🔴 داستانِ تحلیل
✍️ رشتهتوییتی از آرش رئیسینژاد، دانشآموختهی دکترای روابط بینالملل
ویژگی عمده جهان کنونی، ظهور سریع تهدیدات خُردکننده در کنار بازشدنِ پنجرهی فرصتهای زودگذر است. در واقع، شبکهی لحظات و لحظاتِ شبکهای بنیان جهان تک قطبیِ در حالِ گذار است. در چنین وضعیتی، طراحی، تدوین، راهاندازی و پیشبرد سیاست خارجیِ نوین، نیازمندِ درکِ دانشهای هفتگانه است.
سیاست، بدون فهمِ جغرافیا و تاریخ به عنوانِ مواد خامِ تحلیل، امری متوهّمانه است. این دو آبشخور دانشِ ژئوپلتیک است: تاثیر پایدار جغرافیا بر سیاست خارجی در طول تاریخ.
اهمیت ژئوپلتیک اما نباید به پذیرشِ جبرِ جغرافیا بیانجامد. ژئوپلتیک گزینهها را محدود میکند، امّا سرنوشت را رقم نمیزند!
علیرغم تاثیر انکارناپذیرِ روندهای ژئوپلتیکی، این انسانها هستند که در نهایت تصمیم میگیرند. برای درکِ تأثیرِ انسانها به یک دانش،متوسّل شوید: روانشناسی سیاسی.
اگر ژئوپلتیک، پنهانترین نیروهای بیرونی در محیط را نشان میدهد، روانشناسی سیاسی، نهانترین نیروهای درونی را آشکار میسازد!
رهبران نقش اصلی و مرکزی را در فرایندِ تصمیمگیریِ سیاستِ خارجی دارند. پس مدلهای تصمیمگیری و نوع و میزان تاثیرگذاری نزدیکانشان بر آنان، باید تحلیل شود. رهبران بزرگ با کُنشِ دیپلماتیک و برتری هوشمندانه در میدان، سویه روندهای ژئوپلتیکیِ تهدیدزا را تغییر داده و به فرصت تبدیل میکنند.
در میانه روندهای ژئوپلتیکی و کنشگری رهبران، چیدمان نهادی جای دارد. سازمانهای حکومتی، شرکتهای انحصارطلب و گروههای ذینفع، همگی ترتیباتِ نهادی را شکل میدهند. برآیندِ سیاستِ خارجی و داخلی تا حدودی تحت تاثیر رقابت یا همکاری این نهادها و توان لابیگری آنها برای رسیدن به اهدافشان است.
پول، زور و گفتمان، مثلثِ سنّتیِ قدرت را تشکیل میدهند. پس حفظِ برتری در اقتصادِ بینالملل از طریق کنترل و یا بهرهبرداری از شبکهی مالی و ارزِ جهانی در سیاستِ خارجی نقشی مهم دارد.
امروزه اما این ژئواکونومی است که سویه نوین آن گشته [است]: سرمایهگذاری هدفمند، برای دستیابی به اهداف ژئوپلتیکی!
عواملِ غیرمادی نیز بر سویهی سیاست خارجی تاثیر مینهند. آن را در مفهوم ژئوکالچر بیابید: استفاده از ایدئولوژی، گفتمان و فرهنگ در رقابت ژئوپلتیکی! ایدئولوژی اگر از منطقِ ژئوپلتیک پیروی نکند، خواهناخواه دود میشود و به هوا میرود. هویّتِ ملی اما نیرومند است و بسیجکننده تودههای ناراضی.
در زمانهی كنونی فاکتورِ نوینی در حال شکلگیریست که سویهی رقابت جهانی را زیر سایهی خود خواهد برد: تکنوپلتیک یا توسعه تکنولوژی برای دستیابی به اهداف ژئوپلتیکی! از نیمههادی تا هوش مصنوعی، همگی عناصری برای حفظ یا دستیابی بر هژمونی جهانی هستند؛ رقابتی که مرکز ثقل آن در دریای چین است.
با این فاکتورهای هفتگانه، فراز و نشیب در سیاست جهانی را تحلیل و روندهای نوین را پیشبینی کنید. در صورت نبودِ زمان کافی و کمبود دادهی قابل اعتماد، تنها به دوگانه ژئوپلتیک و روانشناسی سیاسی اکتفا کنید. ستون سوم، تکنوپلتیک، نیز در حال کوبیدن دَر برای ورود به جرگه این دو فاکتور است!
چهارگانه روندهای ژئوپلتیکی، روانشناسی سیاسی رهبران، مدلهای تصمیمگیری آنان و رقابت نهادهای داخلی در کتابم* بکاربردهشد؛ کتابی که بر سیاست خارجی [محمدرضا] شاه تمرکز داشت و در تابستان ۲۰۱۸ [میلادی] چاپ شد. نسخه کُردی آن پارسال بیرون آمد و نسخه عربی و فرانسوی آن نیز در دست تهیه است؛ نسخهی ایرانی امّا ..!
🔴 پینوشت:
* نام کتاب
The Shah of Iran, the Iraqi Kurds and the Lebanese Shia
#توییت_خوانی
@IranDel_Channel
💢
✍️ رشتهتوییتی از آرش رئیسینژاد، دانشآموختهی دکترای روابط بینالملل
ویژگی عمده جهان کنونی، ظهور سریع تهدیدات خُردکننده در کنار بازشدنِ پنجرهی فرصتهای زودگذر است. در واقع، شبکهی لحظات و لحظاتِ شبکهای بنیان جهان تک قطبیِ در حالِ گذار است. در چنین وضعیتی، طراحی، تدوین، راهاندازی و پیشبرد سیاست خارجیِ نوین، نیازمندِ درکِ دانشهای هفتگانه است.
سیاست، بدون فهمِ جغرافیا و تاریخ به عنوانِ مواد خامِ تحلیل، امری متوهّمانه است. این دو آبشخور دانشِ ژئوپلتیک است: تاثیر پایدار جغرافیا بر سیاست خارجی در طول تاریخ.
اهمیت ژئوپلتیک اما نباید به پذیرشِ جبرِ جغرافیا بیانجامد. ژئوپلتیک گزینهها را محدود میکند، امّا سرنوشت را رقم نمیزند!
علیرغم تاثیر انکارناپذیرِ روندهای ژئوپلتیکی، این انسانها هستند که در نهایت تصمیم میگیرند. برای درکِ تأثیرِ انسانها به یک دانش،متوسّل شوید: روانشناسی سیاسی.
اگر ژئوپلتیک، پنهانترین نیروهای بیرونی در محیط را نشان میدهد، روانشناسی سیاسی، نهانترین نیروهای درونی را آشکار میسازد!
رهبران نقش اصلی و مرکزی را در فرایندِ تصمیمگیریِ سیاستِ خارجی دارند. پس مدلهای تصمیمگیری و نوع و میزان تاثیرگذاری نزدیکانشان بر آنان، باید تحلیل شود. رهبران بزرگ با کُنشِ دیپلماتیک و برتری هوشمندانه در میدان، سویه روندهای ژئوپلتیکیِ تهدیدزا را تغییر داده و به فرصت تبدیل میکنند.
در میانه روندهای ژئوپلتیکی و کنشگری رهبران، چیدمان نهادی جای دارد. سازمانهای حکومتی، شرکتهای انحصارطلب و گروههای ذینفع، همگی ترتیباتِ نهادی را شکل میدهند. برآیندِ سیاستِ خارجی و داخلی تا حدودی تحت تاثیر رقابت یا همکاری این نهادها و توان لابیگری آنها برای رسیدن به اهدافشان است.
پول، زور و گفتمان، مثلثِ سنّتیِ قدرت را تشکیل میدهند. پس حفظِ برتری در اقتصادِ بینالملل از طریق کنترل و یا بهرهبرداری از شبکهی مالی و ارزِ جهانی در سیاستِ خارجی نقشی مهم دارد.
امروزه اما این ژئواکونومی است که سویه نوین آن گشته [است]: سرمایهگذاری هدفمند، برای دستیابی به اهداف ژئوپلتیکی!
عواملِ غیرمادی نیز بر سویهی سیاست خارجی تاثیر مینهند. آن را در مفهوم ژئوکالچر بیابید: استفاده از ایدئولوژی، گفتمان و فرهنگ در رقابت ژئوپلتیکی! ایدئولوژی اگر از منطقِ ژئوپلتیک پیروی نکند، خواهناخواه دود میشود و به هوا میرود. هویّتِ ملی اما نیرومند است و بسیجکننده تودههای ناراضی.
در زمانهی كنونی فاکتورِ نوینی در حال شکلگیریست که سویهی رقابت جهانی را زیر سایهی خود خواهد برد: تکنوپلتیک یا توسعه تکنولوژی برای دستیابی به اهداف ژئوپلتیکی! از نیمههادی تا هوش مصنوعی، همگی عناصری برای حفظ یا دستیابی بر هژمونی جهانی هستند؛ رقابتی که مرکز ثقل آن در دریای چین است.
با این فاکتورهای هفتگانه، فراز و نشیب در سیاست جهانی را تحلیل و روندهای نوین را پیشبینی کنید. در صورت نبودِ زمان کافی و کمبود دادهی قابل اعتماد، تنها به دوگانه ژئوپلتیک و روانشناسی سیاسی اکتفا کنید. ستون سوم، تکنوپلتیک، نیز در حال کوبیدن دَر برای ورود به جرگه این دو فاکتور است!
چهارگانه روندهای ژئوپلتیکی، روانشناسی سیاسی رهبران، مدلهای تصمیمگیری آنان و رقابت نهادهای داخلی در کتابم* بکاربردهشد؛ کتابی که بر سیاست خارجی [محمدرضا] شاه تمرکز داشت و در تابستان ۲۰۱۸ [میلادی] چاپ شد. نسخه کُردی آن پارسال بیرون آمد و نسخه عربی و فرانسوی آن نیز در دست تهیه است؛ نسخهی ایرانی امّا ..!
🔴 پینوشت:
* نام کتاب
The Shah of Iran, the Iraqi Kurds and the Lebanese Shia
#توییت_خوانی
@IranDel_Channel
💢
Telegram
attach 📎
👍8👎1
Forwarded from ایراندل | IranDel
💚
🤍
❤️
🔴 شهروندان ایرانی که دغدغهی ایران دارند، به کانالِ تلگرامی "ایراندل" دعوتاند.
نام این کانال، از بیت معروفِ حکیم نظامی گنجهای، الهام گرفته شده است:
همه عالم تَن است و ایراندل
نیست گوینده، زین قیاس خجل
🔴 بازنشر یک یادداشت، توییت، ویدئو و یا یک فایل صوتی در کانالِ ایراندل به معنی تایید کل محتوای ارسالی و تمام مواضعِ صاحبِ آن محتوا (نویسنده و سخنران و توییتزننده) نیست و صرفاً هدف بازتاب دادن یک نگاه و اندیشه پیرامونِ تاریخ، فرهنگ، ادبیات، اندیشهی ایرانی و مسائل روز ایران است.
لطفاً به کانالِ تلگرامی ایراندل پیوسته و دوستان خود را بدین کانال دعوت کنید و این پیام را در گروههای مختلف تلگرامی به اشتراک بگذارید.
لطفاً اعلانهای کانال (notification) را فعال نگه دارید و بعد مطالعهی فرستهها (پستها) چنانچه فرستهای را سودمند ارزیابی کردید، آن فرسته را به کانال تلگرامی خود، گروههای مختلف تلگرامی و دوستانِ علاقمندتان ارسال کنید.
از همراهی شما مخاطبانِ گرامی سپاسگزاریم.
https://t.me/IranDel_Channel
@IranDel_Channel
💢
🤍
❤️
🔴 شهروندان ایرانی که دغدغهی ایران دارند، به کانالِ تلگرامی "ایراندل" دعوتاند.
نام این کانال، از بیت معروفِ حکیم نظامی گنجهای، الهام گرفته شده است:
همه عالم تَن است و ایراندل
نیست گوینده، زین قیاس خجل
🔴 بازنشر یک یادداشت، توییت، ویدئو و یا یک فایل صوتی در کانالِ ایراندل به معنی تایید کل محتوای ارسالی و تمام مواضعِ صاحبِ آن محتوا (نویسنده و سخنران و توییتزننده) نیست و صرفاً هدف بازتاب دادن یک نگاه و اندیشه پیرامونِ تاریخ، فرهنگ، ادبیات، اندیشهی ایرانی و مسائل روز ایران است.
لطفاً به کانالِ تلگرامی ایراندل پیوسته و دوستان خود را بدین کانال دعوت کنید و این پیام را در گروههای مختلف تلگرامی به اشتراک بگذارید.
لطفاً اعلانهای کانال (notification) را فعال نگه دارید و بعد مطالعهی فرستهها (پستها) چنانچه فرستهای را سودمند ارزیابی کردید، آن فرسته را به کانال تلگرامی خود، گروههای مختلف تلگرامی و دوستانِ علاقمندتان ارسال کنید.
از همراهی شما مخاطبانِ گرامی سپاسگزاریم.
https://t.me/IranDel_Channel
@IranDel_Channel
💢
Telegram
ایراندل | IranDel
همه عالم تن است و ایران دل ❤️
این کانال دغدغهاش، ایران است و گردانندۀ آن، یک شهروند ایرانی آذربایجانی
[ بازنشر یک یادداشت، توییت، ویدئو و یا یک صوت به معنی تأیید کل محتوا و تمام مواضع صاحب آن محتوا نیست و هدف صرفاً بازتاب دادن یک نگاه و اندیشه است.]
این کانال دغدغهاش، ایران است و گردانندۀ آن، یک شهروند ایرانی آذربایجانی
[ بازنشر یک یادداشت، توییت، ویدئو و یا یک صوت به معنی تأیید کل محتوا و تمام مواضع صاحب آن محتوا نیست و هدف صرفاً بازتاب دادن یک نگاه و اندیشه است.]
👍11👎1
🔴 #توییت_خوانی
✍️ رشتهتوییتی از سید کوهزاد اسماعیلی
فرهنگستان زبان و ادب فارسی یک «نهاد ملّی» است. یکی از مهمترین نهادهای قانونی ملّی ماست که وظیفهای بسیار مهم و حساس بر عهده دارد.
قطعاً با ایدهآل - مانند آکادمی زبان فرانسه - فاصله دارد، اما مانند همه نهادهای ملّی اینکه چه کسی رئیس آن است، فرع بر اصلِ ملّی بودن آن است.
خلاصه در برخورد با یک نهاد ملّی و تخصّصی سعی کنیم کمتر خوشمزگی راه بیاندازیم.
کسانی که در این نهاد هستند افرادی برجسته و متخصصاند که مثلاً در مورد واژهگزینی بهتر از بنده میدانند دارند چه میکنند. اینکه پزشک به کار خودش برسد و متخصّصِ زبان هم به کار خودش، به سیرهی عُقلا نزدیکتر است!
🔴 پینوشت:
بازنشر توییتی از یک شخص، به معنی تأييد تمام مواضع آن شخص نیست.
@IranDel_Channel
💢
🔴 #توییت_خوانی
✍️ رشتهتوییتی از سید کوهزاد اسماعیلی
فرهنگستان زبان و ادب فارسی یک «نهاد ملّی» است. یکی از مهمترین نهادهای قانونی ملّی ماست که وظیفهای بسیار مهم و حساس بر عهده دارد.
قطعاً با ایدهآل - مانند آکادمی زبان فرانسه - فاصله دارد، اما مانند همه نهادهای ملّی اینکه چه کسی رئیس آن است، فرع بر اصلِ ملّی بودن آن است.
خلاصه در برخورد با یک نهاد ملّی و تخصّصی سعی کنیم کمتر خوشمزگی راه بیاندازیم.
کسانی که در این نهاد هستند افرادی برجسته و متخصصاند که مثلاً در مورد واژهگزینی بهتر از بنده میدانند دارند چه میکنند. اینکه پزشک به کار خودش برسد و متخصّصِ زبان هم به کار خودش، به سیرهی عُقلا نزدیکتر است!
🔴 پینوشت:
بازنشر توییتی از یک شخص، به معنی تأييد تمام مواضع آن شخص نیست.
@IranDel_Channel
💢
Telegram
ایراندل | IranDel
همه عالم تن است و ایران دل ❤️
این کانال دغدغهاش، ایران است و گردانندۀ آن، یک شهروند ایرانی آذربایجانی
[ بازنشر یک یادداشت، توییت، ویدئو و یا یک صوت به معنی تأیید کل محتوا و تمام مواضع صاحب آن محتوا نیست و هدف صرفاً بازتاب دادن یک نگاه و اندیشه است.]
این کانال دغدغهاش، ایران است و گردانندۀ آن، یک شهروند ایرانی آذربایجانی
[ بازنشر یک یادداشت، توییت، ویدئو و یا یک صوت به معنی تأیید کل محتوا و تمام مواضع صاحب آن محتوا نیست و هدف صرفاً بازتاب دادن یک نگاه و اندیشه است.]
👍10👎1
🔴 سیاست روس
✍️ محمود افشار، دانشآموخته دکترای حقوق
تا قبل از پطر کبیر روسیه راهی به دریا نداشت. وقتی که این شخص بزرگ تاریخی به سلطنت رسید دانست تا آن مملکت رابطۀ مستقیم با دریاهای آزاد نداشته باشد نخواهد توانست که اجتماعاً اقتصاداً و سیاستاً مراحل ترقی را سیر نماید. علیهذا با کمال جدیت به انجام این مقصود همت گماشته و به ممالک همسایه بنای دستاندازی گذاشت. بعد از او جانشینانش به استظهار وصیتنامۀ سیاسی که به نام وی جعل شده بود دست یافتن به دریاهای آزاد و اضمحلال مللی را که در سر راه بودند مدار سیاست و کوشش خود قرار دادند.
از چهار راه ممکن بود که روسها به دریای آزاد راه یابند: اول دریای سیاه و مدیترانه، دوم بحر بالتیک و اقیانوس اطلس، سوم دریاهای شرق اقصی و اقیانوس کبیر، چهارم خلیج فارس و اقیانوس هند. در هر یک از این جهات به موانع و مشکلاتی برخوردند که شرح جامع آن خارج از مقالۀ ماست. به طور اختصار آنکه در خط اول بعد از زد و خوردها با عثمانی دریای سیاه را در حقیقت تصرف نمودند، ولی تجاوز از آن یعنی عبور از تنگههای بسفر و داردانل برای آنها میسر نگردید. در خط دوم پس از جنگهایی با سوئد بالأخره به بحر بالتیک دست یافته و پطر کبیر شهر پطرزبورغ را بنا نهاد، ولی باز از این دریا نتوانستند خارج شده خود را به اقیانوس اطلس برسانند. در خط سوم پس از طی مسافتها و دفع موانع در سیبریا به کنار اقیانوس کبیر رسیده و شهر ولادیوستُک را ایجاد کردند، اما باز در آنجا نیز ژاپنیها مانع خیالات آنها گردیدند. در خط چهارم راه عمدۀ آنها ایران بود، ولی در این راه با وجود تمام کوششهایی که کردند موفق به رسیدن به خلیج فارس نشدند. در تمام این راهها انگلیسیان به مبارزین و مخالفین روسیه کمک میکردند، چنانکه در سال ۱۸۵۵ به عثمانی مدد کرده و روسها را در کریمه شکست دادند.
وصیتنامۀ جعلی که به نام پطر کبیر معروف است گذشته از دریای آزاد سیاسیون روس را به تسخیر هندوستان نیز تطمیع نموده است. روسها برای رسیدن به این دو مقصود یعنی خلیج فارس و هندوستان قریب به دو قرن کار کردند. قشون آنها در ترکستان و قفقاز داخل شده و از دو ساحل بحر خزر به طرف ایران پیش آمدند. خانان خیوه و بخارا را مطیع نموده، ناحیۀ مرو را نیز مالک شده و با ایران و افغانستان از این سمت همسایه گردیدند. در قفقازیه نیز داغستان، گرجستان، ارمنستان و سایر ولایات این طرف رود کُر را تا رود ارس متدرجاً تصاحب نموده به خلیج فارس و سرحدّات هند نزدیک شدند.
🔴 منبع:
گنجینۀ مقالات، دکتر محمود افشار، تهران: انتشارات دکتر محمود افشار، چاپ دوم ۱۴۰۰، ج ۲، ص ۲۴۸ - ۲۴۹
@IranDel_Channel
💢
🔴 سیاست روس
✍️ محمود افشار، دانشآموخته دکترای حقوق
تا قبل از پطر کبیر روسیه راهی به دریا نداشت. وقتی که این شخص بزرگ تاریخی به سلطنت رسید دانست تا آن مملکت رابطۀ مستقیم با دریاهای آزاد نداشته باشد نخواهد توانست که اجتماعاً اقتصاداً و سیاستاً مراحل ترقی را سیر نماید. علیهذا با کمال جدیت به انجام این مقصود همت گماشته و به ممالک همسایه بنای دستاندازی گذاشت. بعد از او جانشینانش به استظهار وصیتنامۀ سیاسی که به نام وی جعل شده بود دست یافتن به دریاهای آزاد و اضمحلال مللی را که در سر راه بودند مدار سیاست و کوشش خود قرار دادند.
از چهار راه ممکن بود که روسها به دریای آزاد راه یابند: اول دریای سیاه و مدیترانه، دوم بحر بالتیک و اقیانوس اطلس، سوم دریاهای شرق اقصی و اقیانوس کبیر، چهارم خلیج فارس و اقیانوس هند. در هر یک از این جهات به موانع و مشکلاتی برخوردند که شرح جامع آن خارج از مقالۀ ماست. به طور اختصار آنکه در خط اول بعد از زد و خوردها با عثمانی دریای سیاه را در حقیقت تصرف نمودند، ولی تجاوز از آن یعنی عبور از تنگههای بسفر و داردانل برای آنها میسر نگردید. در خط دوم پس از جنگهایی با سوئد بالأخره به بحر بالتیک دست یافته و پطر کبیر شهر پطرزبورغ را بنا نهاد، ولی باز از این دریا نتوانستند خارج شده خود را به اقیانوس اطلس برسانند. در خط سوم پس از طی مسافتها و دفع موانع در سیبریا به کنار اقیانوس کبیر رسیده و شهر ولادیوستُک را ایجاد کردند، اما باز در آنجا نیز ژاپنیها مانع خیالات آنها گردیدند. در خط چهارم راه عمدۀ آنها ایران بود، ولی در این راه با وجود تمام کوششهایی که کردند موفق به رسیدن به خلیج فارس نشدند. در تمام این راهها انگلیسیان به مبارزین و مخالفین روسیه کمک میکردند، چنانکه در سال ۱۸۵۵ به عثمانی مدد کرده و روسها را در کریمه شکست دادند.
وصیتنامۀ جعلی که به نام پطر کبیر معروف است گذشته از دریای آزاد سیاسیون روس را به تسخیر هندوستان نیز تطمیع نموده است. روسها برای رسیدن به این دو مقصود یعنی خلیج فارس و هندوستان قریب به دو قرن کار کردند. قشون آنها در ترکستان و قفقاز داخل شده و از دو ساحل بحر خزر به طرف ایران پیش آمدند. خانان خیوه و بخارا را مطیع نموده، ناحیۀ مرو را نیز مالک شده و با ایران و افغانستان از این سمت همسایه گردیدند. در قفقازیه نیز داغستان، گرجستان، ارمنستان و سایر ولایات این طرف رود کُر را تا رود ارس متدرجاً تصاحب نموده به خلیج فارس و سرحدّات هند نزدیک شدند.
🔴 منبع:
گنجینۀ مقالات، دکتر محمود افشار، تهران: انتشارات دکتر محمود افشار، چاپ دوم ۱۴۰۰، ج ۲، ص ۲۴۸ - ۲۴۹
@IranDel_Channel
💢
Telegram
ایراندل | IranDel
همه عالم تن است و ایران دل ❤️
این کانال دغدغهاش، ایران است و گردانندۀ آن، یک شهروند ایرانی آذربایجانی
[ بازنشر یک یادداشت، توییت، ویدئو و یا یک صوت به معنی تأیید کل محتوا و تمام مواضع صاحب آن محتوا نیست و هدف صرفاً بازتاب دادن یک نگاه و اندیشه است.]
این کانال دغدغهاش، ایران است و گردانندۀ آن، یک شهروند ایرانی آذربایجانی
[ بازنشر یک یادداشت، توییت، ویدئو و یا یک صوت به معنی تأیید کل محتوا و تمام مواضع صاحب آن محتوا نیست و هدف صرفاً بازتاب دادن یک نگاه و اندیشه است.]
👍8👎1
🔴 چکامهای به دو زبان فارسی و ترکی آذربایجانی از مهدی اکبریفر (چامهسرا و نویسندهٔ اردبیلی)، دربارهٔ دریاچهٔ ارومیه، چشم نیلی ایرانزمین و نگین خطهٔ آذربایجان
دریاچهٔ ارومیه
درنای زخم خوردهٔ آبی
شوق به گِل نشستهٔ جیحون
در رشکِ آذران،
افسانهٔ نمک و خون،
چون اشکِ مادران
بر چهرهٔ فسردهٔ میهن نشستهای
نامت بلند باد ...
گهوارهٔ تمدن و فرهنگ
پیوندگاه زبان و زمان و دین
عمّان بینهنگ،
حالا که دستِ تو از ابرها و رود
کوتاه گشته است،
سینه ز مرگِ سپیدت
از نالهٔ پرندگانِ رحیلت
پر آه گشته است،
غم، همچو گرد نمک،
از لبِ ارس
تا دستهای پینهبستهٔ هرمز
بیداد میکند:
گویا مغیره بن شعبه دگر بار
بر کوه کشتگان
خطبهٔ مرگ ایراد میکند...
دریاچهٔ ارومیه
ای گرد پیلتن
سهرابِ زخم خوردهٔ این نقشهٔ کهن
بالا بلند،
شهبیت آذریِ گلستان این وطن،
برخیز،
چون دست بر سر این بیپناه باش،
رستمِ شکست خورده
زالِ شکسته
سیمرغِ بر فرازِ دماوند نشسته
بابک به قلعهٔ بذ و
افشین به سنگر است،
مرهم به درد کهنسالِ ماه باش،
با من بمان
با من بخوان:
ایران آنام سنی جاندان سئویب سئور
عشقینده هر زمان جان آلار، همده جان وئرر
ارومیه دریاسی،
دریالارین گلینی، سئللرین سونی
باخ،
یالنیزام، سوسوزام، خانمانسیزام
حسرت قوپور نفسیمدن، ایاقه دور،
بیرده فرحله سؤیله اؤزون، سسله بیزلری
بیرده سولان،
چاغیر کؤچهری خسته قوشلاری
آچ قوللارین، گمیلره میندیر یوخولاری
آل بوینونا بیزی
گؤزلیر سنی
گؤزل ایران اوشاقلاری
م. الف
📷 عکس از سینا افشاریان
🔴 پینوشت:
با امید و آرزوی روزهای خوب برای محیطزیستِ ایران از دریاچههای ارومیه، بختگان، جازموریان و هامون، تالابهای انزلی و هورالعظیم، رودهای کارون، زایندهرود و ارس، باتلاقِ گاوخونی و جنگلهای هیرکانی شمال، ارسباران و زاگرس و ...
@IranDel_Channel
💢
🔴 چکامهای به دو زبان فارسی و ترکی آذربایجانی از مهدی اکبریفر (چامهسرا و نویسندهٔ اردبیلی)، دربارهٔ دریاچهٔ ارومیه، چشم نیلی ایرانزمین و نگین خطهٔ آذربایجان
دریاچهٔ ارومیه
درنای زخم خوردهٔ آبی
شوق به گِل نشستهٔ جیحون
در رشکِ آذران،
افسانهٔ نمک و خون،
چون اشکِ مادران
بر چهرهٔ فسردهٔ میهن نشستهای
نامت بلند باد ...
گهوارهٔ تمدن و فرهنگ
پیوندگاه زبان و زمان و دین
عمّان بینهنگ،
حالا که دستِ تو از ابرها و رود
کوتاه گشته است،
سینه ز مرگِ سپیدت
از نالهٔ پرندگانِ رحیلت
پر آه گشته است،
غم، همچو گرد نمک،
از لبِ ارس
تا دستهای پینهبستهٔ هرمز
بیداد میکند:
گویا مغیره بن شعبه دگر بار
بر کوه کشتگان
خطبهٔ مرگ ایراد میکند...
دریاچهٔ ارومیه
ای گرد پیلتن
سهرابِ زخم خوردهٔ این نقشهٔ کهن
بالا بلند،
شهبیت آذریِ گلستان این وطن،
برخیز،
چون دست بر سر این بیپناه باش،
رستمِ شکست خورده
زالِ شکسته
سیمرغِ بر فرازِ دماوند نشسته
بابک به قلعهٔ بذ و
افشین به سنگر است،
مرهم به درد کهنسالِ ماه باش،
با من بمان
با من بخوان:
ایران آنام سنی جاندان سئویب سئور
عشقینده هر زمان جان آلار، همده جان وئرر
ارومیه دریاسی،
دریالارین گلینی، سئللرین سونی
باخ،
یالنیزام، سوسوزام، خانمانسیزام
حسرت قوپور نفسیمدن، ایاقه دور،
بیرده فرحله سؤیله اؤزون، سسله بیزلری
بیرده سولان،
چاغیر کؤچهری خسته قوشلاری
آچ قوللارین، گمیلره میندیر یوخولاری
آل بوینونا بیزی
گؤزلیر سنی
گؤزل ایران اوشاقلاری
م. الف
📷 عکس از سینا افشاریان
🔴 پینوشت:
با امید و آرزوی روزهای خوب برای محیطزیستِ ایران از دریاچههای ارومیه، بختگان، جازموریان و هامون، تالابهای انزلی و هورالعظیم، رودهای کارون، زایندهرود و ارس، باتلاقِ گاوخونی و جنگلهای هیرکانی شمال، ارسباران و زاگرس و ...
@IranDel_Channel
💢
Telegram
attach 📎
👍17👎2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 شاعرِ زندهیاد استاد اسد چراغی
ایشان از شاعرانِ مطرحِ کُردیسُرای استان کرمانشاه بودند که اشعار بسیار زیبایی را با گویشِ کُردی کرمانشاهی (کلهری) سروده است.
@IranDel_Channel
💢
ایشان از شاعرانِ مطرحِ کُردیسُرای استان کرمانشاه بودند که اشعار بسیار زیبایی را با گویشِ کُردی کرمانشاهی (کلهری) سروده است.
@IranDel_Channel
💢
👍14👎1
🔴 حیاتوحش و محیطزیستِ ایرانمان را دریابیم...
✍️ طرح از سعید بگلو با نام هنری نمیا
@IranDel_Channel
💢
✍️ طرح از سعید بگلو با نام هنری نمیا
@IranDel_Channel
💢
👍12👎1
🔴 چرا دریاچه ارومیه به شرایط بحرانی کنونی رسید؟
✍️ رشتهتوییتی از احسان انتظاری
شرایط وخیم دریاچه ارومیه، چشم نیلی ایرانزمین و نگین خطهی آذربایجان، عریانترین زخمِ محیطزیست ایران است.
دلنگرانِ عدم توجه به دانش و تجربهی بشری، بیتدبیری، سومدیریتها در محیطزیست، حیاتوحش و حوزهی منابع آب ایرانمان هستیم.
[ولی] چرا دریاچه ارومیه به شرایط بحرانی کنونی رسید؟
یک) حفر هزاران چاه عمیق مجاز و غیرمجاز در حوضهی آبریز دریاچه ارومیه
دو) سدسازی روی رودهای منتهی به دریاچه ارومیه و ندادن و یا کاهش شدیدِ حقآبهی دریاچه
سه) تبدیل کشت دیم به آبی در مزارع و تغییر کشتِ و محصولِ مزارع و باغها و تبدیل باغهای پیرامون دریاچه به ویلا، خانهباغ، تالار و رستوران
(که همه این امور موجبِ افزایش مصرف آب، هدررفت و سومصرف آب در حوزهی کشاورزی در محیط پیرامون دریاچه ارومیه میشود.)
چهار) اثر پل میانگذر روی چرخش طبیعی آب در دریاچه و تاثیر آن بر میزانِ شوری و تبخیرِ آب
پنج) تغییراتِ آب و هوایی در دهههای اخیر
(کاهش بارندگی، افزایش دما و افزایش تبخیر آب دریاچه در دهههای اخیر)
شش) سومدیریت بویژه درحوزهی مدیران عموماً بومی استانهای مجاور دریاچه ارومیه در برهههای مختلف (فساد اداری، سومدیریت، فساد اقتصادی و ...)
هفت) وعدههای عوامانهی برخی از نمایندگان شهرهای مختلف ِ استانهای مجاورِ دریاچه ارومیه در مجلس در دورههای مختلف
هشت) دخالتِ گستردهی انسان در طبیعت و عدم توجه به تجربه و دانشِ بشری و عدم استفاده از نیروهای متخصص
و ...
هر یک از این عوامل، وزنی در بحران کنونی دریاچه ارومیه دارد.
شناخت دقیقِ عوامل و تعیین وزن و اهمیت هر عامل، میتوانست راهگشای شرایط دریاچه باشد که دریغا چنین عزمی نبود.
#توییت_خوانی
@IranDel_Channel
💢
🔴 چرا دریاچه ارومیه به شرایط بحرانی کنونی رسید؟
✍️ رشتهتوییتی از احسان انتظاری
شرایط وخیم دریاچه ارومیه، چشم نیلی ایرانزمین و نگین خطهی آذربایجان، عریانترین زخمِ محیطزیست ایران است.
دلنگرانِ عدم توجه به دانش و تجربهی بشری، بیتدبیری، سومدیریتها در محیطزیست، حیاتوحش و حوزهی منابع آب ایرانمان هستیم.
[ولی] چرا دریاچه ارومیه به شرایط بحرانی کنونی رسید؟
یک) حفر هزاران چاه عمیق مجاز و غیرمجاز در حوضهی آبریز دریاچه ارومیه
دو) سدسازی روی رودهای منتهی به دریاچه ارومیه و ندادن و یا کاهش شدیدِ حقآبهی دریاچه
سه) تبدیل کشت دیم به آبی در مزارع و تغییر کشتِ و محصولِ مزارع و باغها و تبدیل باغهای پیرامون دریاچه به ویلا، خانهباغ، تالار و رستوران
(که همه این امور موجبِ افزایش مصرف آب، هدررفت و سومصرف آب در حوزهی کشاورزی در محیط پیرامون دریاچه ارومیه میشود.)
چهار) اثر پل میانگذر روی چرخش طبیعی آب در دریاچه و تاثیر آن بر میزانِ شوری و تبخیرِ آب
پنج) تغییراتِ آب و هوایی در دهههای اخیر
(کاهش بارندگی، افزایش دما و افزایش تبخیر آب دریاچه در دهههای اخیر)
شش) سومدیریت بویژه درحوزهی مدیران عموماً بومی استانهای مجاور دریاچه ارومیه در برهههای مختلف (فساد اداری، سومدیریت، فساد اقتصادی و ...)
هفت) وعدههای عوامانهی برخی از نمایندگان شهرهای مختلف ِ استانهای مجاورِ دریاچه ارومیه در مجلس در دورههای مختلف
هشت) دخالتِ گستردهی انسان در طبیعت و عدم توجه به تجربه و دانشِ بشری و عدم استفاده از نیروهای متخصص
و ...
هر یک از این عوامل، وزنی در بحران کنونی دریاچه ارومیه دارد.
شناخت دقیقِ عوامل و تعیین وزن و اهمیت هر عامل، میتوانست راهگشای شرایط دریاچه باشد که دریغا چنین عزمی نبود.
#توییت_خوانی
@IranDel_Channel
💢
Telegram
attach 📎
👍15👎1
🔴 تُرکانِ پارسیگو یا خوبانِ پارسیگو؟
[بررسی و تحلیلِ یک ادّعا]
✍️ محمد ابراهیم حایری
نه نیوتون از کشفِ جاذبهی زمین به این اندازه ذوق زده شده بود و نه ارشمیدس از یافتن فرمولِ وزن حجمی که دانشمندِ مکتبندیدهی معاصرمان از کشف خوانشی بابِ میلش از یک بیتِ خواجه حافظ شیرازی ذوق زده شدهاند. استاد کشف کردهاند که آنجا که حافظ فرموده است که: "خوبانِ پارسیگوی بخشندگان عمرند" - به گواهی نسخههایی از دیوان حافظ - در اصل، تُرکانِ پارسیگوی بوده است که دستخوش تحریف و جعلِ زبانپرستان شده است و لابد پارسیگرایان حق مردم آذربایجان را از دیوانِ حافظ خوردهاند و هواداران دانشمندتر از خود استاد، ذوقزدهتر از خود ایشان این کشف بزرگ آن را با آب وتاب در صفحاتشان بازتاب میدهند.!
البته بر این استادِ دانشمند به خاطر این ذوقزدگی نمیتوان خُرده گرفت، نخواندهاند و ندیدهاند که از این اختلاف خوانشها و اختلافِ ثبتها در نسخههای مختلف دیوان خواجه فراوان است و نمیدانند که از دیرباز بین حافظدوستان و حافظپژوهان بحث دربارهی خوانشهای مختلف از ابیات حافظ بسیار بوده است و هم اکنون نیز این بحثها ادامه دارد و هیچ خردمندی این اختلافِ خوانش را جعل و تحریف نام نگذاشته است و اتفاقاً مشهورترین این اختلافِ خوانشها در بیت دوم همین غزل است، آنجا که حضرت خواجه میفرماید:
کَشتی نشستگانیم (یا کشتی شکستگانیم) ای بادِ شُرطه برخیز...
سالهای سال است که برخی شکسته میخوانند و بعضی بر این باورند که نشستگانیم درست است. برخی گفتهاند کشتی اگر بشکند که از بادِ شُرطه کاری ساخته نیست. پارهای هم میگویند اتفاقاً کَشتی شکستگانی که به تخته پارههای کَشتی آویختهاند بیشتر چشم یاری به بادِ شُرطه دارند تا موجی برانگیزاند و تخته پارهها را به ساحل برساند و این بحث چنان دراز شده است که بزرگی سروده است:
برخی نشسته خوانند بعضی شکسته دانند
چون نیست خواجه حافظ، معذور دار ما را
پیداست که اگر کسی در این بحثها و در این اختلاف ثبت در نسخهها وارد نشده باشد و با گفتگوهای حافظپژوهان در این خصوص آشنا نباشد، از چنین کشفی هیجان زده شود.
در خصوص بیتِ مزبور البته که بیشتر نسخهها - و به ویژه نسخههای معتبر - همان خوبان را ثبت کردهاند. با این همه از درگاه بزرگان اجازه میخواهم که با همان روایتِ تُرکانِ پارسیگوی همداستان باشم. بر این باورم که حافظِ شیرینسخن، پارسیگویی را هنری برای خوبان، نمیشمارد. چرا که زبان مادری همان خوبان پارسی بوده است و پارسیگویی مزیّتی و هنری برای آنان نبوده است. هنری اگر بوده آنجا بوده است که زیبارویان تُرک، فارسیدانی را نیز به زیباییشان افزون کرده و شایسته آن باشند که حافظ آنان را به زیور سخنش بیاراید. به ویژه آنکه آن تُرکان،پارسی را نیز به لهجهای غریب سخن میگفتهاند و این لهجه، نمکِ سخنانشان بیشتر میکرد و باز اجازه میخواهم که در ادامه همین بیت بین دو روایت "رندانِ پارسا" و "پیرانِ پارسا" نیز "پیرانِ پارسا" را برگزینم. هم از باب همآوایی واژه پیر با واژهی پارسا و هم از این بابت که بخشندگی عمر با نیازِ پیران بیشتر سازگار است تا رندان. یعنی "به گمان من" بیت اینگونه درستتر است:
تُرکان پارسیگوی بخشندگان عمرند
ساقی بشارتی ده، پیرانِ پارسا را
حال که همراهی و همرأیی خودمان را خوانشِ استادِ مسلّمِ ادب و تاریخ نشان دادیم، ببینیم آیا این خوانش، نظر ایشان را تامین میکند؟ و آیا این خوانش به سود نظریاتِ تُرکگرایانه ایشان هست یا نه؟ از فَحوای نوشته این دانشمندِ درس ناخوانده چنین پیداست که ایشان گمان کردهاند منظور حافظ از تُرکانِ پارسیگو، شعرای تُرک پیش ازحافظ است. چون نوشتهاند: «حال باید از ایرانشهریها پرسید اگر ما تُرکزبان نبودیم و نظامی و خاقانی و مولوی وصائب و… تُرکِ پارسیگو نبودهاند حافظ به کدام تُرکِ پارسیگوی اشاره کرده است؟»
🔴 دنبالهی این یادداشت تحلیلی را در قسمتِ "مشاهده فوری" بخوانید:
👇👇
@IranDel_Channel
💢
🔴 تُرکانِ پارسیگو یا خوبانِ پارسیگو؟
[بررسی و تحلیلِ یک ادّعا]
✍️ محمد ابراهیم حایری
نه نیوتون از کشفِ جاذبهی زمین به این اندازه ذوق زده شده بود و نه ارشمیدس از یافتن فرمولِ وزن حجمی که دانشمندِ مکتبندیدهی معاصرمان از کشف خوانشی بابِ میلش از یک بیتِ خواجه حافظ شیرازی ذوق زده شدهاند. استاد کشف کردهاند که آنجا که حافظ فرموده است که: "خوبانِ پارسیگوی بخشندگان عمرند" - به گواهی نسخههایی از دیوان حافظ - در اصل، تُرکانِ پارسیگوی بوده است که دستخوش تحریف و جعلِ زبانپرستان شده است و لابد پارسیگرایان حق مردم آذربایجان را از دیوانِ حافظ خوردهاند و هواداران دانشمندتر از خود استاد، ذوقزدهتر از خود ایشان این کشف بزرگ آن را با آب وتاب در صفحاتشان بازتاب میدهند.!
البته بر این استادِ دانشمند به خاطر این ذوقزدگی نمیتوان خُرده گرفت، نخواندهاند و ندیدهاند که از این اختلاف خوانشها و اختلافِ ثبتها در نسخههای مختلف دیوان خواجه فراوان است و نمیدانند که از دیرباز بین حافظدوستان و حافظپژوهان بحث دربارهی خوانشهای مختلف از ابیات حافظ بسیار بوده است و هم اکنون نیز این بحثها ادامه دارد و هیچ خردمندی این اختلافِ خوانش را جعل و تحریف نام نگذاشته است و اتفاقاً مشهورترین این اختلافِ خوانشها در بیت دوم همین غزل است، آنجا که حضرت خواجه میفرماید:
کَشتی نشستگانیم (یا کشتی شکستگانیم) ای بادِ شُرطه برخیز...
سالهای سال است که برخی شکسته میخوانند و بعضی بر این باورند که نشستگانیم درست است. برخی گفتهاند کشتی اگر بشکند که از بادِ شُرطه کاری ساخته نیست. پارهای هم میگویند اتفاقاً کَشتی شکستگانی که به تخته پارههای کَشتی آویختهاند بیشتر چشم یاری به بادِ شُرطه دارند تا موجی برانگیزاند و تخته پارهها را به ساحل برساند و این بحث چنان دراز شده است که بزرگی سروده است:
برخی نشسته خوانند بعضی شکسته دانند
چون نیست خواجه حافظ، معذور دار ما را
پیداست که اگر کسی در این بحثها و در این اختلاف ثبت در نسخهها وارد نشده باشد و با گفتگوهای حافظپژوهان در این خصوص آشنا نباشد، از چنین کشفی هیجان زده شود.
در خصوص بیتِ مزبور البته که بیشتر نسخهها - و به ویژه نسخههای معتبر - همان خوبان را ثبت کردهاند. با این همه از درگاه بزرگان اجازه میخواهم که با همان روایتِ تُرکانِ پارسیگوی همداستان باشم. بر این باورم که حافظِ شیرینسخن، پارسیگویی را هنری برای خوبان، نمیشمارد. چرا که زبان مادری همان خوبان پارسی بوده است و پارسیگویی مزیّتی و هنری برای آنان نبوده است. هنری اگر بوده آنجا بوده است که زیبارویان تُرک، فارسیدانی را نیز به زیباییشان افزون کرده و شایسته آن باشند که حافظ آنان را به زیور سخنش بیاراید. به ویژه آنکه آن تُرکان،پارسی را نیز به لهجهای غریب سخن میگفتهاند و این لهجه، نمکِ سخنانشان بیشتر میکرد و باز اجازه میخواهم که در ادامه همین بیت بین دو روایت "رندانِ پارسا" و "پیرانِ پارسا" نیز "پیرانِ پارسا" را برگزینم. هم از باب همآوایی واژه پیر با واژهی پارسا و هم از این بابت که بخشندگی عمر با نیازِ پیران بیشتر سازگار است تا رندان. یعنی "به گمان من" بیت اینگونه درستتر است:
تُرکان پارسیگوی بخشندگان عمرند
ساقی بشارتی ده، پیرانِ پارسا را
حال که همراهی و همرأیی خودمان را خوانشِ استادِ مسلّمِ ادب و تاریخ نشان دادیم، ببینیم آیا این خوانش، نظر ایشان را تامین میکند؟ و آیا این خوانش به سود نظریاتِ تُرکگرایانه ایشان هست یا نه؟ از فَحوای نوشته این دانشمندِ درس ناخوانده چنین پیداست که ایشان گمان کردهاند منظور حافظ از تُرکانِ پارسیگو، شعرای تُرک پیش ازحافظ است. چون نوشتهاند: «حال باید از ایرانشهریها پرسید اگر ما تُرکزبان نبودیم و نظامی و خاقانی و مولوی وصائب و… تُرکِ پارسیگو نبودهاند حافظ به کدام تُرکِ پارسیگوی اشاره کرده است؟»
🔴 دنبالهی این یادداشت تحلیلی را در قسمتِ "مشاهده فوری" بخوانید:
👇👇
@IranDel_Channel
💢
Telegraph
تُرکانِ پارسیگو یا خوبان پارسیگو؟
. 🔴 تُرکانِ پارسیگو یا خوبانِ پارسیگو؟ [بررسی و تحلیلِ یک ادّعا] ✍️ محمد ابراهیم حایری نه نیوتون از کشفِ جاذبهی زمین به این اندازه ذوقزده شده بود و نه ارشمیدس از یافتن فرمولِ وزن حجمی، که دانشمندِ مکتبندیدهی معاصرمان از کشفِ خوانشی بابِ میلش از یک بیتِ…
👍22👎5
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔴 چرا برخی از مقامات، علاقهای به کشورشان ندارند؟ تفاوت مقامی که به کشورش و منافع ملی آن علاقمند است، با مقامی که علاقمند نیست، چطور مشخص میشود؟
🎥 پاسخِ محمود سریعالقلم، استاد روابط بینالملل دانشگاه شهید بهشتی
🔴 منبع: کانال دیپلماسی
@IranDel_Channel
💢
🎥 پاسخِ محمود سریعالقلم، استاد روابط بینالملل دانشگاه شهید بهشتی
🔴 منبع: کانال دیپلماسی
@IranDel_Channel
💢
👍13👎2
🔴 «هیولای گلوبالیسم»
✍️ مهدی تدینی
یکی از تعابیر سیاسی که چند سالی است در فضای مناقشات و مباحث نظری ایران زیاد به کار میرود، تعبیر «گلوبالیستها» است. گلوبالیسم معمولاً به معنایی منفی ــ و گاه به شدت منفی ــ به کار میرود و تردیدی در این باره وجود ندارد که هر چه «گلوبالیستها» پشتش باشند، چیز جز شر و ناگواری نیست و مصیبتی از آن برخواهد خاست. اما مفهوم «گلوبالیسم» کاربران بسیار متفاوتی دارد و همین هم آن را عجیب و مبهم کرده: هم راستها ــ به ویژه راست افراطی ــ از آن استفاده میکنند، و هم در ادبیات چپها تعبیر گلوبالیسم به معنایی منفی به کار میرود. هم چپ و هم راست (راست افراطی، راست بنیادگرا، راست هویتطلب، راست قومگرا، راست اولتراناسیونالیست، راست شبهفاشیست) به نیرویی که آن را «گلوبالیست» مینامند میتازند و اصلاً هم مشکلی ندارند که دچار تشابه مفهومی شدهاند ــ یعنی چپ از اینکه با راستها همصدا شده است مشمئز نمیشود و راست هم از اینکه تعبیر چپها در دهانش افتاده منزجر نمیشود.
در این متن میخواهم کمی مفهوم «گلوبالیسم» و «گلوبالیست» را به آن معنایی که مورد نظر چپ و راست است توضیح دهم تا اصلاً مشخص شود صحبت دربارۀ چیست و چه شده است که چپ و راست همنوا شدهاند؟! مگر میشود دو جریان سیاسی که از جهت بنیادهای نظری اینهمه از هم دور و متضادند، اشتراک نظر پیدا کنند؟
اول اینکه باید یادآوری کنم چپ و راست افراطی همیشه نقاط اشتراک داشتهاند. اصلاً بیناد نظریۀ «توتالیتاریسم» بر اینهمانی یا دستکم «همگروه بودن» چپ و راست افراطی استوار است. ایدئولوژیهای چپ و راست افراطی متفاوت است، اما عناصر مشترک در آنها وجود دارد (با اهداف متفاوت یا متضاد) و گاه نتایج عملی آنها نیز، یعنی وقتی ایدئولوژیِ خود را پیاده میکنند، به نظم سیاسی مشابهی تبدیل میشود (باز هم با اهداف متفاوت). مثلاً فاشیسم/نازیسم و کمونیسم هر دو به یک اندازه ضدلیبرال بودند و روی بد بودن کاپیتالیسم هم اتفاق نظر داشتند؛ فقط کمونیسم کلاً مالکیت خصوصی را از میان برمیداشت، اما فاشیسم بخشی از سرمایههای کاپیتالیستی را دولتی ــ سوسیالیستی ــ میکرد و بخشی را با مداخلات گستردۀ دولت (یعنی اولویت دادنِ سیاست بر اقتصاد) زیر فرمان خود درمیآورد. جای این نیست که این بحث را اینجا بیش از این باز کنم و به این بسنده میکنم که کمونیسم و فاشیسم هر دو شورش علیه لیبرالیسم بودند (لیبرالیسم به عنوان جریان اصیل مدرنیته).
پس اینکه چپ و راست جاهایی اتفاق نظر داشته باشند اصلاً چیز جدیدی نیست. در مورد گلوبالیسم هم نوعی از همین اتفاقنظرها پدید آمده و کموبیش حتی همان «اتفاقنظر کلاسیک» بازتولید شده است.
اول برویم سراغ راست افراطی ببینیم از گلوبالیسم چه میفهمد:
درد راست افراطی این است که معتقد است فرایند «جهانی شدن» از دنیا «مرززدایی» میکند. مسئلۀ راست «هویت» است و معتقد است با جهانی شدن ــ یعنی با تن دادن به ارزشهای جهانی و پذیرش شیوههای تولید و زندگی در ابعاد جهانی (و نه ملی، محلی و بومی) ــ هویتشان در نوعی هویت جهانی حل میشود. راستِ هویتطلب ابعاد بومی را مرجع و ساحتِ تعریف زندگی میداند و تن دادن به فرایندهای جهانی را تضعیف این هویت مستقل قلمداد میکنند. آنها فکر میکنند وقتی شیوۀ تولید جهانی شود، واحد اجتماعیشان به قطعهای از پازل تولید جهانی تبدیل شود و تجارت آزاد میان ملتها و کشورها برقرار شود، هم حاکمیتهای ملی که نگهبان هویتهای محلی است تضعیف میشود و هم شباهتهایی ناخواسته از بیرون به اجتماعشان تحمیل میشود. عوامل بیرونی ماهیت درونی را عوض میکند و رفتهرفته همۀ مردم دنیا یکشکل و یکسان میشوند و فرد به جای اینکه به ملت، مردم، قوم و اجتماعش تعلق داشته باشد، «جهانمیهن» میشود؛ یعنی شهروندی میشود در جهانی که زیر فرمان یک اقلیت است ــ نام این اقلیت را چه میگذارد: «گلوبالیستها».
🔴 دنبالهی یادداشت را در قسمتِ "مشاهده فوری" بخوانید:
👇👇
@IranDel_Channel
💢
🔴 «هیولای گلوبالیسم»
✍️ مهدی تدینی
یکی از تعابیر سیاسی که چند سالی است در فضای مناقشات و مباحث نظری ایران زیاد به کار میرود، تعبیر «گلوبالیستها» است. گلوبالیسم معمولاً به معنایی منفی ــ و گاه به شدت منفی ــ به کار میرود و تردیدی در این باره وجود ندارد که هر چه «گلوبالیستها» پشتش باشند، چیز جز شر و ناگواری نیست و مصیبتی از آن برخواهد خاست. اما مفهوم «گلوبالیسم» کاربران بسیار متفاوتی دارد و همین هم آن را عجیب و مبهم کرده: هم راستها ــ به ویژه راست افراطی ــ از آن استفاده میکنند، و هم در ادبیات چپها تعبیر گلوبالیسم به معنایی منفی به کار میرود. هم چپ و هم راست (راست افراطی، راست بنیادگرا، راست هویتطلب، راست قومگرا، راست اولتراناسیونالیست، راست شبهفاشیست) به نیرویی که آن را «گلوبالیست» مینامند میتازند و اصلاً هم مشکلی ندارند که دچار تشابه مفهومی شدهاند ــ یعنی چپ از اینکه با راستها همصدا شده است مشمئز نمیشود و راست هم از اینکه تعبیر چپها در دهانش افتاده منزجر نمیشود.
در این متن میخواهم کمی مفهوم «گلوبالیسم» و «گلوبالیست» را به آن معنایی که مورد نظر چپ و راست است توضیح دهم تا اصلاً مشخص شود صحبت دربارۀ چیست و چه شده است که چپ و راست همنوا شدهاند؟! مگر میشود دو جریان سیاسی که از جهت بنیادهای نظری اینهمه از هم دور و متضادند، اشتراک نظر پیدا کنند؟
اول اینکه باید یادآوری کنم چپ و راست افراطی همیشه نقاط اشتراک داشتهاند. اصلاً بیناد نظریۀ «توتالیتاریسم» بر اینهمانی یا دستکم «همگروه بودن» چپ و راست افراطی استوار است. ایدئولوژیهای چپ و راست افراطی متفاوت است، اما عناصر مشترک در آنها وجود دارد (با اهداف متفاوت یا متضاد) و گاه نتایج عملی آنها نیز، یعنی وقتی ایدئولوژیِ خود را پیاده میکنند، به نظم سیاسی مشابهی تبدیل میشود (باز هم با اهداف متفاوت). مثلاً فاشیسم/نازیسم و کمونیسم هر دو به یک اندازه ضدلیبرال بودند و روی بد بودن کاپیتالیسم هم اتفاق نظر داشتند؛ فقط کمونیسم کلاً مالکیت خصوصی را از میان برمیداشت، اما فاشیسم بخشی از سرمایههای کاپیتالیستی را دولتی ــ سوسیالیستی ــ میکرد و بخشی را با مداخلات گستردۀ دولت (یعنی اولویت دادنِ سیاست بر اقتصاد) زیر فرمان خود درمیآورد. جای این نیست که این بحث را اینجا بیش از این باز کنم و به این بسنده میکنم که کمونیسم و فاشیسم هر دو شورش علیه لیبرالیسم بودند (لیبرالیسم به عنوان جریان اصیل مدرنیته).
پس اینکه چپ و راست جاهایی اتفاق نظر داشته باشند اصلاً چیز جدیدی نیست. در مورد گلوبالیسم هم نوعی از همین اتفاقنظرها پدید آمده و کموبیش حتی همان «اتفاقنظر کلاسیک» بازتولید شده است.
اول برویم سراغ راست افراطی ببینیم از گلوبالیسم چه میفهمد:
درد راست افراطی این است که معتقد است فرایند «جهانی شدن» از دنیا «مرززدایی» میکند. مسئلۀ راست «هویت» است و معتقد است با جهانی شدن ــ یعنی با تن دادن به ارزشهای جهانی و پذیرش شیوههای تولید و زندگی در ابعاد جهانی (و نه ملی، محلی و بومی) ــ هویتشان در نوعی هویت جهانی حل میشود. راستِ هویتطلب ابعاد بومی را مرجع و ساحتِ تعریف زندگی میداند و تن دادن به فرایندهای جهانی را تضعیف این هویت مستقل قلمداد میکنند. آنها فکر میکنند وقتی شیوۀ تولید جهانی شود، واحد اجتماعیشان به قطعهای از پازل تولید جهانی تبدیل شود و تجارت آزاد میان ملتها و کشورها برقرار شود، هم حاکمیتهای ملی که نگهبان هویتهای محلی است تضعیف میشود و هم شباهتهایی ناخواسته از بیرون به اجتماعشان تحمیل میشود. عوامل بیرونی ماهیت درونی را عوض میکند و رفتهرفته همۀ مردم دنیا یکشکل و یکسان میشوند و فرد به جای اینکه به ملت، مردم، قوم و اجتماعش تعلق داشته باشد، «جهانمیهن» میشود؛ یعنی شهروندی میشود در جهانی که زیر فرمان یک اقلیت است ــ نام این اقلیت را چه میگذارد: «گلوبالیستها».
🔴 دنبالهی یادداشت را در قسمتِ "مشاهده فوری" بخوانید:
👇👇
@IranDel_Channel
💢
Telegraph
هیولای گلوبالیسم
. 🔴 «هیولای گلوبالیسم» ✍️ مهدی تدینی یکی از تعابیر سیاسی که چند سالی است در فضای مناقشات و مباحث نظری ایران زیاد به کار میرود، تعبیر «گلوبالیستها» است. گلوبالیسم معمولاً به معنایی منفی ــ و گاه به شدت منفی ــ به کار میرود و تردیدی در این باره وجود ندارد…
👍10👎4
🔴 مسافر چین؛ ۵۲سال بعد...
✍️ شیلا سیفالدینی، دکترای روابط بینالملل
پس از سفر «بلینکن» و «جنت یلن» و «جان کری» وزیر امورخارجه، وزیر خزانهداری و نماینده رییسجمهور در امور اقلیمی، به کشور چین، حال هنری کسینجر کهنه دیپلمات و اندیشمند ۱۰۰ساله آمریکایی عازم این کشور شده است؛ کسی که در سال ۱۹۷۱ موجبات تغییر استراتژی امریکا نسبت به چین و معمار روابط و همکاری نوین در زمان نیکسون بود.
«لی»، وزیر دفاع چین، بهتازگی گفته بود: «ارتباطات دوستانه بین چین و ایالات متحده از بین رفته است زیرا برخی از مردم آمریکا به چین بهعنوان یک شریک برابر نگاه نکردند».
کسینجر با درک این روابط تنشزا که میتواند به جنگی تمامعیار تبدیل شود و با توجه به نگرانی او از پتانسیل درگیری بین دو کشور که بارها به ان اشاره کرده، بدون اطلاع قبلی به چین سفر کرد.
ترافیک مسافران آمریکایی چین از مقامات تا دیپلمات کارکشته از دیدار شی و بایدن در حاشیه نشست گروه ۲۰ در نوامبر سال گذشته رقم خورد. دو کشوری که در عین رقابت و اختلافات ناچار از همکاری نیز هستند.
درست همزمان با سفر یلن، وزیر خزانهداری، واشنگتن تحریمهای جدید برای محدودکردن صادرات تراشههای هوش مصنوعی چین را اعمال کرد. این سفر گرچه بیدستاورد بود زیرا دو کشور بر ایجاد محدودیت و تعرفه بر کالاها اصرار دارند و سیاست بایدن همچنان بدون تغییر باقی ماند؛ اما به قول «یلن» سرآغازی بر همکاریها و تامین مالی مسائل تغییرات اقلیمی بهعنوان دو کشور بزرگ تولید گازهای گلخانهای است.
کسینجر در مصاحبهای با شبکه بلومبرگ با اظهارنظر درباره آینده روابط بین چین و آمریکا گفت: "من نسبت به مسیر فعلی این روابط تصور میکنم که وقوع یک درگیری نظامی محتمل است".
پس از سرنگونی بالن جاسوسی چین در آسمان امریکا، تنش بین دو کشور بالا گرفت با توجه به مساله تایوان و فرستادن ناوهای جنگی چین به دریای چین جنوبی و همکاری نظامی تایوان با آمریکا، رقابت دو کشور به تنش بین آنها تبدیل شد.
از دیگر موارد اختلافزا میتوان از بحران اوکراین که بهزعم آمریکا همکاریهای نظامی بین چین و روسیه صورت گرفته است، نام برد.
این گفته دیپلمات عالی چین پس از دیدار با کسینجر: "آمریکا به درایت کسینجر و شجاعت نیکسون نیاز دارد"؛ در حقیقت اشاره به مقطع تاریخی مهمی در روابط چین و آمریکاست.
در سال ۱۹۷۱ پس از تنش بین دو کشور، کسینجر مشاور امنیت ملی دولت نیکسون، در سخنرانی خود در کنگره از ضرورت برقراری رابطه با چین گفت و خواستار جایگاهی برای این کشور در سازمان ملل شد و بعدها همگان از سفر پنهانی کسینجر در ژوئیه همان سال گفتند و بر طبق مصالحهای بهنام «یک چین نه الان» کیسینجر و نیکسون ارزش این مصالحه را درک و بنا بر رقابت با اتحاد جماهیر شوروی و کم کردن نفوذ و قدرت این کشور، شریکی مانند چین را بر پافشاری و دفاع از تایوان ترجیح داده بود.
آمریکا گرچه ظاهراً از تلاشهای چین تایپه در سازمان ملل حمایت نمود؛ اما برای نخستین بار از نماینده پکن در شورای امنیت سازمان ملل حمایت کرد.
حال دیپلمات ارشد چینی با یادآوری این مقطع تاریخی تلویحاً بایدن را به بازنگری در سیاستها نسبت به مسأله تایوان دعوت کرده است.
در سال ۱۹۷۱ به موازات تلاشهای کسینجر آمریکایی، دیپلمات چینی بهنام زائو انلای نیز در عادیسازی روابط چین و آمریکا با دعوت از تیم پینگپنگ آمریکا به چین در زدودن بدبینی مائو در رابطه با امریکا تلاش کرد.
با توجه به اینکه کیسینجر همواره نسبت به باخت پوتین در جنگ اوکراین هشدار داده بود و عواقب آن را خطرناک میدانست، ضمن رفع تنش و مصالحه در مورد تایوان، احتمال اینکه به دیپلماتهای چینی پیشنهادی مبنی بر میانجیگری این کشور در بحران اوکراین نیز داده باشد، بعید نخواهد بود.
کیسینجر قبلا از عضویت اوکراین مجهز به سلاحهای پیشرفته ولی بیتجربه در ناتو گفته بود، اما اینکه به روسیه چه امتیازاتی برای پایان جنگ داده شود، زمان آن را مشخص خواهد نمود.
نخستوزیر چین هنگام ورود خانم یلن وزیر خزانهداری آمریکا به فرودگاه پکن از پیدایی رنگینکمان در آسمان پس از باد و باران گفته بود و اگر کیسینجر بتواند علاوه بر حل اختلافات چین و آمریکا، مسأله اوکراین و روسیه را نیز با میانجیگیری چین حل کند؛ شاید رنگینکمان چینی در آسمان اوکراین نیز قابل رویت خواهد بود.
مسلماً در یک دیدار همه مشکلات حل نخواهد شد؛ اما در گام ابتدایی او و آمریکا در پی تنشزدایی و سپس اعتمادسازی با چین خواهند بود.
🔴 منبع: کانال راهبرد
@IranDel_Channel
💢
🔴 مسافر چین؛ ۵۲سال بعد...
✍️ شیلا سیفالدینی، دکترای روابط بینالملل
پس از سفر «بلینکن» و «جنت یلن» و «جان کری» وزیر امورخارجه، وزیر خزانهداری و نماینده رییسجمهور در امور اقلیمی، به کشور چین، حال هنری کسینجر کهنه دیپلمات و اندیشمند ۱۰۰ساله آمریکایی عازم این کشور شده است؛ کسی که در سال ۱۹۷۱ موجبات تغییر استراتژی امریکا نسبت به چین و معمار روابط و همکاری نوین در زمان نیکسون بود.
«لی»، وزیر دفاع چین، بهتازگی گفته بود: «ارتباطات دوستانه بین چین و ایالات متحده از بین رفته است زیرا برخی از مردم آمریکا به چین بهعنوان یک شریک برابر نگاه نکردند».
کسینجر با درک این روابط تنشزا که میتواند به جنگی تمامعیار تبدیل شود و با توجه به نگرانی او از پتانسیل درگیری بین دو کشور که بارها به ان اشاره کرده، بدون اطلاع قبلی به چین سفر کرد.
ترافیک مسافران آمریکایی چین از مقامات تا دیپلمات کارکشته از دیدار شی و بایدن در حاشیه نشست گروه ۲۰ در نوامبر سال گذشته رقم خورد. دو کشوری که در عین رقابت و اختلافات ناچار از همکاری نیز هستند.
درست همزمان با سفر یلن، وزیر خزانهداری، واشنگتن تحریمهای جدید برای محدودکردن صادرات تراشههای هوش مصنوعی چین را اعمال کرد. این سفر گرچه بیدستاورد بود زیرا دو کشور بر ایجاد محدودیت و تعرفه بر کالاها اصرار دارند و سیاست بایدن همچنان بدون تغییر باقی ماند؛ اما به قول «یلن» سرآغازی بر همکاریها و تامین مالی مسائل تغییرات اقلیمی بهعنوان دو کشور بزرگ تولید گازهای گلخانهای است.
کسینجر در مصاحبهای با شبکه بلومبرگ با اظهارنظر درباره آینده روابط بین چین و آمریکا گفت: "من نسبت به مسیر فعلی این روابط تصور میکنم که وقوع یک درگیری نظامی محتمل است".
پس از سرنگونی بالن جاسوسی چین در آسمان امریکا، تنش بین دو کشور بالا گرفت با توجه به مساله تایوان و فرستادن ناوهای جنگی چین به دریای چین جنوبی و همکاری نظامی تایوان با آمریکا، رقابت دو کشور به تنش بین آنها تبدیل شد.
از دیگر موارد اختلافزا میتوان از بحران اوکراین که بهزعم آمریکا همکاریهای نظامی بین چین و روسیه صورت گرفته است، نام برد.
این گفته دیپلمات عالی چین پس از دیدار با کسینجر: "آمریکا به درایت کسینجر و شجاعت نیکسون نیاز دارد"؛ در حقیقت اشاره به مقطع تاریخی مهمی در روابط چین و آمریکاست.
در سال ۱۹۷۱ پس از تنش بین دو کشور، کسینجر مشاور امنیت ملی دولت نیکسون، در سخنرانی خود در کنگره از ضرورت برقراری رابطه با چین گفت و خواستار جایگاهی برای این کشور در سازمان ملل شد و بعدها همگان از سفر پنهانی کسینجر در ژوئیه همان سال گفتند و بر طبق مصالحهای بهنام «یک چین نه الان» کیسینجر و نیکسون ارزش این مصالحه را درک و بنا بر رقابت با اتحاد جماهیر شوروی و کم کردن نفوذ و قدرت این کشور، شریکی مانند چین را بر پافشاری و دفاع از تایوان ترجیح داده بود.
آمریکا گرچه ظاهراً از تلاشهای چین تایپه در سازمان ملل حمایت نمود؛ اما برای نخستین بار از نماینده پکن در شورای امنیت سازمان ملل حمایت کرد.
حال دیپلمات ارشد چینی با یادآوری این مقطع تاریخی تلویحاً بایدن را به بازنگری در سیاستها نسبت به مسأله تایوان دعوت کرده است.
در سال ۱۹۷۱ به موازات تلاشهای کسینجر آمریکایی، دیپلمات چینی بهنام زائو انلای نیز در عادیسازی روابط چین و آمریکا با دعوت از تیم پینگپنگ آمریکا به چین در زدودن بدبینی مائو در رابطه با امریکا تلاش کرد.
با توجه به اینکه کیسینجر همواره نسبت به باخت پوتین در جنگ اوکراین هشدار داده بود و عواقب آن را خطرناک میدانست، ضمن رفع تنش و مصالحه در مورد تایوان، احتمال اینکه به دیپلماتهای چینی پیشنهادی مبنی بر میانجیگری این کشور در بحران اوکراین نیز داده باشد، بعید نخواهد بود.
کیسینجر قبلا از عضویت اوکراین مجهز به سلاحهای پیشرفته ولی بیتجربه در ناتو گفته بود، اما اینکه به روسیه چه امتیازاتی برای پایان جنگ داده شود، زمان آن را مشخص خواهد نمود.
نخستوزیر چین هنگام ورود خانم یلن وزیر خزانهداری آمریکا به فرودگاه پکن از پیدایی رنگینکمان در آسمان پس از باد و باران گفته بود و اگر کیسینجر بتواند علاوه بر حل اختلافات چین و آمریکا، مسأله اوکراین و روسیه را نیز با میانجیگیری چین حل کند؛ شاید رنگینکمان چینی در آسمان اوکراین نیز قابل رویت خواهد بود.
مسلماً در یک دیدار همه مشکلات حل نخواهد شد؛ اما در گام ابتدایی او و آمریکا در پی تنشزدایی و سپس اعتمادسازی با چین خواهند بود.
🔴 منبع: کانال راهبرد
@IranDel_Channel
💢
Telegram
attach 📎
👍9👎1
🔴 داستان تلخ یک استان
✍️ مصاحبهی عبدالرحمن فتحالهی از روزنامه شرق با احسان هوشمند، دانشآموختهی دکترای جامعهشناسی
۲۷ تیرماه ۱۳۶۷ نیز مانند دیگر مقاطع تاریخ هشتساله جنگ ایران و عراق با گذشت ۳۵ سال هنوز سرشار از ناگفتههاست. اگرچه رسانهها بنا بر اقتضائات سیاسی و از زاویه نگاه خود، موضوع پذیرش قطعنامه و پایان جنگ را مورد بازخوانی و تحلیل تاریخی با صبغه سیاسی قرار میدهند، اما بیشک هنوز این روز نقاط مبهم بسیاری دارد. بااینحال «شرق» در سیوپنجمین سالگرد پذیرش قطعنامه ۵۹۸ به جای نگاه به گذشته و بازخوانی تاریخی پذیرش قطعنامه و پایان جنگ، تلاش دارد نگاهی به وضعیت حال حاضر استان خوزستان داشته باشد؛ استانی که در کنار چهار استان دیگر هممرز با عراق (آذربایجانغربی، کردستان، کرمانشاه و ایلام)، صحنه جنگ تمامعیار در هشت سال بود. هرچند در مقام قیاس، به دلیل موقعیت جغرافیایی درگیری استان خوزستان بهمراتب بیشتر از هر نقطهای در ایران بود تا جایی که بعد از پایان جنگ با یک استان تمام ویران روبهرو بودیم. به همین دلیل و با گذشت سهونیم دهه هنوز آبادان، خرمشهر، اهواز و در کل استان خوزستان نهتنها چهره جنگ را در خود حفظ کردهاند، بلکه با بحرانهای دیگری در این سالها دستبهگریبان بودهاند. از اینرو در گفتوگوی تحلیلی با احسان هوشمند سعی شده است شرایط فعلی استان خوزستان مورد بررسی قرار گیرد. این پژوهشگر حوزه اقوام با نگاهی به تحقیقات میدانی خود به وضعیت اسفبار استان خوزستان در سالهای پس از جنگ اذعان دارد که از منظر او نتیجه مستقیم توسعه نامتوازن در تمامی دولتها بوده است. تا جایی که به باور هوشمند، حتی اقدام دولت رئیسی در تعیین استاندار ویژه برای خوزستان و ترسیم برنامه در جهت توسعه و بهبود وضعیت مردم در این استان، نهتنها نگاهی رو به جلو نبوده بلکه در دو سالی که از عمر دولت سیزدهم گذشته، بر شدت مشکلات افزوده شده است. بیشک برای تعیین اولویت چالشها و بحرانهای در یک جامعه میتوان به نگاه مردم و کارشناسان و رویکرد تخصصی یا تلفیقی از هردو نگاه مراجعه کرد؛ به عبارت دیگر چالشها و مسائل اجتماعی را میتوان با سطح توسعه و مؤلفههای آن بررسی کرد. پیرو این نگاه اگر شاخصهای توسعه در یک جامعه مانند خوزستان مورد مطالعه و ارزیابی قرار گیرد، مشکلات و بحرانهای پساجنگ هنوز در این استان هویداست. سرمایه اجتماعی، روند اداری، بهداشت، اشتغال، تولید و چرخه کسبوکار و کارآفرینی، عدالت، امید، امنیت و چرخش آزاد اطلاعات، محیط زیست، خدمات شهری و بهطور کلی جایگاه خوزستان در یک وضعیت نامطلوب و غیرقابل دفاع قرار دارد؛ بنابراین ضروت بازخوانی وضعیت فعلی خوزستان به عنوان جنگزدهترین استان ایران در هشت سال دفاع مقدس، آنهم پس از گذشت ۳۵ سال از پذیرش قطعنامه و پایان جنگ بیش از هر زمان دیگری اهمیت دارد تا به پاسخ این پرسش کلیدی برسیم که چرا و به چه دلیل خوزستان با برخورداری از موقعیت برتر جغرافیایی و سرزمینی، دسترسی به آبهای آزاد و بنادر کشتیرانی، وجود منابع نفتی و گازی، فعالیت گسترده پتروشمی و... با این میزان از محرومیت دستوپنجه نرم میکند تا جایی که این استان در کنار کرمان و سیستانوبلوچستان هنوز در بحران به سر میبرد؟
در سالگرد پذیرش قطعنامه ۵۹۸ به جای بازخوانی تاریخی و نگاه به گذشته، سعی دارم با شما به وضعیت کنونی استان خوزستان نگاه کنیم. بههرحال بعد از پذیرش قطعنامه ما با پنج استان ویران از آذربایجانغربی، کردستان و کرمانشاه گرفته تا ایلام و بهخصوص خوزستان مواجه بودیم که به دلیل هممرزبودن با عراق مرتب مورد حمله هوایی، بمباران، حمله شیمیایی، موشکباران و ... قرار میگرفت. از نظر شما خوزستان بعد از گذشت ۳۵ سال از پذیرش قطعنامه چه حال و روزی دارد؛ چون به زعم بسیاری هنوز چهره جنگ در این استان بعد از سهونیم دهه باقی است؟
نکته شما کاملاً درست است اما قبل از اینکه به این سؤال اصلی شما ورود کنیم، میخواهم درباره جنگ تحمیلی و اسناد تاریخی مربوط به آن سخن بگویم.
🔴 دنبالهی گفتگو را در قسمتِ "مشاهده فوری" بخوانید:
👇👇
@IranDel_Channel
💢
🔴 داستان تلخ یک استان
✍️ مصاحبهی عبدالرحمن فتحالهی از روزنامه شرق با احسان هوشمند، دانشآموختهی دکترای جامعهشناسی
۲۷ تیرماه ۱۳۶۷ نیز مانند دیگر مقاطع تاریخ هشتساله جنگ ایران و عراق با گذشت ۳۵ سال هنوز سرشار از ناگفتههاست. اگرچه رسانهها بنا بر اقتضائات سیاسی و از زاویه نگاه خود، موضوع پذیرش قطعنامه و پایان جنگ را مورد بازخوانی و تحلیل تاریخی با صبغه سیاسی قرار میدهند، اما بیشک هنوز این روز نقاط مبهم بسیاری دارد. بااینحال «شرق» در سیوپنجمین سالگرد پذیرش قطعنامه ۵۹۸ به جای نگاه به گذشته و بازخوانی تاریخی پذیرش قطعنامه و پایان جنگ، تلاش دارد نگاهی به وضعیت حال حاضر استان خوزستان داشته باشد؛ استانی که در کنار چهار استان دیگر هممرز با عراق (آذربایجانغربی، کردستان، کرمانشاه و ایلام)، صحنه جنگ تمامعیار در هشت سال بود. هرچند در مقام قیاس، به دلیل موقعیت جغرافیایی درگیری استان خوزستان بهمراتب بیشتر از هر نقطهای در ایران بود تا جایی که بعد از پایان جنگ با یک استان تمام ویران روبهرو بودیم. به همین دلیل و با گذشت سهونیم دهه هنوز آبادان، خرمشهر، اهواز و در کل استان خوزستان نهتنها چهره جنگ را در خود حفظ کردهاند، بلکه با بحرانهای دیگری در این سالها دستبهگریبان بودهاند. از اینرو در گفتوگوی تحلیلی با احسان هوشمند سعی شده است شرایط فعلی استان خوزستان مورد بررسی قرار گیرد. این پژوهشگر حوزه اقوام با نگاهی به تحقیقات میدانی خود به وضعیت اسفبار استان خوزستان در سالهای پس از جنگ اذعان دارد که از منظر او نتیجه مستقیم توسعه نامتوازن در تمامی دولتها بوده است. تا جایی که به باور هوشمند، حتی اقدام دولت رئیسی در تعیین استاندار ویژه برای خوزستان و ترسیم برنامه در جهت توسعه و بهبود وضعیت مردم در این استان، نهتنها نگاهی رو به جلو نبوده بلکه در دو سالی که از عمر دولت سیزدهم گذشته، بر شدت مشکلات افزوده شده است. بیشک برای تعیین اولویت چالشها و بحرانهای در یک جامعه میتوان به نگاه مردم و کارشناسان و رویکرد تخصصی یا تلفیقی از هردو نگاه مراجعه کرد؛ به عبارت دیگر چالشها و مسائل اجتماعی را میتوان با سطح توسعه و مؤلفههای آن بررسی کرد. پیرو این نگاه اگر شاخصهای توسعه در یک جامعه مانند خوزستان مورد مطالعه و ارزیابی قرار گیرد، مشکلات و بحرانهای پساجنگ هنوز در این استان هویداست. سرمایه اجتماعی، روند اداری، بهداشت، اشتغال، تولید و چرخه کسبوکار و کارآفرینی، عدالت، امید، امنیت و چرخش آزاد اطلاعات، محیط زیست، خدمات شهری و بهطور کلی جایگاه خوزستان در یک وضعیت نامطلوب و غیرقابل دفاع قرار دارد؛ بنابراین ضروت بازخوانی وضعیت فعلی خوزستان به عنوان جنگزدهترین استان ایران در هشت سال دفاع مقدس، آنهم پس از گذشت ۳۵ سال از پذیرش قطعنامه و پایان جنگ بیش از هر زمان دیگری اهمیت دارد تا به پاسخ این پرسش کلیدی برسیم که چرا و به چه دلیل خوزستان با برخورداری از موقعیت برتر جغرافیایی و سرزمینی، دسترسی به آبهای آزاد و بنادر کشتیرانی، وجود منابع نفتی و گازی، فعالیت گسترده پتروشمی و... با این میزان از محرومیت دستوپنجه نرم میکند تا جایی که این استان در کنار کرمان و سیستانوبلوچستان هنوز در بحران به سر میبرد؟
در سالگرد پذیرش قطعنامه ۵۹۸ به جای بازخوانی تاریخی و نگاه به گذشته، سعی دارم با شما به وضعیت کنونی استان خوزستان نگاه کنیم. بههرحال بعد از پذیرش قطعنامه ما با پنج استان ویران از آذربایجانغربی، کردستان و کرمانشاه گرفته تا ایلام و بهخصوص خوزستان مواجه بودیم که به دلیل هممرزبودن با عراق مرتب مورد حمله هوایی، بمباران، حمله شیمیایی، موشکباران و ... قرار میگرفت. از نظر شما خوزستان بعد از گذشت ۳۵ سال از پذیرش قطعنامه چه حال و روزی دارد؛ چون به زعم بسیاری هنوز چهره جنگ در این استان بعد از سهونیم دهه باقی است؟
نکته شما کاملاً درست است اما قبل از اینکه به این سؤال اصلی شما ورود کنیم، میخواهم درباره جنگ تحمیلی و اسناد تاریخی مربوط به آن سخن بگویم.
🔴 دنبالهی گفتگو را در قسمتِ "مشاهده فوری" بخوانید:
👇👇
@IranDel_Channel
💢
www.sharghdaily.com via ctreaderbot
داستان تلخ یک استان
عبدالرحمن فتحالهی: ۲۷ تیرماه ۱۳۶۷ نیز مانند دیگر مقاطع تاریخ هشتساله جنگ ایران و عراق با گذشت ۳۵ سال هنوز سرشار از ناگفتههاست. اگرچه رسانهها بنا بر اقتضائات سیاسی و از زاویه نگاه خود، موضوع پذیرش قطعنامه و پایان جنگ را مورد بازخوانی و تحلیل تاریخی با…
👍16👎1
ایراندل | IranDel
🔴 #معرفی_کتاب انتشارات بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار منتشر کرد: فهلویّات: پژوهشی در اشعار بازمانده از زبان ادبی مشترک عراق عجم و آذربایجان علاوه بر زبان فارسی، از دیگر زبانهای ایرانی مانند طبری، گیلکی، گورانی، شیرازی و غیره نیز نوشتهها یا اشعاری از…
🔴 فهلویّات
✍️ عاطفه طیّه
کتاب کمبرگ و پربار فهلویات، پژوهش ارجمند آقای پژمان فیروزبخش، توسط انتشارات دکتر محمود افشار منتشر شد.
هدف از تألیف کتاب شناساندن زبان فهلویست که نمونههایی اندک از آن در تعداد انگشتشماری از متونِ قرن پنجم تا نهم هجری باقی مانده است. زبان فراموششدهای که از قرنها پیش از اسلام، در بلاد عراق عجم و آذربایجان، از ادبیاتِ غنی برخوردار بوده است.
نویسنده، دو گروه زبانی کهن را عرضه و بررسی کرده است. یکی آن دسته از اشعار فهلوی که وابستگی زبانیشان به ناحیهای معین ممکن بوده است؛ و دیگری جملات کوتاه و شعرهای آذری، که منظور از زبان آذری، زبان قدیمی مردم آذربایجان است نه ترکی آذری.
در پیشگفتار کتاب آمده: این رساله به زعم نگارنده چند حرف تازه دارد:
تعیین قدمت اسم منطقهٔ "پهله" در غرب ایران.
طرح فرضیّهٔ وجود یک زبان ادبی مشترک در عراق عجم و آذربایجان که همان فهلوی است.
تفکیک روشن زبان فهلوی از زبان آذری.
معرفی و نشر بعضی موادِ مکتوبِ گویشی تازه که پیش از این ناشناخته بود.
قرائت بهتر و کاملتر بعضی اشعار فهلوی و آذری که از قبل میشناختیم.
نویسندهٔ کتاب شاعران تبریزیِ قرنهای هشتم و نهم هجری را علاقهمندترینِ شاعران به سرودن شعرهای فهلوی میداند. ترجمهٔ تعدادی از ابیات فهلوی این شاعران آذربایجانی را خواندم و دیدم آب لطف از آنها میچکد از جمله دوبیتی محمد کُجُجی (وفات ۷۸۸قمری):
«اگر تو خود گیسو از بر باز کنی، دیگر ماه و خورشید در جهان نور ندهد؛ آن که زنده باشد هرگز نمیرد و آن که مرده باشد سر از خاک برکُند.»
مضمون بیت دیگری از همین شاعر هم مرا به یاد این بیت مشهور کسایی انداخت: «ای گلفروش گل چه فروشی برای سیم/ وز گل عزیزتر چه ستانی به سیم گل؟». معنی بیت فهلوی این است: «نمیدانم این دل چه فروخته که تو [=غم عشق] را خریده، یا آن که تو را فروخته چه خریده؟» (ص ۵۱)
ایرانیان قرنهاست به هر زبانی از بیوفایی و ناجنسی دنیا، و برتری دادن فرومایگان صدرنشین بر خردمندان گفتهاند. ترجمهٔ تعدادی از فهلویات مرا به یاد شعرهای مشهور فارسی مانند: «چو شیران برفتند از این مرغزار/کُند روبَهِ لنگ اینجا شکار» انداخت. برای مثال شعری از مرشد سیمینه که به ظنِّ قوی در قرن هشتم هجری میزیسته:
«جا و مأوای پلنگان دلیر را موشانِ گرزه گرفتند. مجلس آزادگان و زیرکان را ابلهان، دیوانگان و دنگان گرفتند.» (ص۵۹)
یک شعر هم از شاعری کاشانی (قرن ششم هجری) نقل شده که به گویش کاشانی است و بسیار به شعر مشهور شهید بلخی «درین گیتی سراسر گر بگردی/خردمندی نیابی شادمانه» شباهت دارد.
«هیچ عاقلی در جهان شاد بود؟ هرگز. هیچ آدمی به کام رسید؟ نه» (ص۶۷)
کتاب شش فصل دارد. یک: «زمینهٔ تاریخی». دو: «فهلوی، یک زبان ادبی مشترک کهن». سه: «مواد زبانی بازمانده از فهله». چهار: «رابطهٔ زبانی فهلوی و آذری». پنج: «روابط زبانهای ولایت فهله بر اساس مواد مکتوب کهن» و شش: «جمعبندی» که سه پیوست دارد: «فهرست فهلویات شناختهشده تا سال ۷٠٠ق»، «دوبیتیهای باباطاهر همدانی، گردآوردهٔ تقیالدین کاشانی» و «نسخهبرگردان دو قصیدهٔ آذری در بیاض شمارهٔ ۲٠۵۱ کتابخانهٔ ایاصوفیا»
(فهلویّات، پژمان فیروزبخش، انتشارات دکتر محمود افشار، ۱۴٠۱)
@IranDel_Channel
💢
🔴 فهلویّات
✍️ عاطفه طیّه
کتاب کمبرگ و پربار فهلویات، پژوهش ارجمند آقای پژمان فیروزبخش، توسط انتشارات دکتر محمود افشار منتشر شد.
هدف از تألیف کتاب شناساندن زبان فهلویست که نمونههایی اندک از آن در تعداد انگشتشماری از متونِ قرن پنجم تا نهم هجری باقی مانده است. زبان فراموششدهای که از قرنها پیش از اسلام، در بلاد عراق عجم و آذربایجان، از ادبیاتِ غنی برخوردار بوده است.
نویسنده، دو گروه زبانی کهن را عرضه و بررسی کرده است. یکی آن دسته از اشعار فهلوی که وابستگی زبانیشان به ناحیهای معین ممکن بوده است؛ و دیگری جملات کوتاه و شعرهای آذری، که منظور از زبان آذری، زبان قدیمی مردم آذربایجان است نه ترکی آذری.
در پیشگفتار کتاب آمده: این رساله به زعم نگارنده چند حرف تازه دارد:
تعیین قدمت اسم منطقهٔ "پهله" در غرب ایران.
طرح فرضیّهٔ وجود یک زبان ادبی مشترک در عراق عجم و آذربایجان که همان فهلوی است.
تفکیک روشن زبان فهلوی از زبان آذری.
معرفی و نشر بعضی موادِ مکتوبِ گویشی تازه که پیش از این ناشناخته بود.
قرائت بهتر و کاملتر بعضی اشعار فهلوی و آذری که از قبل میشناختیم.
نویسندهٔ کتاب شاعران تبریزیِ قرنهای هشتم و نهم هجری را علاقهمندترینِ شاعران به سرودن شعرهای فهلوی میداند. ترجمهٔ تعدادی از ابیات فهلوی این شاعران آذربایجانی را خواندم و دیدم آب لطف از آنها میچکد از جمله دوبیتی محمد کُجُجی (وفات ۷۸۸قمری):
«اگر تو خود گیسو از بر باز کنی، دیگر ماه و خورشید در جهان نور ندهد؛ آن که زنده باشد هرگز نمیرد و آن که مرده باشد سر از خاک برکُند.»
مضمون بیت دیگری از همین شاعر هم مرا به یاد این بیت مشهور کسایی انداخت: «ای گلفروش گل چه فروشی برای سیم/ وز گل عزیزتر چه ستانی به سیم گل؟». معنی بیت فهلوی این است: «نمیدانم این دل چه فروخته که تو [=غم عشق] را خریده، یا آن که تو را فروخته چه خریده؟» (ص ۵۱)
ایرانیان قرنهاست به هر زبانی از بیوفایی و ناجنسی دنیا، و برتری دادن فرومایگان صدرنشین بر خردمندان گفتهاند. ترجمهٔ تعدادی از فهلویات مرا به یاد شعرهای مشهور فارسی مانند: «چو شیران برفتند از این مرغزار/کُند روبَهِ لنگ اینجا شکار» انداخت. برای مثال شعری از مرشد سیمینه که به ظنِّ قوی در قرن هشتم هجری میزیسته:
«جا و مأوای پلنگان دلیر را موشانِ گرزه گرفتند. مجلس آزادگان و زیرکان را ابلهان، دیوانگان و دنگان گرفتند.» (ص۵۹)
یک شعر هم از شاعری کاشانی (قرن ششم هجری) نقل شده که به گویش کاشانی است و بسیار به شعر مشهور شهید بلخی «درین گیتی سراسر گر بگردی/خردمندی نیابی شادمانه» شباهت دارد.
«هیچ عاقلی در جهان شاد بود؟ هرگز. هیچ آدمی به کام رسید؟ نه» (ص۶۷)
کتاب شش فصل دارد. یک: «زمینهٔ تاریخی». دو: «فهلوی، یک زبان ادبی مشترک کهن». سه: «مواد زبانی بازمانده از فهله». چهار: «رابطهٔ زبانی فهلوی و آذری». پنج: «روابط زبانهای ولایت فهله بر اساس مواد مکتوب کهن» و شش: «جمعبندی» که سه پیوست دارد: «فهرست فهلویات شناختهشده تا سال ۷٠٠ق»، «دوبیتیهای باباطاهر همدانی، گردآوردهٔ تقیالدین کاشانی» و «نسخهبرگردان دو قصیدهٔ آذری در بیاض شمارهٔ ۲٠۵۱ کتابخانهٔ ایاصوفیا»
(فهلویّات، پژمان فیروزبخش، انتشارات دکتر محمود افشار، ۱۴٠۱)
@IranDel_Channel
💢
Telegram
ایراندل | IranDel
🔴 #معرفی_کتاب
انتشارات بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار منتشر کرد:
فهلویّات: پژوهشی در اشعار بازمانده از زبان ادبی مشترک عراق عجم و آذربایجان
علاوه بر زبان فارسی، از دیگر زبانهای ایرانی مانند طبری، گیلکی، گورانی، شیرازی و غیره نیز نوشتهها یا اشعاری از…
انتشارات بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار منتشر کرد:
فهلویّات: پژوهشی در اشعار بازمانده از زبان ادبی مشترک عراق عجم و آذربایجان
علاوه بر زبان فارسی، از دیگر زبانهای ایرانی مانند طبری، گیلکی، گورانی، شیرازی و غیره نیز نوشتهها یا اشعاری از…
👍11👎5
🔴 مبانی ملیگرایی ایرانی
✍️ جواد رنجبر درخشیلر، دانشآموخته علوم سیاسی و شاهنامهپژوه تبریزی
ملیگرایی ایرانی مبانی، تعریف و تاریخ دارد.
یکی از سیاستمداران گفته ملیگرایی باید اساس ادارهی کشور باشد. (نقل به مضمون)
اولاً ملیگرایی بدون ایران معنی ندارد. حتما باید گفته شود: ملیگرایی ایرانی.
دوم: ملیگرایی ایرانی چارچوبِ قابل فهم و مشخصی دارد و در پیوند با علم سیاست معنی میشود.
پیشتر ده اصل ملیگرایی [ایرانی] را برشمرده بودم:
۱- تمامیت ارضی، هستی ژئوپلتیک ایران در جهان
۲- زبان پارسی، صورتبندی اندیشه و جهانشناسی ایرانیان
۳- حاکمیت ملی و مطلق،
۴- حکومت متمرکز، با اساس مجلس شورای ملی،
۵- جانِ ایرانیان، که یار اهورامزدا و نیروی کار و تجسّمِ انسانی فرهنگِ ایرانشهری هستند،
۶- ثروت ملی که باید حفظ و افزوده شود،
۷- گنجینه طبیعی و جانوری، بر مبنای ارزش مستقل. محیط زیست،
۸- پرچم ملی، نماد استقلال و حاکمیت است،
۹- فرهنگ ایرانشهری، که میراث بشری است،
۱۰- میراث فرهنگی و تاریخی و تمدنی که تجسمِ مادی فرهنگِ ایرانشهری است.
اینها اصول اولیهی تغییر ناپذیر سیاست در ایران است و در پیوند با آن ۱۴ عامل ارتقای قدرتِ ایران:
۱- افتخار به ایرانی بودن و نمایش آن،
۲- تقبیح مهاجرت،
۳- طرد و تقبیح شدید قومگرایی،
۴- افتخار به تاریخِ ایران،
۵- دانستن مستمر تاریخ و فرهنگ ایران،
۶- تقویت زبان پارسی،
۷- احترام به آزادی و حریم شخصی،
۸- تقبیح فساد، رشوه، اختلاس، گرانفروشی، احتکار و طرد شدید عاملین،
۹- گردش آزاد اطلاعات،
۱۰- ابتنای سیاست خارجی بر دانش روابط بینالملل،
۱۱- صلحخواهی و صلحفهمی،
۱۲- ساختنِ نظام اداریی کوچک و دانشمند و کارآمد،
۱۳- رشتهی کارها را به افراد دادن و کار و نتیجه خواستن،
۱۴- انتخابات ملی.
@IranDel_Channel
💢
🔴 مبانی ملیگرایی ایرانی
✍️ جواد رنجبر درخشیلر، دانشآموخته علوم سیاسی و شاهنامهپژوه تبریزی
ملیگرایی ایرانی مبانی، تعریف و تاریخ دارد.
یکی از سیاستمداران گفته ملیگرایی باید اساس ادارهی کشور باشد. (نقل به مضمون)
اولاً ملیگرایی بدون ایران معنی ندارد. حتما باید گفته شود: ملیگرایی ایرانی.
دوم: ملیگرایی ایرانی چارچوبِ قابل فهم و مشخصی دارد و در پیوند با علم سیاست معنی میشود.
پیشتر ده اصل ملیگرایی [ایرانی] را برشمرده بودم:
۱- تمامیت ارضی، هستی ژئوپلتیک ایران در جهان
۲- زبان پارسی، صورتبندی اندیشه و جهانشناسی ایرانیان
۳- حاکمیت ملی و مطلق،
۴- حکومت متمرکز، با اساس مجلس شورای ملی،
۵- جانِ ایرانیان، که یار اهورامزدا و نیروی کار و تجسّمِ انسانی فرهنگِ ایرانشهری هستند،
۶- ثروت ملی که باید حفظ و افزوده شود،
۷- گنجینه طبیعی و جانوری، بر مبنای ارزش مستقل. محیط زیست،
۸- پرچم ملی، نماد استقلال و حاکمیت است،
۹- فرهنگ ایرانشهری، که میراث بشری است،
۱۰- میراث فرهنگی و تاریخی و تمدنی که تجسمِ مادی فرهنگِ ایرانشهری است.
اینها اصول اولیهی تغییر ناپذیر سیاست در ایران است و در پیوند با آن ۱۴ عامل ارتقای قدرتِ ایران:
۱- افتخار به ایرانی بودن و نمایش آن،
۲- تقبیح مهاجرت،
۳- طرد و تقبیح شدید قومگرایی،
۴- افتخار به تاریخِ ایران،
۵- دانستن مستمر تاریخ و فرهنگ ایران،
۶- تقویت زبان پارسی،
۷- احترام به آزادی و حریم شخصی،
۸- تقبیح فساد، رشوه، اختلاس، گرانفروشی، احتکار و طرد شدید عاملین،
۹- گردش آزاد اطلاعات،
۱۰- ابتنای سیاست خارجی بر دانش روابط بینالملل،
۱۱- صلحخواهی و صلحفهمی،
۱۲- ساختنِ نظام اداریی کوچک و دانشمند و کارآمد،
۱۳- رشتهی کارها را به افراد دادن و کار و نتیجه خواستن،
۱۴- انتخابات ملی.
@IranDel_Channel
💢
Telegram
ایراندل | IranDel
همه عالم تن است و ایران دل ❤️
این کانال دغدغهاش، ایران است و گردانندۀ آن، یک شهروند ایرانی آذربایجانی
[ بازنشر یک یادداشت، توییت، ویدئو و یا یک صوت به معنی تأیید کل محتوا و تمام مواضع صاحب آن محتوا نیست و هدف صرفاً بازتاب دادن یک نگاه و اندیشه است.]
این کانال دغدغهاش، ایران است و گردانندۀ آن، یک شهروند ایرانی آذربایجانی
[ بازنشر یک یادداشت، توییت، ویدئو و یا یک صوت به معنی تأیید کل محتوا و تمام مواضع صاحب آن محتوا نیست و هدف صرفاً بازتاب دادن یک نگاه و اندیشه است.]
👍22👎13
📷 تصویر حکم یک معلم در ایران دوره قاجار
در متن حکم آمده است:
دولت علیّه ایران
وزارت معارف و اوقاف و صنایع مستظرفه
وزارت معارف آقای کریمخان را بموجبِ این حکم بسمتِ معلّمی مدرسه ابتدایی نمره ۵ دولتی طهران منصوب مینماید که کلاس چهارم آن مدرسه را مطابقِ دستور رسمی اداره معارف در ازای مبلغ ۲۱۰ قِران حقوق بعهده بگیرد.
بتاریخ ۳۰ شهر صفر سنه ۱۳۳۸
🔴 پینوشت:
۱۳۳۸ هجری قمری معادل ۱۲۹۸ خورشیدی است.
@IranDel_Channel
💢
📷 تصویر حکم یک معلم در ایران دوره قاجار
در متن حکم آمده است:
دولت علیّه ایران
وزارت معارف و اوقاف و صنایع مستظرفه
وزارت معارف آقای کریمخان را بموجبِ این حکم بسمتِ معلّمی مدرسه ابتدایی نمره ۵ دولتی طهران منصوب مینماید که کلاس چهارم آن مدرسه را مطابقِ دستور رسمی اداره معارف در ازای مبلغ ۲۱۰ قِران حقوق بعهده بگیرد.
بتاریخ ۳۰ شهر صفر سنه ۱۳۳۸
🔴 پینوشت:
۱۳۳۸ هجری قمری معادل ۱۲۹۸ خورشیدی است.
@IranDel_Channel
💢
👍13👎1