ایراندل | IranDel
🔴 دکتر جواد طباطبایی، فیلسوف سیاسی ایران: بحث من بر دفاع از میهن است. اما فاشیسم، ایدئولوژی تجاوز است. بخشی از مقالۀ «جهل جامعهشناسانه» که در مجله سیاستنامه شمارهی هفت، در سال هزار و سیصد و نود و شش خورشیدی منتشر شده است: نظریهای که هیتلر دنبال میکرد،…
🔴 دکتر جواد طباطبایی:
نژاد در شاهنامه به معنای بیولوژیک امروز نیست.
کلمه ایران که بیش از هزار بار فقط در شاهنامه و سایر منابع ما تکرار شده، ناظر بر یک واقعیت بسیار پیچیده است که به سادگی نمیتوان آن را انکار کرد و استعمال آن را در کنار مفهوم قدیمی «نژاد»، نژادپرستانه خواند. دانشگاه ما، دانشگاه ایرانی نیست، زیرا با کلمات خودش که مفاهیمِ خاصِّ ایران است، نمیتواند صحبت کند. یعنی وقتی دانشگاهی ما و غیردانشگاهی ما، کلمهی «نژاد» را به کار میبرد، آن را از شاهنامه، اخذ نکرده و نمیداند آنجا معنایش چیست، بلکه آن را در ترجمهی کلمهی race انگلیسی و سایر زبانهای دیگر به کار برده است، در اینجا «نژاد» به معنای نژادهای بیولوژیک جدید مثل سفید و سیاه و… است، در حالی که استعمال قدیمی نژاد در شاهنامه مطلقاً به معنای بیولوژیک امروز نیست. به همین خاطر است که این ادعا که تعبیر ایرانشهری مضمونی شووینیستی و فاشیستی است، کاملاً خطاست. زیرا کسی که چنین ادعایی میکند، نمیداند این کلمات (مثل نژاد) در فارسی کهن چه معنایی دارند. حداقل ٢٠٠٠ سال است که در ایران، اقوام متفاوت زندگی کردهاند و در میان ایشان هرگز رابطهای که در racism و نژادپرستی جدیدِ اروپایی به وجود آمده، ظاهر نشده است. رستم که بزرگترین پهلوان ملی ما است، از طرف مادر، آریایی نیست و نَسَبش به ضحاک میرسد. بنابراین رستم هم مثل همه ما، آمیختهای است از اقوام مختلف این کشور و اهمیتش در وحدتی است که از سیستانی و نسلِ ضحاک با آریایی ایجاد میکند. اهمیت این پهلوان در این است که در عین آمیختگی از یک اصل مهم، یعنی اصل پهلوانی و اصل خِرد و اصلِ داد، دفاع میکند. کمال تأسف است که با ندانستن، عمر و هزینه دانشجویان را تلف میکنیم.
🔴 منبع:
کانال شاهنامهپژوهان
@IranDel_Channel
💢
🔴 دکتر جواد طباطبایی:
نژاد در شاهنامه به معنای بیولوژیک امروز نیست.
کلمه ایران که بیش از هزار بار فقط در شاهنامه و سایر منابع ما تکرار شده، ناظر بر یک واقعیت بسیار پیچیده است که به سادگی نمیتوان آن را انکار کرد و استعمال آن را در کنار مفهوم قدیمی «نژاد»، نژادپرستانه خواند. دانشگاه ما، دانشگاه ایرانی نیست، زیرا با کلمات خودش که مفاهیمِ خاصِّ ایران است، نمیتواند صحبت کند. یعنی وقتی دانشگاهی ما و غیردانشگاهی ما، کلمهی «نژاد» را به کار میبرد، آن را از شاهنامه، اخذ نکرده و نمیداند آنجا معنایش چیست، بلکه آن را در ترجمهی کلمهی race انگلیسی و سایر زبانهای دیگر به کار برده است، در اینجا «نژاد» به معنای نژادهای بیولوژیک جدید مثل سفید و سیاه و… است، در حالی که استعمال قدیمی نژاد در شاهنامه مطلقاً به معنای بیولوژیک امروز نیست. به همین خاطر است که این ادعا که تعبیر ایرانشهری مضمونی شووینیستی و فاشیستی است، کاملاً خطاست. زیرا کسی که چنین ادعایی میکند، نمیداند این کلمات (مثل نژاد) در فارسی کهن چه معنایی دارند. حداقل ٢٠٠٠ سال است که در ایران، اقوام متفاوت زندگی کردهاند و در میان ایشان هرگز رابطهای که در racism و نژادپرستی جدیدِ اروپایی به وجود آمده، ظاهر نشده است. رستم که بزرگترین پهلوان ملی ما است، از طرف مادر، آریایی نیست و نَسَبش به ضحاک میرسد. بنابراین رستم هم مثل همه ما، آمیختهای است از اقوام مختلف این کشور و اهمیتش در وحدتی است که از سیستانی و نسلِ ضحاک با آریایی ایجاد میکند. اهمیت این پهلوان در این است که در عین آمیختگی از یک اصل مهم، یعنی اصل پهلوانی و اصل خِرد و اصلِ داد، دفاع میکند. کمال تأسف است که با ندانستن، عمر و هزینه دانشجویان را تلف میکنیم.
🔴 منبع:
کانال شاهنامهپژوهان
@IranDel_Channel
💢
Telegram
ایراندل | IranDel
همه عالم تن است و ایران دل ❤️
این کانال دغدغهاش، ایران است و گردانندۀ آن، یک شهروند ایرانی آذربایجانی
[ بازنشر یک یادداشت، توییت، ویدئو و یا یک صوت به معنی تأیید کل محتوا و تمام مواضع صاحب آن محتوا نیست و هدف صرفاً بازتاب دادن یک نگاه و اندیشه است.]
این کانال دغدغهاش، ایران است و گردانندۀ آن، یک شهروند ایرانی آذربایجانی
[ بازنشر یک یادداشت، توییت، ویدئو و یا یک صوت به معنی تأیید کل محتوا و تمام مواضع صاحب آن محتوا نیست و هدف صرفاً بازتاب دادن یک نگاه و اندیشه است.]
👍29
🔴 وحدت در کثرت، سرشتِ تاریخیِ ایرانیّت
✍️ جواد طباطبایی، فیلسوف سیاسی ایران
ایرانیان پیوسته دریافتی بنیادین از «وحدتی» فراگیر داشتهاند و این وحدت را به عنوانِ بخشی اساسی از «کثرتها» در همهی شئون و اطوارِ قومی فهمیدهاند. ایرانیان، یک زبانِ واحد را از میانِ زبانهایی که در دیگر بخشهای کشور به آن زبانها سخن گفته میشد، برگزیده و آن را زبانِ مشترک همه اقوام و زبانِ ملّی قرار دادهاند.
بدیهی است که این تعبیر «برگزیده و...» از بابِ مسامحه است. کسی نمیتواند زبانی را برگزیند. به تعبیری بهتر، شاید بتوان گفت که یک زبان، به طور طبیعی، شالودهی خود را به عنوان زبان ملّی استوار میکند. غزنویان و سلجوقیان در خلأ «فرهنگی» ناسازگار با سرزمینی که بر آن چیره شده بودند،به فرمانروایی ایران رسیدند و اگر بتوان گفت، به طور طبیعی، زبان و ادب فارسی و آداب ایرانی را پذیرفتند. این که این اتفاق در رُم شرقی نیفتاد، از طریقِ این مفهومِ مخالف در تعارض با تحولِّ تاریخی رُم شرقی و دلیلی بر این ویژگی استثنایی پدیدارهای قومی و فرهنگی ایرانیان است.
تداومِ طبیعی زبان فارسی تنها یکی از نمودهای وحدت فراگیر ایرانیان است. همان اقوام ایرانی و غیرایرانی که زبانِ واحدی را به عنوان زبانِ مشترک و ملّی برگزیده بودند، به دریافتی بنیادین از وحدت ملّی نیز رسیده بودند و بدینسان توانستند در عینِ کثرتِ قومی این کثرتها را به وحدتی قومی ارتقاء دهند.
این وحدت در تاریخ ایران، پیوسته مفهومی فراگیر و جاری در همه ساحتهای حیاتِ ایرانیان بوده است. چنان که در همه منابعی که از کهنترین روزگارانِ تاریخ فرهنگی ایرانیان به ما رسیده این مفهوم «وحدت در کثرت» وجود داشته است. جای شگفتی نیست که حتی در دوره اسلامی، یکی از مهمترین مفاهیمی که در ادب فارسی اعمّ از حماسی، تغزّلی و عرفانی رواج داشته است «کسبِ جمعیّت از زلفِ پریشانی»* بوده است. این دیالکتیکِ پریشانی و جمعیّت، تنها از ویژگیهای ادب عرفان ایرانی نیست، بلکه یکی از اساسیترین درونمایههای همهی ادب ایران نیز هست.
این دیالکتیک، بازتابِ روحِ وحدت ملّی ایرانی در سرزمینی است که چنانچه پیشتر بارها گفتهام «در معرضِ وزیدنِ بادِ بینیازی خداوند»** قرار داشت؛ اما اجازه نمیداد حتی آن باد، وحدت آن را بَر هم بزند.
هیچ کشوری جایگاه استراتژیک خود را انتخاب نمیکند، چنانچه ایران نیز انتخاب نکرده است. اما مردمان آن میتوانند تسلیمِ "بادِ بینیازی" نشوند. اقوام بسیاری، توان آن را پیدا نکردند که در برابر این "بادِ بینیازی" پایداری کنند و نابودند شدند. چنانکه کشورهای بسیاری در عربیّتِ خلافت زوال پیدا کردند.
باری، تاریخ ایران تاریخِ خِلافآمد عادتهاست و همین امر موجب شده است در وضع و جایی که ایرانشهر قرار دارد، در جایگاهی خِلافآمدِ عادت و به نوعی «قافلهسالار» باشد.
🔴 منبع:
برگرفته از کتاب: ملّت، دولت و حکومت قانون، جواد طباطبایی
🔴 پینوشت:
* در خِلافآمدِ عادت، بطلب کام که من
کسبِ جمعیت از آن زلفِ پریشان کردم
(حافظ شیرازی)
** عطا ملک جوینی در تاریخ جهانگشا آورده است که در بحبوحهی چیرگی و اشغال و قتل و نهب و تجاوز مغولان، چنگیزخان به بخارا درآمد و به مسجد رفت و مشایخ و ائمّهی جماعت و شریعت را احضار کرد و فرمان داد تا صندوقهای قرآن را در حضور آنان، کاهدانِ اسبان سازند و رقّاصگان و نوازندگان را به مسجد آورند و رامشگری کنند و آنگاه برخاست و مسجد را تَرک گفت و “جماعتی که آنجا بودند، روان شدند و اوراقِ قرآن در میانِ قاذورات (= ناپاکیها، نجاست)، لگدکوبِ اَقدام و قوائم گشته.
درین حالت، امیر امام جمالالدین… روی به امام رکنالدین امامزاده… آورد و گفت: مولانا چه حالت است؟ این که میبینم به بیداریست یا ربّ، یا به خواب؟ مولانا امامزاده گفت: خاموش باش! باد بینیازی خداوندست که میوزد. سامان سُخن گفتن نیست.” (تاریخ جهانگشای جوینی، ج ۱، ص ۸۰)
@IranDel_Channel
💢
🔴 وحدت در کثرت، سرشتِ تاریخیِ ایرانیّت
✍️ جواد طباطبایی، فیلسوف سیاسی ایران
ایرانیان پیوسته دریافتی بنیادین از «وحدتی» فراگیر داشتهاند و این وحدت را به عنوانِ بخشی اساسی از «کثرتها» در همهی شئون و اطوارِ قومی فهمیدهاند. ایرانیان، یک زبانِ واحد را از میانِ زبانهایی که در دیگر بخشهای کشور به آن زبانها سخن گفته میشد، برگزیده و آن را زبانِ مشترک همه اقوام و زبانِ ملّی قرار دادهاند.
بدیهی است که این تعبیر «برگزیده و...» از بابِ مسامحه است. کسی نمیتواند زبانی را برگزیند. به تعبیری بهتر، شاید بتوان گفت که یک زبان، به طور طبیعی، شالودهی خود را به عنوان زبان ملّی استوار میکند. غزنویان و سلجوقیان در خلأ «فرهنگی» ناسازگار با سرزمینی که بر آن چیره شده بودند،به فرمانروایی ایران رسیدند و اگر بتوان گفت، به طور طبیعی، زبان و ادب فارسی و آداب ایرانی را پذیرفتند. این که این اتفاق در رُم شرقی نیفتاد، از طریقِ این مفهومِ مخالف در تعارض با تحولِّ تاریخی رُم شرقی و دلیلی بر این ویژگی استثنایی پدیدارهای قومی و فرهنگی ایرانیان است.
تداومِ طبیعی زبان فارسی تنها یکی از نمودهای وحدت فراگیر ایرانیان است. همان اقوام ایرانی و غیرایرانی که زبانِ واحدی را به عنوان زبانِ مشترک و ملّی برگزیده بودند، به دریافتی بنیادین از وحدت ملّی نیز رسیده بودند و بدینسان توانستند در عینِ کثرتِ قومی این کثرتها را به وحدتی قومی ارتقاء دهند.
این وحدت در تاریخ ایران، پیوسته مفهومی فراگیر و جاری در همه ساحتهای حیاتِ ایرانیان بوده است. چنان که در همه منابعی که از کهنترین روزگارانِ تاریخ فرهنگی ایرانیان به ما رسیده این مفهوم «وحدت در کثرت» وجود داشته است. جای شگفتی نیست که حتی در دوره اسلامی، یکی از مهمترین مفاهیمی که در ادب فارسی اعمّ از حماسی، تغزّلی و عرفانی رواج داشته است «کسبِ جمعیّت از زلفِ پریشانی»* بوده است. این دیالکتیکِ پریشانی و جمعیّت، تنها از ویژگیهای ادب عرفان ایرانی نیست، بلکه یکی از اساسیترین درونمایههای همهی ادب ایران نیز هست.
این دیالکتیک، بازتابِ روحِ وحدت ملّی ایرانی در سرزمینی است که چنانچه پیشتر بارها گفتهام «در معرضِ وزیدنِ بادِ بینیازی خداوند»** قرار داشت؛ اما اجازه نمیداد حتی آن باد، وحدت آن را بَر هم بزند.
هیچ کشوری جایگاه استراتژیک خود را انتخاب نمیکند، چنانچه ایران نیز انتخاب نکرده است. اما مردمان آن میتوانند تسلیمِ "بادِ بینیازی" نشوند. اقوام بسیاری، توان آن را پیدا نکردند که در برابر این "بادِ بینیازی" پایداری کنند و نابودند شدند. چنانکه کشورهای بسیاری در عربیّتِ خلافت زوال پیدا کردند.
باری، تاریخ ایران تاریخِ خِلافآمد عادتهاست و همین امر موجب شده است در وضع و جایی که ایرانشهر قرار دارد، در جایگاهی خِلافآمدِ عادت و به نوعی «قافلهسالار» باشد.
🔴 منبع:
برگرفته از کتاب: ملّت، دولت و حکومت قانون، جواد طباطبایی
🔴 پینوشت:
* در خِلافآمدِ عادت، بطلب کام که من
کسبِ جمعیت از آن زلفِ پریشان کردم
(حافظ شیرازی)
** عطا ملک جوینی در تاریخ جهانگشا آورده است که در بحبوحهی چیرگی و اشغال و قتل و نهب و تجاوز مغولان، چنگیزخان به بخارا درآمد و به مسجد رفت و مشایخ و ائمّهی جماعت و شریعت را احضار کرد و فرمان داد تا صندوقهای قرآن را در حضور آنان، کاهدانِ اسبان سازند و رقّاصگان و نوازندگان را به مسجد آورند و رامشگری کنند و آنگاه برخاست و مسجد را تَرک گفت و “جماعتی که آنجا بودند، روان شدند و اوراقِ قرآن در میانِ قاذورات (= ناپاکیها، نجاست)، لگدکوبِ اَقدام و قوائم گشته.
درین حالت، امیر امام جمالالدین… روی به امام رکنالدین امامزاده… آورد و گفت: مولانا چه حالت است؟ این که میبینم به بیداریست یا ربّ، یا به خواب؟ مولانا امامزاده گفت: خاموش باش! باد بینیازی خداوندست که میوزد. سامان سُخن گفتن نیست.” (تاریخ جهانگشای جوینی، ج ۱، ص ۸۰)
@IranDel_Channel
💢
Telegram
ایراندل | IranDel
همه عالم تن است و ایران دل ❤️
این کانال دغدغهاش، ایران است و گردانندۀ آن، یک شهروند ایرانی آذربایجانی
[ بازنشر یک یادداشت، توییت، ویدئو و یا یک صوت به معنی تأیید کل محتوا و تمام مواضع صاحب آن محتوا نیست و هدف صرفاً بازتاب دادن یک نگاه و اندیشه است.]
این کانال دغدغهاش، ایران است و گردانندۀ آن، یک شهروند ایرانی آذربایجانی
[ بازنشر یک یادداشت، توییت، ویدئو و یا یک صوت به معنی تأیید کل محتوا و تمام مواضع صاحب آن محتوا نیست و هدف صرفاً بازتاب دادن یک نگاه و اندیشه است.]
👍21
🔴 استراتژی دفاع از ایران
✍️ جواد طباطبایی، فیلسوفِ سیاسی ایران
استراتژی دفاع از ایران، نیازمند فهمی متفاوت از ایران است، زیرا استراتژی، برآیند به کارگیری ابزارهای تأمینِ منافع ملّی و ناظر بر بهرهگرفتن از آن ابزارها در تأمینِ منافع ملّی است. از اینرو، استراتژی پیوندی با سیاست داخلی یک کشور دارد، همچنانکه سیاست خارجی ادامۀ سیاست داخلی هر کشوری است.
«عمق استراتژیکی» ایران تنها آنجایی میتواند وجود داشته باشد که فهم ملّی و دریافتِ درستی از منافع ملّی وجود دارد. حاملان این فهم ملّی، ملّت ایراناند و بر ملّت است که از منافعِ ملّیِ کشورِ خود، آگاهی پیدا کند و مسئولان را وادار کنند که به دفاع از آن منافع، تَن در دهند...
من ترجیح میدهم در دفاع از ایران اشتباه کنم، و ایران بماند، تا در خوشخیالیهای امثالِ من، کشور از دست برود. من پیرو میرزا ابوالقاسم قائممقام [فراهانی] هستم که به فرستادۀ دولت بهیّه گفت: قرارداد با روس را «به مردی یا نامردی» اجرا نخواهد کرد.»
@IranDel_Channel
💢
🔴 استراتژی دفاع از ایران
✍️ جواد طباطبایی، فیلسوفِ سیاسی ایران
استراتژی دفاع از ایران، نیازمند فهمی متفاوت از ایران است، زیرا استراتژی، برآیند به کارگیری ابزارهای تأمینِ منافع ملّی و ناظر بر بهرهگرفتن از آن ابزارها در تأمینِ منافع ملّی است. از اینرو، استراتژی پیوندی با سیاست داخلی یک کشور دارد، همچنانکه سیاست خارجی ادامۀ سیاست داخلی هر کشوری است.
«عمق استراتژیکی» ایران تنها آنجایی میتواند وجود داشته باشد که فهم ملّی و دریافتِ درستی از منافع ملّی وجود دارد. حاملان این فهم ملّی، ملّت ایراناند و بر ملّت است که از منافعِ ملّیِ کشورِ خود، آگاهی پیدا کند و مسئولان را وادار کنند که به دفاع از آن منافع، تَن در دهند...
من ترجیح میدهم در دفاع از ایران اشتباه کنم، و ایران بماند، تا در خوشخیالیهای امثالِ من، کشور از دست برود. من پیرو میرزا ابوالقاسم قائممقام [فراهانی] هستم که به فرستادۀ دولت بهیّه گفت: قرارداد با روس را «به مردی یا نامردی» اجرا نخواهد کرد.»
@IranDel_Channel
💢
👍27
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎥 برشی از سخنرانی سجاد آیدنلو - استاد زبان و ادبیات فارسی و شاهنامهپژوه ارومیهای - دربارۀ فلسفۀ جشن یلدا یا همان شبِ چله
🔴 محل و زمان سخنرانی:
کتابخانۀ عمومی بامداد امید صبای ارومیه، پاییز سال ۱۳۹۸ خورشیدی
🔴 صوت کامل سخنرانی را از اینجا بشنوید.
@IranDel_Channel
💢
🔴 محل و زمان سخنرانی:
کتابخانۀ عمومی بامداد امید صبای ارومیه، پاییز سال ۱۳۹۸ خورشیدی
🔴 صوت کامل سخنرانی را از اینجا بشنوید.
@IranDel_Channel
💢
👍23
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
⚫️ مرزبانان شهید ایرانی، حافظان مرز و حریم و امنیت وطن، یاد و نامتان جاوید و بریده باد دستِ تروریستهای ایرانستیز
آرشوار حافظانِ مرز ایرانیم...
ایران و ایرانی، سرت سلامت...
@IranDel_Channel
💢
آرشوار حافظانِ مرز ایرانیم...
ایران و ایرانی، سرت سلامت...
@IranDel_Channel
💢
👍27👎1
🔴 زن، زندگی و چی؟
Freedom or Liberty?
✍️ آرمان امیری
[ ۹ عکسنوشته، از بالا به پایین و از چپ به راست، مطالعه گردد. ]
پینوشتِ نویسنده:
۱- با این مقدمه، میتوان تفاوت دو فهم متفاوت از معنای آزادی را در نوع مواجهه با بسیاری از قواعد و قوانین «دولت» نیز درک کرد تا شکافها میان موضعگیریهای سیاسی را بهتر تشخیص داد. برای مثال، مسئلهی مهاجرین را در نظر بگیرید که چطور فهم یک گروه خاص از معنای «آزادی» با هرگونه ضابطهمندی در مدیریت جمعیتِ مهاجرین در تضاد قرار میگیرد.
۲- آیزایا برلین، در تمایزگذاری میان هر دو نوع مفهوم «آزادی مثبت» و «آزادی منفی» مورد نظرش از تعبیر «لیبرتی» استفاده کرد. اما وارد کردن آن بحث در این اشارهی کوتاه عملاً غیرممکن است. پیچیدگیهای اشارات او به خطرات « Positive liberty» در جای خودش قابل توجه است اما نباید آن را با تمایزگذاری میان مفاهیم «فریدام» و «لایبرتی» اشتباه گرفت.
۳- بنابر توضیحاتی که ارائه شد، آیا میتوان درک کرد که چرا ترجمانِ درست برای تعبیر «آزادی سیاسی» به صورت « Political Freedom» است، اما معادل «آزادی مدنی» به صورت «Civil Liberty» کاربرد دارد؟
@IranDel_Channel
💢
🔴 زن، زندگی و چی؟
Freedom or Liberty?
✍️ آرمان امیری
[ ۹ عکسنوشته، از بالا به پایین و از چپ به راست، مطالعه گردد. ]
پینوشتِ نویسنده:
۱- با این مقدمه، میتوان تفاوت دو فهم متفاوت از معنای آزادی را در نوع مواجهه با بسیاری از قواعد و قوانین «دولت» نیز درک کرد تا شکافها میان موضعگیریهای سیاسی را بهتر تشخیص داد. برای مثال، مسئلهی مهاجرین را در نظر بگیرید که چطور فهم یک گروه خاص از معنای «آزادی» با هرگونه ضابطهمندی در مدیریت جمعیتِ مهاجرین در تضاد قرار میگیرد.
۲- آیزایا برلین، در تمایزگذاری میان هر دو نوع مفهوم «آزادی مثبت» و «آزادی منفی» مورد نظرش از تعبیر «لیبرتی» استفاده کرد. اما وارد کردن آن بحث در این اشارهی کوتاه عملاً غیرممکن است. پیچیدگیهای اشارات او به خطرات « Positive liberty» در جای خودش قابل توجه است اما نباید آن را با تمایزگذاری میان مفاهیم «فریدام» و «لایبرتی» اشتباه گرفت.
۳- بنابر توضیحاتی که ارائه شد، آیا میتوان درک کرد که چرا ترجمانِ درست برای تعبیر «آزادی سیاسی» به صورت « Political Freedom» است، اما معادل «آزادی مدنی» به صورت «Civil Liberty» کاربرد دارد؟
@IranDel_Channel
💢
👍20
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 دکتر جواد طباطبایی، فیلسوف سیاسی ایران:
روشنفکری در ایران، فاقدِ نص است. روشنفکری در غرب هم فاقدِ نص است؛ ولی روشنفکر غربی، تکیه بر جایی کرده که در آنجا نص وجود دارد. روشنفکر غربی هم میگوید ما حکومت قانون میخواهیم، تکیهاش هم بر مونتسکیو هست و در اینجا (یعنی ایران) بر هیچی.
روشنفکری ما، در خلاءِ مجموعهای از نصهای جدید که تاریخ اروپا ایجاد کرده، ظاهر شده. روشنفکری ما در خلاءِ نظام سنت ایجاد شده، یعنی روشنفکران ایرانی با قطع ارتباط - با گسست از نظام سنت - به مفاهیم جدید رسیدند. حتی آنهایی که پای در سنت داشتند مثل مستشارالدوله. ولی در یک جایی باید از یک نظام فکری - از یک میدان فلسفی - به یک میدان فلسفی دیگر منتقل میشدند تا میتوانستند این مفاهیم را دریابند.
@IranDel_Channel
💢
روشنفکری در ایران، فاقدِ نص است. روشنفکری در غرب هم فاقدِ نص است؛ ولی روشنفکر غربی، تکیه بر جایی کرده که در آنجا نص وجود دارد. روشنفکر غربی هم میگوید ما حکومت قانون میخواهیم، تکیهاش هم بر مونتسکیو هست و در اینجا (یعنی ایران) بر هیچی.
روشنفکری ما، در خلاءِ مجموعهای از نصهای جدید که تاریخ اروپا ایجاد کرده، ظاهر شده. روشنفکری ما در خلاءِ نظام سنت ایجاد شده، یعنی روشنفکران ایرانی با قطع ارتباط - با گسست از نظام سنت - به مفاهیم جدید رسیدند. حتی آنهایی که پای در سنت داشتند مثل مستشارالدوله. ولی در یک جایی باید از یک نظام فکری - از یک میدان فلسفی - به یک میدان فلسفی دیگر منتقل میشدند تا میتوانستند این مفاهیم را دریابند.
@IranDel_Channel
💢
👍30
⚫️ استاد علی نظمی؛ ادیب و شاعرِ متخلص به نظمی تبریزی
استاد علی نظمی، شاعر و ادیبِ متخلص به نظمی تبریزی، یکم مهر ماه ۱۳۰۶ خورشیدی در تبریز دیده به جهان گشود و بعد از سالها عمر با برکت و خدمت به فرهنگ و ادب ایرانزمین در ۲۵ آذر ماه ۱۴۰۲ خورشیدی در سن ۹۶ سالگی درگذشت.
ایشان از شاعران غزلسرای ایران از خطهی آذربایجان بود که پدرشان، حسین پاشا از مبارزان مشروطه در تبریز بوده است.
استاد نظمی سرودن شعر را از ۱۶ سالگی آغاز کرده و شاگرد ملکالشعرای بهار، محمدامین ادیب طوسی و عباسقلیخان وقایعی بوده است.
علاوه بر شعر، آثار تحقیقی ادبی نیز از وی به چاپ رسیده که از جمله این آثار میتوان به تذکرهالشعرای منظوم و منثور «دویست سخنور» و «گلشن معانی» شرح برخی ابیات مشکله فارسی اشاره کرد.
نظمی تبریزی قریب به ۳۰ سال با شهریارِ شیرینسخن، ارتباط صمیمی و نزدیک داشته و همین مراودت باعث گشت تا سال ۱۳۶۷ خورشیدی، پیکر استاد محمدحسین شهریار به دست استاد نظمی تبریزی در مقبرهالشعرای تبریز به خاک سپرده شود.
در سالهای گذشته شورای ارزشیابی هنرمندان کشور، پس از بررسی آثار شاعران بالای ۶۰ سال که دیوان اشعار آنها چاپ شده است، نظمی تبریزی شاعرِ به دو زبانِ فارسی و ترکی آذربایجانی را به عنوان پیشکسوت شعر و ادب ایرانزمین معرفی کرد.
⚫️ یاد و نام استاد نظمی تبریزی، ادیب و شاعر نامدار ایرانزمین و برخاسته از خطهی زرخیز آذربایجان و شهر تبریز، در دفتر فرهنگ و ادب این سرزمین، جاوید و سبز.
#یادها
@IranDel_Channel
💢
استاد علی نظمی، شاعر و ادیبِ متخلص به نظمی تبریزی، یکم مهر ماه ۱۳۰۶ خورشیدی در تبریز دیده به جهان گشود و بعد از سالها عمر با برکت و خدمت به فرهنگ و ادب ایرانزمین در ۲۵ آذر ماه ۱۴۰۲ خورشیدی در سن ۹۶ سالگی درگذشت.
ایشان از شاعران غزلسرای ایران از خطهی آذربایجان بود که پدرشان، حسین پاشا از مبارزان مشروطه در تبریز بوده است.
استاد نظمی سرودن شعر را از ۱۶ سالگی آغاز کرده و شاگرد ملکالشعرای بهار، محمدامین ادیب طوسی و عباسقلیخان وقایعی بوده است.
علاوه بر شعر، آثار تحقیقی ادبی نیز از وی به چاپ رسیده که از جمله این آثار میتوان به تذکرهالشعرای منظوم و منثور «دویست سخنور» و «گلشن معانی» شرح برخی ابیات مشکله فارسی اشاره کرد.
نظمی تبریزی قریب به ۳۰ سال با شهریارِ شیرینسخن، ارتباط صمیمی و نزدیک داشته و همین مراودت باعث گشت تا سال ۱۳۶۷ خورشیدی، پیکر استاد محمدحسین شهریار به دست استاد نظمی تبریزی در مقبرهالشعرای تبریز به خاک سپرده شود.
در سالهای گذشته شورای ارزشیابی هنرمندان کشور، پس از بررسی آثار شاعران بالای ۶۰ سال که دیوان اشعار آنها چاپ شده است، نظمی تبریزی شاعرِ به دو زبانِ فارسی و ترکی آذربایجانی را به عنوان پیشکسوت شعر و ادب ایرانزمین معرفی کرد.
⚫️ یاد و نام استاد نظمی تبریزی، ادیب و شاعر نامدار ایرانزمین و برخاسته از خطهی زرخیز آذربایجان و شهر تبریز، در دفتر فرهنگ و ادب این سرزمین، جاوید و سبز.
#یادها
@IranDel_Channel
💢
👍20
⚫️ جایگاهِ حکیم ابوالقاسم فردوسی توسی در اشعار استاد نظمی تبریزی:
زِ گفتار فردوسی آموز و بس
كه گفتار او را نگفته است كَس
سخنهای او از سخنها جداست
تو گويی كه در شاعری او خداست
چراغ روانش فروزنده باد
همه نام و آوازهاش زنده باد
...
كنند ار همه نامهها زير خاک
كجا هست شهنامه را بيم و باک
چنان نظمِ شهنامه بالا گرفت
كه از وی جهانی بُود در شِگفت
⚫️ گذشتهی پرشكوه ايرانزمين در شعر استاد نظمی تبریزی:
آنكه در آئينهی تاريخ ماست
نصف جهان، كشور ما بوده است
آنكه به فر، شهرهی آفاق بود
كشورِ پهناورِ ما بوده است
جلوهگریهای همه روم و روس
پرتوی از اختر ما بوده است
⚫️ نظمی تبریزی، شاعر و ادیب ایرانی
زادهی یکم مهر ۱۳۰۶ خورشیدی، تبریز
درگذشتهی ۲۵ آذر ۱۴۰۲ خورشیدی، تبریز
@IranDel_Channel
💢
⚫️ جایگاهِ حکیم ابوالقاسم فردوسی توسی در اشعار استاد نظمی تبریزی:
زِ گفتار فردوسی آموز و بس
كه گفتار او را نگفته است كَس
سخنهای او از سخنها جداست
تو گويی كه در شاعری او خداست
چراغ روانش فروزنده باد
همه نام و آوازهاش زنده باد
...
كنند ار همه نامهها زير خاک
كجا هست شهنامه را بيم و باک
چنان نظمِ شهنامه بالا گرفت
كه از وی جهانی بُود در شِگفت
⚫️ گذشتهی پرشكوه ايرانزمين در شعر استاد نظمی تبریزی:
آنكه در آئينهی تاريخ ماست
نصف جهان، كشور ما بوده است
آنكه به فر، شهرهی آفاق بود
كشورِ پهناورِ ما بوده است
جلوهگریهای همه روم و روس
پرتوی از اختر ما بوده است
⚫️ نظمی تبریزی، شاعر و ادیب ایرانی
زادهی یکم مهر ۱۳۰۶ خورشیدی، تبریز
درگذشتهی ۲۵ آذر ۱۴۰۲ خورشیدی، تبریز
@IranDel_Channel
💢
👍24
ایراندل | IranDel
⚫️ استاد علی نظمی؛ ادیب و شاعرِ متخلص به نظمی تبریزی استاد علی نظمی، شاعر و ادیبِ متخلص به نظمی تبریزی، یکم مهر ماه ۱۳۰۶ خورشیدی در تبریز دیده به جهان گشود و بعد از سالها عمر با برکت و خدمت به فرهنگ و ادب ایرانزمین در ۲۵ آذر ماه ۱۴۰۲ خورشیدی در سن ۹۶…
⚫️ آیین بدرقهی استاد علی نظمی تبریزی، شاعر و ادیب شهیر معاصر ایران
⚫️ آیین بدرقه و خاکسپاری:
سهشنبه ۲۸ آذر ۱۴۰۲ خورشیدی، ساعت ۱۰ صبح
از مقابل منزل شخصی استاد نظمی تبریزی، واقع در شهر تبریز، خیابان شمس تبریزی، ایستگاه بالا حمام به سمت مقبرهالشعرای تبریز
⚫️ آیین شام غریبان و ترحیم:
سهشنبه ۲۸ آذر ۱۴۰۲ خورشیدی، از ساعت ۱۸:۳۰ تا ۲۰:۳۰ در مسجد شکلّی شهر تبریز
#اطلاع_رسانی
@IranDel_Channel
💢
⚫️ آیین بدرقه و خاکسپاری:
سهشنبه ۲۸ آذر ۱۴۰۲ خورشیدی، ساعت ۱۰ صبح
از مقابل منزل شخصی استاد نظمی تبریزی، واقع در شهر تبریز، خیابان شمس تبریزی، ایستگاه بالا حمام به سمت مقبرهالشعرای تبریز
⚫️ آیین شام غریبان و ترحیم:
سهشنبه ۲۸ آذر ۱۴۰۲ خورشیدی، از ساعت ۱۸:۳۰ تا ۲۰:۳۰ در مسجد شکلّی شهر تبریز
#اطلاع_رسانی
@IranDel_Channel
💢
👍14
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 زبان و هویت ملی (۱)
محمد جعفر محمدزاده، دکترای زبان و ادبیات فارسی و پژوهشگر تاریخِ زبان و ادبیات فارسی در میز زبان فارسی برنامهی چاووش شبکه چهار سیما به این پرسشها پاسخ میدهد:
هویت یعنی چه و هویتجویی از کی آغاز میشود؟
چه مردمی دارای فکر و اندیشهی فلسفی هستند؟
زبان چیست و هویت ملی را چگونه میتوان در زبان جستجو کرد؟
@IranDel_Channel
💢
محمد جعفر محمدزاده، دکترای زبان و ادبیات فارسی و پژوهشگر تاریخِ زبان و ادبیات فارسی در میز زبان فارسی برنامهی چاووش شبکه چهار سیما به این پرسشها پاسخ میدهد:
هویت یعنی چه و هویتجویی از کی آغاز میشود؟
چه مردمی دارای فکر و اندیشهی فلسفی هستند؟
زبان چیست و هویت ملی را چگونه میتوان در زبان جستجو کرد؟
@IranDel_Channel
💢
👍24👎1
ایراندل | IranDel
⚫️ مرزبانان شهید ایرانی، حافظان مرز و حریم و امنیت وطن، یاد و نامتان جاوید و بریده باد دستِ تروریستهای ایرانستیز آرشوار حافظانِ مرز ایرانیم... ایران و ایرانی، سرت سلامت... @IranDel_Channel 💢
🔴 حمله تروریستی به مرزبانان ایرانی در راسک
✍️ بابک مینا
حمله تروریستی به مرزبانان در راسک دقیقاً مصداق حمله به ایران است و باید محکم در برابر آن ایستاد. پیشتر نوشتهام باز میگویم: ایراندوستی به ادا و اطوار و [فقط] نشانِ فروهر و کوروشکوروش گفتن نیست، در وهلهی اول ایران یعنی موجودیتی فیزیکی، یعنی «خاک» و قلمرویی مشخص که مردمی در آن زندگی میکنند و دولتی در آنجا مستقر است. دفاع از ایران یعنی دفاع از این موجودیتِ فیزیکی و سیاسی. شکل و محتوای «دولت (state) ایران» میتواند تغییر کند ولی «دولت (state) ایران» باید حفظ شود. مرزبانان هر کشور نخستین مدافعان آن کشورند، نزد همه باید محترم باشند و عزیز و اگر در این راه جان دهند هر شهروندی باید بر پیکر بیجانشان تعظیم کند. جان دادن در راه دفاع از میهن از متعالیترین سرنوشتها است، متأسفم که در روزگار ما این فضلیت مهم تا حدی بیقدر شده است. تجلیل مدافعان میهن فضیلتی شهروندی است.
🔴 پینوشت:
بازنشر یک یادداشت به معنای تأیید کل محتوای آن و تأیید تمام مواضع نویسنده یادداشت نیست.
@IranDel_Channel
💢
🔴 حمله تروریستی به مرزبانان ایرانی در راسک
✍️ بابک مینا
حمله تروریستی به مرزبانان در راسک دقیقاً مصداق حمله به ایران است و باید محکم در برابر آن ایستاد. پیشتر نوشتهام باز میگویم: ایراندوستی به ادا و اطوار و [فقط] نشانِ فروهر و کوروشکوروش گفتن نیست، در وهلهی اول ایران یعنی موجودیتی فیزیکی، یعنی «خاک» و قلمرویی مشخص که مردمی در آن زندگی میکنند و دولتی در آنجا مستقر است. دفاع از ایران یعنی دفاع از این موجودیتِ فیزیکی و سیاسی. شکل و محتوای «دولت (state) ایران» میتواند تغییر کند ولی «دولت (state) ایران» باید حفظ شود. مرزبانان هر کشور نخستین مدافعان آن کشورند، نزد همه باید محترم باشند و عزیز و اگر در این راه جان دهند هر شهروندی باید بر پیکر بیجانشان تعظیم کند. جان دادن در راه دفاع از میهن از متعالیترین سرنوشتها است، متأسفم که در روزگار ما این فضلیت مهم تا حدی بیقدر شده است. تجلیل مدافعان میهن فضیلتی شهروندی است.
🔴 پینوشت:
بازنشر یک یادداشت به معنای تأیید کل محتوای آن و تأیید تمام مواضع نویسنده یادداشت نیست.
@IranDel_Channel
💢
Telegram
ایراندل | IranDel
همه عالم تن است و ایران دل ❤️
این کانال دغدغهاش، ایران است و گردانندۀ آن، یک شهروند ایرانی آذربایجانی
[ بازنشر یک یادداشت، توییت، ویدئو و یا یک صوت به معنی تأیید کل محتوا و تمام مواضع صاحب آن محتوا نیست و هدف صرفاً بازتاب دادن یک نگاه و اندیشه است.]
این کانال دغدغهاش، ایران است و گردانندۀ آن، یک شهروند ایرانی آذربایجانی
[ بازنشر یک یادداشت، توییت، ویدئو و یا یک صوت به معنی تأیید کل محتوا و تمام مواضع صاحب آن محتوا نیست و هدف صرفاً بازتاب دادن یک نگاه و اندیشه است.]
👍29