.
🔴 باکو در شکارگاه تلآویو
[گزارش روزنامه شرق از مناسبات و شیطنتهای ضدِّ ایرانی اسرائیل و جمهوری باکو]
✍️ عبدالرحمن فتحالهی
یوآف گالانت، وزیر دفاع اسرائیل پنجشنبه گذشته (۲۲ تیر ۱۴۰۲ خورشیدی) در سفری دو روزه به باکو با الهام علیاف، رئیسجمهوری [جمهوری] آذربایجان دیدار کرد. بنابر اعلام وزارت دفاع اسرائیل، چالشهای مشترک و همکاریهای راهبردی در این دیدار مورد بحث قرار گرفت. گالانت همچنین با ذاکر حسناف، وزیر دفاع و الچین گلیاف، فرمانده نیروی مرزبانی این کشور دیدار کرد. در بیانیه صادره از سوی دفتر گالانت آمده است که این سفر در راستای تقویت روابط میان رژیم صهیونیستی و [جمهوری] آذربایجان در زمینههای دیپلماتیک، امنیت و تکنولوژی صورت میگیرد. در این بیانیه همچنین اشاره شده است که هدف از سفر گالانت به [جمهوری] آذربایجان گسترش همکاریهای نظامی و صنعتی میان دو طرف است. روابط میان جمهوری آذربایجان و اسرائیل با گشایش سفارتهای دو دولت در پایتختهای یکدیگر روندی صعودی به خود گرفته است. پیش از حضور گالانت در باکو، جیحون بایراماف، وزیر امور خارجه جمهوری آذربایجان، در ماه مارس گذشته برای افتتاح نخستین سفارت باکو در اراضی اشغالی به بیتالمقدس سفر کرد و اسحاق هرتزوگ، رئیسجمهور اسرائیل در ماه می از باکو دیدن کرد. بنی گانتس، وزیر جنگ سابق اسرائیل هم پیش از این در ماه اکتبر گذشته، به آذربایجان سفر کرده بود. اسرائیل بزرگترین صادرکننده تسلیحات به جمهوری آذربایجان است و نزدیک به ۷۰ درصد تسلیحات و تجهیزات نظامی این کشور را تأمین میکند. اسرائیل همچنین ۳۰ درصد نفت مورد نیاز خود را از جمهوری آذربایجان وارد میکند. سفر دوروزه گالانت به جمهوری آذربایجان، ۴۸ ساعت بعد از آن صورت گرفت که تلآویو مدعی بازداشت یک شخص مظنون با تابعیت افغانستانی شد؛ فردی که به گفته آنها درصدد برنامهریزی برای حمله به سفارت رژیم صهیونیستی در [جمهوری] آذربایجان بوده است. الی کوهن، وزیر خارجه اسرائیل، روز چهارشنبه عملاً ایران را به برنامهریزی برای انجام این حمله به سفارت کشورش در جمهوری آذربایجان متهم کرد. کوهن در بیانیهای نوشت که تهران پشت این اقدام بوده است. وزیر امور خارجه اسرائیل در بیانیه خود با طرح ادعایی واهی و یک ادبیات ضدِّ ایرانی، «به اصطلاح فعالیتهای تروریستی تهران را یک تهدید جهانی دانست که نمونههایش در حمله به سفارت اسرائیل در باکو و همچنین حمله به اسرائیلیها و یهودیان در قبرس و یونان طی ماههای اخیر شکل گرفته است». این ادعای اسرائیلیها در حالی مطرح میشود که تهران و باکو در جریان سفر اخیر حسین امیرعبداللهیان، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران و دیدارش با الهام علیاف بر ضرورت تقویت همکاریهای فیمابین تأکید کردهاند. با وجود این، گالانت پیش از آنکه عازم سفر خود به [جمهوری] آذربایجان شود، مشابه با ادبیات ضدِّ ایرانی الی کوهن علیه تهران لفاظی کرده و مدعی شده که به مسئولان [جمهوری] آذربایجان درخصوص اقدامات ایران هشدار خواهد داد. وزیر دفاع اسرائیل میگوید که «این رژیم و متحدانش در سالهای اخیر توانستهاند بیشتر از پنجاه تلاش ایران برای ترور شهروندان اسرائیلی و یهودی در سراسر جهان را خنثی کنند». گالانت که از جمهوری آذربایجان دیدار کرد، پنجشنبه (۲۲ تیر ۱۴۰۲ خورشیدی) در باکو گفت که بیشتر این حملات در لحظات آخر خنثی شدند. وزیر دفاع اسرائیل این ادعای ضدِّ ایرانی را هم مطرح کرد که «در سالهای اخیر، ایران یک کارزار جهانی با ابعاد بیسابقه را برای هدف قراردادن اسرائیلیها و یهودیها آغاز کرده است». از منظر گالانت، «بهخاطر سازمانهای دفاعی ما و همکاری نزدیک با بسیاری از کشورها این تهدیدات را خنثی کردیم و جان افراد را نجات دادیم».
🔴 گزارش کامل را در قسمتِ "مشاهده فوری" بخوانید:
👇👇
@IranDel_Channel
💢
🔴 باکو در شکارگاه تلآویو
[گزارش روزنامه شرق از مناسبات و شیطنتهای ضدِّ ایرانی اسرائیل و جمهوری باکو]
✍️ عبدالرحمن فتحالهی
یوآف گالانت، وزیر دفاع اسرائیل پنجشنبه گذشته (۲۲ تیر ۱۴۰۲ خورشیدی) در سفری دو روزه به باکو با الهام علیاف، رئیسجمهوری [جمهوری] آذربایجان دیدار کرد. بنابر اعلام وزارت دفاع اسرائیل، چالشهای مشترک و همکاریهای راهبردی در این دیدار مورد بحث قرار گرفت. گالانت همچنین با ذاکر حسناف، وزیر دفاع و الچین گلیاف، فرمانده نیروی مرزبانی این کشور دیدار کرد. در بیانیه صادره از سوی دفتر گالانت آمده است که این سفر در راستای تقویت روابط میان رژیم صهیونیستی و [جمهوری] آذربایجان در زمینههای دیپلماتیک، امنیت و تکنولوژی صورت میگیرد. در این بیانیه همچنین اشاره شده است که هدف از سفر گالانت به [جمهوری] آذربایجان گسترش همکاریهای نظامی و صنعتی میان دو طرف است. روابط میان جمهوری آذربایجان و اسرائیل با گشایش سفارتهای دو دولت در پایتختهای یکدیگر روندی صعودی به خود گرفته است. پیش از حضور گالانت در باکو، جیحون بایراماف، وزیر امور خارجه جمهوری آذربایجان، در ماه مارس گذشته برای افتتاح نخستین سفارت باکو در اراضی اشغالی به بیتالمقدس سفر کرد و اسحاق هرتزوگ، رئیسجمهور اسرائیل در ماه می از باکو دیدن کرد. بنی گانتس، وزیر جنگ سابق اسرائیل هم پیش از این در ماه اکتبر گذشته، به آذربایجان سفر کرده بود. اسرائیل بزرگترین صادرکننده تسلیحات به جمهوری آذربایجان است و نزدیک به ۷۰ درصد تسلیحات و تجهیزات نظامی این کشور را تأمین میکند. اسرائیل همچنین ۳۰ درصد نفت مورد نیاز خود را از جمهوری آذربایجان وارد میکند. سفر دوروزه گالانت به جمهوری آذربایجان، ۴۸ ساعت بعد از آن صورت گرفت که تلآویو مدعی بازداشت یک شخص مظنون با تابعیت افغانستانی شد؛ فردی که به گفته آنها درصدد برنامهریزی برای حمله به سفارت رژیم صهیونیستی در [جمهوری] آذربایجان بوده است. الی کوهن، وزیر خارجه اسرائیل، روز چهارشنبه عملاً ایران را به برنامهریزی برای انجام این حمله به سفارت کشورش در جمهوری آذربایجان متهم کرد. کوهن در بیانیهای نوشت که تهران پشت این اقدام بوده است. وزیر امور خارجه اسرائیل در بیانیه خود با طرح ادعایی واهی و یک ادبیات ضدِّ ایرانی، «به اصطلاح فعالیتهای تروریستی تهران را یک تهدید جهانی دانست که نمونههایش در حمله به سفارت اسرائیل در باکو و همچنین حمله به اسرائیلیها و یهودیان در قبرس و یونان طی ماههای اخیر شکل گرفته است». این ادعای اسرائیلیها در حالی مطرح میشود که تهران و باکو در جریان سفر اخیر حسین امیرعبداللهیان، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران و دیدارش با الهام علیاف بر ضرورت تقویت همکاریهای فیمابین تأکید کردهاند. با وجود این، گالانت پیش از آنکه عازم سفر خود به [جمهوری] آذربایجان شود، مشابه با ادبیات ضدِّ ایرانی الی کوهن علیه تهران لفاظی کرده و مدعی شده که به مسئولان [جمهوری] آذربایجان درخصوص اقدامات ایران هشدار خواهد داد. وزیر دفاع اسرائیل میگوید که «این رژیم و متحدانش در سالهای اخیر توانستهاند بیشتر از پنجاه تلاش ایران برای ترور شهروندان اسرائیلی و یهودی در سراسر جهان را خنثی کنند». گالانت که از جمهوری آذربایجان دیدار کرد، پنجشنبه (۲۲ تیر ۱۴۰۲ خورشیدی) در باکو گفت که بیشتر این حملات در لحظات آخر خنثی شدند. وزیر دفاع اسرائیل این ادعای ضدِّ ایرانی را هم مطرح کرد که «در سالهای اخیر، ایران یک کارزار جهانی با ابعاد بیسابقه را برای هدف قراردادن اسرائیلیها و یهودیها آغاز کرده است». از منظر گالانت، «بهخاطر سازمانهای دفاعی ما و همکاری نزدیک با بسیاری از کشورها این تهدیدات را خنثی کردیم و جان افراد را نجات دادیم».
🔴 گزارش کامل را در قسمتِ "مشاهده فوری" بخوانید:
👇👇
@IranDel_Channel
💢
Telegraph
باکو در شکارگاه تلآویو
.
👍8👎3
🔴 روسیه و نام خلیجفارس
✍️ کوروش احمدی
استفاده وزارت خارجه روسيه در حساب رسمی توييترش به زبان عربی از واژه جعلی برای خليجفارس تحول قابل توجهی است. اين برای اولين بار است كه يك نهاد رسمی روسی، آن هم وزارت خارجه از يك نام مجعول برای خليجفارس استفاده میكند. سوال اكنون اين است كه آيا اين اقدام حاكی از تحولی در سياست خارجی و سياست منطقهای روسيه است. اميد است كه چنين نباشد.
اهميت اين اتفاق در اين است كه مقامات روسيه تزاری، مقامات روسيه در اتحاد جماهير شوروی و سپس مقامات فدراسيون روسيه تا هفته گذشته هيچگاه از نامی مجعول برای خليجفارس استفاده نكرده بودند. آنها حتي از نام ناقص يعنی «خليج» هم استفاده نمیكردند؛ مگر برای خلاصهنويسی و حتماً بعد از حداقل يكبار استفاده از نامِ تاريخی خليجفارس.
جالبتر اينكه حتی بنا بر تاكيد كتاب «سياستهای ايران در خليجفارس» كه در سال ۱۹۷۵ [میلادی] توسط عباس اميری به انگليسی منتشر شد، «اتحاد شوروی حتی بعد از اتحادش با عراق از كشيده شدن به مناقشه خليجفارس در برابر خليج ع ر ب ی خودداری كرد و به استفاده از نام درست اين پهنه آبی ادامه داد.» (ص ۲۷۳)
مطابق اسناد دولت ايران قبل از انقلاب كه در دسترس است، روسها در سال ۱۹۶۷ [میلادی] اطلسی به مناسبت پنجاهمين سالگرد انقلاب اكتبر منتشر كردند كه در آن نامِ دريای واقع در بين ايران و عربستان با عنوانِ خليجفارس و سه جزيره ابوموسی، تنب بزرگ و تنب كوچک با عنوان جزاير متعلق به ايران مشخص شده بودند. اين در حالی بود كه انگليس هنوز برنامه خروجش را از شرق سوئز، از جمله خليجفارس اعلام نكرده و وضعيت سه جزيره كه ايران طی نزديک به صد سال بر ايرانی بودن آنها تاكيد كرده بود، هنوز تعيين تكليف نهايی نشده بودند و اين حتی در شرايطی بود كه دربار راستگرای ايران به عنوان متحدِ غرب در منطقه عمل میكرد.
همچنين، مطابق اسناد دولت وقت ايران، در بيانيه مشتركی كه بعد از سفر شاهِ ايران به شوروی در اكتبر ۱۹۷۲ [میلادی] منتشر شد، نام خليجفارس مورد استفاده قرار گرفت. مهمتر اينكه از همين نامِ خليجفارس نيز در بيانيه مشتركی استفاده شد كه حدود شش ماه قبل از آن (آوريل ۱۹۷۲) در پايان سفر صدام به مسكو منتشر شده بود.
بعد از فروپاشی شوروی نيز فدراسيون روسيه به نام خليجفارس متعهد باقی مانده و حتی در اسنادی كه با كشورهای عربی امضا كرده، بهطور مستمر و پيگير از نام خليجفارس استفاده كرده است.
در اين رابطه، به مثالهای متعددی در ادوار مختلف میتوان اشاره كرد. به عنوان مثال، در بيانيهی مطبوعاتی كه توسط وزارت خارجه فدراسيون روسيه در شش فوريه ۲۰۱۲ [میلادی] در مورد مذاكرت بين سرگئی لاوروف وزير خارجه روسيه و خالد الخليفه وزير امور خارجه بحرين انتشار يافت، از جمله گفته شده كه دو طرف «موضوع امنيت جمعی در خليجفارس» را مورد مذاكره قرار دادند.
همچنين آقای لاورف طی اين سالها در مقالات، مصاحبههای مطبوعاتی با همتايان عرب و غيرعرب و مقالهها در رسانههای بينالمللی همواره از نام تاريخی «خليجفارس» استفاده كرده است. وی در همين تابستان گذشته (۵ آگوست ۲۰۲۰) طی نامهای به دبيركل سازمان ملل «پيشنهاد فدراسيون روسيه در مورد امنيت جمعی در خليجفارس» را ارايه كرد.
دوستان روسی، ضمن عنايت به روابط دوستانه بين دو كشور، در مورد حساسيت افكار عمومی مردم ايران نسبت به نامِ تاريخی خليجفارس كه بخشی از ميراث فرهنگی همه مردمان منطقه است، آگاه هستند. به علاوه، وزارت خارجه روسيه به خوبی مطلع است كه رعايت هنجارها و قواعد مربوط به استانداردسازی اسامی جغرافيايی كه در «کنفرانسهای دورهای ملل متحد در مورد استانداردسازی اسامی جغرافيايی» و «كميته بينالمللی استانداردسازی اسامی جغرافيايی» بهطور مستمر تدوين و روزآمد میشود، برای اجتناب از هرج و مرج در اين حوزه، حايز كمال اهميت است. اميد است استفاده از يك نام غيرواقعی برای خليجفارس در يك حساب رسمی وزارت خارجه روسيه ناشی از يك اشتباه سهوی بوده باشد و در آينده از تكرار آن اجتناب شود.!
🔴 پینوشت:
این یادداشت در روزنامه اعتماد، شمارهی ۲۹ بهمن ۱۳۹۹ خورشیدی (حدود سه سال پیش) منتشر شده بود. که اینروزها در تیر ماه ۱۴۰۲ خورشیدی، مجدداً شاهد هستیم، برخی حسابهای رسانهای رسمی روسیه، از نامی جعلی برای خلیجفارس استفاده میکنند!!
@IranDel_Channel
💢
✍️ کوروش احمدی
استفاده وزارت خارجه روسيه در حساب رسمی توييترش به زبان عربی از واژه جعلی برای خليجفارس تحول قابل توجهی است. اين برای اولين بار است كه يك نهاد رسمی روسی، آن هم وزارت خارجه از يك نام مجعول برای خليجفارس استفاده میكند. سوال اكنون اين است كه آيا اين اقدام حاكی از تحولی در سياست خارجی و سياست منطقهای روسيه است. اميد است كه چنين نباشد.
اهميت اين اتفاق در اين است كه مقامات روسيه تزاری، مقامات روسيه در اتحاد جماهير شوروی و سپس مقامات فدراسيون روسيه تا هفته گذشته هيچگاه از نامی مجعول برای خليجفارس استفاده نكرده بودند. آنها حتي از نام ناقص يعنی «خليج» هم استفاده نمیكردند؛ مگر برای خلاصهنويسی و حتماً بعد از حداقل يكبار استفاده از نامِ تاريخی خليجفارس.
جالبتر اينكه حتی بنا بر تاكيد كتاب «سياستهای ايران در خليجفارس» كه در سال ۱۹۷۵ [میلادی] توسط عباس اميری به انگليسی منتشر شد، «اتحاد شوروی حتی بعد از اتحادش با عراق از كشيده شدن به مناقشه خليجفارس در برابر خليج ع ر ب ی خودداری كرد و به استفاده از نام درست اين پهنه آبی ادامه داد.» (ص ۲۷۳)
مطابق اسناد دولت ايران قبل از انقلاب كه در دسترس است، روسها در سال ۱۹۶۷ [میلادی] اطلسی به مناسبت پنجاهمين سالگرد انقلاب اكتبر منتشر كردند كه در آن نامِ دريای واقع در بين ايران و عربستان با عنوانِ خليجفارس و سه جزيره ابوموسی، تنب بزرگ و تنب كوچک با عنوان جزاير متعلق به ايران مشخص شده بودند. اين در حالی بود كه انگليس هنوز برنامه خروجش را از شرق سوئز، از جمله خليجفارس اعلام نكرده و وضعيت سه جزيره كه ايران طی نزديک به صد سال بر ايرانی بودن آنها تاكيد كرده بود، هنوز تعيين تكليف نهايی نشده بودند و اين حتی در شرايطی بود كه دربار راستگرای ايران به عنوان متحدِ غرب در منطقه عمل میكرد.
همچنين، مطابق اسناد دولت وقت ايران، در بيانيه مشتركی كه بعد از سفر شاهِ ايران به شوروی در اكتبر ۱۹۷۲ [میلادی] منتشر شد، نام خليجفارس مورد استفاده قرار گرفت. مهمتر اينكه از همين نامِ خليجفارس نيز در بيانيه مشتركی استفاده شد كه حدود شش ماه قبل از آن (آوريل ۱۹۷۲) در پايان سفر صدام به مسكو منتشر شده بود.
بعد از فروپاشی شوروی نيز فدراسيون روسيه به نام خليجفارس متعهد باقی مانده و حتی در اسنادی كه با كشورهای عربی امضا كرده، بهطور مستمر و پيگير از نام خليجفارس استفاده كرده است.
در اين رابطه، به مثالهای متعددی در ادوار مختلف میتوان اشاره كرد. به عنوان مثال، در بيانيهی مطبوعاتی كه توسط وزارت خارجه فدراسيون روسيه در شش فوريه ۲۰۱۲ [میلادی] در مورد مذاكرت بين سرگئی لاوروف وزير خارجه روسيه و خالد الخليفه وزير امور خارجه بحرين انتشار يافت، از جمله گفته شده كه دو طرف «موضوع امنيت جمعی در خليجفارس» را مورد مذاكره قرار دادند.
همچنين آقای لاورف طی اين سالها در مقالات، مصاحبههای مطبوعاتی با همتايان عرب و غيرعرب و مقالهها در رسانههای بينالمللی همواره از نام تاريخی «خليجفارس» استفاده كرده است. وی در همين تابستان گذشته (۵ آگوست ۲۰۲۰) طی نامهای به دبيركل سازمان ملل «پيشنهاد فدراسيون روسيه در مورد امنيت جمعی در خليجفارس» را ارايه كرد.
دوستان روسی، ضمن عنايت به روابط دوستانه بين دو كشور، در مورد حساسيت افكار عمومی مردم ايران نسبت به نامِ تاريخی خليجفارس كه بخشی از ميراث فرهنگی همه مردمان منطقه است، آگاه هستند. به علاوه، وزارت خارجه روسيه به خوبی مطلع است كه رعايت هنجارها و قواعد مربوط به استانداردسازی اسامی جغرافيايی كه در «کنفرانسهای دورهای ملل متحد در مورد استانداردسازی اسامی جغرافيايی» و «كميته بينالمللی استانداردسازی اسامی جغرافيايی» بهطور مستمر تدوين و روزآمد میشود، برای اجتناب از هرج و مرج در اين حوزه، حايز كمال اهميت است. اميد است استفاده از يك نام غيرواقعی برای خليجفارس در يك حساب رسمی وزارت خارجه روسيه ناشی از يك اشتباه سهوی بوده باشد و در آينده از تكرار آن اجتناب شود.!
🔴 پینوشت:
این یادداشت در روزنامه اعتماد، شمارهی ۲۹ بهمن ۱۳۹۹ خورشیدی (حدود سه سال پیش) منتشر شده بود. که اینروزها در تیر ماه ۱۴۰۲ خورشیدی، مجدداً شاهد هستیم، برخی حسابهای رسانهای رسمی روسیه، از نامی جعلی برای خلیجفارس استفاده میکنند!!
@IranDel_Channel
💢
Telegram
ایراندل | IranDel
همه عالم تن است و ایران دل ❤️
این کانال دغدغهاش، ایران است و گردانندۀ آن، یک شهروند ایرانی آذربایجانی
[ بازنشر یک یادداشت، توییت، ویدئو و یا یک صوت به معنی تأیید کل محتوا و تمام مواضع صاحب آن محتوا نیست و هدف صرفاً بازتاب دادن یک نگاه و اندیشه است.]
این کانال دغدغهاش، ایران است و گردانندۀ آن، یک شهروند ایرانی آذربایجانی
[ بازنشر یک یادداشت، توییت، ویدئو و یا یک صوت به معنی تأیید کل محتوا و تمام مواضع صاحب آن محتوا نیست و هدف صرفاً بازتاب دادن یک نگاه و اندیشه است.]
👍12👎1
🔴 یعقوب یسنا: باید اتحادیهی کشورهای پارسیزبان را برپا داشت
✍️ گفتگوی محمد مطلق با یعقوب یسنا
🔴 گزیدهی گفتههای یعقوب یسنا، نویسنده و روزنامهنگار افغانستانی
طبق واقعیت و شرایط موجود ما کشورهای فارسیزبان، میراثدار زبان و فرهنگی هستیم که چند صد سال پیش زبان و فرهنگ یگانه ما بوده است، زیرا همه ایرانی بودهایم، اما اکنون زبان فارسی و هویت ایرانی میراث مشترک ما است.
ما که بیرون از جغرافیای سیاسی ایران امروز درباره کوچک شدن زبان فارسی و فرهنگ ایرانی هشدار میدهیم، واقعیتی را بیان میکنیم که رخ داده و اتفاق افتاده است. چند قرن است زبان فارسی و فرهنگ ایرانی رواج خود را حتی در جغرافیای بومی خود از دست داده است. این را ما در بیرون از جغرافیای سیاسی ایران امروز دیدهایم که چگونه زبان و فرهنگ ما حذف شده و حذف میشود.
زبان فارسی و فرهنگ ایرانی یک کلیت است. حذف زبان فارسی و فرهنگ ایرانی در هر کجایی که رخ دهد، در واقع آسیب به کلیت زبان فارسی و فرهنگ ایرانی خورده است.
دید ما به ایران امروز، آخرین سنگر زبانی و فرهنگی ما است و میخواهیم ساکنان این سنگر این خطر را درک کنند. زبان فارسی و فرهنگ ایران در کنار ایران امروز و به تعبیر ما بیخ گوش ایران، یعنی افغانستان، دچار چنین سرنوشتی شده است، اما در ایران کسی احساس نگرانی نمیکند. افغانستان آخرین جغرافیای بیرون از ایران امروز است که زبان فارسی و فرهنگ ایرانی از آنجا زدوده و حذف میشود. من مطمئن هستم پس از حذف زبان فارسی و فرهنگ ایرانی در افغانستان، بحث حذف زبان فارسی به داخل ایران امروز کشانده میشود.
ایرانیان در این سالها دچار این دلخوشی بودهاند که مغولان و… آمدند اما زبان فارسی را نتوانستند نابود کنند و آنها فارسیزبان شدند.
بنابراین نگران زبان فارسی نباید بود. این دلخوشی در حالی است که در دو صد سال اخیر زبان فارسی رواج خود را از هند تا آسیایمیانه از دست داده و قرار است در افغانستان نیز از دست بدهد، اما فارسیزبانها روی خود نمیآورند و با دلخوشیهای متفاوتی واقعیت حذف زبان فارسی و فرهنگ ایرانی را انکار میکنند. این بیت حافظ در هند تا دو صد سال پیش مصداق زبانی و فرهنگی داشت، اما اکنون شوخی به نظر میرسد:
«شکرشکن شوند همه طوطیان هند
زین قند پارسی که به بنگاله میرود».
به نظر من شهروندان و شخصیتهای فرهنگی ایران امروز بایستی نگران زبان فارسی و فرهنگ ایرانی در بیرون از ایران امروز باشند و درباره حذف زبان فارسی و فرهنگ ایرانی واقعگرایانه بیاندیشند تا به راهکارهایی دست یابیم که بر اساس آنها بتوانیم از زبان فارسی و فرهنگ ایرانی پاسبانی و حمایت کنیم.
محمد مطلق: دکتر یعقوب یسنا نویسنده، روزنامهنگار و روشنفکر افغانستانی سالهاست که در زمینه «کلانهویت ایرانی» و «ایران فرهنگی» سخن میگوید، مینویسد و برنامه میسازد. او تا پیش از روی کار آمدن طالبان در افغانستان استاد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه بیرونی و عضو اتحادیه نویسندگان کابل بود. یسنا متولد ۱۳۵۷ [خورشیدی] شهرستان دوشی ولایت بغلان افغانستان است و مدیرمسئولی هفتهنامه پگاه، سردبیری مجله عدالت در وزارت عدلیه افغانستان، مسئولیت کمیته تحقیق دانشگاه خورشید، مدیریت انتشارات مقصودی و تألیفات بسیاری در زمینه ادبیات و فلسفه نیز در کارنامهی کاری خود دارد. یعقوب یسنا از سال ۱۳۹۷ [خورشیدی] برای گرفتن مدرک دکترای زبان و ادبیات فارسی به دانشگاه یزد آمد و هماکنون نیز ساکن ایران است.
🔴 متن کامل این گفتگو را در قسمت "مشاهده فوری" بخوانید:
👇👇
@IranDel_Channel
💢
✍️ گفتگوی محمد مطلق با یعقوب یسنا
🔴 گزیدهی گفتههای یعقوب یسنا، نویسنده و روزنامهنگار افغانستانی
طبق واقعیت و شرایط موجود ما کشورهای فارسیزبان، میراثدار زبان و فرهنگی هستیم که چند صد سال پیش زبان و فرهنگ یگانه ما بوده است، زیرا همه ایرانی بودهایم، اما اکنون زبان فارسی و هویت ایرانی میراث مشترک ما است.
ما که بیرون از جغرافیای سیاسی ایران امروز درباره کوچک شدن زبان فارسی و فرهنگ ایرانی هشدار میدهیم، واقعیتی را بیان میکنیم که رخ داده و اتفاق افتاده است. چند قرن است زبان فارسی و فرهنگ ایرانی رواج خود را حتی در جغرافیای بومی خود از دست داده است. این را ما در بیرون از جغرافیای سیاسی ایران امروز دیدهایم که چگونه زبان و فرهنگ ما حذف شده و حذف میشود.
زبان فارسی و فرهنگ ایرانی یک کلیت است. حذف زبان فارسی و فرهنگ ایرانی در هر کجایی که رخ دهد، در واقع آسیب به کلیت زبان فارسی و فرهنگ ایرانی خورده است.
دید ما به ایران امروز، آخرین سنگر زبانی و فرهنگی ما است و میخواهیم ساکنان این سنگر این خطر را درک کنند. زبان فارسی و فرهنگ ایران در کنار ایران امروز و به تعبیر ما بیخ گوش ایران، یعنی افغانستان، دچار چنین سرنوشتی شده است، اما در ایران کسی احساس نگرانی نمیکند. افغانستان آخرین جغرافیای بیرون از ایران امروز است که زبان فارسی و فرهنگ ایرانی از آنجا زدوده و حذف میشود. من مطمئن هستم پس از حذف زبان فارسی و فرهنگ ایرانی در افغانستان، بحث حذف زبان فارسی به داخل ایران امروز کشانده میشود.
ایرانیان در این سالها دچار این دلخوشی بودهاند که مغولان و… آمدند اما زبان فارسی را نتوانستند نابود کنند و آنها فارسیزبان شدند.
بنابراین نگران زبان فارسی نباید بود. این دلخوشی در حالی است که در دو صد سال اخیر زبان فارسی رواج خود را از هند تا آسیایمیانه از دست داده و قرار است در افغانستان نیز از دست بدهد، اما فارسیزبانها روی خود نمیآورند و با دلخوشیهای متفاوتی واقعیت حذف زبان فارسی و فرهنگ ایرانی را انکار میکنند. این بیت حافظ در هند تا دو صد سال پیش مصداق زبانی و فرهنگی داشت، اما اکنون شوخی به نظر میرسد:
«شکرشکن شوند همه طوطیان هند
زین قند پارسی که به بنگاله میرود».
به نظر من شهروندان و شخصیتهای فرهنگی ایران امروز بایستی نگران زبان فارسی و فرهنگ ایرانی در بیرون از ایران امروز باشند و درباره حذف زبان فارسی و فرهنگ ایرانی واقعگرایانه بیاندیشند تا به راهکارهایی دست یابیم که بر اساس آنها بتوانیم از زبان فارسی و فرهنگ ایرانی پاسبانی و حمایت کنیم.
محمد مطلق: دکتر یعقوب یسنا نویسنده، روزنامهنگار و روشنفکر افغانستانی سالهاست که در زمینه «کلانهویت ایرانی» و «ایران فرهنگی» سخن میگوید، مینویسد و برنامه میسازد. او تا پیش از روی کار آمدن طالبان در افغانستان استاد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه بیرونی و عضو اتحادیه نویسندگان کابل بود. یسنا متولد ۱۳۵۷ [خورشیدی] شهرستان دوشی ولایت بغلان افغانستان است و مدیرمسئولی هفتهنامه پگاه، سردبیری مجله عدالت در وزارت عدلیه افغانستان، مسئولیت کمیته تحقیق دانشگاه خورشید، مدیریت انتشارات مقصودی و تألیفات بسیاری در زمینه ادبیات و فلسفه نیز در کارنامهی کاری خود دارد. یعقوب یسنا از سال ۱۳۹۷ [خورشیدی] برای گرفتن مدرک دکترای زبان و ادبیات فارسی به دانشگاه یزد آمد و هماکنون نیز ساکن ایران است.
🔴 متن کامل این گفتگو را در قسمت "مشاهده فوری" بخوانید:
👇👇
@IranDel_Channel
💢
Telegraph
یعقوب یسنا: باید اتحادیهی کشورهای پارسیزبان را برپا داشت - پارسیانجمن
گزیدهی گفتههای یسنا: طبق واقعیت و شرایط موجود ما کشورهای فارسیزبان میراثدار زبان و فرهنگی استیم که چند صد سال پیش زبان و فرهنگ یگانه ما بوده است، زیرا همه ایرانی بودهایم، اما اکنون زبان فارسی و هویت ایرانی میراث مشترک ما است. ما که بیرون از جغرافیای…
👍16👎1
🔴 روسیه و وضع کنونی ایران
[منتشره در کانال تلگرامی دکتر جواد طباطبایی، شهریور ماه ۱۴۰۱ خورشیدی]
✍️ #جواد_طباطبایی، فیلسوف سیاسی ایران
بخش نخست:
در خبرها آمده است که روسیه از کرۀ شمالی هم تجهیزات نظامی میخرد. در هفتههای گذشته نیز روسیه ناچار از ایران پهبادهایی خرید که کارشناسان دربارۀ کارآیی آنها تردیدهای جدّی دارند. بحث من به این جنگافزارها مربوط نمیشود، بلکه یک درس عبرت در این خرید و فروشها وجود دارد که اهمیتی بس بیشتر از صرف خرید و فروش دارد. فدراسیون روسیۀ کنونی میراثدار – یا میراثخوار – اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی سابق است که بر پایۀ قرائت لنینی از نظریۀ مارکس ایجاد شده بود و با مرگ زودهنگام لنین نیز استالین رهبری حزب و اتحادیه را به دست گرفت و روسیه را به قدرتی بزرگ تبدیل کرد. استالین با رهبری خودکامۀ خود توانست بر همۀ ارکان حزب کمونیست شوروی چیره شود و برای رسیدن به این هدف همۀ بزرگان آن حزب و یاران لنین را نابود کرد. این چیرگی کامل بر حزب کمونیست شوروی با سود جستن از ابزاری مخوفی ممکن شد تاریخنویسان آن را «محاکمههای مسکو» برای تصفیۀ کامل حزب میخوانند. از ویژگیهای این محاکمهها آن بود که حتیٰ متهمان بلندپایه، که کمونیستهای قدیمی و از اعضای اولیۀ حزب بودند، به کارهای ناکرده اعتراف میکردند و از رهبری حزب طلب بخشش و عفو میکردند، اما باز هم اعدام میشدند.
تثبیت رهبری بلامنازع استالین او را از مزاحمت یاران قدیمی راحت کرد و دست او را در همۀ تصمیمها باز گذاشت. به تدریج، استالین، که به خلاف لنین، تروتسکی، بوخارین و برخی دیگر از اعضای قدیمی حزب بهرۀ چندانی از سواد نداشت، در غیاب بزرگان حزب، به تنها نظریهپرداز حزب نیز تبدیل شد و جزوههای بسیار کممایهای در همۀ مباحث، از زبانشناسی و مسئلۀ ملّی تا اقتصاد و تاریخ حزب، نوشت، یا به نام خود نویساند، که همۀ نظرات بیان شده در آنها به واپسین کلام در آن هر یک از آن مباحث تبدیل شد و هیچ نویسنده و پژوهشگری را نمیرسید که مطلب خود را با جملهای از رفیق استالین آغاز نکند و به پایان نرساند. استالین، اگرچه خود روستبار نبود، اما در ادامۀ سیاستهای تزاری، و البته بسیار بدتر از آن، روسی خشن بود تا جایی که وقتی لنین، در بستر بیماری، او را برای حل و فصل مسئلۀ ملّی به گرجستان گسیل داشت، چنان خشونتی به خرج داد که لنین در نامهای به تروتسکی استالین «جاسوس روس بزرگ» خواند و از تروتسکی خواست تا به جای استالین این مسئله را بر عهده بگیرد.
تروتسکی، به خلاف استالین، که اهل گرجستان و طلبۀ حوزۀ علمیه در همان ایالت بود، مردی فرهیخته بود و چند زبان میدانست، با فرهنگ اروپایی نیز آشنایی داشت، و بنیادگذار ارتش سرخ بود، اما استالین بسیار زود او را تبعید کرد و تروتسکی در تبعید به دست یکی از آدمکشهای مزدور استالین با تبر کشته شد. از زمانی که استالین مزاحمت تروتسکی و نظریۀ انقلاب مداوم او را رفع کرد، توانست با دست باز همۀ به خیالات خود در زمینۀ آزادیهای فردی و اجتماعی، طرحهای اقتصادی، که او «کمونیسم جنگی» میخواند، و حتیٰ در فرماندهی جنگ دوم جهانی جامۀ عمل بپوشاند که مهمترین پیآمدهای این نظریههای غیر کارشناسانه نابودی اقتصاد، فرهنگ و علم و چندین میلیون نفر بود. با این همه، استالین، بویژه پس پیروزی بر آلمان در جنگ دوم جهانی، توانست این توهّم را ایجاد کند که شوروی یکی از دو ابرقدرت جهانی است. تقسیم جهان به دو قطب در کنفرانس یالتا، و اینکه رهبری شوروی توانست با استفاده از اختلاف در جبهۀ کشورهای غربی بخشهای مهمی از اروپای شرقی را به اردوگاه سوسیالیسم ضمیمه کند، موجب شد که روسیه به کشوری بزرگ و یک قدرت بزرگ تبدیل شود. اردوگاه سوسیالیسم برای استالین تجدید امپراتوری تزاری زیر پرچم دیکتاتوری حزب کمونیست شوروی بود. آنچه در این نظام خودکامه از تزار تا استالین تغییر پیدا کرده بود همانا تبدیل شدن ایدئولوژی سلطنت الهی تزار و مذهب اُرتودکُس به سیادت بلامنازع استالین و قرائت استالینی مارکسیسم بود، و تنها امر ثابت آن نیز برتری قوم روس بر همۀ اقوام تشکیل دهندۀ روسیۀ بزرگ بود.
🔴 دنبالهی یادداشت را در قسمتِ "مشاهده فوری" بخوانید:
👇👇
@IranDel_Channel
💢
[منتشره در کانال تلگرامی دکتر جواد طباطبایی، شهریور ماه ۱۴۰۱ خورشیدی]
✍️ #جواد_طباطبایی، فیلسوف سیاسی ایران
بخش نخست:
در خبرها آمده است که روسیه از کرۀ شمالی هم تجهیزات نظامی میخرد. در هفتههای گذشته نیز روسیه ناچار از ایران پهبادهایی خرید که کارشناسان دربارۀ کارآیی آنها تردیدهای جدّی دارند. بحث من به این جنگافزارها مربوط نمیشود، بلکه یک درس عبرت در این خرید و فروشها وجود دارد که اهمیتی بس بیشتر از صرف خرید و فروش دارد. فدراسیون روسیۀ کنونی میراثدار – یا میراثخوار – اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی سابق است که بر پایۀ قرائت لنینی از نظریۀ مارکس ایجاد شده بود و با مرگ زودهنگام لنین نیز استالین رهبری حزب و اتحادیه را به دست گرفت و روسیه را به قدرتی بزرگ تبدیل کرد. استالین با رهبری خودکامۀ خود توانست بر همۀ ارکان حزب کمونیست شوروی چیره شود و برای رسیدن به این هدف همۀ بزرگان آن حزب و یاران لنین را نابود کرد. این چیرگی کامل بر حزب کمونیست شوروی با سود جستن از ابزاری مخوفی ممکن شد تاریخنویسان آن را «محاکمههای مسکو» برای تصفیۀ کامل حزب میخوانند. از ویژگیهای این محاکمهها آن بود که حتیٰ متهمان بلندپایه، که کمونیستهای قدیمی و از اعضای اولیۀ حزب بودند، به کارهای ناکرده اعتراف میکردند و از رهبری حزب طلب بخشش و عفو میکردند، اما باز هم اعدام میشدند.
تثبیت رهبری بلامنازع استالین او را از مزاحمت یاران قدیمی راحت کرد و دست او را در همۀ تصمیمها باز گذاشت. به تدریج، استالین، که به خلاف لنین، تروتسکی، بوخارین و برخی دیگر از اعضای قدیمی حزب بهرۀ چندانی از سواد نداشت، در غیاب بزرگان حزب، به تنها نظریهپرداز حزب نیز تبدیل شد و جزوههای بسیار کممایهای در همۀ مباحث، از زبانشناسی و مسئلۀ ملّی تا اقتصاد و تاریخ حزب، نوشت، یا به نام خود نویساند، که همۀ نظرات بیان شده در آنها به واپسین کلام در آن هر یک از آن مباحث تبدیل شد و هیچ نویسنده و پژوهشگری را نمیرسید که مطلب خود را با جملهای از رفیق استالین آغاز نکند و به پایان نرساند. استالین، اگرچه خود روستبار نبود، اما در ادامۀ سیاستهای تزاری، و البته بسیار بدتر از آن، روسی خشن بود تا جایی که وقتی لنین، در بستر بیماری، او را برای حل و فصل مسئلۀ ملّی به گرجستان گسیل داشت، چنان خشونتی به خرج داد که لنین در نامهای به تروتسکی استالین «جاسوس روس بزرگ» خواند و از تروتسکی خواست تا به جای استالین این مسئله را بر عهده بگیرد.
تروتسکی، به خلاف استالین، که اهل گرجستان و طلبۀ حوزۀ علمیه در همان ایالت بود، مردی فرهیخته بود و چند زبان میدانست، با فرهنگ اروپایی نیز آشنایی داشت، و بنیادگذار ارتش سرخ بود، اما استالین بسیار زود او را تبعید کرد و تروتسکی در تبعید به دست یکی از آدمکشهای مزدور استالین با تبر کشته شد. از زمانی که استالین مزاحمت تروتسکی و نظریۀ انقلاب مداوم او را رفع کرد، توانست با دست باز همۀ به خیالات خود در زمینۀ آزادیهای فردی و اجتماعی، طرحهای اقتصادی، که او «کمونیسم جنگی» میخواند، و حتیٰ در فرماندهی جنگ دوم جهانی جامۀ عمل بپوشاند که مهمترین پیآمدهای این نظریههای غیر کارشناسانه نابودی اقتصاد، فرهنگ و علم و چندین میلیون نفر بود. با این همه، استالین، بویژه پس پیروزی بر آلمان در جنگ دوم جهانی، توانست این توهّم را ایجاد کند که شوروی یکی از دو ابرقدرت جهانی است. تقسیم جهان به دو قطب در کنفرانس یالتا، و اینکه رهبری شوروی توانست با استفاده از اختلاف در جبهۀ کشورهای غربی بخشهای مهمی از اروپای شرقی را به اردوگاه سوسیالیسم ضمیمه کند، موجب شد که روسیه به کشوری بزرگ و یک قدرت بزرگ تبدیل شود. اردوگاه سوسیالیسم برای استالین تجدید امپراتوری تزاری زیر پرچم دیکتاتوری حزب کمونیست شوروی بود. آنچه در این نظام خودکامه از تزار تا استالین تغییر پیدا کرده بود همانا تبدیل شدن ایدئولوژی سلطنت الهی تزار و مذهب اُرتودکُس به سیادت بلامنازع استالین و قرائت استالینی مارکسیسم بود، و تنها امر ثابت آن نیز برتری قوم روس بر همۀ اقوام تشکیل دهندۀ روسیۀ بزرگ بود.
🔴 دنبالهی یادداشت را در قسمتِ "مشاهده فوری" بخوانید:
👇👇
@IranDel_Channel
💢
Telegraph
ایراندل | IranDel
👍13👎2
🔴 جزیرههای تمب
✍️ احمد اقتداری
جزیرههای تمب بزرگ و کوچک را در لهجههای جنوب ایران «تمب گپ» و «تمب مار» مینامند. تمب با «تاء» مضموم و «م» و «ب» ساکن به معنی «تپه» و «تل» و «زمین برآمده» به کار رفته است. در زبان دریانوردان بومی این دو جزیره را «تمب گپ» به معنی «تمب بزرگ» و «تمب مار» مینامند. تمب مار را «تمب کوچک»، «تل مار»، «تنب مار»، «طنب کوچک»، «نابیو تنب»، «نبی تنب» نیز خواندهاند.
در سال ۱۸۳۵ میلادی، ۱۲۵۵ هجری قمری که دامنۀ فعالیت دزدان دریایی در کرانههای خلیج فارس به اوج رسیده بود و طرد دزدان دریایی و جلوگیری از اعمال آنها، بهانۀ مداخلات انگلستان در خلیج فارس گردید تا امپراتوری انگلستان بتواند این شاهراه دریایی را در دست خود گیرد، بنابه پیشنهاد حکومت هندوستان کاپیتان هنل انگلیسی، افسر بحریۀ انگلیس که از طرف دریاداری انگلیس عهدهدار امور خلیج فارس بود، یک خط فرضی به موازات ساحل رسم نمود که امتداد آن از جزیرههای بوموسی و سیری میگذشت. بعدها جانشین هنل، به نام ماژور موریسن، با شیوخ و رهبران امارات خلیج فارس مذاکراتی به عمل آورد و خط دیگری برای نشان دادن حدود آبهای ایران و سواحل جنوبی خلیج فارس روی نقشۀ خلیج فارس فرض و وضع نمود که از جزیرۀ سیر ابونعیر و شمال رأس رکن در شمال جزیرۀ قطر تا نزدیکی رأس الزور در کویت میگذشت.
این خط نسبت به خط قبلی که آن هم در جنوب جزیرههای تمب قرار داشت، جنوبیتر بود. این خطوط را خطوط محدودیت نامیدهاند و جزایر تمب و بوموسی در شمال هر دو خط قرار گرفتهاند و بر اساس خطوط فرضی وضعی هر دو مأمور دریاداری انگلستان، در آبهای ایران واقع شدهاند و بنابراین حکومت انگلستان که سالیان دراز مدعی مالکیت جزایر تمب بزرگ و تمب کوچک و بوموسی بوده است، با تأیید حکومت هندوستان، این جزایر را در محدودۀ آبهای ایران میشناخته و در روی نقشه، تأیید کرده است و مالکیت ایران بر این جزایر را بر اساس اصول علمی و سیاسی و تاریخی پذیرفتهاند و مالکیت ایران را تأیید نمودهاند.
در نقشۀ خلیج فارس که از طرف وزارت جنگ انگلیس به سال ۱۸۸۸ میلادی چاپ شده است، جزیرههای تمب بزرگ و تمب مار یا تمب کوچک همراه با جزیرههای «بوموسی» و «سیری» و «فرورو» به رنگ اصلی خاک ایران روی نقشه رنگ شدهاند، اما همین دولت انگلستان در اوائل قرن بیستم و در اولین سالهای بعد از جنگ جهانی اول با کمک نیروی دریایی گشتی خود در آبهای خلیج فارس و اقیانوس هند، مانع از فعالیت مأموران گمرکی و مالیاتی ایران در این جزیرهها گردید و در کتب و مآخذ و اسناد جدید خود آنها را به حکام رأس الخیمه و شارجه متعلق دانست.
در کتاب خطی مفاص اللئالی و منار اللیالی، تألیف محمدعلی سدیدالسلطنۀ کبابی بندرعباسی که به کتابخانۀ مرکزی و مرکز اسناد دانشگاه تهران اهدا شده و هماکنون در آن کتابخانه نگهداری میشود، رونوشت سندی به خط و زبان عربی ثبت شده است که پدران و بنی اعمام حکام حالیۀ رأس الخیمه و شارجه به اتفاق عدۀ دیگری از مردمان جزایر تمب و بوموسی و سیری حقانیت ایران را در مالکیت جزایر مذکور تأیید کرده و صریحاً اعلام کردهاند که بعضی از سنوات برای تعلیف احشام خود این جزایر یا بعضی از آنها را برای علفچر مواشی خود از حاکم ایرانی بندر لنگه اجاره مینمودهاند.»
🔴 منبع:
«سرگذشت تاریخی چهار جزیره در خلیج فارس»، احمد اقتداری، یغما، آبان ۱۳۵۶، ش ۳۵۰، ص ۵۰۳-۵۰۴ و فروردین ۱۳۵۷، ش ۳۵۵، ص ۴۶-۴۷
@IranDel_Channel
💢
✍️ احمد اقتداری
جزیرههای تمب بزرگ و کوچک را در لهجههای جنوب ایران «تمب گپ» و «تمب مار» مینامند. تمب با «تاء» مضموم و «م» و «ب» ساکن به معنی «تپه» و «تل» و «زمین برآمده» به کار رفته است. در زبان دریانوردان بومی این دو جزیره را «تمب گپ» به معنی «تمب بزرگ» و «تمب مار» مینامند. تمب مار را «تمب کوچک»، «تل مار»، «تنب مار»، «طنب کوچک»، «نابیو تنب»، «نبی تنب» نیز خواندهاند.
در سال ۱۸۳۵ میلادی، ۱۲۵۵ هجری قمری که دامنۀ فعالیت دزدان دریایی در کرانههای خلیج فارس به اوج رسیده بود و طرد دزدان دریایی و جلوگیری از اعمال آنها، بهانۀ مداخلات انگلستان در خلیج فارس گردید تا امپراتوری انگلستان بتواند این شاهراه دریایی را در دست خود گیرد، بنابه پیشنهاد حکومت هندوستان کاپیتان هنل انگلیسی، افسر بحریۀ انگلیس که از طرف دریاداری انگلیس عهدهدار امور خلیج فارس بود، یک خط فرضی به موازات ساحل رسم نمود که امتداد آن از جزیرههای بوموسی و سیری میگذشت. بعدها جانشین هنل، به نام ماژور موریسن، با شیوخ و رهبران امارات خلیج فارس مذاکراتی به عمل آورد و خط دیگری برای نشان دادن حدود آبهای ایران و سواحل جنوبی خلیج فارس روی نقشۀ خلیج فارس فرض و وضع نمود که از جزیرۀ سیر ابونعیر و شمال رأس رکن در شمال جزیرۀ قطر تا نزدیکی رأس الزور در کویت میگذشت.
این خط نسبت به خط قبلی که آن هم در جنوب جزیرههای تمب قرار داشت، جنوبیتر بود. این خطوط را خطوط محدودیت نامیدهاند و جزایر تمب و بوموسی در شمال هر دو خط قرار گرفتهاند و بر اساس خطوط فرضی وضعی هر دو مأمور دریاداری انگلستان، در آبهای ایران واقع شدهاند و بنابراین حکومت انگلستان که سالیان دراز مدعی مالکیت جزایر تمب بزرگ و تمب کوچک و بوموسی بوده است، با تأیید حکومت هندوستان، این جزایر را در محدودۀ آبهای ایران میشناخته و در روی نقشه، تأیید کرده است و مالکیت ایران بر این جزایر را بر اساس اصول علمی و سیاسی و تاریخی پذیرفتهاند و مالکیت ایران را تأیید نمودهاند.
در نقشۀ خلیج فارس که از طرف وزارت جنگ انگلیس به سال ۱۸۸۸ میلادی چاپ شده است، جزیرههای تمب بزرگ و تمب مار یا تمب کوچک همراه با جزیرههای «بوموسی» و «سیری» و «فرورو» به رنگ اصلی خاک ایران روی نقشه رنگ شدهاند، اما همین دولت انگلستان در اوائل قرن بیستم و در اولین سالهای بعد از جنگ جهانی اول با کمک نیروی دریایی گشتی خود در آبهای خلیج فارس و اقیانوس هند، مانع از فعالیت مأموران گمرکی و مالیاتی ایران در این جزیرهها گردید و در کتب و مآخذ و اسناد جدید خود آنها را به حکام رأس الخیمه و شارجه متعلق دانست.
در کتاب خطی مفاص اللئالی و منار اللیالی، تألیف محمدعلی سدیدالسلطنۀ کبابی بندرعباسی که به کتابخانۀ مرکزی و مرکز اسناد دانشگاه تهران اهدا شده و هماکنون در آن کتابخانه نگهداری میشود، رونوشت سندی به خط و زبان عربی ثبت شده است که پدران و بنی اعمام حکام حالیۀ رأس الخیمه و شارجه به اتفاق عدۀ دیگری از مردمان جزایر تمب و بوموسی و سیری حقانیت ایران را در مالکیت جزایر مذکور تأیید کرده و صریحاً اعلام کردهاند که بعضی از سنوات برای تعلیف احشام خود این جزایر یا بعضی از آنها را برای علفچر مواشی خود از حاکم ایرانی بندر لنگه اجاره مینمودهاند.»
🔴 منبع:
«سرگذشت تاریخی چهار جزیره در خلیج فارس»، احمد اقتداری، یغما، آبان ۱۳۵۶، ش ۳۵۰، ص ۵۰۳-۵۰۴ و فروردین ۱۳۵۷، ش ۳۵۵، ص ۴۶-۴۷
@IranDel_Channel
💢
Telegram
attach 📎
👍14👎2
🔴 «کنکور ــ پول ــ عدالت»
✍️ مهدی تدینی
یکی از موضوعات مهمی که هر سال به ویژه در همین ماه فکر جامعه را مشغول میکند، مسئلۀ کنکور و تأثیری است که مدارس غیردولتی (غیرانتفاعی)، نیمهدولتی و دولتی بر سرنوشت دانشآموزان میگذارد. وقتی به این مباحث دقت میکنم، تفکرات نسنجیده و شتابزدهای در این حوزه حکمفرماست و البته جولانگاه خوبی هم برای ترویج ایدههای پوپولیستی شده است. در اینجا قصد ندارم نظام آموزشی ایران را آسیبشناسی کنم. نه سواد و تسلط لازم را دارم و نه اصلاً چنین بحث گستردهای در یک پست میگنجد. فقط دعوت میکنم در این متن با هم کمی دربارۀ این موضوع تأمل کنیم تا دستکم فکرمان را به آسانی به پوپولیسم چپ نبازیم.
صورت مسئله این است که موفقیت دانشآموزانِ مدارس خاص، یعنی مدارس غیردولتی و تیزهوشان و مانند آنها، به شکل خیرهکنندهای بالاتر از دانشآموزان مدارس عادی است. و از این چه نتیجهگیریای میکنند؟ نتیجهگیری میکنند دانشگاه دیگر متعلق به «قشر پولدار» است و کسی که مدارس دولتی میرود آیندۀ تحصیلی روشنی ندارد و عدالت آموزشی دیگر بیمعنا شده است و چه و چه...
اینکه پول در همۀ زمینهها کار انسان را راه میاندازد و میتواند «آوانس» ایجاد کند، نیازی به اثبات ندارد. کسی که پول دارد سوار خودروی ایمن میشود و از هر تصادفی جان سالم به در میبرد و کسی که پول ندارد، سهمش خودروهای ناایمنی است که از قضا در ایران تلفاتشان از جنگ هم بیشتر است. آری، پول «میتواند» آسایش و امنیت آورد. اما پرسش در اینجا این است که موفقیت مدارس غیردولتی یا مدارس خاص (مثل تیزهوشان) و کلاً مدارسی که هزینههای آنها از منابع غیردولتی (یعنی خانوادهها) تأمین میشود، چقدر «عدالت آموزشی» را بر هم میزند؟
اولین نکته اینکه یک نتیجهگیری شتابزده در اینجا وجود دارد. میگویند: «دانشآموزان مدارس غیرانتفاعی در کنکور موفقند، در نتیجه پول سرنوشت دانشآموزان را رقم میزند. دانشآموز فقیر در کنکور و درس هم ناموفق است. پول داشته باشی موفقی، نداشته باشی بدبختی!»
کل این منطق غلط است. یک مسئلۀ بسیار مهم و تعیینکننده در اینجا تعمداً ــ شاید هم ناآگاهانه ــ نادیده گرفته شده است. مدارس غیرانتفاعی و خاص در مرحلۀ ورودی و ثبتنام خود غربالگرهای سختگیرانهای انجام میدهند و از این طریق دانشآموزان را دستچین میکنند. مسئولان این مدارس خوب میدانند که موفقیتشان فقط در گرو «پول» نیست، بلکه باید دانشآموزان توانمندتر را غربال کنند. این مدارس شرطهای سخت و آزمونهای دشواری را برای غربالگری و جذب بهترین دانشآموزان قرار میدهند و در واقع، دانشآموزانی را جذب میکنند که به دلایلِ متعدد ــ و نه فقط به دلیل «پول» ــ آیندۀ تحصیلی بهتری دارند: درسخوانترند، خانوادههایشان برنامهریزی آموزشی دقیق و سختگیرانهای برایشان دارد و هوش و تواناییهای یادگیری بالاتری دارند.
در واقع، اگر بخواهیم بیتعارف صحبت کنیم، مدارس خاص (غیرانتفاعی، نیمهدولتی و تیزهوشان) آگاهانه روی نیروی انسانی قویتری سرمایهگذاری میکنند. در اینجاست که مفهوم «عدالت» به چالش کشیده میشود. شما اول باید با قاطعیت این پرسش را پاسخ دهید: آیا سرمایهگذاری روی دانشآموزانی که برتری خود را در شش سال نخست تحصیل اثبات کردهاند، «غیرعادلانه» است؟ اگر پاسخ مثبت باشد، باید گفت: هر گونه تفکیک به هر شکل و از سوی هر نهادی ــ دولتی و خصوصی ــ میان دانشآموزان غیرعادلانه است! «عدالت» در حوزۀ عمومی و اجتماعی مفهوم بسیار فریبنده و گمراهکنندهای است و با آن میتوان تریبونها را فتح کرد و محبوب دل تودهها شد. منادیانی ظهور میکنند که عدالت را عموماً به معنای «تساوی در توزیع» جلوه میدهند و البته تشخیص اینکه چنین تساویای در توزیع وجود ندارد، برای عموم مردم کار بسیار آسانی است و در نتیجه چنین موضعی پیشاپیش یک موضع برنده و پرطرفدار است. حقیقتاً چوب جادوی چپگرایی در همین مسئله نهفته است: عدالتِ توزیعی.
🔴 دنبالۀ یادداشت را در بخشِ "مشاهدۀ فوری" بخوانید:
👇👇
@IranDel_Channel
💢
🔴 «کنکور ــ پول ــ عدالت»
✍️ مهدی تدینی
یکی از موضوعات مهمی که هر سال به ویژه در همین ماه فکر جامعه را مشغول میکند، مسئلۀ کنکور و تأثیری است که مدارس غیردولتی (غیرانتفاعی)، نیمهدولتی و دولتی بر سرنوشت دانشآموزان میگذارد. وقتی به این مباحث دقت میکنم، تفکرات نسنجیده و شتابزدهای در این حوزه حکمفرماست و البته جولانگاه خوبی هم برای ترویج ایدههای پوپولیستی شده است. در اینجا قصد ندارم نظام آموزشی ایران را آسیبشناسی کنم. نه سواد و تسلط لازم را دارم و نه اصلاً چنین بحث گستردهای در یک پست میگنجد. فقط دعوت میکنم در این متن با هم کمی دربارۀ این موضوع تأمل کنیم تا دستکم فکرمان را به آسانی به پوپولیسم چپ نبازیم.
صورت مسئله این است که موفقیت دانشآموزانِ مدارس خاص، یعنی مدارس غیردولتی و تیزهوشان و مانند آنها، به شکل خیرهکنندهای بالاتر از دانشآموزان مدارس عادی است. و از این چه نتیجهگیریای میکنند؟ نتیجهگیری میکنند دانشگاه دیگر متعلق به «قشر پولدار» است و کسی که مدارس دولتی میرود آیندۀ تحصیلی روشنی ندارد و عدالت آموزشی دیگر بیمعنا شده است و چه و چه...
اینکه پول در همۀ زمینهها کار انسان را راه میاندازد و میتواند «آوانس» ایجاد کند، نیازی به اثبات ندارد. کسی که پول دارد سوار خودروی ایمن میشود و از هر تصادفی جان سالم به در میبرد و کسی که پول ندارد، سهمش خودروهای ناایمنی است که از قضا در ایران تلفاتشان از جنگ هم بیشتر است. آری، پول «میتواند» آسایش و امنیت آورد. اما پرسش در اینجا این است که موفقیت مدارس غیردولتی یا مدارس خاص (مثل تیزهوشان) و کلاً مدارسی که هزینههای آنها از منابع غیردولتی (یعنی خانوادهها) تأمین میشود، چقدر «عدالت آموزشی» را بر هم میزند؟
اولین نکته اینکه یک نتیجهگیری شتابزده در اینجا وجود دارد. میگویند: «دانشآموزان مدارس غیرانتفاعی در کنکور موفقند، در نتیجه پول سرنوشت دانشآموزان را رقم میزند. دانشآموز فقیر در کنکور و درس هم ناموفق است. پول داشته باشی موفقی، نداشته باشی بدبختی!»
کل این منطق غلط است. یک مسئلۀ بسیار مهم و تعیینکننده در اینجا تعمداً ــ شاید هم ناآگاهانه ــ نادیده گرفته شده است. مدارس غیرانتفاعی و خاص در مرحلۀ ورودی و ثبتنام خود غربالگرهای سختگیرانهای انجام میدهند و از این طریق دانشآموزان را دستچین میکنند. مسئولان این مدارس خوب میدانند که موفقیتشان فقط در گرو «پول» نیست، بلکه باید دانشآموزان توانمندتر را غربال کنند. این مدارس شرطهای سخت و آزمونهای دشواری را برای غربالگری و جذب بهترین دانشآموزان قرار میدهند و در واقع، دانشآموزانی را جذب میکنند که به دلایلِ متعدد ــ و نه فقط به دلیل «پول» ــ آیندۀ تحصیلی بهتری دارند: درسخوانترند، خانوادههایشان برنامهریزی آموزشی دقیق و سختگیرانهای برایشان دارد و هوش و تواناییهای یادگیری بالاتری دارند.
در واقع، اگر بخواهیم بیتعارف صحبت کنیم، مدارس خاص (غیرانتفاعی، نیمهدولتی و تیزهوشان) آگاهانه روی نیروی انسانی قویتری سرمایهگذاری میکنند. در اینجاست که مفهوم «عدالت» به چالش کشیده میشود. شما اول باید با قاطعیت این پرسش را پاسخ دهید: آیا سرمایهگذاری روی دانشآموزانی که برتری خود را در شش سال نخست تحصیل اثبات کردهاند، «غیرعادلانه» است؟ اگر پاسخ مثبت باشد، باید گفت: هر گونه تفکیک به هر شکل و از سوی هر نهادی ــ دولتی و خصوصی ــ میان دانشآموزان غیرعادلانه است! «عدالت» در حوزۀ عمومی و اجتماعی مفهوم بسیار فریبنده و گمراهکنندهای است و با آن میتوان تریبونها را فتح کرد و محبوب دل تودهها شد. منادیانی ظهور میکنند که عدالت را عموماً به معنای «تساوی در توزیع» جلوه میدهند و البته تشخیص اینکه چنین تساویای در توزیع وجود ندارد، برای عموم مردم کار بسیار آسانی است و در نتیجه چنین موضعی پیشاپیش یک موضع برنده و پرطرفدار است. حقیقتاً چوب جادوی چپگرایی در همین مسئله نهفته است: عدالتِ توزیعی.
🔴 دنبالۀ یادداشت را در بخشِ "مشاهدۀ فوری" بخوانید:
👇👇
@IranDel_Channel
💢
Telegraph
ایراندل | IranDel
🔴 «کنکور ــ پول ــ عدالت» ✍️ مهدی تدینی یکی از موضوعات مهمی که هر سال به ویژه در همین ماه فکر جامعه را مشغول میکند، مسئلۀ کنکور و تأثیری است که مدارس غیردولتی (غیرانتفاعی)، نیمهدولتی و دولتی بر سرنوشت دانشآموزان میگذارد. وقتی به این مباحث دقت میکنم،…
👍9👎4
🔴 سی ویژگی افراد توانا
✍️ محمود سریعالقلم، استاد روابط بینالملل دانشگاه بهشتی
یک) وقت ندارند علیه کسی، کاری انجام دهند؛
دو) وقت ندارند پششت سر دیگران صحبت کنند؛
سه) وقت ندارند در وقایع گذشته، متوقف شوند؛
چهار) وقت ندارند که دروغ بگویند؛
پنج) بسیار انتخاب میکنند چون ذهن اولویتبندی شده دارند؛
شش) تفاوتهای انسانها را میستایند؛
هفت) بدنبال این نیستند کسی را مانند خود کنند؛
هشت) حجم و کیفیت غذای خود را با دقت زیر نظر دارند؛
نه) بد بودن بعضی انسانها را عادی میدانند؛
ده) با دو زبان مهم، آشنایی ندارند، بلکه بر آنها مسلطاند؛
یازده) در فهم رفتار انسانها، اول منافع آنها را میشکافند؛
دوازده) کارآمدی را بر مساوات ترجیح میدهند زیرا که مساوات خود نتیجه کارآمدی است؛
سیزده) کارآمدی را نتیجۀ رقابت میدانند؛
چهارده) راستگو هستند، چون منافع دراز مدت دارند؛
پانزده) حتی در استفاده از حروف اضافه دقت میکنند تا اعتماد دیگران را حفظ کنند؛
شانزده) از افراد توانا، با مهارت و باهوش، هراسی ندارند؛
هفده) دائما در حال گسترش شعاع شبکههای ارتباطی خود هستند؛
هجده) بعد از شش ماه که آنها را میبینید، بهتر شدن آنها را متوجه میشوید؛
نوزده) اطرافشان، مملو از افراد تواناست؛
بیست) میلیمتری مراقب سخنانشان هستند؛
بیست و یک) مبنای تواناییهایشان، قدرت نرم است؛
بیست و دو) یک تا صد هر مسئلهای را دقیق طراحی و مانیتور میکنند؛
بیست و سه) به ندرت از کسی، درخواستی داشته باشند؛
بیست و چهار) اگر لازم باشد، ظرفیت تنها ماندن را دارند؛
بیست و پنج) آنقدر تلاش میکنند، درخواب هم اغلب، مسئله حل میکنند؛
بیست و شش) با هر فردی، دوست نمیشوند؛
بیست و هفت) وقتی با فردی آشنا میشوند میپرسند: چه کتابی این روزها میخوانید؟
بیست و هشت) سلولهای مغزشان، فرصت استراحت ندارند؛
بیست و نه) شناخت عمیقی از طبع بشر دارند؛
سی) سؤالاتشان از پاسخهایشان به مراتب مهمتر است.
@IranDel_Channel
💢
✍️ محمود سریعالقلم، استاد روابط بینالملل دانشگاه بهشتی
یک) وقت ندارند علیه کسی، کاری انجام دهند؛
دو) وقت ندارند پششت سر دیگران صحبت کنند؛
سه) وقت ندارند در وقایع گذشته، متوقف شوند؛
چهار) وقت ندارند که دروغ بگویند؛
پنج) بسیار انتخاب میکنند چون ذهن اولویتبندی شده دارند؛
شش) تفاوتهای انسانها را میستایند؛
هفت) بدنبال این نیستند کسی را مانند خود کنند؛
هشت) حجم و کیفیت غذای خود را با دقت زیر نظر دارند؛
نه) بد بودن بعضی انسانها را عادی میدانند؛
ده) با دو زبان مهم، آشنایی ندارند، بلکه بر آنها مسلطاند؛
یازده) در فهم رفتار انسانها، اول منافع آنها را میشکافند؛
دوازده) کارآمدی را بر مساوات ترجیح میدهند زیرا که مساوات خود نتیجه کارآمدی است؛
سیزده) کارآمدی را نتیجۀ رقابت میدانند؛
چهارده) راستگو هستند، چون منافع دراز مدت دارند؛
پانزده) حتی در استفاده از حروف اضافه دقت میکنند تا اعتماد دیگران را حفظ کنند؛
شانزده) از افراد توانا، با مهارت و باهوش، هراسی ندارند؛
هفده) دائما در حال گسترش شعاع شبکههای ارتباطی خود هستند؛
هجده) بعد از شش ماه که آنها را میبینید، بهتر شدن آنها را متوجه میشوید؛
نوزده) اطرافشان، مملو از افراد تواناست؛
بیست) میلیمتری مراقب سخنانشان هستند؛
بیست و یک) مبنای تواناییهایشان، قدرت نرم است؛
بیست و دو) یک تا صد هر مسئلهای را دقیق طراحی و مانیتور میکنند؛
بیست و سه) به ندرت از کسی، درخواستی داشته باشند؛
بیست و چهار) اگر لازم باشد، ظرفیت تنها ماندن را دارند؛
بیست و پنج) آنقدر تلاش میکنند، درخواب هم اغلب، مسئله حل میکنند؛
بیست و شش) با هر فردی، دوست نمیشوند؛
بیست و هفت) وقتی با فردی آشنا میشوند میپرسند: چه کتابی این روزها میخوانید؟
بیست و هشت) سلولهای مغزشان، فرصت استراحت ندارند؛
بیست و نه) شناخت عمیقی از طبع بشر دارند؛
سی) سؤالاتشان از پاسخهایشان به مراتب مهمتر است.
@IranDel_Channel
💢
Telegram
ایراندل | IranDel
همه عالم تن است و ایران دل ❤️
این کانال دغدغهاش، ایران است و گردانندۀ آن، یک شهروند ایرانی آذربایجانی
[ بازنشر یک یادداشت، توییت، ویدئو و یا یک صوت به معنی تأیید کل محتوا و تمام مواضع صاحب آن محتوا نیست و هدف صرفاً بازتاب دادن یک نگاه و اندیشه است.]
این کانال دغدغهاش، ایران است و گردانندۀ آن، یک شهروند ایرانی آذربایجانی
[ بازنشر یک یادداشت، توییت، ویدئو و یا یک صوت به معنی تأیید کل محتوا و تمام مواضع صاحب آن محتوا نیست و هدف صرفاً بازتاب دادن یک نگاه و اندیشه است.]
👍11👎1
Forwarded from ایراندل | IranDel
🔴 #اطلاع_رسانی
مجلهی سیاستنامه
یادنامهای از فیلسوفِ ایران، زندهیاد استاد جواد طباطبایی
شماره ۲۶ - بهار ۱۴۰۲ خورشیدی
با آثار و گفتارهایی از
نصرالله پورجوادی
احمد نقیبزاده
کاوه بیات
مقصود فراستخواه
داریوش رحمانیان
فرهنگ رجایی
شروین وکیلی
مصطفی نصیری
جواد رنجبر درخشیلر
رضا کوهکن
و ...
@IranDel_Channel
💢
مجلهی سیاستنامه
یادنامهای از فیلسوفِ ایران، زندهیاد استاد جواد طباطبایی
شماره ۲۶ - بهار ۱۴۰۲ خورشیدی
با آثار و گفتارهایی از
نصرالله پورجوادی
احمد نقیبزاده
کاوه بیات
مقصود فراستخواه
داریوش رحمانیان
فرهنگ رجایی
شروین وکیلی
مصطفی نصیری
جواد رنجبر درخشیلر
رضا کوهکن
و ...
@IranDel_Channel
💢
👍11👎1
🔴 #توییت_خوانی
✍️ توییتی به نقل از ابراهیم نقیبزاده مشایخ، از اعضای فرهنگستان زبان و ادبیات فارسی
@IranDel_Channel
💢
✍️ توییتی به نقل از ابراهیم نقیبزاده مشایخ، از اعضای فرهنگستان زبان و ادبیات فارسی
@IranDel_Channel
💢
👍12👎1
📷 حضور نوجوانان و جوانانِ فرهنگدوستِ تبریزی در منزل جناب حسین مهرنگ - مدرس دانشگاه، معلم و شاعر - برای سعدیخوانی
✍️ حسین مهرنگ، با انتشار تصویر فوق نوشت:
سعدی شگفتانگیزترین شخصیت دنیای گسترده زبان و ادبیات فارسی است. گذشته از گونهگونی آثار، آنچه بهتآور است، تنوعِ مخاطبان اوست.
در طول هشت قرن، پیر و جوان، زن و مرد، حتّی نوجوانان، شیفتهٔ این مردِ الهی و این هنرمند قُدسی هستند.
آنچه در تصویر فوق میبینید اغلب نوجوانانی هستند که هر هفته به عشق حکمت سعدی و دلباختن به جهانی که او رسامِ آن است در پیشگاه سعدی به زانوی ادب مینشینند.
من بیمقدار که از شیفتگانِ اویم در طول نیم قرن معلّمی تاکنون چنین مخاطبان خاصی نداشتهام...
اگر جنابِ حق، اینگونه جلسات آکنده از معصومیت را به عنوان نقطهای درخشان در نامهی اعمالم ثبت فرماید به جرأت میگویم، راه بیراه نرفتهام و زندگی را به عبث نباختهام.
شُكر...
@IranDel_Channel
💢
✍️ حسین مهرنگ، با انتشار تصویر فوق نوشت:
سعدی شگفتانگیزترین شخصیت دنیای گسترده زبان و ادبیات فارسی است. گذشته از گونهگونی آثار، آنچه بهتآور است، تنوعِ مخاطبان اوست.
در طول هشت قرن، پیر و جوان، زن و مرد، حتّی نوجوانان، شیفتهٔ این مردِ الهی و این هنرمند قُدسی هستند.
آنچه در تصویر فوق میبینید اغلب نوجوانانی هستند که هر هفته به عشق حکمت سعدی و دلباختن به جهانی که او رسامِ آن است در پیشگاه سعدی به زانوی ادب مینشینند.
من بیمقدار که از شیفتگانِ اویم در طول نیم قرن معلّمی تاکنون چنین مخاطبان خاصی نداشتهام...
اگر جنابِ حق، اینگونه جلسات آکنده از معصومیت را به عنوان نقطهای درخشان در نامهی اعمالم ثبت فرماید به جرأت میگویم، راه بیراه نرفتهام و زندگی را به عبث نباختهام.
شُكر...
@IranDel_Channel
💢
👍20👎1
🔴 جرقهای در ابدیت
✍️ مهدی تدینی
انسان یک بار زندگی میکند. زندگی فرصتی یگانه است؛ هر روز زندگی فقط یکبار است. زندگی جرقهای زودگذر در ابدیتی تاریک است. زودتر از آنچه انتظارش را داریم حسرت روزهای گذشته به دلمان میافتد و دهانمان پر میشود از "ای کاش و حیف...".
در این یکبارگی محض، در این کوتاهی حسرتبار و این سراشیبی شتاب و گذار، انسان حق دارد آنگونه زندگی کند که میپسندد؛ مطابق میل و افکار خودش. آزادی بزرگترین نعمت است و انسانها "اجتماعی سیاسی" تشکیل میدهند تا از این نعمت مراقبت کنند. هدف از حاکمیت سلب آزادی نیست، حفظ آزادی است. قانون در اینجا برای مراقبت از آزادی تعریف میشود و چون ماهیت قانون محدودکننده است، در تعریف قانون باید نهایت دقت صورت گیرد که آن قانون کیفیت و کمیت آزادی را بالا برد، وگرنه نقضِ غرض است.
قوانینی که سبک زندگی را محدود میکنند از همان دست قوانینیاند که هدف اصلی قانون را — که تضمین آزادی است — نقض میکنند. قانون در ذات خود بخشنده است: یک محدودیت حداقلی تعریف میکند تا حداکثری از آزادی را تضمین کند. چراغ قرمز یک محدودیت حداقلی است و محدودیتی که دارد در برابر فایده آن هیچ است. کافی است یک چهارراه یک ساعت قانون نداشته باشد تا کل روز شهروندان در گره ترافیکی بگذرد.
برای اینکه این "نقض غرض" در قانونگذاری پدید نیاید، یعنی برای اینکه قانون به جای تضمین آزادی به ناقضِ آزادی تبدیل نشود، حوزههای قانونگذاری و مقررات هم باید محدود باشد و به ویژه تا حد امکان به حوزههای شخصی تعمیم داده نشود. اصلاً این چه سوءبرداشتی است که برای هر گوشه و نقطه زندگی باید قانون گذاشت؟ خیابانی را فرض کنید که حتی جایی که چهارراه نیست، چراغ قرمز داشته باشد. آیا این چراغ قرمز با ماهیت و کارکرد قانون سازگار است؟
امروز گفته و دیده شد که گشتهای امنیتی دوباره در خیابان مستقر شده است. زنان در ایران بیش از حد توانشان این نوع قانونگذاری را چشیدهاند. چقدر باید هزینه دهند؟ چقدر باید "نه" بگویند؟ چقدر باید گلایه کنند؟ چقدر باید بحث کنند؟ چقدر باید تلاش کنند به ما بفهمانند نمیخواهند دیگران برای پوشش و بدنشان تصمیم بگیرند؟ این یک بار فرصت زندگی را به کامشان بیش از این تلخ نکنید.
@IranDel_Channel
💢
✍️ مهدی تدینی
انسان یک بار زندگی میکند. زندگی فرصتی یگانه است؛ هر روز زندگی فقط یکبار است. زندگی جرقهای زودگذر در ابدیتی تاریک است. زودتر از آنچه انتظارش را داریم حسرت روزهای گذشته به دلمان میافتد و دهانمان پر میشود از "ای کاش و حیف...".
در این یکبارگی محض، در این کوتاهی حسرتبار و این سراشیبی شتاب و گذار، انسان حق دارد آنگونه زندگی کند که میپسندد؛ مطابق میل و افکار خودش. آزادی بزرگترین نعمت است و انسانها "اجتماعی سیاسی" تشکیل میدهند تا از این نعمت مراقبت کنند. هدف از حاکمیت سلب آزادی نیست، حفظ آزادی است. قانون در اینجا برای مراقبت از آزادی تعریف میشود و چون ماهیت قانون محدودکننده است، در تعریف قانون باید نهایت دقت صورت گیرد که آن قانون کیفیت و کمیت آزادی را بالا برد، وگرنه نقضِ غرض است.
قوانینی که سبک زندگی را محدود میکنند از همان دست قوانینیاند که هدف اصلی قانون را — که تضمین آزادی است — نقض میکنند. قانون در ذات خود بخشنده است: یک محدودیت حداقلی تعریف میکند تا حداکثری از آزادی را تضمین کند. چراغ قرمز یک محدودیت حداقلی است و محدودیتی که دارد در برابر فایده آن هیچ است. کافی است یک چهارراه یک ساعت قانون نداشته باشد تا کل روز شهروندان در گره ترافیکی بگذرد.
برای اینکه این "نقض غرض" در قانونگذاری پدید نیاید، یعنی برای اینکه قانون به جای تضمین آزادی به ناقضِ آزادی تبدیل نشود، حوزههای قانونگذاری و مقررات هم باید محدود باشد و به ویژه تا حد امکان به حوزههای شخصی تعمیم داده نشود. اصلاً این چه سوءبرداشتی است که برای هر گوشه و نقطه زندگی باید قانون گذاشت؟ خیابانی را فرض کنید که حتی جایی که چهارراه نیست، چراغ قرمز داشته باشد. آیا این چراغ قرمز با ماهیت و کارکرد قانون سازگار است؟
امروز گفته و دیده شد که گشتهای امنیتی دوباره در خیابان مستقر شده است. زنان در ایران بیش از حد توانشان این نوع قانونگذاری را چشیدهاند. چقدر باید هزینه دهند؟ چقدر باید "نه" بگویند؟ چقدر باید گلایه کنند؟ چقدر باید بحث کنند؟ چقدر باید تلاش کنند به ما بفهمانند نمیخواهند دیگران برای پوشش و بدنشان تصمیم بگیرند؟ این یک بار فرصت زندگی را به کامشان بیش از این تلخ نکنید.
@IranDel_Channel
💢
Telegram
attach 📎
👍11👎1
🔴 داستان روسیه
✍️ رشتهتوییتی از آرش رئیسینژاد، دانشآموختهی دکترای روابط بینالملل
بندر ولادیوستوک [در گوشهی جنوبشرق روسیه] یگانه بندر روس در کنار دریای آزاد است. پهناورترین کشور جهان، تنها یک بندر واقعی دارد که آنهم توسط [کشورهای] کره و ژاپن محدود شده [است].
یک ستون ژئوپلتیکیِ سیاست خارجی روسیه، تلاش برای دستیابی به آبهای گرم بوده [است]. جنگ با ایرانِ قجر و ترکمنچای را اینگونه ببینید!
ستون دوم ژئوپلتیکی به تلاش برای مهارِ خطر از دلِ اروپا بازمیگردد. تقریباً هر قدرت نیرومند اروپایی به کشورِ [روسیه] حمله کرده: آلمان، فرانسه، سوئد و حتی لهستان-لیتوانی!
پس حضورِ قدرتی بزرگ در اروپا برای روسیه، خطری بزرگ دیده میشود: حساسیتِ مسکو نسبت به حضور ناتو در غرب را اینگونه ببینید!
اهمیت این دو ستون در هجوم به اوکراین کاملاً دیده میشود. از یکسو، مسکو خواهان جلوگیری از حضور ناتو در اوکراین است. از سوی دیگر، پوتین سودای حل نسبی گرهِ دریای سیاه از طریق گسترش دسترسی به دریای آزاد دارد. با پیروزی در جبههی جنگ، مقصد بعدی ارتش روسیه، اودسا (یک شهر بندری در کشور اوکراین در کناره دریای سیاه) و ترانسنیستریا (در شرق مولداوی) خواهد بود.
ایران اما عمود ریملند (سرزمینهای حاشیهای) آسیای غربی است که دسترسی مسکو به خلیجفارس و سوریه را آسان میکند. پس اهمیتی بنیادین در امنیت جناحِ جنوبی روسیه دارد. انقلاب [۵۷] و فروپاشی [پیمان] سنتو، روسیه را از فشاری ساختاری رها کرد، ولی مخالفت ایرانِ انقلابی در افغانستان، موی دماغ شد. نتیجه، تشدید حمایتِ [شوروی] از صدام بود!
با فروپاشی امپراتوری سوسیالیستی، روسیهی یلتسین به سردمداری آندری کوزیروف به سوی غرب چرخید. ولی با حمایت از ایروان در بحران قرهباغ، سیاستِ قفقازی ایران در حمایت اولیه از باکو را زیرفشار قرار داد. پوتین اما با احیای روسیه دلربایی کرد. طرحی برای ایران نیز داشت: تعمیق نفوذ در سیستم!
شکلگیری ایرانِ غربگرا، مهمترین تهدید برای مسکو خواهد بود. حتی ایرانِ هستهای هم برای روسیه خطر خواهد بود. ایرانِ اسلامگرای رادیکال خطر بعدی است. رویای پوتین اما برآمدن یک "ایرانِ نظامی" است. چرا که نظامیشدن ایران میتواند تنش با غرب را حفظ کرده و مانع ایجاد نگرانی از جناحِ جنوبی گردد.
مسکو با درگیری ایران در جنگ اوکراین، سطح تنش غرب و ایران را بالا نگهداشت؛ همانگونه که برجام را تضعیف کرده بود تا مانعِ غیرامنیتیشدن ایران شود.
سياست روسيه در برابر رابطه غرب و ايران سیاست دو ستونیِ "نه جنگ، نه صلح" است:
غرب به ايران حمله نكند؛
رابطه ايران و غرب نیز نرمال نشود!
حمایت روسیه از ادعای نادرستِ امارات و ناتوانی ایران در پاسخ مؤثر، نمایانگر قالب رفتاری ایران است: استیصال.
ورای نوع رفتار با ایران (حتی با رای به شش قطعنامهی شورای امنیت و تشدید تحریمها علیه ایران)، مسکو مطمئن است که تهران از او دنبالهروی کرده یا مجبور است که این کار را کند.
همچنین، مسکو بر این باور است که نیاز تهران به همکاری با آن از سر اضطرار است و به محضِ برآمدن فرصتی تاریخی در رابطه با غرب، ایران، بیدرنگ، روسیه را دور میزند. از این رو، سیاست نگاه به شرقِ ایران ریشه در استیصال ایران و شرایط اضطرار دارد که هر دو نیز درهمتنیده با آمریکاستیزی است.
فرمانروای خردمندِ ایرانی، باید درک کند که روسیه و چین متحد ایران نیستند، همانگونه که پیش از این آمریکا اتحاد استراتژیکی با ایران نداشت. قدرتهای بزرگ در بزنگاههای تاریخی ایران را همواره تنها گذاشته و خواهند گذاشت. پس باید به یگانه متحد تاریخی تکیه کند: ملت شریف ولی مظلوم ایران!
#توییت_خوانی
@IranDel_Channel
💢
✍️ رشتهتوییتی از آرش رئیسینژاد، دانشآموختهی دکترای روابط بینالملل
بندر ولادیوستوک [در گوشهی جنوبشرق روسیه] یگانه بندر روس در کنار دریای آزاد است. پهناورترین کشور جهان، تنها یک بندر واقعی دارد که آنهم توسط [کشورهای] کره و ژاپن محدود شده [است].
یک ستون ژئوپلتیکیِ سیاست خارجی روسیه، تلاش برای دستیابی به آبهای گرم بوده [است]. جنگ با ایرانِ قجر و ترکمنچای را اینگونه ببینید!
ستون دوم ژئوپلتیکی به تلاش برای مهارِ خطر از دلِ اروپا بازمیگردد. تقریباً هر قدرت نیرومند اروپایی به کشورِ [روسیه] حمله کرده: آلمان، فرانسه، سوئد و حتی لهستان-لیتوانی!
پس حضورِ قدرتی بزرگ در اروپا برای روسیه، خطری بزرگ دیده میشود: حساسیتِ مسکو نسبت به حضور ناتو در غرب را اینگونه ببینید!
اهمیت این دو ستون در هجوم به اوکراین کاملاً دیده میشود. از یکسو، مسکو خواهان جلوگیری از حضور ناتو در اوکراین است. از سوی دیگر، پوتین سودای حل نسبی گرهِ دریای سیاه از طریق گسترش دسترسی به دریای آزاد دارد. با پیروزی در جبههی جنگ، مقصد بعدی ارتش روسیه، اودسا (یک شهر بندری در کشور اوکراین در کناره دریای سیاه) و ترانسنیستریا (در شرق مولداوی) خواهد بود.
ایران اما عمود ریملند (سرزمینهای حاشیهای) آسیای غربی است که دسترسی مسکو به خلیجفارس و سوریه را آسان میکند. پس اهمیتی بنیادین در امنیت جناحِ جنوبی روسیه دارد. انقلاب [۵۷] و فروپاشی [پیمان] سنتو، روسیه را از فشاری ساختاری رها کرد، ولی مخالفت ایرانِ انقلابی در افغانستان، موی دماغ شد. نتیجه، تشدید حمایتِ [شوروی] از صدام بود!
با فروپاشی امپراتوری سوسیالیستی، روسیهی یلتسین به سردمداری آندری کوزیروف به سوی غرب چرخید. ولی با حمایت از ایروان در بحران قرهباغ، سیاستِ قفقازی ایران در حمایت اولیه از باکو را زیرفشار قرار داد. پوتین اما با احیای روسیه دلربایی کرد. طرحی برای ایران نیز داشت: تعمیق نفوذ در سیستم!
شکلگیری ایرانِ غربگرا، مهمترین تهدید برای مسکو خواهد بود. حتی ایرانِ هستهای هم برای روسیه خطر خواهد بود. ایرانِ اسلامگرای رادیکال خطر بعدی است. رویای پوتین اما برآمدن یک "ایرانِ نظامی" است. چرا که نظامیشدن ایران میتواند تنش با غرب را حفظ کرده و مانع ایجاد نگرانی از جناحِ جنوبی گردد.
مسکو با درگیری ایران در جنگ اوکراین، سطح تنش غرب و ایران را بالا نگهداشت؛ همانگونه که برجام را تضعیف کرده بود تا مانعِ غیرامنیتیشدن ایران شود.
سياست روسيه در برابر رابطه غرب و ايران سیاست دو ستونیِ "نه جنگ، نه صلح" است:
غرب به ايران حمله نكند؛
رابطه ايران و غرب نیز نرمال نشود!
حمایت روسیه از ادعای نادرستِ امارات و ناتوانی ایران در پاسخ مؤثر، نمایانگر قالب رفتاری ایران است: استیصال.
ورای نوع رفتار با ایران (حتی با رای به شش قطعنامهی شورای امنیت و تشدید تحریمها علیه ایران)، مسکو مطمئن است که تهران از او دنبالهروی کرده یا مجبور است که این کار را کند.
همچنین، مسکو بر این باور است که نیاز تهران به همکاری با آن از سر اضطرار است و به محضِ برآمدن فرصتی تاریخی در رابطه با غرب، ایران، بیدرنگ، روسیه را دور میزند. از این رو، سیاست نگاه به شرقِ ایران ریشه در استیصال ایران و شرایط اضطرار دارد که هر دو نیز درهمتنیده با آمریکاستیزی است.
فرمانروای خردمندِ ایرانی، باید درک کند که روسیه و چین متحد ایران نیستند، همانگونه که پیش از این آمریکا اتحاد استراتژیکی با ایران نداشت. قدرتهای بزرگ در بزنگاههای تاریخی ایران را همواره تنها گذاشته و خواهند گذاشت. پس باید به یگانه متحد تاریخی تکیه کند: ملت شریف ولی مظلوم ایران!
#توییت_خوانی
@IranDel_Channel
💢
Telegram
ایراندل | IranDel
همه عالم تن است و ایران دل ❤️
این کانال دغدغهاش، ایران است و گردانندۀ آن، یک شهروند ایرانی آذربایجانی
[ بازنشر یک یادداشت، توییت، ویدئو و یا یک صوت به معنی تأیید کل محتوا و تمام مواضع صاحب آن محتوا نیست و هدف صرفاً بازتاب دادن یک نگاه و اندیشه است.]
این کانال دغدغهاش، ایران است و گردانندۀ آن، یک شهروند ایرانی آذربایجانی
[ بازنشر یک یادداشت، توییت، ویدئو و یا یک صوت به معنی تأیید کل محتوا و تمام مواضع صاحب آن محتوا نیست و هدف صرفاً بازتاب دادن یک نگاه و اندیشه است.]
👍27👎1
🔴 #توییت_خوانی
✍️ رشتهتوییتی از محمدعلی بهمنی قاجار، دانشآموخته دکترای حقوق
تصمیم به بازگشت گشتهای پلیس [یا هرکار مشابه دیگر، تحت هر نامی] برای مقابله با بیحجابی، یک اشتباه محاسباتی فاحش است.
این اقدام در حالی است که خود مسئولان حکومتی بارها بر ناکارآمد بودن سیاستِ پلیسی درباره حجاب اذعان کرده بودند.
نتیجه دور پیشین این سیاست، تبدیل به اصطلاح بدحجابی به بیحجابی بود.
فرجامِ عقبگرد فعلی نیز نه تنها مطلوبِ نظر دستاندرکاران این سیاستِ اجبار نخواهد بود، بلکه جمعیت دیندار و متدین را نیز با حق آزادی پوشش همراه خواهد کرد و بر گسترهی طرفدارانِ اختیاری بودن پوشش، خواهد افزود و جز هزینه، عایدی برای حکومت نخواهد داشت.
به نظر می رسد راهکار مشخص است و آن اقدام شجاعانه در پذیرش حقِّ آزادی بیان و وجدان و عقیده و عدمِ اعمالِ اجبار و توجیه جمعیتِ طرفدارِ اجبار به ضرورتِ زیستِ مسالمتآمیز و احترام به مخالف و تحملِ عقایدِ دیگران است.
اگر این چنین شود، جامعه از دیندار و بیدین و سنّتی و محافظهکار و نوگرا، شاد و خرم و خوب در کنار هم و با حفظ احترام به یکدیگر و در بستر ارزش و هویتی به نام ایران زندگی خواهند کرد و زمینه برای التیام زخمهای گذشته مساعد میگردد.
اگر جز این باشد، هر روز باید منتظر تنشهای اجتماعی و سیاسی بود که فرجامی جز هزینههای گزاف و جبرانناپذیر نخواهد داشت.
@IranDel_Channel
💢
✍️ رشتهتوییتی از محمدعلی بهمنی قاجار، دانشآموخته دکترای حقوق
تصمیم به بازگشت گشتهای پلیس [یا هرکار مشابه دیگر، تحت هر نامی] برای مقابله با بیحجابی، یک اشتباه محاسباتی فاحش است.
این اقدام در حالی است که خود مسئولان حکومتی بارها بر ناکارآمد بودن سیاستِ پلیسی درباره حجاب اذعان کرده بودند.
نتیجه دور پیشین این سیاست، تبدیل به اصطلاح بدحجابی به بیحجابی بود.
فرجامِ عقبگرد فعلی نیز نه تنها مطلوبِ نظر دستاندرکاران این سیاستِ اجبار نخواهد بود، بلکه جمعیت دیندار و متدین را نیز با حق آزادی پوشش همراه خواهد کرد و بر گسترهی طرفدارانِ اختیاری بودن پوشش، خواهد افزود و جز هزینه، عایدی برای حکومت نخواهد داشت.
به نظر می رسد راهکار مشخص است و آن اقدام شجاعانه در پذیرش حقِّ آزادی بیان و وجدان و عقیده و عدمِ اعمالِ اجبار و توجیه جمعیتِ طرفدارِ اجبار به ضرورتِ زیستِ مسالمتآمیز و احترام به مخالف و تحملِ عقایدِ دیگران است.
اگر این چنین شود، جامعه از دیندار و بیدین و سنّتی و محافظهکار و نوگرا، شاد و خرم و خوب در کنار هم و با حفظ احترام به یکدیگر و در بستر ارزش و هویتی به نام ایران زندگی خواهند کرد و زمینه برای التیام زخمهای گذشته مساعد میگردد.
اگر جز این باشد، هر روز باید منتظر تنشهای اجتماعی و سیاسی بود که فرجامی جز هزینههای گزاف و جبرانناپذیر نخواهد داشت.
@IranDel_Channel
💢
Telegram
ایراندل | IranDel
همه عالم تن است و ایران دل ❤️
این کانال دغدغهاش، ایران است و گردانندۀ آن، یک شهروند ایرانی آذربایجانی
[ بازنشر یک یادداشت، توییت، ویدئو و یا یک صوت به معنی تأیید کل محتوا و تمام مواضع صاحب آن محتوا نیست و هدف صرفاً بازتاب دادن یک نگاه و اندیشه است.]
این کانال دغدغهاش، ایران است و گردانندۀ آن، یک شهروند ایرانی آذربایجانی
[ بازنشر یک یادداشت، توییت، ویدئو و یا یک صوت به معنی تأیید کل محتوا و تمام مواضع صاحب آن محتوا نیست و هدف صرفاً بازتاب دادن یک نگاه و اندیشه است.]
👍16👎1
🔴 همشهری علیه همشهری
✍️ علی ورامینی، دبیر گروه فرهنگِ روزنامه هممیهن
برای هر آدمی در هر شغل و کاری باشد؟ احتمالاً روزهایی پیش خواهد آمد که بهدلیل کار دیگر همکارانش احساس شرم کند. ما هم از این قاعده مستثنی نیستیم، چهبسا بیشتر از دیگر شغلها و چهبسا هم زمانی که ما از گفتار و کردار همکاری شرم میکنیم، او هم همین حس را نسبت به ما داشته باشد. به قول آن شاعر رومی: «از جهان دو بانگ میآید به ضد / تا کدامین را تو باشی مستعد». بعضی اوقات دیگر حتی بحث شرم هم نیست، بحث وهن یک حرفه است. یکبار دوست پزشک متخصصی از همکارش میگفت که به بهانههای واهی، بعضی بیمارهایش را برهنه میکرده و آنها را برانداز. من آن روز در نگاه آن پزشک چیزی ورای شرم دیدم، گویی از اینکه با آن مرد در آن شغل اشتراک دارد، احساس انزجار دارد. حقیقت دیروز وقتی عکس صفحهی اول روزنامه همشهری و مطالبش درباره بازیگری را خواندم همین احساس را داشتم. سوای اینکه آن عکس و عبارتهایش وهن حرفهی روزنامهنگاری بود از اینکه پول بیتالمال صرف چنین اقدامات کینتوزانهای میشود حسرت عمیقی بر جانم نشست. همکاران ما در ذوقزدگیشان نسبت به حکم یک بازیگر، چنان عنان از کف دادهاند که حتی اصول اولیهی درستنویسی و کار حرفهای را هم فراموش کردهاند. با تیتر بزرگ زدهاند «سلبریتیدرمانی به حکم قاضی». یادداشتی هم که با این تیتر نوشته شده بود خواندم، سوای اینکه نویسندهی یادداشت در مقام روانپزشکی که بیماری را معاینه کرده، آنجا درباره بیماری بازیگر و امثالهم نظر قاطع داده، به ایشان احسنت گفتم از اینکه توانایی داشته باشد اینهمه بنویسد، بیآنکه حرف حسابی گفته باشد. مدیرمسئول بزرگوار یا کسی که آن یادداشت را نوشته چنان محو ترکیب «سلبریتیدرمانی» شده که متوجه نشده این ترکیب بهمعنای این است که با استمداد از سلبریتی میتوان دردی را درمان کرد. مثل آبدرمانی که یعنی به میانجی استفاده از آب قرار است دردی درمان شود. احتمالاً مراد متولیان روزنامه «درمانِ سلبریتی با حکم قاضی» بوده و باز هم به نتیجه رسیدند که با پسوپیش کردن نهفقط چیزی غلط نمیشود که قشنگتر هم خواهد شد.
بگذریم از این سطح تسلط دوستان بر ادبیات فارسی، پرسش اساسی اینجاست که چنین عکس و متنی از روزنامهای که با بودجهی عمومی چرخش میچرخد و بیشتر از هر نهاد خصوصی دیگری باید به فکر تأثیر مطلبش در حوزهی عمومی باشد، چه تاثیری در میان مردم خواهد داشت؟ اول از همه به فرض آنکه آن قاضی با مشورت پزشک به این نتیجه رسیده باشد که بهزعم خودشان متهمی دارای فلان بیماری است، آیا ما این اصل بدیهی را نمیدانیم که بیماری هر فرد یکی از شخصیترین حوزههای اوست و بیشمار دستورالعمل برای حفظ آن وجود دارد؟ اینکه چند متن از آدمهایی که حتی مبانی کار حرفهای خودشان را هم نمیدانند نوشته شود که فلانی دوقطبی است و از کمبود عزتنفس رنج میبرد و... با کدام اصول حرفهای روزنامهنگاری یا اصلا با کدام اخلاق سازگار است؟ مهمترین خطای این روزنامه اما انگزدن به بیماری روان است. ایکاش متولیان این نهاد عمومی اندکی با بیماری روان و رنج مضاعفی که این بیماران از انگشتنماشدن میبرند آشنا بودند. سالهاست پزشکان، روانشناسان و روزنامهنگاران محترمی در تلاشند که از بیماریهای روان انگزدایی کنند. همه تلاش آنها این است که روزی نام بیماریهایی چون دوقطبی و اسکیزوفرنی مثل آرتروز، ذاتالریه، دیابت و... شود.
🔴 دنبالهی یادداشت را در قسمتِ "مشاهده فوری" بخوانید:
👇👇
@IranDel_Channel
💢
✍️ علی ورامینی، دبیر گروه فرهنگِ روزنامه هممیهن
برای هر آدمی در هر شغل و کاری باشد؟ احتمالاً روزهایی پیش خواهد آمد که بهدلیل کار دیگر همکارانش احساس شرم کند. ما هم از این قاعده مستثنی نیستیم، چهبسا بیشتر از دیگر شغلها و چهبسا هم زمانی که ما از گفتار و کردار همکاری شرم میکنیم، او هم همین حس را نسبت به ما داشته باشد. به قول آن شاعر رومی: «از جهان دو بانگ میآید به ضد / تا کدامین را تو باشی مستعد». بعضی اوقات دیگر حتی بحث شرم هم نیست، بحث وهن یک حرفه است. یکبار دوست پزشک متخصصی از همکارش میگفت که به بهانههای واهی، بعضی بیمارهایش را برهنه میکرده و آنها را برانداز. من آن روز در نگاه آن پزشک چیزی ورای شرم دیدم، گویی از اینکه با آن مرد در آن شغل اشتراک دارد، احساس انزجار دارد. حقیقت دیروز وقتی عکس صفحهی اول روزنامه همشهری و مطالبش درباره بازیگری را خواندم همین احساس را داشتم. سوای اینکه آن عکس و عبارتهایش وهن حرفهی روزنامهنگاری بود از اینکه پول بیتالمال صرف چنین اقدامات کینتوزانهای میشود حسرت عمیقی بر جانم نشست. همکاران ما در ذوقزدگیشان نسبت به حکم یک بازیگر، چنان عنان از کف دادهاند که حتی اصول اولیهی درستنویسی و کار حرفهای را هم فراموش کردهاند. با تیتر بزرگ زدهاند «سلبریتیدرمانی به حکم قاضی». یادداشتی هم که با این تیتر نوشته شده بود خواندم، سوای اینکه نویسندهی یادداشت در مقام روانپزشکی که بیماری را معاینه کرده، آنجا درباره بیماری بازیگر و امثالهم نظر قاطع داده، به ایشان احسنت گفتم از اینکه توانایی داشته باشد اینهمه بنویسد، بیآنکه حرف حسابی گفته باشد. مدیرمسئول بزرگوار یا کسی که آن یادداشت را نوشته چنان محو ترکیب «سلبریتیدرمانی» شده که متوجه نشده این ترکیب بهمعنای این است که با استمداد از سلبریتی میتوان دردی را درمان کرد. مثل آبدرمانی که یعنی به میانجی استفاده از آب قرار است دردی درمان شود. احتمالاً مراد متولیان روزنامه «درمانِ سلبریتی با حکم قاضی» بوده و باز هم به نتیجه رسیدند که با پسوپیش کردن نهفقط چیزی غلط نمیشود که قشنگتر هم خواهد شد.
بگذریم از این سطح تسلط دوستان بر ادبیات فارسی، پرسش اساسی اینجاست که چنین عکس و متنی از روزنامهای که با بودجهی عمومی چرخش میچرخد و بیشتر از هر نهاد خصوصی دیگری باید به فکر تأثیر مطلبش در حوزهی عمومی باشد، چه تاثیری در میان مردم خواهد داشت؟ اول از همه به فرض آنکه آن قاضی با مشورت پزشک به این نتیجه رسیده باشد که بهزعم خودشان متهمی دارای فلان بیماری است، آیا ما این اصل بدیهی را نمیدانیم که بیماری هر فرد یکی از شخصیترین حوزههای اوست و بیشمار دستورالعمل برای حفظ آن وجود دارد؟ اینکه چند متن از آدمهایی که حتی مبانی کار حرفهای خودشان را هم نمیدانند نوشته شود که فلانی دوقطبی است و از کمبود عزتنفس رنج میبرد و... با کدام اصول حرفهای روزنامهنگاری یا اصلا با کدام اخلاق سازگار است؟ مهمترین خطای این روزنامه اما انگزدن به بیماری روان است. ایکاش متولیان این نهاد عمومی اندکی با بیماری روان و رنج مضاعفی که این بیماران از انگشتنماشدن میبرند آشنا بودند. سالهاست پزشکان، روانشناسان و روزنامهنگاران محترمی در تلاشند که از بیماریهای روان انگزدایی کنند. همه تلاش آنها این است که روزی نام بیماریهایی چون دوقطبی و اسکیزوفرنی مثل آرتروز، ذاتالریه، دیابت و... شود.
🔴 دنبالهی یادداشت را در قسمتِ "مشاهده فوری" بخوانید:
👇👇
@IranDel_Channel
💢
Telegraph
همشهری علیه همشهری
.
👍7👎1
🔴 بررسی طرح سازمان ملی مهاجرت؛
چراغ سبز به افغانها برای تغییر ترکیبِ جمعیت ایران!
🔴 اقامت دایم ویژه خارجیهای علاقمند به انقلاب اسلامی!
✍️ اختصاصی روزنامه اینترنتی فراز
تشکیل سازمان ملی مهاجرت در دستورکار مجلس قرار گرفته [است]. طرحی که کلیات آن آبان سال قبل در مجلس به تصویب رسیده بود. بهارستان در حالی برای تعیین تکلیف موضوع اقامت اتباع خارجی آستین بالا میزند که از شهریور سال ۱۴۰۰ یعنی زمان آغاز تسلط دوبارهی طالبان در افغانستان تا امروز میلیونها نفر از شهروندان این کشور وارد ایران شدهاند.
طبق این طرح اقامت دائم یا ویژه صرفاً مشمول «خارجیهای علاقهمند به انقلاب اسلامی که در راستای تحقق آرمانهای انقلاب اسلامی و تامین منافع جمهوری اسلامی اقدامات شایانی انجام دادهاند» میشود. افرادی که مشمول دریافت اقامت مدتدار میشوند نیز محدود هستند و پنج دستهی ایثارگران غیر ایرانی، نخبگان علمی و حوزوی، اشخاصی که دستاوردهای برجستهی فرهنگی و هنری دارند، فعالان مؤثر اقتصادی و سرمایهگذاران و همسر و فرزندان زنان ایرانی را در بر میگیرد.
🔴 متنِ کاملِ این گزارش را در قسمتِ "مشاهده فوری" بخوانید:
👇👇
@IranDel_Channel
💢
چراغ سبز به افغانها برای تغییر ترکیبِ جمعیت ایران!
🔴 اقامت دایم ویژه خارجیهای علاقمند به انقلاب اسلامی!
✍️ اختصاصی روزنامه اینترنتی فراز
تشکیل سازمان ملی مهاجرت در دستورکار مجلس قرار گرفته [است]. طرحی که کلیات آن آبان سال قبل در مجلس به تصویب رسیده بود. بهارستان در حالی برای تعیین تکلیف موضوع اقامت اتباع خارجی آستین بالا میزند که از شهریور سال ۱۴۰۰ یعنی زمان آغاز تسلط دوبارهی طالبان در افغانستان تا امروز میلیونها نفر از شهروندان این کشور وارد ایران شدهاند.
طبق این طرح اقامت دائم یا ویژه صرفاً مشمول «خارجیهای علاقهمند به انقلاب اسلامی که در راستای تحقق آرمانهای انقلاب اسلامی و تامین منافع جمهوری اسلامی اقدامات شایانی انجام دادهاند» میشود. افرادی که مشمول دریافت اقامت مدتدار میشوند نیز محدود هستند و پنج دستهی ایثارگران غیر ایرانی، نخبگان علمی و حوزوی، اشخاصی که دستاوردهای برجستهی فرهنگی و هنری دارند، فعالان مؤثر اقتصادی و سرمایهگذاران و همسر و فرزندان زنان ایرانی را در بر میگیرد.
🔴 متنِ کاملِ این گزارش را در قسمتِ "مشاهده فوری" بخوانید:
👇👇
@IranDel_Channel
💢
Telegraph
اقامت دایم ویژه خارجیهای علاقمند به انقلاب اسلامی
تشکیل سازمان ملی مهاجرت در دستورکار مجلس قرار گرفته. طرحی که کلیات آن آبان سال قبل در مجلس به تصویب رسیده بود. بهارستان در حالی برای تعیین تکلیف موضوع اقامت اتباع خارجی آستین بالا میزند که از شهریور سال ۱۴۰۰ یعنی زمان آغاز تسلط دوباره طالبان در افغانستان…
👍5👎2
🔴 داستانِ تحلیل
✍️ رشتهتوییتی از آرش رئیسینژاد، دانشآموختهی دکترای روابط بینالملل
ویژگی عمده جهان کنونی، ظهور سریع تهدیدات خُردکننده در کنار بازشدنِ پنجرهی فرصتهای زودگذر است. در واقع، شبکهی لحظات و لحظاتِ شبکهای بنیان جهان تک قطبیِ در حالِ گذار است. در چنین وضعیتی، طراحی، تدوین، راهاندازی و پیشبرد سیاست خارجیِ نوین، نیازمندِ درکِ دانشهای هفتگانه است.
سیاست، بدون فهمِ جغرافیا و تاریخ به عنوانِ مواد خامِ تحلیل، امری متوهّمانه است. این دو آبشخور دانشِ ژئوپلتیک است: تاثیر پایدار جغرافیا بر سیاست خارجی در طول تاریخ.
اهمیت ژئوپلتیک اما نباید به پذیرشِ جبرِ جغرافیا بیانجامد. ژئوپلتیک گزینهها را محدود میکند، امّا سرنوشت را رقم نمیزند!
علیرغم تاثیر انکارناپذیرِ روندهای ژئوپلتیکی، این انسانها هستند که در نهایت تصمیم میگیرند. برای درکِ تأثیرِ انسانها به یک دانش،متوسّل شوید: روانشناسی سیاسی.
اگر ژئوپلتیک، پنهانترین نیروهای بیرونی در محیط را نشان میدهد، روانشناسی سیاسی، نهانترین نیروهای درونی را آشکار میسازد!
رهبران نقش اصلی و مرکزی را در فرایندِ تصمیمگیریِ سیاستِ خارجی دارند. پس مدلهای تصمیمگیری و نوع و میزان تاثیرگذاری نزدیکانشان بر آنان، باید تحلیل شود. رهبران بزرگ با کُنشِ دیپلماتیک و برتری هوشمندانه در میدان، سویه روندهای ژئوپلتیکیِ تهدیدزا را تغییر داده و به فرصت تبدیل میکنند.
در میانه روندهای ژئوپلتیکی و کنشگری رهبران، چیدمان نهادی جای دارد. سازمانهای حکومتی، شرکتهای انحصارطلب و گروههای ذینفع، همگی ترتیباتِ نهادی را شکل میدهند. برآیندِ سیاستِ خارجی و داخلی تا حدودی تحت تاثیر رقابت یا همکاری این نهادها و توان لابیگری آنها برای رسیدن به اهدافشان است.
پول، زور و گفتمان، مثلثِ سنّتیِ قدرت را تشکیل میدهند. پس حفظِ برتری در اقتصادِ بینالملل از طریق کنترل و یا بهرهبرداری از شبکهی مالی و ارزِ جهانی در سیاستِ خارجی نقشی مهم دارد.
امروزه اما این ژئواکونومی است که سویه نوین آن گشته [است]: سرمایهگذاری هدفمند، برای دستیابی به اهداف ژئوپلتیکی!
عواملِ غیرمادی نیز بر سویهی سیاست خارجی تاثیر مینهند. آن را در مفهوم ژئوکالچر بیابید: استفاده از ایدئولوژی، گفتمان و فرهنگ در رقابت ژئوپلتیکی! ایدئولوژی اگر از منطقِ ژئوپلتیک پیروی نکند، خواهناخواه دود میشود و به هوا میرود. هویّتِ ملی اما نیرومند است و بسیجکننده تودههای ناراضی.
در زمانهی كنونی فاکتورِ نوینی در حال شکلگیریست که سویهی رقابت جهانی را زیر سایهی خود خواهد برد: تکنوپلتیک یا توسعه تکنولوژی برای دستیابی به اهداف ژئوپلتیکی! از نیمههادی تا هوش مصنوعی، همگی عناصری برای حفظ یا دستیابی بر هژمونی جهانی هستند؛ رقابتی که مرکز ثقل آن در دریای چین است.
با این فاکتورهای هفتگانه، فراز و نشیب در سیاست جهانی را تحلیل و روندهای نوین را پیشبینی کنید. در صورت نبودِ زمان کافی و کمبود دادهی قابل اعتماد، تنها به دوگانه ژئوپلتیک و روانشناسی سیاسی اکتفا کنید. ستون سوم، تکنوپلتیک، نیز در حال کوبیدن دَر برای ورود به جرگه این دو فاکتور است!
چهارگانه روندهای ژئوپلتیکی، روانشناسی سیاسی رهبران، مدلهای تصمیمگیری آنان و رقابت نهادهای داخلی در کتابم* بکاربردهشد؛ کتابی که بر سیاست خارجی [محمدرضا] شاه تمرکز داشت و در تابستان ۲۰۱۸ [میلادی] چاپ شد. نسخه کُردی آن پارسال بیرون آمد و نسخه عربی و فرانسوی آن نیز در دست تهیه است؛ نسخهی ایرانی امّا ..!
🔴 پینوشت:
* نام کتاب
The Shah of Iran, the Iraqi Kurds and the Lebanese Shia
#توییت_خوانی
@IranDel_Channel
💢
✍️ رشتهتوییتی از آرش رئیسینژاد، دانشآموختهی دکترای روابط بینالملل
ویژگی عمده جهان کنونی، ظهور سریع تهدیدات خُردکننده در کنار بازشدنِ پنجرهی فرصتهای زودگذر است. در واقع، شبکهی لحظات و لحظاتِ شبکهای بنیان جهان تک قطبیِ در حالِ گذار است. در چنین وضعیتی، طراحی، تدوین، راهاندازی و پیشبرد سیاست خارجیِ نوین، نیازمندِ درکِ دانشهای هفتگانه است.
سیاست، بدون فهمِ جغرافیا و تاریخ به عنوانِ مواد خامِ تحلیل، امری متوهّمانه است. این دو آبشخور دانشِ ژئوپلتیک است: تاثیر پایدار جغرافیا بر سیاست خارجی در طول تاریخ.
اهمیت ژئوپلتیک اما نباید به پذیرشِ جبرِ جغرافیا بیانجامد. ژئوپلتیک گزینهها را محدود میکند، امّا سرنوشت را رقم نمیزند!
علیرغم تاثیر انکارناپذیرِ روندهای ژئوپلتیکی، این انسانها هستند که در نهایت تصمیم میگیرند. برای درکِ تأثیرِ انسانها به یک دانش،متوسّل شوید: روانشناسی سیاسی.
اگر ژئوپلتیک، پنهانترین نیروهای بیرونی در محیط را نشان میدهد، روانشناسی سیاسی، نهانترین نیروهای درونی را آشکار میسازد!
رهبران نقش اصلی و مرکزی را در فرایندِ تصمیمگیریِ سیاستِ خارجی دارند. پس مدلهای تصمیمگیری و نوع و میزان تاثیرگذاری نزدیکانشان بر آنان، باید تحلیل شود. رهبران بزرگ با کُنشِ دیپلماتیک و برتری هوشمندانه در میدان، سویه روندهای ژئوپلتیکیِ تهدیدزا را تغییر داده و به فرصت تبدیل میکنند.
در میانه روندهای ژئوپلتیکی و کنشگری رهبران، چیدمان نهادی جای دارد. سازمانهای حکومتی، شرکتهای انحصارطلب و گروههای ذینفع، همگی ترتیباتِ نهادی را شکل میدهند. برآیندِ سیاستِ خارجی و داخلی تا حدودی تحت تاثیر رقابت یا همکاری این نهادها و توان لابیگری آنها برای رسیدن به اهدافشان است.
پول، زور و گفتمان، مثلثِ سنّتیِ قدرت را تشکیل میدهند. پس حفظِ برتری در اقتصادِ بینالملل از طریق کنترل و یا بهرهبرداری از شبکهی مالی و ارزِ جهانی در سیاستِ خارجی نقشی مهم دارد.
امروزه اما این ژئواکونومی است که سویه نوین آن گشته [است]: سرمایهگذاری هدفمند، برای دستیابی به اهداف ژئوپلتیکی!
عواملِ غیرمادی نیز بر سویهی سیاست خارجی تاثیر مینهند. آن را در مفهوم ژئوکالچر بیابید: استفاده از ایدئولوژی، گفتمان و فرهنگ در رقابت ژئوپلتیکی! ایدئولوژی اگر از منطقِ ژئوپلتیک پیروی نکند، خواهناخواه دود میشود و به هوا میرود. هویّتِ ملی اما نیرومند است و بسیجکننده تودههای ناراضی.
در زمانهی كنونی فاکتورِ نوینی در حال شکلگیریست که سویهی رقابت جهانی را زیر سایهی خود خواهد برد: تکنوپلتیک یا توسعه تکنولوژی برای دستیابی به اهداف ژئوپلتیکی! از نیمههادی تا هوش مصنوعی، همگی عناصری برای حفظ یا دستیابی بر هژمونی جهانی هستند؛ رقابتی که مرکز ثقل آن در دریای چین است.
با این فاکتورهای هفتگانه، فراز و نشیب در سیاست جهانی را تحلیل و روندهای نوین را پیشبینی کنید. در صورت نبودِ زمان کافی و کمبود دادهی قابل اعتماد، تنها به دوگانه ژئوپلتیک و روانشناسی سیاسی اکتفا کنید. ستون سوم، تکنوپلتیک، نیز در حال کوبیدن دَر برای ورود به جرگه این دو فاکتور است!
چهارگانه روندهای ژئوپلتیکی، روانشناسی سیاسی رهبران، مدلهای تصمیمگیری آنان و رقابت نهادهای داخلی در کتابم* بکاربردهشد؛ کتابی که بر سیاست خارجی [محمدرضا] شاه تمرکز داشت و در تابستان ۲۰۱۸ [میلادی] چاپ شد. نسخه کُردی آن پارسال بیرون آمد و نسخه عربی و فرانسوی آن نیز در دست تهیه است؛ نسخهی ایرانی امّا ..!
🔴 پینوشت:
* نام کتاب
The Shah of Iran, the Iraqi Kurds and the Lebanese Shia
#توییت_خوانی
@IranDel_Channel
💢
Telegram
attach 📎
👍8👎1
Forwarded from ایراندل | IranDel
💚
🤍
❤️
🔴 شهروندان ایرانی که دغدغهی ایران دارند، به کانالِ تلگرامی "ایراندل" دعوتاند.
نام این کانال، از بیت معروفِ حکیم نظامی گنجهای، الهام گرفته شده است:
همه عالم تَن است و ایراندل
نیست گوینده، زین قیاس خجل
🔴 بازنشر یک یادداشت، توییت، ویدئو و یا یک فایل صوتی در کانالِ ایراندل به معنی تایید کل محتوای ارسالی و تمام مواضعِ صاحبِ آن محتوا (نویسنده و سخنران و توییتزننده) نیست و صرفاً هدف بازتاب دادن یک نگاه و اندیشه پیرامونِ تاریخ، فرهنگ، ادبیات، اندیشهی ایرانی و مسائل روز ایران است.
لطفاً به کانالِ تلگرامی ایراندل پیوسته و دوستان خود را بدین کانال دعوت کنید و این پیام را در گروههای مختلف تلگرامی به اشتراک بگذارید.
لطفاً اعلانهای کانال (notification) را فعال نگه دارید و بعد مطالعهی فرستهها (پستها) چنانچه فرستهای را سودمند ارزیابی کردید، آن فرسته را به کانال تلگرامی خود، گروههای مختلف تلگرامی و دوستانِ علاقمندتان ارسال کنید.
از همراهی شما مخاطبانِ گرامی سپاسگزاریم.
https://t.me/IranDel_Channel
@IranDel_Channel
💢
🤍
❤️
🔴 شهروندان ایرانی که دغدغهی ایران دارند، به کانالِ تلگرامی "ایراندل" دعوتاند.
نام این کانال، از بیت معروفِ حکیم نظامی گنجهای، الهام گرفته شده است:
همه عالم تَن است و ایراندل
نیست گوینده، زین قیاس خجل
🔴 بازنشر یک یادداشت، توییت، ویدئو و یا یک فایل صوتی در کانالِ ایراندل به معنی تایید کل محتوای ارسالی و تمام مواضعِ صاحبِ آن محتوا (نویسنده و سخنران و توییتزننده) نیست و صرفاً هدف بازتاب دادن یک نگاه و اندیشه پیرامونِ تاریخ، فرهنگ، ادبیات، اندیشهی ایرانی و مسائل روز ایران است.
لطفاً به کانالِ تلگرامی ایراندل پیوسته و دوستان خود را بدین کانال دعوت کنید و این پیام را در گروههای مختلف تلگرامی به اشتراک بگذارید.
لطفاً اعلانهای کانال (notification) را فعال نگه دارید و بعد مطالعهی فرستهها (پستها) چنانچه فرستهای را سودمند ارزیابی کردید، آن فرسته را به کانال تلگرامی خود، گروههای مختلف تلگرامی و دوستانِ علاقمندتان ارسال کنید.
از همراهی شما مخاطبانِ گرامی سپاسگزاریم.
https://t.me/IranDel_Channel
@IranDel_Channel
💢
Telegram
ایراندل | IranDel
همه عالم تن است و ایران دل ❤️
این کانال دغدغهاش، ایران است و گردانندۀ آن، یک شهروند ایرانی آذربایجانی
[ بازنشر یک یادداشت، توییت، ویدئو و یا یک صوت به معنی تأیید کل محتوا و تمام مواضع صاحب آن محتوا نیست و هدف صرفاً بازتاب دادن یک نگاه و اندیشه است.]
این کانال دغدغهاش، ایران است و گردانندۀ آن، یک شهروند ایرانی آذربایجانی
[ بازنشر یک یادداشت، توییت، ویدئو و یا یک صوت به معنی تأیید کل محتوا و تمام مواضع صاحب آن محتوا نیست و هدف صرفاً بازتاب دادن یک نگاه و اندیشه است.]
👍11👎1
🔴 #توییت_خوانی
✍️ رشتهتوییتی از سید کوهزاد اسماعیلی
فرهنگستان زبان و ادب فارسی یک «نهاد ملّی» است. یکی از مهمترین نهادهای قانونی ملّی ماست که وظیفهای بسیار مهم و حساس بر عهده دارد.
قطعاً با ایدهآل - مانند آکادمی زبان فرانسه - فاصله دارد، اما مانند همه نهادهای ملّی اینکه چه کسی رئیس آن است، فرع بر اصلِ ملّی بودن آن است.
خلاصه در برخورد با یک نهاد ملّی و تخصّصی سعی کنیم کمتر خوشمزگی راه بیاندازیم.
کسانی که در این نهاد هستند افرادی برجسته و متخصصاند که مثلاً در مورد واژهگزینی بهتر از بنده میدانند دارند چه میکنند. اینکه پزشک به کار خودش برسد و متخصّصِ زبان هم به کار خودش، به سیرهی عُقلا نزدیکتر است!
🔴 پینوشت:
بازنشر توییتی از یک شخص، به معنی تأييد تمام مواضع آن شخص نیست.
@IranDel_Channel
💢
🔴 #توییت_خوانی
✍️ رشتهتوییتی از سید کوهزاد اسماعیلی
فرهنگستان زبان و ادب فارسی یک «نهاد ملّی» است. یکی از مهمترین نهادهای قانونی ملّی ماست که وظیفهای بسیار مهم و حساس بر عهده دارد.
قطعاً با ایدهآل - مانند آکادمی زبان فرانسه - فاصله دارد، اما مانند همه نهادهای ملّی اینکه چه کسی رئیس آن است، فرع بر اصلِ ملّی بودن آن است.
خلاصه در برخورد با یک نهاد ملّی و تخصّصی سعی کنیم کمتر خوشمزگی راه بیاندازیم.
کسانی که در این نهاد هستند افرادی برجسته و متخصصاند که مثلاً در مورد واژهگزینی بهتر از بنده میدانند دارند چه میکنند. اینکه پزشک به کار خودش برسد و متخصّصِ زبان هم به کار خودش، به سیرهی عُقلا نزدیکتر است!
🔴 پینوشت:
بازنشر توییتی از یک شخص، به معنی تأييد تمام مواضع آن شخص نیست.
@IranDel_Channel
💢
Telegram
ایراندل | IranDel
همه عالم تن است و ایران دل ❤️
این کانال دغدغهاش، ایران است و گردانندۀ آن، یک شهروند ایرانی آذربایجانی
[ بازنشر یک یادداشت، توییت، ویدئو و یا یک صوت به معنی تأیید کل محتوا و تمام مواضع صاحب آن محتوا نیست و هدف صرفاً بازتاب دادن یک نگاه و اندیشه است.]
این کانال دغدغهاش، ایران است و گردانندۀ آن، یک شهروند ایرانی آذربایجانی
[ بازنشر یک یادداشت، توییت، ویدئو و یا یک صوت به معنی تأیید کل محتوا و تمام مواضع صاحب آن محتوا نیست و هدف صرفاً بازتاب دادن یک نگاه و اندیشه است.]
👍10👎1
🔴 سیاست روس
✍️ محمود افشار، دانشآموخته دکترای حقوق
تا قبل از پطر کبیر روسیه راهی به دریا نداشت. وقتی که این شخص بزرگ تاریخی به سلطنت رسید دانست تا آن مملکت رابطۀ مستقیم با دریاهای آزاد نداشته باشد نخواهد توانست که اجتماعاً اقتصاداً و سیاستاً مراحل ترقی را سیر نماید. علیهذا با کمال جدیت به انجام این مقصود همت گماشته و به ممالک همسایه بنای دستاندازی گذاشت. بعد از او جانشینانش به استظهار وصیتنامۀ سیاسی که به نام وی جعل شده بود دست یافتن به دریاهای آزاد و اضمحلال مللی را که در سر راه بودند مدار سیاست و کوشش خود قرار دادند.
از چهار راه ممکن بود که روسها به دریای آزاد راه یابند: اول دریای سیاه و مدیترانه، دوم بحر بالتیک و اقیانوس اطلس، سوم دریاهای شرق اقصی و اقیانوس کبیر، چهارم خلیج فارس و اقیانوس هند. در هر یک از این جهات به موانع و مشکلاتی برخوردند که شرح جامع آن خارج از مقالۀ ماست. به طور اختصار آنکه در خط اول بعد از زد و خوردها با عثمانی دریای سیاه را در حقیقت تصرف نمودند، ولی تجاوز از آن یعنی عبور از تنگههای بسفر و داردانل برای آنها میسر نگردید. در خط دوم پس از جنگهایی با سوئد بالأخره به بحر بالتیک دست یافته و پطر کبیر شهر پطرزبورغ را بنا نهاد، ولی باز از این دریا نتوانستند خارج شده خود را به اقیانوس اطلس برسانند. در خط سوم پس از طی مسافتها و دفع موانع در سیبریا به کنار اقیانوس کبیر رسیده و شهر ولادیوستُک را ایجاد کردند، اما باز در آنجا نیز ژاپنیها مانع خیالات آنها گردیدند. در خط چهارم راه عمدۀ آنها ایران بود، ولی در این راه با وجود تمام کوششهایی که کردند موفق به رسیدن به خلیج فارس نشدند. در تمام این راهها انگلیسیان به مبارزین و مخالفین روسیه کمک میکردند، چنانکه در سال ۱۸۵۵ به عثمانی مدد کرده و روسها را در کریمه شکست دادند.
وصیتنامۀ جعلی که به نام پطر کبیر معروف است گذشته از دریای آزاد سیاسیون روس را به تسخیر هندوستان نیز تطمیع نموده است. روسها برای رسیدن به این دو مقصود یعنی خلیج فارس و هندوستان قریب به دو قرن کار کردند. قشون آنها در ترکستان و قفقاز داخل شده و از دو ساحل بحر خزر به طرف ایران پیش آمدند. خانان خیوه و بخارا را مطیع نموده، ناحیۀ مرو را نیز مالک شده و با ایران و افغانستان از این سمت همسایه گردیدند. در قفقازیه نیز داغستان، گرجستان، ارمنستان و سایر ولایات این طرف رود کُر را تا رود ارس متدرجاً تصاحب نموده به خلیج فارس و سرحدّات هند نزدیک شدند.
🔴 منبع:
گنجینۀ مقالات، دکتر محمود افشار، تهران: انتشارات دکتر محمود افشار، چاپ دوم ۱۴۰۰، ج ۲، ص ۲۴۸ - ۲۴۹
@IranDel_Channel
💢
🔴 سیاست روس
✍️ محمود افشار، دانشآموخته دکترای حقوق
تا قبل از پطر کبیر روسیه راهی به دریا نداشت. وقتی که این شخص بزرگ تاریخی به سلطنت رسید دانست تا آن مملکت رابطۀ مستقیم با دریاهای آزاد نداشته باشد نخواهد توانست که اجتماعاً اقتصاداً و سیاستاً مراحل ترقی را سیر نماید. علیهذا با کمال جدیت به انجام این مقصود همت گماشته و به ممالک همسایه بنای دستاندازی گذاشت. بعد از او جانشینانش به استظهار وصیتنامۀ سیاسی که به نام وی جعل شده بود دست یافتن به دریاهای آزاد و اضمحلال مللی را که در سر راه بودند مدار سیاست و کوشش خود قرار دادند.
از چهار راه ممکن بود که روسها به دریای آزاد راه یابند: اول دریای سیاه و مدیترانه، دوم بحر بالتیک و اقیانوس اطلس، سوم دریاهای شرق اقصی و اقیانوس کبیر، چهارم خلیج فارس و اقیانوس هند. در هر یک از این جهات به موانع و مشکلاتی برخوردند که شرح جامع آن خارج از مقالۀ ماست. به طور اختصار آنکه در خط اول بعد از زد و خوردها با عثمانی دریای سیاه را در حقیقت تصرف نمودند، ولی تجاوز از آن یعنی عبور از تنگههای بسفر و داردانل برای آنها میسر نگردید. در خط دوم پس از جنگهایی با سوئد بالأخره به بحر بالتیک دست یافته و پطر کبیر شهر پطرزبورغ را بنا نهاد، ولی باز از این دریا نتوانستند خارج شده خود را به اقیانوس اطلس برسانند. در خط سوم پس از طی مسافتها و دفع موانع در سیبریا به کنار اقیانوس کبیر رسیده و شهر ولادیوستُک را ایجاد کردند، اما باز در آنجا نیز ژاپنیها مانع خیالات آنها گردیدند. در خط چهارم راه عمدۀ آنها ایران بود، ولی در این راه با وجود تمام کوششهایی که کردند موفق به رسیدن به خلیج فارس نشدند. در تمام این راهها انگلیسیان به مبارزین و مخالفین روسیه کمک میکردند، چنانکه در سال ۱۸۵۵ به عثمانی مدد کرده و روسها را در کریمه شکست دادند.
وصیتنامۀ جعلی که به نام پطر کبیر معروف است گذشته از دریای آزاد سیاسیون روس را به تسخیر هندوستان نیز تطمیع نموده است. روسها برای رسیدن به این دو مقصود یعنی خلیج فارس و هندوستان قریب به دو قرن کار کردند. قشون آنها در ترکستان و قفقاز داخل شده و از دو ساحل بحر خزر به طرف ایران پیش آمدند. خانان خیوه و بخارا را مطیع نموده، ناحیۀ مرو را نیز مالک شده و با ایران و افغانستان از این سمت همسایه گردیدند. در قفقازیه نیز داغستان، گرجستان، ارمنستان و سایر ولایات این طرف رود کُر را تا رود ارس متدرجاً تصاحب نموده به خلیج فارس و سرحدّات هند نزدیک شدند.
🔴 منبع:
گنجینۀ مقالات، دکتر محمود افشار، تهران: انتشارات دکتر محمود افشار، چاپ دوم ۱۴۰۰، ج ۲، ص ۲۴۸ - ۲۴۹
@IranDel_Channel
💢
Telegram
ایراندل | IranDel
همه عالم تن است و ایران دل ❤️
این کانال دغدغهاش، ایران است و گردانندۀ آن، یک شهروند ایرانی آذربایجانی
[ بازنشر یک یادداشت، توییت، ویدئو و یا یک صوت به معنی تأیید کل محتوا و تمام مواضع صاحب آن محتوا نیست و هدف صرفاً بازتاب دادن یک نگاه و اندیشه است.]
این کانال دغدغهاش، ایران است و گردانندۀ آن، یک شهروند ایرانی آذربایجانی
[ بازنشر یک یادداشت، توییت، ویدئو و یا یک صوت به معنی تأیید کل محتوا و تمام مواضع صاحب آن محتوا نیست و هدف صرفاً بازتاب دادن یک نگاه و اندیشه است.]
👍8👎1
🔴 چکامهای به دو زبان فارسی و ترکی آذربایجانی از مهدی اکبریفر (چامهسرا و نویسندهٔ اردبیلی)، دربارهٔ دریاچهٔ ارومیه، چشم نیلی ایرانزمین و نگین خطهٔ آذربایجان
دریاچهٔ ارومیه
درنای زخم خوردهٔ آبی
شوق به گِل نشستهٔ جیحون
در رشکِ آذران،
افسانهٔ نمک و خون،
چون اشکِ مادران
بر چهرهٔ فسردهٔ میهن نشستهای
نامت بلند باد ...
گهوارهٔ تمدن و فرهنگ
پیوندگاه زبان و زمان و دین
عمّان بینهنگ،
حالا که دستِ تو از ابرها و رود
کوتاه گشته است،
سینه ز مرگِ سپیدت
از نالهٔ پرندگانِ رحیلت
پر آه گشته است،
غم، همچو گرد نمک،
از لبِ ارس
تا دستهای پینهبستهٔ هرمز
بیداد میکند:
گویا مغیره بن شعبه دگر بار
بر کوه کشتگان
خطبهٔ مرگ ایراد میکند...
دریاچهٔ ارومیه
ای گرد پیلتن
سهرابِ زخم خوردهٔ این نقشهٔ کهن
بالا بلند،
شهبیت آذریِ گلستان این وطن،
برخیز،
چون دست بر سر این بیپناه باش،
رستمِ شکست خورده
زالِ شکسته
سیمرغِ بر فرازِ دماوند نشسته
بابک به قلعهٔ بذ و
افشین به سنگر است،
مرهم به درد کهنسالِ ماه باش،
با من بمان
با من بخوان:
ایران آنام سنی جاندان سئویب سئور
عشقینده هر زمان جان آلار، همده جان وئرر
ارومیه دریاسی،
دریالارین گلینی، سئللرین سونی
باخ،
یالنیزام، سوسوزام، خانمانسیزام
حسرت قوپور نفسیمدن، ایاقه دور،
بیرده فرحله سؤیله اؤزون، سسله بیزلری
بیرده سولان،
چاغیر کؤچهری خسته قوشلاری
آچ قوللارین، گمیلره میندیر یوخولاری
آل بوینونا بیزی
گؤزلیر سنی
گؤزل ایران اوشاقلاری
م. الف
📷 عکس از سینا افشاریان
🔴 پینوشت:
با امید و آرزوی روزهای خوب برای محیطزیستِ ایران از دریاچههای ارومیه، بختگان، جازموریان و هامون، تالابهای انزلی و هورالعظیم، رودهای کارون، زایندهرود و ارس، باتلاقِ گاوخونی و جنگلهای هیرکانی شمال، ارسباران و زاگرس و ...
@IranDel_Channel
💢
🔴 چکامهای به دو زبان فارسی و ترکی آذربایجانی از مهدی اکبریفر (چامهسرا و نویسندهٔ اردبیلی)، دربارهٔ دریاچهٔ ارومیه، چشم نیلی ایرانزمین و نگین خطهٔ آذربایجان
دریاچهٔ ارومیه
درنای زخم خوردهٔ آبی
شوق به گِل نشستهٔ جیحون
در رشکِ آذران،
افسانهٔ نمک و خون،
چون اشکِ مادران
بر چهرهٔ فسردهٔ میهن نشستهای
نامت بلند باد ...
گهوارهٔ تمدن و فرهنگ
پیوندگاه زبان و زمان و دین
عمّان بینهنگ،
حالا که دستِ تو از ابرها و رود
کوتاه گشته است،
سینه ز مرگِ سپیدت
از نالهٔ پرندگانِ رحیلت
پر آه گشته است،
غم، همچو گرد نمک،
از لبِ ارس
تا دستهای پینهبستهٔ هرمز
بیداد میکند:
گویا مغیره بن شعبه دگر بار
بر کوه کشتگان
خطبهٔ مرگ ایراد میکند...
دریاچهٔ ارومیه
ای گرد پیلتن
سهرابِ زخم خوردهٔ این نقشهٔ کهن
بالا بلند،
شهبیت آذریِ گلستان این وطن،
برخیز،
چون دست بر سر این بیپناه باش،
رستمِ شکست خورده
زالِ شکسته
سیمرغِ بر فرازِ دماوند نشسته
بابک به قلعهٔ بذ و
افشین به سنگر است،
مرهم به درد کهنسالِ ماه باش،
با من بمان
با من بخوان:
ایران آنام سنی جاندان سئویب سئور
عشقینده هر زمان جان آلار، همده جان وئرر
ارومیه دریاسی،
دریالارین گلینی، سئللرین سونی
باخ،
یالنیزام، سوسوزام، خانمانسیزام
حسرت قوپور نفسیمدن، ایاقه دور،
بیرده فرحله سؤیله اؤزون، سسله بیزلری
بیرده سولان،
چاغیر کؤچهری خسته قوشلاری
آچ قوللارین، گمیلره میندیر یوخولاری
آل بوینونا بیزی
گؤزلیر سنی
گؤزل ایران اوشاقلاری
م. الف
📷 عکس از سینا افشاریان
🔴 پینوشت:
با امید و آرزوی روزهای خوب برای محیطزیستِ ایران از دریاچههای ارومیه، بختگان، جازموریان و هامون، تالابهای انزلی و هورالعظیم، رودهای کارون، زایندهرود و ارس، باتلاقِ گاوخونی و جنگلهای هیرکانی شمال، ارسباران و زاگرس و ...
@IranDel_Channel
💢
Telegram
attach 📎
👍17👎2