ایران‌دل | IranDel
3.74K subscribers
1.24K photos
977 videos
41 files
2.02K links
همه عالم تن است و ایران‌ دل ❤️

این کانال دغدغه‌اش، ایران است و گردانندۀ آن، یک شهروند ایرانی آذربایجانی

[ بازنشر یک یادداشت، توییت، ویدئو و یا یک صوت به معنی تأیید کل محتوا و تمام مواضع صاحب آن محتوا نیست و هدف صرفاً بازتاب دادن یک نگاه و اندیشه است.]
Download Telegram
🔴 حیات‌وحش و محیط‌زیستِ ایران‌مان را دریابیم...


✍️ طرح از سعید بگلو با نام هنری نمیا



@IranDel_Channel

💢
👍12👎1
‌‌
🔴 چرا دریاچه ارومیه به شرایط بحرانی کنونی رسید؟

✍️ رشته‌توییتی از احسان انتظاری

شرایط وخیم دریاچه ارومیه، چشم نیلی ایران‌زمین و نگین خطه‌ی آذربایجان، عریان‌ترین زخمِ محیط‌زیست ایران است.

دل‌نگرانِ عدم توجه به دانش و تجربه‌ی بشری، بی‌تدبیری، سومدیریت‌ها در محیط‌زیست، حیات‌وحش و حوزه‌ی منابع آب ایرانمان هستیم.


[ولی] چرا دریاچه ارومیه به شرایط بحرانی کنونی رسید؟

یک) حفر هزاران چاه عمیق مجاز و غیرمجاز در حوضه‌ی آبریز دریاچه ارومیه

دو) سدسازی روی رودهای منتهی به دریاچه ارومیه و ندادن و یا کاهش شدیدِ حقآبه‌ی دریاچه

سه) تبدیل کشت دیم به آبی در مزارع و تغییر کشتِ و محصولِ مزارع و باغها و تبدیل باغهای پیرامون دریاچه به ویلا، خانه‌باغ، تالار و رستوران
(که همه این امور موجبِ افزایش مصرف آب، هدررفت و سومصرف آب در حوزه‌ی کشاورزی در محیط پیرامون دریاچه ارومیه می‌شود.)

چهار) اثر پل میان‌گذر روی چرخش طبیعی آب در دریاچه و تاثیر آن بر میزانِ شوری و تبخیرِ آب

پنج) تغییراتِ آب و هوایی در دهه‌های اخیر
(کاهش بارندگی، افزایش دما و افزایش تبخیر آب دریاچه در دهه‌های اخیر)

شش)‌ سومدیریت بویژه درحوزه‌ی مدیران عموماً بومی استان‌های مجاور دریاچه ارومیه در برهه‌های مختلف (فساد اداری، سومدیریت، فساد اقتصادی و ...)

هفت) وعده‌های عوامانه‌ی برخی از نمایندگان شهرهای مختلف ِ استان‌های مجاورِ دریاچه ارومیه در مجلس در دوره‌های مختلف

هشت) دخالتِ گسترده‌ی انسان در طبیعت و عدم توجه به تجربه و دانشِ بشری و عدم استفاده از نیروهای متخصص

و ...


هر یک از این عوامل، وزنی در بحران کنونی دریاچه ارومیه دارد.
شناخت دقیقِ عوامل و تعیین وزن و اهمیت هر عامل، می‌توانست راهگشای شرایط دریاچه باشد که دریغا چنین عزمی نبود.


#توییت_خوانی

@IranDel_Channel

💢
👍15👎1
‌‌
🔴 تُرکانِ پارسی‌گو یا خوبانِ پارسی‌گو؟

[بررسی و تحلیلِ یک ادّعا]

✍️ محمد ابراهیم حایری

نه نیوتون از کشفِ جاذبه‌ی زمین به این اندازه ذوق زده شده بود و نه ارشمیدس از یافتن فرمولِ وزن حجمی که دانشمندِ مکتب‌ندیده‌ی معاصرمان از کشف خوانشی بابِ میلش از یک بیتِ خواجه حافظ شیرازی ذوق زده شده‌اند. استاد کشف کرده‌اند که آنجا که حافظ فرموده است که: "خوبانِ پارسی‌گوی بخشندگان عمرند" - به گواهی نسخه‌هایی از دیوان حافظ - در اصل، تُرکانِ پارسی‌گوی بوده است که دستخوش تحریف و جعلِ زبان‌پرستان شده است و لابد پارسی‌گرایان حق مردم آذربایجان را از دیوانِ حافظ خورده‌اند و هواداران دانشمندتر از خود استاد، ذوق‌زده‌تر از خود ایشان این کشف بزرگ آن را با آب وتاب در صفحات‌شان بازتاب می‌دهند.!

البته بر این استادِ دانشمند به خاطر این ذوق‌زدگی نمی‌توان خُرده گرفت، نخوانده‌اند و ندیده‌اند که از این اختلاف خوانش‌ها و اختلافِ ثبت‌ها در نسخه‌های مختلف دیوان خواجه فراوان است و نمی‌دانند که از دیرباز بین حافظ‌دوستان و حافظ‌پژوهان بحث درباره‌ی خوانش‌های مختلف از ابیات حافظ بسیار بوده است و هم اکنون نیز این بحث‌ها ادامه دارد و هیچ خردمندی این اختلافِ خوانش را جعل و تحریف نام نگذاشته است و اتفاقاً مشهورترین این اختلافِ خوانش‌ها در بیت دوم همین غزل است، آنجا که حضرت خواجه می‌فرماید:
کَشتی نشستگانیم (یا کشتی شکستگانیم) ای بادِ شُرطه برخیز...

سال‌های سال است که برخی شکسته می‌خوانند و بعضی بر این باورند که نشستگانیم درست است. برخی گفته‌اند کشتی اگر بشکند که از بادِ شُرطه کاری ساخته نیست. پاره‌ای هم می‌گویند اتفاقاً کَشتی شکستگانی که به تخته پاره‌های کَشتی آویخته‌اند بیشتر چشم یاری به بادِ شُرطه دارند تا موجی برانگیزاند و تخته پاره‌ها را به ساحل برساند و این بحث چنان دراز شده است که بزرگی سروده است:
برخی نشسته خوانند بعضی شکسته دانند
چون نیست خواجه حافظ، معذور دار ما را

پیداست که اگر کسی در این بحث‌ها و در این اختلاف ثبت در نسخه‌ها وارد نشده باشد و با گفتگوهای حافظ‌پژوهان در این خصوص آشنا نباشد، از چنین کشفی هیجان زده شود.

در خصوص بیتِ مزبور البته که بیشتر نسخه‌ها - و به ویژه نسخه‌های معتبر - همان خوبان را ثبت کرده‌اند. با این همه از درگاه بزرگان اجازه می‌خواهم که با همان روایتِ تُرکانِ پارسی‌گوی هم‌داستان باشم. بر این باورم که حافظِ شیرین‌سخن، پارسی‌گویی را هنری برای خوبان، نمی‌شمارد. چرا که زبان مادری همان خوبان پارسی بوده است و پارسی‌گویی مزیّتی و هنری برای آنان نبوده است. هنری اگر بوده آنجا بوده است که زیبارویان تُرک، فارسی‌دانی را نیز به زیبایی‌شان افزون کرده و شایسته آن باشند که حافظ آنان را به زیور سخنش بیاراید. به ویژه آنکه آن تُرکان،‌پارسی را نیز به لهجه‌ای غریب سخن می‌گفته‌اند و این لهجه، نمکِ سخنان‌شان بیشتر می‌کرد و باز اجازه می‌خواهم که در ادامه همین بیت بین دو روایت "رندانِ پارسا" و "پیرانِ پارسا" نیز "پیرانِ پارسا" را برگزینم. هم از باب هم‌آوایی واژه پیر با واژه‌ی پارسا و هم از این بابت که بخشندگی عمر با نیازِ پیران بیشتر سازگار است تا رندان. یعنی "به گمان من" بیت این‌گونه درست‌تر است:
تُرکان پارسی‌گوی بخشندگان عمرند
ساقی بشارتی ده، پیرانِ پارسا را

حال که همراهی و هم‌رأیی خودمان را خوانشِ استادِ مسلّمِ ادب و تاریخ نشان دادیم، ببینیم آیا این خوانش، نظر ایشان را تامین می‌کند؟ و آیا این خوانش به سود نظریاتِ تُرک‌گرایانه ایشان هست یا نه؟ از فَحوای نوشته این دانشمندِ درس ناخوانده چنین پیداست که ایشان گمان کرده‌اند منظور حافظ از تُرکانِ پارسی‌گو، شعرای تُرک پیش ازحافظ است. چون نوشته‌اند: «حال باید از ایرانشهری‌ها پرسید اگر ما تُرک‌زبان نبودیم و نظامی و خاقانی و مولوی وصائب و… تُرکِ پارسی‌گو نبوده‌اند حافظ به کدام تُرکِ پارسی‌گوی اشاره کرده است؟»


🔴 دنباله‌ی این یادداشت تحلیلی را در قسمتِ "مشاهده فوری" بخوانید:
👇👇


@IranDel_Channel

💢
👍22👎5
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔴 چرا برخی از مقامات، علاقه‌ای به کشورشان ندارند؟ تفاوت مقامی که به کشورش و منافع ملی‌ آن علاقمند است، با مقامی که علاقمند نیست، چطور مشخص می‌شود؟

🎥 پاسخِ محمود سریع‌القلم، استاد روابط بین‌الملل دانشگاه شهید بهشتی


🔴 منبع: کانال دیپلماسی


@IranDel_Channel

💢
👍13👎2
‌‌
🔴 «هیولای گلوبالیسم»

✍️ مهدی تدینی

یکی از تعابیر سیاسی که چند سالی است در فضای مناقشات و مباحث نظری ایران زیاد به کار می‌رود، تعبیر «گلوبالیست‌ها» است. گلوبالیسم معمولاً به معنایی منفی ــ و گاه به شدت منفی ــ به کار می‌رود و تردیدی در این باره وجود ندارد که هر چه «گلوبالیست‌ها» پشتش باشند، چیز جز شر و ناگواری نیست و مصیبتی از آن برخواهد خاست. اما مفهوم «گلوبالیسم» کاربران بسیار متفاوتی دارد و همین هم آن را عجیب و مبهم کرده: هم راست‌ها ــ به ویژه راست افراطی ــ از آن استفاده می‌کنند، و هم در ادبیات چپ‌ها تعبیر گلوبالیسم به معنایی منفی به کار می‌رود. هم چپ و هم راست (راست افراطی، راست بنیادگرا، راست هویت‌طلب، راست قوم‌گرا، راست اولتراناسیونالیست، راست شبه‌فاشیست) به نیرویی که آن را «گلوبالیست» می‌نامند می‌تازند و اصلاً هم مشکلی ندارند که دچار تشابه مفهومی شده‌اند ــ یعنی چپ از اینکه با راست‌ها همصدا شده است مشمئز نمی‌شود و راست هم از اینکه تعبیر چپ‌ها در دهانش افتاده منزجر نمی‌شود.

در این متن می‌خواهم کمی مفهوم «گلوبالیسم» و «گلوبالیست» را به آن معنایی که مورد نظر چپ و راست است توضیح دهم تا اصلاً مشخص شود صحبت دربارۀ چیست و چه شده است که چپ و راست همنوا شده‌اند؟! مگر می‌شود دو جریان سیاسی که از جهت بنیادهای نظری این‌همه از هم دور و متضادند، اشتراک نظر پیدا کنند؟

اول اینکه باید یادآوری کنم چپ و راست افراطی همیشه نقاط اشتراک داشته‌اند. اصلاً بیناد نظریۀ «توتالیتاریسم» بر اینهمانی یا دست‌کم «هم‌گروه بودن» چپ و راست افراطی استوار است. ایدئولوژی‌های چپ و راست افراطی متفاوت است، اما عناصر مشترک در آنها وجود دارد (با اهداف متفاوت یا متضاد) و گاه نتایج عملی آنها نیز، یعنی وقتی ایدئولوژیِ خود را پیاده می‌کنند، به نظم سیاسی مشابهی تبدیل می‌شود (باز هم با اهداف متفاوت). مثلاً فاشیسم/نازیسم و کمونیسم هر دو به یک اندازه ضدلیبرال بودند و روی بد بودن کاپیتالیسم هم اتفاق نظر داشتند؛ فقط کمونیسم کلاً مالکیت خصوصی را از میان برمی‌داشت، اما فاشیسم بخشی از سرمایه‌های کاپیتالیستی را دولتی ــ سوسیالیستی ــ می‌کرد و بخشی را با مداخلات گستردۀ دولت (یعنی اولویت دادنِ سیاست بر اقتصاد) زیر فرمان خود درمی‌آورد. جای این نیست که این بحث را اینجا بیش از این باز کنم و به این بسنده می‌کنم که کمونیسم و فاشیسم هر دو شورش علیه لیبرالیسم بودند (لیبرالیسم به عنوان جریان اصیل مدرنیته).

پس اینکه چپ و راست جاهایی اتفاق نظر داشته باشند اصلاً چیز جدیدی نیست. در مورد گلوبالیسم هم نوعی از همین اتفاق‌نظرها پدید آمده و کم‌وبیش حتی همان «اتفاق‌نظر کلاسیک» بازتولید شده است.

اول برویم سراغ راست افراطی ببینیم از گلوبالیسم چه می‌فهمد:

درد راست افراطی این است که معتقد است فرایند «جهانی شدن» از دنیا «مرززدایی» می‌کند. مسئلۀ راست «هویت» است و معتقد است با جهانی شدن ــ یعنی با تن دادن به ارزش‌های جهانی و پذیرش شیوه‌های تولید و زندگی در ابعاد جهانی (و نه ملی، محلی و بومی) ــ هویتشان در نوعی هویت جهانی حل می‌شود. راستِ هویت‌طلب ابعاد بومی را مرجع و ساحتِ تعریف زندگی می‌داند و تن دادن به فرایندهای جهانی را تضعیف این هویت مستقل قلمداد می‌کنند. آنها فکر می‌کنند وقتی شیوۀ تولید جهانی شود، واحد اجتماعی‌شان به قطعه‌ای از پازل تولید جهانی تبدیل شود و تجارت آزاد میان ملت‌ها و کشورها برقرار شود، هم حاکمیت‌های ملی که نگهبان هویت‌های محلی است تضعیف می‌شود و هم شباهت‌هایی ناخواسته از بیرون به اجتماعشان تحمیل می‌شود. عوامل بیرونی ماهیت درونی را عوض می‌کند و رفته‌رفته همۀ مردم دنیا یک‌شکل و یکسان می‌شوند و فرد به جای اینکه به ملت، مردم، قوم و اجتماعش تعلق داشته باشد، «جهان‌میهن» می‌شود؛ یعنی شهروندی می‌شود در جهانی که زیر فرمان یک اقلیت است ــ نام این اقلیت را چه می‌گذارد: «گلوبالیست‌ها».




🔴 دنباله‌ی یادداشت را در قسمتِ "مشاهده فوری" بخوانید:
👇👇


@IranDel_Channel

💢
👍10👎4
‌‌
🔴 مسافر چین؛ ۵۲سال بعد...

✍️ شیلا سیف‌الدینی، دکترای روابط بین‌الملل

پس از سفر «بلینکن» و «جنت یلن» و «جان کری» وزیر امورخارجه، وزیر خزانه‌داری و نماینده رییس‌جمهور در امور اقلیمی، به کشور چین، حال هنری کسینجر کهنه دیپلمات و اندیشمند ۱۰۰ساله آمریکایی عازم این کشور شده است؛ کسی که در سال ۱۹۷۱ موجبات تغییر استراتژی امریکا نسبت به چین و معمار روابط و همکاری نوین در زمان نیکسون بود.

«لی»، وزیر دفاع چین، به‌تازگی گفته بود: «ارتباطات دوستانه بین چین و ایالات متحده از بین رفته است زیرا برخی از مردم آمریکا به چین به‌عنوان یک شریک برابر نگاه نکردند».

کسینجر با درک این روابط تنش‌زا که می‌تواند به جنگی تمام‌عیار تبدیل شود و با توجه به نگرانی او از پتانسیل درگیری بین دو کشور که بارها به ان اشاره کرده، بدون اطلاع قبلی به چین سفر کرد.

ترافیک مسافران آمریکایی چین از مقامات تا دیپلمات کارکشته از دیدار شی و بایدن در حاشیه نشست گروه ۲۰ در نوامبر سال گذشته رقم خورد. دو کشوری که در عین رقابت و اختلافات ناچار از همکاری نیز هستند.

درست همزمان با سفر یلن، وزیر خزانه‌داری، واشنگتن تحریم‌های جدید برای محدودکردن صادرات تراشه‌های هوش مصنوعی چین را اعمال کرد. این سفر گرچه بی‌دستاورد بود زیرا دو کشور بر ایجاد محدودیت و تعرفه بر کالاها اصرار دارند و سیاست‌ بایدن همچنان بدون تغییر باقی ماند؛ اما به قول «یلن» سرآغازی بر همکاری‌ها و تامین مالی مسائل تغییرات اقلیمی به‌عنوان دو کشور بزرگ تولید گازهای گلخانه‌ای است.

کسینجر در مصاحبه‌ای با شبکه بلومبرگ با اظهارنظر درباره آینده روابط بین چین و آمریکا گفت: "من نسبت به مسیر فعلی این روابط تصور می‌کنم که وقوع یک درگیری نظامی محتمل است".

پس از سرنگونی بالن جاسوسی چین در آسمان امریکا، تنش بین دو کشور بالا گرفت با توجه به مساله تایوان و فرستادن ناوهای جنگی چین به دریای چین جنوبی و همکاری نظامی تایوان با آمریکا، رقابت دو کشور به تنش بین آنها تبدیل شد.

از دیگر موارد اختلاف‌زا می‌توان از بحران اوکراین که به‌زعم آمریکا همکاری‌های نظامی بین چین و روسیه صورت گرفته است، نام برد.

این گفته دیپلمات عالی چین پس از دیدار با کسینجر: "آمریکا به درایت کسینجر و شجاعت نیکسون نیاز دارد"؛ در حقیقت اشاره به مقطع تاریخی مهمی در روابط چین و آمریکاست.

در سال ۱۹۷۱ پس از تنش بین دو کشور، کسینجر مشاور امنیت ملی دولت نیکسون، در سخنرانی خود در کنگره از ضرورت برقراری رابطه با چین گفت و خواستار جایگاهی برای این کشور در سازمان ملل شد و بعدها همگان از سفر پنهانی کسینجر در ژوئیه همان سال گفتند و بر طبق مصالحه‌ای به‌نام «یک چین نه الان» کیسینجر و نیکسون ارزش این مصالحه را درک و بنا بر رقابت با اتحاد جماهیر شوروی و کم کردن نفوذ و قدرت این کشور، شریکی مانند چین را بر پافشاری و دفاع از تایوان ترجیح داده بود.

آمریکا گرچه ظاهراً از تلاش‌های چین تایپه در سازمان ملل حمایت نمود؛ اما برای نخستین بار از نماینده پکن در شورای امنیت سازمان ملل حمایت کرد.
حال دیپلمات ارشد چینی با یادآوری این مقطع تاریخی تلویحاً بایدن را به بازنگری در سیاست‌ها نسبت به مسأله تایوان دعوت کرده است.

در سال ۱۹۷۱ به موازات تلاش‌های کسینجر آمریکایی، دیپلمات چینی به‌نام زائو انلای نیز در عادی‌سازی روابط چین و آمریکا با دعوت از تیم پینگ‌پنگ آمریکا به چین در زدودن بدبینی مائو در رابطه با امریکا تلاش کرد.    

با توجه به اینکه کیسینجر همواره نسبت به باخت پوتین در جنگ اوکراین هشدار داده بود و عواقب آن را خطرناک می‌دانست، ضمن رفع تنش و مصالحه در مورد تایوان، احتمال اینکه به دیپلمات‌های چینی پیشنهادی مبنی بر میانجیگری این کشور در بحران ا‌وکراین نیز داده باشد، بعید نخواهد بود.

کیسینجر قبلا از عضویت اوکراین مجهز به سلاح‌های پیشرفته ولی بی‌تجربه در ناتو گفته بود، اما اینکه به روسیه چه امتیازاتی برای پایان جنگ داده شود، زمان آن را مشخص خواهد نمود.

نخست‌وزیر چین هنگام ورود خانم یلن وزیر خزانه‌داری آمریکا به فرودگاه پکن از پیدایی رنگین‌کمان در آسمان پس از باد و باران گفته بود و اگر کیسینجر بتواند علاوه بر حل اختلافات چین و آمریکا، مسأله اوکراین و روسیه را نیز با میانجیگیری چین حل کند؛ شاید رنگین‌کمان چینی در آسمان اوکراین نیز قابل رویت خواهد بود.

مسلماً در یک دیدار همه مشکلات حل نخواهد شد؛ اما در گام ابتدایی او و آمریکا در پی تنش‌زدایی و سپس اعتمادسازی با چین خواهند بود.


🔴 منبع: کانال راهبرد


@IranDel_Channel

💢
👍9👎1
‌‌
🔴 داستان تلخ یک استان

✍️ مصاحبه‌ی عبدالرحمن فتح‌الهی از روزنامه شرق با احسان هوشمند، دانش‌آموخته‌ی دکترای جامعه‌شناسی

۲۷ تیرماه ۱۳۶۷ نیز مانند دیگر مقاطع تاریخ هشت‌ساله جنگ ایران و عراق با گذشت ۳۵ سال هنوز سرشار از ناگفته‌هاست. اگرچه رسانه‌ها بنا بر اقتضائات سیاسی و از زاویه نگاه خود، موضوع پذیرش قطع‌نامه و پایان جنگ را مورد بازخوانی و تحلیل تاریخی با صبغه سیاسی قرار می‌دهند، اما بی‌شک هنوز این روز نقاط مبهم بسیاری دارد. با‌این‌حال «شرق» در سی‌و‌پنجمین سالگرد پذیرش قطع‌نامه ۵۹۸ به جای نگاه به گذشته و بازخوانی تاریخی پذیرش قطع‌نامه و پایان جنگ، تلاش دارد نگاهی به وضعیت حال حاضر استان خوزستان داشته باشد؛ استانی که در کنار چهار استان دیگر هم‌مرز با عراق (آذربایجان‌غربی، کردستان، کرمانشاه و ایلام)، صحنه جنگ تمام‌عیار در هشت سال بود. هرچند در مقام قیاس، به دلیل موقعیت جغرافیایی درگیری استان خوزستان به‌مراتب بیشتر از هر نقطه‌ای در ایران بود تا جایی که بعد از پایان جنگ با یک استان تمام ویران روبه‌رو بودیم. به همین دلیل و با گذشت سه‌ونیم دهه هنوز آبادان، خرمشهر، اهواز و در کل استان خوزستان نه‌تنها چهره جنگ را در خود حفظ کرده‌اند، بلکه با بحران‌های دیگری در این سال‌ها دست‌به‌گریبان بوده‌اند. از این‌رو در گفت‌وگوی تحلیلی با احسان هوشمند سعی شده است شرایط فعلی استان خوزستان مورد بررسی قرار گیرد. این پژوهشگر حوزه اقوام با نگاهی به تحقیقات میدانی خود به وضعیت اسف‌بار استان خوزستان در سال‌های پس از جنگ اذعان دارد که از منظر او نتیجه مستقیم توسعه نامتوازن در تمامی دولت‌ها بوده است. تا جایی که به باور هوشمند، حتی اقدام دولت رئیسی در تعیین استاندار ویژه برای خوزستان و ترسیم برنامه در جهت توسعه و بهبود وضعیت مردم در این استان، نه‌تنها نگاهی رو به جلو نبوده بلکه در دو سالی که از عمر دولت سیزدهم گذشته، بر شدت مشکلات افزوده شده است. بی‌شک برای تعیین اولویت چالش‌ها و بحران‌های در یک جامعه می‌توان به نگاه مردم و کارشناسان و رویکرد تخصصی یا تلفیقی از هردو نگاه مراجعه کرد؛ به عبارت دیگر چالش‌ها و مسائل اجتماعی را می‌توان با سطح توسعه و مؤلفه‌های آن بررسی کرد. پیرو این نگاه اگر شاخص‌های توسعه در یک جامعه مانند خوزستان مورد مطالعه و ارزیابی قرار گیرد، مشکلات و بحران‌های پساجنگ هنوز در این استان هویداست. سرمایه اجتماعی، روند اداری، بهداشت، اشتغال، تولید و چرخه کسب‌وکار و کارآفرینی، عدالت، امید، امنیت و چرخش آزاد اطلاعات، محیط زیست، خدمات شهری و به‌طور کلی جایگاه خوزستان در یک وضعیت نامطلوب و غیرقابل دفاع قرار دارد؛ بنابراین ضروت بازخوانی وضعیت فعلی خوزستان به عنوان جنگ‌زده‌ترین استان ایران در هشت سال دفاع مقدس، آن‌هم پس از گذشت ۳۵ سال از پذیرش قطع‌نامه و پایان جنگ بیش از هر زمان دیگری اهمیت دارد تا به پاسخ این پرسش کلیدی برسیم که چرا و به چه دلیل خوزستان با برخورداری از موقعیت برتر جغرافیایی و سرزمینی، دسترسی به آب‌های آزاد و بنادر کشتیرانی، وجود منابع نفتی و گازی، فعالیت گسترده پتروشمی و... با این میزان از محرومیت دست‌وپنجه نرم می‌کند تا جایی که این استان در کنار کرمان و سیستان‌و‌بلوچستان هنوز در بحران به سر می‌برد؟

در سالگرد پذیرش قطع‌نامه ۵۹۸ به جای بازخوانی تاریخی و نگاه به گذشته، سعی دارم با شما به وضعیت کنونی استان خوزستان نگاه کنیم. به‌هرحال بعد از پذیرش قطع‌نامه ما با پنج استان ویران از آذربایجان‌غربی، کردستان و کرمانشاه گرفته تا ایلام و به‌خصوص خوزستان مواجه بودیم که به دلیل هم‌مرز‌بودن با عراق مرتب مورد حمله هوایی، بمباران، حمله شیمیایی، موشک‌باران و ... قرار می‌گرفت. از نظر شما خوزستان بعد از گذشت ۳۵ سال از پذیرش قطع‌نامه چه حال ‌و‌ روزی دارد؛ چون به زعم بسیاری هنوز چهره جنگ در این استان بعد از سه‌ونیم دهه باقی است؟

نکته شما کاملاً درست است اما قبل از اینکه به این سؤال اصلی شما ورود کنیم، می‌خواهم درباره جنگ تحمیلی و اسناد تاریخی مربوط به آن سخن بگویم.



🔴 دنباله‌ی گفتگو را در قسمتِ "مشاهده فوری" بخوانید:
👇👇

@IranDel_Channel

💢
👍16👎1
ایران‌دل | IranDel
‍ ‍🔴 #معرفی_کتاب انتشارات بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار منتشر کرد: فهلویّات: پژوهشی در اشعار بازمانده از زبان ادبی مشترک عراق عجم و آذربایجان علاوه بر زبان فارسی، از دیگر زبانهای ایرانی مانند طبری، گیلکی، گورانی، شیرازی و غیره نیز نوشته‌ها یا اشعاری از…
‌‌
🔴 فهلویّات

✍️ عاطفه طیّه

کتاب کم‌برگ و پربار فهلویات، پژوهش ارجمند آقای پژمان فیروزبخش، توسط انتشارات دکتر محمود افشار منتشر شد.

هدف از تألیف کتاب شناساندن زبان فهلوی‌ست که نمونه‌هایی اندک از آن در تعداد انگشت‌شماری از متونِ قرن پنجم تا نهم هجری باقی مانده است. زبان فراموش‌شده‌ای‌ که از قرن‌ها پیش از اسلام، در بلاد عراق عجم و آذربایجان، از ادبیاتِ غنی برخوردار بوده است.

نویسنده، دو گروه زبانی کهن را عرضه و بررسی کرده است. یکی آن دسته از اشعار فهلوی که وابستگی زبانی‌شان به ناحیه‌ای معین ممکن بوده است؛ و دیگری جملات کوتاه و شعرهای آذری، که منظور از زبان آذری، زبان قدیمی مردم آذربایجان است نه ترکی آذری.

در پیش‌گفتار کتاب آمده: این رساله به زعم نگارنده چند حرف تازه دارد:
تعیین قدمت اسم منطقهٔ "پهله" در غرب ایران.
طرح فرضیّهٔ وجود یک زبان ادبی مشترک در عراق عجم و آذربایجان که همان فهلوی است.
تفکیک روشن زبان فهلوی از زبان آذری.
معرفی و نشر بعضی موادِ مکتوبِ گویشی تازه که پیش از این ناشناخته بود.
قرائت بهتر و کامل‌تر بعضی اشعار فهلوی و آذری که از قبل می‌شناختیم.

نویسندهٔ کتاب شاعران تبریزیِ قرن‌های هشتم و نهم هجری را علاقه‌مندترینِ شاعران به سرودن شعرهای فهلوی می‌داند. ترجمهٔ تعدادی از ابیات فهلوی این شاعران آذربایجانی را خواندم و دیدم آب لطف از آنها می‌چکد از جمله دوبیتی محمد کُجُجی (وفات ۷۸۸قمری):
«اگر تو خود گیسو از بر باز کنی، دیگر ماه و خورشید در جهان نور ندهد؛ آن که زنده باشد هرگز نمیرد و آن که مرده باشد سر از خاک برکُند.»
مضمون بیت دیگری از همین شاعر هم مرا به یاد این بیت مشهور کسایی انداخت: «ای گلفروش گل چه فروشی برای سیم/ وز گل عزیزتر چه ستانی به سیم گل؟». معنی بیت فهلوی این است: «نمی‌دانم این دل چه فروخته که تو [=غم عشق] را خریده، یا آن که تو را فروخته چه خریده؟» (ص ۵۱)

ایرانیان قرن‌هاست به هر زبانی از بی‌وفایی و ناجنسی دنیا، و برتری دادن فرومایگان صدرنشین بر خردمندان گفته‌اند. ترجمهٔ تعدادی از فهلویات مرا به یاد شعرهای مشهور فارسی‌ مانند: «چو شیران برفتند از این مرغزار/کُند روبَهِ لنگ اینجا شکار» انداخت. برای مثال شعری از مرشد سیمینه که به ظنِّ قوی در قرن هشتم هجری می‌زیسته:
«جا و مأوای پلنگان دلیر را موشانِ گرزه گرفتند. مجلس آزادگان و زیرکان را ابلهان، دیوانگان و دنگان گرفتند.» (ص۵۹)

یک شعر هم از شاعری کاشانی (قرن ششم هجری) نقل شده که به گویش کاشانی است و بسیار به شعر مشهور شهید بلخی «درین گیتی سراسر گر بگردی/خردمندی نیابی شادمانه» شباهت دارد.
«هیچ عاقلی در جهان شاد بود؟ هرگز. هیچ آدمی به کام رسید؟ نه» (ص۶۷)

کتاب شش فصل دارد. یک: «زمینهٔ تاریخی». دو: «فهلوی، یک زبان ادبی مشترک کهن». سه: «مواد زبانی بازمانده از فهله». چهار: «رابطهٔ زبانی فهلوی و آذری». پنج: «روابط زبان‌های ولایت فهله بر اساس مواد مکتوب کهن» و شش: «جمع‌بندی» که سه پیوست دارد: «فهرست فهلویات شناخته‌شده تا سال ۷٠٠ق»، «دوبیتی‌های باباطاهر همدانی، گردآوردهٔ تقی‌الدین کاشانی» و «نسخه‌برگردان دو قصیدهٔ آذری در بیاض شمارهٔ ۲٠۵۱ کتابخانهٔ ایاصوفیا»


(فهلویّات، پژمان فیروزبخش، انتشارات دکتر محمود افشار، ۱۴٠۱)


@IranDel_Channel

💢
👍11👎5
‌‌
🔴 مبانی ملی‌گرایی ایرانی

✍️ جواد رنجبر درخشیلر، دانش‌آموخته علوم سیاسی و شاهنامه‌پژوه تبریزی

ملی‌گرایی ایرانی مبانی، تعریف و تاریخ دارد.

یکی از سیاست‌مداران گفته ملی‌گرایی باید اساس اداره‌ی کشور باشد. (نقل به مضمون)

اولاً ملی‌گرایی بدون ایران معنی ندارد. حتما باید گفته شود: ملی‌گرایی ایرانی.

دوم: ملی‌گرایی ایرانی چارچوبِ قابل فهم و مشخصی دارد و در پیوند با علم سیاست معنی می‌شود.

پیشتر ده اصل ملی‌گرایی [ایرانی] را برشمرده بودم:

‏۱- تمامیت ارضی، هستی ژئوپلتیک ایران در جهان
۲- زبان پارسی، صورت‌بندی اندیشه و جهان‌شناسی ایرانیان
۳- حاکمیت ملی و مطلق،
۴- حکومت متمرکز، با اساس مجلس شورای ملی،
۵- جانِ ایرانیان، که یار اهورامزدا و نیروی کار و تجسّمِ انسانی فرهنگِ ایرانشهری هستند،
‏۶- ثروت ملی که باید حفظ و افزوده شود،
‏۷- گنجینه طبیعی و جانوری، بر مبنای ارزش مستقل. محیط زیست،
۸- پرچم ملی، نماد استقلال و حاکمیت است،
۹- فرهنگ ایرانشهری، که میراث بشری است،
‏۱۰- میراث فرهنگی و تاریخی و تمدنی که تجسمِ مادی فرهنگِ ایرانشهری است.

‏اینها اصول اولیه‌ی تغییر ناپذیر سیاست در ایران است و در پیوند با آن ۱۴ عامل ارتقای قدرتِ ایران:

‏۱- افتخار به ایرانی بودن و نمایش آن،
‏۲- تقبیح مهاجرت،
‏۳- طرد و تقبیح شدید قوم‌گرایی،
‏۴- افتخار به تاریخِ ایران،
‏۵- دانستن مستمر تاریخ و فرهنگ ایران،
‏۶- تقویت زبان پارسی،
‏۷- احترام به آزادی و حریم شخصی،
‏۸- تقبیح فساد، رشوه، اختلاس، گران‌فروشی، احتکار و طرد شدید عاملین،
‏۹- گردش آزاد اطلاعات،
‏۱۰- ابتنای سیاست خارجی بر دانش روابط بین‌الملل،
‏۱۱- صلح‌خواهی و صلح‌فهمی،
‏۱۲- ساختنِ نظام اداریی کوچک و دانشمند و کارآمد،
‏۱۳- رشته‌ی کارها را به افراد دادن و کار و نتیجه خواستن،
‏۱۴- انتخابات ملی.



@IranDel_Channel

💢
👍22👎13
‌‌
📷 تصویر حکم یک معلم در ایران دوره قاجار

در متن حکم آمده است:

دولت علیّه ایران

وزارت معارف و اوقاف و صنایع مستظرفه

وزارت معارف آقای کریم‌خان را بموجبِ این حکم بسمتِ معلّمی مدرسه ابتدایی نمره ۵ دولتی طهران منصوب می‌نماید که کلاس چهارم آن مدرسه را مطابقِ دستور رسمی اداره معارف در ازای مبلغ ۲۱۰ قِران حقوق بعهده بگیرد.

بتاریخ ۳۰ شهر صفر‌ سنه ۱۳۳۸


🔴 پی‌نوشت:
۱۳۳۸ هجری قمری معادل ۱۲۹۸ خورشیدی است.


@IranDel_Channel

💢
👍13👎1
⚫️ سالروز شهادتِ خلبان مدافع آسمان ایران، عباس دوران

در آستانه اجلاس سران غیر متعهدها، قهرمان وطن، سرهنگ خلبان عباس دوران و دو خلبان دیگر به نام‌های امیر سرتيپ کیومرث حیدریان و سرتیپ خلبان شهید علیرضا یاسینی پس از شنیدن سخن صدام حسین رئیس‌جمهور عراق که گفته بود: به هر جوجه کلاغ ایرانی که بتواند به ۵۰۰ مایلی نیروگاه بصره نزدیک شود حقوق یک سال خود را جایزه خواهم داد.

تنها دو ساعت و نیم بعد از این مصاحبه‌ی صدام، عباس دوران و حیدریان و علیرضا یاسینی نیروگاه بصره را بمباران کردند.

در یک عملیات دیگر، در ۳۰ تیر ۱۳۶۱ خورشیدی عباس دوران پس از بمباران پالایشگاه بغداد هواپیمایش را که آتش گرفته بود، به هتل محل برگزاری اجلاس سران غیرمتعهدها کوبید و با شهادت خود، کاری کرد که اجلاس سران غیرمتعهدها به علت فقدان امنیت، در بغداد برگزار نشد.

تکه‌ای از پای مطهر شهید عباس دوران به همراه ۵۷۰ شهید دیگر در روز دوم مرداد ماه ۱۳۸۱ خورشیدی به خاک پاک میهن‌مان ایران بازگشت.


#مناسبتها

@IranDel_Channel

💢
👍30👎2
‌‌
🔴 نگاهی به ماجرای مدیر کل معزولِ ارشاد استان گیلان

✍️ صدرا محقق

در ماجرای مدیرکل [معزول] ارشاد [استانِ] گیلان، به دلیل ابعاد اجتماعی و عمومی ماجرا، کم اهمیت‌ترین مسأله، زندگی شخصی او و تأثیر کارش روی آبروی نزدیکانش است. 

همان‌طور که مزه‌ریختن و شوخی‌های جنسی با این قضیه، تقلیل اهمیت اصلِ اتفاق است. دعوت به حرف نزدن به خاطر آبروی بچه‌های این فرد هم‌ خیانت به جامعه است.

مسأله‌ی گرایش جنسی یا روابط تخت‌خوابی و‌ شخصی این فرد نیست که از دیگران خواسته شود چیزی نگویند، مسأله شناختن و نقد ساختاری است که چنین آدمی می‌تواند در آن رشد کند. کسی که پشت تریبون‌ها مدعی دو آتشه‌ی «زیست عفیفانه» و «حجاب» و «جامعه ایمانی» است اما همزمان در مهمان‌سرای اداره‌کل تحت مدیریتش با یک مرد جوان سکس می‌کند.

و البته مسأله اصلی این است که کسانی دقیقاً شبیه به شخصیت اجتماعی همین فرد، دارند برای سبک زندگی و روابط شخصی تک‌تک ما با سختگیرانه‌ترین و تحقیرآمیزترین شیوه‌ها، حکم صادر کرده و دستور برخورد می‌دهند.

(اگر خواستند با مثال آوردن از فسادِ [برخی از] مسئولان حکومت پهلوی، دولت‌های خارجی و مخالفان جمهوری اسلامی قضیه را ماست‌مالی کنند یادتان باشد هیچ‌کدام از این‌ها مبلّغ حجاب و زیست عفیفانه و جامعه ایمانی نبودند)

در چنین شرایطی باید پرسید واقعاً چند نفر دیگر شبیه او، آن پشت به چیزهای دیگر مشغول‌اند و برای ما این‌طور تصمیم می‌گیرند؟ باید پرسید این چه ساختاری است که چوب قوانین ایدئولوژیکش را عادی‌ترین مردم می‌خورند اما حتی تندروترین مجریانش خود به آن‌ باور ندارند؟

 این ماجرا حتما موضوعی عمومی است و باید همه‌ی ما درباره‌‌اش حرف بزنیم. دعوت به هیچ نگفتن به خاطر آبروی بچه‌های این فردِ فاسد، اتفاقاً خیانت و هم‌دستی با ریشه‌های این وضعیت فسادآلود است. خطای فردی دیدن این موضوع هم ادامه دادن همین بی‌راهه‌ی اشتباه کنونی است.

منتقد و اپوزیسیون و برانداز که هیچ، اگر کسی طرفدار و حامی وضع موجود و عاملان این اوضاع باشد هم، عقل حکم می‌کند که از زاویه‌ی همین ماجرا این وضعیت را نقد کند، از خودش سوال بپرسد و کیفیت این شیوه‌ی حکومت‌داری و نتایجش را دقیق‌تر ببیند.

وقتی کسی مثل این آدم توانسته تا این‌ حد رشد کند، حتماً کسانی باهوش‌تر از او - افراد فاسد و فرصت‌طلب، جاسوس‌ها و... - با همین یقه‌های بسته و ریش‌های بلند و دهان‌های بازِ شعارگو تا مدارجی بالاتر ترقی کرده‌اند و حالا میدان‌دار هستند. شرایط موجود و وضعیتی که گرفتارش هستیم هم البته به اندازه کافی گویاست.

 و آیا همین وضع و نتایجی که بار آورده، منطقی‌ترین دلیل برای اعلام شکست این شیوه حکومت‌داری نیست؟


@IranDel_Channel

💢
👍30👎1
‌‌
🔴 دریاچه‌ی ارومیه و اشکِ تمساح!

✍️ نیما عظیمی، کنشگر مدنی و سیاسی تبریزی

در این که اشتباهات و بی‌تدبیری‌‌های مسئولین و نهادهای رسمی و دولتی در بحران به‌وجود آمده برای دریاچه‌ی ارومیه پررنگ و غیرقابل انکار می‌باشد، سخنی نیست! اما محتوای این یادداشت، سَوا از پرداختن به زوایای گوناگون موضوع مذکور بوده و سعی در تحلیل و بررسی برخی سوء استفاده‌ها و واکنش‌های غیرمدنی و ضدِّ ایرانی از این بحران را دارد. بنابراین گذاردن عنوانِ «اشک تمساح» برای این یادداشت، مناسب‌ترین عنوانی بود که به نظر نگارنده رسید.

باید توجه داشت که سال‌هاست جریان‌ها و گروه‌های واگرای قومی و قبیله‌ای - خودآگاه و ناخودآگاه - در گستره‌ی ایران، تبدیل به بخشی از ماشین تبلیغات و پروپاگاندای ایران‌ستیزانه‌ی بازیگران سیاسی حوزه‌ی قفقاز و به‌طور ویژه ترکیه و جمهوری باکو شده‌ و تلاش در تضعیف ایران با هر بهانه و دست‌آویزی را دارند!
 
آری! نفس‌های دریاچه‌ی ارومیه به شماره افتاده است و این بحران، مایه‌ی اندوه و ناراحتی عمیق و واقعی تمام کسانی است که دل در گِرو مِهر میهن و آبادانی آن دارند؛ که بی‌تردید همین طیف هر آنچه در توان دارند، بی‌دریغ و بی‌منّت برای سربلندی ایران به کار خواهند گرفت. چرا که در اندیشه و عمل و آرمانِ ملّی ایرانی، میان دریاچه‌ی ارومیه و بحران به‌وجودآمده برای آن با بحران کارون و شادگان و گاوخونی و انزلی و جازموریان و بختگان یا زاینده‌رود و... هیچ تفاوتی نبوده و از آبادانی هریک از آنان خُرسند و از بحران هر یک دچار آشفتگی شده و در پیِ چاره خواهند بود؛ و این از آن است که اجزای تامینِ منافع ملی ایران، پیوستگی و هماهنگی کاملی با یکدیگر دارند و چنان‌چه اشکی از چشم این نگاه (نگاهِ ملی) برون ریزد، اشکِ اندوه یا شوقی حقیقی و مقدس برای ایران است. اما در برابر این واکنشِ سراپا ایرانی، دشمنانِ تمامیّت ایران در بزنگاه‌های تاریخی، اشکِ تمساح می‌ریزند؛ و اشکِ تمساح، اشکی خطرناک است که به ظاهر برای دریاچه‌ی ارومیه می‌گرید اما باطن آن طعمه قراردادن دریاچه‌ی ارومیه برای تحریک گسل‌های قومی در آذربایجان و ایجاد گسست بین ملت ایران است!

گفتنی است که تمام این تحرکات و تحریکات ضدِّ ایرانی، برآمده از عقده‌هایی ضدِّ ایرانی و برگرفته از برنامه‌های بلندمدت دشمنان این سرزمین است!

درنتیجه، توجه ویژه به یکی از مشکلاتِ زیست‌محیطی از سوی این جماعت، آن هم تنها در یک منطقه و بی‌توجهی و سکوت محض در مورد دیگر مناطق و مشکلات آنان و در عین‌ حال تبلیغِ گسترده‌ی پروپاگاندایی با درون‌مایه‌ای پوچ و مشمئزکننده همچون عامل و مسبب دانستنِ سایر مناطق ایران در بحران به‌وجودآمده برای دریاچه‌ی ارومیه، نشان از تلاش برای ضدیّتی علنی با همبستگی ملی ایرانیان است.

آری! ما ایرانیان سال‌هاست که با مشکل و بحرانی بسیار جدی به نام دریاچه‌ی ارومیه چهره‌به‌چهره بوده و پنجه‌درپنجه افکنده‌ایم؛ و آگاه از آن هستیم که مطالبه‌گری در چهارچوب قانون و با رعایت اصولِ مدنیت، حقِّ مسلّم و طبیعی شهروندان ایران است، اما در مقابلِ این مطالبه‌گری‌ها و کنش‌های مدنی ملّتِ ایران برای دریاچه‌ی ارومیه، گشودن و بالا بردن پرچم بیگانگانی از جمله ترکیه و جمهوری باکو - به بهانه‌ی اعتراض - در کنار دریاچه‌ی ارومیه چه معنایی دارد؟! چه معنایی دارد بر تنِ نحیف و خشکیده‌ی ارومیه ایستادن و سردادنِ زوزه‌های تلفیق‌شده با شعارهای برخاسته و بیرون آمده از اتاق‌های فکرِ ضدِّ ایرانی و سازمان‌های تروریستی ازجمله سازمان «گرگ‌های خاکستری»؟!

باید با چشم‌های باز نگریست و دانست که این تحرّکات و تحریک‌ها جز این‌که مایه‌ی خرسندی دولت‌های همسایه‌آزار در آن سوی ارس را فراهم آورد، چه دست‌آوردی داشته است؟! به بهانه‌ی خشکی دریاچه‌ی ارومیه، اشکِ تمساح ریخته و سیلی بر صورت خشکیده‌ی دریاچه‌ی ارومیه می‌زنند! این درحالی است که خشک شدن و حتی مرگ دریاچه‌ی ارومیه، کمترین اهمیتی برای آنان ندارد و ارومیه تنها بخشی از پروژه‌ی ایران‌ستیزانه و تجزیه‌طلبانه‌ی آن خودباخته‌ها و وطن‌فروشان است.



🔴 دنباله‌ی یادداشت را در قسمتِ "مشاهده فوری" بخوانید:
👇👇


@IranDel_Channel

💢
👍26👎7
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 برای ایران‌مان چون "مارکار" باشیم...

⚫️ جواد خیابانی اهل تبریز از رشادتِ هموطنِ ارمنی خود در دفاعِ مقدّس میهنی می‌گوید...


@IranDel_Channel

💢
👍22👎4
‌‌
🔴 دانشگاه ارومیه با همکاری بنیاد فرهنگی مقبره‌الشعرا برگزار می‌کند:
هفتمین کنگره‌ی بین‌المللی شعر و ادب فارسی؛
نکوداشت مقام استاد شهریار


🔴 محورهای کنگره:
یک) جایگاه شعر فارسی در تحولات اجتماعی و سیاسی ایران

دو) مقام شهریار در شعر معاصر


🔴 زمان کنگره: ۲۷ شهریور ۱۴۰۲ خورشیدی

🔴 پذیرش مقالات تا ۲۰ امرداد ۱۴۰۲ خورشیدی

🔴 رایانامه و تارنما:
icpl@urmia.ac.ir

icpl.urmia.ac.ir


#اطلاع_رسانی


@IranDel_Channel

💢
👍12👎1
‌‌
🔴 یکم امردادماه زادروز فریدون آدمیّت

✍️ ایرج افشار

او برای ختم تحصیلات دانشگاهی در رشتۀ علوم سیاسی و دریافت درجۀ لیسانس رساله‌ای نوشت به نام امیرکبیر و ایران که با بعضی اصلاحات نخستین بار توسط بنگاه آذر (به مدیریت محمّد مشیری، سرهنگ اخراجی از ارتش و متمایل به جریان چپ) در سه دفتر به سال‌های ۱۳۲۳-۱۳۲۴ چاپ شد. نخستین جلدش در مدت یک ماه و نیم به فروش رسید و در همان سال ۱۳۲۳ تجدید چاپ شد (گفتۀ مؤلف در آغاز چاپ دوم).
در مقدمۀ چاپ اول از کسانی نام می‌برد که می‌خواسته‌اند شرح حال امیر را بنویسند (محمود غنی‌زاده، علی‌اکبر داور، دکتر قاسم غنی به همکاری عباس اقبال). در همان‌جا نوشته است: «آقای تقی‌زاده نیز رساله‌ای در احوالات امیر نگاشته‌اند که فعلاً در جزو کتاب‌های ایشان در برلین می‌باشد. اگرچه نگارنده را به همین علّت مجال مطالعۀ رسالۀ معظمٌ له دست نداد ولی از راهنمایی‌های ایشان در تألیف این کتاب برخوردار شده سپاسگزارم» (ص ۳). نیز نام برده است از عباس اقبال که اسنادی از کتابخانۀ سلطنتی را به ایشان معرفی کرده و سیّد محمّدعلی جمال‌زاده که بخشی از سفرنامۀ پولاک را برای ایشان به ترجمه درآورده و جواد فروغی که به صرافت طبع مطلبی از نویسندگان خارجی برای ایشان استنساخ کرده و دکتر خلیل اعلم‌الدولۀ ثقفی که یادداشت‌های خود را در اختیار ایشان گذارده و حسین پاشاخان نوایی، رئیس ادارۀ بایگانی وزارت خارجه که اسناد رسمی را در دسترس ایشان قرار داده است.
من در زمستان ۱۳۲۴ که چندی پس از او دانشجوی حقوق بودم و جلد اول کتاب را همان ایام با لذت خوانده بودم اینک که برای نوشتن این سطور به آن کتاب می‌نگریستم یادداشت خود را دیده‌ام که نوشته‌ام: «باز هم باید این کتاب نفیس را خواند». آن کتاب در آن روزگار واقعاً برای باز شدن چشم و گوش ما جوان‌ترها نسبت به بخشی از تاریخ مملکت غنیمتی بود. شهرت آدمیت به داشتن بصیرت در تحلیل تاریخی وقایع مربوط به تفکر آزادی‌خواهی و نهضت مشروطیت با این کتاب آغاز شد.


🔴 منبع:
نادره‌کاران، سوگنامۀ ناموران فرهنگی و ادبی (۱۳۰۴-۱۳۸۹)، ایرج افشار، زیر نظر بهرام، کوشیار و آرش افشار، به کوشش محمود نیکویه، تهران: انتشارات دکتر محمود افشار، ۱۴۰۰، ج ۲، ص ۱۴۷۴-۱۴۷۵


@IranDel_Channel

💢
👍14👎1
‌‌
⚫️ #توییت_خوانی

⚫️ نام‌ِ شهیدان پلیس‌راهِ زاهدان در عملیات تروریستی یکم امرداد ۱۴۰۲ خورشیدی:

مهدی الله‌پور
رضا اسماعیلی
محمدرضا شیخی
حسن وحیدی


یاد و نام‌شان جاوید


@IranDel_Channel

💢
👍12👎3
SekkePod Episode 05
Mehdi Naji
🎙 تبعات دوره سربازی برای اقتصاد ایران چیست؟

🎙 گفتگوی مهدی ناجی (عضو هیئت علمی دانشکده اقتصاد دانشگاه تهران) با محمدعلی جنت‌خواه درباره‌ی اقتصاد سربازی در ایران

تخصیص منابع در سربازی چگونه است؟ هزینه‌های اقتصادی سربازی در کشور چه مقدار است؟ تجربه کشور‌های مختلف در مورد سربازی به چه صورت است؟ نقطه شروع اصلاحات سیستم سربازی کجاست؟


🔴 پی‌نوشت یک:
گفتگو در سال ۱۳۹۸ خورشیدی انجام شده است و اعداد و ارقام ذکر شده مربوط به آن بازه‌ی زمانی است‌.

🔴 پی‌نوشت دو:
بازنشر گفتگویی از یک شخص، به معنی تأیید کل گفتگو و تمام مواضعِ آن شخص نیست.


@IranDel_Channel

💢
👍7👎1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 دربار‌ه‌ی ناسیونالیسم و مفهوم ملّت و امّت (بخش نخست)

🔴 بخشی از سخنرانی جواد طباطبایی، فیلسوف سیاسی ایران



@IranDel_Channel

💢
👍16👎3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 دربار‌ه‌ی ناسیونالیسم و مفهوم ملّت و امّت (بخش دوم)

🔴 بخشی از سخنرانی جواد طباطبایی، فیلسوف سیاسی ایران


بخش نخست: اینجا

@IranDel_Channel

💢
👍15👎2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 تصاوير هوايى از آرامگاهِ نادر شاه افشار. (باغِ نادری مشهد)

آرامگاهِ نادر شاه افشار طراحى شده به دست تواناى معمار بزرگ ايران‌زمين يعنى استاد هوشنگ سيحون.
و اين مجسمه كه به واقع يكى از شاخص‌ترين مجسمه‌هاى معاصر ايران است به وزن ١٤ تُن كه در سال ١٣٤٢ خورشیدی در موسسه برونى ايتاليا به دستانِ هنرمندِ استاد ابوالحسن‌خان صديقى ساخته شد.
و نادر شاه اين سردار بزرگ كه از گمنانى به پادشاهی ایران رسيد و ايرانِ تكه‌پاره را به پهناورترين قلمروش از زمان فروپاشى شاهنشاهى ساسانى رسانيد.
جواهرات بيشمار غنيمتى نادر شاه كه رهآورد غلبه‌ی او در جنگ كرنال بر محمدشاه گوركانى، پادشاه هندوستان است هنوز هم در خزانه‌ی جواهرات ملى ایران می‌درخشند و پشتوانه پول ملى ايران هستند.


🎥 ویدئو از خشایار لهراسبی


@IranDel_Channel

💢
👍21👎1