ایران‌دل | IranDel
3.73K subscribers
1.24K photos
984 videos
41 files
2.02K links
همه عالم تن است و ایران‌ دل ❤️

این کانال دغدغه‌اش، ایران است و گردانندۀ آن، یک شهروند ایرانی آذربایجانی

[ بازنشر یک یادداشت، توییت، ویدئو و یا یک صوت به معنی تأیید کل محتوا و تمام مواضع صاحب آن محتوا نیست و هدف صرفاً بازتاب دادن یک نگاه و اندیشه است.]
Download Telegram
Audio
🎙 سخنرانی زنده‌یاد ابوالفضل خطیبی، شاهنامه‌پژوه شهیر ایرانی درباره‌ی جشن اسفندگان (اسپندارمذگان) یا مردگیران

تاریخ سخنرانی: سوم اسفندماه ۱۳۹۸ خورشیدی


@IranDel_Channel

💢
👍15
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎥 مناظره‌ی یک به سه در صدای آمریکا درباره‌ی نقش و جایگاه زبان ملی فارسی و نسبت آن با زبان‌ها و گویش‌های بومی و منطقه‌ای رایج در ایران


مناظره کنندگان:
نجات بهرامی - کنشگر سیاسی ملی
کریم عبدیان - تجزیه‌طلب پانعرب
سویل سلیمانی - دختر علی سلیمانی و تجزیه‌طلب پانترک
بهروز چمن‌آرا - تجزیه‌طلب پانکُرد


🔴 پی‌نوشت:
بازنشر یک مناظره به معنای تأیید کل محتوای آن نیست.


@IranDel_Channel

💢
👍23

🔴 سوم اسفند

✍️ یادداشتِ تلگرامی مرتضی مردیها،‌ استادِ پیشینِ فلسفه در دانشگاه علامه طباطبایی

حدود ۲۰ سال پیش ضمن سخنرانی‌ای در دانشکدۀ علوم سیاسی دانشگاه تهران، که بعدأ مضمون آن در کتابِ «در دفاع از سیاست» چاپ شد، گفتم که گمشدۀ مردم ایران که در جنبشِ مشروطه‌خواهی دنبال آن می‌گشتند، آزادی (در معنی جمهوری‌خواهی) نبود؛ نظم، امنیت، حکومت قانون و - بیش از هر چیز - توسعه و پیشرفت و رفاه بود. مجالس مشروطه‌، نه‌فقط کمکی به این موارد نکرد، بلکه آفاتِ بیشتری به مدیریت سیاسی و پیشرفت کشور زد.

دقیقاً به همین دلیل، کودتای سرتیپ رضاخان و ظهور رضاشاه پهلوی، شکست آرمان‌های «انقلاب مشروطیت» نبود، نجات آن بود.

برخی پرسشی را مطرح کرده‌اند، مبنی بر اینکه مگر با "جمهوری"، نمی‌توان به نظم و پیشرفت رسید. پاسخ من این است که البته که می‌توان، کما اینکه بسیاری رسیده‌اند اما...

اولاً در زمانی که ما صحبت آن را می‌کنیم - زمان احمدشاه قاجار - انتخابات و برگزیدنِ کسی برای ریاست‌جمهوری یا حتی نخست‌وزیرِ منتخبِ مجلس، چیزی بهتر از دمکراسی [سال‌های] ۲۰-۳۲ به دست نمی‌داد که عمرِ متوسط هر کابینه سه - چهار ماه بود. این خود به دلیل بی‌سوادی گسترده‌ی مردم و نبود حداقل‌های نظم و امنیت و قانون و آزادی، مشرف به هرج و مرج بود.

دوم اینکه من نمی‌گویم، "فقط اقتدارِ مصلح" يا "فقط مشروطه"؛ [این] شمایید که می‌گویید "فقط جمهوری" و طوری می‌گویید، جمهوری و آزادی که گویی رأی دادن آحاد مردم، بالاترین حدی است که جامعه‌ای می‌تواند به آن برسد در حالی که در ۱۲ فروردین ۵۸ هم مردم رأی دادند.

سخیف‌ترین فکری که ما را به اینجا رساند این بود که در همه‌ی عالم، مفسده‌ای بدتر از سلطنت و موروثی بودن آن نیست؛ نه انگار [که] انتخابات، می‌تواند هیتلر و پوتین و چه بسا القاعده و داعش سر کار بیاورد.

پادشاهانی بوده‌اند که ستم کرده‌اند یا ناکارآمد و عیاش و کم‌عقل و بی‌وجود بوده‌اند، ولی بسیاری از اوج‌های تاریخ بشری را پادشاهان رقم زده‌اند. همان‌هایی که با انتخابات نیامده و نرفتند.

درخشش رضاشاه، خیره‌کننده بود؛ به تمام معنای کلمه، "نجات‌بخش". دشمنی با او را، یکی آخوندهایی رقم زدند که فرهنگ و آموزش و قضا از چنبره آنها بیرون می‌آمد و یکی هم کمونیست‌هایی که برای الحاقِ ایران به شوروی نه مشروطه می‌خواستند نه جمهوری، و دیگری هم روشنفکرانی که تنها عُرضه‌ای که داشته‌اند نفی و نقد مدرنیته بوده است؛ و از همه بدتر سواد اعظمِ عامه‌ای که مغزهایشان زیرِ فشار این دو - سه دسته کج شده بود.



🔴 دنباله‌ی یادداشت را در بخشِ "مشاهده فوری" بخوانید:
👇👇

@IranDel_Channel
👍29👎5
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 ویدئویی قدیمی از حال و هوای ایران در آستانه نوروز ۱۳۵۴ خورشیدی



#یادها

@IranDel_Channel

💢
👍20👎1

🔴 هیاهو برای هیچ: راست و دروغ ادعای شهریاری و رسانه‌های قلابی

✍️ آذری‌ها

فردی به نام مهرداد خوشکار مقدم که به حرفه روزنامه‌نگاری در تبریز اشتغال دارد با انتشار یک فیلم تبلیغاتی از محمد مهدی شهریاری، استاندار سابق آذربایجان‌غربی، به زعم خود دست به یک افشاگری بزرگ در مورد آنچه که وی آن را «استاندار غیر بومی» نامیده، زده است و سپس با استناد به «ادعای انتخاباتی» شهریاری که گفته بود «اولین محموله ماسک و الکل را از ارومیه برای استان خراسان شمالی که حوزه انتخابیه فعلی او است» ارسال کرده، مدعی "خیانت" از سوی او شده است. در این خصوص چند مسئله جالب توجه است:

۱)‌ دعوای ارتجاع قومی با شهریاری در واقعیت امر به مسائل دیگری باز می‌گردد و موضوع ماسک و الکل صورت ماجرای طولانی است در اینجا ابزار تصفیه حساب قرار گرفته است.

ناراحتی ارتجاع قومی از سیاست‌هایی است که دولت در آن تاریخ در خصوص حواله‌های سوخت و قاچاق در مناطق مرزی به منظور قطع ید مافیای قاچاق، رانت و حواله، صورت داد. مافیایی که از قضا، حامی مالی عناصر قوم‌گرا نیز هست. یکی از همانها محمد حضرت‌پور است که گویا فعلاً متواری است.

اما اینکه این طایفه به ظاهر روزنامه‌نگار در مورد شهردار ارومیه، علی‌رغم محکومیت قطعی هنوز یک سطر ننوشته‌اند، اما نگران ماسک و الکلی شده‌اند که اصولاً در ارومیه کمیاب نبود، مفاهیم عمیقی در بر دارد.

۲) شهریاری نیز مانند بسیاری از سیاست‌مداران که در زمان انتخابات سخنان به دور از منطق می‌گویند، در این اظهارات که مشخص نیست که اصولاً صحیح باشد یا خیر،‌ غلو می‌کند. کار یک روزنامه‌نگار «واقعی» راستی‌آزمایی خبر است نه هوچی‌گری. بنابراین مهرداد خوشکار مقدم، اگر روزنامه‌نگار بود، ابتدا می‌بایست ادعای شهریاری را می‌آزمود. زیرا اولین محموله الکل به استان خراسان شمالی توسط اتاق بازرگانی از ارمنستان وارد شده است.

۳) روزنامه‌نگار با فعال سیاسی ایدئولوژیک آن هم از نوع "پان" فرق دارد بنابراین اگر خود حرمت خود را نگه ندارد بقیه حد و حدودش را نشان می‌دهند.

روزنامه‌نگار به دنبال حقیقت یک خبر می‌رود نه در پی عقده‌گشایی با کلید واژه "استاندار غیربومی".  اما کسی که این فیلم را منتشر کرده، اصولاً دنبال حقیقت نیست، بلکه در پی یک کنش سیاسی واگرایانه است که مصداق مجرمانه در قانون دارد و قابل پیگیرد قضایی است.

اولاً ما همه در یک کشور زندگی می‌کنیم و تعبیر استاندار غیربومی، فضولی بی‌جا در امور دولت است که اصولاً ربطی به او ندارد. دوماً یک روزنامه‌نگار یا فعال سیاسی تبریزی باید از عقل و درایت فرسنگها فاصله داشته باشد تا از مدیر غیربومی حرف بزند، زیرا تبریز، شهری است که سرآمد فرستادن مدیرِ غیربومی به استانهای دیگر است. برای مثال استاندار کنونی آذربایجان‌شرقی سالها مدیر یک از اصلی‌ترین بخشهای اقتصادی در استان خراسان رضوی بود که لابد با منطق ارتجاع قومی باید در دوره خدمتش غیربومی حساب می‌شد. یا محسن مهرعلیزاده یک دوره کامل استاندار اصفهان بود ولی اصفهانیان حتی یکبار به این موضوع اعتراض نکردند؛ همانگونه که به انتصاب علیرضا بیگی به عنوان فرمانده انتظامی این استان اعتراضی نداشتند. زیرا روزنامه‌نگار اصفهانی تا این میزان عقل دارد که بداند اگر چنین پرسشی را مطرح کند، با وجود ده‌ها مدیر اصفهانی پراکنده در کشور پیش از همه خودش را زیر سؤال برده است.

وانگهی استفاده از عبارت بومی - غیربومی‌ نوعی صف‌بندی و ادراک خود به عنوان چیزی نزدیک به وضع حقوقی سرخ‌پوستان امریکا یا کانادا با دولت امریکا یا کانادا است که خود این نیز مصداق مجرمانه علی‌حده‌ای است.

۴) فرض می‌کنیم شهریاری، مقداری ماسک و الکل از یک استان کشور به استان دیگر منتقل کرده است. اینکار با کجای قانون منافات دارد؟ کسانی که در مواقعی که باید پشت کشورشان باشند، به بهانه اینکه «انسان مهم است» یا «مرزها مهم نیستند» از مسئولیت شهروندی شانه خالی می‌کنند یا برای بیگانه خوش‌رقصی می‌کنند، یک مرتبه یاد مرزهای اداری درون یک کشور افتاده‌اند و به دنبال مرز می‌گردند!  کرونا برای همه خطرناک بود، اینکه یک مدیر مقداری لوازم کم‌اهمیت در جلوگیری از شیوع کرونا به استانی دیگر از کشور فرستاده چه ربطی به مفهوم خیانت دارد؟ مگر این لوازم به خارج ارسال شده‌اند؟

بماند که ادعای شهریاری همانطور که گفتیم راستی‌آزمایی نشده و در ثانی معلوم نیست که در تاریخ مورد ادعای او اصولاً ماسک و الکل در ارومیه کمیاب بود یا خیر؟!  بار اثبات تمامی این مسائل به دوش مدعی - مهرداد خوشکار مقدم - است و او اگر روزنامه‌نگاری جدی بود دست‌کم میزان ماسک و الکل موجود در استان آذربایجان‌غربی را در آن تاریخ استخراج می‌کرد تا  مقدار و دامنه «خیانت» مورد نظرش روشن می‌شد. یعنی اول باید مقدماتی مانند صحت ادعا، کمبود لوازم و غیره تعیین شود و سپس هر نوع قضاوتی شروع شود.


@IranDel_Channel

💢
👍30👎1
ایران‌دل | IranDel
🎙 سخنرانی دکتر جواد طباطبایی درباره‌ی سُنت در ایران سخنرانی در دانشگاه پتسدام آلمان @IranDel_Channel 💢 – سخنرانی دکتر جواد طباطبایی ــ پیرامون سُنت در ایران ـ در دانشگاه…

🔴 ایران و فرم دولت؛
به مناسبت سوم اسفند


✍️ از کانال تلگرامی سرو ایرانشهر

در فضای مجازی بحث‌های زیادی در اطراف این موضوع شکل گرفته است که «جواد طباطبایی» به چه فرمی از دولت (state) در ایران باور داشت و او در واقع امر، جمهوری‌خواه بود یا پادشاهی‌خواه یا اصلاح‌طلب. در همین راستا هرکس بر اساس دلبستگی که به نظریات و جناح‌های مختلف دارد، آئینه‌ای ساخته و طباطبایی را در آن دیده است. به همین مناسبت به جای خیال‌پردازی، بهتر است به برخی از اظهارنظرهای خود او رجوع شود تا دیدگاه طباطبایی را در مورد فرمِ مطلوب دولت در ایران اندکی روشن کنیم.

طباطبایی در دو جا پیرامون این موضوع صحبت کرده است.

۱) نخست به طور کوتاه در مصاحبه با مهرنامه

او در پاسخ پرسش‌گران که از او در مورد فرمِ دولت می پرسند، می‌گوید:
«برخی از فیلسوفان سیاسی غرب بر این باور هستند که حکومت یا "حکومت قانون" است یا اصلاً حکومت نیست. بنابراین حکومت واقعی باید قانونی باشد. این وجه تئوریک قضیه است. اما من می‌خواهم به عنوان یک شهروند عادی نیز پاسخ شما را بدهم. به نظر من انسجام اجتماعی این کشور به طور جدی در خطر است و مصالح بسیاری فوت شده است. فعلاً توضیح زیادی نمی‌دهم اما اعتقاد دارم که باید در انتخاب‌های اساسی دقت به خرج داد. تأمین مصالح عالی کشور اصل است و باید محور هر انتخابی باشد.


۲) جواد طباطبایی در سخنرانی دانشگاه پتسدام نیز به این موضوع اشاره کرده بیشتر:

«مسأله ما در ایران فرمِ دولت نیست، مسأله ما وجود و عدم [وجود] دولت است. این [خود] دولت است که دچار اشکال شده و بنیان‌های آن دچار تخریب اساسی شده است.

برخی صحبت‌ها که در [داخل] ایران می‌شود و شما فکر می‌کنید حرف اساسی نزده‌اند از اینجا می‌آید. یعنی آنجا متوجه شده‌اند که [اصلاً] دولتی نیست، اول باید دولتی وجود داشته باشد که بعداً بحث کنیم که این [دولت] دموکراسی باشد، خودکامه باشد، رضاشاه باشد، یا یک نظام جمهوری باشد. [ولی اکنون] این اصلاً برای ما قابل بحث نیست. شما اصلاً دولتی ندارید که بتوانید فرمش را تعیین کنید. اینکه از من می‌پرسند که آیا الان به حقوق، آزادی و قانون، اعتقاد دارم یا نه؟! اصلاً [الان] هیچ‌چیز قابل بحث نیست برای من.

مسئله من این است که این دولتی را که [حالا] از بیخ و بن بر اثر یک زلزله‌ای داخلی از بین رفته است آیا می‌شود جمع و جور کرد؟

تمرکز من روی "مسئله ایران" این است که ما تا اطلاع ثانوی [داریم] روی هوا بحث می‌کنیم. یک سابقه‌ی نظری دراین باره در اروپا است که نمی‌توانید آنرا ندانید. آلمان هگل را دارد و می‌گوید تاریخ جهانی یعنی تاریخِ دولت و تاریخ آزادی که در دولت تحقق پیدا می‌کند و فقط در دولت تحقق پیدا می‌کند. در فرانسه پس از روسو این بحث به شکل دیگری مطرح شده در انگلستان هم با هابز به گونه دیگری مطرح شده است. در ایتالیا هم با توجه به شرایط تاریخی آن با ماکیاوللی مطرح شد که مربوط می‌شود به ایتالیای فروپاشیده در سالهای ۱۵۱٠-۱۵۱۵ [میلادی].
[ولی] ما فعلاً وارد این بحثها - [فرمِ دولت] - نمی‌توانیم بشویم».



🔴 پوشه شنیداری سخنرانی دکتر جواد طباطبایی - فیلسوف سیاسی ایران - در دانشگاه پتسدام آلمان را از اینجا بشنوید‌.

@IranDel_Channel

💢
👍18👎1

🔴 شیعه، ایران، محافظه‌کاری

✍️ بابک مینا

در مجموع می‌توان گفت، مذهب شیعه دو بار ایران را نجات داد: یک بار در برابر امپراتوری سنی‌مذهب عثمانی و بار دیگر در برابر امپراتوری شوروی. هم امپراتوری عثمانی و هم شوروی قوی‌تر از ایران بودند. برتری شوروی واضح است اما ما گاهی فراموش می‌کنیم که دولت صفوی حتی در اوجِ قدرت خود به زحمت در برابر تهاجم عثمانی ایستادگی می‌کرد. قدرت ایران همواره بیشتر معنوی و فرهنگی بوده است تا نظامی. این مذهب شیعه بود که همچون چسبی نیرومند ایران را به هم چسباند و از نفوذ عثمانی جلوگیری کرد.

امروز همچنان مذهب شیعه سنگری است در برابر هیچ‌انگاری جدیدِ غربی که در قالب انواع ایدئولوژی‌های نسبی‌گرا به تدریج وارد ایران می‌شود، یعنی ایدئولوژی‌های ووک و چندفرهنگ‌گرا و غیره. بی‌مبنایی اندیشه‌ی سیاسی متأخر در غرب، پیامدهای خطرناکی هم برای آنها و هم برای ما خواهد داشت. اما دو نکته را باید مدنظر قرار داد:

اول اینکه شکستِ حکومت دینی در ساختن جامعه‌ای که مورد رضایت اکثریت مردم ایران باشد، ایران را در برابر هر ایدئولوژی خطرناکِ غربی آسیب‌پذیر کرده است. برای جوانانِ ایران هر چیزی که در غرب مُد می‌شود جذاب است، در مقابل وازدگی و بی‌علاقگی به ایران روز به روز بیشتر می‌شود.

اگر مذهب شیعه نتواند با آزادی‌هایِ فردی کنار بیاید و خود را بر طبق شرایط جدید بازسازی نکند، در برابر موج‌های جدیدی که خواهند آمد می‌شکند.

دوم اینکه بخش بزرگی از جامعه‌ی ایران غیرمذهبی شده است و دیگر نمی‌توان با مذهب این بخش را از موجِ هیچ‌انگاری غربی محافظت کرد. ما نیاز به یک محافظه‌کاریِ غیردینی داریم تا بتواند سدی در برابر امواج نسبی‌گرایی و وازدگی باشد.


🔴 پی‌نوشت:
بازنشر یک یادداشت به معنای تأییدِ کل محتوای آن و تأیید تمام مواضع نویسنده یادداشت نیست.

@IranDel_Channel

💢
👍19👎3

🔴 در ستایشِ «نوزایی درونی»: طباطبایی - صبا

✍️ بابک مینا

جواد طباطبایی به موسیقی کلاسیک ایرانی بسیار علاقه داشت. در مصاحبه‌ای از اهمیت کسانی مثل ابوالحسن صبا می‌گوید. به نظر من جایگاه خود طباطبایی در اندیشه سیاسی را می‌توان با صبا در موسیقی مقایسه کرد. همچنان که صبا همزمان هم با سنت آشنا بود و هم با موسیقی جدید غربی، طباطبایی نیز هم سنتِ اندیشه‌ی سیاسیِ ایرانی را می‌شناخت و هم فلسفه‌ی سیاسی غرب را.

هر دو (طباطبایی و صبا) در پی «نوزایی درونی» بودند، یعنی متوجه بودند که تجددِ سیاسی یا زیبایی‌شناختی باید نتیجه‌ی کار بر روی تاریخ و سنتِ ملی ایران باشد و نه نتیجه تقلید و جعل.

اندیشه‌ی نوزایی درونی با دو خط فکری مرزبندی دارد: یکی اندیشه ارتجاعی که خواهان بازگشت به گذشته است و مشروعیتِ مطلق سنت را بر زمانه حاضر تحمیل می‌کند، دیگری خطِ تجددِ تقلیدی و ترجمه‌ای است که به شیوه‌ای غیرتأملی و غیرانتقادی مشروعیت تجدد غربی را می‌پذیرد.

ارتجاع و تجددِ تقلیدی در یک چیز مشترک‌اند: بدون توجه به ایران آنچنان که هست، منتزع از واقعیت می‌خواهند فرم‌هایی را از گذشته یا از غرب به زمانه‌ی حاضر تحمیل کنند. این انتزاع از واقعیت و اعتزال از حیاتِ زیسته‌ی ایرانِ معاصر، به نفرت از این حیات و کینه ورزیدن به آن می‌انجامد. همچون هر انتزاع‌گرایی‌ای پیامد نهایی ارتجاع و تجددِ تقلیدی نفی مطلق، خشونت و ترور است.

نوزایی درونی بیش از هر چیز خواهانِ مصالحه با جهان است: نه با ایرانی بودن مشکل دارد و نه با عصر جدید، بلکه خواهان سُکنی گزیدن در تجددی عمیقاً ایرانی است.


🔴 پی‌نوشت:
بازنشر یک یادداشت به معنای تأییدِ کل محتوای آن و تأیید تمام مواضع نویسنده یادداشت نیست.

@IranDel_Channel

💢
👍18👎1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 تصنیفِ افسونِ سخن


خواننده: استاد غلامحسین بنان
آهنگساز: نصرالله زرین‌پنجه
ترانه‌سرا: نظام فاطمی
بیتِ آغازین: طبیب اصفهانی
دستگاه شور، آواز دشتی


🔴 به بهانه‌ی هشتم اسفند ماه، سالگردِ درگذشتِ خواننده برجسته‌ی موسیقی سنتی و دستگاهی ایرانی، استاد غلامحسین بنان


#یادها | #مناسبتها

@IranDel_Channel

💢
👍15

🔴 به یاد سید جواد طباطبایی؛
سروِ ایرانشهر

✍️ احسان هوشمند

سید جواد طباطبایی، فیلسوف و اندیشمندِ سیاسی ایران‌اندیش، در چنین روزی یک سال پیش در آمریکا درگذشت. متفکری که‌ چهار دهه با تحقیقاتِ نظری در حوزه‌ی اندیشه سیاسی و تأمل درباره‌ی ایران، زوایای تازه‌ای در اندیشه‌ی سیاسی ایرانیان گشود.

جواد طباطبایی در چهار دهه گذشته با طرحِ پروژه‌ی بزرگ و گسترده و چندوجهی خود، به بازاندیشی و آسیب‌شناسی تاریخِ اندیشه‌ی سیاسی در ایران به‌ویژه در سده‌های اخیر پرداخت. اندیشه‌ی سیاسی ایرانشهر و زوالِ اندیشه‌ی سیاسی و انحطاطِ سیاسی در ایران، مهم‌ترین و کانونی‌ترین بخش آرای سید‌جواد طباطبایی است که در دهه‌های گذشته این نویسنده با چارچوب نظری منسجم به صورت جدی به آن پرداخت و نتایج این پروژه‌ی بزرگ، انتشارِ ده‌ها جلد کتاب و مقاله و مصاحبه از سوی یکی از پرکارترین و اثر‌گذارترین اندیشمندان سیاسی تاریخ معاصر ایران است. بررسی انتقادی طباطبایی از مواجهه‌ی ایران با دورانِ جدید و مدرنیته و نقادی دسته‌ای از نویسندگان و روشنفکران که با طرحِ مباحثِ ایدئولوژیک برای حلِ معضلِ جدیدی که به واسطه‌ی ظهورِ تجدد برای ایرانیان حادث شده بود، از‌جمله تلاش‌های ستودنی طباطبایی است. در بیشتر آثار طباطبایی به شکلی نوشته‌ها و آرای این گروه از نویسندگان، مورد انتقاد و بررسی قرار گرفته است. تاریخ‌اندیشی طباطبایی موجب شده تا فراتر از مفاهیمِ جدید، مانند ملی‌گرایی مدعی باشد که پیش از ظهورِ مفاهیمِ جدیدی نظیر ناسیونالیسم، ملت ایران، امکان ظهور یافته باشد. طباطبایی تأکید می‌کند ایرانیان نه به‌عنوان بخشی از جهان اسلام، بلکه به‌عنوان زائده‌ای در «بیرونِ درون جهان اسلام» قرار دارند. براساس‌ این، طباطبایی از تداومِ بی‌سابقه ایران در مقایسه با دیگر اقوام و در نهایت از اندیشه‌ی سیاسی ایرانی سخن می‌گوید. از همین منظر است که در کنار فلسفه‌ی سیاسی، اندیشه‌ی سیاسی و سیاست‌نامه‌نویسی و شریعت‌نامه‌نویسی مورد توجه و آسیب‌شناسی طباطبایی قرار می‌گیرد و زوالِ اندیشه‌ی سیاسی در چنین رویکردِ نظری معنا و بسط می‌یابد تا آن را از ملی‌گرایی‌های مرسوم دور کند؛ چرا‌که در ایدئولوژی ملی‌گرایی جدید جایی برای نظریه‌ی انحطاط نیست. طباطبایی با نقادی، انقطاعِ فکری با سنت که ناحیه‌ای از اندیشه‌های ایرانیان در تاریخِ معاصر را تشکیل می‌دهد، تقلید تمام و کمال از تجاربِ دیگران را نیز یک‌سره نقد ‌و تأکید می‌کند که اندیشه‌ی ایرانشهر به‌عنوان پدیداری از اندیشه، ضمن نقدِ تجارب پیشین، به بازتولید خود می‌پردازد.

🔴 دنباله‌ی یادداشت را در بخشِ "مشاهده فوری" بخوانید:
👇👇


@IranDel_Channel

💢
👍23👎1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 برشی از آگهی تبلیغاتی قدیمی از شرکت هواپیمایی ملی ایران (هما) به بهانه‌ی سالگرد آغاز به کار این شرکت


#یادها

@IranDel_Channel

💢
👍17
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎥 راز ماندگاری ایران

بخشی از گفت‌وگویی بلند با استاد فرزانه، دکتر حسن انوری، به‌مناسبت نودمین زادروز ایشان


🔴 حسن انوری

حسن انوری (زادهٔ ۱۰ اسفند ۱۳۱۲ خورشیدی در شهر تکابِ استان آذربایجان‌غربی) استاد بازنشستهٔ زبان و ادبیات فارسی دانشگاه تربیت معلم تهران، سرپرست تألیف فرهنگ بزرگ سخن، مصحّح گلستان سعدی و عضو پیوستهٔ فرهنگستان زبان و ادب فارسی است.
ایشان به‌عنوان چهرهٔ ماندگار در رشتهٔ «ادبیات» معرفی شده‌ بودند. همچنین، بخشی از پژوهش‌های‌ استاد انوری به حافظ‌پژوهی اختصاص دارد و برخی از حروف (مجلدات) لغت‌نامه دهخدا را نیز تدوین کرده‌‌اند.

@IranDel_Channel

💢
👍21
ایران‌دل | IranDel
🎥 راز ماندگاری ایران بخشی از گفت‌وگویی بلند با استاد فرزانه، دکتر حسن انوری، به‌مناسبت نودمین زادروز ایشان 🔴 حسن انوری حسن انوری (زادهٔ ۱۰ اسفند ۱۳۱۲ خورشیدی در شهر تکابِ استان آذربایجان‌غربی) استاد بازنشستهٔ زبان و ادبیات فارسی دانشگاه تربیت معلم تهران،…
🔴 آیین گرامیداشت نودمین زادروز دکتر حسن انوری


سخنرانان:

دکتر ژاله آموزگار
دکتر علی‌اشرف صادقی
دکتر محمد شادروی‌منش
رحیم پرنیا


زمان:
پنج‌شنبه، دهم اسفند ماه ۱۴۰۲ خورشیدی، ساعت ۱۰ صبح


مکان:
تهران، خیابان ولی‌عصر، سه‌راه زعفرانیه، خیابان عارف‌نسب‌، شماره‌ٔ ۱۲، باغ موقوفات دکتر محمود افشار،، کانون زبان پارسی

شرکت برای عموم آزاد است.

همزمان با این مراسم کتاب‌های انتشارات دکتر محمود افشار با ۱۵٪ تخفیف به علاقه‌مندان عرضه می‌شود.


#اطلاع_رسانی

@IranDel_Channel

💢
👍17
🔴 بزرگداشت شاعرِ نامدار و داستان‌سرای پارسی‌گوی حکیم نظامی گنجه‌ای


🔴 زمان:
شنبه ۱۲ اسفند ۱۴۰۲ خورشیدی، ساعت ۱۷

🔴 مکان:
تهران، خانه اندیشمندان علوم انسانی‌ سالن فردوسی


برنامه به صورت حضوری برگزار می‌گردد و ورود برای عموم آزاد و رایگان است.



#اطلاع_رسانی

@IranDel_Channel

💢
👍18

🔴 دولتِ مناسک‌گرا - ملت مناسک‌گزار

وقتی امر سیاسی (مانند انتخابات) به مناسک فروکاسته می‌شود


✍️ محسن‌حسام مظاهری

«تورم مناسک» و «فربهی مناسکی» گرچه تعابیری برای توصیفِ روند تغییرات و توسعه‌ی مناسک مذهبی و تشیع ایرانی معاصر است، اما در عرصه‌های دیگر هم مصداق می‌یابند. نگاهی به شرایط امروز کشور و وضعیتی که در آن هستیم، نشان‌دهنده‌ی نفوذ مناسک و اصناف مناسکی به سیاست و فرهنگ و اقتصاد و مناسکی‌شدن مقولات مرتبط با آن‌ها است.

در شرایطی که بسیاری از گروه‌های مرجع با برخوردهای سیاسی طردآمیز، سرکوب یا منزوی شده و از عرصه‌ی عمومی حذف شده‌اند، متخصصان مناسکی (مداحان و منبریان) روزبه‌روز حضور برجسته‌تری یافته‌اند و در قامت یک گروه مرجعِ بانفوذ تصمیم‌سازی و تأثیرگذاری دارند و نه فقط در حوزه‌ی تخصصی خود، بلکه با توسعه‌ی نقش در بسیاری از حوزه‌های دیگر (سیاست، اقتصاد، رسانه و...) نیز فعالیت می‌کنند. به‌عنوان مثال در غیابِ سیاستمداران و نخبگان سیاسی، مداحان و منبریان میدان‌دار سیاست شده‌اند: گفتار سیاسی تولید می‌کنند، تبلیغات سیاسی می‌کنند، لیست‌های انتخاباتی را تنظیم می‌کنند، برای مسئولان خط‌مشی و نقشه‌ی راه تعیین می‌کند، با استفاده از ظرفیت بسیج‌کنندگی مناسک مذهبی سازمان رأی ایجاد می‌کنند و در مناقشات سیاسی اعمال نفوذ می‌کنند.

در شرایطی که بسیاری از چهره‌های صاحب شهرت و گروه‌های مرجع فرهنگ عامه‌پسند (سلبریتی‌ها) اعم از بازیگران سینما، فوتبالیست‌ها و ستاره‌های موسیقی، به‌ویژه پس از جنبش «زن، زندگی، آزادی»، به انحای مختلف طرد شده‌اند و در رسانه‌های عمومی و رسمی علیه آن‌ها تبلیغات رسانه‌ای گسترده انجام می‌شود و ادبیات سلبریتی‌ستیزی از جانب نهادهای حاکمیتی ترویج می‌گردد، سلبریتی‌های مذهبی (مداحان سلبریتی ـ منبریان سلبریتی) جای ایشان را پر کرده‌اند و به‌مدد رانت رسانه‌ای (به‌ویژه حضور دایمی و پررنگ در برنامه‌های مختلف صداوسیما) روزبه‌روز مشهورتر می‌شوند و اساساً رویکرد رسانه‌ای نهادهای فرهنگی حاکمیت، تولید و تکثیر سلبریتی‌های مذهبی است.

در شرایطی که ایجاد محدودیت‌های فراوان و غلبه‌ی نگاه امنیتی ـ سیاسی عرصه را برای تشکیل و فعالیت سازمان‌های غیردولتی و مردم‌نهاد تنگ کرده و شرایط برای حضور مستقل و آزادانه‌ی احزاب (در معنای واقعی؛ نه شبه‌حزب‌های یک‌بارمصرفِ شب انتخاباتی)، سندیکاها و اتحادیه‌های صنفی، مؤسسات و انجمن‌های غیردولتی و نظایر آن‌ها مساعد نیست، سازمان‌های آیینی و هیئت‌های مذهبی روزبه‌روز توسعه یافته و نقش‌های برزمین‌مانده‌ی فعالیت تشکلی و سازمانی را برعهده گرفته‌اند. در غیاب احزاب، برخی هیئت‌های سیاسی در نقش شبه‌حزب فعالیت دارند؛ در غیاب سندیکاها و اتحادیه‌های صنفی، بوروکراسی مناسکی روزبه‌روز توسعه یافته و بر شمار سازمان‌های هیئتی و تشکل‌های صنفی مداحان افزوده می‌شود؛ در غیاب خیریه‌ها و انجمن‌های غیردولتی در حوزه خدمات اجتماعی، برخی هیئت‌های جدید با محوریت مداحان سلبریتی به فعالیت‌های خیریه‌ای (با منابع مالی غیرشفاف) رو آورده‌اند؛ و... .

در شرایطی که امکان کنش سیاسیِ جمعی در خیابان به‌جز در مناسک سیاسیِ حاکمیتی (راهپیمایی‌ها) برای شهروندان فراهم نیست و تشکیل تجمعات و اجتماعات انتقادی و اعتراضی بسیار پرهزینه است، مناسک مذهبی خیابانی روزبه‌روز توسعه یافته و بر شمارشان افزوده می‌شود و گروه‌ها و دسته‌جات مذهبی نزدیک به حاکمیت هیچ مانعی برای تصرف خیابان و تشکیل اجتماعات ندارند؛ بلکه حتی از جانب نهادهای حاکمیتی تشویق و پشتیبانی هم می‌شوند.

در شرایطی که سیاست فرهنگی رسمی نظام همچنان در پی مهندسی فرهنگ و استانداردسازی جامعه با معیارهای مدنظر خود است و خالص‌سازی و یکسان‌سازی را دنبال می‌کند و تکثر سبک زندگی ازجمله در موضوع پوشش و حجاب را به‌رسمیت نمی‌شناسد و علی‌رغم تحمیل هزینه‌های گزاف بر جامعه کماکان سیاست‌های شکست‌خورده‌ای چون حجاب اجباری را مطلوب می‌داند، درعین‌حال در موقعیت‌های مناسکی سیاسی و مذهبی (راهپیمایی ۲۲ بهمن، پای صندوق رأی، کارناوال‌های مذهبی، تشییع‌جنازه‌ی شهدا و...) به‌صورت موقت، فرصت برخورداری گسترده از آزادی‌های اجتماعی داده شده و مثلاً زنان می‌توانند با حجاب حداقلی و بدون ترس از محدودیت‌های قانونی و برخوردهایی که در دیگر ایام سال با آنها مواجهند در مناسک شرکت کنند. بالاتر از این، حضور آن‌ها تشویق شده و ضریب رسانه‌ای داده می‌شود.



🔴 دنباله‌ی یادداشت را در بخشِ "مشاهده فوری" بخوانید:
👇👇


@IranDel_Channel

💢
👍12👎3

🔴 طباطبایی و کشاکش بی‌پایانِ سنت و تجدد

✍️ بهرام روشن‌ضمیر، دانشجوی دکترای تاریخ در مدرسه مطالعات عالی پاریس

ایران به لحاظ تاریخی، تداومی بر گسست‌هاست و به لحاظِ فرهنگی وحدتِ کثرت‌ها. سخن گفتن از ایران نیاز به ابزار و روشِ مناسب‌‌سازی‌شده برای ایران دارد. نیاز به ترمینولوژی اختصاصی دارد. از این روست که زنده‌یاد دکتر طباطبایی امید داشت که روزیِ موضوعِ دانشگاهِ ما، ایران باشد. اما در زمانۀ فترتِ دولت یا عصرِ بی‌دولتیِ ایرانیان، که به گفتۀ خود زنده‌یاد همه‌چیز در ایران متولی دارد، به جز خودِ ایران، این وظیفۀ سنگین دست‌کم در گامِ مقدماتی بر دوشِ خود ایشان افتاده بود. فیلسوف سیاسیِ ایران، از انگشت‌شمار ایرانیانی بود که فلسفه‌ غرب را می‌شناخت و تنها ایرانی که هم فلسفه غرب را می‌شناخت و هم سنتِ ایرانی را. اهمیتِ این مسئله یعنی شناختِ هم‌زمانِ آنچه طباطبایی "نظام سنّت" در ایران نامیده بود (معادل آنچه در فرانسه رژیم قدیم می‌گویند) و نظامِ مدرنِ سیاسیِ غرب به‌ویژه اینجا اهمیت می‌یابد، که در نظر بگیریم به نظرِ ایشان، خودِ همان نظامِ سنّت در ایران نیز آمیزه‌ای از اندیشۀ ایرانشهری و فلسفۀ یونانی بود، که یکی از پایه‌های اساسیِ مدرنیتۀ غربی است. جالب آنکه طباطبایی، وجه سومِ نظام سنّتِ ایران و البته ضلعِ سومِ فرهنگ و تمدنِ ایرانِ پیشامدرن، یعنی اسلامِ به معنای تمدنی را نیز هرگز نادیده یا حتی دستِ کم نمی‌گرفت. حملاتِ تند و تیزِ او به قدرتمندانِ چهار دهۀ اخیر کشور و جاده‌صاف‌کنندگانِ آنان از شریعتی تا استمرارطلبان ماله‌کش و روشنفکرمآب کنونی باید در بافتارِ سیاسی موجود فهم شود. وگرنه طباطبایی نه فقط ضدیتی با اسلام نداشت که شاید آخرین، اندیشمندِ صاحب‌نظرِ و قابلِ اعتنای ایرانی در این زمینه باشد که همچنان از متون و مفاهیمِ اسلامی‌‌، دست‌کم به عنوان یک آبشخور استفاده می‌کرد. اگر قدرتمندان، درکِ تیزبینانه و هوشمندانۀ او در بیست سال پیش که گفته بود اسلامِ سیاسی در ایران مُرده است، را می‌شنیدند امروز وضع به جایی نمی‌رسید که حتی سخن گفتن از اسلامِ تمدنی در ایران نیز دشوار باشد. این تعبیر از استاد که ایران ناحیه‌ای از اسلام، اما نه منطقه‌ای از آن بوده و یا اینکه ایران در بیرونِ درونِ قلمروِ اسلام قرار داشته، تنها در سپهرِ سیاسیِ موجود ما سخنی سکولار، لاییک، یا حتی بی‌دینانه و اسلام‌هراسانه تصور می‌گردد و هواداران مسلک‌های یاد شده را خوشنود می‌کند.

همچنین است برداشت‌های عجیب و غریبی که از مفهوم ایرانشهریِ طباطبایی در تمام این سالها صورت گرفته است. به‌گونه‌ای که حتی برخی جریاناتِ اساساً بنیادگرا و تجددستیزِ ایرانی آن را روی دست گرفته و گمان کردند که می‌توان با ایرانشهر به جنگِ مدرنیتۀ غربی رفت. حتی شاهد شنیدن تعابیر گُنگ و غریبی چون "فرهنگِ ایرانشهری" بوده‌ایم. حال آنکه چنانکه تأکید شد، زنده‌یاد طباطبایی فارغ از این تندروی‌ها، چیستیِ پیشامدرنِ ایرانی را شامل سه عنصرِ درهم‌تنیدۀ ایرانِ باستان، اسلامِ تمدنی و یونان می‌دانست و برای چیستی و بایستگیِ ایرانِ مُدرن نیز هرگز لحظه‌ای از تجددِ غربی فاصله نمی‌گرفت و هیچ نسبتی با جریاناتِ سره‌گرا نداشت. البته این‌جانب بر این باورم که حتی عنصرِ ایرانیِ باستانی نیز هرگز پدیدۀ خالصی جدا از عناصر منطقه‌ای و سامی و از آن مهمتر خالص و جدا از یونان نبوده است. به بیان دیگر بر این باورم که ایران از لحظۀ ایران‌شدن تا امروز یک روز جدا از یونان و سپس غرب به مثابه جانشینِ یونان نبوده است.




🔴 دنباله‌ یادداشت را در بخشِ "مشاهده فوری" بخوانید:
👇👇


@IranDel_Channel

💢
👍17👎1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 فیلمی از کتابخانه‌ی شخصی زنده‌یاد دکتر جواد طباطبایی در خانه‌شان در تهران

این فیلم به تازگی از سوی یکی از شاگردانِ دکتر طباطبایی گرفته شده و در آیینِ بزرگداشت ایشان در خانه اندیشمندان علوم انسانی در روز هشتم اسفند ماه ۱۴۰۲ خورشیدی به نمایش درآمد. خانه و قفسه کتاب‌ها همان‌طور که چند سال پیش آن را رها کرده بودند، حفظ شده است.


🔴 منبع:
کانال تلگرامی سرو ایرانشهر

@IranDel_Channel

💢
👍24👎1

🔴 در ستاد روح‌الله حضرت‌پور در شهر ارومیه چه می‌گذرد؟

تلاش برای حفظ صندلی بهارستان با ایجاد تنش قومیتی؟!

✍️ روزنامه اینترنتی فراز

خبرهای رسیده از ارومیه حاکی از آن است که ستاد یکی از نامزدهای انتخابات مجلس، تلاش می‌کند به کشاکش‌های قومی در این شهر دامن زده و با ایجاد و سوار شدن بر موجِ تنش قومیتی، دوره حضور خود در بهارستان را تمدید کند. در ویدیویی که از ستاد «روح‌الله حضرت‌پور» منتشر شده، توماج وحیدافشار به عنوان حامی او بدون نام‌بردن از شخصِ خاصی به یکی از نامزد‌های انتخابات ارومیه می‌تازد. ماجرا، اما فقط این نیست؛ وحیدافشار عضو شورای شهر ارومیه هم هست و در این ویدیو اظهاراتی شبه پانتُرکی مطرح می‌‌کند که رنگ‌وبوی تفرقه و شکاف در میان اقوام ایران را دارد.

توماج وحیدافشار، سخنگوی شورای شهر ارومیه در ویدیویی که به شکل تبلیغاتی از ستاد روح‌الله حضرت‌پور منتشرشده بدون نام‌بردن از اسم خاص می‌گوید: «خجالت نمی‌کشی از خون شهدا؟ چه کسی به شما وکالت داده که خاک ما را ببخشی؟». او در ادامه نیز می‌گوید که «ما اینقدر همه جان می‌دهیم در ارومیه یک ترک نماند و آن وقت تو بیا خاک را ببخش [آنقدر مقاومت می‌کنیم تا همه کشته شویم].» این در حالی که پیش از این جواد جهانگیرزاده دیگر نامزد ارومیه در ویدیویی گفته بود که ارومیه شهر همه است و تُرک و کُرد در کنار هم هستند. جهانگیززاده از دوره هفتم مجلس تا دوره نهم نماینده ارومیه بوده است. در مقابل سخنان جهانگیرزاده اما سخنران ستاد حضرت‌پور می‌گوید که «اینجا شهر تُرک‌هاست، اینجا شهر آذربایجان است، با چه حقی خاک من را می‌بخشی. با کی زد و بند کردی؟». حتی در ادامه نیز این عضو شورای شهر به ماجرای جنجالی تاریخی اشاره می‌کند و تلاش دارد تا به شکاف‌افکنی و کُردهراسی دامن بزند. نکته دیگر نیز اینجاست که حامی حضرت‌پور فقط عضور شورای شهر هم نیست؛ وحیدافشار نوه غلامرضا حسنی امام جمعه سابق ارومیه است.

ایران متعلق به همه است، ارومیه چطور؟

اظهارات ستاد حضرت‌پور در حالی منتشر شده که او در نطق میان دستور خود در اسفند سال گذشته در مجلس گفته بود که «ایران متعلق به همه است». حال سوال اینجاست که چطور ایران متعلق به همه است، اما ارومیه از نظر سخنران ستاد او متعلق به "ترک‌ها" است؟ سوال دیگر اینجاست که آیا ارومیه شهر ایران نیست؟ اما مشخص نیست که تاکید بر شهر آذربایجان با لحنی اغراق‌شده و هیجانی چه معنایی دارد؟ آن هم در ستاد نماینده فعلی ارومیه و از زبان عضو شورای شهر؟ از سوی دیگر اظهارات سخنران ستاد حضرت‌پور با استقبال اکانت‌های پانترک و تجزبه‌طلب هم مواجه شده است.

محمد حضرت‌پور و ۱۹ عنوان اتهامی

روح‌الله حضرت‌پور، نماینده ارومیه در دوره دهم و یازدهم است. او برادرزاده محمد حضرت‌پور شهردار سابق و زندانی ارومیه است و البته به عنوان پسرخوانده او نیز شناخته می‌شود. محمد حضرت‌پور در دی ماه ۹۹ و وقتی که شهردار ارومیه بود از سوی وزارت اطلاعات بازداشت شد. البته در همان مقطع معاون فنی و عمرانی سابق شهرداری، شهردار سابق و اسبق منطقه یک ارومیه و چندین نفر از مدیران شهرداری طی ماه‌های اخیر توسط مأموران امنیتی دستگیر شدند. یک سال بعد نیز بار دیگر خبر بازداشت و زندانی‌شدن حضرت‌پور به علت مخدوش بودن وثیقه خبرساز شد. او البته در دوران شهرداری خود نیز کم حاشیه نداشت. محمد حضرت‌پور مرداد ماه ۱۳۹۸ و در پاسخ به اعتراض یکی از کُردزبانان عضو شورای شهر ارومیه، که به سخنرانی‌اش به زبان ترکی اعتراض داشت، به او گفت که اگر زبان ترکی را متوجه نمی‌شود جلسه را ترک کند. انتشار ویدیویی از این اتفاق با واکنش تند افکارعمومی و انتقاد از قوم‌گرایی همراه شد. به تازگی نیز کیفرخواست پرونده محمد حضرت‌پور و دیگر متهمان پرونده منتشرشده که شامل ۱۹ اتهام از «مشارکت در گروه سازمان‌یافته ارتشاء» گرفته تا «اختلاس»، «رشاء»، «تبانی در معاملات دولتی»، «نگهداری مشروبات الکلی» و «تحصیل مال از طریق نامشروع» گسترده است. در چنین شرایطی روح‌الله حضرت‌پور ترجیح داده تا به جای پاسخگویی درباره این کیفرخواست به هجمه علیه رقبای خود بپردازد.

کارزاری برای شکاف‌افکنی یا اتحاد؟

کارزار انتخابات در کشور محلی برای شکاف‌افکنی قومی نیست، اما به نظر می‌رسد که این رویکرد از ستاد برخی نامزد‌ها و سخنرانان آن‌ها که مسئولیت رسمی در ارومیه دارند نیز در دستور کار قرار گرفته است. حال باید دید که این اظهارات با چه واکنشی از سوی افکارعمومی روبه‌رو خواهد شد.


🔴 منبع: روزنامه اینترنتی فراز


@IranDel_Channel

💢
👍32👎2

🔴 تقدیر تاریخی و فرم دولت در ایران در اندیشه جواد طباطبایی

امید غیاثی

در یکمین سالگرد فقدان جواد طباطبایی، همچنان افقی که وی از دیدگاه تاریخ اندیشه، برای فهم گذشته، حال و وضعیت آینده ایران گشود، محل مباحثه و تأمل است و به نظر بیش از پیش، نیاز به دنبال کردن آرای او احساس می‌شود. یکی از موضوعاتی که در تفسیرِ اندیشه طباطبایی مطرح بوده است و موافقان و و مخالفان طباطبایی از دیرباز به آن پرداخته‌اند، فرمِ دولت مدنظر وی بوده است. اگر مخالف‌خوانی‌ها و موافق‌خوانی‌ها که از منظر ایدئولوژیک و به تعبیر خود طباطبایی برای کسب جایگاهی در ساختارِ قدرتِ سیاسی اتخاذ می‌شود را کنار بگذاریم، یکی از مواردی که جدی به این بحث پرداخته شد، در اختلاف نظری بود که میان رضا نجف‌زاده از یکسو و شروین مقیمی از سوی دیگر، در نشستی که با عنوان «صلح در اندیشه ایرانشهری» برگزار گردید، رخ نمود. نگارنده که پیشتر یادداشتی درباره این مباحثه از زاویه دیگر نگاشته بود، اینک به این مسئله خواهد پرداخت و تلاش می‌کند فهم خود را، به‌ویژه، در پیوندی با مفهوم تاریخ از دیدگاه طباطبایی، بیان کند. طباطبایی در یکی از آخرین سخنرانی‌هایش که در دانشگاه پُتسدام آلمان ایراد شد، برخی نظراتش را دقیق‌تر بیان کرده و تلاش کرده است تا آنها را توضیح بیشتری دهد. این نکته را باید مدنظر داشت که طباطبایی در آثار و نوشته‌هایش، تحت تاثیر لئو اشتراوس بود و همواره به Art of Writing مدنظر وی پایبند بود. بنابراین باید تلاش کرد تا موضع او را در قبالِ فرمِ دولت در ایران، به تعبیر خود او، از میان خطوط خواند. در سخنرانی یاد شده در دانشگاه پُتسدام، طباطبایی صریح به این پرسش پاسخ می‌گوید که فرمِ مدنظر دولت در اندیشه او چیست (در اختلاف‌نظر میان شروین مقیمی و رضا نجف‌زاده در نشستی که اشاره شد، مقیمی استدلال می‌کند که در نهایت در اندیشه طباطبایی، نوعی سلطنتِ مشروطه محافظه‌کارِ مدرن برای فرمِ دولت مراد می‌شود، در حالی که از دیدگاه نجف‌زاده، اندیشه طباطبایی، آبستن نوعی میهن دوستی جمهوری‌خواهانه است). طباطبایی صریحاً استدلال می‌کند تا زمانی که دولت به معنای واقعی کلمه استقرار نیابد، اساساً سخن از فرم آن محلی از اعراب ندارد. به بیان دیگر، فلسفه وجود دولت، مسئله بنیادین است و نه فرم آن در وهله نخست.
اشارات متعدد طباطبایی به قدیم بودنِ ملت ایران و اینکه این ملت در مقاطعی دولت خود را ایجاد کرده است را باید از این زاویه فهمید. بنابراین شاید نکته نخست آن باشد که بحث طباطبایی پیچیده‌تر از آن است که بتوان لباس یک ایدئولوژی خاص سیاسی را به سادگی بر آن پوشاند. در فصل پایانی کتاب مبانی نظری مشروطه‌خواهی (بخش دوم از جلد دومِ نظریه حکومت قانون در ایران)، طباطبایی با پیش کشیدن جدال متقدمین و متأخرین در نظام سنت قدمایی، در فاصله میان اصلاحاتِ عباس‌میرزا در دارالسلطنه تبریز تا به ثمر نشستن جنبش مشروطه‌خواهی و تشکیل مجلس اول، اشارات متعددی دارد که برای بحث حاضر مفید فایده است. نکته بنیادینی در این فصل همواره خودش را نشان می‌دهد و آن اهمیت تاریخ است! طباطبایی بارها در این فصل به این موضوع اشاره می‌کند که در اندیشه دوران جدید، همه امور در زهدان تاریخ تکوین یافته، و تحول می‌یابند. نقدهای متعدد او در این فصل به تفسیر ماشاالله آجودانی از جنبش مشروطیت در ایران، ناظر بر همین نکته است.



🔴 دنباله‌ی یادداشت را در بخشِ "مشاهده فوری" بخوانید:
👇👇


@IranDel_Channel

💢
👍19
‌‌
🔴 گزارش خبرگزاری ایسنا از آیین بزرگداشتِ استاد دکتر حسن انوری؛
ما آذربایجانی‌ها نبودیم، چه کسی از زبان فارسی دفاع می‌کرد؟
!


🔴 ژاله آموزگار، استاد زبان‌های باستانی در آیین بزرگداشتِ استاد حسن انوری:
عشق به ایران و علاقه به گسترش زبان فارسی در همه آثار انوری به خوبی جلوه‌گر است.

هرکسی حشر و نشر کوتاهی با ایشان (حسن انوری) داشته باشد به اوج دلبستگی او به این سرزمین و علاقه‌اش به ایران پی می‌برد. ارادت من به او چندجانبه است؛ هر دو ما آذربایجانی هستیم و به معنای واقعی و با  دلیل و منطق دلبسته ایران و زبان فارسی هستیم. من و ایشان از فارغ‌التحصیلان دانشکده ادبیات تبریز هستیم، هم‌دوره نبودیم، اما  از بهره بردن از محضر استادان دانشمندِ دانشکده سهم یکسان داریم.

گاه مطلبی را  غالباً با طنز مطرح می‌کنیم؛ زمانی که صحبتی در دفاع از زبان فارسی پیش می‌آید، به ایشان می‌گویم اگر ما آذربایجانی‌ها نبودیم چه کسی به این خوبی از فرهنگ و زبان فارسی دفاع می‌کرد؟ از کسروی شروع می‌شود، دکتر موحد، زریاب خوبی، دکتر محمد امین ریاحی و دیگران. پس زنده باد آذربایجان در آغوش ایران.



#یادها | #اطلاع_رسانی


🔴 گزارش کامل ایسنا را از بخشِ "مشاهده فوری" بخوانید:
👇👇


@IranDel_Channel

💢
👍36👎1
‍ ‌
🔴 کادربندی درستِ زندگی

✍️ سهند ایرانمهر

بخشی از مکالمه تلفنی خانم معصومه مهرآور، کارشناس ارتباطات اورژانس ۱۱۵ بابل با خانواده‌ای که در ارتفاعات گیر افتاده‌اند را می‌شنوید. (ویدئوی پیوست)

خبرگزاری‌ها نوشته‌اند نسخۀ اصلی این مکالمات بیش از ۸ دقیقه به درازا می‌کشد و در طول این مدت خانم مهرآور، زن در حال زایمان و همسرش را برای نجات جان نوزاد و البته مادر، راهنمایی می‌کند تا سرانجام جانِ مادر و نوزاد را نجات می‌دهد.

به گفتۀ رئیس اورژانس ۱۱۵ بابل مشاورۀ تلفنی این کارشناس، جانِ مادر و نوزاد را که به خاطر شدت برف در مناطقِ بالادست بابلکنار در روستای جاجن گرفتار شده بودند، نجات داد.

فیلم مستندی هست به اسم «میکروکاسموس». مستندی در مورد موجوداتی که اصولاً به چشم نمی‌آیند ‌و بعد فیلمبردار زاویه را به گونه‌ای بسته است که می‌فهمید آن دنیایی که به چشم نمی‌آید اتفاقاً چقدر مهم و در کادر است و به همین دلیل است که موقع تماشای فیلم، وقتی می‌بینید یک کفشدوزک بالاخره پس از کلی تقلا، از زیر بار برگی بیرون می‌آید از هیجان، اشک در چشمانتان حلقه می‌زند و بعد از فیلم می‌فهمید چقدر کادر چشمانتان را روی جهان، بد بسته‌اید و در زندگی‌تان، چیزهایی که باید وسط کادر باشند چقدر به حاشیه افتاده‌‌اند.

مغز ما انسانها در بستر خطر، تکامل پیدا کرده و آموخته‌ایم که همیشه به حفظِ بقای‌مان در دریای خطرات فکر کنیم و به نوشته کتاب « اخبار» نوشته آلن‌دوباتن، ریشه علاقمندی‌مان به اخبار بد هم همین است. خبر بمباران و انفجار و ضرب‌وشتم و نکبت، راحت به صدر اخبار می‌رود اما شکفته‌شدن‌گل‌ها و رسیدن آدم‌ها به هم و درمان بیماران و چیزهایی از این قبیل به آن اندازه مورد اقبال نیست.

خبر تولد این‌نوزاد در روستای جاجن و‌ در آن شرایطِ بدِ آب‌وهوایی یکی از آن‌ اخبار خوب است، تعهد و همدلی خانم‌مهرآور و اشک شوقِ آخر داستان ‌خبر خوب دیگر و دیدن این دو در کادر یعنی اهمیت دادن به چیزی که واقعاً باید در کادر باشد و زندگی یعنی بستن کادر درست و البته بدک نیست کمی شاعرانگی هم به آن افزود مثل آن کلام زیبای «تاگور» که می‌گوید: تولد هر كودک، نشان آن است كه خدا هنوز از انسان نااميد نشده است!



🔴 پی‌نوشت از کانال تلگرامی جریان:
رؤیای ایرانی را در سر می‌پرورانیم که هر شهروندی در کار خود، بردباری، دقت، قدرت، تسلط و وجدان کاری خانم مهرآور را داشته باشد. به‌راستی تلاشِ همراه با خِرد، دانش و جسارت او برای پاس زندگی و مراقبت از جانِ شیرین این مادر و نوزاد، آموختنی است.


@IranDel_Channel

💢
👍26