ایران‌دل | IranDel
3.74K subscribers
1.24K photos
977 videos
41 files
2.02K links
همه عالم تن است و ایران‌ دل ❤️

این کانال دغدغه‌اش، ایران است و گردانندۀ آن، یک شهروند ایرانی آذربایجانی

[ بازنشر یک یادداشت، توییت، ویدئو و یا یک صوت به معنی تأیید کل محتوا و تمام مواضع صاحب آن محتوا نیست و هدف صرفاً بازتاب دادن یک نگاه و اندیشه است.]
Download Telegram
📷 آلبوم عکس از «دالان ایران»

نیروهای آمریکایی بین سال‌های ۱۳۲۰ تا ۱۳۲۴ خورشیدی از راه ایران، یعنی از «دالان ایران»، حدود پنج میلیون تُن تداراکات از بندر شاهپور به بندر پهلوی منتقل کردند تا شوروی را در جنگ حمایت کنند.

برای توضیح بیش‌تر فرسته‌های پیشین را ببینید.

این عکس‌ها در تارنمای موزۀ نیروی دریایی آمریکا و عکاس بیش‌تر آن‌ها، نیک پارینو (Nick Parrino) نام دارد.


🔴 منبع:
کانال تاریخ‌اندیشی


@IranDel_Channel

💢
👍10

🔴 «رضاشاه و معضل ظهور هیتلر»

[ در باب اشغال کشور از سوی متفقین و برکناری رضاشاه در شهریور ۱۳۲۰ خورشیدی ]

✍️ مهدی تدینی، تاریخ‌پژوه

در شهریور ۱۳۲۰ [خورشیدی] جنگ جهانی دوم دامان ایران را گرفت: کشور اشغال شد و رضاشاه برکنار شد. بی‌تردید یکی از خطیرترین و دردناک‌ترین دوران‌های ایران در تاریخ معاصر، همین اشغال ایران و پیامدهای آن است. چرا ایران اشغال شد؟ چرا بالاترین مقام کشور ــ و نخست‌وزیر (علی منصور) و وزرای او ــ برکنار شدند؟ در این نوشتار می‌خواهم به یکی از باورهای رایج اما نادرست در این باره بپردازم.

می‌گویند: «رضاشاه طرفدار آلمان و هیتلر بود، به همین دلیل انگلیسی‌ها ناراحت شدند و کشور را اشغال کردند». همین ادعا گاه به شیوۀ ملایم‌تری چنین بیان می‌شود: «شاه به طور پنهانی با آلمانی‌ها همدلی داشت و همین باعث رنجش متفقین شده بود.» احتمالاً این رایج‌ترین باور دربارۀ دلیل اشغال ایران و برکناری شاه است. بعد هم طبعاً نتیجه‌گیری می‌کنند نزدیکی به آلمان سیاست اشتباهی بود و شاه در چاهی که خود کنده بود افتاد... نباید به آلمان نزدیک می‌شد!

می‌توان گفت همۀ این ادعاها یا کاملاً نادرست است یا دست‌کم دقیق نیست. مسئله اصلاً «آلمان‌دوستی» نبود. اگر بخواهم نتیجه‌گیری نهایی را همان اول بگویم و بعد آن را شرح دهم، باید بگویم مسئله این بود که متفقین ــ به ویژه انگلستان ــ زیر بار بی‌طرفی ایران نمی‌رفتند و چیزی که از ایران طلب می‌کردند «دوری از آلمان» نبود، بلکه عملاً «قطع‌رابطه با آلمان» و «پیوستن ایران به جبهۀ ضدِّ آلمانی» بود. اما در آن برهه حفظ بی‌طرفی واقعاً معقول‌ترین موضعی بود که یک ایرانی می‌توانست اتخاذ کند و اصلاً باید اتخاذ می‌کرد. مشکل بریتانیا این نبود که ایران به آلمان نزدیک است، بلکه در واقع اعتراضش این بود که چرا ایران با آلمان قطع‌رابطه نمی‌کند! آن عجله و شدتی که بریتانیا و شوروی انتظار داشتند ایران در فاصله گرفتن از آلمان از خود نشان دهد، چیزی مگر قهر ایران با آلمان و سپس ورود ایران به جبهۀ متفقین نبود و این در آن برهه یک ریسک بسیار خطرناک بود، زیرا تا آن روز و تاریخ هیچ نشانه‌ای از شکستِ آلمان و نابودی محورِ هیتلر و موسولینی وجود نداشت.

نه در این مورد، بلکه همیشه در مواجهه با تاریخ و فهم رخدادهای تاریخی یک خطای اساسی وجود دارد: ما هنگام مطالعه و مشاهدۀ تاریخ مانند کسی هستیم که فیلمی می‌بیند و از قضا پایان فیلم را می‌داند، به همین دلیل وقتی در میانۀ فیلم زنِ نقش‌اول، فریب مردِ شیاد داستان را می‌خورد، چون از آخر فیلم مطلعیم، زن را ساده‌دل می‌انگاریم و ملامت می‌کنیم. در واقع، چون ما فیلم را دیده‌ایم، فهم و تفسیر ما از فیلم، داستان و قهرمان‌هایش نوعی فهمِ «آخر به اول» است. اما در آن میانۀ داستان آن مرد شیاد هنوز ذاتِ کثیف خود را نشان نداده است و چنان رفتار و چهرۀ صادقانه‌ای از خود نشان می‌دهد که هر کس دیگری جای آن زن باشد، فریب می‌خورد. پس نباید زن را ملامت کرد! بلکه باید توجه کرد رفتار زن بر اساس همان دانسته‌ها و همان سطح از رخدادهای آن «بُرهه» از داستان است.

تاریخ نیز دقیقاً چنین است. باید آن را طبق برهه‌اش خواند و فهمید. خوانش و فهمِ «آخر به اول» تاریخ یکی از رایج‌ترین اشتباهات است. ما رفتار شخصیت‌های تاریخی را باید بر اساس دانسته‌های آن زمان‌شان بسنجیم! این یک اصل اساسی است که عدول از آن جز به کژفهمی منجر نخواهد شد. اینک بیایید بر اساس این اصل، رفتار ایرانیان و رضاشاه را بررسی کنیم.



🔴 دنباله‌ی یادداشت را در قسمتِ "مشاهده فوری" بخوانید:
👇👇


@IranDel_Channel

💢
👍9
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
‌‌
🎥 مستند "اِشغال"

این مستند به ماجراهای اِشغالِ ایران از سوی نیروهای متفقین (شوروی و بریتانیا) در جنگ جهانی دوم می‌پردازد. اتفاقی که با تلاش‌های دیپلماتیک محمدعلی فروغی، نخست‌وزیر وقت ایران، برای جلوگیری از فروپاشی کشور منجر به تغییر سلطنت از رضا شاه پهلوی به محمدرضا شاه پهلوی شد.


کارگردان: سید احسان عمادی
تهیه‌کننده: حسام اسلامی
سال تولید: ۱۳۹۶ خورشیدی


🔴 این مستند را می‌توانید از طریق یوتیوب تماشا کنید


🔴 انتشار یک #مستند به معنی تأییدِ محتوای آن نیست و صرفاً بازتاب‌دهنده‌ی دیدگاهِ سازنده‌ی آن مُستند است.


@IranDel_Channel

💢
👍6

🔴 پایانی بر دادرسی عادلانه

[ چالش‌های احتمالی بین‌المللی ایران در صورت تأیید مصوبه مجلس درباره صدور پروانه وکالت و نابودی عملی کانون‌های وکلا ]

✍️ محمدعلی بهمنی‌قاجار، دانش‌آموخته‌ی دکترای حقوق بین‌الملل و وکیل پایه یک دادگستری

مصوبات اخیر مجلس درخصوص حرفه‌ی وکالت، به‌ویژه مصوبه‌ی اخیر در سلب اختیار صدور و ابطال پروانه، جدای از اینکه مغایر قانون اساسی و بند ۱۴ اصل ۳ و اصل بیست‌وهشتم قانون اساسی و نقضِ فاحش حقوق بنیادین ملت در بهره‌مندی از وکیل مستقل و امنیت قضائی است، متزلزل‌کننده اعتبار دستگاه قضائی و آرای صادره از دادگاه‌ها بوده و لطمات جبران‌ناپذیری به منافعِ ملی و حقوق ملّت ایران در عرصه بین‌المللی وارد کرده است.

همچنین می‌دانیم که باز هم بیگانگان در هر فرصتی از مخدوش‌کردن تصویر بین‌المللی ایران و بی‌اعتبارسازی دستگاه قضائی بهره می‌برند و این بهانه‌سازی‌ها را مستمسکی برای تضییع حقوق ملت ایران می‌‌کنند. با توجه به دلایل متعددی از‌جمله مواردی که در ذیل به استحضار می‌رساند، مصوبه اخیر مجلس در نابودی و مرگِ عملی کانون‌های وکلا می‌تواند چالش‌های عمده بین‌المللی برای ایران ایجاد کند:

۱. مخدوش‌شدن تصویر دستگاه قضائی ایران در عرصه بین‌المللی:
بر اساس اصول بنیادین حقوقی ازجمله متون و اسناد بین‌المللی، مراجع قضائی بر مبنای سه رکن صلاحیت (مبنای قانونی)، استقلال و بی‌طرفی استوار هستند. نابودی نهاد وکالت مستقل و سپردن صدور پروانه وکالت به وزارت اقتصاد و دارایی آن‌چنان عمل حیرت‌انگیز، خارق‌العاده و غیرعادی‌ای است که می‌تواند هر سه اصل صلاحیت، استقلال و بی‌طرفی قضائی را متزلزل کرده و دادرسی منصفانه و عادلانه را با ابهام مواجه کند.

۲. تأثیر منفی بر همکاری‌های بین‌المللی قضائی با ایران:
اکثریت قریب به اتفاق کشورهای جهان به معاهدات بین‌المللی و منطقه‌ای حقوق‌بشری همچون میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی و کنوانسیون‌های منطقه‌ای حقوق‌بشری ملحق شده‌اند و در همگی این معاهدات، بر دادرسی عادلانه و منصفانه با شرط حضور وکیل مستقل تأکید و تصریح شده است.در صورت سلب استقلال نهاد وکالت و نابودی عملی این نهاد، همگی کشورها این توجیه را پیدا خواهند کرد که در جایی که بحث همکاری‌های قضائی پیش می‌آید، با استناد به عدم رعایت حقوق دفاعی متهم و فقدان نظام دادرسی عادلانه و منصفانه به دلیل فقدان وجود نهاد وکالت مستقل، از همکاری قضائی با ایران خودداری کنند. جای تأسف است که در هنگامی که کشور از قانون آیین دادرسی کیفری مترقی و پیشرفته‌ای بهره‌مند شده و قضات محترم دادگاه‌ها در آرای مختلف خود به موازین حقوق بین‌المللی استناد می‌کنند، در مقابل عده‌ای در مجلس این‌چنین اعتبار نظام قضائی را زیر سؤال می‌برند.

۳. امکان بهانه‌جویی و توسل مراجع بین‌المللی و مراجع قضائی کشورها به اصل صلاحیت بین‌المللی و صلاحیت جهانی:
بسیاری از دادگاه‌های خارجی با مراجعات مکرر برای اعمال صلاحیت جهانی علیه اتباع ایرانی مواجه شده‌اند و موضوع مهمی که مانع این اعمال صلاحیت و نیز اعمال صلاحیت محاکم بین‌المللی می‌شود همانا اصل صلاحیت تکمیلی است. در شرایطی که نظام قضائی داخلی از اعتبار، وجاهت و مشروعیت لازم برخوردار باشد، امکان اعمال صلاحیت تکمیلی وجود نداشته و دادگاه‌ها نمی‌توانند به اصل صلاحیت جهانی متوسل شوند. نابودی نهاد وکالت می‌تواند تشجیع و ترغیبی برای اثبات عدم صلاحیت مراجع قضائی ایران و در نتیجه توسل دادگاه‌های بیگانه و مراجع بین‌المللی به اصل صلاحیت جهانی و اعمال صلاحیت تکمیلی به بهانه فقدان مشروعیت دادگاه‌های داخلی ایران باشد.

۴. عدم امکان پیگیری حقوق ملی و حقوق اتباع ایرانی در دادگاه‌های خارجی و بین‌المللی:
وکلای دادگستری و حقوق‌دانان ایرانی به‌ویژه در چند سال اخیر در خط مقدم مبارزه جهت صیانت از حقوق ملّت ایران در مراجع بین‌المللی بوده‌اند. در شرایطی که دادگاه‌های کشورهای خارجی و به طور خاص دادگاه‌های ایالات متحده آمریکا با نقض اصول حقوق بین‌الملل از‌جمله اصل مصونیت اموال کشورها به مصادره و سلب مالکیت اموال ایران مشغول بوده‌اند، وکلا و حقوق‌دانان ایرانی تلاش کرده‌اند تا به مدد علم و دانش در برابر این هجمه‌ها ایستادگی کنند. حال نابودی نهاد وکالت و سپردن صدور و ابطال پروانه وکالت به وزارت اقتصاد و دارایی، وکلا و حقوق‌دانان ایرانی را در جهان مفتضح می‌کند و مورد تمسخر قرار می‌دهد و صدا و فریاد آن در صیانت از حقوق ملت ایران به جایی نخواهد رسید.

به همگی این موارد امکان اخراج کانون وکلای دادگستری از کانون بین‌المللی وکلا (IBA) را بیفزاییم تا بدانیم این مصوبه چه بلایی بر سر دستگاه قضائی ایران و اعتبار بین‌المللی کشورمان می‌آورد.


🔴 منبع:
روزنامه شرق، شماره‌ی چهارم شهریور ۱۴۰۲ خورشیدی


@IranDel_Channel

💢
👍5
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM

🔴 موسیقی و ادبیاتِ ایرانی


قاصدک! هان، چه خَبَر آوَردی؟
از کُجا، وَز که خَبَر آوَردی؟
خوش‌خبر باشی، امّا
گَردِ بام و دَرِ مَن
بی‌ثَمَر می‌گَردی.
انتظارِ خبری نيست مَرا
نه زِ ياری، نه زِ دیاری، باری،
بُرو آنجا که بُود چِشمی و گوشی با کَس،
بُرو آنجا که تو را مُنتظرند.
قاصدک!
در دل من همه کورند و کَرَند.
دست بَردار از اين دَر وَطنِ خويش غَریب.
قاصدِ تجربه‌های همه تَلخ،
با دِلم می‌گويد
که دروغی تو، دروغ
که فَريبی تو، فَريب.
قاصِدَک! هان، ولی ... آخَر ... اِی وای
راستی آيا رَفتی با باد؟
با تواَم، آی کُجا رَفتی؟ آی...!
راستی آيا جايی خَبَری هست هنوز؟
مانده خاکِسترِ گَرمی، جايی؟
در اُجاقی - طَمَعِ شعله نِمی‌بَندَم - اَندَک شَرَری هست هنوز؟
قاصِدَک!
اَبرهای همه عالم شب و روز
در دِلَم می‌گِريَند...

مهدی اخوان ثالث (م. امید)



🔴 قطعه موسیقی پیوست

قاصدک
خواننده: محمدرضا شجریان
چامه‌سرا: مهدی اخوان ثالث
نوازنده سنتور: پرویز مشکاتیان
نوازنده تنبک: همایون شجریان


🔴 به بهانه‌ی چهارم شهریور ماه، سالروز درگذشت مهدی اخوان ثالث، شاعرِ بزرگ معاصرِ ایران


#مناسبتها

@IranDel_Channel

💢
👍9

🔴 کدام ایران را می‌خواهیم به رونالدو نشان دهیم؟

✍️ روزنامه شرق نوشت:

قرار است کدام ایران به کریستیانو رونالدو و نیمار نشان داده شود؟ ایرانی که هنوز بهترین ورزشگاهش از لحاظ زیرساختی ایراد دارد، ترمیم تعدادی سکو، قریب به یک سال و اندی است به درازا کشیده، چمنش به گواه بازیکنان سرشناس ایرانی در حد لیگ دسته‌چهارم است، زنان تماشاگر به ورزشگاه راه داده نمی‌شوند، سیستم کمک‌داور ویدئویی در آن وجود ندارد و شبکه‌های اجتماعی مهم دنیا از قبیل یوتیوب، توییتر، اینستاگرام، تلگرام، واتس‌اپ و بقیه در آن فیلتر است و نیاز به نصب فیلترشکن دارد؟؟!


🔴 متن کاملِ یادداشت را در قسمتِ "مشاهده فوری" بخوانید:
👇👇


@IranDel_Channel

💢
👍7

🔴 ایران و بریکس

✍️ یدالله کریمی‌پور

پیوستن آتی ایران به بریکس فرخنده باد؛ ولی دلخوشی‌های کلان‌مقیاس به پیامدهای پیوستن به شانگهای و ابزار اقتصادی بریکس، خود‌فریبی بیش نیست. دلایل زیر چکیده‌ی چندین مقاله علمی در این زمینه است: 

۱) گرچه جغرافیای این پیمان بیش از ۸۲٪  پهنه‌ی اوراسیا و ۵۳٪ نفوس جهان را در بر می‌گیرد، سهمش از تولید ناخالص جهانی تا ۲۰۲۲ میلادی، کمتر از ۲۸٪ بود. در واقع با حذف آمار اقتصادی چین، سهم این پیمان از اقتصاد جهان به کمتر از یک‌سوم کاهش خواهد یافت.

۲) از پنج شریک بازرگانی اصلی چین، هیچ‌یک از آن‌ها عضو بریکس نیستند. مثلا GDP روسیه بین ۱۱ تا ۱۳ ام جهانی است. در واقع سیر نزولی GDP روسیه طی ۱۵ سال گذشته در رقابت با ملل پیشرفته استمرار داشته است.

۳) در استراتژی بازرگانی خارجی ملت‌های پیشرفته و یا خواهان پیشرفت، اصل بر رقابتی کردن بازار نهاده شده است. چرا که به تصمیم‌سازان برای گزینش نیازهای اقتصادی قدرت مانور بیشتری می‌دهد. بر عکس با تمرکز و اختصاصی کردن تجارت خارجی به شرق یا غرب، کشوری مانند ایران ناگزیر به پذیرفتن شرایطِ تحمیلی آنها خواهد بود. مثلاً چین و هند با سوءاستفاده از شرایط تحریم، ایران را ناگزیر به فروش نفت با یوان و روپیه و در نتیجه خرید  تولیدات خود می‌کنند. برای درک بهتر این گزاره، خوب است به استراتژی امارات، عربستان، ترکیه و ملل جنوبِ خاوری آسیا بنگریم.

۴) اقتصادهای بزرگ  عضو بریکس تاکنون حاضر به سرمایه‌گذاری درازمدت و مولد در ایران نبوده  و به سودها و تجارت‌های کوتاه‌مدت بسنده کرده‌اند. ترجیح روشن و استراتژیک چین و هند، انعقاد قراردادهای بزرگ درازمدت با کشورهای عربِ [حاشیه‌ی] خلیج فارس،‌ اسرائیل و ترکیه است. آن‌ها با وجود بقای شرایط کنونی، عطای ایران را به خاطر دور شدن از ترکش تحریم‌ها به لقایش می‌بخشند.‌ امکان سرمایه‌گذاری مولد بریکس در ایران متمایل به صفر است. آنان خود را مقید به رعایت تحریم‌های جهانی علیه ایران دانسته و تا رفع تحریم‌ها و یا چراغ سبز آمریکا هرگز از آن عدول نخواهند  کرد.

۵) در عین حال، فدراتیو روسیه در ضعیف‌ترین برهه‌ی تاریخی خود به سر برده و امروزه تمرکزش بر بقا و حفظ یکپارچگی ملی و سرزمینی خود است. حتی از دیدگاه تحریم‌های جهانی، گوی سبقت را از ایران ربوده و از این منظر در صدر قرار دارد.

۶) «بانک توسعه بریکس» (NDB) و «قرارداد اندوخته احتیاطی» (CRA) که دو بازوی ساختار مالی- اعتباری بریکس هستند، با وجود پیوستن آرژانتین، امارات، وعربستان به این پیمان، هرگز به خاطر خشنودی جمهوری‌اسلامی حاضر به کناره‌گیری از قوانین و مقرراتِ نظمِ چیره‌ی بازارِ جهانی نخواهند بود.

۷) بانک توسعهٔ بریکس،‌ بانکی چندملیتی است که توسط کشورهای عضو بریکس مدیریت می‌شود. تمرکز اصلی این بانک، تأمین مالی طرح‌های زیربنایی است که  سالانه تا سقف ۳۴ میلیارد دلار مجوز کلی تأمین مالی در این زمینه را داراست.  علاوه بر پنچ عضو بنیانگذار،‌ امارات و مصر به عنوان اعضای جدید بانک، باید با وام‌دهی به اعضا موافقت کنند.‌ در این صورت آیا آنان در ازای پرداخت وام به ایران،‌ مطالبات دیگری نخواهند کرد؟

۸) سقفِ وام‌دهی سالانه بانک بریکس به ۱۴ کشور عضو تنها ۳۴ میلیارد دلار است. تمرکز اصلی آن نیز ملت‌های آفریقایی است که جمهوری آفریقای جنوبی آن را رهبری می‌کند.

۹) چین، روسیه و هند به‌رغمِ تلاش برای ایجاد جانشین صندوق بین‌المللی پول و سوئیفت،‌ هنوز در این مسیر موفق نشده‌اند.

خلاصه آن که بریکس و بازوهایش، مرکزی مناسب برای گسترش و تعمیق جنوب - جنوب‌اند. ولی کارایی آن تا امروز تا هنگامی است که با نظم چیره بر بازار همراه باشد.


@IranDel_Channel

💢
👍9👎1

🔴 رفع تحریم‌ها مقدم بر پیمان‌ها

✍️ محسن جلال‌پور

چرا پیوستن به بریکس خوشحالمان نمی‌کند؟ بیایید منفی‌بافی را کنار بگذاریم و از خبر پیوستن ایران به گروه کشورهای موسوم به «بریکس» از صمیم قلب خوشحال باشیم. این‌که ظرف مدت زمانی کوتاه به دو پیمان بزرگ «شانگهای» و «بریکس» پیوسته‌ایم جای خوشحالی دارد. اما سؤال این است که آیا از این پیوستن‌ها، آبی برای زندگی و کسب‌وکارمان گرم می‌شود؟

بدون شک هر تلاشی از سوی تصمیم‌گیران برای گسترش روابط با دیگر کشورها برای اقتصاد سودمند است و قطعاً می‌تواند رفاه جامعه را افزایش دهد اما آیا ما توان بهره‌برداری از این فرصت‌ها را داریم؟

برای فهم بهتر موضوع به یک اتفاقِ مثبت دیگر اشاره می‌کنم که  همه در جریان آن هستیم. این روزها اخبار جذابی از احتمال میزبانی برخی تیم‌های ایرانی از تیم‌های بزرگ آسیایی به گوش می‌رسد و اگر میزبانی ایران قطعی شود، بازیکنان بزرگی نظیر کریس رونالدو، کریم بنزما، نیمار داسیلوا و ده‌ها ستاره‌ی دیگر که اخیراً به تیم‌های عربی پیوسته‌اند باید در کشور ما بازی کنند. اما خبر بد این است که باشگاه‌های ما فاقد زیر ساخت‌های ضروری از جمله VAR و زمینِ چمن مناسب هستند و در نتیجه این احتمال وجود دارد که فدراسیون فوتبال آسیا، میزبانی را از ایران بگیرد و باشگاه‌های ایرانی ناچار شوند در کشورهای دیگر با رقبای خود دیدار کنند. به این ترتیب یک فرصت بزرگ که می‌تواند نگاه میلیون‌ها عاشق فوتبال را به ایران جلب و برایمان فرصت‌های زیادی ایجاد کند، تبدیل به یک حسرت بزرگ می‌شود.

پیوستن ایران به «سازمان همکاری شانگهای» و گروه «بریکس» دقیقاً شبیه راه‌یافتن باشگاه‌های ایرانی به رقابت باشگاه‌های آسیایی است. ابتدا خوشحالمان می‌کند اما بعد به حسرتی بزرگ تبدیل می‌شود.

تحریم طولانی‌مدت که تبدیل به یک تعادل نحس در کشور شده و منافع گروه‌های زیادی را تقویت کرده، اجازه نمی‌دهد حتی با یک کشور متوسط همسایه مبادله داشته باشیم آن‌وقت هم‌گروهی با کشورهای عضو سازمان همکاری شانگهای یا گروه بریکس چه منافعی برایمان دارد؟

برای اینکه تجارت به درستی کار کند، باید مقدماتی فراهم شود. نیاز اصلی تجارت، روابط بین‌الملل خوب است که ما مدت‌هاست نداریم. هیچ کشوری در دنیا وجود ندارد که ما با آن کشور رابطه درست به لحاظ دیپلماسی داشته باشیم. روابط ما حتی با همسایگان بر پایه‌ی قواعد دیپلماتیک نیست.

شخصاً زمانی از پیوستن ایران به پیمان شانگهای یا هر گروه بریکس خوشحال می‌شوم که پیش از آن، اخبار مثبتی از مذاکرات برای رفع تحریم‌ها شنیده باشم و زمانی دل به چنین اخباری می‌بندم که همزمان، نسیم آزادسازی اقتصادی را در داخل کشور احساس کنم و صدای پای بهبود در سیاست‌گذاری اقتصادی را بشنوم.

نکته قابل توجه این است که پیوستن ایران به گروه بریکس منوط به رفع تحریم‌ها عنوان شده و حضور ایران در این گروه، بدون برطرف کردن چالش‌ها با غرب امکان‌پذیر نیست.  اما وقتی تصمیم‌گیران کشور تحریم را نعمت می‌دانند، وقتی عامدانه از مزایای تجارت آزاد چشم‌پوشی می‌کنند، وقتی دلبسته خودکفایی هستند، وقتی اقتصاد را به تازیانه قیمت‌گذاری تعزیر می‌کنند و...، چطور می‌توانیم از پیوستن به پیمان‌های سیاسی و اقتصادی خوشحال باشیم و اگر پیوستیم، چه چیزی عایدمان می‎شود؟

حتی اگر روزی اعلام کنند که ایران را در گروه هفت پذیرفته‌اند، آیا بدون رفع تحریم‌ها قادر به تجارت خواهیم بود؟

🔴 منبع:
روزنامه دنیای اقتصاد، شماره‌ی ۴ شهریور ۱۴۰۲ خورشیدی


@IranDel_Channel

💢
👍7👎1

🔴 سیاسی‌سازی نظامی گنجوی در دوران مدرن

✍️ عاطفه طیّه

اتحاد جماهیر شوروی می‌خواست برای [جمهوری] آذربایجانِ [شوروی] هویتی ملّی و تاریخی بتراشد و برای این ملّت‌سازی نیاز به قهرمان‌‌ و چهرهٔ ملّی داشت؛ پس در سال ۱۹۳۸ میلادی هشتصدمین سالگرد نظامی را برگزار کرد و در این مراسم او را «شاعر بزرگ آذری» معرفی کرد. این مضحکه در حالی اتفاق افتاد که این شاعر بزرگ در تمام دانشنامه‌هایی که پیش از سال ۱۹۳٠ میلادی در روسیه چاپ شده شاعری ایرانی شناخته شده بود. سپس کارزاری سیاسی آغاز شد و در سال ۱۹۳۹ میلادی گزارشی در روزنامهٔ رسمی حزب کمونیست انتشار یافت که مرغ پخته را در دیگ می‌خنداند:
«رفیق استالین در باب شاعر آذربایجانی گفته این شاعر بزرگ ما نباید به ادبیات ایران نسبت داده شود ولو این که بیشتر[!] آثارش را به زبان فارسی نوشته باشد. نظامی در اشعارش اظهار می‌کند که مجبور به استفاده از زبان فارسی بوده است، زیرا به او اجازه نمی‌داده‌اند با هموطنانش به زبان مادری سخن بگوید.»

اول این که همهٔ آثار نظامی به فارسی است نه «بیشتر» آن! دوم این که هیچ قدرتی نمی‌تواند شاعر را وادار کند به زبانی که دوست ندارد، با استفاده از افسانه‌ها و اسطوره‌های ایرانی، چندین شاهکار ادبی بسازد!

در هر حال استالین این تخمِ لق را در دهانِ برخی نظریه‌پردازان ایدئولوژی‌زده شکست، آثاری تولید شد و عده‌ای ناآگاهانه به این شبه‌پژوهش‌ها استناد کردند. سیاوش لُرنژاد و علی دوست‌زاده در کتابِ خوب «سیاسی‌سازی نظامی گنجوی در دوران مدرن» به بسیاری از این شبهات و ادعاهای بی‌مبنا پاسخ علمی، مستند و درخور داده‌اند. شماری از موضوعاتی که در کتاب به آن پرداخته شده است:
«مدفن نظامی»، «یادکرد نظامی در منابع معتبر غربی به عنوان شاعری ایرانی»، «نظامی و زبان فارسی»، «تفسیر نادرست رابطهٔ نظامی و شروانشاه به سبب خوانش نادرست ابیات»، «ابداع عنوان دل‌بخواهیِ مکتب آذربایجانی»، «تحریف واژهٔ "بیدارتَرَک" به "بیدارتُرک" در بیتی از نظامی»، «جعل اشعار دروغین به نام نظامی و انتساب دیوان ترکی به او»، «منابع جدید دربارهٔ ساکنان آذربایجان، ارّان و شروان»، «ترکانه‌سخن» و...

پایان سخن و سخنِ پایانی بیتی‌ست از نظامی:
«همه عالم تن است و ایران‌دل
نیست گوینده زین قیاس خجل»



🔴 #معرفی_کتاب

سیاسی‌سازیِ نظامی گنجوی در دوران مدرن

نویسندگان: سیاوش لرنژاد و علی دوست‌زاده
برگردان (ترجمه): قدرت قاسمی‌پور
نشر خاموش


@IranDel_Channel

💢
👍19

🔴 «رضاشاه و بی‌طرفی در جنگ»

[با بررسی کودتای عراق]

✍️ مهدی تدینی، تاریخ‌پژوه

یکی از تاریک‌ترین بُرهه‌های تاریخ ایران شهریور ۱۳۲۰ خورشیدی است که متفقین به ایران حمله کردند و کشور را برای مدتی طولانی اشغال کردند تا هم امنیت چاه‌های نفت را تأمین کنند و هم از طریق ارسال تسلیحات به شوروی از راه ایران، جلوی پیروزی هیتلر را بگیرند.

می‌گویند رضاشاه حامی آلمان بود، به همین دلیل متفقین به ایران حمله کردند. این تصور ــ که متأسفانه بسیاری از ایرانیان هم به آن اعتقاد دارند ــ اساساً غلط است و اصلاً پروپاگاندا و دروغِ متفقین بود تا این تجاوزگری خود را توجیه کنند. پیشتر شرح داده‌ام که چرا این ادعا غلط است: دلیل حملۀ بریتانیا و شوروی به ایران این نبود که ایران حامی یا طرفدار آلمان بود. ایران از ابتدای جنگ اعلام بی‌طرفی کرده بود و با دقت و وسواس هم به این بی‌طرفی پایبند بود. اتفاقاً مسئله این بود که بریتانیا همین بی‌طرفی را برنمی‌تابید! یعنی بدون اینکه به صراحت بیان کند، خواستار این بود که ایران فعالانه علیه آلمان وارد جنگ شود. مشکل بریتانیا این نبود که ایران بی‌طرف نبود یا بی‌طرفی‌اش را نقض کرده بود، بلکه مشکلش دقیقاً این بود که چرا ایران در جبهۀ متفقین علیه آلمان نمی‌جنگد! نمی‌توانید در جایی ببینید که بریتانیا این نگرش خود را رسماً و صراحتاً بیان کرده باشد، بلکه وقتی رفتار ایران، بریتانیا و آلمان را بررسی می‌کنیم، به این نتیجه می‌رسیم. عواملی هم که بریتانیا برای حمله به ایران مطرح کرد، مطلقاً بهانه بود! متفقین خواسته بودند آلمانی‌ها از ایران اخراج شوند، که ایران موافقت کرده بود. و نیز خواسته بودند از خاک ایران برای انتقال مهمات استفاده کنند، که ایران با شروطی معقول حاضر به پذیرش این خواسته هم بود.
(برای توضیح بیشتر در این باره بنگرید به این پستِ «رضاشاه و معضل ظهور هیتلر»)

اصلاً این توفان ناگهان به پا شد! وضعیت بحرانی ایران در عرض دو ماه پدید آمد. تا پیش از آنکه آلمان در تیر ماه ۱۳۲۰ به شوروی حمله کند، ایران و بریتانیا اختلاف چندانی نداشتند. اما با پیشروی ناگهانی آلمان در خاک شوروی و نزدیک شدن آلمانی‌ها به قفقاز و مرزهای ایران، بریتانیا بسیار مضطرب شد. اگر آلمان به مرز ایران می‌رسید، بی‌طرفی ایران را نقض می‌کرد، وارد خاک ایران می‌شد و پالایشگاه آبادان را می‌گرفت و سپس از پایگاه ایران نفت عراق را هم می‌گرفت، بریتانیا فلج می‌شد و به فلاکت می‌افتاد. برای بریتانیا مسئله مرگ و زندگی بود و بی‌طرفی ایران برایش دیگر قابل تحمل نبود. اما واقعیت این است که سیاست بی‌طرفی ایران در آن برهه بسیار سیاست قابل‌دفاعی بود (که پیشتر شرح داده‌ام). آن زمان هیچ‌کس حدس نمی‌زد سرنوشت جنگ چیست، چه روندی خواهد داشت و آیندۀ آلمان چیست و اتفاقاً هر چه آلمان به مرزهای ایران نزدیک‌تر می‌شد، مشخص می‌شد موضع بی‌طرفی ایران معقول بوده است ــ همین هم بریتانیا را خشمگین و تجاوزخوتر کرده بود.

اما یکی از رخدادهای بسیار مهم و آگاهی‌بخش در آن زمان که خیلی چیزها را می‌تواند اثبات کند، کودتای طرفداران آلمان در عراق در بهار سال ۱۳۲۰ خورشیدی است ــ سه ما پیش از حملۀ متفقین به ایران. همیشه گفته‌ام که یک ایراد بزرگ در فهم تاریخی ما این است که عادت داریم فقط بر تاریخ کشور خودمان تمرکز می‌کنیم. کافی است دیدمان را وسیع‌تر کنیم تا بسیاری از برداشت‌های تاریخی‌مان تعدیل و تصحیح شود. می‌گویند بسیاری در ایران، طرفدار آلمان بودند. دلایل آلمان‌دوستی برخی از ایرانی‌ها مفصل است و ریشه‌های عمیق تاریخی دارد. کشوری که همیشه از بریتانیا و روسیه زخم خورده بود، بدیهی بود از ظهور یک قدرت جدید در جهان خرسند می‌شد، زیرا می‌توانست دست دیگر قدرت‌ها را ببندد و متحد قدرتمند جدیدی در برابر قدرت‌های زیاده‌خواه سابق باشد.



🔴 دنباله‌ی یادداشت را در قسمتِ "مشاهده فوری" بخوانید:
👇👇


@IranDel_Channel

💢
👍13
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
‌‌
🎥 همه‌ی قربانیان پوتین

🔴 برنامه‌ی صفحه وسط با پیمان عارف:
گفتگو با امیر چاهکی و عرفان نوربخش (کارشناسانِ امور روسیه)

پخش شده در کانال یوتیوبی "رسانه آلترناتیو"

تاریخ پخش: پنجم شهریور ۱۴۰۲ خورشیدی



برنامه را می‌توانید از طریق یوتیوب هم تماشا کنید.


🔴 پی‌نوشت:
بازنشر ویدئویی به معنی تأييد کل محتوای آن نیست.


@IranDel_Channel

💢
👍7

🔴 یادی از استاد محمد امین ریاحی خویی

✍️ اکبر ایرانی، مدیر مؤسسه پژوهشی میراث مکتوب با انتشار ویدئوی زیر نوشت:

مقبرۀ شمس تبریزی در [شهر] خوی [استانِ آذربایجان‌ غربی] است.
محمد امین ریاحی خویی (۱۱خرداد ۱۳۰۲ ـ ۲۵ اردیبهشت ۱۳۸۸ خورشیدی)، در سال ۱۳۳۷ [خورشیدی] از رسالۀ دکتری خود با عنوان تصحیحِ مرصاد‌العباد نجم‌الدین رازی به راهنمایی مرحوم [بدیع‌الزمان] فروزانفر دفاع کرد. دورانِ تحصیل او مقارن بود با اشغال [خطّه‌ی] آذربایجان توسط فرقۀ دمکرات. او با تشکیل حزب وحدتِ ایران برای دفاع از خاکِ وطن با جمعی از ایران‌دوستان، راهی آذربایجان شد و از هیچ تلاشی برای دفاع از وطن دریغ نکرد. پنج سالی در لغت‌نامه دهخدا با مرحوم [محمد] معین همکاری نمود. وی چهار سال به عنوان رایزنِ فرهنگی ایران در [کشورِ] ترکیه مشغول به کار شد. در زمان او و به دعوت او بود که زنده‌یاد مجتبی مینوی به کتابخانه‌های ترکیه رفت و حدود هزار نسخۀ نفیس را شناسایی و میکروفیلم آنها را به کتابخانۀ مرکزی دانشگاه تهران منتقل کرد. آثار ارزشمندی که بسیاری از آنها تحقیق و تصحیح و منتشر شده است. سرچشمه‌های فردوسی‌شناسی، تاریخِ خوی، زبان و ادب فارسی در قلمرو عثمانی، از جمله تألیفات ارزشمند دکتر ریاحی است.

مرحوم ریاحی در ترکیه با استادانِ زبان فارسی و ایران‌شناسانِ تُرک[یه‌ای] آشنایی و همکاری نزدیک داشت. عبدالباقی گولپینارلی، مترجم و شارحِ مثنوی به تُرکی از جمله آنها بود که دکتر توفیق سبحانی اغلب آثار ایشان را به فارسی ترجمه کرده است. سال ۸۶ که همایش بزرگداشت این مولوی‌شناس برجستۀ تُرک[یه‌ای] را در دانشگاه تهران برگزار کردیم، پیشتر خدمت مرحوم [محمد امین] ریاحی [خویی] رسیدیم و از ایشان خواستیم که خاطرات خود را بنویسند تا منتشر کنیم. این فیلم را علی صفری در اوایل سال ۸۶ که با دوستان مؤسسه از جمله ناصر گلباز و باهر خدمت ایشان رسیدیم، به یادگار گرفت و امروز به طور اتفاقی به چشمم خورد، گفتم یادی از این دانشمندِ آذربایجانی غیورِ ایران‌دوست بکنم که از خدمت‌گزاران فرهنگ ایران و از حافظانِ زبانِ فارسی بود. در این فیلم ایشان تصریح می‌کند که با قرائن و اسناد بسیار ثابت کرده، مقبرۀ شمس تبریزی در [شهر] خوی است و ضرورت دارد بارگاه او ساخته شود تا دوست‌دارانش به زیارت او نائل شوند.
یادش گرامی



@IranDel_Channel

💢
👍9

🔴 نقدی بر سخنان غیرکارشناسی علی لاریجانی

✍️ احسان هوشمند، دانش‌آموخته‌ی دکترای جامعه‌شناسی و پژوهشگر حوزه اقوام

دیری است نظام تدبیر کشور با مسائل پیچیده و بزرگی دست به گریبان است. توسعه ناموزون و ناپایدار جای‌جای کشور یکی از مهم‌ترین پیامدهای مدیریت ناکارآمد کشور در دو سده‌ی گذشته است. چرا کشور با چنین مسئله‌ای دست به گریبان شده و روش خروج از چنین مداری چیست؟ پرسشی است که ذهن برنامه‌نویسان و دولتمردان و برخی از محققان و اندیشمندان و کارشناسان کشور را به خود مشغول کرده است. گاه و بی‌گاه نیز برخی از سیاست‌مداران با طرح دیدگاه‌های خود به جای اشاعه درکِ درست و کارشناسی‌شده از مسائل کشور بر پیچیدگی‌ها و انباشت مسائل جدید می‌افزایند که آخرین آن سخنان رئیس سابق مجلس در میان تعدادی از کارآفرینان مازندرانی است. به گزارش رسانه‌ها، علی لاریجانی با اشاره به مسائل استان‌ها گفت «مصالح منطقه‌ای را مرکز‌نشینان به‌خوبی نمی‌دانند و مناطق بهتر می‌دانند». او در ادامه گفت «در قانون اساسی چند وزارتخانه فقط نام برده شده که شامل وزارتخانه‌های اطلاعات، خارجه، دفاع و دادگستری است. اتفاقاً اینها را نمی‌شود منطقه‌ای کرد. او ادامه داد: به نظر من باید دولت را دو قسم کنیم، یک قسم وزرای ستادی و یک قسم وزرای منطقه‌ای. وزرای منطقه‌ای مسئول چند استان می‌شوند»، آنچه در سخنان غیر‌کارشناسی علی لاریجانی مشهود است، بی‌توجهی به انباشتِ مسائل و حتی بحران‌های گوناگونِ کشور در حوزه‌های اقتصادی، سیاست خارجی، زیست‌محیطی، اجتماعی و فرهنگی از‌جمله بحرانِ آب، بحرانِ مهاجرت، بحرانِ گرانی و مسئله‌ی مشارکت و تعمیق شکاف میان دولت و ملت است. [علی] لاریجانی در‌حالی‌که در ساختار اداری و سیاسی امروز کشور خود، برای نامزدی ریاست‌جمهوری تأیید نشده است، چگونه می‌تواند امیدوار باشد که مسائل توسعه‌ای کشور با تجویز او مدیریت شود؟ گویی کلان‌نگری غایب در گفتار لاریجانی او را به ارائه تجویزی بنیان‌سوزتر هدایت کرده که جز افزایش هرج‌ومرج و مشکلات، دستاورد دیگری در پی نخواهد داشت! از ابتدای ظهور دولتِ مشروطه تا امروز در عالی‌ترین سطوح تصمیم‌گیری توجه به توسعه‌ی مناطق مختلف کشور در دستور کار نهادِ دولت قرار داشته است که از‌جمله آنها می‌توان به صدور اوامر ملوکانه رضا شاه و محمد‌رضا شاه برای توسعه‌ی عمران سیستان‌ و بلوچستان و نیز اجرای برنامه‌های توسعه کشور در پیش و پس از انقلاب اشاره کرد.

جالب است بدانیم که با تأسیس مؤسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی دانشگاه تهران موضوع توسعه و عمران این استان جزء نخستین موضوعاتی بود که به‌عنوان گام نخست فعالیت این نهاد در سال ۱۳۳۷ [خورشیدی] با برگزاری دو هفته نشست و کنفرانس با یک نهاد خارجی مشاوره‌ای با موضوع عمران [استان] سیستان‌ و‌ بلوچستان اهمیت موضوع را به صورت عمومی نشان داد؛ اما اجرای یازده برنامه عمرانی و توسعه‌ای در سال‌های پیش و پس از انقلاب اگرچه موجب خدماتی به استان سیستان‌ و‌ بلوچستان شده؛ اما همچنان شاخص‌های توسعه‌ای و عمرانی این استان شکاف توسعه‌ای عمیقی با دیگر مناطق کشور دارد! چرا این وضعیت یعنی توسعه ناموزون و ناپایدار به بخشی از مختصات امروزی در گستره‌ی ایران‌زمین مبدل شده است؟ حتی در برنامه‌های دوره‌ی پهلوی نهادها و مؤسسات مشاوره‌ای خارجی نیز در تدوین برنامه‌های کشور مشارکت داشتند؛ اما همچنان محصول اجرای برنامه‌های عمرانی ایجاد‌شده، تعمیق شکاف‌های توسعه ناموزون و ناپایدار در جای‌جای کشور بود!



🔴 دنباله‌ی یادداشت را در قسمتِ "مشاهده فوری" بخوانید:
👇👇


@IranDel_Channel

💢
👍11
🔴 پنجم شهریور، زادروزِ جهان‌پهلوان غلامرضا تختی و روزِ ملّی کُشتی

ایران، بی‌جهان‌پهلوان مباد....


#مناسبتها

@IranDel_Channel

💢
👍12

🔴 از صفحه‌ی فیسبوک محمد محبی


@IranDel_Channel

💢
👍11

🔴 بشار الاسد لم ینتصر الا علی شعبیه...

✍️ یدالله کریمی‌پور

شش روز پیش هنگام تماشای اعتراصاتِ مردم دروزی استانِ سویدای سوریه، علیه حکومت اسد و بعثی‌ها به خاطر تورّمِ سنگینِ خوراک (هنوز ادامه دارد) پلاکاردی کوچک با این مضمون در دستِ مردی معترض به چشم می‌خورد:
«بشار اسد پیروز نشد مگر بر ملت خود و نتوانست اسرائیل را شکست دهد.»

کوتاه،‌ نغز و صادق؛ خاندان اسد بیش از ۵۳ سال است، هدف اصلی حکومت را نابودی اسراییل و یا دست‌کم باز پس گرفتن جولان قرار داده‌اند. نتیجه؟!! اهدافِ استراتژی سیاستِ خارجی صدام [حسین] به کجا رسید؟ آرزوهای دور و دراز قذافی به کجا منتهی شد؟! حاصل فریادهای کاسترو گونه‌ی علی عبدالله صالح، رهبرِ یمن و هم‌اکنون حوثی‌ها چه سرنوشتی یافت و می‌یابد؟!!

برای تهیه پاسخ به این پرسش‌ها، خود را به زحمت نیندازید، لطفاً یک بار دیگر نوشته‌ی پلاکاردِ مردِ معترضِ سویدایی را بنگرید.

محصولِ نهایی حکومتِ همه این رهبران انقلابی دیکتاتور، در همان جمله‌ی ۱۲ واژه‌ای پلاکاردِ بالا آشکار است:
تنها چیرگی بر ملت‌هایشان از راه سرکوبِ سخت.


@IranDel_Channel

💢
👍17

🔴 «چپ مصدقی» ــ افسانه یا واقعیت؟

✍️ مهدی تدینی، با انتشار ویدئوی پیوست، نوشت:

وقتی تعبیری را داخل «گیومه» می‌گذاریم، یعنی هنوز در مرحلۀ فرضیه یا ادعاست. پس صبور باشید و با یک پست نتیجه‌های کلان نگیرید. اما به گمانم این صحبت‌های مسعود رجوی، رهبر ــ ظاهراً مفقودالاثرِ ــ مجاهدین خلق، شروع تأمل‌برانگیزی است.

رجوی در این چند دقیقه ــ که حتماً توصیه می‌کنم گوش کنید ــ بارها از مصدق با عنوان «پیشوا» یاد می‌کند و از هیچ لحاظی جای هیچ شک و شبهه‌ای برای خود نمی‌گذارد که خاستگاه و بستر سازمانِ متبوعش در جبهۀ ملی است که پیشوای فقید آن دکتر مصدق بوده است و از خود با عنوان «فرزندان مصدق» یاد می‌کند.

پیش از هر چیز یادآوری کنم که کار علم «تقسیم‌‎بندی، تمایزگذاری و ظریف‌کاری» است و کار ایدئولوژی «کلی‌گویی و تعمیم». از نظر من، مسئله این نیست که آیا چیزی تحت عنوان «چپِ مصدقی» وجود دارد یا نه، بلکه وظیفۀ علمی این است که این مفهوم را درست تعریف کنیم، تمایزها و دسته‌بندی‌های داخلی آن را مشخص کنیم و از کلی‌گویی‌های مبهم خودداری کنیم.

به این منظور من رابطۀ مصدق با جریان‌های چپ را به سه دوره تقسیم کرده‌ام:

یک: دوران دولت‌داری مصدق (تا پیش از ۲۸ مرداد ۳۲)
دو: از ۲۸ مرداد تا هنگام درگذشت او در حصر خانگی در احمدآباد
سه: از پس از درگذشت او تا انقلاب ۵۷

یک تقسیم‌بندی دیگر هم در اینجا انجام می‌دهم. چپ‌های دوست‌دار یا هوادارِ مصدق را به دو دسته می‌توان تقسیم کرد:

یک: چپ‌هایی که رابطه‌ای «عینی و واقعی» با مصدق داشتند
دو: چپ‌هایی که رابطه‌ای «ذهنی» با مصدق داشتند.

حال به مرور انواع روابط چپ‌ها با مصدق را توضیح می‌دهم و جمع‌بندی نهایی را در یک گفتار لایو توضیح می‌دهم.

در اینجا به همین میزان بسنده می‌کنم: در این تردیدی وجود ندارد که وقتی مصدق در دولت حضور داشت، یک جریان چپ جوانِ غیرتوده‌ای زیر چتر خلیل ملکی و بقایی در حزب زحمتکشان جمع شده بود. این سوسیالیست‌های جوان جزو وافادارترین یاران مصدق بودند و رهبرانشان توده‌ای‌هایی بودند که از حزب جدا شده بودند. این سوسیالیست‌ها کف خیابان از دولت مصدق حمایت می‌کردند.

طبعاً کسی مانند مسعود رجوی را نمی‌توان با این گروه مقایسه کرد. رابطۀ کسانی چون حنیف‌نژاد (پایه‌گذار مجاهدین)، جزنی (ایدئولوگ قیام چریکی) و مسعود رجوی با مصدق رابطه‌ای «ذهنی» بود. یعنی آنها خود را در امتدادِ مصدق «می‌فهمیدند»، اما در واقع سرشاخه‌های دوری بودند که ارتباط عینی و واقعی با ریشه ــ یعنی مصدق ــ نداشتند؛ اما به رغمِ چپ‌روی فراوان خود را همچنان، پیرو مصدق «حس می‌کردند».

و البته این جریان‌های چپ متعددند که به آنها می‌رسم...



🔴 پی‌نوشت:
بازنشر مطلبی به معنی تأييد کل محتوای آن نیست.

🔴 پی‌نوشت:
در آینده این فرسته تکمیل خواهد شد.


@IranDel_Channel

💢
👍12👎2

🔴 درباره‌ی جغرافیای ایرانِ فرهنگی و نسبت آن با کشورِ ایرانِ کنونی

✍️ جواد طباطبایی، فیلسوفِ سیاسی ایران

ایران ... جسمِ لطیفِ کشوری است که پیوسته زبان، تمدن، فرهنگ و نمودهای بسیاری دیگری را به عنوانِ روحِ قومِ ایرانی با خود حمل کرده است. از این حیث، زبانِ فارسی، زبانی در میان زبان‌های بسیار دیگر نیست، بلکه کالبدِ جان و روانِ مردمانی است که در سده‌های طولانیِ تاریخِ این کشور، هستی خود را در آن دمیده و زنده نگاه داشته‌اند.

تردیدی نیست که بخش‌های مهمی از فرآورده‌های فرهنگی که مردمانِ قلمرو ایرانِ بزرگ در طی سده‌ها آفریده‌اند، ایرانی است، یعنی روحِ ایرانی در همه کالبدهایی دمیده شده است.

بسیاری از زبان‌ها و فرهنگ‌هایِ کشورهایی که به تدریج در گسترۀ ایرانِ بزرگِ فرهنگی پدیدار شده‌اند، فرزندانِ زبان و فرهنگ فراگیر ایران‌اند. این نسبت پدری - فرزندی امری تاریخی است، نه سیاسی که بتوان نفی کرد. هر فرزندی می‌تواند به مصلحت‌دیدی، نسبت به پدر خود بی‌اعتنا باشد اما نفی نسبتِ پدری طیرۀ عقل است و نفی خود!


🔴 منبع:
از کتاب تأملی دربارۀ ایران، دیباچه‌ای بر نظریۀ انحطاط ایران، جواد طباطبایی، صفحه سی و هشت و سی و نه



@IranDel_Channel

💢
👍14