🔴 ایران را از یاد نبریم
[سوم شهریورماه زادروز زندهیاد استاد محمدعلی اسلامیندوشن]
✍️ محمدعلی اسلامیندوشن
ایران شاید سختجانترین کشورهای دنیاست. دورههایی بوده است که با نیمهجانی زندگی کرده، اما از نفس نیفتاده و چون بیمارانی که میخواهند نزدیکان خود را بیازمایند، درست در همان لحظه که همه از او امید برگرفته بودند، چشم گشوده است و زندگی را سرگرفته.
بهرغم تلخکامیها ما حق داریم که به کشور خود بنازیم. کمر ما زیر بار تاریخ خم شده است، ولی همین تاریخ به ما نیرو میدهد و ما را بازمیدارد که از پای درافتیم. قوم ایرانی در سراسر تاریخ خود از اندیشیدن و چاره جستن بازنایستاده. دلیل زنده بودن ملّتی همین است. آنهمه مردان غیرتمند، آنهمه گوینده و نویسنده و حکیم و عارف، آنهمه سرهای ناآرام پروردۀ این آب و خاکاند. به تولای نام اینان است که ما به ایرانی بودن افتخار میکنیم. چه موهبتی از این بزرگتر که کسی بتواند فردوسی و خیّام و حافظ و مولوی را به زبان خود آنان بخواند؟ و برای آنکه بتوان آنان را تا مغز استخوان احساس کرد همان بس نیست که فارسی بیاموزند، باید ایرانی بود.
نباید بگذاریم که مشکلهای گذرنده و نهیبهای زمانه گذشته را از یاد ما ببرد. ما امروز بیش از هر زمان دیگر نیازمند آنیم که از شکوه و غنای گذشتۀ خود الهام بگیریم؛ زیرا در آستانۀ تحوّلی هستیم. خوشبختانه ضربههایی که بر سر ایران فرود آمده است هرگز بدان گونه نبوده که او را از گذشتۀ خود جدا سازد. حملۀ تازیان شاهنشاهی ساسانی را از هم فروریخت. کاخها خراب شد و گنجها بر باد رفت، اما روح ایرانی مسخّر نگردید. عرب و ترک و غز و مغول و تاتار چون میهمانانی بودند که چند صباحی بر سر سفرۀ ایران نشستند. اینان آمدند و رفتند بی آنکه بتوانند ایران را با خود ببرند. در همان زمانهایی که پیکر ایران لختهلخته شده بود و هر پارۀ آن در سلطۀ حاکم خودی یا بیگانه بود، روح او پهناور و تجزیهناپذیر مانده بود. ایران واقعی تا بدانجا گسترده میشد که تمدّن و فرهنگ و زبان او در زیر نگین داشت. ایران همواره استوارتر و ریشهدارتر از آن بوده است که به نژاد یا مسلک سلطان یا خان یا فاتحی اعتنا کند. قلمرو ایران قلمرو فرهنگی بوده و تمدّن و زبان مرزهای او را مشخص میداشته است. تاریخ جاودان هر ملتی تاریخ تمدن و فکر اوست؛ مابقی وقایع گذرندهای هستند که ارزش آنها سنجیده نمیشود مگر در کمکی که به بهبود زندگی و تأمین رفاه مردم زمان خود کردهاند. تاریخ واقعی تاریخ سیر بشریت به سوی ارتقاء است. ازاینرو ما چون به گذشتۀ خود نگاه میافکنیم چندان بدان کاری نداریم که در فلان عهد چه کسی بر ایران فرمان میرانده یا مرزبانان ایران در کدام خط پاسداری میکردهاند. سیر معنوی قوم ایرانی و جنبشها و کوششهای او برای ما مهم است. ما دوران اعتلای ایران را دورانی میدانیم که تمدن و فرهنگ به شکفتگی گراییده و دوران انحطاط ورا دورانی میدانیم که تمدن و فرهنگ دستخوش رکود و فساد گردیده.
🔴 منبع:
«ایران را از یاد نبریم»، محمدعلی اسلامی ندوشن، یغما؛ سال سیزدهم، فروردینماه ۱۳۳۹، شمارۀ اول، ص ۲-۳
#مناسبتها
@IranDel_Channel
💢
🔴 ایران را از یاد نبریم
[سوم شهریورماه زادروز زندهیاد استاد محمدعلی اسلامیندوشن]
✍️ محمدعلی اسلامیندوشن
ایران شاید سختجانترین کشورهای دنیاست. دورههایی بوده است که با نیمهجانی زندگی کرده، اما از نفس نیفتاده و چون بیمارانی که میخواهند نزدیکان خود را بیازمایند، درست در همان لحظه که همه از او امید برگرفته بودند، چشم گشوده است و زندگی را سرگرفته.
بهرغم تلخکامیها ما حق داریم که به کشور خود بنازیم. کمر ما زیر بار تاریخ خم شده است، ولی همین تاریخ به ما نیرو میدهد و ما را بازمیدارد که از پای درافتیم. قوم ایرانی در سراسر تاریخ خود از اندیشیدن و چاره جستن بازنایستاده. دلیل زنده بودن ملّتی همین است. آنهمه مردان غیرتمند، آنهمه گوینده و نویسنده و حکیم و عارف، آنهمه سرهای ناآرام پروردۀ این آب و خاکاند. به تولای نام اینان است که ما به ایرانی بودن افتخار میکنیم. چه موهبتی از این بزرگتر که کسی بتواند فردوسی و خیّام و حافظ و مولوی را به زبان خود آنان بخواند؟ و برای آنکه بتوان آنان را تا مغز استخوان احساس کرد همان بس نیست که فارسی بیاموزند، باید ایرانی بود.
نباید بگذاریم که مشکلهای گذرنده و نهیبهای زمانه گذشته را از یاد ما ببرد. ما امروز بیش از هر زمان دیگر نیازمند آنیم که از شکوه و غنای گذشتۀ خود الهام بگیریم؛ زیرا در آستانۀ تحوّلی هستیم. خوشبختانه ضربههایی که بر سر ایران فرود آمده است هرگز بدان گونه نبوده که او را از گذشتۀ خود جدا سازد. حملۀ تازیان شاهنشاهی ساسانی را از هم فروریخت. کاخها خراب شد و گنجها بر باد رفت، اما روح ایرانی مسخّر نگردید. عرب و ترک و غز و مغول و تاتار چون میهمانانی بودند که چند صباحی بر سر سفرۀ ایران نشستند. اینان آمدند و رفتند بی آنکه بتوانند ایران را با خود ببرند. در همان زمانهایی که پیکر ایران لختهلخته شده بود و هر پارۀ آن در سلطۀ حاکم خودی یا بیگانه بود، روح او پهناور و تجزیهناپذیر مانده بود. ایران واقعی تا بدانجا گسترده میشد که تمدّن و فرهنگ و زبان او در زیر نگین داشت. ایران همواره استوارتر و ریشهدارتر از آن بوده است که به نژاد یا مسلک سلطان یا خان یا فاتحی اعتنا کند. قلمرو ایران قلمرو فرهنگی بوده و تمدّن و زبان مرزهای او را مشخص میداشته است. تاریخ جاودان هر ملتی تاریخ تمدن و فکر اوست؛ مابقی وقایع گذرندهای هستند که ارزش آنها سنجیده نمیشود مگر در کمکی که به بهبود زندگی و تأمین رفاه مردم زمان خود کردهاند. تاریخ واقعی تاریخ سیر بشریت به سوی ارتقاء است. ازاینرو ما چون به گذشتۀ خود نگاه میافکنیم چندان بدان کاری نداریم که در فلان عهد چه کسی بر ایران فرمان میرانده یا مرزبانان ایران در کدام خط پاسداری میکردهاند. سیر معنوی قوم ایرانی و جنبشها و کوششهای او برای ما مهم است. ما دوران اعتلای ایران را دورانی میدانیم که تمدن و فرهنگ به شکفتگی گراییده و دوران انحطاط ورا دورانی میدانیم که تمدن و فرهنگ دستخوش رکود و فساد گردیده.
🔴 منبع:
«ایران را از یاد نبریم»، محمدعلی اسلامی ندوشن، یغما؛ سال سیزدهم، فروردینماه ۱۳۳۹، شمارۀ اول، ص ۲-۳
#مناسبتها
@IranDel_Channel
💢
Telegram
attach 📎
👍12
✍️ حکومت بزرگترین متضررِ آتش به اختیاری
✍🏻 رضا حبیبی
طبق نظریه قرارداد اجتماعی، دوران پیش از شکلگیری دولت (که دورانی غیرواقعی جهت بیان فلسفه شکلگیری دولت است) حائز ویژگیهایی بوده است که به اختصار بدین شرح میباشند:
۱. قانونی نوشته شده توسط انسان و مورد توافق جمعی از انسانها وجود ندارد. تنها قانون موجود در جهان، قانون طبیعی است که چون در جایی نوشته نشده، هر فردی از ظن و بر اساس منافع خود، آن را میفهمد.
۲. هیچ مرجعِ دارای اقتداری جهت تشخیص و اعمال همین قانونِ نیمبند نیز وجود ندارد.
هر چند بین نظریهپردازان، درباره ویژگیهای زیست اجتماعی بشر در دوران پیشا دولت اختلاف هست (مثلا لاک به دلیل اعتقاد به ذات مصلح انسانها، این دوران را خیلی توأم با خشونت نمیداند. اما هابز معتقد است این دوران، دوران خشونت و جنگ همه با همه است)، با این وجود نظریهپردازان قرارداد اجتماعی در وجود مشکلاتی در آن دوران به دلیل نانوشته بودن قانون و عدم وجود مرجعی مشخص جهت تشخیص و اعمال آن، اشتراک رأی دارند.
در آن شرایط به دلیل عدم وجود یک «اقتدار اجتماعی فائقه» که بتواند تنها مرجع اعمالِ نظم و مجازات باشد، هر فرد خود مسئول تشخیص قانون، اجرای آن و مجازات افرادی میشد که به باور خود بر خلاف قانون طبیعی عمل کرده بودند. طبیعتاً این وضعیت، وضعیتی نامطلوب بوده است.
بنابراین مهمترین دلیل شکلگیری دولت و بازوی اجرایی و اعمال اقتدار آن یعنی حکومت، جلوگیری از آتش به اختیاریِ افراد و تفویض انحصاریِ حقِ اعمال قانون بوده و هست.
آتش به اختیار شدن هر فردی در موضوع اعمالِ قانون، تجاوز به حقِّ انحصاری حکومت، عامل ایجاد تنش و ناامنی و درگیری در جامعه و مهمتر از همه وهنِ حکومت است.
اگر قرار باشد موضوع آتش به اختیاری، فقط یک مخالف داشته باشد، منطقاً آن یک مخالف، باید حکومت باشد. نه اینکه خود حکومت، مروّج آن باشد.
🔴 پینوشت:
بازنشر یادداشتی از یک شخص به معنای تأييد تمام مواضع آن شخص نیست.
@IranDel_Channel
💢
✍️ حکومت بزرگترین متضررِ آتش به اختیاری
✍🏻 رضا حبیبی
طبق نظریه قرارداد اجتماعی، دوران پیش از شکلگیری دولت (که دورانی غیرواقعی جهت بیان فلسفه شکلگیری دولت است) حائز ویژگیهایی بوده است که به اختصار بدین شرح میباشند:
۱. قانونی نوشته شده توسط انسان و مورد توافق جمعی از انسانها وجود ندارد. تنها قانون موجود در جهان، قانون طبیعی است که چون در جایی نوشته نشده، هر فردی از ظن و بر اساس منافع خود، آن را میفهمد.
۲. هیچ مرجعِ دارای اقتداری جهت تشخیص و اعمال همین قانونِ نیمبند نیز وجود ندارد.
هر چند بین نظریهپردازان، درباره ویژگیهای زیست اجتماعی بشر در دوران پیشا دولت اختلاف هست (مثلا لاک به دلیل اعتقاد به ذات مصلح انسانها، این دوران را خیلی توأم با خشونت نمیداند. اما هابز معتقد است این دوران، دوران خشونت و جنگ همه با همه است)، با این وجود نظریهپردازان قرارداد اجتماعی در وجود مشکلاتی در آن دوران به دلیل نانوشته بودن قانون و عدم وجود مرجعی مشخص جهت تشخیص و اعمال آن، اشتراک رأی دارند.
در آن شرایط به دلیل عدم وجود یک «اقتدار اجتماعی فائقه» که بتواند تنها مرجع اعمالِ نظم و مجازات باشد، هر فرد خود مسئول تشخیص قانون، اجرای آن و مجازات افرادی میشد که به باور خود بر خلاف قانون طبیعی عمل کرده بودند. طبیعتاً این وضعیت، وضعیتی نامطلوب بوده است.
بنابراین مهمترین دلیل شکلگیری دولت و بازوی اجرایی و اعمال اقتدار آن یعنی حکومت، جلوگیری از آتش به اختیاریِ افراد و تفویض انحصاریِ حقِ اعمال قانون بوده و هست.
آتش به اختیار شدن هر فردی در موضوع اعمالِ قانون، تجاوز به حقِّ انحصاری حکومت، عامل ایجاد تنش و ناامنی و درگیری در جامعه و مهمتر از همه وهنِ حکومت است.
اگر قرار باشد موضوع آتش به اختیاری، فقط یک مخالف داشته باشد، منطقاً آن یک مخالف، باید حکومت باشد. نه اینکه خود حکومت، مروّج آن باشد.
🔴 پینوشت:
بازنشر یادداشتی از یک شخص به معنای تأييد تمام مواضع آن شخص نیست.
@IranDel_Channel
💢
Telegram
ایراندل | IranDel
همه عالم تن است و ایران دل ❤️
این کانال دغدغهاش، ایران است و گردانندۀ آن، یک شهروند ایرانی آذربایجانی
[ بازنشر یک یادداشت، توییت، ویدئو و یا یک صوت به معنی تأیید کل محتوا و تمام مواضع صاحب آن محتوا نیست و هدف صرفاً بازتاب دادن یک نگاه و اندیشه است.]
این کانال دغدغهاش، ایران است و گردانندۀ آن، یک شهروند ایرانی آذربایجانی
[ بازنشر یک یادداشت، توییت، ویدئو و یا یک صوت به معنی تأیید کل محتوا و تمام مواضع صاحب آن محتوا نیست و هدف صرفاً بازتاب دادن یک نگاه و اندیشه است.]
👍7
🔴 «دالان ایران، پل پیروزی»
✍️ مهدی تدینی، تاریخپژوه
شهریور ۱۳۲۰ [خورشیدی] ــ که «شهریور سیاه» میخوانمش ــ یکی از اندوهبارترین برگهای تاریخ ایران است. بریتانیا و شوروی در اقدامی شرمآور و به بهانهای واهی به ایران، اولتیماتوم دادند و با نقض بیطرفی ایران در جنگ جهانی، کشور را از جنوب و شمال اشغال و شاه ایران را عزل کردند. چه از رضاشاه خوشمان بیاید و چه نه، چه او را منجی بدانیم و چه دیکتاتور، قدرت بیگانه اجازه نداشت حاکمیت ملی ایران را تا این حد نقض کند. انگلیسیها در پی این بودند که قاجار را به سلطنت برگردانند (شاید چون بازگرداندن سلسلهای منقرضشده، آن دودمان را وامدارشان میکرد). اما مشکلی در کار بود، احمدشاه سالها پیش (در ۱۳۰۸ خورشیدی) در پاریس درگذشته بود. برادر و جانشین او، محمدحسن میرزا، در پاریس مدعی سلطنت بود، اما انگلیسیها فهمیدند پسر محمدحسن، یعنی حمید، اسم خود را «درومون» گذاشته و تابعیت بریتانیایی گرفته بود، در بازرگانی دریایی کار میکرد و حتی زبان فارسی نمیدانست (محمدحسن میرزا هم سال بعد، ۱۳۲۱، در لندن در فقر درگذشت). دربارۀ «شهریور سیاه» در آینده بیشتر صحبت خواهیم کرد؛ بگذریم و به «دالان ایران» برسیم.
آلمانیها در دوران رضاشاه همکاری عمرانی گستردهای در ایران انجام داده بودند. معروفترین آن همکاری در ساخت راهآهن سراسری ایران بود یا احداث ساختمانهای دانشگاه تهران. این همکاریها اصلاً پیش از به قدرت رسیدن هیتلر آغاز شده بود، اما پس از آغاز جنگ این همکاری خاری در چشم بریتانیا و شوروی بود، با اینکه ایران تنها دو روز پس از حملۀ آلمان به لهستان رسماً اعلام بیطرفی کرده بود و هیچ پیوند نظامی ـ لُجستیکی نیز میان ایران و آلمان وجود نداشت. وقتی آلمان به شوروی حمله کرد بریتانیاییها به فکر افتادند دالانِ امنی برای انتقال تسلیحات و تدارکات به شوروی ایجاد کنند. از دیگر سو، وضعیت عراق و سوریه هم برای انگلستان بحرانی شده بود. در فوریۀ ۱۹۴۱ میلادی (بهمن ۱۳۱۹ خورشیدی) در آمریکا «قانون وام و اجاره» (Lend-Lease Act) به تصویب کنگره رسیده بود که اجازه میداد دولت آمریکا به متفقین به طور گسترده کمک تدارکاتی کند: اسلحه، مهمات، سوخت، هواپیما، خوراک و... هدف اول از اشغال ایران هم همین بود که دالان امنی برای انتقال کمکهای آمریکا به شوروی فراهم آید. البته انگلستان از بابت پالایشگاه آبادان هم نگران بود: بزرگترین پالایشگاه جهان در آبادان بود، با ۸ میلیون تُن تولید سالانه. ممکن بود با شکست شوروی پالایشگاه از کنترل بریتانیا خارج شود.
شمال ایران به اشغال شوروی و جنوب به اشغال بریتانیا درآمد. وقتی رضاشاه در پی اولتیماتومی کنارهگیری کرد و در ناخرسندی انگلیسیها محمدرضا در مجلس سوگند یاد کرد، پایتخت هم اشغال شد. در بهمن ماه طرحی که نخستوزیر فروغی تهیه کرده بود به تصویب مجلس رسید: قوای اشغالگر تعهد دادند تمامیت ارضی ایران حفظ شود و پس از اتمام جنگ کشور را ترک کنند و در مقابل کنترل راهها، بنادر و مخابرات را در اختیار گرفتند. به این ترتیب، «دالان ایران» (Persian Corridor) برقرار شد تا تدارکات از بندر شاهپور (بند امام خمینی) در خلیج فارس به بندر پهلوی (بندر انزلی) منتقل شود.
بخش مهندسی و تأسیساتی این پروژۀ نظامی بزرگ را آمریکاییها انجام دادند، جاده ساختند، بنادر ایران را ارتقا دادند و سالن مونتاژ ساختند تا هواپیماها و کامیونها را در ایران برای ارسال به شوروی مونتاژ کنند. سیهزار سرباز و مهندس آمریکایی در دالان ایران فعال شدند و در طول چهار سال و نیم ۶۴۶ کشتی در خلیج فارس پهلو گرفت و حدود پنج میلیون تُن تدارکات از ایران به شوروی منتقل شد. این معادل ۲۵ درصد کل تدارکاتی است که برای نجات شوروی به این کشور داده شد.
این پنج سال با رنجهای فراوان بر ایران گذشت. از همه دردناکتر این بود که ایران چارهای جز تسلیم شدن در برابر این هجوم نداشت. به زبان ساده زور ایران به هیچشکل به این مهاجمان نمیرسید و تسلیم شدن کمهزینهترین گزینه بود. به طور کلی دولتمردان ایرانی در آن سالها سیاستورزی را به اوج رساندند تا ناتوانیهای ایران را پوشش دهند. یکی از شاهراههای پیروزی متفقین در نبرد قرن، دالان ایران بود؛ اما مهاجمان (به خصوص شوروی) نهتنها سهم ایران از این پیروزی را ندادند، بلکه به فکر دستاندازی به آذربایجان هم افتادند. در آینده و به مرور با مجموعهای از پستها این بحث را ادامه میدهیم.
در فایل پیوست گوشههایی از تردد محمولهها در دالان ایران را ببینید. در ادامه ویدئویی یکساعته را میتوانید ببیند که آن را همان سالها نیروهای آمریکایی تهیه کردهاند و چند آلبوم عکس هم در ادامه خواهد آمد.
@IranDel_Channel
💢
🔴 «دالان ایران، پل پیروزی»
✍️ مهدی تدینی، تاریخپژوه
شهریور ۱۳۲۰ [خورشیدی] ــ که «شهریور سیاه» میخوانمش ــ یکی از اندوهبارترین برگهای تاریخ ایران است. بریتانیا و شوروی در اقدامی شرمآور و به بهانهای واهی به ایران، اولتیماتوم دادند و با نقض بیطرفی ایران در جنگ جهانی، کشور را از جنوب و شمال اشغال و شاه ایران را عزل کردند. چه از رضاشاه خوشمان بیاید و چه نه، چه او را منجی بدانیم و چه دیکتاتور، قدرت بیگانه اجازه نداشت حاکمیت ملی ایران را تا این حد نقض کند. انگلیسیها در پی این بودند که قاجار را به سلطنت برگردانند (شاید چون بازگرداندن سلسلهای منقرضشده، آن دودمان را وامدارشان میکرد). اما مشکلی در کار بود، احمدشاه سالها پیش (در ۱۳۰۸ خورشیدی) در پاریس درگذشته بود. برادر و جانشین او، محمدحسن میرزا، در پاریس مدعی سلطنت بود، اما انگلیسیها فهمیدند پسر محمدحسن، یعنی حمید، اسم خود را «درومون» گذاشته و تابعیت بریتانیایی گرفته بود، در بازرگانی دریایی کار میکرد و حتی زبان فارسی نمیدانست (محمدحسن میرزا هم سال بعد، ۱۳۲۱، در لندن در فقر درگذشت). دربارۀ «شهریور سیاه» در آینده بیشتر صحبت خواهیم کرد؛ بگذریم و به «دالان ایران» برسیم.
آلمانیها در دوران رضاشاه همکاری عمرانی گستردهای در ایران انجام داده بودند. معروفترین آن همکاری در ساخت راهآهن سراسری ایران بود یا احداث ساختمانهای دانشگاه تهران. این همکاریها اصلاً پیش از به قدرت رسیدن هیتلر آغاز شده بود، اما پس از آغاز جنگ این همکاری خاری در چشم بریتانیا و شوروی بود، با اینکه ایران تنها دو روز پس از حملۀ آلمان به لهستان رسماً اعلام بیطرفی کرده بود و هیچ پیوند نظامی ـ لُجستیکی نیز میان ایران و آلمان وجود نداشت. وقتی آلمان به شوروی حمله کرد بریتانیاییها به فکر افتادند دالانِ امنی برای انتقال تسلیحات و تدارکات به شوروی ایجاد کنند. از دیگر سو، وضعیت عراق و سوریه هم برای انگلستان بحرانی شده بود. در فوریۀ ۱۹۴۱ میلادی (بهمن ۱۳۱۹ خورشیدی) در آمریکا «قانون وام و اجاره» (Lend-Lease Act) به تصویب کنگره رسیده بود که اجازه میداد دولت آمریکا به متفقین به طور گسترده کمک تدارکاتی کند: اسلحه، مهمات، سوخت، هواپیما، خوراک و... هدف اول از اشغال ایران هم همین بود که دالان امنی برای انتقال کمکهای آمریکا به شوروی فراهم آید. البته انگلستان از بابت پالایشگاه آبادان هم نگران بود: بزرگترین پالایشگاه جهان در آبادان بود، با ۸ میلیون تُن تولید سالانه. ممکن بود با شکست شوروی پالایشگاه از کنترل بریتانیا خارج شود.
شمال ایران به اشغال شوروی و جنوب به اشغال بریتانیا درآمد. وقتی رضاشاه در پی اولتیماتومی کنارهگیری کرد و در ناخرسندی انگلیسیها محمدرضا در مجلس سوگند یاد کرد، پایتخت هم اشغال شد. در بهمن ماه طرحی که نخستوزیر فروغی تهیه کرده بود به تصویب مجلس رسید: قوای اشغالگر تعهد دادند تمامیت ارضی ایران حفظ شود و پس از اتمام جنگ کشور را ترک کنند و در مقابل کنترل راهها، بنادر و مخابرات را در اختیار گرفتند. به این ترتیب، «دالان ایران» (Persian Corridor) برقرار شد تا تدارکات از بندر شاهپور (بند امام خمینی) در خلیج فارس به بندر پهلوی (بندر انزلی) منتقل شود.
بخش مهندسی و تأسیساتی این پروژۀ نظامی بزرگ را آمریکاییها انجام دادند، جاده ساختند، بنادر ایران را ارتقا دادند و سالن مونتاژ ساختند تا هواپیماها و کامیونها را در ایران برای ارسال به شوروی مونتاژ کنند. سیهزار سرباز و مهندس آمریکایی در دالان ایران فعال شدند و در طول چهار سال و نیم ۶۴۶ کشتی در خلیج فارس پهلو گرفت و حدود پنج میلیون تُن تدارکات از ایران به شوروی منتقل شد. این معادل ۲۵ درصد کل تدارکاتی است که برای نجات شوروی به این کشور داده شد.
این پنج سال با رنجهای فراوان بر ایران گذشت. از همه دردناکتر این بود که ایران چارهای جز تسلیم شدن در برابر این هجوم نداشت. به زبان ساده زور ایران به هیچشکل به این مهاجمان نمیرسید و تسلیم شدن کمهزینهترین گزینه بود. به طور کلی دولتمردان ایرانی در آن سالها سیاستورزی را به اوج رساندند تا ناتوانیهای ایران را پوشش دهند. یکی از شاهراههای پیروزی متفقین در نبرد قرن، دالان ایران بود؛ اما مهاجمان (به خصوص شوروی) نهتنها سهم ایران از این پیروزی را ندادند، بلکه به فکر دستاندازی به آذربایجان هم افتادند. در آینده و به مرور با مجموعهای از پستها این بحث را ادامه میدهیم.
در فایل پیوست گوشههایی از تردد محمولهها در دالان ایران را ببینید. در ادامه ویدئویی یکساعته را میتوانید ببیند که آن را همان سالها نیروهای آمریکایی تهیه کردهاند و چند آلبوم عکس هم در ادامه خواهد آمد.
@IranDel_Channel
💢
Telegram
attach 📎
👍16
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎥 عملیات نیروهای آمریکا در دالان ایران (۱۹۴۱ـ۱۹۴۵ میلادی برابر با ۱۳۲۰ـ۱۳۲۴ خورشیدی)
این فیلم یکساعته مجموعهای از فعالیتهای نیروهای آمریکا را در زمان «دالان ایران» نشان میدهد. فیلم یک ساعت است و متأسفانه بیصداست. طبعاً این فیلم بهترین #مستند ممکن برای آشنایی بیشتر با مسئلۀ «دالان ایران» است.
برای توضیحات بیشتر فرستهی پیشین را ببینید.
🔴 منبع:
کانال تاریخاندیشی
@IranDel_Channel
💢
این فیلم یکساعته مجموعهای از فعالیتهای نیروهای آمریکا را در زمان «دالان ایران» نشان میدهد. فیلم یک ساعت است و متأسفانه بیصداست. طبعاً این فیلم بهترین #مستند ممکن برای آشنایی بیشتر با مسئلۀ «دالان ایران» است.
برای توضیحات بیشتر فرستهی پیشین را ببینید.
🔴 منبع:
کانال تاریخاندیشی
@IranDel_Channel
💢
👍5
📷 آلبوم عکس از «دالان ایران»
نیروهای آمریکایی بین سالهای ۱۳۲۰ تا ۱۳۲۴ خورشیدی از راه ایران، یعنی از «دالان ایران»، حدود پنج میلیون تُن تداراکات از بندر شاهپور به بندر پهلوی منتقل کردند تا شوروی را در جنگ حمایت کنند.
برای توضیح بیشتر فرستههای پیشین را ببینید.
این عکسها در تارنمای موزۀ نیروی دریایی آمریکا و عکاس بیشتر آنها، نیک پارینو (Nick Parrino) نام دارد.
🔴 منبع:
کانال تاریخاندیشی
@IranDel_Channel
💢
نیروهای آمریکایی بین سالهای ۱۳۲۰ تا ۱۳۲۴ خورشیدی از راه ایران، یعنی از «دالان ایران»، حدود پنج میلیون تُن تداراکات از بندر شاهپور به بندر پهلوی منتقل کردند تا شوروی را در جنگ حمایت کنند.
برای توضیح بیشتر فرستههای پیشین را ببینید.
این عکسها در تارنمای موزۀ نیروی دریایی آمریکا و عکاس بیشتر آنها، نیک پارینو (Nick Parrino) نام دارد.
🔴 منبع:
کانال تاریخاندیشی
@IranDel_Channel
💢
👍10
🔴 «رضاشاه و معضل ظهور هیتلر»
[ در باب اشغال کشور از سوی متفقین و برکناری رضاشاه در شهریور ۱۳۲۰ خورشیدی ]
✍️ مهدی تدینی، تاریخپژوه
در شهریور ۱۳۲۰ [خورشیدی] جنگ جهانی دوم دامان ایران را گرفت: کشور اشغال شد و رضاشاه برکنار شد. بیتردید یکی از خطیرترین و دردناکترین دورانهای ایران در تاریخ معاصر، همین اشغال ایران و پیامدهای آن است. چرا ایران اشغال شد؟ چرا بالاترین مقام کشور ــ و نخستوزیر (علی منصور) و وزرای او ــ برکنار شدند؟ در این نوشتار میخواهم به یکی از باورهای رایج اما نادرست در این باره بپردازم.
میگویند: «رضاشاه طرفدار آلمان و هیتلر بود، به همین دلیل انگلیسیها ناراحت شدند و کشور را اشغال کردند». همین ادعا گاه به شیوۀ ملایمتری چنین بیان میشود: «شاه به طور پنهانی با آلمانیها همدلی داشت و همین باعث رنجش متفقین شده بود.» احتمالاً این رایجترین باور دربارۀ دلیل اشغال ایران و برکناری شاه است. بعد هم طبعاً نتیجهگیری میکنند نزدیکی به آلمان سیاست اشتباهی بود و شاه در چاهی که خود کنده بود افتاد... نباید به آلمان نزدیک میشد!
میتوان گفت همۀ این ادعاها یا کاملاً نادرست است یا دستکم دقیق نیست. مسئله اصلاً «آلماندوستی» نبود. اگر بخواهم نتیجهگیری نهایی را همان اول بگویم و بعد آن را شرح دهم، باید بگویم مسئله این بود که متفقین ــ به ویژه انگلستان ــ زیر بار بیطرفی ایران نمیرفتند و چیزی که از ایران طلب میکردند «دوری از آلمان» نبود، بلکه عملاً «قطعرابطه با آلمان» و «پیوستن ایران به جبهۀ ضدِّ آلمانی» بود. اما در آن برهه حفظ بیطرفی واقعاً معقولترین موضعی بود که یک ایرانی میتوانست اتخاذ کند و اصلاً باید اتخاذ میکرد. مشکل بریتانیا این نبود که ایران به آلمان نزدیک است، بلکه در واقع اعتراضش این بود که چرا ایران با آلمان قطعرابطه نمیکند! آن عجله و شدتی که بریتانیا و شوروی انتظار داشتند ایران در فاصله گرفتن از آلمان از خود نشان دهد، چیزی مگر قهر ایران با آلمان و سپس ورود ایران به جبهۀ متفقین نبود و این در آن برهه یک ریسک بسیار خطرناک بود، زیرا تا آن روز و تاریخ هیچ نشانهای از شکستِ آلمان و نابودی محورِ هیتلر و موسولینی وجود نداشت.
نه در این مورد، بلکه همیشه در مواجهه با تاریخ و فهم رخدادهای تاریخی یک خطای اساسی وجود دارد: ما هنگام مطالعه و مشاهدۀ تاریخ مانند کسی هستیم که فیلمی میبیند و از قضا پایان فیلم را میداند، به همین دلیل وقتی در میانۀ فیلم زنِ نقشاول، فریب مردِ شیاد داستان را میخورد، چون از آخر فیلم مطلعیم، زن را سادهدل میانگاریم و ملامت میکنیم. در واقع، چون ما فیلم را دیدهایم، فهم و تفسیر ما از فیلم، داستان و قهرمانهایش نوعی فهمِ «آخر به اول» است. اما در آن میانۀ داستان آن مرد شیاد هنوز ذاتِ کثیف خود را نشان نداده است و چنان رفتار و چهرۀ صادقانهای از خود نشان میدهد که هر کس دیگری جای آن زن باشد، فریب میخورد. پس نباید زن را ملامت کرد! بلکه باید توجه کرد رفتار زن بر اساس همان دانستهها و همان سطح از رخدادهای آن «بُرهه» از داستان است.
تاریخ نیز دقیقاً چنین است. باید آن را طبق برههاش خواند و فهمید. خوانش و فهمِ «آخر به اول» تاریخ یکی از رایجترین اشتباهات است. ما رفتار شخصیتهای تاریخی را باید بر اساس دانستههای آن زمانشان بسنجیم! این یک اصل اساسی است که عدول از آن جز به کژفهمی منجر نخواهد شد. اینک بیایید بر اساس این اصل، رفتار ایرانیان و رضاشاه را بررسی کنیم.
🔴 دنبالهی یادداشت را در قسمتِ "مشاهده فوری" بخوانید:
👇👇
@IranDel_Channel
💢
🔴 «رضاشاه و معضل ظهور هیتلر»
[ در باب اشغال کشور از سوی متفقین و برکناری رضاشاه در شهریور ۱۳۲۰ خورشیدی ]
✍️ مهدی تدینی، تاریخپژوه
در شهریور ۱۳۲۰ [خورشیدی] جنگ جهانی دوم دامان ایران را گرفت: کشور اشغال شد و رضاشاه برکنار شد. بیتردید یکی از خطیرترین و دردناکترین دورانهای ایران در تاریخ معاصر، همین اشغال ایران و پیامدهای آن است. چرا ایران اشغال شد؟ چرا بالاترین مقام کشور ــ و نخستوزیر (علی منصور) و وزرای او ــ برکنار شدند؟ در این نوشتار میخواهم به یکی از باورهای رایج اما نادرست در این باره بپردازم.
میگویند: «رضاشاه طرفدار آلمان و هیتلر بود، به همین دلیل انگلیسیها ناراحت شدند و کشور را اشغال کردند». همین ادعا گاه به شیوۀ ملایمتری چنین بیان میشود: «شاه به طور پنهانی با آلمانیها همدلی داشت و همین باعث رنجش متفقین شده بود.» احتمالاً این رایجترین باور دربارۀ دلیل اشغال ایران و برکناری شاه است. بعد هم طبعاً نتیجهگیری میکنند نزدیکی به آلمان سیاست اشتباهی بود و شاه در چاهی که خود کنده بود افتاد... نباید به آلمان نزدیک میشد!
میتوان گفت همۀ این ادعاها یا کاملاً نادرست است یا دستکم دقیق نیست. مسئله اصلاً «آلماندوستی» نبود. اگر بخواهم نتیجهگیری نهایی را همان اول بگویم و بعد آن را شرح دهم، باید بگویم مسئله این بود که متفقین ــ به ویژه انگلستان ــ زیر بار بیطرفی ایران نمیرفتند و چیزی که از ایران طلب میکردند «دوری از آلمان» نبود، بلکه عملاً «قطعرابطه با آلمان» و «پیوستن ایران به جبهۀ ضدِّ آلمانی» بود. اما در آن برهه حفظ بیطرفی واقعاً معقولترین موضعی بود که یک ایرانی میتوانست اتخاذ کند و اصلاً باید اتخاذ میکرد. مشکل بریتانیا این نبود که ایران به آلمان نزدیک است، بلکه در واقع اعتراضش این بود که چرا ایران با آلمان قطعرابطه نمیکند! آن عجله و شدتی که بریتانیا و شوروی انتظار داشتند ایران در فاصله گرفتن از آلمان از خود نشان دهد، چیزی مگر قهر ایران با آلمان و سپس ورود ایران به جبهۀ متفقین نبود و این در آن برهه یک ریسک بسیار خطرناک بود، زیرا تا آن روز و تاریخ هیچ نشانهای از شکستِ آلمان و نابودی محورِ هیتلر و موسولینی وجود نداشت.
نه در این مورد، بلکه همیشه در مواجهه با تاریخ و فهم رخدادهای تاریخی یک خطای اساسی وجود دارد: ما هنگام مطالعه و مشاهدۀ تاریخ مانند کسی هستیم که فیلمی میبیند و از قضا پایان فیلم را میداند، به همین دلیل وقتی در میانۀ فیلم زنِ نقشاول، فریب مردِ شیاد داستان را میخورد، چون از آخر فیلم مطلعیم، زن را سادهدل میانگاریم و ملامت میکنیم. در واقع، چون ما فیلم را دیدهایم، فهم و تفسیر ما از فیلم، داستان و قهرمانهایش نوعی فهمِ «آخر به اول» است. اما در آن میانۀ داستان آن مرد شیاد هنوز ذاتِ کثیف خود را نشان نداده است و چنان رفتار و چهرۀ صادقانهای از خود نشان میدهد که هر کس دیگری جای آن زن باشد، فریب میخورد. پس نباید زن را ملامت کرد! بلکه باید توجه کرد رفتار زن بر اساس همان دانستهها و همان سطح از رخدادهای آن «بُرهه» از داستان است.
تاریخ نیز دقیقاً چنین است. باید آن را طبق برههاش خواند و فهمید. خوانش و فهمِ «آخر به اول» تاریخ یکی از رایجترین اشتباهات است. ما رفتار شخصیتهای تاریخی را باید بر اساس دانستههای آن زمانشان بسنجیم! این یک اصل اساسی است که عدول از آن جز به کژفهمی منجر نخواهد شد. اینک بیایید بر اساس این اصل، رفتار ایرانیان و رضاشاه را بررسی کنیم.
🔴 دنبالهی یادداشت را در قسمتِ "مشاهده فوری" بخوانید:
👇👇
@IranDel_Channel
💢
Telegraph
«رضاشاه و معضل ظهور هیتلر»
🔴 «رضاشاه و معضل ظهور هیتلر» [ در باب اشغال کشور از سوی متفقین و برکناری رضاشاه در شهریور ۱۳۲۰ خورشیدی ] ✍️ مهدی تدینی، تاریخپژوه در شهریور ۱۳۲۰ [خورشیدی] جنگ جهانی دوم دامان ایران را گرفت: کشور اشغال شد و رضاشاه برکنار شد. بیتردید یکی از خطیرترین و…
👍9
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎥 مستند "اِشغال"
این مستند به ماجراهای اِشغالِ ایران از سوی نیروهای متفقین (شوروی و بریتانیا) در جنگ جهانی دوم میپردازد. اتفاقی که با تلاشهای دیپلماتیک محمدعلی فروغی، نخستوزیر وقت ایران، برای جلوگیری از فروپاشی کشور منجر به تغییر سلطنت از رضا شاه پهلوی به محمدرضا شاه پهلوی شد.
کارگردان: سید احسان عمادی
تهیهکننده: حسام اسلامی
سال تولید: ۱۳۹۶ خورشیدی
🔴 این مستند را میتوانید از طریق یوتیوب تماشا کنید
🔴 انتشار یک #مستند به معنی تأییدِ محتوای آن نیست و صرفاً بازتابدهندهی دیدگاهِ سازندهی آن مُستند است.
@IranDel_Channel
💢
🎥 مستند "اِشغال"
این مستند به ماجراهای اِشغالِ ایران از سوی نیروهای متفقین (شوروی و بریتانیا) در جنگ جهانی دوم میپردازد. اتفاقی که با تلاشهای دیپلماتیک محمدعلی فروغی، نخستوزیر وقت ایران، برای جلوگیری از فروپاشی کشور منجر به تغییر سلطنت از رضا شاه پهلوی به محمدرضا شاه پهلوی شد.
کارگردان: سید احسان عمادی
تهیهکننده: حسام اسلامی
سال تولید: ۱۳۹۶ خورشیدی
🔴 این مستند را میتوانید از طریق یوتیوب تماشا کنید
🔴 انتشار یک #مستند به معنی تأییدِ محتوای آن نیست و صرفاً بازتابدهندهی دیدگاهِ سازندهی آن مُستند است.
@IranDel_Channel
💢
👍6
🔴 پایانی بر دادرسی عادلانه
[ چالشهای احتمالی بینالمللی ایران در صورت تأیید مصوبه مجلس درباره صدور پروانه وکالت و نابودی عملی کانونهای وکلا ]
✍️ محمدعلی بهمنیقاجار، دانشآموختهی دکترای حقوق بینالملل و وکیل پایه یک دادگستری
مصوبات اخیر مجلس درخصوص حرفهی وکالت، بهویژه مصوبهی اخیر در سلب اختیار صدور و ابطال پروانه، جدای از اینکه مغایر قانون اساسی و بند ۱۴ اصل ۳ و اصل بیستوهشتم قانون اساسی و نقضِ فاحش حقوق بنیادین ملت در بهرهمندی از وکیل مستقل و امنیت قضائی است، متزلزلکننده اعتبار دستگاه قضائی و آرای صادره از دادگاهها بوده و لطمات جبرانناپذیری به منافعِ ملی و حقوق ملّت ایران در عرصه بینالمللی وارد کرده است.
همچنین میدانیم که باز هم بیگانگان در هر فرصتی از مخدوشکردن تصویر بینالمللی ایران و بیاعتبارسازی دستگاه قضائی بهره میبرند و این بهانهسازیها را مستمسکی برای تضییع حقوق ملت ایران میکنند. با توجه به دلایل متعددی ازجمله مواردی که در ذیل به استحضار میرساند، مصوبه اخیر مجلس در نابودی و مرگِ عملی کانونهای وکلا میتواند چالشهای عمده بینالمللی برای ایران ایجاد کند:
۱. مخدوششدن تصویر دستگاه قضائی ایران در عرصه بینالمللی:
بر اساس اصول بنیادین حقوقی ازجمله متون و اسناد بینالمللی، مراجع قضائی بر مبنای سه رکن صلاحیت (مبنای قانونی)، استقلال و بیطرفی استوار هستند. نابودی نهاد وکالت مستقل و سپردن صدور پروانه وکالت به وزارت اقتصاد و دارایی آنچنان عمل حیرتانگیز، خارقالعاده و غیرعادیای است که میتواند هر سه اصل صلاحیت، استقلال و بیطرفی قضائی را متزلزل کرده و دادرسی منصفانه و عادلانه را با ابهام مواجه کند.
۲. تأثیر منفی بر همکاریهای بینالمللی قضائی با ایران:
اکثریت قریب به اتفاق کشورهای جهان به معاهدات بینالمللی و منطقهای حقوقبشری همچون میثاق بینالمللی حقوق مدنی و سیاسی و کنوانسیونهای منطقهای حقوقبشری ملحق شدهاند و در همگی این معاهدات، بر دادرسی عادلانه و منصفانه با شرط حضور وکیل مستقل تأکید و تصریح شده است.در صورت سلب استقلال نهاد وکالت و نابودی عملی این نهاد، همگی کشورها این توجیه را پیدا خواهند کرد که در جایی که بحث همکاریهای قضائی پیش میآید، با استناد به عدم رعایت حقوق دفاعی متهم و فقدان نظام دادرسی عادلانه و منصفانه به دلیل فقدان وجود نهاد وکالت مستقل، از همکاری قضائی با ایران خودداری کنند. جای تأسف است که در هنگامی که کشور از قانون آیین دادرسی کیفری مترقی و پیشرفتهای بهرهمند شده و قضات محترم دادگاهها در آرای مختلف خود به موازین حقوق بینالمللی استناد میکنند، در مقابل عدهای در مجلس اینچنین اعتبار نظام قضائی را زیر سؤال میبرند.
۳. امکان بهانهجویی و توسل مراجع بینالمللی و مراجع قضائی کشورها به اصل صلاحیت بینالمللی و صلاحیت جهانی:
بسیاری از دادگاههای خارجی با مراجعات مکرر برای اعمال صلاحیت جهانی علیه اتباع ایرانی مواجه شدهاند و موضوع مهمی که مانع این اعمال صلاحیت و نیز اعمال صلاحیت محاکم بینالمللی میشود همانا اصل صلاحیت تکمیلی است. در شرایطی که نظام قضائی داخلی از اعتبار، وجاهت و مشروعیت لازم برخوردار باشد، امکان اعمال صلاحیت تکمیلی وجود نداشته و دادگاهها نمیتوانند به اصل صلاحیت جهانی متوسل شوند. نابودی نهاد وکالت میتواند تشجیع و ترغیبی برای اثبات عدم صلاحیت مراجع قضائی ایران و در نتیجه توسل دادگاههای بیگانه و مراجع بینالمللی به اصل صلاحیت جهانی و اعمال صلاحیت تکمیلی به بهانه فقدان مشروعیت دادگاههای داخلی ایران باشد.
۴. عدم امکان پیگیری حقوق ملی و حقوق اتباع ایرانی در دادگاههای خارجی و بینالمللی:
وکلای دادگستری و حقوقدانان ایرانی بهویژه در چند سال اخیر در خط مقدم مبارزه جهت صیانت از حقوق ملّت ایران در مراجع بینالمللی بودهاند. در شرایطی که دادگاههای کشورهای خارجی و به طور خاص دادگاههای ایالات متحده آمریکا با نقض اصول حقوق بینالملل ازجمله اصل مصونیت اموال کشورها به مصادره و سلب مالکیت اموال ایران مشغول بودهاند، وکلا و حقوقدانان ایرانی تلاش کردهاند تا به مدد علم و دانش در برابر این هجمهها ایستادگی کنند. حال نابودی نهاد وکالت و سپردن صدور و ابطال پروانه وکالت به وزارت اقتصاد و دارایی، وکلا و حقوقدانان ایرانی را در جهان مفتضح میکند و مورد تمسخر قرار میدهد و صدا و فریاد آن در صیانت از حقوق ملت ایران به جایی نخواهد رسید.
به همگی این موارد امکان اخراج کانون وکلای دادگستری از کانون بینالمللی وکلا (IBA) را بیفزاییم تا بدانیم این مصوبه چه بلایی بر سر دستگاه قضائی ایران و اعتبار بینالمللی کشورمان میآورد.
🔴 منبع:
روزنامه شرق، شمارهی چهارم شهریور ۱۴۰۲ خورشیدی
@IranDel_Channel
💢
🔴 پایانی بر دادرسی عادلانه
[ چالشهای احتمالی بینالمللی ایران در صورت تأیید مصوبه مجلس درباره صدور پروانه وکالت و نابودی عملی کانونهای وکلا ]
✍️ محمدعلی بهمنیقاجار، دانشآموختهی دکترای حقوق بینالملل و وکیل پایه یک دادگستری
مصوبات اخیر مجلس درخصوص حرفهی وکالت، بهویژه مصوبهی اخیر در سلب اختیار صدور و ابطال پروانه، جدای از اینکه مغایر قانون اساسی و بند ۱۴ اصل ۳ و اصل بیستوهشتم قانون اساسی و نقضِ فاحش حقوق بنیادین ملت در بهرهمندی از وکیل مستقل و امنیت قضائی است، متزلزلکننده اعتبار دستگاه قضائی و آرای صادره از دادگاهها بوده و لطمات جبرانناپذیری به منافعِ ملی و حقوق ملّت ایران در عرصه بینالمللی وارد کرده است.
همچنین میدانیم که باز هم بیگانگان در هر فرصتی از مخدوشکردن تصویر بینالمللی ایران و بیاعتبارسازی دستگاه قضائی بهره میبرند و این بهانهسازیها را مستمسکی برای تضییع حقوق ملت ایران میکنند. با توجه به دلایل متعددی ازجمله مواردی که در ذیل به استحضار میرساند، مصوبه اخیر مجلس در نابودی و مرگِ عملی کانونهای وکلا میتواند چالشهای عمده بینالمللی برای ایران ایجاد کند:
۱. مخدوششدن تصویر دستگاه قضائی ایران در عرصه بینالمللی:
بر اساس اصول بنیادین حقوقی ازجمله متون و اسناد بینالمللی، مراجع قضائی بر مبنای سه رکن صلاحیت (مبنای قانونی)، استقلال و بیطرفی استوار هستند. نابودی نهاد وکالت مستقل و سپردن صدور پروانه وکالت به وزارت اقتصاد و دارایی آنچنان عمل حیرتانگیز، خارقالعاده و غیرعادیای است که میتواند هر سه اصل صلاحیت، استقلال و بیطرفی قضائی را متزلزل کرده و دادرسی منصفانه و عادلانه را با ابهام مواجه کند.
۲. تأثیر منفی بر همکاریهای بینالمللی قضائی با ایران:
اکثریت قریب به اتفاق کشورهای جهان به معاهدات بینالمللی و منطقهای حقوقبشری همچون میثاق بینالمللی حقوق مدنی و سیاسی و کنوانسیونهای منطقهای حقوقبشری ملحق شدهاند و در همگی این معاهدات، بر دادرسی عادلانه و منصفانه با شرط حضور وکیل مستقل تأکید و تصریح شده است.در صورت سلب استقلال نهاد وکالت و نابودی عملی این نهاد، همگی کشورها این توجیه را پیدا خواهند کرد که در جایی که بحث همکاریهای قضائی پیش میآید، با استناد به عدم رعایت حقوق دفاعی متهم و فقدان نظام دادرسی عادلانه و منصفانه به دلیل فقدان وجود نهاد وکالت مستقل، از همکاری قضائی با ایران خودداری کنند. جای تأسف است که در هنگامی که کشور از قانون آیین دادرسی کیفری مترقی و پیشرفتهای بهرهمند شده و قضات محترم دادگاهها در آرای مختلف خود به موازین حقوق بینالمللی استناد میکنند، در مقابل عدهای در مجلس اینچنین اعتبار نظام قضائی را زیر سؤال میبرند.
۳. امکان بهانهجویی و توسل مراجع بینالمللی و مراجع قضائی کشورها به اصل صلاحیت بینالمللی و صلاحیت جهانی:
بسیاری از دادگاههای خارجی با مراجعات مکرر برای اعمال صلاحیت جهانی علیه اتباع ایرانی مواجه شدهاند و موضوع مهمی که مانع این اعمال صلاحیت و نیز اعمال صلاحیت محاکم بینالمللی میشود همانا اصل صلاحیت تکمیلی است. در شرایطی که نظام قضائی داخلی از اعتبار، وجاهت و مشروعیت لازم برخوردار باشد، امکان اعمال صلاحیت تکمیلی وجود نداشته و دادگاهها نمیتوانند به اصل صلاحیت جهانی متوسل شوند. نابودی نهاد وکالت میتواند تشجیع و ترغیبی برای اثبات عدم صلاحیت مراجع قضائی ایران و در نتیجه توسل دادگاههای بیگانه و مراجع بینالمللی به اصل صلاحیت جهانی و اعمال صلاحیت تکمیلی به بهانه فقدان مشروعیت دادگاههای داخلی ایران باشد.
۴. عدم امکان پیگیری حقوق ملی و حقوق اتباع ایرانی در دادگاههای خارجی و بینالمللی:
وکلای دادگستری و حقوقدانان ایرانی بهویژه در چند سال اخیر در خط مقدم مبارزه جهت صیانت از حقوق ملّت ایران در مراجع بینالمللی بودهاند. در شرایطی که دادگاههای کشورهای خارجی و به طور خاص دادگاههای ایالات متحده آمریکا با نقض اصول حقوق بینالملل ازجمله اصل مصونیت اموال کشورها به مصادره و سلب مالکیت اموال ایران مشغول بودهاند، وکلا و حقوقدانان ایرانی تلاش کردهاند تا به مدد علم و دانش در برابر این هجمهها ایستادگی کنند. حال نابودی نهاد وکالت و سپردن صدور و ابطال پروانه وکالت به وزارت اقتصاد و دارایی، وکلا و حقوقدانان ایرانی را در جهان مفتضح میکند و مورد تمسخر قرار میدهد و صدا و فریاد آن در صیانت از حقوق ملت ایران به جایی نخواهد رسید.
به همگی این موارد امکان اخراج کانون وکلای دادگستری از کانون بینالمللی وکلا (IBA) را بیفزاییم تا بدانیم این مصوبه چه بلایی بر سر دستگاه قضائی ایران و اعتبار بینالمللی کشورمان میآورد.
🔴 منبع:
روزنامه شرق، شمارهی چهارم شهریور ۱۴۰۲ خورشیدی
@IranDel_Channel
💢
Telegram
ایراندل | IranDel
همه عالم تن است و ایران دل ❤️
این کانال دغدغهاش، ایران است و گردانندۀ آن، یک شهروند ایرانی آذربایجانی
[ بازنشر یک یادداشت، توییت، ویدئو و یا یک صوت به معنی تأیید کل محتوا و تمام مواضع صاحب آن محتوا نیست و هدف صرفاً بازتاب دادن یک نگاه و اندیشه است.]
این کانال دغدغهاش، ایران است و گردانندۀ آن، یک شهروند ایرانی آذربایجانی
[ بازنشر یک یادداشت، توییت، ویدئو و یا یک صوت به معنی تأیید کل محتوا و تمام مواضع صاحب آن محتوا نیست و هدف صرفاً بازتاب دادن یک نگاه و اندیشه است.]
👍5
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔴 موسیقی و ادبیاتِ ایرانی
قاصدک! هان، چه خَبَر آوَردی؟
از کُجا، وَز که خَبَر آوَردی؟
خوشخبر باشی، امّا
گَردِ بام و دَرِ مَن
بیثَمَر میگَردی.
انتظارِ خبری نيست مَرا
نه زِ ياری، نه زِ دیاری، باری،
بُرو آنجا که بُود چِشمی و گوشی با کَس،
بُرو آنجا که تو را مُنتظرند.
قاصدک!
در دل من همه کورند و کَرَند.
دست بَردار از اين دَر وَطنِ خويش غَریب.
قاصدِ تجربههای همه تَلخ،
با دِلم میگويد
که دروغی تو، دروغ
که فَريبی تو، فَريب.
قاصِدَک! هان، ولی ... آخَر ... اِی وای
راستی آيا رَفتی با باد؟
با تواَم، آی کُجا رَفتی؟ آی...!
راستی آيا جايی خَبَری هست هنوز؟
مانده خاکِسترِ گَرمی، جايی؟
در اُجاقی - طَمَعِ شعله نِمیبَندَم - اَندَک شَرَری هست هنوز؟
قاصِدَک!
اَبرهای همه عالم شب و روز
در دِلَم میگِريَند...
مهدی اخوان ثالث (م. امید)
🔴 قطعه موسیقی پیوست
قاصدک
خواننده: محمدرضا شجریان
چامهسرا: مهدی اخوان ثالث
نوازنده سنتور: پرویز مشکاتیان
نوازنده تنبک: همایون شجریان
🔴 به بهانهی چهارم شهریور ماه، سالروز درگذشت مهدی اخوان ثالث، شاعرِ بزرگ معاصرِ ایران
#مناسبتها
@IranDel_Channel
💢
🔴 موسیقی و ادبیاتِ ایرانی
قاصدک! هان، چه خَبَر آوَردی؟
از کُجا، وَز که خَبَر آوَردی؟
خوشخبر باشی، امّا
گَردِ بام و دَرِ مَن
بیثَمَر میگَردی.
انتظارِ خبری نيست مَرا
نه زِ ياری، نه زِ دیاری، باری،
بُرو آنجا که بُود چِشمی و گوشی با کَس،
بُرو آنجا که تو را مُنتظرند.
قاصدک!
در دل من همه کورند و کَرَند.
دست بَردار از اين دَر وَطنِ خويش غَریب.
قاصدِ تجربههای همه تَلخ،
با دِلم میگويد
که دروغی تو، دروغ
که فَريبی تو، فَريب.
قاصِدَک! هان، ولی ... آخَر ... اِی وای
راستی آيا رَفتی با باد؟
با تواَم، آی کُجا رَفتی؟ آی...!
راستی آيا جايی خَبَری هست هنوز؟
مانده خاکِسترِ گَرمی، جايی؟
در اُجاقی - طَمَعِ شعله نِمیبَندَم - اَندَک شَرَری هست هنوز؟
قاصِدَک!
اَبرهای همه عالم شب و روز
در دِلَم میگِريَند...
مهدی اخوان ثالث (م. امید)
🔴 قطعه موسیقی پیوست
قاصدک
خواننده: محمدرضا شجریان
چامهسرا: مهدی اخوان ثالث
نوازنده سنتور: پرویز مشکاتیان
نوازنده تنبک: همایون شجریان
🔴 به بهانهی چهارم شهریور ماه، سالروز درگذشت مهدی اخوان ثالث، شاعرِ بزرگ معاصرِ ایران
#مناسبتها
@IranDel_Channel
💢
👍9
🔴 کدام ایران را میخواهیم به رونالدو نشان دهیم؟
✍️ روزنامه شرق نوشت:
قرار است کدام ایران به کریستیانو رونالدو و نیمار نشان داده شود؟ ایرانی که هنوز بهترین ورزشگاهش از لحاظ زیرساختی ایراد دارد، ترمیم تعدادی سکو، قریب به یک سال و اندی است به درازا کشیده، چمنش به گواه بازیکنان سرشناس ایرانی در حد لیگ دستهچهارم است، زنان تماشاگر به ورزشگاه راه داده نمیشوند، سیستم کمکداور ویدئویی در آن وجود ندارد و شبکههای اجتماعی مهم دنیا از قبیل یوتیوب، توییتر، اینستاگرام، تلگرام، واتساپ و بقیه در آن فیلتر است و نیاز به نصب فیلترشکن دارد؟؟!
🔴 متن کاملِ یادداشت را در قسمتِ "مشاهده فوری" بخوانید:
👇👇
@IranDel_Channel
💢
🔴 کدام ایران را میخواهیم به رونالدو نشان دهیم؟
✍️ روزنامه شرق نوشت:
قرار است کدام ایران به کریستیانو رونالدو و نیمار نشان داده شود؟ ایرانی که هنوز بهترین ورزشگاهش از لحاظ زیرساختی ایراد دارد، ترمیم تعدادی سکو، قریب به یک سال و اندی است به درازا کشیده، چمنش به گواه بازیکنان سرشناس ایرانی در حد لیگ دستهچهارم است، زنان تماشاگر به ورزشگاه راه داده نمیشوند، سیستم کمکداور ویدئویی در آن وجود ندارد و شبکههای اجتماعی مهم دنیا از قبیل یوتیوب، توییتر، اینستاگرام، تلگرام، واتساپ و بقیه در آن فیلتر است و نیاز به نصب فیلترشکن دارد؟؟!
🔴 متن کاملِ یادداشت را در قسمتِ "مشاهده فوری" بخوانید:
👇👇
@IranDel_Channel
💢
Telegraph
کدام ایران را میخواهیم به رونالدو نشان دهیم؟
🔴 کدام ایران را میخواهیم به رونالدو نشان دهیم؟ ✍️ روزنامه شرق قرعهکشی مرحله گروهی لیگ قهرمانان آسیا انجام شد و طبق انتظار، فوقستارههای بزرگ دنیا با تیمهای ایرانی همگروه شدند. النصر با کریستیانو رونالدو، دارای پنج توپ طلای فوتبال، به پرسپولیس خورده،…
👍7
🔴 ایران و بریکس
✍️ یدالله کریمیپور
پیوستن آتی ایران به بریکس فرخنده باد؛ ولی دلخوشیهای کلانمقیاس به پیامدهای پیوستن به شانگهای و ابزار اقتصادی بریکس، خودفریبی بیش نیست. دلایل زیر چکیدهی چندین مقاله علمی در این زمینه است:
۱) گرچه جغرافیای این پیمان بیش از ۸۲٪ پهنهی اوراسیا و ۵۳٪ نفوس جهان را در بر میگیرد، سهمش از تولید ناخالص جهانی تا ۲۰۲۲ میلادی، کمتر از ۲۸٪ بود. در واقع با حذف آمار اقتصادی چین، سهم این پیمان از اقتصاد جهان به کمتر از یکسوم کاهش خواهد یافت.
۲) از پنج شریک بازرگانی اصلی چین، هیچیک از آنها عضو بریکس نیستند. مثلا GDP روسیه بین ۱۱ تا ۱۳ ام جهانی است. در واقع سیر نزولی GDP روسیه طی ۱۵ سال گذشته در رقابت با ملل پیشرفته استمرار داشته است.
۳) در استراتژی بازرگانی خارجی ملتهای پیشرفته و یا خواهان پیشرفت، اصل بر رقابتی کردن بازار نهاده شده است. چرا که به تصمیمسازان برای گزینش نیازهای اقتصادی قدرت مانور بیشتری میدهد. بر عکس با تمرکز و اختصاصی کردن تجارت خارجی به شرق یا غرب، کشوری مانند ایران ناگزیر به پذیرفتن شرایطِ تحمیلی آنها خواهد بود. مثلاً چین و هند با سوءاستفاده از شرایط تحریم، ایران را ناگزیر به فروش نفت با یوان و روپیه و در نتیجه خرید تولیدات خود میکنند. برای درک بهتر این گزاره، خوب است به استراتژی امارات، عربستان، ترکیه و ملل جنوبِ خاوری آسیا بنگریم.
۴) اقتصادهای بزرگ عضو بریکس تاکنون حاضر به سرمایهگذاری درازمدت و مولد در ایران نبوده و به سودها و تجارتهای کوتاهمدت بسنده کردهاند. ترجیح روشن و استراتژیک چین و هند، انعقاد قراردادهای بزرگ درازمدت با کشورهای عربِ [حاشیهی] خلیج فارس، اسرائیل و ترکیه است. آنها با وجود بقای شرایط کنونی، عطای ایران را به خاطر دور شدن از ترکش تحریمها به لقایش میبخشند. امکان سرمایهگذاری مولد بریکس در ایران متمایل به صفر است. آنان خود را مقید به رعایت تحریمهای جهانی علیه ایران دانسته و تا رفع تحریمها و یا چراغ سبز آمریکا هرگز از آن عدول نخواهند کرد.
۵) در عین حال، فدراتیو روسیه در ضعیفترین برههی تاریخی خود به سر برده و امروزه تمرکزش بر بقا و حفظ یکپارچگی ملی و سرزمینی خود است. حتی از دیدگاه تحریمهای جهانی، گوی سبقت را از ایران ربوده و از این منظر در صدر قرار دارد.
۶) «بانک توسعه بریکس» (NDB) و «قرارداد اندوخته احتیاطی» (CRA) که دو بازوی ساختار مالی- اعتباری بریکس هستند، با وجود پیوستن آرژانتین، امارات، وعربستان به این پیمان، هرگز به خاطر خشنودی جمهوریاسلامی حاضر به کنارهگیری از قوانین و مقرراتِ نظمِ چیرهی بازارِ جهانی نخواهند بود.
۷) بانک توسعهٔ بریکس، بانکی چندملیتی است که توسط کشورهای عضو بریکس مدیریت میشود. تمرکز اصلی این بانک، تأمین مالی طرحهای زیربنایی است که سالانه تا سقف ۳۴ میلیارد دلار مجوز کلی تأمین مالی در این زمینه را داراست. علاوه بر پنچ عضو بنیانگذار، امارات و مصر به عنوان اعضای جدید بانک، باید با وامدهی به اعضا موافقت کنند. در این صورت آیا آنان در ازای پرداخت وام به ایران، مطالبات دیگری نخواهند کرد؟
۸) سقفِ وامدهی سالانه بانک بریکس به ۱۴ کشور عضو تنها ۳۴ میلیارد دلار است. تمرکز اصلی آن نیز ملتهای آفریقایی است که جمهوری آفریقای جنوبی آن را رهبری میکند.
۹) چین، روسیه و هند بهرغمِ تلاش برای ایجاد جانشین صندوق بینالمللی پول و سوئیفت، هنوز در این مسیر موفق نشدهاند.
خلاصه آن که بریکس و بازوهایش، مرکزی مناسب برای گسترش و تعمیق جنوب - جنوباند. ولی کارایی آن تا امروز تا هنگامی است که با نظم چیره بر بازار همراه باشد.
@IranDel_Channel
💢
🔴 ایران و بریکس
✍️ یدالله کریمیپور
پیوستن آتی ایران به بریکس فرخنده باد؛ ولی دلخوشیهای کلانمقیاس به پیامدهای پیوستن به شانگهای و ابزار اقتصادی بریکس، خودفریبی بیش نیست. دلایل زیر چکیدهی چندین مقاله علمی در این زمینه است:
۱) گرچه جغرافیای این پیمان بیش از ۸۲٪ پهنهی اوراسیا و ۵۳٪ نفوس جهان را در بر میگیرد، سهمش از تولید ناخالص جهانی تا ۲۰۲۲ میلادی، کمتر از ۲۸٪ بود. در واقع با حذف آمار اقتصادی چین، سهم این پیمان از اقتصاد جهان به کمتر از یکسوم کاهش خواهد یافت.
۲) از پنج شریک بازرگانی اصلی چین، هیچیک از آنها عضو بریکس نیستند. مثلا GDP روسیه بین ۱۱ تا ۱۳ ام جهانی است. در واقع سیر نزولی GDP روسیه طی ۱۵ سال گذشته در رقابت با ملل پیشرفته استمرار داشته است.
۳) در استراتژی بازرگانی خارجی ملتهای پیشرفته و یا خواهان پیشرفت، اصل بر رقابتی کردن بازار نهاده شده است. چرا که به تصمیمسازان برای گزینش نیازهای اقتصادی قدرت مانور بیشتری میدهد. بر عکس با تمرکز و اختصاصی کردن تجارت خارجی به شرق یا غرب، کشوری مانند ایران ناگزیر به پذیرفتن شرایطِ تحمیلی آنها خواهد بود. مثلاً چین و هند با سوءاستفاده از شرایط تحریم، ایران را ناگزیر به فروش نفت با یوان و روپیه و در نتیجه خرید تولیدات خود میکنند. برای درک بهتر این گزاره، خوب است به استراتژی امارات، عربستان، ترکیه و ملل جنوبِ خاوری آسیا بنگریم.
۴) اقتصادهای بزرگ عضو بریکس تاکنون حاضر به سرمایهگذاری درازمدت و مولد در ایران نبوده و به سودها و تجارتهای کوتاهمدت بسنده کردهاند. ترجیح روشن و استراتژیک چین و هند، انعقاد قراردادهای بزرگ درازمدت با کشورهای عربِ [حاشیهی] خلیج فارس، اسرائیل و ترکیه است. آنها با وجود بقای شرایط کنونی، عطای ایران را به خاطر دور شدن از ترکش تحریمها به لقایش میبخشند. امکان سرمایهگذاری مولد بریکس در ایران متمایل به صفر است. آنان خود را مقید به رعایت تحریمهای جهانی علیه ایران دانسته و تا رفع تحریمها و یا چراغ سبز آمریکا هرگز از آن عدول نخواهند کرد.
۵) در عین حال، فدراتیو روسیه در ضعیفترین برههی تاریخی خود به سر برده و امروزه تمرکزش بر بقا و حفظ یکپارچگی ملی و سرزمینی خود است. حتی از دیدگاه تحریمهای جهانی، گوی سبقت را از ایران ربوده و از این منظر در صدر قرار دارد.
۶) «بانک توسعه بریکس» (NDB) و «قرارداد اندوخته احتیاطی» (CRA) که دو بازوی ساختار مالی- اعتباری بریکس هستند، با وجود پیوستن آرژانتین، امارات، وعربستان به این پیمان، هرگز به خاطر خشنودی جمهوریاسلامی حاضر به کنارهگیری از قوانین و مقرراتِ نظمِ چیرهی بازارِ جهانی نخواهند بود.
۷) بانک توسعهٔ بریکس، بانکی چندملیتی است که توسط کشورهای عضو بریکس مدیریت میشود. تمرکز اصلی این بانک، تأمین مالی طرحهای زیربنایی است که سالانه تا سقف ۳۴ میلیارد دلار مجوز کلی تأمین مالی در این زمینه را داراست. علاوه بر پنچ عضو بنیانگذار، امارات و مصر به عنوان اعضای جدید بانک، باید با وامدهی به اعضا موافقت کنند. در این صورت آیا آنان در ازای پرداخت وام به ایران، مطالبات دیگری نخواهند کرد؟
۸) سقفِ وامدهی سالانه بانک بریکس به ۱۴ کشور عضو تنها ۳۴ میلیارد دلار است. تمرکز اصلی آن نیز ملتهای آفریقایی است که جمهوری آفریقای جنوبی آن را رهبری میکند.
۹) چین، روسیه و هند بهرغمِ تلاش برای ایجاد جانشین صندوق بینالمللی پول و سوئیفت، هنوز در این مسیر موفق نشدهاند.
خلاصه آن که بریکس و بازوهایش، مرکزی مناسب برای گسترش و تعمیق جنوب - جنوباند. ولی کارایی آن تا امروز تا هنگامی است که با نظم چیره بر بازار همراه باشد.
@IranDel_Channel
💢
Telegram
ایراندل | IranDel
همه عالم تن است و ایران دل ❤️
این کانال دغدغهاش، ایران است و گردانندۀ آن، یک شهروند ایرانی آذربایجانی
[ بازنشر یک یادداشت، توییت، ویدئو و یا یک صوت به معنی تأیید کل محتوا و تمام مواضع صاحب آن محتوا نیست و هدف صرفاً بازتاب دادن یک نگاه و اندیشه است.]
این کانال دغدغهاش، ایران است و گردانندۀ آن، یک شهروند ایرانی آذربایجانی
[ بازنشر یک یادداشت، توییت، ویدئو و یا یک صوت به معنی تأیید کل محتوا و تمام مواضع صاحب آن محتوا نیست و هدف صرفاً بازتاب دادن یک نگاه و اندیشه است.]
👍9👎1
🔴 رفع تحریمها مقدم بر پیمانها
✍️ محسن جلالپور
چرا پیوستن به بریکس خوشحالمان نمیکند؟ بیایید منفیبافی را کنار بگذاریم و از خبر پیوستن ایران به گروه کشورهای موسوم به «بریکس» از صمیم قلب خوشحال باشیم. اینکه ظرف مدت زمانی کوتاه به دو پیمان بزرگ «شانگهای» و «بریکس» پیوستهایم جای خوشحالی دارد. اما سؤال این است که آیا از این پیوستنها، آبی برای زندگی و کسبوکارمان گرم میشود؟
بدون شک هر تلاشی از سوی تصمیمگیران برای گسترش روابط با دیگر کشورها برای اقتصاد سودمند است و قطعاً میتواند رفاه جامعه را افزایش دهد اما آیا ما توان بهرهبرداری از این فرصتها را داریم؟
برای فهم بهتر موضوع به یک اتفاقِ مثبت دیگر اشاره میکنم که همه در جریان آن هستیم. این روزها اخبار جذابی از احتمال میزبانی برخی تیمهای ایرانی از تیمهای بزرگ آسیایی به گوش میرسد و اگر میزبانی ایران قطعی شود، بازیکنان بزرگی نظیر کریس رونالدو، کریم بنزما، نیمار داسیلوا و دهها ستارهی دیگر که اخیراً به تیمهای عربی پیوستهاند باید در کشور ما بازی کنند. اما خبر بد این است که باشگاههای ما فاقد زیر ساختهای ضروری از جمله VAR و زمینِ چمن مناسب هستند و در نتیجه این احتمال وجود دارد که فدراسیون فوتبال آسیا، میزبانی را از ایران بگیرد و باشگاههای ایرانی ناچار شوند در کشورهای دیگر با رقبای خود دیدار کنند. به این ترتیب یک فرصت بزرگ که میتواند نگاه میلیونها عاشق فوتبال را به ایران جلب و برایمان فرصتهای زیادی ایجاد کند، تبدیل به یک حسرت بزرگ میشود.
پیوستن ایران به «سازمان همکاری شانگهای» و گروه «بریکس» دقیقاً شبیه راهیافتن باشگاههای ایرانی به رقابت باشگاههای آسیایی است. ابتدا خوشحالمان میکند اما بعد به حسرتی بزرگ تبدیل میشود.
تحریم طولانیمدت که تبدیل به یک تعادل نحس در کشور شده و منافع گروههای زیادی را تقویت کرده، اجازه نمیدهد حتی با یک کشور متوسط همسایه مبادله داشته باشیم آنوقت همگروهی با کشورهای عضو سازمان همکاری شانگهای یا گروه بریکس چه منافعی برایمان دارد؟
برای اینکه تجارت به درستی کار کند، باید مقدماتی فراهم شود. نیاز اصلی تجارت، روابط بینالملل خوب است که ما مدتهاست نداریم. هیچ کشوری در دنیا وجود ندارد که ما با آن کشور رابطه درست به لحاظ دیپلماسی داشته باشیم. روابط ما حتی با همسایگان بر پایهی قواعد دیپلماتیک نیست.
شخصاً زمانی از پیوستن ایران به پیمان شانگهای یا هر گروه بریکس خوشحال میشوم که پیش از آن، اخبار مثبتی از مذاکرات برای رفع تحریمها شنیده باشم و زمانی دل به چنین اخباری میبندم که همزمان، نسیم آزادسازی اقتصادی را در داخل کشور احساس کنم و صدای پای بهبود در سیاستگذاری اقتصادی را بشنوم.
نکته قابل توجه این است که پیوستن ایران به گروه بریکس منوط به رفع تحریمها عنوان شده و حضور ایران در این گروه، بدون برطرف کردن چالشها با غرب امکانپذیر نیست. اما وقتی تصمیمگیران کشور تحریم را نعمت میدانند، وقتی عامدانه از مزایای تجارت آزاد چشمپوشی میکنند، وقتی دلبسته خودکفایی هستند، وقتی اقتصاد را به تازیانه قیمتگذاری تعزیر میکنند و...، چطور میتوانیم از پیوستن به پیمانهای سیاسی و اقتصادی خوشحال باشیم و اگر پیوستیم، چه چیزی عایدمان میشود؟
حتی اگر روزی اعلام کنند که ایران را در گروه هفت پذیرفتهاند، آیا بدون رفع تحریمها قادر به تجارت خواهیم بود؟
🔴 منبع:
روزنامه دنیای اقتصاد، شمارهی ۴ شهریور ۱۴۰۲ خورشیدی
@IranDel_Channel
💢
🔴 رفع تحریمها مقدم بر پیمانها
✍️ محسن جلالپور
چرا پیوستن به بریکس خوشحالمان نمیکند؟ بیایید منفیبافی را کنار بگذاریم و از خبر پیوستن ایران به گروه کشورهای موسوم به «بریکس» از صمیم قلب خوشحال باشیم. اینکه ظرف مدت زمانی کوتاه به دو پیمان بزرگ «شانگهای» و «بریکس» پیوستهایم جای خوشحالی دارد. اما سؤال این است که آیا از این پیوستنها، آبی برای زندگی و کسبوکارمان گرم میشود؟
بدون شک هر تلاشی از سوی تصمیمگیران برای گسترش روابط با دیگر کشورها برای اقتصاد سودمند است و قطعاً میتواند رفاه جامعه را افزایش دهد اما آیا ما توان بهرهبرداری از این فرصتها را داریم؟
برای فهم بهتر موضوع به یک اتفاقِ مثبت دیگر اشاره میکنم که همه در جریان آن هستیم. این روزها اخبار جذابی از احتمال میزبانی برخی تیمهای ایرانی از تیمهای بزرگ آسیایی به گوش میرسد و اگر میزبانی ایران قطعی شود، بازیکنان بزرگی نظیر کریس رونالدو، کریم بنزما، نیمار داسیلوا و دهها ستارهی دیگر که اخیراً به تیمهای عربی پیوستهاند باید در کشور ما بازی کنند. اما خبر بد این است که باشگاههای ما فاقد زیر ساختهای ضروری از جمله VAR و زمینِ چمن مناسب هستند و در نتیجه این احتمال وجود دارد که فدراسیون فوتبال آسیا، میزبانی را از ایران بگیرد و باشگاههای ایرانی ناچار شوند در کشورهای دیگر با رقبای خود دیدار کنند. به این ترتیب یک فرصت بزرگ که میتواند نگاه میلیونها عاشق فوتبال را به ایران جلب و برایمان فرصتهای زیادی ایجاد کند، تبدیل به یک حسرت بزرگ میشود.
پیوستن ایران به «سازمان همکاری شانگهای» و گروه «بریکس» دقیقاً شبیه راهیافتن باشگاههای ایرانی به رقابت باشگاههای آسیایی است. ابتدا خوشحالمان میکند اما بعد به حسرتی بزرگ تبدیل میشود.
تحریم طولانیمدت که تبدیل به یک تعادل نحس در کشور شده و منافع گروههای زیادی را تقویت کرده، اجازه نمیدهد حتی با یک کشور متوسط همسایه مبادله داشته باشیم آنوقت همگروهی با کشورهای عضو سازمان همکاری شانگهای یا گروه بریکس چه منافعی برایمان دارد؟
برای اینکه تجارت به درستی کار کند، باید مقدماتی فراهم شود. نیاز اصلی تجارت، روابط بینالملل خوب است که ما مدتهاست نداریم. هیچ کشوری در دنیا وجود ندارد که ما با آن کشور رابطه درست به لحاظ دیپلماسی داشته باشیم. روابط ما حتی با همسایگان بر پایهی قواعد دیپلماتیک نیست.
شخصاً زمانی از پیوستن ایران به پیمان شانگهای یا هر گروه بریکس خوشحال میشوم که پیش از آن، اخبار مثبتی از مذاکرات برای رفع تحریمها شنیده باشم و زمانی دل به چنین اخباری میبندم که همزمان، نسیم آزادسازی اقتصادی را در داخل کشور احساس کنم و صدای پای بهبود در سیاستگذاری اقتصادی را بشنوم.
نکته قابل توجه این است که پیوستن ایران به گروه بریکس منوط به رفع تحریمها عنوان شده و حضور ایران در این گروه، بدون برطرف کردن چالشها با غرب امکانپذیر نیست. اما وقتی تصمیمگیران کشور تحریم را نعمت میدانند، وقتی عامدانه از مزایای تجارت آزاد چشمپوشی میکنند، وقتی دلبسته خودکفایی هستند، وقتی اقتصاد را به تازیانه قیمتگذاری تعزیر میکنند و...، چطور میتوانیم از پیوستن به پیمانهای سیاسی و اقتصادی خوشحال باشیم و اگر پیوستیم، چه چیزی عایدمان میشود؟
حتی اگر روزی اعلام کنند که ایران را در گروه هفت پذیرفتهاند، آیا بدون رفع تحریمها قادر به تجارت خواهیم بود؟
🔴 منبع:
روزنامه دنیای اقتصاد، شمارهی ۴ شهریور ۱۴۰۲ خورشیدی
@IranDel_Channel
💢
Telegram
ایراندل | IranDel
همه عالم تن است و ایران دل ❤️
این کانال دغدغهاش، ایران است و گردانندۀ آن، یک شهروند ایرانی آذربایجانی
[ بازنشر یک یادداشت، توییت، ویدئو و یا یک صوت به معنی تأیید کل محتوا و تمام مواضع صاحب آن محتوا نیست و هدف صرفاً بازتاب دادن یک نگاه و اندیشه است.]
این کانال دغدغهاش، ایران است و گردانندۀ آن، یک شهروند ایرانی آذربایجانی
[ بازنشر یک یادداشت، توییت، ویدئو و یا یک صوت به معنی تأیید کل محتوا و تمام مواضع صاحب آن محتوا نیست و هدف صرفاً بازتاب دادن یک نگاه و اندیشه است.]
👍7👎1