ایران‌دل | IranDel
3.74K subscribers
1.24K photos
978 videos
41 files
2.02K links
همه عالم تن است و ایران‌ دل ❤️

این کانال دغدغه‌اش، ایران است و گردانندۀ آن، یک شهروند ایرانی آذربایجانی

[ بازنشر یک یادداشت، توییت، ویدئو و یا یک صوت به معنی تأیید کل محتوا و تمام مواضع صاحب آن محتوا نیست و هدف صرفاً بازتاب دادن یک نگاه و اندیشه است.]
Download Telegram
‌‌
🔴 بنیانِ اصلی فکرِ پنجاه‌و‌هفتی (۱)

✍️ مرتضی مردیها، استاد پیشین فلسفه در دانشگاه علامه طباطبایی

از حدود دو قرن پیش که حوزۀ علمیۀ نجف (در شکل جدیدش) با ظهور نخبگانی چون شیخ مرتضی انصاری و آخوند خراسانی به راه افتاد، و از حدود یک قرن پیش که حوزۀ علمیۀ قم را شیخ عبدالکریم حایری یزدی تأسیس کرد و مشاهیری چون آیت‌الله حسین بروجردی در آن به تربیت عالمان دینی پرداختند، در میان ده‌ها آیت‌الله صاحب‌رساله، حتی یک نفر هم معتقد به فعالیت‌های انقلابی و برقراری حکومت‌ نبود و نشد.

اقلیت جوان و میانسالی از این قوم که به این ایده‌ها رو کردند، بخش مهمی از عقاید و انگیزه‌های خود را از محافل روشنفکری چپگرا اخذ و اقتباس کرده بودند. چنانکه بزرگی از آنان از ماجرای دیدار خود با آل‌احمد و خواندن کتاب غربزدگی خبر داد و دیگری در خطابه‌های خود از علی شریعتی، با عنوان «به‌قول آن محقق بزرگ»، نقل قول می‌آورد. نیز اینان با محافلی چون کنفدراسیون دانشجویان ایرانی خارج از کشور و حتی با گروه‌هایی چون مجاهدین ارتباط داشتند.

مهم‌تر و کلی‌تر از این‌موارد اینکه، اقلیت مزبور، اغلب، درس‌های حوزه را خوانده و نخوانده از آن فاصله گرفته و با آموزه‌های انقلابی در سطح منطقه و حتی جهان و فکر و فضای سیاسی مسلط آن دوره انس گرفته و در فرایند تولید نوعی سوسیالیسم مساهمت می‌کردند؛ سوسیالیسمی که تلاش می‌شد از اسطوره‌های آیینی، زیر نام‌های عدالت‌خواهی، ظلم‌ستیزی،  درافتادن با طاغوت و استکبار و نظایر این‌ها، پشتوانه‌هایی برای آن دست‌وپا شود. به‌عبارتی، کمتر کسی، ابتدا به ساکن، در ادبیات آیینی، به برابری و مبارزه و انقلاب و ... برخورده بود. عموماً، ابتدا در فرهنگ سیاسی مارکسیستی زمانه با این مفاهیم آشنا شده و سپس، بسا به دلایل تاکتیکی، به تطبیق آن با آیین رو کردند.

روحانیت سنتی علاقه‌ای نداشت که دم و دستگاه مسجد و محراب و منبر خود را همچون یک شبکۀ سازمانی در اختیار اقلیت آخوند سیاسی (یا به‌تعبیری، سیاسی‌ِ‌ ملبس‌شده) قرار دهد، که هر کدام دیگری را خارج از صراط مستقیم می‌دانست. ولی با گسترش ناگهانی عقاید انقلابی در میان مردم، خصوصاً جوانان، اینان پشتوانه‌ای پیدا کردند و روحانیتِ سنتیِ نامعتقد به انقلاب و انقلابی‌گری را، تقریباً به زور، از مساجد بیرون راندند یا ساکت کردند و خود بر امور مسلط شدند. مساجد، مرکز انقلاب نبود، به وسیله جوانان انقلابی و اقلیت کوچک طلاب سیاسی تسخیر شد. بخش مهمی از روحانیت سنتی، حتی پس از ۵۷ هم با آن چندان از در آشتی درنیامد و کم‌وبیش حاشیه‌نشین شد، ولی بخشی هم این روایت جدید از آیین را همچون یک واقعیت پذیرفت و حتی کوشید از نمد آن کلاهی هم برای سر خود بسازد.

اشتباه نکنید درپی تکرار آن توضیح نیستم که دو روایت از آیین هست، یکی بد و دیگری خوب. مطلقاً. آیین هرچه بود، بود؛ اما نسبتی با انقلابي‌گری، تشکیل حکومت، ضدیت با امپریالیسم، و وحدت با روسیه و چین نداشت.

شیخ مرتضی انصاری ولایت سیاسی را انکار کرد. آخوند خراسانی وجود فقها در مجلس شورا را پذیرفت، ولی دادن حق وتو به آنان را ناروا دانست. سید ابوالحسن اصفهانی (رییس حوزۀ نجف) دستور داد نواب صفوی را از عراق سوار ماشین کرده و در مرز ایران پیاده کنند. شیخ عبدالکریم حائری در خصوص رفتار تند‌ رضاشاه در قم (در برخورد با یک معمم) فتوا داد حرام است کسی کلمه‌ای راجع به آن صحبت کند. سید حسین بروجردی امر کرد نواب و یارانش را به زخم چوب از فیضیه بیرون انداختند، و با دربار ارتباطی مسالمت‌آمیز داشت. سید ابوالقاسم خویی (مرجع شیعه) برای شاه انگشتر متبرک فرستاد. با توجه به این‌موارد، به گمانم سخت نیست پذیرفتن این که از چنین نهادی، انقلاب و حکومت آیینی بیرون نمی‌آمد.

مهدی بازرگان پس از برکناری گفت که چهل سال ما اسبی را زین‌ کردیم ولی فلان و فلان نرسيده، پریدند روی آن و تاختند. راست می‌گفت؛ الا اینکه زین و یراق کردن آن اسب، کمتر بر عهدۀ معتدلانی چون او بود. زین‌کننده‌ اصلی چپ‌هایی بودند که دایم او را از جهت به‌قدر کافی انقلابی‌ نبودن طعن و لعن می‌کردند؛ از جمله دانشجویان چپ مذهبی‌، که برای جلو زدن در چپیّت، از چپ‌های لامذهب، سفارت امریکا را اشغال کردند.

مهمترین دانشگاه فنی ایران به نام یک چریک چپگرای مذهبی است.‌ در تهران دو اتوبان به نام نواب صفوی و فداییان اسلام وجود دارد و حتی خیابان‌هایی به نام پاتریس لومومبا (مبارز چپگرای افریقایی) و سیمون بولیوار (انقلابی ضداستعمار امریکای جنوبی) وجود دارد، ولی خیابانی به نام هیچیک از مراجع بزرگ شیعی که گفتیم در تهران نیست.
این موارد گویای چیزی در خصوص ماهیت اصالتاً چپ ۵۷ نیست؟



🔴 پی‌نوشت:
بازنشر یادداشتی به معنای تأیید کل محتوای آن و تأیید تمام مواضعِ نویسنده یادداشت نیست.

@IranDel_Channel

💢
👍22👎2

🔴 آیا ما در ایران، "قومیت" داریم؟

✍️ سید کوهزاد اسماعیلی

یکی از سوءتفاهم‌های تاریخِ معاصر ما ظهور واژه و مفهوم «قومیت» برای توصیف برخی «کثرت‌های» ایرانی بود. متأسفانه امروز این واژه نه تنها در زبان عامیانه استفاده می‌شود، بلکه وارد ادبیاتِ دانشگاهی و از آن غم‌انگیزتر وارد ادبیاتِ حقوقی ما هم شده است. به شکلی که اصل ۱۹ قانون اساسی جمهوری اسلامی برای تضمین برابری همه شهروندان ایرانی، تاکید کرده که «مردم ایران از هر «قوم» و قبیله که باشند از حقوق مساوی برخوردارند و رنگ، نژاد، زبان و مانند اینها سبب امتیاز نخواهد بود». نکته مهم اینجاست که در قانون اساسی مشروطه که بیش از شش دهه پیش از قانون اساسی جمهوری‌اسلامی حاکم بود، واژه «قوم/اقوام» وجود ندارد. حتی اصول ۹۰ تا ۹۴ متمم قانون اساسی مشروطه که در مورد انجمن‌های ایالتی و ولایتی است هم هیچ اشاره‌ای به مفهوم «قومیت» ندارد و نص و روح قانون، حتی در مورد انجمن‌های ایالتی و ولایتی، مبتنی بر مناسبات شهروندی و سرزمینی است.

چهار دهه پیش از آن، در سال ۱۲۸۴ قمری/۱۲۴۶ شمسی، در اولین سرشماری‌ جمعیت طهران که به دستور سلطان ناصرالدین شاه قاجار و توسط میرزا عبدالغفار نجم‌الدوله (۱۲۲۲-۱۲۸۲ ھ.ش) و شاگردانش در مدرسه دارالفنون صورت گرفت، به شکلی آشکار و واضح می‌توان دید، تفکیک ساکنان و اهالی دارالخلافه طهران، نه بر اساس «قومیت» یا حتی تفکیک زبانی و مانند آن، بلکه بر اساس تفکیک سرزمینی/منطقه‌‌ای/جغرافیایی است.

امروز و با پیشرفت پژوهش‌های حوزه مطالعات ملی و ایدئولوژی‌پژوهی، می‌توانیم یقین حاصل کنیم که آن چیزی که در ایران «قومیت» نامیده می‌شود، در کاربرد جدید خود، از جعلیاتِ دورانِ جدید است که از طریق تحقیقات شرق‌شناسانه و همچنین به واسطه ظهور ایدئولوژی‌ مدرن، مانند ناسیونالیسم و مارکسیسم روسی، برای توضیح برخی از وجوه «کثرت‌های» ایرانی وارد ادبیات دانشگاهی، حقوقی و حتی فرهنگِ عامه ما شد. مفهومی که پژوهشگران غربی و مبارزان سیاسی و روشنفکران ایدئولوژیک، آن را برابر مفاهیم «Ethnic group» یا «Ethnicity» استفاده می‌کنند که مانند همه مفاهیم مدرن اروپایی تاریخ مفهومی خودش را دارد و کوچکترین ارتباطی به «اقوام ایرانی» ندارد. هر دو واژه اروپایی، در تاریخ خود برای اشاره به گروه‌های کافرکیش، بَدوی و در جدیدترین استفاده خود، برای اشاره به مهاجرانی است که از نظر تبار، مذهب یا زبان، با مردم میزبان متفاوت‌اند. مانند فرانسه‌زبان‌های آلمان، آلمانی‌زبان‌های بلژیک، مهاجران ایتالیایی، ایرلندی یا یهودی در آمریکا و مثال‌هایی مانند اینها. این دقیقاً جایی است شرق‌شناسان برای اشاره به گروهی از ایرانیان استفاده کردند، که تنها زبان و گاهی هم مذهب متفاوتی نسبت به زبان فارسی یا مذهب شیعه دارند. اینجاست که چیزی به نام «قومیت» در معنای ایدئولوژیک آن، در ایران جعل می‌شود.


🔴 متن کامل یادداشت را در قسمتِ "مشاهده فوری" بخوانید:
👇👇


@IranDel_Channel

💢
👍13👎1

🔴 دیپلماسی پرتعارف آبی؛ ادامه مذاکرات ایران و ترکیه برای حل مساله آبی شمال‌غرب کشور

✍️ روزنامه پیام ما

طی دو سال گذشته کارشناسان حوزه آب و دیپلماسی آب، بار‌ها درباره رفتار‌ها و برنامه‌های آبی ترکیه و مؤثر نبودن دیپلماسی ایران در این زمینه هشدار دادند.

روز گذشته [یکشنبه ۱۲ شهریور ۱۴۰۲ خورشیدی]، اما وزیر امور خارجه کشورمان از توجه جدی ترکیه بر موضوع رودخانه‌ ارس و پیگیری مذاکرات با این کشور در حوزه‌ی آب خبر داد. این خبر در شرایطی از سوی «حسین امیرعبداللهیان» اعلام شده است که سال گذشته کمیسیون توسعه‌ پایدارِ اتاق بازرگانی ایران اعلام کرده بود در صورت تکمیل پروژه‎های آبی ترکیه در مجاورت ایران، ارس، رودخانه مرزی ایران که در نهایت به خزر می‌ریزد، با کاهش ۳۰ درصدی آورد مواجه می‌شود.

«حسین امیر عبداللهیان» وزیر امور خارجه کشورمان روز گذشته [۱۲ شهریور ۱۴۰۲ خورشیدی] از دستیابی به نتایج مثبت در گفتگو با ترکیه و در خصوص حوضه‌های آبریز شمال غرب کشور که از ترکیه سرچشمه می‌گیرد خبر داد.

به گفته امیرعبداللهیان، ایران و ترکیه از سال گذشته بر تشکیل کمیته فنی مشترک در حوزه آب توافق کردند: «سال گذشته هیئتی از ایران به ترکیه سفر و توافقات خوبی انجام شد و امروز در گفتگو با همتای ترکیه‌ای بر استمرار این گفتگو‌ها و توجه جدی ترکیه بر موضوع رودخانه ارس و در موضوع انتقال کامل، دقیق، عرفی و متعارفی که در طی سالیان متمادی به مناطقی در شمال‌غرب ایران در حوزه‌های آبی سرچشمه گرفته از ترکیه گفتگو کردیم.»

به گفته او، وزیر خارجه ترکیه بیان کرد که هیچ برنامه‌ای در ترکیه برای محروم کردن و یا کاهش دسترسی استان‌های شمال‌غربی ایران به آب‌های مناطق بالادستی در ترکیه وجود نخواهد داشت: «در مذاکرات امروز بر مسئله آب و مشکلات کم‌آبی و حساسیت‌های ایجاد شده تأکید کردیم. اتفاق نظر داریم کمیته فنی مشترک تشکیل شده از سال گذشته در آینده نزدیک به تهران سفر و دور جدید گفتگو‌ها بین کمیته‌های فنی مورد توجه جدی ما قرار دارد. استفاده منصفانه از آب رودخانه ارس با درنظر گرفتن حق‌آبه تاریخی، عرفی و زیست محیطی به منابع پایین‌دستِ ارس باید به صورت کامل صورت بگیرد. آقای فیدان در مسیر گفتگو‌ها و مذاکرات و رفع نگرانی هموطنان ایرانی دستورات لازم را صادر خواهد کرد.»

وزیر امور خارجه اعلام کرده است هیچ برنامه‌ای در ترکیه برای محروم کردن و یا کاهش دسترسی استان‌های شمال‌غربی ایران به آب‌های مناطق بالادستی در ترکیه وجود نخواهد داشت.

گفته وزیر امور خارجه در حالی است که حجت میان‌آبادی، پژوهشگر دیپلماسی آب (هیدروپلیتیک) در خصوص واکنش به انجام این پروژه‌های «داپ» (پروژه آناتولیِ شرقی) و «گاپ» (پروژه آناتولیِ جنوب‌شرقی) به «پیام ما» گفته بود: «طرح‌های آبی ترکیه در منطقه، فقط سدسازی‌ها در دو ابرپروژه داپ و گاپ نیست. ترکیه برنامه‌های بسیاری دارد تا از فروش و انتقال آب به کشور‌های همسایه درآمد داشته باشد. نمونه آن فروش هفتاد و پنج میلیون مترمکعب آب به قبرس است. فقط ساخت سد هدف این کشور نیست.»

این کارشناس هشدار داده بود که ایران هنوز اقدامات هیدروپولیتیکی ترکیه را نشناخته است: «فکر می‌کنیم فقط یک سد ایلیسو است که ساخته شده و مشکل ایجاد می‌کند. کسی نگران سد‌هایی که روی ارس ساخته می‌شود نیست. کسی نگران سد‌سازی‌های ترکیه در افغانستان (روی سرشاخه‌های رود هیرمند) علیه ایران نیست.»



🔴 دنباله‌ی یادداشت را در قسمتِ "مشاهده فوری" بخوانید:
👇👇


@IranDel_Channel

💢
👍11

🔴 آیینِ حفظِ حرمت پرچم ملی

✍️ احسان هوشمند

در جهان امروز پرچم، مهم‌ترین نماد و نشانه هر کشوری است. ایرانیان از معدود ملت‌هایی هستند که از دیرباز یعنی از هزار سال پیش نمادهای میهنی خود را در قالب‌های گوناگون مادی و غیرمادی به نمایش می‌گذارند.

رسوم و سنت‌ها یا جشن‌ها و همچنین ادبیاتِ ایرانی و مضامین ادبی سرشار از معنویت و روحِ تمدن و مردمان ایران از جمله این نمادها است. یکی از نمادهای دیرپای ایرانی پرچم و درفشِ ایرانی است که جایگاه مهمی در اسطوره‌ها و ادبیات ایرانی دارد و البته در متونِ تاریخی هم بارها مورد توجه قرار گرفته است. به‌ویژه آنکه هنگامی ایرانیان از پرچم به‌عنوان نمادِ ایرانیت استفاده می‌کردند که بخش بزرگی از ملت‌های امروزی جهان در جغرافیای سیاسی جهان، ظاهر نشده بودند و البته دیگر جوامعی که بودند، نیز پرچم و نماد ملی و کشوری نداشتند؛ اما در میان ایرانیان این نماد یعنی درفشِ کاویانی که ریشه در اسطوره‌های ایرانی داشت، نمادی با اهمیت شناخته شده و مورد توجه بود. طبری در جلد دوم تاریخ طبری یا تاریخ الرّسل و الملوک گزارش‌هایی درباره نقشِ درفش کاویانی یا به قول طبری درفشِ کابیان در اسطوره‌های ایرانی از جمله داستان اسفندیار، بهرام و پرویز روایت کرده است. در دیگر منابع تاریخی مانند تاریخ‌نامه طبری یا تاریخ بلعمی نیز اشاراتی به اهمیت پرچم یا نماد یا درفشِ کاویانی از‌ جمله در داستان رستم و در دیگر آثار تاریخی حتی در دوره‌های بعدی در آثاری مانند تاریخ جهانگشای جوینی، تاریخ حبیب‌السیر در ذکر داستانِ فریدون، تجارب‌الامم، المعجم فی آثار ملوک العجم، شاهنامه ثعالبی، تاریخ کاملِ بزرگ اسلام و ایران یا تاریخ ابن‌اثیر و دیگر منابع تاریخی ذکر شده است. پرچم بخشی مهم از آگاهی نویسندگان و شعرای ایرانی و به دنبال آن عوام ایرانیان به تاریخ و کیستی ایرانیان را برجسته می‌کند؛ موضوعی که به بازنشر این روایت منتهی شده و به این وسیله به گسترش آگاهی تاریخی و سیاسی و اجتماعی ایران درباره ایرانیت و روح جمعی ایرانیان یاری می‌رساند.

شعرای صاحب‌نام و بزرگ و مردمی و محبوب ایرانی مانند رودکی، مولانا، حکیمِ طوس فردوسی بزرگ، وحشی بافقی، قطران تبریزی، نظامی گنجوی، خاقانی، سنایی، امیر معزی، مسعود سعد سلمان، صائب تبریزی و دیگر بزرگان فرهنگ و ادب ایرانی نیز در اشعار خود درفشِ کاویان را دستمایه آثارِ فاخرِ ادبی و فرهنگی خود کرده‌اند. پرچم از جمله نمادهای ماندگار اسطوره‌ای در تاریخ و تمدنِ ایران‌زمین است که دیرینگی بسیار طولانی دارد و حفظِ حرمت این نماد اسطوره‌ای، نزدِ ایرانیان بسیار اهمیت دارد. هرچند در سال نخست پس از انقلاب مباحثی بر سر پرچم و رنگ و نمادهای آن درگرفت که فقدانِ تاریخ‌اندیشی در میان نیروهای سیاسی موجب شد تا درکی نادرست درباره‌ی پرچم ملّی ایرانیان طرح شود و اگر نبود تلاش گروهی کم‌شمار از نخبگان ایران‌دوست ازجمله ایرج افشار، جعفر شهیدی، مصطفوی، ممیز، یحیی ذکاء، جوادی‌پور و معصومی که در نخست‌وزیری بر سر اهمیت پرچم سه‌رنگ ایران پای فشردند یا یکی از نمایندگانِ زرتشتی مجلسِ خبرگان قانون اساسی که با تفسیری اسلامی از سه رنگ پرچم ایران حمایت کرد، مشخص نبود بر سر رنگِ پرچم ایران چه می‌آمد! در جهان کنونی نیز پرچم کشورها نمادی ارزنده است و رعایت حرمت و قواعد و رسوم مربوط به آن اهمیت هنجاری روشنی دارد. در نتیجه چگونگی برافراشتن، نیمه‌افراشتگی یا پایین‌کشیدن پرچم نیز دارای آیین‌های ویژه‌ای است که بخشی از نظام هنجاری حکمرانی به صورت معمول در کشورها است؛ یعنی آیین‌های مرتبط با پرچم، ضمنِ اهمیت ویژه از اصول اولیه حکمرانی در سطح جهانی است. در نظام هنجاری پرچم در کشور ما، مانند بسیاری از دیگر کشورها می‌توان به لزومِ برافراشته‌بودن همیشگی پرچمِ کشور، آیینِ مشخصِ نیمه‌افراشتگی پرچم،‌ نه پایین‌کشیدنِ پرچم در روزهای محدودِ عزاداری رسمی اشاره کرد؛ یعنی در یکی، دو یا حداکثر سه روز عزای عمومی با قواعد هنجاری مشخص می‌توان پرچم کشور را نیمه‌برافراشته کرد که آن‌هم خود قواعدی دارد؛ یعنی پرچم کشور از یک‌چهارم میله پرچم پایین کشیده شده و با آیین خاص دوباره به حالتِ عادی به اهتزاز درمی‌آید. این آیین‌ها در نظامِ هنجاری پرچم، نشانگر جایگاه چنین نظام هنجاری‌ای در اداره کشورهاست؛ یعنی اتفاقی نمادین که به روحِ همبستگی ملی یاری می‌رساند و بر آن تأکید می‌کند.


🔴 دنباله‌ی یادداشت را در قسمتِ "مشاهده فوری" بخوانید:
👇👇


@IranDel_Channel

💢
👍20
🔴 ایران - مصر


@IranDel_Channel

💢
👍17

🔴 «نظریه و جنبش»
برای خفتگان بر تخت پروکروست

✍️ مهدی تدینی

رابطۀ «نظریه» با «جنبش سیاسی‌ ـ‌ اجتماعی» رابطۀ روح با جسم است. وجه افتراق شورش با جنبش همین است که در یک حرکت اجتماعی چقدر نظریه وجود داشته باشد: هر چه یک حرکت اجتماعی نظریه‌دارتر باشد، جنبش‌تر است و در نتیجه ماندگاری و احتمالاً دستاورد بیشتری هم خواهد داشت. حرکت اجتماعی بدون نظریه، مانند سفر اکتشافی بدون آذوقه است. همان‌گونه که بدون آذوقۀ کافی اکتشافگران دیر یا زود وسط دریا، بیابان یا کوهستان تلف خواهند شد، حرکت اجتماعی بدون نظریه ــ یا با ضعف نظریه ــ نیز دیر یا زود در گسل‌ها و شکاف‌های اجتماعی پراکنده و گم خواهد شد. اهمیت نظریه در همین ویژگی مهم نهفته است ــ و نیز اینجاست که مشخص می‌شود مروجانِ نظریه‌های موهوم چه نقش مخرّبی ایفا می‌کنند.

با این مقدمه می‌خواهم به یک آسیب در فضای نظری جنبش‌های اجتماعی ایران اشاره کنم. واقعیت این است که دوران نظریه‌های سترگ و مطلق گذشته است؛ یعنی دوران ایدئولوژی‌های مطلق‌نگر و جهان‌بینانه که مدعی سعادت کامل برای بشر بودند گذشته است. تردیدی ندارم که دلیل پیروزی انقلاب ۵۷ دقیقاً همین بود که همۀ ایدئولوژی‌های خوش‌دست عصر خویش را در خود جمع کرده بود؛ ایدئولوژی‌هایی که در حکم «نظریه» وارد جنبش اجتماعی شده بودند و چنان ادعاهای گزاف، مطلق و شک‌ناپذیری داشتند که از شهروندانی کاملاً عادی و متوسط، رزمندگانی روئین‌تن و تسلیم‌ناپذیر می‌ساختند. نیازی به یادآوری نیست که حتی ته‌مانده‌ای از آن ایدئولوژی‌ها نیز تا به امروز برای مهار همۀ جنبش‌های مخالف بعدی کفایت می‌کرده است.

حال، در این دوران تنگدستیِ نظری، یک آفت بزرگ هم گریبانگیر ما شده است و آن اینکه برخی نظریه‌های مد روزِ غرب از سوی برخی کنشگرانِ ــ به‌ویژه کنشگران خارج‌نشین ــ در جنبش‌های اجتماعی ایران تزریق می‌شود. این کنشگران که عموماً در یکی دو دهۀ اخیر دسترسی خوبی هم به رسانه‌های فارسی‌زبان خارج از کشور داشته‌اند، نظریه‌ها و رویکردهایی را به فضای سیاسی و اجتماعی ایران پمپاژ کرده‌اند که هیچ پیوند ماهوی و معرفت‌شناختی با حرکت‌های داخل ایران نداشته است. نتیجۀ این مداخلۀ نابخردانه چیزی جز سوزاندن سرمایه‌های اجتماعی نیست و نمونه‌های این سوءاستفاده‌ها و آدرس‌های نادرست را در همین یک سال اخیر فراوان دیده‌ایم.


🔴 دنباله‌ی یادداشت را در قسمتِ "مشاهده فوری" بخوانید:
👇👇


@IranDel_Channel

💢
👍11👎1
💚
🤍
❤️

🔴 شهروندان ایرانی که دغدغه‌ی ایران دارند، به کانالِ تلگرامی "ایران‌دل" دعوت‌اند.

نام این کانال‌، از بیت معروفِ حکیم نظامی‌ گنجه‌ای، الهام گرفته شده است:
همه عالم تَن است و ایران‌دل
نیست گوینده،‌ زین قیاس خجل


🔴 بازنشر یک یادداشت، توییت، ویدئو و یا یک فایل صوتی در کانالِ ایران‌دل به معنی تایید کل محتوای ارسالی و تمام مواضعِ صاحبِ آن محتوا (نویسنده و سخنران و توییت‌زننده) نیست و صرفاً هدف بازتاب دادن یک نگاه و اندیشه پیرامونِ تاریخ، فرهنگ، ادبیات، اندیشه‌ی ایرانی و مسائل روز ایران است.

لطفاً به کانالِ تلگرامی ایران‌دل پیوسته و دوستان خود را بدین کانال دعوت کنید و این پیام را در گروه‌های مختلف تلگرامی به اشتراک بگذارید.

لطفاً اعلان‌های کانال (notification) را فعال نگه دارید و بعد مطالعه‌ی فرسته‌ها (پست‌ها) چنانچه فرسته‌ای را سودمند ارزیابی کردید، آن فرسته را به کانال تلگرامی خود، گروه‌های مختلف تلگرامی و دوستانِ علاقمندتان ارسال کنید.


از همراهی شما مخاطبانِ گرامی سپاسگزاریم.


https://t.me/IranDel_Channel


@IranDel_Channel

💢
👍12

🔴 میهن‌دوستی در تقابل با ناسیونالیسم

چرا ناسیونالیسم دستوری به کار ایران نمی‌آید؟‌

[بخش نخست]

✍️ اشکان زارع، پژوهشگر تاریخِ اندیشه

میهن‌دوستی در قرونِ اخیر مورد توجه اهل سیاست بوده است؛ سیاستمداران برای پیشبردِ اهداف خود به منظور رسیدن به نتیجه‌ی مطبوع از میهن‌دوستی استفاده می‌کنند. آنچه اهل سیاست از میهن‌دوستی می‌سازند، انگاره‌ای است که تحتِ ایدئولوژی ناسیونالیسم خود را نمایان می‌سازد. از آنجا که تفاوتِ ناسیونالیسم و میهن‌دوستی خط ظریفی در تعریف دارد، بسیاری این دو را با یکدیگر برابر می‌گیرند.

در نظر بسیاری میهن‌دوستی برابر است با ناسیونالیسم، درحالی‌که هر کدام از این مفاهیم دارای بار معنایی متفاوتی در سیر تاریخ هستند.

بسیاری حتی از اهالی روشنفکری و سیاست که باید در به کار بردن مفاهیم، نهایتِ دقت را انجام دهند این دو مفهومِ متفاوت را برابر می‌دانند و در سطحی مشابه از آنها استفاده می‌کنند. در این نوشته‌ی کوتاه سعی داریم به تمایز این دو در سیرِ تاریخِ مفهوم با ارجاع به ماده‌ی تاریخِ ایران بپردازیم...


🔴 متنِ کاملِ بخش نخستِ این یادداشت را در قسمتِ "مشاهده فوری" بخوانید:
👇👇


@IranDel_Channel

💢
👍12👎1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM

🎥 تفاوت‌های دریاچۀ ارومیه با دریاچۀ وان از منظرِ دانشِ مطالعه‌ی آب (هیدرولوژی)


به‌تازگی تصاویری منتشر شده که در آن گفته می‌شود، دریاچۀ وان ترکیه با اینکه نزدیک دریاچۀ ارومیه است، پُرآب است و خشک نشده است. جدا از سومدیریت رخ داده در مدیریتِ منابع آبِ حوزه‌ی دریاچه ارومیه، آیا مقایسه‌ی دریاچه‌ ارومیه با دریاچه وان، از منظرِ دانشِ مطالعه‌ی آب (هیدرولوژی) درست است؟


@IranDel_Channel

💢
👍11👎1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎥 آذربایجان و وحدت تاریخی و فرهنگی ایران

سخنران: سجاد آیدنلو، استاد زبان و ادبیات فارسی،‌ شاهنامه‌شناس و عضو هیئت علمی دانشگاه پیام نور ارومیه

سخنرانی در نشست تخصصی "چشم انداز وحدت ملی ایران و نقش آذربایجان"، تبریز، نهم شهریور ۱۴٠۲ خورشیدی


🔴 منبع: تارنمای خبری - تحلیلی آذری‌ها


@IranDel_Channel


💢
👍15
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎥 هشدار در خصوص جعلِ تاریخ در حوزه‌ی کتاب از سوی افراد و ناشران بیگانه‌گرا در آذربایجان

سخنران: عطاالله عبدی، دکترای جغرافیای سیاسی و عضو هیئت دانشگاه خوارزمی

سخنرانی در نشست تخصصی "چشم انداز وحدت ملی ایران و نقش آذربایجان"، تبریز، نهم شهریور ۱۴٠۲ خورشیدی


🔴 منبع: تارنمای خبری - تحلیلی آذری‌ها


@IranDel_Channel

💢
👍14
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 وحدت آداب و رسوم کهن ایرانی

سخنران: حسین نوین، دکترای زبان و ادبیات فارسی و عضو هیئت علمی دانشگاه محقق اردبیلی

سخنرانی در نشست تخصصی "چشم انداز وحدت ملی ایران و نقش آذربایجان"، تبریز، نهم شهریور ۱۴٠۲ خورشیدی


🔴 منبع: تارنمای خبری - تحلیلی آذری‌ها


@IranDel_Channel

💢
👍16

🔴 امپریالیسم‌ستیزان

✍️ مهدی تدینی

آنچه می‌بینید (ویدئوی پیوست) از صحنه‌های فراموش‌شدۀ تاریخ است: اشغال و تخریبِ «خانۀ فرهنگِ ایران در دهلی» در ۲۴ دی ۵۷ [خورشیدی] توسط چریک‌های فدایی خلق.

اینکه یک گروه کم‌شمار از دانشجویان ایرانی در جایی مانند هند در آن سال‌ها تا این اندازه تحت تأثیر یا پیرو چریک‌های فدایی بوده‌اند، خود شگفت‌آور است.

تصاویر گویاست و نیاز به توضیح ندارد. شعارهای این دانشجویان طبعاً همان شعارهای مارکسیستی معمول بود: «مرگ بر رژیم فاشیستی شاه خائن، سگ زنجیری امپریالیسم»؛ «زنده باد مبارزۀ مسلحانه»؛ «تنها راه رهایی جنگ مسلحانه است!» سخنگویشان کشتار ۲۵ هزار شبه‌نظامی را در ماه‌های اخیر در ایران محکوم می‌کند؛ البته بین ۲۵ هزار و ۱۵ هزار تردید دارد.!

اما در همۀ کنش‌های سیاسی این گروه یک شعار بسیار پررنگ است و اینکه دائم یادآوری می‌کنند «ایران ویتنام خواهد شد!» منظور اینها این است که یا ما با قیام مسلحانه ایران را ویتنام خواهیم کرد یا اگر مداخله‌ای برای سرکوب انقلاب صورت گیرد ما ایران را به ویتنام دومی برای امپریالیسم تبدیل خواهیم کرد. به هر حال، چیزی که برای این جوانان روشن بود، بین ویتنامیزه کردن ایران و بقای حکومت شاه، ویتنام شدن را ترجیح می‌دادند.

پیش‌تر هم گفته‌ام... در مطالعه دربارۀ سال‌های ۳۲ تا ۵۷ [خورشیدی] هیچ‌چیز برایم به اندازۀ سازماندهی دانشجویان ایرانی در خارج از کشور شگفت‌آور نیست! شاید نتوان تشکل ایرانی دیگری یافت که چنین سازماندهی دقیقی مانند «کنفدراسیون جهانی دانشجویان ایرانی» داشته باشد. اوج فعالیت‌های این دانشجویان از ابتدای دهۀ ۱۳۴۰ تا اوایل دهۀ ۱۳۵۰ [خورشیدی] بود و بعد رفته‌رفته به دلیل تشدید دسته‌بندی و رادیکالیسم انسجام اولیۀ خود را از دست دادند، اما در عوض بسیار فعال‌تر شده بودند، زیرا دیگر لازم نبود اقتضائات سازمانی را رعایت کنند. گروهی به چین می‌رفت و رادیو فارسی در خدمتِ دولتِ چینِ کمونیست، راه می‌انداخت؛ گروهی به لیبی و الجزایر می‌رفت تا کمک تسلیحاتی بگیرد؛ گروهی به کوبا می‌رفت تا آموزش نظامی ببیند.

برخی از این دانشجویان کلاً درس را رها می‌کردند و فقط بر روی کارهای این سازمان تمرکز می‌کردند. کنفدراسیون اوضاع ایران و جهان را رصد می‌کرد و پس از هر کنگره، اعلامیه‌های سیاسی صادر می‌کرد و دربارۀ همۀ امور ایران و جهان موضع‌گیری می‌کرد ــ با ادبیاتی کاملاً چپ‌گرایانه. کنفدراسیون طبعاً پس از انقلاب تضعیف شد، زیرا این جوانان به سوی ایران سرازیر شدند؛ و البته سانتریفیوژ رخدادهای پس از انقلاب خیلی زود بسیاری از آنها را دوباره از ایران به بیرون پرتاب کرد.
 


@IranDel_Channel

💢
👍13

🔴 #معرفی_کتاب و #اطلاع_رسانی

کتاب دفتری برای ایران، نامه‌های فارسی به ولادیمیر مینورسکی به کوشش گودرز رشتیانی به چاپ دوم رسید.

این کتاب شامل مکاتباتِ فارسی استادان، پژوهشگران و ایران‌شناسان عمدتاً ایرانی با ولادیمیر مینورسکی، ایران‌شناس برجسته سده‌ی بیستم میلادی است.

این نامه‌ها بخش کوچک و در عین حال قسمت مهمی از گنجینه‌ی پژوهشی ولادیمیر مینورسکی است که در انستیتوی نسخِ خطی شرقی آکادمی علوم روسیه در شهر سنت‌پترزبورگ نگهداری می‌شود.

در میان اسامی نگارندگان و مخاطبان این نامه‌ها نام‌های بزرگی چون محمد قزوینی، سیّد حسن تقی‌زاده، عباس اقبال آشتیانی، ایرج افشار، بدیع‌الزمان فروزانفر، مجتبی مینوی، عبدالحسین زرّین‌کوب، محمدعلی جمال‌زاده، احسان یارشاطر، محمد معین، سیّد محمد دبیرسیاقی، علی‌اصغر حکمت، صادق هدایت، محمدتقی بهار، پرویز ناتل خانلری و... به چشم می‌خورد.


ولادیمیر مینورسکی،‌ (زادهٔ ۶ فوریهٔ ۱۸۷۷ – درگذشتهٔ ۲۵ مارس ۱۹۶۶ میلادی) خاورشناس و ایران‌شناس روس و استاد دانشگاه لندن، مینورسکی برای آثارش در زمینهٔ تاریخ، ادبیات، جغرافیا، و فرهنگِ ایرانی شهره است.

مینورسکی در مورد پانترکان می‌گفت:
«هر جا که پرسش حل‌نشده‌ای در زمینهٔ فرهنگ قوم‌های شرقِ باستان پدید آید، تُرکان [= پانترکان] بی‌درنگ دست خود را همان‌جا دراز می‌کنند.»

مینورسکی، ضمن انتقاد از روش مورخانِ پان‌ترکیست، بیان می‌داشت که «مسائل علمی حل‌نشده‌ای در زمینهٔ فرهنگِ اقوام شرق باستان» بستری برای جعل تاریخی و توجیه مقاصد ایدئولوژیک پان‌ترکیسم فراهم ساخته‌است و ادعاهای مورخان ترک (پان‌ترکیست‌ها) را از اساس اشتباه می‌دانست و معتقد بود که این مورخان در واقع دزدِ تمدن‌های شرقِ باستان هستند.


@IranDel_Channel

💢
👍13

🔴 شکست انقلاب فرهنگی

✍️ جواد طباطبایی، فیلسوفِ سیاسی ایران

هر انقلاب فرهنگی از همان آغاز محتوم به شکست است. بدیهی است که دولت‌ها پیوسته می‌توانند پیروزی‌هایی که موقت و گذرا هستند به دست آورند، اما تردیدی نیست که هرچه این توهّمِ پیروزی طولانی‌تر باشد آسیب‌های آن نیز بسی بیشتر خواهد بود. انقلابِ فرهنگی در ایران نیز چنین پی‌آمدهای نامطلوبی برای نظام علمی کشور داشته است. این نکته دارای اهمیت است که انقلاب فرهنگی در ایران، با سابقه‌ای نزدیک به چهار دهه، یکی از طولانی‌ترین انقلاب‌های فرهنگی است و به نظر نمی‌رسد که روند و نتایج آن، تاکنون، مورد بررسی انتقادی قرار گرفته باشد. اگرچه اسناد و مدارک کافی برای یک اظهار نظر بی‌طرفانه در دسترس نیست، اما من گمان می‌کنم که، حتیٰ از دیدگاه مسئولان حکومتی و متولّیان انقلاب فرهنگی،  بتوان گفت که سرکنگبینِ انقلابِ فرهنگی بسی بر صفرای ایدئولوژیکی شدن و سیاست‌زدگی دانشگاه افزوده و نهال علم را بسیار رنجورتر از پیش کرده است. به اجمال می‌توان گفت که شالودۀ نظری همۀ «انقلاب‌های فرهنگی» این تلقّی نادرست بود که گویا فرهنگ امری ساختنی است‌ و می‌توان «فرهنگ‌سازی» کرد، بویژه این‌که دولت می‌تواند «فرهنگ‌سازی» کند. در این دریافت، فرهنگ امری ایدئولوژیکی و تابع مناسبات قدرت است و با دگرگون شدن رابطۀ نیروها نیز می‌توان با تصرفی در فرهنگ، آن را دگرگون کرد. تجربه‌های همۀ انقلاب‌های فرهنگی ناظر بر این درس مهم است که نه تنها هیچ یک از آن‌ها پیشرفتی در علم در پی نداشته‌اند، بلکه موجب رکود علمی مزمنی نیز شده است. برخی از کشورها، مانند چین، به دنبال رکودی که نظام علمی آن کشور را کمابیش نابود کرد توانستند با اصلاحاتی اساسی به بازسازی آن بپردازند، اما تاکنون نه روسیه و نه هیچ یک از دیگر جمهوری‌های سابق اتحاد جماهیر شوروی نتوانسته‌اند نظام علمی و دانشگاهی خود را احیاء کنند. وضع در کشورهای سوسیالیستی اروپای مرکزی و شرقی از این حیث متفاوت است که دانشگاه‌های مهم آن‌ها بخشی از نظام علمی و دانشگاهی اروپا بودند و بسیار زود توانستند پس از فروپاشی نظام‌های سوسیالیستی سطح علمی دانشگاه‌های خود را ارتقاء ببخشند.

🔴
منبع:
مقاله دانشگاه خانه احزاب، جواد طباطبایی، نشریه قلمیاران، شماره پانزدهم. بهمن ۱۳۹۷. صفحه دو.

@IranDel_Channel

💢
👍15

🔴 بنیان اصلی فکرِ پنجاه‌وهفتی (۲)

✍️ مرتضی مردیها، استاد پیشین فلسفه در دانشگاه علامه طباطبایی

علمای سنتی می‌گفتند‌، نماز به‌جماعت و در مسجد آنقدر سفارش شده است که مگر کسی مثلاً بیمار یا فرتوت باشد که در آن شرکت نکند. بعد بلافاصله اضافه می‌کردند که ولی این در اصل برای مردها است. احتیاط در آن است که زنان، به‌ویژه زنان جوان، در خانه بمانند و دور از چشم‌ها، نماز به‌ فُرادا بگذارند، و بسا که از این بابت ثواب بیشتری هم ببرند.

به این فکر نکنید که چنین طرز فکری برای ما چه مایه غریب و باورنکردنی و منشأ چه خلاف‌ها و خطاهایی بوده است.‌ عجالتاً و برای موضوع بحث ما، به این‌ تأمل کنید که چقدر محتمل است که چنین نگاهی به زن، بتواند او را به شکلی انبوه به خیابان‌ها بفرستد تا، چنانکه در پارچه‌نوشته تصویر منضم می‌بینید، شعار «مرگ بر امریکا» را فریاد بزند!

ممکن است بگویید این‌که چیزی نیست، نان‌ به‌ نرخ‌ِ لحظه‌ خوردن کار اینها بوده. زمانی برای اعتراض به شرکتِ زنان در انتخابات، قیام خونین به‌پا کردند و چند سال بعد، برای مقاصد انقلابی و حکومتی انبوه میلیونی آنان را، گاه به کمک چیزی شبیه فتوای دینی، به خیابان‌ها کشاندند. آری، این راست است. ولی، ولی، برای آن دسته (در ابتدا اقلیتی کوچک ولی رو به رشد) از آنان که در میانۀ راهِ الاحوط، به تور دیسکورسِ جاانداخته شده‌ی حزب توده، مصدقی‌ها، چریک‌ها، و روشنفکران (از نویسنده و شاعر و خطیب تا استاد و دانشجو و دبیر) کمونیست و سوسیالیست و ضدامپریالیست و جهان‌سومیست نیفتاده بودند، و آیین را (خوب یا بد) در پای آن سر نبریده بودند. اصلاً یکی از اعتراضاتِ جریان اصلی و سنتی علما به اقلیتِ انقلابیون مذهبی همین بود که چرا زنان را به تظاهرات می‌برید، این خلافِ شرع است.

نظریه‌پردازان چپ در ایران دهه‌های ۴۰ و ۵۰ [خورشیدی] به این‌ نتیجه رسیدند که باید از پتانسیل‌های فرهنگ بومی برای تقویت ایدۀ مبارزه و انقلاب استفاده کرد. اگر جامعۀ ایران یک جامعۀ آیینی است پس بگردید و برای برابری و مبارزه و خشونت و کُشتن و‌ کُشته‌شدن و انقلاب و امپریالیسم و طبقۀ گارگر و فلان و فلان، معادل‌هایی در آیین و اسطوره پیدا کنید. که شد، عدل و جهاد و شهادت و استکبار و طاغوت و مستضعف و غیره. این سو هم کسانی که نسبتی با آیین داشتند ولی بیشتر آن را در خدمت خود می‌خواستند تا به‌عکس، و اسیر مد زمانه بودند که همانا منسوب کردن ریشه تمامی مشکلات عالم، از هابیل و قابیل الی یومنا‌هذا، به امریکا و حکومت‌های غیرکمونیستی بود (که به تأسی از روزنامه پراودا و رادیو مسکو سگ‌های زنجیری امپریالیسم نامیده بودند‌شان)، و مقادیری هم روحیۀ ماجرا داشتند، مثل دو قطب ظاهراً ناهمنام هم را جذب کردند. یک طرف آل‌احمد و شریعتی و حنیف‌نژاد و امثالهم و طرف دیگر هم نواب صفوی و برخی دیگر که کاملاً می‌شناسیدشان.
این دو دست در دست هم‌ گذاشتند و چنان کردند که اگر کسانی از مردم به‌صرف غریزۀ حسادت هنوز گرایش‌های کمونیستی درشان قوام نیامده، با اسطوره‌های آیینی عقلشان را بدزدند و بگویند ابوذر یک سوسیالیست بود (که البته خیلی هم اشتباه نمی‌گفتند، چون، چنانکه جایی شرح داده‌ام، او هم در اصل مثل عموم کمونیست‌ها راهزن بود.) و شد آنچه شد‌؛ آنچه که نباید می‌شد.

پدر مرحومم، در توصیف یکی از اولین مانورهای بزرگ و باشکوهِ ناشی از موفقیت این پیوند، در چند ماه مانده به بهمن، گفت: «این جماعتِ بیش از صد هزار نفر که امروز صف در صف به فلانی اقتدا کردند، اکثریت گسترده‌شان، غسل واجب بر عهده داشتند و به حکم شرع، ورودشان به چنین مکان و مراسمی ممنوع بود».



🔴 پی‌نوشت:
بازنشر یادداشتی به معنای تأیید کل محتوای آن و تأیید تمام مواضعِ نویسنده یادداشت نیست.


🔴 پی‌نوشت:
بخش نخست یادداشت را از اینجا بخوانید.


@IranDel_Channel

💢
👍16👎2
‌‌
🔴 چرا قوم‌گرایان بویژه پانترکان در فضای مجازی از اخراج و تعلیق استادانِ دانشگاه و جایگزین شدنِ افراد کم‌دانش، غیرمتخصص و لمپن استقبال می‌کنند؟

✍️ سالار سیف‌الدینی در توییتی در پاسخ به این پرسش نوشت:

" دلیلِ خوشحالی عناصرِ قوم‌گرا، از اخراجِ اساتید و استقبال از حضور لمپن‌ها در دانشگاه تهران [و دیگر دانشگاه‌ها] روشن است.
با وجودِ نخبگانی مانند کریم بوکسور، عباس قصاب، اصغر بقال، جاعلِ مینق، باید هم از کسادی دانش استقبال کنند.
قوم‌گرایی ذاتاً مانعِ توسعه است و مستمراً نیروهای ضدِّ توسعه را بصورتِ متحد خویش فرض می‌کند. "


#توییت_خوانی

@IranDel_Channel

💢
👍30👎1

🔴 #اطلاع_رسانی

🔴 بزرگداشتِ ابوریحان بیرونی

"احیاگران روح ایران‌زمین"


سخنرانان:
اصغر دادبه
محمد بقایی ماکان
کامروز خسروی‌ جاوید
مصطفی نصیری
محمد اسدی
سعیده پراش


🔴 زمان:
ساعت ۱۷، روز یکشنبه ۱۹ شهریور ماه ۱۴۰۲ خورشیدی

🔴 مکان:
تهران، خانه اندیشمندان علوم انسانی، سالن فردوسی


@IranDel_Channel

💢
👍14
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎥 غفلت از قفقاز در سیاست‌گذاری داخلی و خارجی ایران

سخنران: ناصر همرنگ، روزنامه‌نگار و نویسنده‌ی اردبیلی

سخنرانی در نشستِ تخصصی "چشم‌اندازِ وحدتِ ملی ایران و نقشِ آذربایجان"، تبریز، نهم شهریور ۱۴٠۲ خورشیدی



🔴 منبع: تارنمای خبری - تحلیلی آذری‌ها


@IranDel_Channel

💢
👍15👎1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 روزی روزگاری، هما؛ هواپیمایی ملی ایران!


@IranDel_Channel

💢
👍13

🔴 ارمنستان هم فهمید

✍️ یدالله کریمی‌پور

امروز وزارت دفاع ارمنستان از برگزاری یک مانور مشترک نظامی ۹ روزه با نیروهای آمریکایی گسیل‌شده به ایروان خبر داد. در همین راستا ۸۵ نظامی و ۱۷۵ شهروند عادی آمریکا جهت انجام این رزمایش مشترک به نام "متحد عقاب ۲۰۲۳"، به ایروان رسیده‌اند. که از دوشنبه هفته آینده آغاز می‌شود. در این ارتباط امروز سخنگوی کرملین سراسیمه اعلام کرد این رزمایش، به‌ویژه در شرایط کنونی، مایه نگرانی مسکو شده و چگونگی آن را رصد خواهد کرد. یادآوری می‌شود ایروان در ژانویه سال جاری، پیشنهاد روسیه برای برگزاری رزمایش "سازمان پیمان امنیت جمعی" در خاکش را رد کرده بود.

پس از شکست خفت بار ارمنستان از نیروهای مشترک باکو - آنکارا و ناتوانی مسکو در پشتیبانی از هم‌پیمانش، ایروان به تدریج گرایش به غرب را در پیش گرفت. چنین گرایشی تا کنون موجبات همدردی قوی فرانسه، یونان و آمریکا از ارمنستان را فراهم آورده است. با تداوم حمایت غرب، باید در انتطار سه رخداد بود:

۱) تقلیل نفوذ روسیه در قفقاز جنوبی همزمان با افزایش نفوذ پاریس و واشنگتن؛
۲) احساس خطر باکو - انکارا و تلاش در جهت نزدیکی به ایروان از طریق گسترش مناسبات تجاری؛
۳) دستپاچگی مسکو برای از دست دادن متحد دیرینش در قفقاز جنوبی و تقلای سخت برای حفظ مناسبات گرم و استراتژیک با ایروان.

به هر روی ایروان هم بالاخره پی برد که آبی از مسکو گرم نخواهد شد.


@IranDel_Channel

💢
👍28