🔴 آیین یادبود شهریارِ اندیشهی ایرانشهر؛
زندهیاد دکتر سید جواد طباطبایی
(به مناسبت اولین سالگشتِ درگذشتِ استاد)
همراه با رونمایی از کتابهای
یک) ملت، دولت و حکومت قانون؛ جستار در بیان نص و سنت
دو) سقوط اصفهان به روایتِ کروسینسکی
🔴 با گفتارهایی از (به ترتیب الفبا):
علیاکبر احمدی افرمجانی
شهین اعوانی
سهراب پورناظری
فرهنگ رجایی
صادق سجادی
موسی غنینژاد
عزتالله فولادوند
رضا منصوری
احمد نقیبزاده
🔴 زمان:
سه شنبه هشتم اسفند ماه ۱۴۰۲ خورشیدی، ساعت ۱۷
🔴 مکان:
تهران، خیابان نجاتالهی (ویلا)، بوستان ورشو، خانه اندیشمندان علوم انسانی، سالن فردوسی
#اطلاع_رسانی
@IranDel_Channel
💢
🔴 آیین یادبود شهریارِ اندیشهی ایرانشهر؛
زندهیاد دکتر سید جواد طباطبایی
(به مناسبت اولین سالگشتِ درگذشتِ استاد)
همراه با رونمایی از کتابهای
یک) ملت، دولت و حکومت قانون؛ جستار در بیان نص و سنت
دو) سقوط اصفهان به روایتِ کروسینسکی
🔴 با گفتارهایی از (به ترتیب الفبا):
علیاکبر احمدی افرمجانی
شهین اعوانی
سهراب پورناظری
فرهنگ رجایی
صادق سجادی
موسی غنینژاد
عزتالله فولادوند
رضا منصوری
احمد نقیبزاده
🔴 زمان:
سه شنبه هشتم اسفند ماه ۱۴۰۲ خورشیدی، ساعت ۱۷
🔴 مکان:
تهران، خیابان نجاتالهی (ویلا)، بوستان ورشو، خانه اندیشمندان علوم انسانی، سالن فردوسی
#اطلاع_رسانی
@IranDel_Channel
💢
👍23👎2
🔴 ابیاتی از دیوانِ شمسِ مولانا جلالالدین بلخی در متروی شهر تورنتو کانادا
اگر تو یار نداری چرا طلب نکنی
وگر به یار رسیدی چرا طرب نکنی
وگر رفیق نسازد چرا تو او نشوی
وگر رباب ننالد چراش ادب نکنی
عکس از فاطمه عظیملو
@IranDel_Channel
💢
اگر تو یار نداری چرا طلب نکنی
وگر به یار رسیدی چرا طرب نکنی
وگر رفیق نسازد چرا تو او نشوی
وگر رباب ننالد چراش ادب نکنی
عکس از فاطمه عظیملو
@IranDel_Channel
💢
👍28
tabatabayi
<unknown>
🎙 سخنرانی جواد طباطبایی - فیلسوف سیاسی ایران - در دانشگاه تبریز در سال ۱۳۹۶ خورشیدی
موضوعِ همایش: جنبشِ مشروطه
جواد طباطبایی:
سابقهی حقوق عمومی و اساسی ما به دارالسلطنه تبریز باز میگردد.
دولت با اساس
امیرکبیر خطاب به میرزا یعقوب خان، پدر میرزا ملکم خان که در آن تاریخ، منشی سفارت روسیه بود:
«خیال کنسطیطیون داشتم، روسهای تو نگذاشتند».
@IranDel_Channel
💢
موضوعِ همایش: جنبشِ مشروطه
جواد طباطبایی:
سابقهی حقوق عمومی و اساسی ما به دارالسلطنه تبریز باز میگردد.
دولت با اساس
امیرکبیر خطاب به میرزا یعقوب خان، پدر میرزا ملکم خان که در آن تاریخ، منشی سفارت روسیه بود:
«خیال کنسطیطیون داشتم، روسهای تو نگذاشتند».
@IranDel_Channel
💢
👍14👎1
⚫️ به یادِ دولتمند خالزاده (خالُف)
موسیقیدان، نوازنده و خوانندهٔ تاجیکستانی
۴ آبان ۱۳۲۹ خورشیدی
۲۹ بهمن ۱۴۰۲ خورشیدی
یاد و نامشان در دفترِ فرهنگ و ادب و هنرِ جغرافیای ایرانِ فرهنگی، جاوید باد.
#یادها
@IranDel_Channel
💢
موسیقیدان، نوازنده و خوانندهٔ تاجیکستانی
۴ آبان ۱۳۲۹ خورشیدی
۲۹ بهمن ۱۴۰۲ خورشیدی
یاد و نامشان در دفترِ فرهنگ و ادب و هنرِ جغرافیای ایرانِ فرهنگی، جاوید باد.
#یادها
@IranDel_Channel
💢
👍20👎1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎥 قطعهی «شاهنامه وطن است»
با صدای استاد دولتمند خالزاده (خالُف)
شاهنامه
شاهنامه سخن است،
سخن بیمرگی.
شاهنامه روح است،
به تن بیمرگی.
شاهنامه وطن است،
وطن بیمرگی.
آری، آری، شاهنامه وطن است!
وطنی کز من و تو،
نتوانند به شمشیر و به تزویر،
ربودن.
شاهنامه خِرد است،
خردی که به جهان آموزد،
هنر از اجل جهل
نمردن.
شاهنامه ادب است،
ادبی کز ثمر سبز درختش،
جاودان بهره بگیریم.
شاهنامه نفس است، نفسی کز من و تو گر بربایند،
بمیریم!
بمیریم!
بمیریم!
@IranDel_Channel
💢
با صدای استاد دولتمند خالزاده (خالُف)
شاهنامه
شاهنامه سخن است،
سخن بیمرگی.
شاهنامه روح است،
به تن بیمرگی.
شاهنامه وطن است،
وطن بیمرگی.
آری، آری، شاهنامه وطن است!
وطنی کز من و تو،
نتوانند به شمشیر و به تزویر،
ربودن.
شاهنامه خِرد است،
خردی که به جهان آموزد،
هنر از اجل جهل
نمردن.
شاهنامه ادب است،
ادبی کز ثمر سبز درختش،
جاودان بهره بگیریم.
شاهنامه نفس است، نفسی کز من و تو گر بربایند،
بمیریم!
بمیریم!
بمیریم!
@IranDel_Channel
💢
👍30👎1
🔴 روز بینالمللی زبان فارسی
✍️ حمید احمدی، استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران
سالهاست که جریانهای قومگرا و کشورها و رسانههای خارجی حامی انها روز بینالمللی زبان مادری در ٢١ فوریه (دوم اسفند) را تفسیر به رأی کرده و با مصادرهی آن به عنوان روز زبانهای محلی و قومی، کارزار شریرانهای علیه زبان فارسی، زبان ملی و مادری همه ایرانیان به راه انداختهاند. دقت عمیق نکردن در فلسفهی اعلام این روز از سوی سازمان ملل باعث شده تا برخی، و از آن میان برخی روشنفکران و رسانههای سادهانگار داخل و خارج ایران، این تفسیر را بپذیرند و ناخواسته در کارزار علیه زبان فارسی همراه شوند. این در حالی است که پیشنهاد این روز را نه یک یا چند نماینده زبانهای محلی و قومی، بلکه کشوری (بنگلادش) با نزدیک دویست میلیون جمعیت در ١٩٩٩ [میلادی] در پاسداشت زبان ملی خود بنگالی به یونسکو ارائه داد و در قطعنامهی ۵۶/٢۶٢ مجمع عمومی در سال ٢٠٠٠ [میلادی] به تصویب رسید. بیشتر نمایندگان کشورهای جهان از آن رو این پیشنهاد را پذیرفتند که در عصر جهانی شدن، سلطهی زبان انگلیسی در گستره جهانی را به زیانِ زبانِ ملی خود میدانستند. به همین خاطر بود که از آن زمان کشورهایی چون فرانسه، هند، آلمان و دیگران سالانه ملیاردها دلار برای تقویت زبانهای ملی خود یعنی فرانسوی، هندی و آلمانی و... هزینه میکنند. در همین دوران بود که ساموئل هانتینگتون، نظریهپرداز آمریکایی تقویت زبانِ انگلیسی را مهمترین نشان ناسیونالیسم آمریکایی خواند. بنابراین واحد تحلیل تعریف کننده «مادر» در چهارچوب قطعنامهی روز بینالمللی زمان مادری «ملت» بوده و نه «قوم» و «محل». به همین دلیل است که در کشورهایی چون آمریکا، کانادا و یا دیگر کشورهای اروپایی، زبان مادری مهاجران را بر اساس «ملیت» آنها و مبنای «کشوری» تعریف میکنند و به ایرانیها، هندیها و فرانسویها برای گذاشتن کلاسهای آموزش به زبان فارسی، هندی و فرانسوی و... کمکهای مالی میکنند. هنگامی که نمایندگان «ملت»ها و «کشور»ها در سازمان ملل از وظیفهی تقویت زبان مادری و خطر انقراض تدریجی آنها در برابر زبانهای در حال هژمونیک سخن میگفتند بیش از هرچیز منظورشان دفاع از زبانهای در معرضِ انقراض «ملت»ها و «کشور»هایی بود که در عصر جهانی شدن در برابر تهاجم زبان مسلط جهانی یعنی انگلیسی قرار گرفتهاند.
زبان فارسی بدون شک یکی از مهمترین این زبانهای در معرض تهدید و انقراض بوده است، چرا که از عصر جهانی شدن سیاستهای امپریالیستی در آغاز قرن نوزدهم در اثر سیاستهای قدرتهای هژمونیک آن دوران یعنی انگلستان و روسیه، در بخشهای عمده قلمرو خود در شبه قاره هند، آسیای میانه، قفقاز و امپراطوری عثمانی، مناطق ساحلی جنوب خلیج فارس به تدریج منقرض شد. زبان فارسی هم بر اساس فلسفهی اعلامیه و قطعنامه روز بینالمللی زبان مادری در سال٢٠٠٠ [میلادی] «زبان مادری ایرانیان» است و هم به لحاظ تاریخی. چرا که قرنها است زبان آموزش، تاریخنگاری و شعر و ادب تمامی مردمان و اقوام ایران زمین بوده و مادران همه این تیرههای ایرانی، در کنار صدها لهجه و گاه زبان محلی رایج در کشور، به آن سخن میگفته و میگویند. زبان فارسی زبان مادر همه ما ایرانیان، یعنی «مادرِ ایران»، «مام میهن» و پیوند دهنده «فرزندان ایران» است. در بطن این مادر مینوی است که در طول هزارهها جسم و روح و روان همه مادران ما آرمیده و خواهند آرمید.
زبان فارسی در جای خود بزرگترین پشتوانه و تکیهگاه زبانهای تیرههای ایرانی چه کُردی، بلوچی، پشتون و چه تُرکی آذری، و صدها [گویش و ] لهجهی محلی در ایران و حوزه تمدنی ایرانی است. بیگمان ضعف و انقراض آن، ضعف و انقراض همه این لهجهها و زبانها در برابر زبانهای هژمونیک جهانی و منطقهای خواهد بود. در این کارزار بزرگ زبان فارسی چشم اسفندیار و پاشنه آشیل ایران است و دشمنان کوچک و بزرگ داخلی و خارجی ایران و ایرانیت بیش از هرچیز آن را نشانه گرفتهاند. امروزه نگهداشتِ زبان فارسی بزرگترین خویشکاری (وظیفه) فرهنگی و سیاسی ایرانیان در برابر تهاجمات فرهنگی و سیاسی بر پیکر «مادرمان ایرانزمین» و خنثی کردن دسیسهی پیچیدهی ایرانزدایی است.
«ایران، مادر همه مادران» ما و زبان فارسی، مادر همه لهجهها و زبانهای تیرههای ایرانی و پشتوانه و تکیهگاه استوار آنها است.
در راستای قطعنامهی سال ٢٠٠٠ [میلادی] سازمان ملل، و با اعلام و پاسداشت روز دوم اسفند (٢١ فوریه) به عنوان «روز بینالمللی زبان فارسی»، زبان مادریمان را در سراسر حوزه تمدنی ایرانی گرامی بداریم، دسیسههای دشمنان خود را خنثی کرده، «مادرمان ایران» را خشنود و دل او را از خودمان شاد بداریم تا دل همه مادرانی را که قرنهاست در بطن او در گسترهی حوزه تمدنی ما آرمیدهاند، شاد کنیم.
@IranDel_Channel
💢
🔴 روز بینالمللی زبان فارسی
✍️ حمید احمدی، استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران
سالهاست که جریانهای قومگرا و کشورها و رسانههای خارجی حامی انها روز بینالمللی زبان مادری در ٢١ فوریه (دوم اسفند) را تفسیر به رأی کرده و با مصادرهی آن به عنوان روز زبانهای محلی و قومی، کارزار شریرانهای علیه زبان فارسی، زبان ملی و مادری همه ایرانیان به راه انداختهاند. دقت عمیق نکردن در فلسفهی اعلام این روز از سوی سازمان ملل باعث شده تا برخی، و از آن میان برخی روشنفکران و رسانههای سادهانگار داخل و خارج ایران، این تفسیر را بپذیرند و ناخواسته در کارزار علیه زبان فارسی همراه شوند. این در حالی است که پیشنهاد این روز را نه یک یا چند نماینده زبانهای محلی و قومی، بلکه کشوری (بنگلادش) با نزدیک دویست میلیون جمعیت در ١٩٩٩ [میلادی] در پاسداشت زبان ملی خود بنگالی به یونسکو ارائه داد و در قطعنامهی ۵۶/٢۶٢ مجمع عمومی در سال ٢٠٠٠ [میلادی] به تصویب رسید. بیشتر نمایندگان کشورهای جهان از آن رو این پیشنهاد را پذیرفتند که در عصر جهانی شدن، سلطهی زبان انگلیسی در گستره جهانی را به زیانِ زبانِ ملی خود میدانستند. به همین خاطر بود که از آن زمان کشورهایی چون فرانسه، هند، آلمان و دیگران سالانه ملیاردها دلار برای تقویت زبانهای ملی خود یعنی فرانسوی، هندی و آلمانی و... هزینه میکنند. در همین دوران بود که ساموئل هانتینگتون، نظریهپرداز آمریکایی تقویت زبانِ انگلیسی را مهمترین نشان ناسیونالیسم آمریکایی خواند. بنابراین واحد تحلیل تعریف کننده «مادر» در چهارچوب قطعنامهی روز بینالمللی زمان مادری «ملت» بوده و نه «قوم» و «محل». به همین دلیل است که در کشورهایی چون آمریکا، کانادا و یا دیگر کشورهای اروپایی، زبان مادری مهاجران را بر اساس «ملیت» آنها و مبنای «کشوری» تعریف میکنند و به ایرانیها، هندیها و فرانسویها برای گذاشتن کلاسهای آموزش به زبان فارسی، هندی و فرانسوی و... کمکهای مالی میکنند. هنگامی که نمایندگان «ملت»ها و «کشور»ها در سازمان ملل از وظیفهی تقویت زبان مادری و خطر انقراض تدریجی آنها در برابر زبانهای در حال هژمونیک سخن میگفتند بیش از هرچیز منظورشان دفاع از زبانهای در معرضِ انقراض «ملت»ها و «کشور»هایی بود که در عصر جهانی شدن در برابر تهاجم زبان مسلط جهانی یعنی انگلیسی قرار گرفتهاند.
زبان فارسی بدون شک یکی از مهمترین این زبانهای در معرض تهدید و انقراض بوده است، چرا که از عصر جهانی شدن سیاستهای امپریالیستی در آغاز قرن نوزدهم در اثر سیاستهای قدرتهای هژمونیک آن دوران یعنی انگلستان و روسیه، در بخشهای عمده قلمرو خود در شبه قاره هند، آسیای میانه، قفقاز و امپراطوری عثمانی، مناطق ساحلی جنوب خلیج فارس به تدریج منقرض شد. زبان فارسی هم بر اساس فلسفهی اعلامیه و قطعنامه روز بینالمللی زبان مادری در سال٢٠٠٠ [میلادی] «زبان مادری ایرانیان» است و هم به لحاظ تاریخی. چرا که قرنها است زبان آموزش، تاریخنگاری و شعر و ادب تمامی مردمان و اقوام ایران زمین بوده و مادران همه این تیرههای ایرانی، در کنار صدها لهجه و گاه زبان محلی رایج در کشور، به آن سخن میگفته و میگویند. زبان فارسی زبان مادر همه ما ایرانیان، یعنی «مادرِ ایران»، «مام میهن» و پیوند دهنده «فرزندان ایران» است. در بطن این مادر مینوی است که در طول هزارهها جسم و روح و روان همه مادران ما آرمیده و خواهند آرمید.
زبان فارسی در جای خود بزرگترین پشتوانه و تکیهگاه زبانهای تیرههای ایرانی چه کُردی، بلوچی، پشتون و چه تُرکی آذری، و صدها [گویش و ] لهجهی محلی در ایران و حوزه تمدنی ایرانی است. بیگمان ضعف و انقراض آن، ضعف و انقراض همه این لهجهها و زبانها در برابر زبانهای هژمونیک جهانی و منطقهای خواهد بود. در این کارزار بزرگ زبان فارسی چشم اسفندیار و پاشنه آشیل ایران است و دشمنان کوچک و بزرگ داخلی و خارجی ایران و ایرانیت بیش از هرچیز آن را نشانه گرفتهاند. امروزه نگهداشتِ زبان فارسی بزرگترین خویشکاری (وظیفه) فرهنگی و سیاسی ایرانیان در برابر تهاجمات فرهنگی و سیاسی بر پیکر «مادرمان ایرانزمین» و خنثی کردن دسیسهی پیچیدهی ایرانزدایی است.
«ایران، مادر همه مادران» ما و زبان فارسی، مادر همه لهجهها و زبانهای تیرههای ایرانی و پشتوانه و تکیهگاه استوار آنها است.
در راستای قطعنامهی سال ٢٠٠٠ [میلادی] سازمان ملل، و با اعلام و پاسداشت روز دوم اسفند (٢١ فوریه) به عنوان «روز بینالمللی زبان فارسی»، زبان مادریمان را در سراسر حوزه تمدنی ایرانی گرامی بداریم، دسیسههای دشمنان خود را خنثی کرده، «مادرمان ایران» را خشنود و دل او را از خودمان شاد بداریم تا دل همه مادرانی را که قرنهاست در بطن او در گسترهی حوزه تمدنی ما آرمیدهاند، شاد کنیم.
@IranDel_Channel
💢
Telegram
attach 📎
👍48👎3
Forwarded from ایراندل | IranDel
.
🔴 دربارهی بازیهای سیاسی حول زبان مادری
✍ محمدعلی بهمنی قاجار، دانشآموخته دکترای حقوق
آزادی تکلم به زبان مادری و استفاده از این زبان در رسانههای محلی و آزادی آموزشِ زبان مادری، یکی از حقوق بشری افراد در عصر حاضر است که در اسناد بینالمللی نیز بازتاب یافته است.
در ایران ما نیز براساس اصل ۱۵ قانون اساسی، استفاده از زبانهای محلی و قومی در رسانهها و تدریس ادبیات آنها در کنار زبان فارسی آزاد است. در درازنای تاریخ ایران، هیچ گزارش قابل اعتنایی از وجود یک سیاست نظاممند مدتدار برای حذف زبانهای محلی و قومی و امحا هویت گروههای جمعیتی زبانی وجود ندارد و همواره همه ایرانیان با هر زبان محلی و قومی میتوانستند آزادانه به زبان خود تکلم کرده و از آن در جامعه استفاده نمایند. سیاسی کردن مسئلهی زبان مادری در ایران، از سویی ریشه در تلاش گروهها و احزاب و شخصیتهای سیاسی محلی برای استفاده پوپولیستی از تعصبات قومی و محلی و زبانی و از سویی نیز ریشه در تحرکات بیگانگان دارد، از همین رو است که برخی نمایندگان مجلس مناطق دارای گروههای جمعیتی زبانی غیر فارسی، با تحریف اصل پانزدهم قانون اساسی و با جعل مفاهیم حقوقی ادعاهای گزافی چون "آموزش به زبان مادری" را مطرح میکنند تا سرپوشی باشد بر بیکفایتی آنان در حل مسائل و معضلات اقتصادی و اجتماعی و سیاسی مردم، در این میان گروههای قومگرا نیز با حمایت بیگانگان در تلاش هستند تا از زبان مادری به عنوان حربهای برای ملتسازی و ایجاد اقلیتهای ملی در ایران بهره ببرند، در این میان وظیفهی افراد متعهد به منافع ملی است تا ضمن تأکید بر حق بشری همه ایرانیان در آزادی گویش به زبانهای مادری و حتی آموزشِ این زبانها از تحریفاتی که به قصد فروپاشی وحدت ملی ایران صورت میگیرد، جلوگیری نمایند. مسائلی هم چون:
آموزش به زبان مادری یا ادعای حقوق زبانی برای گروههای قومی و نه افراد، در واقع تلاشی آشکار برای حذف جایگاهِ ملی زبان فارسی و تقسیم ایران به گروههای جمعیتی زبانی و قومی است.
در خاتمه و در نتیجه گیری باید بگویم:
۱) آموزشِ زبانهای مادری آری، آموزش به زبانهای مادری خیر
۲) حق هر فرد برای آموزشِ هر زبانی آری، حق گروههای قومی خیر
۳) آزادی آموزش زبانهای محلی آری، تکلیف دولت به آموزش زبانهای محلی خیر
۴) نگاه به زبان مادری به عنوان یک مساله اجتماعی و فرهنگی و در راستای توسعه آری، سیاسی کردن مساله زبان مادری و سو استفاده سیاسی از آن خیر
@IranDel_Channel
💢
🔴 دربارهی بازیهای سیاسی حول زبان مادری
✍ محمدعلی بهمنی قاجار، دانشآموخته دکترای حقوق
آزادی تکلم به زبان مادری و استفاده از این زبان در رسانههای محلی و آزادی آموزشِ زبان مادری، یکی از حقوق بشری افراد در عصر حاضر است که در اسناد بینالمللی نیز بازتاب یافته است.
در ایران ما نیز براساس اصل ۱۵ قانون اساسی، استفاده از زبانهای محلی و قومی در رسانهها و تدریس ادبیات آنها در کنار زبان فارسی آزاد است. در درازنای تاریخ ایران، هیچ گزارش قابل اعتنایی از وجود یک سیاست نظاممند مدتدار برای حذف زبانهای محلی و قومی و امحا هویت گروههای جمعیتی زبانی وجود ندارد و همواره همه ایرانیان با هر زبان محلی و قومی میتوانستند آزادانه به زبان خود تکلم کرده و از آن در جامعه استفاده نمایند. سیاسی کردن مسئلهی زبان مادری در ایران، از سویی ریشه در تلاش گروهها و احزاب و شخصیتهای سیاسی محلی برای استفاده پوپولیستی از تعصبات قومی و محلی و زبانی و از سویی نیز ریشه در تحرکات بیگانگان دارد، از همین رو است که برخی نمایندگان مجلس مناطق دارای گروههای جمعیتی زبانی غیر فارسی، با تحریف اصل پانزدهم قانون اساسی و با جعل مفاهیم حقوقی ادعاهای گزافی چون "آموزش به زبان مادری" را مطرح میکنند تا سرپوشی باشد بر بیکفایتی آنان در حل مسائل و معضلات اقتصادی و اجتماعی و سیاسی مردم، در این میان گروههای قومگرا نیز با حمایت بیگانگان در تلاش هستند تا از زبان مادری به عنوان حربهای برای ملتسازی و ایجاد اقلیتهای ملی در ایران بهره ببرند، در این میان وظیفهی افراد متعهد به منافع ملی است تا ضمن تأکید بر حق بشری همه ایرانیان در آزادی گویش به زبانهای مادری و حتی آموزشِ این زبانها از تحریفاتی که به قصد فروپاشی وحدت ملی ایران صورت میگیرد، جلوگیری نمایند. مسائلی هم چون:
آموزش به زبان مادری یا ادعای حقوق زبانی برای گروههای قومی و نه افراد، در واقع تلاشی آشکار برای حذف جایگاهِ ملی زبان فارسی و تقسیم ایران به گروههای جمعیتی زبانی و قومی است.
در خاتمه و در نتیجه گیری باید بگویم:
۱) آموزشِ زبانهای مادری آری، آموزش به زبانهای مادری خیر
۲) حق هر فرد برای آموزشِ هر زبانی آری، حق گروههای قومی خیر
۳) آزادی آموزش زبانهای محلی آری، تکلیف دولت به آموزش زبانهای محلی خیر
۴) نگاه به زبان مادری به عنوان یک مساله اجتماعی و فرهنگی و در راستای توسعه آری، سیاسی کردن مساله زبان مادری و سو استفاده سیاسی از آن خیر
@IranDel_Channel
💢
Telegram
ایراندل | IranDel
همه عالم تن است و ایران دل ❤️
این کانال دغدغهاش، ایران است و گردانندۀ آن، یک شهروند ایرانی آذربایجانی
[ بازنشر یک یادداشت، توییت، ویدئو و یا یک صوت به معنی تأیید کل محتوا و تمام مواضع صاحب آن محتوا نیست و هدف صرفاً بازتاب دادن یک نگاه و اندیشه است.]
این کانال دغدغهاش، ایران است و گردانندۀ آن، یک شهروند ایرانی آذربایجانی
[ بازنشر یک یادداشت، توییت، ویدئو و یا یک صوت به معنی تأیید کل محتوا و تمام مواضع صاحب آن محتوا نیست و هدف صرفاً بازتاب دادن یک نگاه و اندیشه است.]
👍28👎2
Forwarded from ایراندل | IranDel
🔴 بررسی رسمیّتِ زبان و خطِّ فارسی در قانونِ اساسی مشروطه و متمم آن
با بررّسی تاریخِ اجتماعی ایران در مییابیم که دیر بازی است زبان و خطِّ فارسی، زبانِ دیوانی، ادبی، تمدنی، فرهنگی و میانجی ایرانیان محسوب شده و ساختار آموزش - اعم از رسمی و غیر رسمی - خود را ملزم به تبعیت و پایبندی نسبت به آن میدانسته است؛ چنین التزامی پس از ورود ایرانیان به دورانِ نوین و پایهریزی شیوهی جدید حکمرانی نیز به حیات خود ادامه داده است. با این وجود مبانی حقوقی رسمیّت یافتن خط و زبانِ ملّی فارسی مورد تصریح و توجیه پدرانِ بنیانگذار مشروطهی ایران قرار نگرفته است. بنابراین شایسته است پرسیده شود که دلایل این التزام در نظام حقوقی ایران چه بوده است؟
زبان پارسی سدهها به شکل سنتی زبانِ آموزشی در مدارس ایران بود، اما مظفرالدینشاه قاجار در آبان ۱۲۸۰ خورشیدی (۵ سال قبل از فرمان مشروطیت) با امضای نظامنامهی مدارس، بطور رسمی زبان پارسی را زبان رسمی مدارس ایران اعلام کرد.
در بخشی از این نظامنامه که به امضای مظفرالدینشاه قاجار رسیده بود، میخوانیم:
«درین مدارس عالیه تدریس علوم کلیه بزبان فارسی است و در موقع لزوم به مناسبت آنکه زبان فرانسه در ایران از سایر السنه بیشتر متداول است بزبان فرانسه تدریس خواهد شد.»
🔴 نماجاها (اسلایدها) و اسناد مریوطه را در بخش "مشاهده فوری" ، تماشا کنید:
👇👇
@IranDel_Channel
💢
🔴 بررسی رسمیّتِ زبان و خطِّ فارسی در قانونِ اساسی مشروطه و متمم آن
با بررّسی تاریخِ اجتماعی ایران در مییابیم که دیر بازی است زبان و خطِّ فارسی، زبانِ دیوانی، ادبی، تمدنی، فرهنگی و میانجی ایرانیان محسوب شده و ساختار آموزش - اعم از رسمی و غیر رسمی - خود را ملزم به تبعیت و پایبندی نسبت به آن میدانسته است؛ چنین التزامی پس از ورود ایرانیان به دورانِ نوین و پایهریزی شیوهی جدید حکمرانی نیز به حیات خود ادامه داده است. با این وجود مبانی حقوقی رسمیّت یافتن خط و زبانِ ملّی فارسی مورد تصریح و توجیه پدرانِ بنیانگذار مشروطهی ایران قرار نگرفته است. بنابراین شایسته است پرسیده شود که دلایل این التزام در نظام حقوقی ایران چه بوده است؟
زبان پارسی سدهها به شکل سنتی زبانِ آموزشی در مدارس ایران بود، اما مظفرالدینشاه قاجار در آبان ۱۲۸۰ خورشیدی (۵ سال قبل از فرمان مشروطیت) با امضای نظامنامهی مدارس، بطور رسمی زبان پارسی را زبان رسمی مدارس ایران اعلام کرد.
در بخشی از این نظامنامه که به امضای مظفرالدینشاه قاجار رسیده بود، میخوانیم:
«درین مدارس عالیه تدریس علوم کلیه بزبان فارسی است و در موقع لزوم به مناسبت آنکه زبان فرانسه در ایران از سایر السنه بیشتر متداول است بزبان فرانسه تدریس خواهد شد.»
🔴 نماجاها (اسلایدها) و اسناد مریوطه را در بخش "مشاهده فوری" ، تماشا کنید:
👇👇
@IranDel_Channel
💢
Telegraph
ایراندل | IranDel
🔴 بررسی رسمیّتِ زبان و خطِّ فارسی در قانونِ اساسی مشروطه و متمم آن با بررّسی تاریخِ اجتماعی ایران در مییابیم که دیر بازی است زبان و خطِّ فارسی، زبانِ دیوانی، ادبی، تمدنی، فرهنگی و میانجی ایرانیان محسوب شده و ساختار آموزش - اعم از رسمی و غیر رسمی - خود…
👍22👎2
🔴 کانالِ تلگرامی ایراندل، یک ساله شد.
همه عالم تَن است و ایراندل
نیست گوینده، زین قیاس خجل
(نظامی گنجهای)
🔴 هدف از بنیانِ کانال ایراندل و تداوم آن چیست؟
۱) استادان، متخصصان و کارشناسان در رشتهای از علوم انسانی که ایراندوست و ملی هستند، با دغدغهی ایران، گاهگاه در روزنامههای کشور، کانالِ تلگرامی یا صفحاتِ مجازی شخصی خود و... یادداشتهایی در دفاع از کشور - ملت ایران، تبیین امرِ ملی، دفاع از ارکانِ هویت ملی و دفاع از منافعِ کلان ملی منتشر میکردند که کمتر به دستِ مخاطبِ ایرانی میرسید و در فضای مجازی و در میان انبوه مطالب و جنجالهای خبری، گم میشد و آن چنان که باید دیده نمیشد.
انسجامبخشی و تجمیع این مطالبِ با دغدغهی ملی و ایرانخواهانه و بازنشر آنها با هدفِ بیشتر و بهتر دیده شدنشان، از اهدافِ اصلی کانال ایراندل است.
۲) شاید مشکلات بنیادین کشور، مشکلات فراوانِ اقتصادی و تلاطمهای سیاسی، توجه به فرهنگ، هنر، تاریخ، ادبیات و آیینهای ایرانی را به حاشیه بکشاند. لذا از اهدافِ کانالِ ایراندل است که ضمن بازنشر یادداشتهای سیاسی و اقتصادی و توجه به مشکلاتِ بنیادینِ کشور، از توجه به فرهنگ، هنر، تاریخ، ادبیات و آیینهای ایرانی هم غافل نشود که اینها ریشهها و داشتههای غنی کشور و ملت ایران هستند و موجب قدرت و تقویت وحدت و انجسامِ ملی میشوند.
۳) یادکردِ بزرگان و فرهیختگانِ ایرانزمین و اطلاعرسانی دربارهی نشستها و آیینهای ملی، معرفی کتاب و نشریات ملی و ایرانخواهانه و ... از دیگر اهدافِ کانال ایراندل است
با این سه هدف عمده، کانال تلگرامی ایراندل در دوم اسفند ۱۴۰۱ خورشیدی، گشایش یافت و کمکم تجربه آموخت، حتماً خطاها و کاستیها هم فراوان بوده و امید است با پندآموزی از خطاها و تقویتِ نقاطِ قوت احتمالی، روز به روز پختهتر، تأثیرگذارتر و پرمخاطبتر و از همه مهمتر مفیدتر گردد و کانال در خدمتِ ایران و ایرانی باشد.
با شعارِ مهم "دغدغه ایران" و "پرداختن به مشکل ایران"، کانال ایراندل آغاز بکار کرد و امید است که در این مسیر، ثابتقدم و کامیاب گردد.
و اما موفقیت هر رسانهای وابسته به همراهی مخاطبان آن است و تمام شهروندان ایرانی که "دغدغه ایران" دارند به کانالِ تلگرامی ایراندل دعوتاند. ضمن سپاس فراوان از همراهی و مهرِ مخاطبان گرامی که در ۳۶۵ روز گذشته، به تدریج و کمکم به کانال ملحق شدند، خواهشمند است چنانچه کانال تلگرامی ایراندل را در راستای اهداف ذکر شده، مفید و سودمند ارزیابی میکنید، به دوستان و مخاطبانِ صفحاتِ مجازی خود، معرفی نمایید و آنها را به کانال خودشان - کانالِ هر ایرانی دغدغهمندِ ایران - دعوت کنید و این پیام را در گروههای مختلفِ تلگرامی و کانالهای تلگرامی شخصی خود به اشتراک بگذارید.
خواهشمند است، اعلانهای کانالِ ایراندل (notification) را فعال نگه دارید و بعد مطالعهی فرستهها (پستها) چنانچه فرستهای را سودمند ارزیابی کردید، آن فرسته را به کانال تلگرامی خود، گروههای مختلف تلگرامی و دوستانِ علاقمندتان بطور مستقیم ارسال کنید.
همراهی، توجه و مهر شما مخاطبان گرامی و همکاریتان در بهتر دیدهشدن مطالبِ کانال، موجبِ افتخار کانالِ تلگرامی ایراندل است. توجه و مهرتان مستدام باد.
@IranDel_Channel
💢
🔴 کانالِ تلگرامی ایراندل، یک ساله شد.
همه عالم تَن است و ایراندل
نیست گوینده، زین قیاس خجل
(نظامی گنجهای)
🔴 هدف از بنیانِ کانال ایراندل و تداوم آن چیست؟
۱) استادان، متخصصان و کارشناسان در رشتهای از علوم انسانی که ایراندوست و ملی هستند، با دغدغهی ایران، گاهگاه در روزنامههای کشور، کانالِ تلگرامی یا صفحاتِ مجازی شخصی خود و... یادداشتهایی در دفاع از کشور - ملت ایران، تبیین امرِ ملی، دفاع از ارکانِ هویت ملی و دفاع از منافعِ کلان ملی منتشر میکردند که کمتر به دستِ مخاطبِ ایرانی میرسید و در فضای مجازی و در میان انبوه مطالب و جنجالهای خبری، گم میشد و آن چنان که باید دیده نمیشد.
انسجامبخشی و تجمیع این مطالبِ با دغدغهی ملی و ایرانخواهانه و بازنشر آنها با هدفِ بیشتر و بهتر دیده شدنشان، از اهدافِ اصلی کانال ایراندل است.
۲) شاید مشکلات بنیادین کشور، مشکلات فراوانِ اقتصادی و تلاطمهای سیاسی، توجه به فرهنگ، هنر، تاریخ، ادبیات و آیینهای ایرانی را به حاشیه بکشاند. لذا از اهدافِ کانالِ ایراندل است که ضمن بازنشر یادداشتهای سیاسی و اقتصادی و توجه به مشکلاتِ بنیادینِ کشور، از توجه به فرهنگ، هنر، تاریخ، ادبیات و آیینهای ایرانی هم غافل نشود که اینها ریشهها و داشتههای غنی کشور و ملت ایران هستند و موجب قدرت و تقویت وحدت و انجسامِ ملی میشوند.
۳) یادکردِ بزرگان و فرهیختگانِ ایرانزمین و اطلاعرسانی دربارهی نشستها و آیینهای ملی، معرفی کتاب و نشریات ملی و ایرانخواهانه و ... از دیگر اهدافِ کانال ایراندل است
با این سه هدف عمده، کانال تلگرامی ایراندل در دوم اسفند ۱۴۰۱ خورشیدی، گشایش یافت و کمکم تجربه آموخت، حتماً خطاها و کاستیها هم فراوان بوده و امید است با پندآموزی از خطاها و تقویتِ نقاطِ قوت احتمالی، روز به روز پختهتر، تأثیرگذارتر و پرمخاطبتر و از همه مهمتر مفیدتر گردد و کانال در خدمتِ ایران و ایرانی باشد.
با شعارِ مهم "دغدغه ایران" و "پرداختن به مشکل ایران"، کانال ایراندل آغاز بکار کرد و امید است که در این مسیر، ثابتقدم و کامیاب گردد.
و اما موفقیت هر رسانهای وابسته به همراهی مخاطبان آن است و تمام شهروندان ایرانی که "دغدغه ایران" دارند به کانالِ تلگرامی ایراندل دعوتاند. ضمن سپاس فراوان از همراهی و مهرِ مخاطبان گرامی که در ۳۶۵ روز گذشته، به تدریج و کمکم به کانال ملحق شدند، خواهشمند است چنانچه کانال تلگرامی ایراندل را در راستای اهداف ذکر شده، مفید و سودمند ارزیابی میکنید، به دوستان و مخاطبانِ صفحاتِ مجازی خود، معرفی نمایید و آنها را به کانال خودشان - کانالِ هر ایرانی دغدغهمندِ ایران - دعوت کنید و این پیام را در گروههای مختلفِ تلگرامی و کانالهای تلگرامی شخصی خود به اشتراک بگذارید.
خواهشمند است، اعلانهای کانالِ ایراندل (notification) را فعال نگه دارید و بعد مطالعهی فرستهها (پستها) چنانچه فرستهای را سودمند ارزیابی کردید، آن فرسته را به کانال تلگرامی خود، گروههای مختلف تلگرامی و دوستانِ علاقمندتان بطور مستقیم ارسال کنید.
همراهی، توجه و مهر شما مخاطبان گرامی و همکاریتان در بهتر دیدهشدن مطالبِ کانال، موجبِ افتخار کانالِ تلگرامی ایراندل است. توجه و مهرتان مستدام باد.
@IranDel_Channel
💢
👍30👎2
ایراندل | IranDel
🔴 کانالِ تلگرامی ایراندل، یک ساله شد. همه عالم تَن است و ایراندل نیست گوینده، زین قیاس خجل (نظامی گنجهای) 🔴 هدف از بنیانِ کانال ایراندل و تداوم آن چیست؟ ۱) استادان، متخصصان و کارشناسان در رشتهای از علوم انسانی که ایراندوست و ملی هستند، با…
آیا از عملکردِ کانال تلگرامی ایراندل و دغدغهاش برای ایران (فارغ از علایق و گرایشاتِ سیاسی شخصیتان) در مجموع رضایت دارید؟؟
خواهشمند است در این نظرسنجی شرکت کنید. نظرسنجی بعد ۴۸ ساعت متوقف خواهد شد.
خواهشمند است در این نظرسنجی شرکت کنید. نظرسنجی بعد ۴۸ ساعت متوقف خواهد شد.
Final Results
59%
رضایتِ بالای ۷۵٪
23%
رضایتِ بین ۵۰ تا ۷۵٪
11%
رضایتِ بین ۲۵ تا ۵۰٪
7%
رضایتِ زیر ۲۵٪
👍66👎3
ایراندل | IranDel
آیا از عملکردِ کانال تلگرامی ایراندل و دغدغهاش برای ایران (فارغ از علایق و گرایشاتِ سیاسی شخصیتان) در مجموع رضایت دارید؟؟
خواهشمند است در این نظرسنجی شرکت کنید. نظرسنجی بعد ۴۸ ساعت متوقف خواهد شد.
خواهشمند است در این نظرسنجی شرکت کنید. نظرسنجی بعد ۴۸ ساعت متوقف خواهد شد.
🔴 توقف نظرسنجی ۴۸ ساعته پیرامون میزانِ رضایتِ مخاطبان از کانال تلگرامی ایراندل
از مخاطبان گرامی که در نظرسنجی شرکت کردند، سپاسگزارم. امید است در آغاز سال دوم فعالیت کانال، بتوان در افزایشِ میزانِ رضایتِ مخاطبانِ گرامی و ارتقای کیفیت، کوشاتر بود و بیشتر، بهتر و دقیقتر در توجه به دغدغه ایران و مشکل ایران، قدم برداشت.
لازم به ذکر است، نظرسنجیهای تلگرامی، مخفیانه است و گردانندگان کانال، فقط تعداد آرای ثبت شده برای هر گزینه را میبینند و نام شرکتکنندگان مخفیست. شاید دلیل عدم شرکت برخی از مخاطبان در نظرسنجی، عدم اطلاع از مخفیانه بودن آن است.
مخاطبان گرامی که پل ارتباطی مجازی با گرداننده کانال دارند میتوانند، نظرات، پیشنهادات و انتقادات خود را منتقل کنند که حتماً موجب رشد و بهبود کانال و کاهش نقایص احتمالی میشود.
@IranDel_Channel
💢
🔴 توقف نظرسنجی ۴۸ ساعته پیرامون میزانِ رضایتِ مخاطبان از کانال تلگرامی ایراندل
از مخاطبان گرامی که در نظرسنجی شرکت کردند، سپاسگزارم. امید است در آغاز سال دوم فعالیت کانال، بتوان در افزایشِ میزانِ رضایتِ مخاطبانِ گرامی و ارتقای کیفیت، کوشاتر بود و بیشتر، بهتر و دقیقتر در توجه به دغدغه ایران و مشکل ایران، قدم برداشت.
لازم به ذکر است، نظرسنجیهای تلگرامی، مخفیانه است و گردانندگان کانال، فقط تعداد آرای ثبت شده برای هر گزینه را میبینند و نام شرکتکنندگان مخفیست. شاید دلیل عدم شرکت برخی از مخاطبان در نظرسنجی، عدم اطلاع از مخفیانه بودن آن است.
مخاطبان گرامی که پل ارتباطی مجازی با گرداننده کانال دارند میتوانند، نظرات، پیشنهادات و انتقادات خود را منتقل کنند که حتماً موجب رشد و بهبود کانال و کاهش نقایص احتمالی میشود.
@IranDel_Channel
💢
Telegram
ایراندل | IranDel
همه عالم تن است و ایران دل ❤️
این کانال دغدغهاش، ایران است و گردانندۀ آن، یک شهروند ایرانی آذربایجانی
[ بازنشر یک یادداشت، توییت، ویدئو و یا یک صوت به معنی تأیید کل محتوا و تمام مواضع صاحب آن محتوا نیست و هدف صرفاً بازتاب دادن یک نگاه و اندیشه است.]
این کانال دغدغهاش، ایران است و گردانندۀ آن، یک شهروند ایرانی آذربایجانی
[ بازنشر یک یادداشت، توییت، ویدئو و یا یک صوت به معنی تأیید کل محتوا و تمام مواضع صاحب آن محتوا نیست و هدف صرفاً بازتاب دادن یک نگاه و اندیشه است.]
👍19
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎥 مسعود نیلی، استاد اقتصاد دانشگاه صنعتی شریف:
ایران دارد میمیرد؛ یک گروه غارت میکند و دستهی دیگر با جهل به نابودی سرعت میدهد!
🔴 مسعود نیلی: در حالی که بودجه دولت بهرغم ارایه حداقل خدمات و میزان نازل سرمایهگذاری، با کسری نگرانکننده روبهرو است، صندوقهای بازنشستگی ورشکسته هستند، بانکها از مشکلات عمیق ناترازی و عدم کفایت سرمایه رنج میبرند، نظام ارزی کشور به شدت فسادآفرین است، دریغ از یک سؤال مسئولانه که چرا اینگونه شدهایم؟ ایران دارد میمیرد؛ در مسیر این مرگ تدریجی، سیاستمداران ما چه جشنها و شادمانیها که در کنار این بیمار درحال احتزار برگزار نکنند و چه صدآفرینها که به موفقیتهای خود نگویند و از همه بدتر دو گروهی هستند که یک گروه به غارت منابع باقیمانده مشغول است و دیگری با جهل و تعصب، مسیر رو به مرگ را تسریع میکند.
🔴 متن کامل سخنرانی را از اینجا بخوانید.
@IranDel_Channel
💢
ایران دارد میمیرد؛ یک گروه غارت میکند و دستهی دیگر با جهل به نابودی سرعت میدهد!
🔴 مسعود نیلی: در حالی که بودجه دولت بهرغم ارایه حداقل خدمات و میزان نازل سرمایهگذاری، با کسری نگرانکننده روبهرو است، صندوقهای بازنشستگی ورشکسته هستند، بانکها از مشکلات عمیق ناترازی و عدم کفایت سرمایه رنج میبرند، نظام ارزی کشور به شدت فسادآفرین است، دریغ از یک سؤال مسئولانه که چرا اینگونه شدهایم؟ ایران دارد میمیرد؛ در مسیر این مرگ تدریجی، سیاستمداران ما چه جشنها و شادمانیها که در کنار این بیمار درحال احتزار برگزار نکنند و چه صدآفرینها که به موفقیتهای خود نگویند و از همه بدتر دو گروهی هستند که یک گروه به غارت منابع باقیمانده مشغول است و دیگری با جهل و تعصب، مسیر رو به مرگ را تسریع میکند.
🔴 متن کامل سخنرانی را از اینجا بخوانید.
@IranDel_Channel
💢
👍30👎1
Telegram
attach 📎
🔴 اسفند روز از ماهِ اسفند، جشنِ اسفندگان فرخنده باد.
«اسفندگان»، جشنِ گرامیداشتِ زن و زمین
«میستاییم این زمین را، میستاییم آن آسمان را،
میستاییم همهی چیزهای خوب میانِ زمین و آسمان را،
میستاییم آنچه را که برازندهی ستایش و شایستهی نیایش و درخورِ پرستشِ مردمِ پارسا است،
میستاییم روانهای جانورانِ سودمندِ دشتی را،
میستاییم روانهای مردانِ پیروِ راستی را،
میستاییم روانهای زنانِ پیروِ راستی را،
در هر سرزمینی که زاده شده باشند،
مردان و زنانی که برای پیروزیِ آیینِ راستی کوشیدهاند،
میکوشند و خواهند کوشید»
(فروردینیشت، بندهای ۱۵۳ و ۱۵۴).
جشنِ «اسفندگان» یا «سپندارمذگان» روزِ اسفند از ماهِ اسفند، ۵ اسفندماه برپا میشود.
اسفندگان جشنی در ستایش و گرامیداشتِ ایزدبانوی «اسفند» یا «سپندارمذ» (در زبانِ اوستایی «سْپِنتاآرمَیتی» و در زبانِ پارسیگ «سْپِندَرمِد») به چمِ فروتنی و بردباریِ پاک است.
سپندارمذ در جهانِ مینوی نمایندهی مهر و فروتنی و در جهانِ مادی نگهبانی زمین با او است و از آنجا که زنان نیز همچون زمین بارور و باردهاند جشنِ اسفندگان در ارجنهی به زنانی که مانندِ زمین نیکوکار هستند برگزار میشود.
جشنِ اسفندگان یا سپندارمذگان روزِ گرامیداشتِ زنان در ایران بوده است و این روز به نامِ «مَردگیران» (پیشکش گرفتن از مردان) در ادبِ پارسی بسیار به کار رفته است.
ابوریحان بیرونی در نبیگ «آثارِ باقیه از مردمانِ گذشته» در بخشِ «گفتار دربارهی ماههای ایرانی»، بندِ ۷۵، دربارهی اسفندگان مینویسد: «اسفندارمذماه روزِ پنجم آن «روزِ اسفندارمذ» جشن است، هم از سازواریِ دو نام، و معنای آن «خِرَد و بردباری» باشد؛ و اسفندارمذ فرشتهی گماشته بر زمین، و هم گماشته بر زنِ شایستهی پاکدامنِ نیکوکار و شویدوست است. این ماه و همین روزِ آن ویژه است ـ مر جشنِ زنان را که مردان بر آنان بخششها کنند؛ و این رسم در سپاهان و ری و دیگر شهرهای «پهله» بر جای مانده و به پارسی «مردگیران» مینامند.» (گردانشِ پرویزِ سپیتمان، برگِ ۳۰۵).
بیرونی در نبیگ دیگرش «التفهیم» دربارهی «مردگیران»، خود، به پارسی چنین نوشته است: «روزِ پنجم است از اسفندارمذماه و پارسیان او را مردگیران خوانند؛ زیراک زنان بر به شوهران اقتراحها (درخواستها) کردندی و آرزویهای خواستندی از مردان» (برگِ ۲۶۰-۲۵۹).
در زمانهایی نه چندان دور، در این روز، بانوان جامه و کفشِ نو میپوشیدند. از زنانی که مهربان، پارسا و نیکوکار بودند و در زندگیِ زناشوییِ خود فرزندانِ نیک برای ایران زاده بودند سپاسگزاری میشد. در روزِ جشنِ اسفندگان، زنان از مردانِ خود پیشکشهایی میگرفتند و در این روز از کارهای خانه و زندگیِ خانوادگی میآسودند و مردان و پسران به این کارها رسیدگی میکردند.
مزدیسنان که بزرگترین پاسبانان و نگهبانان آیینهای کهنِ آریایی هستند روزِ جشنِ اسفندگان را به نامِ زنانِ نیکوکار و پارسا گرامی میدارند و در بیشترِ شهرها و روستاها این روز را به نامِ روزِ زن و روزِ مادر جشن میگیرند. آنان در آدریانها گرد میآیند و سخنانی دربارهی بانوان و جایگاهِ والای آنان در جامعه بر زبان میرانند و همچنین سرودهایی برای ارجنهادن به بانوانِ نیکوکار میخوانند و با خوراکیهای گوناگون از یکدیگر پذیرایی میکنند و به شادمانیِ گروهی میپردازند و جشنِ اسفندگان را با شکوهی درخور گرامی میدارند.
گفتنی است، این روز به جز جشنِ «مردگیران»، به نامِ روزِ جشنِ «برزگران» نیز شناخته میشود که برای گرامیداشتِ سبزکنندگانِ زمین و سبز شدنِ زمین برپا میشده است؛ چراکه نزدیکِ نوروز و آمدنِ بهار است و هنگامِ کشتوکارِ برزگران یا کشاورزان آغاز میگردد.
#مناسبتها
@IranDel_Channel
💢
🔴 اسفند روز از ماهِ اسفند، جشنِ اسفندگان فرخنده باد.
«اسفندگان»، جشنِ گرامیداشتِ زن و زمین
«میستاییم این زمین را، میستاییم آن آسمان را،
میستاییم همهی چیزهای خوب میانِ زمین و آسمان را،
میستاییم آنچه را که برازندهی ستایش و شایستهی نیایش و درخورِ پرستشِ مردمِ پارسا است،
میستاییم روانهای جانورانِ سودمندِ دشتی را،
میستاییم روانهای مردانِ پیروِ راستی را،
میستاییم روانهای زنانِ پیروِ راستی را،
در هر سرزمینی که زاده شده باشند،
مردان و زنانی که برای پیروزیِ آیینِ راستی کوشیدهاند،
میکوشند و خواهند کوشید»
(فروردینیشت، بندهای ۱۵۳ و ۱۵۴).
جشنِ «اسفندگان» یا «سپندارمذگان» روزِ اسفند از ماهِ اسفند، ۵ اسفندماه برپا میشود.
اسفندگان جشنی در ستایش و گرامیداشتِ ایزدبانوی «اسفند» یا «سپندارمذ» (در زبانِ اوستایی «سْپِنتاآرمَیتی» و در زبانِ پارسیگ «سْپِندَرمِد») به چمِ فروتنی و بردباریِ پاک است.
سپندارمذ در جهانِ مینوی نمایندهی مهر و فروتنی و در جهانِ مادی نگهبانی زمین با او است و از آنجا که زنان نیز همچون زمین بارور و باردهاند جشنِ اسفندگان در ارجنهی به زنانی که مانندِ زمین نیکوکار هستند برگزار میشود.
جشنِ اسفندگان یا سپندارمذگان روزِ گرامیداشتِ زنان در ایران بوده است و این روز به نامِ «مَردگیران» (پیشکش گرفتن از مردان) در ادبِ پارسی بسیار به کار رفته است.
ابوریحان بیرونی در نبیگ «آثارِ باقیه از مردمانِ گذشته» در بخشِ «گفتار دربارهی ماههای ایرانی»، بندِ ۷۵، دربارهی اسفندگان مینویسد: «اسفندارمذماه روزِ پنجم آن «روزِ اسفندارمذ» جشن است، هم از سازواریِ دو نام، و معنای آن «خِرَد و بردباری» باشد؛ و اسفندارمذ فرشتهی گماشته بر زمین، و هم گماشته بر زنِ شایستهی پاکدامنِ نیکوکار و شویدوست است. این ماه و همین روزِ آن ویژه است ـ مر جشنِ زنان را که مردان بر آنان بخششها کنند؛ و این رسم در سپاهان و ری و دیگر شهرهای «پهله» بر جای مانده و به پارسی «مردگیران» مینامند.» (گردانشِ پرویزِ سپیتمان، برگِ ۳۰۵).
بیرونی در نبیگ دیگرش «التفهیم» دربارهی «مردگیران»، خود، به پارسی چنین نوشته است: «روزِ پنجم است از اسفندارمذماه و پارسیان او را مردگیران خوانند؛ زیراک زنان بر به شوهران اقتراحها (درخواستها) کردندی و آرزویهای خواستندی از مردان» (برگِ ۲۶۰-۲۵۹).
در زمانهایی نه چندان دور، در این روز، بانوان جامه و کفشِ نو میپوشیدند. از زنانی که مهربان، پارسا و نیکوکار بودند و در زندگیِ زناشوییِ خود فرزندانِ نیک برای ایران زاده بودند سپاسگزاری میشد. در روزِ جشنِ اسفندگان، زنان از مردانِ خود پیشکشهایی میگرفتند و در این روز از کارهای خانه و زندگیِ خانوادگی میآسودند و مردان و پسران به این کارها رسیدگی میکردند.
مزدیسنان که بزرگترین پاسبانان و نگهبانان آیینهای کهنِ آریایی هستند روزِ جشنِ اسفندگان را به نامِ زنانِ نیکوکار و پارسا گرامی میدارند و در بیشترِ شهرها و روستاها این روز را به نامِ روزِ زن و روزِ مادر جشن میگیرند. آنان در آدریانها گرد میآیند و سخنانی دربارهی بانوان و جایگاهِ والای آنان در جامعه بر زبان میرانند و همچنین سرودهایی برای ارجنهادن به بانوانِ نیکوکار میخوانند و با خوراکیهای گوناگون از یکدیگر پذیرایی میکنند و به شادمانیِ گروهی میپردازند و جشنِ اسفندگان را با شکوهی درخور گرامی میدارند.
گفتنی است، این روز به جز جشنِ «مردگیران»، به نامِ روزِ جشنِ «برزگران» نیز شناخته میشود که برای گرامیداشتِ سبزکنندگانِ زمین و سبز شدنِ زمین برپا میشده است؛ چراکه نزدیکِ نوروز و آمدنِ بهار است و هنگامِ کشتوکارِ برزگران یا کشاورزان آغاز میگردد.
#مناسبتها
@IranDel_Channel
💢
👍26
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 همای سعادت در ارتفاعات البرز در حوالی شهر طالقانِ ایران دیده شد.
هما، پرندهای افسانهای در فرهنگِ ایرانی، نماد سعادت و خوشبختی است که دیدن آن در طبیعت به ندرت اتفاق میافتد.
این پرنده در افسانهها، اساطیر و ادبیات ایرانی نقش پررنگی دارد و در کندهکاریها و برخی از سرستونهای شهر پارسه (تختجمشید) بسیار دیده میشود.
نشانواره (لوگو) شرکت هواپیمایی ملی ایران (هما) از کندهکاریهای هما در شهر پارسه الهام گرفته شده است.
از منظر دانشِ پرندهشناسی، هُما، مرغ استخوانخوار یا کرکس ریشدار (نام علمی: Gypaetus barbatus) گونهای پرندهٔ شکاری بزرگجثه از تیرهٔ بازان و راستهٔ بازسانان است که در کوههای مرتفع آفریقا، جنوب اروپا و آسیا از جمله مناطقی از ایران همچون منطقهٔ حفاظتشدهٔ گنو زندگی میکند.
هما از پرندگانیست که در تمام طول سال یکجا میماند.
هما، استخوانهای بزرگ را از ارتفاع زیاد روی سنگها پرت میکند تا به قطعههای کوچکتر شکسته شود.
همای وحشی به پرهایش، خاکِ سرخ می مالد تا ترسناکتر به نظر برسد.
@IranDel_Channel
💢
هما، پرندهای افسانهای در فرهنگِ ایرانی، نماد سعادت و خوشبختی است که دیدن آن در طبیعت به ندرت اتفاق میافتد.
این پرنده در افسانهها، اساطیر و ادبیات ایرانی نقش پررنگی دارد و در کندهکاریها و برخی از سرستونهای شهر پارسه (تختجمشید) بسیار دیده میشود.
نشانواره (لوگو) شرکت هواپیمایی ملی ایران (هما) از کندهکاریهای هما در شهر پارسه الهام گرفته شده است.
از منظر دانشِ پرندهشناسی، هُما، مرغ استخوانخوار یا کرکس ریشدار (نام علمی: Gypaetus barbatus) گونهای پرندهٔ شکاری بزرگجثه از تیرهٔ بازان و راستهٔ بازسانان است که در کوههای مرتفع آفریقا، جنوب اروپا و آسیا از جمله مناطقی از ایران همچون منطقهٔ حفاظتشدهٔ گنو زندگی میکند.
هما از پرندگانیست که در تمام طول سال یکجا میماند.
هما، استخوانهای بزرگ را از ارتفاع زیاد روی سنگها پرت میکند تا به قطعههای کوچکتر شکسته شود.
همای وحشی به پرهایش، خاکِ سرخ می مالد تا ترسناکتر به نظر برسد.
@IranDel_Channel
💢
👍32
Audio
🎙 سخنرانی زندهیاد ابوالفضل خطیبی، شاهنامهپژوه شهیر ایرانی دربارهی جشن اسفندگان (اسپندارمذگان) یا مردگیران
تاریخ سخنرانی: سوم اسفندماه ۱۳۹۸ خورشیدی
@IranDel_Channel
💢
تاریخ سخنرانی: سوم اسفندماه ۱۳۹۸ خورشیدی
@IranDel_Channel
💢
👍15
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎥 مناظرهی یک به سه در صدای آمریکا دربارهی نقش و جایگاه زبان ملی فارسی و نسبت آن با زبانها و گویشهای بومی و منطقهای رایج در ایران
مناظره کنندگان:
نجات بهرامی - کنشگر سیاسی ملی
کریم عبدیان - تجزیهطلب پانعرب
سویل سلیمانی - دختر علی سلیمانی و تجزیهطلب پانترک
بهروز چمنآرا - تجزیهطلب پانکُرد
🔴 پینوشت:
بازنشر یک مناظره به معنای تأیید کل محتوای آن نیست.
@IranDel_Channel
💢
مناظره کنندگان:
نجات بهرامی - کنشگر سیاسی ملی
کریم عبدیان - تجزیهطلب پانعرب
سویل سلیمانی - دختر علی سلیمانی و تجزیهطلب پانترک
بهروز چمنآرا - تجزیهطلب پانکُرد
🔴 پینوشت:
بازنشر یک مناظره به معنای تأیید کل محتوای آن نیست.
@IranDel_Channel
💢
👍23
🔴 سوم اسفند
✍️ یادداشتِ تلگرامی مرتضی مردیها، استادِ پیشینِ فلسفه در دانشگاه علامه طباطبایی
حدود ۲۰ سال پیش ضمن سخنرانیای در دانشکدۀ علوم سیاسی دانشگاه تهران، که بعدأ مضمون آن در کتابِ «در دفاع از سیاست» چاپ شد، گفتم که گمشدۀ مردم ایران که در جنبشِ مشروطهخواهی دنبال آن میگشتند، آزادی (در معنی جمهوریخواهی) نبود؛ نظم، امنیت، حکومت قانون و - بیش از هر چیز - توسعه و پیشرفت و رفاه بود. مجالس مشروطه، نهفقط کمکی به این موارد نکرد، بلکه آفاتِ بیشتری به مدیریت سیاسی و پیشرفت کشور زد.
دقیقاً به همین دلیل، کودتای سرتیپ رضاخان و ظهور رضاشاه پهلوی، شکست آرمانهای «انقلاب مشروطیت» نبود، نجات آن بود.
برخی پرسشی را مطرح کردهاند، مبنی بر اینکه مگر با "جمهوری"، نمیتوان به نظم و پیشرفت رسید. پاسخ من این است که البته که میتوان، کما اینکه بسیاری رسیدهاند اما...
اولاً در زمانی که ما صحبت آن را میکنیم - زمان احمدشاه قاجار - انتخابات و برگزیدنِ کسی برای ریاستجمهوری یا حتی نخستوزیرِ منتخبِ مجلس، چیزی بهتر از دمکراسی [سالهای] ۲۰-۳۲ به دست نمیداد که عمرِ متوسط هر کابینه سه - چهار ماه بود. این خود به دلیل بیسوادی گستردهی مردم و نبود حداقلهای نظم و امنیت و قانون و آزادی، مشرف به هرج و مرج بود.
دوم اینکه من نمیگویم، "فقط اقتدارِ مصلح" يا "فقط مشروطه"؛ [این] شمایید که میگویید "فقط جمهوری" و طوری میگویید، جمهوری و آزادی که گویی رأی دادن آحاد مردم، بالاترین حدی است که جامعهای میتواند به آن برسد در حالی که در ۱۲ فروردین ۵۸ هم مردم رأی دادند.
سخیفترین فکری که ما را به اینجا رساند این بود که در همهی عالم، مفسدهای بدتر از سلطنت و موروثی بودن آن نیست؛ نه انگار [که] انتخابات، میتواند هیتلر و پوتین و چه بسا القاعده و داعش سر کار بیاورد.
پادشاهانی بودهاند که ستم کردهاند یا ناکارآمد و عیاش و کمعقل و بیوجود بودهاند، ولی بسیاری از اوجهای تاریخ بشری را پادشاهان رقم زدهاند. همانهایی که با انتخابات نیامده و نرفتند.
درخشش رضاشاه، خیرهکننده بود؛ به تمام معنای کلمه، "نجاتبخش". دشمنی با او را، یکی آخوندهایی رقم زدند که فرهنگ و آموزش و قضا از چنبره آنها بیرون میآمد و یکی هم کمونیستهایی که برای الحاقِ ایران به شوروی نه مشروطه میخواستند نه جمهوری، و دیگری هم روشنفکرانی که تنها عُرضهای که داشتهاند نفی و نقد مدرنیته بوده است؛ و از همه بدتر سواد اعظمِ عامهای که مغزهایشان زیرِ فشار این دو - سه دسته کج شده بود.
🔴 دنبالهی یادداشت را در بخشِ "مشاهده فوری" بخوانید:
👇👇
@IranDel_Channel
🔴 سوم اسفند
✍️ یادداشتِ تلگرامی مرتضی مردیها، استادِ پیشینِ فلسفه در دانشگاه علامه طباطبایی
حدود ۲۰ سال پیش ضمن سخنرانیای در دانشکدۀ علوم سیاسی دانشگاه تهران، که بعدأ مضمون آن در کتابِ «در دفاع از سیاست» چاپ شد، گفتم که گمشدۀ مردم ایران که در جنبشِ مشروطهخواهی دنبال آن میگشتند، آزادی (در معنی جمهوریخواهی) نبود؛ نظم، امنیت، حکومت قانون و - بیش از هر چیز - توسعه و پیشرفت و رفاه بود. مجالس مشروطه، نهفقط کمکی به این موارد نکرد، بلکه آفاتِ بیشتری به مدیریت سیاسی و پیشرفت کشور زد.
دقیقاً به همین دلیل، کودتای سرتیپ رضاخان و ظهور رضاشاه پهلوی، شکست آرمانهای «انقلاب مشروطیت» نبود، نجات آن بود.
برخی پرسشی را مطرح کردهاند، مبنی بر اینکه مگر با "جمهوری"، نمیتوان به نظم و پیشرفت رسید. پاسخ من این است که البته که میتوان، کما اینکه بسیاری رسیدهاند اما...
اولاً در زمانی که ما صحبت آن را میکنیم - زمان احمدشاه قاجار - انتخابات و برگزیدنِ کسی برای ریاستجمهوری یا حتی نخستوزیرِ منتخبِ مجلس، چیزی بهتر از دمکراسی [سالهای] ۲۰-۳۲ به دست نمیداد که عمرِ متوسط هر کابینه سه - چهار ماه بود. این خود به دلیل بیسوادی گستردهی مردم و نبود حداقلهای نظم و امنیت و قانون و آزادی، مشرف به هرج و مرج بود.
دوم اینکه من نمیگویم، "فقط اقتدارِ مصلح" يا "فقط مشروطه"؛ [این] شمایید که میگویید "فقط جمهوری" و طوری میگویید، جمهوری و آزادی که گویی رأی دادن آحاد مردم، بالاترین حدی است که جامعهای میتواند به آن برسد در حالی که در ۱۲ فروردین ۵۸ هم مردم رأی دادند.
سخیفترین فکری که ما را به اینجا رساند این بود که در همهی عالم، مفسدهای بدتر از سلطنت و موروثی بودن آن نیست؛ نه انگار [که] انتخابات، میتواند هیتلر و پوتین و چه بسا القاعده و داعش سر کار بیاورد.
پادشاهانی بودهاند که ستم کردهاند یا ناکارآمد و عیاش و کمعقل و بیوجود بودهاند، ولی بسیاری از اوجهای تاریخ بشری را پادشاهان رقم زدهاند. همانهایی که با انتخابات نیامده و نرفتند.
درخشش رضاشاه، خیرهکننده بود؛ به تمام معنای کلمه، "نجاتبخش". دشمنی با او را، یکی آخوندهایی رقم زدند که فرهنگ و آموزش و قضا از چنبره آنها بیرون میآمد و یکی هم کمونیستهایی که برای الحاقِ ایران به شوروی نه مشروطه میخواستند نه جمهوری، و دیگری هم روشنفکرانی که تنها عُرضهای که داشتهاند نفی و نقد مدرنیته بوده است؛ و از همه بدتر سواد اعظمِ عامهای که مغزهایشان زیرِ فشار این دو - سه دسته کج شده بود.
🔴 دنبالهی یادداشت را در بخشِ "مشاهده فوری" بخوانید:
👇👇
@IranDel_Channel
Telegraph
ایراندل | IranDel
🔴 سوم اسفند ✍️ یادداشتِ تلگرامی مرتضی مردیها، استادِ پیشینِ فلسفه در دانشگاه علامه طباطبایی حدود ۲۰ سال پیش ضمن سخنرانیای در دانشکدۀ علوم سیاسی دانشگاه تهران، که بعدأ مضمون آن در کتابِ «در دفاع از سیاست» چاپ شد، گفتم که گمشدۀ مردم ایران که در جنبشِ مشروطهخواهی…
👍29👎5
🔴 هیاهو برای هیچ: راست و دروغ ادعای شهریاری و رسانههای قلابی
✍️ آذریها
فردی به نام مهرداد خوشکار مقدم که به حرفه روزنامهنگاری در تبریز اشتغال دارد با انتشار یک فیلم تبلیغاتی از محمد مهدی شهریاری، استاندار سابق آذربایجانغربی، به زعم خود دست به یک افشاگری بزرگ در مورد آنچه که وی آن را «استاندار غیر بومی» نامیده، زده است و سپس با استناد به «ادعای انتخاباتی» شهریاری که گفته بود «اولین محموله ماسک و الکل را از ارومیه برای استان خراسان شمالی که حوزه انتخابیه فعلی او است» ارسال کرده، مدعی "خیانت" از سوی او شده است. در این خصوص چند مسئله جالب توجه است:
۱) دعوای ارتجاع قومی با شهریاری در واقعیت امر به مسائل دیگری باز میگردد و موضوع ماسک و الکل صورت ماجرای طولانی است در اینجا ابزار تصفیه حساب قرار گرفته است.
ناراحتی ارتجاع قومی از سیاستهایی است که دولت در آن تاریخ در خصوص حوالههای سوخت و قاچاق در مناطق مرزی به منظور قطع ید مافیای قاچاق، رانت و حواله، صورت داد. مافیایی که از قضا، حامی مالی عناصر قومگرا نیز هست. یکی از همانها محمد حضرتپور است که گویا فعلاً متواری است.
اما اینکه این طایفه به ظاهر روزنامهنگار در مورد شهردار ارومیه، علیرغم محکومیت قطعی هنوز یک سطر ننوشتهاند، اما نگران ماسک و الکلی شدهاند که اصولاً در ارومیه کمیاب نبود، مفاهیم عمیقی در بر دارد.
۲) شهریاری نیز مانند بسیاری از سیاستمداران که در زمان انتخابات سخنان به دور از منطق میگویند، در این اظهارات که مشخص نیست که اصولاً صحیح باشد یا خیر، غلو میکند. کار یک روزنامهنگار «واقعی» راستیآزمایی خبر است نه هوچیگری. بنابراین مهرداد خوشکار مقدم، اگر روزنامهنگار بود، ابتدا میبایست ادعای شهریاری را میآزمود. زیرا اولین محموله الکل به استان خراسان شمالی توسط اتاق بازرگانی از ارمنستان وارد شده است.
۳) روزنامهنگار با فعال سیاسی ایدئولوژیک آن هم از نوع "پان" فرق دارد بنابراین اگر خود حرمت خود را نگه ندارد بقیه حد و حدودش را نشان میدهند.
روزنامهنگار به دنبال حقیقت یک خبر میرود نه در پی عقدهگشایی با کلید واژه "استاندار غیربومی". اما کسی که این فیلم را منتشر کرده، اصولاً دنبال حقیقت نیست، بلکه در پی یک کنش سیاسی واگرایانه است که مصداق مجرمانه در قانون دارد و قابل پیگیرد قضایی است.
اولاً ما همه در یک کشور زندگی میکنیم و تعبیر استاندار غیربومی، فضولی بیجا در امور دولت است که اصولاً ربطی به او ندارد. دوماً یک روزنامهنگار یا فعال سیاسی تبریزی باید از عقل و درایت فرسنگها فاصله داشته باشد تا از مدیر غیربومی حرف بزند، زیرا تبریز، شهری است که سرآمد فرستادن مدیرِ غیربومی به استانهای دیگر است. برای مثال استاندار کنونی آذربایجانشرقی سالها مدیر یک از اصلیترین بخشهای اقتصادی در استان خراسان رضوی بود که لابد با منطق ارتجاع قومی باید در دوره خدمتش غیربومی حساب میشد. یا محسن مهرعلیزاده یک دوره کامل استاندار اصفهان بود ولی اصفهانیان حتی یکبار به این موضوع اعتراض نکردند؛ همانگونه که به انتصاب علیرضا بیگی به عنوان فرمانده انتظامی این استان اعتراضی نداشتند. زیرا روزنامهنگار اصفهانی تا این میزان عقل دارد که بداند اگر چنین پرسشی را مطرح کند، با وجود دهها مدیر اصفهانی پراکنده در کشور پیش از همه خودش را زیر سؤال برده است.
وانگهی استفاده از عبارت بومی - غیربومی نوعی صفبندی و ادراک خود به عنوان چیزی نزدیک به وضع حقوقی سرخپوستان امریکا یا کانادا با دولت امریکا یا کانادا است که خود این نیز مصداق مجرمانه علیحدهای است.
۴) فرض میکنیم شهریاری، مقداری ماسک و الکل از یک استان کشور به استان دیگر منتقل کرده است. اینکار با کجای قانون منافات دارد؟ کسانی که در مواقعی که باید پشت کشورشان باشند، به بهانه اینکه «انسان مهم است» یا «مرزها مهم نیستند» از مسئولیت شهروندی شانه خالی میکنند یا برای بیگانه خوشرقصی میکنند، یک مرتبه یاد مرزهای اداری درون یک کشور افتادهاند و به دنبال مرز میگردند! کرونا برای همه خطرناک بود، اینکه یک مدیر مقداری لوازم کماهمیت در جلوگیری از شیوع کرونا به استانی دیگر از کشور فرستاده چه ربطی به مفهوم خیانت دارد؟ مگر این لوازم به خارج ارسال شدهاند؟
بماند که ادعای شهریاری همانطور که گفتیم راستیآزمایی نشده و در ثانی معلوم نیست که در تاریخ مورد ادعای او اصولاً ماسک و الکل در ارومیه کمیاب بود یا خیر؟! بار اثبات تمامی این مسائل به دوش مدعی - مهرداد خوشکار مقدم - است و او اگر روزنامهنگاری جدی بود دستکم میزان ماسک و الکل موجود در استان آذربایجانغربی را در آن تاریخ استخراج میکرد تا مقدار و دامنه «خیانت» مورد نظرش روشن میشد. یعنی اول باید مقدماتی مانند صحت ادعا، کمبود لوازم و غیره تعیین شود و سپس هر نوع قضاوتی شروع شود.
@IranDel_Channel
💢
🔴 هیاهو برای هیچ: راست و دروغ ادعای شهریاری و رسانههای قلابی
✍️ آذریها
فردی به نام مهرداد خوشکار مقدم که به حرفه روزنامهنگاری در تبریز اشتغال دارد با انتشار یک فیلم تبلیغاتی از محمد مهدی شهریاری، استاندار سابق آذربایجانغربی، به زعم خود دست به یک افشاگری بزرگ در مورد آنچه که وی آن را «استاندار غیر بومی» نامیده، زده است و سپس با استناد به «ادعای انتخاباتی» شهریاری که گفته بود «اولین محموله ماسک و الکل را از ارومیه برای استان خراسان شمالی که حوزه انتخابیه فعلی او است» ارسال کرده، مدعی "خیانت" از سوی او شده است. در این خصوص چند مسئله جالب توجه است:
۱) دعوای ارتجاع قومی با شهریاری در واقعیت امر به مسائل دیگری باز میگردد و موضوع ماسک و الکل صورت ماجرای طولانی است در اینجا ابزار تصفیه حساب قرار گرفته است.
ناراحتی ارتجاع قومی از سیاستهایی است که دولت در آن تاریخ در خصوص حوالههای سوخت و قاچاق در مناطق مرزی به منظور قطع ید مافیای قاچاق، رانت و حواله، صورت داد. مافیایی که از قضا، حامی مالی عناصر قومگرا نیز هست. یکی از همانها محمد حضرتپور است که گویا فعلاً متواری است.
اما اینکه این طایفه به ظاهر روزنامهنگار در مورد شهردار ارومیه، علیرغم محکومیت قطعی هنوز یک سطر ننوشتهاند، اما نگران ماسک و الکلی شدهاند که اصولاً در ارومیه کمیاب نبود، مفاهیم عمیقی در بر دارد.
۲) شهریاری نیز مانند بسیاری از سیاستمداران که در زمان انتخابات سخنان به دور از منطق میگویند، در این اظهارات که مشخص نیست که اصولاً صحیح باشد یا خیر، غلو میکند. کار یک روزنامهنگار «واقعی» راستیآزمایی خبر است نه هوچیگری. بنابراین مهرداد خوشکار مقدم، اگر روزنامهنگار بود، ابتدا میبایست ادعای شهریاری را میآزمود. زیرا اولین محموله الکل به استان خراسان شمالی توسط اتاق بازرگانی از ارمنستان وارد شده است.
۳) روزنامهنگار با فعال سیاسی ایدئولوژیک آن هم از نوع "پان" فرق دارد بنابراین اگر خود حرمت خود را نگه ندارد بقیه حد و حدودش را نشان میدهند.
روزنامهنگار به دنبال حقیقت یک خبر میرود نه در پی عقدهگشایی با کلید واژه "استاندار غیربومی". اما کسی که این فیلم را منتشر کرده، اصولاً دنبال حقیقت نیست، بلکه در پی یک کنش سیاسی واگرایانه است که مصداق مجرمانه در قانون دارد و قابل پیگیرد قضایی است.
اولاً ما همه در یک کشور زندگی میکنیم و تعبیر استاندار غیربومی، فضولی بیجا در امور دولت است که اصولاً ربطی به او ندارد. دوماً یک روزنامهنگار یا فعال سیاسی تبریزی باید از عقل و درایت فرسنگها فاصله داشته باشد تا از مدیر غیربومی حرف بزند، زیرا تبریز، شهری است که سرآمد فرستادن مدیرِ غیربومی به استانهای دیگر است. برای مثال استاندار کنونی آذربایجانشرقی سالها مدیر یک از اصلیترین بخشهای اقتصادی در استان خراسان رضوی بود که لابد با منطق ارتجاع قومی باید در دوره خدمتش غیربومی حساب میشد. یا محسن مهرعلیزاده یک دوره کامل استاندار اصفهان بود ولی اصفهانیان حتی یکبار به این موضوع اعتراض نکردند؛ همانگونه که به انتصاب علیرضا بیگی به عنوان فرمانده انتظامی این استان اعتراضی نداشتند. زیرا روزنامهنگار اصفهانی تا این میزان عقل دارد که بداند اگر چنین پرسشی را مطرح کند، با وجود دهها مدیر اصفهانی پراکنده در کشور پیش از همه خودش را زیر سؤال برده است.
وانگهی استفاده از عبارت بومی - غیربومی نوعی صفبندی و ادراک خود به عنوان چیزی نزدیک به وضع حقوقی سرخپوستان امریکا یا کانادا با دولت امریکا یا کانادا است که خود این نیز مصداق مجرمانه علیحدهای است.
۴) فرض میکنیم شهریاری، مقداری ماسک و الکل از یک استان کشور به استان دیگر منتقل کرده است. اینکار با کجای قانون منافات دارد؟ کسانی که در مواقعی که باید پشت کشورشان باشند، به بهانه اینکه «انسان مهم است» یا «مرزها مهم نیستند» از مسئولیت شهروندی شانه خالی میکنند یا برای بیگانه خوشرقصی میکنند، یک مرتبه یاد مرزهای اداری درون یک کشور افتادهاند و به دنبال مرز میگردند! کرونا برای همه خطرناک بود، اینکه یک مدیر مقداری لوازم کماهمیت در جلوگیری از شیوع کرونا به استانی دیگر از کشور فرستاده چه ربطی به مفهوم خیانت دارد؟ مگر این لوازم به خارج ارسال شدهاند؟
بماند که ادعای شهریاری همانطور که گفتیم راستیآزمایی نشده و در ثانی معلوم نیست که در تاریخ مورد ادعای او اصولاً ماسک و الکل در ارومیه کمیاب بود یا خیر؟! بار اثبات تمامی این مسائل به دوش مدعی - مهرداد خوشکار مقدم - است و او اگر روزنامهنگاری جدی بود دستکم میزان ماسک و الکل موجود در استان آذربایجانغربی را در آن تاریخ استخراج میکرد تا مقدار و دامنه «خیانت» مورد نظرش روشن میشد. یعنی اول باید مقدماتی مانند صحت ادعا، کمبود لوازم و غیره تعیین شود و سپس هر نوع قضاوتی شروع شود.
@IranDel_Channel
💢
Telegram
ایراندل + | + IranDel
@IranDel_Channel
💢
💢
👍30👎1
ایراندل | IranDel
🎙 سخنرانی دکتر جواد طباطبایی دربارهی سُنت در ایران سخنرانی در دانشگاه پتسدام آلمان @IranDel_Channel 💢 – سخنرانی دکتر جواد طباطبایی ــ پیرامون سُنت در ایران ـ در دانشگاه…
🔴 ایران و فرم دولت؛
به مناسبت سوم اسفند
✍️ از کانال تلگرامی سرو ایرانشهر
در فضای مجازی بحثهای زیادی در اطراف این موضوع شکل گرفته است که «جواد طباطبایی» به چه فرمی از دولت (state) در ایران باور داشت و او در واقع امر، جمهوریخواه بود یا پادشاهیخواه یا اصلاحطلب. در همین راستا هرکس بر اساس دلبستگی که به نظریات و جناحهای مختلف دارد، آئینهای ساخته و طباطبایی را در آن دیده است. به همین مناسبت به جای خیالپردازی، بهتر است به برخی از اظهارنظرهای خود او رجوع شود تا دیدگاه طباطبایی را در مورد فرمِ مطلوب دولت در ایران اندکی روشن کنیم.
طباطبایی در دو جا پیرامون این موضوع صحبت کرده است.
۱) نخست به طور کوتاه در مصاحبه با مهرنامه
او در پاسخ پرسشگران که از او در مورد فرمِ دولت می پرسند، میگوید:
«برخی از فیلسوفان سیاسی غرب بر این باور هستند که حکومت یا "حکومت قانون" است یا اصلاً حکومت نیست. بنابراین حکومت واقعی باید قانونی باشد. این وجه تئوریک قضیه است. اما من میخواهم به عنوان یک شهروند عادی نیز پاسخ شما را بدهم. به نظر من انسجام اجتماعی این کشور به طور جدی در خطر است و مصالح بسیاری فوت شده است. فعلاً توضیح زیادی نمیدهم اما اعتقاد دارم که باید در انتخابهای اساسی دقت به خرج داد. تأمین مصالح عالی کشور اصل است و باید محور هر انتخابی باشد.
۲) جواد طباطبایی در سخنرانی دانشگاه پتسدام نیز به این موضوع اشاره کرده بیشتر:
«مسأله ما در ایران فرمِ دولت نیست، مسأله ما وجود و عدم [وجود] دولت است. این [خود] دولت است که دچار اشکال شده و بنیانهای آن دچار تخریب اساسی شده است.
برخی صحبتها که در [داخل] ایران میشود و شما فکر میکنید حرف اساسی نزدهاند از اینجا میآید. یعنی آنجا متوجه شدهاند که [اصلاً] دولتی نیست، اول باید دولتی وجود داشته باشد که بعداً بحث کنیم که این [دولت] دموکراسی باشد، خودکامه باشد، رضاشاه باشد، یا یک نظام جمهوری باشد. [ولی اکنون] این اصلاً برای ما قابل بحث نیست. شما اصلاً دولتی ندارید که بتوانید فرمش را تعیین کنید. اینکه از من میپرسند که آیا الان به حقوق، آزادی و قانون، اعتقاد دارم یا نه؟! اصلاً [الان] هیچچیز قابل بحث نیست برای من.
مسئله من این است که این دولتی را که [حالا] از بیخ و بن بر اثر یک زلزلهای داخلی از بین رفته است آیا میشود جمع و جور کرد؟
تمرکز من روی "مسئله ایران" این است که ما تا اطلاع ثانوی [داریم] روی هوا بحث میکنیم. یک سابقهی نظری دراین باره در اروپا است که نمیتوانید آنرا ندانید. آلمان هگل را دارد و میگوید تاریخ جهانی یعنی تاریخِ دولت و تاریخ آزادی که در دولت تحقق پیدا میکند و فقط در دولت تحقق پیدا میکند. در فرانسه پس از روسو این بحث به شکل دیگری مطرح شده در انگلستان هم با هابز به گونه دیگری مطرح شده است. در ایتالیا هم با توجه به شرایط تاریخی آن با ماکیاوللی مطرح شد که مربوط میشود به ایتالیای فروپاشیده در سالهای ۱۵۱٠-۱۵۱۵ [میلادی].
[ولی] ما فعلاً وارد این بحثها - [فرمِ دولت] - نمیتوانیم بشویم».
🔴 پوشه شنیداری سخنرانی دکتر جواد طباطبایی - فیلسوف سیاسی ایران - در دانشگاه پتسدام آلمان را از اینجا بشنوید.
@IranDel_Channel
💢
🔴 ایران و فرم دولت؛
به مناسبت سوم اسفند
✍️ از کانال تلگرامی سرو ایرانشهر
در فضای مجازی بحثهای زیادی در اطراف این موضوع شکل گرفته است که «جواد طباطبایی» به چه فرمی از دولت (state) در ایران باور داشت و او در واقع امر، جمهوریخواه بود یا پادشاهیخواه یا اصلاحطلب. در همین راستا هرکس بر اساس دلبستگی که به نظریات و جناحهای مختلف دارد، آئینهای ساخته و طباطبایی را در آن دیده است. به همین مناسبت به جای خیالپردازی، بهتر است به برخی از اظهارنظرهای خود او رجوع شود تا دیدگاه طباطبایی را در مورد فرمِ مطلوب دولت در ایران اندکی روشن کنیم.
طباطبایی در دو جا پیرامون این موضوع صحبت کرده است.
۱) نخست به طور کوتاه در مصاحبه با مهرنامه
او در پاسخ پرسشگران که از او در مورد فرمِ دولت می پرسند، میگوید:
«برخی از فیلسوفان سیاسی غرب بر این باور هستند که حکومت یا "حکومت قانون" است یا اصلاً حکومت نیست. بنابراین حکومت واقعی باید قانونی باشد. این وجه تئوریک قضیه است. اما من میخواهم به عنوان یک شهروند عادی نیز پاسخ شما را بدهم. به نظر من انسجام اجتماعی این کشور به طور جدی در خطر است و مصالح بسیاری فوت شده است. فعلاً توضیح زیادی نمیدهم اما اعتقاد دارم که باید در انتخابهای اساسی دقت به خرج داد. تأمین مصالح عالی کشور اصل است و باید محور هر انتخابی باشد.
۲) جواد طباطبایی در سخنرانی دانشگاه پتسدام نیز به این موضوع اشاره کرده بیشتر:
«مسأله ما در ایران فرمِ دولت نیست، مسأله ما وجود و عدم [وجود] دولت است. این [خود] دولت است که دچار اشکال شده و بنیانهای آن دچار تخریب اساسی شده است.
برخی صحبتها که در [داخل] ایران میشود و شما فکر میکنید حرف اساسی نزدهاند از اینجا میآید. یعنی آنجا متوجه شدهاند که [اصلاً] دولتی نیست، اول باید دولتی وجود داشته باشد که بعداً بحث کنیم که این [دولت] دموکراسی باشد، خودکامه باشد، رضاشاه باشد، یا یک نظام جمهوری باشد. [ولی اکنون] این اصلاً برای ما قابل بحث نیست. شما اصلاً دولتی ندارید که بتوانید فرمش را تعیین کنید. اینکه از من میپرسند که آیا الان به حقوق، آزادی و قانون، اعتقاد دارم یا نه؟! اصلاً [الان] هیچچیز قابل بحث نیست برای من.
مسئله من این است که این دولتی را که [حالا] از بیخ و بن بر اثر یک زلزلهای داخلی از بین رفته است آیا میشود جمع و جور کرد؟
تمرکز من روی "مسئله ایران" این است که ما تا اطلاع ثانوی [داریم] روی هوا بحث میکنیم. یک سابقهی نظری دراین باره در اروپا است که نمیتوانید آنرا ندانید. آلمان هگل را دارد و میگوید تاریخ جهانی یعنی تاریخِ دولت و تاریخ آزادی که در دولت تحقق پیدا میکند و فقط در دولت تحقق پیدا میکند. در فرانسه پس از روسو این بحث به شکل دیگری مطرح شده در انگلستان هم با هابز به گونه دیگری مطرح شده است. در ایتالیا هم با توجه به شرایط تاریخی آن با ماکیاوللی مطرح شد که مربوط میشود به ایتالیای فروپاشیده در سالهای ۱۵۱٠-۱۵۱۵ [میلادی].
[ولی] ما فعلاً وارد این بحثها - [فرمِ دولت] - نمیتوانیم بشویم».
🔴 پوشه شنیداری سخنرانی دکتر جواد طباطبایی - فیلسوف سیاسی ایران - در دانشگاه پتسدام آلمان را از اینجا بشنوید.
@IranDel_Channel
💢
Telegram
ایراندل | IranDel
🎙 سخنرانی دکتر جواد طباطبایی دربارهی سُنت در ایران
سخنرانی در دانشگاه پتسدام آلمان
@IranDel_Channel
💢
سخنرانی در دانشگاه پتسدام آلمان
@IranDel_Channel
💢
👍18👎1
🔴 شیعه، ایران، محافظهکاری
✍️ بابک مینا
در مجموع میتوان گفت، مذهب شیعه دو بار ایران را نجات داد: یک بار در برابر امپراتوری سنیمذهب عثمانی و بار دیگر در برابر امپراتوری شوروی. هم امپراتوری عثمانی و هم شوروی قویتر از ایران بودند. برتری شوروی واضح است اما ما گاهی فراموش میکنیم که دولت صفوی حتی در اوجِ قدرت خود به زحمت در برابر تهاجم عثمانی ایستادگی میکرد. قدرت ایران همواره بیشتر معنوی و فرهنگی بوده است تا نظامی. این مذهب شیعه بود که همچون چسبی نیرومند ایران را به هم چسباند و از نفوذ عثمانی جلوگیری کرد.
امروز همچنان مذهب شیعه سنگری است در برابر هیچانگاری جدیدِ غربی که در قالب انواع ایدئولوژیهای نسبیگرا به تدریج وارد ایران میشود، یعنی ایدئولوژیهای ووک و چندفرهنگگرا و غیره. بیمبنایی اندیشهی سیاسی متأخر در غرب، پیامدهای خطرناکی هم برای آنها و هم برای ما خواهد داشت. اما دو نکته را باید مدنظر قرار داد:
اول اینکه شکستِ حکومت دینی در ساختن جامعهای که مورد رضایت اکثریت مردم ایران باشد، ایران را در برابر هر ایدئولوژی خطرناکِ غربی آسیبپذیر کرده است. برای جوانانِ ایران هر چیزی که در غرب مُد میشود جذاب است، در مقابل وازدگی و بیعلاقگی به ایران روز به روز بیشتر میشود.
اگر مذهب شیعه نتواند با آزادیهایِ فردی کنار بیاید و خود را بر طبق شرایط جدید بازسازی نکند، در برابر موجهای جدیدی که خواهند آمد میشکند.
دوم اینکه بخش بزرگی از جامعهی ایران غیرمذهبی شده است و دیگر نمیتوان با مذهب این بخش را از موجِ هیچانگاری غربی محافظت کرد. ما نیاز به یک محافظهکاریِ غیردینی داریم تا بتواند سدی در برابر امواج نسبیگرایی و وازدگی باشد.
🔴 پینوشت:
بازنشر یک یادداشت به معنای تأییدِ کل محتوای آن و تأیید تمام مواضع نویسنده یادداشت نیست.
@IranDel_Channel
💢
🔴 شیعه، ایران، محافظهکاری
✍️ بابک مینا
در مجموع میتوان گفت، مذهب شیعه دو بار ایران را نجات داد: یک بار در برابر امپراتوری سنیمذهب عثمانی و بار دیگر در برابر امپراتوری شوروی. هم امپراتوری عثمانی و هم شوروی قویتر از ایران بودند. برتری شوروی واضح است اما ما گاهی فراموش میکنیم که دولت صفوی حتی در اوجِ قدرت خود به زحمت در برابر تهاجم عثمانی ایستادگی میکرد. قدرت ایران همواره بیشتر معنوی و فرهنگی بوده است تا نظامی. این مذهب شیعه بود که همچون چسبی نیرومند ایران را به هم چسباند و از نفوذ عثمانی جلوگیری کرد.
امروز همچنان مذهب شیعه سنگری است در برابر هیچانگاری جدیدِ غربی که در قالب انواع ایدئولوژیهای نسبیگرا به تدریج وارد ایران میشود، یعنی ایدئولوژیهای ووک و چندفرهنگگرا و غیره. بیمبنایی اندیشهی سیاسی متأخر در غرب، پیامدهای خطرناکی هم برای آنها و هم برای ما خواهد داشت. اما دو نکته را باید مدنظر قرار داد:
اول اینکه شکستِ حکومت دینی در ساختن جامعهای که مورد رضایت اکثریت مردم ایران باشد، ایران را در برابر هر ایدئولوژی خطرناکِ غربی آسیبپذیر کرده است. برای جوانانِ ایران هر چیزی که در غرب مُد میشود جذاب است، در مقابل وازدگی و بیعلاقگی به ایران روز به روز بیشتر میشود.
اگر مذهب شیعه نتواند با آزادیهایِ فردی کنار بیاید و خود را بر طبق شرایط جدید بازسازی نکند، در برابر موجهای جدیدی که خواهند آمد میشکند.
دوم اینکه بخش بزرگی از جامعهی ایران غیرمذهبی شده است و دیگر نمیتوان با مذهب این بخش را از موجِ هیچانگاری غربی محافظت کرد. ما نیاز به یک محافظهکاریِ غیردینی داریم تا بتواند سدی در برابر امواج نسبیگرایی و وازدگی باشد.
🔴 پینوشت:
بازنشر یک یادداشت به معنای تأییدِ کل محتوای آن و تأیید تمام مواضع نویسنده یادداشت نیست.
@IranDel_Channel
💢
Telegram
ایراندل | IranDel
همه عالم تن است و ایران دل ❤️
این کانال دغدغهاش، ایران است و گردانندۀ آن، یک شهروند ایرانی آذربایجانی
[ بازنشر یک یادداشت، توییت، ویدئو و یا یک صوت به معنی تأیید کل محتوا و تمام مواضع صاحب آن محتوا نیست و هدف صرفاً بازتاب دادن یک نگاه و اندیشه است.]
این کانال دغدغهاش، ایران است و گردانندۀ آن، یک شهروند ایرانی آذربایجانی
[ بازنشر یک یادداشت، توییت، ویدئو و یا یک صوت به معنی تأیید کل محتوا و تمام مواضع صاحب آن محتوا نیست و هدف صرفاً بازتاب دادن یک نگاه و اندیشه است.]
👍19👎3