SekkePod Episode 05
Mehdi Naji
🎙 تبعات دوره سربازی برای اقتصاد ایران چیست؟
🎙 گفتگوی مهدی ناجی (عضو هیئت علمی دانشکده اقتصاد دانشگاه تهران) با محمدعلی جنتخواه دربارهی اقتصاد سربازی در ایران
تخصیص منابع در سربازی چگونه است؟ هزینههای اقتصادی سربازی در کشور چه مقدار است؟ تجربه کشورهای مختلف در مورد سربازی به چه صورت است؟ نقطه شروع اصلاحات سیستم سربازی کجاست؟
🔴 پینوشت یک:
گفتگو در سال ۱۳۹۸ خورشیدی انجام شده است و اعداد و ارقام ذکر شده مربوط به آن بازهی زمانی است.
🔴 پینوشت دو:
بازنشر گفتگویی از یک شخص، به معنی تأیید کل گفتگو و تمام مواضعِ آن شخص نیست.
@IranDel_Channel
💢
🎙 گفتگوی مهدی ناجی (عضو هیئت علمی دانشکده اقتصاد دانشگاه تهران) با محمدعلی جنتخواه دربارهی اقتصاد سربازی در ایران
تخصیص منابع در سربازی چگونه است؟ هزینههای اقتصادی سربازی در کشور چه مقدار است؟ تجربه کشورهای مختلف در مورد سربازی به چه صورت است؟ نقطه شروع اصلاحات سیستم سربازی کجاست؟
🔴 پینوشت یک:
گفتگو در سال ۱۳۹۸ خورشیدی انجام شده است و اعداد و ارقام ذکر شده مربوط به آن بازهی زمانی است.
🔴 پینوشت دو:
بازنشر گفتگویی از یک شخص، به معنی تأیید کل گفتگو و تمام مواضعِ آن شخص نیست.
@IranDel_Channel
💢
👍7👎1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 دربارهی ناسیونالیسم و مفهوم ملّت و امّت (بخش نخست)
🔴 بخشی از سخنرانی جواد طباطبایی، فیلسوف سیاسی ایران
@IranDel_Channel
💢
🔴 بخشی از سخنرانی جواد طباطبایی، فیلسوف سیاسی ایران
@IranDel_Channel
💢
👍16👎3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 دربارهی ناسیونالیسم و مفهوم ملّت و امّت (بخش دوم)
🔴 بخشی از سخنرانی جواد طباطبایی، فیلسوف سیاسی ایران
بخش نخست: اینجا
@IranDel_Channel
💢
🔴 بخشی از سخنرانی جواد طباطبایی، فیلسوف سیاسی ایران
بخش نخست: اینجا
@IranDel_Channel
💢
👍15👎2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 تصاوير هوايى از آرامگاهِ نادر شاه افشار. (باغِ نادری مشهد)
آرامگاهِ نادر شاه افشار طراحى شده به دست تواناى معمار بزرگ ايرانزمين يعنى استاد هوشنگ سيحون.
و اين مجسمه كه به واقع يكى از شاخصترين مجسمههاى معاصر ايران است به وزن ١٤ تُن كه در سال ١٣٤٢ خورشیدی در موسسه برونى ايتاليا به دستانِ هنرمندِ استاد ابوالحسنخان صديقى ساخته شد.
و نادر شاه اين سردار بزرگ كه از گمنانى به پادشاهی ایران رسيد و ايرانِ تكهپاره را به پهناورترين قلمروش از زمان فروپاشى شاهنشاهى ساسانى رسانيد.
جواهرات بيشمار غنيمتى نادر شاه كه رهآورد غلبهی او در جنگ كرنال بر محمدشاه گوركانى، پادشاه هندوستان است هنوز هم در خزانهی جواهرات ملى ایران میدرخشند و پشتوانه پول ملى ايران هستند.
🎥 ویدئو از خشایار لهراسبی
@IranDel_Channel
💢
آرامگاهِ نادر شاه افشار طراحى شده به دست تواناى معمار بزرگ ايرانزمين يعنى استاد هوشنگ سيحون.
و اين مجسمه كه به واقع يكى از شاخصترين مجسمههاى معاصر ايران است به وزن ١٤ تُن كه در سال ١٣٤٢ خورشیدی در موسسه برونى ايتاليا به دستانِ هنرمندِ استاد ابوالحسنخان صديقى ساخته شد.
و نادر شاه اين سردار بزرگ كه از گمنانى به پادشاهی ایران رسيد و ايرانِ تكهپاره را به پهناورترين قلمروش از زمان فروپاشى شاهنشاهى ساسانى رسانيد.
جواهرات بيشمار غنيمتى نادر شاه كه رهآورد غلبهی او در جنگ كرنال بر محمدشاه گوركانى، پادشاه هندوستان است هنوز هم در خزانهی جواهرات ملى ایران میدرخشند و پشتوانه پول ملى ايران هستند.
🎥 ویدئو از خشایار لهراسبی
@IranDel_Channel
💢
👍21👎1
🔴 هویت ایرانی؛ از سوگ سیاوش تا تعزیت عاشورا
برگزاری باشکوه سالروزِ رویدادهای تاریخی و فرهنگی هم در جوامعِ پیشامدرن و هم در دوران جدید از ابزارهای عمده برای تداوم و زنده نگاه داشتنِ خاطراتِ جمعی یا هویت قومی و ملی پیشامدرن در گذشته و هویت ملی در دورهی جدید بوده است. در ایران، برگزاری نوروز باستانی و مراسم دههی عاشورا، که هر دو از تقدسِ خاصی برای ایرانیان شیعه برخوردارند، ملاتِ عمدهی هویت ایرانی شیعه یا، به زبان دیگر، دو ستون اصلی آن را تشکیل میدهند. ظاهراً مراسم دههی عاشورا، که به طور رسمی و علنی به فرمان معزالدولهی دیلمی بویهای در سال ۳۵۲ ق. در بغداد آغاز شده بود، با نشیب و فرازهایی تا دورهی صفوی ادامه یافته و همراه با مراسم عید نوروز، که برای آن احادیثی پرداخته شده بود، به منزلهی پراهمیتترین مراسمِ سالانهی ایرانی شیعی نهادینه شده و تا به امروز تداوم یافته است.
البته در آن زمان در بغداد دو جشنِ ایرانی پراهمیتِ نوروز و مهرگان برپا میشد. هنگامی که در سال ۳۹۸ ق.، عاشورا و مهرگان در یک روز همزمان شدند، به فرمانِ شاهنشاه بویهای ابتدا مراسم عاشورا را برگزار کردند و روز بعد جشنهای مهرگان را؛ در زمان شاه عباس که نوروز و عاشورا در سال ۱۰۲۱ ق. همزمان شدند، او هم رویهی آلبویه را به کار بست.
تعزیهی شهادتِ شاه شهیدان امام حسین (ع) از بسیاری جاری شباهت به سوگ سیاوش داشت که سالروز آن در دوران پیش از اسلام برگزار میشد و اشاره به آن در آثار گوناگون نظم و نثر فارسی دیده میشود. سوگ سیاوش چنان ریشه در اسطورههای پیش از اسلام داشت که تا اوایل دوران اسلامی نیز در سغد و خوارزم برگزار میشد. چنان که در تاریخ بخارا آمده است:
"و اهل بخارا را بر کشتن سیاوش سرودهای عجب است و مطربان آن .. سرودها را کین سیاوش گویند. و محمد بن جعفر گوید که از این - تاریخ سه هزار سال است و الله اعلم.
شاهرخ مسکوب در تحلیل ماندنی خود از سوگ سیاوش میگوید: «حتی هنوز در پارهای از گوشههای دور، سیاوش شهید کامل و سرنوشت او نشان ظلمی است که انسان عرصهی آن است». آنگاه به نقل قول از صادق هدایت میگوید: «در مراسم سوگواری نیز در کوهکیلویه زنهایی هستند که تصنیفهای خیلی قدیمی را با آهنگ غمناکی به مناسبت مجلس عزا میخوانند و ندبه و مویه میکنند. این عمل را سوسيوش (سوگ سیاوش) مینامند» (نوشتههای پراکنده هدایت، با مقدمه حسن قائمیان، امیرکبیر). سوگ سیاوش که در عهد اساطیری تاریخ سنتی ایران در اواخر عهد ساسانی در خداینامکها تدوین شده و به ثبت رسیده بود، در دست پرتوانِ فردوسی در شاهنامه، حماسهای جاودانه شد.
به نوشتهی شاهرخ مسکوب:
سلسلهی سیاوشان تاریخ در سرودهای یارسان، که اهل حق بدانها پایبندند، و روح عالی قلندر از هابیل به جمشید و از وی به ایرج و یحیی و سیاوش و امام حسین در گردش آمده است. آنان برگزیدگان و پاکان و مظلومان تاریخاند. گردش روح شهیدان بزرگ تاریخ، که سالار شهیدان حسین (ع) بر تارک آنان میدرخشد، نشانهی تداوم تاریخی شهادت در هر دورهی تاریخی است، چنان که گویی زمین هیچگاه از شهید خالی نیست. در تشیعِ ایران، سیاوش، که اسطورهای بود، جای خود را به شهید کربلا، که وجود تاریخی داشت واگذاشت و بدینگونه تعزیه، جای سوگ سیاوش را گرفت. در واقع شباهتهای دو مراسم ممکن است تا حدی گسترده محبوبیتِ عاشورا را در میان ایرانیان تبیین کند؛ همانطور که احسان یارشاطر در مقایسهی خود از دو مراسم نتیجه میگیرد: «شهادت امام حسین (ع) و اهل بیت او یک زمینهی واقعی در سنت ایرانی پیدا کرد تا به یک نمایش سوگواری الهامدهنده و سنجیده تبدیل شود. این مراسم، وارثِ ویژگی عمدهی مراسمِ بسیار کهنی بود که ریشههای عمیقی در روح ایرانی داشت».
🔴 منبع:
هویت ایرانی، احمد اشرف (دو مقال از جراردو نیولی و شاپور شهبازی)، ترجمه دکتر حمید احمدی، نشر نی
نقل قول از مسکوب: سوگ سیاوش در مرگ و رستاخیز تهران، نشر خوارزمی
نقل قول از احسان یارشاطر:
Yarshater, Ehsan, "Ta'zia and Pre-Islamic Mourning Rics in Iran", in Peter Chelkowski..
ed., Ta'sieh Ritual and Drama in Iran, New York: New York University Press, New York University Studies in Near East Civilization, Number 7, 1979), pp. 88.94.
@IranDel_Channel
💢
🔴 هویت ایرانی؛ از سوگ سیاوش تا تعزیت عاشورا
برگزاری باشکوه سالروزِ رویدادهای تاریخی و فرهنگی هم در جوامعِ پیشامدرن و هم در دوران جدید از ابزارهای عمده برای تداوم و زنده نگاه داشتنِ خاطراتِ جمعی یا هویت قومی و ملی پیشامدرن در گذشته و هویت ملی در دورهی جدید بوده است. در ایران، برگزاری نوروز باستانی و مراسم دههی عاشورا، که هر دو از تقدسِ خاصی برای ایرانیان شیعه برخوردارند، ملاتِ عمدهی هویت ایرانی شیعه یا، به زبان دیگر، دو ستون اصلی آن را تشکیل میدهند. ظاهراً مراسم دههی عاشورا، که به طور رسمی و علنی به فرمان معزالدولهی دیلمی بویهای در سال ۳۵۲ ق. در بغداد آغاز شده بود، با نشیب و فرازهایی تا دورهی صفوی ادامه یافته و همراه با مراسم عید نوروز، که برای آن احادیثی پرداخته شده بود، به منزلهی پراهمیتترین مراسمِ سالانهی ایرانی شیعی نهادینه شده و تا به امروز تداوم یافته است.
البته در آن زمان در بغداد دو جشنِ ایرانی پراهمیتِ نوروز و مهرگان برپا میشد. هنگامی که در سال ۳۹۸ ق.، عاشورا و مهرگان در یک روز همزمان شدند، به فرمانِ شاهنشاه بویهای ابتدا مراسم عاشورا را برگزار کردند و روز بعد جشنهای مهرگان را؛ در زمان شاه عباس که نوروز و عاشورا در سال ۱۰۲۱ ق. همزمان شدند، او هم رویهی آلبویه را به کار بست.
تعزیهی شهادتِ شاه شهیدان امام حسین (ع) از بسیاری جاری شباهت به سوگ سیاوش داشت که سالروز آن در دوران پیش از اسلام برگزار میشد و اشاره به آن در آثار گوناگون نظم و نثر فارسی دیده میشود. سوگ سیاوش چنان ریشه در اسطورههای پیش از اسلام داشت که تا اوایل دوران اسلامی نیز در سغد و خوارزم برگزار میشد. چنان که در تاریخ بخارا آمده است:
"و اهل بخارا را بر کشتن سیاوش سرودهای عجب است و مطربان آن .. سرودها را کین سیاوش گویند. و محمد بن جعفر گوید که از این - تاریخ سه هزار سال است و الله اعلم.
شاهرخ مسکوب در تحلیل ماندنی خود از سوگ سیاوش میگوید: «حتی هنوز در پارهای از گوشههای دور، سیاوش شهید کامل و سرنوشت او نشان ظلمی است که انسان عرصهی آن است». آنگاه به نقل قول از صادق هدایت میگوید: «در مراسم سوگواری نیز در کوهکیلویه زنهایی هستند که تصنیفهای خیلی قدیمی را با آهنگ غمناکی به مناسبت مجلس عزا میخوانند و ندبه و مویه میکنند. این عمل را سوسيوش (سوگ سیاوش) مینامند» (نوشتههای پراکنده هدایت، با مقدمه حسن قائمیان، امیرکبیر). سوگ سیاوش که در عهد اساطیری تاریخ سنتی ایران در اواخر عهد ساسانی در خداینامکها تدوین شده و به ثبت رسیده بود، در دست پرتوانِ فردوسی در شاهنامه، حماسهای جاودانه شد.
به نوشتهی شاهرخ مسکوب:
سلسلهی سیاوشان تاریخ در سرودهای یارسان، که اهل حق بدانها پایبندند، و روح عالی قلندر از هابیل به جمشید و از وی به ایرج و یحیی و سیاوش و امام حسین در گردش آمده است. آنان برگزیدگان و پاکان و مظلومان تاریخاند. گردش روح شهیدان بزرگ تاریخ، که سالار شهیدان حسین (ع) بر تارک آنان میدرخشد، نشانهی تداوم تاریخی شهادت در هر دورهی تاریخی است، چنان که گویی زمین هیچگاه از شهید خالی نیست. در تشیعِ ایران، سیاوش، که اسطورهای بود، جای خود را به شهید کربلا، که وجود تاریخی داشت واگذاشت و بدینگونه تعزیه، جای سوگ سیاوش را گرفت. در واقع شباهتهای دو مراسم ممکن است تا حدی گسترده محبوبیتِ عاشورا را در میان ایرانیان تبیین کند؛ همانطور که احسان یارشاطر در مقایسهی خود از دو مراسم نتیجه میگیرد: «شهادت امام حسین (ع) و اهل بیت او یک زمینهی واقعی در سنت ایرانی پیدا کرد تا به یک نمایش سوگواری الهامدهنده و سنجیده تبدیل شود. این مراسم، وارثِ ویژگی عمدهی مراسمِ بسیار کهنی بود که ریشههای عمیقی در روح ایرانی داشت».
🔴 منبع:
هویت ایرانی، احمد اشرف (دو مقال از جراردو نیولی و شاپور شهبازی)، ترجمه دکتر حمید احمدی، نشر نی
نقل قول از مسکوب: سوگ سیاوش در مرگ و رستاخیز تهران، نشر خوارزمی
نقل قول از احسان یارشاطر:
Yarshater, Ehsan, "Ta'zia and Pre-Islamic Mourning Rics in Iran", in Peter Chelkowski..
ed., Ta'sieh Ritual and Drama in Iran, New York: New York University Press, New York University Studies in Near East Civilization, Number 7, 1979), pp. 88.94.
@IranDel_Channel
💢
👍16👎3
🔴 توضیحی درباره معنای دقیق کلمه «دموکراسی»، که «حکومت قانون» است، نه «مردمسالاری»!
🔴 دموکراسی، نه تنها به معنای «مردمسالاری نیست، که نقیض آن هم هست.
✍️ جواد طباطبایی، فیلسوف سیاسی ایران
«کلمه «دموکراسی» را مطلقاً نباید به «مردمسالاری» ترجمه کنیم. آریانپور به غلط دموکراسی را به مردمسالاری ترجمه کرد، که از این بدتر امکانپذیر نبود. کلمه دموکراسی اگر درست فهمیده شود، نقطهی مقابل مردمسالاری است.
کلمه مونارشی یا مونارکی به معنای سلطنت، الیگارشی به معنای حکومت گروه متنفذ و صاحب مال و منال است ولی «آریستوکراسی» به معنای نظام اشرافی و آدمهای با فضیلت و بهترینها میباشد. ارسطو میگوید، آریستوکراسی به معنای بهترین مردمان است.
متخصصان زبان یونانی توضیح دادند که، کلمه دموکراسی بر مبنای الگوی آریستوکراسی ساخته و دیرتر از کلماتی چون مونارکی یا مونارشی در زبان یونانی ظاهر شده است.
در زبان یونانی برای «فرمانروایی» دو فعل داریم، یکی «کراتِین» و دیگری «آرخِین». دومی یعنی با تحکم فرمان راندن به عبارت دیگر سلطه برقرار کردن، حکومت کردن. اما اولی کمی متفاوت است، فرمان راندن بیتحکم را نشان میدهد. شما وقتی کلمه مونارشی یا مونارکی را نگاه میکنید این از آرخِین گرفته شده است، یعنی برقراری سلطه یک نفر بر دیگران، الیگارشی هم از آرخِین آمده است. تنها آریستوکراسی از کلمات قدیمیتر با کراتِین آمده است، به عبارت دیگر به گفته ارسطو، حکومت اشراف، در واقع حکومت بهترین مردمان و فرمان راندن توأم با عدالت است.
بنابراین از انواع شیوههای حکومتی، فقط دو نوع با کراتِین و بقیه با آرخِین آمده است. یونانیها در مورد دموکراسی بحثهای زیادی کردند که مورد بسیار مهمش در ارسطوست، مردم حکومت میکنند یا به عبارت دیگر و به زبان جدیدتر حاکمیت از آنِ مردم است (در واقع بیست قرن بعد از ارسطو کلمهی حاکمیت در اندیشه سیاسی با ژان بُدن فرانسوی ظاهر میشود). حکومت از مردم ناشی میشود و چیزی هم که ارسطو توضیح داده است، در چنین حکومتی مردم نیستند که با توجه به مصالح و منافع خودشان حکومت میکنند، بلکه قانون حاکم است. پس دو چیز در این توضیح مختصر قابلفهم است. یکی اینکه کلمه دموکراسی با «سالاری» نسبتی ندارد، چون «سالاری»، در زبان فارسی معادل با «آرخِین» میتواند باشد. آرخِین، سالاریکردن است، یعنی تسلط، برتری و تفوق یک شخص یا چند شخص یا همه افراد، فرقی نمیکند. بنابراین «سالاری» اولین چیزیست که دموکراسی نفی میکند. دوم، درست است که در ظاهر کلمه از دو جزء دِموس و کراتِین تشکیل شده است؛ یعنی مردم فرمان میرانند، ولی در واقع، مردم نیستند که فرمان میرانند بلکه «حکومت قانون» است که فرمان میراند. نظامی است که در آن قانون فرمانروا است، ولی حکومت ناشی از مردم است.
بنابراین مردمسالاری نقیضترین ترجمهای بود که به دو دلیل توسط آریانپور انجام گرفت. اولین دلیلش این بود که، مارکسیست مبتذلی بود که تصورش از دموکراسی در بهترین حالت تعریف مارکس از سوسیالیسم بود، دیکتاتوری دموکراتیک پرولتاریا! یعنی سالاری مردم که عبارت باشند از پرولتاریا! این تلقی از دموکراسی، کاملاً مارکسی و نادرست است. در واقع، اگر دموکراسی است که دیکتاتوری نیست، این دوتا با هم سازگار نیستند. حداقل چیزی که در مورد ترکیب این دو مفهوم میشود گفت، مثل آن چیزیست که معمولاً یکی که قویتر است آن دیگری را میبلعد، در اینجا هم وقتی دیکتاتوری دموکراتیک است طبیعتاً دیکتاتوری، دموکراسی را میبلعد. همانطور که از نظر تاریخی دیکتاتوری در کشورهای بلوک شرق آزادی را بلعید.
🔴 منبع:
جواد طباطبایی، درسگفتارهای فلسفه سیاسی انقلاب فرانسه/ دوره سوم: دیدگاه توکویل دربارهی انقلاب فرانسه و دموکراسی در امریکا
@IranDel_Channel
💢
🔴 دموکراسی، نه تنها به معنای «مردمسالاری نیست، که نقیض آن هم هست.
✍️ جواد طباطبایی، فیلسوف سیاسی ایران
«کلمه «دموکراسی» را مطلقاً نباید به «مردمسالاری» ترجمه کنیم. آریانپور به غلط دموکراسی را به مردمسالاری ترجمه کرد، که از این بدتر امکانپذیر نبود. کلمه دموکراسی اگر درست فهمیده شود، نقطهی مقابل مردمسالاری است.
کلمه مونارشی یا مونارکی به معنای سلطنت، الیگارشی به معنای حکومت گروه متنفذ و صاحب مال و منال است ولی «آریستوکراسی» به معنای نظام اشرافی و آدمهای با فضیلت و بهترینها میباشد. ارسطو میگوید، آریستوکراسی به معنای بهترین مردمان است.
متخصصان زبان یونانی توضیح دادند که، کلمه دموکراسی بر مبنای الگوی آریستوکراسی ساخته و دیرتر از کلماتی چون مونارکی یا مونارشی در زبان یونانی ظاهر شده است.
در زبان یونانی برای «فرمانروایی» دو فعل داریم، یکی «کراتِین» و دیگری «آرخِین». دومی یعنی با تحکم فرمان راندن به عبارت دیگر سلطه برقرار کردن، حکومت کردن. اما اولی کمی متفاوت است، فرمان راندن بیتحکم را نشان میدهد. شما وقتی کلمه مونارشی یا مونارکی را نگاه میکنید این از آرخِین گرفته شده است، یعنی برقراری سلطه یک نفر بر دیگران، الیگارشی هم از آرخِین آمده است. تنها آریستوکراسی از کلمات قدیمیتر با کراتِین آمده است، به عبارت دیگر به گفته ارسطو، حکومت اشراف، در واقع حکومت بهترین مردمان و فرمان راندن توأم با عدالت است.
بنابراین از انواع شیوههای حکومتی، فقط دو نوع با کراتِین و بقیه با آرخِین آمده است. یونانیها در مورد دموکراسی بحثهای زیادی کردند که مورد بسیار مهمش در ارسطوست، مردم حکومت میکنند یا به عبارت دیگر و به زبان جدیدتر حاکمیت از آنِ مردم است (در واقع بیست قرن بعد از ارسطو کلمهی حاکمیت در اندیشه سیاسی با ژان بُدن فرانسوی ظاهر میشود). حکومت از مردم ناشی میشود و چیزی هم که ارسطو توضیح داده است، در چنین حکومتی مردم نیستند که با توجه به مصالح و منافع خودشان حکومت میکنند، بلکه قانون حاکم است. پس دو چیز در این توضیح مختصر قابلفهم است. یکی اینکه کلمه دموکراسی با «سالاری» نسبتی ندارد، چون «سالاری»، در زبان فارسی معادل با «آرخِین» میتواند باشد. آرخِین، سالاریکردن است، یعنی تسلط، برتری و تفوق یک شخص یا چند شخص یا همه افراد، فرقی نمیکند. بنابراین «سالاری» اولین چیزیست که دموکراسی نفی میکند. دوم، درست است که در ظاهر کلمه از دو جزء دِموس و کراتِین تشکیل شده است؛ یعنی مردم فرمان میرانند، ولی در واقع، مردم نیستند که فرمان میرانند بلکه «حکومت قانون» است که فرمان میراند. نظامی است که در آن قانون فرمانروا است، ولی حکومت ناشی از مردم است.
بنابراین مردمسالاری نقیضترین ترجمهای بود که به دو دلیل توسط آریانپور انجام گرفت. اولین دلیلش این بود که، مارکسیست مبتذلی بود که تصورش از دموکراسی در بهترین حالت تعریف مارکس از سوسیالیسم بود، دیکتاتوری دموکراتیک پرولتاریا! یعنی سالاری مردم که عبارت باشند از پرولتاریا! این تلقی از دموکراسی، کاملاً مارکسی و نادرست است. در واقع، اگر دموکراسی است که دیکتاتوری نیست، این دوتا با هم سازگار نیستند. حداقل چیزی که در مورد ترکیب این دو مفهوم میشود گفت، مثل آن چیزیست که معمولاً یکی که قویتر است آن دیگری را میبلعد، در اینجا هم وقتی دیکتاتوری دموکراتیک است طبیعتاً دیکتاتوری، دموکراسی را میبلعد. همانطور که از نظر تاریخی دیکتاتوری در کشورهای بلوک شرق آزادی را بلعید.
🔴 منبع:
جواد طباطبایی، درسگفتارهای فلسفه سیاسی انقلاب فرانسه/ دوره سوم: دیدگاه توکویل دربارهی انقلاب فرانسه و دموکراسی در امریکا
@IranDel_Channel
💢
Telegram
ایراندل | IranDel
همه عالم تن است و ایران دل ❤️
این کانال دغدغهاش، ایران است و گردانندۀ آن، یک شهروند ایرانی آذربایجانی
[ بازنشر یک یادداشت، توییت، ویدئو و یا یک صوت به معنی تأیید کل محتوا و تمام مواضع صاحب آن محتوا نیست و هدف صرفاً بازتاب دادن یک نگاه و اندیشه است.]
این کانال دغدغهاش، ایران است و گردانندۀ آن، یک شهروند ایرانی آذربایجانی
[ بازنشر یک یادداشت، توییت، ویدئو و یا یک صوت به معنی تأیید کل محتوا و تمام مواضع صاحب آن محتوا نیست و هدف صرفاً بازتاب دادن یک نگاه و اندیشه است.]
👍17👎2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 چهارم امرداد ماه، سالروز استقرار سلسلهی صفویه در ایران، روز بزرگداشت شیخ صفیالدین اردبیلی و روز ملی اردبیل
🔴 روز ملی اردبیل، شهر تاریخی ایرانزمین
#مناسبتها
@IranDel_Channel
💢
🔴 روز ملی اردبیل، شهر تاریخی ایرانزمین
#مناسبتها
@IranDel_Channel
💢
👍12👎3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 چکامهای از استاد جلالالدین کزازی در ارجداشتِ کرمانشاه
🔴 پنجم امُرداد ماه، روز ملی کرمانشاه، گهوارهی تمدّن ایرانزمین
@IranDel_Channel
💢
🔴 پنجم امُرداد ماه، روز ملی کرمانشاه، گهوارهی تمدّن ایرانزمین
@IranDel_Channel
💢
👍14👎2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
⚫️ پنجم امُرداد ماه، سالگرد عملیاتِ غرورآفرینِ مرصاد در سالِ ۱۳۶۷ خورشیدی و چند روز پس از پذیرش قطعنامهی ۵۹۸ شورای امنیتِ سازمان ملل است. روزی که ارتشیان و سربازان جان بر کف ایران، درس بزرگی به خائنان وطن و حامیانِ خارجیاش دادند.
به پاس رشادتهای شهروندانِ شهر و استان کرمانشاه، در این عملیاتِ میهنی، پنجم امُرداد در گاهشمارِ کشور، روز ملّی کرمانشاه نامگذاری شده است.
@IranDel_Channel
💢
به پاس رشادتهای شهروندانِ شهر و استان کرمانشاه، در این عملیاتِ میهنی، پنجم امُرداد در گاهشمارِ کشور، روز ملّی کرمانشاه نامگذاری شده است.
@IranDel_Channel
💢
👍13👎1
🔴 فرهنگستان زبان ترکی؛ گامی دیگر در ملتسازی!
✍️ محمد جعفری قنواتی، دانشآموختهی دکترای فرهنگ و ادبیات عامه
اخیراً جلسهای با عنوان هیئت امنای بنیاد فرهنگ، هنر و ادب آذربایجان در تبریز تشکیل شده و در آن جلسه برای تشکیل فرهنگستان زبان تُرکی رایزنیهایی صورت گرفته است.
نخست باید گفت فرهنگستان، نهادی ملی است و در ارتباط با زبانِ ملی شکل میگیرد. مگر به جز یک زبانِ ملی در ایران وجود دارد؟
آقایان در پی زمینهسازی برای ملّتسازی، از سالها پیش ددهقورقود را به عنوان "حماسهی ملّی ترکان ایران" ترویج و تبلیغ کردند، اکنون و در ادامه پروژهی ملّتسازی قصد تشکیل فرهنگستان دارند.!
دوم اینکه مگر تقسیمبندی جغرافیایی ایران براساس قومیت است که نمایندگان استانهای تُرکی زبان جلسه تشکیل میدهند؟ آیا مدیر کل ارشاد آذربایجانغربی [یا شرقی] مدیر کل شهرها و مناطق تُرکنشین است یا مدیرکل همه شهرهای این استان است؟
بیهیچ تردیدی، آقایان چند صباح دیگر از تُرکیزبانان خراسان، شیراز، خوزستان و تهران نیز نماینده دعوت میکنند و بنیاد تقسیمبندی را قومگرایی میگذارند.
سوم اینکه فرهنگستان تُرکی را با کدام گویش از گویشهای زبان تُرکی میخواهند تشکیل دهند؟ ترکی استانبولی؟ ترکی جمهوری باکو ؟ ترکی تبریز، ترکی قشقایی یا...؟
این عمل اساس وحدتِ ملت ایران و زبانِ ملی [فارسی] و حتی زبانِ مردم [خطه] آذربایجان را هدف گرفته است. همه آنهایی که زبان ملی و وحدت ملت ایران و موجودیت ایران برایشان اهمیت دارد باید با چنین عملی مخالفت فعال نمایند.
🔴 پینوشت:
فرهنگستان زبان، یک نهاد ملیست و فقط برای زبان ملی کشور معنا دارد. از دیگرسو، هماکنون هم بخشی از وظایف بنیاد فرهنگ، هنر و ادب آذربایجان، (مستقر در خانه پدری پروین اعتصامی در تبریز) مربوط به زبان و ادبیات ترکیآذربایجانیست. بنیاد پژوهشی شهریار مستقر در تبریز هم در زمینه زبان و ادبیات تُرکی آذربایجانی فعالیت گسترده و چشمگیری چون برگزاری کلاسهای رایگان آموزش زبان و ادبیات ترکی آذربایجانی دارد. همچنین فرهنگستان زبان و ادب فارسی ردیف بودجهی مجزایی برای حمایت و صیانت از تکتک زبانها و گویشهای رایج در ایران دارد.
@IranDel_Channel
💢
🔴 فرهنگستان زبان ترکی؛ گامی دیگر در ملتسازی!
✍️ محمد جعفری قنواتی، دانشآموختهی دکترای فرهنگ و ادبیات عامه
اخیراً جلسهای با عنوان هیئت امنای بنیاد فرهنگ، هنر و ادب آذربایجان در تبریز تشکیل شده و در آن جلسه برای تشکیل فرهنگستان زبان تُرکی رایزنیهایی صورت گرفته است.
نخست باید گفت فرهنگستان، نهادی ملی است و در ارتباط با زبانِ ملی شکل میگیرد. مگر به جز یک زبانِ ملی در ایران وجود دارد؟
آقایان در پی زمینهسازی برای ملّتسازی، از سالها پیش ددهقورقود را به عنوان "حماسهی ملّی ترکان ایران" ترویج و تبلیغ کردند، اکنون و در ادامه پروژهی ملّتسازی قصد تشکیل فرهنگستان دارند.!
دوم اینکه مگر تقسیمبندی جغرافیایی ایران براساس قومیت است که نمایندگان استانهای تُرکی زبان جلسه تشکیل میدهند؟ آیا مدیر کل ارشاد آذربایجانغربی [یا شرقی] مدیر کل شهرها و مناطق تُرکنشین است یا مدیرکل همه شهرهای این استان است؟
بیهیچ تردیدی، آقایان چند صباح دیگر از تُرکیزبانان خراسان، شیراز، خوزستان و تهران نیز نماینده دعوت میکنند و بنیاد تقسیمبندی را قومگرایی میگذارند.
سوم اینکه فرهنگستان تُرکی را با کدام گویش از گویشهای زبان تُرکی میخواهند تشکیل دهند؟ ترکی استانبولی؟ ترکی جمهوری باکو ؟ ترکی تبریز، ترکی قشقایی یا...؟
این عمل اساس وحدتِ ملت ایران و زبانِ ملی [فارسی] و حتی زبانِ مردم [خطه] آذربایجان را هدف گرفته است. همه آنهایی که زبان ملی و وحدت ملت ایران و موجودیت ایران برایشان اهمیت دارد باید با چنین عملی مخالفت فعال نمایند.
🔴 پینوشت:
فرهنگستان زبان، یک نهاد ملیست و فقط برای زبان ملی کشور معنا دارد. از دیگرسو، هماکنون هم بخشی از وظایف بنیاد فرهنگ، هنر و ادب آذربایجان، (مستقر در خانه پدری پروین اعتصامی در تبریز) مربوط به زبان و ادبیات ترکیآذربایجانیست. بنیاد پژوهشی شهریار مستقر در تبریز هم در زمینه زبان و ادبیات تُرکی آذربایجانی فعالیت گسترده و چشمگیری چون برگزاری کلاسهای رایگان آموزش زبان و ادبیات ترکی آذربایجانی دارد. همچنین فرهنگستان زبان و ادب فارسی ردیف بودجهی مجزایی برای حمایت و صیانت از تکتک زبانها و گویشهای رایج در ایران دارد.
@IranDel_Channel
💢
Telegram
attach 📎
👍25👎11
🔴 #توییت_خوانی
✍️ رشتهتوییتی از احسان انتظاری دربارهی زمزمههای گشایش فرهنگستانِ زبانِ ترکی!
فرهنگستانِ زبان، یک نهادِ ملی است و فقط برای زبانِ ملی کشور - زبان فارسی - معنا دارد که دولتِ ایران، موظف به صیانت، پاسداری و ترویج آن است.
زبان فارسی، زبان فراقومی، ملّی، فرهنگی و تمدنی ایرانیان و زبانِ ملت - کشور ایران است که طی سدهها و تمام باشندگان ایران، از خراسان تا آذربایجان، از سیستان تا خوزستان، از فارس تا دیلمان و طبرستان و ... در رشد و اعتلا و صیانت از آن زبان و افزایش غنا و نفوذش سهیم بوده و طی یک روند طبیعی و تاریخی به زبانِ ملی و رابط و زبان فرهنگی و دیوانی ملت [- کشور] ایران تبدیل شده است.
طرح فرهنگستان زبان تُرکی و موارد مشابه، تلاش در راستای گسستنِ ملتِ ایران و ملتسازیهای جعلی با هویتسازی مجزا و جعلی و تلاش برای جا انداختن مفهومِ جعلی "کثیرالملّه بودن [کشورِ ایران] و ملیتهای ایرانی" است تا در ادامه برای آن ملتها، طلبِ خودمختاری قومی و یا دولتِ مجزا کنند!!
البته این گفتهها به معنی کمتوجهی به دیگر زبانها و گویشهای رایج در [جغرافیای کشور] ایران نیست که همگی جز میراث فرهنگی و تاریخی کشورمان است.
بطور مثال یکی از وظایف بنیاد فرهنگ، هنر و ادب آذربایجان، (مستقر در خانه پدری پروین در تبریز) صیانت از زبان و ادبیات ترکی آذربایجانی است.
یا بنیاد پژوهشی شهریار مستقر در تبریز هم در زمینه زبان و ادبیات ترکی آذربایجانی فعالیت گسترده و چشمگیری دارد.
همچنین فرهنگستان زبان و ادب فارسی، ردیف بودجهی مجزایی برای حمایت و صیانت از تکتک زبانها و گویشهای رایج در ایران دارد.
@IranDel_Channel
💢
🔴 #توییت_خوانی
✍️ رشتهتوییتی از احسان انتظاری دربارهی زمزمههای گشایش فرهنگستانِ زبانِ ترکی!
فرهنگستانِ زبان، یک نهادِ ملی است و فقط برای زبانِ ملی کشور - زبان فارسی - معنا دارد که دولتِ ایران، موظف به صیانت، پاسداری و ترویج آن است.
زبان فارسی، زبان فراقومی، ملّی، فرهنگی و تمدنی ایرانیان و زبانِ ملت - کشور ایران است که طی سدهها و تمام باشندگان ایران، از خراسان تا آذربایجان، از سیستان تا خوزستان، از فارس تا دیلمان و طبرستان و ... در رشد و اعتلا و صیانت از آن زبان و افزایش غنا و نفوذش سهیم بوده و طی یک روند طبیعی و تاریخی به زبانِ ملی و رابط و زبان فرهنگی و دیوانی ملت [- کشور] ایران تبدیل شده است.
طرح فرهنگستان زبان تُرکی و موارد مشابه، تلاش در راستای گسستنِ ملتِ ایران و ملتسازیهای جعلی با هویتسازی مجزا و جعلی و تلاش برای جا انداختن مفهومِ جعلی "کثیرالملّه بودن [کشورِ ایران] و ملیتهای ایرانی" است تا در ادامه برای آن ملتها، طلبِ خودمختاری قومی و یا دولتِ مجزا کنند!!
البته این گفتهها به معنی کمتوجهی به دیگر زبانها و گویشهای رایج در [جغرافیای کشور] ایران نیست که همگی جز میراث فرهنگی و تاریخی کشورمان است.
بطور مثال یکی از وظایف بنیاد فرهنگ، هنر و ادب آذربایجان، (مستقر در خانه پدری پروین در تبریز) صیانت از زبان و ادبیات ترکی آذربایجانی است.
یا بنیاد پژوهشی شهریار مستقر در تبریز هم در زمینه زبان و ادبیات ترکی آذربایجانی فعالیت گسترده و چشمگیری دارد.
همچنین فرهنگستان زبان و ادب فارسی، ردیف بودجهی مجزایی برای حمایت و صیانت از تکتک زبانها و گویشهای رایج در ایران دارد.
@IranDel_Channel
💢
Telegram
ایراندل | IranDel
همه عالم تن است و ایران دل ❤️
این کانال دغدغهاش، ایران است و گردانندۀ آن، یک شهروند ایرانی آذربایجانی
[ بازنشر یک یادداشت، توییت، ویدئو و یا یک صوت به معنی تأیید کل محتوا و تمام مواضع صاحب آن محتوا نیست و هدف صرفاً بازتاب دادن یک نگاه و اندیشه است.]
این کانال دغدغهاش، ایران است و گردانندۀ آن، یک شهروند ایرانی آذربایجانی
[ بازنشر یک یادداشت، توییت، ویدئو و یا یک صوت به معنی تأیید کل محتوا و تمام مواضع صاحب آن محتوا نیست و هدف صرفاً بازتاب دادن یک نگاه و اندیشه است.]
👍23👎4
🔴 «عاشورای تبریز...»
✍️ مهدی تدینی، تاریخپژوه
اما عاشورایی هم هست که کمتر کسی آن را به یاد دارد و آن عاشورای تبریز است، عاشورای سیاهِ ۱۲۹۰ [خورشیدی].
بامداد، سربازان روس، تیرهای چوبی را علم میکردند تا آزادیخواهان تبریزی را بر دار کشند و با افتخار چوبۀ دارشان را به پرچم روسیه مزین میکردند... در آن عاشورا، در سربازخانۀ تبریز، روسهای اشغالگر نُه نفر را به دار آویختند و این گوشهای از ددمنشی آنها در تبریز بود. بگذارید از دوازده روز پیشتر شروع کنیم، از بیستوهشتم آذر...
اصل بهانۀ تجاوزکاری روسها از ماجرای مورگان شوستر آغاز شد...
پس از انقلاب مشروطه، ایرانیان مستشاری آمریکایی (مورگان شوستر) را به ایران آوردند تا امور مالی را سامان دهد. پس از چند ماه کاسۀ صبر روسها لبریز شد و طی اولتیماتومی از دولت ایران خواستند شوستر از ایران اخراج شود. مجلسِ دوم مشروطه مقاومت میکرد، اما دولت، یا بهتر است بگوییم نایبالسلطنه، ناصرالملک، مجلس را منحل کرد و اولتیماتوم را پذیرفت (یادمان باشد این سیاهکاری روسها از آن ماجرای لیاخوف زشتتر بود). ناصرالملک این را درست تشخیص داده بود که هیچ تجاوزی از روسها بعید نبود... به رغم پذیرش اولتیماتوم و اخراج شوستر، روسها به شهرهای تبریز و انزلی و رشت قشون کشیدند. این بهانهای بود تا بساط مشروطه را برچینند. اینجا میرسیم به آن ۲۸ آذر [۱۲۹۰ خورشیدی] که قرار بود روایت تبریز را از آنجا آغاز کنیم...
روسها تجاوز را ۲۸ آذر در تبریز با قتل چند نیروی نظمیه آغاز کردند. مجاهدان مشروطهخواه دست به مقاومت مسلحانه زدند، زیرا در برابر این سطح از تعدی گریزی از مقاومت نبود. آنها تا دوم دی پاسخ دندانشکنی به روسها دادند و چیزی نمانده بود روسها را به کل از شهر ریشهکن کنند. اما کنسول روسیه حیله کرد و در پی کشتار شنیع غیرنظامیان، گروهی از مردم از ترس جان بستگانشان به مجاهدان خرده گرفتند که بهتر است به این جنگ پایان دهند. از دیگر سو تهران هم توصیه میکرد جنگ ادامه نیابد.
مجاهدان تبریزی بزرگترین نقطهضعف ممکن را داشتند: در این معرکه زنان و کودکان و غیرنظامیان حضور داشتند. روسها همگی سرباز و قزاق بودند، اگر کشته میدادند همه نظامی بودند، اما از این نقطهضعف مجاهدان ناجوانمردانه استفاده کردند و به جان مردم عادی افتادند. به خانهها وارد میشدند، مردم را با سیم به هم میبستند و در تنور خانه میانداختند. «ارعاب»... ارعاب اسلحۀ همیشگی روسها بود، چه زمانی که حکومتشان تزاری بود و چه زمانی که بولشویکها به اسم آزادی حکومت جدیدی برپا کردند. تنها یک دهه پس از انقلاب آزادیخواهانۀ روسیه، استالین قدرت را قبضه کرد و دوست و دشمن، رفیق و نارفیق را به جوخۀ اعدام سپرد. ارعاب روسها در تبریز اثر کرد، دلهای مردم و مجاهدان لرزید. حق داشتند. با دشمنی طرف بودند که در خانهشان میجنگید و به هیچ اصل اخلاقی پایبند نبود.
اما شهر هم یکدست نبود. هنوز بسیاری از مشروطه و مشروطهچی بیزار بودند و با این ارعاب اعتراضشان بلند شد. در نهایت رهبران مبارزان با کنسول روس صلح کردند. قرار شد مجاهدان از شهر بروند یا اسلحه را کنار بگذارند و به کار روزمره بپردازند. روسها هم وعده دادند ماجرا را فراموش میکنند. به این ترتیب سوم دی شهر آرام شد، گروه اندکی از مبارزان از شهر رفتند و گروهی دیگر هم آرام گرفتند. اما غروب برفیِ چهارم دی ناگهان غرّش توپها بر سر شهر آغاز شد و این غروب دلهرهآور نشان میداد به زودی چه محشری در شهر برپا خواهد شد. لشکرهای تازهنفس روس رسیده بودند و نوبت عقدهگشایی و کینخواهی روسها بود. لشکرهای روس با توپخانۀ سنگین یکی یکی از ایروان و تفلیس به تبریز میرسید.
به این ترتیب، پنجم دی ۱۲۹۰ [خورشیدی] تبریز به دست روسها افتاد. پنج سال بود تبریز برج و باروی آزادیخواهی بود. اما اینک تبریز دست حامی اصلی استبداد افتاد و متأسفانه هواداران استبداد همپیمانی نانوشتهای با روسها داشتند. هدف روسها در اصل این بود که بساط مشروطه را از تبریز برچینند و با همدستان ایرانی خود شهر را تصاحب کنند. آن یار همدست که بود؟ «صمد خان»، مردی که در ددمنشی کم از اربابان روس خود نداشت و چند روز بعد با استقبال مخالفان مشروطه به شهر آمد. روسها از هفتم دی بنا کردند به یافتن کسانی که با آنها جنگیده بودند. نهم دی ثقةالاسلام، چهرۀ اصلی مقاومت تبریز را گرفتند و نیز شماری دیگر را.
و در آن عاشورای جانگداز روسها آزادیخواهان تبریز را تنها به جرم دفاع از شهرشان به دار آویختند، از جمله ثقةالاسلام را. در پیوست، تلخترین صحنۀ اعدام را میبینید. ناخوشایند است، اما اگر نبینیم چطور بفهمیم چه بهای گزافی برای آزادی و مبارزه با متجاوزان پرداختهایم؟
@IranDel_Channel
💢
🔴 «عاشورای تبریز...»
✍️ مهدی تدینی، تاریخپژوه
اما عاشورایی هم هست که کمتر کسی آن را به یاد دارد و آن عاشورای تبریز است، عاشورای سیاهِ ۱۲۹۰ [خورشیدی].
بامداد، سربازان روس، تیرهای چوبی را علم میکردند تا آزادیخواهان تبریزی را بر دار کشند و با افتخار چوبۀ دارشان را به پرچم روسیه مزین میکردند... در آن عاشورا، در سربازخانۀ تبریز، روسهای اشغالگر نُه نفر را به دار آویختند و این گوشهای از ددمنشی آنها در تبریز بود. بگذارید از دوازده روز پیشتر شروع کنیم، از بیستوهشتم آذر...
اصل بهانۀ تجاوزکاری روسها از ماجرای مورگان شوستر آغاز شد...
پس از انقلاب مشروطه، ایرانیان مستشاری آمریکایی (مورگان شوستر) را به ایران آوردند تا امور مالی را سامان دهد. پس از چند ماه کاسۀ صبر روسها لبریز شد و طی اولتیماتومی از دولت ایران خواستند شوستر از ایران اخراج شود. مجلسِ دوم مشروطه مقاومت میکرد، اما دولت، یا بهتر است بگوییم نایبالسلطنه، ناصرالملک، مجلس را منحل کرد و اولتیماتوم را پذیرفت (یادمان باشد این سیاهکاری روسها از آن ماجرای لیاخوف زشتتر بود). ناصرالملک این را درست تشخیص داده بود که هیچ تجاوزی از روسها بعید نبود... به رغم پذیرش اولتیماتوم و اخراج شوستر، روسها به شهرهای تبریز و انزلی و رشت قشون کشیدند. این بهانهای بود تا بساط مشروطه را برچینند. اینجا میرسیم به آن ۲۸ آذر [۱۲۹۰ خورشیدی] که قرار بود روایت تبریز را از آنجا آغاز کنیم...
روسها تجاوز را ۲۸ آذر در تبریز با قتل چند نیروی نظمیه آغاز کردند. مجاهدان مشروطهخواه دست به مقاومت مسلحانه زدند، زیرا در برابر این سطح از تعدی گریزی از مقاومت نبود. آنها تا دوم دی پاسخ دندانشکنی به روسها دادند و چیزی نمانده بود روسها را به کل از شهر ریشهکن کنند. اما کنسول روسیه حیله کرد و در پی کشتار شنیع غیرنظامیان، گروهی از مردم از ترس جان بستگانشان به مجاهدان خرده گرفتند که بهتر است به این جنگ پایان دهند. از دیگر سو تهران هم توصیه میکرد جنگ ادامه نیابد.
مجاهدان تبریزی بزرگترین نقطهضعف ممکن را داشتند: در این معرکه زنان و کودکان و غیرنظامیان حضور داشتند. روسها همگی سرباز و قزاق بودند، اگر کشته میدادند همه نظامی بودند، اما از این نقطهضعف مجاهدان ناجوانمردانه استفاده کردند و به جان مردم عادی افتادند. به خانهها وارد میشدند، مردم را با سیم به هم میبستند و در تنور خانه میانداختند. «ارعاب»... ارعاب اسلحۀ همیشگی روسها بود، چه زمانی که حکومتشان تزاری بود و چه زمانی که بولشویکها به اسم آزادی حکومت جدیدی برپا کردند. تنها یک دهه پس از انقلاب آزادیخواهانۀ روسیه، استالین قدرت را قبضه کرد و دوست و دشمن، رفیق و نارفیق را به جوخۀ اعدام سپرد. ارعاب روسها در تبریز اثر کرد، دلهای مردم و مجاهدان لرزید. حق داشتند. با دشمنی طرف بودند که در خانهشان میجنگید و به هیچ اصل اخلاقی پایبند نبود.
اما شهر هم یکدست نبود. هنوز بسیاری از مشروطه و مشروطهچی بیزار بودند و با این ارعاب اعتراضشان بلند شد. در نهایت رهبران مبارزان با کنسول روس صلح کردند. قرار شد مجاهدان از شهر بروند یا اسلحه را کنار بگذارند و به کار روزمره بپردازند. روسها هم وعده دادند ماجرا را فراموش میکنند. به این ترتیب سوم دی شهر آرام شد، گروه اندکی از مبارزان از شهر رفتند و گروهی دیگر هم آرام گرفتند. اما غروب برفیِ چهارم دی ناگهان غرّش توپها بر سر شهر آغاز شد و این غروب دلهرهآور نشان میداد به زودی چه محشری در شهر برپا خواهد شد. لشکرهای تازهنفس روس رسیده بودند و نوبت عقدهگشایی و کینخواهی روسها بود. لشکرهای روس با توپخانۀ سنگین یکی یکی از ایروان و تفلیس به تبریز میرسید.
به این ترتیب، پنجم دی ۱۲۹۰ [خورشیدی] تبریز به دست روسها افتاد. پنج سال بود تبریز برج و باروی آزادیخواهی بود. اما اینک تبریز دست حامی اصلی استبداد افتاد و متأسفانه هواداران استبداد همپیمانی نانوشتهای با روسها داشتند. هدف روسها در اصل این بود که بساط مشروطه را از تبریز برچینند و با همدستان ایرانی خود شهر را تصاحب کنند. آن یار همدست که بود؟ «صمد خان»، مردی که در ددمنشی کم از اربابان روس خود نداشت و چند روز بعد با استقبال مخالفان مشروطه به شهر آمد. روسها از هفتم دی بنا کردند به یافتن کسانی که با آنها جنگیده بودند. نهم دی ثقةالاسلام، چهرۀ اصلی مقاومت تبریز را گرفتند و نیز شماری دیگر را.
و در آن عاشورای جانگداز روسها آزادیخواهان تبریز را تنها به جرم دفاع از شهرشان به دار آویختند، از جمله ثقةالاسلام را. در پیوست، تلخترین صحنۀ اعدام را میبینید. ناخوشایند است، اما اگر نبینیم چطور بفهمیم چه بهای گزافی برای آزادی و مبارزه با متجاوزان پرداختهایم؟
@IranDel_Channel
💢
Telegram
attach 📎
👍21👎1
⚫️ و این عکس بینظیر، یادگار مقاومت تبریز...
این عکس از جبهۀ مقاومت تبریز در برابر تجاوز روسهاست، از سال ۱۲۹۰ [خورشیدی].
اینجا سنگر مارالان است که آن موقع در حوالی تبریز بوده است.
و در مرکز تصویر، جوانمرد تبریزی، میلهی درفش ایران را با دو دست محکم چسبیده و درفش ملی ایران را افراشته نگه داشته است.
@IranDel_Channel
💢
⚫️ و این عکس بینظیر، یادگار مقاومت تبریز...
این عکس از جبهۀ مقاومت تبریز در برابر تجاوز روسهاست، از سال ۱۲۹۰ [خورشیدی].
اینجا سنگر مارالان است که آن موقع در حوالی تبریز بوده است.
و در مرکز تصویر، جوانمرد تبریزی، میلهی درفش ایران را با دو دست محکم چسبیده و درفش ملی ایران را افراشته نگه داشته است.
@IranDel_Channel
💢
👍25👎1
🔴 رستم در روایات سغدی
✍️ بدرالزّمان قریب، زبانشناس
من تصور میکنم که پهلوانی دلاور به نام رستم در میان اقوام ایرانیتبار قبل از انشعاب آنها به شرق و غرب وجود داشته و رستم کهننمود (archetype) پهلوانی تمام اقوام ایرانی است. از این جهت است که هم سکاها او را میشناختند و هم سغدیها داستانش را به روایت کشیده و نقشش را به تصویر درآوردهاند و هم در میان ایرانیان غربی (مقصود آنهاست که با زبان ایرانی غربی تکلّم میکردند) محبوبیت داشته است. حال اگر بعضی از نمادهای خدایان هند و ایرانی یا حتی هندی در شخصیت رستم بازتاب پیدا کرده باشد، احتمالاً تأثیر آمیزش فرهنگی و نیروی تلفیق و جذب عناصر اسطورهای توسط چهرههای مشهور جهان، چه تاریخی و چه غیر تاریخی است.
موضوع دیگری که در زمینۀ ریشهیابی داستان رستم باید مورد بررسی قرار گیرد، موضوع مهاجرتهاست. ما میدانیم که در نیمۀ دوم قرن سوم میلادی ایرانیانی که بیشتر گرایش مانوی و مسیحی داشتند، به آسیای مرکزی و چین مهاجرت کردند و علّت آن شاید سختگیریهای موبدان زردشتی بود. این مهاجران با خود سنّتهای دینی، فرهنگی و هنری ایران را بدان سامان بردند.
تأثیر عمیق هنر ساسانی در آثار تورفان مخصوصاً در نقّاشیها و کتابنگارههای مانویان و سبک معماری ویرانههای شهر خوچو (چینانچکتت سغدی) نظریۀ مهاجرت جدید را تأیید میکند. امکان دارد که این مهاجران داستانهایی را نیز که در زمان ساسانیان از دوران اشکانیان شناخته شده و محبوب عامه بود، با خود به فرهنگ سغدیان آسیای مرکزی منتقل کرده باشند. در این مورد مانویان بیشترین سهم را داشتند، چه تعدادی داستان با ریشههای هندی، ایرانی و یونانی و حتّی آرامی- سامی در میان متون سغدی پیدا شده است که بیشتر آنها اصل مانوی دارد.
اگر ما میتوانیم فرض کنیم که داستان رستم و سهراب همراه با مهاجرت سکاها از آسیای مرکزی به سیستان آمده است، یا از روایات بومی زرنگان که آمیزهای از فرهنگ باستان شرق ایران است، پیش از آمدن سکاها الهام گرفته است، میتوانیم در جهت عکس آن نیز نظر دهیم که داستان رستم که از زمان گوسانان و نقّالان اشکانی در میان مردم ایران محبوب و شناختهشده بود، با مهاجرت ایرانیان به آسیای مرکزی و چین منتقل شده و در آنجا با روایات بومی عامیانۀ دیگری تلفیق شده است.
آنچه بدین نظریه رنگ تأييد میبخشد، نام رستم در متن سغدی است که صورت آوایی ایرانی غربی دارد و بیشتر به فارسی میانه و پارتی است تا سغدی.
🔴 به نقل از:
دفترچۀ هفدهمین جایزۀ تاریخی و ادبی دکتر محمود افشار، اهداشده به دکتر بدرالزّمان قریب، تهران: انتشارات دکتر محمود افشار، ۱۳۸۷، ص ۲۹-۳۰
🔴 پینوشت:
هفتم امُرداد، سالروز درگذشت دکتر بدرالزّمان قریب، زبانشناس برجستهی ایرانی
@IranDel_Channel
💢
🔴 رستم در روایات سغدی
✍️ بدرالزّمان قریب، زبانشناس
من تصور میکنم که پهلوانی دلاور به نام رستم در میان اقوام ایرانیتبار قبل از انشعاب آنها به شرق و غرب وجود داشته و رستم کهننمود (archetype) پهلوانی تمام اقوام ایرانی است. از این جهت است که هم سکاها او را میشناختند و هم سغدیها داستانش را به روایت کشیده و نقشش را به تصویر درآوردهاند و هم در میان ایرانیان غربی (مقصود آنهاست که با زبان ایرانی غربی تکلّم میکردند) محبوبیت داشته است. حال اگر بعضی از نمادهای خدایان هند و ایرانی یا حتی هندی در شخصیت رستم بازتاب پیدا کرده باشد، احتمالاً تأثیر آمیزش فرهنگی و نیروی تلفیق و جذب عناصر اسطورهای توسط چهرههای مشهور جهان، چه تاریخی و چه غیر تاریخی است.
موضوع دیگری که در زمینۀ ریشهیابی داستان رستم باید مورد بررسی قرار گیرد، موضوع مهاجرتهاست. ما میدانیم که در نیمۀ دوم قرن سوم میلادی ایرانیانی که بیشتر گرایش مانوی و مسیحی داشتند، به آسیای مرکزی و چین مهاجرت کردند و علّت آن شاید سختگیریهای موبدان زردشتی بود. این مهاجران با خود سنّتهای دینی، فرهنگی و هنری ایران را بدان سامان بردند.
تأثیر عمیق هنر ساسانی در آثار تورفان مخصوصاً در نقّاشیها و کتابنگارههای مانویان و سبک معماری ویرانههای شهر خوچو (چینانچکتت سغدی) نظریۀ مهاجرت جدید را تأیید میکند. امکان دارد که این مهاجران داستانهایی را نیز که در زمان ساسانیان از دوران اشکانیان شناخته شده و محبوب عامه بود، با خود به فرهنگ سغدیان آسیای مرکزی منتقل کرده باشند. در این مورد مانویان بیشترین سهم را داشتند، چه تعدادی داستان با ریشههای هندی، ایرانی و یونانی و حتّی آرامی- سامی در میان متون سغدی پیدا شده است که بیشتر آنها اصل مانوی دارد.
اگر ما میتوانیم فرض کنیم که داستان رستم و سهراب همراه با مهاجرت سکاها از آسیای مرکزی به سیستان آمده است، یا از روایات بومی زرنگان که آمیزهای از فرهنگ باستان شرق ایران است، پیش از آمدن سکاها الهام گرفته است، میتوانیم در جهت عکس آن نیز نظر دهیم که داستان رستم که از زمان گوسانان و نقّالان اشکانی در میان مردم ایران محبوب و شناختهشده بود، با مهاجرت ایرانیان به آسیای مرکزی و چین منتقل شده و در آنجا با روایات بومی عامیانۀ دیگری تلفیق شده است.
آنچه بدین نظریه رنگ تأييد میبخشد، نام رستم در متن سغدی است که صورت آوایی ایرانی غربی دارد و بیشتر به فارسی میانه و پارتی است تا سغدی.
🔴 به نقل از:
دفترچۀ هفدهمین جایزۀ تاریخی و ادبی دکتر محمود افشار، اهداشده به دکتر بدرالزّمان قریب، تهران: انتشارات دکتر محمود افشار، ۱۳۸۷، ص ۲۹-۳۰
🔴 پینوشت:
هفتم امُرداد، سالروز درگذشت دکتر بدرالزّمان قریب، زبانشناس برجستهی ایرانی
@IranDel_Channel
💢
Telegram
attach 📎
👍17👎1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 برشی از سخنرانی جواد طباطبایی تبریزی، فیلسوف سیاسی ایران:
شهابالدین سهروردی، احیاگر حکمت ایران باستان
@IranDel_Channel
💢
شهابالدین سهروردی، احیاگر حکمت ایران باستان
@IranDel_Channel
💢
👍23👎2
🔴 اصلاحِ موقوفاتِ در دوره رضاشاه
✍️ حسین شیرمحمدی، دانشآموخته دکترای تاریخ و پژوهشگر تاریخ معاصر ایران
در بسیاری از متنهای کلاسیک تحقیقی و نیز بسیاری از نقلقولهایی از رجل سیاسی آن زمان، بیشتر ستایش از امنیّتِ رضا شاهی متبلور است، که بواسطه ارتش کارامد او در ایران، بسط یافته بود.
اما شاید یکی از اقداماتی که او به عمل آورد و البته کمتر بدان پرداخته شده [است]، بحث سامان دادن به ادارهی اوقاف بود. یعنی یکی از منابع ثروتسازِ کشور [بود] که گردش مالی بسیار بالایی داشت.
در دورانِ قاجار، مردم به واسطهی ناامنی، اموال خود را وقف میکردند. چرا که موقوفات بطور سنتی از دسترس دولتیان به دور میماند. تعداد موقوفهها به قدری زیاد بود که طبقِ برآوردهایی که نویسندگان آن دوران به عمل آوردند، حدود یک سوم اراضی مزروعی کشور وقف بوده است. از آنجایی که هیچ نظارتی بر اوقاف نبود، زمینه برای فسادِ گسترده در این زمینه بوجود آمده بود. به گونهای که عمادالعلما در رسالهی خود به ۱۰ روشی اشاره میکند که اوقاف بواسطه آن چپاول میگشت و از این ممر، سود فراوانی نصیب چپاولکنندگان میگشت.
مجدالاسلام میگوید اگر تولیت، فردی قوی بود یک سوم را به روحانیون میداد و باقی را غارت میکرد. اگر فردی ضعیف بود دو سوم را به روحانیون میداد و باقی را برمیداشت و اگر تولیت یک روحانی بود، کل اموال را چپاول مینمود.
با حدوث مشروطیت برنامههایی برای سر و سامان دادن به اوقاف مطرح شد. مدتی شیخ مهدی شریف کاشانی از سوی مجلس، متصدی اوقاف شد اما بواسطهی قدرت و نفوذ علما نتوانست کاری پیش ببرد و مقهور ایشان گشت. شخصِ مذکور در رسالهی خود با دلی پر خون از پیش نرفتن سامان دادن به موقوفات، یاد میکند.
اما در دورهی رضاشاه اوضاع دگرگون شد. رضاشاه از ترتیبات تازه، که مقدماتِ قانونی آن در دورهی مشروطیت فراهم آمده بود و اداره اوقاف را به وزارت معارف سپرده بود استفاده نمود و دست روحانیون را از اوقاف کوتاه کرد. جالب است بدانید، سرمایهی بسیاری از مدارسی که در دورهی او دایر گشت، از همین ممر بدست آمد. در واقع سر و سامان دادن به موقوفات یکی از کارهای بزرگ، دورهی او بود که اغلب کوچک شمرده میشود. این اقدام البته ریسک بزرگی داشت. قطعاً درگیری با روحانیون عواقب وخیمی داشت، عواقبی که شاهانِ بزرگی چون ناصرالدینشاه را در اصلاحِ اوقاف مردّد نموده بود.
نتیجه آنکه شاید امروز اصلاح موقوفات به دلیل ناشناخته بودن زمینههای آن در دورهی قاجار کوچک شمرده شود و ما در حین اقدامات رضاشاه اشارهی کوچکی بدان نماییم. اما باید به این نکته توجه داشت که رضاشاه با اصلاح موقوفات و کوتاه کردن دست روحانیون از این حوزه، یک پنجم حجمِ اقتصاد ایران را به سامان آورد و اگر بخواهیم تقدّم و تأخّرِ اصلاحات را مدنظر قرار دهیم، بحثِ سامانِ موقوفات، مقدّم بر دیگر اصلاحات بود. چرا که این اقدام، به فساد زائدالوصفِ یک پنجم اقتصادِ ایران توسط روحانیون، پایان داد و بُنیهی دولت را از این بُعد قوی نمود.
🔴 پینوشت:
بازنشر یادداشتی از یک شخص به معنی تأیید کل محتوای یادداشت و به معنی تأييد تمام مواضع نویسندهی آن نیست.
@IranDel_Channel
💢
🔴 اصلاحِ موقوفاتِ در دوره رضاشاه
✍️ حسین شیرمحمدی، دانشآموخته دکترای تاریخ و پژوهشگر تاریخ معاصر ایران
در بسیاری از متنهای کلاسیک تحقیقی و نیز بسیاری از نقلقولهایی از رجل سیاسی آن زمان، بیشتر ستایش از امنیّتِ رضا شاهی متبلور است، که بواسطه ارتش کارامد او در ایران، بسط یافته بود.
اما شاید یکی از اقداماتی که او به عمل آورد و البته کمتر بدان پرداخته شده [است]، بحث سامان دادن به ادارهی اوقاف بود. یعنی یکی از منابع ثروتسازِ کشور [بود] که گردش مالی بسیار بالایی داشت.
در دورانِ قاجار، مردم به واسطهی ناامنی، اموال خود را وقف میکردند. چرا که موقوفات بطور سنتی از دسترس دولتیان به دور میماند. تعداد موقوفهها به قدری زیاد بود که طبقِ برآوردهایی که نویسندگان آن دوران به عمل آوردند، حدود یک سوم اراضی مزروعی کشور وقف بوده است. از آنجایی که هیچ نظارتی بر اوقاف نبود، زمینه برای فسادِ گسترده در این زمینه بوجود آمده بود. به گونهای که عمادالعلما در رسالهی خود به ۱۰ روشی اشاره میکند که اوقاف بواسطه آن چپاول میگشت و از این ممر، سود فراوانی نصیب چپاولکنندگان میگشت.
مجدالاسلام میگوید اگر تولیت، فردی قوی بود یک سوم را به روحانیون میداد و باقی را غارت میکرد. اگر فردی ضعیف بود دو سوم را به روحانیون میداد و باقی را برمیداشت و اگر تولیت یک روحانی بود، کل اموال را چپاول مینمود.
با حدوث مشروطیت برنامههایی برای سر و سامان دادن به اوقاف مطرح شد. مدتی شیخ مهدی شریف کاشانی از سوی مجلس، متصدی اوقاف شد اما بواسطهی قدرت و نفوذ علما نتوانست کاری پیش ببرد و مقهور ایشان گشت. شخصِ مذکور در رسالهی خود با دلی پر خون از پیش نرفتن سامان دادن به موقوفات، یاد میکند.
اما در دورهی رضاشاه اوضاع دگرگون شد. رضاشاه از ترتیبات تازه، که مقدماتِ قانونی آن در دورهی مشروطیت فراهم آمده بود و اداره اوقاف را به وزارت معارف سپرده بود استفاده نمود و دست روحانیون را از اوقاف کوتاه کرد. جالب است بدانید، سرمایهی بسیاری از مدارسی که در دورهی او دایر گشت، از همین ممر بدست آمد. در واقع سر و سامان دادن به موقوفات یکی از کارهای بزرگ، دورهی او بود که اغلب کوچک شمرده میشود. این اقدام البته ریسک بزرگی داشت. قطعاً درگیری با روحانیون عواقب وخیمی داشت، عواقبی که شاهانِ بزرگی چون ناصرالدینشاه را در اصلاحِ اوقاف مردّد نموده بود.
نتیجه آنکه شاید امروز اصلاح موقوفات به دلیل ناشناخته بودن زمینههای آن در دورهی قاجار کوچک شمرده شود و ما در حین اقدامات رضاشاه اشارهی کوچکی بدان نماییم. اما باید به این نکته توجه داشت که رضاشاه با اصلاح موقوفات و کوتاه کردن دست روحانیون از این حوزه، یک پنجم حجمِ اقتصاد ایران را به سامان آورد و اگر بخواهیم تقدّم و تأخّرِ اصلاحات را مدنظر قرار دهیم، بحثِ سامانِ موقوفات، مقدّم بر دیگر اصلاحات بود. چرا که این اقدام، به فساد زائدالوصفِ یک پنجم اقتصادِ ایران توسط روحانیون، پایان داد و بُنیهی دولت را از این بُعد قوی نمود.
🔴 پینوشت:
بازنشر یادداشتی از یک شخص به معنی تأیید کل محتوای یادداشت و به معنی تأييد تمام مواضع نویسندهی آن نیست.
@IranDel_Channel
💢
Telegram
ایراندل | IranDel
همه عالم تن است و ایران دل ❤️
این کانال دغدغهاش، ایران است و گردانندۀ آن، یک شهروند ایرانی آذربایجانی
[ بازنشر یک یادداشت، توییت، ویدئو و یا یک صوت به معنی تأیید کل محتوا و تمام مواضع صاحب آن محتوا نیست و هدف صرفاً بازتاب دادن یک نگاه و اندیشه است.]
این کانال دغدغهاش، ایران است و گردانندۀ آن، یک شهروند ایرانی آذربایجانی
[ بازنشر یک یادداشت، توییت، ویدئو و یا یک صوت به معنی تأیید کل محتوا و تمام مواضع صاحب آن محتوا نیست و هدف صرفاً بازتاب دادن یک نگاه و اندیشه است.]
👍14👎1
🔴 بیانیهی کمیسیون امورِ بینالمللِ کانون وکلای دادگستری مرکز در خصوص تعلّقِ ابدی جزایرِ سهگانه به ایران
جزایر سهگانهی ابوموسی و تنب بزرگ و تنب کوچک از دیر باز جزئی لاینفک از خاک و سرزمین ایرانِ عزیز بوده است. اشغال ۶۷ ساله این جزایر به وسیلهی استعمار بریتانیا نیز نتوانست خللی بر حقِّ حاکمیّتِ ایران بر جزایر ایجاد نماید و در نهم آذرماه ۱۳۵۰ [خورشیدی] و پیش از تأسیس کشوری به نام امارات متحده عربی، جزایر سهگانه به وسیله ارتش ایران آزاد شده و حاکمیتِ ایران از آن هنگام، بدون وقفه بر این جزایر به طور کامل اعمال و اجرا گردیده است. بر مبنای اسناد تاریخی و ادله حقوقی متقن، حق حاکمیت ایران بر جزایر سهگانه، امری مسلم و تردید ناپذیر است و این موضوع برای جامعه بینالمللی از جمله کشورهای عربی و دولتهای حاشیهی جنوبی خلیج فارس نیز مشخص و روشن بوده است. دلایل و شواهد و قرائن متعددی حکایت از این دارد که حاکمان امارات متحده عربی نیز از حقانیتِ ایران آگاه بودهاند و ادعاهای واهی بعدی صرفاً ناشی از تحریکاتِ بیگانگان و نیز تلاش برای سوء استفاده از بحرانهای میان ایران و ابرقدرتها بوده است. در این میان و در شرایطی که جزایر سهگانه، جزئی جداییناپذیر از خاک ایران بوده و خواهد بود، همراهی دولت روسیه با ادعاهای واهی امارات متحده عربی بیش از پیش قابل توجه و موجب نگرانی و تأسف است. روسیه که در سالهای اخیر بارها مورد حمایت و همراهی ایران قرار گرفته است، به جای قدرشناسی از دوستی و کمکهای ایران، علیه تمامیّتِ ارضی و حاکمیتِ ملّی ایران موضع گرفته است و در رویکردی مداخلهجویانه، خواستار مذاکره ایران با امارات درباره جزایر سهگانه یا ارجاع این مساله ادعایی به دیوان بینالمللی دادگستری شده است!
کمیسیون امور بین الملل کانون وکلای دادگستری مرکز در جایگاه ارگان تخصصی امور بینالمللی کهنترین نهاد مدنی ایران و مدافعِ منافع ملی و تمامیت ارضی ایران با توجه به همگی مواردی که به آن اشاره شد، بر موضوعات ذیل در راستای صیانت از حقِّ حاکمیت ملّی ایران بر جزایر سهگانه تاکید مینماید:
۱) هرگونه مذاکره درباره جزایر سهگانه اقدامی علیه تمامیت ارضی ایران، به معنای پذیرش مداخلهی بیگانگان در امور داخلی ایران بوده و غیرقابل پذیرش است.
۲) درباره حقِّ حاکمیت ایران بر جزایر سهگانه، هیچگونه ابهام و اختلافی وجود ندارد و ادعای واهی و یک طرفهی امارات، تکلیفی برای توجه ایران به این ادعا، ایجاد نمینماید. از این رو ارجاع این اختلاف ادّعایی به دیوان بینالمللی دادگستری یا هر داوری بینالمللی، مغایر با تمامیّتِ ارضی ایران بوده و پذیرفتنی نیست.
🔴 منبع: تارنمای کانون وکلای دادگستری مرکز
@IranDel_Channel
💢
🔴 بیانیهی کمیسیون امورِ بینالمللِ کانون وکلای دادگستری مرکز در خصوص تعلّقِ ابدی جزایرِ سهگانه به ایران
جزایر سهگانهی ابوموسی و تنب بزرگ و تنب کوچک از دیر باز جزئی لاینفک از خاک و سرزمین ایرانِ عزیز بوده است. اشغال ۶۷ ساله این جزایر به وسیلهی استعمار بریتانیا نیز نتوانست خللی بر حقِّ حاکمیّتِ ایران بر جزایر ایجاد نماید و در نهم آذرماه ۱۳۵۰ [خورشیدی] و پیش از تأسیس کشوری به نام امارات متحده عربی، جزایر سهگانه به وسیله ارتش ایران آزاد شده و حاکمیتِ ایران از آن هنگام، بدون وقفه بر این جزایر به طور کامل اعمال و اجرا گردیده است. بر مبنای اسناد تاریخی و ادله حقوقی متقن، حق حاکمیت ایران بر جزایر سهگانه، امری مسلم و تردید ناپذیر است و این موضوع برای جامعه بینالمللی از جمله کشورهای عربی و دولتهای حاشیهی جنوبی خلیج فارس نیز مشخص و روشن بوده است. دلایل و شواهد و قرائن متعددی حکایت از این دارد که حاکمان امارات متحده عربی نیز از حقانیتِ ایران آگاه بودهاند و ادعاهای واهی بعدی صرفاً ناشی از تحریکاتِ بیگانگان و نیز تلاش برای سوء استفاده از بحرانهای میان ایران و ابرقدرتها بوده است. در این میان و در شرایطی که جزایر سهگانه، جزئی جداییناپذیر از خاک ایران بوده و خواهد بود، همراهی دولت روسیه با ادعاهای واهی امارات متحده عربی بیش از پیش قابل توجه و موجب نگرانی و تأسف است. روسیه که در سالهای اخیر بارها مورد حمایت و همراهی ایران قرار گرفته است، به جای قدرشناسی از دوستی و کمکهای ایران، علیه تمامیّتِ ارضی و حاکمیتِ ملّی ایران موضع گرفته است و در رویکردی مداخلهجویانه، خواستار مذاکره ایران با امارات درباره جزایر سهگانه یا ارجاع این مساله ادعایی به دیوان بینالمللی دادگستری شده است!
کمیسیون امور بین الملل کانون وکلای دادگستری مرکز در جایگاه ارگان تخصصی امور بینالمللی کهنترین نهاد مدنی ایران و مدافعِ منافع ملی و تمامیت ارضی ایران با توجه به همگی مواردی که به آن اشاره شد، بر موضوعات ذیل در راستای صیانت از حقِّ حاکمیت ملّی ایران بر جزایر سهگانه تاکید مینماید:
۱) هرگونه مذاکره درباره جزایر سهگانه اقدامی علیه تمامیت ارضی ایران، به معنای پذیرش مداخلهی بیگانگان در امور داخلی ایران بوده و غیرقابل پذیرش است.
۲) درباره حقِّ حاکمیت ایران بر جزایر سهگانه، هیچگونه ابهام و اختلافی وجود ندارد و ادعای واهی و یک طرفهی امارات، تکلیفی برای توجه ایران به این ادعا، ایجاد نمینماید. از این رو ارجاع این اختلاف ادّعایی به دیوان بینالمللی دادگستری یا هر داوری بینالمللی، مغایر با تمامیّتِ ارضی ایران بوده و پذیرفتنی نیست.
🔴 منبع: تارنمای کانون وکلای دادگستری مرکز
@IranDel_Channel
💢
Telegram
ایراندل | IranDel
همه عالم تن است و ایران دل ❤️
این کانال دغدغهاش، ایران است و گردانندۀ آن، یک شهروند ایرانی آذربایجانی
[ بازنشر یک یادداشت، توییت، ویدئو و یا یک صوت به معنی تأیید کل محتوا و تمام مواضع صاحب آن محتوا نیست و هدف صرفاً بازتاب دادن یک نگاه و اندیشه است.]
این کانال دغدغهاش، ایران است و گردانندۀ آن، یک شهروند ایرانی آذربایجانی
[ بازنشر یک یادداشت، توییت، ویدئو و یا یک صوت به معنی تأیید کل محتوا و تمام مواضع صاحب آن محتوا نیست و هدف صرفاً بازتاب دادن یک نگاه و اندیشه است.]
👍18👎2
🔴 به مناسبتِ روز جهانی سهروردی، خانهموزه استاد عزتالله انتظامی برگزار میکند:
مراسمِ نکوداشت شیخ شهابالدین سهروردی
به همراهِ نمایشِ فیلم - تئاتر سهروردی
نویسنده و کارگردان: شکرخدا گودرزی
همراه با نقد و بررسی توسط حلقه نقد تهران
سخنرانی: دکتر مجتبی بشردوست
🔴 زمان:
یازدهم امُرداد ۱۴۰۲ خورشیدی، ساعت ۱۸
🔴 مکان:
تهران، قیطریه، بلوار اندرزگو، روبهروی بلوار کاوه، کوچه احمدی، کاشی (پلاک) ۲۸
#اطلاع_رسانی
@IranDel_Channel
💢
🔴 به مناسبتِ روز جهانی سهروردی، خانهموزه استاد عزتالله انتظامی برگزار میکند:
مراسمِ نکوداشت شیخ شهابالدین سهروردی
به همراهِ نمایشِ فیلم - تئاتر سهروردی
نویسنده و کارگردان: شکرخدا گودرزی
همراه با نقد و بررسی توسط حلقه نقد تهران
سخنرانی: دکتر مجتبی بشردوست
🔴 زمان:
یازدهم امُرداد ۱۴۰۲ خورشیدی، ساعت ۱۸
🔴 مکان:
تهران، قیطریه، بلوار اندرزگو، روبهروی بلوار کاوه، کوچه احمدی، کاشی (پلاک) ۲۸
#اطلاع_رسانی
@IranDel_Channel
💢
👍10👎1
🔴 #توییت_خوانی
🔴 واکنشها به گمانهزنی دربارهی گشایشِ فرهنگستان زبان تُرکی!
🔴 پینوشت:
انتشار یک توییت به معنی تأیید تمام مواضع فرد توییتکننده نیست.
@IranDel_Channel
💢
🔴 #توییت_خوانی
🔴 واکنشها به گمانهزنی دربارهی گشایشِ فرهنگستان زبان تُرکی!
🔴 پینوشت:
انتشار یک توییت به معنی تأیید تمام مواضع فرد توییتکننده نیست.
@IranDel_Channel
💢
👍22👎3
⚫️ جانی که جان بخشید...
✍️ احسان هوشمند
شادروان حسین خاله، کولبر اهل یکی از روستاهای سردشت در استان آذربایجانغربی، در حین کار و پرتشدن از کوهستان، دچار حادثه منجر به مرگ مغزی شد و به کما رفت. پس از انتقال آن مرحوم به بیمارستانی در ارومیه، خانواده با اهدای سه عضو او به بیماران نیازمند موافقت کردند تا به سه نفر جانی تازه ببخشد.
لازم به ذکر است که خانواده حسین خاله، چند فرد معلول دارد. این نخستینباری نیست که کولبران دچار حادثه منجر به فوت میشوند. کولبری یکی از مشاغل مرزنشینان غرب کشور است که با انواع مخاطرات و دشواریها روبهرو است. بیکاری گسترده در سطح کشور بهویژه استانهای مرزی و نوسان قیمت ارز و تحریمهای کشور بر اثر چالشهای بینالمللی و برخی سیاستهای نادرست دولتی، موجب شده گروه زیادی از مرزنشینان به کولبری در غرب کشور و مبادله سوخت در شرق کشور و مبادلات لنجی در جنوب کشور روی آورند.
۱) استانهای غربی کشور از جمله استان آذربایجانغربی و کردستان و کرمانشاه از نظر اقلیمی و شرایط آبوهوایی و شرایط جغرافیایی ظرفیتهای بزرگی برای توسعه دارند. فراوانی آب در حوضههای آبی نزدیک به مرز نسبت به سایر مناطق کشور و معدل بالای بارش، فرصتهای مناسبی برای توجه کارشناسیشده به توسعه این مناطق است. اگر آمایش سرزمین مبنای برنامههای توسعه کشور بهویژه استانها و شهرستانهای مرزی باشد بخشی از مسائل و مشکلات این مناطق مدیریت میشود و زمینه اشتغال گروه قابل توجهی از شهروندان بهویژه جوانان فراهم میشود.
امری که تاکنون چندان مورد توجه نظامِ تدبیرِ کشور قرار نگرفته است. توسعه ایرانگردی و گردشگری طبیعی با توجه به مختصات جغرافیایی و اقلیمی و پوشش جنگلی و رودخانهها و سدهای موجود و بکربودن طبیعت منطقه و گردشگری تاریخی با توجه به فراوانی میراث تمدنی ایرانی در منطقه و گردشگری فرهنگی با توجه به میراث فرهنگی دیرپا و ماندگار یکی از فرصتهای جدی برای توسعه این مناطق بکر کشور است. اما به جای توجه به چنین ظرفیتهایی و ظرفیتهای دیگر توسعهای منطقهای، شوربختانه سیاستهای نادرست دولتهای مختلف موجب رواج هرچه بیشتر کولبری با مخاطرات بسیار زیاد آن شد.
آسیبشناسی سیاستهای نادرست گذشته همچنان به صورت جدی مورد توجه قرار نگرفته و به شکلی غمانگیز شاهد تکرار حوادث ناخوشایند برای کولبران هستیم که معمولاً به قیمت جان و سلامتی کولبران تمام میشود. اگرچه به صورت رسمی تاکنون آمار دقیقی از میزان تلفات کولبری در کشور منتشر نشده است اما بررسی شواهد موجود، وضعیت غمانگیز و نگرانکنندهای را نمایش میدهد.
۲) اگرچه در سدههای اخیر همواره مبادلات مرزی به صورت محدودی زمینه فعالیت و اشتغال گروهی کمشمار را فراهم میکرد اما کولبری با شمار قابل توجه فعالیت چند ده هزار نفری در استانهای غربی محصول اقتصاد بیمار کشور و دولت احمدینژاد است. چالشهای فراوان پیشروی سیاست خارجی کشور و اولویتبخشی به مسائل و اهداف دیگری در سیاست خارجی کشور موجب شده، فشارهای وارده بر کشور افزایش یابد و البته در نتیجه این سیاستها و اعمال فشار خارجی بر دولت و تحریمهای گسترده و البته فساد در ساختار اقتصادی کشور بخش بزرگی از نتایج این وضعیت در شکل تورم و گرانی و کمیابی کالاهای اساسی و بیکاری و رکود اقتصادی و در نهایت فشار اقتصادی کمرشکن خود را نمایان کند. در مناطق مرزی نیز این شرایط موجب بیکاری بیشتر و در نتیجه گسترش مشاغل پرخطری مانند کولبری و سوختبری شده است. تمهیدات کارشناسیشده لازم هم برای کاهش مصائب و مشکلات اهالی اندیشیده نشده و در نتیجه شمار قابل توجهی به کولبری روی آوردهاند.
۳) سردشت شهر مجروح جنگ تحمیلشده هشتساله بر مردم ایران است. گذشته از هزینههای درگیریهای ابتدای انقلاب و سپس بمباران و توپبارانهای شهر توسط ارتش عراق، این شهر مورد حمله شیمیایی ارتش عراق قرار گرفت و هزاران مصدوم شیمیایی پیامد این بمباران غیرانسانی است. علیرغم این زخمها تاکنون برای رفع بنیادین و اساسی مشکلات این شهر ارجمند ایرانِ عزیزمان، اقدامات و تدابیر کارشناسیشدهای صورت نگرفته است.
سوءتدبیرها و کمتوجهی هم بر بار مسائل این شهرستان افزوده است بهگونهای که در سالهای گذشته چند صد خانوار از این شهرستان برای فرار از مشکلات پیشروی مهاجرت به اروپا حتی مهاجرت قاچاقی را بر ماندن در این منطقه ترجیح دادهاند. در این شرایط طاقتفرسا، کار برای لقمه نانی به قیمت جانی عزیز چه سخت و دشوار است و شگفتتر اینکه با اهدای عضو فرزندی جوان و رشید و برومند چون مرحوم حسین خاله به سه نفر دیگر زندگانی اهدا کنی.
یاد حسین خاله کولبری که با پرتشدن از کوهستان نمُرد بلکه با اهدای عضو به سه نفر دیگر زندگانی بخشید، جاودانه باد.
⚫️ منبع:
روزنامه شرق، شماره ۸ امرداد ۱۴۰۲ خورشیدی
@IranDel_Channel
💢
⚫️ جانی که جان بخشید...
✍️ احسان هوشمند
شادروان حسین خاله، کولبر اهل یکی از روستاهای سردشت در استان آذربایجانغربی، در حین کار و پرتشدن از کوهستان، دچار حادثه منجر به مرگ مغزی شد و به کما رفت. پس از انتقال آن مرحوم به بیمارستانی در ارومیه، خانواده با اهدای سه عضو او به بیماران نیازمند موافقت کردند تا به سه نفر جانی تازه ببخشد.
لازم به ذکر است که خانواده حسین خاله، چند فرد معلول دارد. این نخستینباری نیست که کولبران دچار حادثه منجر به فوت میشوند. کولبری یکی از مشاغل مرزنشینان غرب کشور است که با انواع مخاطرات و دشواریها روبهرو است. بیکاری گسترده در سطح کشور بهویژه استانهای مرزی و نوسان قیمت ارز و تحریمهای کشور بر اثر چالشهای بینالمللی و برخی سیاستهای نادرست دولتی، موجب شده گروه زیادی از مرزنشینان به کولبری در غرب کشور و مبادله سوخت در شرق کشور و مبادلات لنجی در جنوب کشور روی آورند.
۱) استانهای غربی کشور از جمله استان آذربایجانغربی و کردستان و کرمانشاه از نظر اقلیمی و شرایط آبوهوایی و شرایط جغرافیایی ظرفیتهای بزرگی برای توسعه دارند. فراوانی آب در حوضههای آبی نزدیک به مرز نسبت به سایر مناطق کشور و معدل بالای بارش، فرصتهای مناسبی برای توجه کارشناسیشده به توسعه این مناطق است. اگر آمایش سرزمین مبنای برنامههای توسعه کشور بهویژه استانها و شهرستانهای مرزی باشد بخشی از مسائل و مشکلات این مناطق مدیریت میشود و زمینه اشتغال گروه قابل توجهی از شهروندان بهویژه جوانان فراهم میشود.
امری که تاکنون چندان مورد توجه نظامِ تدبیرِ کشور قرار نگرفته است. توسعه ایرانگردی و گردشگری طبیعی با توجه به مختصات جغرافیایی و اقلیمی و پوشش جنگلی و رودخانهها و سدهای موجود و بکربودن طبیعت منطقه و گردشگری تاریخی با توجه به فراوانی میراث تمدنی ایرانی در منطقه و گردشگری فرهنگی با توجه به میراث فرهنگی دیرپا و ماندگار یکی از فرصتهای جدی برای توسعه این مناطق بکر کشور است. اما به جای توجه به چنین ظرفیتهایی و ظرفیتهای دیگر توسعهای منطقهای، شوربختانه سیاستهای نادرست دولتهای مختلف موجب رواج هرچه بیشتر کولبری با مخاطرات بسیار زیاد آن شد.
آسیبشناسی سیاستهای نادرست گذشته همچنان به صورت جدی مورد توجه قرار نگرفته و به شکلی غمانگیز شاهد تکرار حوادث ناخوشایند برای کولبران هستیم که معمولاً به قیمت جان و سلامتی کولبران تمام میشود. اگرچه به صورت رسمی تاکنون آمار دقیقی از میزان تلفات کولبری در کشور منتشر نشده است اما بررسی شواهد موجود، وضعیت غمانگیز و نگرانکنندهای را نمایش میدهد.
۲) اگرچه در سدههای اخیر همواره مبادلات مرزی به صورت محدودی زمینه فعالیت و اشتغال گروهی کمشمار را فراهم میکرد اما کولبری با شمار قابل توجه فعالیت چند ده هزار نفری در استانهای غربی محصول اقتصاد بیمار کشور و دولت احمدینژاد است. چالشهای فراوان پیشروی سیاست خارجی کشور و اولویتبخشی به مسائل و اهداف دیگری در سیاست خارجی کشور موجب شده، فشارهای وارده بر کشور افزایش یابد و البته در نتیجه این سیاستها و اعمال فشار خارجی بر دولت و تحریمهای گسترده و البته فساد در ساختار اقتصادی کشور بخش بزرگی از نتایج این وضعیت در شکل تورم و گرانی و کمیابی کالاهای اساسی و بیکاری و رکود اقتصادی و در نهایت فشار اقتصادی کمرشکن خود را نمایان کند. در مناطق مرزی نیز این شرایط موجب بیکاری بیشتر و در نتیجه گسترش مشاغل پرخطری مانند کولبری و سوختبری شده است. تمهیدات کارشناسیشده لازم هم برای کاهش مصائب و مشکلات اهالی اندیشیده نشده و در نتیجه شمار قابل توجهی به کولبری روی آوردهاند.
۳) سردشت شهر مجروح جنگ تحمیلشده هشتساله بر مردم ایران است. گذشته از هزینههای درگیریهای ابتدای انقلاب و سپس بمباران و توپبارانهای شهر توسط ارتش عراق، این شهر مورد حمله شیمیایی ارتش عراق قرار گرفت و هزاران مصدوم شیمیایی پیامد این بمباران غیرانسانی است. علیرغم این زخمها تاکنون برای رفع بنیادین و اساسی مشکلات این شهر ارجمند ایرانِ عزیزمان، اقدامات و تدابیر کارشناسیشدهای صورت نگرفته است.
سوءتدبیرها و کمتوجهی هم بر بار مسائل این شهرستان افزوده است بهگونهای که در سالهای گذشته چند صد خانوار از این شهرستان برای فرار از مشکلات پیشروی مهاجرت به اروپا حتی مهاجرت قاچاقی را بر ماندن در این منطقه ترجیح دادهاند. در این شرایط طاقتفرسا، کار برای لقمه نانی به قیمت جانی عزیز چه سخت و دشوار است و شگفتتر اینکه با اهدای عضو فرزندی جوان و رشید و برومند چون مرحوم حسین خاله به سه نفر دیگر زندگانی اهدا کنی.
یاد حسین خاله کولبری که با پرتشدن از کوهستان نمُرد بلکه با اهدای عضو به سه نفر دیگر زندگانی بخشید، جاودانه باد.
⚫️ منبع:
روزنامه شرق، شماره ۸ امرداد ۱۴۰۲ خورشیدی
@IranDel_Channel
💢
Telegram
ایراندل | IranDel
همه عالم تن است و ایران دل ❤️
این کانال دغدغهاش، ایران است و گردانندۀ آن، یک شهروند ایرانی آذربایجانی
[ بازنشر یک یادداشت، توییت، ویدئو و یا یک صوت به معنی تأیید کل محتوا و تمام مواضع صاحب آن محتوا نیست و هدف صرفاً بازتاب دادن یک نگاه و اندیشه است.]
این کانال دغدغهاش، ایران است و گردانندۀ آن، یک شهروند ایرانی آذربایجانی
[ بازنشر یک یادداشت، توییت، ویدئو و یا یک صوت به معنی تأیید کل محتوا و تمام مواضع صاحب آن محتوا نیست و هدف صرفاً بازتاب دادن یک نگاه و اندیشه است.]
👍18👎1
🔴 فرهنگستان زبان تُرکی؟؟!!
✍️ منوچهر جوکار، دانشآموختهی دکترای زبان و ادبیّات فارسی و عضو هیئت علمی دانشگاه شهید چمران اهواز
بیهیچ گمان و گزافهای آذربایجان درگسترهی تاریخی و فرهنگی و انسانیاش و با مردمانِ فرهنگمدار و ادیبان و شاعران و هنرمندان و علما و دانشمندان و سردارانِ بزرگش از تأثیرگذارترین بخشهای ایرانِ بزرگ در طول تاریخِ حیاتِ این سرزمین بوده و هست؛ همانطور که سهمِ هر یک از دیگر مناطقِ این سرزمین دیرسال: گیلان، مازندران، خراستان، سیستانوبلوچستان، خوزستان، کُردستان، لرستان، بوشهر، هرمزگان، فارس، کرمان و بختیاری، سمنان و ... در استحکام و اعتلای ایرانِ عزیز محفوظ و محترم و مغتنم است و هر یک پارهی تن و قوامبخشِ این کشور بوده و هستند.
این نکته را پیشاپیش یادآوری کردم تا بیماردلانِ ایرانگریز (اگر نگوییم ایرانستیز) بدانند همهی اقوام و نقطهنقطهی این سرزمین و خُردهفرهنگها (Subculture) و زبانها و گویشهایِ درونِ این سرزمین برای هرکس که دل در گروِ ایران داشته و دارد و با صدای بلند، خود را ایرانی اعلام میکند، عزیز و محترم و ارجمند است.
در خبری آمده که هیأت امنای [بنیاد] فرهنگ، هنر و ادب آذربایجان در شهر تبریز برای تشکیل «فرهنگستان زبان تُرکی با محوریّتِ ایرانی - اسلامی» رایزنی کردهاند. طبق اطّلاع، مدیرانِ کل محترمِ فرهنگ و ارشاد اسلامی آذربایجانشرقی و [آذربایجان] غربی و اردبیل و زنجان هم در این جلسه حضور داشتهاند! چشممان روشن! در حضورِ این حضراتِ مسئول، دارند بیسر وصدا ایران را تقسیمِ قومی و زبانی میکنند! کسی نیست از این عزیزان بپرسد: مگر در هر کشور چند زبانِ ملّی وجود دارد که به تعداد آنها فرهنگستان یا آکادمی هم تأسیس شود؟ ایران از دورانِ کهن مجموعهای از اقوامِ مختلف بوده که در گذرِ زمان با انتخابِ یک زبان به عنوان زبانِ مشترکِ رسمی و ملّی، ذیلِ نام کشوری واحد و یکپارچه، موجودیّت یافته و ادامهی حیات میدهد؛ حال اگر یکی از این اقوام یا بخشی از این سرزمین به دنبال ایجاد فرهنگستانِ مستقل برای زبانِ خود باشد، آیا دیگر بخشها و اقوام نیز چنین حقّی را برای خود محفوظ نمیدانند؟ و اگر چنین شود و مثلاً ما شاهد ایجادِ فرهنگستانِ کُردی، طبری، بلوچی، لری و... باشیم، دیگر کشوری به نام ایران با زبانِ مشخصِ ملّی- زبانِ فارسی - (= زبانِ مشترک و گرامیِ همهی اقوام ایرانی) با هویت تاریخی معلوم وجود خواهد داشت؟؟؟
دوستانی که برای «فرهنگستانِ زبانِ تُرکی» تشکیل جلسه دادهاند، احتمالاً برای راضی کردن مدیران و مسئولانِ بالادستی، عبارتِ
«با محوریّتِ ایرانی - اسلامی» را هم بدان پیوست کردهاند تا از اعتراضِ احتمالی جلوگیری کرده باشند و خیالِ دینداران را نیز از اقدامِ خود آسوده کرده باشند! شوربختانه دیدهایم برخی ایرانستیزان و هویّتطلبان، هرجا خواستهاند «ایران» را نادیده بگیرند، کار خود را با قیدِ «اسلامی» مطرح کرده و به پیش بردهاند! گویی میانِ این دو گزارهی عزیز، اختلاف و جدایی هست! یا برای دفاع از یکی، باید دیگری را فدا کرد و نادیده گرفت!
اصلاً «فرهنگستانِ زبانِ تُرکی با محوریّتِ ایرانی - اسلامی» یعنی چه؟ تُرکیِ ایرانی؟ تُرکیِ اسلامی؟ یعنی چه واقعاً؟ حقیقتاً اگر نیّتِ بدی در کار نباشد، در خوشبینانهترین حالت، آیا چنین کاری جز انشقاق و شکاف در وحدتِ ملّی ایرانیان، نتیجهای به دنبال خواهد داشت؟ مگر زبانِ فارسی متعلّق به قومی خاص یا بخشِ خاصّی از ایران است که سایر اقوام و بخشها نیز به دنبالِ طرح قوم و زبانِ خود و ایجاد «فرهنگستان» باشند؟ آیا بزرگان و نامآورانی همچون استاد دکتر محمدعلی موحد که خود آذربایجانی و از مفاخر فرهنگی و ادبی ایرانِ معاصر است و استاد دکتر ژاله آموزگار و استاد دکتر حسن احمدی گیوی و استاد دکتر سجاد آیدنلو و استاد دکتر باقر صدرینیا و دهها نام ارجمندِ دیگرِ برآمده از خطّهی آذربایجان در حوزهی زبان و ادبیات فارسی، چنین تصمیمی را لازم میدانند و آن را تأیید میکنند؟
عجالتاً منتظرِ هشدار و پیگیری فرهنگستانِ زبان و ادب فارسی به عنوان دستگاه علمی و رسمی و متولّی دفاع و صیانت از زبانِ فارسی هستیم و از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی (برای پرسشِ مسئولانه از مدیرانِ خود در این موضوع) و وزارت علوم، تحقیقات و فنآوری (به عنوانِ یکی از متولّیانِ پاسداشتِ زبانِ رسمی کشور در کارهای علمی و پژوهشی) میخواهیم پیگیریهای لازم و برخوردهای مقتضی را در این موضوع انجام دهند و تا بیش از این شاهدِ کارهایی که موجبِ تضعیفِ زبانِ فارسی و تخریبِ هویّتِ ملّی ایرانیان میشود، نباشیم.
@IranDel_Channel
💢
🔴 فرهنگستان زبان تُرکی؟؟!!
✍️ منوچهر جوکار، دانشآموختهی دکترای زبان و ادبیّات فارسی و عضو هیئت علمی دانشگاه شهید چمران اهواز
بیهیچ گمان و گزافهای آذربایجان درگسترهی تاریخی و فرهنگی و انسانیاش و با مردمانِ فرهنگمدار و ادیبان و شاعران و هنرمندان و علما و دانشمندان و سردارانِ بزرگش از تأثیرگذارترین بخشهای ایرانِ بزرگ در طول تاریخِ حیاتِ این سرزمین بوده و هست؛ همانطور که سهمِ هر یک از دیگر مناطقِ این سرزمین دیرسال: گیلان، مازندران، خراستان، سیستانوبلوچستان، خوزستان، کُردستان، لرستان، بوشهر، هرمزگان، فارس، کرمان و بختیاری، سمنان و ... در استحکام و اعتلای ایرانِ عزیز محفوظ و محترم و مغتنم است و هر یک پارهی تن و قوامبخشِ این کشور بوده و هستند.
این نکته را پیشاپیش یادآوری کردم تا بیماردلانِ ایرانگریز (اگر نگوییم ایرانستیز) بدانند همهی اقوام و نقطهنقطهی این سرزمین و خُردهفرهنگها (Subculture) و زبانها و گویشهایِ درونِ این سرزمین برای هرکس که دل در گروِ ایران داشته و دارد و با صدای بلند، خود را ایرانی اعلام میکند، عزیز و محترم و ارجمند است.
در خبری آمده که هیأت امنای [بنیاد] فرهنگ، هنر و ادب آذربایجان در شهر تبریز برای تشکیل «فرهنگستان زبان تُرکی با محوریّتِ ایرانی - اسلامی» رایزنی کردهاند. طبق اطّلاع، مدیرانِ کل محترمِ فرهنگ و ارشاد اسلامی آذربایجانشرقی و [آذربایجان] غربی و اردبیل و زنجان هم در این جلسه حضور داشتهاند! چشممان روشن! در حضورِ این حضراتِ مسئول، دارند بیسر وصدا ایران را تقسیمِ قومی و زبانی میکنند! کسی نیست از این عزیزان بپرسد: مگر در هر کشور چند زبانِ ملّی وجود دارد که به تعداد آنها فرهنگستان یا آکادمی هم تأسیس شود؟ ایران از دورانِ کهن مجموعهای از اقوامِ مختلف بوده که در گذرِ زمان با انتخابِ یک زبان به عنوان زبانِ مشترکِ رسمی و ملّی، ذیلِ نام کشوری واحد و یکپارچه، موجودیّت یافته و ادامهی حیات میدهد؛ حال اگر یکی از این اقوام یا بخشی از این سرزمین به دنبال ایجاد فرهنگستانِ مستقل برای زبانِ خود باشد، آیا دیگر بخشها و اقوام نیز چنین حقّی را برای خود محفوظ نمیدانند؟ و اگر چنین شود و مثلاً ما شاهد ایجادِ فرهنگستانِ کُردی، طبری، بلوچی، لری و... باشیم، دیگر کشوری به نام ایران با زبانِ مشخصِ ملّی- زبانِ فارسی - (= زبانِ مشترک و گرامیِ همهی اقوام ایرانی) با هویت تاریخی معلوم وجود خواهد داشت؟؟؟
دوستانی که برای «فرهنگستانِ زبانِ تُرکی» تشکیل جلسه دادهاند، احتمالاً برای راضی کردن مدیران و مسئولانِ بالادستی، عبارتِ
«با محوریّتِ ایرانی - اسلامی» را هم بدان پیوست کردهاند تا از اعتراضِ احتمالی جلوگیری کرده باشند و خیالِ دینداران را نیز از اقدامِ خود آسوده کرده باشند! شوربختانه دیدهایم برخی ایرانستیزان و هویّتطلبان، هرجا خواستهاند «ایران» را نادیده بگیرند، کار خود را با قیدِ «اسلامی» مطرح کرده و به پیش بردهاند! گویی میانِ این دو گزارهی عزیز، اختلاف و جدایی هست! یا برای دفاع از یکی، باید دیگری را فدا کرد و نادیده گرفت!
اصلاً «فرهنگستانِ زبانِ تُرکی با محوریّتِ ایرانی - اسلامی» یعنی چه؟ تُرکیِ ایرانی؟ تُرکیِ اسلامی؟ یعنی چه واقعاً؟ حقیقتاً اگر نیّتِ بدی در کار نباشد، در خوشبینانهترین حالت، آیا چنین کاری جز انشقاق و شکاف در وحدتِ ملّی ایرانیان، نتیجهای به دنبال خواهد داشت؟ مگر زبانِ فارسی متعلّق به قومی خاص یا بخشِ خاصّی از ایران است که سایر اقوام و بخشها نیز به دنبالِ طرح قوم و زبانِ خود و ایجاد «فرهنگستان» باشند؟ آیا بزرگان و نامآورانی همچون استاد دکتر محمدعلی موحد که خود آذربایجانی و از مفاخر فرهنگی و ادبی ایرانِ معاصر است و استاد دکتر ژاله آموزگار و استاد دکتر حسن احمدی گیوی و استاد دکتر سجاد آیدنلو و استاد دکتر باقر صدرینیا و دهها نام ارجمندِ دیگرِ برآمده از خطّهی آذربایجان در حوزهی زبان و ادبیات فارسی، چنین تصمیمی را لازم میدانند و آن را تأیید میکنند؟
عجالتاً منتظرِ هشدار و پیگیری فرهنگستانِ زبان و ادب فارسی به عنوان دستگاه علمی و رسمی و متولّی دفاع و صیانت از زبانِ فارسی هستیم و از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی (برای پرسشِ مسئولانه از مدیرانِ خود در این موضوع) و وزارت علوم، تحقیقات و فنآوری (به عنوانِ یکی از متولّیانِ پاسداشتِ زبانِ رسمی کشور در کارهای علمی و پژوهشی) میخواهیم پیگیریهای لازم و برخوردهای مقتضی را در این موضوع انجام دهند و تا بیش از این شاهدِ کارهایی که موجبِ تضعیفِ زبانِ فارسی و تخریبِ هویّتِ ملّی ایرانیان میشود، نباشیم.
@IranDel_Channel
💢
Telegram
attach 📎
👍28👎10