افرادی که در کودکی والدینی داشتند که غالباً هیجانات آنها را نادیده میگرفتند،ناامید شان میکردند و نیازهایشان را تأمین نمیکردند به ندرت در روابط بزرگسالی شان احساس امنیت میکنند. درنتیجه؛مسئله بیاهمیتی که ممکن است اغلب مردم بر اثر آن کمی حسادت کنند و به راحتی از آن بگذرند برای این افراد تبدیل میشود به موضوعی تحملناپذیر!
اگر ما گرفتار شرم عمیق باشیم، احساس رشک برای ما تحملناپذیر میشود،بعبارت دیگر؛ میترسیم که آسیبهایی که دیدیم و نواقصمان باعث شود که "دوستداشتنی نباشیم". دراین حالت؛حسادت بهشدت دردناک میشود چون میترسیم که بالاخره زمانی برسد که"حقیقت درونی"ما برای دیگری کشف شود و آن موقع است که دیگر طرد خواهیم شد.
همه افراد ممکن است گاهی احساس رشک کنند. رشک تا حدودی تجربه ای عادی است،چون به ما یادآوری میکند که چه میخواهیم و همچنین انگیزه میدهد تا برای آن کاری کنیم.رشک ممکن است ناشی از این آگاهی دردناک باشد که شخصی چیزی را دارد که ما آرزوی داشتنش را داریم،اما این موضوع همیشه باعث نمیشود که از آن فرد متنفر شویم و بخواهیم سر به تنش نباشد.
کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام
اگر ما گرفتار شرم عمیق باشیم، احساس رشک برای ما تحملناپذیر میشود،بعبارت دیگر؛ میترسیم که آسیبهایی که دیدیم و نواقصمان باعث شود که "دوستداشتنی نباشیم". دراین حالت؛حسادت بهشدت دردناک میشود چون میترسیم که بالاخره زمانی برسد که"حقیقت درونی"ما برای دیگری کشف شود و آن موقع است که دیگر طرد خواهیم شد.
همه افراد ممکن است گاهی احساس رشک کنند. رشک تا حدودی تجربه ای عادی است،چون به ما یادآوری میکند که چه میخواهیم و همچنین انگیزه میدهد تا برای آن کاری کنیم.رشک ممکن است ناشی از این آگاهی دردناک باشد که شخصی چیزی را دارد که ما آرزوی داشتنش را داریم،اما این موضوع همیشه باعث نمیشود که از آن فرد متنفر شویم و بخواهیم سر به تنش نباشد.
Joseph Burgo
کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام
❤19
Forwarded from [ مادر و کودکش ] ([یونس اقتداری])
کودک میترسد، به مادر و چشمانش پناه میبرد، اما او مادر را مضطرب تر از خود مییابد.
و از آن پس حق ترسیدن را از خود میگیرد...
دیگر نباید ترسید چون به مادر آسیب میرسد!
کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام
و از آن پس حق ترسیدن را از خود میگیرد...
دیگر نباید ترسید چون به مادر آسیب میرسد!
طاها یعقوبی
کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام
❤13👍8💔2🕊1
زنها در موقعیت درماندگی یک پاسخ عاطفی دارند که محققان نام آن را احساس" توجه و عطوفت" گذاشته اند؛ شاید دلیل آن این باشد که در خونِ زنها اکسی توسین یا هورمون آغوش بیشتری وجود دارد. به همین دلیل؛ وقتی از طرف کسی توجه کمتری میبینند، بیشتر به او توجه میکنند.
ارتباط ما با کسی که او را دوست داریم و با او زندگی میکنیم مثل کسی است که با ما بندبازی میکند. وقتی بادِ ترس و تردید میوزد و ما را میلغزاند نباید به خاطر سراسیمگی به یکدیگر بیاویزیم یا سعی کنیم از یکدیگر رو برگردانیم تا دستمان را به جایی بند کنیم و سقوط نکنیم. با این کار تنش طناب بیشتر میشود و ارتباط بین طرفین شکننده تر. اگر میخواهیم روی طناب بمانیم باید با حرکاتِ یکدیگر تغییر وضعیت بدهیم و به عواطف یکدیگر پاسخگو باشیم. با ایجادِ این ارتباط میتواند تعادل ایجاد کرد چون حفظ ارتباط زناشویی مثل حفظ یک تعادل عاطفی است.
کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام
یکی از مطالعات درخشان تد هیوستون از دانشگاه تگزاس نشان میدهد دلیل اصلی مشکل دار شدن روابط زناشویی دعوا و درگیری نیست، بلکه؛ کم شدن محبت و پاسخهای عاطفی ای است که به یکدیگر میدهند. در واقع؛ نبود پاسخهای عاطفی مهمتر از درگیریهای بین زن و شوهر هاست و بررسی این شاخص بهتر میتواند نشان دهد پنج سال دیگر اوضاع روابط بین زن و شوهر ها چگونه خواهد بود! زوال ارتباط زناشویی زمانی ست که پاسخهای صمیمی و محبت آمیز بین زن و شوهر ها قطع میشود نه وقتی که با هم دعوا میکنند، چون؛ دعوا معلول بروز بی محبتی و سردی است نه علت آن.
ارتباط ما با کسی که او را دوست داریم و با او زندگی میکنیم مثل کسی است که با ما بندبازی میکند. وقتی بادِ ترس و تردید میوزد و ما را میلغزاند نباید به خاطر سراسیمگی به یکدیگر بیاویزیم یا سعی کنیم از یکدیگر رو برگردانیم تا دستمان را به جایی بند کنیم و سقوط نکنیم. با این کار تنش طناب بیشتر میشود و ارتباط بین طرفین شکننده تر. اگر میخواهیم روی طناب بمانیم باید با حرکاتِ یکدیگر تغییر وضعیت بدهیم و به عواطف یکدیگر پاسخگو باشیم. با ایجادِ این ارتباط میتواند تعادل ایجاد کرد چون حفظ ارتباط زناشویی مثل حفظ یک تعادل عاطفی است.
📘محکم در آغوشم بگیر | سو جانسن
کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام
❤12👍6
Forwarded from [ مادر و کودکش ] ([یونس اقتداری])
مراقب به کودک میگوید: این کار را بکن و آن کار را نکن! حال بیمار همین انتظار را از درمانگر دارد: تو بگو من چه کار بکنم و چه کار نکنم؟!
درمانگر به اندازه کافی خوب، مثل مادر به اندازه کافی خوب پاسخ همه ی چه ها را نمیداند و سعی در ارائه آنها ندارد! یک روانکاو خوب باید شخصیت خوبی داشته باشد، یعنی؛ اختلال شخصیت نداشته باشد و مثل یک پدر و مادر خوب باید توانایی این را داشته باشد که جایی که لازم است نه بگوید و باید خصوصیات اخلاقی مناسبی داشته باشد.
کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام
درمانگر به اندازه کافی خوب، مثل مادر به اندازه کافی خوب پاسخ همه ی چه ها را نمیداند و سعی در ارائه آنها ندارد! یک روانکاو خوب باید شخصیت خوبی داشته باشد، یعنی؛ اختلال شخصیت نداشته باشد و مثل یک پدر و مادر خوب باید توانایی این را داشته باشد که جایی که لازم است نه بگوید و باید خصوصیات اخلاقی مناسبی داشته باشد.
روانکاو، بیشتر از اینکه به دانش مربوط باشد به هنرِ درمان مربوط است و باید بتواند همدلی کند و با شدت مشکلات، نیازها و ضعف های بیمارش همگام شود.
#Leonard_Shengold
کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام
❤11👍10
رضایت از عشق، مستلزم آن است که مادر هم ابژه عشق باشد و هم نباشد. به این معنی که؛ عشق هرگز به طور مستقیم به ابژه پیش روی ما مربوط نیست، بلکه؛ با ابژه دیگری مرتبط است که به نحوی متناقضنما میان حضور و غیاب معلق باقی میماند.
کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام
ریچارد بوتبی
کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام
👍7❤3
Forwarded from [ مادر و کودکش ] ([یونس اقتداری])
نوزاد نیاز دارد تا به شکلی امن نگه داشته شود، نیاز به مراقبت پایدار از سوی یک مادر یا جانشین مادر دارد، کسی که درکی همدلانه از نشانههای متنوع نوزاد برای آنچه مورد نیاز است داشته باشد، نیاز دارد تا تغذیه شود اما درعینحال نیاز به فضایی دارد که در آن پستان تغذیه کننده را بیابد.
نیاز به مادری دارد که در مقابل مورداستفاده قرار گرفتن بردبار باشد، نیاز به مادری دارد که بهصورت شهودی کنترل همهتوان اولیهی نوزاد نسبت به خودش را بپذیرد، نیاز به مادری دارد که در درجه اول قادر به در دسترس بودن حداکثری برای نوزادش باشد اما رفته رفته دسترسپذیری و کنترل شدن با درخواستهای نوزاد را کمتر کند.
کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام
نیاز به مادری دارد که در مقابل مورداستفاده قرار گرفتن بردبار باشد، نیاز به مادری دارد که بهصورت شهودی کنترل همهتوان اولیهی نوزاد نسبت به خودش را بپذیرد، نیاز به مادری دارد که در درجه اول قادر به در دسترس بودن حداکثری برای نوزادش باشد اما رفته رفته دسترسپذیری و کنترل شدن با درخواستهای نوزاد را کمتر کند.
📄تمایز میان نیازها و آرزوها|سلمان اختر
ترجمه: فاطمه حبیبی
کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام
❤10
اما رانه کدام قسمت بدن را برای ظهور خود به شکل یک حس دردناک انتخاب میکند؟!
رانه، دقیقا در آن قسمت از بدن قرار میگیرد که مدتها پیش با هیجان شدیدی مرتبط بوده و آن هیجان نیز به نوبه خود عبارت از پیدایش گذرای رانه ای ناخودآگاه بوده است، بنابراین؛ ناحیه جسمی که با این هیجان علامت گذاری میشود در ناخودآگاه به شکل تصویر نقش میبندد.
چه اتفاقی رخ داده است؟!
رانه زنای با محارم ابتدا به صورت احساس شرم به سطح خودآگاهی آمده سپس به ناخودآگاه بازگشته و تصویر است. ناحیه ران یا به بیان بهتر تصویر قابل لمس تماس لذت بخش بین پوست ران و موی پدر را با خود همراه برده است، بعداً رانه دوباره به صورت انقباض دردناکی ظاهر میشود که در همان موضعی که سر پدرش قرار گرفته بود واقع است. حس شهوت زا و گناه آلود آن لحظه بعدا به حسی دردناک بدون علت ظاهری تبدیل شده است.
کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام
رانه سرکوب شده از قلمرو ناخودآگاه به قلمرو بدن جهش میکند و به درد جسمانی تبدیل میشود، برای مثال؛ هیجان گذشته که فراموش شده اما هنوز در ناخودآگاه به شکل یک رانه فعال است، به یک درد عضلانی توجیه ناپذیر تبدیل میشود.
اما رانه کدام قسمت بدن را برای ظهور خود به شکل یک حس دردناک انتخاب میکند؟!
رانه، دقیقا در آن قسمت از بدن قرار میگیرد که مدتها پیش با هیجان شدیدی مرتبط بوده و آن هیجان نیز به نوبه خود عبارت از پیدایش گذرای رانه ای ناخودآگاه بوده است، بنابراین؛ ناحیه جسمی که با این هیجان علامت گذاری میشود در ناخودآگاه به شکل تصویر نقش میبندد.
بیایید به مثال زن هیستریک جوانی اشاره کنیم که از گرفتگی در ناحیه ران راست خود درد میکشد. در جریان درمان پی بردیم که بیمار درست پیش از ظهور این دردها در حال مراقبت از پدر بیمارش بوده، در کنار بسترش مینشسته و با مهربانی سر پدر را روی ران راست خود قرار میداده است. در آن لحظه؛ دچار ناراحتی عجیبی شد که آمیزه ای از شرم و لذت محرم آمیزی بود! این شرح کوتاه به وضوح به پیدایش رانه زنای با محارم که با شرم و حیا سرکوب شده و ناراحت کننده به نظر میآید اشاره میکند. هیجان مشابهی دقیقا مرتبط با همین قسمت از بدن، یعنی؛ ناحیه ران راست باقی میماند؛ امروز موضع میل گناه آلود، فردا موضع درد جسمانی!
چه اتفاقی رخ داده است؟!
رانه زنای با محارم ابتدا به صورت احساس شرم به سطح خودآگاهی آمده سپس به ناخودآگاه بازگشته و تصویر است. ناحیه ران یا به بیان بهتر تصویر قابل لمس تماس لذت بخش بین پوست ران و موی پدر را با خود همراه برده است، بعداً رانه دوباره به صورت انقباض دردناکی ظاهر میشود که در همان موضعی که سر پدرش قرار گرفته بود واقع است. حس شهوت زا و گناه آلود آن لحظه بعدا به حسی دردناک بدون علت ظاهری تبدیل شده است.
خوان داوید نازیو
کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام
❤4👍1
وحشت حقیقی از تیرگی روابط عاشقانه آنجایی نیست که طرفین تخریب یکدیگر آغاز میکنند. بلکه؛ زمانیست که به تخریبِ رویاهایی که تاکنون از یکدیگر ساختهاند هِمّت میگمارند.
کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام
✍️ مسعود خان
کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام
❤14👍1
Forwarded from [ مادر و کودکش ] ([یونس اقتداری])
نمونه نخستین هر رابطه عاشقانه، یعنی؛ رابطه مادری که شیر میدهد و نوزادی که از سینه مادر شیر میخورد، تقدیر عشق را به پریشان خاطری و آشفته فکری، به میل ها و هوس های گزاف و لگام گسیخته گره میزند. بدون این عشق هرگز قادر به عشق ورزیدن در بزرگسالی نخواهیم بود، اما به علت همین عشق؛ عشق مان در بزرگسالی همواره در معرض تشویش و سوءتفاهم است.
کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام
#جاش_کوهن
کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام
❤13👍1
Forwarded from [ مادر و کودکش ] ([یونس اقتداری])
نوزاد، تنها فرد در خانواده است که گذشتهای ندارد، اما والدین خیلی زود، گذشته خود را به او میبخشند!
کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام
#رنه_اشپیتز
کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام
❤16👍8👏1😢1
این حرف فقط به این معنا نیست که اطلاعات ما درباره آینده کم است، مسئله عمیق تر است؛ هیچ دانش نهایی و تضمین شده ای وجود ندارد که از پیش به ما بگوید این آدم، آدم درست است یا این ازدواج حتماً موفق خواهد شد. اما انسان اغلب از دیگری همین تضمین را میخواهد.
فرض کنید زنی برای تصمیم گیری درباره ازدواج به روانکاو مراجعه میکند، رابطه اش بد نیست، حتی میگوید طرف مقابل را دوست دارد و از بسیاری جهات با او احساس امنیت میکند، اما مرتب میپرسد؛ از کجا بفهمم انتخابم درست است؟! در جلسات بعد هر بار شکل سؤال تغییر میکند؛ اگر بعداً کسی را بیشتر دوست داشتم چه؟! اگر بعد از ازدواج بفهمم اشتباه کرده ام چه؟! شما اگر جای من بودید ازدواج میکردید؟!
ممکن است روانکاو وسوسه شود که بر اساس اطلاعاتی که از رابطه دارد نظر بدهد. اما دقیقاً اینجا مسئله لکانی آغاز میشود. او از روانکاو فقط اطلاعات نمیخواهد، میخواهد دیگری جایگاهی داشته باشد که بتواند انتخاب او را تضمین کند. اگر روانکاو بگوید بله، ازدواج کن، شاید اضطراب برای مدتی کم شود. اما بعد سؤال دیگری میآید؛ از کجا مطمئنید؟! چون مشکل فقط پاسخ نبود، مشکل این بود که فرد میخواست پیش از انتخاب، تضمین انتخاب را داشته باشد.
بیدل نمیگوید چون جهت مشخصی نداریم پس گم شده ایم، سؤال او یک قدم عقب تر میرود؛ ما را چه ضرور است بدانیم کجاییم؟! چرا باید حتماً پیش از حرکت بدانیم در جای درست قرار داریم؟!
در بسیاری از موقعیت های زندگی ما از دیگری میخواهیم چیزی را برایمان قطعی کند که اساساً قطعی شدنی نیست؛ میخواهیم کسی بگوید این همان آدم است، این همان رابطه است، این همان شغل است، این همان تصمیمی است که نباید از آن پشیمان شویم. اما در منطق روانکاوی، دیگری بزرگ چنین ضمانتی ندارد. بنابراین؛ شاید مسئله روانکاوی این نباشد که به فرد کمک کنیم بالاخره بفهمد کدام انتخاب درست است! گاهی مسئله مهمتر این است که ببینیم چرا او برای انتخاب کردن به "تضمین دیگری" نیاز دارد.
در مورد آن زن سؤال میتواند از؛ آیا با این مرد ازدواج کنم؟! به این تغییر کند؛ چه چیزی باعث میشود نتوانی انتخاب کنی، مگر اینکه کسی پیشاپیش درست بودن انتخابت را تضمین کند؟! اینجا دیگر روانکاو تصمیم را به جای او نمیگیرد. اتفاقاً او را با چیزی رو به رو میکند که هیچ پاسخ قطعی ای برایش وجود ندارد؛ اینکه انتخاب کردن همیشه با مقداری ندانستن خطر و مسئولیت همراه است.
و شاید معنای باز بودن همین باشد. مسئله ای که واقعاً باز است، مسئله ای نیست که هنوز جوابش را پیدا نکرده ایم، مسئله ای است که پاسخ نهایی و تضمین شده ای برای آن وجود ندارد. شاید به همین دلیل پرسش بیدل این قدر به این بحث نزدیک میشود؛ ما را چه ضرور است بدانیم کجاییم؟! شاید سؤال اصلی همیشه این نباشد که کجا هستم؟! گاهی سؤال مهمتر این است؛ چرا این قدر ضروری است که حتماً بدانم کجا هستم؟!
کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام
📌ازدواج یک مسأله باز است!
لکان در سمینارسوم در بحثی درباره ازدواج به نکته ای مهم اشاره میکند؛ ما نمیتوانیم درباره ازدواج یک نظر قطعی بدهیم چون ازدواج یک مسئله باز است!
این حرف فقط به این معنا نیست که اطلاعات ما درباره آینده کم است، مسئله عمیق تر است؛ هیچ دانش نهایی و تضمین شده ای وجود ندارد که از پیش به ما بگوید این آدم، آدم درست است یا این ازدواج حتماً موفق خواهد شد. اما انسان اغلب از دیگری همین تضمین را میخواهد.
فرض کنید زنی برای تصمیم گیری درباره ازدواج به روانکاو مراجعه میکند، رابطه اش بد نیست، حتی میگوید طرف مقابل را دوست دارد و از بسیاری جهات با او احساس امنیت میکند، اما مرتب میپرسد؛ از کجا بفهمم انتخابم درست است؟! در جلسات بعد هر بار شکل سؤال تغییر میکند؛ اگر بعداً کسی را بیشتر دوست داشتم چه؟! اگر بعد از ازدواج بفهمم اشتباه کرده ام چه؟! شما اگر جای من بودید ازدواج میکردید؟!
ممکن است روانکاو وسوسه شود که بر اساس اطلاعاتی که از رابطه دارد نظر بدهد. اما دقیقاً اینجا مسئله لکانی آغاز میشود. او از روانکاو فقط اطلاعات نمیخواهد، میخواهد دیگری جایگاهی داشته باشد که بتواند انتخاب او را تضمین کند. اگر روانکاو بگوید بله، ازدواج کن، شاید اضطراب برای مدتی کم شود. اما بعد سؤال دیگری میآید؛ از کجا مطمئنید؟! چون مشکل فقط پاسخ نبود، مشکل این بود که فرد میخواست پیش از انتخاب، تضمین انتخاب را داشته باشد.
اینجاست که بیت بیدل به میان می آید:
در دشتِ توهم جهتی نیست معین
ما را چه ضرور است بدانیم کجاییم؟!
بیدل نمیگوید چون جهت مشخصی نداریم پس گم شده ایم، سؤال او یک قدم عقب تر میرود؛ ما را چه ضرور است بدانیم کجاییم؟! چرا باید حتماً پیش از حرکت بدانیم در جای درست قرار داریم؟!
در بسیاری از موقعیت های زندگی ما از دیگری میخواهیم چیزی را برایمان قطعی کند که اساساً قطعی شدنی نیست؛ میخواهیم کسی بگوید این همان آدم است، این همان رابطه است، این همان شغل است، این همان تصمیمی است که نباید از آن پشیمان شویم. اما در منطق روانکاوی، دیگری بزرگ چنین ضمانتی ندارد. بنابراین؛ شاید مسئله روانکاوی این نباشد که به فرد کمک کنیم بالاخره بفهمد کدام انتخاب درست است! گاهی مسئله مهمتر این است که ببینیم چرا او برای انتخاب کردن به "تضمین دیگری" نیاز دارد.
در مورد آن زن سؤال میتواند از؛ آیا با این مرد ازدواج کنم؟! به این تغییر کند؛ چه چیزی باعث میشود نتوانی انتخاب کنی، مگر اینکه کسی پیشاپیش درست بودن انتخابت را تضمین کند؟! اینجا دیگر روانکاو تصمیم را به جای او نمیگیرد. اتفاقاً او را با چیزی رو به رو میکند که هیچ پاسخ قطعی ای برایش وجود ندارد؛ اینکه انتخاب کردن همیشه با مقداری ندانستن خطر و مسئولیت همراه است.
و شاید معنای باز بودن همین باشد. مسئله ای که واقعاً باز است، مسئله ای نیست که هنوز جوابش را پیدا نکرده ایم، مسئله ای است که پاسخ نهایی و تضمین شده ای برای آن وجود ندارد. شاید به همین دلیل پرسش بیدل این قدر به این بحث نزدیک میشود؛ ما را چه ضرور است بدانیم کجاییم؟! شاید سؤال اصلی همیشه این نباشد که کجا هستم؟! گاهی سؤال مهمتر این است؛ چرا این قدر ضروری است که حتماً بدانم کجا هستم؟!
✍ هاشم نورالهی
کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام
❤10👍4👏1
Forwarded from [ مادر و کودکش ] ([یونس اقتداری])
تغذیه نوزاد با "پستانک"، جایگزین مناسبی برای تغذیه از "پستان" مادر نیست!
کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام
کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام
❤5👍1
شاید عاشق شدن، یادگیری دیدن کسی به شیوه ای باشد که خدا او را میبیند. نه بی عیب، بلکه؛ شایسته دوست داشته شدن به همان شکلی که هست.
کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام
✍ داستایوفسکی
کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام
❤29👍2