ایران‌دل | IranDel
3.65K subscribers
1.28K photos
994 videos
41 files
2.03K links
همه عالم تن است و ایران‌ دل ❤️

این کانال دغدغه‌اش، ایران است و گردانندۀ آن، یک شهروند ایرانی آذربایجانی

[ بازنشر یک یادداشت، توییت، ویدئو و یا یک صوت به معنی تأیید کل محتوا و تمام مواضع صاحب آن محتوا نیست و هدف صرفاً بازتاب دادن یک نگاه و اندیشه است.]
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 شهر زیبای ارومیه (رضائیه) مرکز استان آذربایجان‌غربی در دهه ۱۳۴۰ خورشیدی


#یادها

@IranDel_Channel

💢
👍29
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 روایتی کوتاه از تأسیسِ صفویه

فیلمی از منوچهر طیاب، با صدای ماندگار اسدالله پیمان و موسیقی متنِ لوریس چکناواریان



@IranDel_Channel

💢
👍22👎3

🔴 ایرج افشار و خدماتش به آذربایجان

‌[این یادداشت در سال ۱۳۹۰ خورشیدی به بهانه‌ی چهلمین روزِ درگذشتِ استاد ایرج افشار، در روزنامه اطلاعات چاپ شده بود.]

✍️ کاظم آذری

ایرج افشار، پژوهشگر، محقق، تاریخ‌نگار و کتاب‌شناس بزرگِ زمان ما رخ در نقاب خاک کشید. آشنایی حقیر با مرحوم ایرج افشار به سال‌های ۱۳۴۳ و ۱۳۴۴ [خورشیدی] برمی‌گردد. آن زمان، برادرِ بزرگ من مدیر داخلی مجله‌ی راهنمای کتاب به مدیرمسئولی ایرج افشار و مسئول کتابخانه‌ی انجمنِ کتاب ایران بود. دفتر مجله‌ی راهنمای کتاب در همان انجمنِ کتاب ایران بود که به همت آقای دکتر احسان یارشاطر صاحب امتیاز مجله‌ی راهنمای کتاب تاسیس شده بود.

بعدازظهر روزهای سه‌شنبه هر هفته نویسندگان مجله‌ی راهنمای کتاب آقایان دکتر باستانی پاریزی، دکتر محمدامین ریاحی، خدیو جم، دکتر شفیعی کدکنی، آقای بنی‌آدم و آقای دانش‌پژوه و دکتر زریاب خویی و گاه گاهی دکتر احسان یارشاطر و غلام‌علی سیار در محل انجمن کتاب جمع می‌شدند. کتاب‌های جدید درباره فرهنگ و تاریخ ایران نقد و بررسی و درباره مطالب شماره آتی مجله راهنمای کتاب بحث و تبادل‌نظر می‌کردند.

در آن زمان حقیر، جوان کم‌سن و سالی بودم و علاقه زیادی به مطالعه در حوزه‌ی تاریخ و فرهنگ ایران داشتم. من هم روزهای سه‌شنبه با اطلاع از این موضوع به انجمن کتاب می‌رفتم تا از صحبت‌های مردانِ فرهنگِ تاریخ ایران خوشه‌ای برچینم.

روبروی اتاقی که آقای ایرج افشار و سایرین درباره تاریخ و فرهنگ بحث می‌کردند. مخزن کتابخانه بود. که به راحتی می‌شد تمام گفتگوهای آقایان را واضح شنید. آن موقع من از این جلسات، استفاده شایانی می‌کردم و حس می‌کردم که در دریای بیکران فرهنگ و تاریخ ایران غوطه‌ور هستم. بعد از انقلاب که انجمن کتاب به مرکز علمی و فرهنگی انقلاب اسلامی منتقل شد و برادر من نیز از انجمن بیرون رفت و به کمک فکری و معنوی آقای افشار، مؤسسه مطبوعاتی آذری را در میدان انقلاب اول خیابان کارگر به راه انداخت. و این مؤسسه پاتوقی شد برای اهل کتاب و مجلات ادواری ایران. گاه‌گاهی تا سال ۱۳۷۳ [خورشیدی] که سال مرگ برادرم بود برای دیدن آقای افشار به کتاب‌فروشی تاریخ که توسط مرحوم فرزندش بابک افشار تأسیس شده بود، یا در موقوفات دکتر محمود افشار می‌رفتیم و از حضورش استفاده می‌کردیم. این سرزدن‌ها در سال ۱۳۷۳ به پایان رسید و از آن سال به بعد به مطالعه آثار و کتاب‌ها و مقالات وی ارتباط معنوی خود را با ایشان حفظ می‌کردم.

آقای ایرج افشار در زمان ما یکی از پرکارترین محققان کشور در زمینه‌ی فرهنگ و تاریخ ایران بود. نزدیک به سیصد جلد کتاب و هزاران مقاله درباره‌ی تاریخ و ایران‌شناسی از او به یادگار مانده است. مضاف بر اینها یک دوره بیست ساله، مجله تحقیقی راهنمای کتاب و نزدیک ۳۰ سال مجله‌ی ایران زمین و نزدیک به ۲۰ سال مجله‌ی آینده که هر کدامشان یک دایرة المعارف بزرگ و منبعی سرشار و بسیار غنی از فرهنگ و تاریخ ایران است.

علاوه بر اینها مرحوم افشار با سایر مجلات ادواری ایران مثل جهان نو، سخن، یغما و ارمغان همکاری داشته و در آخر هم یک پای ثابت در مجلات کلک و بخارا با مسائل ایران‌شناسی بود.

آقای افشار مثل پدر مرحومش، علاقه به فرهنگ و تاریخ سرزمین آذربایجان داشته است. در مجلات ادواری که او منتشر می‌کرد بیشتر از همه درباره‌ی فرهنگ و تاریخ و زبان آذربایجان بحث می‌شد و کمتر شماره‌ای از مجلات بود که از آذربایجان مطلبی نداشته باشد. به همین علت بود که بیشتر با ادبا و دانشمندان و بزرگانِ آذربایجانی همچون سیدحسن تقی‌زاده، مرحوم محمد نخجوانی، عبدالعلی کارنگ، دکتر محمدامین ریاحی، عباس زریاب‌خویی، میرزا جعفر سلطان‌القرائی، مهندس ناصح‌ناطق، دکتر حسین‌قلی کاتبی، جواد شیخ‌الاسلامی، رضا زاده‌شفق، یحیی ذکا و... و با آخرین آنها دکتر منوچهر مرتضوی، حشر و نشر و دوستی دیرینه‌ای داشت تا آنجا که آخرینِ کتاب تاریخ در مسائل آذربایجان به نام تواریخ شیخ اویس که در ماه‌های اخیر در تبریز چاپ شده به یادگار سال‌های دراز دوستی به ایشان پیش‌کش کرده است. ایرج افشار در سال ۱۳۰۴ [خورشیدی] در تهران متولد شد و ۸۵ سال عمر پربرکت زندگی کرد و قلبش به هیچ‌کس جز برای ایران نتپید. هیچ نقطه‌ای از خاک ایران نمانده بود که پای ایشان به آنجا نرسیده باشد. از جلفای آذربایجان تا سراوان بلوچستان و از سرخس خراسان تا اهواز خوزستان به امید یافتن اثری از ایران قدیم.



🔴 دنباله‌ی یادداشت را در بخشِ "مشاهده فوری" بخوانید:
👇👇


@IranDel_Channel

💢
👍28👎3
جهل جامعه شناسانه_240310_142349.pdf
3 MB
‍ ‌
🔴 عنوان مقاله:
جهلِ جامعه‌شناسانه؛ در بابِ بی‌ربطی نظریات فاشیسم، ناسیونالیسم و ایرانشهری


[منتشره در مجله سیاست‌نامه، ۱۳۹۷ خورشیدی]

✍️ جواد طباطبایی فیلسوف سیاسی ایران


🔴 از کانال سرو ایرانشهر

@IranDel_Channel

💢
👍13👎1
ایران‌دل | IranDel
جهل جامعه شناسانه_240310_142349.pdf
‍ ‌‌
🔴 عنوان مقاله:
جهلِ جامعه‌شناسانه؛ در بابِ بی‌ربطی نظریات فاشیسم، ناسیونالیسم و ایرانشهری


[منتشره در مجله سیاست‌نامه، ۱۳۹۷ خورشیدی]

✍️ جواد طباطبایی فیلسوف سیاسی ایران


🔴 برشی از مقاله:

سخن گفتن درباره‌ی ایران نیازمند دانشی گسترده است و هر سرِ سودایی را نمی‌رسد که به خود اجازه دهد - به تعبیر میرزاعلی‌خان امین‌الدوله - «به قوه‌ی حافظه و لافظه» هر رَطب و یابسی را درباره آن ببافند. کسی می‌تواند درباره‌ی تاریخ پیچیده‌ی ایران سخنی معقول بگوید که هم به نظریه‌های جدید علوم اجتماعی مسلّح باشد و هم بتواند مواد تاریخِ فرهنگ و تمدن ایران را با اجتهادی عالمانه به محک نظریه‌های جدید بزند، زیرا هیچ نظریه‌ی کلّی و سازگار با همه مواد تاریخی تمام کشورها نداریم که بتوان هر ماده‌ای را در قالب‌های آن ریخت و به هر مسئله‌ای پاسخ داد. به عبارت دیگر، این مباحث از سنخِ احکام شرعی و جزمی نیستند که با رجوع به نص و سنت بتوان پاسخ آن مسئله را توضیح داد.

تا اطلاع ثانوی در واقعیت مناسبات جهانی، ما ملّت هستیم، مردمان کشوری دارای تاریخ، این ملّت، منافعی دارد که حدود و ثغور آن را خود تعیین و «به هر قیمت» از آن دفاع می‌کند. چنین دریافتی از ملّت به ضرورت، ناسیونالیسم نیست.

ایران، کشور ملّتی بوده است که هر زمان به بهایی مناسب از خود دفاع نکرده مجبور شده است «به هر قیمت» از خود دفاع کند یعنی به بهایی گزاف. این واقعیت‌ها نیز برای یک ملت، الزاماتی دارد.



🔴 متن کامل مقاله را در PDF پیوستی، مطالعه کنید:
👇👇


@IranDel_Channel

💢
👍17👎1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔴 بیست و یکم اسفندماه، روزِ بزرگداشت حکیم نظامی گنجه‌ای، شاعر و ادیب نامدار ایرانی گرامی باد.

#مناسبتها



@IranDel_Channel

💢
👍18👎1
ایران‌دل | IranDel
🎥 سجاد آیدنلو،‌ استاد زبان و ادبیات فارسی و شاهنامه‌پژوهِ ارومیه‌ای: - اگر زبان، دست‌مایه‌ی هویت‌سازی و ملت‌سازی شود، این اشتباه است. - اگر زبانِ تُرکی/زبانِ کُردی دست‌مایه‌ی کسانی بشود و بگویند ملتِ تُرک/ملّتِ کُرد، این‌کار اشتباه است. - زبان‌های مادری…
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM

🎥 سخنرانی سجاد آیدنلو،‌ استاد زبان و ادبیات فارسی و شاهنامه‌پژوهِ ارومیه‌ای در نشست بزرگداشت حکیم نظامی گنجه‌ای، شاعر و ادیب نامدار ایرانی در هفدهم اسفند ماه ۱۴۰۲ خورشیدی در شهر ارومیه


سجاد آیدنلو:

- اگر زبان، دست‌مایه‌ی هویت‌سازی و ملت‌سازی شود، این اشتباه است.

- اگر زبانِ تُرکی/زبانِ کُردی دست‌مایه‌ی کسانی بشود و بگویند ملتِ تُرک/ملّتِ کُرد، این‌کار اشتباه است.

- زبان‌های مادری و محلی در غالبِ فرهنگ و هویتِ ایرانی مطرح می‌شوند.

- تمامِ اهالی ایران، ایرانی‌اند با هویّتِ مشخص و پُرپیشینه‌ی ایرانی و با زبانِ ملّیِ ارزشمندِ فارسی و زبان‌های ارزشمند محلی و مادری که در نواحی مختلف [ایران] هست. یک ملت، یک فرهنگ، یک هویت به نام ایران و ایرانی.


🔴 پی‌نوشت:
ویدئوی این سخنرانی را می‌توانید از طریق سامانه‌ی آپارات هم تماشا کنید.

@IranDel_Channel

💢
👍22👎2
🔴 دورهمی مجازی با محوریتِ متون کهن پارسی

و اینبار با محوریت کتاب خسرو و شیرین حکیم نظامی گنجه‌ای، چامه‌سرای پارسی‌گوی ایران‌زمین

آموزش خوانش درست و درک مفهوم ابیات
به همراه ارائه‌ی کلیاتی از رویدادهای داستانی هر بخش


🔴 آدینه، ساعت بیست و یک در بستر مجازی تلگرام


🔴 علاقمندان شعر و ادب پارسی، از اینجا وارد گروه تلگرامی هماهنگی بشوند.



#اطلاع_رسانی

@IranDel_Channel

💢
👍14👎3
🔴 یادی کنیم از شاه اسماعیل بزرگ، پادشاه ایران

۵٢٢ سال پیش در چنین (در سال ۱۵۰۱ میلادی و ۸۸۰ خورشیدی) روزی «السلطان العادل الکامل»، اسماعیل بن حیدر بن جنید، «ابوالمظفر بهادر خان حسینی صفوی»، در مسجد جامع تبریز تاج‌گذاری و آغاز شاهنشاهی ایرانِ صفوی را به طور رسمی اعلام کرد.

در خطبه‌اش گفت:
«من امروز از آسمان به زمين فرو آمدم. منم سرور و شاهنشاه. بدان به راستی كه منم فرزند حيدر، منم فريدون، منم خسرو، منم جمشيد و منم ضحاک، منم رستم پسر زال، منم اسكندر»

در این روز شاه اسماعیل کبیر، «لویاتانِ ایرانی»، از آسمان به زمین فرو آمد. شاه اسماعیل، لویاتان (Leviathan) ایرانی است، احیاگرِ دولتِ مقتدر ایرانی.

در میان آشوب برخاست و با یک دست شمشیر و یک دست کتاب، ایران را نجات داد و احیا کرد. دولتی برقرار کرد که با همه مشکلات و کاستی‌هایش، هنوز باعث فخر و مباهات تاریخ سده‌های میانه ایران است.



🔴 پی‌نوشت:
متن اقتباسی از رشته‌توییت سید کوهزاد اسماعیلی است.


#مناسبتها

@IranDel_Channel

💢
👍25👎2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 هم‌خوانی سرود میهنی "اِی ایران" توسط شرکت‌کنندگان در نشستِ بزرگداشتِ حکیم نظامی گنجه‌ای در شهر ارومیه در تاریخ هفده اسفند ماه ۱۴۰۲ خورشیدی

نوازنده سه‌تار: ایزدمهر باروتیان


@IranDel_Channel

💢
👍23👎4
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM

🔴 موسیقی و ادبیات ایرانی


یارم به یک لا پیرهن، خوابیده زیرِ نسترن
ترسم که بوی نسترن، مَست است و هوشیارش کند

اِی آفِتاب آهسته نِه، پا در حریمِ یارِ من
ترسم صدای پای تو، خواب است و بیدارش کند


موسیقی پیوست:

برنامه محفل خصوصی
خواننده: محمدرضا شجریان
نوازنده تار: مجید درخشانی
نوازنده نی: جمشید عندلیبی
سال اجرا: ۱۳۶۷ خورشیدی


@IranDel_Channel

💢
👍13👎2
‍ ‍
🔴 چهارشنبه‌سورى

✍️ ابراهیم پورداوود

آتش‌افروزى ايرانيان در پيشبازى نوروز از آيين ديرين است و همۀ جشن‌هاى باستانى با آتش كه فروغ ايزدى است، پيشباز می‌شود. آن‌چنان‌كه در اوستا آمده، فروردين (جشن نوروز) هنگامى است كه فرورهاى نياكان از براى سركشى بازماندگان از آسمان فرود آيند و ده شبانه‌روز در خانمان پيشين خود به سر برند. اين ده روز، همان آخرين پنج روز از آخرين ماه سال و پنج روزى است كه به سال مى‌افزودند تا سال خورشيدى، درست داراى ۳۶۵ روز باشد. ناگزير روزهايى كه از براى پيشامد آغاز سال آتش مى‌افروختند و شادمانى مى‌كردند، بيرون از اين ده روز نبود. شک نيست كه افتادن اين آتش‌افروزی به شب آخرين چهارشنبۀ سال، پس از اسلام است؛ چه ايرانيان شنبه و آدينه نداشتند. هر يک از دوازده ماه نزد آنان بی‌كم‌وبيش سى روز بود و هر روز به نام يكى از ايزدان خوانده مى‌شد، چون هرمزروز، بهمن‌روز، ارديبهشت‌روز و جز اينها. روز چهارشنبه يا يوم الارباع نزد عرب‌ها روز شوم و نحسى است. جاحظ در المحاسن و الاضداد آورده «و الاربعاء يوم ضنک و نحس». شعر منوچهرى گوياى همين روز تنگى (ضنک) و سختى و شومى است:

چهارشنبه كه روز بلاست باده بخور
به ساتكين مى خور تا به عافيت گذرد

اين است كه ايرانيان آيين آتش‌افروزى پايان سال خود را به شبِ آخرين چهارشنبه انداختند تا با پيشامد سال نو از آسيب روز پليدى چون چهارشنبه بركنار مانند.

كهن‌ترين جايى كه از آتش‌افروزى سورى ياد شده، در تاريخ بخاراست، تأليف ابوجعفر نرشخى (۲۴۸-۲۶۸ق). اين كتاب را ابونصر احمد بن محمد بن نصر القباوى در سال ۵۷۲ق از عربى به فارسى گردانيده است.
دربارۀ جشن سورى گويد:
«و چون امير سديد منصور بن نوح به ملک بنشست، اندر ماه شوال، به سال سيصد و پنجاه، به جوى موليان، فرمود تا آن سرای‌ها را ديگر بار عمارت كردند و هرچه هلاک و ضايع شده بود، بهتر از آن به حاصل كردند. آنگاه امير سديد به سراى بنشست. هنوز سال تمام نشده بود كه چون شب ‌سورى- چنان‌كه عادت قديم است- آتشى عظيم افروختند، پارۀ آتش بجست و سقف سراى درگرفت و ديگر باره جمله سراى بسوخت و امير سديد هم در شب به جوى موليان رفت...».

چنان‌كه ديده می‌شود، در سخن از آتش‌افروزى شب‌ سورى گفته شده «عادت قديم است» ديگر اينكه گفته شده «شب سورى» بدون چهارشنبه. شک نيست كه اين آتش‌افروزى در پايان سال، همان جشن چهارشنبه‌سورى كنونى است.

اينكه اين جشن در سه‌شنبه‌‌شب گرفته مى‌شود، از‌اين‌روست كه نزد ايرانيان شب پيش از روز به شمار مى‌رود. بسا در اوستا گفته شده: «در هنگام سه شب يا در هنگام نُه شب به جاى سه روز و نُه روز.»

در فروردين‌يشت، پارۀ ۴۹ آمده:
«فرورهاى نيک تواناى پاكان در هنگام (جشن گهنبار) همسپتمدم از آرامگاهان خود به سوى زمين فرود آيند و ده شب پى‌درپى از براى آگاهى يافتن از بازماندگان در اينجا به سر برند».


🔴 شنبه يا شنبد

به فال نيک و به روز مبارک شنبد
نبيذ گير و مده روزگار خويش به بد

منوچهری


یک واژۀ بابلى است که به دستيارى تازيان به ايران رسيده است. آن‌چنان‌كه در آغاز گفتم، نزد ايرانيان، ماه به چهار هفته بخش نمى‌شده. شباتو Shabbatu كه در عربى، سبت شده، روز پانزدهم (پرماه) و روز آسايش بود.

اما سورى كه به جاى جشن به كار رفته، به اين واژه چندين بار در اوستا برمى‌خوريم: سوئيريه Suirya و به معنى چاشت به كار رفته، در پهلوى و پارسى به معنى مهمانى بزرگ گرفته شده:

در سور جهان شدم وليكن
بس لاغر بازگشتم از سور

زين سور ز من بسى بتر رفت
اسكندر و اردشير و شاپور

گر تو سوى سور مى‌روى رو
روزت خوش باد و سعى مشکور

ناصرخسرو


سورناى، نايى است كه در مهمانى و عروسى نوازند.

در پايان بايد يادآور شد: در جشن چهارشنبه‌سورى از روى شعلۀ آتش جستن و ناسزايى چون «سرخى تو از من و زردى من از تو» گفتن از روزگارانى است كه ديگر ايرانيان مانند نياكان خود، آتش را نمايندۀ فروغ ايزدى نمى‌دانستند، آن‌چنان‌كه در آتش‌افروزى جشن سده كه به گفتۀ گروهى از پيشينيان، پرندگان و چارپايان را به قير و نفت اندوده، آتش مى‌زدند، از روزگاران پس از اسلام است.


🔴 منبع: کتاب آناهیتا (مقالات پورداوود)



🔴 پی‌نوشت:
استاد ابراهیم پورداوود، نخستین مترجم فارسی اوستا و استاد فرهنگِ ایران باستان و زبان اوستایی در دانشگاه تهران (زادهه‌ی سال ۱۲۶۴ در رشت و درگذشته‌ی ۱۳۴۷ خورشیدی در تهران)

@IranDel_Channel

💢
👍13👎2
ایران‌دل | IranDel
🎥 دکتر جواد طباطبایی تبریزی: «ما یک‌ ملت هستیم ..» جواد طباطبایی: من حس می‌کنم این کشور [یعنی ایران] در خطر جدی‌ست. اغلب وحشت می‌کنم از آن افقِ نه چندان روشنی که در مقابلِ ماست. این نظام (جمهوری‌اسلامی) به آن ایرانِ طبیعی دست زده، انقلابِ فرهنگی به نظامِ…

🔴 روح‌الله متفکر آزاد و رسول برگی؛
در دره‌ی تاریکِ «لعنت»

✍️ نیما عظیمی، کنشگر فرهنگی تبریزی

خسته نشدید؟! این همه لعنت می‌فرستید که چه شود؟! مگر در تمام این سال‌ها، کدامین درد از دردهای پرشمار سرزمین‌ِ رنجورمان با «فرستادنِ لعنت» درمان یافته است؟!

این که یکی شادروان استاد [جواد] طباطبایی را ملعون خطاب می‌کند، دیگری بر "ایران‌شهری‌ها" لعنت می‌فرستد و دیگری و آن دیگرهای دیگر نیز به‌جای تشریح عقاید، عُقده‌های خود را با فحاشی تخلیه می‌کنند؛ و در این میان رسانه‌های زرد و هواداران آن‌ها، شادمانه بر طبلِ بی‌خِردی خود می‌کوبند، می‌تواند انگیزه‌های گوناگون یا مشترکی برای آن مدعیان داشته باشد؛ اما آنچه آشکار است، این که، مشروعیتِ سیاسی (legitimacy) از مسیر روشنِ «ملت» به‌دست‌ می‌آید؛ و نه از دره‌ی تاریکِ «لعنت»!

هم لعنت می‌فرستند و هم اتهام به "اندیشه‌ی ایرانشهری" وارد می‌کنند که "ایرانشهری‌ها" مایه‌ی بروز و تشدید جنگ‌های قومیتی هستند! این در حالی ست که "اندیشه‌ی ایرانشهری"، برمبنای فلسفه‌ی سیاسی ایران، در بخشی از رسالت ملیِ خود به واکاویِ آسیب‌های واردشده بر ایران ازجمله آفتِ قوم‌گرایی می‌پردازد؛ چه‌این‌که پیش‌زمینه‌ی درمانِ هر درد شناختِ درستِ آن درد می‌باشد.

می‌خواهم برای رد این اتهام، پاسخی مُستند از منابع "اندیشه‌ی ایرانشهری" بیاورم: در برگه ۲۱۴ از جلد نخستِ کتابِ «تاملی درباره‌ی ایران»، دکتر سید جواد طباطبایی می‌خوانیم:
«از آن‌جا که خودِ اندیشه‌ی ایرانشهری برپایه‌ی ‹شناسایی تنوعِ فرهنگ‌های همه‌ی اقوامِ این سرزمین› تکوین یافته بود، اندیشه‌ی ایرانشهری موجبِ قوامِ هویتِ ایرانی شد.»

همچنین کتاب‌نخوانده‌ها در اتهامی دیگر، برچسب دشمنی با آذربایجان را بر استاد طباطبایی می‌زنند؛ و این درحالی‌ست‌که هر آن‌کس که دیگر اثرِ ایشان یعنی بخش نخست از جلد دومِ [کتاب] تأملی درباره ایران، نظریه‌ی حکومت قانون در ایران «مکتب تبریز و مبانی تجددخواهی» را با رعایت دو اصلِ مغرض نبودن و درک و دریافتِ درستِ آن اثر مطالعه کند، متوجه خواهد شد که ایشان در سراسر کتاب، چه ارج و ارزش والایی را به جایگاه آذربایجان و نقش سودمند آن در روشنگری‌های سپهر سیاسی ایرانِ معاصر داده‌اند.

کوتاه سخن این که، تمام اندیشه‌ی ایرانشهری «دفاع از ایران» است. ایرانشهر، برابر با ایران، و موضوعِ این اندیشه‌ی پاک، ایران است و بس؛ نه یک کلمه کمتر و نه یک کلمه بیشتر.

شادروان استاد سید جواد طباطبایی با تأکید بر ایرانی اندیشیدن، توانست جمله‌ای را از قلبِ تاریخ اندیشه‌ی سیاسی این سرزمین بیرون کشیده و ریشه‌ی این جمله را در خاک ماندگار کند؛ که بنابرآن در برابر پلیدی‌های ایران‌ستیزان «باید از ایران دفاع کرد؛ چه به نام، چه به ننگ».

پاینده ایران


@IranDel_Channel

💢
👍41👎5
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔴 سور

✍️ میلاد عظیمی

چشمم از دیدن این ویدئو روشن شد منم که دیده به دیدار دوست کردم باز. قاشق‌زنی در شب چهارشنبه‌سوری را به یاد دارم. مادرم هرگز اجازه نداد من و برادرم به قاشق‌زنی برویم اما خوب یادم است پسرانی را که شب چهارشنبه‌سوری چادر به‌ سر می‌کردند و در خانهٔ ما را می‌زدند و مادرم به ما میوه و شیرینی و پشتزیک (به قول شمایان نوعی «سوهان کنجدی» و ما ادریک ما بشتزیک) می‌داد که در کاسهٔ قاشق‌زنان بریزیم. 

چقدر زنده کردن این رسمها خوب است. چه دشمنیها که با آیین ملی چهارشنبه‌سوری نشد. اما مردم آیین ملی خود را نگه داشتند. نه فقط شعلهٔ آتش دیرینه نمُرد که رسوم اقماری آن هم دارد زنده می‌شود. خدا را شکر. تن و جان این جمع قاشق‌زن از بلا دور باد. 

این قافلهٔ بهار است لشکر نوروز نامدار. با سماع و شادی و پایکوبی و نوروز روز خرمی بی‌عدد بود. نوروز همیشه مبارک بوده و همواره مبارک است برای ملت ایران. نوروز کهن با یک‌یک آداب و آیینهایش.

خدایا مکر دشمنان نوروز را در هر لباسی که هستند به خودشان برگردان. حیلتهای کهن و نوآیین‌شان را بی‌اثر و بی‌اعتبار کن. دیو و دروج و خشکسالی را از ایران بتاران. آمین.

@IranDel_Channel

💢
👍22👎1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM

🔴 تقارن ماه رمضان و جشن‌های نوروزی

✍️ سهند ایرانمهر

فرهنگ و آداب و مناسکِ ایرانی مثل هر فرهنگ دیرین دیگری در طول قرون عناصری از فرهنگ خود را با عناصری دیگر آمیخته است و‌ ترکیب خود را آفریده است. این فرهنگ از دل این مردم جوشیده است و همچنان‌که خود مردم برگزیده‌اند، خود نیز آن را زنده نگه می‌دارند.

هیچ بخشی از این فرهنگ را نمی‌توان گزینش یا به اجبار به پررنگ یا کم‌رنگ‌کردن آن امر کرد، هیچ بخشی از آن از بخش دیگر قابل تفکیک نیست و رویارویی با آن آب در هاون کوبیدن است.

فرهنگ‌ِ دیرین یک‌ ملت، اصلی و فرعی یا اصیل و وارداتی ندارد و در مجموع فرهنگ برآمده از ذهن و زندگی آن ملت است که گاه همچون قالیچه‌ای زیبا رنگ‌ها و طرح‌های متنوع و گاه به عاریت گرفته شده نیز دارد، اما در نهایت در یک کلِّ واحد منسجم شده است و هیچ خردمندی به جدا کردن طرحی یا بخشی از آن نمی‌اندیشد بلکه مسحورِ ترکیب و چینشِ چشم‌نواز آن می‌شود.


@IranDel_Channel

💢
👍21👎1
جشن چهارشنبه سوری
هما ارژنگی
🔴 جشن ملی چهارشنبه‌سوری فرخنده و همایون و بزم‌تان شاهانه باد

هموطن، ای یارِ هم‌پیمان من
زنده کن این جشن و آیینِ کهن
خیز و از آتش، تو سرخی وام گیر
کامِ دل از گردشِ ایام گیر


🔴 سرایش و خوانش:
هما ارژنگی


#مناسبتها

@IranDel_Channel

💢
👍20👎1
🔥
👍8👎1

🔴 خجسته باد جشن ایران‌زمینی چهارشنبه‌سوری؛ نمادی از یگانگی ملی ایرانیان

✍️ افشین جعفرزاده، عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی دانشگاه تهران

ایران‌زمین گهواره‌ی فرهنگ است و جشن‌های شاد و دیرپا از جلوه‌های زیبای این فرهنگ پربار و ماندگار...

به درستی ریشه‌ی تاریخی و دقیقِ جشن چهارشنبه‌سوری را نمی‌دانیم. چون پس از اسلام بود که نامیدن روزهای هفته به شیوه امروزین رواج یافت و در روزگاران کهن‌تر ، هر روز ماه نامی مخصوص به خود داشت. اما نیک می‌دانیم آیینِ چهارشنبه‌سوری جشنی دیرپا و البته ایرانی‌ست.

آن را در شامگاه روز سه‌شنبه که فردایش آخرین چهارشنبه سال قدیم است، جشن می‌گیرند و صبح فردایش در برخی جاها مانند آذربایجان به رودخانه‌ها می‌روند و کوزه‌ی آبی پر می‌کنند که بر این باورند شگون دارد و کوزه کهنه را دور می‌اندازند. برخی سنت‌های این جشن ایرانی یگانه است و ایرانیان در دیگر جاها نیز افزودنی‌های نیک به آن آمیخته کرده‌اند.

واژه سور را دوگونه معنا کرده‌اند: یکی برگرفته از جشن و دو دیگر برگرفته از سرخی آتشی که بر پای می‌کنند واز روی آن می‌پرند و این اصلی‌ترین بخش جشن است.

تمامی آیین و یادمان‌هایی که ملت ایران در هنگامه‌های گوناگون برپا می‌داشتند و بخشی از آنها همچنان در فرهنگ این سرزمین پایدار شدند، با منش، اخلاق و خرد نیاکان ما در آمیخته بودند و در همه آنها باور به پروردگار، امید به زندگی، نبرد با اهریمنان و بدسگالان و مرگ‌پرستان گنجانده شدند و چهارشنبه‌سوری هم از آن دور نیست.

یکی از زیبایی‌های این آیین، جلوه‌های گوناگون آن در شهرها و جاهاست که شیرینی آن را دو چندان کرده است. در کنار آتش‌افروزی و دید و بازدید از کهن‌سالان و قاشق‌زنی و فال‌گوش ایستادن که بخش مشترک این آیین دیرپاست هر شهر و دیاری جلوه‌های زیبایی به این سور افزوده است. شرح جزییات این رسوم نیازمند نوشتاری دراز است.

کوتاه سخن می‌توان از آب و گلاب‌پاشی به دیگران و شال‌اندازی در تبریز، آجیل‌خوری و کوزه تازه از آب پُر کردن در ارومیه، قایق‌سواری پس از آتش‌افروزی در بوشهر، کوزه قدیمی را از نمک و ذغال و سکه پُر کردن و شکستن در خراسان، آتش زدن پتو و نمد کهنه در سیستان‌وبلوچستان، حلوا و آش پختن در فارس، برگزاری جشن در صحرا و جمع‌آوری سنگ و پرتاب به پشت سر در کردستان، آتش زدن پوشال برنج همراه با اسپند در گیلان، خرمن آتش هفت‌تایی در لرستان، پخت آش هفت‌ترشی و کُشتی‌گیری در مازندران، حلواپزی به یاد درگذشتگان در برخی شهرهای استان مرکزی به عنوان بخش کوچکی از این آیین‌های زیبا یاد کرد.

جشن‌هایی چون چهارشنبه‌سوری و دیگر مراسم آئینی که یادگار دیرپای نیاکانِ پاک‌نهاد ایران‌زمین  است باید نگاهبانی شده  و در گستره جهانی معرفی شوند. اهمیت دادن به این آداب و رسوم ، غرور ملی ایرانیان را به عنوان یک ملتِ ریشه‌دار تقویت کرده و حسِّ میهن‌دوستی و عشق به ایران و یگانگی ملی  را در آنها زنده می‌کند .

سه‌شنبه ۲۲ اسفند ۱۴۰۲ خورشیدی
جشن ایرانی چهارشنبه‌سوری خجسته باد!



🔴 پی‌نوشت:
ویدئوی پیوستی، چکامه‌خوانی زیبای استاد شهریار به مناسبت نوروز و چهارشنبه‌سوری همراه با نمایشِ رسمِ شال انداختن در خطه‌ی آذربایجانِ ایران است. رسمِ قاشق‌زنی و شال انداختن در جای‌جای ایران، با اندک تفاوت‌هایی اجرا می‌شود.


@IranDel_Channel

💢
👍18👎1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎙 ‏صوتی که می‌شنوید، پاسخ دکتر ‎جواد طباطبایی به مسعود دباغی، سردبیر فصلنامه‌ی ایران بزرگ فرهنگی، در رابطه با برخی ابهاماتی است که برخی از جمله یدالله موقن به ایشان، مبنی بر «سکولار بودن اسلام» می‌گرفتند و صوت، احتمالاً مربوط به سال ۲۰۲۱ میلادی است.

در فایل صوتی، بخش‌هایی هست که به نوع طنز خاص ایشان در نقد مخالفان مربوط است. مابقی حاوی مطالبِ عمیقی است که پژوهندگان را به‌کار می‌آید.


@IranDel_Channel

💢
👍21👎2

🔴 موسیقی و ادبیات ایرانی


چو بِشنَوی سُخنِ اهلِ دل مگو که خطاست
سُخن‌شناس نه‌ای، جانِ من خطا اینجاست

سَرم به دنیی و عقبی فرو نمی‌آید
تبارک‌الله از این فتنه‌ها که در سرِ ماست

در اندرون من خسته‌دل ندانم کیست
که من خَموشم و او در فغان و در غوغاست

دلم زِ پرده بُرون شد، کجایی اِی مُطرب
بنال هان که از این پَرده، کار ما به نواست

مرا به کارِ جهان هرگز اِلتفات نبود
رخِ تو در نظرِ من چُنین خوشَش آراست

نخفته‌ام زِ خیالی که می‌پَزد دلِ من
خمارِ صدشبه دارم، شراب‌خانه کجاست؟

چنین که صومعه آلوده شد زِ خون دلم
گرم به باده بشویید، حق به دست شماست

از آن به دیر مغانم عزیز می‌دارند
که آتشی که نمیرد همیشه در دل ماست


چه ساز بود که در پرده می‌زد آن مطرب
که رفت عُمْر و هنوزم دماغ پر زِ هواست

ندای عشق تو دیشب در اندرون دادند
فضای سینه حافظ هنوز پُر زِ صداست

حافظ شیرازی



🔴 موسیقی پیوست:

ساز و آواز
آوازخوان: استاد محمدرضا شجریان
شاعر غزل: حافظ شیرازی
نوازنده سنتور: رامین صفایی
نوازنده نی: شاهو عندلیبی
دستگاه: همایون



@IranDel_Channel

💢
👍10👎1
BagherSadriNiya_Nezami
<unknown>
🎙 صوتِ سخنرانی باقر صدری‌نیا، استاد گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه تبریز با عنوانِ "نظامی گنجوی و نظامی قارامانلی"

همایش بین‌المللی نظامی‌پژوهی،
تالار خاقانی دانشگاه تبریز،
شنبه ۱۹ اسفند ماه ۱۴۰۲ خورشیدی



@IranDel_Channel

💢
👍13👎1