Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎥 جمعی از نوجوانانِ هنرآموزِ شهرستانِ اهر استانِ آذربایجانشرقی، در قالبِ یک گروه موسیقی به نام روحافزا، در سالن اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان اهر، به اجرای موسیقی سنتی و اصیل ایرانی پرداختند.
@IranDel_Channel
💢
@IranDel_Channel
💢
👍24👎2
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎥 مُستند انقلاب ۵۷ - سری ۱، قسمت ۳
🔴 ساخته شده در تلویزیون منوتو
🔴 انتشار یک #مستند به معنی تاییدِ محتوای آن نیست و صرفاً بازتابدهندهی دیدگاهِ سازندهی آن مُستند است.
🎥 این مستند را میتوانید از طریق یوتیوب هم تماشا کنید.
@IranDel_Channel
💢
🔴 ساخته شده در تلویزیون منوتو
🔴 انتشار یک #مستند به معنی تاییدِ محتوای آن نیست و صرفاً بازتابدهندهی دیدگاهِ سازندهی آن مُستند است.
🎥 این مستند را میتوانید از طریق یوتیوب هم تماشا کنید.
@IranDel_Channel
💢
👍7👎1
🔴 دلنوشتهای به زبان ساده و صمیمی از کانال ایرانزمین
این نوشته را حتماً تا پایان بخوانید ...
نام پروژه: «بیوطن کردن» ایرانیان و زدودن هویت ملی
نام کارفرما : شبکه اینترنشنال / گردانندگان: نامعلوم، بودجه: سرسامآور
بسیاری از ایرانیان طرفدار حکومت [مستقر] نیستند و مشکلات زیاد اقتصادی و اجتماعی و سیاسی دارند؛ جریانهایی هستند که این وسط درحال سواستفاده از این خشم و احساسات مردم هستند و هدف آنها نه حکومت، که خود ِ ایران است.
نخستین بار « باند مسی علینژاد» و سپس «شبکه اینترنشنال» پروژهای را علیه ورزش ایران کلید زدند، بنام « تیمهای حکومتی» ! هدف درآغاز مقابله با حکومت بود؛ آنها حاضر بودند ورزش ایران و اعتبار ایرانی در سطح جهان بایکوت شود، تا فقط به حکومت، ضربهای زده باشند!
میگویند تیم ملی فوتبال «حکومتی» است و مردم ایران نباید با برد آن شادمان شوند! نخست روشن کنید «حکومتی» یعنی چه؟ یعنی من و شما الان در حکومت جمهوری اسلامی زندگی میکنیم و نه در ایران ؟ یعنی کوه و دریای این مملکت حکومتی است و ایرانی نیستند؟
آنها میگویند، بازیکنان «تیم ملی » باید علیه حکومت شعار دهند، یا تیم ملی را تحریم کنند! آفرین؛ شمایی که این حرف را میزنید مگر در ایران زندگی نمیکنید؟ احتمالاً سر کار هم میروید؟ نخست از خودتان شروع کنید: در بانک و اداره و کارخانه و ... شعار دهید، یا اصلاً سر کار نروید؟ جرأت این کار را دارید؟ پس انتظاری از بازیکنِ تیم ملی دارید که این همه فشار روی اوست؟
خودتان هم نمیدانید و به راحتی فریب این جریان را خوردهاید و با تخریب تیمملی، فکر میکنید علیه حکومت گارد گرفتهاید، درحالی که سرباز بازی آنها شدهاید و دارید به خود ایران ضربه میزنید!
این جریان هیچ ارزشی برای ایران و ایرانی قائل نیستند ؛ حاضرند ایران نابود شود، ایرانیان کشته شوند، فقط حکومت برود! آنها طرفدارانِ تحریم ایران، جنگ علیه ایران، کشتار ایرانیان و ... هستند؛ تا فقط حکومت برود!
نادانها ؛ وقتی کامپیوتر نابود شود، درست است که ویندوز آن هم از بین میرود، ولی دیگر کامپیوتری وجود ندارد که دوباره روی آن سیستمی پیاده کرد! و هدف اصلی اینها نیز خود کامپیوتر است، نه ویندوز ...
@IranDel_Channel
💢
🔴 دلنوشتهای به زبان ساده و صمیمی از کانال ایرانزمین
این نوشته را حتماً تا پایان بخوانید ...
نام پروژه: «بیوطن کردن» ایرانیان و زدودن هویت ملی
نام کارفرما : شبکه اینترنشنال / گردانندگان: نامعلوم، بودجه: سرسامآور
بسیاری از ایرانیان طرفدار حکومت [مستقر] نیستند و مشکلات زیاد اقتصادی و اجتماعی و سیاسی دارند؛ جریانهایی هستند که این وسط درحال سواستفاده از این خشم و احساسات مردم هستند و هدف آنها نه حکومت، که خود ِ ایران است.
نخستین بار « باند مسی علینژاد» و سپس «شبکه اینترنشنال» پروژهای را علیه ورزش ایران کلید زدند، بنام « تیمهای حکومتی» ! هدف درآغاز مقابله با حکومت بود؛ آنها حاضر بودند ورزش ایران و اعتبار ایرانی در سطح جهان بایکوت شود، تا فقط به حکومت، ضربهای زده باشند!
میگویند تیم ملی فوتبال «حکومتی» است و مردم ایران نباید با برد آن شادمان شوند! نخست روشن کنید «حکومتی» یعنی چه؟ یعنی من و شما الان در حکومت جمهوری اسلامی زندگی میکنیم و نه در ایران ؟ یعنی کوه و دریای این مملکت حکومتی است و ایرانی نیستند؟
آنها میگویند، بازیکنان «تیم ملی » باید علیه حکومت شعار دهند، یا تیم ملی را تحریم کنند! آفرین؛ شمایی که این حرف را میزنید مگر در ایران زندگی نمیکنید؟ احتمالاً سر کار هم میروید؟ نخست از خودتان شروع کنید: در بانک و اداره و کارخانه و ... شعار دهید، یا اصلاً سر کار نروید؟ جرأت این کار را دارید؟ پس انتظاری از بازیکنِ تیم ملی دارید که این همه فشار روی اوست؟
خودتان هم نمیدانید و به راحتی فریب این جریان را خوردهاید و با تخریب تیمملی، فکر میکنید علیه حکومت گارد گرفتهاید، درحالی که سرباز بازی آنها شدهاید و دارید به خود ایران ضربه میزنید!
این جریان هیچ ارزشی برای ایران و ایرانی قائل نیستند ؛ حاضرند ایران نابود شود، ایرانیان کشته شوند، فقط حکومت برود! آنها طرفدارانِ تحریم ایران، جنگ علیه ایران، کشتار ایرانیان و ... هستند؛ تا فقط حکومت برود!
نادانها ؛ وقتی کامپیوتر نابود شود، درست است که ویندوز آن هم از بین میرود، ولی دیگر کامپیوتری وجود ندارد که دوباره روی آن سیستمی پیاده کرد! و هدف اصلی اینها نیز خود کامپیوتر است، نه ویندوز ...
@IranDel_Channel
💢
Telegram
ایراندل | IranDel
همه عالم تن است و ایران دل ❤️
این کانال دغدغهاش، ایران است و گردانندۀ آن، یک شهروند ایرانی آذربایجانی
[ بازنشر یک یادداشت، توییت، ویدئو و یا یک صوت به معنی تأیید کل محتوا و تمام مواضع صاحب آن محتوا نیست و هدف صرفاً بازتاب دادن یک نگاه و اندیشه است.]
این کانال دغدغهاش، ایران است و گردانندۀ آن، یک شهروند ایرانی آذربایجانی
[ بازنشر یک یادداشت، توییت، ویدئو و یا یک صوت به معنی تأیید کل محتوا و تمام مواضع صاحب آن محتوا نیست و هدف صرفاً بازتاب دادن یک نگاه و اندیشه است.]
👍31👎3
🔴 بدرود امیر سرافرازِ ارتش بزرگ ایران
تیمسار غضنفر آذرفر از تکاورانِ سابق نیروی زمینی ارتش ایران روز یکشنبه ۱۵ بهمنماه ۱۴۰۲ خورشیدی در سن ۸۲ سالگی درگذشت.
سرتیپ آذرفر، متولد الیگودرز استان لرستان و یک افسر میهندوست بود. وی در سال ۱۳۳۶ خورشیدی به عضویت ارتش ایران درآمد در جنگ ایران و عراق از فرماندهان نیروی زمینی ارتش بود و در عملیاتهای کربلای ۷، والفجر ۲ و والفجر ۴ حضوری فعال داشت. او در سال ۱۳۵۹ بر اثر اصابت ترکش خمپاره در پادگان مریوان از ناحیه دو پا مجروح شد.
وی که یکی از نخبگان جنگهای نامنظم بود در دوران خدمت مسئولیتهایی چون فرماندهی لشکر ۶۴ ارومیه، لشکر ۲۸ پیاده کردستان، لشکر ۳۰ پیاده گرگان و قرارگاه منطقهای غرب را برعهده داشت.
🔴 یاد و نامشان جاوید
#یادها
@IranDel_Channel
💢
تیمسار غضنفر آذرفر از تکاورانِ سابق نیروی زمینی ارتش ایران روز یکشنبه ۱۵ بهمنماه ۱۴۰۲ خورشیدی در سن ۸۲ سالگی درگذشت.
سرتیپ آذرفر، متولد الیگودرز استان لرستان و یک افسر میهندوست بود. وی در سال ۱۳۳۶ خورشیدی به عضویت ارتش ایران درآمد در جنگ ایران و عراق از فرماندهان نیروی زمینی ارتش بود و در عملیاتهای کربلای ۷، والفجر ۲ و والفجر ۴ حضوری فعال داشت. او در سال ۱۳۵۹ بر اثر اصابت ترکش خمپاره در پادگان مریوان از ناحیه دو پا مجروح شد.
وی که یکی از نخبگان جنگهای نامنظم بود در دوران خدمت مسئولیتهایی چون فرماندهی لشکر ۶۴ ارومیه، لشکر ۲۸ پیاده کردستان، لشکر ۳۰ پیاده گرگان و قرارگاه منطقهای غرب را برعهده داشت.
🔴 یاد و نامشان جاوید
#یادها
@IranDel_Channel
💢
👍31
ایراندل | IranDel
🔴 بدرود امیر سرافرازِ ارتش بزرگ ایران تیمسار غضنفر آذرفر از تکاورانِ سابق نیروی زمینی ارتش ایران روز یکشنبه ۱۵ بهمنماه ۱۴۰۲ خورشیدی در سن ۸۲ سالگی درگذشت. سرتیپ آذرفر، متولد الیگودرز استان لرستان و یک افسر میهندوست بود. وی در سال ۱۳۳۶ خورشیدی به عضویت…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
👍39👎2
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎥 خطر زنگزور و الهام علیاف همچنان بیخ گوش ایران!
متن کامل گزارش را از اینجا بخوانید.
@IranDel_Channel
💢
متن کامل گزارش را از اینجا بخوانید.
@IranDel_Channel
💢
👍15👎3
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎥 مُستند انقلاب ۵۷ - سری ۱، قسمت ۴
🔴 ساخته شده در تلویزیون منوتو
🔴 انتشار یک #مستند به معنی تأییدِ محتوای آن نیست و صرفاً بازتابدهندهی دیدگاهِ سازندهی آن مُستند است.
🎥 این مستند را میتوانید از طریق یوتیوب هم تماشا کنید.
@IranDel_Channel
💢
🔴 ساخته شده در تلویزیون منوتو
🔴 انتشار یک #مستند به معنی تأییدِ محتوای آن نیست و صرفاً بازتابدهندهی دیدگاهِ سازندهی آن مُستند است.
🎥 این مستند را میتوانید از طریق یوتیوب هم تماشا کنید.
@IranDel_Channel
💢
👍5
ایراندل | IranDel
🎥 توصیهی زندهیاد امیر غضنفر آذرفر به سربازانِ جوان ایران @IranDel_Channel 💢
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 زندهیاد امیر غضنفر آذرفر:
من افتخار میکنم، قبل از اینکه درجهای داشته باشم، امیری باشم، یک سربازِ ایرانی هستم.
@IranDel_Channel
💢
من افتخار میکنم، قبل از اینکه درجهای داشته باشم، امیری باشم، یک سربازِ ایرانی هستم.
@IranDel_Channel
💢
👍29
🔴 تأملی دربارهی مدارسِ مسجدمحور
✍️ احسان هوشمند
تأسیس دهها نوع مدرسه در دهههای اخیر یکی از پیامدهای تصمیمگیریهای غیرکارشناسی در آموزش و پرورش ایران است. افزون بر مدارس دولتی، افزودهشدن انواع مدارس نظیر مدارسِ غیردولتی و غیرانتفاعی، نمونهمردمی، تیزهوشان، تطبیقی، هیئتامنایی، شبانه، شاهد ایثارگران، مدارس قرآنی، مدارس حرفهای، رشد یا تجربی، مدارس هوشمند، استثنائی، بینالمللی، خیریه، ماندگار، ورزشی و مانند آن که برخی بهجز اسم خاص، کارویژهای تعریفشده نیز ندارند، نهتنها موجب حل مشکلات گرهخورده و تودرتوی آموزش و پرورش نشده، بلکه خود به مشکلات موجود، فهرست بلندبالایی افزودهاند.
پس از سالها فعالیت برخی مساجد بدون ضوابط و مقررات و اخذ مجوزهای قانونی لازم تحت عنوان مدارس مسجدمحور در ۱۰ دیماه ۱۴۰۲ [خورشیدی] با اصلاح موادی از قانون تأسیس و اداره مدارس و مراکز آموزشی و پرورشی غیردولتی، موضوع مدارس جدیدی تحت عنوان مدارس مسجدمحور شکل قانونی یافت و طبق این اصلاحیه، شورای راهبردی برنامهریزی و نظارت مرکز شورای عالی آموزش و پرورش غیردولتی مکلف است ظرف سه ماه پس از لازمالاجراشدن این قانون، مصادیق فوق برنامه را تعیین و ابلاغ کند.
تصویب اصلاحیه مذکور در حالی صورت گرفت که همچنان آسیبشناسی تنوع موجود مدارس در ساختار آموزش و پرورش رسمی کشور به فراموشی سپرده شده و با چنین مصوباتی بر تنوع موجود نیز افزوده شده است! بدون آنکه به صورت ساختاری برای رفع و حل مشکلات موجود تدبیری اندیشیده شود.
۱) مدارسی مانند مدرسه علوی، مدرسه نیکان، مدرسه مفید و مدرسه صالح ازجمله مدارس دینی هستند که در سالهای پیش یا پس از انقلاب فعالیت میکنند. اضافهشدن عنوان مدارسِ مسجدمحور در حالی صورت میگیرد که تصویر روشنی از کارآمدی و ابعاد مختلف فعالیتهای این دسته از مدارس دینی و مذهبی در دسترس نیست و مشخص نیست با وجود فعالیت این مدارس دینی چه نیازی به تأسیس مدارس جدیدی تحت عنوان مدارس مسجدمحور هست! در این شرایط افزودهشدن مدارس مسجدمحور بدون آنکه نیازسنجی ویژهای صورت گرفته باشد و صلاحیت حرفهای و تخصصی ارکان چنین مدارسی تعریف شود و نیز ساختار و قواعد و نظام و چارچوب این مدارس به صورت دقیق تعریف شود، میتواند چه کارکردی برای نظام آموزش و پرورش داشته باشد؟
۲) در برابر مکتبخانهها که بخشی از نظام سنتمحور آموزشی در ایران را تشکیل میدادند، نوع دیگری از مدارس دینی به پرورش طلاب علوم دینی اشتغال دارند. مشخص نیست تعریفی که از مدارس مسجدمحور صورت گرفته به کدامیک از مدارس سنتمحور یعنی مکتبخانهها یا مدارس دینی پرورش طلبه نزدیک است؟ اما آنچه مشخص است، این است که تحولات جاری و عمیق فرهنگی، اجتماعی و توسعهای کشور و نیاز روزافزون کشور به توسعه علمی و فناورانه، اولویت در تجدید ساختار آموزش و پرورش رسمی را آشکار میکند. نتایج امتحانات نهایی سال تحصیلی گذشته که وضعیت هشداربرانگیزی را نمایش میدهد، نشانه کوچکی از پیامد اجرای سیاستهای نسنجیده کنونی است. در این شرایط تأسیس مدارس مسجدمحور با چه توجیه و اهدافی صورت میگیرد؟
۳) بروز برخی رفتارها و هنجارشکنیهای احتمالی در این گونه مدارس، همچون دیگر مدارس دور از ذهن نیست؛ با این تفاوت که در صورت بروز چنین پدیدههایی، بازتاب آن متفاوت و سهمناک خواهد بود؛ مانند آنچه در گیلان روی داد یا موضوع یک قاری قرآن که در افکار عمومی بازتاب زیادی داشت. در این صورت، پیامدهای تأسیس چنین مدارسی در فرهنگ عمومی چه خواهد بود؟ حرمت اماکن دینی و مذهبی به سادگی تحت تأثیر قرار خواهد گرفت.
اتخاذ تصمیمهای کارشناسینشده بر مبنای آرزوها و خواستههای گروهی، سیاسی یا جناحی بر سیاهه بلندبالای مسائل آموزش و پرورش بار بیشتری تحمیل میکند و کشور را بیش از گذشته درگیر مسائل پیچیده تازهای خواهد کرد.
🔴 منبع:
روزنامه شرق، شماره ۱۶ بهمن ۱۴۰۲ خورشیدی
@IranDel_Channel
💢
🔴 تأملی دربارهی مدارسِ مسجدمحور
✍️ احسان هوشمند
تأسیس دهها نوع مدرسه در دهههای اخیر یکی از پیامدهای تصمیمگیریهای غیرکارشناسی در آموزش و پرورش ایران است. افزون بر مدارس دولتی، افزودهشدن انواع مدارس نظیر مدارسِ غیردولتی و غیرانتفاعی، نمونهمردمی، تیزهوشان، تطبیقی، هیئتامنایی، شبانه، شاهد ایثارگران، مدارس قرآنی، مدارس حرفهای، رشد یا تجربی، مدارس هوشمند، استثنائی، بینالمللی، خیریه، ماندگار، ورزشی و مانند آن که برخی بهجز اسم خاص، کارویژهای تعریفشده نیز ندارند، نهتنها موجب حل مشکلات گرهخورده و تودرتوی آموزش و پرورش نشده، بلکه خود به مشکلات موجود، فهرست بلندبالایی افزودهاند.
پس از سالها فعالیت برخی مساجد بدون ضوابط و مقررات و اخذ مجوزهای قانونی لازم تحت عنوان مدارس مسجدمحور در ۱۰ دیماه ۱۴۰۲ [خورشیدی] با اصلاح موادی از قانون تأسیس و اداره مدارس و مراکز آموزشی و پرورشی غیردولتی، موضوع مدارس جدیدی تحت عنوان مدارس مسجدمحور شکل قانونی یافت و طبق این اصلاحیه، شورای راهبردی برنامهریزی و نظارت مرکز شورای عالی آموزش و پرورش غیردولتی مکلف است ظرف سه ماه پس از لازمالاجراشدن این قانون، مصادیق فوق برنامه را تعیین و ابلاغ کند.
تصویب اصلاحیه مذکور در حالی صورت گرفت که همچنان آسیبشناسی تنوع موجود مدارس در ساختار آموزش و پرورش رسمی کشور به فراموشی سپرده شده و با چنین مصوباتی بر تنوع موجود نیز افزوده شده است! بدون آنکه به صورت ساختاری برای رفع و حل مشکلات موجود تدبیری اندیشیده شود.
۱) مدارسی مانند مدرسه علوی، مدرسه نیکان، مدرسه مفید و مدرسه صالح ازجمله مدارس دینی هستند که در سالهای پیش یا پس از انقلاب فعالیت میکنند. اضافهشدن عنوان مدارسِ مسجدمحور در حالی صورت میگیرد که تصویر روشنی از کارآمدی و ابعاد مختلف فعالیتهای این دسته از مدارس دینی و مذهبی در دسترس نیست و مشخص نیست با وجود فعالیت این مدارس دینی چه نیازی به تأسیس مدارس جدیدی تحت عنوان مدارس مسجدمحور هست! در این شرایط افزودهشدن مدارس مسجدمحور بدون آنکه نیازسنجی ویژهای صورت گرفته باشد و صلاحیت حرفهای و تخصصی ارکان چنین مدارسی تعریف شود و نیز ساختار و قواعد و نظام و چارچوب این مدارس به صورت دقیق تعریف شود، میتواند چه کارکردی برای نظام آموزش و پرورش داشته باشد؟
۲) در برابر مکتبخانهها که بخشی از نظام سنتمحور آموزشی در ایران را تشکیل میدادند، نوع دیگری از مدارس دینی به پرورش طلاب علوم دینی اشتغال دارند. مشخص نیست تعریفی که از مدارس مسجدمحور صورت گرفته به کدامیک از مدارس سنتمحور یعنی مکتبخانهها یا مدارس دینی پرورش طلبه نزدیک است؟ اما آنچه مشخص است، این است که تحولات جاری و عمیق فرهنگی، اجتماعی و توسعهای کشور و نیاز روزافزون کشور به توسعه علمی و فناورانه، اولویت در تجدید ساختار آموزش و پرورش رسمی را آشکار میکند. نتایج امتحانات نهایی سال تحصیلی گذشته که وضعیت هشداربرانگیزی را نمایش میدهد، نشانه کوچکی از پیامد اجرای سیاستهای نسنجیده کنونی است. در این شرایط تأسیس مدارس مسجدمحور با چه توجیه و اهدافی صورت میگیرد؟
۳) بروز برخی رفتارها و هنجارشکنیهای احتمالی در این گونه مدارس، همچون دیگر مدارس دور از ذهن نیست؛ با این تفاوت که در صورت بروز چنین پدیدههایی، بازتاب آن متفاوت و سهمناک خواهد بود؛ مانند آنچه در گیلان روی داد یا موضوع یک قاری قرآن که در افکار عمومی بازتاب زیادی داشت. در این صورت، پیامدهای تأسیس چنین مدارسی در فرهنگ عمومی چه خواهد بود؟ حرمت اماکن دینی و مذهبی به سادگی تحت تأثیر قرار خواهد گرفت.
اتخاذ تصمیمهای کارشناسینشده بر مبنای آرزوها و خواستههای گروهی، سیاسی یا جناحی بر سیاهه بلندبالای مسائل آموزش و پرورش بار بیشتری تحمیل میکند و کشور را بیش از گذشته درگیر مسائل پیچیده تازهای خواهد کرد.
🔴 منبع:
روزنامه شرق، شماره ۱۶ بهمن ۱۴۰۲ خورشیدی
@IranDel_Channel
💢
Telegram
ایراندل | IranDel
همه عالم تن است و ایران دل ❤️
این کانال دغدغهاش، ایران است و گردانندۀ آن، یک شهروند ایرانی آذربایجانی
[ بازنشر یک یادداشت، توییت، ویدئو و یا یک صوت به معنی تأیید کل محتوا و تمام مواضع صاحب آن محتوا نیست و هدف صرفاً بازتاب دادن یک نگاه و اندیشه است.]
این کانال دغدغهاش، ایران است و گردانندۀ آن، یک شهروند ایرانی آذربایجانی
[ بازنشر یک یادداشت، توییت، ویدئو و یا یک صوت به معنی تأیید کل محتوا و تمام مواضع صاحب آن محتوا نیست و هدف صرفاً بازتاب دادن یک نگاه و اندیشه است.]
👍11
Telegram
attach 📎
🎥 ویدئوی پیوست:
برشی از مصاحبهی آقای کریم سنجابی، دبیر کل وقت جبهه ملی و اعلام حمایت این جبهه از آیتالله روحالله خمینی
🔴 گفتگویی تاریخی از کریم سنجابی (رهبر وقتِ جبهه ملی، وزیر امور خارجه دولت موقت بازرگان) در مصاحبه با BBC فارسی:
«ما با نظریات آیتالله خمینی که در واقع منعکسکننده آمال و آرزوهای ملت ایران است، کاملاً موافق هستیم. من به عنوان نمایندهی یک جبهه از ملت ایران کمال تأثر و تالم را دارم که قدر این شخص بزرگوار را آن طور که باید و شاید نشناختند و گوش به حرفهای او ندادند و وضعیت به اینجا رسیده است.
البته من پیش خودم این طور تعبیر میکنم که در یک ملتی که قریب به ۹۸ درصد آن مسلمان است اگر بر طبق اصول دموکراسی و با رأی آزاد مردم ایران، مبعوثان واقعی ملت انتخاب شوند و یک نظام و حکومتی را برقرار کنند، میشود آن را حکومت اسلامی نامید که با آن چه که آیتالله خمینی میگوید شاید تفاوت زیادی نداشته باشد.»
کریم سنجابی که دبیرکل جبهه ملی ایران بود در آبان ۱۳۵۷ خورشیدی به پاریس رفت و با همراهی ابوالحسن بنیصدر و احمد سلامتیان در پاریس به دیدار آیتالله خمینی رفت. وی بیانیهای سه مادهای به آیتالله خمینی پیشنهاد داد که مورد موافقت آیتالله قرار گرفت. این بیانیه ۳ مادهای پایان رژیم سلطنتی، مراجعه به آراء مردم و لزوم برقراری دموکراسی بر اساس موازین اسلام و استقلال را اعلام کرد.
جبهه ملی با امضای این بیانیه، شعار معروف و همیشگی خود «شاه باید سلطنت کند نه حکومت» را کنار گذاشت. در دی ماه ۵۷ جبهه ملی شاپور بختیار را به دلیل پذیرش پست نخستوزیری به اتفاق آرا از این جبهه اخراج کرد.
کریم سنجابی، دکترای حقوق که در دورهی نخستوزیری محمد مصدق مدتی وزیر فرهنگ بود، بعد از انقلاب در دولت موقت مهدی بازرگان به مدت ۵۵ روز وزیر امور خارجه شد. در ۲۵ خرداد ۱۳۶۰ خورشیدی و به دنبال اعتراض جبهه ملی به لایحه قصاص، آیتالله روحالله خمینی حکم ارتداد جبهه ملی را صادر کرد.
پس از اعلام ارتداد جبهه ملی توسط آیتالله خمینی و دستگیری اعضای جبهه ملی، کریم سنجابی به مدت ۱۴ ماه مخفی بود و سرانجام از راه استان کُردستان به ترکیه و از آنجا به پاریس و سپس به ایالات متحده آمریکا رفت.
کریم سنجابی در کتاب خاطرات خود به نام امیدها و ناامیدیها در این مورد چنین میگوید: «... چند روز بعد از ۲۵ خرداد ۶۰ ما خانههای خود را ترک کردیم و در حال اختفای مطلق افتادیم و در حال اختفا بود که آقای علی اردلان، ورجاوند، مسعود حجازی و عده زیادی از فعالان ما را گرفتند و توقیف کردند و یکی از آنها، یکی از بازاریهای فداکار و رفیق ما بنام کریم دستمالچی را هم اعدام کردند. شنیدیم به خانه ما ریخته اثاثه آن را غارت کرده و خانه را در تصرف گرفتهاند …» «... من و همسرم پس از ۱۴ ماه اختفای همیشه آمیخته با وحشت و نگرانی تن به بار گران فرار و هجرت از وطن دادیم و روزچهارشنبه ششم مرداد ۱۳۶۱ با اتوبوس کوچکی که دوستان ما فراهم کرده بودند… با چشمانی اشکبار عزیزان خود را پشت سر گذاشتیم …»
کریم سنجابی در تیرماه ۱۳۷۴ خورشیدی در سن ۹۰ سالگی در ایالت ایلینوی آمریکا درگذشت.
🔴 پینوشت:
ویدئو و توضیحات آن، اقتباس از کانال شخصی نجات بهرامیست.
@IranDel_Channel
💢
🎥 ویدئوی پیوست:
برشی از مصاحبهی آقای کریم سنجابی، دبیر کل وقت جبهه ملی و اعلام حمایت این جبهه از آیتالله روحالله خمینی
🔴 گفتگویی تاریخی از کریم سنجابی (رهبر وقتِ جبهه ملی، وزیر امور خارجه دولت موقت بازرگان) در مصاحبه با BBC فارسی:
«ما با نظریات آیتالله خمینی که در واقع منعکسکننده آمال و آرزوهای ملت ایران است، کاملاً موافق هستیم. من به عنوان نمایندهی یک جبهه از ملت ایران کمال تأثر و تالم را دارم که قدر این شخص بزرگوار را آن طور که باید و شاید نشناختند و گوش به حرفهای او ندادند و وضعیت به اینجا رسیده است.
البته من پیش خودم این طور تعبیر میکنم که در یک ملتی که قریب به ۹۸ درصد آن مسلمان است اگر بر طبق اصول دموکراسی و با رأی آزاد مردم ایران، مبعوثان واقعی ملت انتخاب شوند و یک نظام و حکومتی را برقرار کنند، میشود آن را حکومت اسلامی نامید که با آن چه که آیتالله خمینی میگوید شاید تفاوت زیادی نداشته باشد.»
کریم سنجابی که دبیرکل جبهه ملی ایران بود در آبان ۱۳۵۷ خورشیدی به پاریس رفت و با همراهی ابوالحسن بنیصدر و احمد سلامتیان در پاریس به دیدار آیتالله خمینی رفت. وی بیانیهای سه مادهای به آیتالله خمینی پیشنهاد داد که مورد موافقت آیتالله قرار گرفت. این بیانیه ۳ مادهای پایان رژیم سلطنتی، مراجعه به آراء مردم و لزوم برقراری دموکراسی بر اساس موازین اسلام و استقلال را اعلام کرد.
جبهه ملی با امضای این بیانیه، شعار معروف و همیشگی خود «شاه باید سلطنت کند نه حکومت» را کنار گذاشت. در دی ماه ۵۷ جبهه ملی شاپور بختیار را به دلیل پذیرش پست نخستوزیری به اتفاق آرا از این جبهه اخراج کرد.
کریم سنجابی، دکترای حقوق که در دورهی نخستوزیری محمد مصدق مدتی وزیر فرهنگ بود، بعد از انقلاب در دولت موقت مهدی بازرگان به مدت ۵۵ روز وزیر امور خارجه شد. در ۲۵ خرداد ۱۳۶۰ خورشیدی و به دنبال اعتراض جبهه ملی به لایحه قصاص، آیتالله روحالله خمینی حکم ارتداد جبهه ملی را صادر کرد.
پس از اعلام ارتداد جبهه ملی توسط آیتالله خمینی و دستگیری اعضای جبهه ملی، کریم سنجابی به مدت ۱۴ ماه مخفی بود و سرانجام از راه استان کُردستان به ترکیه و از آنجا به پاریس و سپس به ایالات متحده آمریکا رفت.
کریم سنجابی در کتاب خاطرات خود به نام امیدها و ناامیدیها در این مورد چنین میگوید: «... چند روز بعد از ۲۵ خرداد ۶۰ ما خانههای خود را ترک کردیم و در حال اختفای مطلق افتادیم و در حال اختفا بود که آقای علی اردلان، ورجاوند، مسعود حجازی و عده زیادی از فعالان ما را گرفتند و توقیف کردند و یکی از آنها، یکی از بازاریهای فداکار و رفیق ما بنام کریم دستمالچی را هم اعدام کردند. شنیدیم به خانه ما ریخته اثاثه آن را غارت کرده و خانه را در تصرف گرفتهاند …» «... من و همسرم پس از ۱۴ ماه اختفای همیشه آمیخته با وحشت و نگرانی تن به بار گران فرار و هجرت از وطن دادیم و روزچهارشنبه ششم مرداد ۱۳۶۱ با اتوبوس کوچکی که دوستان ما فراهم کرده بودند… با چشمانی اشکبار عزیزان خود را پشت سر گذاشتیم …»
کریم سنجابی در تیرماه ۱۳۷۴ خورشیدی در سن ۹۰ سالگی در ایالت ایلینوی آمریکا درگذشت.
🔴 پینوشت:
ویدئو و توضیحات آن، اقتباس از کانال شخصی نجات بهرامیست.
@IranDel_Channel
💢
👍8👎3
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎥 مُستند انقلاب ۵۷ - سری ۱، قسمت ۵
(قسمتِ آخر سری یکم)
🔴 ساخته شده در تلویزیون منوتو
🔴 انتشار یک #مستند به معنی تأییدِ محتوای آن نیست و صرفاً بازتابدهندهی دیدگاهِ سازندهی آن مُستند است.
🎥 این مستند را میتوانید از طریق یوتیوب هم تماشا کنید.
@IranDel_Channel
💢
(قسمتِ آخر سری یکم)
🔴 ساخته شده در تلویزیون منوتو
🔴 انتشار یک #مستند به معنی تأییدِ محتوای آن نیست و صرفاً بازتابدهندهی دیدگاهِ سازندهی آن مُستند است.
🎥 این مستند را میتوانید از طریق یوتیوب هم تماشا کنید.
@IranDel_Channel
💢
👍5👎2
🔴 اسرائیل تثبیت میشود.
✍️ یدالله کریمیپور، دکترای جغرافیای سیاسی
امروزه روز، اسرائیل (اشغالگر) در شومترین شرایط ۷۶ ساله از هنگامِ تکوین خود به سر میبرد. افزون بر نبرد سخت در غزه و دلمشغولی بیمناک در جبهههای شمالی(حزبالله لبنان)، حوثی.ها در دریای سرخ، تتمهی جبهه مقاومت در عراق و سوریه و نیز کرانه باختری، جمهوری اسلامی ایران نیز همچنان پیگیر مبارزه با این دولت تا محو شدن (نابودی) آن است. در عین حال، برای نخستین بار است که در ترازوی افکار و احساسات عمومی جهانیان، دفاع از فلسطینیها نسبت به مردم و دولت اسرائیل سنگینتر شده است. مضاف بر این که بسیاری ملت - دولتهای جدید به هواخواهی فلسطین برخاستهاند. ولی با همه اینها، به اغلب احتمال، اسرائیل هم چنان پابرجا خواهد ماند؛ سهل است که بیشینه، تا سال ۲۰۲۶ [میلادی] موجودیت این دولت در جغرافیای سیاسی تثبیت شده و مواضع ضد موجودیت این دولت به حاشیه خواهد رفت. چرا و به چه دلیل؟!
۱- فلسطین مستقل
با وجود آن که مبادی مادی برای تشکیل کشور مستقل فلسطینی اندک است، ولی بعید است که طی بیشینه ۳ سال آینده کشور فلسطین بر نقشه جغرافیای سیاسی دیده نشود. حتی به اغلب احتمال به محض پایان یافتن جنگ غزه قدرتهای بزرگی مانند بریتانیا، ژاپن و ایتالیا دولت مستقل فلسطینی را به رسمیت خواهند شناخت. ایالات متحده نیز نه تنها با استقلال فلسطین مخالف نخواهد بود، که تلآویو را در این جهت تا پذیرش آن تحت فشار قرار خواهد داد. به گمانم، استارت ظهور چنین کشوری با سقوط نتانیاهو و دولتش تندتر خواهد شد. در چنین صورتی، تندروهای فلسطینی، در قالب اقلیتی محض به حاشیه رانده خواهند شد.
۲- تداومِ صلح ابراهیم
با پایان جنگ غزه و تعبیه رسمی نخستین خشت زیربنایی فلسطین مستقل، عادیسازی مناسبات عربستان - اسرائیل کلید خواهد خورد. در این صورت عربستان، چندین کشور عربی - مسلمان را با خود همراه خواهد داشت.
۳- افت استراتژيک محور مقاومت
به اغلب احتمال با تکوین کشور فلسطین، محور مقاومت در سه فضای بینالمللی (ملل متحد، شورای امنیت، اتحادیههای بزرگ منطقهای و...)، منطقهای (هسته جهان اسلام و خاورمیانه) و درونی (مردم فلسطین) دچار افت فاحش شده و بلکه رو به افول خواهد نمود.
۴- گستره فضای توسعه
به گمانم با تشکیل کشور فلسطینی و جا افتادن صلح ابراهیم، طی بیشینه ۳ تا ۴ سال آتی، دغدغه و تمرکز همه ۱۶ کشور تشکیلدهندهی خاورمیانه توسعه سریع همهجانبه خواهد شد. در همین جهت سیاستگذاری، طرح و برنامههای منطقهای در برگیرنده ۵ محور بنیادین زیر است که همگی آنها مستلزم افزایش همکاری و پیوستگی تو در توی همه واحدهای سیاسی، از جمله اسرائیل است:
- فعال سازی کریدورهای متعدد خاوری - باختری، شمالی - جنوبی در قالب گسترش شبکههای لولهای، ریلی و هوایی؛
- خیز ملتهای منطقه برای افزایش مبادلات بازرگانی فیمابین؛
- همراهی، همکاری و هماهنگی سیستماتیک تبادلات اطلاعاتی و پردازش؛
- تکوین و اوجگیری گردشگری بین منطقهای و دستیابی به رکوردهای جهانی در این زمینه؛
- و در آینده دورتر تأسیس محتمل اتحادیهی فراگیر و همه جانبه منطقهای، بسانِ آسهآن.
به گمانم تکوین چنین چشم اندازی تا بیشینه یک دهه دیگر شدنی است. در این میان فروکش کردن موانع توسعه، که در وهله نخست، مستلزم فراگیری صلح منطقهای است، از سوی جامعه جهانی، بازیگران منطقهای و حتی ملتهای منطقه در تمرکز استراتژی ملی خواهند بود. البته که وقوع این تحولات بزرگ و درحال اجرایی شدن، بدون فرض شراکت فعال - رسمی اسرائیل و تکوین کشور فلسطین کمتر محتمل مینماید.
🔴 پینوشت:
بازنشر یک یادداشت به معنای تأیید کل محتوای و تأیید تمام مواضعِ نویسندهی یادداشت نیست.
@IranDel_Channel
💢
🔴 اسرائیل تثبیت میشود.
✍️ یدالله کریمیپور، دکترای جغرافیای سیاسی
امروزه روز، اسرائیل (اشغالگر) در شومترین شرایط ۷۶ ساله از هنگامِ تکوین خود به سر میبرد. افزون بر نبرد سخت در غزه و دلمشغولی بیمناک در جبهههای شمالی(حزبالله لبنان)، حوثی.ها در دریای سرخ، تتمهی جبهه مقاومت در عراق و سوریه و نیز کرانه باختری، جمهوری اسلامی ایران نیز همچنان پیگیر مبارزه با این دولت تا محو شدن (نابودی) آن است. در عین حال، برای نخستین بار است که در ترازوی افکار و احساسات عمومی جهانیان، دفاع از فلسطینیها نسبت به مردم و دولت اسرائیل سنگینتر شده است. مضاف بر این که بسیاری ملت - دولتهای جدید به هواخواهی فلسطین برخاستهاند. ولی با همه اینها، به اغلب احتمال، اسرائیل هم چنان پابرجا خواهد ماند؛ سهل است که بیشینه، تا سال ۲۰۲۶ [میلادی] موجودیت این دولت در جغرافیای سیاسی تثبیت شده و مواضع ضد موجودیت این دولت به حاشیه خواهد رفت. چرا و به چه دلیل؟!
۱- فلسطین مستقل
با وجود آن که مبادی مادی برای تشکیل کشور مستقل فلسطینی اندک است، ولی بعید است که طی بیشینه ۳ سال آینده کشور فلسطین بر نقشه جغرافیای سیاسی دیده نشود. حتی به اغلب احتمال به محض پایان یافتن جنگ غزه قدرتهای بزرگی مانند بریتانیا، ژاپن و ایتالیا دولت مستقل فلسطینی را به رسمیت خواهند شناخت. ایالات متحده نیز نه تنها با استقلال فلسطین مخالف نخواهد بود، که تلآویو را در این جهت تا پذیرش آن تحت فشار قرار خواهد داد. به گمانم، استارت ظهور چنین کشوری با سقوط نتانیاهو و دولتش تندتر خواهد شد. در چنین صورتی، تندروهای فلسطینی، در قالب اقلیتی محض به حاشیه رانده خواهند شد.
۲- تداومِ صلح ابراهیم
با پایان جنگ غزه و تعبیه رسمی نخستین خشت زیربنایی فلسطین مستقل، عادیسازی مناسبات عربستان - اسرائیل کلید خواهد خورد. در این صورت عربستان، چندین کشور عربی - مسلمان را با خود همراه خواهد داشت.
۳- افت استراتژيک محور مقاومت
به اغلب احتمال با تکوین کشور فلسطین، محور مقاومت در سه فضای بینالمللی (ملل متحد، شورای امنیت، اتحادیههای بزرگ منطقهای و...)، منطقهای (هسته جهان اسلام و خاورمیانه) و درونی (مردم فلسطین) دچار افت فاحش شده و بلکه رو به افول خواهد نمود.
۴- گستره فضای توسعه
به گمانم با تشکیل کشور فلسطینی و جا افتادن صلح ابراهیم، طی بیشینه ۳ تا ۴ سال آتی، دغدغه و تمرکز همه ۱۶ کشور تشکیلدهندهی خاورمیانه توسعه سریع همهجانبه خواهد شد. در همین جهت سیاستگذاری، طرح و برنامههای منطقهای در برگیرنده ۵ محور بنیادین زیر است که همگی آنها مستلزم افزایش همکاری و پیوستگی تو در توی همه واحدهای سیاسی، از جمله اسرائیل است:
- فعال سازی کریدورهای متعدد خاوری - باختری، شمالی - جنوبی در قالب گسترش شبکههای لولهای، ریلی و هوایی؛
- خیز ملتهای منطقه برای افزایش مبادلات بازرگانی فیمابین؛
- همراهی، همکاری و هماهنگی سیستماتیک تبادلات اطلاعاتی و پردازش؛
- تکوین و اوجگیری گردشگری بین منطقهای و دستیابی به رکوردهای جهانی در این زمینه؛
- و در آینده دورتر تأسیس محتمل اتحادیهی فراگیر و همه جانبه منطقهای، بسانِ آسهآن.
به گمانم تکوین چنین چشم اندازی تا بیشینه یک دهه دیگر شدنی است. در این میان فروکش کردن موانع توسعه، که در وهله نخست، مستلزم فراگیری صلح منطقهای است، از سوی جامعه جهانی، بازیگران منطقهای و حتی ملتهای منطقه در تمرکز استراتژی ملی خواهند بود. البته که وقوع این تحولات بزرگ و درحال اجرایی شدن، بدون فرض شراکت فعال - رسمی اسرائیل و تکوین کشور فلسطین کمتر محتمل مینماید.
🔴 پینوشت:
بازنشر یک یادداشت به معنای تأیید کل محتوای و تأیید تمام مواضعِ نویسندهی یادداشت نیست.
@IranDel_Channel
💢
👍11👎2
🔴 داستان انقلاب
✍️ رشتهتوییتی از آرش رئیسینژاد، دکترای روابط بینالملل
انقلاب به تغییر ناگهانی سیستم با حضورِ معمولاً خشونتآمیزِ مردم اشاره دارد. اگر انقلاب سیاسی تنها ساختار سیاسی را عوض میکند، انقلاب اجتماعی به دگرگونی ژرف در ساختار جامعه میانجامد. نارضایتی همیشه بوده، اما انقلاب پدیدهای نادر است. کدام عامل در برآمدنش نقش دارد؟
یکم) انقلاب در خلاء شکل نمیگیرد، بلکه در محیطی برخاسته از باز و بسته شدن فرصتها و محدودیتهای سیاسی ایجاد میشود. فرصتهای ساختاری از قدرتِ سیستم میکاهد و یا بر منابع و توانِ بسیجِ مخالفین، میافزاید. ناراضیان، مترصد برآمدن این فرصتها هستند تا موازنهی قوا را در جامعه برهمزنند.
دوم) انقلاب معمولاً در جوامعی رخ میدهد که پس از دورانی از رشدِ اقتصادی، حسِّ تبعیض شکل بگیرد. نابرابری و عدم رشدِ اقتصادی مهم هستند، ولی باید از سوی ناراضیان همچو تبعیض علیه جامعه بازنمایانده شود. این تبعیض میتواند با انفجارِ جمعیتی، دوچندان شود. انقلاب در فقیرترین کشور رخ نمیدهد!
سوم) نارضایتی بدونِ شبکهی بسیجگر به جنبشِ انقلابی تبدیل نمیشود؛ برخلاف گذشته که شبکههای رسمیتر (حزب، سندیکا، گروه زیرزمینی، مسجد) در بسیج مردم نقش داشتند، اکنون این شبکهها سه ویژگی اصلی دارند: غیررسمی هستند، پیش از جنبش در دسترس بودند، و بر شیوهی زندگی مردم، بسیار تأثیرگذارند.
چهارم) شبکههای_اجتماعی بیش از پیش بسیجگر شدهاند. شبکهها فضای تولیدِ معنا و آلترناتیو هستند و ناراضیان در این فضاها ارزشهای ایدئولوژیکِ سیستمِ را به چالش میکشند. این شبکهها فضاهای پراکنده را بهم پیوند داده و در سر بزنگاه، حضور در فضا (space) به اشغالِ مکان (place) میانجامد.
پنجم) تداومِ بحرانِ سیاسی و اقتصادی به بحرانِ ارگانیک میانجامد؛ بحرانی که به از جا کَندگی (dislocation) ایدئولوژیِ حاکم اشاره دارد. زمانی که ایدئولوژی نتواند رخدادهای شوکهکننده را در خود ادغام کند، از سیاستمدارانِ مستقر، سلب مشروعیت شده و زمینهی برآمدنِ گفتمانِ نوینی فراهم میشود.
ششم) رهبری جنبش در یک شخص، جلوه مینماید. حتی اگر گروهی منسجم نیز شکل بگیرد، یکنفر، چهره میگردد. علیرغم تحول در مفهومِ جنبشِ اجتماعی و تأکید بر بیرهبربودن آن، فقدانِ رهبری باعث میشود که جنبش تنها در حدِّ اعتراضات بیثمر باقی بماند. کاریزما (فرهمندی) هنوز میتواند بر ذهن ناراضیان اثر نهد!
هفتم) گفتمانِ نوین شکل میگیرد؛ گفتمانی حول یک دال برتر که «اهداف» ناراضیان و «موانع» برای رسیدن به آن را معرفی کند. تأکید بر موانع، از معرفی اهداف، آسانتر است: تاکتیکی مؤثر در کوتاهمدت ولی مخرب در درازمدت! چون ناراضیان میدانند چه کسی را نمیخواهند اما نمیدانند چه میخواهند!
هشتم) هویت جمعی میان کنشگران، شکل میگیرد؛ هویتی که تعریف خاص از «ما» را برای ناراضیان فراهم کند. این هویت، استراتژیهای جنبش را نشان میدهد و مرز میان جنبش و حکومت را مشخص میکند. هویت جمعی، پیامد پایانی هفت، عاملِ پیشین است و اگر در جنبشی شکل نگرفت، آن جنبش شکست خواهد خورد، بیتردید!
سرانجام اینکه، تحلیلِ پدیدهی انقلاب وابسته به درکِ تمایز این دو پرسش است: «انقلابها میآیند» یا «انقلابها ساخته میشوند»؟ نقشِ فرصتهای ساختاری در روایتِ اول و نقشِ کنشهای معترضین در روایتِ دوم، پررنگ است. در هر صورت، انقلاب در طولِ تاریخ «یکشبه و دورهمی» با «کف و سوت» شکل نگرفته [است]!
بیش از پنج سال پیش، مقالهای با عنوان «انقلاب و جنبشهای اجتماعی: خوانشی نوین» در مجلهی علمی - پژوهشی رهیافتهای سیاسی و بینالمللی چاپ کردم. نوشتهای که چهارچوبی نوین از عواملِ تبدیلِ نارضایتی جمعی به جنبشهای اجتماعی و تحول آنان به انقلاب را ارائه کرد.
#توییت_خوانی
@IranDel_Channel
💢
🔴 داستان انقلاب
✍️ رشتهتوییتی از آرش رئیسینژاد، دکترای روابط بینالملل
انقلاب به تغییر ناگهانی سیستم با حضورِ معمولاً خشونتآمیزِ مردم اشاره دارد. اگر انقلاب سیاسی تنها ساختار سیاسی را عوض میکند، انقلاب اجتماعی به دگرگونی ژرف در ساختار جامعه میانجامد. نارضایتی همیشه بوده، اما انقلاب پدیدهای نادر است. کدام عامل در برآمدنش نقش دارد؟
یکم) انقلاب در خلاء شکل نمیگیرد، بلکه در محیطی برخاسته از باز و بسته شدن فرصتها و محدودیتهای سیاسی ایجاد میشود. فرصتهای ساختاری از قدرتِ سیستم میکاهد و یا بر منابع و توانِ بسیجِ مخالفین، میافزاید. ناراضیان، مترصد برآمدن این فرصتها هستند تا موازنهی قوا را در جامعه برهمزنند.
دوم) انقلاب معمولاً در جوامعی رخ میدهد که پس از دورانی از رشدِ اقتصادی، حسِّ تبعیض شکل بگیرد. نابرابری و عدم رشدِ اقتصادی مهم هستند، ولی باید از سوی ناراضیان همچو تبعیض علیه جامعه بازنمایانده شود. این تبعیض میتواند با انفجارِ جمعیتی، دوچندان شود. انقلاب در فقیرترین کشور رخ نمیدهد!
سوم) نارضایتی بدونِ شبکهی بسیجگر به جنبشِ انقلابی تبدیل نمیشود؛ برخلاف گذشته که شبکههای رسمیتر (حزب، سندیکا، گروه زیرزمینی، مسجد) در بسیج مردم نقش داشتند، اکنون این شبکهها سه ویژگی اصلی دارند: غیررسمی هستند، پیش از جنبش در دسترس بودند، و بر شیوهی زندگی مردم، بسیار تأثیرگذارند.
چهارم) شبکههای_اجتماعی بیش از پیش بسیجگر شدهاند. شبکهها فضای تولیدِ معنا و آلترناتیو هستند و ناراضیان در این فضاها ارزشهای ایدئولوژیکِ سیستمِ را به چالش میکشند. این شبکهها فضاهای پراکنده را بهم پیوند داده و در سر بزنگاه، حضور در فضا (space) به اشغالِ مکان (place) میانجامد.
پنجم) تداومِ بحرانِ سیاسی و اقتصادی به بحرانِ ارگانیک میانجامد؛ بحرانی که به از جا کَندگی (dislocation) ایدئولوژیِ حاکم اشاره دارد. زمانی که ایدئولوژی نتواند رخدادهای شوکهکننده را در خود ادغام کند، از سیاستمدارانِ مستقر، سلب مشروعیت شده و زمینهی برآمدنِ گفتمانِ نوینی فراهم میشود.
ششم) رهبری جنبش در یک شخص، جلوه مینماید. حتی اگر گروهی منسجم نیز شکل بگیرد، یکنفر، چهره میگردد. علیرغم تحول در مفهومِ جنبشِ اجتماعی و تأکید بر بیرهبربودن آن، فقدانِ رهبری باعث میشود که جنبش تنها در حدِّ اعتراضات بیثمر باقی بماند. کاریزما (فرهمندی) هنوز میتواند بر ذهن ناراضیان اثر نهد!
هفتم) گفتمانِ نوین شکل میگیرد؛ گفتمانی حول یک دال برتر که «اهداف» ناراضیان و «موانع» برای رسیدن به آن را معرفی کند. تأکید بر موانع، از معرفی اهداف، آسانتر است: تاکتیکی مؤثر در کوتاهمدت ولی مخرب در درازمدت! چون ناراضیان میدانند چه کسی را نمیخواهند اما نمیدانند چه میخواهند!
هشتم) هویت جمعی میان کنشگران، شکل میگیرد؛ هویتی که تعریف خاص از «ما» را برای ناراضیان فراهم کند. این هویت، استراتژیهای جنبش را نشان میدهد و مرز میان جنبش و حکومت را مشخص میکند. هویت جمعی، پیامد پایانی هفت، عاملِ پیشین است و اگر در جنبشی شکل نگرفت، آن جنبش شکست خواهد خورد، بیتردید!
سرانجام اینکه، تحلیلِ پدیدهی انقلاب وابسته به درکِ تمایز این دو پرسش است: «انقلابها میآیند» یا «انقلابها ساخته میشوند»؟ نقشِ فرصتهای ساختاری در روایتِ اول و نقشِ کنشهای معترضین در روایتِ دوم، پررنگ است. در هر صورت، انقلاب در طولِ تاریخ «یکشبه و دورهمی» با «کف و سوت» شکل نگرفته [است]!
بیش از پنج سال پیش، مقالهای با عنوان «انقلاب و جنبشهای اجتماعی: خوانشی نوین» در مجلهی علمی - پژوهشی رهیافتهای سیاسی و بینالمللی چاپ کردم. نوشتهای که چهارچوبی نوین از عواملِ تبدیلِ نارضایتی جمعی به جنبشهای اجتماعی و تحول آنان به انقلاب را ارائه کرد.
#توییت_خوانی
@IranDel_Channel
💢
👍6👎3
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎥 مناظره با موضوعِ "دولت و اقتصاد سیاسی بینالملل
🔴 مناظره در برنامه شیوه شبکه چهار سیما در تاریخ ۱۳ بهمن ۱۴۰۲ خورشیدی
مناظرهکنندگان:
سید مسعود موسوی شفایی، دکترای روابط بینالملل و عضو هیئت علمی دانشگاه تربیت مدرس
مجید شاکری، پژوهشگر اقتصادی
مجری برنامه: عطاالله بیگدلی
🔴 مناظره را میتوانید از طریق یوتیوب هم تماشا کنید.
@IranDel_Channel
💢
🔴 مناظره در برنامه شیوه شبکه چهار سیما در تاریخ ۱۳ بهمن ۱۴۰۲ خورشیدی
مناظرهکنندگان:
سید مسعود موسوی شفایی، دکترای روابط بینالملل و عضو هیئت علمی دانشگاه تربیت مدرس
مجید شاکری، پژوهشگر اقتصادی
مجری برنامه: عطاالله بیگدلی
🔴 مناظره را میتوانید از طریق یوتیوب هم تماشا کنید.
@IranDel_Channel
💢
👍4👎1
🔴 اعتراض به نامِ "جمهوری آذربایجان" توسط جنگلیها
تصویر فوق بخشی از سرمقالهی اعتراضی روزنامهی جنگل، ارگانِ جنگلیها که نامگذاری "جمهوری آذربایجان" توسط مساواتیستهای باکو را حدود هفت ماه جلوتر از موضعگیری دولتِ ایران به پرسش گرفته است. گفتنی آن که در واقع این شماره از روزنامهی جنگل، ویژهنامهای در اعتراض به همین موضوع بوده است. زیرا شش صفحه از روزنامه به یک سر مقالهی طولانی به همین موضوع پرداخته و مطالبِ دو صفحهی دیگر هم در اعتراض به آن نوشته شده است.
🔴 در برشی از روزنامهی جنگل آمده است:
آذربایجان، یک عضو مهم ایران، یک ایالتِ تاریخی، منشاء انقلاب، پیشقدمِ فداکاری، جزء لاینفکِ مملکت، مولد زردشت پارسی، معبد پارسیان سابقه، یکی از قدیمترین ولایاتِ اصلی ایرانِ قدیم، امروز بچه بوجود آورد.
آری بچه!
قفقازیه جنوبی یعنی ولایاتِ جنوبی قفقاز که هر یک از آنها به شهادتِ تاریخ، اسم معینی داشته و دارند؛ همه فارسینژاد، همه ایرانیالاصل غیر از زبانشان که فعلاً تُرکی است، همه چیزشان ایرانی است، امروز اسم آذربایجان را به خود گذاشت. چرا؟ به چه جهت؟
🔴 روزنامهی جنگل، شمارهی ۲۴ تاریخ ۲۳ ربیعالاول ۱۳۳۶ قمری برابر با ۱۶ بهمن ۱۲۹۶ خورشیدی
@IranDel_Channel
💢
🔴 اعتراض به نامِ "جمهوری آذربایجان" توسط جنگلیها
تصویر فوق بخشی از سرمقالهی اعتراضی روزنامهی جنگل، ارگانِ جنگلیها که نامگذاری "جمهوری آذربایجان" توسط مساواتیستهای باکو را حدود هفت ماه جلوتر از موضعگیری دولتِ ایران به پرسش گرفته است. گفتنی آن که در واقع این شماره از روزنامهی جنگل، ویژهنامهای در اعتراض به همین موضوع بوده است. زیرا شش صفحه از روزنامه به یک سر مقالهی طولانی به همین موضوع پرداخته و مطالبِ دو صفحهی دیگر هم در اعتراض به آن نوشته شده است.
🔴 در برشی از روزنامهی جنگل آمده است:
آذربایجان، یک عضو مهم ایران، یک ایالتِ تاریخی، منشاء انقلاب، پیشقدمِ فداکاری، جزء لاینفکِ مملکت، مولد زردشت پارسی، معبد پارسیان سابقه، یکی از قدیمترین ولایاتِ اصلی ایرانِ قدیم، امروز بچه بوجود آورد.
آری بچه!
قفقازیه جنوبی یعنی ولایاتِ جنوبی قفقاز که هر یک از آنها به شهادتِ تاریخ، اسم معینی داشته و دارند؛ همه فارسینژاد، همه ایرانیالاصل غیر از زبانشان که فعلاً تُرکی است، همه چیزشان ایرانی است، امروز اسم آذربایجان را به خود گذاشت. چرا؟ به چه جهت؟
🔴 روزنامهی جنگل، شمارهی ۲۴ تاریخ ۲۳ ربیعالاول ۱۳۳۶ قمری برابر با ۱۶ بهمن ۱۲۹۶ خورشیدی
@IranDel_Channel
💢
👍35👎3
🔴 قطر یک جام، به ما بدهکار است. بگیرید برگردید.
✍️ مالک رضایی
با هر حس و حالی که به فوتبال داشته باشیم، اما مهرِ اول، کی زِ دل بیرون رود؟
اردوی تیم ملی فوتبال ایران بار دیگر در قطر است. فوتبال ایران در میدان قطر و مجموعاً میادینِ عربی، خاطرات تلخ و شیرین زیادی دارد.
۲۶ سال پیش بود که ما برای جواز ورود به جامجهانی [۱۹۹۸ میلادی فرانسه] در پایان یک تورنمنت نفسگیر، فقط به یک مساوی، مقابلِ قطر نیاز داشتیم. اما در اوجِ ناباوری باختیم. قطر به صورتِ کاتالیزور برای عربستان بازی کرد تا عربستان در جامجهانی باشد و ما نباشیم. اکنون نیز با حذف نابهنگامِ کره جنوبی توسط اردن از گردونهی رقابتها، در صددِ عربی کردن تمام عیار فینال جام ملتهای آسیا هستند.
نباید آن باخت پیشین به قطر برای ما تکرار شود. ما در این ایستگاه نهایی و نیمه نهایی، با دو فینال کاملاً عربی سر و کار داریم.
به قدری باختِ پیشین برای ایران، ناباورانه بود که پای تیم به تهران نرسیده، مربی تیم برکنار شد. چنین تصمیماتِ سختی در فوتبال ایران بیسابقه بود. اما اتخاذ شد. مربی تیم برکنار شد و کار به "والدر ویهرای برزیلی" سپرده شد.
او در اولین مصاحبهی خود گفت: "تیم ایران از لحاظ آمادگی جسمانی در شرایط مطلوبی نیست و توان بدنی آن فقط برای ۶۰ دقیقه جواب میدهد. باید کاری کرد."
تیم شکست خورده و باز ماندهی ایران از جامجهانی، وارد تهران شد و سخنش این بود: "در بازی با قطر، بخت با ما یار نبود."
کار به پلیآف با ژاپن کشیده بود و کارگشودن گرهی که به دست ممکن بود، به دندان کشیده بود. مقصد بعدی کوالالامپور بود.
هاوه لانژ، رییس وقت فیفا در مسیر خود به شرق آسیا، توقف کوتاهی در تهران کرد و از جفاها و ناداوریهایی که در میادینِ عربی بر تیم ایران رفته بود، گلایهها شنید. در میان بهت و حیرت همگانی گفت: "شما صعود میکنید. شما شایستهی صعود هستید."
آیا او در وجود تیم ایران چه دیده بود که دیگران ندیده بودند؟
بازی با ژاپن آغاز شد و تیم ایران در نیمهی اول، اولین گل را دریافت کرد. همهی چشمها به علی دایی دوخته شد. گویی او محکوم به جبران این نتیجه بود. در آغازین دقایق نیمهی دوم، این اتفاق افتاد. اما مگر نه اینکه آمادگی جسمانی تیم ایران شصت دقیقهای بود؟ محال بود که بتواند ۱۲۰ دقیقه دوام بیاورد و کار به پنالتی بکشد. تمامی هنرنماییهای عابدزاده در اداره کردن بازی، سودی نبخشید و تیم ایران، گل دوم را هم دریافت کرد. ژاپن هم رفت و ما چشم به استرالیا دوختیم تا با پلیآفی دیگر توان خود را بیازماییم.
اردوی تیم استرالیا با تبختر خاصی در دوبی توقف کرد و "تری ونه بلز" مربی مغرورِ استرالیا گفت: "ما در پایانیترین وقتِ ممکن به تهران وارد میشویم و آب و غذای تیم را هم با خودمان میآوریم."
این سخن، احساسات فوتبالی ایران را بر آشفت و ایران یکصدا فریاد زد: "دلاوران ایران ، او را ادب کنید. تری ونه بلز باید در تهران ادب شود."
آزادی پر شد و جای سوزن انداختن هم در آن نماند. اما نتیجهای که رقم خورد چیزی بیش از یک یک نبود.
تیم ایران، عازم ملبورن [استرالیا] شد تا جواز ورود سی و دومین تیم به جام جهانی [۱۹۹۸ میلادی فرانسه] در آنجا صادر شود. استرالیا از مهلکهی تهران گریخته بود و حال، مغرورتر از قبل بر صندلی میزبانی خود تکیه داده بود.
در حالی که کمتر کسی در ایران قادر بود به تنهایی در منزل بنشیند و بدون هیجان و استرس، بازی را از تلویزیون تماشا کند، تصویر ورزشگاه ملبورن بر روی صفحهی تلویزیون نقش بست و صدای جواد خیابانی که لرزشی آشکار و جانکاه در آن مشهود بود شنیده شد:
"هموطنان عزیز من از ملبورن با شما صحبت میکنم."
همین لرزشِ قابل احترام با غریو جهنمی تماشاگرانِ استرالیایی در هم آمیخت و بازی آغاز شد. بازی آغاز نشد. جنگ آغاز شد. گویی که تمامی استرالیا به جنگ با ایران آمده بود و شیرانِ ایران سر از قفس ملبورن در آورده بودند.
حملاتِ استرالیا از هر سو آغاز شد و صدای کَر کنندهی تماشاگرانِ استرالیایی هم آن را همراهی کرد. اولین توپ رسیده از حملهی سهمگین مهاجم استرالیایی را کاپیتان تیم ایران در یک حرکت فوقالعاده روحیهبخش، با یک دست و آن هم چند انگشت آن، کنترل کرد و با خونسردی در مقابل مهاجمِ رقیب چرخاند که یعنی از سهمگینترین حملات تو کاری ساخته نیست، بیجهت به پیروزی دل مبند.
🔴 دنبالهی یادداشت را در بخشِ "مشاهده فوری" بخوانید:
👇👇
@IranDel_Channel
💢
🔴 قطر یک جام، به ما بدهکار است. بگیرید برگردید.
✍️ مالک رضایی
با هر حس و حالی که به فوتبال داشته باشیم، اما مهرِ اول، کی زِ دل بیرون رود؟
اردوی تیم ملی فوتبال ایران بار دیگر در قطر است. فوتبال ایران در میدان قطر و مجموعاً میادینِ عربی، خاطرات تلخ و شیرین زیادی دارد.
۲۶ سال پیش بود که ما برای جواز ورود به جامجهانی [۱۹۹۸ میلادی فرانسه] در پایان یک تورنمنت نفسگیر، فقط به یک مساوی، مقابلِ قطر نیاز داشتیم. اما در اوجِ ناباوری باختیم. قطر به صورتِ کاتالیزور برای عربستان بازی کرد تا عربستان در جامجهانی باشد و ما نباشیم. اکنون نیز با حذف نابهنگامِ کره جنوبی توسط اردن از گردونهی رقابتها، در صددِ عربی کردن تمام عیار فینال جام ملتهای آسیا هستند.
نباید آن باخت پیشین به قطر برای ما تکرار شود. ما در این ایستگاه نهایی و نیمه نهایی، با دو فینال کاملاً عربی سر و کار داریم.
به قدری باختِ پیشین برای ایران، ناباورانه بود که پای تیم به تهران نرسیده، مربی تیم برکنار شد. چنین تصمیماتِ سختی در فوتبال ایران بیسابقه بود. اما اتخاذ شد. مربی تیم برکنار شد و کار به "والدر ویهرای برزیلی" سپرده شد.
او در اولین مصاحبهی خود گفت: "تیم ایران از لحاظ آمادگی جسمانی در شرایط مطلوبی نیست و توان بدنی آن فقط برای ۶۰ دقیقه جواب میدهد. باید کاری کرد."
تیم شکست خورده و باز ماندهی ایران از جامجهانی، وارد تهران شد و سخنش این بود: "در بازی با قطر، بخت با ما یار نبود."
کار به پلیآف با ژاپن کشیده بود و کارگشودن گرهی که به دست ممکن بود، به دندان کشیده بود. مقصد بعدی کوالالامپور بود.
هاوه لانژ، رییس وقت فیفا در مسیر خود به شرق آسیا، توقف کوتاهی در تهران کرد و از جفاها و ناداوریهایی که در میادینِ عربی بر تیم ایران رفته بود، گلایهها شنید. در میان بهت و حیرت همگانی گفت: "شما صعود میکنید. شما شایستهی صعود هستید."
آیا او در وجود تیم ایران چه دیده بود که دیگران ندیده بودند؟
بازی با ژاپن آغاز شد و تیم ایران در نیمهی اول، اولین گل را دریافت کرد. همهی چشمها به علی دایی دوخته شد. گویی او محکوم به جبران این نتیجه بود. در آغازین دقایق نیمهی دوم، این اتفاق افتاد. اما مگر نه اینکه آمادگی جسمانی تیم ایران شصت دقیقهای بود؟ محال بود که بتواند ۱۲۰ دقیقه دوام بیاورد و کار به پنالتی بکشد. تمامی هنرنماییهای عابدزاده در اداره کردن بازی، سودی نبخشید و تیم ایران، گل دوم را هم دریافت کرد. ژاپن هم رفت و ما چشم به استرالیا دوختیم تا با پلیآفی دیگر توان خود را بیازماییم.
اردوی تیم استرالیا با تبختر خاصی در دوبی توقف کرد و "تری ونه بلز" مربی مغرورِ استرالیا گفت: "ما در پایانیترین وقتِ ممکن به تهران وارد میشویم و آب و غذای تیم را هم با خودمان میآوریم."
این سخن، احساسات فوتبالی ایران را بر آشفت و ایران یکصدا فریاد زد: "دلاوران ایران ، او را ادب کنید. تری ونه بلز باید در تهران ادب شود."
آزادی پر شد و جای سوزن انداختن هم در آن نماند. اما نتیجهای که رقم خورد چیزی بیش از یک یک نبود.
تیم ایران، عازم ملبورن [استرالیا] شد تا جواز ورود سی و دومین تیم به جام جهانی [۱۹۹۸ میلادی فرانسه] در آنجا صادر شود. استرالیا از مهلکهی تهران گریخته بود و حال، مغرورتر از قبل بر صندلی میزبانی خود تکیه داده بود.
در حالی که کمتر کسی در ایران قادر بود به تنهایی در منزل بنشیند و بدون هیجان و استرس، بازی را از تلویزیون تماشا کند، تصویر ورزشگاه ملبورن بر روی صفحهی تلویزیون نقش بست و صدای جواد خیابانی که لرزشی آشکار و جانکاه در آن مشهود بود شنیده شد:
"هموطنان عزیز من از ملبورن با شما صحبت میکنم."
همین لرزشِ قابل احترام با غریو جهنمی تماشاگرانِ استرالیایی در هم آمیخت و بازی آغاز شد. بازی آغاز نشد. جنگ آغاز شد. گویی که تمامی استرالیا به جنگ با ایران آمده بود و شیرانِ ایران سر از قفس ملبورن در آورده بودند.
حملاتِ استرالیا از هر سو آغاز شد و صدای کَر کنندهی تماشاگرانِ استرالیایی هم آن را همراهی کرد. اولین توپ رسیده از حملهی سهمگین مهاجم استرالیایی را کاپیتان تیم ایران در یک حرکت فوقالعاده روحیهبخش، با یک دست و آن هم چند انگشت آن، کنترل کرد و با خونسردی در مقابل مهاجمِ رقیب چرخاند که یعنی از سهمگینترین حملات تو کاری ساخته نیست، بیجهت به پیروزی دل مبند.
🔴 دنبالهی یادداشت را در بخشِ "مشاهده فوری" بخوانید:
👇👇
@IranDel_Channel
💢
Telegraph
ایراندل | IranDel
🔴 قطر یک جام، به ما بدهکار است. بگیرید برگردید. ✍️ مالک رضایی با هر حس و حالی که به فوتبال داشته باشیم، اما مهرِ اول، کی زِ دل بیرون رود؟ اردوی تیم ملی فوتبال ایران بار دیگر در قطر است. فوتبال ایران در میدان قطر و مجموعاً میادینِ عربی، خاطرات تلخ و شیرین…
👍13👎7
ایراندل | IranDel
🎥 زندهیاد امیر غضنفر آذرفر: من افتخار میکنم، قبل از اینکه درجهای داشته باشم، امیری باشم، یک سربازِ ایرانی هستم. @IranDel_Channel 💢
🔴 #توییت_خوانی
✍️ توییتی از سهند ایرانمهر
تیمسار آذریفر، برای وطنش جنگید و برای هموطنش تعظیم کرد و یک شاخص را هیچوقت گم نکرد: ایران!
تیمسار آذریفر باشیم.
@IranDel_Channel
💢
✍️ توییتی از سهند ایرانمهر
تیمسار آذریفر، برای وطنش جنگید و برای هموطنش تعظیم کرد و یک شاخص را هیچوقت گم نکرد: ایران!
تیمسار آذریفر باشیم.
@IranDel_Channel
💢
👍33
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 اشارهی پیروز مجتهدزاده - استاد جغرافیای سیاسی - به پرسش خبرنگار بریتانیایی از محمدرضا شاه پهلوی و پاسخِ ایشان به آن پرسش
خبرنگار بریتانیایی: آیا شما در ایران، دموکراسی دارید؟
🔴 پینوشت:
بازنشرِ یک ویدئو به معنای تأییدِ کل محتوای آن نیست.
@IranDel_Channel
💢
خبرنگار بریتانیایی: آیا شما در ایران، دموکراسی دارید؟
🔴 پینوشت:
بازنشرِ یک ویدئو به معنای تأییدِ کل محتوای آن نیست.
@IranDel_Channel
💢
👍30👎3
🔴 چرا بر مفهوم «ایران» و «ملت ایران» تأکید میکنیم؟
✍️ بابک مینا
زمانهای شده است که تأکید بر مفهومِ ایران و ملت ایران برای بسیاری اگر نگوییم عجیب اما بیاهمیت جلوه میکند. در عوض مفاهیمی مثل دموکراسی، آزادی، حقوق بشر، حقوق اقلیتها و غیره حوزه عمومی را پُر کرده است. وقتی میگوییم «ایران» بنیاد است، عاقل اندر سفیه مینگرند و میگویند آیا نباید آزادی و عدالت و دموکراسی و حقوق بشر بنیاد باشد؟ گویی با دیوار سخن میگوییم و با باد میرقصیم و بر آب مینگاریم. تأکید بر مفهوم «کشور» در علم سیاست از ابتدائیات است و آنچه عجیب است نشناختن این مفهوم پایهای است.
سیاست، امری جمعی است، یعنی بالضروره در «جمع» رخ میدهد و حاصل کنش متقابل افراد است. این جمع را «واحد سیاسی» نام میدهیم. واحدهای سیاسی در تاریخ فرمهای محدودی داشته است: دولتشهر، امپراتوری، خلافت، پادشاهی و دولت - ملت. فرمی که در دوران ما واحدِ سیاستِ مدرن را ساخته است دولت - ملت نام دارد. واحد سیاسی، جمعی است که بر اساس آن مفهوم مصلحتِ عمومی و خیرِ عمومی را میتوان تعریف کرد. مصلحت عمومی ضرورتاً «خاص» است نه عام، یعنی هر واحد سیاسی مصلحت عمومی خود را دارد که لزوماً با مصلحت عمومی واحد دیگر یکی نیست. به این دلیل سیاست اساساً وجهی خاص و نه جهانشمول دارد. وقتی میگوییم دموکراسی غربی لزوماً مدل خوبی برای ما نیست، معنیاش این نیست که دموکراسی نظام بدی است، منظور این است که دموکراسی باید منطبق بر مصالح ملی واحدی سیاسی که «ایران» نام دارد باشد و از دل ملاحظات ملی زاده شود، در غیر این صورت نقشی بر باد خواهد بود و زحمتافزا.
در سیاست به جستجوی جزمهای مطلق جهانشمول نباشید، از قضا سیاست جایِ امرِ خاص است: باید کشف کنیم مصلحت عمومی ایران چیست و برای کشف آن باید بپرسیم «ایران» چیست و چه چیزی خیر آن را تضمین میکند. برای ساختن یک ساختمان باید شناخت دقیقی از زمینی که میخواهید بر روی آن ساختمان را بسازید داشته باشد. ایران، زمین است، بنیاد است، باید بنیاد را بشناسید و بدانید که هر ساختمانی را نمیتوان روی این زمین ساخت. چیزی که مصلحت ایران است شاید مصلحت آمریکا یا کانادا نباشد و برعکس. پرسش از ایران و خیر ایران، بنیادیترین پرسش سیاست است.
@IranDel_Channel
💢
🔴 چرا بر مفهوم «ایران» و «ملت ایران» تأکید میکنیم؟
✍️ بابک مینا
زمانهای شده است که تأکید بر مفهومِ ایران و ملت ایران برای بسیاری اگر نگوییم عجیب اما بیاهمیت جلوه میکند. در عوض مفاهیمی مثل دموکراسی، آزادی، حقوق بشر، حقوق اقلیتها و غیره حوزه عمومی را پُر کرده است. وقتی میگوییم «ایران» بنیاد است، عاقل اندر سفیه مینگرند و میگویند آیا نباید آزادی و عدالت و دموکراسی و حقوق بشر بنیاد باشد؟ گویی با دیوار سخن میگوییم و با باد میرقصیم و بر آب مینگاریم. تأکید بر مفهوم «کشور» در علم سیاست از ابتدائیات است و آنچه عجیب است نشناختن این مفهوم پایهای است.
سیاست، امری جمعی است، یعنی بالضروره در «جمع» رخ میدهد و حاصل کنش متقابل افراد است. این جمع را «واحد سیاسی» نام میدهیم. واحدهای سیاسی در تاریخ فرمهای محدودی داشته است: دولتشهر، امپراتوری، خلافت، پادشاهی و دولت - ملت. فرمی که در دوران ما واحدِ سیاستِ مدرن را ساخته است دولت - ملت نام دارد. واحد سیاسی، جمعی است که بر اساس آن مفهوم مصلحتِ عمومی و خیرِ عمومی را میتوان تعریف کرد. مصلحت عمومی ضرورتاً «خاص» است نه عام، یعنی هر واحد سیاسی مصلحت عمومی خود را دارد که لزوماً با مصلحت عمومی واحد دیگر یکی نیست. به این دلیل سیاست اساساً وجهی خاص و نه جهانشمول دارد. وقتی میگوییم دموکراسی غربی لزوماً مدل خوبی برای ما نیست، معنیاش این نیست که دموکراسی نظام بدی است، منظور این است که دموکراسی باید منطبق بر مصالح ملی واحدی سیاسی که «ایران» نام دارد باشد و از دل ملاحظات ملی زاده شود، در غیر این صورت نقشی بر باد خواهد بود و زحمتافزا.
در سیاست به جستجوی جزمهای مطلق جهانشمول نباشید، از قضا سیاست جایِ امرِ خاص است: باید کشف کنیم مصلحت عمومی ایران چیست و برای کشف آن باید بپرسیم «ایران» چیست و چه چیزی خیر آن را تضمین میکند. برای ساختن یک ساختمان باید شناخت دقیقی از زمینی که میخواهید بر روی آن ساختمان را بسازید داشته باشد. ایران، زمین است، بنیاد است، باید بنیاد را بشناسید و بدانید که هر ساختمانی را نمیتوان روی این زمین ساخت. چیزی که مصلحت ایران است شاید مصلحت آمریکا یا کانادا نباشد و برعکس. پرسش از ایران و خیر ایران، بنیادیترین پرسش سیاست است.
@IranDel_Channel
💢
Telegram
ایراندل | IranDel
همه عالم تن است و ایران دل ❤️
این کانال دغدغهاش، ایران است و گردانندۀ آن، یک شهروند ایرانی آذربایجانی
[ بازنشر یک یادداشت، توییت، ویدئو و یا یک صوت به معنی تأیید کل محتوا و تمام مواضع صاحب آن محتوا نیست و هدف صرفاً بازتاب دادن یک نگاه و اندیشه است.]
این کانال دغدغهاش، ایران است و گردانندۀ آن، یک شهروند ایرانی آذربایجانی
[ بازنشر یک یادداشت، توییت، ویدئو و یا یک صوت به معنی تأیید کل محتوا و تمام مواضع صاحب آن محتوا نیست و هدف صرفاً بازتاب دادن یک نگاه و اندیشه است.]
👍22