relationship with its historical neighbor, Iran. The central thesis of this article posits that the cultural and geopolitical tensions between Iran and the Republic of Azerbaijan are rooted in a divergence of their respective raison d'être. Available evidence indicates that this discord has engendered a fragile diplomatic rapport between the two nations, susceptible to destabilization by any untoward incident. A considerable portion of this mutual distrust can be attributed to underlying theories regarding the raison d'être of the Republic of Azerbaijan.
🔴 IRPL
@IranDel_Channel
💢
🔴 The Raison d`etre of the Republic of Azerbaijan: A Political Geography Analysis
✍️ Atta-ollah Abdi, Morad Kavianirad & Salar Seyfodini
[Abstract]
The establishment, endurance, and perpetuation of states necessitate a raison d'être. It serves as a direct response to the question of why a state should exist as an independent political entity. Various factors contribute to the raison d'être of nations, ranging from internally generated and self-defined principles to those shaped by colonial legacies or the fragmentation of vast empires into smaller states. Following the dissolution of the Soviet Union, the emergence of the “Republic of Azerbaijan” in the South Caucasus marked a significant development. This article seeks to explore the raison d'être of this nascent state and its relationship with its historical neighbor, Iran. The central thesis of this article posits that the cultural and geopolitical tensions between Iran and the Republic of Azerbaijan are rooted in a divergence of their respective raison d'être. Available evidence indicates that this discord has engendered a fragile diplomatic rapport between the two nations, susceptible to destabilization by any untoward incident. A considerable portion of this mutual distrust can be attributed to underlying theories regarding the raison d'être of the Republic of Azerbaijan.
🔴 IRPL
@IranDel_Channel
💢
👍8
🔴 یادداشتی به بهانۀ تعطیلی یک انتشارات و کتابفروشیِ مروّج پانتُرکیسم در تهران به دلیل «عدم استقبالِ مردم»!
✍️ بعد آنکه خود پانتُرکها در رسانههایشان اعلام کردند که انتشارات و کتابفروشی «اندیشهنو» در تهران به دلیلِ «عدم استقبالِ مردم» تعطیل شده است، افشین جعفرزاده در یک یادداشت کوتاه تلگرامی، خاطرات خود از آن کتابفروشی و انتشاراتی را چنین نوشت:
من انتشارات و کتابفروشی «اندیشهنو» را از سال ۱۳۶۸ خورشیدی دقیقاً میشناسم و بارها به کتابفروشیشان رفته بودم. میشود گفت از مشتریهای پَر و پا قرصشان بودم؛ چه مغازۀ قدیمیشان که در خیابان کارگر و چند قدم بالاتر از میدانِ انقلابِ تهران بود و چه دکّانِ جدیدشان!
سالهای نخست فعالیتِ این کتابفروشی، پاتوقِ فرقهچیهای قدیمی (طرفداران فرقۀ دموکرات آذربایجان!) بود. در دهۀ شصت، هفتاد و هشتاد در همان کوچۀ بنبستی که پنجشنبهها صندلی در ته کوچه میگذاشتند و از خلقها (؟!) و ستمِ ملی (!؟) و سوگِ آذربایجانِ ش م ا ل ی (!؟) و آذربایجانِ ج ن و ب ی (!؟) سخن میراندند!
گاهی من هم همنشینشان میشدم!
با درگذشتِ آقای فرزانه و بهزادی و بسیاری دیگر، آن مکان به تدریج به پاتوقِ پانتُرکیستهای تهران و شهرستانها تبدیل شده بود و نکتۀ شگفت، باد کردن عجیب - غریب کتابهایشان بود که مشخصاً با قیمتهایی کمتر به فروش میرسید!!
این نسلِ پانتُرک شده و جهش یافته از پانآذری (!) به پانتُرکیسم، واضحاً سطحیتر و بیسوادتر از نسلِ فرقهچی بود که دستی در خوانشِ کتابهای چاپِ باکو و شوروی داشت. نسلِ جدیدِ پانتُرک، دیگر به پانآذریسم (!) رضایت نمیداد و آذربایجان را آز*ربایجان و واژۀ تُرک را تو*رک مینوشت و ابعادِ وطنِ یوتوپیایی را از دشتِ اورخون و صحرای گوبی تا نزدیکی ژاپن و از دیگرسو تا مجارستان و بلغارستان، کِش میداد. سخنها از ریشۀ تُرکی به قول خودشان بایبک (!؟) و واژۀ قم ( قوم!!) داشت و مدعی بود فارسی، لهجۀ سی و سومِ زبان عربی است (منبع: یونسکو!؟!!) و البته با فحشهای چارواداری به کشورِ ایران، زبانِ ملی فارسی، تاریخِ ایران، کورش هخامنشی، فردوسی، شاهنامه و خیلی چیزها و اشخاصِ دیگر!!
سلام و علیکشان با علامت "بوزقوردی" هم شیرینی خاصِّ خودش را داشت!
آن نسلِ قبلی فرقهچی که حرفهای نسلِ متأخرِ پانتُرک را میشنید، گاهی رو ترش میکرد و مجادلاتِ درونگروهیِ جماعتِ فرقهچی با پانتُرکهای نسلِ متأخر، دیدنی بود (بارها بندۀ خدا آقای فرزانه (مدیر انتشارات) سرخ و سیاه میشد و تا مرز سکته میرفت!!) و امثال من هم نظارهگرِ داستان!
همهجور جنس - از تقویمِ پانترکی با خطِّ رایج در باکو گرفته تا کتابهای محمدتقی زهتابی و حسین محمدزاده صدیق و حسن راشدی و امثالهم در نفرتپراکنی علیه فردوسی، افتخارات ملی ایران - میشد در آن کتابفروشی یافت و به قول خودشان "قرمزی کتاب" - همان کتابی که برندا شفر نوشته و در سال ۱۳۸۵ خورشیدی در دانشگاه تهران و با ترجمۀ یاشار صدقیانیآذر چاپ شده بود. (!) - هم حتماً در دسترسِ مشتریان بود.
بله درست خواندید:
ناشر آن کتاب، اولوس بود، از نشریاتِ دانشجویی دانشگاه تهران و با امکاناتِ ارائه شده توسط دانشگاه!!
نام دقیقِ کتاب:
مرزها و برادری، ایران و چالشِ هویتِ آذربایجانی
نویسنده: برندا شفر
دهها عنوان کتاب ریز و درشت هم فقط خودشان منتشر میکردند و شگفتا مدعی ممنوعیتِ نشر و چاپ به زبانِ تُرکی هم بودند!!! و نشریات ریز و درشت پانتُرکی از نوید آذربایجان گرفته تا شمس تبریز و دهها عنوان دیگر هم که جای خود داشت.
برخلافِ نسلِ قدیمی فرقهچی این نسلِ پانتُرکِ جدید، گاهی رنگ و بوی پانترکِ حزباللهی غلیظ هم داشتند و هدفِ راهبردیشان مبارزه با آنچه آنها "پانفارسیسم" مینامیدند و مبارزه با هویتباختگانِ ضدِّ دین و ضدِّ ترک (ببخشید تووورک!!) بود!
به هر روی حکایتهای شگفتی آنجا رخ میداد....
من از ورشکستگی و تعطیلی آن انتشارات و کتابفروشی (!)، صادقانه و بسیار متاسفم! بیشتر خوش داشتم، باشند و ادامۀ فعالیت بدهند و دلخوش باشند. ما هم خشنود و راضی بودیم!
🔴 پینوشت:
برای دیدنِ طرح جلد و پشتِ جلدِ «قرمزی کتاب»، به بخشِ "مشاهده پیام" مراجعه کنید.
@IranDel_Channel
💢
🔴 یادداشتی به بهانۀ تعطیلی یک انتشارات و کتابفروشیِ مروّج پانتُرکیسم در تهران به دلیل «عدم استقبالِ مردم»!
✍️ بعد آنکه خود پانتُرکها در رسانههایشان اعلام کردند که انتشارات و کتابفروشی «اندیشهنو» در تهران به دلیلِ «عدم استقبالِ مردم» تعطیل شده است، افشین جعفرزاده در یک یادداشت کوتاه تلگرامی، خاطرات خود از آن کتابفروشی و انتشاراتی را چنین نوشت:
من انتشارات و کتابفروشی «اندیشهنو» را از سال ۱۳۶۸ خورشیدی دقیقاً میشناسم و بارها به کتابفروشیشان رفته بودم. میشود گفت از مشتریهای پَر و پا قرصشان بودم؛ چه مغازۀ قدیمیشان که در خیابان کارگر و چند قدم بالاتر از میدانِ انقلابِ تهران بود و چه دکّانِ جدیدشان!
سالهای نخست فعالیتِ این کتابفروشی، پاتوقِ فرقهچیهای قدیمی (طرفداران فرقۀ دموکرات آذربایجان!) بود. در دهۀ شصت، هفتاد و هشتاد در همان کوچۀ بنبستی که پنجشنبهها صندلی در ته کوچه میگذاشتند و از خلقها (؟!) و ستمِ ملی (!؟) و سوگِ آذربایجانِ ش م ا ل ی (!؟) و آذربایجانِ ج ن و ب ی (!؟) سخن میراندند!
گاهی من هم همنشینشان میشدم!
با درگذشتِ آقای فرزانه و بهزادی و بسیاری دیگر، آن مکان به تدریج به پاتوقِ پانتُرکیستهای تهران و شهرستانها تبدیل شده بود و نکتۀ شگفت، باد کردن عجیب - غریب کتابهایشان بود که مشخصاً با قیمتهایی کمتر به فروش میرسید!!
این نسلِ پانتُرک شده و جهش یافته از پانآذری (!) به پانتُرکیسم، واضحاً سطحیتر و بیسوادتر از نسلِ فرقهچی بود که دستی در خوانشِ کتابهای چاپِ باکو و شوروی داشت. نسلِ جدیدِ پانتُرک، دیگر به پانآذریسم (!) رضایت نمیداد و آذربایجان را آز*ربایجان و واژۀ تُرک را تو*رک مینوشت و ابعادِ وطنِ یوتوپیایی را از دشتِ اورخون و صحرای گوبی تا نزدیکی ژاپن و از دیگرسو تا مجارستان و بلغارستان، کِش میداد. سخنها از ریشۀ تُرکی به قول خودشان بایبک (!؟) و واژۀ قم ( قوم!!) داشت و مدعی بود فارسی، لهجۀ سی و سومِ زبان عربی است (منبع: یونسکو!؟!!) و البته با فحشهای چارواداری به کشورِ ایران، زبانِ ملی فارسی، تاریخِ ایران، کورش هخامنشی، فردوسی، شاهنامه و خیلی چیزها و اشخاصِ دیگر!!
سلام و علیکشان با علامت "بوزقوردی" هم شیرینی خاصِّ خودش را داشت!
آن نسلِ قبلی فرقهچی که حرفهای نسلِ متأخرِ پانتُرک را میشنید، گاهی رو ترش میکرد و مجادلاتِ درونگروهیِ جماعتِ فرقهچی با پانتُرکهای نسلِ متأخر، دیدنی بود (بارها بندۀ خدا آقای فرزانه (مدیر انتشارات) سرخ و سیاه میشد و تا مرز سکته میرفت!!) و امثال من هم نظارهگرِ داستان!
همهجور جنس - از تقویمِ پانترکی با خطِّ رایج در باکو گرفته تا کتابهای محمدتقی زهتابی و حسین محمدزاده صدیق و حسن راشدی و امثالهم در نفرتپراکنی علیه فردوسی، افتخارات ملی ایران - میشد در آن کتابفروشی یافت و به قول خودشان "قرمزی کتاب" - همان کتابی که برندا شفر نوشته و در سال ۱۳۸۵ خورشیدی در دانشگاه تهران و با ترجمۀ یاشار صدقیانیآذر چاپ شده بود. (!) - هم حتماً در دسترسِ مشتریان بود.
بله درست خواندید:
ناشر آن کتاب، اولوس بود، از نشریاتِ دانشجویی دانشگاه تهران و با امکاناتِ ارائه شده توسط دانشگاه!!
نام دقیقِ کتاب:
مرزها و برادری، ایران و چالشِ هویتِ آذربایجانی
نویسنده: برندا شفر
دهها عنوان کتاب ریز و درشت هم فقط خودشان منتشر میکردند و شگفتا مدعی ممنوعیتِ نشر و چاپ به زبانِ تُرکی هم بودند!!! و نشریات ریز و درشت پانتُرکی از نوید آذربایجان گرفته تا شمس تبریز و دهها عنوان دیگر هم که جای خود داشت.
برخلافِ نسلِ قدیمی فرقهچی این نسلِ پانتُرکِ جدید، گاهی رنگ و بوی پانترکِ حزباللهی غلیظ هم داشتند و هدفِ راهبردیشان مبارزه با آنچه آنها "پانفارسیسم" مینامیدند و مبارزه با هویتباختگانِ ضدِّ دین و ضدِّ ترک (ببخشید تووورک!!) بود!
به هر روی حکایتهای شگفتی آنجا رخ میداد....
من از ورشکستگی و تعطیلی آن انتشارات و کتابفروشی (!)، صادقانه و بسیار متاسفم! بیشتر خوش داشتم، باشند و ادامۀ فعالیت بدهند و دلخوش باشند. ما هم خشنود و راضی بودیم!
🔴 پینوشت:
برای دیدنِ طرح جلد و پشتِ جلدِ «قرمزی کتاب»، به بخشِ "مشاهده پیام" مراجعه کنید.
@IranDel_Channel
💢
Telegram
ایراندل + | + IranDel
👍93👎4
Forwarded from ایراندل | IranDel
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 بهار به نیمهراه رسید..
پانزدهم اردیبهشت، روز ملی شیرازِ جان
آخر ای بادِ صبا بویی اگر میآری
سوی شیراز گُذر کن که مَرا یار آنجاست
سعدی شیرازی
#مناسبتها
@IranDel_Channel
💢
پانزدهم اردیبهشت، روز ملی شیرازِ جان
آخر ای بادِ صبا بویی اگر میآری
سوی شیراز گُذر کن که مَرا یار آنجاست
سعدی شیرازی
#مناسبتها
@IranDel_Channel
💢
👍34
Forwarded from ایراندل | IranDel
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 شانزدهم اردیبهشت، روز ملی مراغه؛ شهرِ تاریخی و کهن و باغشهر زیبای ایران
شانزدهم اردیبهشت سال ۶۳۸ خورشیدی که آغاز ساخت رصدخانه مراغه است در تقویم ایران به عنوان روز مراغه نامگذاری شده است.
هدف از نامگذاری این روز به نام روز مراغه، شناساندن فرهنگ، تاریخ و تمدن این شهر کهن است.
مراغه، دومین شهر بزرگ استان آذربایجانشرقی است. این شهر در کنار رودخانۀ صوفیچای در دامنۀ جنوبی کوه سهند و در ۱۳۰ کیلومتری جنوب تبریز واقع شده است.
مراغه که به باغشهر ایران و پایتخت نجوم ایران شهرت دارد، با ۳۰۰ اثر ثبت شدۀ ملی، جزو ۱۰ شهر تاریخی ایران میباشد که سالانه هزاران گردشگر خارجی و ایرانی از این شهر دیدن میکنند.
رصدخانۀ مراغه تحت نظارت خواجه نصیرالدین توسی، دانشمند بزرگ ایرانی در زمان فرمانروایی هلاکوخان ایلخانی ساخته شد. این رصدخانه، فقط رصدخانه ستارگان نبود بلکه یک سازمان علمی گسترده بود که بیشتر شاخههای دانش در آن تدریس میشد و بزرگترین دانشمندان ایرانی و تعدادی از دانشمندان چینی و یونانی در آن جمع شده بودند و هدف از آن پیشبرد علمی کشور پس از حملات اعراب و مغولان به ایران بود.
#مناسبتها
@IranDel_Channel
💢
شانزدهم اردیبهشت سال ۶۳۸ خورشیدی که آغاز ساخت رصدخانه مراغه است در تقویم ایران به عنوان روز مراغه نامگذاری شده است.
هدف از نامگذاری این روز به نام روز مراغه، شناساندن فرهنگ، تاریخ و تمدن این شهر کهن است.
مراغه، دومین شهر بزرگ استان آذربایجانشرقی است. این شهر در کنار رودخانۀ صوفیچای در دامنۀ جنوبی کوه سهند و در ۱۳۰ کیلومتری جنوب تبریز واقع شده است.
مراغه که به باغشهر ایران و پایتخت نجوم ایران شهرت دارد، با ۳۰۰ اثر ثبت شدۀ ملی، جزو ۱۰ شهر تاریخی ایران میباشد که سالانه هزاران گردشگر خارجی و ایرانی از این شهر دیدن میکنند.
رصدخانۀ مراغه تحت نظارت خواجه نصیرالدین توسی، دانشمند بزرگ ایرانی در زمان فرمانروایی هلاکوخان ایلخانی ساخته شد. این رصدخانه، فقط رصدخانه ستارگان نبود بلکه یک سازمان علمی گسترده بود که بیشتر شاخههای دانش در آن تدریس میشد و بزرگترین دانشمندان ایرانی و تعدادی از دانشمندان چینی و یونانی در آن جمع شده بودند و هدف از آن پیشبرد علمی کشور پس از حملات اعراب و مغولان به ایران بود.
#مناسبتها
@IranDel_Channel
💢
👍29
🔴 شانزدهم اردیبهشتماه سالروز درگذشتِ استاد بدیعالزمان فروزانفر
محمدحسین بُشرویهای (۱۴ شهریور ۱۲۷۶ – ۱۶ اردیبهشت ۱۳۴۹) شناختهشده به نام بدیعالزمان فروزانفر؛ ادیب، نویسنده، مترجم، سراینده و پژوهشگر ادبی ایرانی و مدرس دانشگاه برجسته در زمینهٔ زبان و ادبیات فارسی بود. ایشان یکی از مولویپژوهان بزرگ امروزی بود و در این زمینه آثار ارزشمند گوناگونی را نگاشت. فروزانفر همچنین سالها استاد کرسیدار ادبیات فارسی در دانشگاه تهران و نیز از کارمندان فرهنگستان ایران بود.
🔴 وظیفۀ دانشکدۀ ادبیاتِ دانشگاه تبریز
✍️ بخشی از سخنرانی استاد بدیعالزمان فروزانفر در دانشگاه تبریز، خرداد ماه ۱۳۲۷ خورشیدی
مقصود نهایی از تأسیس دانشکدۀ ادبیات تبریز این است که این دانشکده، ادبیات فارسی را به دنیا معرفی کند.
زبان فارسی یکی از ثروتمندترین و غنیترین السنۀ ادبی دنیاست. پس هرگاه طریق صاف و درستی مبتنی بر روشهای جدید محققانه در میان محصّلانِ پرشور و شوق ما رایج شود، امید است که ادبیات فارسی مقام دیرین را دوباره به دست آورد.
یقین بدانید روزی خواهد شد که اوضاع دنیا حاجت اهل دنیا را به معنویات ثابت خواهد کرد. امروز دنیای غرب در مادیات مستغرق است و جز اتم و سیبزمینی و نفت مبحث مهمی در دنیا نیست. مسائل معنوی را که حقیقت تمدن است احتیاجات مورد توجه قرار نمیدهد، ولی روزی بشر از این خواب گران برخواهد خاست و روی به ادبیات خواهد آورد. این دنیای کهن از این تحولات بسیار دیده و مذاهب مادی مکرر بر سایر عقاید غالب شده است، ولی سرانجام حقیقت آنچه را که مقتضی بوده به مردم نشان داده است.
روزی که بشر از تجاوز به حقوق هم آسوده شود، قیمت حافظ و سعدی و مولوی و شعرای دیگر فارسیزبان بر مردم روشنتر خواهد شد.
پس کار دانشکدۀ ادبیات تبریز، حفظ زبان فارسی و پرورش کسانی است که با ادبیات فارسی آشنایی کامل داشته باشند.
🔴 به نقل از:
سایۀ سرو سهی: یادنامۀ دکتر منوچهر مرتضوی، به اهتمام محمد طاهری خسروشاهی، انتشارات ستوده، ۱۳۹۱، ص ۸۱۱-۸۱۲.
🔴 عکس از گنجینۀ پژوهشی ایرج افشار
از راست: مصطفی مقربی، شیخالاسلام کردستانی، بدیعالزمان فروزانفر، فکری سلجوقی و صادق بهداد
سال ۱۳۳۷ خورشیدی، مسجد جمعۀ شهر هرات
#یادها | #مناسبتها
@IranDel_Channel
💢
🔴 شانزدهم اردیبهشتماه سالروز درگذشتِ استاد بدیعالزمان فروزانفر
محمدحسین بُشرویهای (۱۴ شهریور ۱۲۷۶ – ۱۶ اردیبهشت ۱۳۴۹) شناختهشده به نام بدیعالزمان فروزانفر؛ ادیب، نویسنده، مترجم، سراینده و پژوهشگر ادبی ایرانی و مدرس دانشگاه برجسته در زمینهٔ زبان و ادبیات فارسی بود. ایشان یکی از مولویپژوهان بزرگ امروزی بود و در این زمینه آثار ارزشمند گوناگونی را نگاشت. فروزانفر همچنین سالها استاد کرسیدار ادبیات فارسی در دانشگاه تهران و نیز از کارمندان فرهنگستان ایران بود.
🔴 وظیفۀ دانشکدۀ ادبیاتِ دانشگاه تبریز
✍️ بخشی از سخنرانی استاد بدیعالزمان فروزانفر در دانشگاه تبریز، خرداد ماه ۱۳۲۷ خورشیدی
مقصود نهایی از تأسیس دانشکدۀ ادبیات تبریز این است که این دانشکده، ادبیات فارسی را به دنیا معرفی کند.
زبان فارسی یکی از ثروتمندترین و غنیترین السنۀ ادبی دنیاست. پس هرگاه طریق صاف و درستی مبتنی بر روشهای جدید محققانه در میان محصّلانِ پرشور و شوق ما رایج شود، امید است که ادبیات فارسی مقام دیرین را دوباره به دست آورد.
یقین بدانید روزی خواهد شد که اوضاع دنیا حاجت اهل دنیا را به معنویات ثابت خواهد کرد. امروز دنیای غرب در مادیات مستغرق است و جز اتم و سیبزمینی و نفت مبحث مهمی در دنیا نیست. مسائل معنوی را که حقیقت تمدن است احتیاجات مورد توجه قرار نمیدهد، ولی روزی بشر از این خواب گران برخواهد خاست و روی به ادبیات خواهد آورد. این دنیای کهن از این تحولات بسیار دیده و مذاهب مادی مکرر بر سایر عقاید غالب شده است، ولی سرانجام حقیقت آنچه را که مقتضی بوده به مردم نشان داده است.
روزی که بشر از تجاوز به حقوق هم آسوده شود، قیمت حافظ و سعدی و مولوی و شعرای دیگر فارسیزبان بر مردم روشنتر خواهد شد.
پس کار دانشکدۀ ادبیات تبریز، حفظ زبان فارسی و پرورش کسانی است که با ادبیات فارسی آشنایی کامل داشته باشند.
🔴 به نقل از:
سایۀ سرو سهی: یادنامۀ دکتر منوچهر مرتضوی، به اهتمام محمد طاهری خسروشاهی، انتشارات ستوده، ۱۳۹۱، ص ۸۱۱-۸۱۲.
🔴 عکس از گنجینۀ پژوهشی ایرج افشار
از راست: مصطفی مقربی، شیخالاسلام کردستانی، بدیعالزمان فروزانفر، فکری سلجوقی و صادق بهداد
سال ۱۳۳۷ خورشیدی، مسجد جمعۀ شهر هرات
#یادها | #مناسبتها
@IranDel_Channel
💢
👍24👎2
ایراندل | IranDel
🔴 حسین منزوی زنجانی، غزلسرای نامی معاصر ایران زاده یکم مهر ۱۳۲۵ خورشیدی، زنجان درگذشتهی ۱۶ اردیبهشت ۱۳۸۳ خورشیدی، تهران ایران، صدای خستهام را بشنو اِی ایران شکوای نای خستهام را بشنو اِی ایران من از دماوند و سهندت، قصه میگویم از کوههای سربلندت،…
🔴 حسین منزوی زنجانی، شاعر برجسته و از قلههای غزلسرایی معاصر ایران
زادۀ یک مهر ۱۳۲۵ خورشیدی - زنجان
درگذشتۀ ۱۶ اردیبهشت ۱۳۸۳ خورشیدی - تهران
ایران من! ای خاکِ همایونِ من، ایران
ای عشق تو آمیخته با خونِ من، ایران!
ای منبعِ الهام من! ای شورِ تو جاری
در شعرِ تر و نغمۀ موزونِ من، ایران!
ای همّتِ مردانِ تو، چون نامِ بلندت
همتای دماوندت و همسنگِ سهندت
روزی که تو آهنگِ شکارت به سر افتاد
شیرِ فلک آمد چو اسیری به کمندت
ایران! خزرت زنده و پُر همهمه باشد
کارونِ تو زاینده و پُر زمزمه باشد
تا عرصۀ نام است جهان، ناموران را
زانِ تو سرافرازترینِ همه باشد
افکنده شد آن کس که سرافکنده، تو را خواست
شرمنده شد آن خصم که شرمنده، تو را خواست
خود، بندۀ فرهنگِ درخشان تو آمد
آن قوم که از روی طمع، بنده، تو را خواست
ایران من! آفاق، تو را زیر نگین باد
خورشید جهانتابِ تو، تابندهترین باد
تو صخرۀ صمّایی و موجاند حوادث
تا بوده چنین بوده و تا هست، چنین باد
حسین منزوی
#یادها | #مناسبتها
@IranDel_Channel
💢
زادۀ یک مهر ۱۳۲۵ خورشیدی - زنجان
درگذشتۀ ۱۶ اردیبهشت ۱۳۸۳ خورشیدی - تهران
ایران من! ای خاکِ همایونِ من، ایران
ای عشق تو آمیخته با خونِ من، ایران!
ای منبعِ الهام من! ای شورِ تو جاری
در شعرِ تر و نغمۀ موزونِ من، ایران!
ای همّتِ مردانِ تو، چون نامِ بلندت
همتای دماوندت و همسنگِ سهندت
روزی که تو آهنگِ شکارت به سر افتاد
شیرِ فلک آمد چو اسیری به کمندت
ایران! خزرت زنده و پُر همهمه باشد
کارونِ تو زاینده و پُر زمزمه باشد
تا عرصۀ نام است جهان، ناموران را
زانِ تو سرافرازترینِ همه باشد
افکنده شد آن کس که سرافکنده، تو را خواست
شرمنده شد آن خصم که شرمنده، تو را خواست
خود، بندۀ فرهنگِ درخشان تو آمد
آن قوم که از روی طمع، بنده، تو را خواست
ایران من! آفاق، تو را زیر نگین باد
خورشید جهانتابِ تو، تابندهترین باد
تو صخرۀ صمّایی و موجاند حوادث
تا بوده چنین بوده و تا هست، چنین باد
حسین منزوی
#یادها | #مناسبتها
@IranDel_Channel
💢
👍35👎1
🔴 مناقشۀ قرهباغ؛
ریشهها، پیامدهای منطقهای و امنیتِ ملی ایران
به مناسبتِ سیامین سالگردِ پایانِ نخستین جنگ قرهباغ
سخنران:
مرضیه کوهی اصفهانی،
استادیار سیاست و روابط بینالملل خاورمیانه در دانشکدۀ دولت و امور بینالملل دانشگاه دورهام بریتانیا
میزبان:
مجید تفرشی
زمان:
آدینه ۲۱ اردیبهشت ماه ۱۴۰۳ خورشیدی،
ساعت ۲۱ به وقت تهران
خانۀ «گفتارها»، کلابهاوس
🔴 برای شنیدن سخنرانی از اینجا وارد خانۀ «گفتارها»، و اتاق سخنرانی در کلابهاوس شوید.
#اطلاع_رسانی
@IranDel_Channel
💢
ریشهها، پیامدهای منطقهای و امنیتِ ملی ایران
به مناسبتِ سیامین سالگردِ پایانِ نخستین جنگ قرهباغ
سخنران:
مرضیه کوهی اصفهانی،
استادیار سیاست و روابط بینالملل خاورمیانه در دانشکدۀ دولت و امور بینالملل دانشگاه دورهام بریتانیا
میزبان:
مجید تفرشی
زمان:
آدینه ۲۱ اردیبهشت ماه ۱۴۰۳ خورشیدی،
ساعت ۲۱ به وقت تهران
خانۀ «گفتارها»، کلابهاوس
🔴 برای شنیدن سخنرانی از اینجا وارد خانۀ «گفتارها»، و اتاق سخنرانی در کلابهاوس شوید.
#اطلاع_رسانی
@IranDel_Channel
💢
👍16👎2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 به یاد حسین منزوی زنجانی، چامهسُرای ایران
یکم مهر ۱۳۲۵ خورشیدی - زنجان
۱۶ اردیبهشت ۱۳۸۳ خورشیدی - تهران
🔴 ویدئو از حسین نبوی
@IranDel_Channel
💢
یکم مهر ۱۳۲۵ خورشیدی - زنجان
۱۶ اردیبهشت ۱۳۸۳ خورشیدی - تهران
🔴 ویدئو از حسین نبوی
@IranDel_Channel
💢
👍32👎1
🔴 مفقود شدنِ دخترِ ایران و افزایشِ همدلی ملّی
✍️ احسان هوشمند
بسیاری از ایرانیان از طریق رسانههای جمعی و شبکههای اجتماعی از مفقودشدن دختر چهارسالهای به نام «یسنا دیدار» در روز نهم اردیبهشت ماه [۱۴۰۳ خورشیدی] در زمینهای کشاورزی روستای یلیبدراق از توابع بخش پیشکمرِ شهرستان کلاله در استان گلستان آگاه شدند. پس از انتشار خبر مفقودشدن یسنا، گروه درخورتوجهی از هموطنان در شبکههای اجتماعی به ابراز نگرانی دراینباره پرداختند و بهسرعت گروهی از شهروندان در استانهای مجاور خود را به کلاله و منطقهای که یسنا مفقود شده بود، رساندند. گروهی با خودرو و گروهی با آوردن سگ زندهیاب و گروهی دیگر نیز با ابزارهای دیگر از جمله کایت راهی کلاله شدند. جستوجوی گستردۀ زمینی و هوایی در سه روزِ پیدرپی به صورت خستگیناپذیری ادامه داشت و خوشبختانه پس از چهار روز یکی از نیروهای امدادی داوطلبِ همکاری با هلالاحمر از طریق گشت هوایی، یسنا را در میان مزرعه کلزا یافت و در ادامه نیروهای امدادی یسنا را به خانوادهاش تحویل دادند. اینکه خبر مفقودشدن یسنا به صورت خیلی سریعی به یک خبرِ ملی، مبدل میشود و واکنشهای بسیار گستردهای در سطحِ ملی مییابد، حاوی نکات مهمی است:
۱) مفقودشدن دختری اهل استان گلستان از میان هموطنانِ تُرکمن و با والدینی سنیمذهب به صدر اخبار اجتماعی کشور مبدل میشود؛ یعنی گروه درخورتوجهی از ایرانیان فارغ از مذهب و زبان و قبیله و تبار، به صورت ملی و یکپارچه به همدلی با خانواده یسنا میپردازند. گویی یسنا دختر همه ایرانیان است و دخترِ ایرانزمین مفقود شده است، این رویداد حاوی نشانه روشن و صریحی از تعمیق هرچه بیشتر همدلی و انسجام ملی در ایرانِ امروز است. اگر امدادگری اهل نیشابور و با مذهب و زبانی متفاوت به صورت داوطلبانه عازم منطقهای شده که یسنا مفقود شده و با پرواز در آسمان در جستوجوی یسنای مفقودشده موفق به یافتن او میشود، تجلّی ایرانِ تاریخی بیشازپیش هویدا میشود. این در حالی است که گروهی از دشمنان ایران با عنوانِ ترکیستها سعی داشتند با قومیسازی موضوع یسنا از آن استفاده ابزاری کنند؛ اما واکنش جمعی ایرانیان و همدلی آنان با خانواده یسنا موجب شد تا روح همدلی ملی، اجازۀ بروز هر نوع قومیسازی موضوع را خنثی کند. در روزهای اخیر و پس از یافتهشدن یسنا نیز مشخص شده که یسنا ربوده شده و اگر واکنشِ ملی و حضور هزاران نفر در منطقه برای یافتن یسنا نبود، شاید آدمربایان نیز یسنا را رها نمیکردند. به سخن دیگر حضور جمعی و گستردۀ مردم در منطقه برای یافتن یسنا به احتمال زیاد موجب شده تا آدمربایان دچار وحشت شوند و آنان پیشبینی چنین واکنشی را نداشتند. یسنا آزاد شد؛ چون حضور مردمی، موجبِ وحشت آدمربایان از نتیجه اقدامشان شد.
۲) یسنا نامی فوقالعاده محبوب در نزد ایرانیان است. این نام برگرفته از اجزای پنجگانه اوستا است و نامی تاریخی و تمدنی در ایرانِ ما است. هموطنی تُرکمن یعنی خانواده محترمِ «دیدار» نام یسنا را بر فرزند خود نهاده است، از این انتخاب نام چه چیزی فهمیده میشود؟ آیا جز تعمیقِ ارزشهای مشترک ایرانی، حتی با فرض انتخاب نام، تنها به دلیل زیبایی نام و علاقه عمومی و سرایت این حسِّ مشترک جمعی، میتوان برداشت دیگری از چنین انتخاب نامی برای فرزندِ ایرانزمین در روستای یلی بدراق کلاله کرد؟ انتخابِ نامِ یسنا نیز برای دخترِ ایرانزمین نشانهای از همبستگی ملی دارد.
۳) همدلی مردم در جریان مخاطرات و دردها و رنجهای عمومی یا خاص در نزد ایرانیان در سالهای اخیر جهش درخورتوجهی یافته است. کمک گستردۀ مردمی به زلزلهزدگانِ سنیمذهب سرپل ذهاب در سال ۱۳۹۷ [خورشیدی]، کمک گستردۀ مردمی به زلزلهزدگان آذربایجان در اهر و هریس و ورزقان در سال ۱۳۹۱ [خورشیدی] از جایجای ایران، کمک مردمی به زلزلهزدگان خوی در استان آذربایجان غربی در سال ۱۴۰۱ [خورشیدی]، کمکِ وصفناپذیرِ ملتِ ایران به سیلزدگانِ عربزبانِ استان خوزستان از جایجای ایرانزمین در سال ۱۳۹۸ [خورشیدی] و مواردی از این دست نشانگر روندی است که در دهههای اخیر ابعاد جدیدتری یافته است. البته هرچه به مشارکت عمومی و مردمی افزوده شده، شواهد حاکی است که ایرانیان بیشتر مایل بودهاند تا کمک و یاری خود را از طریق نهادهای غیردولتی روانۀ مناطقِ آسیبدیده کنند که این نکته نیز نیازمندِ تأملی جدی است. ایرانِ عزیزِ ما در دهههای اخیر شاهد گسترشِ همدلی ملی در مواقع حساس بوده است.
🔴 دنبالۀ یادداشت را در بخشِ «مشاهدۀ فوری» بخوانید:
👇👇
@IranDel_Channel
💢
🔴 مفقود شدنِ دخترِ ایران و افزایشِ همدلی ملّی
✍️ احسان هوشمند
بسیاری از ایرانیان از طریق رسانههای جمعی و شبکههای اجتماعی از مفقودشدن دختر چهارسالهای به نام «یسنا دیدار» در روز نهم اردیبهشت ماه [۱۴۰۳ خورشیدی] در زمینهای کشاورزی روستای یلیبدراق از توابع بخش پیشکمرِ شهرستان کلاله در استان گلستان آگاه شدند. پس از انتشار خبر مفقودشدن یسنا، گروه درخورتوجهی از هموطنان در شبکههای اجتماعی به ابراز نگرانی دراینباره پرداختند و بهسرعت گروهی از شهروندان در استانهای مجاور خود را به کلاله و منطقهای که یسنا مفقود شده بود، رساندند. گروهی با خودرو و گروهی با آوردن سگ زندهیاب و گروهی دیگر نیز با ابزارهای دیگر از جمله کایت راهی کلاله شدند. جستوجوی گستردۀ زمینی و هوایی در سه روزِ پیدرپی به صورت خستگیناپذیری ادامه داشت و خوشبختانه پس از چهار روز یکی از نیروهای امدادی داوطلبِ همکاری با هلالاحمر از طریق گشت هوایی، یسنا را در میان مزرعه کلزا یافت و در ادامه نیروهای امدادی یسنا را به خانوادهاش تحویل دادند. اینکه خبر مفقودشدن یسنا به صورت خیلی سریعی به یک خبرِ ملی، مبدل میشود و واکنشهای بسیار گستردهای در سطحِ ملی مییابد، حاوی نکات مهمی است:
۱) مفقودشدن دختری اهل استان گلستان از میان هموطنانِ تُرکمن و با والدینی سنیمذهب به صدر اخبار اجتماعی کشور مبدل میشود؛ یعنی گروه درخورتوجهی از ایرانیان فارغ از مذهب و زبان و قبیله و تبار، به صورت ملی و یکپارچه به همدلی با خانواده یسنا میپردازند. گویی یسنا دختر همه ایرانیان است و دخترِ ایرانزمین مفقود شده است، این رویداد حاوی نشانه روشن و صریحی از تعمیق هرچه بیشتر همدلی و انسجام ملی در ایرانِ امروز است. اگر امدادگری اهل نیشابور و با مذهب و زبانی متفاوت به صورت داوطلبانه عازم منطقهای شده که یسنا مفقود شده و با پرواز در آسمان در جستوجوی یسنای مفقودشده موفق به یافتن او میشود، تجلّی ایرانِ تاریخی بیشازپیش هویدا میشود. این در حالی است که گروهی از دشمنان ایران با عنوانِ ترکیستها سعی داشتند با قومیسازی موضوع یسنا از آن استفاده ابزاری کنند؛ اما واکنش جمعی ایرانیان و همدلی آنان با خانواده یسنا موجب شد تا روح همدلی ملی، اجازۀ بروز هر نوع قومیسازی موضوع را خنثی کند. در روزهای اخیر و پس از یافتهشدن یسنا نیز مشخص شده که یسنا ربوده شده و اگر واکنشِ ملی و حضور هزاران نفر در منطقه برای یافتن یسنا نبود، شاید آدمربایان نیز یسنا را رها نمیکردند. به سخن دیگر حضور جمعی و گستردۀ مردم در منطقه برای یافتن یسنا به احتمال زیاد موجب شده تا آدمربایان دچار وحشت شوند و آنان پیشبینی چنین واکنشی را نداشتند. یسنا آزاد شد؛ چون حضور مردمی، موجبِ وحشت آدمربایان از نتیجه اقدامشان شد.
۲) یسنا نامی فوقالعاده محبوب در نزد ایرانیان است. این نام برگرفته از اجزای پنجگانه اوستا است و نامی تاریخی و تمدنی در ایرانِ ما است. هموطنی تُرکمن یعنی خانواده محترمِ «دیدار» نام یسنا را بر فرزند خود نهاده است، از این انتخاب نام چه چیزی فهمیده میشود؟ آیا جز تعمیقِ ارزشهای مشترک ایرانی، حتی با فرض انتخاب نام، تنها به دلیل زیبایی نام و علاقه عمومی و سرایت این حسِّ مشترک جمعی، میتوان برداشت دیگری از چنین انتخاب نامی برای فرزندِ ایرانزمین در روستای یلی بدراق کلاله کرد؟ انتخابِ نامِ یسنا نیز برای دخترِ ایرانزمین نشانهای از همبستگی ملی دارد.
۳) همدلی مردم در جریان مخاطرات و دردها و رنجهای عمومی یا خاص در نزد ایرانیان در سالهای اخیر جهش درخورتوجهی یافته است. کمک گستردۀ مردمی به زلزلهزدگانِ سنیمذهب سرپل ذهاب در سال ۱۳۹۷ [خورشیدی]، کمک گستردۀ مردمی به زلزلهزدگان آذربایجان در اهر و هریس و ورزقان در سال ۱۳۹۱ [خورشیدی] از جایجای ایران، کمک مردمی به زلزلهزدگان خوی در استان آذربایجان غربی در سال ۱۴۰۱ [خورشیدی]، کمکِ وصفناپذیرِ ملتِ ایران به سیلزدگانِ عربزبانِ استان خوزستان از جایجای ایرانزمین در سال ۱۳۹۸ [خورشیدی] و مواردی از این دست نشانگر روندی است که در دهههای اخیر ابعاد جدیدتری یافته است. البته هرچه به مشارکت عمومی و مردمی افزوده شده، شواهد حاکی است که ایرانیان بیشتر مایل بودهاند تا کمک و یاری خود را از طریق نهادهای غیردولتی روانۀ مناطقِ آسیبدیده کنند که این نکته نیز نیازمندِ تأملی جدی است. ایرانِ عزیزِ ما در دهههای اخیر شاهد گسترشِ همدلی ملی در مواقع حساس بوده است.
🔴 دنبالۀ یادداشت را در بخشِ «مشاهدۀ فوری» بخوانید:
👇👇
@IranDel_Channel
💢
Telegraph
ایراندل | IranDel
🔴 مفقود شدنِ دخترِ ایران و افزایشِ همدلی ملّی ✍️ احسان هوشمند بسیاری از ایرانیان از طریق رسانههای جمعی و شبکههای اجتماعی از مفقودشدن دختر چهارسالهای به نام «یسنا دیدار» در روز نهم اردیبهشتماه [۱۴۰۳ خورشیدی] در زمینهای کشاورزی روستای یلیبدراق از…
👍44👎2
Forwarded from ایراندل | IranDel
🔴 قهرمان وطن، سرهنگ خلبان محمود اسکندری
✍️ آرش رئیسینژاد با انتشار تصاویر فوق در رشتهتوییتی نوشت:
در ۱۷ اردیبهشت ۶۱ [خورشیدی] پل ارتش بعث [عراق] بر اروند [رود] را با دلاوری و نبوغ خود ویران کرد؛ پلی استراتژیک که دسترسی عراق به خرمشهر را فراهم میکرد.
دو هفته بعد [از بمباران پل ارتشِ بعث]، مردم شندیدند «شهر آزاد گشته»!
سالی پیش از این در عملیات شگفتانگیز اچ۳ [حاضر] بود، در تیر ۶۱ [خورشیدی، در عملیات بغداد، شهرِ] بغداد را بمباران کرد هر چند [در آن عملیات، خلبان] عباس دوران را از دست داد.
علیرغم فداکاری برای کشور و مردم، ریشهری او را متهم به حمایت از سلطنت کرد. زندانی و سپس از ارتش اخراج شد تا در دی ۸۱ [خورشیدی] در تصادفی جان داد، در گمنامی درگذشت و در جایی کمنامونشان به خاک سپرده شد. مگر سرانجام عاشقان ایران غیر از این است؟
خرمشهر را [افرادی چون] سرهنگ خلبان محمود اسکندری آزاد کرد!
🔴 پینوشت:
واژگان داخل [ ] بعداً به رشتهتوییت اضافه شده و در متن اصلی نیست.
#توییت_خوانی
@IranDel_Channel
💢
🔴 قهرمان وطن، سرهنگ خلبان محمود اسکندری
✍️ آرش رئیسینژاد با انتشار تصاویر فوق در رشتهتوییتی نوشت:
در ۱۷ اردیبهشت ۶۱ [خورشیدی] پل ارتش بعث [عراق] بر اروند [رود] را با دلاوری و نبوغ خود ویران کرد؛ پلی استراتژیک که دسترسی عراق به خرمشهر را فراهم میکرد.
دو هفته بعد [از بمباران پل ارتشِ بعث]، مردم شندیدند «شهر آزاد گشته»!
سالی پیش از این در عملیات شگفتانگیز اچ۳ [حاضر] بود، در تیر ۶۱ [خورشیدی، در عملیات بغداد، شهرِ] بغداد را بمباران کرد هر چند [در آن عملیات، خلبان] عباس دوران را از دست داد.
علیرغم فداکاری برای کشور و مردم، ریشهری او را متهم به حمایت از سلطنت کرد. زندانی و سپس از ارتش اخراج شد تا در دی ۸۱ [خورشیدی] در تصادفی جان داد، در گمنامی درگذشت و در جایی کمنامونشان به خاک سپرده شد. مگر سرانجام عاشقان ایران غیر از این است؟
خرمشهر را [افرادی چون] سرهنگ خلبان محمود اسکندری آزاد کرد!
🔴 پینوشت:
واژگان داخل [ ] بعداً به رشتهتوییت اضافه شده و در متن اصلی نیست.
#توییت_خوانی
@IranDel_Channel
💢
👍36👎1
🔴 حساسیت و نگرانی برای سرنوشتِ کشور و ملت ایران، یک فضیلتِ سیاسی و ملی
✍️ بابک مینا
نگرانی برای مردم غزه، وقتی آلوده به ایدئولوژیهای رنگارنگ چپ و اسلامگرا نیست، حساسیتی انسانی و اخلاقی است و احترامبرانگیز.
اما حساسیت به سرنوشتِ "مهسا و نیکا و سارینا و دیگر کشتهشدگان"، حساسیت به سرنوشتِ ایران و ملت ایران، حساسیت به رنجهای روزانۀ شهروندانِ ایران علاوه بر اینکه انسانی است، فضلیت و ضرورتی مدنی و ملی است و این چیزی است که در بخشِ بزرگی از سنتِ چپ گم شده است و در اسلامگرایی از ابتدا وجود نداشته است.
ما باید نگرانِ ایران باشیم و این ترجیح دارد بر نگرانی برای مردمِ فلسطین یا هر جای دیگر. نه برای اینکه ایرانیان از نژادِ برتری هستند، بلکه به این خاطر که این نگرانی، اساسِ فضیلتِ سیاسی و ملّی است.
ما عضو ملتِ ایران هستیم و نخست باید نگران ایران باشیم. بله! اول ایران و شهروندان ایرانی!
@IranDel_Channel
💢
🔴 حساسیت و نگرانی برای سرنوشتِ کشور و ملت ایران، یک فضیلتِ سیاسی و ملی
✍️ بابک مینا
نگرانی برای مردم غزه، وقتی آلوده به ایدئولوژیهای رنگارنگ چپ و اسلامگرا نیست، حساسیتی انسانی و اخلاقی است و احترامبرانگیز.
اما حساسیت به سرنوشتِ "مهسا و نیکا و سارینا و دیگر کشتهشدگان"، حساسیت به سرنوشتِ ایران و ملت ایران، حساسیت به رنجهای روزانۀ شهروندانِ ایران علاوه بر اینکه انسانی است، فضلیت و ضرورتی مدنی و ملی است و این چیزی است که در بخشِ بزرگی از سنتِ چپ گم شده است و در اسلامگرایی از ابتدا وجود نداشته است.
ما باید نگرانِ ایران باشیم و این ترجیح دارد بر نگرانی برای مردمِ فلسطین یا هر جای دیگر. نه برای اینکه ایرانیان از نژادِ برتری هستند، بلکه به این خاطر که این نگرانی، اساسِ فضیلتِ سیاسی و ملّی است.
ما عضو ملتِ ایران هستیم و نخست باید نگران ایران باشیم. بله! اول ایران و شهروندان ایرانی!
@IranDel_Channel
💢
Telegram
ایراندل | IranDel
همه عالم تن است و ایران دل ❤️
این کانال دغدغهاش، ایران است و گردانندۀ آن، یک شهروند ایرانی آذربایجانی
[ بازنشر یک یادداشت، توییت، ویدئو و یا یک صوت به معنی تأیید کل محتوا و تمام مواضع صاحب آن محتوا نیست و هدف صرفاً بازتاب دادن یک نگاه و اندیشه است.]
این کانال دغدغهاش، ایران است و گردانندۀ آن، یک شهروند ایرانی آذربایجانی
[ بازنشر یک یادداشت، توییت، ویدئو و یا یک صوت به معنی تأیید کل محتوا و تمام مواضع صاحب آن محتوا نیست و هدف صرفاً بازتاب دادن یک نگاه و اندیشه است.]
👍29
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 بودجه دولت، صرف چه چیزی میشود؟!
دونالد ریگان در مصاحبه با جانی کارسون در سال ۱۹۷۵ میلادی به عجیبترین مصارف بودجۀ دولت در آمریکا اشاره میکند.
@IranDel_Channel
💢
دونالد ریگان در مصاحبه با جانی کارسون در سال ۱۹۷۵ میلادی به عجیبترین مصارف بودجۀ دولت در آمریکا اشاره میکند.
@IranDel_Channel
💢
👍12👎1