🔴 یادی از استاد محمد امین ریاحی خویی
✍️ اکبر ایرانی، مدیر مؤسسه پژوهشی میراث مکتوب با انتشار ویدئوی زیر نوشت:
مقبرۀ شمس تبریزی در [شهر] خوی [استانِ آذربایجان غربی] است.
محمد امین ریاحی خویی (۱۱خرداد ۱۳۰۲ ـ ۲۵ اردیبهشت ۱۳۸۸ خورشیدی)، در سال ۱۳۳۷ [خورشیدی] از رسالۀ دکتری خود با عنوان تصحیحِ مرصادالعباد نجمالدین رازی به راهنمایی مرحوم [بدیعالزمان] فروزانفر دفاع کرد. دورانِ تحصیل او مقارن بود با اشغال [خطّهی] آذربایجان توسط فرقۀ دمکرات. او با تشکیل حزب وحدتِ ایران برای دفاع از خاکِ وطن با جمعی از ایراندوستان، راهی آذربایجان شد و از هیچ تلاشی برای دفاع از وطن دریغ نکرد. پنج سالی در لغتنامه دهخدا با مرحوم [محمد] معین همکاری نمود. وی چهار سال به عنوان رایزنِ فرهنگی ایران در [کشورِ] ترکیه مشغول به کار شد. در زمان او و به دعوت او بود که زندهیاد مجتبی مینوی به کتابخانههای ترکیه رفت و حدود هزار نسخۀ نفیس را شناسایی و میکروفیلم آنها را به کتابخانۀ مرکزی دانشگاه تهران منتقل کرد. آثار ارزشمندی که بسیاری از آنها تحقیق و تصحیح و منتشر شده است. سرچشمههای فردوسیشناسی، تاریخِ خوی، زبان و ادب فارسی در قلمرو عثمانی، از جمله تألیفات ارزشمند دکتر ریاحی است.
مرحوم ریاحی در ترکیه با استادانِ زبان فارسی و ایرانشناسانِ تُرک[یهای] آشنایی و همکاری نزدیک داشت. عبدالباقی گولپینارلی، مترجم و شارحِ مثنوی به تُرکی از جمله آنها بود که دکتر توفیق سبحانی اغلب آثار ایشان را به فارسی ترجمه کرده است. سال ۸۶ که همایش بزرگداشت این مولویشناس برجستۀ تُرک[یهای] را در دانشگاه تهران برگزار کردیم، پیشتر خدمت مرحوم [محمد امین] ریاحی [خویی] رسیدیم و از ایشان خواستیم که خاطرات خود را بنویسند تا منتشر کنیم. این فیلم را علی صفری در اوایل سال ۸۶ که با دوستان مؤسسه از جمله ناصر گلباز و باهر خدمت ایشان رسیدیم، به یادگار گرفت و امروز به طور اتفاقی به چشمم خورد، گفتم یادی از این دانشمندِ آذربایجانی غیورِ ایراندوست بکنم که از خدمتگزاران فرهنگ ایران و از حافظانِ زبانِ فارسی بود. در این فیلم ایشان تصریح میکند که با قرائن و اسناد بسیار ثابت کرده، مقبرۀ شمس تبریزی در [شهر] خوی است و ضرورت دارد بارگاه او ساخته شود تا دوستدارانش به زیارت او نائل شوند.
یادش گرامی
@IranDel_Channel
💢
🔴 یادی از استاد محمد امین ریاحی خویی
✍️ اکبر ایرانی، مدیر مؤسسه پژوهشی میراث مکتوب با انتشار ویدئوی زیر نوشت:
مقبرۀ شمس تبریزی در [شهر] خوی [استانِ آذربایجان غربی] است.
محمد امین ریاحی خویی (۱۱خرداد ۱۳۰۲ ـ ۲۵ اردیبهشت ۱۳۸۸ خورشیدی)، در سال ۱۳۳۷ [خورشیدی] از رسالۀ دکتری خود با عنوان تصحیحِ مرصادالعباد نجمالدین رازی به راهنمایی مرحوم [بدیعالزمان] فروزانفر دفاع کرد. دورانِ تحصیل او مقارن بود با اشغال [خطّهی] آذربایجان توسط فرقۀ دمکرات. او با تشکیل حزب وحدتِ ایران برای دفاع از خاکِ وطن با جمعی از ایراندوستان، راهی آذربایجان شد و از هیچ تلاشی برای دفاع از وطن دریغ نکرد. پنج سالی در لغتنامه دهخدا با مرحوم [محمد] معین همکاری نمود. وی چهار سال به عنوان رایزنِ فرهنگی ایران در [کشورِ] ترکیه مشغول به کار شد. در زمان او و به دعوت او بود که زندهیاد مجتبی مینوی به کتابخانههای ترکیه رفت و حدود هزار نسخۀ نفیس را شناسایی و میکروفیلم آنها را به کتابخانۀ مرکزی دانشگاه تهران منتقل کرد. آثار ارزشمندی که بسیاری از آنها تحقیق و تصحیح و منتشر شده است. سرچشمههای فردوسیشناسی، تاریخِ خوی، زبان و ادب فارسی در قلمرو عثمانی، از جمله تألیفات ارزشمند دکتر ریاحی است.
مرحوم ریاحی در ترکیه با استادانِ زبان فارسی و ایرانشناسانِ تُرک[یهای] آشنایی و همکاری نزدیک داشت. عبدالباقی گولپینارلی، مترجم و شارحِ مثنوی به تُرکی از جمله آنها بود که دکتر توفیق سبحانی اغلب آثار ایشان را به فارسی ترجمه کرده است. سال ۸۶ که همایش بزرگداشت این مولویشناس برجستۀ تُرک[یهای] را در دانشگاه تهران برگزار کردیم، پیشتر خدمت مرحوم [محمد امین] ریاحی [خویی] رسیدیم و از ایشان خواستیم که خاطرات خود را بنویسند تا منتشر کنیم. این فیلم را علی صفری در اوایل سال ۸۶ که با دوستان مؤسسه از جمله ناصر گلباز و باهر خدمت ایشان رسیدیم، به یادگار گرفت و امروز به طور اتفاقی به چشمم خورد، گفتم یادی از این دانشمندِ آذربایجانی غیورِ ایراندوست بکنم که از خدمتگزاران فرهنگ ایران و از حافظانِ زبانِ فارسی بود. در این فیلم ایشان تصریح میکند که با قرائن و اسناد بسیار ثابت کرده، مقبرۀ شمس تبریزی در [شهر] خوی است و ضرورت دارد بارگاه او ساخته شود تا دوستدارانش به زیارت او نائل شوند.
یادش گرامی
@IranDel_Channel
💢
Telegram
attach 📎
👍9
🔴 نقدی بر سخنان غیرکارشناسی علی لاریجانی
✍️ احسان هوشمند، دانشآموختهی دکترای جامعهشناسی و پژوهشگر حوزه اقوام
دیری است نظام تدبیر کشور با مسائل پیچیده و بزرگی دست به گریبان است. توسعه ناموزون و ناپایدار جایجای کشور یکی از مهمترین پیامدهای مدیریت ناکارآمد کشور در دو سدهی گذشته است. چرا کشور با چنین مسئلهای دست به گریبان شده و روش خروج از چنین مداری چیست؟ پرسشی است که ذهن برنامهنویسان و دولتمردان و برخی از محققان و اندیشمندان و کارشناسان کشور را به خود مشغول کرده است. گاه و بیگاه نیز برخی از سیاستمداران با طرح دیدگاههای خود به جای اشاعه درکِ درست و کارشناسیشده از مسائل کشور بر پیچیدگیها و انباشت مسائل جدید میافزایند که آخرین آن سخنان رئیس سابق مجلس در میان تعدادی از کارآفرینان مازندرانی است. به گزارش رسانهها، علی لاریجانی با اشاره به مسائل استانها گفت «مصالح منطقهای را مرکزنشینان بهخوبی نمیدانند و مناطق بهتر میدانند». او در ادامه گفت «در قانون اساسی چند وزارتخانه فقط نام برده شده که شامل وزارتخانههای اطلاعات، خارجه، دفاع و دادگستری است. اتفاقاً اینها را نمیشود منطقهای کرد. او ادامه داد: به نظر من باید دولت را دو قسم کنیم، یک قسم وزرای ستادی و یک قسم وزرای منطقهای. وزرای منطقهای مسئول چند استان میشوند»، آنچه در سخنان غیرکارشناسی علی لاریجانی مشهود است، بیتوجهی به انباشتِ مسائل و حتی بحرانهای گوناگونِ کشور در حوزههای اقتصادی، سیاست خارجی، زیستمحیطی، اجتماعی و فرهنگی ازجمله بحرانِ آب، بحرانِ مهاجرت، بحرانِ گرانی و مسئلهی مشارکت و تعمیق شکاف میان دولت و ملت است. [علی] لاریجانی درحالیکه در ساختار اداری و سیاسی امروز کشور خود، برای نامزدی ریاستجمهوری تأیید نشده است، چگونه میتواند امیدوار باشد که مسائل توسعهای کشور با تجویز او مدیریت شود؟ گویی کلاننگری غایب در گفتار لاریجانی او را به ارائه تجویزی بنیانسوزتر هدایت کرده که جز افزایش هرجومرج و مشکلات، دستاورد دیگری در پی نخواهد داشت! از ابتدای ظهور دولتِ مشروطه تا امروز در عالیترین سطوح تصمیمگیری توجه به توسعهی مناطق مختلف کشور در دستور کار نهادِ دولت قرار داشته است که ازجمله آنها میتوان به صدور اوامر ملوکانه رضا شاه و محمدرضا شاه برای توسعهی عمران سیستان و بلوچستان و نیز اجرای برنامههای توسعه کشور در پیش و پس از انقلاب اشاره کرد.
جالب است بدانیم که با تأسیس مؤسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی دانشگاه تهران موضوع توسعه و عمران این استان جزء نخستین موضوعاتی بود که بهعنوان گام نخست فعالیت این نهاد در سال ۱۳۳۷ [خورشیدی] با برگزاری دو هفته نشست و کنفرانس با یک نهاد خارجی مشاورهای با موضوع عمران [استان] سیستان و بلوچستان اهمیت موضوع را به صورت عمومی نشان داد؛ اما اجرای یازده برنامه عمرانی و توسعهای در سالهای پیش و پس از انقلاب اگرچه موجب خدماتی به استان سیستان و بلوچستان شده؛ اما همچنان شاخصهای توسعهای و عمرانی این استان شکاف توسعهای عمیقی با دیگر مناطق کشور دارد! چرا این وضعیت یعنی توسعه ناموزون و ناپایدار به بخشی از مختصات امروزی در گسترهی ایرانزمین مبدل شده است؟ حتی در برنامههای دورهی پهلوی نهادها و مؤسسات مشاورهای خارجی نیز در تدوین برنامههای کشور مشارکت داشتند؛ اما همچنان محصول اجرای برنامههای عمرانی ایجادشده، تعمیق شکافهای توسعه ناموزون و ناپایدار در جایجای کشور بود!
🔴 دنبالهی یادداشت را در قسمتِ "مشاهده فوری" بخوانید:
👇👇
@IranDel_Channel
💢
🔴 نقدی بر سخنان غیرکارشناسی علی لاریجانی
✍️ احسان هوشمند، دانشآموختهی دکترای جامعهشناسی و پژوهشگر حوزه اقوام
دیری است نظام تدبیر کشور با مسائل پیچیده و بزرگی دست به گریبان است. توسعه ناموزون و ناپایدار جایجای کشور یکی از مهمترین پیامدهای مدیریت ناکارآمد کشور در دو سدهی گذشته است. چرا کشور با چنین مسئلهای دست به گریبان شده و روش خروج از چنین مداری چیست؟ پرسشی است که ذهن برنامهنویسان و دولتمردان و برخی از محققان و اندیشمندان و کارشناسان کشور را به خود مشغول کرده است. گاه و بیگاه نیز برخی از سیاستمداران با طرح دیدگاههای خود به جای اشاعه درکِ درست و کارشناسیشده از مسائل کشور بر پیچیدگیها و انباشت مسائل جدید میافزایند که آخرین آن سخنان رئیس سابق مجلس در میان تعدادی از کارآفرینان مازندرانی است. به گزارش رسانهها، علی لاریجانی با اشاره به مسائل استانها گفت «مصالح منطقهای را مرکزنشینان بهخوبی نمیدانند و مناطق بهتر میدانند». او در ادامه گفت «در قانون اساسی چند وزارتخانه فقط نام برده شده که شامل وزارتخانههای اطلاعات، خارجه، دفاع و دادگستری است. اتفاقاً اینها را نمیشود منطقهای کرد. او ادامه داد: به نظر من باید دولت را دو قسم کنیم، یک قسم وزرای ستادی و یک قسم وزرای منطقهای. وزرای منطقهای مسئول چند استان میشوند»، آنچه در سخنان غیرکارشناسی علی لاریجانی مشهود است، بیتوجهی به انباشتِ مسائل و حتی بحرانهای گوناگونِ کشور در حوزههای اقتصادی، سیاست خارجی، زیستمحیطی، اجتماعی و فرهنگی ازجمله بحرانِ آب، بحرانِ مهاجرت، بحرانِ گرانی و مسئلهی مشارکت و تعمیق شکاف میان دولت و ملت است. [علی] لاریجانی درحالیکه در ساختار اداری و سیاسی امروز کشور خود، برای نامزدی ریاستجمهوری تأیید نشده است، چگونه میتواند امیدوار باشد که مسائل توسعهای کشور با تجویز او مدیریت شود؟ گویی کلاننگری غایب در گفتار لاریجانی او را به ارائه تجویزی بنیانسوزتر هدایت کرده که جز افزایش هرجومرج و مشکلات، دستاورد دیگری در پی نخواهد داشت! از ابتدای ظهور دولتِ مشروطه تا امروز در عالیترین سطوح تصمیمگیری توجه به توسعهی مناطق مختلف کشور در دستور کار نهادِ دولت قرار داشته است که ازجمله آنها میتوان به صدور اوامر ملوکانه رضا شاه و محمدرضا شاه برای توسعهی عمران سیستان و بلوچستان و نیز اجرای برنامههای توسعه کشور در پیش و پس از انقلاب اشاره کرد.
جالب است بدانیم که با تأسیس مؤسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی دانشگاه تهران موضوع توسعه و عمران این استان جزء نخستین موضوعاتی بود که بهعنوان گام نخست فعالیت این نهاد در سال ۱۳۳۷ [خورشیدی] با برگزاری دو هفته نشست و کنفرانس با یک نهاد خارجی مشاورهای با موضوع عمران [استان] سیستان و بلوچستان اهمیت موضوع را به صورت عمومی نشان داد؛ اما اجرای یازده برنامه عمرانی و توسعهای در سالهای پیش و پس از انقلاب اگرچه موجب خدماتی به استان سیستان و بلوچستان شده؛ اما همچنان شاخصهای توسعهای و عمرانی این استان شکاف توسعهای عمیقی با دیگر مناطق کشور دارد! چرا این وضعیت یعنی توسعه ناموزون و ناپایدار به بخشی از مختصات امروزی در گسترهی ایرانزمین مبدل شده است؟ حتی در برنامههای دورهی پهلوی نهادها و مؤسسات مشاورهای خارجی نیز در تدوین برنامههای کشور مشارکت داشتند؛ اما همچنان محصول اجرای برنامههای عمرانی ایجادشده، تعمیق شکافهای توسعه ناموزون و ناپایدار در جایجای کشور بود!
🔴 دنبالهی یادداشت را در قسمتِ "مشاهده فوری" بخوانید:
👇👇
@IranDel_Channel
💢
Telegraph
نقدی بر سخنان غیرکارشناسی علی لاریجانی
🔴 نقدی بر سخنان غیرکارشناسی علی لاریجانی ✍️ احسان هوشمند، دانشآموختهی دکترای جامعهشناسی و پژوهشگر حوزه اقوام دیری است نظام تدبیر کشور با مسائل پیچیده و بزرگی دست به گریبان است. توسعه ناموزون و ناپایدار جایجای کشور یکی از مهمترین پیامدهای مدیریت ناکارآمد…
👍11
🔴 پنجم شهریور، زادروزِ جهانپهلوان غلامرضا تختی و روزِ ملّی کُشتی
ایران، بیجهانپهلوان مباد....
#مناسبتها
@IranDel_Channel
💢
ایران، بیجهانپهلوان مباد....
#مناسبتها
@IranDel_Channel
💢
👍12
🔴 بشار الاسد لم ینتصر الا علی شعبیه...
✍️ یدالله کریمیپور
شش روز پیش هنگام تماشای اعتراصاتِ مردم دروزی استانِ سویدای سوریه، علیه حکومت اسد و بعثیها به خاطر تورّمِ سنگینِ خوراک (هنوز ادامه دارد) پلاکاردی کوچک با این مضمون در دستِ مردی معترض به چشم میخورد:
«بشار اسد پیروز نشد مگر بر ملت خود و نتوانست اسرائیل را شکست دهد.»
کوتاه، نغز و صادق؛ خاندان اسد بیش از ۵۳ سال است، هدف اصلی حکومت را نابودی اسراییل و یا دستکم باز پس گرفتن جولان قرار دادهاند. نتیجه؟!! اهدافِ استراتژی سیاستِ خارجی صدام [حسین] به کجا رسید؟ آرزوهای دور و دراز قذافی به کجا منتهی شد؟! حاصل فریادهای کاسترو گونهی علی عبدالله صالح، رهبرِ یمن و هماکنون حوثیها چه سرنوشتی یافت و مییابد؟!!
برای تهیه پاسخ به این پرسشها، خود را به زحمت نیندازید، لطفاً یک بار دیگر نوشتهی پلاکاردِ مردِ معترضِ سویدایی را بنگرید.
محصولِ نهایی حکومتِ همه این رهبران انقلابی دیکتاتور، در همان جملهی ۱۲ واژهای پلاکاردِ بالا آشکار است:
تنها چیرگی بر ملتهایشان از راه سرکوبِ سخت.
@IranDel_Channel
💢
🔴 بشار الاسد لم ینتصر الا علی شعبیه...
✍️ یدالله کریمیپور
شش روز پیش هنگام تماشای اعتراصاتِ مردم دروزی استانِ سویدای سوریه، علیه حکومت اسد و بعثیها به خاطر تورّمِ سنگینِ خوراک (هنوز ادامه دارد) پلاکاردی کوچک با این مضمون در دستِ مردی معترض به چشم میخورد:
«بشار اسد پیروز نشد مگر بر ملت خود و نتوانست اسرائیل را شکست دهد.»
کوتاه، نغز و صادق؛ خاندان اسد بیش از ۵۳ سال است، هدف اصلی حکومت را نابودی اسراییل و یا دستکم باز پس گرفتن جولان قرار دادهاند. نتیجه؟!! اهدافِ استراتژی سیاستِ خارجی صدام [حسین] به کجا رسید؟ آرزوهای دور و دراز قذافی به کجا منتهی شد؟! حاصل فریادهای کاسترو گونهی علی عبدالله صالح، رهبرِ یمن و هماکنون حوثیها چه سرنوشتی یافت و مییابد؟!!
برای تهیه پاسخ به این پرسشها، خود را به زحمت نیندازید، لطفاً یک بار دیگر نوشتهی پلاکاردِ مردِ معترضِ سویدایی را بنگرید.
محصولِ نهایی حکومتِ همه این رهبران انقلابی دیکتاتور، در همان جملهی ۱۲ واژهای پلاکاردِ بالا آشکار است:
تنها چیرگی بر ملتهایشان از راه سرکوبِ سخت.
@IranDel_Channel
💢
👍17
🔴 «چپ مصدقی» ــ افسانه یا واقعیت؟
✍️ مهدی تدینی، با انتشار ویدئوی پیوست، نوشت:
وقتی تعبیری را داخل «گیومه» میگذاریم، یعنی هنوز در مرحلۀ فرضیه یا ادعاست. پس صبور باشید و با یک پست نتیجههای کلان نگیرید. اما به گمانم این صحبتهای مسعود رجوی، رهبر ــ ظاهراً مفقودالاثرِ ــ مجاهدین خلق، شروع تأملبرانگیزی است.
رجوی در این چند دقیقه ــ که حتماً توصیه میکنم گوش کنید ــ بارها از مصدق با عنوان «پیشوا» یاد میکند و از هیچ لحاظی جای هیچ شک و شبههای برای خود نمیگذارد که خاستگاه و بستر سازمانِ متبوعش در جبهۀ ملی است که پیشوای فقید آن دکتر مصدق بوده است و از خود با عنوان «فرزندان مصدق» یاد میکند.
پیش از هر چیز یادآوری کنم که کار علم «تقسیمبندی، تمایزگذاری و ظریفکاری» است و کار ایدئولوژی «کلیگویی و تعمیم». از نظر من، مسئله این نیست که آیا چیزی تحت عنوان «چپِ مصدقی» وجود دارد یا نه، بلکه وظیفۀ علمی این است که این مفهوم را درست تعریف کنیم، تمایزها و دستهبندیهای داخلی آن را مشخص کنیم و از کلیگوییهای مبهم خودداری کنیم.
به این منظور من رابطۀ مصدق با جریانهای چپ را به سه دوره تقسیم کردهام:
یک: دوران دولتداری مصدق (تا پیش از ۲۸ مرداد ۳۲)
دو: از ۲۸ مرداد تا هنگام درگذشت او در حصر خانگی در احمدآباد
سه: از پس از درگذشت او تا انقلاب ۵۷
یک تقسیمبندی دیگر هم در اینجا انجام میدهم. چپهای دوستدار یا هوادارِ مصدق را به دو دسته میتوان تقسیم کرد:
یک: چپهایی که رابطهای «عینی و واقعی» با مصدق داشتند
دو: چپهایی که رابطهای «ذهنی» با مصدق داشتند.
حال به مرور انواع روابط چپها با مصدق را توضیح میدهم و جمعبندی نهایی را در یک گفتار لایو توضیح میدهم.
در اینجا به همین میزان بسنده میکنم: در این تردیدی وجود ندارد که وقتی مصدق در دولت حضور داشت، یک جریان چپ جوانِ غیرتودهای زیر چتر خلیل ملکی و بقایی در حزب زحمتکشان جمع شده بود. این سوسیالیستهای جوان جزو وافادارترین یاران مصدق بودند و رهبرانشان تودهایهایی بودند که از حزب جدا شده بودند. این سوسیالیستها کف خیابان از دولت مصدق حمایت میکردند.
طبعاً کسی مانند مسعود رجوی را نمیتوان با این گروه مقایسه کرد. رابطۀ کسانی چون حنیفنژاد (پایهگذار مجاهدین)، جزنی (ایدئولوگ قیام چریکی) و مسعود رجوی با مصدق رابطهای «ذهنی» بود. یعنی آنها خود را در امتدادِ مصدق «میفهمیدند»، اما در واقع سرشاخههای دوری بودند که ارتباط عینی و واقعی با ریشه ــ یعنی مصدق ــ نداشتند؛ اما به رغمِ چپروی فراوان خود را همچنان، پیرو مصدق «حس میکردند».
و البته این جریانهای چپ متعددند که به آنها میرسم...
🔴 پینوشت:
بازنشر مطلبی به معنی تأييد کل محتوای آن نیست.
🔴 پینوشت:
در آینده این فرسته تکمیل خواهد شد.
@IranDel_Channel
💢
🔴 «چپ مصدقی» ــ افسانه یا واقعیت؟
✍️ مهدی تدینی، با انتشار ویدئوی پیوست، نوشت:
وقتی تعبیری را داخل «گیومه» میگذاریم، یعنی هنوز در مرحلۀ فرضیه یا ادعاست. پس صبور باشید و با یک پست نتیجههای کلان نگیرید. اما به گمانم این صحبتهای مسعود رجوی، رهبر ــ ظاهراً مفقودالاثرِ ــ مجاهدین خلق، شروع تأملبرانگیزی است.
رجوی در این چند دقیقه ــ که حتماً توصیه میکنم گوش کنید ــ بارها از مصدق با عنوان «پیشوا» یاد میکند و از هیچ لحاظی جای هیچ شک و شبههای برای خود نمیگذارد که خاستگاه و بستر سازمانِ متبوعش در جبهۀ ملی است که پیشوای فقید آن دکتر مصدق بوده است و از خود با عنوان «فرزندان مصدق» یاد میکند.
پیش از هر چیز یادآوری کنم که کار علم «تقسیمبندی، تمایزگذاری و ظریفکاری» است و کار ایدئولوژی «کلیگویی و تعمیم». از نظر من، مسئله این نیست که آیا چیزی تحت عنوان «چپِ مصدقی» وجود دارد یا نه، بلکه وظیفۀ علمی این است که این مفهوم را درست تعریف کنیم، تمایزها و دستهبندیهای داخلی آن را مشخص کنیم و از کلیگوییهای مبهم خودداری کنیم.
به این منظور من رابطۀ مصدق با جریانهای چپ را به سه دوره تقسیم کردهام:
یک: دوران دولتداری مصدق (تا پیش از ۲۸ مرداد ۳۲)
دو: از ۲۸ مرداد تا هنگام درگذشت او در حصر خانگی در احمدآباد
سه: از پس از درگذشت او تا انقلاب ۵۷
یک تقسیمبندی دیگر هم در اینجا انجام میدهم. چپهای دوستدار یا هوادارِ مصدق را به دو دسته میتوان تقسیم کرد:
یک: چپهایی که رابطهای «عینی و واقعی» با مصدق داشتند
دو: چپهایی که رابطهای «ذهنی» با مصدق داشتند.
حال به مرور انواع روابط چپها با مصدق را توضیح میدهم و جمعبندی نهایی را در یک گفتار لایو توضیح میدهم.
در اینجا به همین میزان بسنده میکنم: در این تردیدی وجود ندارد که وقتی مصدق در دولت حضور داشت، یک جریان چپ جوانِ غیرتودهای زیر چتر خلیل ملکی و بقایی در حزب زحمتکشان جمع شده بود. این سوسیالیستهای جوان جزو وافادارترین یاران مصدق بودند و رهبرانشان تودهایهایی بودند که از حزب جدا شده بودند. این سوسیالیستها کف خیابان از دولت مصدق حمایت میکردند.
طبعاً کسی مانند مسعود رجوی را نمیتوان با این گروه مقایسه کرد. رابطۀ کسانی چون حنیفنژاد (پایهگذار مجاهدین)، جزنی (ایدئولوگ قیام چریکی) و مسعود رجوی با مصدق رابطهای «ذهنی» بود. یعنی آنها خود را در امتدادِ مصدق «میفهمیدند»، اما در واقع سرشاخههای دوری بودند که ارتباط عینی و واقعی با ریشه ــ یعنی مصدق ــ نداشتند؛ اما به رغمِ چپروی فراوان خود را همچنان، پیرو مصدق «حس میکردند».
و البته این جریانهای چپ متعددند که به آنها میرسم...
🔴 پینوشت:
بازنشر مطلبی به معنی تأييد کل محتوای آن نیست.
🔴 پینوشت:
در آینده این فرسته تکمیل خواهد شد.
@IranDel_Channel
💢
Telegram
attach 📎
👍12👎2
🔴 دربارهی جغرافیای ایرانِ فرهنگی و نسبت آن با کشورِ ایرانِ کنونی
✍️ جواد طباطبایی، فیلسوفِ سیاسی ایران
ایران ... جسمِ لطیفِ کشوری است که پیوسته زبان، تمدن، فرهنگ و نمودهای بسیاری دیگری را به عنوانِ روحِ قومِ ایرانی با خود حمل کرده است. از این حیث، زبانِ فارسی، زبانی در میان زبانهای بسیار دیگر نیست، بلکه کالبدِ جان و روانِ مردمانی است که در سدههای طولانیِ تاریخِ این کشور، هستی خود را در آن دمیده و زنده نگاه داشتهاند.
تردیدی نیست که بخشهای مهمی از فرآوردههای فرهنگی که مردمانِ قلمرو ایرانِ بزرگ در طی سدهها آفریدهاند، ایرانی است، یعنی روحِ ایرانی در همه کالبدهایی دمیده شده است.
بسیاری از زبانها و فرهنگهایِ کشورهایی که به تدریج در گسترۀ ایرانِ بزرگِ فرهنگی پدیدار شدهاند، فرزندانِ زبان و فرهنگ فراگیر ایراناند. این نسبت پدری - فرزندی امری تاریخی است، نه سیاسی که بتوان نفی کرد. هر فرزندی میتواند به مصلحتدیدی، نسبت به پدر خود بیاعتنا باشد اما نفی نسبتِ پدری طیرۀ عقل است و نفی خود!
🔴 منبع:
از کتاب تأملی دربارۀ ایران، دیباچهای بر نظریۀ انحطاط ایران، جواد طباطبایی، صفحه سی و هشت و سی و نه
@IranDel_Channel
💢
🔴 دربارهی جغرافیای ایرانِ فرهنگی و نسبت آن با کشورِ ایرانِ کنونی
✍️ جواد طباطبایی، فیلسوفِ سیاسی ایران
ایران ... جسمِ لطیفِ کشوری است که پیوسته زبان، تمدن، فرهنگ و نمودهای بسیاری دیگری را به عنوانِ روحِ قومِ ایرانی با خود حمل کرده است. از این حیث، زبانِ فارسی، زبانی در میان زبانهای بسیار دیگر نیست، بلکه کالبدِ جان و روانِ مردمانی است که در سدههای طولانیِ تاریخِ این کشور، هستی خود را در آن دمیده و زنده نگاه داشتهاند.
تردیدی نیست که بخشهای مهمی از فرآوردههای فرهنگی که مردمانِ قلمرو ایرانِ بزرگ در طی سدهها آفریدهاند، ایرانی است، یعنی روحِ ایرانی در همه کالبدهایی دمیده شده است.
بسیاری از زبانها و فرهنگهایِ کشورهایی که به تدریج در گسترۀ ایرانِ بزرگِ فرهنگی پدیدار شدهاند، فرزندانِ زبان و فرهنگ فراگیر ایراناند. این نسبت پدری - فرزندی امری تاریخی است، نه سیاسی که بتوان نفی کرد. هر فرزندی میتواند به مصلحتدیدی، نسبت به پدر خود بیاعتنا باشد اما نفی نسبتِ پدری طیرۀ عقل است و نفی خود!
🔴 منبع:
از کتاب تأملی دربارۀ ایران، دیباچهای بر نظریۀ انحطاط ایران، جواد طباطبایی، صفحه سی و هشت و سی و نه
@IranDel_Channel
💢
Telegram
ایراندل | IranDel
همه عالم تن است و ایران دل ❤️
این کانال دغدغهاش، ایران است و گردانندۀ آن، یک شهروند ایرانی آذربایجانی
[ بازنشر یک یادداشت، توییت، ویدئو و یا یک صوت به معنی تأیید کل محتوا و تمام مواضع صاحب آن محتوا نیست و هدف صرفاً بازتاب دادن یک نگاه و اندیشه است.]
این کانال دغدغهاش، ایران است و گردانندۀ آن، یک شهروند ایرانی آذربایجانی
[ بازنشر یک یادداشت، توییت، ویدئو و یا یک صوت به معنی تأیید کل محتوا و تمام مواضع صاحب آن محتوا نیست و هدف صرفاً بازتاب دادن یک نگاه و اندیشه است.]
👍14
🔴 ایرانزمین سرزمین همۀ «ایرانیان»است.
✍️ جواد طباطبایی، فیلسوف سیاسی ایران
ایرانزمین سرزمین همۀ «ایرانیان»است. ایرانیان، نامِ عام همۀ «ما» یعنی مردمانی است که به طور تاریخی، از کهنترین روزگاران، در آن سکونت گزیده و تقدیرِ تاریخی آن سرزمین و تقدیرِ تاریخی خود را رقم زدهاند.
این «ما» هیچ قیدی و تخصیصی ندارد و هیچ قیدی و تخصیصی نباید به هیچ نامی و به هیچ بهانهای بر آن وارد شود. این «ما» بر همۀ مردم ایران، شمولِ عام دارد و هیچ ایرانی را نمیتوان به هیچ نامی و هیچ بهانهای از شمولِ عام آن خارج کرد. این «ما» فرآوردۀ وحدت کلمۀ سیاسی نیست، به طور تاریخی نیز چنین نبوده است، بلکه، مانندِ خود ایرانزمین، به طور خودجوش، وحدتی در کثرت است. این «ما» کثرت همۀ ایرانیانی است که از هزارههای پیشین، در زمانهایی و از مکانهای گوناگون، مهاجرت کرده و این سرزمینِ بزرگ را برای سکونت خود برگزیدهاند، سهمی در نیک و بد آن دارند و تاریخ، تمدن و فرهنگ آن را آفریدهاند.
ایرانزمین، در معنای دقیق آن، ایرانِ بزرگِ فرهنگی است. ایران جغرافیای سیاسی کنونی تنها ناحیههایی از ایرانزمین فرهنگی است...
ایرانِ بزرگ فرهنگی تنها از آن ایرانیان محدودۀ جغرافیای سیاسی امروز ایران نیست، میراثِ همۀ اقوامی است که سهمی در آفریدن آن میراث مشترک داشتهاند، اگر چه بسیاری از آن اقوام، به لحاظ سیاسی ، به ملتهای مستقل تبدیل شده و سرنوشت سیاسی جدای خود را رقم زدهاند. به عنوان مثال، ملتهایی که در آسیای مرکزی و نیز در قفقاز کشورهای مستقل ایجاد کردهاند، در معنای سیاسی کلمه ایرانی نیستند، اما در میراثی که در ایرانِ بزرگ آفریده شده، به درجات متفاوت سهیم بودهاند و هستند. امروزه، این اقوام به زبانهای ملی خود سخن میگویند، اما بخش بزرگی از آن چه در این زبانهای ملی ناحیهای بیان میشود ایرانی است. حتّی ترکیه، که از سدهها پیش هویت قومی متمایز از هویت قومی ایرانی یا به تعبیر من، ایرانشهری داشته، اما تا گسستی که بنیادگذار ترکیۀ نوین ایجاد کرد، بخش مهمی از ادبِ تُرکی عثمانی، ایرانی و از شاخههای فرهنگِ ایرانی بوده است. این بخش از فرهنگِ عثمانی ناحیهای در ادب و فرهنگِ ایرانی است که به زبان ترکی عثمانی بیان شده است.
🔴 منبع:
از کتابِ تاملی دربارۀ ایران، دیباچه ای بر نظریۀ انحطاط ایران، جواد طباطبایی، صفحه پنجاه و یک و پنجاه و دو
@IranDel_Channel
💢
🔴 ایرانزمین سرزمین همۀ «ایرانیان»است.
✍️ جواد طباطبایی، فیلسوف سیاسی ایران
ایرانزمین سرزمین همۀ «ایرانیان»است. ایرانیان، نامِ عام همۀ «ما» یعنی مردمانی است که به طور تاریخی، از کهنترین روزگاران، در آن سکونت گزیده و تقدیرِ تاریخی آن سرزمین و تقدیرِ تاریخی خود را رقم زدهاند.
این «ما» هیچ قیدی و تخصیصی ندارد و هیچ قیدی و تخصیصی نباید به هیچ نامی و به هیچ بهانهای بر آن وارد شود. این «ما» بر همۀ مردم ایران، شمولِ عام دارد و هیچ ایرانی را نمیتوان به هیچ نامی و هیچ بهانهای از شمولِ عام آن خارج کرد. این «ما» فرآوردۀ وحدت کلمۀ سیاسی نیست، به طور تاریخی نیز چنین نبوده است، بلکه، مانندِ خود ایرانزمین، به طور خودجوش، وحدتی در کثرت است. این «ما» کثرت همۀ ایرانیانی است که از هزارههای پیشین، در زمانهایی و از مکانهای گوناگون، مهاجرت کرده و این سرزمینِ بزرگ را برای سکونت خود برگزیدهاند، سهمی در نیک و بد آن دارند و تاریخ، تمدن و فرهنگ آن را آفریدهاند.
ایرانزمین، در معنای دقیق آن، ایرانِ بزرگِ فرهنگی است. ایران جغرافیای سیاسی کنونی تنها ناحیههایی از ایرانزمین فرهنگی است...
ایرانِ بزرگ فرهنگی تنها از آن ایرانیان محدودۀ جغرافیای سیاسی امروز ایران نیست، میراثِ همۀ اقوامی است که سهمی در آفریدن آن میراث مشترک داشتهاند، اگر چه بسیاری از آن اقوام، به لحاظ سیاسی ، به ملتهای مستقل تبدیل شده و سرنوشت سیاسی جدای خود را رقم زدهاند. به عنوان مثال، ملتهایی که در آسیای مرکزی و نیز در قفقاز کشورهای مستقل ایجاد کردهاند، در معنای سیاسی کلمه ایرانی نیستند، اما در میراثی که در ایرانِ بزرگ آفریده شده، به درجات متفاوت سهیم بودهاند و هستند. امروزه، این اقوام به زبانهای ملی خود سخن میگویند، اما بخش بزرگی از آن چه در این زبانهای ملی ناحیهای بیان میشود ایرانی است. حتّی ترکیه، که از سدهها پیش هویت قومی متمایز از هویت قومی ایرانی یا به تعبیر من، ایرانشهری داشته، اما تا گسستی که بنیادگذار ترکیۀ نوین ایجاد کرد، بخش مهمی از ادبِ تُرکی عثمانی، ایرانی و از شاخههای فرهنگِ ایرانی بوده است. این بخش از فرهنگِ عثمانی ناحیهای در ادب و فرهنگِ ایرانی است که به زبان ترکی عثمانی بیان شده است.
🔴 منبع:
از کتابِ تاملی دربارۀ ایران، دیباچه ای بر نظریۀ انحطاط ایران، جواد طباطبایی، صفحه پنجاه و یک و پنجاه و دو
@IranDel_Channel
💢
Telegram
ایراندل | IranDel
همه عالم تن است و ایران دل ❤️
این کانال دغدغهاش، ایران است و گردانندۀ آن، یک شهروند ایرانی آذربایجانی
[ بازنشر یک یادداشت، توییت، ویدئو و یا یک صوت به معنی تأیید کل محتوا و تمام مواضع صاحب آن محتوا نیست و هدف صرفاً بازتاب دادن یک نگاه و اندیشه است.]
این کانال دغدغهاش، ایران است و گردانندۀ آن، یک شهروند ایرانی آذربایجانی
[ بازنشر یک یادداشت، توییت، ویدئو و یا یک صوت به معنی تأیید کل محتوا و تمام مواضع صاحب آن محتوا نیست و هدف صرفاً بازتاب دادن یک نگاه و اندیشه است.]
👍17
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 رییس صندوق توسعهی ملی ایران:
مردم نگراناند که به زودی تبدیل به عملهی کشورهای همسایه شویم.
ممکن است کشورهای همسایه نوع جدیدی از استعمار را برای ما را برای ما رقم بزنند.
🔴 پینوشت:
سالهاست که عموم کارشناسان و متخصصانِ دغدغهمند و ایراندوست، دربارهی عقبماندنِ کشور از توسعه بویژه در قیاس با کشورهای منطقه و دربارهی عواقبِ خطرناک و گاه جبرانناپذیر آن، هشدار میدهند.!
@IranDel_Channel
💢
مردم نگراناند که به زودی تبدیل به عملهی کشورهای همسایه شویم.
ممکن است کشورهای همسایه نوع جدیدی از استعمار را برای ما را برای ما رقم بزنند.
🔴 پینوشت:
سالهاست که عموم کارشناسان و متخصصانِ دغدغهمند و ایراندوست، دربارهی عقبماندنِ کشور از توسعه بویژه در قیاس با کشورهای منطقه و دربارهی عواقبِ خطرناک و گاه جبرانناپذیر آن، هشدار میدهند.!
@IranDel_Channel
💢
👍16
🔴 دربارهی محتوای کتابهای درسی
✍️ عاطفه طیّه
دخترم آناهید سال دیگر میرود کلاس چهارم دبستان. همین موجبِ توفیقی اجباری گشته. این که بدانم در مدارس دستکم تا کلاس سوم چه به کودکان میآموزند. بگذارید زبان به کام بگیرم و نگویم از عجایب و مطالب دلسردکنندهای که در این سالها گاهی در کتابهایش دیدهام. دیگران بسیار گفتهاند و مکرّر نمیکنم...
امشب چند ساعتی با دو کتاب به نامهای «یاد داستانهای دلانگیز دبستان» و «یاد شعرهای شیرین دبستان» سرگرم بودم و حالم خوش شد. چه خوشذوق آدمی است این اکبر قرهداغی که داستانها و شعرهایی را که در این یک قرن از سال ۱۲۹۰ تا ۱۳۹۰ [خورشیدی] در مدارس به دانشآموزان آموخته شده، گردآوری کرده است.
دلم پر کشید از دیدن آنهمه انتخاب خوب و درست در سالیان قدیم. دلم پر کشید از دیدن آنهمه ذوق و شعور و انسانیت!
«بچهجان بر سر درختِ مرو
لانۀ مرغ را خراب مکُن
بچۀ مرغ را زِ لانه مگیر
جگرِ مادرش، کباب مکُن
ناصواب است اذیتِ حیوان
جان من کارِ ناصواب مکن»
در دهۀ ۱۳۲۰ این قطعۀ سزاوارِ تحسین را در کتاب کلاس دوم دبستان به کودکان یاد میدادهاند. نمیدانم آیا ازین سادهتر میتوان برای طفل کلاس دومی شعری ساخت و او را از آزردن حیوانات برحذر داشت؟
حال حکایت درخور تأمّلی را بخوانیم که در دهۀ ۱۳۰۰ در کتابهای کلاس سوم آمده بوده است.
«شبی هارونالرشید، خوان طعامی برای بهلول فرستاد. بهلول به آورنده گفت بگذار پیش سگها بخورند. آورنده گفت اگر شام خلیفه را برای هر یک از وزرا میبردم چه فخرها که نموده و چه انعامها که به من میدادند اما تو دیوانه احترام ننموده، میگویی بده به سگها. بهلول گفت آهستهتر اسم خلیفه را بگو که اگر سگها بدانند این طعام از مَطبخ خلیفه آمده آنها هم نخواهند خورد»
گویا مؤلّفان کتابهای درسیِ قدیم بیشتر از امروز به فکر آموختن زندگی به کودکان بودهاند. زندگی؛ همین زندگی ساده و پیچیده! اسلاف ما کمتر از امروز صفحات اندک کتابهای درسی را با شعارهای سیاسی و مطالب ایدئولوژیک میانباشتهاند و بیش و پیش از هر چیز در صدد آموختن ادب و اخلاق و فراست و تدبّر و شکیب و سختکوشی و خرسندی و مناعت به دانشآموزان بودهاند. باید درود فرستاد به بسیاری از انتخابهایشان از شعرها و حکایات حکمتآموز بزرگان و روشِناشان.
رحمالله معشر الماضین...
کتابها را به دخترم دادم و میدانم با لذّت خواهد خواند. هر دو کتاب در سال ۱۳۹۱ [خورشیدی] توسط انتشارات بهجت منتشر شده است.
@IranDel_Channel
💢
🔴 دربارهی محتوای کتابهای درسی
✍️ عاطفه طیّه
دخترم آناهید سال دیگر میرود کلاس چهارم دبستان. همین موجبِ توفیقی اجباری گشته. این که بدانم در مدارس دستکم تا کلاس سوم چه به کودکان میآموزند. بگذارید زبان به کام بگیرم و نگویم از عجایب و مطالب دلسردکنندهای که در این سالها گاهی در کتابهایش دیدهام. دیگران بسیار گفتهاند و مکرّر نمیکنم...
امشب چند ساعتی با دو کتاب به نامهای «یاد داستانهای دلانگیز دبستان» و «یاد شعرهای شیرین دبستان» سرگرم بودم و حالم خوش شد. چه خوشذوق آدمی است این اکبر قرهداغی که داستانها و شعرهایی را که در این یک قرن از سال ۱۲۹۰ تا ۱۳۹۰ [خورشیدی] در مدارس به دانشآموزان آموخته شده، گردآوری کرده است.
دلم پر کشید از دیدن آنهمه انتخاب خوب و درست در سالیان قدیم. دلم پر کشید از دیدن آنهمه ذوق و شعور و انسانیت!
«بچهجان بر سر درختِ مرو
لانۀ مرغ را خراب مکُن
بچۀ مرغ را زِ لانه مگیر
جگرِ مادرش، کباب مکُن
ناصواب است اذیتِ حیوان
جان من کارِ ناصواب مکن»
در دهۀ ۱۳۲۰ این قطعۀ سزاوارِ تحسین را در کتاب کلاس دوم دبستان به کودکان یاد میدادهاند. نمیدانم آیا ازین سادهتر میتوان برای طفل کلاس دومی شعری ساخت و او را از آزردن حیوانات برحذر داشت؟
حال حکایت درخور تأمّلی را بخوانیم که در دهۀ ۱۳۰۰ در کتابهای کلاس سوم آمده بوده است.
«شبی هارونالرشید، خوان طعامی برای بهلول فرستاد. بهلول به آورنده گفت بگذار پیش سگها بخورند. آورنده گفت اگر شام خلیفه را برای هر یک از وزرا میبردم چه فخرها که نموده و چه انعامها که به من میدادند اما تو دیوانه احترام ننموده، میگویی بده به سگها. بهلول گفت آهستهتر اسم خلیفه را بگو که اگر سگها بدانند این طعام از مَطبخ خلیفه آمده آنها هم نخواهند خورد»
گویا مؤلّفان کتابهای درسیِ قدیم بیشتر از امروز به فکر آموختن زندگی به کودکان بودهاند. زندگی؛ همین زندگی ساده و پیچیده! اسلاف ما کمتر از امروز صفحات اندک کتابهای درسی را با شعارهای سیاسی و مطالب ایدئولوژیک میانباشتهاند و بیش و پیش از هر چیز در صدد آموختن ادب و اخلاق و فراست و تدبّر و شکیب و سختکوشی و خرسندی و مناعت به دانشآموزان بودهاند. باید درود فرستاد به بسیاری از انتخابهایشان از شعرها و حکایات حکمتآموز بزرگان و روشِناشان.
رحمالله معشر الماضین...
کتابها را به دخترم دادم و میدانم با لذّت خواهد خواند. هر دو کتاب در سال ۱۳۹۱ [خورشیدی] توسط انتشارات بهجت منتشر شده است.
@IranDel_Channel
💢
Telegram
ایراندل | IranDel
همه عالم تن است و ایران دل ❤️
این کانال دغدغهاش، ایران است و گردانندۀ آن، یک شهروند ایرانی آذربایجانی
[ بازنشر یک یادداشت، توییت، ویدئو و یا یک صوت به معنی تأیید کل محتوا و تمام مواضع صاحب آن محتوا نیست و هدف صرفاً بازتاب دادن یک نگاه و اندیشه است.]
این کانال دغدغهاش، ایران است و گردانندۀ آن، یک شهروند ایرانی آذربایجانی
[ بازنشر یک یادداشت، توییت، ویدئو و یا یک صوت به معنی تأیید کل محتوا و تمام مواضع صاحب آن محتوا نیست و هدف صرفاً بازتاب دادن یک نگاه و اندیشه است.]
👍18
ایراندل | IranDel
🎥 رییس صندوق توسعهی ملی ایران: مردم نگراناند که به زودی تبدیل به عملهی کشورهای همسایه شویم. ممکن است کشورهای همسایه نوع جدیدی از استعمار را برای ما را برای ما رقم بزنند. 🔴 پینوشت: سالهاست که عموم کارشناسان و متخصصانِ دغدغهمند و ایراندوست، دربارهی…
🔴 هشدار، دربارهی خطراتِ توسعهنیافتگی و عقبماندگی کشور
✍️ رشتهتوییتی از احسان انتظاری
سالهاست فریاد زده میشود که توسعهنیافتگی کشور بویژه در قیاس با کشورهای منطقه، حتی میتواند کلیت کشور را به خطر بیندازد.
الان سالهاست تورّم بالا، رشدِ اقتصادی منفی، پیر شدنِ جمعیتِ جوان کنونی و از آنسو کاهشِ نرخِ رشدِ جمعیت، نبودِ سرمایهگذاری خارجی، ناتوانی در صادراتِ نفتی و غیرنفتی و ناتوانی در انتقالِ پول به کشور و ... که نتیجهی سیاستِ خارجی غلط (در تداومِ سیاستِ داخلی غلط)، سومدیریت، عدمِ بها دادن به متخصصان و کارشناسان و بیتوجهی به دانشِ بشری در حوزههای مختلف، کشور را از ریلِ توسعه خارج کرده است.
عقبماندگی از یک مرحله به بعد، شاید دیگر قابلِ جبران نباشد.
این مشکلات برشُمرده را بگذاریم در کنارِ بحرانهای زیستمحیطی و بحرانِ آب و..
این عقبماندگی علاوه بر آنکه رفاه و امید و آیندهی ملت ایران را ذبح میکند، بلکه ممکن است کلیّتِ امنیت و بقای کشور را تهدید کند.
بهم خوردن توازن توسعه به نفع کشورهای منطقه در درازمدت موجبِ کاهش علاقه و تعلق به کشور در بین ملت، افزایش میل به مهاجرت و افزایش تجزیهطلبی در برخی مناطق مرزی شده و از سویی موجب سلطهی کشورهای بیگانه بر کشور میشود، بگونهای که حتی کشورهای کوچک هم جرأتِ رجزخوانی مییابند.
در ضمن شکافِ درازمدت، بین ملت و حکومتِ مستقر و کاهشِ امیدِ هر نوع تغییر و بهبودی، کشور را در روزهای سخت و پُرخطر، تنها و بیپشتوانهی مردمی میگذارد؛ زیرا که شاید تودههای مردم، توانِ تمیز دادنِ حکومت مستقر و کشور نداشته و خشمشان از حکومت مستقر به نفرت و خشم از کشور، ختم شود.
#توییت_خوانی
🔴 پینوشت:
اظهارات صریحِ رئیسِ صندوقِ توسعهی ملّی کشور را اینجا ببینید و بشنوید.
@IranDel_Channel
💢
🔴 هشدار، دربارهی خطراتِ توسعهنیافتگی و عقبماندگی کشور
✍️ رشتهتوییتی از احسان انتظاری
سالهاست فریاد زده میشود که توسعهنیافتگی کشور بویژه در قیاس با کشورهای منطقه، حتی میتواند کلیت کشور را به خطر بیندازد.
الان سالهاست تورّم بالا، رشدِ اقتصادی منفی، پیر شدنِ جمعیتِ جوان کنونی و از آنسو کاهشِ نرخِ رشدِ جمعیت، نبودِ سرمایهگذاری خارجی، ناتوانی در صادراتِ نفتی و غیرنفتی و ناتوانی در انتقالِ پول به کشور و ... که نتیجهی سیاستِ خارجی غلط (در تداومِ سیاستِ داخلی غلط)، سومدیریت، عدمِ بها دادن به متخصصان و کارشناسان و بیتوجهی به دانشِ بشری در حوزههای مختلف، کشور را از ریلِ توسعه خارج کرده است.
عقبماندگی از یک مرحله به بعد، شاید دیگر قابلِ جبران نباشد.
این مشکلات برشُمرده را بگذاریم در کنارِ بحرانهای زیستمحیطی و بحرانِ آب و..
این عقبماندگی علاوه بر آنکه رفاه و امید و آیندهی ملت ایران را ذبح میکند، بلکه ممکن است کلیّتِ امنیت و بقای کشور را تهدید کند.
بهم خوردن توازن توسعه به نفع کشورهای منطقه در درازمدت موجبِ کاهش علاقه و تعلق به کشور در بین ملت، افزایش میل به مهاجرت و افزایش تجزیهطلبی در برخی مناطق مرزی شده و از سویی موجب سلطهی کشورهای بیگانه بر کشور میشود، بگونهای که حتی کشورهای کوچک هم جرأتِ رجزخوانی مییابند.
در ضمن شکافِ درازمدت، بین ملت و حکومتِ مستقر و کاهشِ امیدِ هر نوع تغییر و بهبودی، کشور را در روزهای سخت و پُرخطر، تنها و بیپشتوانهی مردمی میگذارد؛ زیرا که شاید تودههای مردم، توانِ تمیز دادنِ حکومت مستقر و کشور نداشته و خشمشان از حکومت مستقر به نفرت و خشم از کشور، ختم شود.
#توییت_خوانی
🔴 پینوشت:
اظهارات صریحِ رئیسِ صندوقِ توسعهی ملّی کشور را اینجا ببینید و بشنوید.
@IranDel_Channel
💢
Telegram
ایراندل | IranDel
🎥 رییس صندوق توسعهی ملی ایران:
مردم نگراناند که به زودی تبدیل به عملهی کشورهای همسایه شویم.
ممکن است کشورهای همسایه نوع جدیدی از استعمار را برای ما را برای ما رقم بزنند.
🔴 پینوشت:
سالهاست که عموم کارشناسان و متخصصانِ دغدغهمند و ایراندوست، دربارهی…
مردم نگراناند که به زودی تبدیل به عملهی کشورهای همسایه شویم.
ممکن است کشورهای همسایه نوع جدیدی از استعمار را برای ما را برای ما رقم بزنند.
🔴 پینوشت:
سالهاست که عموم کارشناسان و متخصصانِ دغدغهمند و ایراندوست، دربارهی…
👍14
Audio
🎙 سخنرانی داود دشتبانی - دانشآموختهی دکترای تاریخ - دربارهی قومگرایی در ایران و جایگاه ایراندوستان به همراه برخی پرسش و پاسخها
🔴 پینوشت یک:
سخنرانی در ششمین نشستِ هماندیشیِ کارگروهِ اقوام و تیرههای ایرانی حزب مهستان در روز ۲۹ امرداد ۱۴۰۲ خورشیدی با مدیریت احسان هوشمند - جامعهشناس و ایرانشناس - انجام شده است.
🔴 پینوشت دو:
سخنرانی داود دشتبانی را در چهارمین نشستِ هماندیشی کارگروهِ اقوام و تیرههای ایرانی حزب مهستان از اینجا بشنوید.
🔴 پینوشت سه:
انتشار یک سخنرانی، به معنی تأييدِ تمامِ مواضع و سخنانِ مطرحشده در آن نیست.
@IranDel_Channel
💢
🎙 سخنرانی داود دشتبانی - دانشآموختهی دکترای تاریخ - دربارهی قومگرایی در ایران و جایگاه ایراندوستان به همراه برخی پرسش و پاسخها
🔴 پینوشت یک:
سخنرانی در ششمین نشستِ هماندیشیِ کارگروهِ اقوام و تیرههای ایرانی حزب مهستان در روز ۲۹ امرداد ۱۴۰۲ خورشیدی با مدیریت احسان هوشمند - جامعهشناس و ایرانشناس - انجام شده است.
🔴 پینوشت دو:
سخنرانی داود دشتبانی را در چهارمین نشستِ هماندیشی کارگروهِ اقوام و تیرههای ایرانی حزب مهستان از اینجا بشنوید.
🔴 پینوشت سه:
انتشار یک سخنرانی، به معنی تأييدِ تمامِ مواضع و سخنانِ مطرحشده در آن نیست.
@IranDel_Channel
💢
👍7
🔴 نشست تخصصی «چشماندازِ وحدت ملی ایران و نقش آذربایجان» در تبریز برگزار شد.
این نشست تخصصی یک روزه، روز پنجشنبه نهم شهریور ۱۴۰۲ خورشیدی به مدت بیش از هشت ساعت در شهر تبریز - مهدِ ایرانخواهان شهیر - برگزار شد و کارشناسان و صاحبنظرانی چون سجاد آیدنلو، سالار سیفالدینی، عطالله عبدی، حسین نوین، جمشید علیزاده، جواد رنجبر درخشیلر، داود دشتبانی، علی حقی، محمد خزایی، ناصر همرنگ، سعید طرزمی و... به سخنرانی پرداختند.
در ادامهی نشست، کنشگران فرهنگی و ایراندوست در حوزهی وحدتِ ملی ایران و مدافعان ارکان هویت ملی و منافع ملی کلان ایران، از چهارگوشه شمالغرب کشور، (تبریز، ارومیه، اردبیل، خوی، تکاب، اهر، شاهیندژ و ...) دغدغهها و فعالیتهای خود را تشریح کردند و جلسه پرسش و پاسخ هم برگزار شد.
#اطلاع_رسانی
@IranDel_Channel
💢
این نشست تخصصی یک روزه، روز پنجشنبه نهم شهریور ۱۴۰۲ خورشیدی به مدت بیش از هشت ساعت در شهر تبریز - مهدِ ایرانخواهان شهیر - برگزار شد و کارشناسان و صاحبنظرانی چون سجاد آیدنلو، سالار سیفالدینی، عطالله عبدی، حسین نوین، جمشید علیزاده، جواد رنجبر درخشیلر، داود دشتبانی، علی حقی، محمد خزایی، ناصر همرنگ، سعید طرزمی و... به سخنرانی پرداختند.
در ادامهی نشست، کنشگران فرهنگی و ایراندوست در حوزهی وحدتِ ملی ایران و مدافعان ارکان هویت ملی و منافع ملی کلان ایران، از چهارگوشه شمالغرب کشور، (تبریز، ارومیه، اردبیل، خوی، تکاب، اهر، شاهیندژ و ...) دغدغهها و فعالیتهای خود را تشریح کردند و جلسه پرسش و پاسخ هم برگزار شد.
#اطلاع_رسانی
@IranDel_Channel
💢
👍18