مُداخِلات
503 subscribers
61 photos
6 videos
48 files
233 links
اظهارات و مکتوبات یک جامعه‌روزشناس‌نامه‌شعرنگار
Download Telegram
فاشیسم و زنان: چرا برخی زنان از گروه پهلوی حمایت می کنند؟
1⃣ قسمت اول

سیمین کاظمی
@drsiminkazemi

🔻 فاشیسم با خصلت هایی همچون ضدیت با سنت عقلی و روشنفکری، نژادپرستی، قدرت پرستی، محافظه کاری، سنت گرایی، جنگ طلبی، ناسیونالیسم افراطی و امپریالیسم، رهبرپروری و رادیکالیسم خرده بورژوایی شناخته می شود و نظام های سیاسی برآمده از آن بر اطاعت و انضباط، سلسله مراتب، نابرابری، همبستگی بر اساس مقولاتی مانند نژاد و نفی دموکراسی و آزادی استوارند. فاشیسم به عنوان یک سیستم و به عنوان یک گرایش، نادیده گرفتن و نقض کامل دموکراسی و حقوق مردم است. شکل نظام سیاسی فاشیسم اساساً اشرافی، الیگارشی و نخبه­‌گرایانه و متضمن عنصری نیرومند از پاتریمونیالیسم است.

🔻 ایدئولوژی فاشیسم و نظام­های سیاسی فاشیستی مدافع تقسیم کار جنسیتی هستند که بر اساس آن زنان باید به خانه داری مشغول و وظیفه اصلی شان تولید مثل باشد.

🔻با این حال فاشیسم همچنان طرفدارانی دارد و این ایدئولوژی به جنبش های اجتماعی در برخی نقاط جهان از جمله ایران راه یافته و مورد اقبال اقشار مختلفی از مردم، از اوباش گرفته تا دانشجویان و تحصیلکرده ها و نخبگان فکری و سیاسی، و از جوانان و زنان گرفته تا زحمکتشان قرار گرفته است. اینکه چرا فاشیسم برای جامعه جذابیت دارد و مردم به فاشیسم گرایش پیدا می کنند، پرسشی است که پاسخ هایی چند برای ان ارائه شده است. چنانکه گرایش به فاشیسم پاسخی به وضعیت آنومی یا بی هنجاری و فقدان احساس امنیت شمرده می شود که برخی گروههای اجتماعی برای جبران این فقدان امنیت به دامن قدرت چنگ می یازند.

🔻بحران های اقتصادی و اجتماعی که بی هنجاری و ناامنی را رقم می زنند بستر گسترش جنبش فاشیستی را هموار می کنند. اغلب پیروان فاشیسم از طبقه متوسط رو به فروپاشی می آیند که با از دست رفتن همبستگی اجتماعی و جایگاه شان دچار وضعیت آنومی شده و در جستجوی من ایدئال هستند تا احساس حقارت و سرگشتگی را در آنها پر کند. آنها به دنبال رهبر مقتدر و قوی هستند که جامعه را از گرداب مشکلات نجات دهد و همه از او اطاعت کنند و برای ساخت یک هویت مشترک به گذشته طلایی خیالی و عظمت از دست رفته و ارزش های سنتی دل می بندند. در این مسیر هر که با این تصویر بی نقص مخالفت کند، خشونت علیه او موجه می­شود. با فاشیسم جامعه خود را در معرض تهدید بیگانگان می‌بیند و مهاجران، اقلیت ها، فمینیست ها و ... را به عنوان تهدید معرفی می کند و آنها را مقصر وضع نامطلوب تلقی می کند.

فاشیسم در ایران
🔻در ایران تظاهر فاشیسم را می توان در جنبش اجتماعی نوظهوری یافت که اکنون در فضای اجتماعی ایران با مشخصاتی مثل نژاد پرستی و بیگانه هراسی (دشمنی با اعراب و افغان ها)، ناسیونالیسم افراطی (حسرت گذشته باشکوه)، ضدیت با دموکراسی و چپ ستیزی، حمله به فمینیست ها و حقوق زنان، رهبرسازی و ترویج اطاعت و همبستگی، جنگ طلبی و تجویز خشونت ابراز وجود می کند. بر این اساس کنشگری سیاسی گروه پهلوی و حامیان شان را می توان به عنوان نمونه ای از یک جنبش فاشیستی مورد بررسی قرار داد.

🔻یکی از جنبه های قابل بررسی در مورد گروه پهلوی حضور زنان در میان حامیان و طرفداران آنهاست. این پرسش اساسی پیش می آید که چرا برخی زنان و بعضاً کسانی که اعتبارشان را از فمینیسم کسب کرده اند، از یک جنبش فاشیستی که پیش از همه تهدیدی برای حقوق زنان است حمایت می کنند؟ اما پیش از این پرسش ابتدا باید به دیدگاه فاشیست ها درباره زنان پرداخت و اینکه نظام های فاشیستی مشخصاً چه برنامه ای برای زنان دارند؟

https://t.me/drsiminkazemi/1352
👎1
فاشیسم و زنان: چرا برخی زنان از گروه پهلوی حمایت می کنند؟
2⃣ قسمت دوم

سیمین کاظمی
@drsiminkazemi
فاشیسم و زنان

🔻فاشیست ها از ارزش های سنتی و خانواده دفاع می کنند. فاشیسم تقسیم کار جنسیتی را به عنوان ضامن حفظ ارزش های سنتی ترویج می کند. فاشیست‌های تاریخی عموماً استدلال می‌کردند که وظیفه اصلی زنان، خانه‌داری و تولید مثل است. چه در آلمان، ایتالیا یا کرواسی، آنها انتظار داشتند که زنان شهروندان، سربازان و مادران آینده نژاد را تولید کنند. در آلمان، فقط زنان آریایی به اندازه کافی «تکامل یافته» در نظر گرفته می‌شدند که بتوانند نقش مادری را ایفا کنند یا فرزندان «سالم» به دنیا بیاورند. در ایدئولوژی فاشیسم سقف فضیلت برای هر زنی مادر بودن است و آنچه از زنان تحسین می شود همین نقش مادر بودن است. فاشیسم حق زنان در کنترل بر بدن را به رسمیت نمی شناسد و آنچه از زنان انتظار دارد اطاعت و انقیاد است.
فاشیسم سیستمی است که فرمانبرداری زنان را تثبیت و سپس تقویت می‌کند. در حالی که به زنانی که با انتظارات مردسالارانه مطابقت دارند پاداش می دهد، همزمان زنانی را که این سلطه را به چالش می‌کشند، مجازات خواهد کرد.

🔻جنبش‌های فاشیستی به بازگرداندن گذشته مردسالارانه اسطوره‌ای متکی هستند که در آن مردان می‌توانند بر حوزه عمومی حکومت کنند و زنان به مادری و خانه - به حوزه خصوصی - محدود می‌شوند. این نوع نوستالژی برای ارزش‌های سنتی وجود دارد و این نوستالژی به فاشیسم قدرت عاطفی می‌دهد و مردم را به سمت آرمان خود جذب می‌کند، زیرا می‌تواند نوید بازگشت به سلطه و کنترل مردانه را بدهد.

زنانه شدن فاشیسم
🔻با این وجود جنبش های فاشیستی زنان را حذف نکرده اند و زنان بخشی از این جنبش ها بوده اند، چنانکه هم در سالهای اخیر به رهبری این جنبش ها رسیده اند و حتی هم در انتخابات به نامزدهای راست افراطی رای داده اند. به طوری که اکنون با برآمدن مارین لوپن رهبر راست افراطی در فرانسه، جورجیا ملونی در ایتالیا، سیو ینسن[1] نروژ و بیتا زیدلو[2] لهستان فاشیسم چهره ای زنانه یافته است.

🔻احزاب راست افراطی با استفاده ابزاری از فمینیسم توانسته اند از خود شیطان زدایی کنند تا بتوانند آراء زنان را به دست آوردند. داشتن یک زن در رأس حزب یا در مناصب تأثیرگذار، بهبود تصویر راست افراطی، ارائه آن به عنوان حزبی مدرن‌تر و مترقی‌تر و در نتیجه اغوای رأی‌دهندگان زن را آسان‌تر می‌کند. به این ترتیب، آنچه که قبلاً زنان را از سیاست محروم می‌کرد، اکنون می‌تواند به موفقیت آنها کمک کند: به اصطلاح نرمی یا شفقت زیاد زنان در واقع برای دور نگه داشتن زنان از سیاست استفاده می‌شد، اما اکنون برای گنجاندن آنها استفاده می‌شود، طبق این ایده که زنان سیاست را متفاوت از مردان انجام می‌دهند.

🔻رهبری زنان بر راست افراطی در حالی صورت می‌گیرد که زنان بیشتری به احزاب راست افراطی رأی داده‌اند، با وجود اینکه این احزاب اغلب سیاست‌هایی را پیش می‌برند که حقوق زنان را از بین می‌برد، مانند دسترسی به مراقبت‌های باروری. بنابراین می توان نتیجه گرفت که زنانه شدن راست افراطی، بیشتر یک استراتژی سیاسی برای شیطان زدایی و عادی‌سازی احزاب راست افراطی است تا یک تغییر واقعی به سمت ارزش‌های فمینیستی‌تر.

[1] Siv Jensen
[2] Beata Szydło

https://t.me/drsiminkazemi/1352
👎1
فاشیسم و زنان: چرا برخی زنان از گروه پهلوی حمایت می کنند؟
3⃣ قسمت سوم
سیمین کاظمی
@drsiminkazemi
فاشیسم، زنان و پهلوی
🔻در ایران اوج گیری جنبش فاشیستی را باید واکنشی دانست به ظهور جنبش زن، زندگی آزادی، که یک جنبش دموکراتیک، نفی کننده ارزش های سنتی، ضدمحافظه­‌کاری، خشونت پرهیز و با محوریت حقوق زنان و عاملیت نوظهور زنان در میدان مبارزات اجتماعی بود. برآمدن جنبش فاشیستی محصول احساس ناامنی مردانه ای بود که جایگاه برتر و هژمونیک خود را در جنبش زن زندگی آزادی در خطر می دید. جنبش فاشیستی که به حاشیه رفته بود و یکی از ارکان آن یعنی هژمونی قدرت مردانه مورد تهدید قرار گرفته و ارزش های مردسالاری را در خطر می دید با احساس ناامنی و سرگشتگی تلاش هایی را برای به دست گرفتن این جنبش جدید یا به عبارتی کنار زدن زنان، با جعل شعار مرد، میهن آبادی آغاز کرد، شعاری که آشکارا حامل مردسالاری، ناسیونالیسم افراطی و قدرت طلبی مردانه بود. با فروکش کردن جنبش زن زندگی آزادی، تلاش های جنبش فاشیستی با حمایت قدرت های خارجی و بازنمایی رسانه ای تشدید شد و این جنبش به تدریج ماهیت خشونت طلبی، ضدیت با دموکراسی و حمله به نیروهای مستقل و دموکراسی خواه و به خصوص نیروهای چپگرا، جنگ طلبی، سرسپردگی به امپریالیسم و دشمنی با فمینیسم را عیان ساخت.

🔻حال با وجود رویگردانی گروه پهلوی از جنبش زن زندگی آزادی و حملات بی امان به فمینیست ها و فعالان حقوق زنان، جای تأمل است که برخی زنان از این گروه و ایدئولوژی آنها حمایت می کنند. پهلوی­گرایان با ارائه تصویری گزینشی از دوره پهلوی و تکیه بر برخی اقدامات شاه سابق مثل اعطای حق رای به زنان خود را مدافع زنان جا می زنند اما واقعیت آن است که این مراحم ملوکانه به معنای باورمندی به برابری جنسیتی و حقوق زنان نبوده و از راهبردهایی است که ضد زن ترین سیاستمداران هم بنا به اقتضائات زمانه و برای اهدافی دیگر اتخاذ می کنند؛ چنان که در ایتالیای فاشیست هم موسولینی برای کسب حمایت زنان کارگر و طرفداران حق رأی، به زنان حق رای داده بود ولی همو بود که باور داشت زنان نباید جدی گرفته شوند، زنان باید اطاعت کنند، زنان باید فرزند بیاورند و همسران و مادران خوبی باشند - ماموریت اصلی آنها باید مراقبت از خانواده و زایمان باشد. زنان باید تابع اقتدار شوهران خود باشند، زنان نباید کار کنند زیرا این امر موجب انحراف از تولید مثل می‌شود و شروع به محدود کردن فرصت‌های شغلی برای زنان کرد تا مشاغل بیشتری برای مردان فراهم شود.

🔻در دوره پهلوی هیچگاه برابری جنسیتی به رسمیت شناخته نشد و زنان نتوانستند در هیچ حوزه ای به برابری با مردان دست یابند. اقداماتی که برای زنان انجام شد محدود به زنان شهری و طبقه مرفه بود و سایر زنان از آن بی نصیب. هر دو شاه پهلوی جنبش مستقل زنان را سرکوب کردند و فعالیت در حوزه زنان تنها در صورتی امکان پذیر بود که تحت کنترل حکومت و با تایید حکومت باشد. حق رای زنان که از دوره انقلاب مشروطه مطالبه زنان بود و سالها پیگیری شد، بعد از بیش از نیم قرن به زنان داده شد. پهلوی گرایان منش واقعی شان در مواجهه با مسأله زن را عیان و آشکار کرده اند. نفی جنبش زن زندگی آزادی، حمله به فمینیست ها و فعالان حقوق زنان، فحاشی و خشونت کلامی جنیست زده، مشارکت حداقلی زنان در فضاهای رهبری، سکوت درباره ستم جنسیتی و به حاشیه بردن مسائل زنان و درک ناچیزشان از فمینیسم همگی نشان می دهد که این جنبش پایبندی و تعهدی به حقوق زنان ندارد و زنان تنها سیاهی لشکر مطیع و سرسپرده این گروه در فضای مجازی و تجمعات شان در خارج از کشورند.

🔻مانوسفر[1] فارسی زبان با اوباشگری اعضای جنبش فاشیستی پهلوی گرا، فضایی است که با هدف مرعوب کردن فعالان مستقل حقوق زنان شکل گرفته و محیط را برای فعالیت فمینیستها و زنان مستقل ناامن می کند، اما فمینیستها باید با درک خطر فاشیسم، برای جلوگیری از به یغما رفتن دستاوردها و مبارزات زنان و زنده نگهداشتن چراغ مطالبه گری و گام برداشتن در مسیر برابری جنسیتی تلاش کنند و اجازه ندهند یک جریان ضد زن، جنبش فمینیستی ایران را به سکوت یا انحراف بکشاند.
[1] Manosphere

منابع: در فایل pdf

https://t.me/drsiminkazemi/1352
👎1👏1
سال ۱۳۸۹ بود که فیلم #زنان_بدون_مردان اثر #شیرین_نشاط (بر پایه‌ی رمان #شهرنوش_پارسی‌پور) پخش شد. همان زمان این یادداشت را در شرح و نقد آن برای وبگاه «مدرسه‌ی فمینیستی» نوشتم. هنوز برای خودم نقدی خواندنی است.
در آن زمان یکسره تحت تأثیر نوشتارهای آلن بدیو (کتاب «رخداد: فلسفه، سیاست، هنر و عشق») و از سوی دیگر، #جنس_دوم سیمون دوبووار بودم.


@interventions

https://bit.ly/3pNQse6
👍1
الان با شعله‌کشیدن دوباره‌ی آتش جنگْ اسلام‌گرایان ‌و دنباله‌روهای چپ محورمقاومتی‌شان و بلوک اسراییلی‌امریکایی و رمه‌های پادشاهی‌خواه با شادی می‌گویند: «چی بهتر از این. برگشتیم به بازی!»

@interventions
👍6👎1
شاهد از غیب رسید


@interventions
👍1
آیا این جنگْ جنگ ما است؟ این پرسش از این نظر اهمیت دارد که بفهمیم در این مرحله برای چه چیزی یا چه کسانی یقه پاره می‌کنیم و امیدوارم به مراحل بعدی نرسد که نیاز باشد چنین پرسشی کمک‌مان کند بیندیشیم که برای چه کسانی کشته می‌شویم.


https://bit.ly/4flaK7T

@interventions
👍1
هدف این مقاله از یک سو بازسازی انتقادی تاریخ مناقشات بر سر راه‌حل مارکسی برای «مسأله‌ی کار ماهر» و از سوی دیگر ارائه‌ی چشم‌اندازی بدیل است که با بنیادهای نقد اقتصاد سیاسی سازگار باشد. برای انجام آن، خلاصه‌ای از میراث مکتوب مارکس درباره‌ی این موضوع ، بازسازی و آزمون انتقادی بحث‌های پس از انتشار سرمایه در این زمینه و راه‌حل بدیل نویسندگان بر تحلیل مارکسی از تعیُّنات شکلِ کالا ارائه می‌شود.
____________
👈متن کامل
1
جستار خواندنی و مهم یوسف اباذری کاری است درباره‌ی این‌که تفکر مهرداد وهابی در چه بافتار سیاسی‌‌فکری قرار می‌گیرد. به نظرم جستار یوسف اباذری بیش از این‌که بخواهد به خود نگرش مهرداد وهابی بپردازد و آن را نقد کند می‌خواهد جایگاه نگرش او را در بافتار سیاسی‌فکری دهه‌های اخیر و به‌ویژه در گستره‌ی رویکردهای اقتصادی‌سیاسی مشخص کند.
و یکی از مهم‌ترین نکات این جستار این است که بر «انسجام فکری» دست می‌گذارد. برخلاف مُدِ این روزها تفکر، حتا اگر توانایی این را داشته باشد که در دریاهای موج‌خیز گوناگونی شنا کند و خود را با آن‌ها محک بزند، باید برآیندش چیزی «انسجام‌یافته» از نظر روش‌شناختی و معرفت‌شناختی و بی‌تردید وجودشناختی باشد. تفکر شلم‌شوربا نیست که هر چه دم دست باشد را در آن بریزی و همان را از قابلمه‌ی مغز بیرون بکشی. «انسجام فکری» ماده‌ی کمیاب دوران ماست.

@interventions
1
مهرداد وهابی چه‌گونه می‌اندیشد؟ آیا دیدگاه‌های اقتصادی وی در مجموعه‌ی چپ یا اقتصاددانان دگراندیشِ چپ‌گرا جای می‌گیرد؟
____________
👈متن کامل
👎21
برخلاف نظر محمد مالجو به نظرم این جستار جای خودش را دارد و این نوشتار قرار نبوده است که به نقد رویکرد مهرداد وهابی بپردازد. برای بحثی خواندنی درباره‌ی خود رویکرد مهرداد وهابی به نوشتارهای جدل‌آمیزی مراجعه کنید که پرویز صداقت، محمد مالجو و مهرداد وهابی در وبگاه‌های رادیو زمانه و نقد اقتصاد سیاسی در نقد رویکرد یکدیگر نوشته‌اند. مباحثه‌ی آخری محمد مالجو و مهرداد وهابی پس از مصاحبه‌ی پرویز صداقت با رادیو زمانه آغاز شد. پرویز صداقت پیش از این دو مناظره مهم با مهرداد وهابی داشت (در رادیو زمانه). فهرست عنوان‌های آن مباحثات آخری را در اینجا می‌گذارم که در آخر به جستار رازآمیزکردن سرمایه‌داری ایرانی نوشته‌ی پرویز صداقت انجامید.

۱. مناظرات پرویز صداقت با مهرداد وهابی در رادیو زمانه
۲. گفت‌وگو با پرویز صداقت: ریشه‌های بحران اقتصادی امروز ایران در رادیو زمانه
۳. سپس مهرداد وهابی در یادداشتی که به همراه آن توضیح پرویز صداقت نیز آمده بود به آن مصاحبه نقدهایی وارد کرد در رادیو زمانه
۴. کدام تمایز راه‌گشاست؟ / محمد مالجو در نقد اقتصاد سیاسی
۵. ابداع یا آشفته‌‌فکری اقتصادی؟ / مهرداد وهابی در نقد اقتصاد سیاسی
۶. «آشفته‌فکری» یا آشفته‌خوانی؟ / محمد مالجو در نقد اقتصاد سیاسی
۷. «آشفته خوانی» یا طفره و مغلطه؟ / مهرداد وهابی در نقد اقتصاد سیاسی
۸. سلب‌مالکیت از نیروهای کار در اثر تورم در ایران / محمد مالجو در نقد اقتصاد سیاسی
۹. تفاوت درآمد از دارایی و نرخ استثمار / مهرداد وهابی در نقد اقتصاد سیاسی
۱۰. اقتصاد ایران: بستر توأمان سلب‌مالکیت و استثمار / محمد مالجو در نقد اقتصاد سیاسی
۱۱. به سوی کاربست تحلیل تاریخی مارکس (پاسخ پایانی به آقای مهرداد وهابی) / محمد مالجو در نقد اقتصاد سیاسی
۱۲. در سترونی مشاجره‌ی قلمی با آقای محمد مالجو / مهرداد وهابی در نقد اقتصاد سیاسی
۱۳. رازآمیزکردن سرمایه‌داری ایرانی / پرویز صداقت در نقد اقتصاد سیاسی (که نسخه‌ی انگلیسی آن در مجله‌ی Critique منتشر شده است)

برخلاف عنوان‌های جدل‌آمیز این نوشتارها، آن‌ها دربردارنده‌ی مجادله‌ای جدی و البته با‌دشواری‌پیش‌رونده میان این سه اقتصادسیاسی‌دان برجسته‌اند که اهمیتی قابل توجه دارند.
این مجادلات، در سطحی، نقد درون‌ماندگار نگرش مهرداد وهابی (و پرویز صداقت و محمد مالجو) هستند.
باز هم نکته‌ی مهم قبلی را در این‌جا تکرار کنم و آن این‌که جستار بلند یوسف اباذری تلاشی نظام‌مند برای قراردادن نگرش مهرداد وهابی در یک بافتار نظریه‌ای و اقتصادی‌سیاسی است نه نقد درون‌ماندگار آن. درباره‌ی رابطه‌ی میان این دو کار نیز حرف بسیار است و جایش در این‌جا نیست.

@interventions
2
واقعاً جای سؤال دارد که چرا یک حکومت باید وسط جنگ با امپریالیسم جهانی به فکر بستن کافه‌ها و دیگر کارهای عجیب‌وغریبی باشد که خود این‌ها گستره‌ی عجیبی از «بگیروببند بر سر حجاب» تا «پی‌گیری اعدام جوانان معترض دی‌ماه» دارند. در این نوشته سعی کرده‌ام پاسخ‌هایی به این پرسش بدهم البته نه با زبانی شسته‌رفته و در چارچوبی لزوماً دقیق بلکه این کار را با زبانی جدلی و کنایی و ساده انجام داده‌ام. این نوشتهْ طولانی و دچار زبانی جدلی و کنایی شده است. راستش را بخواهید هم طولانی‌شدن‌اش و هم زبان جدلی‌اش ناشی از ضرورت خود نوشتن در این روزهاست. خود همین نوشتن است که برای کسی چون من راهی برای دوام‌آوردن است.


https://bit.ly/4x8UFcv

@interventions
3🤔1
⭕️ اگر دیگر نتوان دست به عمل زد، علوم اجتماعی چه معنایی دارد؟
فراخوان شماره نخست «فلات» (ضمیمه مجله جامعه‌شناسی ایران)
پرونده ویژه: عاملیت در زمانه تعلیق


اگر هر بحران به تعلیقی تازه بینجامد، اگر هر امیدی به آینده‌ای نامعلوم حواله داده شود، اگر هر کنشی پیشاپیش ناممکن تصور شود، اگر جهان هر روز بیش از پیش در انبوهی از داده‌ها، تصاویر، روایت‌ها و تفاسیر غرق شود، بی‌آن‌که فهمی روشن‌تر یا امکانی تازه برای عمل بیافریند، آنگاه وظیفه علوم اجتماعی چیست؟ و، آیا رسالت علوم اجتماعی صرفاً افزودن بر تفاسیر جهان است، یا مداخله در آن؟ آیا هنوز می‌توان از عاملیت سخن گفت؟
شماره نخست «فلات»، به سردبیری دکتر فؤاد حبیبی، که در حال حاضر به عنوان ضمیمه مجله «جامعه‌شناسی ایران» (از مجلات تحت امتیاز انجمن جامعه‌شناسی ایران) منتشر می‌شود، به پرونده ویژه «عاملیت در زمانه تعلیق» اختصاص دارد. به زعم ما، عاملیت صرفاً یک مفهوم نظری نیست؛ گره‌گاهی است که وضعیت کنونی، علوم اجتماعی و مسئولیت اندیشیدن را به یکدیگر پیوند می‌زند. در جهانی که با فرسودگی، انفعال، انتظار، تعویق و درماندگی احاطه شده، بازاندیشی امکان کنش، آفرینش، مقاومت، رخداد، سازمان‌یابی، مسئولیت و دگرگونی، دیگر یک انتخاب نظری نیست؛ ضرورتی برای خودِ اندیشیدن است.
فلات می‌خواهد قلمرویی باشد برای شدت‌بخشی به ایده‌ها، مفاهیم، تجربه‌ها و آزمون‌های خلاق؛ میدانی برای خلق مسئله، آزمودن نظریه‌ها و گشودن راه‌های تازه برای فهم و مداخله در اکنون. ما در پی افزودن بر تفاسیر سرد، خنثی و بی‌تفاوت نیستیم؛ بلکه می‌خواهیم علوم اجتماعی را دوباره به متن زندگی، به دل بحران‌ها و به امکان‌های دگرگون‌سازی وضعیت بازگردانیم.
این امر ممکن نیست مگر با دست کشیدن از سیاست نوستالژی؛ با پایان دادن به انتظار بی‌پایان برای گودو، برای مداخله‌ای بیرونی که هرگز از راه نمی‌رسد؛ با دل‌کندن از حسرت گذشته‌های ازدست‌رفته و وعده‌های خیالین آینده. آنچه پیش روی ماست، مخاطره اکنون است؛ درآمیختن با حال حاضری که هرگز به تمامی در آن نبوده‌ایم و افزودن چیزی به وضعیت که بتواند آن را دگرگون سازد.
از همین رو، فلات از استادان، پژوهشگران، دانشجویان، نویسندگان، مترجمان، فعالان اجتماعی و همه علاقه‌مندان علوم اجتماعی دعوت می‌کند با مقاله، جستار، ترجمه، گزارش میدانی، روایت، گفت‌وگو، یادداشت انتقادی و هر شکل دیگری از نوشتار خلاق و مداخله‌گر در این پرونده مشارکت کنند.
ما از شما نمی‌خواهیم صرفاً درباره عاملیت بنویسید؛ از شما دعوت می‌کنیم امکان‌های عاملیت را بیازمایید. بپرسید چگونه می‌توان در زمانه تعلیق دوباره عمل کرد؛ چگونه می‌توان امکان کنش را از دل انفعال، امکان امید را از دل فرسودگی، و امکان رخداد را از دل بن‌بست‌ها بیرون کشید.
این، به تعبیر دیگر، دعوتی است به معاصر بودن. دعوتی به پذیرفتن مخاطره اندیشیدن در اکنون؛ به پذیرفتن مسئولیتی که زمانه ما بر دوش علوم اجتماعی نهاده است؛ و به شجاعتی که بدون آن هیچ اندیشه‌ای معاصر نخواهد بود. چنان‌که جورجو آگامبن می‌گوید: «معاصر بودن پیش از هر چیز کسب‌وکار شجاعت است: چراکه معاصر بودن نه‌تنها توانایی خیره‌شدن به تیرگی‌های زمانه، بلکه مشاهده‌ی نوری‌ست که در بطن این تیرگی‌ها سوسو می‌زند؛ نوری که رو به سوی ما دارد، و در عین حال پیوسته از ما فاصله می‌گیرد.»

                                ***
🚨 حجم مطالب ارسالی حداقل ۱۰۰۰ و حداکثر ۳۰۰۰ کلمه باشد.
🚨 در ترجمه، ذکر دقیق منبع ضروری است.
🚨 مطالب ارسالی پیش‌تر در جای دیگری منتشر نشده باشد.
🚨 لطفاً مطالب خود را، در هر یک از قالب‌های یادداشت، تحلیل، گزارش، نقد و ...، حداکثر تا ۱۵ شهریور ارسال کنید.

📮 ایمیل فلات:
falaat.mag@isa.org.ir

#انجمن_جامعه_شناسی_ایران

@iran_sociology
2
Forwarded from هم‌اندیشی چپ
کتاب_هم‌اندیشی_چپ_ـ_نه_به_اعدام_ـ_جلد_نخست.pdf
21.2 MB
جلد نخست: سياست سرکوب و وحشت‌آفرينی در ‏ايران

بخشی از پیش‌گفتار:

جمهوری اسلامی در نزدیک به پنج دهه از وجود فاجعه‌بار خود بالاترین مقام‌های ‏ننگین جهانی را در زمینه‌ی #اعدام در اختیار دارد: ‏
‏* شمار اعدام‌ها: رتبه‌ی دوم (پس از چین)؛ ‏
‏* سرانه‌ی اعدام: رتبه‌ی نخست؛ ‏
‏* اعدام کودکان: رتبه‌ی نخست؛
‏* اعدام زنان: رتبه‌ی نخست.‏
....
شمار کل اعدام‌ها که در ۲۰۲۵‏ ‏ به ‏بالاترین میزان پس از کشتار ۱۳۶۷ رسید، در نیمه‌ی نخست ۲۰۲۶ نیز ‏درحدود ۴۰۰ تن برآورد شده است. در ماه‌های اخیر، اعدام زندانیان سیاسی به‌ویژه ‏افزایش یافته است....
پس از کشتار چند هزار تن... ظرف هفت ماه نخست ‌‏۲۰۲۶، تا ۳۰ ژوئیه‌، دست‌کم ۵۴ تن متهم «امنیتی» ‏اعدام شده‌اند: ازجمله ۴۴ ‏زندانی سیاسی ‌‏(شامل ۱۴ زندانی پیشین و ۲۸ تن از معترضان ‏دی‌ماه ۱۴۰۴، ۲ تن به اتهام ‏عضویت ‏در داعش و بغی، و دست‌کم ۱۰ متهم به ‏جاسوسی... ‏

عنوان‌های فرعی پیش‌گفتار:
* نگاهی به مبارزه‌ی ضداعدام
* برنامه‌های جاری سلطنت‌طلبان
* چه باید کرد؟

‏* * * * * * *‏ *‏ *‏
کانال یوتیوب ‌‏و کانال تلگرام #هم‌اندیشی‌ـ‌چپ.‏
کتاب_هم‌اندیشی_چپ_ـ_نه_به_اعدام_ـ_جلد_دوم.pdf
22.4 MB
نه به اعدام:
 
جلد دوم ـ بررسی‌های نظری، نگاه‌ها، سندها

یادداشت‌هایی پیرامون مجازات اعدام

مرگ، همیشه خاموش نمی‌آید.

گاهی با صدایی رسمی از راه می‌رسد؛ با زبانی خشک و بی‌لرزش و با امضایی که زیر یک حکم نشسته است. در چنین لحظه‌ای، نه تقدیر سخن می‌گوید و نه طبیعت؛ در چنین لحظه‌ای قانون و مرگ به یکدیگر رسیده اند؛ لحظه‌ای که قانون به زبان درآمده و در پوشش کلمه‌ای خشک، تصمیم گرفته یک زندگی باید پایان یابد و «مجرم» از بنیادی‌ترین موهبت هستی، یعنی حق زیستن محروم شود.
 
در اینجا، مرگ دیگر یک واقعه طبیعی نیست؛ نتیجه تصمیمی است که در دل ساختارهای قدرت شکل می‌گیرد و از زبان قانون به اجرا درمی‌آید. در اینجا، مجازات #اعدام دیگر تنها یک «کیفر حقوقی» نیست؛ نقطه‌ای است که قدرت، آخرین و عریان‌ترین چهرهء خود را آشکار می‌سازد. و اینجاست که اعدام، فراتر از مجازات، به بیانیه‌ای تبدیل می‌شود از سوی قدرت. بیانیه‌ای که با زبانی سرد و بی‌تزلزل اعلام می‌دارد: حقِ پایان دادن به زندگی می‌تواند در اختیار قانون باشد. ...
‏* * * * * * *‏ *‏ *‏
کانال یوتیوب ‌‏و کانال تلگرام #هم‌اندیشی‌ـ‌چپ.‏
👍2
در نفی اعدام.pdf
7.5 MB
این دو جزوه کار باارزشی هستند که هم‌اندیشی چپ به انجام رسانده است. تا همین‌جا کاری درخور است که واقعاً جایش خالی بود. اما کم‌وکاستی‌هایی هم دارد. مهم‌ترین‌اش این است که دربردارنده‌ی آثار مهم دیگری نیست که مارکسیست‌های ایرانی درباره‌ی اعدام نوشته‌اند برای نمونه‌ جزوه‌ای بسیار مهم با عنوان «در نفی اعدام» که «هواداران سازمان وحدت کمونیستی در اروپا» در سال ۱۳۶۷ منتشر کردند. احتمالاً کسانی از «جمع» هم‌اندیشی چپ به این جزوه برخورده‌اند اما این‌که چرا در این کار آن را نیاورده‌اند جای سؤال دارد. در این‌جا این جزوه را بازنشر می‌کنم.

@interventions
👍1
پاسخ مهرداد وهابی به یوسف اباذری
____________
👈متن کامل
🤬3👍2
این نوشته در معرفی کتاب حساب پرداخت نمیشه! را در سال ۱۳۸۶ نوشتم. امیدوارم شوق خواندن آثار داریو فو را در شما برانگیزد.
برای خودم خواندنِ حساب پرداخت نمیشه!ی داریو فو تجربه‌ای یكه بود. با آن از تهِ دل می‌خندیدی و می‌گریستی. به خشم می‌آمدی و تأیید می‌كردی. دقیقاً همان حسی كه مرگِ تصادفی یك آنارشیست نیز بر می‌انگیخت و چه بسا بیشتر. داریو فو آن‌چنان زیركانه دم‌ودستگاهِ دولت روزنامه‌چی‌هایش، دستِ راستی‌ها و حماقت‌هایشان و شبهِ‌چپ‌ها و ژاژ‌خایی‌هایشان را سخره می‌کند كه قدرت می‌یابی بایستی و به صورتِ همه‌شان تف بیندازی.
حساب پرداخت نمیشه! با ترجمه‌ی جاهد جهانشاهی در نشرِ دیگر که هنوز جای خالی‌اش احساس می‌شود، منتشر شده بود.

https://bit.ly/4q8ekHp

@interventions
«مرگ فجیع مداح آمربه‌معروف» و واکنش‌هایی که برانگیخت فرصتی بود تا از پدیداری بنویسم که گمان می‌کنم دارد حیات اجتماعی و روانی ما ایرانیان را تسخیر می‌کند یا به عبارت بهتر بافتاری است که دارد شکل خودش را به آن می‌دهد. آن را روزمره‌شدن مرگ یا مرگ‌زیستی خوانده‌ام و گمان می‌کنم می‌تواند پدیداری قابل بررسی باشد. در اینجا صرفاً کوشیده‌ام که آن را تا حدی، به شکلی کلی و مبهم و هنوزتبیین‌نشده، بنامم و از آن سخن بگویم. امیدوارم این نوشتار راهی به درون این پدیدار باز کرده باشد.

https://bit.ly/45mA8pi


@interventions
کتابچه-فمینیستی-علیه-اعدام.pdf
1.6 MB
نه به اعدام از منظری فمینیستی

@interventions